فهرست الفبایی




فهرست کلمات معنی کلمات
«حرف» سَ [119] سین تسویف واقع در اول برخی افعال بمعنی بزودی
«فعل» سَاءَ [18] ← سوا بد است / زشت شد
«اسم» سَائِبَة‌ٍ [1] ← سیب شترانى بوده كه اعراب جاهلی به سبب نذر آن را از كار معاف مى‏ كرده‏اند
«فعل» سَاءَت‌ْ [5] ← سوا بد است / زشت شد
«اسم» سَائِحات‌ٍ [1] ← سیح زنان سیْر کننده در طريق اطاعت خدا / زنان روزه دار
«اسم» السَّائِحُون‌َ [1] ← سیح مردان سیْر کننده در طريق اطاعت خدا / مردان روزه دار
«اسم» سَائِغَاً [1] ← سوغ روان و گوارا
«اسم» سَائِغ‌ٌ [1] ← سوغ روان و گوارا
«اسم» سَائِق‌ٌ [1] ← سوق سوق دهنده / پیش بَرنده
«اسم» سُؤَال‌ِ [1] ← سال درخواست / سؤال
«اسم» السَّائِل‌َ [1] ← سال درخواست کننده / سؤال کننده
«اسم» السَّائِل‌ِ [2] ← سال درخواست کننده / سؤال کننده
«اسم» سَائِل‌ٌ [1] ← سال درخواست کننده / سؤال کننده
«اسم» السَّائِلِين‌َ [3] ← سال درخواست کنندگان / سؤال کنندگان
«اسم» السَّابِحَات‌ِ [1] ← سبح فرشتگان چالاک و سریع در انجام اوامر الهی
«اسم» سَابِغَات‌ٍ [1] ← سبغ زره های کامل و فراخ
«اسم» سَابِق‌ُ [1] ← سبق پیشی گیرنده
«اسم» سَابِق‌ٌ [1] ← سبق پیشی گیرنده
«اسم» السَّابِقَات‌ِ [1] ← سبق پیشی گیرندگان
«فعل» سَابِقُوا [1] ← سبق از یکدیگر پیشی بگیرید
«اسم» سَابِقُون‌َ [1] ← سبق پیشی گیرندگان
«اسم» السَّابِقُون‌َ [3] ← سبق پیشی گیرندگان
«اسم» سَابِقِين‌َ [1] ← سبق پیشی گیرندگان
«اسم» سَاجِدَاً [1] ← سجد سجده کننده/ از روی خضوع و خشوع خم شونده
«اسم» السَّاجِدُون‌َ [1] ← سجد سجده کنندگان/ از روی خضوع و خشوع خم شوندگان
«اسم» سَاجِدِين‌َ [5] ← سجد سجده کنندگان/ از روی خضوع و خشوع خم شوندگان
«اسم» السَّاجِدِين‌َ [5] ← سجد سجده کنندگان/ از روی خضوع و خشوع خم شوندگان
«اسم» سَاحَتِ [1] ← سوح صحن منزل
«اسم» سَاحِرٍ [3] ← سحر جادوگر
«اسم» السَّاحِرُ [2] ← سحر جادوگر
«اسم» سَاحِرٌ [7] ← سحر جادوگر
«اسم» سَاحِرَان‌ِ [1] ← سحر جادوگران
«اسم» السَّاحِرُون‌َ [1] ← سحر جادوگران
«اسم» السَّاحِل‌ِ [1] ← سحل ساحل دریا
«اسم» السَّاخِرِين‌َ [1] ← سخر مسخره کنندگان
«اسم» سَادَتَ [1] ← سود رهبران / رؤسا / بزرگان
«اسم» سَادِسُ [2] ← سدس ششم
«فعل» سَارَ [1] ← سیر سِیْر کرد
«اسم» سَارِبٌ [1] ← سرب رونده در راه كه رفتن خود را علنى كند و پنهان ندارد
«فعل» سَارِعُوا [1] ← سرع بشتابید
«اسم» السَّارِق‌ُ [1] ← سرق مرد دزد
«اسم» السَّارِقَة‌ُ [1] ← سرق زن دزد
«اسم» سَارِقُون‌َ [1] ← سرق دزدان
«اسم» سَارِقِين‌َ [1] ← سرق دزدان
«اسم» السَّاعَة‌َ [12] ← سوع ساعت / وقت / قیامت
«اسم» سَاعَة‌ً [6] ← سوع ساعت / وقت / قیامت
«اسم» سَاعَة‌ِ [1] ← سوع ساعت / وقت / قیامت
«اسم» السَّاعَة‌ِ [13] ← سوع ساعت / وقت / قیامت
«اسم» سَاعَة‌ٍ [1] ← سوع ساعت / وقت / قیامت
«اسم» السَّاعَة‌ُ [15] ← سوع ساعت / وقت / قیامت
«اسم» سَافِلَ [2] ← سفل زیرین / پائین / پست / فرومایه
«اسم» سَافِلِين‌َ [1] ← سفل پَستان / فرومایگان
«اسم» السَّاق‌ِ [1] ← سوق ساق پا
«اسم» سَاق‌ٍ [1] ← سوق ساق پا
«اسم» السَّاق‌ُ [1] ← سوق ساق پا
«اسم» سَاقِطَاً [1] ← سقط سقوط کننده
«اسم» سَاقَيْ [1] ← سوق دو ساق پا
«اسم» سَاكِنَاً [1] ← سکن ساکن
«فعل» سَأَل‌َ [4] ← سال درخواست کرد / سؤال کرد
«فعل» سُئِل‌َ [1] ← سال سؤال شد
«اسم» سُؤْلَ [1] ← سال درخواست / حاجت
«فعل» سَأَلْتَ [7] ← سال درخواست کردی / سؤال کردی
«فعل» سَأَلْتُ [3] ← سال درخواست کردم / سؤال کردم
«فعل» سُئِلَت‌ْ [1] ← سال سؤال شد
«فعل» سَالَت‌ْ [1] ← سیل جاری شد / روان شد
«فعل» سَأَلْتُمْ‌ [3] ← سال درخواست کردید / سؤال کردید
«اسم» سَالِمُون‌َ [1] ← سلم سالم ها / تندرست ها
«فعل» سَأَلُوا [1] ← سال درخواست کردند / سؤال کردند
«فعل» سُئِلُوا [1] ← سال سؤال شدند
«اسم» سَامِدُون‌َ [1] ← سمد مشغولان به لهو و سرگرمی / متکبران و مغروران
«اسم» سَامِرَاً [1] ← سمر گفتگو کردن های در شب / گفتگوهای شبانه
«اسم» سامِرِي‌ُّ [1] ← سامری سامری، جادوگری که با ساختن گوساله ای از طلا سعی کرد قوم حضرت موسی را گمراه کند
«اسم» السَّامِرِي‌ُّ [2] ← سامری سامری، جادوگری که با ساختن گوساله ای از طلا سعی کرد قوم حضرت موسی را گمراه کند
«اسم» السَّاهِرَة‌ِ [1] ← سهر زمين هموار / زمين خالى از گياه‏
«فعل» سَاهَم‌َ [1] ← سهم قرعه کشی کرد / قرعه انداخت
«اسم» سَاهُون‌َ [2] ← سهو غفلت کنندگان / غافلان
«فعل» سَاوَي [1] ← سوی برابر کرد
«اسم» سَبَاءٍ [2] ← سبا سباء، قومى قديمى از عرب بودند، كه در يمن زندگى مى ‏كردند
«اسم» سُبَاتَاً [2] ← سبت منقطع شدن / استراحت کردن / راحتی و فراغت
«اسم» سَبَبَاً [4] ← سبب سبب
«اسم» سَبَب‌ٍ [1] ← سبب سبب
«اسم» سَبْتِ [1] ← سبت شنبه / تعطیل کردن بمنظور استراحت
«اسم» السَّبْت‌ِ [4] ← سبت شنبه / تعطیل کردن بمنظور استراحت
«اسم» السَّبْت‌ُ [1] ← سبت شنبه / تعطیل کردن بمنظور استراحت
«فعل» سَبَّح‌َ [3] ← سبح تسبیح گفت / ستایش کرد
«فعل» سَبِّح‌ْ [16] ← سبح تسبیح گو / ستایش کن
«اسم» سَبْحَاً [2] ← سبح حرکت کردن سریع
«اسم» سُبْحَان‌َ [41] ← سبح پاک و منزه بودن از هر عیب و نقصی
«فعل» سَبَّحُوا [1] ← سبح تسبیح گفتند / ستایش کردند
«فعل» سَبِّحُوا [2] ← سبح تسبیح گویید / ستایش کنید
«اسم» السَّبُع‌ُ [1] ← سبع حیوان درنده
«اسم» سَبْع‌َ [11] ← سبع هفت
«اسم» سَبْعَاً [2] ← سبع هفت
«اسم» سَبْع‌ِ [2] ← سبع هفت
«اسم» السَّبْع‌ِ [1] ← سبع هفت
«اسم» السَّبْع‌ُ [1] ← سبع هفت
«اسم» سَبْع‌ٌ [3] ← سبع هفت
«اسم» سَبْعَة‌ٍ [1] ← سبع هفت
«اسم» سَبْعَة‌ُ [2] ← سبع هفت
«اسم» سَبْعَة‌ٌ [1] ← سبع هفت
«اسم» سَبْعُون‌َ [1] ← سبع هفتاد
«اسم» سَبْعِين‌َ [2] ← سبع هفتاد
«فعل» سَبَق‌َ [6] ← سبق پیشی گرفت
«اسم» سَبْقَاً [1] ← سبق پیشی گرفتن
«فعل» سَبَقَت‌ْ [7] ← سبق پیشی گرفت
«فعل» سَبَقُوا [3] ← سبق پیشی گرفتند
«اسم» سُبُل‌َ [4] ← سبل راه ها / راه های روشن و واضح
«اسم» السُّبُل‌َ [1] ← سبل راه ها / راه های روشن و واضح
«اسم» سُبُلاً [5] ← سبل راه ها / راه های روشن و واضح
«اسم» سَبِيل‌َ [12] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» السَّبِيل‌َ [7] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» سَبِيلاً [29] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» سَبِيل‌ِ [87] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» السَّبِيل‌ِ [20] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» سَبِيل‌ٍ [7] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» سَبِيل‌ُ [1] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» السَّبِيل‌ُ [2] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» سَبِيل‌ٌ [1] ← سبل راه / راه روشن و واضح
«اسم» سِتَّة‌ِ [7] ← ستت شش
«اسم» سِتِّين‌َ [1] ← ستت شصت
«اسم» سِتْرَاً [1] ← ستر پوشش / ترس / شرم
«فعل» سَجَدَ [2] ← سجد سجده کرد/ از روی خضوع و خشوع خم شد
«اسم» سُجَّدَاً [11] ← سجد سجده کنان / از روی خضوع و خشوع خم شوندگان
«فعل» سَجَدُوا [6] ← سجد سجده کردند/ از روی خضوع و خشوع خم شدند
«فعل» سُجِّرَت‌ْ [1] ← سجر مشتعل و برافروخته شد
«اسم» السِّجِل‌ِّ [1] ← سجل اوراق طومار مانند
«اسم» السِّجْن‌َ [1] ← سجن زندان
«اسم» السِّجْن‌ِ [4] ← سجن زندان
«اسم» السِّجْن‌ُ [1] ← سجن زندان
«اسم» السُّجُودِ [4] ← سجد سجده ها / سجده کردن / سجده کنندگان
«اسم» السُّجُودِ [2] ← سجد سجده ها / سجده کردن / سجده کنندگان
«فعل» سَجَي‌ [1] ← سجو- سجی آرام گرفت و فراگیر شد
«اسم» سِجِّيل‌ٍ [3] ← سجل در اصل يك كلمه فارسى است كه از" سنگ" و" گل" گرفته شده است بنابراين چيزى است كه نه كاملا مانند سنگ سخت شده و نه همچون گل سست است بلكه برزخى ميان آن دو مى ‏باشد
«اسم» سِجِّين‌ٍ [1] ← سجن سجين / حبس و زندانى است كه هر كس در آن بيفتد بيرون شدن برايش نيست‏
«اسم» سِجِّين‌ٌ [1] ← سجن سجين / حبس و زندانى است كه هر كس در آن بيفتد بيرون شدن برايش نيست‏
«اسم» السَّحَاب‌َ [1] ← سحب ابر
«اسم» سَحَابَاً [4] ← سحب ابر
«اسم» السَّحَاب‌ِ [2] ← سحب ابر
«اسم» سَحَاب‌ٌ [2] ← سحب ابر
«اسم» سَحَّارٍ [1] ← سحر جادوگران
«اسم» السُّحْت‌َ [2] ← سحت مال حرام
«اسم» السُّحْت‌ِ [1] ← سحت مال حرام
«اسم» سَحَرٍ [1] ← سحر سحرگاه
«اسم» السِّحْرَ [4] ← سحر سحر و جادو
«اسم» سِحْرِ [4] ← سحر سحر و جادو
«اسم» السِّحْرِ [1] ← سحر سحر و جادو
«اسم» سِحْرٍ [2] ← سحر سحر و جادو
«اسم» السِّحْرُ [1] ← سحر سحر و جادو
«اسم» سِحْرٌ [15] ← سحر سحر و جادو
«اسم» سِحْرَان‌ِ [1] ← سحر دو سحر و جادو
«اسم» السَّحَرَة‌َ [1] ← سحر جادوگران
«اسم» السَّحَرَة‌ُ [7] ← سحر جادوگران
«فعل» سَحَرُوا [1] ← سحر سحر و جادو کردند / فریب دادند
«اسم» سُحْقَاً [1] ← سحق دوری از رحمت خدا باد
«اسم» سَحِيق‌ٍ [1] ← سحق دوردست
«فعل» سَخَّرَ [18] ← سخر خوار و مقهور کرد
«فعل» سَخِرَ [1] ← سخر مسخره کرد
«فعل» سَخَّرْنَا [4] ← سخر خوار و مقهور کردیم
«فعل» سَخِرُوا [3] ← سخر مسخره کردند
«اسم» سِخْرِيَّاً [2] ← سخر استهزاء / مسخره
«اسم» سُخْرِيَّاً [1] ← سخر خدمت / بیگاری
«اسم» سَخَط‌ٍ [1] ← سخط خشم و غضب
«فعل» سَخِط‌َ [1] ← سخط خشمگین شد
«اسم» سَدَّاً [3] ← سدد سدّ / حائل
«اسم» سِدْرٍ [2] ← سدر درخت سدر
«اسم» السِّدْرَة‌َ [1] ← سدر درخت سدر
«اسم» سِدْرَة‌ِ [1] ← سدر درخت سدر
«اسم» السُّدُس‌ُ [3] ← سدس یک ششم
«اسم» سُدَي‌ً [1] ← سدی مُهمل
«اسم» سَدِيدَاً [2] ← سدد صواب / مستقیم
«اسم» السَّدَّيْن‌ِ [1] ← سدد دو کوه
«اسم» سِرَّ [3] ← سرر راز / نهان
«اسم» السِّرَّ [2] ← سرر راز / نهان
«اسم» سِرَّاً [6] ← سرر راز / نهان
«اسم» السَّرَّاءِ [1] ← سرر رفاه / ناز و نعمت
«اسم» السَّرَّاءُ [1] ← سرر رفاه / ناز و نعمت
«اسم» السَّرَائِرُ [1] ← سرر رازهای پنهانی
«اسم» سَرَابَاً [1] ← سرب سراب / آب نما
«اسم» سَرَاب‌ٍ [1] ← سرب سراب / آب نما
«اسم» سَرَابِيل‌َ [2] ← سربل پیراهن ها / زره ها
«اسم» سَرَابِيلُ [1] ← سربل پیراهن ها / زره ها
«اسم» سِرَاجَاً [4] ← سرج چراغ / آفتاب / قرآن
«اسم» سَرَاحَاً [2] ← سرح رها کردن / طلاق دادن
«اسم» سُرَادِقُ [1] ← سردق سراپرده / خیمه / چادر
«اسم» سِرَاعَاً [2] ← سرع شتابان
«اسم» سَرَبَاً [1] ← سرب راه سراشیبی
«فعل» سَرِّحُوا [2] ← سرح رها کنید و بفرستید / طلاق بدهید
«اسم» السَّرْدِ [1] ← سرد بافتن زره
«اسم» سُرُرَاً [1] ← سرر تخت ها
«اسم» سُرُرٍ [4] ← سرر تخت ها
«اسم» سُرُرٌ [1] ← سرر تخت ها
«فعل» سَرَق‌َ [2] ← سرق دزدی کرد
«اسم» سَرْمَدَاً [2] ← سرمد دائمی
«اسم» سُرُورَاً [1] ← سرر شادی و خوشحالی / شادی کردن
«اسم» سَرِيَّاً [1] ← سری رود کوچک
«اسم» سَرِيع‌ُ [10] ← سرع سریع
«فعل» سُطِحَت‌ْ [1] ← سطح مسطح شد / گسترده و هموار شد
«اسم» سَعَة‌ً [2] ← وسع وسعت / فراخی / برخورداری / توانگری
«اسم» سَعَتِ [2] ← وسع وسعت / فراخی / برخورداری / توانگری
«اسم» السَّعَة‌ِ [1] ← وسع وسعت / فراخی / برخورداری / توانگری
«اسم» سَعَة‌ٍ [1] ← وسع وسعت / فراخی / برخورداری / توانگری
«فعل» سُعِدُوا [1] ← سعد توفيق سعادت يافتند
«اسم» سُعُرٍ [2] ← سعر جنون ها / شعله های آتش
«فعل» سُعِّرَت‌ْ [1] ← سعر شعله ور شد / زبانه کشید
«فعل» سَعَوْا [2] ← سعی سعی کردند/ شتافتند
«فعل» سَعَي‌ [5] ← سعی سعی کرد / شتافت
«اسم» سَعْيَ [3] ← سعی سعی / کوشش کردن
«اسم» السَّعْي‌َ [1] ← سعی سعی / کوشش کردن
«اسم» سَعْيَاً [1] ← سعی سعی / کوشش کردن
«اسم» سَعْيِ [2] ← سعی سعی / کوشش کردن
«اسم» سَعْيُ [3] ← سعی سعی / کوشش کردن
«اسم» سَعِيدٌ [1] ← سعد یابنده توفیق سعادت / نیکبخت / خوشبخت
«اسم» سَعِيرَاً [8] ← سعر شعله آتش / جنون
«اسم» السَّعِيرِ [8] ← سعر شعله آتش / جنون
«اسم» سَفَاهَة‌ٍ [1] ← سفه سفاهت / نادانی / جهالت / بلاهت
«اسم» سَفَاهَة‌ٌ [1] ← سفه سفاهت / نادانی / جهالت / بلاهت
«اسم» سَفَرَاً [1] ← سفر مسافرت
«اسم» سَفَرِ [1] ← سفر مسافرت
«اسم» سَفَرٍ [5] ← سفر مسافرت
«اسم» سَفَرَة‌ٍ [1] ← سفر سفیران / مسافران
«اسم» السُّفْلَي [1] ← سفل پائین تر / پست تر / فرومایه تر
«اسم» سَفَهَاً [1] ← سفه سفاهت / نادانی / جهالت / بلاهت
«فعل» سَفِه‌َ [1] ← سفه سفیه بود / جاهل بود / نادان کرد / ابله کرد
«اسم» السُّفَهَاءَ [1] ← سفه سفیهان / نادانان / جاهلان / ابلهان
«اسم» السُّفَهَاءُ [4] ← سفه سفیهان / نادانان / جاهلان / ابلهان
«اسم» السَّفِينَة‌ِ [2] ← سفن کشتی
«اسم» سَفِينَة‌ٍ [1] ← سفن کشتی
«اسم» السَّفِينَة‌ُ [1] ← سفن کشتی
«اسم» سَفِيهَاً [1] ← سفه سفیه / نادان / جاهل / ابله
«اسم» سَفِيهُ [1] ← سفه سفیه / نادان / جاهل / ابله
«اسم» سِقَايَة‌َ [1] ← سقی سیراب کردن / آبرسانی
«اسم» السِّقَايَة‌َ [1] ← سقی سیراب کردن / آبرسانی
«اسم» سَقَرَ [3] ← سقر یکی از اسامی جهنم
«اسم» سَقَرُ [1] ← سقر یکی از اسامی جهنم
«فعل» سُقِط‌َ [1] ← سقط پشیمان شد
«فعل» سَقَطُوا [1] ← سقط سقوط کردند
«اسم» السَّقْف‌ِ [1] ← سقف سقف
«اسم» سَقْفَاً [1] ← سقف سقف
«اسم» السَّقْف‌ُ [1] ← سقف سقف
«اسم» سُقُفَاً [1] ← سقف سقف ها
«فعل» سُقْنَا [2] ← سوق سوق دادیم / راندیم
«فعل» سُقُوا [1] ← سقی نوشانده می شوند
«فعل» سَقَي [2] ← سقی آب داد / سیراب کرد
«فعل» سَقَيْت‌َ [1] ← سقی آب دادی / سیراب کردی
«اسم» سَقِيم‌ٌ [2] ← سقم بیمار
«اسم» سُقْيَی [1] ← سقی آبشخور
«اسم» سُكَارَي [3] ← سکر مستان
«فعل» سَكَت‌َ [1] ← سکت فرو نشست
«اسم» سَكَرَاً [1] ← سکر مِی / مست کننده
«اسم» سَكْرَۀِ [1] ← سکر مستی / سختی
«اسم» سَكْرَة‌ُ [1] ← سکر مستی / سختی
«فعل» سُكِّرَت‌ْ [1] ← سکر پوشانده شد / چشم بندی شد / خیره شد و از دید افتاد
«فعل» سَكَن‌َ [1] ← سکن آرامش یافت
«اسم» سَكَنَاً [2] ← سکن آرامش
«اسم» سَكَن‌ٌ [1] ← سکن آرامش
«فعل» سَكَنْتُمْ‌ [2] ← سکن سکونت کردید
«اسم» سِكِّينَاً [1] ← سکن چاقو / کارد
«اسم» سَكِينَۀَ [3] ← سکن آرامش
«اسم» السَّكِينَة‌َ [2] ← سکن آرامش
«اسم» سَكِينَة‌ٌ [1] ← سکن آرامش
«فعل» سَل‌ْ [2] ← سال درخواست کن / سؤال کن
«اسم» سَلاَسِلَ [1] ← سلسل قيدهايی كه دست و پاى مجرم را با آن مى ‏بندند
«اسم» السَّلاَسِل‌ُ [1] ← سلسل قيدهايی كه دست و پاى مجرم را با آن مى ‏بندند
«اسم» سُلاَلَة‌ٍ [2] ← سلل عصاره / چيزى كه از چيزى كشيده و بيرون آورده شود
«اسم» السَّلاَم‌َ [1] ← سلم سلامتی / سلام کردن / درود و تحیت / تسلیم شدن / از صفات الهی
«اسم» سَلاَمَاً [9] ← سلم سلامتی / سلام کردن / درود و تحیت / تسلیم شدن / از صفات الهی
«اسم» السَّلاَم‌ِ [3] ← سلم سلامتی / سلام کردن / درود و تحیت / تسلیم شدن / از صفات الهی
«اسم» سَلاَم‌ٍ [3] ← سلم سلامتی / سلام کردن / درود و تحیت / تسلیم شدن / از صفات الهی
«اسم» السَّلاَم‌ُ [3] ← سلم سلامتی / سلام کردن / درود و تحیت / تسلیم شدن / از صفات الهی
«اسم» سَلاَم‌ٌ [23] ← سلم سلامتی / سلام کردن / درود و تحیت / تسلیم شدن / از صفات الهی
«اسم» سَلْسَبِيلاً [1] ← سلسبیل چشمه ای در بهشت که آبی سبک لذیذ و برنده دارد
«اسم» سِلْسِلَة‌ٍ [1] ← سلسل چشمه ای در بهشت که آبی سبک لذیذ و برنده دارد
«فعل» سَلَّطَ [1] ← سلط مسلط کرد
«اسم» سُلْطَانَاً [11] ← سلط دلیل / حجت / برهان / قدرت و تسلط / پادشاه
«اسم» سُلْطَانِ [1] ← سلط دلیل / حجت / برهان / قدرت و تسلط / پادشاه
«اسم» سُلْطَان‌ٍ [20] ← سلط دلیل / حجت / برهان / قدرت و تسلط / پادشاه
«اسم» سُلْطَانُ [1] ← سلط دلیل / حجت / برهان / قدرت و تسلط / پادشاه
«اسم» سُلْطَان‌ٌ [4] ← سلط دلیل / حجت / برهان / قدرت و تسلط / پادشاه
«فعل» سَلَف‌َ [5] ← سلف گذشت / سپری شد
«اسم» سَلَفَاً [1] ← سلف نیاکان و گذشتگان / پیشگامان
«فعل» سَلَقُوا [1] ← سلق گشودند / طعنه زدند
«فعل» سَلَك‌َ [3] ← سلک داخل کرد / فرو کرد/ پیمود
«فعل» سَلَكْنَا [1] ← سلک داخل کردیم / فرو کردیم/ پیمودیم
«اسم» السَّلَم‌َ [4] ← سلم تسلیم شدن / سلامتی / اسارت / اسیر
«فعل» سَلَّم‌َ [1] ← سلم سالم نگه داشت / حفظ کرد
«اسم» سَلَمَاً [1] ← سلم تسلیم شدن / سلامتی / اسارت / اسیر
«اسم» السَّلْم‌ِ [2] ← سلم صلح / آشتی
«اسم» السِّلْم‌ِ [1] ← سلم صلح / آشتی / آسودگی / مسالمت
«اسم» سُلَّمَاً [1] ← سلم نردبان
«اسم» سُلَّم‌ٌ [1] ← سلم نردبان
«فعل» سَلَّمْتُمْ‌ [1] ← سلم تحویل دادید / پرداختید
«فعل» سَلِّمُوا [2] ← سلم سلام کنید
«اسم» السَّلْوَي‌ [3] ← سلو عسل / بلدرچین
«اسم» سَلِيم‌ٍ [2] ← سلم سالم / بی عیب
«اسم» سُلَيْمَـان‌َ [14] ← سلیمان سلیمان، نام مبارک یکی از پیامبران الهی
«اسم» سُلَيْمان‌ُ [3] ← سلیمان سلیمان، نام مبارک یکی از پیامبران الهی
«اسم» سَم‌ِّ [1] ← سمم سوراخ
«اسم» السَّمَاءَ [17] ← سمو آسمان / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«اسم» السَّمَاءِ [86] ← سمو آسمان / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«اسم» سَمَاءٍ [1] ← سمو آسمان / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«اسم» سَمَاءُ [1] ← سمو آسمان / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«اسم» السَّماءُ [15] ← سمو آسمان / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«اسم» سَمَّاعُون‌َ [4] ← سمع جاسوسان / بسیار شنوایان
«اسم» سِمَان‌ٍ [2] ← سمن چاق ها
«اسم» السَّمَاوَات‌ِ [176] ← سمو آسمانها / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«اسم» سَمَاوَات‌ٍ [5] ← سمو آسمانها / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«اسم» السَّمَاوَات‌ُ [9] ← سمو آسمانها / جوّ زمین / هر چیزی که بالای سر قرار گرفته باشد
«فعل» سَمِع‌َ [3] ← سمع شنید
«اسم» سَمْعَ [1] ← سمع گوش / حس شنوایی / گوش دادن
«اسم» السَّمْع‌َ [10] ← سمع گوش / حس شنوایی / گوش دادن
«اسم» سَمْعَاً [2] ← سمع گوش / حس شنوایی / گوش دادن
«اسم» سَمْعِ [4] ← سمع گوش / حس شنوایی / گوش دادن
«اسم» السَّمْع‌ِ [2] ← سمع گوش / حس شنوایی / گوش دادن
«اسم» سَمْعُ [3] ← سمع گوش / حس شنوایی / گوش دادن
«فعل» سَمِعَت‌ْ [1] ← سمع شنید
«فعل» سَمِعْتُمْ‌ [3] ← سمع شنیدید
«فعل» سَمِعْنَا [17] ← سمع شنیدیم
«فعل» سَمِعُوا [6] ← سمع شنیدند
«اسم» سَمْكَ [1] ← سمک سقف
«فعل» سَمُّوا [1] ← سمو نام ببرید
«اسم» السَّمُوم‌ِ [2] ← سمم باد داغى و سوزانی كه مثل سمّ در عمق جان انسان اثر مى‏ گذارد
«اسم» سَمُوم‌ٍ [1] ← سمم باد داغى و سوزانی كه مثل سمّ در عمق جان انسان اثر مى‏ گذارد
«فعل» سَمَّی [1] ← سمو نامید
«اسم» سَمِيَّاً [2] ← سمو همنام / مانند
«فعل» سَمَّيْتُ [1] ← سمو نامیدم
«فعل» سَمَّيْتُمْ [3] ← سمو نامیدید
«اسم» سَمِيعَاً [4] ← سمع بسیار شنوا / کسی که می شنواند
«اسم» السَّمِيع‌ِ [1] ← سمع بسیار شنوا / کسی که می شنواند
«اسم» سَمِيع‌ُ [2] ← سمع بسیار شنوا / کسی که می شنواند
«اسم» السَّمِيع‌ُ [19] ← سمع بسیار شنوا / کسی که می شنواند
«اسم» سَمِيع‌ٌ [21] ← سمع بسیار شنوا / کسی که می شنواند
«اسم» سَمِين‌ٍ [1] ← سمن چاق
«اسم» السِّن‌َّ [1] ← سنن دندان
«اسم» السِّن‌ِّ [1] ← سنن دندان
«اسم» سَنَا [1] ← سنو روشنی
«اسم» سَنَابِل‌َ [1] ← سنبل خوشه ها
«اسم» سُنْبُلِ [1] ← سنبل خوشه
«اسم» سُنْبُلاَت‌ٍ [2] ← سنبل خوشه ها
«اسم» سُنْبُلَة‌ٍ [1] ← سنبل یک خوشه
«اسم» سَنَة‌ً [2] ← سنو سال
«اسم» سَنَة‌ٍ [5] ← سنو سال
«اسم» سِنَة‌ٌ [1] ← وسن خواب سبک
«اسم» سُنَّة‌َ [6] ← سنن سنت / سیره / راه و روش / نهاد
«اسم» سُنَّة‌ِ [5] ← سنن سنت / سیره / راه و روش / نهاد
«اسم» سُنَّة‌ُ [3] ← سنن سنت / سیره / راه و روش / نهاد
«اسم» سُنْدُس‌ٍ [3] ← سندس پارچه ابريشمى نازك‏
«اسم» سُنَن‌َ [1] ← سنن سنت ها/ سیره ها/ راه و روش ها/ نهادها
«اسم» سُنَن‌ٌ [1] ← سنن سنت ها/ سیره ها/ راه و روش ها/ نهادها
«اسم» سِنِين‌َ [9] ← سنو سال ها
«اسم» السِّنِين‌َ [3] ← سنو سال ها
«اسم» سُهُولِ [1] ← سهل زمین های هموار
«اسم» السَّوْءِ [6] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سَوْءٍ [3] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سُوءَ [7] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» السُّوءَ [6] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سُوءً [6] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سُوءِ [2] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» السُّوءِ [5] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سُوءٍ [12] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سُوءُ [9] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» السُّوءُ [2] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سُوءٌ [1] ← سوا بدی / بد / شر / شرور / آفت / آتش
«اسم» سَوَاءَ [4] ← سوی راست / وسط
«اسم» سَوَاءً [5] ← سوی یکسان
«اسم» سَوَاءِ [5] ← سوی راست / وسط
«اسم» سَوَاءٍ [3] ← سوی یکسان
«اسم» سَوَاءٌ [10] ← سوی یکسان
«اسم» سَوْآۀِ [3] ← سوا شرمگاه ها / کارهای بسیار زشت
«اسم» سَوْآۀُ [2] ← سوا شرمگاه ها / کارهای بسیار زشت
«اسم» سَوْءَة‌َ [2] ← سوا جسد / کار بسیار زشت
«اسم» سُوَاعَاً [1] ← سواع نام یکی از بت های پنجگانه قوم نوح
«اسم» السُّوءَي‌ [1] ← سوا کار بسیار زشت
«اسم» سُودٌ [1] ← سود سیاه ها
«اسم» سُوَرٍ [1] ← سور سوره های قرآن
«اسم» سُورٍ [1] ← سور دیوار
«اسم» سُورَة‌ٍ [2] ← سور سوره قرآن
«اسم» سُورَة‌ٌ [7] ← سور سوره قرآن
«اسم» سَوْط‌َ [1] ← سوط تازیانه
«حرف» سَوْف‌َ [42] ← سوف بزودی / در آینده نه چندان نزدیک
«اسم» سُوقِ [1] ← سوق ساقه های درخت
«اسم» السُّوق‌ِ [1] ← سوق ساق های پا
«فعل» سَوَّل‌َ [1] ← سول زشتی ها را زیبا جلوه داد / آراست
«فعل» سَوَّلَت‌ْ [3] ← سول زشتی ها را زیبا جلوه داد / آراست
«فعل» سَوَّي‌ [9] ← سوی مرتب کرد / راست و درست کرد / صاف کرد
«اسم» سُوَي‌ً [1] ← سوی صاف / یکسان
«اسم» سَوِيَّاً [4] ← سوی سالم و بی عیب / راست / راست قامت
«اسم» السَّوِي‌ِّ [1] ← سوی راست
«فعل» سَوَّيْتُ [2] ← سوی راست و درست کردم / معتدل و استوار کردم
«فعل» سِي‌ءَ [2] ← سوا دلگیر و دلتنگ شد / زشت شد
«اسم» سَيِّئً [1] ← سوا بد
«اسم» السَّيِّئِ [1] ← سوا بد
«اسم» سَيِّئُ [1] ← سوا بد
«اسم» السَّیِّئُ [1] ← سوا بد
«اسم» سَيِّئَاتِ [16] ← سوا بدی ها
«اسم» السَّيِّئَات‌ِ [14] ← سوا بدی ها
«اسم» سَيِّئَات‌ُ [5] ← سوا بدی ها
«اسم» السَّيِّئَات‌ُ [1] ← سوا بدی ها
«اسم» السَّيِّئَة‌َ [3] ← سوا بدی
«اسم» سَيِّئَة‌ً [3] ← سوا بدی
«اسم» السَّيِّئَة‌ِ [6] ← سوا بدی
«اسم» سَيِّئَة‌ٍ [3] ← سوا بدی
«اسم» السَّيِّئَة‌ُ [1] ← سوا بدی
«اسم» سَيِّئَة‌ٌ [6] ← سوا بدی
«فعل» سِيْئَت‌ْ [1] ← سوا دلگیر و دلتنگ شد / زشت شد
«اسم» السَّيَّارَة‌ِ [2] ← سیر کاروان / اهل کاروان
«اسم» سَيَّارَة‌ٌ [1] ← سیر کاروان / اهل کاروان
«فعل» سِيحُوا [1] ← سیح گردش کنید
«اسم» سَيِّدَ [1] ← سود آقا / سرور / مهتر
«اسم» سَيِّدَاً [1] ← سود آقا / سرور / مهتر
«اسم» السَّيْرَ [1] ← سیر سِیْر / سِیْر کردن
«اسم» سَيْرَاً [1] ← سیر سِیْر / سِیْر کردن
«اسم» سِيرَۀَ [1] ← سیر حالت / هیئت / سنت
«فعل» سُيِّرَت‌ْ [3] ← سیر سیر داده شد / بحرکت واداشته شد
«فعل» سِيرُوا [7] ← سیر سیر کنید
«فعل» سِيق‌َ [2] ← سوق سوق داده شد / رانده شد
«اسم» سَيْل‌َ [1] ← سیل سیلاب
«اسم» السَّيْل‌ُ [1] ← سیل سیلاب
«اسم» سِيمَا [6] ← سوم سیما / چهره / علامت / نشانه
«اسم» سَيْنَاءَ [1] ← سیناء صحرای سينا / پر بركت و زيبا و مشجر
«اسم» سِينِين‌َ [1] ← سینین صحرای سينا / پر بركت و زيبا و مشجر


پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09378764435


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است