فهرست الفبایی




381.«فعل» قِيل‌َ [49] ← قول
گفته شد
آیات

وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْن‌ُ مُصْلِحُون‌َ (بقره: 11)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد» مى‏گويند: «ما فقط اصلاح كننده‏ايم»! (11)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ آمِنُوا كَمَا آمَن‌َ النَّاس‌ُ قَالُوا أَنُؤْمِن‌ُ كَمَا آمَن‌َ السُّفَهَاءُ أَلاَ إِنَّهُم‌ْ هُم‌ُ السُّفَهَاءُ وَ لَكِنْ‌ لاَ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 13)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند! (13)


فَبَدَّل‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي‌ قِيل‌َ لَهُم‌ْ فَأَنْزَلْنَا عَلَي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا رِجْزَاً مِن‌َ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون‌َ (بقره: 59)

اما افراد ستمگر، اين سخن را كه به آنها گفته شده بود، تغيير دادند (و به جاى آن، جمله استهزاآميزى گفتند) لذا بر ستمگران، در برابر اين نافرمانى، عذابى از آسمان فرستاديم. (59)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا نُؤْمِن‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ يَكْفُرُون‌َ بِمَا وَرَاءَه‌ُ وَ هُوَ الْحَق‌ُّ مُصَدِّقَاً لِمَا مَعَهُم‌ْ قُل‌ْ فَلِم‌َ تَقْتُلُون‌َ أَنْبِيَاءَ الله‌ِ مِن‌ْ قَبْل‌ُ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 91)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «ما به چيزى ايمان مى‏آوريم كه بر خود ما نازل شده است.» و به غير آن، كافر مى‏شوند در حالى كه حق است و آياتى را كه بر آنها نازل شده، تصديق مى‏كند. بگو: «اگر (راست مى‏گوييد، و به آياتى كه بر خودتان نازل شده) ايمان داريد، پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين، به قتل مى‏رسانديد؟!» (91)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا بَل‌ْ نَتَّبِع‌ُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ آبَاؤُهُم‌ْ لاَ يَعْقِلُون‌َ شَيْءً وَ لاَ يَهْتَدُون‌َ (بقره: 170)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟! (170)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَه‌ُ اتَّق‌ِ الله‌َ أَخَذَتْه‌ُ الْعِزَّة‌ُ بِالْإِثْم‌ِ فَحَسْبُه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ لَبِئْس‌َ الْمِهَادُ (بقره: 206)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از خدا بترسيد!» (لجاجت آنان بيشتر مى‏شود)، و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه مى‏كشاند. آتش دوزخ براى آنان كافى است و چه بد جايگاهى است! (206)


وَ لِيَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ نَافَقُوا وَ قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَم‌ُ قِتَالاً لَاتَّبَعْنَاكُم‌ْ هُم‌ْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَب‌ُ مِنْهُم‌ْ لِلْإِيمَانِ يَقُولُون‌َ بِأَفْوَاهِهِمْ‌ مَا لَيْس‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا يَكْتُمُون‌َ (آل‌عمران: 167)

و نيز براى اين بود كه منافقان شناخته شوند آنهايى كه به ايشان گفته شد: «بياييد در راه خدا نبرد كنيد! يا (حد اقل) از حريم خود، دفاع نماييد!» گفتند: «اگر مى‏دانستيم جنگى روى خواهد داد، از شما پيروى مى‏كرديم. (اما مى‏دانيم جنگى نمى‏شود.)» آنها در آن هنگام، به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان به زبان خود چيزى مى‏گويند كه در دلهايشان نيست! و خداوند از آنچه كتمان مى‏كنند، آگاهتر است. (167)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَعَالَوْا إِلَي‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ رَأَيْت‌َ الْمُنَافِقِين‌َ يَصُدُّون‌َ عَنْك‌َ صُدُودَاً (نساء: 61)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خداوند نازل كرده، و به سوى پيامبر بياييد»، منافقان را مى‏بينى كه (از قبول دعوت) تو، اعراض مى‏كنند! (61)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ قِيل‌َ لَهُم‌ْ كُفُّوا أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ فَلَمَّا كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقِتَال‌ُ إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَخْشَوْن‌َ النَّاس‌َ كَخَشْيَة‌ِ الله‌ِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَة‌ً وَ قَالُوا رَبَّنَا لِم‌َ كَتَبْت‌َ عَلَيْنَا الْقِتَال‌َ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ قُل‌ْ مَتَاع‌ُ الدُّنْيَا قَلِيل‌ٌ وَالْآخِرَة‌ُ خَيْرٌ لِمَن‌ِ اتَّقَي‌ وَ لاَ تُظْلَمُون‌َ فَتِيلاً (نساء: 77)

آيا نديدى كسانى را كه (در مكّه) به آنها گفته شد: «فعلا) دست از جهاد بداريد! و نماز را برپا كنيد! و زكات بپردازيد!» (امّا آنها از اين دستور، ناراحت بودند)، ولى هنگامى كه (در مدينه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان، از مردم مى‏ترسيدند، همان گونه كه از خدا مى‏ترسند، بلكه بيشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتى؟! چرا اين فرمان را تا زمان نزديكى تأخير نينداختى؟!» به آنها بگو: «سرمايه زندگى دنيا، ناچيز است! و سراى آخرت، براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شكافِ هسته خرمايى، به شما ستم نخواهد شد! (77)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَعَالَوْا إِلَي‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ آبَاؤُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ شَيْءً وَ لاَ يَهْتَدُون‌َ (مائده: 104)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبر بياييد!»، مى‏گويند: «آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است!» آيا اگر پدران آنها چيزى نمى‏دانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مى‏كنند)؟! (104)


وَ إِذْ قِيل‌َ لَهُم‌ُ اسْكُنُوا هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌َ وَ كُلُوا مِنْهَا حَيْث‌ُ شِئْتُم‌ْ وَ قُولُوا حِطَّة‌ٌ وَادْخُلُوا الْبَاب‌َ سُجَّدَاً نَغْفِرْ لَكُم‌ْ خَطِيئَاتِكُم‌ْ سَنَزِيدُ الْمُـحْسِنِين‌َ (اعراف: 161)

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه به آنها گفته شد: «در اين شهر [بيت المقدّس‏] ساكن شويد، و از هر جا (و به هر كيفيت) بخواهيد، از آن بخوريد (و بهره گيريد)! و بگوييد: خداوندا! گناهان ما را بريز! و از درِ (بيت المقدس) با تواضع وارد شويد! كه اگر چنين كنيد، گناهان شما را مى‏بخشم و نيكوكاران را پاداش بيشتر خواهيم داد.» (161)


فَبَدَّل‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي‌ قِيل‌َ لَهُم‌ْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِم‌ْ رِجْزَاً مِن‌َ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 162)

اما ستمگران آنها، اين سخن (و آن فرمانها) را، بغير آنچه به آنها گفته شده بود، تغيير دادند از اين رو بخاطر ستمى كه روا ميداشتند، بلايى از آسمان بر آنها فرستاديم (و مجازاتشان كرديم). (162)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا مَا لَكُم‌ْ إِذَا قِيل‌َ لَكُم‌ُ انْفِرُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ اثَّاقَلْتُم‌ْ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ أَرَضِيتُم‌ْ بِالْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا مِن‌َ الْآخِرَة‌ِ فَمَا مَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا فِي‌ الْآخِرَة‌ِ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ (توبه: 38)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا هنگامى كه به شما گفته مى‏شود: «به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد!» بر زمين سنگينى مى‏كنيد (و سستى به خرج مى‏دهيد)؟! آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ايد؟! با اينكه متاع زندگى دنيا، در برابر آخرت، جز اندكى نيست! (38)


وَ لَوْ أَرَادُوا الْخُرُوج‌َ لَأََعَدُّوا لَه‌ُ عُدَّة‌ً وَ لَكِنْ‌ كَرِه‌َ الله‌ُ انْبِعَاثَهُم‌ْ فَثَبَّطَهُم‌ْ وَ قِيل‌َ اقْعُدُوا مَع‌َ الْقَاعِدِين‌َ (توبه: 46)

اگر آنها (راست مى‏گفتند، و) اراده داشتند كه (بسوى ميدان جهاد) خارج شوند، وسيله‏اى براى آن فراهم مى‏ساختند! ولى خدا از حركت آنها كراهت داشت از اين رو (توفيقش را از آنان سلب كرد و) آنها را (از جهاد) باز داشت و به آنان گفته شد: «با «قاعدين» [كودكان و پيران و بيماران‏] بنشينيد!» (46)


ثُم‌َّ قِيل‌َ لِلَّذِين‌َ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَاب‌َ الْخُلْدِ هَل‌ْ تُجْزَوْن‌َ إِلاَّ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَكْسِبُون‌َ (يونس: 52)

سپس به كسانى كه ستم كردند گفته مى‏شود: عذاب ابدى را بچشيد! آيا جز به آنچه انجام مى‏داديد كيفر داده مى‏شويد؟!» (52)


وَ قِيل‌َ يَا أَرْض‌ُ ابْلَعِي‌ مَاءَك‌ِ وَ يَا سَمَاءُ أَقْلِعِي‌ وَ غِيض‌َ الْمَاءُ وَ قُضِيَ‌ الْأَمْرُ وَاسْتَوَت‌ْ عَلَي‌ الْجُودِي‌ِّ وَ قِيل‌َ بُعْدَاً لِلْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (هود: 44)

و گفته شد: «اى زمين، آبت را فرو بر! و اى آسمان، خوددارى كن! و آب فرو نشست و كار پايان يافت و (كشتى) بر (دامنه كوه) جودى، پهلو گرفت و (در اين هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)» (44)


قِيل‌َ يَا نُوح‌ُ اهْبِط‌ْ بِسَلاَم‌ٍ مِنَّا وَ بَرَكَات‌ٍ عَلَيْك‌َ وَ عَلَي‌ أُمَم‌ٍ مِمَّنْ‌ مَعَك‌َ وَ أُمَم‌ٌ سَنُمَتِّعُهُم‌ْ ثُم‌َّ يَمَسُّهُمْ‌ مِنَّا عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (هود: 48)

(به نوح) گفته شد: «اى نوح! با سلامت و بركاتى از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهايى كه با تواند، فرود آى! و امتهاى نيز هستند كه ما آنها را از نعمتها بهره‏مند خواهيم ساخت، سپس عذاب دردناكى از سوى ما به آنها مى‏رسد (، چرا كه اين نعمتها را كفران مى‏كنند!)» (48)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُمْ‌ مَاذَا أَنْزَل‌َ رَبُّكُم‌ْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (نحل: 24)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «پروردگار شما چه نازل كرده است؟» مى‏گويند: «اينها (وحى الهى نيست) همان افسانه‏هاى دروغين پيشينيان است!» (24)


وَ قِيل‌َ لِلَّذِين‌َ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَل‌َ رَبُّكُم‌ْ قَالُوا خَيْرَاً لِلَّذِين‌َ أَحْسَنُوا فِي‌ هَذِه‌ِ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ٌ وَ لَدَارُ الْآخِرَة‌ِ خَيْرٌ وَ لَنِعْم‌َ دَارُ الْمُتَّقِين‌َ (نحل: 30)

(ولى هنگامى كه) به پرهيزگاران گفته مى‏شد: «پروردگار شما چه چيز نازل كرده است؟» مى‏گفتند: «خير (و سعادت)» (آرى،) براى كسانى كه نيكى كردند، در اين دنيا نيكى است و سراى آخرت از آن هم بهتر است و چه خوب است سراى پرهيزگاران! (30)


فَإِنْ‌ لَم‌ْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدَاً فَلاَ تَدْخُلُوهَا حَتَّي‌ يُؤْذَن‌َ لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ قِيل‌َ لَكُم‌ُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَي‌ لَكُم‌ْ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ عَلِيم‌ٌ (نور: 28)

و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد اين براى شما پاكيزه‏تر است و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (28)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَن‌ِ قَالُوا وَ مَا الرَّحْمَن‌ُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَ زَادَهُم‌ْ نُفُورَاً (فرقان: 60)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «براى خداوند رحمان سجده كنيد!» مى‏گويند: «رحمان چيست؟! (ما اصلًا رحمان را نمى‏شناسيم!) آيا براى چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مى‏دهى؟!» (اين سخن را مى‏گويند) و بر نفرتشان افزوده مى‏شود! (60)


وَ قِيل‌َ لِلنَّاس‌ِ هَل‌ْ أَنْتُمْ‌ مُجْتَمِعُون‌َ (شعراء: 39)

و به مردم گفته شد: «آيا شما نيز (در اين صحنه) اجتماع مى‏كنيد ... (39)


وَ قِيل‌َ لَهُم‌ْ أَيْن‌َ مَا كُنْتُم‌ْ تَعْبُدُون‌َ (شعراء: 92)

و به آنان گفته مى‏شود: «كجا هستند معبودانى كه آنها را پرستش مى‏كرديد ... (92)


فَلَمَّا جَاءَت‌ْ قِيل‌َ أَهَكَذَا عَرْشُك‌ِ قَالَت‌ْ كَأَنَّه‌ُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْم‌َ مِنْ‌ قَبْلِهَا وَ كُنَّا مُسْلِمِين‌َ (نمل: 42)

هنگامى كه آمد، به او گفته شد: «آيا تخت تو اين گونه است؟» گفت: گويا خود آن است! و ما پيش از اين هم آگاه بوديم و اسلام آورده بوديم!» (42)


قِيل‌َ لَهَا ادْخُلِي‌ الصَّرْح‌َ فَلَمَّا رَأَتْه‌ُ حَسِبَتْه‌ُ لُجَّة‌ً وَ كَشَفَت‌ْ عَنْ‌ سَاقَيْهَا قَال‌َ إِنَّه‌ُ صَرْح‌ٌ مُمَرَّدٌ مِنْ‌ قَوَارِيرَ قَالَت‌ْ رَب‌ِّ إِنِّي‌ ظَلَمْت‌ُ نَفْسِي‌ وَ أَسْلَمْت‌ُ مَع‌َ سُلَيْمَـان‌َ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (نمل: 44)

به او گفته شد: «داخل حياط (قصر) شو!» هنگامى كه نظر به آن افكند، پنداشت نهر آبى است و ساق پاهاى خود را برهنه كرد (تا از آب بگذرد امّا سليمان) گفت: « (اين آب نيست،) بلكه قصرى است از بلور صاف!» (ملكه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم كردم و (اينك) با سليمان براى خداوندى كه پروردگار عالميان است اسلام آوردم!» (44)


وَ قِيل‌َ ادْعُوا شُرَكَاءَكُم‌ْ فَدَعَوْهُم‌ْ فَلَم‌ْ يَسْتَجِيبُوا لَهُم‌ْ وَ رَأَوُا الْعَذَاب‌َ لَوْ أَنَّهُم‌ْ كَانُوا يَهْتَدُون‌َ (قصص: 64)

و به آنها [عابدان‏] گفته مى‏شود: «معبودهايتان را كه همتاى خدا مى‏پنداشتيد بخوانيد (تا شما را يارى كنند)!» معبودهايشان را مى‏خوانند، ولى جوابى به آنان نمى‏دهند! و (در اين هنگام) عذاب الهى را (با چشم خود) مى‏بينند، و آرزو مى‏كنند اى كاش هدايت يافته بودند! (64)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا بَل‌ْ نَتَّبِع‌ُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ الشَّيْطاَن‌ُ يَدْعُوهُم‌ْ إِلَي‌ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (لقمان: 21)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد!»، مى‏گويند: «نه، بلكه ما از چيزى پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!» آيا حتّى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيّت مى‏كنند)؟! (21)


وَ أَمَّا الَّذِين‌َ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُم‌ُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَ قِيل‌َ لَهُم‌ْ ذُوقُوا عَذَاب‌َ النَّارِ الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ (سجده: 20)

و امّا كسانى كه فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جايگاه هميشگى آنها آتش است هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمى‏گردانند و به آنان گفته مى‏شود: «بچشيد عذاب آتشى را كه انكار مى‏كرديد!» (20)


قِيل‌َ ادْخُل‌ِ الْجَنَّة‌َ قَال‌َ يَا لَيْت‌َ قَوْمِي‌ يَعْلَمُون‌َ (يس: 26)

(سرانجام او را شهيد كردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اى كاش قوم من مى‏دانستند ... (26)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اتَّقُوا مَا بَيْن‌َ أَيْدِيكُم‌ْ وَ مَا خَلْفَكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تُرْحَمُون‌َ (يس: 45)

و هر گاه به آنها گفته شود: «از آنچه پيش رو و پشت سر شماست [از عذابهاى الهى‏] بترسيد تا مشمول رحمت الهى شويد!» (اعتنا نمى‏كنند). (45)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا أَنُطْعِم‌ُ مَنْ‌ لَوْ يَشَاءُ الله‌ُ أَطْعَمَه‌ُ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ فِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يس: 47)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنيد!»، كافران به مؤمنان مى‏گويند: «آيا ما كسى را اطعام كنيم كه اگر خدا مى‏خواست او را اطعام مى‏كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهى آشكاريد»! (47)


إِنَّهُم‌ْ كَانُوا إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ لاَ إِله‌َ إِلاَّ الله‌ُ يَسْتَكْبِرُون‌َ (صافات: 35)

چرا كه وقتى به آنها گفته مى‏شد: «معبودى جز خدا وجود ندارد»، تكبّر و سركشى مى‏كردند ... (35)


أَفَمَنْ‌ يَتَّقِي‌ بِوَجْهِه‌ِ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ قِيل‌َ لِلظَّالِمِين‌َ ذُوقُوا مَا كُنْتُم‌ْ تَكْسِبُون‌َ (زمر: 24)

آيا كسى كه با صورت خود عذاب دردناك (الهى) را در روز قيامت دور مى‏سازد (همانند كسى است كه هرگز آتش دوزخ به او نمى‏رسد)؟! و به ظالمان گفته مى شود: «بچشيد آنچه را به دست مى‏آورديد (و انجام مى‏داديد)!» (24)


قِيل‌َ ادْخُلُوا أَبْوَاب‌َ جَهَنَّم‌َ خَالِدِين‌َ فِيهَا فَبِئْس‌َ مَثْوَي‌ الْمُتَكَبِّرِين‌َ (زمر: 72)

به آنان گفته مى‏شود: «از درهاى جهنّم وارد شويد، جاودانه در آن بمانيد چه بد جايگاهى است جايگاه متكبّران!» (72)


وَ تَرَي‌ الْمَلاَئِكَة‌َ حَافِّين‌َ مِن‌ْ حَوْل‌ِ الْعَرْش‌ِ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ قُضِي‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ وَ قِيل‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (زمر: 75)

(در آن روز) فرشتگان را مى‏بينى كه بر گرد عرش خدا حلقه زده‏اند و با ستايش پروردگارشان تسبيح مى‏گويند و در ميان بندگان بحق داورى مى‏شود و (سرانجام) گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانيان است!» (75)


ثُم‌َّ قِيل‌َ لَهُم‌ْ أَيْن‌َ مَا كُنْتُم‌ْ تُشْرِكُون‌َ (غافر: 73)

سپس به آنها گفته مى‏شود: «كجايند آنچه را همتاى خدا قرار مى‏داديد، (73)


مَا يُقَال‌ُ لَك‌َ إِلاَّ مَا قَدْ قِيل‌َ لِلرُّسُل‌ِ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَذُو مَغْفِرَة‌ٍ وَ ذُو عِقَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (فصلت: 43)

آنچه به ناروا درباره تو مى‏گويند همان است كه درباره پيامبران قبل از تو نيز گفته شده پروردگار تو داراى مغفرت و (هم) داراى مجازات دردناكى است! (43)


وَ إِذَا قِيل‌َ إِن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ وَالسَّاعَة‌ُ لاَ رَيْب‌َ فِيهَا قُلْتُمْ‌ مَا نَدْرِي‌ مَا السَّاعَة‌ُ إِنْ‌ نَظُن‌ُّ إِلاَّ ظَنَّاً وَ مَا نَحْن‌ُ بِمُسْتَيْقِنِين‌َ (جاثيه: 32)

و هنگامى كه گفته مى‏شد: «وعده خداوند حقّ است، و در قيامت هيچ شكّى نيست»، شما مى‏گفتيد: «ما نمى‏دانيم قيامت چيست؟ ما تنها گمانى در اين باره داريم، و به هيچ وجه يقين نداريم!» (32)


وَ قِيل‌َ الْيَوْم‌َ نَنْسَاكُم‌ْ كَمَا نَسِيتُم‌ْ لِقَاءَ يَوْمِكُم‌ْ هَذَا وَ مَأْوَاكُم‌ُ النَّارُ وَ مَا لَكُم‌ْ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (جاثيه: 34)

و به آنها گفته مى‏شود: «امروز شما را فراموش مى‏كنيم همان‏گونه كه شما ديدار امروزتان را فراموش كرديد و جايگاه شما دوزخ است و هيچ ياورى نداريد! (34)


وَ فِي‌ ثَمُودَ إِذْ قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَمَتَّعُوا حَتَّي‌ حِين‌ٍ (ذاريات: 43)

و نيز در سرگذشت قوم «ثمود» عبرتى است در آن هنگام كه به آنان گفته شد: «مدّتى كوتاه بهره‏مند باشيد (و سپس منتظر عذاب)!» (43)


يَوْم‌َ يَقُول‌ُ الْمُنَافِقُون‌َ وَالْمُنَافِقَات‌ُ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِس‌ْ مِنْ‌ نُورِكُم‌ْ قِيل‌َ ارْجِعُوا وَرَاءَكُم‌ْ فَالْتَـمِسُوا نُورَاً فَضُرِب‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِسُورٍ لَه‌ُ بَاب‌ٌ بَاطِنُه‌ُ فِيه‌ِ الرَّحْمَة‌ُ وَ ظَاهِرُه‌ُ مِنْ‌ قِبَلِه‌ِ الْعَذَاب‌ُ (حديد: 13)

روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گويند: «نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم!» به آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد!» در اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مى‏شود كه درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (13)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا قِيل‌َ لَكُم‌ْ تَفَسَّحُوا فِي‌ الْمَـجَالِس‌ِ فَافْسَحُوا يَفْسَح‌ِ الله‌ُ لَكُم‌ْ وَ إِذَا قِيل‌َ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَع‌ِ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَالَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ دَرَجَات‌ٍ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (مجادله: 11)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشيد (و به تازه‏واردها جا دهيد)»، وسعت بخشيد، خداوند (بهشت را) براى شما وسعت مى‏بخشد و هنگامى كه گفته شود: «برخيزيد»، برخيزيد اگر چنين كنيد، خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمى مى‏بخشد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (11)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُم‌ْ رُسُول‌ُ الله‌ِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُم‌ْ وَ رَأَيْتَهُم‌ْ يَصُدُّون‌َ وَ هُمْ‌ مُسْتَكْبِرُون‌َ (منافقون: 5)

هنگامى كه به آنان گفته شود: «بياييد تا رسول خدا براى شما استغفار كند!»، سرهاى خود را (از روى استهزا و كبر و غرور) تكان مى‏دهند و آنها را مى‏بينى كه از سخنان تو اعراض كرده و تكبر مى‏ورزند! (5)


ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا امْرَأَة‌َ نُوح‌ٍ وَامْرَأَة‌َ لُوط‌ٍ كَانَتَا تَحْت‌َ عَبْدَيْن‌ِ مِن‌ْ عِبَادِنَا صَالِحَيْن‌ِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَم‌ْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً وَ قِيل‌َ ادْخُلاَ النَّارَ مَع‌َ الدَّاخِلِين‌َ (تحريم: 10)

خداوند براى كسانى كه كافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مى‏شوند!» (10)


فَلَمَّا رَأَوْه‌ُ زُلْفَة‌ً سِيْئَت‌ْ وُجُوه‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ قِيل‌َ هَذَا الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تَدَّعُون‌َ (ملك: 27)

هنگامى كه آن (وعده الهى) را از نزديك مى‏بينند، صورت كافران زشت و سياه مى‏گردد، و به آنها گفته مى‏شود: «اين همان چيزى است كه تقاضاى آن را داشتيد»! (27)


وَ قِيل‌َ مَن‌ْ رَاق‌ٍ (قيامة: 27)

و گفته شود: «آيا كسى هست كه (اين بيمار را از مرگ) نجات دهد؟!» (27)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ ارْكَعُوا لاَ يَرْكَعُون‌َ (مرسلات: 48)

و هنگامى كه به آنها گفته شود ركوع كنيد ركوع نمى‏كنند! (48)



پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09309774615


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است