فهرست الفبایی




فهرست کلمات معنی کلمات
«حروف مقطعه» ص‌ [1] _
«اسم» الصَّائِمَات‌ِ [1] ← صوم زنان روزه دار
«اسم» الصَّائِمِين‌َ [1] ← صوم مردان روزه دار
«اسم» الصَّابِئُون‌َ [1] ← صبا به پيروان يحيى يا نوح يا ابراهيم مى‏گويند
«اسم» الصَّابِئِين‌َ [2] ← صبا به پيروان يحيى يا نوح يا ابراهيم مى‏گويند
«اسم» صَابِرَاً [2] ← صبر مرد شکیبا
«اسم» الصَّابِرَات‌ِ [1] ← صبر زنان شکیبا
«اسم» صَابِرَة‌ٌ [1] ← صبر زن شکیبا
«فعل» صَابِرُوا [1] ← صبر در صبر و شکیبایی پیشی بگیرید
«اسم» صَابِرُون‌َ [1] ← صبر مردان شکیبا
«اسم» الصَّابِرُون‌َ [2] ← صبر مردان شکیبا
«اسم» الصَّابِرِين‌َ [15] ← صبر مردان شکیبا
«اسم» صَاحِبَ [1] ← صحب یار / رفیق
«اسم» صَاحِب‌ِ [5] ← صحب یار / رفیق
«اسم» الصَّاحِب‌ِ [1] ← صحب یار / رفیق
«اسم» صَاحِبُ [3] ← صحب یار / رفیق
«فعل» صَاحِبْ [1] ← صحب همراه شو / معاشرت کن
«اسم» صَاحِبَة‌ً [1] ← صحب همسر / یار / رفیق
«اسم» صَاحِبَۀِ [2] ← صحب همسر / یار / رفیق
«اسم» صَاحِبَةٌ [1] ← صحب همسر / یار / رفیق
«اسم» صَاحِبَیْ [2] ← صحب دو یار / دو رفیق
«اسم» الصَّاخَّة‌ُ [1] ← صخخ صوت شديدى كه نزديك است گوش انسان را كر كند، و يا به راستى گوش را كر مى‏ كند / نفخه دوم صور اسرافيل
«اسم» صَادِق‌َ [1] ← صدق صادق / راستگو
«اسم» صَادِقَاً [1] ← صدق صادق / راستگو
«اسم» صَادِق‌ٌ [1] ← صدق صادق / راستگو
«اسم» الصَّادِقَات‌ِ [1] ← صدق زنان راستگو
«اسم» صَادِقُون‌َ [4] ← صدق مردان راستگو
«اسم» الصَّادِقُون‌َ [2] ← صدق مردان راستگو
«اسم» صَادِقِين‌َ [31] ← صدق مردان راستگو
«اسم» الصَّادِقِين‌َ [19] ← صدق مردان راستگو
«اسم» صَارِمِين‌َ [1] ← صرم اراده کنندگان چیدن میوه از درخت
«اسم» صَاعِقَة‌ً [1] ← صعق صاعقه
«اسم» صَاعِقَة‌ِ [1] ← صعق صاعقه
«اسم» صَاعِقَة‌ُ [1] ← صعق صاعقه
«اسم» الصَّاعِقَة‌ُ [3] ← صعق صاعقه
«اسم» صَاغِرُون‌َ [2] ← صغر ذلیلان / خواران
«اسم» صَاغِرِين‌َ [1] ← صغر ذلیلان / خواران
«اسم» الصَّاغِرِين‌َ [2] ← صغر ذلیلان / خواران
«اسم» صَافَّات‌ٍ [2] ← صفف پرندگان بازکننده بیحرکت بال ها در آسمان
«اسم» الصَّافَّات‌ِ [1] ← صفف فرشتگان صف کشیده و منظم
«اسم» الصَّافِنَات‌ُ [1] ← صفن اسبان چابک و تیزرو
«اسم» الصَّافُّون‌َ [1] ← صفف صف بستگان / صف کشیدگان
«اسم» صَال‌ِ [1] ← صلی وارد شده درآتش و چشنده حرارت آن
«اسم» صَالِحَاً [31] ← صلح صالح / شایسته
«اسم» صَالِحَاً [5] ← صالح صالح، نام مبارک یکی از پیامبران الهی
«اسم» صَالِح‌ٍ [1] ← صلح صالح / شایسته
«اسم» صَالِح‌ٍ [1] ← صالح صالح، نام مبارک یکی از پیامبران الهی
«اسم» صَالِح‌ُ [1] ← صلح صالح / شایسته
«اسم» صَالِح‌ُ [2] ← صالح صالح، نام مبارک یکی از پیامبران الهی
«اسم» الصَّالِح‌ُ [1] ← صلح صالح / شایسته
«اسم» صَالِح‌ٌ [1] ← صلح صالح / شایسته
«اسم» صَالِح‌ٌ [1] ← صالح صالح، نام مبارک یکی از پیامبران الهی
«اسم» الصَّالِحَات‌ِ [59] ← صلح زنان صالح / شایستگان / شایسته ها
«اسم» الصَّالِحَات‌ُ [3] ← صلح زنان صالح / شایستگان / شایسته ها
«اسم» الصَّالِحُون‌َ [3] ← صلح مردان صالح / شایستگان / شایسته ها
«اسم» صَالِحَيْن‌ِ [1] ← صلح دو صالح و شایسته
«اسم» صَالِحِين‌َ [3] ← صلح مردان صالح / شایستگان / شایسته ها
«اسم» الصَّالِحِين‌َ [23] ← صلح مردان صالح / شایستگان / شایسته ها
«اسم» صَالُوا [2] ← صلی وارد شدگان درآتش و چشندگان حرارت آن
«اسم» صَامِتُون‌َ [1] ← صمت خاموشان / سکوت کنندگان
«فعل» صَب‌َّ [1] ← صبب فرو ریخت
«اسم» صَبَّاً [1] ← صبب فرو ریختنی
«اسم» صَبَاح‌ُ [1] ← صبح صبحگاه
«اسم» صَبَّارٍ [4] ← صبر بسیار شکیبا
«فعل» صَبَّحَ [1] ← صبح صبحگاهان رسید
«فعل» صَبَبْنَا [1] ← صبب فرو ریختیم
«اسم» صُبْحَاً [1] ← صبح صبح
«اسم» الصُّبْح‌ِ [2] ← صبح صبح
«اسم» الصُّبْح‌ُ [2] ← صبح صبح
«فعل» صَبَرَ [2] ← صبر صبر کرد
«اسم» صَبْرَاً [8] ← صبر صبر / صبر کردن
«اسم» الصَّبْرِ [4] ← صبر صبر / صبر کردن
«اسم» صَبْرُ [1] ← صبر صبر / صبر کردن
«اسم» صَبْرٌ [2] ← صبر صبر / صبر کردن
«فعل» صَبَرْتُمْ‌ [2] ← صبر صبر کردید
«فعل» صَبَرْنَا [2] ← صبر صبر کردیم
«فعل» صَبَرُوا [15] ← صبر صبر کردند
«اسم» صِبْغ‌ٍ [1] ← صبغ نان خورش
«اسم» صِبْغَة‌َ [1] ← صبغ رنگ / سبک / دین / شیوه
«اسم» صِبْغَة‌ً [1] ← صبغ رنگ / سبک / دین / شیوه
«فعل» صُبُّوا [1] ← صبب فرو بریزید
«اسم» صَبِيَّاً [2] ← صبو کودک / پسربچه
«اسم» صِحَاف‌ٍ [1] ← صحف ظرف های بزرگ و وسیع
«اسم» صُحُفَاً [2] ← صحف نامه ها / صحیفه های وحی
«اسم» صُحُف‌ِ [2] ← صحف نامه ها / صحیفه های وحی
«اسم» الصُّحُف‌ِ [2] ← صحف نامه ها / صحیفه های وحی
«اسم» صُحُف‌ٍ [1] ← صحف نامه ها / صحیفه های وحی
«اسم» الصُّحُف‌ُ [1] ← صحف نامه ها / صحیفه های وحی
«اسم» الصَّخْرَ [1] ← صخر صخره ها
«اسم» الصَّخْرَة‌ِ [1] ← صخر صخره
«اسم» صَخْرَة‌ٍ [1] ← صخر صخره
«فعل» صَدَّ [4] ← صدد باز داشت / اعراض کرد
«اسم» صَدِّ [1] ← صدد باز داشتن / ممانعت
«اسم» صَدٌّ [1] ← صدد باز داشتن / ممانعت
«فعل» صُدَّ [1] ← صدد باز داشته شد / اعراض کرده شد
«فعل» صَدَدتُمْ‌ [1] ← صدد باز داشتید / اعراض کردید
«فعل» صَدَدْنَا [1] ← صدد باز داشتیم / اعراض کردیم
«اسم» صَدْرَ [4] ← صدر سینه
«اسم» صَدْرَاً [1] ← صدر سینه
«اسم» صَدْرِ [3] ← صدر سینه
«اسم» صَدْرُ [2] ← صدر سینه
«اسم» الصَّدْع‌ِ [1] ← صدع شکاف
«فعل» صَدَف‌َ [1] ← صدف اعراض کرد
«اسم» الصَّدَفَيْن‌ِ [1] ← صدف دو طرف کوه
«فعل» صَدَق‌َ [6] ← صدق راست گفت
«فعل» صَدَّق‌َ [5] ← صدق تصدیق کرد
«اسم» صِدْقَاً [1] ← صدق صدق / راستی / درستی
«اسم» صِدْقِ [2] ← صدق صدق / راستی / درستی
«اسم» الصِّدْق‌ِ [3] ← صدق صدق / راستی / درستی
«اسم» صِدْق‌ٍ [7] ← صدق صدق / راستی / درستی
«اسم» صِدْقُ [1] ← صدق صدق / راستی / درستی
«اسم» صَدَقَاتِ [1] ← صدق صدقات / صدقه ها
«اسم» الصَّدَقَات‌ِ [5] ← صدق صدقات / صدقه ها
«اسم» صَدَقَات‌ٍ [1] ← صدق صدقات / صدقه ها
«اسم» الصَّدَقَات‌ُ [1] ← صدق صدقات / صدقه ها
«اسم» صَدُقَاتِ [1] ← صدق مهریه ها
«اسم» صَدَقَة‌ً [2] ← صدق صدقه
«اسم» صَدَقَة‌ٍ [3] ← صدق صدقه
«فعل» صَدَقَت‌ْ [1] ← صدق راست گفت
«فعل» صَدَّقَت‌ْ [1] ← صدق تصدیق کرد
«فعل» صَدَقْت‌َ [2] ← صدق راست گفتی
«فعل» صَدَّقْت‌َ [1] ← صدق تصدیق کردی
«فعل» صَدَقْنَا [1] ← صدق راست گفتیم
«فعل» صَدَقُوا [5] ← صدق راست گفتند
«فعل» صَدُّوا [10] ← صدد باز داشتند / اعراض کردند
«فعل» صُدُّوا [1] ← صدد باز داشته شدند / اعراض کرده شدند
«اسم» صُدُودَاً [1] ← صدد اعراض کردن / اعراض
«اسم» صُدُورَ [2] ← صدر سینه ها
«اسم» صُدُورِ [12] ← صدر سینه ها
«اسم» الصُّدُورِ [15] ← صدر سینه ها
«اسم» صُدُورُ [4] ← صدر سینه ها
«اسم» الصُّدُورُ [1] ← صدر سینه ها
«اسم» صَدِيدٍ [1] ← صدد چرک آلوده به خون
«اسم» صَدِيقِ [1] ← صدق دوست مهربان
«اسم» صَدِيق‌ٍ [1] ← صدق دوست مهربان
«اسم» صِدِّيقَاً [2] ← صدق مرد بسیار راستگو
«اسم» الصِّدِّيق‌ُ [1] ← صدق مرد بسیار راستگو
«اسم» صِدِّيقَة‌ٌ [1] ← صدق زن بسیار راستگو
«اسم» الصِّدِّيقُون‌َ [1] ← صدق مرد بسیار راستگو
«اسم» الصِّدِّيقِين‌َ [1] ← صدق مرد بسیار راستگو
«اسم» صِرٌّ [1] ← صرر سرما و گرمای سوزان
«فعل» صُرْ [1] ← صور کج و متمایل کن / در هم بکوب
«اسم» صِرَاط‌َ [2] ← صرط صراط / راه
«اسم» الصِّرَاط‌َ [3] ← صرط صراط / راه
«اسم» صِرَاطَاً [5] ← صرط صراط / راه
«اسم» صِرَاط‌ِ [6] ← صرط صراط / راه
«اسم» الصِّرَاط‌ِ [3] ← صرط صراط / راه
«اسم» صِرَاط‌ٍ [19] ← صرط صراط / راه
«اسم» صِرَاط‌ُ [1] ← صرط صراط / راه
«اسم» صِرَاط‌ٌ [6] ← صرط صراط / راه
«اسم» صَرَّة‌ٍ [1] ← صرر ضجه و داد و فریاد / نعره
«اسم» الصَّرْح‌َ [1] ← صرح قصر / هر بنايى که بلند و مشرف بر ساير بناها است / محلي که آن را تخت كرده باشند و سقف هم نداشته باشد
«اسم» صَرْحَاً [2] ← صرح قصر / هر بنايى که بلند و مشرف بر ساير بناها است / محلي که آن را تخت كرده باشند و سقف هم نداشته باشد
«اسم» صَرْح‌ٌ [1] ← صرح قصر / هر بنايى که بلند و مشرف بر ساير بناها است / محلي که آن را تخت كرده باشند و سقف هم نداشته باشد
«اسم» صَرْصَرَاً [2] ← صرصر باد سخت و سمى / باد بسيار سرد / باد پر سر و صدا، كه قهرا مستلزم سخت وزيدن نيز هست
«اسم» صَرْصَرٍ [1] ← صرصر باد سخت و سمى / باد بسيار سرد / باد پر سر و صدا، كه قهرا مستلزم سخت وزيدن نيز هست
«اسم» صَرْعَي [1] ← صرع بخاک افتاده ها
«فعل» صَرَف‌َ [3] ← صرف منصرف کرد
«اسم» صَرْفَاً [1] ← صرف منصرف کردن / رد کردن
«فعل» صُرِفَت‌ْ [1] ← صرف منصرف شد
«فعل» صَرَفْنَا [1] ← صرف منصرف کردیم
«فعل» صَرَّفْنَا [6] ← صرف تبدیل کردیم / گوناگون و مکرر بیان کردیم
«اسم» صَرِيخ‌َ [1] ← صرخ فریادرس
«اسم» الصَّرِيمِ [1] ← صرم درخت میوه چیده شده
«اسم» صَعَدَاً [1] ← صعد سخت و مشقت بار
«فعل» صَعِق‌َ [1] ← صعق مدهوش مرگ شد / با سکته مُرد
«اسم» صَعِقَاً [1] ← صعق بیهوش
«اسم» صَعُودَاً [1] ← صعد گردنه صعب العبور
«اسم» صَعِيدَاً [4] ← صعد خاک / زمین صاف و هموار
«اسم» صَغَارٌ [1] ← صغر ذلت و خواری
«فعل» صَغَت‌ْ [1] ← صغو متمایل شد / منحرف شد
«اسم» صَغِيرَاً [2] ← صغر کوچک
«اسم» صَغِيرٍ [1] ← صغر کوچک
«اسم» صَغِيرَة‌ً [2] ← صغر کوچک
«اسم» الصَّفَا [1] ← صفا صفا، نام کوهی در کنار خانه خداست که حاجیان بین آن و کوه مروه سعی می کنند
«اسم» صَفَّاً [7] ← صفف صف / صف بستن
«اسم» الصَّفْح‌َ [1] ← صفح روی گرداندن / بخشیدن
«اسم» صَفْحَاً [1] ← صفح روی گرداندن / بخشیدن
«اسم» صُفْرٌ [1] ← صفر زرد (جمع)
«اسم» صَفْرَاءُ [1] ← صفر زرد
«اسم» صَفْصَفَاً [1] ← صفصف زمين تختى كه ليز و صاف باشد
«اسم» صَفْوَان‌ٍ [1] ← صفو صخره صاف و مرمری
«فعل» صَكَّت‌ْ [1] ← صکک بشدت زد / بصورت زد
«فعل» صَل‌ِّ [2] ← صلو نماز بخوان / درود بفرست / دعا کن
«اسم» صَلاَۀَ [2] ← صلو نماز / دعا / درود / طلب رحمت
«اسم» الصَّلاَة‌َ [47] ← صلو نماز / دعا / درود / طلب رحمت
«اسم» صَلاَة‌ِ [9] ← صلو نماز / دعا / درود / طلب رحمت
«اسم» الصَّلاَة‌ِ [17] ← صلو نماز / دعا / درود / طلب رحمت
«اسم» صَلاَۀُ [2] ← صلو نماز / دعا / درود / طلب رحمت
«اسم» الصَّلاَة‌ُ [1] ← صلو نماز / دعا / درود / طلب رحمت
«اسم» الصُّلْب‌ِ [1] ← صلب صلب / تیره کمر
«فعل» صَلَبُوا [1] ← صلب به دار آویختند
«فعل» صَلَح‌َ [2] ← صلح صالح شد
«اسم» صُلْحَاً [1] ← صلح صلح
«اسم» الصُّلْح‌ُ [1] ← صلح صلح
«اسم» صَلْدَاً [1] ← صلد سنگ صافى است كه چيزى بر آن نمى ‏رويد
«اسم» صَلْصَال‌ٍ [4] ← صلصل خاك خشكيده‏اى كه به هنگام برخورد با چيزى صدا مى ‏كند
«فعل» صَلُّوا [1] ← صلو نماز بخوانید / درود بفرستید / دعا کنید
«فعل» صَلُّوا [1] ← صلی وارد آتش کنید و حرارتش را بچشانید
«اسم» صَلَوَات‌ِ [2] ← صلو دعاها / درودها / نمازها
«اسم» الصَّلَوَات‌ِ [1] ← صلو دعاها / درودها / نمازها
«اسم» صَلَوَات‌ٌ [2] ← صلو دعاها / درودها / نمازها
«فعل» صَلَّي [3] ← صلو نماز خواند / درود فرستاد / دعا کرد
«اسم» صِلِيَّاً [1] ← صلی ورود در آتش و چشیدن حرارت آن
«اسم» صُمَّاً [2] ← صمم کران و ناشنوایان
«اسم» الصُّم‌َّ [4] ← صمم کران و ناشنوایان
«اسم» الصُّم‌ُّ [2] ← صمم کران و ناشنوایان
«اسم» صُم‌ٌّ [3] ← صمم کران و ناشنوایان
«اسم» الصَّمَدُ [1] ← صمد آقا و بزرگى كه براى انجام كارها به سوى او مى ‏روند
«فعل» صَمُّوا [2] ← صمم کر و ناشنوا شدند
«اسم» صُنْع‌َ [1] ← صنع صنع / کردن / هنر
«اسم» صُنْعَاً [1] ← صنع صنع / کردن / هنر
«اسم» صَنْعَة‌َ [1] ← صنع صنعت
«فعل» صَنَعُوا [4] ← صنع ساختند
«اسم» صِنْوَان‌ٍ [1] ← صنو شاخه ها و جوانه‏ هايی كه از بيخ تنه درخت روئيده باشد
«اسم» صِنْوَان‌ٌ [1] ← صنو شاخه ها و جوانه‏ هايی كه از بيخ تنه درخت روئيده باشد
«اسم» صِهْرَاً [1] ← صهر خويشاوند سببی / خويشاوند از ناحيه زن‏
«اسم» صَوَابَاً [1] ← صوب راست / درست / حق
«اسم» صُوَاع‌َ [1] ← صوع ظرف آبخوری
«اسم» الصَّوَاعِق‌َ [1] ← صعق صاعقه ها
«اسم» الصَّوَاعِق‌ِ [1] ← صعق صاعقه ها
«اسم» صَوَاف‌َّ [1] ← صفف صف بستگان / صف کشیدگان
«اسم» صَوَامِع‌ُ [1] ← صمع معبدهايى كه براى عبادت عابدان و زاهدان، در بالاى كوه‏ها و در بيابانهاى دوردست ساخته مى ‏شود، و معمولا عمارتى نوك تيز و مخروطى است
«اسم» صَوْت‌ِ [3] ← صوت صدا / آواز
«اسم» صَوْت‌ُ [1] ← صوت صدا / آواز
«فعل» صَوَّرَ [2] ← صور تصویر کرد / صورت بندی کرد
«اسم» صُوَرَ [2] ← صور صورت ها / تصاویر
«اسم» الصُّورِ [10] ← صور بوق / شاخی که مثل سرنا در آن می دمند
«اسم» صُورَة‌ٍ [1] ← صور صورت / تصویر
«فعل» صَوَّرْنَا [1] ← صور تصویر کردیم / صورت بندی کردیم
«اسم» صَوْمَاً [1] ← صوم روزه / روزه گرفتن
«اسم» صَيَاصِي [1] ← صیص قلعه بسيار محكمى كه با آن از حمله دشمن جلوگيرى مى‏ شود
«اسم» الصِّيَام‌َ [1] ← صوم روزه / روزه گرفتن
«اسم» صِيَامَاً [1] ← صوم روزه / روزه گرفتن
«اسم» الصِّيَام‌ِ [1] ← صوم روزه / روزه گرفتن
«اسم» صِيَام‌ٍ [1] ← صوم روزه / روزه گرفتن
«اسم» صِيَام‌ُ [4] ← صوم روزه / روزه گرفتن
«اسم» الصِّيَام‌ُ [1] ← صوم روزه / روزه گرفتن
«اسم» صَيِّب‌ٍ [1] ← صوب ابر بارنده
«اسم» الصَّيْحَة‌َ [1] ← صیح صیحه
«اسم» صَيْحَة‌ً [5] ← صیح صیحه
«اسم» صَيْحَة‌ٍ [1] ← صیح صیحه
«اسم» الصَّيْحَة‌ُ [6] ← صیح صیحه
«اسم» صَيْدَ [1] ← صید شکار / شکار کردن
«اسم» الصَّيْدَ [1] ← صید شکار / شکار کردن
«اسم» الصَّيْدِ [2] ← صید شکار / شکار کردن
«اسم» صَيْدُ [1] ← صید شکار / شکار کردن
«اسم» الصَّيْف‌ِ [1] ← صیف تابستان


پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09378764435


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است