فهرست الفبایی




فهرست کلمات معنی کلمات
«حروف مقطعه» ق‌ [1] _
«فعل» قِ [5] ← وقی حفظ کن
«اسم» قَائِلُ [1] ← قول گوینده
«اسم» قَائِل‌ٌ [3] ← قول گوینده
«اسم» قَائِلُون‌َ [1] ← قیل استراحت کنندگان در وسط روز
«اسم» الْقَائِلِين‌َ [1] ← قول گویندگان
«اسم» قَائِمَاً [5] ← قوم برخاسته / ایستاده
«اسم» قَائِم‌ٌ [3] ← قوم برخاسته / ایستاده
«اسم» قَائِمَة‌ً [3] ← قوم برخاسته / ایستاده
«اسم» قَائِمَة‌ٌ [2] ← قوم برخاسته / ایستاده
«اسم» قَائِمُون‌َ [1] ← قوم برخاستگان/ ایستادگان
«اسم» الْقَائِمِين‌َ [1] ← قوم برخاستگان/ ایستادگان
«اسم» قَاب‌َ [1] ← قوب مقدار / اندازه
«اسم» قَابِل‌ِ [1] ← قبل قبول کننده / پذیرا
«فعل» قَاتَل‌َ [5] ← قتل جنگید
«فعل» قَاتِل‌ْ [1] ← قتل بجنگ
«فعل» قَاتِلاَ [1] ← قتل بجنگید
«فعل» قَاتَلُوا [6] ← قتل جنگیدند
«فعل» قَاتِلُوا [12] ← قتل بجنگید
«اسم» قَادِرٍ [3] ← قدر قادر / توانا / نیرومند
«اسم» الْقَادِرُ [1] ← قدر قادر / توانا / نیرومند
«اسم» قَادِرٌ [3] ← قدر قادر / توانا / نیرومند
«اسم» قَادِرُون‌َ [4] ← قدر قدرتمندان / توانایان / نیرومندان
«اسم» الْقَادِرُون‌َ [1] ← قدر قدرتمندان / توانایان / نیرومندان
«اسم» قَادِرِين‌َ [2] ← قدر قدرتمندان / توانایان / نیرومندان
«اسم» الْقَارِعَة‌ِ [1] ← قرع کوبنده / یکی از اسامی قیامت
«اسم» الْقَارِعَة‌ُ [3] ← قرع کوبنده / یکی از اسامی قیامت
«اسم» قَارِعَة‌ٌ [1] ← قرع کوبنده / یکی از اسامی قیامت
«اسم» قَارُون‌َ [3] ← قارون قارون، نام مردی ثروتمند و سرکش در زمان حضرت موسی
«اسم» قَارُون‌ُ [1] ← قارون قارون، نام مردی ثروتمند و سرکش در زمان حضرت موسی
«اسم» الْقَاسِطُون‌َ [2] ← قسط ستمگران / از حق کناره گیری کنندگان
«فعل» قَاسَمَ [1] ← قسم قسم خورد
«اسم» قَاسِيَة‌ً [1] ← قسو سفت و سخت شده
«اسم» الْقَاسِيَة‌ِ [2] ← قسو سفت و سخت شده
«اسم» قَاصِدَاً [1] ← قصد نزدیک و بیزحمت
«اسم» قَاصِرَات‌ُ [3] ← قصر زنان کوتاه کننده
«اسم» قَاصِفَاً [1] ← قصف در هم شکننده
«اسم» قَاض‌ٍ [1] ← قضی حکم کننده / پایان دهنده / انجام دهنده
«اسم» الْقَاضِيَة‌َ [1] ← قضی حکم کننده / پایان دهنده / انجام دهنده
«اسم» قَاطِعَة‌ً [1] ← قطع فیصله دهنده / بُرنده
«اسم» قَاعَاً [1] ← قوع- قیع زمین های صاف و تخت
«اسم» قَاعِدَاً [1] ← قعد نشسته
«اسم» قَاعِدُون‌َ [1] ← قعد نشستگان
«اسم» الْقَاعِدُون‌َ [1] ← قعد نشستگان
«اسم» الْقَاعِدِين‌َ [4] ← قعد نشستگان
«فعل» قَال‌َ [529]← قول گفت
«فعل» قَالاَ [3] ← قول گفتند
«فعل» قَالَتْ [43] ← قول گفت
«فعل» قَالَتَا [2] ← قول گفتند
«فعل» قَالُوا [332] ← قول گفتند
«اسم» الْقَالِين‌َ [1] ← قلی بشدت دشمنی کنندگان
«فعل» قَام‌َ [1] ← قوم برخاست / ایستاد
«فعل» قَامُوا [4] ← قوم برخاستند / ایستادند
«اسم» قَانِتَاً [1] ← قنت متواضع / پارسا / مطیع
«اسم» قَانِت‌ٌ [1] ← قنت متواضع / پارسا / مطیع
«اسم» الْقَانِتَات‌ِ [1] ← قنت زنان مطیع شوهر / متواضعان / پارسایان
«اسم» قَانِتَات‌ٍ [1] ← قنت زنان مطیع شوهر / متواضعان / پارسایان
«اسم» قَانِتَات‌ٌ [1] ← قنت زنان مطیع شوهر / متواضعان / پارسایان
«اسم» قَانِتُون‌َ [2] ← قنت متواضعان / پارسایان / اطاعت کنندگان
«اسم» قَانِتِين‌َ [1] ← قنت متواضعان / پارسایان / اطاعت کنندگان
«اسم» الْقَانِتِين‌َ [3] ← قنت متواضعان / پارسایان / اطاعت کنندگان
«اسم» الْقَانِطِين‌َ [1] ← قنط مأیوسان / ناامیدان
«اسم» الْقَانِع‌َ [1] ← قنع قانع / فقيرى كه به هر چه به او بدهند قناعت مى‏كند
«اسم» الْقَاهِرُ [2] ← قهر مقهور کننده / بلند پایه و شامخ
«اسم» قَاهِرُون‌َ [1] ← قهر مقهور کنندگان / بلند پایه گان و شامخان
«اسم» قَبَائِل‌َ [1] ← قبل قبیله ها / تیره ها
«اسم» قَبْرِ [1] ← قبر بخاک سپردن / گور
«اسم» قَبَس‌ٍ [2] ← قبس شعله آتش كه به وسيله نوك چوب يا مانند آن از آتشى ديگر گرفته شود
«اسم» قَبْضَاً [1] ← قبض قبض کردن / گرفتن / جمع کردن / از بین بردن
«فعل» قَبَضْت‌ُ [1] ← قبض برداشتم/ گرفتم
«اسم» قَبْضَة‌ً [1] ← قبض یک مشت
«اسم» قَبْضَۀُ [1] ← قبض در قبضه بودن / در تسلط کامل بودن
«فعل» قَبَضْنَا [1] ← قبض قبض کردیم / گرفتیم / جمع کردیم / از بین بردیم
«اسم» قَبْل‌َ [42] ← قبل قبل / پیش / قبل از این / پیشتر
«اسم» قَبْل‌ِ [130] ← قبل قبل / پیش / قبل از این / پیشتر
«اسم» قَبْل‌ُ [70] ← قبل قبل / پیش / قبل از این / پیشتر
«اسم» قِبَل‌َ [3] ← قبل سمت و سو / نزد / قدرت / طاقت
«اسم» قِبَلِ [1] ← قبل سمت و سو / نزد / قدرت / طاقت
«اسم» قُبُلاً [2] ← قبل جلو / نزدیک / مقابل
«اسم» قُبُل‌ٍ [1] ← قبل جلو / نزدیک / مقابل
«اسم» قِبْلَة‌َ [3] ← قبل قبله / جهت / سو /کعبه
«اسم» الْقِبْلَة‌َ [1] ← قبل قبله / جهت / سو /کعبه
«اسم» قِبْلَة‌ً [2] ← قبل قبله / جهت / سو /کعبه
«اسم» قِبْلَۀِ [1] ← قبل قبله / جهت / سو /کعبه
«اسم» الْقُبُورِ [4] ← قبر گورها
«اسم» الْقُبُورُ [1] ← قبر گورها
«اسم» قَبُول‌ٍ [1] ← قبل قبول کردن / پذیرش
«اسم» قَبِيلاً [1] ← قبل مقابل / روبه رو / برابر
«اسم» قَبِيلُ [1] ← قبل قبیله / دارودسته / بستگان
«اسم» قِتَالاً [1] ← قتل جنگیدن / جنگ
«اسم» الْقِتَال‌َ [2] ← قتل جنگیدن / جنگ
«اسم» الْقِتَال‌ِ [2] ← قتل جنگیدن / جنگ
«اسم» قِتَال‌ٍ [2] ← قتل جنگیدن / جنگ
«اسم» الْقِتَال‌ُ [5] ← قتل جنگیدن / جنگ
«اسم» قِتَال‌ٌ [1] ← قتل جنگیدن / جنگ
«اسم» قَتَرٌ [1] ← قتر غبار یا دود سیاه رنگ
«اسم» قَتَرَة‌ٌ [1] ← قتر غبار یا دود سیاه رنگ
«فعل» قَتَل‌َ [9] ← قتل کُشت
«اسم» قَتْل‌َ [4] ← قتل قتل / کُشتن
«اسم» قَتْلِ [1] ← قتل قتل / کُشتن
«اسم» الْقَتْل‌ِ [4] ← قتل قتل / کُشتن
«اسم» الْقَتْل‌ُ [1] ← قتل قتل / کُشتن
«فعل» قُتِل‌َ [7] ← قتل کُشته شد
«فعل» قَتَلْت‌َ [3] ← قتل کُشتی
«فعل» قَتَلْت‌ُ [1] ← قتل کُشتم
«فعل» قُتِلَتْ [1] ← قتل کُشته شد
«فعل» قَتَلْتُمْ‌ [2] ← قتل کُشتید
«فعل» قُتِلْتُمْ [2] ← قتل کُشته شدید
«فعل» قَتَلْنَا [1] ← قتل کُشتیم
«فعل» قُتِلْنَا [1] ← قتل کُشته شدیم
«فعل» قَتَلُوا [3] ← قتل کُشتند
«فعل» قُتِلُوا [6] ← قتل کُشته شدند
«فعل» قُتِّلُوا [1] ← قتل عده زیادی کُشته شدند
«اسم» الْقَتْلَي [1] ← قتل کشته شده ها
«اسم» قَتُورَاً [1] ← قتر بشدت امساک کننده در خرج کردن و تنگ نظر
«اسم» قِثَّاءِ [1] ← قثا خیار
«حرف» قَدْ [406] حتما / بتحقیق / شاید / گاهی / کافی است / چند لحظه پیش / بسیار
«فعل» قُدَّ [3] ← قدد از درازا پاره شد
«فعل» قَدَّتْ [1] ← قدد از درازا پاره کرد
«اسم» قَدْحَاً [1] ← قدح کوبيدن سنگ يا چوب و يا آهن و چخماق به يكديگر براى توليد جرقه‏
«اسم» قِدَدَاً [1] ← قدد متفرق و مختلف (جمع)
«فعل» قَدَرَ [1] ← قدر سخت گرفت / در تنگنا گذاشت
«فعل» قَدَّرَ [8] ← قدر اندازه گیری کرد / ارزیابی و برآورد کرد / مقدر نمود / قدرت و توانایی داد
«اسم» قَدَرَاً [1] ← قدر اندازه و مقدار / قدرت و نیرو / طاقت / قضا و قدر الهی
«اسم» قَدَرِ [1] ← قدر اندازه و مقدار / قدرت و نیرو / طاقت / قضا و قدر الهی
«اسم» قَدَرٍ [7] ← قدر اندازه و مقدار / قدرت و نیرو / طاقت / قضا و قدر الهی
«اسم» قَدَرُ [2] ← قدر اندازه و مقدار / قدرت و نیرو / طاقت / قضا و قدر الهی
«فعل» قَدِّرْ [1] ← قدر اندازه گیری کن / ارزیابی و برآورد کن
«اسم» قَدْرَاً [1] ← قدر اندازه و مقدار / قدرت و نیرو / حرمت و آبرو / ارزش
«اسم» قَدْرِ [3] ← قدر اندازه و مقدار / قدرت و نیرو / حرمت و آبرو / ارزش
«اسم» الْقَدْرِ [3] ← قدر اندازه و مقدار / قدرت و نیرو / حرمت و آبرو / ارزش
«فعل» قُدِرَ [2] ← قدر مقدر شد / سخت شد / تنگ شد
«فعل» قَدَرْنَا [1] ← قدر قادر و توانا شدیم / دست یافتیم
«فعل» قَدَّرْنَا [5] ← قدر اندازه گیری کردیم / ارزیابی و برآورد کردیم / مقدر نمودیم / قدرت و توانایی دادیم
«فعل» قَدَرُوا [3] ← قدر قدر و منزلت دانستند / اندازه گیری کردند / ارزش گذاری کردند
«فعل» قَدَّرُوا [1] ← قدر اندازه گیری کردند / ارزیابی و برآورد کردند/ مقدر نمودند/ قدرت و توانایی دادند
«اسم» قَدَم‌َ [1] ← قدم سابقه / مقام و منزلت
«فعل» قَدَّم‌َ [2] ← قدم پیش فرستاد / جلو انداخت
«اسم» قَدَم‌ٌ [1] ← قدم سابقه / مقام و منزلت
«فعل» قَدَّمَتْ [14] ← قدم پیش فرستاد / جلو انداخت
«فعل» قَدَّمْت‌ُ [2] ← قدم پیش فرستادم / جلو انداختم
«فعل» قَدَّمْتُمْ‌ [2] ← قدم پیش فرستادید / جلو انداختید
«فعل» قَدِمْنَا [1] ← قدم پیش آمدیم / رو آوردیم / جلو رفتیم
«فعل» قَدَّمُوا [1] ← قدم پیش فرستادند / جلو انداختند
«فعل» قَدِّمُوا [2] ← قدم پیش فرستید / جلو اندازید
«اسم» الْقُدُس‌ِ [4] ← قدس پاک و پاکی / با ترکیب (روح القدس) یعنی حضرت جبرائیل
«اسم» قُدُورٍ [1] ← قدر دیگ ها
«اسم» الْقُدُّوس‌ِ [1] ← قدس منزه از هر عیب و نقص / از صفات باری تعالی
«اسم» الْقُدُّوس‌ُ [1] ← قدس منزه از هر عیب و نقص / از صفات باری تعالی
«اسم» قَدِيرَاً [6] ← قدر توانا / نیرومند / از صفات باری تعالی
«اسم» الْقَدِيرُ [1] ← قدر توانا / نیرومند / از صفات باری تعالی
«اسم» قَدِيرٌ [38] ← قدر توانا / نیرومند / از صفات باری تعالی
«اسم» الْقَدِيم‌ِ [2] ← قدم قدیم / ازلی / کهنه / پیشین
‌«اسم» قَدِيم‌ٌ [1] ← قدم قدیم / ازلی / کهنه / پیشین
«فعل» قَذَف‌َ [2] ← قذف انداخت / پرتاب کرد
«فعل» قَذَفْنَا [1] ← قذف انداختیم / پرتاب کردیم
«فعل» قَرَأَ [1] ← قرا خواند
«فعل» قُرِئَ [2] ← قرا خوانده شد
«اسم» قُرْآن‌َ [4] ← قرا قرآن مجید / خواندن
«اسم» الْقُرْآن‌َ [23] ← قرا قرآن مجید / خواندن
«اسم» قُرْآنَاً [10] ← قرا قرآن مجید / خواندن
«اسم» الْقُرْآن‌ِ [19] ← قرا قرآن مجید / خواندن
«اسم» قُرْآن‌ٍ [3] ← قرا قرآن مجید / خواندن
«اسم» الْقُرْآن‌ُ [8] ← قرا قرآن مجید / خواندن
«اسم» قُرْآن‌ٌ [3] ← قرا قرآن مجید / خواندن
«فعل» قَرَأْت‌َ [2] ← قرا خواندی
«اسم» قَرَارَاً [2] ← قرر آرام / آرامش یافته / قرارگاه
«اسم» الْقَرَارِ [1] ← قرر آرام / آرامش یافته / قرارگاه
«اسم» قَرَارٍ [4] ← قرر آرام / آرامش یافته / قرارگاه
«اسم» الْقَرَارُ [2] ← قرر آرام / آرامش یافته / قرارگاه
«اسم» قَرَاطِيس‌َ [1] ← قرطس چيزهايی كه روى آن مى ‏نويسند
«فعل» قَرَأْنَا [1] ← قرا خواندیم
«فعل» قَرَّبَ [1] ← قرب نزدیک کرد
«فعل» قَرَّبَا [1] ← قرب نزدیک کردند
«اسم» قُرُبَات‌ٍ [1] ← قرب قربت ها / مایه های تقرب و نزدیکی بخدا
«اسم» قُرْبَانَاً [2] ← قرب قربانی / مایه تقرب بخدا
«اسم» قُرْبَان‌ٍ [1] ← قرب قربانی / مایه تقرب بخدا
«اسم» قُرْبَة‌ٌ [1] ← قرب قربت / مایه تقرب و نزدیکی بخدا
«فعل» قَرَّبْنَا [1] ← قرب نزدیک کردیم
«اسم» قُرْبَي‌ [4] ← قرب نزدیکی / خویشاوندی
«اسم» الْقُرْبَي‌ [12] ← قرب نزدیکی / خویشاوندی
«اسم» قُرَّة‌َ [1] ← قرر مایه روشنی / مایه خوشحالی و شادمانی
«اسم» قُرَّة‌ِ [1] ← قرر مایه روشنی / مایه خوشحالی و شادمانی
«اسم» قُرَّۀ‌ُ [1] ← قرر مایه روشنی / مایه خوشحالی و شادمانی
«اسم» الْقَرْح‌ُ [1] ← قرح زخم / اثر اسلحه در بدن
«اسم» قَرْح‌ٌ [2] ← قرح زخم / اثر اسلحه در بدن
«اسم» الْقِرَدَة‌َ [1] ← قرد میمون ها / بوزینه ها
«اسم» قِرَدَة‌ً [2] ← قرد میمون ها / بوزینه ها
«اسم» قَرْضَاً [6] ← قرض قرض / وام
«اسم» قِرْطَاسٍ [1] ← قرطس چيزی كه روى آن مى‏نويسند
«فعل» قَرْن‌َ [1] ← قرر مستقر شوید / بمانید
«اسم» قَرْنَاً [2] ← قرن مردمى كه در يك زمان زندگى كنند
«اسم» قَرْن‌ٍ [5] ← قرن مردمى كه در يك زمان زندگى كنند
«اسم» قُرَنَاءَ [1] ← قرن قرین ها / همنشینان
«اسم» الْقَرْنَيْن‌ِ [3] ← قرن دو شاخ / ذوالقرنین، لقب مردی افسانه ای که در قرآن از او به نیکی و بزرگی یاد شده است
«اسم» قُرُوءٍ [1] ← قرا عادات ماهیانه زنان و پاک شدن از آن
«اسم» الْقُرُون‌َ [2] ← قرن مردمانی كه در يك زمان زندگى كنند
«اسم» قُرُونَاً [3] ← قرن مردمانی كه در يك زمان زندگى كنند
«اسم» الْقُرُون‌ِ [7] ← قرن مردمانی كه در يك زمان زندگى كنند
«اسم» الْقُرُون‌ُ [1] ← قرن مردمانی كه در يك زمان زندگى كنند
«فعل» قَرِّي‌ [1] ← قرر روشن بدار / خوشحال و شادمان باش
«اسم» الْقُرَي [17] ← قری آبادی ها / شهرها یا مناطق بزرگ / دهات و روستاها / تجمعات مردم
«اسم» قُرَي‌ً [2] ← قری آبادی ها / شهرها یا مناطق بزرگ / دهات و روستاها / تجمعات مردم
«اسم» قَرِيبَاً [9] ← قرب نزدیک / خویشاوند
«اسم» قَرِيب‌ٍ [7] ← قرب نزدیک / خویشاوند
«اسم» قَرِيب‌ٌ [10] ← قرب نزدیک / خویشاوند
«اسم» الْقَرْيَة‌َ [3] ← قری آبادی / شهر یا منطقه بزرگ / ده و روستا / تجمع مردم
«اسم» قَرْيَة‌ً [3] ← قری آبادی / شهر یا منطقه بزرگ / ده و روستا / تجمع مردم
«اسم» قَرْيَۀِ [4] ← قری آبادی / شهر یا منطقه بزرگ / ده و روستا / تجمع مردم
«اسم» الْقَرْيَة‌ِ [7] ← قری آبادی / شهر یا منطقه بزرگ / ده و روستا / تجمع مردم
«اسم» قَرْيَة‌ٍ [19] ← قری آبادی / شهر یا منطقه بزرگ / ده و روستا / تجمع مردم
«اسم» قَرْيَة‌ٌ [1] ← قری آبادی / شهر یا منطقه بزرگ / ده و روستا / تجمع مردم
«اسم» الْقَرْيَتَيْن‌ِ [1] ← قری دو قریه / دو آبادی / دو شهر
«اسم» قُرَيْش‌ٍ [1] ← قریش قریش، نام قبیله معروف پیامبر اسلام که در مکه مستقر بودند
«اسم» قَرِينَاً [2] ← قرن قرین / همنشین
«اسم» قَرِينُ [2] ← قرن قرین / همنشین
«اسم» الْقَرِين‌ُ [1] ← قرن قرین / همنشین
«اسم» قَرِين‌ٌ [2] ← قرن قرین / همنشین
«فعل» قَسَتْ [3] ← قسو سفت و سخت شد
«اسم» الْقِسْط‌َ [1] ← قسط قسط / عدل / عدالت
«اسم» الْقِسْط‌ِ [14] ← قسط قسط / عدل / عدالت
«اسم» الْقِسْطَاس‌ِ [2] ← قسطاس ترازو
«اسم» قَسَم‌ٌ [2] ← قسم قسم / سوگند
«اسم» الْقِسْمَة‌َ [1] ← قسم قسمت کردن
«اسم» قِسْمَة‌ٌ [2] ← قسم قسمت کردن
«فعل» قَسَمْنَا [1] ← قسم تقسیم کردیم
«اسم» قَسْوَة‌ً [1] ← قسو سفت و سخت / سخت شدن
«اسم» قَسْوَرَة‌ٍ [1] ← قسر- قسور شیر / شکارچی
«اسم» قِسِّيسِين‌َ [1] ← قسس کشیشان
«فعل» قَص‌َّ [1] ← قصص نقل کرد / روایت کرد
«اسم» الْقِصَاص‌ِ [1] ← قصص قصاص / تلافی
«اسم» الْقِصَاص‌ُ [1] ← قصص قصاص / تلافی
«اسم» قِصَاص‌ٌ [2] ← قصص قصاص / تلافی
«اسم» قَصْدُ [1] ← قصد میانه / مستقیم
«اسم» الْقَصْرِ [1] ← قصر قصر / کاخ
«اسم» قَصْرٍ [1] ← قصر قصر / کاخ
«اسم» قَصَصَاً [1] ← قصص قصه ها / مطالب یا کارهای رخ داده
«اسم» الْقَصَص‌َ [2] ← قصص قصه ها / مطالب یا کارهای رخ داده
«اسم» قَصَصِ [1] ← قصص قصه ها / مطالب یا کارهای رخ داده
«اسم» الْقَصَص‌ِ [1] ← قصص قصه ها / مطالب یا کارهای رخ داده
«اسم» الْقَصَص‌ُ [1] ← قصص قصه ها / مطالب یا کارهای رخ داده
«فعل» قَصَصْنَا [3] ← قصص نقل کردیم / روایت کردیم
«فعل» قَصَمْنَا [1] ← قصم شکستیم / هلاک کردیم
«اسم» قُصُورَاً [2] ← قصر قصرها / کاخ ها
«اسم» الْقُصْوَي‌ [1] ← قصو- قصی دورتر / بالاتر
«اسم» قَصِيَّاً [1] ← قصو- قصی دور
«فعل» قُصِّي [1] ← قصص تعقیب کن / پیگیری کن
«اسم» قَضْبَاً [1] ← قضب سبزیجات تر و تازه
«فعل» قَضَوْا [1] ← قضی حکم کردند / انجام دادند / پایان دادند
«فعل» قَضَی [14] ← قضی حکم کرد / انجام داد / پایان داد
«فعل» قُضِيَ [19] ← قضی حکم شد / انجام شد / پایان یافت
«فعل» قَضَيْت‌َ [1] ← قضی حکم کردی / انجام دادی / پایان دادی
«فعل» قَضَيْت‌ُ [1] ← قضی حکم کردم / انجام دادم / پایان دادم
«فعل» قُضِيَتْ [1] ← قضی حکم شد / انجام شد / پایان یافت
«فعل» قَضَيْتُمْ‌ [2] ← قضی حکم کردید / انجام دادید / پایان دادید
«فعل» قَضَيْنَا [4] ← قضی حکم کردیم / انجام دادیم / پایان دادیم
«اسم» قِطَّ [1] ← قطط بهره / نصیب
«اسم» قِطْرَاً [1] ← قطر مس گداخته
«اسم» الْقِطْرِ [1] ← قطر مس گداخته
«اسم» قَطِرَان‌ٍ [1] ← قطر مادّه‏ى چسبنده‏ى بدبوى قابل اشتعال همچون قير
«فعل» قَطَّع‌َ [1] ← قطع قطعه قطعه کرد
«اسم» قِطَعَاً [1] ← قطع قطعه ها
«اسم» قِطَع‌ٌ [1] ← قطع قطعه ها
«اسم» قِطْع‌ٍ [2] ← قطع مقداری / پاسی
«فعل» قُطِع‌َ [1] ← قطع بریده شد
«فعل» قُطِّعَتْ [2] ← قطع قطعه قطعه کرده شد
«فعل» قَطَعْتُمْ [1] ← قطع بریدید
«فعل» قَطَّعْن‌َ [2] ← قطع قطعه قطعه کردند
«فعل» قَطَعْنَا [2] ← قطع بریدیم
«فعل» قَطَّعْنَا [2] ← قطع قطعه قطعه کردیم
«اسم» قِطْمِيرٍ [1] ← قطمر پوست نازک هسته خرما
«اسم» قُطُوفُ [2] ← قطف ميوه‏ هايی كه به حد چيدن رسيده باشد
«فعل» قَعَدَ [1] ← قعد نشست
«فعل» قَعَدُوا [1] ← قعد نشستند
«فعل» قَعُوا [2] ← وقع بیافتید
«اسم» قُعُودَاً [2] ← قعد نشستن
«اسم» الْقُعُودِ [1] ← قعد نشستن
«اسم» قُعُودٌ [1] ← قعد نشستگان
«اسم» قَعِيدٌ [1] ← قعد همنشین / نگهدار
«فعل» قِفُوا [1] ← وقف نگه دارید
«فعل» قَفَّيْنَا [4] ← قفو پی در پی آوردیم / دنباله رو قرار دادیم
«فعل» قَل‌َّ [1] ← قلل کم شد
«فعل» قُلْ [332] ← قول بگو
«اسم» الْقَلاَئِدَ [2] ← قلد گردنبندها / قربانی های نشاندار
«اسم» قَلْبَ [2] ← قلب قلب / دل / عقل
«اسم» قَلْب‌ِ [10] ← قلب قلب / دل / عقل
«اسم» الْقَلْب‌ِ [1] ← قلب قلب / دل / عقل
«اسم» قَلْب‌ٍ [3] ← قلب قلب / دل / عقل
«اسم» قَلْبُ [2] ← قلب قلب / دل / عقل
«اسم» قَلْب‌ٌ [1] ← قلب قلب / دل / عقل
«فعل» قَلَّبُوا [1] ← قلب دگرگون کردند
«اسم» قَلْبَيْن‌ِ [1] ← قلب دو قلب
«فعل» قُلْت‌َ [4] ← قول گفتی
«فعل» قُلْت‌ُ [3] ← قول گفتم
«فعل» قُلْتُمْ‌ [9] ← قول گفتید
«اسم» الْقَلَم‌ِ [2] ← قلم قلم تراشیده
«فعل» قُلْن‌َ [2] ← قول گفتند
«فعل» قُلْن‌َ [1] ← قول بگویید
«فعل» قُلْنَا [27] ← قول گفتیم
«اسم» قُلُوبَ [6] ← قلب قلب ها / دل ها / عقل ها
«اسم» قُلُوب‌ِ [63] ← قلب قلب ها / دل ها / عقل ها
«اسم» الْقُلُوب‌ِ [1] ← قلب قلب ها / دل ها / عقل ها
«اسم» قُلُوب‌ٍ [1] ← قلب قلب ها / دل ها / عقل ها
«اسم» قُلُوب‌ُ [33] ← قلب قلب ها / دل ها / عقل ها
«اسم» الْقُلُوب‌ُ [5] ← قلب قلب ها / دل ها / عقل ها
«اسم» قُلُوب‌ٌ [3] ← قلب قلب ها / دل ها / عقل ها
«فعل» قَلَي [1] ← قلی دشمنی کرد / مورد خشم و دشمنی قرار داد
«اسم» قَلِيلاً [56] ← قلل کم / ناچیز / ضعیف / لاغر
«اسم» قَلِيل‌ٍ [2] ← قلل کم / ناچیز / ضعیف / لاغر
«اسم» قَلِيل‌ٌ [11] ← قلل کم / ناچیز / ضعیف / لاغر
«اسم» قَلِيلَة‌ٍ [1] ← قلل کم / ناچیز / ضعیف / لاغر
«اسم» قَلِيلُون‌َ [1] ← قلل اندکان / ناچیزان / ضعیفان
«فعل» قُم‌ْ [2] ← قوم بایست / برخیز
«فعل» قُمْتُمْ‌ [1] ← قوم ایستادید / برخاستید
«اسم» الْقَمَرَ [16] ← قمر سیاره ماه
«اسم» قَمَرَاً [1] ← قمر سیاره ماه
«اسم» الْقَمَرِ [4] ← قمر سیاره ماه
«اسم» الْقَمَرُ [6] ← قمر سیاره ماه
«اسم» قَمْطَرِيرَاً [1] ← قمطر دشوار و سخت
«اسم» الْقُمَّل‌َ [1] ← قمل شپش ها / میمون های درشت هیکل / مگس های ریز
«اسم» قَمِيصَ [2] ← قمص پیراهن
«اسم» قَميِصِ [2] ← قمص پیراهن
«اسم» قَمِيصُ [2] ← قمص پیراهن
«اسم» الْقَنَاطِيرِ [1] ← قنطر اموال زیاد
«اسم» قِنْطَارَاً [1] ← قنطر اموال زیاد
«اسم» قِنْطَارٍ [1] ← قنطر اموال زیاد
«فعل» قَنَطُوا [1] ← قنط مأیوس شدند / نومید شدند
«اسم» قِنْوَان‌ٌ [1] ← قنو خوشه های خرما
«اسم» قَنُوط‌ٌ [1] ← قنط نومید
«اسم» الْقَهَّارِ [2] ← قهر بسیار مقهور کننده / از صفات باری تعالی
«اسم» الْقَهَّارُ [4] ← قهر بسیار مقهور کننده / از صفات باری تعالی
«فعل» قُوا [1] ← وقی حفظ کنید
«اسم» قَوَارِيرَ [3] ← قرر بلورها و شیشه ها
«اسم» الْقَوَاعِدَ [1] ← قعد پایه ها
«اسم» الْقَوَاعِدِ [1] ← قعد پایه ها
«اسم» الْقَوَاعِدُ [1] ← قعد زنان یائسه که از شوهر و بچه داری افتاده اند
«اسم» قَوَامَاً [1] ← قوم اعتدال داشتن
«اسم» قَوَّامُون‌َ [1] ← قوم تدبیرکنندگان و اصلاح کنندگان امور / سرپرستان
«اسم» قَوَّامِين‌َ [2] ← قوم برپاداران
«اسم» قُوَّة‌َ [1] ← قوی قوّه / قدرت / نیرو
«اسم» الْقُوَّة‌َ [1] ← قوی قوّه / قدرت / نیرو
«اسم» قُوَّة‌ً [12] ← قوی قوّه / قدرت / نیرو
«اسم» قُوَّۀِ [1] ← قوی قوّه / قدرت / نیرو
«اسم» الْقُوَّة‌ِ [2] ← قوی قوّه / قدرت / نیرو
«اسم» قُوَّة‌ٍ [12] ← قوی قوّه / قدرت / نیرو
«فعل» قُوتِلْتُمْ‌ [1] ← قتل جنگیده شُدید
«فعل» قُوتِلُوا [1] ← قتل جنگیده شدند
«اسم» قَوْسَيْن‌ِ [1] ← قوس دو کمان
«اسم» قَوْل‌َ [9] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» الْقَوْل‌َ [7] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» قَوْلاً [19] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» قَوْل‌ِ [14] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» الْقَوْل‌ِ [14] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» قَوْل‌ٍ [2] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» قَوْل‌ُ [12] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» الْقَوْل‌ُ [12] ← قول کلام / سخن / حرف
«اسم» قَوْل‌ٌ [3] ← قول کلام / سخن / حرف
«فعل» قُولاَ [3] ← قول بگویید
«فعل» قُولُوا [12] ← قول بگویید
«فعل» قُولِي‌ [1] ← قول بگو
«اسم» قَوْم‌َ [32] ← قوم قوم
«اسم» الْقَوْم‌َ [26] ← قوم قوم
«اسم» قَوْمَاً [40] ← قوم قوم
«اسم» قَوْم‌ِ [118] ← قوم قوم
«اسم» الْقَوْم‌ِ [34] ← قوم قوم
«اسم» قَوْم‌ٍ [77] ← قوم قوم
«اسم» قَوْم‌ُ [25] ← قوم قوم
«اسم» الْقَوْم‌ُ [5] ← قوم قوم
«اسم» قَوْم‌ٌ [26] ← قوم قوم
«فعل» قُومُوا [1] ← قوم بایستید / برخیزید
«اسم» قَوِيَّاً [1] ← قوی قوی / قدرتمند / نیرومند
«اسم» الْقَوِي‌ُّ [3] ← قوی قوی / قدرتمند / نیرومند
«اسم» قَوِي‌ٌّ [7] ← قوی قوی / قدرتمند / نیرومند
«اسم» الْقُوَي‌ [1] ← قوی قوه ها /قدرت ها / نیروها / با ترکیب (شدید القوی) یعنی حضرت جبرائیل
«اسم» قِيَامَاً [5] ← قوم پایه و اساس / ایستاده
«اسم» قِيَام‌ٍ [1] ← قوم پایه و اساس / ایستاده
«اسم» قِيَام‌ٌ [1] ← قوم پایه و اساس / ایستاده
«اسم» الْقِيَامَة‌ِ [70] ← قوم روز قیامت
«فعل» قَيَّضْنَا [1] ← قیض مهیا کردیم / عوض کردیم
«اسم» قِيعَة‌ٍ [1] ← قوع- قیع زمین صاف و تخت
«فعل» قِيل‌َ [49] ← قول گفته شد
«اسم» قِيلاً [3] ← قول گفتار / سخن
«اسم» قِيلِ [1] ← قول گفتار / سخن
«اسم» قَيِّمَاً [1] ← قوم مستقیم / معتدل / برپا دارنده
«اسم» قِيَمَاً [1] ← قوم مستقیم / معتدل / پایدار
«اسم» الْقَيِّم‌ِ [1] ← قوم مستقیم / معتدل / برپا دارنده
«اسم» الْقَيِّم‌ُ [3] ← قوم مستقیم / معتدل / برپا دارنده
«اسم» الْقَيِّمَة‌ِ [1] ← قوم مستقیم / معتدل / برپا دارنده
«اسم» قَيِّمَة‌ٌ [1] ← قوم مستقیم / معتدل / برپا دارنده
«اسم» الْقَيُّوم‌ِ [1] ← قوم ازلی و قائم بذات خویش
«اسم» الْقَيُّوم‌ُ [2] ← قوم ازلی و قائم بذات خویش


پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09378764435


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است