فهرست الفبایی




فهرست کلمات معنی کلمات
1.«حرف» ل [3851] برای / قَسَم / هرآینه / باید / ...
2.«حرف» ل [528] واقع در کلمات (تلک)(ذلکَ)(ذلکِ)(ذلکم)(ذلکما)(ذلکنّ)و(هنالک) بمعنی بُعد و دور
3.«حرف» لاَ [1746] نه / خیر / نیست / نباید / ...
4.«اسم» لاَئِم‌ٍ [1] ← لوم ملامت کننده
5.«اسم» اللاّئِی [4] کسانیکه / آنانکه (جمع مؤنث)
6.«اسم» لاَبِثِين‌َ [1] ← لبث ماندگاران / مقیمان
7.«حرف» لاَت‌َ [1] ← لات نیست
8.«اسم» اللاَّت‌َ [1] ← لات نام یکی از بت های سه گانه معروف مشرکین مکه
9.«اسم» اللاَّتِي‌ [10] کسانیکه / آنانکه (جمع مؤنث)
10.«اسم» لاَزِب‌ٍ [1] ← لزب چسبنده
11.«اسم» لاَعِبِين‌َ [2] ← لعب بازی کنندگان
12.«اسم» اللاَّعِبِين‌َ [1] ← لعب بازی کنندگان
13.«اسم» اللاَّعِنُون‌َ [1] ← لعن لعنت کنندگان
14.«اسم» لاَغِيَة‌ً [1] ← لغو سخن بیهوده/ حرف مفت و پوچ
15.«اسم» لاَقِي [1] ← لقی ملاقات کننده / برخورد کننده
16.«اسم» لُؤْلُؤَاً [3] ← لؤلؤ مروارید
17.«اسم» اللُّؤْلُؤِ [1] ← لؤلؤ مروارید
18.«اسم» اللُّؤْلُؤُ [1] ← لؤلؤ مروارید
19.«اسم» لُؤْلُؤٌ [1] ← لؤلؤ مروارید
20.«فعل» لاَمَسْتُمْ‌ [2] ← لمس لمس کردید / تماس (جنسی) گرفتید
21.«اسم» لاَهِيَة‌ً [1] ← لهو سرگرم کننده / بازدارنده
22.«اسم» لِبَاس‌َ [2] ← لبس لباس / پوشاک / پوشش
23.«اسم» لِبَاسَاً [3] ← لبس لباس / پوشاک / پوشش
24.«اسم» لِبَاس‌ُ [3] ← لبس لباس / پوشاک / پوشش
25.«اسم» لِبَاس‌ٌ [2] ← لبس لباس / پوشاک / پوشش
26.«فعل» لَبِث‌َ [4] ← لبث درنگ کرد / توقف کرد / ماند
27.«فعل» لَبِثْت‌َ [4] ← لبث درنگ کردی / توقف کردی / ماندی
28.«فعل» لَبِثْت‌ُ [2] ← لبث درنگ کردم / توقف کردم / ماندم
29.«فعل» لَبِثْتُمْ [8] ← لبث درنگ کردید / توقف کردید / ماندید
30.«فعل» لَبِثْنَا [2] ← لبث درنگ کردیم / توقف کردیم / ماندیم
31.«فعل» لَبِثُوا [5] ← لبث درنگ کردند / توقف کردند / ماندند
32.«اسم» لِبَدَاً [1] ← لبد متراکم و انبوه / ازدحام شدید
33.«اسم» لُبَدَاً [1] ← لبد بسیار / انباشته
34.«اسم» لَبْس‌ٍ [1] ← لبس اشتباه / شبهه / تردید
35.«فعل» لَبَسْنَا [1] ← لبس مشتبه گرداندیم
36.«اسم» لَبَنَاً [1] ← لبن شیر نوشیدنی
37.«اسم» لَبَن‌ٍ [1] ← لبن شیر نوشیدنی
38.«اسم» لَبُوس‌ٍ [1] ← لبس زره / انواع سلاح
39.«اسم» الَّتِي‌ [68] کسی که / آنکه (مفرد مؤنث)
40.«اسم» لُجَّة‌ً [1] ← لجج آب بسیار زیاد
41.«فعل» لَجُّوا [2] ← لجج لجاجت ورزیدند / عناد و سرسختی می کنند
42.«اسم» لُجِّي‌ٍّ [1] ← لجج عمیق و پهناور و پرآب
43.«اسم» لَحْم‌َ [4] ← لحم گوشت
44.«اسم» لَحْمَاً [4] ← لحم گوشت
45.«اسم» لَحْم‌ِ [1] ← لحم گوشت
46.«اسم» لَحْم‌ٍ [1] ← لحم گوشت
47.«اسم» لَحْم‌ُ [1] ← لحم گوشت
48.«اسم» لَحْن‌ِ [1] ← لحن لحن / طرز / سبک / شیوه
49.«اسم» لُحُومُ [1] ← لحم گوشت ها
50.«اسم» لِحْيَۀِ [1] ← لحی ریش
51.«اسم» لُدَّاً [1] ← لدد دشمن سرسخت و کینه توز
52.«اسم» لَدُن‌ْ [18] ← لدن نزد / پیش
53.«اسم» لَدَيْ [22] ← لدی نزد / پیش
54.«اسم» الَّذَان‌ِ [1] کسانیکه / آنانکه (تثنیه مذکر)
55.«اسم» لَذَّة‌ٍ [2] ← لذذ لذت / گوارایی / خوشی
56.«اسم» الَّذِي‌ [304] کسی که / آنکه (مفرد مذکر)
57.«اسم» الَّذَيْن‌ِ [1] کسانیکه / آنانکه (تثنیه مذکر)
58.«اسم» الَّذِين‌َ [1080] کسانیکه / آنانکه (جمع مذکر)
59.«اسم» لِزَامَاً [2] ← لزم لازم / واجب
60.«اسم» لِسَان‌َ [3] ← لسن زبان / لغت / پیغام / رسالت
61.«اسم» لِسَانَاً [3] ← لسن زبان / لغت / پیغام / رسالت
62.«اسم» لِسَان‌ِ [6] ← لسن زبان / لغت / پیغام / رسالت
63.«اسم» لِسَان‌ٍ [1] ← لسن زبان / لغت / پیغام / رسالت
64.«اسم» لِسَان‌ُ [1] ← لسن زبان / لغت / پیغام / رسالت
65.«اسم» لِسَان‌ٌ [1] ← لسن زبان / لغت / پیغام / رسالت
66.«فعل» لَسْت‌َ [4] ← لیس نیستی / نمی باشی
67.«فعل» لَسْت‌ُ [2] ← لیس نیستم / نمی باشم
68.«فعل» لَسْتُمْ‌ [3] ← لیس نیستید / نمی باشید
69.«فعل» لَسْتُن‌َّ [1] ← لیس نیستید / نمی باشید
70.«اسم» لَطِيفَاً [1] ← لطف لطیف / مهربان / ظریف / نرم و نازک / از صفات باری تعالی
71.«اسم» اللَّطِيف‌ُ [2] ← لطف لطیف / مهربان / ظریف / نرم و نازک / از صفات باری تعالی
72.«اسم» لَطِيف‌ٌ [4] ← لطف لطیف / مهربان / ظریف / نرم و نازک / از صفات باری تعالی
73.«اسم» لَظَي [1] ← لظی شعله خالص آتش / جهنم
74.«اسم» لَعِبَاً [4] ← لعب بازی / بازی کردن / بازی کننده / کار بی هدف
75.«اسم» لَعِب‌ٌ [4] ← لعب بازی / بازی کردن / بازی کننده / کار بی هدف
76.«حرف» لَعَل‌َّ [129] ← لعلّ شاید / امید است / چه بسا / امکان دارد
77.«فعل» لَعَن‌َ [11] ← لعن لعنت کرد
78.«فعل» لُعِن‌َ [1] ← لعن لعنت شد
79.«فعل» لَعَنَّا [2] ← لعن لعنت کردیم
80.«اسم» لَعْنَاً [1] ← لعن لعنت / لعنت کردن
81.«فعل» لَعَنَتْ [1] ← لعن لعنت کرد
82.«اسم» لَعْنَة‌َ [3] ← لعن لعنت/ لعنت کردن
83.«اسم» اللَّعْنَة‌َ [1] ← لعن لعنت/ لعنت کردن
84.«اسم» لَعْنَة‌ً [3] ← لعن لعنت/ لعنت کردن
85.«اسم» لَعْنَۀِ [1] ← لعن لعنت/ لعنت کردن
86.«اسم» لَعْنَة‌ُ [4] ← لعن لعنت/ لعنت کردن
87.«اسم» اللَّعْنَة‌ُ [2] ← لعن لعنت/ لعنت کردن
88.«فعل» لُعِنُوا [2] ← لعن لعنت شدند
89.«اسم» اللَّغْوَ [1] ← لغو بیهوده / پوچ / شکستن سوگند / بیجهت و بدروغ سوگند کردن
90.«اسم» لَغْوَاً [3] ← لغو بیهوده / پوچ / شکستن سوگند / بیجهت و بدروغ سوگند کردن
91.«اسم» اللَّغْوِ [4] ← لغو بیهوده / پوچ / شکستن سوگند / بیجهت و بدروغ سوگند کردن
92.«اسم» لَغْوٌ [1] ← لغو بیهوده / پوچ / شکستن سوگند / بیجهت و بدروغ سوگند کردن
93.«اسم» لُغُوب‌ٍ [1] ← لغب خستگی / خسته شدن
94.«اسم» لُغُوب‌ٌ [1] ← لغب خستگی / خسته شدن
95.«اسم» لَفِيفَاً [1] ← لفف مجموعه بهم پیوسته و انبوه
96.«اسم» لِقَاءَ [11] ← لقی دیدار / ملاقات / دیدن / ملاقات کردن
97.«اسم» لِقَاءِ [13] ← لقی دیدار / ملاقات / دیدن / ملاقات کردن
98.«اسم» لُقْمَان‌َ [1] ← لقمان لقمان، نام مبارک حکیمی الهی و غلامى سياه از مردم سودان مصر بود، که با وجود چهره نازيبا، دلى روشن و روحى مصفا داشت‏
99.«اسم» لُقْمَان‌ُ [1] ← لقمان لقمان، نام مبارک حکیمی الهی و غلامى سياه از مردم سودان مصر بود، که با وجود چهره نازيبا، دلى روشن و روحى مصفا داشت‏
100.«فعل» لَقُوا [3] ← لقی برخورد کردند / دیدند
101.«فعل» لَقَّی [1] ← لقی روبرو کرد / عطا کرد
102.«فعل» لَقِيَا [1] ← لقی برخورد کردند / دیدند
103.«فعل» لَقِيتُمْ‌ [3] ← لقی برخورد کردید / دیدید
104.«فعل» لَقِينَا [1] ← لقی برخورد کردیم / دیدیم
105.«حرف» لَكِن‌ْ [66] لیکن / ولی / امّا
106.«حرف» لَكِن‌َّ [64] لیکن / ولی / امّا
107.«حرف» لَمْ‌ [348] نه / خیر
108.«اسم» لَمَّا [153] ← لمم وقتیکه / زمانیکه
109.«حرف» لَمَّا [12] نه / خیر / مگر اینکه
110.«اسم» لَمَّاً [1] ← لمم جمع کردن / گردآوری
111.«فعل» لُمْتُنَّ [1] ← لوم ملامت کردید
112.«اسم» لَمْح‌ِ [1] ← لمح چشم بهم زدن / شتابان نگاه کردن / دزدکی نگاه کردن
113.«اسم» لَمْح‌ٍ [1] ← لمح چشم بهم زدن / شتابان نگاه کردن / دزدکی نگاه کردن
114.«اسم» لُمَزَة‌ٍ [1] ← لمز بدگو / عیب گو
115.«فعل» لَمَسْنَا [1] ← لمس جستجو کردیم
116.«فعل» لَمَسُوا [1] ← لمس لمس کردند
117.«اسم» اللَّمَم‌َ [1] ← لمم گناهان کوچک / بگناه نزدیک شدن ولی مرتکب آن نشدن / گناهى كه گهگاه ارتكاب شود، و مرتكب آن عادت بر آن نكرده باشد
118.«حرف» لَن‌ْ [106] بهیچوجه / هرگز / همیشه
119.«فعل» لِنْت‌َ [1] ← لین نرمخو شدی / مدارا و ملاطفت کردی
120.«اسم» اللَّهَب‌ِ [1] ← لهب زبانه آتش / شعله آتش / (با ترکیب ابی لهب) عموی کافر و معاند پیامبر اسلام
121.«اسم» لَهَب‌ٍ [2] ← لهب زبانه آتش / شعله آتش / (با ترکیب ابی لهب) عموی کافر و معاند پیامبر اسلام
122.«اسم» لَهْوَ [1] ← لهو سرگرمی / سرگرم کننده / بازدارنده / بیهوده
123.«اسم» لَهْوَاً [4] ← لهو سرگرمی / سرگرم کننده / بازدارنده / بیهوده
124.«اسم» اللَّهْوِ [1] ← لهو سرگرمی / سرگرم کننده / بازدارنده / بیهوده
125.«اسم» لَهْوٌ [4] ← لهو سرگرمی / سرگرم کننده / بازدارنده / بیهوده
126.«حرف» لَوْ [200] اگر / اگرچه / ممنوع و محال بودن / آرزو
127.«اسم» لَوَّاحَة‌ٌ [1] ← لوح بسیار آشکار کننده / بسیار دگرگون سازنده
128.«اسم» لِوَاذَاً [1] ← لوذ استتار / عمل كسانى كه پشت سر ديگرى خود را پنهان مى‏ كنند يا در پشت ديوارى قرار مى‏ گيرند و به اصطلاح افراد را خواب مى ‏كنند و فرار مى‏ كنند
129.«اسم» لَوَاقِح‌َ [1] ← لقح تلقیح کنندگان
130.«اسم» اللَّوَّامَة‌ِ [1] ← لوم بسیار ملامت کننده
131.«اسم» لَوْح‌ٍ [1] ← لوح لوح
132.«اسم» لُوطَاً [10] ← لوط لوط، نام مبارک یکی از پیامبران الهی / لوط، نام قوم طغیانگر حضرت لوط که به عمل شنیع همجنسبازی اشتهار داشتند
133.«اسم» لُوط‌ٍ [13] ← لوط لوط، نام مبارک یکی از پیامبران الهی / لوط، نام قوم طغیانگر حضرت لوط که به عمل شنیع همجنسبازی اشتهار داشتند
134.«اسم» لُوط‌ُ [2] ← لوط لوط، نام مبارک یکی از پیامبران الهی / لوط، نام قوم طغیانگر حضرت لوط که به عمل شنیع همجنسبازی اشتهار داشتند
135.«اسم» لُوط‌ٌ [2] ← لوط لوط، نام مبارک یکی از پیامبران الهی / لوط، نام قوم طغیانگر حضرت لوط که به عمل شنیع همجنسبازی اشتهار داشتند
136.«حرف» لَوْلاَ [75] اگر / اگر چنین نبود / چرا / ...
137.«حرف» لَوْمَا [1] چرا / ...
138.«اسم» لَوْمَة‌َ [1] ← لوم ملامت / ملامت کردن
139.«فعل» لُومُوا [1] ← لوم ملامت کنید
140.«اسم» لَوْنُ [2] ← لون رنگ / نوع و گونه
141.«فعل» لَوَّوْا [1] ← لوی برگرداندند / چرخاندند / تابانیدند
142.«اسم» لَيَّاً [1] ← لوی تاب دادن / پیچاندن
143.«اسم» لَيَال‌ٍ [3] ← لیل شب ها
144.«اسم» لَيَالِي‌َ [1] ← لیل شب ها
145.«حرف» لَيْت‌َ [14] ← لیت کاش / ایکاش
146.«فعل» لَيْس‌َ [74] ← لیس نیست / نمی باشد
147.«فعل» لَيْسَتْ [3] ← لیس نیست / نمی باشد
148.«فعل» لَيْسُوا [2] ← لیس نیستند / نمی باشند
149.«اسم» لَيْلَ [1] ← لیل شب
150.«اسم» اللَّيْل‌َ [25] ← لیل شب
151.«اسم» لَيْلاً [5] ← لیل شب
152.«اسم» اللَّيْل‌ِ [44] ← لیل شب
153.«اسم» لَيْل‌ٍ [1] ← لیل شب
154.«اسم» اللَّيْل‌ُ [4] ← لیل شب
155.«اسم» لَيْلَة‌َ [1] ← لیل شب
156.«اسم» لَيْلَة‌ً [3] ← لیل شب
157.«اسم» لَيْلَة‌ِ [1] ← لیل شب
158.«اسم» لَيْلَة‌ٍ [1] ← لیل شب
159.«اسم» لَيْلَة‌ُ [2] ← لیل شب
160.«اسم» لَيِّنَاً [1] ← لین نرم
161.«اسم» لِينَة‌ٍ [1] ← لین درخت خرما / نرمی


پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09309774615


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است