فهرست الفبایی




1.«اسم» ه [3363]
ضمیر متصل غیر مرفوع صیغه 1 بمعنی او یک مرد را
آیات

ذَلِك‌َ الْكِتَاب‌ُ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ هُدَي‌ً لِلْمُتَّقِين‌َ (بقره: 2)

آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است. (2)


مَثَلُهُم‌ْ كَمَثَل‌ِ الَّذِي‌ اسْتَوْقَدَ نَارَاً فَلَمَّا أَضَاءَت‌ْ مَا حَوْلَه‌ُ ذَهَب‌َ الله‌ُ بِنُورِهِم‌ْ وَ تَرَكَهُم‌ْ فِي‌ ظُلُمَات‌ٍ لاَ يُبْصِرُون‌َ (بقره: 17)

آنان [منافقان‏] همانند كسى هستند كه آتشى افروخته (تا در بيابان تاريك، راه خود را پيدا كند)، ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانى مى‏فرستد و) آن را خاموش مى‏كند و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمى‏كند، آنها را رها مى‏سازد. (17)


أَوْ كَصَيِّب‌ٍ مِن‌َ السَّمَاءِ فِيه‌ِ ظُلُمَات‌ٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْق‌ٌ يَجْعَلُون‌َ أَصَابِعَهُم‌ْ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ مِن‌َ الصَّوَاعِق‌ِ حَذَرَ الْمَوْت‌ِ وَالله‌ُ مُحِيط‌ٌ بِالْكَافِرِين‌َ (بقره: 19)

يا همچون بارانى از آسمان، كه در شب تاريك همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهاى خود مى‏گذارند تا صداى صاعقه را نشنوند. و خداوند به كافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند). (19)


يَكَادُ الْبَرْق‌ُ يَخْطَف‌ُ أَبْصَارَهُم‌ْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُم‌ْ مَشَوْا فِيه‌ِ وَ إِذَا أَظْلَم‌َ عَلَيْهِم‌ْ قَامُوا وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَذَهَب‌َ بِسَمْعِهِم‌ْ وَ أَبْصَارِهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 20)

(روشنايى خيره كننده) برق، نزديك است چشمانشان را بربايد. هر زمان كه (برق جستن مى‏كند، و صفحه بيابان را) براى آنها روشن مى‏سازد، (چند گامى) در پرتو آن راه مى‏روند و چون خاموش مى‏شود، توقف مى‏كنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بين مى‏برد چرا كه خداوند بر هر چيز تواناست. (20)


الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَرْض‌َ فِرَاشَاً وَالْسَّمَاءَ بِنَاءً وَ أَنْزَل‌َ مِن‌َ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَج‌َ بِه‌ِ مِن‌َ الثَّـمَرَات‌ِ رِزْقَاً لَكُم‌ْ فَلاَ تَجْعَلُوا لِالله‌ِ أَنْدَادَاً وَ أَنتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 22)

آن كس كه زمين را بستر شما، و آسمان [جو زمين‏] را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد و از آسمان آبى فرو فرستاد و به وسيله آن، ميوه‏ها را پرورش داد تا روزى شما باشد. بنا بر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى كه مى‏دانيد (هيچ يك از آنها، نه شما را آفريده‏اند، و نه شما را روزى مى‏دهند). (22)


وَ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ رَيْب‌ٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَي‌ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَة‌ٍ مِنْ‌ مِثْلِه‌ِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم‌ْ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (بقره: 23)

و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد! (23)


وَ بَشِّرِ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ أَن‌َّ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ْ مِن‌ْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِن‌ْ ثَمَرَة‌ٍ رِزْقَاً قَالُوا هَذَا الَّذِي‌ْ رُزِقْنَا مِن‌ْ قَبْل‌ُ وَ أُتُوا بِه‌ِ مُتَشَابِهَاً وَ لَهُم‌ْ فِيهَا أَزْوَاج‌ٌ مُطَهَّرَة‌ٌ وَ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 25)

به كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، بشارت ده كه باغهايى از بهشت براى آنهاست كه نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان كه ميوه‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏گويند: «اين همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود. (ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوه‏هايى كه براى آنها آورده مى‏شود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يكسانند. و براى آنان همسرانى پاك و پاكيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود. (25)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَسْتَحْيِي‌ أَن‌ْ يَضْرِب‌َ مَثَلاً مَا بَعُوضَة‌ً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا فَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ رَبِّهِم‌ْ وَ أَمَّا الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَيَقُولُون‌َ مَاذَا أَرَادَ الله‌ُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِل‌ُّ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ يَهْدِي‌ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ مَا يُضِل‌ُّ بِه‌ِ إِلاَّ الْفَاسِقِين‌َ (بقره: 26)

خداوند از اين كه (به موجودات ظاهرا كوچكى مانند) پشه، و حتى كمتر از آن، مثال بزند شرم نمى‏كند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده‏اند، مى‏دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان و اما آنها كه راه كفر را پيموده‏اند، (اين موضوع را بهانه كرده) مى‏گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» (آرى،) خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى‏كند ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى‏سازد! (26)


الَّذِين‌َ يَنْقُضُون‌َ عَهْدَ الله‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ مِيثَاقِه‌ِ وَ يَقْطَعُون‌َ مَا أَمَرَ الله‌ُ بِه‌ِ أَن‌ْ يُوصَل‌َ وَ يُفْسِدُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْخَاسِرُون‌َ (بقره: 27)

فاسقان كسانى هستند كه پيمان خدا را، پس از محكم ساختن آن، ميشكنند و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روى زمين فساد ميكنند اينها زيانكارانند. (27)


كَيْف‌َ تَكْفُرُون‌َ بِالله‌ِ وَ كُنْتُم‌ْ أَمْواتَاً فَأَحْيَاكُم‌ْ ثُم‌َّ يُمِيتُكُم‌ْ ثُم‌َّ يُحْيِيكُم‌ْ ثُم‌َّ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (بقره: 28)

چگونه به خداوند كافر مى‏شويد؟! در حالى كه شما مردگان (و اجسام بى‏روحى) بوديد، و او شما را زنده كرد سپس شما را مى‏ميراند و بار ديگر شما را زنده مى‏كند سپس به سوى او بازگردانده مى‏شويد. (بنا بر اين، نه حيات و زندگى شما از شماست، و نه مرگتان آنچه داريد از خداست). (28)


فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَان‌ُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيه‌ِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُم‌ْ لِبَعْض‌ٍ عَدُوٌّ وَ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتَاع‌ٌ إِلَي‌ حِين‌ٍ (بقره: 36)

پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (در اين هنگام) به آنها گفتيم: «همگى (به زمين) فرود آييد! در حالى كه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود. و براى شما در زمين، تا مدت معينى قرارگاه و وسيله بهره بردارى خواهد بود.» (36)


فَتَلَقَّي‌ آدَم‌ُ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ كَلِمَات‌ٍ فَتَاب‌َ عَلَيْه‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 37)

سپس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت چرا كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است. (37)


وَ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلْت‌ُ مُصَدِّقَاً لِمَا مَعَكُم‌ْ وَ لاَ تَكُونُوا أَوَّل‌َ كَافِرٍ بِه‌ِ وَ لاَ تَشْتَرُوا بِآيَاتِي‌ ثَمَنَاً قَلِيلاً وَ إِيَّاي‌َ فَاتَّقُون‌ِ (بقره: 41)

و به آنچه نازل كرده‏ام [قرآن‏] ايمان بياوريد! كه نشانه‏هاى آن، با آنچه در كتابهاى شماست، مطابقت دارد و نخستين كافر به آن نباشيد! و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد! (و به خاطر درآمد مختصرى، نشانه‏هاى قرآن و پيامبر اسلام را، كه در كتب شما موجود است، پنهان نكنيد!) و تنها از من (و مخالفت دستورهايم) بترسيد (نه از مردم)! (41)


الَّذِين‌َ يَظُنُّون‌َ أَنَّهُم‌ْ مُلاَقُوا رَبِّهِم‌ْ وَ أَنَّهُم‌ْ إِلَيْه‌ِ رَاجِعُون‌َ (بقره: 46)

آنها كسانى هستند كه مى‏دانند ديداركننده پروردگار خويشند، و به سوى او بازمى‏گردند. (46)


وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسَي‌ أَرْبَعِين‌َ لَيْلَة‌ً ثُم‌َّ اتَّخَذْتُم‌ُ الْعِجْل‌َ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ وَ أَنْتُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (بقره: 51)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به ميعادگاه آمد) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نموديد در حالى كه ستمكار بوديد. (51)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ يَا قَوْم‌ِ إِنَّكُم‌ْ ظَلَمْتُم‌ْ أَنْفُسَكُم‌ْ بِاتِّخَاذِكُم‌ُ الْعِجْل‌َ فَتُوبُوا إِلَي‌ بَارِئِكُم‌ْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‌ْ ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ عِنْدَ بَارِئِكُم‌ْ فَتَاب‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِنَّه‌ُ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 54)

و زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با انتخاب گوساله (براى پرستش) به خود ستم كرديد! پس توبه كنيد و به سوى خالق خود باز گرديد! و خود را [يكديگر را] به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذيرفت زيرا كه او توبه‏پذير و رحيم است. (54)


وَ إِذِ اسْتَسْقَي‌ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ فَقُلْنَا اضْرِب‌ْ بِعَصَاك‌َ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَت‌ْ مِنْه‌ُ اثْنَتَا عَشْرَة‌َ عَيْنَاً قَدْ عَلِم‌َ كُل‌ُّ أُنَاس‌ٍ مَشْرَبَهُم‌ْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِن‌ْ رِزْق‌ِ الله‌ِ وَ لاَ تَعْثَوْا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُفْسِدِين‌َ (بقره: 60)

و (به ياد آوريد) زمانى را كه موسى براى قوم خويش، آب طلبيد، به او دستور داديم: «عصاى خود را بر آن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشيد آن گونه كه هر يك (از طوايف دوازده‏گانه بنى اسرائيل)، چشمه مخصوص خود را مى‏شناختند! (و گفتيم:) «از روزيهاى الهى بخوريد و بياشاميد! و در زمين فساد نكنيد!» (60)


وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُم‌ْ وَ رَفَعْنَا فَوْقَكُم‌ُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم‌ْ بِقُوَّة‌ٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَّقُون‌َ (بقره: 63)

و (به ياد آوريد) زمانى را كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سر شما قرار داديم (و به شما گفتيم:) «آنچه را (از آيات و دستورهاى خداوند) به شما داده‏ايم، با قدرت بگيريد و آنچه را در آن است به ياد داشته باشيد (و به آن عمل كنيد) شايد پرهيزكار شويد!» (63)


ثُم‌َّ تَوَلَّيْتُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ فَلَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ لَكُنْتُم‌ْ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (بقره: 64)

سپس شما پس از اين، روگردان شديد و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زيانكاران بوديد. (64)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَأْمُرُكُم‌ْ أَنْ‌ تَذْبَحُوا بَقَرَة‌ً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوَاً قَال‌َ أَعُوذُ بِالله‌ِ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (بقره: 67)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور مى‏دهد ماده گاوى را ذبح كنيد (و قطعه‏اى از بدن آن را به مقتولى كه قاتل او شناخته نشده بزنيد، تا زنده شود و قاتل خويش را معرفى كند و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آيا ما را مسخره مى‏كنى؟» (موسى) گفت: «به خدا پناه مى‏برم از اينكه از جاهلان باشم!» (67)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا هِي‌َ قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ لاَ فَارِض‌ٌ وَ لاَ بِكْرٌ عَوَان‌ٌ بَيْن‌َ ذَلِك‌َ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُون‌َ (بقره: 68)

گفتند: « (پس) از خداى خود بخواه كه براى ما روشن كند اين ماده گاو چگونه ماده گاوى باشد؟» گفت: خداوند مى‏فرمايد: «ماده گاوى است كه نه پير و از كار افتاده باشد، و نه بكر و جوان بلكه ميان اين دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده، (هر چه زودتر) انجام دهيد.» (68)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ صَفْرَاءُ فَاقِع‌ٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِين‌َ (بقره: 69)

گفتند: «از پروردگار خود بخواه كه براى ما روشن سازد رنگ آن چگونه باشد؟ «گفت: خداوند مى‏گويد: «گاوى باشد زرد يك دست، كه رنگ آن، بينندگان را شاد و مسرور سازد.» (69)


قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ لاَ ذَلُول‌ٌ تُثِيرُ الْأَرْض‌َ وَ لاَ تَسْقِي‌ الْحَرْث‌َ مُسَلَّمَة‌ٌ لاَ شِيَة‌َ فِيهَا قَالُوا الْآن‌َ جَئْت‌َ بِالْحَق‌ِّ فَذَبَحُوهَا وَ مَا كَادُوا يَفْعَلُون‌َ (بقره: 71)

گفت: خداوند مى‏فرمايد: «گاوى باشد كه نه براى شخم زدن رام شده و نه براى زراعت آبكشى كند از هر عيبى بركنار باشد، و حتى هيچ گونه رنگ ديگرى در آن نباشد.» گفتند: «الان حق مطلب را آوردى!» سپس (چنان گاوى را پيدا كردند و) آن را سر بريدند ولى مايل نبودند اين كار را انجام دهند. (71)


فَقُلْنَا اضْرِبُوه‌ُ بِبَعْضِهَا كَذَلِك‌َ يُحْيِي‌ الله‌ُ الْمَوْتَي‌ وَ يُرِيكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (بقره: 73)

سپس گفتيم: «قسمتى از گاو را به مقتول بزنيد! (تا زنده شود، و قاتل را معرفى كند.) خداوند اين گونه مردگان را زنده مى‏كند و آيات خود را به شما نشان مى‏دهد شايد انديشه كنيد!» (73)


ثُم‌َّ قَسَت‌ْ قُلُوبُكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ فَهِي‌َ كَالْحِجَارَة‌ِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة‌ً وَ إِن‌َّ مِن‌َ الْحِجَارَة‌ِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْه‌ُ الْأَنْهَارُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّق‌ُ فَيَخْرُج‌ُ مِنْه‌ُ الْمَاءُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِط‌ُ مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ الله‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 74)

سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد همچون سنگ، يا سخت‏تر! چرا كه پاره‏اى از سنگها مى‏شكافد، و از آن نهرها جارى مى‏شود و پاره‏اى از آنها شكاف برمى‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏كند و پاره‏اى از خوف خدا (از فراز كوه) به زير مى‏افتد (اما دلهاى شما، نه از خوف خدا مى‏تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است!) و خداوند از اعمال شما غافل نيست. (74)


أَفَتَطْمَعُون‌َ أَن‌ْ يُؤْمِنُوا لَكُم‌ْ وَ قَدْ كَان‌َ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَسْمَعُون‌َ كَلاَم‌َ الله‌ِ ثُم‌َّ يُحَرِّفُونَه‌ُ مِن‌ْ بَعْدِ مَا عَقَلُوه‌ُ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 75)

آيا انتظار داريد به (آئين) شما ايمان بياورند، با اينكه عده‏اى از آنان، سخنان خدا را مى‏شنيدند و پس از فهميدن، آن را تحريف مى‏كردند، در حالى كه علم و اطلاع داشتند؟! (75)


وَ إِذَا لَقُوا الَّذِين‌َ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلاَ بَعْضُهُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ‌ بِمَا فَتَح‌َ الله‌ُ عَلَيْكُم‌ْ لِيُحَاجُّوكُم‌ْ بِه‌ِ عِنْدَ رَبِّكُم‌ْ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (بقره: 76)

و هنگامى كه مؤمنان را ملاقات كنند، مى‏گويند: «ايمان آورده‏ايم.» ولى هنگامى كه با يكديگر خلوت مى‏كنند، (بعضى به بعضى ديگر اعتراض كرده،) مى‏گويند: «چرا مطالبى را كه خداوند (در باره صفات پيامبر اسلام) براى شما بيان كرد، به مسلمانان بازگو مى‏كنيد تا (روز رستاخيز) در پيشگاه خدا، بر ضد شما به آن استدلال كنند؟! آيا نمى‏فهميد؟!» (76)


فَوَيْل‌ٌ لِلَّذِين‌َ يَكْتُبُون‌َ الْكِتَاب‌َ بِأَيْدِيهِم‌ْ ثُم‌َّ يَقُولُون‌َ هَذَا مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ لِيَشْتَرُوا بِه‌ِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْل‌ٌ لَهُم‌ْ مِمَّا كَتَبَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ وَ وَيْل‌ٌ لَهُم‌ْ مِمَّا يَكْسِبُون‌َ (بقره: 79)

پس واى بر آنها كه نوشته‏اى با دست خود مى‏نويسند، سپس مى‏گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى‏آورند! (79)


وَ قَالُوا لَن‌ْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّامَاً مَعْدُودَة‌ً قُل‌ْ أَتَّخَذْتُم‌ْ عِنْدَ الله‌ِ عَهْدَاً فَلَن‌ْ يُخْلِف‌َ الله‌ُ عَهْدَه‌ُ أَم‌ْ تَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 80)

و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزى، به ما نخواهد رسيد.» بگو: «آيا پيمانى از خدا گرفته‏ايد؟!- و خداوند هرگز از پيمانش تخلف نمى‏ورزد- يا چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد»؟! (80)


بَلَي‌ مَن‌ْ كَسَب‌َ سَيِّئَة‌ً وَ أَحَاطَت‌ْ بِه‌ِ خَطِيئَتُه‌ُ فَأُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 81)

آرى، كسانى كه كسب گناه كنند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند بود. (81)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ وَ قَفَّيْنَا مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ بِالرُّسُل‌ِ وَ آتَيْنَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَ أَيَّدْنَاه‌ُ بِرُوح‌ِ الْقُدُس‌ِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُم‌ْ رَسُول‌ٌ بِمَا لاَ تَهْوَي‌ أَنْفُسُكُم‌ُ اسْتَكْبَرْتُم‌ْ فَفَرِيقَاً كَذَّبْتُم‌ْ وَ فَرِيقَاً تَقْتُلُون‌َ (بقره: 87)

ما به موسى كتاب (تورات) داديم و بعد از او، پيامبرانى پشت سر هم فرستاديم و به عيسى بن مريم دلايل روشن داديم و او را به وسيله روح القدس تأييد كرديم. آيا چنين نيست كه هر زمان، پيامبرى چيزى بر خلاف هواى نفس شما آورد، در برابر او تكبر كرديد (و از ايمان آوردن به او خوددارى نموديد) پس عده‏اى را تكذيب كرده، و جمعى را به قتل رسانديد؟! (87)


وَ لَمَّا جَاءَهُم‌ْ كِتَاب‌ٌ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ مُصَدِّق‌ٌ لِمَا مَعَهُم‌ْ وَ كَانُوا مِن‌ْ قَبْل‌ُ يَسْتَفْتِحُون‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم‌ْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِه‌ِ فَلَعْنَة‌ُ الله‌ِ عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 89)

و هنگامى كه از طرف خداوند، كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانه‏هايى بود كه با خود داشتند، و پيش از اين، به خود نويد پيروزى بر كافران مى‏دادند (كه با كمك آن، بر دشمنان پيروز گردند.) با اين همه، هنگامى كه اين كتاب، و پيامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او كافر شدند لعنت خدا بر كافران باد! (89)


بِئْسَ مَا اشْتَرَوْا بِه‌ِ أَنْفُسَهُم‌ْ أَن‌ْ يَكْفُروا بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ بَغْيَاً أَن‌ْ يُنَزِّل‌َ الله‌ُ مِن‌ْ فَضْلِه‌ِ عَلَي‌ مَن‌ْ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ فَبَاءُوا بِغَضَب‌ٍ عَلَي‌ غَضَب‌ٍ وَ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (بقره: 90)

ولى آنها در مقابل بهاى بدى، خود را فروختند كه به ناروا، به آياتى كه خدا فرستاده بود، كافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خويش، بر هر كس از بندگانش بخواهد، آيات خود را نازل مى‏كند؟! از اين رو به خشمى بعد از خشمى (از سوى خدا) گرفتار شدند. و براى كافران مجازاتى خواركننده است. (90)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا نُؤْمِن‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ يَكْفُرُون‌َ بِمَا وَرَاءَه‌ُ وَ هُوَ الْحَق‌ُّ مُصَدِّقَاً لِمَا مَعَهُم‌ْ قُل‌ْ فَلِم‌َ تَقْتُلُون‌َ أَنْبِيَاءَ الله‌ِ مِن‌ْ قَبْل‌ُ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 91)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «ما به چيزى ايمان مى‏آوريم كه بر خود ما نازل شده است.» و به غير آن، كافر مى‏شوند در حالى كه حق است و آياتى را كه بر آنها نازل شده، تصديق مى‏كند. بگو: «اگر (راست مى‏گوييد، و به آياتى كه بر خودتان نازل شده) ايمان داريد، پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين، به قتل مى‏رسانديد؟!» (91)


وَ لَقَدْ جَاءَكُم‌ْ مُوسَي‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ ثُم‌َّ اتَّخَذْتُم‌ُ الْعِجْل‌َ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ وَ أَنْتُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (بقره: 92)

و (نيز) موسى آن همه معجزات را براى شما آورد، و شما پس از (غيبت) او، گوساله را انتخاب كرديد در حالى كه ستمگر بوديد. (92)


وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُم‌ْ وَ رَفَعْنَا فَوْقَكُم‌ُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم‌ْ بِقُوَّة‌ٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَ عَصَيْنَا وَ أُشْرِبُوا فِي‌ قُلُوبِهِم‌ُ الْعِجْل‌َ بِكُفْرِهِم‌ْ قُل‌ْ بِئْسَ مَا يَأْمُرُكُم‌ْ بِه‌ِ إِيمَانُكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 93)

و (به ياد آوريد) زمانى را كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سر شما برافراشتيم (و گفتيم:) «اين دستوراتى را كه به شما داده‏ايم محكم بگيريد، و درست بشنويد!» آنها گفتند: «شنيديم ولى مخالفت كرديم.» و دلهاى آنها، بر اثر كفرشان، با محبت گوساله آميخته شد. بگو: «ايمان شما، چه فرمان بدى به شما مى‏دهد، اگر ايمان داريد!» (93)


وَ لَن‌ْ يَتَمَنَّوْه‌ُ أَبَدَاً بِمَا قَدَّمَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِالظَّالِمِين‌َ (بقره: 95)

ولى آنها، به خاطر اعمال بدى كه پيش از خود فرستاده‏اند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد و خداوند از ستمگران آگاه است. (95)


وَ لَتَجِدَنَّهُم‌ْ أَحْرَص‌َ النَّاس‌ِ عَلَي‌ حَيَاة‌ٍ وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُم‌ْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْف‌َ سَنَة‌ٍ وَ مَا هُوَ بِمُزَحْزِحِه‌ِ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ أَن‌ْ يُعَمَّرَ وَالله‌ُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُون‌َ (بقره: 96)

و آنها را حريص‏ترين مردم- حتى حريصتر از مشركان- بر زندگى (اين دنيا، و اندوختن ثروت) خواهى يافت (تا آنجا) كه هر يك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالى كه اين عمر طولانى، او را از كيفر (الهى) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بيناست. (96)


قُل‌ْ مَن‌ْ كَان‌َ عَدُوَّاً لِجِبْرِيل‌َ فَإِنَّه‌ُ نَزَّلَه‌ُ عَلَي‌ قَلْبِك‌َ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ هُدَي‌ً وَ بُشْرَي‌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (بقره: 97)

(آنها مى‏گويند: «چون فرشته‏اى كه وحى را بر تو نازل مى‏كند، جبرئيل است، و ما با جبرئيل دشمن هستيم، به تو ايمان نمى‏آوريم!») بگو: «كسى كه دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست) چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است در حالى كه كتب آسمانى پيشين را تصديق مى‏كند و هدايت و بشارت است براى مؤمنان.» (97)


مَن‌ْ كَان‌َ عَدُوَّاً لِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ جِبْرِيل‌َ وَ مِيكَال‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِين‌َ (بقره: 98)

كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئيل و ميكائيل باشد (كافر است و) خداوند دشمن كافران است. (98)


أَوَ كُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدَاً نَبَذَه‌ُ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (بقره: 100)

و آيا چنين نيست كه هر بار آنها [يهود] پيمانى (با خدا و پيامبر) بستند، جمعى آن را دور افكندند (و مخالفت كردند.) آرى، بيشتر آنان ايمان نمى‏آورند. (100)


وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِين‌ُ عَلَي‌ مُلْك‌ِ سُلَيَمان‌َ وَ مَا كَفَرَ سُلَيْمان‌ُ وَ لَكِنَّ‌ الشَّيَاطِين‌َ كَفَرُوا يُعَلِّمُون‌َ النَّاس‌َ السِّحْرَ وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَي‌ الْمَلَكَيْن‌ِ بِبَابِل‌َ هَارُوت‌َ وَ مَارُوت‌َ وَ مَا يُعَلِّمَان‌ِ مِن‌ْ أَحَدٍ حَتَّي‌ يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْن‌ُ فِتْنَة‌ٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُون‌َ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُون‌َ بِه‌ِ بَيْن‌َ الْمَرْءِ وَ زَوْجِه‌ِ وَ مَا هُم‌ْ بِضَارِّين‌َ بِه‌ِ مِن‌ْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ يَتَعَلَّمُون‌َ مَا يَضُرُّهُم‌ْ وَ لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَن‌ِ اشْتَرَاه‌ُ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌ْ خَلاَق‌ٍ وَ لَبِئْس‌َ مَا شَرَوا بِه‌ِ أَنْفُسَهُم‌ْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ (بقره: 102)

و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى‏خواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مى‏دادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمى‏دادند، مگر اينكه از پيش به او مى‏گفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‏آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند ولى هيچ گاه نمى‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها قسمتهايى را فرامى‏گرفتند كه به آنان زيان مى‏رسانيد و نفعى نمى‏داد. و مسلما مى‏دانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‏دانستند!! (102)


مَا يَوَدُّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ وَ لاَ الْمُشْرِكِين‌َ أَن‌ْ يُنَزَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ وَالله‌ُ يَخْتَص‌ُّ بِرَحْمَتِه‌ِ مَن‌ْ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (بقره: 105)

كافران اهل كتاب، و (همچنين) مشركان، دوست ندارند كه از سوى خداوند، خير و بركتى بر شما نازل گردد در حالى كه خداوند، رحمت خود را به هر كس بخواهد، اختصاص مى‏دهد و خداوند، صاحب فضل بزرگ است. (105)


أَلَم‌ْ تَعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ مِن‌ْ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (بقره: 107)

آيا نمى‏دانستى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغيير و تبديلى در احكام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولى و ياورى براى شما نيست. (و اوست كه مصلحت شما را مى‏داند و تعيين مى‏كند). (107)


وَدَّ كَثِيرٌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَوْ يَرُدُّونَكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ إِيمَانِكُم‌ْ كُفَّارَاً حَسَدَاً مِن‌ْ عِندِ أَنْفُسِهِم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ الله‌ُ بِأَمْرِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 109)

بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد- كه در وجود آنها ريشه دوانده- آرزو مى‏كردند شما را بعد از اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند با اينكه حق براى آنها كاملا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد و گذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد خداوند بر هر چيزى تواناست. (109)


وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ تَجِدُوه‌ُ عِنْدَ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 110)

و نماز را برپا داريد و زكات را ادا كنيد و هر كار خيرى را براى خود از پيش مى‏فرستيد، آن را نزد خدا (در سراى ديگر) خواهيد يافت خداوند به اعمال شما بيناست. (110)


بَلَي‌ مَن‌ْ أَسْلَم‌َ وَجْهَه‌ُ لِالله‌ِ وَ هُوَ مُحْسِن‌ٌ فَلَه‌ُ أَجْرُه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 112)

آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند. (بنا بر اين، بهشت خدا در انحصار هيچ گروهى نيست.) (112)


وَ قَالَت‌ِ الْيَهُودُ لَيْسَت‌ِ النَّصَارَي‌ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ وَ قَالَت‌ِ النَّصَارَي‌ لَيْسَت‌ِ الْيَهُودُ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ وَ هُم‌ْ يَتْلُون‌َ الْكِتَاب‌َ كَذَلِك‌َ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ مِثْل‌َ قَوْلِهِم‌ْ فَالله‌ُ يَحْكُم‌ُ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (بقره: 113)

يهوديان گفتند: «مسيحيان هيچ موقعيتى (نزد خدا) ندارند»، و مسيحيان نيز گفتند: «يهوديان هيچ موقعيتى ندارند (و بر باطلند)» در حالى كه هر دو دسته، كتاب آسمانى را مى‏خوانند (و بايد از اين گونه تعصبها بركنار باشند) افراد نادان (ديگر، همچون مشركان) نيز، سخنى همانند سخن آنها داشتند! خداوند، روز قيامت، در باره آنچه در آن اختلاف داشتند، داورى مى‏كند. (113)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ْ مَنَع‌َ مَسَاجِدَ الله‌ِ أَن‌ْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه‌ُ وَ سَعَي‌ فِي‌ خَرَابِهَا أُولَئِك‌َ مَا كَان‌َ لَهُم‌ْ أَن‌ْ يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَائِفِين‌َ لَهُم‌ْ فِي‌ الدُّنْيَا خِزْي‌ٌ وَ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (بقره: 114)

كيست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيرى كرد و سعى در ويرانى آنها نمود؟! شايسته نيست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد اين (كانونهاى عبادت) شوند. بهره آنها در دنيا (فقط) رسوايى است و در سراى ديگر، عذاب عظيم (الهى)!! (114)


وَ قَالُوا اتَّخَذَ الله‌ُ وَلَدَاً سُبْحَانَه‌ُ بَل‌ْ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ كُل‌ٌّ لَه‌ُ قَانِتُون‌َ (بقره: 116)

و (يهود و نصارى و مشركان) گفتند: «خداوند، فرزندى براى خود انتخاب كرده است»!- منزه است او- بلكه آنچه در آسمانها و زمين است، از آن اوست و همه در برابر او خاضعند! (116)


بَدِيع‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ إِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُن‌ْ فَيَكُون‌ُ (بقره: 117)

هستى بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مى‏گويد: «موجود باش!» و آن، فورى موجود مى‏شود. (117)


الَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَتْلُونَه‌ُ حَق‌َّ تِلاَوَتِه‌ِ أُولَئِك‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مَن‌ْ يَكْفُرْ بِه‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْخَاسِرُون‌َ (بقره: 121)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده‏ايم [يهود و نصارى‏] آن را چنان كه شايسته آن است مى‏خوانند آنها به پيامبر اسلام ايمان مى‏آورند و كسانى كه به او كافر شوند، زيانكارند. (121)


وَ إِذِ ابْتَلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ رَبُّه‌ُ بِكَلِمَات‌ٍ فَأَتَمَّهُن‌َّ قَال‌َ إِنِّي‌ جَاعِلُك‌َ لِلنَّاس‌ِ إِمَامَاً قَال‌َ وَ مِن‌ْ ذُرِّيَتِي‌ قَال‌َ لاَ يَنَال‌ُ عَهْدِي‌ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 124)

(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)». (124)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَب‌ِّ اجْعَل‌ْ هَذَا بَلَدَاً آمِنَاً وَارْزُق‌ْ أَهْلَه‌ُ مِن‌َ الثَّـمَرات‌ِ مَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُمْ‌ بِالله‌ِ وَالْيَوم‌ِ الْآخِرِ قَال‌َ وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَأُمَتِّعُه‌ُ قَلِيلاً ثُم‌َّ أَضْطَرُّه‌ُ إِلي‌ عَذَاب‌ِ النَّارِ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (بقره: 126)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم عرض كرد: «پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده! و اهل آن را- آنها كه به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده‏اند- از ثمرات (گوناگون)، روزى ده!» (گفت:) «ما دعاى تو را اجابت كرديم و مؤمنان را از انواع بركات، بهره‏مند ساختيم (اما به آنها كه كافر شدند، بهره كمى خواهيم داد سپس آنها را به عذاب آتش مى‏كشانيم و چه بد سرانجامى دارند» (126)


وَ مَنْ‌ يَرْغَب‌ُ عَنْ‌ مِلَّة‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَفِه‌َ نَفْسَه‌ُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْنَاه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ لَمِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (بقره: 130)

جز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، (با آن پاكى و درخشندگى،) روى‏گردان خواهد شد؟! ما او را در اين جهان برگزيديم و او در جهان ديگر، از صالحان است. (130)


إِذْ قَال‌َ لَه‌ُ رَبُّه‌ُ أَسْلِم‌ْ قَال‌َ أَسْلَمْت‌ُ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (بقره: 131)

در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! (و در برابر حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذيرفت و) گفت: «در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم.» (131)


وَ وَصَّي‌ بِهَا إِبْرَاهِيم‌ُ بَنِيه‌ِ وَ يَعْقُوب‌ُ يَا بَنِي‌َّ إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَي‌ لَكُم‌ُ الدِّين‌َ فَلاَ تَمُوتُن‌َّ إِلاِّ وَ أَنْتُمْ‌ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 132)

و ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر،) فرزندان خود را به اين آيين، وصيت كردند (و هر كدام به فرزندان خويش گفتند:) «فرزندان من! خداوند اين آيين پاك را براى شما برگزيده است و شما، جز به آيين اسلام [تسليم در برابر فرمان خدا] از دنيا نرويد!» (132)


أَم‌ْ كُنْتُم‌ْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوب‌َ الْمَوْت‌ُ إِذْ قَال‌َ لِبَنِيه‌ِ مَا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ بَعْدِي‌ قَالُوا نَعْبُدُ إِلهَك‌َ وَ إِله‌َ آبائِك‌َ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ إِلَهَاً وَاحِدَاً وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 133)

آيا هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد؟! در آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چيز را مى‏پرستيد؟» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، خداوند يكتا را، و ما در برابر او تسليم هستيم.» (133)


قُولُوا آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَ مَا أُوتِي‌َ النَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 136)

بگوييد: «ما به خدا ايمان آورده‏ايم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمى‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود كه بعضى را بپذيريم و بعضى را رها كنيم.)» (136)


فَإِنْ‌ آمَنُوا بِمِثْل‌ِ مَا آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ فَقَدِ اهتَدَوْا وَ إِنْ‌ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُم‌ْ فِي‌ شِقَاق‌ٍ فَسَيَكْفِيكَهُم‌ُ الله‌ُ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (بقره: 137)

اگر آنها نيز به مانند آنچه شما ايمان آورده‏ايد ايمان بياورند، هدايت يافته‏اند و اگر سرپيچى كنند، از حق جدا شده‏اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع مى‏كند و او شنونده و داناست. (137)


صِبْغَة‌َ الله‌ِ وَ مَن‌ْ أَحْسَن‌ُ مِن‌َ الله‌ِ صِبْغَة‌ً وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ عَابِدُون‌َ (بقره: 138)

رنگ خدايى (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مى‏كنيم. (138)


قُل‌ْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي‌ الله‌ِ وَ هُوَ رَبُّنَا وَ رَبُّكُم‌ْ وَ لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَكُم‌ْ أَعْمَالُكُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُخْلِصُون‌َ (بقره: 139)

بگو: «آيا در باره خداوند با ما محاجه مى‏كنيد؟! در حالى كه او، پروردگار ما و شماست و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست و ما او را با اخلاص پرستش مى‏كنيم، (و موحد خالصيم).» (139)


أَم‌ْ تَقُولُون‌َ إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌َ كَانُوا هُودَاً أَوْ نَصَاري‌ قُل‌ْ أَأَنْتُم‌ْ أَعْلَم‌ُ أَم‌ِ الله‌ُ وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ْ كَتَم‌َ شَهَادَة‌ً عِنْدَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 140)

يا مى‏گوييد: «ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، يهودى يا نصرانى بودند»؟! بگو: «شما بهتر مى‏دانيد يا خدا؟! (و با اينكه مى‏دانيد آنها يهودى يا نصرانى نبودند، چرا حقيقت را كتمان مى‏كنيد؟)» و چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه گواهى و شهادت الهى را كه نزد اوست، كتمان مى‏كند؟! و خدا از اعمال شما غافل نيست. (140)


وَ كَذَلِك‌َ جَعَلْنَاكُم‌ْ أُمَّة‌ً وَسَطَاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ يَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ عَلَيْكُم‌ْ شَهِيدَاً وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَة‌َ الَّتِي‌ كُنْت‌َ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَم‌َ مَنْ‌ يَتَّبِع‌ُ الرَّسُول‌َ مِمَّن‌ْ يَنْقَلِب‌ُ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ وَ إِنْ‌ كَانَت‌ْ لَكَبِيرَة‌ً إِلاَّ عَلَي‌ الَّذِين‌َ هَدَي‌ الله‌ُ وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُضِيع‌َ إِيمَانَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ بِالنَّاس‌ِ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 143)

همان‏گونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانه‏اى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‏اى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از پيامبر پيروى مى‏كنند، از آنها كه به جاهليت بازمى‏گردند، مشخص شوند. و مسلماً اين حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود. (اين را نيز بدانيد كه نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحيح بوده است) و خدا هرگز ايمان [نماز] شما را ضايع نمى‏گرداند زيرا خداوند، نسبت به مردم، رحيم و مهربان است. (143)


قَدْ نَرَي‌ تَقَلُّب‌َ وَجْهِك‌َ فِي‌ السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّك‌َ قِبْلَة‌ً تَرْضَاهَا فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ حَيْثُمَا كُنْتُم‌ْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ شَطْرَه‌ُ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ لَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا يَعْمَلُون‌َ (بقره: 144)

نگاه‏هاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‏بينيم! اكنون تو را به سوى قبله‏اى كه از آن خشنود باشى، باز مى‏گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن! و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد! و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مى‏دانند اين فرمانِ حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده (و در كتابهاى خود خوانده‏اند كه پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله، نماز مى‏خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن اين آيات) غافل نيست! (144)


الَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَعْرِفُونَه‌ُ كَمَا يَعْرِفُون‌َ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ فَرِيقَاً مِنْهُم‌ْ لَيَكْتُمُون‌َ الْحَق‌َّ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 146)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، او [پيامبر] را همچون فرزندان خود مى‏شناسند (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند! (146)


وَ مِن‌ْ حَيْث‌ُ خَرَجْت‌َ فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَلْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 149)

از هر جا (و از هر شهر و نقطه‏اى) خارج شدى، (به هنگام نماز،) روى خود را به جانب «مسجد الحرام» كن! اين دستور حقى از طرف پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست! (149)


وَ مِن‌ْ حَيْث‌ُ خَرَجْت‌َ فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ حَيْثُمَا كُنْتُم‌ْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ شَطْرَه‌ُ لِئَلاَّ يَكُون‌َ لِلنَّاس‌ِ عَلَيْكُم‌ْ حُجَّة‌ٌ إِلاَّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ فَلاَ تَخْشَوْهُم‌ْ وَاخْشَوْنِي‌ وَ لِأُتِم‌َّ نِعْمَتِي‌ عَلَيْكُم‌ْ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَهْتَدُون‌َ (بقره: 150)

و از هر جا خارج شدى، روى خود را به جانب مسجد الحرام كن! و هر جا بوديد، روى خود را به سوى آن كنيد! تا مردم، جز ظالمان (كه دست از لجاجت برنمى‏دارند،) دليلى بر ضدّ شما نداشته باشند (زيرا از نشانه‏هاى پيامبر، كه در كتب آسمانى پيشين آمده، اين است كه او، به سوى دو قبله، نماز مى‏خواند.) از آنها نترسيد! و (تنها) از من بترسيد! (اين تغيير قبله، به خاطر آن بود كه) نعمت خود را بر شما تمام كنم، شايد هدايت شويد! (150)


الَّذِين‌َ إِذَا أَصَابَتْهُم‌ْ مُصِيبَة‌ٌ قَالُوا إِنَّا لِالله‌ِ وَ إِنَّا إِلَيْه‌ِ رَاجِعُون‌َ (بقره: 156)

آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: «ما از آنِ خدائيم و به سوى او بازمى‏گرديم!» (156)


إِن‌َّ الصَّفَا وَالْمَرْوَة‌َ مِنْ‌ شَعَائِرِ الله‌ِ فَمَن‌ْ حَج‌َّ الْبَيْت‌َ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْه‌ِ أَنْ‌ يَطَّوَّف‌َ بِهِمَا وَ مَنْ‌ تَطَوَّع‌َ خَيْرَاً فَإِن‌َّ الله‌َ شَاكِرٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 158)

«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏هاى) خداست! بنا بر اين، كسانى كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مى‏دهند، مانعى نيست كه بر آن دو طواف كنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بى‏رويّه مشركان، كه بتهايى بر اين دو كوه نصب كرده بودند، از موقعيّت اين دو مكان مقدّس نمى‏كاهد!) و كسى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نيك اطاعت كند، خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار، و (از افعال وى) آگاه است. (158)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْتُمُون‌َ مَا أَنْزَلْنَا مِن‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَالْهُدَي‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاه‌ُ لِلنَّاس‌ِ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ أُولَئِك‌َ يَلْعَنُهُم‌ُ الله‌ُ وَ يَلْعَنُهُم‌ُ اللاَّعِنُون‌َ (بقره: 159)

كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كرده‏ايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند (159)


إِن‌َّ فِي‌ خَلْق‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَاخْتِلاَف‌ِ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْك‌ِ الَّتِي‌ تَجْرِي‌ فِي‌ الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَع‌ُ النَّاس‌َ وَ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مِنْ‌ مَاءٍ فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ بَث‌َّ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ دَابَّة‌ٍ وَ تَصْرِيف‌ِ الرِّيَاح‌ِ وَالسَّحَاب‌ِ الْمُسَخَّرِ بَيْن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (بقره: 164)

در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتيهايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏هايى است (از ذات پاك خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى‏انديشند! (164)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ كُلُوا مِمَّا فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوات‌ِ الشَّيْطان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (بقره: 168)

اى مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد! چه اينكه او، دشمن آشكار شماست! (168)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا بَل‌ْ نَتَّبِع‌ُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ آبَاؤُهُم‌ْ لاَ يَعْقِلُون‌َ شَيْءً وَ لاَ يَهْتَدُون‌َ (بقره: 170)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟! (170)


إِنَّمَا حَرَّم‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْمَيْتَة‌َ وَالدَّم‌َ وَ لَحْم‌َ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِل‌َّ بِه‌ِ لِغَيْرِ الله‌ِ فَمَن‌ِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ‌ٍ وَ لاَ عَادٍ فَلاَ إِثْم‌َ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 173)

خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوك و آنچه را نام غيرِ خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام كرده است. (ولى) آن كس كه مجبور شود، در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد، گناهى بر او نيست (و مى‏تواند براى حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد) خداوند بخشنده و مهربان است. (173)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْتُمُون‌َ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَشْتَرُون‌َ بِه‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً أُولَئِك‌َ مَا يَأْكُلُون‌َ فِي‌ بُطُونِهِم‌ْ إِلاَّ النَّارَ وَ لاَ يُكَلِّمُهُم‌ُ الله‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ لاَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (بقره: 174)

كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند (و هدايا و اموالى كه از اين رهگذر به دست مى‏آورند، در حقيقت آتش سوزانى است.) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد و آنان را پاكيزه نمى‏كند و براى آنها عذاب دردناكى است. (174)


لَيْس‌َ الْبِرَّ أَن‌ْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ قِبَل‌َ الْمَشْرِق‌ِ وَالْمَغْرِب‌ِ وَ لَكِنَّ‌ الْبِرَّ مَن‌ْ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوم‌ِ الْآخِرِ وَالْمَلاَئِكَة‌ِ وَالْكِتَاب‌ِ وَالنَّبِيِّين‌َ وَ آتَي‌ الْمَال‌َ عَلَي‌ حُبِّه‌ِ ذَوِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌َ وَابْن‌َ الْسَّبِيل‌ِ وَالسَّائِلِين‌َ وَ فِي‌ الرِّقاب‌ِ وَ أَقَام‌َ الصَّلاَة‌َ وَ آتَي‌ الزَّكَاة‌َ وَالْمُوفُون‌َ بِعَهْدِهِم‌ْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِين‌َ فِي‌ الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَ حِين‌َ الْبَأْس‌ِ أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ صَدَقُوْا وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُتَّقُون‌َ (بقره: 177)

نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد خود- به هنگامى كه عهد بستند- وفا مى‏كنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران! (177)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُتِب‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْقِصَاص‌ُ فِي‌ الْقَتْلَي‌ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَي‌ بِالْأُنْثَي‌ فَمَن‌ْ عُفِي‌َ لَه‌ُ مِن‌ْ أَخِيه‌ِ شَي‌ْءٌ فَاتِّبَاع‌ٌ بِالمَعْرُوف‌ِ وَ أَدَاءٌ إِلَيْه‌ِ بِإِحْسَان‌ٍ ذَلِك‌َ تَخْفِيف‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ رَحْمَة‌ٌ فَمَن‌ِ اعْتَدَي‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فَلَه‌ُ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (بقره: 178)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى كند. (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد.) و او [قاتل‏] نيز، به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن، مسامحه نكند.) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما! و كسى كه بعد از آن، تجاوز كند، عذاب دردناكى خواهد داشت. (178)


فَمَنْ‌ بَدَّلَه‌ُ بَعْدَ مَا سَمِعَه‌ُ فَإِنَّمَا إِثْمُه‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ يُبَدِّلُونَه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 181)

پس كسانى كه بعد از شنيدنش آن را تغيير دهند، گناه آن، تنها بر كسانى است كه آن (وصيّت) را تغيير مى‏دهند خداوند، شنوا و داناست. (181)


فَمَن‌ْ خَاف‌َ مِنْ‌ مُوص‌ٍ جَنَفَاً أَوْ إِثْمَاً فَأَصْلَح‌َ بَيْنَهُم‌ْ فَلاَ إِثْم‌َ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 182)

و كسى كه از انحرافِ وصيت كننده (و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه)، يا از گناه او (كه مبادا وصيّت به كار خلافى كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد، گناهى بر او نيست (و مشمولِ حكم تبديلِ وصيّت نمى‏باشد.) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (182)


أَيَّامَاً مَعْدُودَات‌ٍ فَمَنْ‌ كَان‌َ مِنْكُمْ‌ مَرِيضَاً أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ فَعِدَّة‌ٌ مِن‌ْ أَيَّام‌ٍ أُخَرَ وَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ يُطِيقُونَه‌ُ فِدْيَة‌ٌ طَعَام‌ُ مِسْكِين‌ٍ فَمَنْ‌ تَطَوَّع‌َ خَيْرَاً فَهُوَ خَيْرٌ لَه‌ُ وَ أَنْ‌ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 184)

چند روز معدودى را (بايد روزه بداريد!) و هر كس از شما بيمار يا مسافر باشد تعدادى از روزهاى ديگر را (روزه بدارد) و بر كسانى كه روزه براى آنها طاقت‏فرساست (همچون بيماران مزمن، و پير مردان و پير زنان،) لازم است كفّاره بدهند: مسكينى را اطعام كنند و كسى كه كارِ خيرى انجام دهد، براى او بهتر است و روزه داشتن براى شما بهتر است اگر بدانيد! (184)


شَهْرُ رَمَضَان‌َ الَّذِي‌ أُنْزِل‌َ فِيه‌ِ الْقُرْآن‌ُ هُدَي‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ بَيِّنَات‌ٍ مِن‌َ الْهُدَي‌ وَالْفُرْقَان‌ِ فَمَنْ‌ شَهِدَ مِنْكُم‌ُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه‌ُ وَ مَنْ‌ كَان‌َ مَرِيضَاً أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ فَعِدَّة‌ٌ مِن‌ْ أَيَّام‌ٍ أُخَرَ يُرِيدُ الله‌ُ بِكُم‌ُ الْيُسْرَ وَ لاَ يُرِيدُ بِكُم‌ُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّة‌َ وَ لِتُكَبِّرُوا الله‌َ عَلَي‌ مَا هَدَاكُم‌ْ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (بقره: 185)

(روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم، و نشانه‏هاى هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن كس از شما كه در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن كس كه بيمار يا در سفر است، روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد! خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را! هدف اين است كه اين روزها را تكميل كنيد و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده، بزرگ بشمريد باشد كه شكرگزارى كنيد! (185)


أُحِل‌َّ لَكُم‌ْ لَيْلَة‌َ الصِّيَام‌ِ الرَّفَث‌ُ إِلَي‌ نِسَائِكُم‌ْ هُن‌َّ لِبَاس‌ٌ لَكُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ لِبَاس‌ٌ لَهُن‌َّ عَلِم‌َ الله‌ُ أَنَّكُم‌ْ كُنْتُم‌ْ تَخْتَانُون‌َ أَنْفُسَكُم‌ْ فَتَاب‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ عَفَا عَنْكُم‌ْ فَالْآن‌َ بَاشِرُوهُن‌َّ وَابْتَغُوا مَا كَتَب‌َ الله‌ُ لَكُم‌ْ وَ كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّي‌ يَتَبَيَّن‌َ لَكُم‌ُ الْخَيْط‌ُ الْأَبْيَض‌ُ مِن‌َ الْخَيْط‌ِ الْأَسْوَدِ مِن‌َ الْفَجْرِ ثُم‌َّ أَتِمُّوا الصِّيَام‌َ إِلَي‌ اللَّيْل‌ِ وَ لاَ تُبَاشِرُوهُن‌َّ وَ أَنْتُم‌ْ عَاكِفُون‌َ فِي‌ الْمَسَاجِدِ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ آيَاتِه‌ِ لِلنَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (بقره: 187)

آميزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهايى كه روزه مى‏گيريد، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد). خداوند مى‏دانست كه شما به خود خيانت مى‏كرديد (و اين كارِ ممنوع را انجام مى‏داديد) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد. اكنون با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته، طلب نماييد! و بخوريد و بياشاميد، تا رشته سپيد صبح، از رشته سياه (شب) براى شما آشكار گردد! سپس روزه را تا شب، تكميل كنيد! و در حالى كه در مساجد به اعتكاف پرداخته‏ايد، با زنان آميزش نكنيد! اين، مرزهاى الهى است پس به آن نزديك نشويد! خداوند، اين چنين آيات خود را براى مردم، روشن مى‏سازد، باشد كه پرهيزكار گردند! (187)


وَاقْتُلُوهُم‌ْ حَيْث‌ُ ثَقِفْتُمُوهُمْ‌ وَ أَخْرِجُوهُم‌ْ مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَخْرَجُوكُم‌ْ وَالْفِتْنَة‌ُ أَشَدُّ مِن‌َ القَتْل‌ِ وَ لاَ تُقَاتِلُوهُم‌ْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ حَتَّي‌ يُقَاتِلُوكُم‌ْ فِيه‌ِ فَإِنْ‌ قَاتَلُوكُم‌ْ فَاقْتُلُوهُم‌ْ كَذَلِك‌َ جَزَاءُ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 191)

و آنها را [بت پرستانى كه از هيچ گونه جنايتى ابا ندارند] هر كجا يافتيد، به قتل برسانيد! و از آن جا كه شما را بيرون ساختند [مكه‏]، آنها را بيرون كنيد! و فتنه (و بت پرستى) از كشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نكنيد! مگر اينكه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پيكار كردند، آنها را به قتل برسانيد! چنين است جزاى كافران! (191)


الشَّهْرُ الْحَرَام‌ُ بِالشَّهْرِ الْحَرَام‌ِ وَالْحُرُمَات‌ُ قِصَاص‌ٌ فَمَن‌ِ اعْتَدَي‌ عَلَيْكُم‌ْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه‌ِ بِمِثْل‌ِ مَا اعْتَدَي‌ عَلَيْكُم‌ْ وَاتَّقُوا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ مَع‌َ الْمُتَّقِين‌َ (بقره: 194)

ماهِ حرام، در برابر ماهِ حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد.) و تمام حرامها، (قابلِ) قصاص است. و (به طور كلّى) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد! و از خدا بپرهيزيد (و زياده روى ننماييد)! و بدانيد خدا با پرهيزكاران است! (194)


وَ أَتِمُّوا الْحَج‌َّ وَالْعُمْرَة‌َ لِالله‌ِ فَإِن‌ْ أُحْصِرْتُم‌ْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِن‌َ الْهَدْي‌ وَ لاَ تَحْلِقُوا رُؤُوسَكُم‌ْ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ الْهَدْي‌ُ مَحِلَّه‌ُ فَمَنْ‌ كَان‌َ مِنْكُم‌ْ مَرِيضَاً أَوْ بِه‌ِ أَذي‌ً مِن‌ْ رَأْسِه‌ِ فَفِدْيَة‌ٌ مِنْ‌ صِيَام‌ٍ أَوْ صَدَقَة‌ٍ أَوْ نُسُك‌ٍ فَإِذَا أَمِنْتُم‌ْ فَمَنْ‌ تَمَتَّع‌َ بِالْعُمْرَة‌ِ إِلَي‌ الْحَج‌ِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِن‌َ الْهَدْي‌ِ فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ ثَلاَثَة‌ِ أَيَّام‌ٍ فِي‌ الْحَج‌ِّ وَ سَبْعَة‌ٍ إِذَا رَجَعْتُم‌ْ تِلْك‌َ عَشَرَة‌ٌ كَامِلَة‌ٌ ذَلِك‌َ لِمَنْ‌ لَم‌ْ يَكُن‌ْ أَهْلُه‌ُ حَاضِرِي‌ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَاتَّقُوْا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (بقره: 196)

و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد! و اگر محصور شديد، (و مانعى مانند ترس از دشمن يا بيمارى، اجازه نداد كه پس از احرام‏بستن، وارد مكه شويد،) آنچه از قربانى فراهم شود (ذبح كنيد، و از احرام خارج شويد)! و سرهاى خود را نتراشيد، تا قربانى به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر كسى از شما بيمار بود، و يا ناراحتى در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) بايد فديه و كفّاره‏اى از قبيل روزه يا صدقه يا گوسفندى بدهد! و هنگامى كه (از بيمارى و دشمن) در امان بوديد، هر كس با ختم عمره، حج را آغاز كند، آنچه از قربانى براى او ميسّر است (ذبح كند)! و هر كه نيافت، سه روز در ايام حج، و هفت روز هنگامى كه باز مى‏گرديد، روزه بدارد! اين، ده روز كامل است. (البته) اين براى كسى است كه خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [اهل مكّه و اطرافِ آن نباشد]. و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد كه او، سخت‏كيفر است! (196)


الْحَج‌ُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَات‌ٌ فَمَنْ‌ فَرَض‌َ فِيهِن‌َّ الْحَج‌ِّ فَلاَ رَفَث‌َ وَ لاَ فُسُوق‌َ وَ لاَ جِدَال‌َ فِي‌ الْحَج‌ِّ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ يَعْلَمْه‌ُ الله‌ُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِن‌َّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي‌ وَاتَّقُون‌ِ يَا أُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (بقره: 197)

حج، در ماه‏هاى معينى است! و كسانى كه (با بستن احرام، و شروع به مناسك حج،) حج را بر خود فرض كرده‏اند، (بايد بدانند كه) در حج، آميزش جنسى با زنان، و گناه و جدال نيست! و آنچه از كارهاى نيك انجام دهيد، خدا آن را مى‏داند. و زاد و توشه تهيه كنيد، كه بهترين زاد و توشه، پرهيزكارى است! و از من بپرهيزيد اى خردمندان! (197)


لَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَإِذَا أَفَضْتُم‌ْ مِن‌ْ عَرَفَات‌ٍ فَاذْكُرُوا الله‌َ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَام‌ِ وَاذْكُرُوه‌ُ كَمَا هَدَاكُم‌ْ وَ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَمِن‌َ الضَّالِّين‌َ (بقره: 198)

گناهى بر شما نيست كه از فضلِ پروردگارتان (و از منافع اقتصادى در ايّام حج) طلب كنيد (كه يكى از منافع حج، پى ريزىِ يك اقتصادِ صحيح است). و هنگامى كه از «عرفات» كوچ كرديد، خدا را نزد «مشعَر الحرام» ياد كنيد! او را ياد كنيد همان طور كه شما را هدايت نمود و قطعاً شما پيش از اين، از گمراهان بوديد. (198)


فَإِذَا قَضَيْتُم‌ْ مَنَاسِكَكُم‌ْ فَاذْكُرُوا الله‌َ كَذِكْرِكُم‌ْ آبَاءَكُم‌ْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرَاً فَمِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَقُول‌ُ رَبَّنَا آتِنَا فِي‌ الدُّنْيَا وَ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌ْ خَلاَق‌ٍ (بقره: 200)

و هنگامى كه مناسكِ (حج) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانند يادآورى از پدرانتان (آن گونه كه رسم آن زمان بود) بلكه از آن هم بيشتر! (در اين مراسم، مردم دو گروهند:) بعضى از مردم مى‏گويند: «خداوندا! به ما در دنيا، (نيكى) عطا كن!» ولى در آخرت، بهره‏اى ندارند. (200)


وَاذْكُرُوا الله‌َ فِي‌ أَيَّام‌ٍ مَعْدُودَات‌ٍ فَمَنْ‌ تَعَجَّل‌َ فِي‌ يَوْمَيْن‌ِ فَلاَ إِثْم‌َ عَلَيْه‌ِ وَ مَنْ‌ تَأَخَّرَ فَلاَ إِثْم‌َ عَلَيْه‌ِ لِمَن‌ِ اتَّقَي‌ وَاتَّقُوا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَنَّكُم‌ْ إِلَيْه‌ِ تُحْشَرُون‌َ (بقره: 203)

و خدا را در روزهاى معيّنى ياد كنيد! (روزهاى 11 و 12 و 13 ماه ذى حجه). و هر كس شتاب كند، (و ذكر خدا را) در دو روز انجام دهد، گناهى بر او نيست، و هر كه تأخير كند، (و سه روز انجام دهد نيز) گناهى بر او نيست براى كسى كه تقوا پيشه كند. و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد شما به سوى او محشور خواهيد شد! (203)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يُعْجِبُك‌َ قَوْلُه‌ُ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ يُشْهِدُ الله‌َ عَلَي‌ مَا فِي‌ قَلْبِه‌ِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَام‌ِ (بقره: 204)

و از مردم، كسانى هستند كه گفتار آنان، در زندگى دنيا مايه اعجاب تو مى‏شود (در ظاهر، اظهار محبّت شديد مى‏كنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مى‏گيرند. (اين در حالى است كه) آنان، سرسخت‏ترين دشمنانند. (204)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَه‌ُ اتَّق‌ِ الله‌َ أَخَذَتْه‌ُ الْعِزَّة‌ُ بِالْإِثْم‌ِ فَحَسْبُه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ لَبِئْس‌َ الْمِهَادُ (بقره: 206)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از خدا بترسيد!» (لجاجت آنان بيشتر مى‏شود)، و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه مى‏كشاند. آتش دوزخ براى آنان كافى است و چه بد جايگاهى است! (206)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَشْرِي‌ نَفْسَه‌ُ ابْتِغَاءَ مَرْضَات‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ رَؤُوف‌ٌ بِالْعِبَادِ (بقره: 207)

بعضى از مردم (با ايمان و فداكار، همچون على (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. (207)


يَا أيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي‌ السِّلْم‌ِ كَافَّة‌ً وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَات‌ِ الشَّيَطان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (بقره: 208)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد همگى در صلح و آشتى درآييد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد كه او دشمن آشكار شماست (208)


سَل‌ْ بَنِي‌ إِسرَائِيل‌َ كَم‌ْ آتَيْنَاهُم‌ْ مِن‌ْ آيَة‌ٍ بَيِّنَة‌ٍ وَ مَنْ‌ يُبَدِّل‌ْ نِعْمَة‌َ الله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْه‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (بقره: 211)

از بنى اسرائيل بپرس: «چه اندازه نشانه‏هاى روشن به آنها داديم؟» (ولى آنان، نعمتها و امكانات مادى و معنوى را كه خداوند در اختيارشان گذاشته بود، در راه غلط به كار گرفتند.) و كسى كه نعمت خدا را، پس از آن كه به سراغش آمد، تبديل كند (و در مسير خلاف به كار گيرد، گرفتار عذاب شديد الهى خواهد شد) كه خداوند شديد العقاب است. (211)


كَان‌َ النَّاس‌ُ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً فَبَعَث‌َ الله‌ُ النَّبِيِّين‌َ مُبَشِّرِين‌َ وَ مُنْذِرِين‌َ وَ أَنْزَل‌َ مَعَهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ لِيَحْكُم‌َ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ وَ مَا اخْتَلَف‌َ فِيه‌ِ إِلاَّ الَّذِين‌َ أُوتُوه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُم‌ُ الْبَيِّنات‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ فَهَدَي‌ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ مِن‌َ الْحَق‌ِّ بِإِذْنِه‌ِ وَالله‌ُ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (بقره: 213)

مردم (در آغاز) يك دسته بودند (و تضادى در ميان آنها وجود نداشت. بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‏كرد، با آنها نازل نمود تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى كند. (افراد باايمان، در آن اختلاف نكردند) تنها (گروهى از) كسانى كه كتاب را دريافت داشته بودند، و نشانه‏هاى روشن به آنها رسيده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف كردند. خداوند، آنهايى را كه ايمان آورده بودند، به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبرى نمود. (امّا افراد بى‏ايمان، هم چنان در گمراهى و اختلاف، باقى ماندند.) و خدا، هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى‏كند. (213)


أَم‌ْ حَسِبْتُم‌ْ أَنْ‌ تَدْخُلُوا الْجَنَّة‌َ وَ لَمَّا يَأْتِكُم‌ْ مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ مَسَّتْهُم‌ُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّي‌ يَقُول‌َ الرَّسُول‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ مَتَي‌ نَصْرُ الله‌ِ أَلاَ إِن‌َّ نَصْرَ الله‌ِ قَرِيب‌ٌ (بقره: 214)

آيا گمان كرديد داخل بهشت مى‏شويد، بى‏آنكه حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان كه گرفتاريها و ناراحتيها به آنها رسيد، و آن چنان ناراحت شدند كه پيامبر و افرادى كه ايمان آورده بودند گفتند: «پس يارى خدا كى خواهد آمد؟!» (در اين هنگام، تقاضاى يارى از او كردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشيد، يارىِ خدا نزديك است! (214)


يَسْأَلُونَك‌َ مَاذَا يُنْفِقُون‌َ قُل‌ْ مَا أَنْفَقْتُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْن‌ِ وَالْأَقْرَبِين‌َ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (بقره: 215)

از تو سؤال مى‏كنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مى‏كنيد، بايد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. (لازم نيست تظاهر كنيد، او مى‏داند). (215)


يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الشَّهْرِ الْحَرَام‌ِ قِتَال‌ٍ فِيه‌ِ قُل‌ْ قِتَال‌ٌ فِيه‌ِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ كُفْرٌ بِه‌ِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ إِخْرَاج‌ُ أَهْلِه‌ِ مِنْه‌ُ أَكْبَرُ عِنْدَ الله‌ِ وَالْفِتْنَة‌ُ أَكْبَرُ مِن‌َ الْقَتْل‌ِ وَ لاَ يَزَالُون‌َ يُقَاتِلُونَكُم‌ْ حَتَّي‌ يَرُدُّوكُم‌ْ عَنْ‌ دِينِكُم‌ْ إِن‌ِ اسْتَطَاعُوا وَ مَنْ‌ يَرْتَدِدْ مِنْكُم‌ْ عَنْ‌ دِينِه‌ِ فَيَمُت‌ْ وَ هُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِك‌َ حَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ فِي‌ الْدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 217)

از تو، در باره جنگ كردن در ماه حرام، سؤال مى‏كنند بگو: «جنگ در آن، (گناهى) بزرگ است ولى جلوگيرى از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و اخراج ساكنان آن، نزد خداوند مهمتر از آن است و ايجاد فتنه، (و محيط نامساعد، كه مردم را به كفر، تشويق و از ايمان بازمى‏دارد) حتّى از قتل بالاتر است. و مشركان، پيوسته با شما مى‏جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آيينتان برگردانند ولى كسى كه از آيينش برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مى‏رود و آنان اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود. (217)


وَ لاَ تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَات‌ِ حَتَّي‌ يُؤْمِن‌َّ وَ لَأََمَة‌ٌ مُؤْمِنَة‌ٌ خَيْرٌ مِنْ‌ مُشْرِكَة‌ٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم‌ْ وَ لاَ تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِين‌َ حَتَّي‌ يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِن‌ٌ خَيْرٌ مِنْ‌ مُشْرِك‌ٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُم‌ْ أُولَئِك‌َ يَدْعُون‌َ إِلَي‌ النَّارِ وَالله‌ُ يَدْعُو إِلَي‌ الْجَنَّة‌ِ وَالْمَغْفِرَة‌ِ بِإِذْنِه‌ِ وَ يُبَيِّن‌ُ آيَاتِه‌ِ لِلنَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (بقره: 221)

و با زنان مشرك و بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، ازدواج نكنيد! (اگر چه جز به ازدواج با كنيزان، دسترسى نداشته باشيد زيرا) كنيز باايمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زيبايى، يا ثروت، يا موقعيت او) شما را به شگفتى آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، در نياوريد! (اگر چه ناچار شويد آنها را به همسرى غلامان باايمان درآوريد زيرا) يك غلام باايمان، از يك مرد آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (مال و موقعيت و زيبايى او،) شما را به شگفتى آورد. آنها دعوت به سوى آتش مى‏كنند و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مى‏نمايد، و آيات خويش را براى مردم روشن مى‏سازد شايد متذكر شوند! (221)


نِسَاؤُكُم‌ْ حَرْث‌ٌ لَكُم‌ْ فَأْتوا حَرْثَكُم‌ْ أَنَّي‌ شِئْتُم‌ْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُم‌ْ وَاتَّقُوا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَنَّكُم‌ْ مُلاَقُوه‌ُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِين‌َ (بقره: 223)

زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان كه بخواهيد، مى‏توانيد با آنها آميزش كنيد. و (سعى نمائيد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد! و از خدا بپرهيزيد و بدانيد او را ملاقات خواهيد كرد و به مؤمنان، بشارت ده! (223)


الطَّلاَق‌ُ مَرَّتَان‌ِ فَإِمْسَاك‌ٌ بِمَعْرُوف‌ٍ أَوْ تَسْرِيح‌ٌ بِإِحْسَان‌ٍ وَ لاَ يَحِل‌ُّ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تَأْخُدُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُن‌َّ شَيْءً إِلاَّ أَنْ‌ يَخَافَا أَنْ لاَ يُقِيَما حُدُودَ الله‌ِ فَإِن‌ْ خِفْتُم‌ْ أَنْ لاَ يُقِيَما حُدُودَ الله‌ِ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَت‌ْ بِه‌ِ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَ مَنْ‌ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُونَ‌ (بقره: 229)

طلاق، (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است (و در هر مرتبه،) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند (و آشتى نمايد)، يا با نيكى او را رها سازد (و از او جدا شود). و براى شما حلال نيست كه چيزى از آنچه به آنها داده‏ايد، پس بگيريد مگر اينكه دو همسر، بترسند كه حدود الهى را برپا ندارند. اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى براى آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد (و طلاق بگيرد). اينها حدود و مرزهاى الهى است از آن، تجاوز نكنيد! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است. (229)


فَإِنْ‌ طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِل‌ُّ لَه‌ُ مِنْ‌ بَعْدُ حَتَّي‌ تَنْكِح‌َ زَوْجَاً غَيْرَه‌ُ فَإِنْ‌ طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا أَن‌ْ يَتَرَاجَعَا إِن‌ْ ظَنَّا أَنْ‌ يُقِيَما حُدُودَ الله‌ِ وَ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 230)

اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار ديگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود مگر اينكه همسر ديگرى انتخاب كند (و با او، آميزش جنسى نمايد. در اين صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهى ندارد كه بازگشت كنند (و با همسر اول، دوباره ازدواج نمايد) در صورتى كه اميد داشته باشند كه حدود الهى را محترم ميشمرند. اينها حدود الهى است كه (خدا) آن را براى گروهى كه آگاهند، بيان مى‏نمايد. (230)


وَ إِذَا طَلَّقْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَبَلَغْن‌َ أَجَلَهُن‌َّ فَأَمْسِكُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ أَوْ سَرِّحُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ وَ لاَ تُمْسِكُوهُن‌َّ ضِرَارَاً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ‌ يَفْعَل‌ْ ذَلِك‌َ فَقَدْ ظَلَم‌َ نَفْسَه‌ُ وَ لاَ تَتَّخِذُوا آيَات‌ِ الله‌ِ هُزُوَاً وَاذْكُرُوا نِعْمَت‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ مَا أَنْزَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَالْحِكْمَة‌ِ يَعِظُكُمْ‌ بِه‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (بقره: 231)

و هنگامى كه زنان را طلاق داديد، و به آخرين روزهاى «عدّه» رسيدند، يا به طرز صحيحى آنها را نگاه داريد (و آشتى كنيد)، و يا به طرز پسنديده‏اى آنها را رها سازيد! و هيچ گاه به خاطر زيان رساندن و تعدّى كردن، آنها را نگاه نداريد! و كسى كه چنين كند، به خويشتن ستم كرده است. (و با اين اعمال، و سوء استفاده از قوانين الهى،) آيات خدا را به استهزا نگيريد! و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانى و علم و دانشى كه بر شما نازل كرده، و شما را با آن، پند مى‏دهد! و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد خداوند از هر چيزى آگاه است (و از نيات كسانى كه از قوانين او، سوء استفاده مى‏كنند، با خبر است)! (231)


وَ إِذَا طَلَّقْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَبَلَغْن‌َ أَجَلَهُن‌َّ فَلاَ تَعْضُلُوهُن‌َّ أَنْ‌ يَنْكِحْن‌َ أَزْوَاجَهُن‌َّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُم‌ْ بِالْمَعْرُوف‌ِ ذَلِك‌َ يُوعَظ‌ُ بِه‌ِ مَن‌ْ كَان‌َ مِنْكُم‌ْ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ ذَلِكُم‌ْ أَزْكَي‌ لَكُم‌ْ وَ أَطْهَرُ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 232)

و هنگامى كه زنان را طلاق داديد و عدّه خود را به پايان رساندند، مانع آنها نشويد كه با همسران (سابق) خويش، ازدواج كنند! اگر در ميان آنان، به طرز پسنديده‏اى تراضى برقرار گردد. اين دستورى است كه تنها افرادى از شما، كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن، پند مى‏گيرند (و به آن، عمل مى‏كنند). اين (دستور)، براى رشد (خانواده‏هاى) شما مؤثرتر، و براى شستن آلودگيها مفيدتر است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد. (232)


وَالْوَالِدَات‌ُ يُرْضِعْن‌َ أَوْلاَدَهُن‌َّ حَوْلَيْن‌ِ كَامِلَيْن‌ِ لِمَن‌ْ أَرَادَ أَنْ‌ يُتِم‌َّ الرَّضَاعَة‌َ وَ عَلَي‌ الْمَوْلُودِ لَه‌ُ رِزْقُهُن‌َّ وَ كِسْوَتُهُن‌َّ بِالْمَعْرُوف‌ِ لاَ تُكَلَّف‌ُ نَفْس‌ٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَارَّ وَالِدَة‌ٌ بِوَلَدِهَا وَ لاَ مَوْلُودٌ لَه‌ُ بِوَلَدِه‌ِ وَ عَلَي‌ الْوَارِث‌ِ مِثْل‌ُ ذَلِك‌َ فَإِن‌ْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ‌ تَرَاض‌ٍ مِنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا وَ إِن‌ْ أَرَدْتُم‌ْ أَنْ‌ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاَدَكُم‌ْ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِذَا سَلَّمْتُم‌ْ مَا آتَيْتُم‌ْ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 233)

مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شير مى‏دهند. (اين) براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند. و بر آن كس كه فرزند براى او متولّد شده [پدر]، لازم است خوراك و پوشاك مادر را به طور شايسته (در مدت شير دادن بپردازد حتى اگر طلاق گرفته باشد.) هيچ كس موظّف به بيش از مقدار توانايى خود نيست! نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به كودك را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد [هزينه مادر را در دوران شيرخوارگى تأمين نمايد]. و اگر آن دو، با رضايت يكديگر و مشورت، بخواهند كودك را (زودتر) از شير بازگيرند، گناهى بر آنها نيست. و اگر (با عدم توانايى، يا عدم موافقت مادر) خواستيد دايه‏اى براى فرزندان خود بگيريد، گناهى بر شما نيست به شرط اينكه حق گذشته مادر را به طور شايسته بپردازيد. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و بدانيد خدا، به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست! (233)


وَ لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِيمَا عَرَّضْتُم‌ْ بِه‌ِ مِن‌ْ خِطْبَة‌ِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُم‌ْ فِي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ عَلِم‌َ الله‌ُ أَنَّكُم‌ْ سَتَذْكُرُونَهُن‌َّ وَ لَكِنْ‌ لاَ تُوَاعِدُوهُن‌َّ سِرَّاً إِلاَّ أَنْ‌ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفَاً وَ لاَ تَعْزِمُوا عُقْدَة‌َ النِّكَاح‌ِ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ الْكِتَاب‌ُ أَجَلَه‌ُ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ فَاحْذَرُوه‌ُ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ حَلِيم‌ٌ (بقره: 235)

و گناهى بر شما نيست كه به طور كنايه، (از زنانى كه همسرانشان مرده‏اند) خواستگارى كنيد، و يا در دل تصميم بر اين كار بگيريد (بدون اينكه آن را اظهار كنيد). خداوند مى‏دانست شما به ياد آنها خواهيد افتاد (و با خواسته طبيعى شما به شكل معقول، مخالف نيست) ولى پنهانى با آنها قرار زناشويى نگذاريد، مگر اينكه به طرز پسنديده‏اى (به طور كنايه) اظهار كنيد! (ولى در هر حال،) اقدام به ازدواج ننماييد، تا عدّه آنها سرآيد! و بدانيد خداوند آنچه را در دل داريد، مى‏داند! از مخالفت او بپرهيزيد! و بدانيد خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان، عجله نمى‏كند)! (235)


لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِنْ‌ طَلَّقْتُم‌ُ النِّسَاءَ مَا لَم‌ْ تَمَسُّوهُن‌َّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُن‌َّ فَرِيضَة‌ً وَ مَتِّعُوهُن‌َّ عَلَي‌ الْمُوسِع‌ِ قَدَرُه‌ُ وَ عَلَي‌ الْمُقْتِرِ قَدَرُه‌ُ مَتَاعَاً بِالْمَعْرُوف‌ِ حَقَّاً عَلَي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (بقره: 236)

اگر زنان را قبل از آميزش جنسى يا تعيين مهر، (به عللى) طلاق دهيد، گناهى بر شما نيست. (و در اين موقع،) آنها را (با هديه‏اى مناسب،) بهره‏مند سازيد! آن كس كه توانايى دارد، به اندازه تواناييش، و آن كس كه تنگدست است، به اندازه خودش، هديه‏اى شايسته (كه مناسب حال دهنده و گيرنده باشد) بدهد! و اين بر نيكوكاران، الزامى است. (236)


وَ إِنْ‌ طَلَّقْتُمُوهُن‌َّ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تَمَسُّوهُن‌َّ وَ قَدْ فَرَضْتُم‌ْ لَهُن‌َّ فَرِيضَة‌ً فَنِصْف‌ُ مَا فَرَضْتُم‌ْ إِلاَّ أَنْ‌ يَعْفُون‌َ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي‌ بِيَدِه‌ِ عُقْدَة‌ُ النِّكَاح‌ِ وَ أَنْ‌ تَعْفُوا أَقْرَب‌ُ لِلتَّقْوَي‌ وَ لاَ تَنْسَوُا الْفَضْل‌َ بَيْنَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 237)

و اگر آنان را، پيش از آن كه با آنها تماس بگيريد و (آميزش جنسى كنيد) طلاق دهيد، در حالى كه مهرى براى آنها تعيين كرده‏ايد، (لازم است) نصف آنچه را تعيين كرده‏ايد (به آنها بدهيد) مگر اينكه آنها (حق خود را) ببخشند يا (در صورتى كه صغير و سفيه باشند، ولىّ آنها، يعنى) آن كس كه گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت كردن شما (و بخشيدن تمام مهر به آنها) به پرهيزكارى نزديكتر است، و گذشت و نيكوكارى را در ميان خود فراموش نكنيد، كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست! (237)


كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (بقره: 242)

اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما شرح مى‏دهد شايد انديشه كنيد! (242)


مَنْ‌ ذَا الَّذِي‌ يُقْرِض‌ُ الله‌َ قَرْضَاً حَسَناً فَيُضَاعِفَه‌ُ لَه‌ُ أَضْعَافَاً كَثِيرَة‌ً وَالله‌ُ يَقْبِض‌ُ وَ يَبْسُط‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (بقره: 245)

كيست كه به خدا «قرض الحسنه‏اى» دهد، (و از اموالى كه خدا به او بخشيده، انفاق كند،) تا آن را براى او، چندين برابر كند؟ و خداوند است (كه روزى بندگان را) محدود يا گسترده مى‏سازد (و انفاق، هرگز باعث كمبود روزى آنها نمى‏شود). و به سوى او باز مى‏گرديد (و پاداش خود را خواهيد گرفت). (245)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَدْ بَعَث‌َ لَكُم‌ْ طَالُوت‌َ مَلِكَاً قَالُوا أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ عَلَيْنَا وَ نَحْن‌ُ أَحَق‌ُّ بِالْمُلْك‌ِ مِنْه‌ُ وَ لَم‌ْ يُؤْت‌َ سَعَة‌ً مِن‌َ الْمَال‌ِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَاه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ وَ زَادَه‌ُ بَسْطَة‌ً فِي‌ الْعِلْم‌ِ وَالْجِسْم‌ِ وَالله‌ُ يُؤْتِي‌ مُلْكَه‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 247)

و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصب‏ها) آگاه است.» (247)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ آيَة‌َ مُلْكِه‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ التَّابُوت‌ُ فِيه‌ِ سَكِينَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ بَقِيَّة‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ آل‌ُ مُوسَي‌ وَ آل‌ُ هَارُون‌َ تَحْمِلُه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 248)

و پيامبرشان به آنها گفت: «نشانه حكومت او، اين است كه (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى كه) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و يادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد در حالى كه فرشتگان، آن را حمل مى‏كنند. در اين موضوع، نشانه‏اى (روشن) براى شماست اگر ايمان داشته باشيد.» (248)


فَلَمَّا فَصَل‌َ طَالُوت‌ُ بِالْجُنُودِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ مُبْتَلِيكُمْ‌ بِنَهَرٍ فَمَنْ‌ شَرِب‌َ مِنْه‌ُ فَلَيْس‌َ مِنِّي وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَطْعَمْه‌ُ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ إِلاّ مَن‌ِ اغْتَرَف‌َ غُرْفَة‌ً بِيَدِه‌ِ فَشَرِبُوا مِنْه‌ُ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ فَلَمَّا جَاوَزَه‌ُ هُوَ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ قَالُوا لاَ طَاقَة‌َ لَنَا الْيَوْم‌َ بِجَالُوت‌َ وَ جُنُودِه‌ِ قَال‌َ الَّذِين‌َ يَظُنُّون‌َ أَنَّهُمْ‌ مُلاَقُوا الله‌ِ كَم‌ْ مِنْ‌ فِئَة‌ٍ قَلِيلَة‌ٍ غَلَبَت‌ْ فِئَة‌ً كَثِيرَة‌ً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (بقره: 249)

و هنگامى كه طالوت (به فرماندهى لشكر بنى اسرائيل منصوب شد، و) سپاهيان را با خود بيرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسيله يك نهر آب، آزمايش مى‏كند آنها (كه به هنگام تشنگى،) از آن بنوشند، از من نيستند و آنها كه جز يك پيمانه با دست خود، بيشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده كمى، همگى از آن آب نوشيدند. سپس هنگامى كه او، و افرادى كه با او ايمان آورده بودند، (و از بوته آزمايش، سالم به‏در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از كمى نفرات خود، ناراحت شدند و عده‏اى) گفتند: «امروز، ما توانايى مقابله با (جالوت) و سپاهيان او را نداريم.» اما آنها كه مى‏دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخيز، ايمان داشتند) گفتند: «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است. (249)


وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوت‌َ وَ جُنُودِه‌ِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغ‌ْ عَلَيْنَا صَبْرَاً وَ ثَبِّت‌ْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 250)

و هنگامى كه در برابر (جالوت) و سپاهيان او قرار گرفتند گفتند: «پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز بگردان! (250)


فَهَزَمُوهُمْ‌ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ قَتَل‌َ دَاوُدُ جَالُوت‌َ وَ آتَاه‌ُ الله‌ُ الْمُلْك‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ عَلَّمَه‌ُ مِمَّا يَشَاءُ وَ لَوْلاَ دَفْع‌ُ الله‌ِ النَّاس‌َ بَعْضَهُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ لَفَسَدَت‌ِ الْأَرْض‌ُ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ ذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ الْعَالَمِين‌َ (بقره: 251)

:::: 000: 832: [152] سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت واداشتند. و «داوود» (نوجوان نيرومند و شجاعى كه در لشكر «طالوت» بود)، «جالوت» را كشت و خداوند، حكومت و دانش را به او بخشيد و از آنچه مى‏خواست به او تعليم داد. و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمى‏كرد، زمين را فساد فرامى‏گرفت، ولى خداوند نسبت به جهانيان، لطف و احسان دارد. (251)


تِلْك‌َ الرُّسُل‌ُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ كَلَّم‌َ الله‌ُ وَ رَفَع‌َ بَعْضَهُم‌ْ دَرَجَات‌ٍ وَ آتَيْنَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَ أَيَّدْنَاه‌ُ بِرُوح‌ِ الْقُدُس‌ِ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا اقْتَتَل‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُم‌ُ الْبَيِّنَات‌ُ وَ لَكِنِ‌ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ آمَن‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ كَفَرَ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَفْعَل‌ُ مَا يُرِيدُ (بقره: 253)

بعضى از آن رسولان را بر بعضى ديگر برترى داديم برخى از آنها، خدا با او سخن مى‏گفت و بعضى را درجاتى برتر داد و به عيسى بن مريم، نشانه‏هاى روشن داديم و او را با «روح القدس» تأييد نموديم (ولى فضيلت و مقام آن پيامبران، مانع اختلاف امتها نشد.) و اگر خدا مى‏خواست، كسانى كه بعد از آنها بودند، پس از آن همه نشانه‏هاى روشن كه براى آنها آمد، جنگ و ستيز نمى‏كردند (اما خدا مردم را مجبور نساخته و آنها را در پيمودن راه سعادت، آزاد گذارده است) ولى اين امتها بودند كه با هم اختلاف كردند بعضى ايمان آوردند و بعضى كافر شدند (و جنگ و خونريزى بروز كرد. و باز) اگر خدا مى‏خواست، با هم پيكار نمى‏كردند ولى خداوند، آنچه را مى‏خواهد، (از روى حكمت) انجام مى‏دهد (و هيچ كس را به قبول چيزى مجبور نمى‏كند). (253)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ بَيْع‌ٌ فِيه‌ِ وَ لاَ خُلَّة‌ٌ وَ لاَ شَفَاعَة‌ٌ وَالكَافِرُون‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (بقره: 254)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از آنچه به شما روزى داده‏ايم، انفاق كنيد! پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است (تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براى خود خريدارى كنيد)، و نه دوستى (و رفاقتهاى مادى سودى دارد)، و نه شفاعت (زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.) و كافران، خود ستمگرند (هم به خودشان ستم مى‏كنند، هم به ديگران). (254)


الله‌ُ لاَ إِلَه‌َ إِلاَّ هُوَ الْحَي‌ُّ الْقَيُّوم‌ُ لاَ تَأْخُذُه‌ُ سِنَة‌ٌ وَ لاَ نَوْم‌ٌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مَنْ‌ ذَا الَّذِي‌ يَشْفَع‌ُ عِنْدَه‌ُ إِلاَّ بِإِذْنِه‌ِ يَعْلَم‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مَا خَلْفَهُم‌ْ وَ لاَ يُحِيطُون‌َ بِشَي‌ْءٍ مِن‌ْ عِلْمِه‌ِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ وَسِع‌َ كُرْسِيُّه‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ لاَ يَؤُودُه‌ُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِيُّ‌ الْعَظِيم‌ُ (بقره: 255)

هيچ معبودى نيست جز خداوند يگانه زنده، كه قائم به ذات خويش است، و موجودات ديگر، قائم به او هستند هيچگاه خواب سبك و سنگينى او را فرانمى‏گيرد (و لحظه‏اى از تدبير جهان هستى، غافل نمى‏ماند) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن اوست كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟! (بنا بر اين، شفاعت شفاعت‏كنندگان، براى آنها كه شايسته شفاعتند، از مالكيت مطلقه او نمى‏كاهد.) آنچه را در پيش روى آنها [بندگان‏] و پشت سرشان است مى‏داند (و گذشته و آينده، در پيشگاه علم او، يكسان است.) و كسى از علم او آگاه نمى‏گردد جز به مقدارى كه او بخواهد. (اوست كه به همه چيز آگاه است و علم و دانش محدود ديگران، پرتوى از علم بى‏پايان و نامحدود اوست.) تخت (حكومت) او، آسمانها و زمين را دربرگرفته و نگاهدارى آن دو [آسمان و زمين‏]، او را خسته نميكند. بلندى مقام و عظمت، مخصوص اوست. (255)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِي‌ حَاج‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ فِي‌ رَبِّه‌ِ أَن‌ْ آتَاه‌ُ الله‌ُ الْمُلْك‌َ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَبِّي‌َ الَّذِي‌ يُحْيِي وَ يُمِيت‌ُ قَال‌َ أَنَا أُحْيِي‌ وَ أُمِيت‌ُ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ يَأْتِي‌ بِالشَّمْس‌ِ مِن‌َ الْمَشْرِق‌ِ فَأْت‌ِ بِهَا مِن‌َ الْمَغْرِب‌ِ فَبُهِت‌َ الَّذِي‌ كَفَرَ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 258)

آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.» او گفت: «من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم!» (و براى اثبات اين كار و مشتبه ساختن بر مردم دستور داد دو زندانى را حاضر كردند، فرمان آزادى يكى و قتل ديگرى را داد) ابراهيم گفت: «خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى‏آورد (اگر راست مى‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى،) خورشيد را از مغرب بياور!» (در اينجا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند. (258)


أَوْ كَالَّذِي‌ مَرَّ عَلَي‌ قَرْيَة‌ٍ وَ هِي‌َ خَاوِيَة‌ٌ عَلَي‌ عُرُوشِهَا قَال‌َ أَنَّي‌ يُحْيِي هَذِه‌ِ الله‌ُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَه‌ُ الله‌ُ مِئَة‌َ عَام‌ٍ ثُم‌َّ بَعَثَه‌ُ قَال‌َ كَم‌ْ لَبِثْت‌َ قَال‌َ لَبِثْت‌ُ يَوْمَاً أَوْ بَعْض‌َ يَوْم‌ٍ قَال‌َ بَلْ‌ لَبِثْت‌َ مِئَة‌َ عَام‌ٍ فَانْظُرْ إِلَي‌ طَعَامِك‌َ وَ شَرَابِك‌َ لَم‌ْ يَتَسَنَّه‌ْ وَانْظُرْ إِلَي‌ حِمَارِك‌َ وَ لِنَجْعَلَك‌َ آيَة‌ً لِلنَّاس‌ِ وَانْظُرْ إِلَي‌ الْعِظَام‌ِ كَيْف‌َ نُنْشِزُهَا ثُم‌َّ نَكْسُوهَا لَحْمَاً فَلَمَّا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ قَال‌َ أَعْلَم‌ُ أَن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 259)

يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى (ويران شده) عبور كرد، در حالى كه ديوارهاى آن، به روى سقفها فرو ريخته بود، (و اجساد و استخوانهاى اهل آن، در هر سو پراكنده بود او با خود) گفت: «چگونه خدا اينها را پس از مرگ، زنده مى‏كند؟!» (در اين هنگام،) خدا او را يكصد سال ميراند سپس زنده كرد و به او گفت: «چقدر درنگ كردى؟» گفت: «يك روز يا بخشى از يك روز.» فرمود: «نه، بلكه يكصد سال درنگ كردى! نگاه كن به غذا و نوشيدنى خود (كه همراه داشتى، با گذشت سالها) هيچ گونه تغيير نيافته است! (خدايى كه يك چنين مواد فاسدشدنى را در طول اين مدت، حفظ كرده، بر همه چيز قادر است!) ولى به الاغ خود نگاه كن (كه چگونه از هم متلاشى شده! اين زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمينان خاطر توست، و هم) براى اينكه تو را نشانه‏اى براى مردم (در مورد معاد) قرار دهيم. (اكنون) به استخوانها (ى مركب سوارى خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند مى‏دهيم، و گوشت بر آن مى‏پوشانيم!» هنگامى كه (اين حقايق) بر او آشكار شد، گفت: «مى‏دانم خدا بر هر كارى توانا است». (259)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ‌ بِالْمَن‌ِّ وَالْأَذَي‌ كَالَّذِي‌ يُنْفِق‌ُ مَالَه‌ُ رِئَاءَ النَّاس‌ِ وَ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ فَمَثَلُه‌ُ كَمَثَل‌ِ صَفْوَان‌ٍ عَلَيْه‌ِ تُرَاب‌ٌ فَأَصَابَه‌ُ وَابِل‌ٌ فَتَرَكَه‌ُ صَلْدَاً لاَ يَقْدِرُون‌َ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 264)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند. آنها از كارى كه انجام داده‏اند، چيزى به دست نمى‏آورند و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمى‏كند. (264)


أَيَوَدُّ أَحَدُكُم‌ْ أَنْ‌ تَكُون‌َ لَه‌ُ جَنَّة‌ٌ مِنْ‌ نَخِيل‌ٍ وَ أَعْنَاب‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَه‌ُ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ الَّثمَرَات‌ِ وَ أَصَابَه‌ُ الْكِبَرُ وَ لَه‌ُ ذُرِّيَّة‌ٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيه‌ِ نَارٌ فَاحْتَرَقَت‌ْ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ُ الْآيَات‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَفَكَّرُون‌َ (بقره: 266)

آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير درختان آن، نهرها بگذرد، و براى او در آن (باغ)، از هر گونه ميوه‏اى وجود داشته باشد، در حالى كه به سن پيرى رسيده و فرزندانى (كوچك و) ضعيف دارد (در اين هنگام،) گردبادى (كوبنده)، كه در آن آتش (سوزانى) است، به آن برخورد كند و شعله‏ور گردد و بسوزد؟! (همين طور است حال كسانى كه انفاقهاى خود را، با ريا و منت و آزار، باطل مى‏كنند.) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد بينديشيد (و با انديشه، راه حق را بيابيد)! (266)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا كَسَبْتُم‌ْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ تَيَمَّمُوا الْخَبِيث‌َ مِنْه‌ُ تُنْفِقُون‌َ وَ لَسْتُمْ‌ بِآخِذِيه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ تُغْمِضُوا فِيه‌ِ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ غَنِي‌ٌّ حَمِيدٌ (بقره: 267)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از قسمتهاى پاكيزه اموالى كه (از طريق تجارت) به دست آورده‏ايد، و از آنچه از زمين براى شما خارج ساخته‏ايم (از منابع و معادن و درختان و گياهان)، انفاق كنيد! و براى انفاق، به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد در حالى كه خود شما، (به هنگام پذيرش اموال،) حاضر نيستيد آنها را بپذيريد مگر از روى اغماض و كراهت! و بدانيد خداوند، بى‏نياز و شايسته ستايش است. (267)


الشَّيْطَان‌ُ يَعِدُكُم‌ُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ‌ بِالْفَحْشَاءِ وَالله‌ُ يَعِدُكُمْ‌ مَغْفِرَة‌ً مِنْه‌ُ وَ فَضْلاً وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 268)

شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهيدستى مى‏دهد و به فحشا (و زشتيها) امر مى‏كند ولى خداوند وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مى‏دهد و خداوند، قدرتش وسيع، و (به هر چيز) داناست. (به همين دليل، به وعده‏هاى خود، وفا مى‏كند.) (268)


وَ مَا أَنْفَقْتُمْ‌ مِنْ‌ نَفَقَة‌ٍ أَوْ نَذَرْتُمْ‌ مِنْ‌ نَذْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ يَعْلَمُه‌ُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (بقره: 270)

و هر چيز را كه انفاق مى‏كنيد، يا (اموالى را كه) نذر كرده‏ايد (در راه خدا انفاق كنيد)، خداوند آنها را مى‏داند. و ستمگران ياورى ندارند. (270)


لِلْفُقَرَاءِ الَّذِين‌َ أُحْصِرُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ لاَ يَسْتَطِيعُون‌َ ضَرْبَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَحْسَبُهُم‌ُ الْجَاهِل‌ُ أَغْنِيَاءَ مِن‌َ التَّعَفُّف‌ِ تَعْرِفُهُمْ‌ بِسِيَماهُم‌ْ لاَ يَسْأَلُون‌َ النَّاس‌َ إِلْحَافَاً وَ مَا تُنْفِقُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (بقره: 273)

(انفاقِ شما، مخصوصاً بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‏اند (و توجّه به آيين خدا، آنها را از وطنهاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدانِ جهاد، به آنها اجازه نمى‏دهد تا براى تأمين هزينه زندگى، دست به كسب و تجارتى بزنند) نمى‏توانند مسافرتى كنند (و سرمايه‏اى به دست آورند) و از شدّت خويشتن‏دارى، افراد ناآگاه آنها را بى‏نياز مى‏پندارند امّا آنها را از چهره‏هايشان مى‏شناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‏خواهند. (اين است مشخّصات آنها!) و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است. (273)


الَّذِين‌َ يَأْكُلُون‌َ الرِّبَا لاَ يَقُومُون‌َ إِلاَّ كَمَا يَقُوم‌ُ الَّذِي‌ يَتَخَبَّطُه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ مِن‌َ الْمَس‌ِّ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْع‌ُ مِثْل‌ُ الرِّبَا وَ أَحَل‌َّ الله‌ُ الْبَيْع‌َ وَ حَرَّم‌َ الرِّبَا فَمَنْ‌ جَاءَه‌ُ مَوْعِظَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَانْتَهَي‌ فَلَه‌ُ مَا سَلَف‌َ وَ أَمْرُه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَ مَن‌ْ عَادَ فَأُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 275)

كسانى كه ربا مى‏خورند، (در قيامت) برنمى‏خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شيطان، ديوانه شده (و نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمين مى‏خورد، گاهى بپا مى‏خيزد). اين، به خاطر آن است كه گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتى ميان آن دو نيست.)» در حالى كه خدا بيع را حلال كرده، و ربا را حرام! (زيرا فرق ميان اين دو، بسيار است.) و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و (از رباخوارى) خوددارى كند، سودهايى كه در سابق [قبل از نزول حكم تحريم‏] به دست آورده، مال اوست (و اين حكم، گذشته را شامل نمى‏گردد) و كار او به خدا واگذار مى‏شود (و گذشته او را خواهد بخشيد.) امّا كسانى كه بازگردند (و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند)، اهل آتشند و هميشه در آن مى‏مانند. (275)


فَإِنْ‌ لَم‌ْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ إِنْ‌ تُبْتُم‌ْ فَلَكُم‌ْ رُؤُوس‌ُ أَمْوَالِكُم‌ْ لاَ تَظْلِمُون‌َ وَ لاَ تُظْلَمُون‌َ (بقره: 279)

اگر (چنين) نمى‏كنيد، بدانيد خدا و رسولش، با شما پيكار خواهند كرد! و اگر توبه كنيد، سرمايه‏هاى شما، از آنِ شماست [اصل سرمايه، بدون سود] نه ستم مى‏كنيد، و نه بر شما ستم وارد مى‏شود. (279)


وَاتَّقُوا يَوْمَاً تُرْجَعُون‌َ فِيه‌ِ إِلَي‌ الله‌ِ ثُم‌َّ تُوَفَّي‌ كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ مَا كَسَبَت‌ْ وَ هُم‌ْ لاَ يُظْلَمُون‌َ (بقره: 281)

و از روزى بپرهيزيد (و بترسيد) كه در آن روز، شما را به سوى خدا بازمى‏گردانند سپس به هر كس، آنچه انجام داده، به طور كامل باز پس داده مى‏شود، و به آنها ستم نخواهد شد. (چون هر چه مى‏بينند، نتايج اعمال خودشان است.) (281)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوْا إِذَا تَدَايَنْتُمْ‌ بِدَيْن‌ٍ إِلَي‌ أََجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً فَاكْتُبُوه‌ُ وَلْيَكْتُبْ‌ بَيْنَكُم‌ْ كَاتِب‌ٌ بِالْعَدْل‌ِ وَ لاَ يَأْب‌َ كَاتِب‌ٌ أَنْ‌ يَكْتُب‌َ كَمَا عَلَّمَه‌ُ الله‌ُ فَلْيَكْتُب‌ْ وَلْـيُمْلِل‌ِ الَّذِي‌ عَلَيْه‌ِ الْحَق‌ُّ وَلْيَتَّق‌ِ الله‌َ رَبَّه‌ُ وَ لاَ يَبْخَس‌ْ مِنْه‌ُ شَيْءً فَإِنْ‌ كَان‌َ الَّذِي‌ عَلَيْه‌ِ الْحَق‌ُّ سَفِيهَاً أَوْ ضَعِيفَاً أَوْ لاَ يَسْتَطِيع‌ُ أَنْ‌ يُمِل‌َّ هُوَ فَلْيُمْلِل‌ْ وَلِيُّه‌ُ بِالْعَدْل‌ِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَيْن‌ِ مِنْ‌ رِجَالِكُم‌ْ فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَكُونَا رَجُلَيْن‌ِ فَرَجِل‌ٌ وَامْرَأَتَان‌ِ مِمَّن‌ تَرْضَوْن‌َ مِن‌َ الشُّهَدَاءِ أَنْ‌ تَضِل‌َّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَي‌ وَ لاَ يَأْب‌َ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَ لاَ تَسْأَمُوا أَنْ‌ تَكْتُبُوه‌ُ صَغِيرَاً أَوْ كَبِيرَاً إِلَي‌ أَجَلِه‌ِ ذَلِكُم‌ْ أَقْسَط‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ أَقْوَم‌ُ لِلشَّهَادَة‌ِ وَ أَدْنَي‌ أَنْ لاَ تَرْتَابُوا إِلاَّ أَنْ‌ تَكُون‌َ تِجَارَة‌ً حَاضِرَة‌ً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُم‌ْ فَلَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ لاَ تَكْتُبُوهَا وَ أَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُم‌ْ وَ لاَ يُضَارَّ كَاتِب‌ٌ وَ لاَ شَهِيدٌ وَ إِن‌ْ تَفْعَلُوا فَإِنَّه‌ُ فُسُوق‌ٌ بِكُمْ‌ وَاتَّقُوا الله‌َ وَ يُعَلِّمُكُم‌ْ الله‌ُ وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (بقره: 282)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه بدهى مدّت‏دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد! و بايد نويسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد! و كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن- همان طور كه خدا به او تعليم داده- خوددارى كند! پس بايد بنويسد، و آن كس كه حق بر عهده اوست، بايد املا كند، و از خدا كه پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد! و اگر كسى كه حق بر ذمه اوست، سفيه (يا از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) است، يا (به خاطر لال بودن،) توانايى بر املا كردن ندارد، بايد ولىّ او (به جاى او،) با رعايت عدالت، املا كند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! (و اين دو زن، بايد با هم شاهد قرار گيرند،) تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند. و شهود نبايد به هنگامى كه آنها را (براى شهادت) دعوت مى‏كنند، خوددارى نمايند! و از نوشتن (بدهىِ خود،) چه كوچك باشد يا بزرگ، ملول نشويد (هر چه باشد بنويسيد)! اين، در نزد خدا به عدالت نزديكتر، و براى شهادت مستقيم تر، و براى جلوگيرى از ترديد و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‏باشد مگر اينكه داد و ستد نقدى باشد كه بين خود، دست به دست مى‏كنيد. در اين صورت، گناهى بر شما نيست كه آن را ننويسيد. ولى هنگامى كه خريد و فروش (نقدى) مى‏كنيد، شاهد بگيريد! و نبايد به نويسنده و شاهد، (به خاطر حقگويى،) زيانى برسد (و تحت فشار قرار گيرند)! و اگر چنين كنيد، از فرمان پروردگار خارج شده‏ايد. از خدا بپرهيزيد! و خداوند به شما تعليم مى‏دهد خداوند به همه چيز داناست. (282)


وَ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ عَلَي‌ سَفَرٍ وَ لَم‌ْ تَجِدُوا كَاتِبَاً فَرِهَان‌ٌ مَقْبُوضَة‌ٌ فَإِن‌ْ أَمِن‌َ بَعْضُكُمْ‌ بَعْضَاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي‌ اؤْتُمِن‌َ أَمَانَتَه‌ُ وَلْيَتَّق‌ِ الله‌َ رَبَّه‌ُ وَ لاَ تَكْتُمُوا الشَّهَادَة‌َ وَ مَنْ‌ يَكْتُمْهَا فَإِنَّه‌ُ آثِم‌ٌ قَلْبُه‌ُ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ عَلِيم‌ٌ (بقره: 283)

و اگر در سفر بوديد، و نويسنده‏اى نيافتيد، گروگان بگيريد! (گروگانى كه در اختيار طلبكار قرار گيرد.) و اگر به يكديگر اطمينان (كامل) داشته باشيد، (گروگان لازم نيست، و) بايد كسى كه امين شمرده شده (و بدون گروگان، چيزى از ديگرى گرفته)، امانت (و بدهى خود را بموقع) بپردازد و از خدايى كه پروردگار اوست. بپرهيزد! و شهادت را كتمان نكنيد! و هر كس آن را كتمان كند، قلبش گناهكار است. و خداوند، به آنچه انجام مى‏دهيد، داناست. (283)


لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِنْ‌ تُبْدُوا مَا فِي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ أَوْ تُخْفُوه‌ُ يُحَاسِبْكُمْ‌ بِه‌ِ الله‌ُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ يُعَذِّب‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 284)

آنچه در آسمانها و زمين است، از آنِ خداست. و (از اين رو) اگر آنچه را در دل داريد، آشكار سازيد يا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه مى‏كند. سپس هر كس را بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، مى‏بخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات مى‏كند. و خداوند به همه چيز قدرت دارد. (284)


آمَن‌َ الرَّسُول‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ وَالْمُؤْمِنُون‌َ كُل‌ٌّ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ كُتُبِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْ‌ رُسُلِه‌ِ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَك‌َ رَبَّنَا وَ إِلَيْك‌َ الْمَصِيرُ (بقره: 285)

پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، كاملًا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‏اند (و مى‏گويند:) ما در ميان هيچ يك از پيامبران او، فرق نمى‏گذاريم (و به همه ايمان داريم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داريم) و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)


لاَ يُكَلِّف‌ُ الله‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَت‌ْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَت‌ْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِنْ‌ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِل‌ْ عَلَيْنَا إِصْرَاً كَمَا حَمَلْتَه‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ مِن‌ْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَة‌َ لَنَا بِه‌ِ وَاعْف‌ُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْت‌َ مَوْلاَنَا فَانْصُرْنَا عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 286)

خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است. (مؤمنان مى‏گويند:) پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان! (286)


نَزَّل‌َ عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ أَنْزَل‌َ التَّوْرَاة‌َ وَالْإِِنْجِيل‌َ (آل‌عمران: 3)

(همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانه‏هاى كتب پيشين، منطبق است و «تورات» و «انجيل» را. (3)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَخْفَي‌ عَلَيْه‌ِ شَي‌ْءٌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ (آل‌عمران: 5)

هيچ چيز، در آسمان و زمين، بر خدا مخفى نمى‏ماند. (بنا بر اين، تدبير آنها بر او مشكل نيست.) (5)


هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ مِنْه‌ُ آيَات‌ٌ مُحْكَمَات‌ٌ هُن‌َّ أُم‌ُّ الْكِتَاب‌ِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهات‌ٌ فَأَمَّا الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ زَيْغ‌ٌ فَيَتَّبِعُون‌َ مَا تَشَابَه‌َ مِنْه‌ُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَة‌ِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِه‌ِ وَ مَا يَعْلَم‌ُ تَأْوِيلَه‌ُ إِلاَّ الله‌ُ وَالرَّاسِخُون‌َ فِي‌ الْعِلْم‌ِ يَقُولُون‌َ آمَنَّا بِه‌ِ كُل‌ٌّ مِن‌ْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (آل‌عمران: 7)

او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند (و اين حقيقت را درك نمى‏كنند). (7)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ جَامِع‌ُ النَّاس‌ِ لِيَوْم‌ٍ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (آل‌عمران: 9)

پروردگارا! تو مردم را، براى روزى كه ترديدى در آن نيست، جمع خواهى كرد زيرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمى‏كند. (ما به تو و رحمت بى‏پايانت، و به وعده رستاخيز و قيامت ايمان داريم.)» (9)


قَدْ كَان‌َ لَكُم‌ْ آيَة‌ٌ فِي‌ فِئَتَيْن‌ِ الْتَقَتَا فِئَة‌ٌ تُقَاتِل‌ُ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ أُخْرَي‌ كَافِرَة‌ٌ يَرَوْنَهُمْ‌ مِثْلَيْهِم‌ْ رَأْي‌َ الْعَيْن‌ِ وَالله‌ُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَعِبْرَة‌ً لِأُولِي‌ الْأَبْصَارِ (آل‌عمران: 13)

در دو گروهى كه (در ميدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتى) براى شما بود: يك گروه، در راه خدا نبرد مى‏كرد و جمع ديگرى كه كافر بود، (در راه شيطان و بت،) در حالى كه آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، مى‏ديدند. (و اين خود عاملى براى وحشت و شكست آنها شد.) و خداوند، هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، با يارى خود، تأييد مى‏كند. در اين، عبرتى است براى بينايان! (13)


زُيِّن‌َ لِلنَّاس‌ِ حُب‌ُّ الشَّهَوَات‌ِ مِن‌َ النِّسَاءِ وَالْبَنِين‌َ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَة‌ِ مِن‌َ الذَّهَب‌ِ وَالْفِضَّة‌ِ وَالْخَيْل‌ِ الْمُسَوَّمَة‌ِ وَالْأَنْعَام‌ِ وَالْحَرْث‌ِ ذَلِك‌َ مَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَالله‌ُ عِنْدَه‌ُ حُسْن‌ُ الْمَآب‌ِ (آل‌عمران: 14)

محبّت امور مادى، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند ولى) اينها (در صورتى كه هدف نهايى آدمى را تشكيل دهند،) سرمايه زندگى پست (مادى) است و سرانجام نيك (و زندگىِ والا و جاويدان)، نزد خداست. (14)


شَهِدَ الله‌ُ أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ وَ أُولُوا الْعِلْم‌ِ قَائِمَاً بِالْقِسْط‌ِ لاَ إِلهَ‌ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (آل‌عمران: 18)

خداوند، (با ايجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى،) گواهى مى‏دهد كه معبودى جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونه‏اى بر اين مطلب،) گواهى مى‏دهند در حالى كه (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است. (18)


فَكَيْف‌َ إِذَا جَمَعْنَاهُم‌ْ لِيَوْم‌ٍ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ وَ وُفِّيَت‌ْ كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ مَا كَسَبَت‌ْ وَ هُم‌ْ لاَ يُظْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 25)

پس چه گونه خواهند بود هنگامى كه آنها را براى روزى كه شكّى در آن نيست [روز رستاخيز] جمع كنيم، و به هر كس، آنچه (از اعمال براى خود) فراهم كرده، بطور كامل داده شود؟ و به آنها ستم نخواهد شد (زيرا محصول اعمال خود را مى‏چينند). (25)


لاَ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُون‌َ الْكَافِرِين‌َ أَوْلِيَاءَ مِن‌ْ دُون‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ وَ مَنْ‌ يَفْعَل‌ْ ذَلِك‌َ فَلَيْس‌َ مِن‌َ الله‌ِ فِي‌ْ شَي‌ْءٍ إِلاَّ أَن‌ْ تَتَّقُوا مِنْهُم‌ْ تُقَاة‌ً وَ يُحَذِّرُكُم‌ُ الله‌ُ نَفْسَه‌ُ وَ إِلَي‌ الله‌ِ الْمَصِيرُ (آل‌عمران: 28)

افراد باايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند، هيچ رابطه‏اى با خدا ندارد (و پيوند او بكلّى از خدا گسسته مى‏شود) مگر اينكه از آنها بپرهيزيد (و به خاطر هدفهاى مهمترى تقيّه كنيد). خداوند شما را از (نافرمانى) خود، بر حذر مى‏دارد و بازگشت (شما) به سوى خداست. (28)


قُل‌ْ إِنْ‌ تُخْفُوا مَا فِي‌ صُدُورِكُم‌ْ أَوْ تُبْدُوه‌ُ يَعْلَمْه‌ُ الله‌ُ وَ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (آل‌عمران: 29)

بگو: «اگر آنچه را در سينه‏هاى شماست، پنهان داريد يا آشكار كنيد، خداوند آن را مى‏داند و (نيز) از آنچه در آسمانها و زمين است، آگاه مى‏باشد و خداوند بر هر چيزى تواناست. (29)


يَوْم‌َ تَجِدُ كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ مَا عَمِلَت‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ مُحْضَرَاً وَ مَا عَمِلَت‌ْ مِنْ‌ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَن‌َّ بَيْنَهَا وَ بَيْنَه‌ُ أَمَدَاً بَعِيدَاً وَ يُحَذِّرُكُم‌ُ الله‌ُ نَفْسَه‌ُ وَالله‌ُ رَؤوف‌ٌ بِالْعِبَادِ (آل‌عمران: 30)

روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى‏بيند و آرزو مى‏كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زيادى باشد. خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، بر حذر مى‏دارد و (در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» (30)


هُنَالِك‌َ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّه‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ هَب‌ْ لِي‌ مِنْ‌ لَدُنْك‌َ ذُرِّيَّة‌ً طَيِّبَة‌ً إِنَّك‌َ سَمِيع‌ُ الدُّعَاءِ (آل‌عمران: 38)

در آنجا بود كه زكريا، (با مشاهده آن همه شايستگى در مريم،) پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزه‏اى (نيز) به من عطا فرما، كه تو دعا را مى‏شنوى!» (38)


فَنَادَتْه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ وَ هُوَ قَائِم‌ٌ يُصَلِّي‌ فِي‌ الْمَـحْرَاب‌ِ أَن‌َّ الله‌َ يُبَشِّرُك‌َ بِيَحْيَي‌ مُصَدِّقَاً بِكَلِمَة‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ سَيِّدَاً وَ حَصُورَاً وَ نَبِيَّاً مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (آل‌عمران: 39)

و هنگامى كه او در محراب ايستاده، مشغول نيايش بود، فرشتگان او را صدا زدند كه: «خدا تو را به» يحيى «بشارت مى‏دهد (كسى) كه كلمه خدا [مسيح‏] را تصديق مى‏كند و رهبر خواهد بود و از هوسهاى سركش بركنار، و پيامبرى از صالحان است.» (39)


ذَلِك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ الْغَيْب‌ِ نُوحِيه‌ِ إِلَيْك‌َ وَ مَا كُنْت‌َ لَدَيْهِم‌ْ إِذْ يُلْقُون‌َ أَقلاَمَهُم‌ْ أَيُّهُم‌ْ يَكْفُل‌ُ مَرْيَم‌َ وَ مَا كُنْت‌َ لَدَيْهِم‌ْ إِذْ يَخْتَصِمُون‌َ (آل‌عمران: 44)

(اى پيامبر!) اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مى‏كنيم و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را (براى قرعه‏كشى) به آب مى‏افكندند تا كداميك كفالت و سرپرستى مريم را عهده‏دار شود، و (نيز) به هنگامى كه (دانشمندان بنى اسرائيل، براى كسب افتخار سرپرستى او،) با هم كشمكش داشتند، حضور نداشتى و همه اينها، از راه وحى به تو گفته شد.) (44)


إِذْ قَالَت‌ِ الْمَلاَئِكَة‌ُ يَا مَرْيَم‌ُ إِن‌َّ الله‌َ يُبَشِّرُك‌ِ بِكَلِمَة‌ٍ مِنْه‌ُ اسْمُه‌ُ الْمَسِيح‌ُ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ وَجِيهَاً فِي‌ الْدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ مِن‌َ الْمُقَرَّبِين‌َ (آل‌عمران: 45)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خداوند تو را به كلمه‏اى [وجود با عظمتى‏] از طرف خودش بشارت مى‏دهد كه نامش «مسيح، عيسى پسر مريم» است در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيّت خواهد بود و از مقرّبان (الهى) است. (45)


قَالَت‌ْ رَب‌ِّ أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ وَلَدٌ وَ لَم‌ْ يَمْسَسْنِي‌ بَشَرٌ قَال‌َ كَذَلِكِ الله‌ُ يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُن‌ْ فَيَكُون‌ُ (آل‌عمران: 47)

(مريم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، اين گونه هر چه را بخواهد مى‏آفريند! هنگامى كه چيزى را مقرّر دارد (و فرمان هستى آن را صادر كند)، فقط به آن مى‏گويد: «موجود باش!» آن نيز فوراً موجود مى‏شود. (47)


وَ يُعَلِّمُه‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَالتَّوْرَاة‌َ وَالْإِِنْجِيل‌َ (آل‌عمران: 48)

و به او، كتاب و دانش و تورات و انجيل، مى‏آموزد. (48)


وَ رَسُولاً إِلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنِّي‌ قَدْ جِئْتُكُمْ‌ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ أَنِّي‌ أَخْلُق‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ الطِّين‌ِ كَهَيْئَة‌ِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخ‌ُ فِيه‌ِ فَيَكُون‌ُ طَيْرَاً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُبْرِئ‌ُ الْأَكْمَه‌َ وَالْأَبْرَص‌َ وَ أُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا تَأْكُلُون‌َ وَ مَا تَدَّخِرُون‌َ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 49)

و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏گويد:) من نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏سازم سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم و از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏هاى خود ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏دهم مسلماً در اينها، نشانه‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد! (49)


إِن‌َّ الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُستَقِيم‌ٌ (آل‌عمران: 51)

خداوند، پروردگار من و شماست او را بپرستيد (نه من، و نه چيز ديگر را)! اين است راه راست!» (51)


إِذْ قَال‌َ الله‌ُ يَا عِيسَي‌ إِنِّي‌ مُتَوَفِّيك‌َ وَ رَافِعُك‌َ إِلَيَّ‌ وَ مُطَهِّرُك‌َ مِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ جَاعِل‌ُ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوك‌َ فَوْق‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ ثُم‌َّ إِلَيَّ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَأَحْكُم‌ُ بَيْنَكُم‌ْ فِيمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (آل‌عمران: 55)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه خدا به عيسى فرمود: «من تو را برمى‏گيرم و به سوى خود، بالا مى‏برم و تو را از كسانى كه كافر شدند، پاك مى‏سازم و كسانى را كه از تو پيروى كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كسانى كه كافر شدند، قرار مى‏دهم سپس بازگشت شما به سوى من است و در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داورى مى‏كنم. (55)


ذَلِك‌َ نَتْلُوه‌ُ عَلَيْك‌َ مِن‌َ الْآيَات‌ِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيم‌ِ (آل‌عمران: 58)

اينها را كه بر تو مى‏خوانيم، از نشانه‏ها (ى حقّانيّت تو) است، و يادآورى حكيمانه است. (58)


إِن‌َّ مَثَل‌َ عِيسَي‌ عِنْدَ الله‌ِ كَمَثَل‌ِ آدَم‌َ خَلَقَه‌ُ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ قَال‌َ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (آل‌عمران: 59)

مَثَل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. (بنا بر اين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيّت او نيست.) (59)


فَمَن‌ْ حَاجَّك‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ فَقُل‌ْ تَعَالَوْا نَدْع‌ُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُم‌ْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُم‌ْ ثُم‌َّ نَبْتَهِلْ‌ فَنَجْعَل‌ْ لَعْنَة‌َ الله‌ِ عَلَي‌ الْكَاذِبِين‌َ (آل‌عمران: 61)

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (61)


قُل‌ْ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ تَعَالَوْا إِلَي‌ كَلِمَة‌ٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ْ أَنْ لاَ نَعْبُدَ إِلاَّ الله‌َ وَ لاَ نُشْرِك‌َ بِه‌ِ شَيْءً وَ لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضَاً أَرْبَابَاً مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ فَإِنْ‌ تَوَلَّوا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 64)

بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعضى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!» (64)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لِم‌َ تُحَاجُّون‌َ فِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ مَا أُنْزِلَت‌ِ التَّوْرَاة‌ُ وَالْإِنْجِيل‌ُ إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (آل‌عمران: 65)

اى اهل كتاب! چرا درباره ابراهيم، گفتگو و نزاع مى‏كنيد (و هر كدام، او را پيرو آيين خودتان معرفى مى‏نماييد)؟! در حالى كه تورات و انجيل، بعد از او نازل شده است! آيا انديشه نمى‏كنيد؟! (65)


هَا أَنْتُم‌ْ هَؤُلاَءِ حَاجَجْتُم‌ْ فِيمَا لَكُمْ‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ فَلِم‌َ تُحَاجُّون‌َ فِيمَا لَيْس‌َ لَكُمْ‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تَعْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 66)

شما كسانى هستيد كه درباره آنچه نسبت به آن آگاه بوديد، گفتگو و ستيز كرديد چرا درباره آنچه آگاه نيستيد، گفتگو مى‏كنيد؟! و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانيد. (66)


إِن‌َّ أَوْلَي‌ النَّاس‌ِ بِإِبْرَاهِيم‌َ لَلَّذِين‌َ اتَّبَعُوه‌ُ وَ هَذَا النَّبِي‌ُّ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَالله‌ُ وَلِي‌ُّ الْمُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 68)

سزاوارترين مردم به ابراهيم، آنها هستند كه از او پيروى كردند، و (در زمان و عصر او، به مكتب او وفادار بودند همچنين) اين پيامبر و كسانى كه (به او) ايمان آورده‏اند (از همه سزاوارترند) و خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان است. (68)


وَ قَالَتْ‌ طَائِفَة‌ٌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ آمِنُوا بِالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَجْه‌َ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَه‌ُ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (آل‌عمران: 72)

و جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: « (برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند! (زيرا شما را، اهل كتاب و آگاه از بشارات آسمانى پيشين مى‏دانند و اين توطئه كافى است كه آنها را متزلزل سازد). (72)


وَ لاَ تُؤْمِنُوا إِلاَّ لِمَنْ‌ تَبِع‌َ دِينَكُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ الْهُدَي‌ هُدَي‌ الله‌ِ أَنْ‌ يُؤْتَي‌ أَحَدٌ مِثْل‌َ مَا أُوتِيتُمْ‌ أَوْ يُحَاجُّوكُم‌ْ عِنْدَ رَبِّكُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ الْفَضْل‌َ بِيَدِ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 73)

و جز به كسى كه از آيين شما پيروى مى‏كند، (واقعاً) ايمان نياوريد!» بگو: «هدايت، هدايت الهى است! (و اين توطئه شما، در برابر آن بى اثر است)»! (سپس اضافه كردند: «تصور نكنيد) به كسى همانند شما (كتاب آسمانى) داده مى‏شود، يا اينكه مى‏توانند در پيشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو كنند، (بلكه نبوّت و منطق، هر دو نزد شماست!)» بگو: «فضل (و موهبت نبوّت و عقل و منطق، در انحصار كسى نيست بلكه) به دست خداست و به هر كس بخواهد (و شايسته بداند،) مى‏دهد و خداوند، واسع [داراى مواهب گسترده‏] و آگاه (از موارد شايسته آن) است. (73)


يَخْتَص‌ُّ بِرَحْمَتِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (آل‌عمران: 74)

هر كس را بخواهد، ويژه رحمت خود مى‏كند و خداوند، داراى مواهب عظيم است.» (74)


وَ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ مَن‌ْ إِنْ‌ تَأْمَنْه‌ُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّه‌ِ إِليْك‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ إِنْ‌ تَأْمَنْه‌ُ بِدِينَارٍ لاَ يُؤَدِّه‌ِ إِلَيْك‌َ إِلاَّ مَا دُمْت‌َ عَلَيْه‌ِ قَائِمَاً ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا لَيْس‌َ عَلَيْنَا فِي‌ الْأُمِّيِّين‌َ سَبِيل‌ٌ وَ يَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 75)

و در ميان اهل كتاب، كسانى هستند كه اگر ثروت زيادى به رسم امانت به آنها بسپارى، به تو باز مى‏گردانند و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنان بسپارى، به تو باز نمى‏گردانند مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده (و بر آنها مسلّط) باشى! اين بخاطر آن است كه مى‏گويند: «ما در برابر امّيّين [غير يهود]، مسئول نيستيم.» و بر خدا دروغ مى‏بندند در حالى كه مى‏دانند (اين سخن دروغ است). (75)


بَلَي‌ مَن‌ْ أَوْفَي‌ بِعَهْدِه‌ِ وَاتَّقَي‌ فَإِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَّقِين‌َ (آل‌عمران: 76)

آرى، كسى كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى پيشه نمايد، (خدا او را دوست مى‏دارد زيرا) خداوند پرهيزگاران را دوست دارد. (76)


وَ إِن‌َّ مِنْهُم‌ْ لَفَرِيقَاً يَلْوُون‌َ أَلْسِنَتَهُمْ‌ بِالْكِتَاب‌ِ لِتَحْسَبُوه‌ُ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ مَا هُوَ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَقُولُون‌َ هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ مَا هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ يَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 78)

در ميان آنها [يهود] كسانى هستند كه به هنگام تلاوت كتاب (خدا)، زبان خود را چنان مى‏گردانند كه گمان كنيد (آنچه را مى‏خوانند،) از كتاب (خدا) است در حالى كه از كتاب (خدا) نيست! (و با صراحت) مى‏گويند: «آن از طرف خداست!» با اينكه از طرف خدا نيست، و به خدا دروغ مى‏بندند در حالى كه مى‏دانند! (78)


مَا كَان‌َ لِبَشَرٍ أَنْ‌ يُؤْتِيَه‌ُ الله‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحُكْم‌َ وَالنُّبُوَّة‌َ ثُم‌َّ يَقُول‌َ لِلنَّاس‌ِ كُونُوا عِبَادَاً لِي‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لَكِنْ‌ كُونُوا رَبَّانِيِّين‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تُعَلِّمُون‌َ الْكِتَاب‌َ وَ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَدْرُسُون‌َ (آل‌عمران: 79)

براى هيچ بشرى سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسمانى و حكم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگويد: «غير از خدا، مرا پرستش كنيد!» بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمى الهى باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مى‏آموختيد و درس مى‏خوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!) (79)


وَ إِذْ أَخَذَ الله‌ُ مِيثَاق‌َ النَّبِيِّين‌َ لَمَا آتَيْتُكُمْ‌ مِنْ‌ كِتَاب‌ٍ وَ حِكْمَة‌ٍ ثُم‌َّ جَاءَكُم‌ْ رَسُول‌ٌ مُصَدِّق‌ٌ لِمَا مَعَكُم‌ْ لَتُؤْمِنُن‌َّ بِه‌ِ وَ لَتَنْصُرُنَّه‌ُ قَال‌َ أَأَقْرَرْتُم‌ْ وَ أَخَذْتُم‌ْ عَلَي‌ ذَلِكُم‌ْ إِصْرِي‌ قَالُوا أَقْرَرْنَا قَال‌َ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الشَّاهِدِين‌َ (آل‌عمران: 81)

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)، پيمان مؤكّد گرفت، كه هر گاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مى‏كند، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤكّد بستيد؟» گفتند: « (آرى) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.» (81)


أَفَغَيْرَ دِين‌ِ الله‌ِ يَبْغُون‌َ وَ لَه‌ُ أَسْلَم‌َ مَن‌ْ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ طَوْعَاً وَ كَرْهَاً وَ إِلَيْه‌ِ يُرْجَعُون‌َ (آل‌عمران: 83)

آيا آنها غير از آيين خدا مى‏طلبند؟! (آيين او همين اسلام است) و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند. (83)


قُل‌ْ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَالنَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 84)

بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى‏گذاريم و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)


وَ مَنْ‌ يَبْتَغ‌ِ غَيْرَ الْإِسْلاَم‌ِ دِينَاً فَلَن‌ْ يُقْبَل‌َ مِنْه‌ُ وَ هُوَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (آل‌عمران: 85)

و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است. (85)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ مَاتُوا وَ هُم‌ْ كُفَّارٌ فَلَن‌ْ يُقْبَل‌َ مِن‌ْ أَحَدِهِمْ‌ مِل‌ْءُ الْأَرْض‌ِ ذَهَبَاً وَ لَوِ افْتَدَي‌ بِه‌ِ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (آل‌عمران: 91)

كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند، اگر چه روى زمين پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فديه (و كفّاره اعمال بد خويش) بپردازند، هرگز از هيچ يك آنها قبول نخواهد شد و براى آنان، مجازاتِ دردناك است و ياورانى ندارند. (91)


لَن‌ْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّي‌ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‌َ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 92)

هرگز به (حقيقت) نيكوكارى نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى‏داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد و آنچه انفاق مى‏كنيد، خداوند از آن آگاه است. (92)


كُل‌ُّ الطَّعام‌ِ كَان‌َ حِلاًّ لِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ إِلاَّ مَا حَرَّم‌َ إِسْرَائِيل‌ُ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تُنَزَّل‌َ التَّوْرَاة‌ُ قُل‌ْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاة‌ِ فَاتْلُوهَا إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (آل‌عمران: 93)

همه غذاها (ى پاك) بر بنى اسرائيل حلال بود، جز آنچه اسرائيل (يعقوب)، پيش از نزول تورات، بر خود تحريم كرده بود (مانند گوشت شتر كه براى او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست مى‏گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد! (اين نسبتهايى كه به پيامبران پيشين مى‏دهيد، حتّى در تورات تحريف شده شما نيست!)» (93)


فِيه‌ِ آيَات‌ٌ بَيِّنَات‌ٌ مَقَام‌ُ إِبْرَاهِيم‌َ وَ مَنْ‌ دَخَلَه‌ُ كَان‌َ آمِنَاً وَ لِالله‌ِ عَلَي‌ النَّاس‌ِ حِج‌ُّ الْبَيْت‌ِ مَن‌ِ اسْتَطَاع‌َ إِلَيْه‌ِ سَبِيلاً وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَإِن‌َّ الله‌َ غَنِي‌ٌّ عَن‌ِ الْعَالَمِين‌َ (آل‌عمران: 97)

در آن، نشانه‏هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است و هر كس داخل آن [خانه خدا] شود در امان خواهد بود، و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‏نياز است. (97)


وَ كَيْف‌َ تَكْفُرُون‌َ وَ أَنْتُم‌ْ تُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ آيَات‌ُ الله‌ِ وَ فِيكُم‌ْ رَسُولُه‌ُ وَ مَنْ‌ يَعْتَصِمْ‌ بِالله‌ِ فَقَدْ هُدِي‌َ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (آل‌عمران: 101)

و چگونه ممكن است شما كافر شويد، با اينكه (در دامان وحى قرار گرفته‏ايد، و) آيات خدا بر شما خوانده مى‏شود، و پيامبر او در ميان شماست؟! (بنا بر اين، به خدا تمسّك جوييد!) و هر كس به خدا تمسّك جويد، به راهى راست، هدايت شده است. (101)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا الله‌َ حَق‌َّ تُقَاتِه‌ِ وَ لاَ تَمُوتُن‌َّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ‌ مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 102)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آن گونه كه حق تقوا و پرهيزكارى است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينكه مسلمان باشيد! (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر، حفظ كنيد!) (102)


وَاعْتَصِمُوا بِحَبْل‌ِ الله‌ِ جَمِيعَاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ إِذْ كُنْتُم‌ْ أَعْدَاءً فَأَلَّف‌َ بَيْن‌َ قُلُوبِكُم‌ْ فَأَصْبَحْتُمْ‌ بِنِعْمَتِه‌ِ إِخْوَانَاً وَ كُنْتُم‌ْ عَلَي‌ شَفَا حُفْرَة‌ٍ مِن‌َ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ‌ مِنْهَا كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَهْتَدُون‌َ (آل‌عمران: 103)

و همگى به ريسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسيله وحدت‏]، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد پذيراى هدايت شويد. (103)


وَ مَا يَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَلَن‌ْ يُكْفَرُوه‌ُ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِالمُتَّقِين‌َ (آل‌عمران: 115)

و آنچه از اعمال نيك انجام دهند، هرگز كفران نخواهد شد! (و پاداش شايسته آن را مى‏بينند.) و خدا از پرهيزكاران، آگاه است. (115)


مَثَل‌ُ مَا يُنْفِقُون‌َ فِي‌ هَذِه‌ِ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا كَمَثَل‌ِ رِيح‌ٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَت‌ْ حَرْث‌َ قَوْم‌ٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُم‌ْ فَأَهْلَكَتْه‌ُ وَ مَا ظَلَمَهُم‌ُ الله‌ُ وَ لَكِنْ‌ أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 117)

آنچه آنها در اين زندگى پست دنيوى انفاق مى‏كنند، همانند باد سوزانى است كه به زراعت قومى كه بر خود ستم كرده (و در غير محل و وقت مناسب، كشت نموده‏اند)، بوزد و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نكرده بلكه آنها، خودشان به خويشتن ستم مى‏كنند. (117)


هَا أَنْتُم‌ْ أُوْلاَءِ تُحِبُّونَهُم‌ْ وَ لاَ يُحِبُّونَكُم‌ْ وَ تُؤْمِنُون‌َ بِالْكِتَاب‌ِ كُلِّه‌ِ وَ إِذَا لَقُوكُم‌ْ قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُم‌ُ الْأَنَامِل‌َ مِن‌َ الغَيْظ‌ِ قُل‌ْ مُوتُوا بِغَيْظِكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (آل‌عمران: 119)

شما كسانى هستيد كه آنها را دوست مى‏داريد امّا آنها شما را دوست ندارند! در حالى كه شما به همه كتابهاى آسمانى ايمان داريد (و آنها به كتاب آسمانى شما ايمان ندارند). هنگامى كه شما را ملاقات مى‏كنند، (به دروغ) مى‏گويند: «ايمان آورده‏ايم!» امّا هنگامى كه تنها مى‏شوند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان مى‏گزند! بگو: «با همين خشمى كه داريد بميريد! خدا از (اسرار) درون سينه‏ها آگاه است.» (119)


وَ مَا جَعَلَه‌ُ الله‌ُ إِلاَّ بُشْرَي‌ لَكُم‌ْ وَ لِتَطْمَئِن‌َّ قُلُوبُكُمْ‌ بِه‌ِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم‌ِ (آل‌عمران: 126)

ولى اينها را خداوند فقط بشارت، و براى اطمينان خاطر شما قرار داده و گر نه، پيروزى تنها از جانب خداوند تواناى حكيم است! (126)


إِنْ‌ يَمْسَسْكُم‌ْ قَرْح‌ٌ فَقَدْ مَس‌َّ الْقَوْم‌َ قَرْح‌ٌ مِثْلُه‌ُ وَ تِلْك‌َ الْأَيَّام‌ُ نُدَاوِلُهَا بَيْن‌َ النَّاس‌ِ وَ لِيَعْلَم‌َ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُم‌ْ شُهَدَاءَ وَالله‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الظَّالِمِين‌َ (آل‌عمران: 140)

اگر (در ميدان احد،) به شما جراحتى رسيد (و ضربه‏اى وارد شد)، به آن جمعيّت نيز (در ميدان بدر)، جراحتى همانند آن وارد گرديد. و ما اين روزها (ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مى‏گردانيم (- و اين خاصيّت زندگى دنياست-) تا خدا، افرادى را كه ايمان آورده‏اند، بداند (و شناخته شوند) و خداوند از ميان شما، شاهدانى بگيرد. و خدا ظالمان را دوست نمى‏دارد. (140)


وَ لَقَدْ كُنْتُم‌ْ تَمَنَّوْن‌َ الْمَوْت‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تَلْقَوْه‌ُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوه‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ تَنْظُرُون‌َ (آل‌عمران: 143)

و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پيش از آنكه با آن رو به رو شويد، آرزو مى‏كرديد سپس آن را با چشم خود ديديد، در حالى كه به آن نگاه مى‏كرديد (و حاضر نبوديد به آن تن دردهيد! چقدر ميان گفتار و كردار شما فاصله است؟!) (143)


وَ مَا مُحمَّدٌ إِلاَّ رَسُول‌ٌ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ الرُّسُل‌ُ أَفَإِن‌ْ مَات‌َ أَوْ قُتِل‌َ انْقَلَبْتُم‌ْ عَلَي‌ أَعْقَابِكُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَنْقَلِب‌ْ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ فَلَن‌ْ يَضُرَّ الله‌َ شَيْءً وَ سَيَجْزِي‌ الله‌ُ الشَّاكِرِين‌َ (آل‌عمران: 144)

محمد (ص) فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ (و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند و خداوند بزودى شاكران (و استقامت‏كنندگان) را پاداش خواهد داد. (144)


وَ مَا كَان‌َ لِنَفْس‌ٍ أَنْ‌ تَمُوت‌َ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ كِتَابَاً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ‌ يُرِدْ ثَواب‌َ الدُّنْيَا نُؤْتِه‌ِ مِنْهَا وَ مَنْ‌ يُرِدْ ثَوَاب‌َ الْآخِرَة‌ِ نُؤْتِه‌ِ مِنْهَا وَ سَنَجْزِي‌ الشَّاكِرِين‌َ (آل‌عمران: 145)

هيچ كس، جز به فرمان خدا، نمى‏ميرد سرنوشتى است تعيين شده (بنا بر اين، مرگ پيامبر يا ديگران، يك سنّت الهى است.) هر كس پاداش دنيا را بخواهد (و در زندگى خود، در اين راه گام بردارد،) چيزى از آن به او خواهيم داد و هر كس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او مى‏دهيم و بزودى سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد. (145)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِن‌ْ نَبِي‌ٍّ قَاتَل‌َ مَعَه‌ُ رِبِّيُّون‌َ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا وَالله‌ُ يُحِب‌ُّ الصَّابِرِين‌َ (آل‌عمران: 146)

چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ كردند! آنها هيچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسيد، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسليم ندادند) و خداوند استقامت‏كنندگان را دوست دارد. (146)


سَنُلْقِي‌ فِي‌ قُلُوب‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا الرُّعْب‌َ بِمَا أَشْرَكُوا بِالله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ سُلْطَانَاً وَ مَأْوَاهُم‌ُ النَّارُ وَ بِئْس‌َ مَثْوَي‌ الظَّالِمِين‌َ (آل‌عمران: 151)

بزودى در دلهاى كافران، بخاطر اينكه بدون دليل، چيزهايى را براى خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس مى‏افكنيم و جايگاه آنها، آتش است و چه بد جايگاهى است جايگاه ستمكاران! (151)


وَ لَقَدْ صَدَقَكُم‌ُ الله‌ُ وَعْدَه‌ُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ‌ بِإِذْنِه‌ِ حَتَّي‌ إِذَا فَشِلْتُم‌ْ وَ تَنَازَعْتُم‌ْ فِي‌ الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ‌ مَا تُحِبُّون‌َ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرِيدُ الْآخِرَة‌َ ثُم‌َّ صَرَفَكُم‌ْ عَنْهُم‌ْ لِيَبْتَلِيَكُم‌ْ وَ لَقَدْ عَفَا عَنْكُم‌ْ وَالله‌ُ ذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 152)

خداوند، وعده خود را به شما، (در باره پيروزى بر دشمن در احد،) تحقق بخشيد در آن هنگام (كه در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل مى‏رسانديد (و اين پيروزى ادامه داشت) تا اينكه سست شديد و (بر سر رهاكردن سنگرها،) در كار خود به نزاع پرداختيد و بعد از آن كه آنچه را دوست مى‏داشتيد (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانى كرديد. بعضى از شما، خواهان دنيا بودند و بعضى خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت (و پيروزى شما به شكست انجاميد) تا شما را آزمايش كند. و او شما را بخشيد و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد. (152)


ثُم‌َّ أَنْزَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ الْغَم‌ِّ أَمَنَة‌ً نُعَاسَاً يَغْشَي‌ طَائِفَة‌ً مِنْكُم‌ْ وَ طَائِفَة‌ٌ قَدْ أَهَمَّتْهُم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ يَظُنُّون‌َ بِالله‌ِ غَيْرَ الْحَق‌ِّ ظَن‌َّ الْجَاهِلِيَّة‌ِ يَقُولُون‌َ هَلْ‌ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ مِن‌ْ شَيْ‌ءٍ قُل‌ْ إِن‌َّ الْأَمْرَ كُلَّه‌ُ لِالله‌ِ يُخْفُون‌َ فِي‌ أَنْفُسِهِمْ‌ مَا لاَ يُبْدُون‌َ لَك‌َ يَقُولُون‌َ لَوْ كَان‌َ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ شَيْ‌ءٌ مَا قُتِلْنَا هَهُنَا قُل‌ْ لَوْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ لَبَرَزَ الَّذِين‌َ كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقَتْل‌ُ إِلَي‌ مَضَاجِعِهِم‌ْ وَ لِيَبْتَلِي‌َ الله‌ُ مَا فِي‌ صُدُورِكُم‌ْ وَ لِيُمَحِّص‌َ مَا فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (آل‌عمران: 154)

سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاى نادرستى- همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند و مى‏گفتند: «آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مى‏شود؟!» بگو: «همه كارها (و پيروزيها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چيزى را پنهان مى‏دارند كه براى تو آشكار نمى‏سازند مى‏گويند: «اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم، در اين جا كشته نمى‏شديم!» بگو: «اگر هم در خانه‏هاى خود بوديد، آنهايى كه كشته‏شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوى آرامگاه‏هاى خود، بيرون مى‏آمدند (و آنها را به قتل مى‏رساندند). و اينها براى اين است كه خداوند، آنچه در سينه‏هايتان پنهان داريد، بيازمايد و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينه‏هاست، با خبر است. (154)


إِنْ‌ يَنْصُرْكُم‌ُ الله‌ُ فَلاَ غَالِب‌َ لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَخْذُلْكُم‌ْ فَمَنْ‌ ذَا الَّذِي‌ يَنْصُرُكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (آل‌عمران: 160)

اگر خداوند شما را يارى كند، هيچ كس بر شما پيروز نخواهد شد! و اگر دست از يارى شما بردارد، كيست كه بعد از او، شما را يارى كند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند بايد توكل كنند! (160)


أَفَمَن‌ِ اتَّبَع‌َ رِضْوَان‌َ الله‌ِ كَمَن‌ْ بَاءَ بِسَخَط‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ مَأْوَاه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (آل‌عمران: 162)

آيا كسى كه از رضاى خدا پيروى كرده، همانند كسى است كه به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جايگاه او جهنم، و پايان كار او بسيار بد است. (162)


لَقَدْ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ إِذْ بَعَث‌َ فِيهِم‌ْ رَسُولاً مِن‌ْ أَنْفُسِهِم‌ْ يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِه‌ِ وَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ يُعَلِّمُهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ إِنْ‌ كَانُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ لَفِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (آل‌عمران: 164)

خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشيد] هنگامى كه در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد هر چند پيش از آن، در گمراهى آشكارى بودند. (164)


فَرِحِين‌َ بِمَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ يَسْتَبْشِرُون‌َ بِالَّذِين‌َ لَم‌ْ يَلْحَقُوا بِهِمْ‌ مِنْ‌ خَلْفِهِم‌ْ أَنْ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (آل‌عمران: 170)

آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند و بخاطر كسانى كه هنوز به آنها ملحق نشده‏اند [مجاهدان و شهيدان آينده‏]، خوشوقتند (زيرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى‏بينند و مى‏دانند) كه نه ترسى بر آنهاست، و نه غمى خواهند داشت. (170)


إِنَّمَا ذَلِكُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ يُخَوِّف‌ُ أَوْلِيَاءَه‌ُ فَلاَ تَخَافُوهُم‌ْ وَ خَافُون‌ِ إِن‌ْ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 175)

اين فقط شيطان است كه پيروان خود را (با سخنان و شايعات بى‏اساس،) مى‏ترساند. از آنها نترسيد! و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد! (175)


مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِين‌َ عَلَي‌ مَا أَنْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ حَتَّي‌ يَمِيزَ الْخَبِيث‌َ مِن‌َ الطَّيِّب‌ِ وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُطْلِعَكُم‌ْ عَلَي‌ الْغَيْب‌ِ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَجْتَبِي‌ مِنْ‌ رُسُلِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ إِنْ‌ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُم‌ْ أَجْرٌ عَظِيم‌ٌ (آل‌عمران: 179)

چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‏گونه كه شما هستيد واگذارد مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد. و نيز چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند (تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد اين بر خلاف سنت الهى است) ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد برميگزيند (و قسمتى از اسرار نهان را كه براى مقام رهبرى او لازم است، در اختيار او مى‏گذارد.) پس (اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است،) به خدا و رسولان او ايمان بياوريد! و اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگى براى شماست. (179)


وَ لاَ يَحْسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ يَبْخَلُون‌َ بِمَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ هُوَ خَيْرَاً لَهُم‌ْ بَل‌ْ هُوَ شَرٌّ لَهُم‌ْ سَيُطَوَّقُون‌َ مَا بَخِلُوا بِه‌ِ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ لِالله‌ِ مِيرَاث‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (آل‌عمران: 180)

كسانى كه بخل مى‏ورزند، و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده، انفاق نمى‏كنند، گمان نكنند اين كار به سود آنها است بلكه براى آنها شر است بزودى در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، همانند طوقى به گردنشان مى‏افكنند. و ميراث آسمانها و زمين، از آن خداست و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است. (180)


الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ عَهِدَ إِلَيْنَا أَنْ لاَ نُؤْمِن‌َ لِرَسُول‌ٍ حَتَّي‌ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَان‌ٍ تَأْكُلُه‌ُ النَّارُ قُل‌ْ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِي‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ وَ بِالَّذِي‌ قُلْتُم‌ْ فَلِم‌َ قَتَلْتُمُوهُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (آل‌عمران: 183)

(اينها) همان كسانى (هستند) كه گفتند: «خداوند از ما پيمان گرفته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا (اين معجزه را انجام دهد:) يك قربانى بياورد، كه آتش [صاعقه آسمانى‏] آن را بخورد!» بگو: «پيامبرانى پيش از من، براى شما آمدند و دلايل روشن، و آنچه را گفتيد آوردند پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مى‏گوييد؟!» (183)


وَ إِذْ أَخَذَ الله‌ُ مِيثَاق‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ لَتُبَيِّنُنَّه‌ُ لِلنَّاس‌ِ وَ لاَ تَكْتُمُونَه‌ُ فَنَبَذُوه‌ُ وَرَاءَ ظُهُورِهِم‌ْ وَاشْتَرَوْا بِه‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً فَبِئْس‌َ مَا يَشْتَرُون‌َ (آل‌عمران: 187)

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خدا، از كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پيمان گرفت كه حتماً آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد! ولى آنها، آن را پشت سر افكندند و به بهاى كمى فروختند و چه بد متاعى مى‏خرند؟! (187)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ مَنْ‌ تُدْخِل‌ِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَه‌ُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (آل‌عمران: 192)

پروردگارا! هر كه را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساخته‏اى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست! (192)


فَاسْتَجَاب‌َ لَهُم‌ْ رَبُّهُم‌ْ أَنِّي‌ لاَ أُضِيع‌ُ عَمَل‌َ عَامِل‌ٍ مِنْكُمْ‌ مِنْ‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَي‌ بَعْضُكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْض‌ٍ فَالَّذِين‌َ هَاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِم‌ْ وَ أُوذُوا فِي‌ سَبِيلِي‌ وَ قَاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأَُكَفِّرَن‌َّ عَنْهُمْ‌ سَيِّئَاتِهِم‌ْ وَ لَأَُدْخِلَنَّهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابَاً مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَالله‌ُ عِنْدَه‌ُ حُسْن‌ُ الثَّوَاب‌ِ (آل‌عمران: 195)

خداوند، درخواست آنها را پذيرفت (و فرمود:) من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد شما همنوعيد، و از جنس يكديگر! آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‏هاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند، و جنگ كردند و كشته شدند، بيقين گناهانشان را مى‏بخشم و آنها را در باغهاى بهشتى، كه از زير درختانش نهرها جارى است، وارد مى‏كنم. اين پاداشى است از طرف خداوند و بهترين پاداشها نزد پروردگار است. (195)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ اتَّقُوا رَبَّكُم‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ وَ خَلَق‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَث‌َّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرَاً وَ نِسَاءً وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ تَسَاءَلُون‌َ بِه‌ِ وَالْأَرْحَام‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلَيْكُم‌ْ رَقِيبَاً (نساء: 1)

اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت. و از خدايى بپرهيزيد كه (همگى به عظمت او معترفيد و) هنگامى كه چيزى از يكديگر مى‏خواهيد، نام او را مى‏بريد! (و نيز) (از قطع رابطه با) خويشاوندان خود، پرهيز كنيد! زيرا خداوند، مراقب شماست. (1)


وَ آتُوا الْيَتَامَي‌ أَمْوَالَهُم‌ْ وَ لاَ تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيث‌َ بِالطَّيِّب‌ِ وَ لاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُم‌ْ إِلَي‌ أَمْوَالِكُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ حُوبَاً كَبِيرَاً (نساء: 2)

و اموال يتيمان را (هنگامى كه به حد رشد رسيدند) به آنها بدهيد! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نكنيد! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط كردن يا تبديل نمودن) نخوريد، زيرا اين گناه بزرگى است! (2)


وَ آتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِن‌َّ نِحْلَة‌ً فَإِنْ‌ طِبْن‌َ لَكُم‌ْ عَنْ‌ شَي‌ْءٍ مِنْه‌ُ نَفْسَاً فَكُلُوه‌ُ هَنِيئَاً مَرِيئَاً (نساء: 4)

و مهر زنان را (بطور كامل) بعنوان يك بدهى (يا عطيه،) به آنان بپردازيد! (ولى) اگر آنها چيزى از آن را با رضايت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف كنيد! (4)


لِلرِّجَال‌ِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ الْوَالِدَان‌ِ وَالْأَقْرَبُون‌َ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ الْوَالِدَان‌ِ وَالْأَقْرَبُون‌َ مِمَّا قَل‌َّ مِنْه‌ُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبَاً مَفْرُوضَاً (نساء: 7)

براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مى‏گذارند، سهمى است و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى‏گذارند، سهمى خواه آن مال، كم باشد يا زياد اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى. (7)


وَ إِذَا حَضَرَ الْقِسْمَة‌َ أُولُوا الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ُ فَارْزُقُوهُمْ‌ مِنْه‌ُ وَ قُولُوا لَهُم‌ْ قَوْلاً مَعْرُوفَاً (نساء: 8)

و اگر بهنگام تقسيم (ارث)، خويشاوندان (و طبقه‏اى كه ارث نمى‏برند) و يتيمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چيزى از آن اموال را به آنها بدهيد! و با آنان به طور شايسته سخن بگوييد! (8)


يُوصِيكُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ أَوْلاَدِكُمْ‌ لِلْذَّكَرِ مِثْل‌ُ حَظ‌ِّ الْأُنْثَيَيْن‌ِ فَإِنْ‌ كُن‌َّ نِسَاءً فَوْق‌َ اثْنَتَيْن‌ِ فَلَهُن‌َّ ثُلُثَا مَا تَرَك‌َ وَ إِنْ‌ كَانَت‌ْ وَاحِدَة‌ً فَلَهَا النِّصْف‌ُ وَ لِأَبَوَيْه‌ِ لِكُل‌ِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُس‌ُ مِمَّا تَرَك‌َ إِنْ‌ كَان‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَه‌ُ وَلَدٌ وَ وَرِثَه‌ُ أَبَوَاه‌ُ فَلِأُمِّه‌ِ الثُّلُث‌ُ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَه‌ُ إِخْوَة‌ٌ فَلِأُمِّه‌ِ السُّدُس‌ُ مِنْ‌ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ يُوصِي‌ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ آبَاؤُكُم‌ْ وَ أَبْنَاؤُكُم‌ْ لاَ تَدْرُون‌َ أَيُّهُم‌ْ أَقْرَب‌ُ لَكُم‌ْ نَفْعَاً فَرِيضَة‌ً مِن‌َ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 11)

خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند كه سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست و اگر يكى باشد، نيمى (از ميراث،) از آن اوست. و براى هر يك از پدر و مادر او، يك ششم ميراث است، اگر (ميت) فرزندى داشته باشد و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يك سوم است (و بقيه از آن پدر است) و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم مى‏برد (و پنج ششم باقيمانده، براى پدر است). (همه اينها،) بعد از انجام وصيتى است كه او كرده، و بعد از اداى دين است- شما نمى‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان، كداميك براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است و خداوند، دانا و حكيم است. (11)


وَ لَكُم‌ْ نِصْف‌ُ مَا تَرَك‌َ أَزْوَاجُكُم‌ْ إِنْ‌ لَمْ‌ يَكُنْ‌ لَهُن‌َّ وَلَدٌ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَهُن‌َّ وَلَدٌ فَلَكُم‌ُ الرُّبُع‌ُ مِمَّا تَرَكْن‌َ مِنْ‌ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ يُوصِين‌َ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ وَ لَهُن‌َّ الرُّبُع‌ُ مِمَّا تَرَكْتُم‌ْ إِنْ‌ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَكُم‌ْ وَلَدٌ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَكُم‌ْ وَلَدٌ فَلَهُن‌َّ الثُّمُن‌ُ مِمَّا تَرَكْتُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ تُوصُون‌َ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ وَ إِنْ‌ كَان‌َ رَجُل‌ٌ يُورَث‌ُ كَلاَلَة‌ً أَوِ امْرَأَة‌ٌ وَ لَه‌ُ أَخ‌ٌ أَوْ اُخْت‌ٌ فَلِكُل‌ِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُس‌ُ فَإِنْ‌ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ‌ ذَلِك‌َ فَهُم‌ْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُث‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ يُوصَي‌ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّة‌ً مِن‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَلِيم‌ٌ (نساء: 12)

و براى شما، نصف ميراث زنانتان است، اگر آنها فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى داشته باشند، يك چهارم از آن شماست پس از انجام وصيتى كه كرده‏اند، و اداى دين (آنها). و براى زنان شما، يك چهارم ميراث شماست، اگر فرزندى نداشته باشيد و اگر براى شما فرزندى باشد، يك هشتم از آن آنهاست بعد از انجام وصيتى كه كرده‏ايد، و اداى دين. و اگر مردى بوده باشد كه كلاله [خواهر يا برادر] از او ارث مى‏برد، يا زنى كه برادر يا خواهرى دارد، سهم هر كدام، يك ششم است (اگر برادران و خواهران مادرى باشند) و اگر بيش از يك نفر باشند، آنها در يك سوم شريكند پس از انجام وصيتى كه شده، و اداى دين بشرط آنكه (از طريق وصيت و اقرار به دين،) به آنها ضرر نزند. اين سفارش خداست و خدا دانا و بردبار است. (12)


تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (نساء: 13)

اينها مرزهاى الهى است و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، (و قوانين او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه همواره، آب از زير درختانش جارى است جاودانه در آن مى‏مانند و اين، پيروزى بزرگى است! (13)


وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ نَارَاً خَالِدَاً فِيهَا وَ لَه‌ُ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (نساء: 14)

و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مى‏كند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خواركننده‏اى است. (14)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ يَحِل‌ُّ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهَاً وَ لاَ تَعْضُلُوهُن‌َّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْض‌ِ مَا آتَيْتُمُوهُن‌َّ إِلاَّ أَنْ‌ يَأْتِين‌َ بِفَاحِشَة‌ٍ مُبَيِّنَة‌ٍ وَ عَاشِرُوهُن‌َّ بِالْمَعْرُوف‌ِ فَإِنْ‌ كَرِهْتُمُوهُن‌َّ فَعَسَي‌ أَنْ‌ تَكْرَهُوا شَيْءً وَ يَجْعَل‌َ الله‌ُ فِيه‌ِ خَيْرَاً كَثِيرَاً (نساء: 19)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد! و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده‏ايد (از مهر)، تملك كنيد! مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، بطور شايسته رفتار كنيد! و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد!) چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مى‏دهد! (19)


وَ إِن‌ْ أَرَدْتُم‌ُ اسْتِبْدَال‌َ زَوْج‌ٍ مَكَان‌َ زَوْج‌ٍ وَ آتَيْتُم‌ْ إِحْدَاهُن‌َّ قِنْطَارَاً فَلاَ تَأْخُذُوا مِنْه‌ُ شَيْءً أَتَأْخُذُونَه‌ُ بُهْتَانَاً وَ إِثْمَاً مُبِينَاً (نساء: 20)

و اگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، و مال فراوانى (بعنوان مهر) به او پرداخته‏ايد، چيزى از آن را پس نگيريد! آيا براى بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشكار متوسل مى‏شويد؟! (20)


وَ كَيْف‌َ تَأْخُذُونَه‌ُ وَ قَدْ أَفْضَي‌ بَعْضُكُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ وَ أَخَذْن‌َ مِنْكُمْ‌ مِيثَاقَاً غَلِيظَاً (نساء: 21)

و چگونه آن را باز پس مى‏گيريد، در حالى كه شما با يكديگر تماس و آميزش كامل داشته‏ايد؟ و (از اين گذشته،) آنها (هنگام ازدواج،) از شما پيمان محكمى گرفته‏اند! (21)


وَ لاَ تَنْكِحُوا مَا نَكَح‌َ آبَاؤُكُم‌ْ مِن‌َ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَف‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ فَاحِشَة‌ً وَ مَقْتَاً وَ سَاءَ سَبِيلاً (نساء: 22)

با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. (22)


وَالْمُحْصَنَات‌ُ مِن‌َ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ كِتَاب‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ أُحِل‌َّ لَكُمْ‌ مَا وَرَاءَ ذَلِكُم‌ْ أَنْ‌ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ‌ مُحْصِنِين‌َ غَيْرَ مُسَافِحِين‌َ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم‌ْ بِه‌ِ مِنْهُن‌َّ فَآتُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ فَرِيضَة‌ً وَ لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ‌ بِه‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ الْفَرِيضَة‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 24)

و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آنها را كه (از راه اسارت) مالك شده‏ايد (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. (بعداً مى‏توانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است. (24)


وَ مَنْ‌ يَفْعَل‌ْ ذَلِك‌َ عُدْوَانَاً وَ ظُلْمَاً فَسَوْف‌َ نُصْلِيه‌ِ نَارَاً وَ كَان‌َ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرَاً (نساء: 30)

و هر كس اين عمل را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، بزودى او را در آتشى وارد خواهيم ساخت و اين كار براى خدا آسان است. (30)


إِنْ‌ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْن‌َ عَنْه‌ُ نُكَفِّرْ عَنْكُم‌ْ سَيِّئَاتِكُمْ‌ وَ نُدْخِلْكُمْ‌ مُدْخَلاً كَرِيمَاً (نساء: 31)

اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى‏شويد پرهيز كنيد، گناهان كوچك شما را مى‏پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مى‏سازيم. (31)


وَ لاَ تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّل‌َ الله‌ُ بِه‌ِ بَعْضَكُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ لِلرِّجَال‌ِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا اكْتَسَبْن‌َ وَاسْأَلُوا الله‌َ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيمَاً (نساء: 32)

برتريهايى را كه خداوند براى بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد! (اين تفاوتهاى طبيعى و حقوقى، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است. ولى با اين حال،) مردان نصيبى از آنچه به دست مى‏آورند دارند، و زنان نيز نصيبى (و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد). و از فضل (و رحمت و بركت) خدا، براى رفع تنگناها طلب كنيد! و خداوند به هر چيز داناست. (32)


وَ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ شِقَاق‌َ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمَاً مِن‌ْ أَهْلِه‌ِ وَ حَكَمَاً مِن‌ْ أَهْلِهَا إِنْ‌ يُرِيدَا إِصْلاَحَاً يُوَفِّق‌ِ الله‌ُ بَيْنَهُمَا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً خَبِيرَاً (نساء: 35)

و اگر از جدايى و شكاف ميان آن دو (همسر) بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند). اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مى‏كند زيرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نيات همه، با خبر است). (35)


وَاعْبُدُوا الله‌َ وَ لاَ تُشْرِكُوا بِه‌ِ شَيْءً وَ بِالْوَالِدَيْن‌ِ إِحْسَانَاً وَ بِذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَالْجَارِ ذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْجَارِ الْجُنُب‌ِ وَالصَّاحِب‌ِ بِالْجَنْب‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ مَنْ‌ كَان‌َ مُخْتَالاً فَخُورَاً (نساء: 36)

و خدا را بپرستيد! و هيچ چيز را همتاى او قرار ندهيد! و به پدر و مادر، نيكى كنيد همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان، و همسايه نزديك، و همسايه دور، و دوست و همنشين، و واماندگان در سفر، و بردگانى كه مالك آنها هستيد زيرا خداوند، كسى را كه متكبر و فخر فروش است، (و از اداى حقوق ديگران سرباز مى‏زند،) دوست نمى‏دارد. (36)


الَّذِين‌َ يَبْخَلُون‌َ وَ يَأْمُرُون‌َ النَّاس‌َ بِالْبُخْل‌ِ وَ يَكْتُمُون‌َ مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِين‌َ عَذَابَاً مُهِينَاً (نساء: 37)

آنها كسانى هستند كه بخل مى‏ورزند، و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند، و آنچه را كه خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، كتمان مى‏نمايند. (اين عمل، در حقيقت از كفرشان سرچشمه گرفته) و ما براى كافران، عذاب خواركننده‏اى آماده كرده‏ايم. (37)


وَالَّذِين‌َ يُنْفِقُون‌َ أَمْوَالَهُم‌ْ رِئَاءَ النَّاس‌ِ وَ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ لاَ بِالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ مَنْ‌ يَكُن‌ِ الشَّيْطَان‌ُ لَه‌ُ قَرِينَاً فَسَاءَ قَرِينَاً (نساء: 38)

و آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان‏دادن به مردم انفاق مى‏كنند، و ايمان به خدا و روز بازپسين ندارند (چرا كه شيطان، رفيق و همنشين آنهاست) و كسى كه شيطان قرين او باشد، بد همنشين و قرينى است. (38)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَظْلِم‌ُ مِثْقَال‌َ ذَرَّة‌ٍ وَ إِنْ‌ تَك‌ُ حَسَنَة‌ً يُضَاعِفْهَا وَ يُؤْت‌ِ مِنْ‌ لَدُنْه‌ُ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 40)

خداوند (حتّى) به اندازه سنگينى ذره‏اى ستم نمى‏كند و اگر كار نيكى باشد، آن را دو چندان مى‏سازد و از نزد خود، پاداش عظيمى (در برابر آن) مى‏دهد. (40)


مِن‌َ الَّذِين‌َ هَادُوا يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ عَنْ‌ مَواضِعِه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ سَمِعْنَا وَ عَصَيْنَا وَاسْمَع‌ْ غَيْرَ مُسْمَع‌ٍ وَ رَاعِنَا لَيَّاً بِأَلْسِنَتِهِم‌ْ وَ طَعْنَاً فِي‌ الدِّين‌ِ وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَاسْمَع‌ْ وَانْظُرْنَا لَكَان‌َ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ أَقْوَم‌َ وَ لَكِنْ‌ لَعَنَهُم‌ُ الله‌ُ بِكُفْرِهِم‌ْ فَلاَ يُؤْمِنُون‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (نساء: 46)

بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مى‏كنند و (به جاى اينكه بگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم»)، مى‏گويند: «شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مى‏گويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مى‏گويند:) راعنا [ما را تحميق كن!]» تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) مى‏گفتند: «شنيديم و اطاعت كرديم و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم)»، براى آنان بهتر، و با واقعيت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است از اين رو جز عدّه كمى ايمان نمى‏آورند. (46)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَغْفِرُ أَنْ‌ يُشْرَك‌َ بِه‌ِ وَ يَغْفِرُ مَا دُون‌َ ذَلِك‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدِ افْتَرَي‌ إِثْمَاً عَظِيمَاً (نساء: 48)

خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس (بخواهد و شايسته بداند) مى‏بخشد. و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است. (48)


انْظُرْ كَيْف‌َ يَفْتَرُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ كَفَي‌ بِه‌ِ إِثْمَاً مُبِينَاً (نساء: 50)

ببين چگونه بر خدا دروغ مى‏بندند! و همين گناه آشكار، (براى مجازات آنان) كافى است. (50)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ لَعَنَهُم‌ُ الله‌ُ وَ مَنْ‌ يَلْعَن‌ِ الله‌ُ فَلَن‌ْ تَجِدَ لَه‌ُ نَصِيرَاً (نساء: 52)

آنها كسانى هستند كه خداوند، ايشان را از رحمت خود، دور ساخته است و هر كس را خدا از رحمتش دور سازد، ياورى براى او نخواهى يافت. (52)


أَم‌ْ يَحْسُدُون‌َ النَّاس‌َ عَلَي مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ فَقَدْ آتَيْنَا آل‌َ إِبرَاهِيم‌َ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ آتَيْنَاهُمْ‌ مُلْكَاً عَظِيمَاً (نساء: 54)

يا اينكه نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش‏]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟ ما به آل ابراهيم، (كه يهود از خاندان او هستند نيز،) كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها [پيامبران بنى اسرائيل‏] قرار داديم. (54)


فَمِنْهُمْ‌ مَن‌ْ آمَن‌َ بِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ صَدَّ عَنْه‌ُ وَ كَفَي‌ بِجَهَنَّم‌َ سَعِيرَاً (نساء: 55)

ولى جمعى از آنها به آن ايمان آوردند و جمعى راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزانِ آتش دوزخ، براى آنها كافى است! (55)


إِن‌َّ الله‌َ يَأْمُرُكُم‌ْ أَنْ‌ تُؤَدُّوا الْأَمَانَات‌ِ إِلَي‌ أَهْلِهَا وَ إِذَا حَكَمْتُمْ‌ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ أَنْ‌ تَحْكُمُوا بِالْعَدْل‌ِ إِن‌َّ الله‌َ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ‌ بِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ سَمِيعَاً بَصِيرَاً (نساء: 58)

خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد! و هنگامى كه ميان مردم داورى مى‏كنيد، به عدالت داورى كنيد! خداوند، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست. (58)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَطِيعُوا الله‌َ وَ أَطِيعُوا الرَّسُول‌َ وَ أُولِي‌ الْأَمْرِ مِنْكُم‌ْ فَإِنْ‌ تَنَازَعْتُم‌ْ فِي‌ شَي‌ْءٍ فَرُدُّوه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَالرَّسُول‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوم‌ِ الْآخِرِ ذَلِك‌َ خَيْرٌ وَ أَحْسَن‌ُ تَأْوِيلاً (نساء: 59)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ يَزْعُمُون‌َ أَنَّهُم‌ْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يَتَحَاكَمُوا إِلَي‌ الطَّاغُوت‌ِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ‌ يَكْفُروا بِه‌ِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطَان‌ُ أَنْ‌ يُضِلَّهُم‌ْ ضَلاَلاً بَعِيدَاً (نساء: 60)

آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو و بر پيشينيان نازل شده، ايمان آورده‏اند، ولى مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مى‏خواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهه‏هاى دور دستى بيفكند. (60)


وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِم‌ْ أَن‌ِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‌ْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ‌ دِيَارِكُمْ‌ مَا فَعَلُوه‌ُ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ مِنْهُم‌ْ وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُون‌َ بِه‌ِ لَكَان‌َ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتَاً (نساء: 66)

اگر (همانند بعضى از امتهاى پيشين،) به آنان دستور مى‏داديم: «يكديگر را به قتل برسانيد»، و يا: «از وطن و خانه خود، بيرون رويد»، تنها عده كمى از آنها عمل مى‏كردند! و اگر اندرزهايى را كه به آنان داده مى‏شد انجام مى‏دادند، براى آنها بهتر بود و موجب تقويت ايمان آنها مى‏شد. (66)


وَ لَئِن‌ْ أَصَابَكُم‌ْ فَضْل‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ لَيَقُولَن‌َّ كَأَن‌ْ لَمْ‌ تَكُن‌ْ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَه‌ُ مَوَدَّة‌ٌ يَا لَيْتَنِي‌ كُنْت‌ُ مَعَهُم‌ْ فَأَفُوزَ فَوْزَاً عَظِيمَاً (نساء: 73)

و اگر غنيمتى از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها دوستى و مودّتى نبوده، مى‏گويند: «اى كاش ما هم با آنها بوديم، و به رستگارى (و پيروزى) بزرگى مى‏رسيديم!» (73)


فَلْيُقَاتِل‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ الَّذِين‌َ يَشْرُون‌َ الْحَيَاة‌َ الدُّنْيَا بِالْآخِرَة‌ِ وَ مَنْ‌ يُقَاتِل‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَيُقْتَل‌ْ أَوْ يَغْلِب‌ْ فَسَوْف‌َ نُؤْتِيه‌ِ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 74)

كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته‏اند، بايد در راه خدا پيكار كنند! و آن كس كه در راه خدا پيكار كند، و كشته شود يا پيروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهيم داد. (74)


أَفَلاَ يَتَدَبَّرُون‌َ الْقُرْآن‌َ وَ لَوْ كَان‌َ مِن‌ْ عِنْدِ غَيْرِ الله‌ِ لَوَجَدُوا فِيه‌ِ اخْتِلاَفاً كَثِيرَاً (نساء: 82)

آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند. (82)


وَ إِذَا جَاءَهُم‌ْ أَمْرٌ مِن‌َ الْأَمْن‌ِ أَوِ الْخَوْف‌ِ أَذَاعُوا بِه‌ِ وَ لَوْ رَدُّوه‌ُ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ وَ إِلَي‌ أُولِي‌ الْأَمْرِ مِنْهُم‌ْ لَعَلِمَه‌ُ الَّذِين‌َ يَسْتَنْبِطُونَه‌ُ مِنْهُم‌ْ وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ لَاتَّبَعْتُم‌ُ الشَّيْطَان‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (نساء: 83)

و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مى‏سازند در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان- كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه كمى، همگى از شيطان پيروى مى‏كرديد (و گمراه مى‏شديد). (83)


مَنْ‌ يَشْفَع‌ْ شَفَاعَة‌ً حَسَنَة‌ً يَكُنْ‌ لَه‌ُ نَصِيب‌ٌ مِنْهَا وَ مَنْ‌ يَشْفَع‌ْ شَفَاعَة‌ً سَيِّئَة‌ً يَكُنْ‌ لَه‌ُ كِفْل‌ٌ مِنْهَا وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مُقِيتَاً (نساء: 85)

كسى كه شفاعت [تشويق و كمك‏] به كار نيكى كند، نصيبى از آن براى او خواهد بود و كسى كه شفاعت [تشويق و كمك‏] به كار بدى كند، سهمى از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چيز است. (85)


الله‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُم‌ْ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ وَ مَن‌ْ أَصْدَق‌ُ مِن‌َ الله‌ِ حَدِيثَاً (نساء: 87)

خداوند، معبودى جز او نيست! و به يقين، همه شما را در روز رستاخيز- كه شكى در آن نيست- جمع مى‏كند! و كيست كه از خداوند، راستگوتر باشد؟ (87)


فَمَا لَكُم‌ْ فِي‌ الْمُنَافِقِين‌َ فِئَتَيْن‌ِ وَالله‌ُ أَرْكَسَهُمْ‌ بِمَا كَسَبُوا أَتُرِيدُون‌َ أَنْ‌ تَهْدُوا مَن‌ْ أَضَل‌َّ الله‌ُ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَلَن‌ْ تَجِدَ لَه‌ُ سَبِيلاً (نساء: 88)

چرا درباره منافقين دو دسته شده‏ايد؟! (بعضى جنگ با آنها را ممنوع، و بعضى مجاز مى‏دانيد.) در حالى كه خداوند بخاطر اعمالشان، (افكار) آنها را كاملًا وارونه كرده است! آيا شما مى‏خواهيد كسانى را كه خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت. (88)


وَ مَا كَان‌َ لِمُؤْمِن‌ٍ أَنْ‌ يَقْتُل‌َ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ‌ قَتَل‌َ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مُؤْمِنَة‌ٍ وَ دِيَة‌ٌ مُسَلَّمَة‌ٌ إِلَي‌ أَهْلِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ‌ كَان‌َ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ عَدُوٍّ لَكُم‌ْ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مُؤْمِنَة‌ٍ وَ إِنْ‌ كَان‌َ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَهُمْ‌ مِيثَاق‌ٌ فَدِيَة‌ٌ مُسَلَّمَة‌ٌ إِلَي‌ أَهْلِه‌ِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مُؤْمِنَة‌ٍ فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ شَهْرَيْن‌ِ مُتَتَابِعَيْن‌ِ تَوْبَة‌ً مِن‌َ الله‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 92)

هيچ فرد باايمانى مجاز نيست كه مؤمنى را به قتل برساند، مگر اينكه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سر زند (و در عين حال،) كسى كه مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، بايد يك برده مؤمن را آزاد كند و خونبهايى به كسان او بپردازد مگر اينكه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهى باشد كه دشمنان شما هستند (و كافرند)، ولى مقتول باايمان بوده، (تنها) بايد يك برده مؤمن را آزاد كند (و پرداختن خونبها لازم نيست). و اگر از جمعيّتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است، بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد، و يك برده مؤمن (نيز) آزاد كند. و آن كس كه دسترسى (به آزاد كردن برده) ندارد، دو ماه پى در پى روزه مى‏گيرد. اين، (يك نوع تخفيف، و) توبه الهى است. و خداوند، دانا و حكيم است. (92)


وَ مَنْ‌ يَقْتُل‌ْ مُؤْمِنَاً مُتَعَمِّدَاً فَجَزَاؤُه‌ُ جَهَنَّم‌ُ خَالِدَاً فِيهَا وَ غَضِب‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ لَعَنَه‌ُ وَ أَعَدَّ لَه‌ُ عَذَاباً عَظِيمَاً (نساء: 93)

و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏كند و او را از رحمتش دور مى‏سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است. (93)


دَرَجَات‌ٍ مِنْه‌ُ وَ مَغْفِرَة‌ً وَ رَحْمَة‌ً وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 96)

درجات (مهمّى) از ناحيه خداوند، و آمرزش و رحمت (نصيب آنان مى‏گردد) و (اگر لغزشهايى داشته‏اند،) خداوند آمرزنده و مهربان است. (96)


وَ مَنْ‌ يُهَاجِرْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ يَجِدْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُرَاغَمَاً كَثِيرَاً وَ سَعَة‌ً وَ مَنْ‌ يَخْرُج‌ْ مِنْ‌ بَيْتِه‌ِ مُهَاجِرَاً إِلَي‌ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ ثُم‌َّ يُدْرِكْه‌ُ الْمَوْت‌ُ فَقَدْ وَقَع‌َ أَجْرُه‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 100)

كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امنِ فراوان و گسترده‏اى در زمين مى‏يابد. و هر كس بعنوان مهاجرت به سوى خدا و پيامبر او، از خانه خود بيرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (100)


وَ مَنْ‌ يَعْمَل‌ْ سُوءً أَوْ يَظْلِم‌ْ نَفْسَه‌ُ ثُم‌َّ يَسْتَغْفِرِ الله‌َ يَجِدِ الله‌َ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 110)

كسى كه كار بدى انجام دهد يا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت. (110)


وَ مَنْ‌ يَكْسِب‌ْ إِثْمَاً فَإِنَّمَا يَكْسِبُه‌ُ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 111)

و كسى كه گناهى مرتكب شود، به زيان خود مرتكب شده خداوند، دانا و حكيم است. (111)


وَ مَنْ‌ يَكْسِب‌ْ خَطِيئَة‌ً أَوْ إِثْمَاً ثُم‌َّ يَرْم‌ِ بِه‌ِ بَرِيئَاً فَقَدِ احْتَمَل‌َ بُهْتَانَاً وَ إِثْمَاً مُبِينَاً (نساء: 112)

و كسى كه خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس بيگناهى را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشكارى بر دوش گرفته است. (112)


وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْك‌َ وَ رَحْمَتُه‌ُ لَهَمَّت‌ْ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُم‌ْ أَنْ‌ يُضِلُّوك‌َ وَ مَا يُضِلُّون‌َ إِلاَّ أَنْفُسَهُم‌ْ وَ مَا يَضُرُّونَك‌َ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ وَ أَنْزَل‌َ الله‌ُ عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ عَلَّمَك‌َ مَا لَم‌ْ تَكُنْ‌ تَعْلَم‌ُ وَ كَان‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْك‌َ عَظِيمَاً (نساء: 113)

اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند اما جز خودشان را گمراه نمى‏كنند و هيچ گونه زيانى به تو نمى‏رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‏دانستى، به تو آموخت و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. (113)


لاَ خَيْرَ فِي‌ كَثِيرٍ مِنْ‌ نَجْوَاهُم‌ْ إِلاَّ مَن‌ْ أَمَرَ بِصَدَقَة‌ٍ أَوْ مَعْرُوف‌ٍ أَوْ إِصْلاَح‌ٍ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ وَ مَنْ‌ يَفْعَل‌ْ ذَلِك‌َ ابْتِغَاءَ مَرْضَات‌ِ الله‌ِ فَسَوْف‌َ نُؤْتِيه‌ِ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 114)

در بسيارى از سخنانِ درِگوشى (و جلسات محرمانه) آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه (به اين وسيله،) امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد. (114)


وَ مَنْ‌ يُشَاقِق‌ِ الرَّسُول‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ الْهُدَي‌ وَ يَتَّبِع‌ْ غَيْرَ سَبِيل‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ نُوَلِّه‌ِ مَا تَوَلَّي‌ وَ نُصْلِه‌ِ جَهَنَّم‌َ وَ سَاءَت‌ْ مَصِيرَاً (نساء: 115)

كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم و به دوزخ داخل مى‏كنيم و جايگاه بدى دارد. (115)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَغْفِرُ أَنْ‌ يُشْرَك‌َ بِه‌ِ وَ يَغْفِرُ مَا دُون‌َ ذَلِك‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدْ ضَل‌َّ ضَلاَلاً بَعِيدَاً (نساء: 116)

خداوند، شرك به او را نمى‏آمرزد (ولى) كمتر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏آمرزد. و هر كس براى خدا همتايى قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است. (116)


إِنْ‌ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِلاَّ إِنَاثَاً وَ إِنْ‌ يَدْعُون‌َ إِلاَّ شَيْطَانَاً مَرِيدَاً (نساء: 117)

آنچه غير از خدا مى‏خوانند، فقط بتهايى است (بى‏روح)، كه هيچ اثرى ندارد و (يا) شيطان سركش و ويرانگر است. (117)


لَعَنَه‌ُ الله‌ُ وَ قَال‌َ لَأََتَّخِذَن‌َّ مِن‌ْ عِبَادِك‌َ نَصِيبَاً مَفْرُوضَاً (نساء: 118)

خدا او را از رحمت خويش دور ساخته و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معيّنى خواهم گرفت! (118)


لَيْس‌َ بِأَمَانِيِّكُم‌ْ وَ لاَ أَمَانِي‌ِّ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ مَنْ‌ يَعْمَل‌ْ سُوءً يُجْزَ بِه‌ِ وَ لاَ يَجِدْ لَه‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَلِيَّاً وَ لاَ نَصِيرَاً (نساء: 123)

(فضيلت و برترى) به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست هر كس عمل بدى انجام دهد، كيفر داده مى‏شود و كسى را جز خدا، ولّى و ياور خود نخواهد يافت. (123)


وَ مَن‌ْ أَحْسَن‌ُ دِينَاً مِمَّن‌ْ أَسْلَم‌َ وَجْهَه‌ُ لِالله‌ِ وَ هُوَ مُحْسِن‌ٌ وَاتَّبَع‌َ مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَاتَّخَذَ الله‌ُ إِبْرَاهِيم‌َ خَلِيلاً (نساء: 125)

دين و آيين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند، و نيكوكار باشد، و پيرو آيين خالص و پاكِ ابراهيم گردد؟ و خدا ابراهيم را به دوستىِ خود، انتخاب كرد. (125)


وَ يَسْتَفْتُونَك‌َ فِي‌ النِّسَاءِ قُل‌ِ الله‌ُ يُفْتِيكُم‌ْ فِيهِن‌َّ وَ مَا يُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ فِي‌ يَتَامَي‌ النِّسَاءِ الاَّتِي‌‌ لاَ تُؤْتُونَهُن‌َّ مَا كُتِب‌َ لَهُن‌َّ وَ تَرْغَبُون‌َ أَنْ‌ تَنْكِحُوهُن‌َّ وَالْمُسْتَضْعَفِين‌َ مِن‌َ الْوِلْدَان‌ِ وَ أَنْ‌ تَقُومُوا لِلْيَتَامَي‌ بِالْقِسْط‌ِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِه‌ِ عَلِيمَاً (نساء: 127)

از تو درباره حكم زنان سؤال مى‏كنند بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ مى دهد: آنچه در قرآن درباره زنان يتيمى كه حقوقشان را به آنها نمى‏دهيد، و مى‏خواهيد با آنها ازدواج كنيد، و نيز آنچه درباره كودكان صغير و ناتوان براى شما بيان شده است، (قسمتى از سفارشهاى خداوند در اين زمينه مى‏باشد و نيز به شما سفارش مى‏كند كه) با يتيمان به عدالت رفتار كنيد! و آنچه از نيكيها انجام مى‏دهيد خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شايسته مى‏دهد). (127)


وَ إِنْ‌ يَتَفَرَّقا يُغْن‌ِ الله‌ُ كُلاًّ مِنْ‌ سَعَتِه‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ وَاسِعَاً حَكِيمَاً (نساء: 130)

(اما) اگر (راهى براى اصلاح در ميان خود نيابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر كدام از آنها را با فضل و كرم خود، بى‏نياز مى‏كند و خداوند، داراى فضل و كرم، و حكيم است. (130)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا آمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَالْكِتَاب‌ِ الَّذِي‌ نَزَّل‌َ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ وَالْكِتَاب‌ِ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ كُتُبِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَل‌َّ ضَلاَلاً بَعِيدَاً (نساء: 136)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به خدا و پيامبرش، و كتابى كه بر او نازل كرده، و كتب (آسمانى) كه پيش از اين فرستاده است، ايمان (واقعى) بياوريد كسى كه خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز واپسين را انكار كند، در گمراهى دور و درازى افتاده است. (136)


وَ قَدْ نَزَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ أَن‌ْ إِذَا سَمِعْتُم‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُوا مَعَهُم‌ْ حَتَّي‌ يَخُوضُوا فِي‌ حَدِيث‌ٍ غَيْرِه‌ِ إِنَّكُم‌ْ إِذَاً مِثْلُهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ جَامِع‌ُ الْمُنَافِقِين‌َ وَالْكَافِرِين‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ جَمِيعَاً (نساء: 140)

و خداوند (اين حكم را) در قرآن بر شما نازل كرده كه هر گاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و استهزا مى‏كنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند! و گر نه، شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مى‏كند. (140)


مُذَبْذَبِين‌َ بَيْن‌َ ذَلِك‌َ لاَ إِلَي‌ هَؤُلاَءِ وَ لاَ إِلَي‌ هَؤُلاَءِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَلَن‌ْ تَجِدَ لَه‌ُ سَبِيلاً (نساء: 143)

آنها افراد بى‏هدفى هستند كه نه سوى اينها، و نه سوى آنهايند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران!) و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت. (143)


إِنْ‌ تُبْدُوا خَيْرَاً أَوْ تُخْفُوه‌ُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ‌ سُوءٍ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَفُوَّاً قَدِيرَاً (نساء: 149)

اگر نيكيها را آشكار يا مخفى سازيد، و از بديها گذشت نماييد، خداوند بخشنده و تواناست (و با اينكه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت مى‏كند). (149)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْفُرُون‌َ بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يُفَرِّقُوا بَيْن‌َ الله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ نُؤْمِن‌ُ بِبَعْض‌ٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْض‌ٍ وَ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يَتَّخِذُوا بَيْن‌َ ذَلِك‌َ سَبِيلاً (نساء: 150)

كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مى‏كنند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏گويند: «به بعضى ايمان مى‏آوريم، و بعضى را انكار مى كنيم» و مى‏خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند ... (150)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ لَم‌ْ يُفَرِّقُوا بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ أُولَئِك‌َ سَوْف‌َ يُؤْتِيهِم‌ْ أُجُورَهُم‌ْ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 152)

(ولى) كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان آورده، و ميان احدى از آنها فرق نمى‏گذارند، پاداششان را خواهد داد خداوند، آمرزنده و مهربان است. (152)


وَ قَوْلِهِم‌ْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيح‌َ عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ رَسُول‌َ الله‌ِ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ وَ مَا صَلَبُوه‌ُ وَ لَكِنْ‌ شُبِّه‌َ لَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مَا لَهُم‌ْ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِلاَّ اتِّبَاع‌َ الظَّن‌ِّ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ يَقِينَاً (نساء: 157)

و گفتارشان كه: «ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند و قطعاً او را نكشتند! (157)


بَلْ‌ رَفَعَه‌ُ الله‌ُ إِلَيْه‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَزِيزَاً حَكِيمَاً (نساء: 158)

بلكه خدا او را به سوى خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حكيم است. (158)


وَ إِنْ‌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَن‌َّ بِه‌ِ قَبْل‌َ مَوْتِه‌ِ وَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ يَكُون‌ُ عَلَيْهِم‌ْ شَهِيدَاً (نساء: 159)

و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او [حضرت مسيح‏] ايمان مى‏آورد و روز قيامت، بر آنها گواه خواهد بود. (159)


وَ أَخْذِهِم‌ُ الرِّبَا وَ قَدْ نُهُوا عَنْه‌ُ وَ أَكْلِهِم‌ْ أَمْوَال‌َ النَّاس‌ِ بِالْبَاطِل‌ِ وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِين‌َ مِنْهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً (نساء: 161)

و (همچنين) بخاطر ربا گرفتن، در حالى كه از آن نهى شده بودند و خوردن اموال مردم بباطل و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده‏ايم. (161)


إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَي‌ نُوح‌ٍ وَالنَّبِيِّين‌َ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ عِيسَي‌ وَ أَيُّوب‌َ وَ يُونُس‌َ وَ هَارُون‌َ وَ سُلَيْمان‌َ وَ آتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورَاً (نساء: 163)

ما به تو وحى فرستاديم همان گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم و (نيز) به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط [بنى اسرائيل‏] و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم و به داوود زبور داديم. (163)


لَكِنِ‌ الله‌ُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَل‌َ إِلَيْك‌َ أَنْزَلَه‌ُ بِعِلْمِه‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ يَشْهَدُون‌َ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ شَهِيدَاً (نساء: 166)

ولى خداوند گواهى مى‏دهد به آنچه بر تو نازل كرده كه از روى علمش نازل كرده است، و فرشتگان (نيز) گواهى مى‏دهند هر چند گواهى خدا كافى است. (166)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لاَ تَغْلُوا فِي‌ دِينِكُم‌ْ وَ لاَ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ إِنَّمَا الْمَسِيح‌ُ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ رَسُول‌ُ الله‌ِ وَ كَلِمَتُه‌ُ أَلْقَاهَا إِلَي‌ مَرْيَم‌َ وَ رُوح‌ٌ مِنْه‌ُ فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ لاَ تَقُولُوا ثَلاَثَة‌ٌ انْتَهُوا خَيْرَاً لَكُم‌ْ إِنَّمَا الله‌ُ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَه‌ُ أَنْ‌ يَكُون‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ وَكِيلاً (نساء: 171)

اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ (و زياده روى) نكنيد! و در باره خدا، غير از حق نگوييد! مسيح عيسى بن مريم فقط فرستاده خدا، و كلمه (و مخلوق) اوست، كه او را به مريم القا نمود و روحى (شايسته) از طرف او بود. بنا بر اين، به خدا و پيامبران او، ايمان بياوريد! و نگوييد: « (خداوند) سه‏گانه است!» (از اين سخن) خوددارى كنيد كه براى شما بهتر است! خدا، تنها معبود يگانه است او منزه است كه فرزندى داشته باشد (بلكه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمين است و براى تدبير و سرپرستى آنها، خداوند كافى است. (171)


لَن‌ْ يَسْتَنْكِف‌َ الْمَسِيح‌ُ أَنْ‌ يَكُون‌َ عَبْدَاً لِالله‌ِ وَ لاَ الْمَلاَئِكَة‌ُ الْمُقَرَّبُون‌َ وَ مَنْ‌ يَسْتَنْكِف‌ْ عَن‌ْ عِبَادَتِه‌ِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُم‌ْ إِلَيْه‌ِ جَمِيعَاً (نساء: 172)

هرگز مسيح از اين ابا نداشت كه بنده خدا باشد و نه فرشتگان مقرّب او (از اين ابا دارند). و آنها كه از عبوديّت و بندگى او، روى برتابند و تكبّر كنند، بزودى همه آنها را (در قيامت) نزد خود جمع خواهد كرد. (172)


فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ فَيُوَفِّيهِم‌ْ أُجُورَهُم‌ْ وَ يَزِيدُهُم‌ْ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ أَمَّا الَّذِين‌َ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً وَ لاَ يَجِدُون‌َ لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَلِيَّاً وَ لاَ نَصِيرَاً (نساء: 173)

امّا آنها كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور كامل خواهد داد و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را كه ابا كردند و تكبّر ورزيدند، مجازات دردناكى خواهد كرد و براى خود، غير از خدا، سرپرست و ياورى نخواهند يافت. (173)


فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَاعْتَصَمُوا بِه‌ِ فَسَيُدْخِلُهُم‌ْ فِي‌ رَحْمَة‌ٍ مِنْه‌ُ وَ فَضْل‌ٍ وَ يَهْدِيهِم‌ْ إِلَيْه‌ِ صِرَاطَاً مُسْتَقِيمَاً (نساء: 175)

امّا آنها كه به خدا ايمان آوردند و به (آن كتاب آسمانى) چنگ زدند، بزودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت و در راه راستى، به سوى خودش هدايت مى‏كند. (175)


يَسْتَفْتُونَك‌َ قُل‌ِ الله‌ُ يُفْتِيكُم‌ْ فِي‌ الْكَلاَلَة‌ِ إِنِ‌ امْرِئٌ هَلَك‌َ لَيْس‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ وَ لَه‌ُ أُخْت‌ٌ فَلَهَا نِصْف‌ُ مَا تَرَك‌َ وَ هُوَ يَرِثُهَا إِنْ‌ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ‌ كَانَتَا اثْنَتَيْن‌ِ فَلَهُمَا الثُّلُثَان‌ِ مِمَّا تَرَك‌َ وَ إِنْ‌ كَانُوا إِخْوَة‌ً رِجَالاً وَ نِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْل‌ُ حَظ‌ِّ الْأُنْثَيَيْن‌ِ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تَضِلُّوا وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (نساء: 176)

از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال مى‏كنند، بگو: «خداوند، حكم كلاله (خواهر و برادر) را براى شما بيان مى‏كند: اگر مردى از دنيا برود، كه فرزند نداشته باشد، و براى او خواهرى باشد، نصف اموالى را كه به جا گذاشته، از او (ارث) مى‏برد و (اگر خواهرى از دنيا برود، وارث او يك برادر باشد،) او تمام مال را از آن خواهر به ارث مى‏برد، در صورتى كه (ميّت) فرزند نداشته باشد و اگر دو خواهر (از او) باقى باشند دو سوم اموال را مى‏برند و اگر برادران و خواهران با هم باشند، (تمام اموال را ميان خود تقسيم مى‏كنند و) براى هر مذكّر، دو برابر سهم مؤنّث است. خداوند (احكام خود را) براى شما بيان مى‏كند تا گمراه نشويد و خداوند به همه چيز داناست.» (176)


حُرِّمَت‌ْ عَلَيْكُم‌ُ الْمَيْتَة‌ُ وَالدَّم‌ُ وَ لَحْم‌ُ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِل‌َّ لِغَيْرِ الله‌ِ بِه‌ِ وَالْمُنْخَنِقَة‌ُ وَالْمَوْقُوذَة‌ُ وَالْمُتَرَدِّيَة‌ُ وَالنَّطِيحَة‌ُ وَ مَا أَكَل‌َ السَّبُع‌ُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُم‌ْ وَ مَا ذُبِح‌َ عَلَي‌ النُّصُب‌ِ وَ أَنْ‌ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَم‌ِ ذَلِكُم‌ْ فِسْق‌ٌ الْيَوْم‌َ يَئِس‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ دِينِكُم‌ْ فَلاَ تَخْشَوْهُم‌ْ وَاخْشَوْن‌ِ الْيَوْم‌َ أَكْمَلْت‌ُ لَكُم‌ْ دِينَكُم‌ْ وَ أَتْمَمْت‌ُ عَلَيْكُم‌ْ نِعْمَتِي‌ وَ رَضِيت‌ُ لَكُم‌ُ الْإِسْلاَم‌َ دِينَاً فَمَن‌ِ اضْطُرَّ فِي‌ مَخْمَصَة‌ٍ غَيْرَ مُتَجَانِف‌ٍ لِإِثْم‌ٍ فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 3)

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوك، و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرت‏شدن از بلندى بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده- مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتى كه روى بتها (يا در برابر آنها) ذبح مى‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه‏هاى تير مخصوص بخت آزمايى تمام اين اعمال، فسق و گناه است- امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنا بر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- امّا آنها كه در حال گرسنگى، دستشان به غذاى ديگرى نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (3)


يَسْأَلُونَك‌َ مَاذَا أُحِل‌َّ لَهُم‌ْ قُل‌ْ أُحِل‌َّ لَكُم‌ُ الطَّيِّبَات‌ُ وَ مَا عَلَّمْتُمْ‌ مِن‌َ الْجَوَارِح‌ِ مُكَلِّبِين‌َ تُعَلِّمُونَهُن‌َّ مِمَّا عَلَّمَكُم‌ُ الله‌ُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْن‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَاذْكُرُوا اسْم‌َ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (مائده: 4)

از تو سؤال مى‏كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‏ايد، (بر شما حلال است) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى‏كنند و) نگاه مى‏دارند، بخوريد و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است!» (4)


الْيَوْم‌َ أُحِل‌َّ لَكُم‌ُ الطَّيِّبَات‌ُ وَ طَعَام‌ُ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ حِل‌ٌّ لَكُم‌ْ وَ طَعَامُكُم‌ْ حِل‌ٌّ لَهُم‌ْ وَالْمُـحْصَنَات‌ُ مِن‌َ الْمُؤْمِنَات‌ِ وَالْمُـحْصَنَات‌ُ مِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ إِذَا آتَيْتُمُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ مُحْصِنِين‌َ غَيْرَ مُسَافِحِين‌َ وَ لاَ مُتَّخِذِي‌ أَخْدَان‌ٍ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِط‌َ عَمَلُه‌ُ وَ هُوَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (مائده: 5)

امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و (همچنين) طعام اهل كتاب، براى شما حلال است و طعام شما براى آنها حلال و (نيز) آنان پاكدامن از مسلمانان، و آنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند هنگامى كه مهر آنها را بپردازيد و پاكدامن باشيد نه زناكار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گيريد. و كسى كه انكار كند آنچه را بايد به آن ايمان بياورد، اعمال او تباه مى‏گردد و در سراى ديگر، از زيانكاران خواهد بود. (5)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا قُمْتُم‌ْ إِلَي‌ الصَّلاَة‌ِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُم‌ْ وَ أَيْدِيَكُم‌ْ إِلَي‌ الْمَرَافِق‌ِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُم‌ْ إِلَي‌ الْكَعْبَيْن‌ِ وَ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ جُنُبَاً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مَرْضَي‌ أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ‌ مِن‌َ الْغَائِط‌ِ أَوْ لاَمَسْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَلَم‌ْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدَاً طَيِّبَاً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُم‌ْ وَ أَيْدِيكُمْ‌ مِنْه‌ُ مَا يُرِيدُ الله‌ُ لِيَجْعَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌ْ حَرَج‌ٍ وَ لَكِنْ‌ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُم‌ْ وَ لِيُتِم‌َّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (مائده: 6)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه به نماز مى‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده [قضاى حاجت كرده‏]، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كرده‏ايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت [پيشانى‏] و دستها بكشيد! خداوند نمى‏خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند بلكه مى‏خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد شايد شكر او را بجا آوريد! (6)


وَاذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ مِيثَاقَه‌ُ الَّذِي‌ وَاثَقَكُمْ‌ بِه‌ِ إِذْ قُلْتُم‌ْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (مائده: 7)

و به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما، و پيمانى را كه با تأكيد از شما گرفت، آن زمان كه گفتيد: «شنيديم و اطاعت كرديم»! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه خدا، از آنچه درون سينه‏هاست، آگاه است! (7)


فَبِمَـا نَقْضِهِمْ‌ مِيثَاقَهُم‌ْ لَعَنَّاهُم‌ْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم‌ْ قَاسِيَة‌ً يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ عَنْ‌ مَوَاضِعِه‌ِ وَ نَسُوا حَظَّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِه‌ِ وَ لاَ تَزَال‌ُ تَطَّلِع‌ُ عَلَي‌ خَائِنَة‌ٍ مِنْهُم‌ْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ فَاعْف‌ُ عَنْهُم‌ْ وَاصْفَح‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُـحْسِنِين‌َ (مائده: 13)

ولى بخاطر پيمان‏شكنى، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و دلهاى آنان را سخت و سنگين نموديم سخنان (خدا) را از موردش تحريف مى‏كنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند و هر زمان، از خيانتى (تازه) از آنها آگاه مى‏شوى، مگر عده كمى از آنان ولى از آنها درگذر و صرف نظر كن، كه خداوند نيكوكاران را دوست مى‏دارد! (13)


وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي‌ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُم‌ْ فَنَسُوا حَظَّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِه‌ِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ وَ سَوْف‌َ يُنَبِّئُهُم‌ُ الله‌ُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُون‌َ (مائده: 14)

و از كسانى كه ادّعاى نصرانيّت (و يارى مسيح) داشتند (نيز) پيمان گرفتيم ولى آنها قسمت مهمّى را از آنچه به آنان تذكّر داده شده بود فراموش كردند از اين رو در ميان آنها، تا دامنه قيامت، عداوت و دشمنى افكنديم. و خداوند، (در قيامت) آنها را از آنچه انجام مى‏دادند (و نتايج آن)، آگاه خواهد ساخت. (14)


يَهْدِي‌ بِه‌ِ الله‌ُ مَن‌ِ اتَّبَع‌َ رِضْوَانَه‌ُ سُبُل‌َ السَّلاَم‌ِ وَ يُخْرِجُهُمْ‌ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ بِإِذْنِه‌ِ وَ يَهْدِيهِم‌ْ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (مائده: 16)

خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راه‏هاى سلامت، هدايت مى‏كند و به فرمان خود، از تاريكيها به سوى روشنايى مى‏برد و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى‏نمايد. (16)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ قُل‌ْ فَمَنْ‌ يَمْلِك‌ُ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً إِن‌ْ أَرَادَ أَن‌ْ يُهْلِك‌َ الْمَسِيح‌َ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ وَ أُمَّه‌ُ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ لِالله‌ِ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (مائده: 17)

آنها كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»، بطور مسلّم كافر شدند بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مى‏تواند جلوگيرى كند؟ (آرى،) حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست هر چه بخواهد، مى‏آفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.» (17)


وَ قَالَت‌ِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَي‌ نَحْن‌ُ أَبْنَاءُ الله‌ِ وَ أَحِبَّاؤُه‌ُ قُل‌ْ فَلِم‌َ يُعَذِّبُكُمْ‌ بِذُنُوبِكُمْ‌ بَل‌ْ أَنْتُمْ‌ بَشَرٌ مِمَّن‌ْ خَلَق‌َ يَغْفِرُ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ يُعَذِّب‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ لِالله‌ِ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ إِلَيْه‌ِ الْمَصِيرُ (مائده: 18)

يهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستيم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏كند؟! بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه آفريده هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏بخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏كند و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.» (18)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ يَا قَوْم‌ِ اذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ إِذْ جَعَل‌َ فِيكُم‌ْ أَنْبِيَاءَ وَ جَعَلَكُمْ‌ مُلُوكَاً وَ آتَاكُمْ‌ مَا لَم‌ْ يُؤْت‌ِ أَحَدَاً مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (مائده: 20)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! نعمت خدا را بر خود متذكّر شويد هنگامى كه در ميان شما، پيامبرانى قرار داد (و زنجير بندگى و اسارت فرعونى را شكست) و شما را حاكم و صاحب اختيار خود قرار داد و به شما چيزهايى بخشيد كه به هيچ يك از جهانيان نداده بود! (20)


قَال‌َ رَجُلاَن‌ِ مِن‌َ الَّذِين‌َ يَخَافُون‌َ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِم‌ُ الْبَاب‌َ فَإِذَا دَخَلْتُمُوه‌ُ فَإِنَّكُم‌ْ غَالِبُون‌َ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (مائده: 23)

(ولى) دو نفر از مردانى كه از خدا مى‏ترسيدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ايمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شويد! هنگامى كه وارد شديد، پيروز خواهيد شد. و بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد!» (23)


فَطَوَّعَت‌ْ لَه‌ُ نَفْسُه‌ُ قَتْل‌َ أَخِيه‌ِ فَقَتَلَه‌ُ فَأَصْبَح‌َ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (مائده: 30)

نفس سركش، كم كم او را به كشتن برادرش ترغيب كرد (سرانجام) او را كشت و از زيانكاران شد. (30)


فَبَعَث‌َ الله‌ُ غُرَابَاً يَبْحَث‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ لِيُرِيَه‌ُ كَيْف‌َ يُوَارِي‌ سَوْءَة‌َ أَخِيه‌ِ قَال‌َ يَا وَيْلَتَي‌ أَعَجَزْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِثْل‌َ هَذَا الْغُرَاب‌ِ فَأُوَارِي‌َ سَوْءَة‌َ أَخِي‌ فَأَصْبَح‌َ مِن‌َ النَّادِمِين‌َ (مائده: 31)

سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين، جستجو (و كندوكاو) مى‏كرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند. او گفت: «واى بر من! آيا من نتوانستم مثل اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوايى، و بر اثر فشار و جدان، از كار خود) پشيمان شد. (31)


مِنْ‌ أَجْل‌ِ ذَلِك‌َ كَتَبْنَا عَلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنَّه‌ُ مَنْ‌ قَتَل‌َ نَفْسَاً بِغَيْرِ نَفْس‌ٍ أَوْ فَسَادٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَكَأَنَّمَا قَتَل‌َ النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ مَن‌ْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ لَقَدْ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَات‌ِ ثُم‌َّ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ لَمُسْرِفُون‌َ (مائده: 32)

به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند. (32)


إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِين‌َ يُحَارِبُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَسْعَوْن‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَسَادَاً أَنْ‌ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّع‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ أَرْجُلُهُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ أَوْ يُنفَوْا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ ذَلِك‌َ لَهُم‌ْ خِزْي‌ٌ فِي‌ الدُّنْيَا وَ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (مائده: 33)

كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى‏خيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مى‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (33)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا الله‌َ وَابْتَغُوا إِلَيْه‌ِ الْوَسِيلَة‌َ وَ جَاهِدُوا فِي‌ سَبِيلِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (مائده: 35)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! (35)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْ أَن‌َّ لَهُمْ‌ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ مِثْلَه‌ُ مَعَه‌ُ لِيَفْتَدُوا بِه‌ِ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ مَا تُقُبِّل‌َ مِنْهُم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مائده: 36)

بيقين كسانى كه كافر شدند، اگر تمام آنچه روى زمين است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را براى نجات از كيفر روز قيامت بدهند، از آنان پذيرفته نخواهد شد و مجازات دردناكى خواهند داشت. (36)


فَمَنْ‌ تَاب‌َ مِنْ‌ بَعْدِ ظُلْمِه‌ِ وَ أَصْلَح‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ يَتُوب‌ُ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 39)

اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد، خداوند توبه او را مى‏پذيرد (و از اين مجازات معاف مى‏شود، زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (39)


أَلَم‌ْ تَعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يُعَذِّب‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (مائده: 40)

آيا نمى‏دانى كه حكومت و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست؟ هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، كيفر مى‏كند و هر كس را بخواهد و شايسته بداند، مى‏بخشد و خداوند بر هر چيزى قادر است. (40)


يَا أَيُّهَا الرَّسُول‌ُ لاَ يَحْزُنْك‌َ الَّذِين‌َ يُسَارِعُون‌َ فِي‌ الْكُفْرِ مِن‌َ الَّذِين‌َ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِم‌ْ وَ لَم‌ْ تُؤْمِن‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ هَادُوا سَمَّـاعُون‌َ لِلْكَذِب‌ِ سَمَّـاعُون‌َ لِقَوْم‌ٍ آخَرِين‌َ لَم‌ْ يَأْتُوك‌َ يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ مِن‌ْ بَعْدِ مَواضِعِه‌ِ يَقُولُون‌َ إِن‌ْ أُوتِيتُمْ‌ هَذَا فَخُذُوه‌ُ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تُؤْتَوْه‌ُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ‌ يُرِدِ الله‌ُ فِتْنَتَه‌ُ فَلَن‌ْ تَمْلِك‌َ لَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ لَم‌ْ يُرِدِ الله‌ُ أَنْ‌ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُم‌ْ لَهُم‌ْ فِي‌ الدُّنْيَا خِزْي‌ٌ وَ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (مائده: 41)

اى فرستاده (خدا)! آنها كه در مسير كفر شتاب مى‏كنند و با زبان مى‏گويند: «ايمان آورديم» و قلب آنها ايمان نياورده، تو را اندوهگين نسازند! و (همچنين) گروهى از يهوديان كه خوب به سخنان تو گوش مى‏دهند، تا دستاويزى براى تكذيب تو بيابند آنها جاسوسان گروه ديگرى هستند كه خودشان نزد تو نيامده‏اند آنها سخنان را از مفهوم اصليش تحريف مى‏كنند، و (به يكديگر) مى‏گويند: «اگر اين (كه ما مى‏خواهيم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داورى كرد،) بپذيريد، و گر نه (از او) دورى كنيد!» (ولى) كسى را كه خدا (بر اثر گناهان پى در پى او) بخواهد مجازات كند، قادر به دفاع از او نيستى آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك كند در دنيا رسوايى، و در آخرت مجازات بزرگى نصيبشان خواهد شد. (41)


إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاة‌َ فِيهَا هُدَي‌ً وَ نُورٌ يَحْكُم‌ُ بِهَا النَّبِيُّون‌َ الَّذِين‌َ أَسْلَمُوا لِلَّذِين‌َ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّون‌َ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ وَ كَانُوا عَلَيْه‌ِ شُهَدَاءَ فَلاَ تَخْشَوُا النَّاس‌َ وَاخْشَوْن‌ِ وَ لاَ تَشْتَرُوا بِآيَاتِي‌ ثَمَنَاً قَلِيلاً وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَحْكُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْكَافِرُون‌َ (مائده: 44)

ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى‏نمودند. بنا بر اين، (بخاطر داورى بر طبق آيات الهى،) از مردم نهراسيد! و از من بترسيد! و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد! و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند. (44)


وَ كَتَبْنَا عَلَيْهِم‌ْ فِيهَا أَن‌َّ النَّفْس‌َ بِالنَّفْس‌ِ وَالْعَيْن‌َ بِالْعَيْن‌ِ وَالْأَنْف‌َ بِالْأَنْف‌ِ وَالْأُذُن‌َ بِالْأُذُن‌ِ وَالسِّن‌َّ بِالسِّن‌ِّ وَالْجُرُوح‌َ قِصَاص‌ٌ فَمَنْ‌ تَصَدَّق‌َ بِه‌ِ فَهُوَ كَفَّارَة‌ٌ لَه‌ُ وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَحْكُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (مائده: 45)

و بر آنها [بنى اسرائيل‏] در آن [تورات‏]، مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان مى‏باشد و هر زخمى، قصاص دارد و اگر كسى آن را ببخشد (و از قصاص، صرف نظر كند)، كفاره (گناهان) او محسوب مى‏شود و هر كس به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نكند، ستمگر است. (45)


وَ قَفَّيْنَا عَلَي‌ آثَارِهِمْ‌ بِعِيسَي‌ ابْن‌ِ مَرْيَم‌َ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ آتَيْنَاه‌ُ الْإِنْجِيل‌َ فِيه‌ِ هُدَي‌ً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ هُدَي‌ً وَ مَوْعِظَة‌ً لِلْمُتَّقِين‌َ (مائده: 46)

و بدنبال آنها [پيامبران پيشين‏]، عيسى بن مريم را فرستاديم در حالى كه كتاب تورات را كه پيش از او فرستاده شده بود تصديق داشت و انجيل را به او داديم كه در آن، هدايت و نور بود و (اين كتاب آسمانى نيز) تورات را، كه قبل از آن بود، تصديق مى‏كرد و هدايت و موعظه‏اى براى پرهيزگاران بود. (46)


وَلْيَحْكُم‌ْ أَهْل‌ُ الْإِنْجِيل‌ِ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ فِيه‌ِ وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَحْكُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْفَاسِقُون‌َ (مائده: 47)

اهل انجيل [پيروان مسيح‏] نيز بايد به آنچه خداوند در آن نازل كرده حكم كنند! و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، فاسقند. (47)


وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ مُهَيْمِنَاً عَلَيْه‌ِ فَاحْكُمْ‌ بَيْنَهُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَهُم‌ْ عَمَّا جَاءَك‌َ مِن‌َ الحَق‌ِّ لِكُل‌ٍّ جَعَلْنَا مِنْكُم‌ْ شِرْعَة‌ً وَ مِنْهَاجَاً وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَجَعَلَكُم‌ْ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً وَ لَكِنْ‌ لِيَبْلُوَكُم‌ْ فِي‌ مَا آتَاكُم‌ْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَات‌ِ إِلَي‌ الله‌ِ مَرْجِعُكُم‌ْ جَمِيعَاً فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (مائده: 48)

و اين كتاب [قرآن‏] را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مى‏كند، و حافظ و نگاهبان آنهاست پس بر طبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنها حكم كن! از هوى و هوسهاى آنان پيروى نكن! و از احكام الهى، روى مگردان! ما براى هر كدام از شما، آيين و طريقه روشنى قرار داديم و اگر خدا مى‏خواست، همه شما را امت واحدى قرار مى‏داد ولى خدا مى‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نيكيها بر يكديگر سبقت جوييد! بازگشت همه شما، به سوى خداست سپس از آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد به شما خبر خواهد داد. (48)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَي‌ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِيَاءُ بَعْض‌ٍ وَ مَنْ‌ يَتَوَلَّهُمْ‌ مِنْكُم‌ْ فَإِنَّه‌ُ مِنْهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 51)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را ولّى (و دوست و تكيه‏گاه خود،) انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمى‏كند (51)


فَتَرَي‌ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ يُسَارِعُون‌َ فِيهِم‌ْ يَقُولُون‌َ نَخْشَي‌ أَنْ‌ تُصِيبَنَا دَائِرَة‌ٌ فَعَسَي‌ الله‌ُ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ بِالْفَتْح‌ِ أَوْ أَمْرٍ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ فَيُصْبِحُوا عَلَي‌ مَا أَسَرُّوا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ نَادِمِين‌َ (مائده: 52)

(ولى) كسانى را كه در دلهايشان بيمارى است مى‏بينى كه در (دوستى با آنان)، بر يكديگر پيشى مى‏گيرند، و مى‏گويند: «مى‏ترسيم حادثه‏اى براى ما اتفاق بيفتد (و نياز به كمك آنها داشته باشيم!)» شايد خداوند پيروزى يا حادثه ديگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند! (52)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا مَن‌ْ يَرْتَدَّ مِنْكُم‌ْ عَنْ‌ دِينِه‌ِ فَسَوْف‌َ يَأْتِي‌ الله‌ُ بِقَوْم‌ٍ يُحِبُّهُم‌ْ وَ يُحِبُّونَه‌ُ أَذِلَّة‌ٍ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ أَعِزَّة‌ٍ عَلَي‌ الْكَافِرين‌َ يُجَاهِدُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَخَافُون‌َ لَوْمَة‌َ لاَئِم‌ٍ ذَلِك‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (مائده: 54)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زيانى نمى‏رساند خداوند جمعيّتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند آنها در راه خدا جهاد مى‏كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى‏دهد و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست. (54)


إِنَّمَا وَلِيُّكُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا الَّذِين‌َ يُقِيمُون‌َ الصَّلاَة‌َ وَ يُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَ هُم‌ْ رَاكِعُون‌َ (مائده: 55)

سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند. (55)


وَ مَنْ‌ يَتَوَل‌َّ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا فَإِن‌َّ حِزْب‌َ الله‌ِ هُم‌ُ الْغَالِبُون‌َ (مائده: 56)

و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند (زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است. (56)


قُل‌ْ هَل‌ْ أُنَبِّئُكُمْ‌ بِشَرٍّ مِنْ‌ ذَلِك‌َ مَثُوبَة‌ً عِنْدَ الله‌ِ مَنْ‌ لَعَنَه‌ُ الله‌ُ وَ غَضِب‌َ عَلَيْه‌ِ وَ جَعَل‌َ مِنْهُم‌ُ الْقِرَدَة‌َ وَالْخَنَازِيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوت‌َ أُولَئِك‌َ شَرٌّ مَكَانَاً وَ أَضَل‌ُّ عَنْ‌ سَوَاءِ السَّبِيل‌ِ (مائده: 60)

بگو: «آيا شما را از كسانى كه موقعيّت و پاداششان نزد خدا برتر از اين است، با خبر كنم؟ كسانى كه خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ كرده،) و از آنها، ميمونها و خوكهايى قرار داده، و پرستش بت كرده‏اند موقعيّت و محل آنها، بدتر است و از راه راست، گمراهترند.» (60)


وَ إِذَا جَاءُوكُم‌ْ قَالُوا آمَنَّا وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُم‌ْ قَدْ خَرَجُوا بِه‌ِ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا كَانُوا يَكْتُمُون‌َ (مائده: 61)

هنگامى كه نزد شما مى‏آيند، مى‏گويند: «ايمان آورده‏ايم!» (امّا) با كفر وارد مى‏شوند، و با كفر خارج مى‏گردند و خداوند، از آنچه كتمان مى‏كردند، آگاهتر است! (61)


وَ قَالَت‌ِ الْيَهُودُ يَدُ الله‌ِ مَغْلُولَة‌ٌ غُلَّت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ وَ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَل‌ْ يَدَاه‌ُ مَبْسُوطَتَان‌ِ يُنفِق‌ُ كَيْف‌َ يَشَاءُ وَ لَيَزِيدَن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ طُغْيَانَاً وَ كُفْرَاً وَ أَلْقَيْنَا بَيْنَهُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارَاً لِلْحَرْب‌ِ أَطْفَأَهَا الله‌ُ وَ يَسْعَوْن‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَسَادَاً وَالله‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُفْسِدِين‌َ (مائده: 64)

و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است هر گونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى اين آيات، كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمنى افكنديم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت و براى فساد در زمين، تلاش مى‏كنند و خداوند، مفسدان را دوست ندارد. (64)


يَا أَيُّهَا الرَّسُول‌ُ بَلِّغ‌ْ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تَفْعَل‌ْ فَمَا بَلَّغْت‌َ رِسَالَتَه‌ُ وَالله‌ُ يَعْصِمُك‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (مائده: 67)

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. (67)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ وَ قَال‌َ الْمَسِيح‌ُ يَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ اعْبُدُوا الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبَّكُم‌ْ إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدْ حَرَّم‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ الْجَنَّة‌َ وَ مَأْوَاه‌ُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (مائده: 72)

آنها كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين كافر شدند، (با اينكه خود) مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد! زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)


أَفَلاَ يَتُوبُون‌َ إِلَي‌ الله‌ِ وَ يَسْتَغْفِرُونَه‌ُ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 74)

يا به سوى خدا بازنمى‏گردند، و از او طلب آمرزش نمى‏كنند؟ (در حالى كه) خداوند آمرزنده مهربان است. (74)


مَا الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ إِلاَّ رَسُول‌ٌ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ الرُّسُل‌ُ وَ أُمُّه‌ُ صِدِّيقَة‌ٌ كَانَا يَأْكُلاَن‌ِ الطَّعَام‌َ انْظُرْ كَيْف‌َ نُبَيِّن‌ُ لَهُم‌ُ الْآيَات‌ِ ثُم‌َّ انْظُرْ أَنَّي‌ يُؤْفَكُون‌َ (مائده: 75)

مسيح فرزند مريم، فقط فرستاده (خدا) بود پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند، مادرش، زن بسيار راستگويى بود هر دو، غذا مى‏خوردند (با اين حال، چگونه دعوى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!) بنگر چگونه نشانه را براى آنها آشكار مى‏سازيم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده مى‏شوند! (75)


كَانُوا لاَ يَتَنَاهَوْن‌َ عَنْ‌ مُنْكَرٍ فَعَلُوه‌ُ لَبِئْس‌َ مَا كَانُوا يَفْعَلُون‌َ (مائده: 79)

آنها از اعمال زشتى كه انجام مى‏دادند، يكديگر را نهى نمى‏كردند چه بدكارى انجام مى‏دادند! (79)


وَ لَوْ كَانُوا يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالنَّبِي‌ِّ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْه‌ِ مَا اتَّخَذُوهُم‌ْ أَوْلِيَاءَ وَ لَكِنَّ‌ كَثِيرَاً مِنْهُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (مائده: 81)

و اگر به خدا و پيامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ايمان مى‏آوردند، (هرگز) آنان [كافران‏] را به دوستى اختيار نمى‏كردند ولى بسيارى از آنها فاسقند. (81)


وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ أَنْتُم‌ْ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (مائده: 88)

و از نعمتهاى حلال و پاكيزه‏اى كه خداوند به شما روزى داده است، بخوريد! و از (مخالفت) خداوندى كه به او ايمان داريد، بپرهيزيد! (88)


لاَ يُؤَاخِذُكُم‌ُ الله‌ُ بِاللَّغْوِ فِي‌ أَيْمَانِكُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ يُؤَاخِذُكُمْ‌ بِمَا عَقَّدْتُم‌ُ الْأَيْمَان‌َ فَكَفَّارَتُه‌ُ إِطْعَام‌ُ عَشَرَة‌ِ مَسَاكِين‌َ مِن‌ْ أَوْسَط‌ِ مَا تُطْعِمُون‌َ أَهْلِيكُم‌ْ أَوْ كِسْوَتُهُم‌ْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ ثَلاَثَة‌ِ أَيَّام‌ٍ ذَلِك‌َ كَفَّارَة‌ُ أَيْمَانِكُم‌ْ إِذَا حَلَفْتُم‌ْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُم‌ْ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (مائده: 89)

خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏كند ولى در برابر سوگندهايى كه (از روى اراده) محكم كرده‏ايد، مؤاخذه مى‏نمايد. كفاره اين گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است كه به خانواده خود مى‏دهيد يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر و يا آزاد كردن يك برده و كسى كه هيچ كدام از اينها را نيابد، سه روز روزه مى‏گيرد اين، كفاره سوگندهاى شماست به هنگامى كه سوگند ياد مى‏كنيد (و مخالفت مى‏نماييد). و سوگندهاى خود را حفظ كنيد (و نشكنيد!) خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مى‏كند، شايد شكر او را بجا آوريد! (89)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَاب‌ُ وَالْأَزْلاَم‌ُ رِجْس‌ٌ مِن‌ْ عَمَل‌ِ الشَّيْطَان‌ِ فَاجْتَنِبُوه‌ُ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (مائده: 90)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بخت‏آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! (90)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُم‌ُ الله‌ُ بِشَي‌ْءٍ مِن‌َ الصَّيْدِ تَنَالُه‌ُ أَيْدِيكُم‌ْ وَ رِمَاحُكُم‌ْ لِيَعْلَم‌َ الله‌ُ مَنْ‌ يَخَافُه‌ُ بِالْغَيْب‌ِ فَمَن‌ِ اعْتَدَي‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فَلَه‌ُ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مائده: 94)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خداوند شما را به چيزى از شكار كه (به نزديكى شما مى‏آيد، بطورى كه) دستها و نيزه‏هايتان به آن مى‏رسد، مى‏آزمايد تا معلوم شود چه كسى باايمان به غيب، از خدا مى‏ترسد و هر كس بعد از آن تجاوز كند، مجازات دردناكى خواهد داشت. (94)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُم‌ْ حُرُم‌ٌ وَ مَنْ‌ قَتَلَه‌ُ مِنْكُمْ‌ مُتَعَمِّدَاً فَجَزَاءٌ مِثْل‌ُ مَا قَتَل‌َ مِن‌َ النَّعَم‌ِ يَحْكُم‌ُ بِه‌ِ ذَوا عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ هَدْيَاً بَالِغ‌َ الْكَعْبَة‌ِ أَوْ كَفَّارَة‌ٌ طَعَام‌ُ مَسَاكِين‌َ أَوْ عَدْل‌ُ ذَلِك‌َ صِيَامَاً لِيَذُوق‌َ وَبَال‌َ أَمْرِه‌ِ عَفَا الله‌ُ عَمَّا سَلَف‌َ وَ مَنْ‌ عَادَ فَيَنْتَقِم‌ُ الله‌ُ مِنْه‌ُ وَالله‌ُ عَزِيرٌ ذُو انْتِقَام‌ٍ (مائده: 95)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال احرام، شكار نكنيد، و هر كس از شما عمداً آن را به قتل برساند، بايد كفاره‏اى معادل آن از چهارپايان بدهد كفاره‏اى كه دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصديق كنند و به صورت قربانى به (حريم) كعبه برسد يا (به جاى قربانى،) اطعام مستمندان كند يا معادل آن، روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو كرده، ولى هر كس تكرار كند، خدا از او انتقام مى‏گيرد و خداوند، توانا و صاحب انتقام است. (95)


أُحِل‌َّ لَكُم‌ْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعَامُه‌ُ مَتَاعَاً لَكُم‌ْ وَ لِلسَّيَّارَة‌ِ وَ حُرِّم‌َ عَلَيْكُم‌ْ صَيْدَ الْبَرِّ مَا دُمْتُم‌ْ حُرُمَاً وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ إِلَيْه‌ِ تُحْشَرُون‌َ (مائده: 96)

صيد دريا و طعام آن براى شما و كاروانيان حلال است تا (در حال احرام) از آن بهره‏مند شويد ولى ما دام كه محرم هستيد، شكار صحرا براى شما حرام است و از (نافرمانى) خدايى كه به سوى او محشور مى‏شويد، بترسيد! (96)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَعَالَوْا إِلَي‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ آبَاؤُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ شَيْءً وَ لاَ يَهْتَدُون‌َ (مائده: 104)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبر بياييد!»، مى‏گويند: «آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است!» آيا اگر پدران آنها چيزى نمى‏دانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مى‏كنند)؟! (104)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا شَهَادَة‌ُ بَيْنِكُم‌ْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ حِين‌َ الْوَصِيَّة‌ِ اثْنَان‌ِ ذَوَا عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ أَوْ آخَرَان‌ِ مِن‌ْ غَيْرِكُم‌ْ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَأَصَابَتْكُم‌ْ مُصِيبَة‌ُ الْمَوْت‌ِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ‌ بَعْدِ الصَّلاَة‌ِ فَيُقْسِمَان‌ِ بِالله‌ِ إِنِ‌ ارْتَبْتُم‌ْ لاَ نَشْتَرِي‌ بِه‌ِ ثَمَنَاً وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ وَ لاَ نَكْتُم‌ُ شَهَادَة‌َ الله‌ِ إِنَّا إِذَاً لَمِن‌َ الْآثِمِين‌َ (مائده: 106)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد، در موقع وصيت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد يا اگر مسافرت كرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، (و در آن جا مسلمانى نيافتيد،) دو نفر از غير خودتان را به گواهى بطلبيد، و اگر به هنگام اداى شهادت، در صدق آنها شك كرديد، آنها را بعد از نماز نگاه مى‏داريد تا سوگند ياد كنند كه: «ما حاضر نيستيم حق را به چيزى بفروشيم، هر چند در مورد خويشاوندان ما باشد! و شهادت الهى را كتمان نمى‏كنيم، كه از گناهكاران خواهيم بود!» (106)


قَال‌َ الله‌ُ إِنِّي‌ مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُم‌ْ فَمَنْ‌ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُم‌ْ فَإِنِّي‌ أُعَذِّبُه‌ُ عَذَاباً لاَ أُعَذِّبُه‌ُ أَحَدَاً مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (مائده: 115)

خداوند (دعاى او را مستجاب كرد و) فرمود: «من آن را بر شما نازل مى‏كنم ولى هر كس از شما بعد از آن كافر گردد (و راه انكار پويد)، او را مجازاتى مى‏كنم كه احدى از جهانيان را چنان مجازات نكرده باشم!» (115)


وَ إِذْ قَال‌َ الله‌ُ يَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ أَأَنْت‌َ قُلْت‌َ لِلنَّاس‌ِ اتَّخِذُونِي‌ وَ أُمِّي‌َ إِلَهَيْن‌ِ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَال‌َ سُبْحَانَك‌َ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أَقُول‌َ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِحَق‌ٍّ إِنْ‌ كُنْت‌ُ قُلْتُه‌ُ فَقَدْ عَلِمْتَه‌ُ تَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ نَفْسِي‌ وَ لاَ أَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ نَفْسِك‌َ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ عَلاَّم‌ُ الْغُيُوب‌ِ (مائده: 116)

و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)


مَا قُلْت‌ُ لَهُم‌ْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي‌ بِه‌ِ أَن‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبَّكُم‌ْ وَ كُنْت‌ُ عَلَيْهِم‌ْ شَهِيدَاً مَا دُمْت‌ُ فِيهِم‌ْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي‌ كُنْت‌َ أَنْت‌َ الرَّقِيب‌َ عَلَيْهِم‌ْ وَ أَنْت‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهيدٌ (مائده: 117)

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)


قَال‌َ الله‌ُ هَذَا يَوْم‌ُ يَنْفَع‌ُ الصَّادِقِين‌َ صِدْقُهُم‌ْ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (مائده: 119)

خداوند مى‏گويد: «امروز، روزى است كه راستى راستگويان، به آنها سود مى‏بخشد براى آنها باغهايى از بهشت است كه نهرها از زير (درختان) آن مى‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى‏مانند هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند اين، رستگارى بزرگ است!» (119)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ طِين‌ٍ ثُم‌َّ قَضَي‌ أجَلاً وَ أَجَل‌ٌ مُسَمَّي‌ً عِنْدَه‌ُ ثُم‌َّ أَنْتُم‌ْ تَمْتَرُون‌َ (انعام: 2)

او كسى است كه شما را از گل آفريد سپس مدتى مقرّر داشت (تا انسان تكامل يابد) و اجل حتمى نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است). با اين همه، شما (مشركان در توحيد و يگانگى و قدرت او،) ترديد مى‏كنيد! (2)


فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَق‌ِّ لَمَّا جَاءَهُم‌ْ فَسَوْف‌َ يَأْتِيهِم‌ْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (انعام: 5)

آنان، حق را هنگامى كه سراغشان آمد، تكذيب كردند! ولى بزودى خبر آنچه را به باد مسخره مى‏گرفتند، به آنان مى‏رسد (و از نتايج كار خود، آگاه مى‏شوند). (5)


وَ لَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْك‌َ كِتَابَاً فِي‌ قِرْطَاس‌ٍ فَلَمَسُوه‌ُ بِأَيْدِيهِم‌ْ لَقَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (انعام: 7)

(حتّى) اگر ما نامه‏اى روى صفحه‏اى بر تو نازل كنيم، و (علاوه بر ديدن و خواندن،) آن را با دستهاى خود لمس كنند، باز كافران مى‏گويند: «اين، چيزى جز يك سحر آشكار نيست»! (7)


وَ قَالُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ مَلَك‌ٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكَاً لَقُضِي‌َ الْأَمْرُ ثُم‌َّ لاَ يُنْظَرُون‌َ (انعام: 8)

(از بهانه‏هاى آنها اين بود كه) گفتند: «چرا فرشته‏اى بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوى خدا همراهى كند؟!)» ولى اگر فرشته‏اى بفرستيم، (و موضوع، جنبه حسى و شهود پيدا كند،) كار تمام مى‏شود (يعنى اگر مخالفت كنند،) ديگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاك مى‏شوند). (8)


وَ لَوْ جَعَلْنَاه‌ُ مَلَكَاً لَجَعَلْنَاه‌ُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ‌ مَا يَلْبِسُون‌َ (انعام: 9)

و اگر او را فرشته‏اى قرار مى‏داديم، حتماً وى را بصورت انسانى درمى‏آورديم (باز به پندار آنان،) كار را بر آنها مشتبه مى‏ساختيم همان طور كه آنها كار را بر ديگران مشتبه مى‏سازند! (9)


وَ لَقَدِ اسْتُهْزِأَ بِرُسُل‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَحَاق‌َ بِالَّذِين‌َ سَخِرُوا مِنْهُمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (انعام: 10)

(با اين حال، نگران نباش!) جمعى از پيامبران پيش از تو را استهزا كردند امّا سرانجام، آنچه را مسخره مى‏كردند، دامانشان را مى‏گرفت (و عذاب الهى بر آنها فرود آمد). (10)


قُلْ‌ لِمَنْ‌ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ قُلْ‌ لِالله‌ِ كَتَب‌َ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ الرَّحْمَة‌َ لَيَجْمَعَنَّكُم‌ْ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ فَهُم‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 12)

بگو: «آنچه در آسمانها و زمين است، از آن كيست؟» بگو: «از آن خداست رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم كرده (و به همين دليل،) بطور قطع همه شما را در روز قيامت، كه در آن شكّ و ترديدى نيست، گرد خواهد آورد. (آرى،) فقط كسانى كه سرمايه‏هاى وجود خويش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ايمان نمى‏آورند. (12)


وَ لَه‌ُ مَا سَكَن‌َ فِي‌ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (انعام: 13)

و براى اوست آنچه در شب و روز قرار دارد و او، شنوا و داناست. (13)


مَنْ‌ يُصْرَف‌ْ عَنْه‌ُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَه‌ُ وَ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْمُبِين‌ُ (انعام: 16)

آن كس كه در آن روز، مجازات الهى به او نرسد، خداوند او را مشمول رحمت خويش ساخته و اين همان پيروزى آشكار است.» (16)


وَ إِنْ‌ يَمْسَسْك‌َ الله‌ُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِف‌َ لَه‌ُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ‌ يَمْسَسْك‌َ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (انعام: 17)

اگر خداوند زيانى به تو برساند، هيچ كس جز او نمى‏تواند آن را برطرف سازد! و اگر خيرى به تو رساند، او بر همه چيز تواناست (و از قدرت او، هر گونه نيكى ساخته است.) (17)


وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْق‌َ عِبَادِه‌ِ وَ هُوَ الْحَكِيم‌ُ الْخَبِيرُ (انعام: 18)

اوست كه بر بندگان خود، قاهر و مسلّط است و اوست حكيم آگاه! (18)


قُل‌ْ أَي‌ُّ شَي‌ْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَة‌ً قُل‌ِ الله‌ُ شَهِيدٌ بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ‌ هَذَا الْقُرْآن‌ُ لِأُنْذِرَكُمْ‌ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ بَلَغ‌َ أَئِنَّكُم‌ْ لَتَشْهَدُون‌َ أَن‌َّ مَع‌َ الله‌ِ آلِهَة‌ً أُخْرَي‌ قُلْ‌ لاَ أَشْهَدُ قُل‌ْ إِنَّمَا هُوَ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ وَ إِنَّنِي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (انعام: 19)

بگو: «بالاترين گواهى، گواهى كيست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه ميان من و شماست و (بهترين دليل آن اين است كه) اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آيا براستى شما گواهى مى‏دهيد كه معبودان ديگرى با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنين گواهى نمى‏دهم». بگو: «اوست تنها معبود يگانه و من از آنچه براى او شريك قرار مى‏دهيد، بيزارم!» (19)


الَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَعْرِفُونَه‌ُ كَمَا يَعْرِفُون‌َ أَبْنَاءَهُم‌ُ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ فَهُم‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 20)

آنان كه كتاب آسمانى به ايشان داده‏ايم، بخوبى او [پيامبر] را مى‏شناسند، همان‏گونه كه فرزندان خود را مى‏شناسند فقط كسانى كه سرمايه وجود خود را از دست داده‏اند، ايمان نمى‏آورند. (20)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (انعام: 21)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته [همتايى براى او قائل شده‏]، و يا آيات او را تكذيب كرده است؟! مسلماً ظالمان، رستگار نخواهند شد! (21)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَسْتَمِع‌ُ إِلَيْك‌َ وَ جَعَلْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ أَكِنَّة‌ً أَنْ‌ يَفْقَهُوه‌ُ وَ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرَاً وَ إِنْ‌ يَرَوْا كُل‌َّ آيَة‌ٍ لاَ يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّي‌ إِذَا جَاءُوك‌َ يُجَادِلُونَك‌َ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (انعام: 25)

پاره‏اى از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامى‏دهند ولى بر دلهاى آنان پرده‏ها افكنده‏ايم تا آن را نفهمند و در گوش آنها، سنگينى قرار داده‏ايم. و (آنها بقدرى لجوجند كه) اگر تمام نشانه‏هاى حق را ببينند، ايمان نمى‏آورند تا آنجا كه وقتى به سراغ تو مى‏آيند كه با تو پرخاشگرى كنند، كافران مى‏گويند: «اينها فقط افسانه‏هاى پيشينيان است!» (25)


وَ هُم‌ْ يَنْهَوْن‌َ عَنْه‌ُ وَ يَنْأَوْن‌َ عَنْه‌ُ وَ إِنْ‌ يُهْلِكُون‌َ إِلاَّ أَنْفُسَهُم‌ْ وَ مَا يَشْعُرُون‌َ (انعام: 26)

آنها ديگران را از آن بازمى‏دارند و خود نيز از آن دورى مى‏كنند آنها جز خود را هلاك نمى‏كنند، ولى نمى‏فهمند! (26)


بَل‌ْ بَدَا لَهُمْ‌ مَا كَانُوا يُخْفُون‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْه‌ُ وَ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (انعام: 28)

(آنها در واقع پشيمان نيستند،) بلكه اعمال و نيّاتى را كه قبلًا پنهان مى‏كردند، در برابر آنها آشكار شده (و به وحشت افتاده‏اند). و اگر بازگردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند آنها دروغگويانند. (28)


قَدْ نَعْلَم‌ُ إِنَّه‌ُ لَيَحْزُنُك‌َ الَّذِي‌ يَقُولُون‌َ فَإِنَّهُم‌ْ لاَ يُكَذِّبُونَك‌َ وَ لَكِنَّ‌ الظَّالِمِين‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ يَجْحَدُون‌َ (انعام: 33)

ما مى‏دانيم كه گفتار آنها، تو را غمگين مى‏كند ولى (غم مخور! و بدان كه) آنها تو را تكذيب نمى‏كنند بلكه ظالمان، آيات خدا را انكار مى‏نمايند. (33)


إِنَّمَا يَسْتَجِيب‌ُ الَّذِين‌َ يَسْمَعُون‌َ وَالْمَوْتَي‌ يَبْعَثُهُم‌ُ الله‌ُ ثُم‌َّ إِلَيْه‌ِ يُرْجَعُون‌َ (انعام: 36)

تنها كسانى (دعوت تو را) مى‏پذيرند كه گوش شنوا دارند امّا مردگان (و آنها كه روح انسانى را از دست داده‏اند، ايمان نمى‏آورند و) خدا آنها را (در قيامت) برمى‏انگيزد سپس به سوى او، بازمى‏گردند. (36)


وَ قَالُوا لَوْلاَ نُزِّل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَادِرٌ عَلَي‌ أَنْ‌ يُنَزِّل‌َ آيَة‌ً وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (انعام: 37)

و گفتند: «چرا نشانه (و معجزه‏اى) از طرف پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «خداوند، قادر است كه نشانه‏اى نازل كند ولى بيشتر آنها نمى‏دانند!» (37)


وَ مَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْه‌ِ إِلاَّ أُمَم‌ٌ أَمْثَالُكُم‌ْ مَا فَرَّطْنَا فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يُحْشَرُون‌َ (انعام: 38)

هيچ جنبنده‏اى در زمين، و هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند، نيست مگر اينكه امتهايى همانند شما هستند. ما هيچ چيز را در اين كتاب، فرو گذار نكرديم سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند. (38)


وَالَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُم‌ٌّ وَ بُكْم‌ٌّ فِي‌ الظُّلُمَات‌ِ مَنْ‌ يَشَإِ الله‌ُ يُضْلِلْه‌ُ وَ مَنْ‌ يَشَأْ يَجْعَلْه‌ُ عَلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (انعام: 39)

آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، كرها و لالهايى هستند كه در تاريكيها قرار دارند. هر كس را خدا بخواهد (و مستحق باشد،) گمراه مى‏كند و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند،) بر راه راست قرار خواهد داد. (39)


بَل‌ْ إِيَّاه‌ُ تَدْعُون‌َ فَيَكْشِف‌ُ مَا تَدْعُون‌َ إِلَيْه‌ِ إِنْ‌ شَاءَ وَ تَنْسَوْن‌َ مَا تُشْرِكُون‌َ (انعام: 41)

(نه،) بلكه تنها او را مى‏خوانيد! و او اگر بخواهد، مشكلى را كه بخاطر آن او را خوانده‏ايد، برطرف مى‏سازد و آنچه را (امروز) همتاى خدا قرار مى‏دهيد، (در آن روز) فراموش خواهيد كرد. (41)


فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِه‌ِ فَتَحْنَا عَلَيْهِم‌ْ أَبْوَاب‌َ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَتَّي‌ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُم‌ْ بَغْتَة‌ً فَإِذَا هُمْ‌ مُبْلِسُون‌َ (انعام: 44)

(آرى،) هنگامى كه (اندرزها سودى نبخشيد، و) آنچه را به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چيز (از نعمتها) را به روى آنها گشوديم تا (كاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند) ناگهان آنها را گرفتيم (و سخت مجازات كرديم) در اين هنگام، همگى مأيوس شدند (و درهاى اميد به روى آنها بسته شد). (44)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِن‌ْ أَخَذَ الله‌ُ سَمْعَكُم‌ْ وَ أَبْصَارَكُم‌ْ وَ خَتَم‌َ عَلَي‌ قُلُوبِكُمْ‌ مَن‌ْ إِلَه‌ٌ غَيْرُ الله‌ِ يَأْتِيكُمْ‌ بِه‌ِ انْظُرْ كَيْف‌َ نُصَرِّف‌ُ الْآيَات‌ِ ثُم‌َّ هُم‌ْ يَصْدِفُون‌َ (انعام: 46)

بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند، گوش و چشمهايتان را بگيرد، و بر دلهاى شما مهر نهد (كه چيزى را نفهميد)، چه كسى جز خداست كه آنها را به شما بدهد؟!» ببين چگونه آيات را به گونه‏هاى مختلف براى آنها شرح مى‏دهيم، سپس آنها روى مى‏گردانند! (46)


وَ أَنْذِرْ بِه‌ِ الَّذِين‌َ يَخَافُون‌َ أَنْ‌ يُحْشَرُوا إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ لَيْس‌َ لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ وَلِي‌ٌّ وَ لاَ شَفِيع‌ٌ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (انعام: 51)

و به وسيله آن (قرآن)، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مى‏ترسند، بيم ده! (روزى كه در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‏كننده‏اى جز او [خدا] ندارند شايد پرهيزگارى پيشه كنند! (51)


وَ لاَ تَطْرُدِ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ رَبَّهُمْ‌ بِالْغَدَاة‌ِ وَالْعَشِي‌ِّ يُرِيدُون‌َ وَجْهَه‌ُ مَا عَلَيْك‌َ مِن‌ْ حِسَابِهِمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ وَ مَا مِنْ‌ حِسَابِك‌َ عَلَيْهِم‌ْ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَتَطْرُدَهُم‌ْ فَتَكُون‌َ مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (انعام: 52)

و كسانى را كه صبح و شام خدا را مى‏خوانند، و جز ذات پاك او نظرى ندارند، از خود دور مكن! نه چيزى از حساب آنها بر توست، و نه چيزى از حساب تو بر آنها! اگر آنها را طرد كنى، از ستمگران خواهى بود! (52)


وَ إِذَا جَاءَك‌َ الَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِآيَاتِنَا فَقُل‌ْ سَلاَم‌ٌ عَلَيْكُم‌ْ كَتَب‌َ رَبُّكُم‌ْ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ الرَّحْمَة‌َ أَنَّه‌ُ مَن‌ْ عَمِل‌َ مِنْكُم‌ْ سُوءً بِجَهَالَة‌ٍ ثُم‌َّ تَاب‌َ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ أَصْلَح‌َ فَأَنَّه‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انعام: 54)

هر گاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض كرده هر كس از شما كار بدى از روى نادانى كند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نمايد، (مشمول رحمت خدا مى‏شود چرا كه) او آمرزنده مهربان است.» (54)


قُل‌ْ إِنِّي‌ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ كَذَّبْتُمْ‌ بِه‌ِ مَا عِنْدِي‌ مَا تَسْتَعْجِلُون‌َ بِه‌ِ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ يَقُص‌ُّ الْحَق‌َّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِين‌َ (انعام: 57)

بگو: «من دليل روشنى از پروردگارم دارم و شما آن را تكذيب كرده‏ايد! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهى) عجله داريد، به دستِ من نيست! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا مى‏كند، و او بهترين جدا كننده (حق از باطل) است.» (57)


قُلْ‌ لَوْ أَن‌َّ عِنْدِي‌ مَا تَسْتَعْجِلُون‌َ بِه‌ِ لَقُضِي‌َ الْأَمْرُ بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِالظَّالِمِين‌َ (انعام: 58)

بگو: «اگر آنچه درباره آن عجله داريد نزد من بود، (و به درخواست شما ترتيب‏اثر مى‏دادم، عذاب الهى بر شما نازل مى‏گشت) و كار ميان من و شما پايان گرفته بود ولى خداوند ظالمان را بهتر مى‏شناسد (و بموقع مجازات مى‏كند.)» (58)


وَ عِنْدَه‌ُ مَفَاتِح‌ُ الْغَيْب‌ِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُط‌ُ مِنْ‌ وَرَقَة‌ٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَ لاَ حَبَّة‌ٍ فِي‌ ظُلُمَات‌ِ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ رَطْب‌ٍ وَ لاَ يَابِس‌ٍ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (انعام: 59)

كليدهاى غيب، تنها نزد اوست و جز او، كسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‏داند هيچ برگى (از درختى) نمى‏افتد، مگر اينكه از آن آگاه است و نه هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار [در كتاب علم خدا] ثبت است. (59)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يَتَوَفَّاكُمْ‌ بِاللَّيْل‌ِ وَ يَعْلَم‌ُ مَا جَرَحْتُمْ‌ بِالنَّهَارِ ثُم‌َّ يَبْعَثُكُم‌ْ فِيه‌ِ لِيُقْضَي‌ أَجَل‌ٌ مُسَمَّي‌ً ثُم‌َّ إِلَيْه‌ِ مَرْجِعُكُم‌ْ ثُم‌َّ يُنَبِّئُكُم‌ْ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (انعام: 60)

او كسى است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏گيرد و از آنچه در روز كرده‏ايد، با خبر است سپس در روز شما را (از خواب) برمى‏انگيزد و (اين وضع هم چنان ادامه مى‏يابد) تا سرآمد معينى فرا رسد سپس بازگشت شما به سوى اوست و سپس شما را از آنچه عمل مى‏كرديد، با خبر مى‏سازد. (60)


وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْق‌َ عِبَادِه‌ِ وَ يُرْسِل‌ُ عَلَيْكُم‌ْ حَفَظَة‌ً حَتَّي‌ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ تَوَفَّتْه‌ُ رُسُلُنَا وَ هُم‌ْ لاَ يُفَرِّطُون‌َ (انعام: 61)

او بر بندگان خود تسلّط كامل دارد و مراقبانى بر شما مى‏گمارد تا زمانى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد (در اين موقع،) فرستادگان ما جان او را مى‏گيرند و آنها (در نگاهدارى حساب عمر و اعمال بندگان،) كوتاهى نمى‏كنند. (61)


ثُم‌َّ رُدُّوا إِلَي‌ الله‌ِ مَوْلاَهُم‌ُ الْحَق‌ِّ أَلاَ لَه‌ُ الْحُكْم‌ُ وَ هُوَ أَسْرَع‌ُ الْحَاسِبِين‌َ (انعام: 62)

سپس (تمام بندگان) به سوى خدا، كه مولاى حقيقى آنهاست، بازمى‏گردند. بدانيد كه حكم و داورى، مخصوص اوست و او، سريعترين حسابگران است! (62)


قُل‌ْ مَنْ‌ يُنَجِّيكُمْ‌ مِنْ‌ ظُلُمَات‌ِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَه‌ُ تَضَرُّعَاً وَ خُفْيَة‌ً لَئِن‌ْ أَنْجَانَا مِنْ‌ هَذِه‌ِ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (انعام: 63)

بگو: «چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا رهايى مى‏بخشد؟ در حالى كه او را با حالت تضرع (و آشكارا) و در پنهانى مى‏خوانيد (و مى‏گوييد:) اگر از اين (خطرات و ظلمتها) ما را رهايى مى‏بخشد، از شكرگزاران خواهيم بود.» (63)


وَ كَذَّب‌َ بِه‌ِ قَوْمُك‌َ وَ هُوَ الْحَق‌ُّ قُلْ‌ لَسْت‌ُ عَلَيْكُمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (انعام: 66)

قوم و جمعيّت تو، آن (آيات الهى) را تكذيب و انكار كردند، در حالى كه حق است! (به آنها) بگو: «من مسئول (ايمان‏آوردن) شما نيستم! (وظيفه من، تنها ابلاغ رسالت است، نه اجبار شما بر ايمان.)» (66)


وَ إِذَا رَأَيْت‌َ الَّذِين‌َ يَخُوضُون‌َ فِي‌ آيَاتِنَا فَأَعْرِض‌ْ عَنْهُم‌ْ حَتَّي‌ يَخُوضُوا فِي‌ حَدِيث‌ٍ غَيْرِه‌ِ وَ إِنْ مَا يُنْسِيَنَّك‌َ الشَّيْطَان‌ُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَي‌ مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (انعام: 68)

هر گاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مى‏كنند، از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند! و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيّت ستمگر منشين! (68)


وَ ذَرِ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا دِينَهُم‌ْ لَعِبَاً وَ لَهْوَاً وَ غَرَّتْهُم‌ُ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا وَ ذَكِّرْ بِه‌ِ أَنْ‌ تُبْسَل‌َ نَفْس‌ٌ بِمَا كَسَبَت‌ْ لَيْس‌َ لَهَا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَلِي‌ٌّ وَ لاَ شَفِيع‌ٌ وَ إِنْ‌ تَعْدِل‌ْ كُل‌َّ عَدْل‌ٍ لاَ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُم‌ْ شَرَاب‌ٌ مِنْ‌ حَمِيم‌ٍ وَ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُون‌َ (انعام: 70)

و رها كن كسانى را كه آيين (فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنيا، آنها را مغرور ساخته، و با اين (قرآن)، به آنها يادآورى نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قيامت) جز خدا، نه ياورى دارند، و نه شفاعت‏كننده‏اى! و (چنين كسى) هر گونه عوضى بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد آنها كسانى هستند كه گرفتار اعمالى شده‏اند كه خود انجام داده‏اند نوشابه‏اى از آب سوزان براى آنهاست و عذاب دردناكى بخاطر اينكه كفر مى‏ورزيدند (و آيات الهى را انكار) مى‏كردند. (70)


قُل‌ْ أَنَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُنَا وَ لاَ يَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَي‌ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا الله‌ُ كَالَّذِي‌ اسْتَهْوَتْه‌ُ الشَّيَاطِين‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَيْرَان‌َ لَه‌ُ أَصْحَاب‌ٌ يَدْعُونَه‌ُ إِلَي‌ الْهُدَي‌ ائْتِنَا قُل‌ْ إِن‌َّ هُدَي‌ الله‌ِ هُوَ الْهُدَي‌ وَ أُمِرْنَا لِنُسْلِم‌َ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 71)

بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏كنند (و مى‏گويند:) به سوى ما بيا!» بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم. (71)


وَ أَن‌ْ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَاتَّقُوه‌ُ وَ هُوَ الَّذِي‌ إِلَيْه‌ِ تُحْشَرُون‌َ (انعام: 72)

و (نيز به ما فرمان داده شده به) اينكه: نماز را برپا داريد! و از او بپرهيزيد! و تنها اوست كه به سويش محشور خواهيد شد.» (72)


وَ هُوَ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ يَوْم‌َ يَقُول‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ قَوْلُه‌ُ الْحَق‌ُّ وَ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ يَوْم‌َ يُنْفَخ‌ُ فِي‌ الصُّورِ عَالِم‌ُ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ وَ هُوَ الْحَكِيم‌ُ الْخَبِيرُ (انعام: 73)

اوست كه آسمانها و زمين را بحق آفريد و آن روز كه (به هر چيز) مى‏گويد: «موجود باش!» موجود مى‏شود سخن او، حق است و در آن روز كه در «صور» دميده مى‏شود، حكومت مخصوص اوست، از پنهان و آشكار با خبر است، و اوست حكيم و آگاه. (73)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ لِأَبِيه‌ِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامَاً آلِهَة‌ً إِنِّي‌ أَرَاك‌َ وَ قَوْمَك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (انعام: 74)

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش‏] «آزر» گفت: «آيا بتهايى را معبودان خود انتخاب مى‏كنى؟! من، تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينم.» (74)


فَلَمَّا جَن‌َّ عَلَيْه‌ِ اللَّيْل‌ُ رَأَي‌ كَوْكَبَاً قَال‌َ هَذَا رَبِّي‌ فَلَمَّا أَفَل‌َ قَال‌َ لاَ أُحِب‌ُّ الْآفِلِين‌َ (انعام: 76)

هنگامى كه (تاريكى) شب او را پوشانيد، ستاره‏اى مشاهده كرد، گفت: «اين خداى من است؟» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «غروب‏كنندگان را دوست ندارم!» (76)


وَ حَاجَّه‌ُ قَوْمُه‌ُ قَال‌َ أَتُحَاجُّونِّي‌ فِي‌ الله‌ِ وَ قَدْ هَدَان‌ِ وَ لاَ أَخَاف‌ُ مَا تُشْرِكُون‌َ بِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يَشَاءَ رَبِّي‌ شَيْءً وَسِع‌َ رَبِّي‌ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ عِلْمَاً أَفَلاَ تَتَذَكَّرُون‌َ (انعام: 80)

ولى قوم او [ابراهيم‏]، با وى به گفتگو و ستيز پرداختند گفت: «آيا درباره خدا با من گفتگو و ستيز مى‏كنيد؟! در حالى كه خداوند، مرا با دلايل روشن هدايت كرده و من از آنچه شما همتاى (خدا) قرار مى‏دهيد، نمى‏ترسم (و به من زيانى نمى رسانند)! مگر پروردگارم چيزى را بخواهد! وسعت آگاهى پروردگارم همه چيز را در برمى‏گيرد آيا متذكّر (و بيدار) نمى‏شويد؟! (80)


وَ كَيْف‌َ أَخَاف‌ُ مَا أَشْرَكْتُم‌ْ وَ لاَ تَخَافُون‌َ أَنَّكُم‌ْ أَشْرَكْتُم‌ْ بِالله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ عَلَيْكُم‌ْ سُلْطَانَاً فَأَي‌ُّ الْفَرِيقَيْن‌ِ أَحَق‌ُّ بِالْأَمْن‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (انعام: 81)

چگونه من از بتهاى شما بترسم؟! در حالى كه شما از اين نمى‏ترسيد كه براى خدا، همتايى قرار داده‏ايد كه هيچ گونه دليلى درباره آن، بر شما نازل نكرده است! (راست بگوييد) كدام يك از اين دو دسته (بت‏پرستان و خداپرستان)، شايسته‏تر به ايمنى (از مجازات) هستند اگر مى‏دانيد؟! (81)


وَ تِلْك‌َ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيم‌َ عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ نَرْفَع‌ُ دَرَجَات‌ٍ مَنْ‌ نَشَاءُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 83)

اينها دلايل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم! درجات هر كس را بخواهيم (و شايسته بدانيم،) بالا مى‏بريم پروردگار تو، حكيم و داناست. (83)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ كُلاًّ هَدَيْنَا وَ نُوحَاً هَدَيْنَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِه‌ِ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَـان‌َ وَ أَيُّوب‌َ وَ يُوسُف‌َ وَ مُوسَي‌ وَ هَارُون‌َ وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (انعام: 84)

و اسحاق و يعقوب را به او [ابراهيم‏] بخشيديم و هر دو را هدايت كرديم و نوح را (نيز) پيش از آن هدايت نموديم و از فرزندان او، داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را (هدايت كرديم) اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! (84)


ذَلِك‌َ هُدَي‌ الله‌ِ يَهْدِي‌ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِط‌َ عَنْهُمْ‌ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 88)

اين، هدايت خداست كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند! و اگر آنها مشرك شوند، اعمال (نيكى) كه انجام داده‏اند، نابود مى‏گردد (و نتيجه‏اى از آن نمى‏گيرند). (88)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ هَدَي‌ الله‌ُ فَبِهُدَاهُم‌ُ اقْتَدِه‌ْ قُلْ‌ لاَ أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ أَجْرَاً إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَي‌ لِلْعَالَمِين‌َ (انعام: 90)

آنها كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده پس به هدايت آنان اقتدا كن! (و) بگو: «در برابر اين (رسالت و تبليغ)، پاداشى از شما نمى‏طلبم! اين (رسالت)، چيزى جز يك يادآورى براى جهانيان نيست! (اين وظيفه من است)» (90)


وَ مَا قَدَرُوا الله‌َ حَق‌َّ قَدْرِه‌ِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ عَلَي‌ بَشَرٍ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ قُل‌ْ مَن‌ْ أَنْزَل‌َ الْكِتَاب‌َ الَّذِي‌ جَاءَ بِه‌ِ مُوسَي‌ نُورَاً وَ هُدَي‌ً لِلنَّاس‌ِ تَجْعَلُونَه‌ُ قَرَاطِيس‌َ تُبْدُونَهَا وَ تُخْفُون‌َ كَثِيرَاً وَ عُلِّمْتُمْ‌ مَا لَم‌ْ تَعْلَمُوا أَنْتُم‌ْ وَ لاَ آبَاؤُكُم‌ْ قُل‌ِ الله‌ُ ثُم‌َّ ذَرْهُم‌ْ فِي‌ خَوْضِهِم‌ْ يَلْعَبُون‌َ (انعام: 91)

آنها خدا را درست نشناختند كه گفتند: «خدا، هيچ چيز بر هيچ انسانى، نفرستاده است!» بگو: «چه كسى كتابى را كه موسى آورد، نازل كرد؟! كتابى كه براى مردم، نور و هدايت بود 0 امّا شما) آن را بصورت پراكنده قرار مى‏دهيد قسمتى را آشكار، و قسمت زيادى را پنهان مى‏داريد و مطالبى به شما تعليم داده شده كه نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبوديد!» بگو: «خدا!» سپس آنها را در گفتگوهاى لجاجت‏آميزشان رها كن، تا بازى كنند! (91)


وَ هَذَا كِتَاب‌ٌ أَنْزَلْنَاه‌ُ مُبَارَك‌ٌ مُصَدِّق‌ُ الَّذِي‌ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ لِتُنْذِرَ أُم‌َّ الْقُرَي‌ وَ مَن‌ْ حَوْلَهَا وَالَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِالْآخِرَة‌ِ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ هُم‌ْ عَلَي‌ صَلاَتِهِم‌ْ يُحَافِظُون‌َ (انعام: 92)

و اين كتابى است كه ما آن را نازل كرديم كتابى است پربركت، كه آنچه را پيش از آن آمده، تصديق مى‏كند (آن را فرستاديم تا مردم را به پاداشهاى الهى، بشارت دهى،) و تا (اهل) أمّ القرى [مكّه‏] و كسانى را كه گرد آن هستند، بترسانى! (يقين بدان) آنها كه به آخرت ايمان دارند، و به آن ايمان مى‏آورند و بر نمازهاى خويش، مراقبت مى كنند! (92)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ قَال‌َ أُوحِي‌َ إِلَيَّ‌ وَ لَم‌ْ يُوح‌َ إِلَيْه‌ِ شَي‌ْءٌ وَ مَنْ‌ قَال‌َ سَأُنْزِل‌ُ مِثْل‌َ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ لَوْ تَرَي‌ إِذِ الظَّالِمُون‌َ فِي‌ غَمَرَات‌ِ الْمَوْت‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ بَاسِطُوا أَيْدِيهِم‌ْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُم‌ُ الْيَوْم‌َ تُجْزَوْن‌َ عَذَاب‌َ الْهون‌ِ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ غَيْرَ الْحَق‌ِّ وَ كُنْتُم‌ْ عَن‌ْ آيَاتِه‌ِ تَسْتَكْبِرُون‌َ (انعام: 93)

چه كسى ستمكارتر است از كسى كه دروغى به خدا ببندد، يا بگويد: «بر من، وحى فرستاده شده»، در حالى كه به او وحى نشده است، و كسى كه بگويد: «من نيز همانند آنچه خدا نازل كرده است، نازل مى‏كنم»؟! و اگر ببينى هنگامى كه (اين) ظالمان در شدايد مرگ فرو رفته‏اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان مى‏گويند: «جان خود را خارج سازيد! امروز در برابر دروغهايى كه به خدا بستيد و نسبت به آيات او تكبّر ورزيديد، مجازات خواركننده‏اى خواهيد ديد»! (به حال آنها تأسف خواهى خورد) (93)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ نَبَات‌َ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْه‌ُ خَضِرَاً نُخْرِج‌ُ مِنْه‌ُ حَبَّاً مُتَرَاكِبَاً وَ مِن‌َ النَّخْل‌ِ مِنْ‌ طَلْعِهَا قِنْوَان‌ٌ دَانِيَة‌ٌ وَ جَنَّات‌ٍ مِنْ‌ أَعْنَاب‌ٍ وَالزَّيْتُون‌َ وَالرُّمَان‌َ مُشْتَبِهَاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِه‌ٍ انْظُرُوا إِلَي‌ ثَمَرِه‌ِ إِذَا أَثْمَرَ وَ يَنْعِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِكُم‌ْ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 99)

او كسى است كه از آسمان، آبى نازل كرد، و به وسيله آن، گياهان گوناگون رويانديم و از آن، ساقه‏ها و شاخه‏هاى سبز، خارج ساختيم و از آنها دانه‏هاى متراكم، و از شكوفه نخل، شكوفه‏هايى با رشته‏هاى باريك بيرون فرستاديم و باغهايى از انواع انگور و زيتون و انار، (گاه) شبيه به يكديگر، و (گاه) بى‏شباهت! هنگامى كه ميوه مى دهد، به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن، نشانه‏هايى (از عظمت خدا) براى افراد باايمان است! (99)


وَ جَعَلُوا لِالله‌ِ شُرَكَاءَ الْجِن‌َّ وَ خَلَقَهُم‌ْ وَ خَرَقُوا لَه‌ُ بَنِين‌َ وَ بَنَات‌ٍ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يَصِفُون‌َ (انعام: 100)

آنان براى خدا همتايانى از جنّ قرار دادند، در حالى كه خداوند همه آنها را آفريده است و براى خدا، به دروغ و از روى جهل، پسران و دخترانى ساختند منزّه است خدا، و برتر است از آنچه توصيف مى‏كنند! (100)


بَدِيع‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لَه‌ُ وَلَدٌ وَ لَم‌ْ تَكُنْ‌ لَه‌ُ صَاحِبَة‌ٌ وَ خَلَق‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (انعام: 101)

او پديد آورنده آسمانها و زمين است چگونه ممكن است فرزندى داشته باشد؟! حال آنكه همسرى نداشته، و همه چيز را آفريده و او به همه چيز داناست. (101)


ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ خَالِق‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ فَاعْبُدُوه‌ُ وَ هُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَكِيل‌ٌ (انعام: 102)

(آرى،) اين است پروردگار شما! هيچ معبودى جز او نيست آفريدگار همه چيز است او را بپرستيد و او نگهبان و مدبّر همه موجودات است. (102)


لاَ تُدْرِكُه‌ُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِك‌ُ الْأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِيف‌ُ الْخَبِيرُ (انعام: 103)

چشمها او را نمى‏بينند ولى او همه چشمها را مى‏بيند و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقايق موجودات،) و آگاه (از همه) چيز است. (103)


قَدْ جَاءَكُمْ‌ بَصَائِرُ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَن‌ْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَن‌ْ عَمِي‌َ فَعَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُم‌ْ بِحَفِيظ‌ٍ (انعام: 104)

دلايل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد كسى كه (به وسيله آن، حقّ را) ببيند، به سود خود اوست و كسى كه از ديدن آن چشم بپوشد، به زيان خودش مى‏باشد و من نگاهبان شما نيستم (و شما را بر قبول ايمان مجبور نمى‏كنم) (104)


وَ كَذَلِك‌َ نُصَرِّف‌ُ الْآيَات‌ِ وَ لِيَقُولُوا دَرَسْت‌َ وَ لِنُبَيِّنَه‌ُ لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (انعام: 105)

و اينچنين آيات (خود) را تشريح مى‏كنيم بگذار آنها بگويند: «تو درس خوانده‏اى (و آنها را از ديگرى آموخته‏اى)»! مى‏خواهيم آن را براى كسانى كه آماده درك حقايقند، روشن سازيم. (105)


وَ نُقَلِّب‌ُ أَفْئِدَتَهُم‌ْ وَ أَبْصَارَهُم‌ْ كَمَا لَم‌ْ يُؤْمِنُوا بِه‌ِ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ وَ نَذَرُهُم‌ْ فِي‌ طُغْيَانِهِم‌ْ يَعْمَهُون‌َ (انعام: 110)

و ما دلها و چشمهاى آنها را واژگونه مى‏سازيم (آرى آنها ايمان نمى‏آورند) همان‏گونه كه در آغاز، به آن ايمان نياوردند! و آنان را در حال طغيان و سركشى، به خود وامى‏گذاريم تا سرگردان شوند! (110)


وَ كَذَلِك‌َ جَعَلْنَا لِكُل‌ِّ نَبِي‌ٍّ عَدُوَّاً شَيَاطِين‌َ الْإِنْس‌ِ وَالْجِن‌ِّ يُوحِي‌ بَعْضُهُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ زُخْرُف‌َ الْقَوْل‌ِ غُرُورَاً وَ لَوْ شَاءَ رَبُّك‌َ مَا فَعَلُوه‌ُ فَذَرْهُم‌ْ وَ مَا يَفْتَرُون‌َ (انعام: 112)

اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فريبنده و بى‏اساس (براى اغفال مردم) به يكديگر مى‏گفتند و اگر پروردگارت مى‏خواست، چنين نمى‏كردند (و مى‏توانست جلو آنها را بگيرد ولى اجبار سودى ندارد.) بنا بر اين، آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار! (112)


وَ لِتَصْغَي‌ إِلَيْه‌ِ أَفْئِدَة‌ُ الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالْآخِرَة‌ِ وَ لِيَرْضَوْه‌ُ وَ لِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ‌ مُقْتَرِفُون‌َ (انعام: 113)

نتيجه (وسوسه‏هاى شيطان و تبليغات شيطان‏صفتان) اين خواهد شد كه دلهاى منكران قيامت، به آنها متمايل گردد و به آن راضى شوند و هر گناهى كه بخواهند، انجام دهند! (113)


أَفَغَيْرَ الله‌ِ أَبْتَغِي‌ حَكَمَاً وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ إِلَيْكُم‌ُ الْكِتَاب‌َ مُفَصَّلاً وَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ مُنَزَّل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ بِالْحَق‌ِّ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (انعام: 114)

(با اين حال،) آيا غير خدا را به داورى طلبم؟! در حالى كه اوست كه اين كتاب آسمانى را، كه همه چيز در آن آمده، به سوى شما فرستاده است و كسانى كه به آنها كتاب آسمانى داده‏ايم مى‏دانند اين كتاب، بحق از طرف پروردگارت نازل شده بنا بر اين از ترديدكنندگان مباش! (114)


وَ تَمَّت‌ْ كَلِمَت‌ُ رَبِّك‌َ صِدْقَاً وَ عَدْلاً لاَ مُبَدِّل‌َ لِكَلِمَاتِه‌ِ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (انعام: 115)

و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسيد هيچ كس نمى‏تواند كلمات او را دگرگون سازد و او شنونده داناست. (115)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ مَنْ‌ يَضِل‌ُّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُهْتَدِين‌َ (انعام: 117)

پروردگارت به كسانى كه از راه او گمراه گشته‏اند، آگاهتر است و همچنين از كسانى كه هدايت يافته‏اند. (117)


فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ بِآيَاتِه‌ِ مُؤْمِنِين‌َ (انعام: 118)

از (گوشت) آنچه نام خدا (هنگام سر بريدن) بر آن گفته شده، بخوريد (و غير از آن نخوريد) اگر به آيات او ايمان داريد! (118)


وَ مَا لَكُم‌ْ أَنْ لاَ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَ قَدْ فَصَّل‌َ لَكُمْ‌ مَا حَرَّم‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُم‌ْ إِلَيْه‌ِ وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً لَيُضِلُّون‌َ بِأَهْوَائِهِمْ‌ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُعْتَدِين‌َ (انعام: 119)

چرا از چيزها [گوشتها] يى كه نام خدا بر آنها برده شده نمى‏خوريد؟! در حالى كه (خداوند) آنچه را بر شما حرام بوده، بيان كرده است! مگر اينكه ناچار باشيد (كه در اين صورت، خوردن از گوشت آن حيوانات جايز است.) و بسيارى از مردم، به خاطر هوى و هوس و بى‏دانشى، (ديگران را) گمراه مى‏سازند و پروردگارت، تجاوزكاران را بهتر مى‏شناسد. (119)


وَ ذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْم‌ِ وَ بَاطِنَه‌ُ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْسِبُون‌َ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْن‌َ بِمَا كَانُوا يَقْتَرِفُون‌َ (انعام: 120)

گناهان آشكار و پنهان را رها كنيد! زيرا كسانى كه گناه مى‏كنند، بزودى در برابر آنچه مرتكب مى‏شدند، مجازات خواهند شد. (120)


وَ لاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَم‌ْ يُذْكَرِ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَفِسْق‌ٌ وَ إِن‌َّ الشَّيَاطِين‌َ لَيُوحُون‌َ إِلَي‌ أَوْلِيَائِهِم‌ْ لِيُجَادِلُوكُم‌ْ وَ إِن‌ْ أَطَعْتُمُوهُم‌ْ إِنَّكُم‌ْ لَمُشْرِكُون‌َ (انعام: 121)

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد! اين كار گناه است و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‏كنند، تا با شما به مجادله برخيزند اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود! (121)


أَوَ مَنْ‌ كَان‌َ مَيْتَاً فَأَحْيَيْنَاه‌ُ وَ جَعَلْنَا لَه‌ُ نُورَاً يَمْشِي‌ بِه‌ِ فِي‌ النَّاس‌ِ كَمَنْ‌ مَثَلُه‌ُ فِي‌ الظُّلُمَات‌ِ لَيْس‌َ بِخَارِج‌ٍ مِنْهَا كَذَلِك‌َ زُيِّن‌َ لِلْكَافِرِين‌َ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 122)

آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مى‏دادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است. (122)


وَ إِذَا جَاءَتْهُم‌ْ آيَة‌ٌ قَالُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ حَتَّي‌ نُؤْتَي‌ مِثْل‌َ مَا أُوتِي‌َ رُسُل‌ُ الله‌ِ الله‌ُ أَعْلَم‌ُ حَيْث‌ُ يَجْعَل‌ُ رِسَالَتَه‌ُ سَيُصِيب‌ُ الَّذِين‌َ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ الله‌ِ وَ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُون‌َ (انعام: 124)

و هنگامى كه آيه‏اى براى آنها بيايد، مى‏گويند: «ما هرگز ايمان نمى‏آوريم، مگر اينكه همانند چيزى كه به پيامبران خدا داده شده، به ما هم داده شود!» خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد! بزودى كسانى كه مرتكب گناه شدند، (و مردم را از راه حق منحرف ساختند،) در مقابل مكر (و فريب و نيرنگى) كه مى‏كردند، گرفتار حقارت در پيشگاه خدا، و عذاب شديد خواهند شد. (124)


فَمَنْ‌ يُرِدِ الله‌ُ أَنْ‌ يَهْدِيَه‌ُ يَشْرَح‌ْ صَدْرَه‌ُ لِلْإِسْلاَم‌ِ وَ مَنْ‌ يُرِدْ أَنْ‌ يُضِلَّه‌ُ يَجْعَل‌ْ صَدْرَه‌ُ ضَيِّقَاً حَرَجَاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي‌ السَّمَاءِ كَذَلِك‌َ يَجْعَل‌ُ الله‌ُ الرِّجْس‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 125)

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى (پذيرش) اسلام، گشاده مى سازد و آن كس را كه بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را آن چنان تنگ مى‏كند كه گويا مى‏خواهد به آسمان بالا برود اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد! (125)


قُل‌ْ يَا قَوْم‌ِ اعْمَلُوا عَلَي‌ مَكَانَتِكُم‌ْ إِنِّي‌ عَامِل‌ٌ فَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ مَن‌ْ تَكُون‌ُ لَه‌ُ عاقِبَة‌ُ الدَّارِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (انعام: 135)

بگو: «اى قوم من! هر كار در قدرت داريد بكنيد! من (هم به وظيفه خود) عمل مى‏كنم امّا بزودى خواهيد دانست چه كسى سرانجام نيك خواهد داشت (و پيروزى با چه كسى است! امّا) به يقين، ظالمان رستگار نخواهند شد!» (135)


وَ كَذَلِك‌َ زَيَّن‌َ لِكَثِيرٍ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ قَتْل‌َ أَوْلاَدِهِم‌ْ شُرَكَاؤُهُم‌ْ لِيُرْدُوهُم‌ْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِم‌ْ دِينَهُم‌ْ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا فَعَلُوه‌ُ فَذَرْهُم‌ْ وَ مَا يَفْتَرُون‌َ (انعام: 137)

همين گونه شركاى آنها [بتها]، قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه دادند (كودكان خود را قربانى بتها مى‏كردند، و افتخار مى‏نمودند!) سرانجام آنها را به هلاكت افكندند و آيينشان را بر آنان مشتبه ساختند. و اگر خدا مى‏خواست، چنين نمى‏كردند (زيرا مى‏توانست جلو آنان را بگيرد ولى اجبار سودى ندارد.) بنا بر اين، آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار (و به آنها اعتنا مكن)! (137)


وَ قَالُوا هَذِه‌ِ أَنْعَام‌ٌ وَ حَرْث‌ٌ حِجْرٌ لاَ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَنْ‌ نَشَاءُ بِزَعْمِهِم‌ْ وَ أَنْعَام‌ٌ حُرِّمَت‌ْ ظُهُورُهَا وَ أَنْعَام‌ٌ لاَ يَذْكُرُون‌َ اسْم‌َ الله‌ِ عَلَيْهَا افْتِرَاءً عَلَيْه‌ِ سَيَجْزِيهِمْ‌ بِمَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (انعام: 138)

و گفتند: «اين قسمت از چهارپايان و زراعت (كه مخصوص بتهاست، براى همه) ممنوع است و جز كسانى كه ما بخواهيم- به گمان آنها- نبايد از آن بخورند! و (اينها) چهارپايانى است كه سوارشدن بر آنها (بر ما) حرام شده است!» و (نيز) چهارپايانى (بود) كه (هنگام ذبح،) نام خدا را بر آن نمى‏بردند، و به خدا دروغ مى‏بستند (و مى‏گفتند: «اين احكام، همه از ناحيه اوست.») بزودى (خدا) كيفر افتراهاى آنها را مى‏دهد! (138)


وَ قَالُوا مَا فِي‌ بُطُون‌ِ هَذِه‌ِ الْأَنْعَام‌ِ خَالِصَة‌ٌ لِذُكُورِنَا وَ مُحَرَّم‌ٌ عَلَي‌ أَزْوَاجِنَا وَ إِنْ‌ يَكُنْ‌ مَيْتَة‌ً فَهُم‌ْ فِيه‌ِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِم‌ْ وَصْفَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 139)

و گفتند: «آنچه (از بچّه) در شكم اين حيوانات است، مخصوص مردان ماست و بر همسران ما حرام است! امّا اگر مرده باشد [مرده متولّد شود]، همگى در آن شريكند.» بزودى (خدا) كيفر اين توصيف (و احكام دروغين) آنها را مى‏دهد او حكيم و داناست. (139)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْشَأَ جَنَّات‌ٍ مَعْرُوشَات‌ٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشَات‌ٍ وَالنَّخْل‌َ وَالزَّرْع‌َ مُخْتَلِفَاً أُكُلُه‌ُ وَالزَّيْتُون‌َ وَالرُّمَّان‌َ مُتَشَابِهَاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِه‌ٍ كُلُوا مِنْ‌ ثَمَرِه‌ِ إِذَا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّه‌ُ يَوْم‌َ حَصَادِه‌ِ وَ لاَ تُسْرِفُوا إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُسْرِفِين‌َ (انعام: 141)

اوست كه باغهاى معروش [باغهايى كه درختانش روى داربست‏ها قرار دارد]، و باغهاى غير معروش [باغهايى كه نياز به داربست ندارد] را آفريد همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مى‏باشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حقّ آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! (141)


وَ مِن‌َ الْأَنْعَام‌ِ حَمُولَة‌ً وَ فَرْشَاً كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَات‌ِ الشَّيْطَان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (انعام: 142)

(او كسى است كه) از چهارپايان، براى شما حيوانات باربر، و حيوانات كوچك (براى منافع ديگر) آفريد از آنچه به شما روزى داده است، بخوريد! و از گامهاى شيطان پيروى ننماييد، كه او دشمن آشكار شماست! (142)


ثَمَانِيَة‌َ أَزْوَاج‌ٍ مِن‌َ الضَّأْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ مِن‌َ الْمَعْزِ اثْنَيْن‌ِ قُل‌ْ آلذَّكَرَيْن‌ِ حَرَّم‌َ أَم‌ِ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَمَّا اشْتَمَلَت‌ْ عَلَیْهِ أَرْحام‌ُ الْأُنْثَيَيْن‌ِ نَبِّئُونِي‌ بِعِلْم‌ٍ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (انعام: 143)

هشت جفت از چهارپايان (براى شما) آفريد از ميش دو جفت، و از بز دو جفت بگو: «آيا خداوند نرهاى آنها را حرام كرده، يا ماده‏ها را؟ يا آنچه شكم ماده‏ها در برگرفته؟ اگر راست مى‏گوييد (و بر تحريم اينها دليلى داريد)، به من خبر دهيد!» (143)


وَ مِن‌َ الْإِبِل‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ مِن‌َ الْبَقَرِ اثْنَيْن‌ِ قُل‌ْ آلذَّكَرَيْن‌ِ حَرَّم‌َ أَم‌ِ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَمَّا اشْتَمَلَت‌ْ عَلَیْهِ أَرْحام‌ُ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَم‌ْ كُنْتُم‌ْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُم‌ُ الله‌ُ بِهَذَا فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً لِيُضِل‌َّ النَّاس‌َ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (انعام: 144)

و از شتر يك جفت، و از گاو هم يك جفت (براى شما آفريد) بگو: «كداميك از اينها را خدا حرام كرده است؟ نرها يا ماده‏ها را؟ يا آنچه را شكم ماده‏ها دربرگرفته؟ يا هنگامى كه خدا شما را به اين موضوع توصيه كرد، شما گواه (بر اين تحريم) بوديد؟! پس چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، تا مردم را از روى جهل گمراه سازد؟! خداوند هيچ گاه ستمگران را هدايت نمى‏كند» (144)


قُلْ‌ لاَ أَجِدُ فِي‌ مَا أُوحِي‌َ إِلَيَّ‌ مُحَرَّمَاً عَلَي‌ طَاعِم‌ٍ يَطْعَمُه‌ُ إِلاَّ أَنْ‌ يَكُون‌َ مَيْتَة‌ً أَوْ دَمَاً مَسْفُوحَاً أَوْ لَحْم‌َ خِنْزِيرٍ فَإِنَّه‌ُ رِجْس‌ٌ أَوْ فِسْقَاً أُهِل‌َّ لِغَيْرِ الله‌ِ بِه‌ِ فَمَن‌ِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ‌ٍ وَ لاَ عَادٍ فَإِن‌َّ رَبَّك‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انعام: 145)

بگو: «در آنچه بر من وحى شده، هيچ غذاى حرامى نمى‏يابم بجز اينكه مردار باشد، يا خونى كه (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوك- كه اينها همه پليدند- يا حيوانى كه به گناه، هنگام سر بريدن، نام غير خدا [نام بتها] بر آن برده شده است.» اما كسى كه مضطر (به خوردن اين محرمات) شود، بى آنكه خواهان لذت باشد و يا زياده روى كند (گناهى بر او نيست) زيرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است. (145)


فَإِنْ‌ كَذَّبُوك‌َ فَقُلْ‌ رَبُّكُم‌ْ ذُو رَحْمَة‌ٍ وَاسِعَة‌ٍ وَ لاَ يُرَدُّ بَأْسُه‌ُ عَن‌ِ الْقَوْم‌ِ الْمُـجْرِمِين‌َ (انعام: 147)

اگر تو را تكذيب كنند (و اين حقايق را نپذيرند)، به آنها بگو: «پروردگار شما، رحمت گسترده‏اى دارد اما مجازات او هم از مجرمان دفع شدنى نيست! (و اگر ادامه دهيد كيفر شما حتمى است) (147)


سَيَقُول‌ُ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا أَشْرَكْنَا وَ لاَ آبَاؤُنَا وَ لاَ حَرَّمْنَا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ كَذَلِك‌َ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ حَتَّي‌ ذَاقُوا بَأْسَنَا قُل‌ْ هَل‌ْ عِنْدَكُمْ‌ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ فَتُخْرِجُوه‌ُ لَنَا إِنْ‌ تَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ تَخْرُصُون‌َ (انعام: 148)

بزودى مشركان (براى تبرئه خويش) مى‏گويند: «اگر خدا مى‏خواست، نه ما مشرك مى‏شديم و نه پدران ما و نه چيزى را تحريم مى‏كرديم!» كسانى كه پيش از آنها بودند نيز، همين گونه دروغ مى‏گفتند و سرانجام (طعم) كيفر ما را چشيدند. بگو: «آيا دليل روشنى (بر اين موضوع) داريد؟ پس آن را به ما نشان دهيد؟ شما فقط از پندارهاى بى‏اساس پيروى مى‏كنيد، و تخمينهاى نابجا مى‏زنيد.» (148)


قُل‌ْ تَعَالَوْا أَتْل‌ُ مَا حَرَّم‌َ رَبُّكُم‌ْ عَلَيْكُم‌ْ أَنْ لاَ تُشْرِكُوا بِه‌ِ شَيْءً وَ بِالْوَالِدَيْن‌ِ إِحْسَانَاً وَ لاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَكُمْ‌ مِن‌ْ إِمْلاق‌ٍ نَحْن‌ُ نَرْزُقُكُم‌ْ وَ إِيَّاهُم‌ْ وَ لاَ تَقْرَبُوا الْفَوَاحِش‌َ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن‌َ وَ لاَ تَقْتُلُوا النَّفْس‌َ الَّتِي‌ حَرَّم‌َ الله‌ُ إِلاَّ بِالْحَق‌ِّ ذَلِكُم‌ْ وَصَّاكُمْ‌ بِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (انعام: 151)

بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزى مى‏دهيم و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان! و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روى استحقاق) اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد! (151)


وَ لاَ تَقْرَبُوا مَال‌َ الْيَتِيم‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَ أَوْفُوا الْكَيْل‌َ وَالْمِيزَان‌َ بِالْقِسْط‌ِ لاَ نُكَلِّف‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ وُسْعَهَا وَ إِذَا قُلْتُم‌ْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ وَ بِعَهْدِ الله‌ِ أَوْفُوا ذَلِكُم‌ْ وَصَّاكُمْ‌ بِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَذَكَّرُون‌َ (انعام: 152)

و به مال يتيم، جز به بهترين صورت (و براى اصلاح)، نزديك نشويد، تا به حد رشد خود برسد! و حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا كنيد!- هيچ كس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى‏كنيم- و هنگامى كه سخنى مى‏گوييد، عدالت را رعايت نماييد، حتى اگر در مورد نزديكان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا كنيد، اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند، تا متذكّر شويد! (152)


وَ أَن‌َّ هَذَا صِرَاطِي‌ مُسْتَقِيمَاً فَاتَّبِعُوه‌ُ وَ لاَ تَتَّبِعُوا السُّبُل‌َ فَتَفَرَّق‌َ بِكُم‌ْ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ ذَلِكُم‌ْ وَصَّاكُمْ‌ بِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَّقُون‌َ (انعام: 153)

اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد! و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مى‏سازد! اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند، شايد پرهيزگارى پيشه كنيد!» (153)


وَ هَذَا كِتَاب‌ٌ أَنْزَلْنَاه‌ُ مُبَارَك‌ٌ فَاتَّبِعُوه‌ُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُم‌ْ تُرْحَمُون‌َ (انعام: 155)

و اين كتابى است پر بركت، كه ما (بر تو) نازل كرديم از آن پيروى كنيد، و پرهيزگارى پيشه نمائيد، باشد كه مورد رحمت (خدا) قرار گيريد! (155)


مَنْ‌ جَاءَ بِالْحَسَنَة‌ِ فَلَه‌ُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَ مَنْ‌ جَاءَ بِالسَّيِّئَة‌ِ فَلاَ يُجْزَي‌ إِلاَّ مِثْلَهَا وَ هُم‌ْ لاَ يُظْلَمُون‌َ (انعام: 160)

هر كس كار نيكى بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر كس كار بدى انجام دهد، جز بمانند آن، كيفر نخواهد ديد و ستمى بر آنها نخواهد شد. (160)


لاَ شَرِيك‌َ لَه‌ُ وَ بِذَلِك‌َ أُمِرْت‌ُ وَ أَنَا أَوَّل‌ُ الْمُسْلِمِين‌َ (انعام: 163)

همتايى براى او نيست و به همين مأمور شده‏ام و من نخستين مسلمانم!» (163)


قُل‌ْ أَغَيْرَ الله‌ِ أَبْغِي‌ رَبَّاً وَ هُوَ رَب‌ُّ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ لاَ تَكْسِب‌ُ كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَة‌ٌ وِزْرَ أُخْرَي‌ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّكُمْ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (انعام: 164)

بگو: «آيا غير خدا، پروردگارى را بطلبم، در حالى كه او پروردگار همه چيز است؟! هيچ كس، عمل (بدى) جز به زيان خودش، انجام نمى‏دهد و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را متحمّل نمى‏شود سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان است و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتيد، خبر خواهد داد. (164)


وَ هُوَ الَّذِي‌ جَعَلَكُم‌ْ خَلاَئِف‌َ الْأَرْض‌ِ وَ رَفَع‌َ بَعْضَكُم‌ْ فَوْق‌َ بَعْض‌ٍ دَرَجَات‌ٍ لِيَبْلُوَكُم‌ْ فِي‌ مَا آتَاكُم‌ْ إِن‌َّ رَبَّك‌َ سَرِيع‌ُ الْعِقَاب‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انعام: 165)

و او كسى است كه شما را جانشينان (و نمايندگان) خود در زمين ساخت، و درجات بعضى از شما را بالاتر از بعضى ديگر قرار داد، تا شما را به وسيله آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد به يقين پروردگار تو سريع العقاب و آمرزنده مهربان است. (كيفر كسانى را كه از بوته امتحان نادرست درآيند، زود مى‏دهد و نسبت به حق پويان مهربان است.) (165)


كِتَاب‌ٌ أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ فَلاَ يَكُنْ‌ فِي‌ صَدْرِك‌َ حَرَج‌ٌ مِنْه‌ُ لِتُنْذِرَ بِه‌ِ وَ ذِكْرَي‌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 2)

اين كتابى است كه بر تو نازل شده و نبايد از ناحيه آن، ناراحتى در سينه داشته باشى! تا به وسيله آن، (مردم را از عواقب سوء عقايد و اعمال نادرستشان) بيم دهى و تذكّرى است براى مؤمنان. (2)


اتَّبِعُوا مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لاَ تَتَّبِعُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُون‌َ (اعراف: 3)

از چيزى كه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پيروى كنيد! و از اوليا و معبودهاى ديگر جز او، پيروى نكنيد! اما كمتر متذكّر مى‏شويد! (3)


وَالْوَزْن‌ُ يَوْمَئِذٍ الْحَق‌ُّ فَمَنْ‌ ثَقُلَت‌ْ مَوَازِينُه‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (اعراف: 8)

وزن كردن (اعمال، و سنجش ارزش آنها) در آن روز، حقّ است! كسانى كه ميزانهاى (عمل) آنها سنگين است، همان رستگارانند! (8)


وَ مَن‌ْ خَفَّت‌ْ مَوَازِينُه‌ُ فَأُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ‌ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 9)

و كسانى كه ميزانهاى (عمل) آنها سبك است، افرادى هستند كه سرمايه وجود خود را، بخاطر ظلم و ستمى كه نسبت به آيات ما مى‏كردند، از دست داده‏اند. (9)


قَال‌َ مَا مَنَعَك‌َ أَنْ لاَ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُك‌َ قَال‌َ أَنَا خَيْرٌ مِنْه‌ُ خَلَقْتَنِي‌ مِنْ‌ نَارٍ وَ خَلَقْتَه‌ُ مِنْ‌ طِين‌ٍ (اعراف: 12)

(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام كه به تو فرمان دادم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنى؟» گفت: «من از او بهترم مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل!» (12)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ لاَ يَفْتِنَنَّكُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ كَمَا أَخْرَج‌َ أَبَوَيْكُمْ‌ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ يَنْزِع‌ُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّه‌ُ يَرَاكُم‌ْ هُوَ وَ قَبِيلُه‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ تَرَوْنَهُم‌ْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِين‌َ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 27)

اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اينكه او و همكارانش شما را مى‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند! (27)


قُل‌ْ أَمَرَ رَبِّي‌ بِالْقِسْط‌ِ وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُم‌ْ عِنْدَ كُل‌ِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوه‌ُ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ كَمَا بَدَأَكُم‌ْ تَعُودُون‌َ (اعراف: 29)

بگو: «پروردگارم امر به عدالت كرده است و توجّه خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او كنيد! و او را بخوانيد، در حالى كه دين (خود) را براى او خالص گردانيد! (و بدانيد) همان گونه كه در آغاز شما را آفريد، (بار ديگر در رستاخيز) بازمى‏گرديد! (29)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ خُذُوا زِينَتَكُم‌ْ عِنْدَ كُل‌ِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لاَ تُسْرِفُوا إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُسْرِفِين‌َ (اعراف: 31)

اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد! و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد! (31)


قُل‌ْ مَن‌ْ حَرَّم‌َ زِينَة‌َ الله‌ِ الَّتِي‌ أَخْرَج‌َ لِعِبَادِه‌ِ وَالطَّيِّبَات‌ِ مِن‌َ الرِّزْق‌ِ قُل‌ْ هِي‌َ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا خَالِصَة‌ً يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 32)

بگو: «چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده، و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند (اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند ولى) در قيامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود.» اين گونه آيات (خود) را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى‏دهيم! (32)


قُل‌ْ إِنَّمَا حَرَّم‌َ رَبِّي‌َ الْفَوَاحِش‌َ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن‌َ وَالْإِثْم‌َ وَالْبَغْي‌َ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ أَنْ‌ تُشْرِكُوا بِالله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ سُلْطَانَاً وَ أَن‌ْ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 33)

بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است و (همچنين) گناه و ستم بناحق را و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‏دانيد.» (33)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ أُولَئِك‌َ يَنَالُهُم‌ْ نَصِيبُهُمْ‌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ حَتَّي‌ إِذَا جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُم‌ْ قَالُوا أَيْن‌َ مَا كُنْتُم‌ْ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَنَّهُم‌ْ كَانُوا كَافِرِين‌َ (اعراف: 37)

چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مى‏بندند، يا آيات او را تكذيب مى كنند؟! آنها نصيبشان را از آنچه مقدّر شده (از نعمتها و مواهب اين جهان) مى‏برند تا زمانى كه فرستادگان ما [فرشتگان قبض ارواح‏] به سراغشان روند و جانشان را بگيرند از آنها مى‏پرسند: «كجايند معبودهايى كه غير از خدا مى‏خوانديد؟! (چرا به يارى شما نمى‏آيند؟!)» مى‏گويند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضدّ خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند! (37)


أَهَؤُلاَءِ الَّذِين‌َ أَقْسَمْتُم‌ْ لاَ يَنَالُهُم‌ُ الله‌ُ بِرَحْمَتِه‌ِ ادْخُلُوا الْجَنَّة‌َ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْكُم‌ْ وَ لاَ أَنْتُم‌ْ تَحْزَنُون‌َ (اعراف: 49)

آيا اينها [اين واماندگان بر اعراف‏] همانان نيستند كه سوگند ياد كرديد رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولى خداوند بخاطر ايمان و بعضى اعمال خيرشان، آنها را بخشيد هم اكنون به آنها گفته مى‏شود:) داخل بهشت شويد، كه نه ترسى داريد و نه غمناك مى‏شويد! (49)


وَ لَقَدْ جِئْنَاهُم‌ْ بِكِتَاب‌ٍ فَصَّلْنَاه‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 52)

ما كتابى براى آنها آورديم كه (اسرار و رموز) آن را با آگاهى شرح داديم (كتابى) كه مايه هدايت و رحمت براى جمعيّتى است كه ايمان مى‏آورند. (52)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ تَأْوِيلَه‌ُ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ تَأْوِيلُه‌ُ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ نَسُوه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَاءَت‌ْ رُسُل‌ُ رَبِّنَا بِالْحَق‌ِّ فَهَلْ‌ لَنَا مِنْ‌ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَل‌َ غَيْرَ الَّذِي‌ كُنَّا نَعْمَل‌ُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ وَ ضَل‌َّ عَنْهُم‌ْ مَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (اعراف: 53)

آيا آنها جز انتظار تأويل آيات (و فرا رسيدن تهديدهاى الهى) دارند؟ آن روز كه تأويل آنها فرا رسد، (كار از كار گذشته، و پشيمانى سودى ندارد و) كسانى كه قبلًا آن را فراموش كرده بودند مى‏گويند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند آيا (امروز) شفيعانى براى ما وجود دارند كه براى ما شفاعت كنند؟ يا (به ما اجازه داده شود به دنيا) بازگرديم، و اعمالى غير از آنچه انجام مى‏داديم، انجام دهيم؟!» (ولى) آنها سرمايه وجود خود را از دست داده‏اند و معبودهايى را كه به دروغ ساخته بودند، همگى از نظرشان: گم مى‏شوند. (نه راه بازگشتى دارند، و نه شفيعانى!) (53)


إِن‌َّ رَبَّكُم‌ُ الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ يُغْشِي‌ اللَّيْل‌َ النَّهَارَ يَطْلُبُه‌ُ حَثِيثَاً وَالشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُوم‌َ مُسَخَّرَات‌ٍ بِأَمْرِه‌ِ أَلاَ لَه‌ُ الْخَلْق‌ُ وَالْأَمْرُ تَبَارَك‌َ الله‌ُ رَب‌ُّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 54)

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد سپس به تدبير جهان هستى پرداخت با (پرده تاريك) شب، روز را مى پوشاند و شب به دنبال روز، به سرعت در حركت است و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد، كه مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير (جهان)، از آن او (و به فرمان او) ست! پر بركت (و زوال‏ناپذير) است خداوندى كه پروردگار جهانيان است! (54)


ادْعُوا رَبَّكُم‌ْ تَضَرُّعَاً وَ خُفْيَة‌ً إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُـعْتَدين‌َ (اعراف: 55)

پروردگار خود را (آشكارا) از روى تضرّع، و در پنهانى، بخوانيد! (و از تجاوز، دست برداريد كه) او متجاوزان را دوست نمى‏دارد! (55)


وَ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوه‌ُ خَوْفَاً وَ طَمَعَاً إِن‌َّ رَحْمَت‌َ الله‌ِ قَرِيب‌ٌ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (اعراف: 56)

و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد، و او را با بيم و اميد بخوانيد! (بيم از مسئوليتها، و اميد به رحمتش. و نيكى كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است! (56)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يُرْسِل‌ُ الرِّيَاح‌َ بُشْرَاً بَيْن‌َ يَدَي‌ْ رَحْمَتِه‌ِ حَتَّي‌ إِذَا أَقَلَّت‌ْ سَحَابَاً ثِقَالاً سُقْنَاه‌ُ لِبَلَدٍ مَيِّت‌ٍ فَأَنْزَلْنَا بِه‌ِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ مِنْ‌ كُل‌ِّ الَّثمَرَات‌ِ كَذَلِك‌َ نُخْرِج‌ُ الْمَوْتَي‌ لَعَلَّكُم‌ْ تَذَكَّرُون‌َ (اعراف: 57)

او كسى است كه بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش (باران) رحمتش مى‏فرستد تا ابرهاى سنگين‏بار را (بر دوش) كشند (سپس) ما آنها را به سوى زمينهاى مرده مى‏فرستيم و به وسيله آنها، آب (حياتبخش) را نازل مى‏كنيم و با آن، از هر گونه ميوه‏اى (از خاك تيره) بيرون مى‏آوريم اين گونه (كه زمينهاى مرده را زنده كرديم،) مردگان را (نيز در قيامت) زنده مى‏كنيم، شايد (با توجه به اين مثال) متذكّر شويد! (57)


وَالْبَلَدُ الطَّيِّب‌ُ يَخْرُج‌ُ نَبَاتُه‌ُ بِإِذْن‌ِ رَبِّه‌ِ وَالَّذِي‌ خَبُث‌َ لاَ يَخْرُج‌ُ إِلاَّ نَكِدَاً كَذَلِك‌َ نُصَرِّف‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَشْكُرُون‌َ (اعراف: 58)

سرزمين پاكيزه 0 و شيرين)، گياهش به فرمان پروردگار مى‏رويد امّا سرزمينهاى بد طينت (و شوره‏زار)، جز گياه ناچيز و بى‏ارزش، از آن نمى‏رويد اين گونه آيات (خود) را براى آنها كه شكرگزارند، بيان مى‏كنيم! (58)


لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ فَقَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (اعراف: 59)

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم او به آنان گفت: «اى قوم من! (تنها) خداوند يگانه را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! (و اگر غير او را عبادت كنيد،) من بر شما از عذاب روز بزرگى مى‏ترسم!» (59)


قَال‌َ الْمَلَأَُ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (اعراف: 60)

(ولى) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (60)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَنْجَيْنَاه‌ُ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً عَمِين‌َ (اعراف: 64)

امّا سرانجام او را تكذيب كردند و ما او و كسانى را كه با وى در كشتى بودند، رهايى بخشيديم و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، غرق كرديم چه اينكه آنها گروهى نابينا (و كوردل) بودند. (64)


وَ إِلَي‌ عَادٍ أَخَاهُم‌ْ هُودَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ أَفَلاَ تَتَّقُون‌َ (اعراف: 65)

و به سوى قوم عاد، برادرشان «هود» را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را پرستش كنيد، كه جز او معبودى براى شما نيست! آيا پرهيزگارى پيشه نمى‏كنيد؟!» (65)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ سَفَاهَة‌ٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّك‌َ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (اعراف: 66)

اشراف كافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت (و نادانى و سبك مغزى) مى‏بينيم، و ما مسلّماً تو را از دروغگويان مى‏دانيم!» (66)


قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ الله‌َ وَحْدَه‌ُ وَ نَذَرَ مَا كَان‌َ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الْصَّادِقِين‌َ (اعراف: 70)

گفتند: «آيا به سراغ ما آمده‏اى كه تنها خداى يگانه را بپرستيم، و آنچه را پدران ما مى‏پرستند، رها كنيم؟! پس اگر راست مى‏گويى آنچه را (از بلا و عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى، بياور»! (70)


فَأَنجَيْنَاه‌ُ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ قَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ مَا كَانُوا مُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 72)

سرانجام، او و كسانى را كه با او بودند، برحمت خود نجات بخشيديم و ريشه كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياوردند، قطع كرديم! (72)


وَ إِلَي‌ ثَمُودَ أَخَاهُم‌ْ صَالِحَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِنْ‌ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ قَدْ جَاءَتْكُم‌ْ بَيِّنَة‌ٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ هَذِه‌ِ نَاقَة‌ُ الله‌ِ لَكُم‌ْ آيَة‌ً فَذَرُوهَا تَأْكُل‌ْ فِي‌ أَرْض‌ِ الله‌ِ وَ لاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (اعراف: 73)

و به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را بپرستيد، كه جز او، معبودى براى شما نيست! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: اين «ناقه» الهى براى شما معجزه‏اى است او را به حال خود واگذاريد كه در زمين خدا (از علفهاى بيابان) بخورد! و آن را آزار نرسانيد، كه عذاب دردناكى شما را خواهد گرفت! (73)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ لِلَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِمَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُم‌ْ أَتَعْلَمُون‌َ أَن‌َّ صَالِحَاً مُرْسَل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِل‌َ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 75)

(ولى) اشراف متكبر قوم او، به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند، گفتند: «آيا (براستى) شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموريت يافته، ايمان آورده‏ايم.» (75)


قَال‌َ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي‌ آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (اعراف: 76)

متكبران گفتند: « (ولى) ما به آنچه شما به آن ايمان آورده‏ايد، كافريم!» (76)


وَ لُوطَاً إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ أَتَأْتُون‌َ الْفَاحِشَة‌َ مَا سَبَقَكُم‌ْ بِهَا مِنْ‌ أَحَدٍ مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 80)

و (به خاطر آوريد) لوط را، هنگامى كه به قوم خود گفت: «آيا عمل بسيار زشتى را انجام مى‏دهيد كه هيچيك از جهانيان، پيش از شما انجام نداده است؟! (80)


وَ مَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَن‌ْ قَالُوا أَخْرِجُوهُم‌ْ مِنْ‌ قَرْيَتِكُم‌ْ إِنَّهُم‌ْ أُنَاس‌ٌ يَتَطَهَّرُون‌َ (اعراف: 82)

ولى پاسخ قومش چيزى جز اين نبود كه گفتند: «اينها را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه اينها مردمى هستند كه پاكدامنى را مى‏طلبند (و با ما همصدا نيستند!)» (82)


فَأَنْجَيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (اعراف: 83)

(چون كار به اينجا رسيد،) ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم جز همسرش، كه از بازماندگان (در شهر) بود. (83)


وَ إِلَي‌ مَدْيَن‌َ أَخَاهُم‌ْ شُعَيْبَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ قَدْ جَاءَتْكُم‌ْ بَيِّنَة‌ٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ فَأَوْفُوا الْكَيْل‌َ وَالْمِيزَان‌َ وَ لاَ تَبْخَسُوا النَّاس‌َ أَشْيَاءَهُم‌ْ وَ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 85)

و به سوى مدين، برادرشان شعيب را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستيد، كه جز او معبودى نداريد! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است بنا بر اين، حق پيمانه و وزن را ادا كنيد! و از اموال مردم چيزى نكاهيد! و در روى زمين، بعد از آنكه (در پرتو ايمان و دعوت انبياء) اصلاح شده است، فساد نكنيد! اين براى شما بهتر است اگر با ايمان هستيد! (85)


وَ لاَ تَقْعُدُوا بِكُل‌ِّ صِرَاط‌ٍ تُوعِدُون‌َ وَ تَصُدُّون‌َ عَن‌ْ سَبِيل‌ِ الله‌ِ مَن‌ْ آمَن‌َ بِه‌ِ وَ تَبْغُونَهَا عِوَجَاً وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُم‌ْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُم‌ْ وَانْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُفْسِدِين‌َ (اعراف: 86)

و بر سر هر راه ننشينيد كه (مردم با ايمان را) تهديد كنيد و مؤمنان را از راه خدا باز داريد، و با (القاى شبهات،) آن را كج و معوج نشان دهيد! و به خاطر بياوريد زمانى را كه اندك بوديد، و او شما را فزونى داد! و بنگريد سرانجام مفسدان چگونه بود! (86)


وَ إِنْ‌ كَان‌َ طَائِفَة‌ٌ مِنْكُم‌ْ آمَنُوا بِالَّذِي‌ أُرْسِلْت‌ُ بِه‌ِ وَ طَائِفَة‌ٌ لَم‌ْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّي‌ يَحْكُم‌َ الله‌ُ بَيْنَنَا وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين‌َ (اعراف: 87)

و اگر گروهى از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‏ام ايمان آورده‏اند، و گروهى ايمان نياورده‏اند، صبر كنيد تا خداوند ميان ما داورى كند، كه او بهترين داوران است! (87)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِن‌ْ قَوْمِه‌ِ لَنُخْرِجَنَّك‌َ يَا شُعَيْب‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَك‌َ مِنْ‌ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُن‌َّ فِي‌ مِلَّتِنَا قَال‌َ أَوَ لَوْ كُنَّا كَارِهِين‌َ (اعراف: 88)

اشراف زورمند و متكبّر از قوم او گفتند: «اى شعيب! به يقين، تو و كسانى را كه به تو ايمان آورده‏اند، از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد، يا به آيين ما بازگرديد!» كفت: «آيا (مى‏خواهيد ما را بازگردانيد) اگر چه مايل نباشيم؟! (88)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ قَوْمِه‌ِ لَئِنِ اتَّبَعْتُم‌ْ شُعَيْبَاً إِنَّكُم‌ْ إِذَاً لَخَاسِرُون‌َ (اعراف: 90)

اشراف زورمند از قوم او كه كافر شده بودند گفتند: «اگر از شعيب پيروى كنيد، شما هم زيانكار خواهيد شد!» (90)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَظَلَمُوا بِهَا فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُفْسِدِين‌َ (اعراف: 103)

سپس بدنبال آنها [پيامبران پيشين‏] موسى را با آيات خويش به سوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم اما آنها (با عدم پذيرش)، به آن (آيات) ظلم كردند. ببين عاقبت مفسدان چگونه بود! (103)


فَأَلْقَي‌ عَصَاه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ ثُعْبَان‌ٌ مُبِين‌ٌ (اعراف: 107)

(موسى) عصاى خود را افكند ناگهان اژدهاى آشكارى شد! (107)


وَ نَزَع‌َ يَدَه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِين‌َ (اعراف: 108)

و دست خود را (از گريبان) بيرون آورد سفيد (و درخشان) براى بينندگان بود! (108)


قَالُوا أَرْجِهْ‌ وَ أَخَاه‌ُ وَ أَرْسِل‌ْ فِي‌ الْمَدَائِن‌ِ حَاشِرِين‌َ (اعراف: 111)

(سپس به فرعون) گفتند: « (كار) او و برادرش را به تأخير انداز، و جمع‏آورى كنندگان را به همه شهرها بفرست ... (111)


قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَن‌ْ آذَن‌َ لَكُم‌ْ إِن‌َّ هَذَا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوه‌ُ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 123)

فرعون گفت: «آيا پيش از آنكه به شما اجازه دهم، به او ايمان آورديد؟! حتماً اين نيرنگ و توطئه‏اى است كه در اين شهر (و ديار) چيده‏ايد، تا اهلش را از آن بيرون كنيد ولى بزودى خواهيد دانست! (123)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ مِن‌ْ قَوْم‌ِ فِرْعَوْن‌َ أَتَذَرُ مُوسَي‌ وَ قَوْمَه‌ُ لِيُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ يَذَرَك‌َ وَ آلِهَتَك‌َ قَال‌َ سَنُقَتِّل‌ُ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ نَسْتَحْيِي‌ نِسَاءَهُم‌ْ وَ إِنَّا فَوْقَهُم‌ْ قَاهِرُون‌َ (اعراف: 127)

و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آيا موسى و قومش را رها مى‏كنى كه در زمين فساد كنند، و تو و خدايانت را رها سازد؟!» گفت: «بزودى پسرانشان را مى‏كشيم، و دخترانشان را زنده نگه مى‏داريم (تا به ما خدمت كنند) و ما بر آنها كاملًا مسلّطيم!» (127)


قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ اسْتَعِينُوا بِالله‌ِ وَاصْبِرُوا إِن‌َّ الْأَرْض‌َ لِالله‌ِ يُورِثُهَا مَن‌ْ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَالْعَاقِبَة‌ُ لِلْمُتَّقِين‌َ (اعراف: 128)

موسى به قوم خود گفت: «از خدا يارى جوييد، و استقامت پيشه كنيد، كه زمين از آن خداست، و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، واگذار مى‏كند و سرانجام (نيك) براى پرهيزكاران است!» (128)


فَإِذَا جَاءَتْهُم‌ُ الْحَسَنَة‌ُ قَالُوا لَنَا هَذِه‌ِ وَ إِن‌ْ تُصِبْهُم‌ْ سَيِّئَة‌ٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَي‌ وَ مَن‌ْ مَعَه‌ُ أَلاَ إِنَّمَا طَائِرُهُم‌ْ عِنْدَ الله‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 131)

(اما آنها نه تنها پند نگرفتند، بلكه) هنگامى كه نيكى (و نعمت) به آنها مى‏رسيد، مى‏گفتند: «بخاطر خود ماست.» ولى موقعى كه بدى (و بلا) به آنها مى‏رسيد، مى‏گفتند: «از شومى موسى و كسان اوست»! آگاه باشيد سرچشمه همه اينها، نزد خداست ولى بيشتر آنها نمى‏دانند! (131)


وَ قَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِه‌ِ مِن‌ْ آيَة‌ٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْن‌ُ لَك‌َ بِمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 132)

و گفتند: «هر زمان نشانه و معجزه‏اى براى ما بياورى كه سحرمان كنى، ما به تو ايمان نمى‏آوريم!» (132)


فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُم‌ُ الْرِّجْزَ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ هُم‌ْ بَالِغُوه‌ُ إِذَا هُم‌ْ يَنْكُثُون‌َ (اعراف: 135)

اما هنگامى كه بلا را، پس از مدت معينى كه به آن مى‏رسيدند، از آنها برمى‏داشتيم، پيمان خويش را مى‏شكستند! (135)


وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْم‌َ الَّذِين‌َ كَانُوا يُسْتَضْعَفُون‌َ مَشَارِق‌َ الْأَرْض‌ِ وَ مَغَارِبَهَا الَّتِي‌ بَارَكْنَا فِيهَا وَ تَمَّت‌ْ كَلِمَت‌ُ رَبِّك‌َ الْحُسْنَي‌ عَلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ بِمَا صَبَرُوا وَ دَمَّرْنَا مَا كَان‌َ يَصْنَع‌ُ فِرْعَوْن‌ُ وَ قَوْمُه‌ُ وَ مَا كَانُوا يَعْرِشُون‌َ (اعراف: 137)

و مشرقها و مغربهاى پر بركت زمين را به آن قومِ به ضعف كشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، واگذار كرديم و وعده نيك پروردگارت بر بنى اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتى كه به خرج دادند، تحقّق يافت و آنچه فرعون و فرعونيان (از كاخهاى مجلّل) مى‏ساختند، و آنچه از باغهاى داربست‏دار فراهم ساخته بودند، در هم كوبيديم! (137)


إِن‌َّ هَؤُلاَءِ مُتَبَّرٌ مَا هُم‌ْ فِيه‌ِ وَ بَاطِل‌ٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (اعراف: 139)

اينها (را كه مى‏بينيد)، سرانجام كارشان نابودى است و آنچه انجام مى‏دهند، باطل (و بيهوده) است. (139)


وَ وَاعَدْنَا مُوسَي‌ ثَلاَثِين‌َ لَيْلَة‌ً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَم‌َّ مِيقَات‌ُ رَبِّه‌ِ أَرْبَعِين‌َ لَيْلَة‌ً وَ قَال‌َ مُوسَي‌ لِأَخِيه‌ِ هَارُون‌َ اخْلُفْنِي‌ فِي‌ قَوْمِي‌ وَ أَصْلِح‌ْ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ سَبِيل‌َ الْمُفْسِدِين‌َ (اعراف: 142)

و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم سپس آن را با ده شب (ديگر) تكميل نموديم به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها) را اصلاح كن! و از روش مفسدان، پيروى منما!» (142)


وَ لَمَّا جَاءَ مُوسَي‌ لِمِيقَاتِنَا وَ كَلَّمَه‌ُ رَبُّه‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ أَرِنِي‌ أَنْظُرْ إِلَيْك‌َ قَال‌َ لَن‌ْ تَرَانِي‌ وَ لَكِنِ‌ انْظُرْ إِلَي‌ الْجَبَل‌ِ فَإِنِ‌ اسْتَقَرَّ مَكَانَه‌ُ فَسَوْف‌َ تَرَانِي‌ فَلَمَّا تَجَلَّي‌ رَبُّه‌ُ لِلْجَبَل‌ِ جَعَلَه‌ُ دَكَّاً وَ خَرَّ مُوسَي‌ صَعِقَاً فَلَمَّا أَفَاق‌َ قَال‌َ سُبْحَانَك‌َ تُبْت‌ُ إِلَيْك‌َ وَ أَنَا أَوَّل‌ُ الْمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 143)

و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم!» گفت: «هرگز مرا نخواهى ديد! ولى به كوه بنگر، اگر در جاى خود ثابت ماند، مرا خواهى ديد!» اما هنگامى كه پروردگارش بر كوه جلوه كرد، آن را همسان خاك قرار داد و موسى مدهوش به زمين افتاد. چون به هوش آمد، عرض كرد: «خداوندا! منزهى تو (از اينكه با چشم تو را ببينم)! من به سوى تو بازگشتم! و من نخستين مؤمنانم!» (143)


وَ كَتَبْنَا لَه‌ُ فِي‌ الْأَلْوَاح‌ِ مِن‌ْ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مَوْعِظَة‌ً وَ تَفْصِيلاً لِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّة‌ٍ وَأْمُرْ قَوْمَك‌َ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُم‌ْ دَارَ الْفَاسِقِين‌َ (اعراف: 145)

و براى او در الواح اندرزى از هر موضوعى نوشتيم و بيانى از هر چيز كرديم- «پس آن را با جدّيت بگير! و به قوم خود بگو: به نيكوترين آنها عمل كنند! (و آنها كه به مخالفت برخيزند، كيفرشان دوزخ است) و بزودى جايگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد!» (145)


سَأَصْرِف‌ُ عَن‌ْ آيَاتِي‌ الَّذِين‌َ يَتَكَبَّرُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ إِنْ‌ يَرَوْا كُل‌َّ آيَة‌ٍ لاَ يُؤْمِنُوا بِهَا وَ إِنْ‌ يَرَوْا سَبِيل‌َ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوه‌ُ سَبِيلاً وَ إِنْ‌ يَرَوْا سَبِيل‌َ الْغَي‌ِّ يَتَّخِذُوه‌ُ سَبِيلاً ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ كَانُوا عَنْهَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 146)

بزودى كسانى را كه در روى زمين بناحق تكبّر مى‏ورزند، از (ايمان به) آيات خود، منصرف مى‏سازم! آنها چنانند كه اگر هر آيه و نشانه‏اى را ببينند، به آن ايمان نمى‏آورند اگر راه هدايت را ببينند، آن را راه خود انتخاب نمى‏كنند و اگر طريق گمراهى را ببينند، آن را راه خود انتخاب مى‏كنند! (همه اينها) بخاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند، و از آن غافل بودند! (146)


وَاتَّخَذَ قَوْم‌ُ مُوسَي‌ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ مِن‌ْ حُلِيِّهِم‌ْ عِجْلاً جَسَداً لَه‌ُ خُوَارٌ أَلَم‌ْ يَرَوْا أَنَّه‌ُ لاَ يُكَلِّمُهُم‌ْ وَ لاَ يَهْدِيهِم‌ْ سَبِيلاً اتَّخَذُوه‌ُ وَ كَانُوا ظَالِمِين‌َ (اعراف: 148)

قوم موسى بعد (از رفتن) او (به ميعادگاه خدا)، از زيورهاى خود گوساله‏اى ساختند جسد بى‏جانى كه صداى گوساله داشت! آيا آنها نمى‏ديدند كه با آنان سخن نمى‏گويد، و به راه (راست) هدايتشان نمى‏كند؟! آن را (خداى خود) انتخاب كردند، و ظالم بودند! (148)


وَ لَمَّا رَجَع‌َ مُوسَي‌ إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ غَضْبَان‌َ أَسِفَاً قَال‌َ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي‌ مِنْ‌ بَعْدِي‌ أَعَجِلْتُم‌ْ أَمْرَ رَبِّكُم‌ْ وَ أَلْقَي‌ الْأَلْوَاح‌َ وَ أَخَذَ بِرَأْس‌ِ أَخِيه‌ِ يَجُرُّه‌ُ إِلَيْه‌ِ قَال‌َ ابْن‌َ أُم‌َّ إِن‌َّ الْقَوْم‌َ اسْتَضْعَفُونِي‌ وَ كَادُوا يَقْتُلُونَنِي‌ فَلاَ تُشْمِت‌ْ بِي‌َ الْأَعْدَاءَ وَ لاَ تَجْعَلْنِي‌ مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (اعراف: 150)

و هنگامى كه موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشينانى برايم بوديد (و آيين مرا ضايع كرديد)! آيا در مورد فرمان پروردگارتان (و تمديد مدّت ميعاد او)، عجله نموديد (و زود قضاوت كرديد؟!)» سپس الواح را افكند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوى خود كشيد او گفت: «فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند، پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده!» (150)


وَاخْتَارَ مُوسَي‌ قَوْمَه‌ُ سَبْعِين‌َ رَجُلاً لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُم‌ُ الرَّجْفَة‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ لَوْ شِئْت‌َ أَهْلَكْتَهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِيَّاي‌َ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ فِتْنَتُك‌َ تُضِل‌ُّ بِهَا مَنْ‌ تَشَاءُ وَ تَهْدِي‌ مَنْ‌ تَشَاءُ أَنْت‌َ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْغَافِرِين‌َ (اعراف: 155)

موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد و هنگامى كه زمين‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاك شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر مى‏خواستى، مى توانستى آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى! آيا ما را به آنچه سفيهانمان انجام داده‏اند، (مجازات و) هلاك مى‏كنى؟! اين، جز آزمايش تو، چيز ديگر نيست كه هر كس را بخواهى (و مستحق بدانى)، به وسيله آن گمراه مى‏سازى و هر كس را بخواهى (و شايسته ببينى)، هدايت مى‏كنى! تو ولىّ مايى، و ما را بيامرز، بر ما رحم كن، و تو بهترين آمرزندگانى! (155)


وَاكْتُب‌ْ لَنَا فِي‌ هَذِه‌ِ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْك‌َ قَال‌َ عَذَابِي‌ أُصِيب‌ُ بِه‌ِ مَن‌ْ أَشَاءُ وَ رَحْمَتِي‌ وَسِعَت‌ْ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ وَ يُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَالَّذِين‌َ هُمْ‌ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 156)

و براى ما، در اين دنيا و سراى ديگر، نيكى مقرّر فرما چه اينكه ما به سوى تو بازگشت كرده‏ايم! « (خداوند در برابر اين تقاضا، به موسى) گفت:» مجازاتم را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فراگرفته و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند، و زكات را بپردازند، و آنها كه به آيات ما ايمان مى‏آورند، مقرّر خواهم داشت! (156)


الَّذِين‌َ يَتَّبِعُون‌َ الرَّسُول‌َ النَّبِي‌َّ الْأُمِّي‌َّ الَّذِي‌ يَجِدُونَه‌ُ مَكْتُوبَاً عِنْدَهُم‌ْ فِي‌ التَّورَاة‌ِ وَالْإِنْجِيل‌ِ يَأْمُرُهُمْ‌ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ يَنْهَاهُم‌ْ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِل‌ُّ لَهُم‌ُ الطَّيِّبَات‌ِ وَ يُحَرِّم‌ُ عَلَيْهِم‌ُ الْخَبَائِث‌َ وَ يَضَع‌ُ عَنْهُم‌ْ إِصْرَهُم‌ْ وَالْأَغْلاَل‌َ الَّتِي‌ كَانَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ فَالَّذِين‌َ آمَنُوا بِه‌ِ وَ عَزَّرُوه‌ُ وَ نَصَرُوه‌ُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي‌ أُنْزِل‌َ مَعَه‌ُ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (اعراف: 157)

همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مى‏كنند پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مى‏يابند آنها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منكر باز ميدارد أشياء پاكيزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاكيها را تحريم مى كند و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند. (157)


قُل‌ْ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنِّي‌ رَسُول‌ُ الله‌ِ إِلَيْكُم‌ْ جَمِيعَاً الَّذِي‌ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ النَّبِي‌ِّ الْأُمِّي‌ِّ الَّذِي‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ كَلِمَاتِه‌ِ وَاتَّبِعُوه‌ُ لَعَلَّكُم‌ْ تَهْتَدُون‌َ (اعراف: 158)

بگو: «اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم همان خدايى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن اوست معبودى جز او نيست زنده مى‏كند و مى‏ميراند پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏اش، آن پيامبر درس نخوانده‏اى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد!» (158)


وَ مِنْ‌ قَوْم‌ِ مُوسَي‌ أُمَّة‌ٌ يَهْدُون‌َ بِالحَق‌ِّ وَ بِه‌ِ يَعْدِلُون‌َ (اعراف: 159)

و از قوم موسى، گروهى هستند كه به سوى حق هدايت مى‏كنند و به حق و عدالت حكم مى‏نمايند. (159)


وَ قَطَّعْنَاهُم‌ُ اثْنَتَي‌ْ عَشْرَة‌َ أَسْبَاطَاً أُمَمَاً وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ مُوسَي‌ إِذِ اسْتَسْقَاه‌ُ قَوْمُه‌ُ أَن‌ِ اضْرِب‌ بِعَصَاك‌َ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَت‌ْ مِنْه‌ُ اثْنَتَا عَشْرَة‌َ عَيْنَاً قَدْ عَلِم‌َ كُل‌ُّ أُنَاس‌ٍ مَشْرَبَهُم‌ْ وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْهِم‌ُ الْغَمَام‌َ وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْهِم‌ُ الْمَن‌َّ وَالسَّلْوَي‌ كُلُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 160)

ما آنها را به دوازده گروه- كه هر يك شاخه‏اى (از دودمان اسرائيل) بود- تقسيم كرديم. و هنگامى كه قوم موسى (در بيابان) از او تقاضاى آب كردند، به او وحى فرستاديم كه: «عصاى خود را بر سنگ بزن!» ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون جست آن چنان كه هر گروه، چشمه و آبشخور خود را مى‏شناخت. و ابر را بر سر آنها سايبان ساختيم و بر آنها «مَن» و «سَلوى» فرستاديم (و به آنان گفتيم:) از روزيهاى پاكيزه‏اى كه به شما داده‏ايم، بخوريد! (و شكر خدا را بجا آوريد! آنها نافرمانى و ستم كردند ولى) به ما ستم نكردند، لكن به خودشان ستم مى‏نمودند. (160)


فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِه‌ِ أَنْجَيْنَا الَّذِين‌َ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِين‌َ ظَلَمُوا بِعَذَاب‌ٍ بَئِيس‌ٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون‌َ (اعراف: 165)

امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم. (165)


فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ‌ مَا نُهُوا عَنْه‌ُ قُلْنَا لَهُم‌ْ كُونُوا قِرَدَة‌ً خَاسِئِين‌َ (اعراف: 166)

(آرى،) هنگامى كه در برابر آنچه از آن نهى شده بودند سركشى كردند، به آنها گفتيم: «به شكل ميمونهايى طردشده در آييد!» (166)


وَ إِذْ تَاَذَّن‌َ رَبُّك‌َ لَيَبْعَثَن‌َّ عَلَيْهِم‌ْ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ مَنْ‌ يَسُومُهُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَسَرِيع‌ُ الْعِقَاب‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (اعراف: 167)

و (نيز به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت اعلام كرد: تا دامنه قيامت، كسى را بر آنها مسلّط خواهد ساخت كه همواره آنها را در عذاب سختى قرار دهد زيرا پروردگارت مجازاتش سريع، (و در عين حال، نسبت به توبه‏كاران) آمرزنده و مهربان است. (167)


فَخَلَف‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ خَلْف‌ٌ وَرِثُوا الْكِتَاب‌َ يَأْخُذُون‌َ عَرَض‌َ هَذَا الْأَدْنَي‌ وَ يَقُولُون‌َ سَيُغْفَرُ لَنَا وَ إِنْ‌ يَأْتِهِم‌ْ عَرَض‌ٌ مِثْلُه‌ُ يَأْخُذُوه‌ُ أَلَم‌ْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم‌ْ مِيثَاق‌ُ الْكِتَاب‌ِ أَنْ‌ لاَ يَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ وَ دَرَسُوا مَا فِيه‌ِ وَالدَّارُ الْآخِرَة‌ُ خَيْرٌ لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (اعراف: 169)

پس از آنها، فرزندانى جاى آنها را گرفتند كه وارث كتاب (آسمانى، تورات) شدند (امّا با اين حال،) متاع اين دنياى پست را گرفته، (بر اطاعت فرمان خدا ترجيح مى‏دهند) و مى‏گويند: « (اگر ما گنهكاريم توبه مى‏كنيم و) بزودى بخشيده خواهيم شد!» اما اگر متاع ديگرى همانند آن به دستشان بيفتد، آن را (نيز) مى‏گيرند، (و باز حكم خدا را پشت سر مى‏افكنند.) آيا پيمان كتاب (خدا) از آنها گرفته نشده كه بر خدا (دروغ نبندند، و) جز حق نگويند، و آنان بارها آن را خوانده‏اند؟! و سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است، آيا نمى‏فهميد؟! (169)


وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَل‌َ فَوْقَهُم‌ْ كَأَنَّه‌ُ ظُلَّة‌ٌ وَ ظَنُّوا أَنَّه‌ُ وَاقِع‌ٌ بِهِم‌ْ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ‌ بِقُوَّة‌ٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَّقُون‌َ (اعراف: 171)

و (نيز به خاطر بياور) هنگامى كه كوه را همچون سايبانى بر فراز آنها بلند كرديم، آن چنان كه گمان كردند بر آنان فرود مى‏آمد (و در همين حال، از آنها پيمان گرفتيم و گفتيم:) آنچه را (از احكام و دستورها) به شما داده‏ايم، با قوّت (و جديت) بگيريد! و آنچه در آن است، به ياد داشته باشيد، (و عمل كنيد،) تا پرهيزگار شويد! (171)


وَاتْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ نَبَأَ الَّذِي‌ آتَيْنَاه‌ُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخ‌َ مِنْهَا فَأَتْبَعَه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ فَكَان‌َ مِن‌َ الْغَاوِين‌َ (اعراف: 175)

و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد! (175)


وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاه‌ُ بِهَا وَ لَكِنَّه‌ُ أَخْلَدَ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ وَاتَّبَع‌َ هَوَاه‌ُ فَمَثَلُه‌ُ كَمَثَل‌ِ الْكَلْب‌ِ إِنْ‌ تَحْمِل‌ْ عَلَيْه‌ِ يَلْهَث‌ْ أَوْ تَتْرُكْه‌ُ يَلْهَث‌ْ ذَلِك‌َ مَثَل‌ُ الْقَوْم‌ِ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُص‌ِ الْقَصَص‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَفَكَّرُون‌َ (اعراف: 176)

و اگر مى‏خواستيم، (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مى‏برديم (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستى گراييد، و از هواى نفس پيروى كرد! مثل او همچون سگ (هار) است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز، و زبانش را برون مى‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مى‏كند (گويى چنان تشنه دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمى‏شود! (اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند اين داستانها را (براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)! (176)


وَ لِالله‌ِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَي‌ فَادْعُوه‌ُ بِهَا وَ ذَرُوا الَّذِين‌َ يُلْحِدُون‌َ فِي‌ أَسْمائِه‌ِ سَيُجْزَوْن‌َ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (اعراف: 180)

و براى خدا، نامهاى نيك است خدا را به آن (نامها) بخوانيد! و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مى‏كنند (و بر غير او مى‏نهند، و شريك برايش قائل مى‏شوند)، رها سازيد! آنها بزودى جزاى اعمالى را كه انجام مى‏دادند، مى‏بينند! (180)


وَ مِمَّن‌ْ خَلَقْنَا أُمَّة‌ٌ يَهْدُون‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ بِه‌ِ يَعْدِلُون‌َ (اعراف: 181)

و از آنها كه آفريديم، گروهى بحق هدايت مى‏كنند، و بحق اجراى عدالت مى‏نمايند. (181)


أَوَ لَم‌ْ يَنْظُرُوا فِي‌ مَلَكُوت‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ مِن‌ شَي‌ْءٍ وَ أَن‌ْ عَسَي‌ أَنْ‌ يَكُون‌َ قَدِ اقْتَرَب‌َ أَجَلُهُم‌ْ فَبِأَي‌ِّ حَدِيث‌ٍ بَعْدَه‌ُ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 185)

آيا در حكومت و نظام آسمانها و زمين، و آنچه خدا آفريده است، (از روى دقت و عبرت) نظر نيفكندند؟! (و آيا در اين نيز انديشه نكردند كه) شايد پايان زندگى آنها نزديك شده باشد؟! (اگر به اين كتاب آسمانى روشن ايمان نياورند،) بعد از آن به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟! (185)


مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَلاَ هَادِي‌َ لَه‌ُ وَ يَذَرُهُم‌ْ فِي‌ طُغْيَانِهِم‌ْ يَعْمَهُون‌َ (اعراف: 186)

هر كس را خداوند (به جرم اعمال زشتش) گمراه سازد، هدايت كننده‏اى ندارد و آنها را در طغيان و سركشى‏شان رها مى‏سازد، تا سرگردان شوند! (186)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ وَ جَعَل‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُن‌َ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَت‌ْ حَمْلاً خَفِيفَاً فَمَرَّت‌ْ بِه‌ِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ‌ دَعَوَا الله‌َ رَبَّهُمَا لَئِن‌ْ آتَيْتَنَا صَالِحَاً لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (اعراف: 189)

او خدايى است كه (همه) شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد. سپس هنگامى كه با او آميزش كرد، حملى سبك برداشت، كه با وجود آن، به كارهاى خود ادامه مى‏داد و چون سنگين شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند «اگر فرزند صالحى به ما دهى، از شاكران خواهيم بود!» (189)


فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحَاً جَعَلاَ لَه‌ُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَي‌ الله‌ُ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (اعراف: 190)

اما هنگامى كه خداوند فرزند صالحى به آنها داد، (موجودات ديگر را در اين موهبت مؤثر دانستند و) براى خدا، در اين نعمت كه به آنها بخشيده بود، همتايانى قائل شدند خداوند برتر است از آنچه همتاى او قرار مى‏دهند! (190)


وَالَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ لاَ يَسْتَطِيعُون‌َ نَصْرَكُم‌ْ وَ لاَ أَنْفُسَهُم‌ْ يَنْصُرُون‌َ (اعراف: 197)

و آنهايى را كه جز او مى‏خوانيد، نمى‏توانند ياريتان كنند، و نه (حتى) خودشان را يارى دهند (197)


وَ إِنْ مَا يَنْزَغَنَّك‌َ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ نَزْغ‌ٌ فَاسْتَعِذْ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (اعراف: 200)

و هر گاه وسوسه‏اى از شيطان به تو رسد، به خدا پناه بر كه او شنونده و داناست! (200)


وَ إِذَا قُرِئ‌َ الْقُرْآن‌ُ فَاسْتَمِعُوا لَه‌ُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُم‌ْ تُرْحَمُون‌َ (اعراف: 204)

هنگامى كه قرآن خوانده شود، گوش فرا دهيد و خاموش باشيد شايد مشمول رحمت خدا شويد! (204)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ عِنْدَ رَبِّك‌َ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ عَن‌ْ عِبَادَتِه‌ِ وَ يُسَبِّحُونَه‌ُ وَ لَه‌ُ يَسْجُدُون‌َ (اعراف: 206)

آنها كه (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هيچ گاه) از عبادتش تكبر نمى‏ورزند، و او را تسبيح مى‏گويند، و برايش سجده مى‏كنند. (206)


يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الْأَنْفَال‌ِ قُل‌ِ الْأَنْفَال‌ُ لِالله‌ِ وَالرَّسُول‌ِ فَاتَّقُوا الله‌َ وَ أَصْلِحُوا ذَات‌َ بَيْنِكُم‌ْ وَ أَطِيعُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (انفال: 1)

از تو درباره انفال [غنايم، و هر گونه مال بدون مالك مشخص‏] سؤال مى‏كنند بگو: «انفال مخصوص خدا و پيامبر است پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و خصومتهايى را كه در ميان شماست، آشتى دهيد! و خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد اگر ايمان داريد! (1)


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون‌َ الَّذِين‌َ إِذَا ذُكِرَ الله‌ُ وَجِلَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَ إِذَا تُلِيَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُه‌ُ زَادَتْهُم‌ْ إِيمَانَاً وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (انفال: 2)

مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان ميگردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند. (2)


وَ إِذْ يَعِدُكُم‌ُ الله‌ُ إِحْدَي‌ الطَّائِفَتَيْن‌ِ أَنَّهَا لَكُم‌ْ وَ تَوَدُّون‌َ أَن‌َّ غَيْرَ ذَات‌ِ الشَّوْكَة‌ِ تَكُون‌ُ لَكُم‌ْ وَ يُرِيدُ الله‌ُ أَنْ‌ يُحِق‌َّ الْحَق‌َّ بِكَلِمَاتِه‌ِ وَ يَقْطَع‌َ دَابِرَ الْكَافِرِين‌َ (انفال: 7)

و (به ياد آريد) هنگامى را كه خداوند به شما وعده داد كه يكى از دو گروه [كاروان تجارى قريش، يا لشكر مسلح آنها] نصيب شما خواهد بود و شما دوست مى‏داشتيد كه كاروان (غير مسلح) براى شما باشد (و بر آن پيروز شويد) ولى خداوند مى‏خواهد حق را با كلمات خود تقويت، و ريشه كافران را قطع كند (از اين رو شما را بر خلاف ميلتان با لشكر قريش درگير ساخت، و آن پيروزى بزرگ نصيبتان شد.) (7)


وَ مَا جَعَلَه‌ُ الله‌ُ إِلاَّ بُشْرَي‌ وَ لِتَطْمَئِن‌َّ بِه‌ِ قُلُوبُكُم‌ْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 10)

ولى خداوند، اين را تنها براى شادى و اطمينان قلب شما قرار داد و گر نه، پيروزى جز از طرف خدا نيست خداوند توانا و حكيم است! (10)


إِذْ يُغْشِّيكُم‌ُ النُّعَاس‌َ أَمَنَة‌ً مِنْه‌ُ وَ يُنَزِّل‌ُ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ‌ بِه‌ِ وَ يُذْهِب‌َ عَنْكُم‌ْ رِجْزَ الشَّيْطَان‌ِ وَ لِيَرْبِط‌َ عَلَي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَ يُثَبِّت‌َ بِه‌ِ الْأَقْدَام‌َ (انفال: 11)

و (ياد آوريد) هنگامى را كه خواب سبكى كه مايه آرامش از سوى خدا بود، شما را فراگرفت و آبى از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند و پليدى شيطان را از شما دور سازد و دلهايتان را محكم، و گامها را با آن استوار دارد! (11)


ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ شَاقُّوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ مَنْ‌ يُشَاقِق‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 13)

اين بخاطر آن است كه آنها با خدا و پيامبرش (ص) دشمنى ورزيدند و هر كس با خدا و پيامبرش دشمنى كند، (كيفر شديدى مى‏بيند) و خداوند شديد العقاب است! (13)


ذَلِكُم‌ْ فَذُوقُوه‌ُ وَ أَن‌َّ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌َ النَّارِ (انفال: 14)

اين (مجازات دنيا) را بچشيد! و براى كافران، مجازات آتش (در جهان ديگر) خواهد بود! (14)


وَ مَنْ‌ يُوَلِّهِم‌ْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَه‌ُ إِلاَّ مُتَحَرِّفَاً لِقِتَال‌ٍ أَوْ مُتَحَيِّزَاً إِلَي‌ فِئَة‌ٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ مَأْوَاه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (انفال: 16)

و هر كس در آن هنگام به آنها پشت كند- مگر آنكه هدفش كناره‏گيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد- (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جايگاه او جهنم، و چه بد جايگاهى است! (16)


فَلَم‌ْ تَقْتُلُوهُم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ قَتَلَهُم‌ْ وَ مَا رَمَيْت‌َ إِذْ رَمَيْت‌َ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ رَمَي‌ وَ لِيُبْلِي‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ مِنْه‌ُ بَلاَءً حَسَنَاً إِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انفال: 17)

اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد بلكه خداوند آنها را كشت! و اين تو نبودى (اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها) انداختى بلكه خدا انداخت! و خدا مى‏خواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبى كند خداوند شنوا و داناست. (17)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَطِيعُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ لاَ تَوَلَّوْا عَنْه‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ تَسْمَعُون‌َ (انفال: 20)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و سرپيچى ننماييد در حالى كه (سخنان او را) مى‏شنويد! (20)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِالله‌ِ وَ لِلرَّسُول‌ِ إِذَا دَعَاكُم‌ْ لِمَا يُحْيِيكُم‌ْ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ يَحُول‌ُ بَيْن‌َ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه‌ِ وَ أَنَّه‌ُ إِلَيْه‌ِ تُحْشَرُون‌َ (انفال: 24)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد! و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‏شود، و همه شما (در قيامت) نزد او گردآورى مى‏شويد! (24)


وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُم‌ْ قَلِيل‌ٌ مُسْتَضْعَفُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ تَخَافُون‌َ أَن‌ْ يَتَخَطَّفَكُم‌ُ النَّاس‌ُ فَآوَاكُم‌ْ وَ أَيَّدَكُمْ‌ بِنَصْرِه‌ِ وَ رَزَقَكُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (انفال: 26)

و به خاطر بياوريد هنگامى را كه شما در روى زمين، گروهى كوچك و اندك و زبون بوديد آن چنان كه مى‏ترسيديد مردم شما را بربايند! ولى او شما را پناه داد و با يارى خود تقويت كرد و از روزيهاى پاكيزه بهره‏مند ساخت شايد شكر نعمتش را بجا آوريد! (26)


وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُم‌ْ وَ أَوْلاَدُكُم‌ْ فِتْنَة‌ٌ وَ أَن‌َّ الله‌َ عِنْدَه‌ُ أَجْرٌ عَظِيم‌ٌ (انفال: 28)

و بدانيد اموال و اولاد شما، وسيله آزمايش است و (براى كسانى كه از عهده امتحان برآيند،) پاداش عظيمى نزد خداست! (28)


وَ مَا لَهُم‌ْ أَنْ لاَ يُعَذِّبَهُم‌ُ الله‌ُ وَ هُم‌ْ يَصُدُّون‌َ عَن‌ِ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ مَا كَانُوا أَوْلِيَاءَه‌ُ إِن‌ْ أَوْلِياؤُه‌ُ إِلاَّ الْمُتَّقُون‌َ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (انفال: 34)

چرا خدا آنها را مجازات نكند، با اينكه از (عبادت موحّدان در كنار) مسجد الحرام جلوگيرى مى‏كنند در حالى كه سرپرست آن نيستند؟! سرپرست آن، فقط پرهيزگارانند ولى بيشتر آنها نمى‏دانند. (34)


لِيَـمِيزَ الله‌ُ الْخَبِيث‌َ مِن‌َ الطَّيِّب‌ِ وَ يَجْعَل‌َ الْخَبِيث‌َ بَعْضَه‌ُ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ فَيَرْكُمَه‌ُ جَمِيعَاً فَيَجْعَلَه‌ُ فِي‌ جَهَنَّم‌َ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْخَاسِرُون‌َ (انفال: 37)

(اينها همه) بخاطر آن است كه خداوند (مى‏خواهد) ناپاك را از پاك جدا سازد، و ناپاكها را روى هم بگذارد، و همه را متراكم سازد، و يك جا در دوزخ قرار دهد و اينها هستند زيانكاران! (37)


وَ قَاتِلُوهُم‌ْ حَتَّي‌ لاَ تَكُون‌َ فِتْنَة‌ٌ وَ يَكُون‌َ الدِّين‌ُ كُلُّه‌ُ لِالله‌ِ فَإِنِ‌ انْتَهَوْا فَإِن‌َّ الله‌َ بِمَا يَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (انفال: 39)

و با آنها پيكار كنيد، تا فتنه [شرك و سلب آزادى‏] برچيده شود، و دين (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرك و فساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خوددارى كنند، (خداوند آنها را مى‏پذيرد) خدا به آنچه انجام مى‏دهند بيناست. (39)


وَاعْلَمُوا أَنَّ مَا غَنِمْتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَأَن‌َّ لِالله‌ِ خُمُسَه‌ُ وَ لِلرَّسُول‌ِ وَ لِذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ آمَنْتُمْ‌ بِالله‌ِ وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَي‌ عَبْدِنَا يَوْم‌َ الْفُرْقَان‌ِ يَوْم‌َ الْتَقَي‌ الْجَمْعَان‌ِ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (انفال: 41)

بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست! (41)


إِذْ يُرِيكَهُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ مَنَامِك‌َ قَلِيلاً وَ لَوْ أَرَاكَهُم‌ْ كَثِيرَاً لَفَشِلْتُم‌ْ وَ لَتَنَازَعْتُم‌ْ فِي‌ الْأَمْرِ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ سَلَّم‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (انفال: 43)

در آن هنگام كه خداوند تعداد آنها را در خواب به تو كم نشان داد و اگر فراوان نشان مى‏داد، مسلّماً سست مى‏شديد و (درباره شروع جنگ با آنها) كارتان به اختلاف مى‏كشيد ولى خداوند (شما را از شرّ اينها) سالم نگه داشت خداوند به آنچه درون سينه‏هاست، داناست. (43)


وَ أَطِيعُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ لاَ تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَب‌َ رِيحُكُم‌ْ وَاصْبِرُوا إِن‌َّ الله‌َ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (انفال: 46)

و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است! (46)


وَ إِذْ زَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ وَ قَال‌َ لاَ غَالِب‌َ لَكُم‌ُ الْيَوْم‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَ إِنِّي‌ جَارٌ لَكُم‌ْ فَلَمَّا تَرَاءَت‌ِ الْفِئَتَان‌ِ نَكَص‌َ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ وَ قَال‌َ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِنْكُم‌ْ إِنِّي‌ أَرَي‌ مَا لاَ تَرَوْن‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ الله‌َ وَالله‌ُ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 48)

و (به ياد آور) هنگامى را كه شيطان، اعمال آنها [مشركان‏] را در نظرشان جلوه داد، و گفت: «امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نمى‏گردد! و من، همسايه (و پناه‏دهنده) شما هستم!» امّا هنگامى كه دو گروه (كافران، و مؤمنان مورد حمايت فرشتگان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم! من چيزى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا مى‏ترسم، خداوند شديد العقاب است!» (48)


وَ أَعِدُّوا لَهُمْ‌ مَا استَطَعْتُمْ‌ مِنْ‌ قُوَّة‌ٍ وَ مِنْ‌ رِبَاط‌ِ الْخَيْل‌ِ تُرْهِبُون‌َ بِه‌ِ عَدُوَّ الله‌ِ وَ عَدُوَّكُم‌ْ وَ آخَرِين‌َ مِنْ‌ دُونِهِم‌ْ لاَ تَعْلَمُونَهُم‌ُ الله‌ُ يَعْلَمُهُم‌ْ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ يُوَف‌َّ إِلَيْكُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تُظْلَمُون‌َ (انفال: 60)

هر نيرويى در قدرت داريد، براى مقابله با آنها [دشمنان‏]، آماده سازيد! و (همچنين) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد)، تا به وسيله آن، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد! و (همچنين) گروه ديگرى غير از اينها را، كه شما نمى‏شناسيد و خدا آنها را مى‏شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقويت بنيه دفاعى اسلام) انفاق كنيد، بطور كامل به شما بازگردانده مى‏شود، و به شما ستم نخواهد شد! (60)


وَ إِنْ‌ جَنَحُوا لِلسَّلْم‌ِ فَاجْنَح‌ْ لَهَا وَ تَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ الْسَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (انفال: 61)

و اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درآى و بر خدا توكّل كن، كه او شنوا و داناست! (61)


وَ إِنْ‌ يُرِيدُوا أَنْ‌ يَخْدَعُوك‌َ فَإِن‌َّ حَسْبَك‌َ الله‌ُ هُوَ الَّذِي‌ أَيَّدَك‌َ بِنَصْرِه‌ِ وَ بِالْمُؤْمِنِين‌َ (انفال: 62)

و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد ... (62)


وَ أَلَّف‌َ بَيْن‌َ قُلُوبِهِم‌ْ لَوْ أَنْفَقْت‌َ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً مَا أَلَّفْت‌َ بَيْن‌َ قُلُوبِهِم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ أَلَّف‌َ بَيْنَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 63)

و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مى‏كردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمى‏توانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است! (63)


مَا كَان‌َ لِنَبِي‌ٍّ أَنْ‌ يَكُون‌َ لَه‌ُ أَسْرَي‌ حَتَّي‌ يُثْخِن‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ تُرِيدُون‌َ عَرَض‌َ الدُّنْيَا وَالله‌ُ يُرِيدُ الْآخِرَة‌َ وَالله‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 67)

هيچ پيامبرى حق ندارد اسيرانى (از دشمن) بگيرد تا كاملًا بر آنها پيروز گردد (و جاى پاى خود را در زمين محكم كند)! شما متاع ناپايدار دنيا را مى‏خواهيد (و مايليد اسيران بيشترى بگيريد، و در برابر گرفتن فديه آزاد كنيد ولى خداوند، سراى ديگر را (براى شما) مى‏خواهد و خداوند قادر و حكيم است! (67)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِيَاءُ بَعْض‌ٍ إِنْ لاَ تَفْعَلُوه‌ُ تَكُنْ‌ فِتْنَة‌ٌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ فَسَادٌ كَبِيرٌ (انفال: 73)

كسانى كه كافر شدند، اولياء (و ياوران و مدافعان) يكديگرند اگر (اين دستور را) انجام ندهيد، فتنه و فساد عظيمى در زمين روى مى‏دهد. (73)


بَرَاءَة‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ إِلَي‌ الَّذِين‌َ عَاهَدْتُمْ‌ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (توبه: 1)

(اين، اعلام) بيزارى از سوى خدا و پيامبر او، به كسانى از مشركان است كه با آنها عهد بسته‏ايد! (1)


وَ أَذَان‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ إِلَي‌ النَّاس‌ِ يَوْم‌َ الْحَج‌ِّ الْأَكْبَرِ أَن‌َّ الله‌َ بَرِي‌ءٌ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ وَ رَسُولُه‌ُ فَإِنْ‌ تُبْتُم‌ْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ تَوَلَّيْتُم‌ْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُم‌ْ غَيْرُ مُعْجِزِي‌ الله‌ِ وَ بَشِّرِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (توبه: 3)

و اين، اعلامى است از ناحيه خدا و پيامبرش به (عموم) مردم در روز حج اكبر [روز عيد قربان‏] كه: خداوند و پيامبرش از مشركان بيزارند! با اين حال، اگر توبه كنيد، براى شما بهتر است! و اگر سرپيچى نماييد، بدانيد شما نمى‏توانيد خدا را ناتوان سازيد (و از قلمرو قدرتش خارج شويد)! و كافران را به مجازات دردناك بشارت ده! (3)


وَ إِن‌ْ أَحَدٌ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ اسْتَجَارَك‌َ فَأَجِرْه‌ُ حَتَّي‌ يَسْمَع‌َ كَلاَم‌َ الله‌ِ ثُم‌َّ أَبْلِغْه‌ُ مَأْمَنَه‌ُ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ لاَ يَعْلَمُون‌َ (توبه: 6)

و اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بينديشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا كه آنها گروهى ناآگاهند! (6)


كَيْف‌َ يَكُون‌ُ لِلْمُشْرِكِين‌َ عَهْدٌ عِنْدَ الله‌ِ وَ عِنْدَ رَسُولِه‌ِ إِلاَّ الَّذِين‌َ عَاهَدْتُم‌ْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُم‌ْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَّقِين‌َ (توبه: 7)

چگونه براى مشركان پيمانى نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالى كه آنها همواره آماده شكستن پيمانشان هستند)؟! مگر كسانى كه نزد مسجد الحرام با آنان پيمان بستيد (و پيمان خود را محترم شمردند) تا زمانى كه در برابر شما وفادار باشند، شما نيز وفادارى كنيد، كه خداوند پرهيزگاران را دوست دارد! (7)


اشْتَرَوْا بِآيَات‌ِ الله‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً فَصَدُّوا عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (توبه: 9)

آنها آيات خدا را به بهاى كمى فروختند و (مردم را) از راه او باز داشتند آنها اعمال بدى انجام مى‏دادند! (9)


أَلاَ تُقَاتِلُون‌َ قَوْمَاً نَكَثُوا أَيْمَانَهُم‌ْ وَ هَمُّوا بِإِخْرَاج‌ِ الرَّسُول‌ِ وَ هُمْ‌ بَدَءُوكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ أَتَخْشَوْنَهُم‌ْ فَالله‌ُ أَحَق‌ُّ أَنْ‌ تَخْشَوْه‌ُ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (توبه: 13)

آيا با گروهى كه پيمانهاى خود را شكستند، و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند، پيكار نمى‏كنيد؟! در حالى كه آنها نخستين بار (پيكار با شما را) آغاز كردند آيا از آنها مى‏ترسيد؟! با اينكه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد، اگر مؤمن هستيد! (13)


أَم‌ْ حَسِبْتُم‌ْ أَنْ‌ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَم‌ِ الله‌ُ الَّذِين‌َ جَاهَدُوا مِنْكُم‌ْ وَ لَم‌ْ يَتَّخِذُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لاَ رَسُولِه‌ِ وَ لاَ الْمُؤْمِنِين‌َ وَلِيجَة‌ً وَالله‌ُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ (توبه: 16)

آيا گمان كرديد كه (به حال خود) رها مى‏شويد در حالى كه هنوز كسانى كه از شما جهاد كردند، و غير از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند، (از ديگران) مشخّص نشده‏اند؟! (بايد آزمون شويد و صفوف از هم جدا گردد) و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، آگاه است! (16)


يُبَشِّرُهُم‌ْ رَبُّهُم‌ْ بِرَحْمَة‌ٍ مِنْه‌ُ وَ رِضْوَان‌ٍ وَ جَنَّات‌ٍ لَهُم‌ْ فِيهَا نَعِيم‌ٌ مُقِيم‌ٌ (توبه: 21)

پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحيه خود، و رضايت (خويش)، و باغهايى از بهشت بشارت مى‏دهد كه در آن، نعمتهاى جاودانه دارند (21)


خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً إِن‌َّ الله‌َ عِنْدَه‌ُ أَجْرٌ عَظِيم‌ٌ (توبه: 22)

همواره و تا ابد در اين باغها (و در ميان اين نعمتها) خواهند بود زيرا پاداش عظيم نزد خداوند است! (22)


قُل‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ آبَاؤُكُم‌ْ وَ أَبْنَاؤُكُم‌ْ وَ إِخْوَانُكُم‌ْ وَ أَزْوَاجُكُم‌ْ وَ عَشِيرَتُكُم‌ْ وَ أَمْوَال‌ٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَة‌ٌ تَخْشَوْن‌َ كَسَادَهَا وَ مَسَاكِن‌ُ تَرْضَوْنَهَا أَحَب‌َّ إِلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ جِهَادٍ فِي‌ سَبِيلِه‌ِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ الله‌ُ بِأَمْرِه‌ِ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْفَاسِقِين‌َ (توبه: 24)

بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، و اموالى كه به دست آورده‏ايد، و تجارتى كه از كساد شدنش مى‏ترسيد، و خانه هايى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيّت نافرمانبردار را هدايت نمى‏كند! (24)


ثُم‌َّ أَنْزَل‌َ الله‌ُ سَكِينَتَه‌ُ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ وَ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ وَ أَنْزَل‌َ جُنُودَاً لَم‌ْ تَرَوْهَا وَ عَذَّب‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ ذَلِك‌َ جَزَاءُ الْكَافِرِين‌َ (توبه: 26)

سپس خداوند «سكينه» خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و لشكرهايى فرستاد كه شما نمى‏ديديد و كافران را مجازات كرد و اين است جزاى كافران! (26)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُون‌َ نَجَس‌ٌ فَلاَ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَام‌َ بَعْدَ عَامِهِم‌ْ هَذَا وَ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ عَيْلَة‌ً فَسَوْف‌َ يُغْنِيكُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنْ‌ شَاءَ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 28)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! مشركان ناپاكند پس نبايد بعد از امسال، نزديك مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر مى‏ترسيد، خداوند هر گاه بخواهد، شما را به كرمش بى‏نياز مى‏سازد (و از راه ديگر جبران مى‏كند) خداوند دانا و حكيم است. (28)


قَاتِلُوا الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ لاَ بِالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ لاَ يُحَرِّمُون‌َ مَا حَرَّم‌َ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ لاَ يَدِينُون‌َ دِين‌َ الْحَق‌ِّ مِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ حَتَّي‌ يُعْطُوا الْجِزْيَة‌َ عَنْ‌ يَدٍ وَ هُم‌ْ صَاغِرُون‌َ (توبه: 29)

با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مى‏شمرند، و نه آيين حق را مى‏پذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند! (29)


اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُم‌ْ وَ رُهْبَانَهُم‌ْ أَرْبَابَاً مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَالْمَسِيح‌َ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ وَ مَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلَهَاً وَاحِدَاً لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَه‌ُ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (توبه: 31)

(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنين) مسيح فرزند مريم را در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتايى را كه معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاك و منزه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند! (31)


يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يُطْفِئُوا نُورَ الله‌ِ بِأَفْوَاهِهِم‌ْ وَ يَأْبَي‌ الله‌ُ إِلاَّ أَنْ‌ يُتِم‌َّ نُورَه‌ُ وَ لَوْ كَرِه‌َ الْكَافِرُون‌َ (توبه: 32)

آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولى خدا جز اين نمى‏خواهد كه نور خود را كامل كند، هر چند كافران ناخشنود باشند! (32)


هُوَ الَّذِي‌ أَرْسَل‌َ رَسُولَه‌ُ بِالْهُدَي‌ وَ دِين‌ِ الْحَق‌ِّ لِيُظْهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ وَ لَوْ كَرِه‌َ الْمُشْرِكُون‌َ (توبه: 33)

او كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‏ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند! (33)


إِنَّمَا النَّسِي‌ءُ زِيَادَة‌ٌ فِي‌ الْكُفْرِ يُضَل‌ُّ بِه‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يُحِلُّونَه‌ُ عَامَاً وَ يُحَرِّمُونَه‌ُ عَامَاً لِيُوَاطِئُوا عِدَّة‌َ مَا حَرَّم‌َ الله‌ُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّم‌َ الله‌ُ زُيِّن‌َ لَهُم‌ْ سُوءُ أَعْمَالِهِم‌ْ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (توبه: 37)

نسى‏ء [جا به جا كردن و تأخير ماه‏هاى حرام‏]، افزايشى در كفر (مشركان) است كه با آن، كافران گمراه مى‏شوند يك سال، آن را حلال، و سال ديگر آن را حرام مى كنند، تا به مقدار ماه‏هايى كه خداوند تحريم كرده بشود (و عدد چهار ماه، به پندارشان تكميل گردد) و به اين ترتيب، آنچه را خدا حرام كرده، حلال بشمرند. اعمال زشتشان در نظرشان زيبا جلوه داده شده و خداوند جمعيّت كافران را هدايت نمى‏كند! (37)


إِنْ لاَ تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً وَ يَسْتَبْدِل‌ْ قَوْمَاً غَيْرَكُم‌ْ وَ لاَ تَضُرُّوه‌ُ شَيْءً وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (توبه: 39)

اگر (به سوى ميدان جهاد) حركت نكنيد، شما را مجازات دردناكى مى‏كند، و گروه ديگرى غير از شما را به جاى شما قرار مى‏دهد و هيچ زيانى به او نمى‏رسانيد و خداوند بر هر چيزى تواناست! (39)


إِنْ لاَ تَنْصُرُوه‌ُ فَقَدْ نَصَرَه‌ُ الله‌ُ إِذْ أَخْرَجَه‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا ثَانِي‌َ اثْنَيْن‌ِ إِذْ هُمَا فِي‌ الْغَارِ إِذْ يَقُول‌ُ لِصَاحِبِه‌ِ لاَ تَحْزَن‌ْ إِن‌َّ الله‌َ مَعَنَا فَأَنْزَل‌َ الله‌ُ سَكِينَتَه‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ أَيَّدَه‌ُ بِجُنُودٍ لَم‌ْ تَرَوْهَا وَ جَعَل‌َ كَلِمَة‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا السُّفْلَي‌ وَ كَلِمَة‌ُ الله‌ِ هِي‌َ الْعُلْيَا وَالله‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 40)

اگر او را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرد (و در مشكلترين ساعات، او را تنها نگذاشت) آن هنگام كه كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالى كه دوّمين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت) در آن هنگام كه آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در اين موقع، خداوند سكينه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمى‏كرديد، او را تقويت نمود و گفتار (و هدف) كافران را پايين قرار داد، (و آنها را با شكست مواجه ساخت) و سخن خدا (و آيين او)، بالا (و پيروز) است و خداوند عزيز و حكيم است! (40)


وَ لَوْ أَرَادُوا الْخُرُوج‌َ لَأََعَدُّوا لَه‌ُ عُدَّة‌ً وَ لَكِنْ‌ كَرِه‌َ الله‌ُ انْبِعَاثَهُم‌ْ فَثَبَّطَهُم‌ْ وَ قِيل‌َ اقْعُدُوا مَع‌َ الْقَاعِدِين‌َ (توبه: 46)

اگر آنها (راست مى‏گفتند، و) اراده داشتند كه (بسوى ميدان جهاد) خارج شوند، وسيله‏اى براى آن فراهم مى‏ساختند! ولى خدا از حركت آنها كراهت داشت از اين رو (توفيقش را از آنان سلب كرد و) آنها را (از جهاد) باز داشت و به آنان گفته شد: «با «قاعدين» [كودكان و پيران و بيماران‏] بنشينيد!» (46)


قُل‌ْ هَل‌ْ تَرَبَّصُون‌َ بِنَا إِلاَّ إِحْدَي‌ الْحُسْنَيَيْن‌ِ وَ نَحْن‌ُ نَتَرَبَّص‌ُ بِكُم‌ْ أَنْ‌ يُصِيبَكُم‌ُ الله‌ُ بِعَذَاب‌ٍ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم‌ْ مُتَرَبِّصُون‌َ (توبه: 52)

بگو: «آيا درباره ما، جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد؟! (: يا پيروزى يا شهادت) ولى ما انتظار داريم كه خداوند، عذابى از سوى خودش (در آن جهان) به شما برساند، يا (در اين جهان) به دست ما (مجازات شويد) اكنون كه چنين است، شما انتظار بكشيد، ما هم با شما انتظار مى‏كشيم!» (52)


وَ مَا مَنَعَهُم‌ْ أَنْ‌ تُقْبَل‌َ مِنْهُم‌ْ نَفَقَاتُهُم‌ْ إِلاَّ أَنَّهُم‌ْ كَفَرُوا بِالله‌ِ وَ بِرَسُولِه‌ِ وَ لاَ يَأْتُون‌َ الصَّلاَة‌َ إِلاَّ وَ هُم‌ْ كُسَالَي‌ وَ لاَ يُنْفِقُون‌َ إِلاَّ وَ هُم‌ْ كَارِهُون‌َ (توبه: 54)

هيچ چيز مانع قبول انفاقهاى آنها نشد، جز اينكه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند، و نماز بجا نمى‏آورند جز با كسالت، و انفاق نمى‏كنند مگر با كراهت! (54)


لَوْ يَجِدُون‌َ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَات‌ٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَوَلَّوْا إِلَيْه‌ِ وَ هُم‌ْ يَجْمَحُون‌َ (توبه: 57)

اگر پناهگاه يا غارها يا راهى در زير زمين بيابند، بسوى آن حركت مى‏كنند، و با سرعت و شتاب فرار مى‏كنند. (57)


وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ رَضُوا مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ قَالُوا حَسْبُنَا الله‌ُ سَيُؤْتِينَا الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ رَسُولُه‌ُ إِنَّا إِلَي‌ الله‌ِ رَاغِبُون‌َ (توبه: 59)

(در حالى كه) اگر به آنچه خدا و پيامبرش به آنان داده راضى باشند، و بگويند: «خداوند براى ما كافى است! و بزودى خدا و رسولش، از فضل خود به ما مى‏بخشند ما تنها رضاى او را مى‏طلبيم.» (براى آنها بهتر است)! (59)


يَحْلِفُون‌َ بِالله‌ِ لَكُم‌ْ لِيُرْضُوكُم‌ْ وَالله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ أَحَق‌ُّ أَنْ‌ يُرْضُوه‌ُ إِنْ‌ كَانُوا مُؤْمِنِين‌َ (توبه: 62)

آنها براى شما به خدا سوگند ياد مى‏كنند، تا شما را راضى سازند در حالى كه شايسته‏تر اين است كه خدا و رسولش را راضى كنند، اگر ايمان دارند! (62)


أَلَم‌ْ يَعْلَمُوا أَنَّه‌ُ مَنْ‌ يُحَادِدِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَأَن‌َّ لَه‌ُ نَارَ جَهَنَّم‌َ خَالِدَاً فِيهَا ذَلِك‌َ الْخِزْي‌ُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 63)

آيا نمى‏دانند هر كس با خدا و رسولش دشمنى كند، براى او آتش دوزخ است جاودانه در آن مى‏ماند؟! اين، همان رسوايى بزرگ است! (63)


وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُم‌ْ لَيَقُولُن‌َّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوض‌ُ وَ نَلْعَب‌ُ قُل‌ْ أَبِالله‌ِ وَ آيَاتِه‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ كُنْتُم‌ْ تَسْتَهْزِئُون‌َ (توبه: 65)

و اگر از آنها بپرسى (: «چرا اين اعمال خلاف را انجام داديد؟!»)، مى‏گويند: «ما بازى و شوخى مى‏كرديم!» بگو: «آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مى‏كرديد؟!» (65)


وَالْمُؤْمِنُون‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ُ بَعْضُهُم‌ْ أَولِياءُ بَعْض‌ٍ يَأْمُرُون‌َ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُون‌َ الصَّلاَة‌َ وَ يُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَ يُطِيعُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ أُولَئِك‌َ سَيَرْحَمُهُم‌ْ الله‌ُ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 71)

مردان و زنان باايمان، ولىّ (و يار و ياور) يكديگرند امر به معروف، و نهى از منكر مى‏كنند نماز را برپا مى‏دارند و زكات را مى‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى‏كنند بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مى‏دهد خداوند توانا و حكيم است! (71)


يَحْلِفُون‌َ بِالله‌ِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا كَلِمَة‌َ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلاَمِهِم‌ْ وَ هَمُّوا بِمَا لَم‌ْ يَنَالُوا وَ مَا نَقَمُوا إِلاَّ أَن‌ْ أَغْنَاهُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ فَإِنْ‌ يَتُوبُوا يَك‌ُ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُم‌ُ الله‌ُ عَذَابَاً أَلِيمَاً فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ مَا لَهُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (توبه: 74)

به خدا سوگند مى‏خورند كه (در غياب پيامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند در حالى كه قطعاً سخنان كفرآميز گفته‏اند و پس از اسلام‏آوردنشان، كافر شده‏اند و تصميم (به كار خطرناكى) گرفتند، كه به آن نرسيدند. آنها فقط از اين انتقام مى‏گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و كرم) خود، بى‏نياز ساختند! (با اين حال،) اگر توبه كنند، براى آنها بهتر است و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت، به مجازات دردناكى كيفر خواهد داد و در سراسر زمين، نه ولىّ و حامى دارند، و نه ياورى! (74)


وَ مِنْهُم‌ْ مَن‌ْ عَاهَدَ الله‌َ لَئِن‌ْ آتَانَا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ لَنَصَّدَّقَن‌َّ وَ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (توبه: 75)

بعضى از آنها با خدا پيمان بسته بودند كه: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعاً صدقه خواهيم داد و از صالحان (و شاكران) خواهيم بود!» (75)


فَلَمَّا آتَاهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ بَخِلُوا بِه‌ِ وَ تَوَلَّوا وَ هُم‌ْ مُعْرِضُون‌َ (توبه: 76)

امّا هنگامى كه خدا از فضل خود به آنها بخشيد، بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و روى برتافتند! (76)


فَأَعْقَبَهُم‌ْ نِفَاقَاً فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ إِلَي‌ يَوْم‌ِ يَلْقَوْنَه‌ُ بِمَا أَخْلَفُوا الله‌َ مَا وَعَدُوه‌ُ وَ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُون‌َ (توبه: 77)

اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزى كه خدا را ملاقات كنند، در دلهايشان برقرار ساخت. اين بخاطر آن است كه از پيمان الهى تخلّف جستند و بخاطر آن است كه دروغ مى‏گفتند. (77)


اسْتَغْفِرْ لَهُم‌ْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُم‌ْ إِنْ‌ تَسْتَغْفِرْ لَهُم‌ْ سَبْعِين‌َ مَرَّة‌ً فَلَن‌ْ يَغْفِرَ الله‌ُ لَهُم‌ْ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَفَرُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْفَاسِقِين‌َ (توبه: 80)

چه براى آنها استغفار كنى، و چه نكنى، (حتّى) اگر هفتاد بار براى آنها استغفار كنى، هرگز خدا آنها را نمى‏آمرزد! چرا كه خدا و پيامبرش را انكار كردند و خداوند جمعيّت فاسقان را هدايت نمى‏كند! (80)


وَ لاَ تُصَل‌ِّ عَلَي‌ أَحَدٍ مِنْهُمْ‌ مَات‌َ أَبَدَاً وَ لاَ تَقُم‌ْ عَلَي‌ قَبْرِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَفَرُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ مَاتُوا وَ هُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (توبه: 84)

هرگز بر مرده هيچ يك از آنان، نماز نخوان! و بر كنار قبرش، (براى دعا و طلب آمرزش،) نايست! چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حالى كه فاسق بودند از دنيا رفتند! (84)


وَ إِذَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ أَن‌ْ آمِنُوا بِالله‌ِ وَ جَاهِدُوا مَع‌َ رَسُولِه‌ِ اسْتَأْذَنَك‌َ أُولُوا الطَّوْل‌ِ مِنْهُم‌ْ وَ قَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ‌ مَع‌َ الْقَاعِدِين‌َ (توبه: 86)

و هنگامى كه سوره‏اى نازل شود (و به آنان دستور دهد) كه: «به خدا ايمان بياوريد! و همراه پيامبرش جهاد كنيد!»، افرادى از آنها [گروه منافقان‏] كه توانايى دارند، از تو اجازه مى‏خواهند و مى‏گويند: «بگذار ما با قاعدين [آنها كه از جهاد معافند] باشيم!» (86)


لَكِنِ‌ الْرَّسُول‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ جَاهَدُوا بِأَمْوالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ُ الْخَيْرَات‌ُ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (توبه: 88)

ولى پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند، با اموال و جانهايشان جهاد كردند و همه نيكيها براى آنهاست و آنها همان رستگارانند! (88)


وَ جَاءَ الْمُعَذِّرُون‌َ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ لِيُؤْذَن‌َ لَهُم‌ْ وَ قَعَدَ الَّذِين‌َ كَذَبُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ سَيُصِيب‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (توبه: 90)

و عذرآورندگان از اعراب، (نزد تو) آمدند كه به آنها اجازه (عدم شركت در جهاد) داده شود و آنها كه به خدا و پيامبرش دروغ گفتند، (بدون هيچ عذرى در خانه خود) نشستند بزودى به كسانى از آنها كه مخالفت كردند (و معذور نبودند)، عذاب دردناكى خواهد رسيد! (90)


لَيْس‌َ عَلَي‌ الضُّعَفَاءِ وَ لاَ عَلَي‌ الْمَرْضَي‌ وَ لاَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ لاَ يَجِدُون‌َ مَا يُنْفِقُون‌َ حَرَج‌ٌ إِذَا نَصَحُوا لِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ مَا عَلَي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 91)

بر ضعيفان و بيماران و آنها كه وسيله‏اى براى انفاق (در راه جهاد) ندارند، ايرادى نيست (كه در ميدان جنگ شركت نجويند،) هر گاه براى خدا و رسولش خيرخواهى كنند (و از آنچه در توان دارند، مضايقه ننمايند). بر نيكوكاران راه مؤاخذه نيست و خداوند آمرزنده و مهربان است! (91)


وَ لاَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ إِذَا مَا أَتَوْك‌َ لِتَحْمِلَهُم‌ْ قُلْت‌َ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ تَوَلَّوا وَ أَعْيُنُهُم‌ْ تَفِيض‌ُ مِن‌َ الدَّمْع‌ِ حَزَنَاً أَنْ لاَ يَجِدُوا مَا يُنْفِقُون‌َ (توبه: 92)

و (نيز) ايرادى نيست بر آنها كه وقتى نزد تو آمدند كه آنان را بر مركبى (براى جهاد) سوار كنى، گفتى: «مركبى كه شما را بر آن سوار كنم، ندارم!» (از نزد تو) بازگشتند در حالى كه چشمانشان از اندوه اشكبار بود زيرا چيزى نداشتند كه در راه خدا انفاق كنند (و با آن به ميدان بروند) (92)


يَعْتَذِرُون‌َ إِلَيْكُم‌ْ إِذَا رَجَعْتُم‌ْ إِلَيْهِم‌ْ قُل‌ْ لاَ تَعْتَذِرُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لَكُم‌ْ قَدْ نَبَّأَنَا الله‌ُ مِن‌ْ أَخْبَارِكُم‌ْ وَ سَيَرَي‌ الله‌ُ عَمَلَكُم‌ْ وَ رَسُولُه‌ُ ثُم‌َّ تُرَدُّون‌َ إِلَي‌ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ فَيُنَبِّئُكُم‌ْ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (توبه: 94)

هنگامى كه بسوى آنها (كه از جهاد تخلّف كردند) باز گرديد، از شما عذرخواهى مى‏كنند بگو: «عذرخواهى نكنيد، ما هرگز به شما ايمان نخواهيم آورد! چرا كه خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته و خدا و رسولش، اعمال شما را مى‏بينند سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگشت داده مى‏شويد و او شما را به آنچه انجام مى‏داديد، آگاه مى‏كند (و جزا مى‏دهد!)» (94)


الْأَعْرَاب‌ُ أَشَدُّ كُفْرَاً وَ نِفَاقَاً وَ أَجْدَرُ أَنْ لاَ يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 97)

باديه‏نشينان عرب، كفر و نفاقشان شديدتر است و به ناآگاهى از حدود و احكامى كه خدا بر پيامبرش نازل كرده، سزاوارترند و خداوند دانا و حكيم است! (97)


وَ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِق‌ُ قُرُبَات‌ٍ عِنْدَ الله‌ِ وَ صَلَوَات‌ِ الرَّسُول‌ِ أَلاَ إِنَّهَا قُرْبَة‌ٌ لَهُم‌ْ سَيُدْخِلُهُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 99)

گروهى (ديگر) از عربهاى باديه‏نشين، به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند و آنچه را انفاق مى‏كنند، مايه تقرّب به خدا، و دعاى پيامبر مى‏دانند آگاه باشيد اينها مايه تقرّب آنهاست! خداوند بزودى آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است! (99)


وَالسَّابِقُون‌َ الْأَوَّلُون‌َ مِن‌َ الْمُهَاجِرِين‌َ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِين‌َ اتَّبَعُوهُمْ‌ بِإِحْسَان‌ٍ رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ وَ أَعَدَّ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 100)

پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ! (100)


أَلَم‌ْ يَعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ هُوَ يَقْبَل‌ُ التَّوبَة‌َ عَن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقَات‌ِ وَ أَن‌َّ الله‌َ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (توبه: 104)

آيا نمى‏دانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش مى‏پذيرد، و صدقات را مى‏گيرد، و خداوند توبه‏پذير و مهربان است؟! (104)


وَ قُل‌ِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي‌ الله‌ُ عَمَلَكُم‌ْ وَ رَسُولُه‌ُ وَالْمُؤْمِنُون‌َ وَ سَتُرَدُّون‌َ إِلَي‌ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ فَيُنَبِّئُكُم‌ْ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (توبه: 105)

بگو: «عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‏بينند! و بزودى، بسوى داناى نهان و آشكار، بازگردانده مى‏شويد و شما را به آنچه عمل مى‏كرديد، خبر مى‏دهد!» (105)


وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مَسْجِدَاً ضِرَارَاً وَ كُفْرَاً وَ تَفْرِيقَاً بَيْن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ وَ إِرْصَادَاً لِمَن‌ْ حَارَب‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَيَحْلِفُن‌َّ إِن‌ْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَي‌ وَالله‌ُ يَشْهَدُ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (توبه: 107)

(گروهى ديگر از آنها) كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان (به مسلمانان)، و (تقويت) كفر، و تفرقه‏افكنى ميان مؤمنان، و كمينگاه براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود آنها سوگند ياد مى‏كنند كه: «جز نيكى (و خدمت)، نظرى نداشته‏ايم!» امّا خداوند گواهى مى‏دهد كه آنها دروغگو هستند! (107)


لاَ تَقُم‌ْ فِيه‌ِ أَبَدَاً لَمَسْجِدٌ أُسِّس‌َ عَلَي‌ التَّقْوَي‌ مِن‌ْ أَوَّل‌ِ يَوْم‌ٍ أَحَق‌ُّ أَنْ‌ تَقُوم‌َ فِيه‌ِ فِيه‌ِ رِجَال‌ٌ يُحِبُّون‌َ أَنْ‌ يَتَطَهَّرُوا وَالله‌ُ يُحِب‌ُّ الْمُطَّهِّرِين‌َ (توبه: 108)

هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست! آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده، شايسته‏تر است كه در آن (به عبادت) بايستى در آن، مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد! (108)


أَفَمَن‌ْ أَسَّس‌َ بُنْيَانَه‌ُ عَلَي‌ تَقْوَي‌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَان‌ٍ خَيْرٌ أَمْ‌ مَن‌ْ أَسَّس‌َ بُنْيَانَه‌ُ عَلَي‌ شَفَا جُرُف‌ٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِه‌ِ فِي‌ نَارِ جَهَنَّم‌َ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (توبه: 109)

آيا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده بهتر است، يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرومى‏ريزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدايت نمى‏كند! (109)


إِن‌َّ الله‌َ اشْتَرَي‌ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ أَنْفُسَهُم‌ْ وَ أَمْوَالَهُمْ‌ بِأَنَّ‌ لَهُم‌ُ الْجَنَّة‌َ يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَيَقْتُلُون‌َ وَ يُقْتَلُون‌َ وَعْدَاً عَلَيْه‌ِ حَقَّاً فِي‌ التَّوْرَاة‌ِ وَالْإِنْجِيل‌ِ وَالْقُرْآن‌ِ وَ مَن‌ْ أَوْفَي‌ بِعَهْدِه‌ِ مِن‌َ الله‌ِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُم‌ُ الَّذِي‌ بَايَعْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 111)

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به اين گونه كه:) در راه خدا پيكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند اين وعده حقّى است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اكنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى كه با خدا كرده‏ايد و اين است آن پيروزى بزرگ! (111)


وَ مَا كَان‌َ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيم‌َ لِأَبِيه‌ِ إِلاَّ عَنْ‌ مَوْعِدَة‌ٍ وَعَدَهَا إِيَّاه‌ُ فَلَمَّا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ أَنَّه‌ُ عَدُوٌّ لِالله‌ِ تَبَرَّأَ مِنْه‌ُ إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ لَأََوَّاه‌ٌ حَلِيم‌ٌ (توبه: 114)

و استغفار ابراهيم براى پدرش [عمويش آزر]، فقط بخاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند) امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود! (114)


إِن‌َّ الله‌َ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (توبه: 116)

حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خداست زنده مى‏كند و مى‏ميراند و جز خدا، ولىّ و ياورى نداريد! (116)


لَقَدْ تَاب‌َ الله‌ُ عَلَي‌ النَّبِي‌ِّ وَالْمُهَاجِرِين‌َ وَالْأَنْصَارِ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوه‌ُ فِي‌ سَاعَة‌ِ الْعُسْرَة‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغ‌ُ قُلُوب‌ُ فَرِيق‌ٍ مِنْهُم‌ْ ثُم‌َّ تَاب‌َ عَلَيْهِم‌ْ إِنَّه‌ُ بِهِم‌ْ رَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 117)

مسلّماً خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدّت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حقّ منحرف شود (و از ميدان جنگ بازگردند) سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است! (117)


وَ عَلَي‌ الثَّلاَثَة‌ِ الَّذِين‌َ خُلِّفُوا حَتَّي‌ إِذَا ضَاقَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الْأَرْض‌ُ بِمَا رَحُبَت‌ْ وَ ضَاقَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ وَ ظَنُّوا أَنْ‌ لاَ مَلْجَأَ مِن‌َ الله‌ِ إِلاَّ إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ تَاب‌َ عَلَيْهِم‌ْ لِيَتُوبُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (توبه: 118)

(همچنين) آن سه نفر كه (از شركت در جنگ تبوك) تخلّف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حدّ كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد (حتّى) در وجود خويش، جايى براى خود نمى‏يافتند (در آن هنگام) دانستند پناهگاهى از خدا جز بسوى او نيست سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفيق داد) تا توبه كنند خداوند بسيار توبه‏پذير و مهربان است! (118)


مَا كَان‌َ لِأَهْل‌ِ الْمَدِينَة‌ِ وَ مَن‌ْ حَوْلَهُمْ‌ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ أَنْ‌ يَتَخَلَّفُوا عَنْ‌ رَسُول‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِم‌ْ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ لاَ يُصِيبُهُم‌ْ ظَمَأٌ وَ لاَ نَصَب‌ٌ وَ لاَ مَخْمَصَة‌ٌ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَطَئُون‌َ مَوْطِئَاً يَغِيظ‌ُ الْكُفَّارَ وَ لاَ يَنَالُون‌َ مِن‌ْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِب‌َ لَهُمْ‌ بِه‌ِ عَمَل‌ٌ صَالِح‌ٌ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (توبه: 120)

سزاوار نيست كه اهل مدينه، و باديه‏نشينانى كه اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلّف جويند و براى حفظ جان خويش، از جان او چشم بپوشند! اين بخاطر آن است كه هيچ تشنگى و خستگى، و گرسنگى در راه خدا به آنها نمى‏رسد و هيچ گامى كه موجب خشم كافران مى‏شود برنمى‏دارند، و ضربه‏اى از دشمن نمى‏خورند، مگر اينكه به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مى‏شود زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند! (120)


وَ إِذَا مَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَقُول‌ُ أَيُّكُم‌ْ زَادَتْه‌ُ هَذِه‌ِ إِيمَانَاً فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا فَزَادَتْهُم‌ْ إِيمَانَاً وَ هُم‌ْ يَسْتَبْشِرُون‌َ (توبه: 124)

و هنگامى كه سوره‏اى نازل مى‏شود، بعضى از آنان (به ديگران) مى‏گويند: «اين سوره، ايمان كدام يك از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما كسانى كه ايمان آورده‏اند، بر ايمانشان افزوده و آنها (به فضل و رحمت الهى) خوشحالند. (124)


لَقَدْ جَاءَكُم‌ْ رَسُول‌ٌ مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ عَزِيزٌ عَلَيْه‌ِ مَا عَنِتُّم‌ْ حَرِيص‌ٌ عَلَيْكُمْ‌ بِالْمُؤْمِنِين‌َ رَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 128)

به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128)


فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَقُل‌ْ حَسْبِي‌َ الله‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ هُوَ رَب‌ُّ الْعَرْش‌ِ الْعَظِيم‌ِ (توبه: 129)

اگر آنها (از حق) روى بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا كفايت مى‏كند هيچ معبودى جز او نيست بر او توكّل كردم و او صاحب عرش بزرگ است!» (129)


إِن‌َّ رَبَّكُم‌ُ الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ‌ شَفِيع‌ٍ إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِ إِذْنِه‌ِ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ أَفَلاَ تَذَكَّرُون‌َ (يونس: 3)

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبير كار (جهان) پرداخت هيچ شفاعت كننده‏اى، جز با اذن او نيست اين است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش كنيد! آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (3)


إِلَيْه‌ِ مَرْجِعِكُم‌ْ جَمِيعَاً وَعْدَ الله‌ِ حَقَّاً إِنَّه‌ُ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ لِيَجْزِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ بِالْقِسْط‌ِ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا لَهُم‌ْ شَرَاب‌ٌ مِن‌ْ حَمِيم‌ٍ وَ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُون‌َ (يونس: 4)

بازگشت همه شما بسوى اوست! خداوند وعده حقّى فرموده او آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس آن را بازمى‏گرداند، تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، بعدالت جزا دهد و براى كسانى كه كافر شدند، نوشيدنى از مايع سوزان است و عذابى دردناك، بخاطر آنكه كفر مى‏ورزيدند! (4)


هُوَ الَّذِي‌ جَعَل‌َ الشَّمْس‌َ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورَاً وَ قَدَّرَه‌ُ مَنَازِل‌َ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِين‌َ وَالْحِسَاب‌َ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ ذَلِك‌َ إِلاَّ بِالْحَق‌ِّ يُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (يونس: 5)

او كسى است كه خورشيد را روشنايى، و ماه را نور قرار داد و براى آن منزلگاه‏هايى مقدّر كرد، تا عدد سالها و حساب (كارها) را بدانيد خداوند اين را جز بحق نيافريده او آيات (خود را) براى گروهى كه اهل دانشند، شرح مى‏دهد! (5)


وَ إِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِه‌ِ أَوْ قَاعِدَاً أَوْ قَائِمَاً فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْه‌ُ ضُرَّه‌ُ مَرَّ كَأَن‌ْ لَم‌ْ يَدْعُنَا إِلَي‌ ضُرٍّ مَسَّه‌ُ كَذَلِك‌َ زُيِّن‌َ لِلْمُسْرِفِين‌َ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (يونس: 12)

هنگامى كه به انسان زيان (و ناراحتى) رسد، ما را (در هر حال:) در حالى كه به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است، مى‏خواند امّا هنگامى كه ناراحتى را از او برطرف ساختيم، چنان مى‏رود كه گويى هرگز ما را براى حل مشكلى كه به او رسيده بود، نخوانده است! اين گونه براى اسرافكاران، اعمالشان زينت داده شده است (كه زشتى اين عمل را درك نمى‏كنند)! (12)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا ائْت‌ِ بِقُرْآن‌ٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْه‌ُ قُل‌ْ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أُبَدِّلَه‌ُ مِنْ‌ تِلْقَاءِ نَفْسِي‌ إِن‌ْ أَتَّبِع‌ُ إِلاَّ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (يونس: 15)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مى‏گويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!» (15)


قُلْ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا تَلَوْتُه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ وَ لاَ أَدْرَاكُم‌ْ بِه‌ِ فَقَدْ لَبِثْت‌ُ فِيكُم‌ْ عُمُرَاً مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (يونس: 16)

بگو: «اگر خدا مى‏خواست، من اين آيات را بر شما نمى‏خواندم و خداوند از آن آگاهتان نمى‏كرد چه اينكه مدّتها پيش از اين، در ميان شما زندگى نمودم (و هرگز آيه‏اى نياوردم) آيا نمى‏فهميد؟!» (16)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْمُـجْرِمُون‌َ (يونس: 17)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، يا آيات او را تكذيب مى‏كند؟! مسلماً مجرمان رستگار نخواهند شد! (17)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَضُرُّهُم‌ْ وَ لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ يَقُولُون‌َ هَؤُلاَءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ الله‌ِ قُل‌ْ أَتُنَبِّئُون‌َ الله‌َ بِمَا لاَ يَعلَم‌ُ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (يونس: 18)

آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند، و نه سودى مى‏بخشد و مى‏گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزى خبر مى‏دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتايانى كه قرار مى‏دهند! (18)


وَ مَا كَان‌َ النَّاس‌ُ إِلاَّ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ فِيمَا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (يونس: 19)

(در آغاز) همه مردم امّت واحدى بودند سپس اختلاف كردند و اگر فرمانى از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سريع آنان) از قبل صادر نشده بود، در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏شد (و سپس همگى به مجازات مى‏رسيدند). (19)


وَ يَقُولُون‌َ لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَقُل‌ْ إِنَّمَا الْغَيْب‌ُ لِالله‌ِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الْمُنْتَظِرِين‌َ (يونس: 20)

مى‏گويند: «چرا معجزه‏اى از پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «غيب (و معجزات) تنها براى خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشيد، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‏جويانه باشيد، و من هم در انتظار مجازات شما!)» (20)


هُوَ الَّذِي‌ يُسَيِّرُكُم‌ْ فِي‌ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّي‌ إِذَا كُنْتُم‌ْ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ جَرَيْن‌َ بِهِمْ‌ بِرِيح‌ٍ طَيِّبَة‌ٍ وَ فَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيح‌ٌ عَاصِف‌ٌ وَ جَاءَهُم‌ُ الْمَوْج‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَكَان‌ٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُم‌ْ أُحِيط‌َ بِهِم‌ْ دَعَوُا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ لَئِن‌ْ أَنْجَيْتَنَا مِن‌ْ هَذِه‌ِ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (يونس: 22)

او كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مى‏دهد زمانى كه در كشتى قرار مى‏گيريد، و بادهاى موافق آنان را (بسوى مقصد) حركت ميدهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شديدى مى‏وزد و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آيد و گمان مى‏كنند هلاك خواهند شد در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند كه: «اگر ما را از اين گرفتارى نجات دهى، حتماً از سپاسگزاران خواهيم بود!» (22)


إِنَّمَا مَثَل‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاه‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ فَاخْتَلَط‌َ بِه‌ِ نَبَات‌ُ الْأَرْض‌ِ مِمَّا يَأْكُل‌ُ النَّاس‌ُ وَالْأَنْعَام‌ُ حَتَّي‌ إِذَا أَخَذَت‌ِ الْأَرْض‌ُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَت‌ْ وَ ظَن‌َّ أَهْلُهَا أَنَّهُم‌ْ قَادِرُون‌َ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارَاً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدَاً كَأَن‌ْ لَم‌ْ تَغْن‌َ بِالْأَمْس‌ِ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (يونس: 24)

مثل زندگى دنيا، همانند آبى است كه از آسمان نازل كرده‏ايم كه در پى آن، گياهان (گوناگون) زمين- كه مردم و چهارپايان از آن مى‏خورند- مى‏رويد تا زمانى كه زمين، زيبايى خود را يافته و آراسته مى‏گردد، و اهل آن مطمئن مى‏شوند كه مى‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام يا در روز، (براى نابودى آن) فرامى‏رسد (سرما يا صاعقه‏اى را بر آن مسلّط مى‏سازيم) و آن چنان آن را درو مى‏كنيم كه گويى ديروز هرگز (چنين كشتزارى) نبوده است! اين گونه، آيات خود را براى گروهى كه مى‏انديشند، شرح مى‏دهيم! (24)


قُل‌ْ هَل‌ْ مِنْ‌ شُرَكَائِكُمْ‌ مَنْ‌ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ قُل‌ِ الله‌ُ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ فَأَنَّي‌ تُؤْفَكُون‌َ (يونس: 34)

بگو: «آيا هيچ يك از معبودهاى شما، آفرينش را ايجاد مى‏كند و سپس بازمى‏گرداند؟!» بگو: «تنها خدا آفرينش را ايجاد كرده، سپس بازمى‏گرداند با اين حال، چرا از حق روى‏گردان مى‏شويد؟!» (34)


وَ مَا كَان‌َ هَذَا الْقُرْآن‌ُ أَنْ‌ يُفْتَرَي‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لَكِنْ‌ تَصْدِيق‌َ الَّذِي‌ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ تَفْصِيل‌َ الْكِتَاب‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (يونس: 37)

شايسته نبود (و امكان نداشت) كه اين قرآن، بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود ولى تصديقى است براى آنچه پيش از آن است (از كتب آسمانى)، و شرح و تفصيلى بر آنها است شكّى در آن نيست، و از طرف پروردگار جهانيان است. (37)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ فَأْتُوا بِسُورَة‌ٍ مِثْلِه‌ِ وَادْعُوا مَن‌ِ اسْتَطَعْتُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (يونس: 38)

آيا آنها مى‏گويند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست مى گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد و غير از خدا، هر كس را مى‏توانيد (به يارى) طلبيد!» (38)


بَل‌ْ كَذَّبُوا بِمَا لَم‌ْ يُحِيطُوا بِعِلْمِه‌ِ وَ لَمَّا يَأْتِهِم‌ْ تَأْوِيلُه‌ُ كَذَلِك‌َ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الظَّالِمِين‌َ (يونس: 39)

(ولى آنها از روى علم و دانش قرآن را انكار نكردند) بلكه چيزى را تكذيب كردند كه آگاهى از آن نداشتند، و هنوز واقعيتش بر آنان روشن نشده است! پيشينيان آنها نيز همين گونه تكذيب كردند پس بنگر عاقبت كار ظالمان چگونه بود! (39)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِه‌ِ وَ رَبُّك‌َ أَعْلَم‌ُ بِالْمُفْسِدِين‌َ (يونس: 40)

بعضى از آنها، به آن ايمان مى‏آورند و بعضى ايمان نمى‏آورند و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر مى‏شناسد)! (40)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِن‌ْ أَتَاكُم‌ْ عَذَابُه‌ُ بَيَاتَاً أَوْ نَهَارَاً مَاذَا يَسْتَعْجِل‌ُ مِنْه‌ُ الْمُـجْرِمُون‌َ (يونس: 50)

بگو: «اگر مجازات او، شب‏هنگام يا در روز به سراغ شما آيد (، آيا مى‏توانيد آن را از خود دفع كنيد؟!)» پس مجرمان براى چه عجله مى‏كنند؟! (50)


أَثُم‌َّ إِذَا مَا وَقَع‌َ آمَنْتُمْ‌ بِه‌ِ آلْآن‌َ وَ قَدْ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تَستَعْجِلُون‌َ (يونس: 51)

يا اينكه آن گاه كه واقع شد، به آن ايمان مى‏آوريد! (به شما گفته مى‏شود:) حالا؟! در حالى كه قبلًا براى آن عجله مى‏كرديد! (ولى اكنون چه سود!) (51)


وَ يَسْتَنْبِئُونَك‌َ أَحَق‌ٌّ هُوَ قُل‌ْ إِيْ‌ وَ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ لَحَق‌ٌّ وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ (يونس: 53)

از تو مى‏پرسند: «آيا آن (وعده مجازات الهى) حقّ است؟» بگو: «آرى، به پروردگارم سوگند، قطعاً حقّ است و شما نمى‏توانيد از آن جلوگيرى كنيد!» (53)


وَ لَوْ أَن‌َّ لِكُل‌ِّ نَفْس‌ٍ ظَلَمَت‌ْ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ لَافْتَدَت‌ْ بِه‌ِ وَ أَسَرُّوا النَّدَامَة‌َ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب‌َ وَ قُضِي‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِالْقِسْط‌ِ وَ هُم‌ْ لاَ يُظْلَمُون‌َ (يونس: 54)

و هر كس كه ستم كرده، اگر تمامى آنچه روى زمين است در اختيار داشته باشد، (همه را از هول عذاب،) براى نجات خويش مى‏دهد! و هنگامى كه عذاب را ببينند، (پشيمان مى‏شوند امّا) پشيمانى خود را كتمان مى‏كنند (، مبادا رسواتر شوند)! و در ميان آنها، بعدالت داورى مى‏شود و ستمى بر آنها نخواهد شد! (54)


هُوَ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (يونس: 56)

اوست كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند، و به سوى او بازگردانده مى‏شويد! (56)


قُل‌ْ بِفَضْل‌ِ الله‌ِ وَ بِرَحْمَتِه‌ِ فَبِذَلِك‌َ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون‌َ (يونس: 58)

بگو: «به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند كه اين، از تمام آنچه گردآورى كرده‏اند، بهتر است!» (58)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُمْ‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ لَكُمْ‌ مِنْ‌ رِزْق‌ٍ فَجَعَلْتُم‌ْ مِنْه‌ُ حَرَامَاً وَ حَلاَلاً قُل‌ْ آلله‌ُ أَذِن‌َ لَكُم‌ْ أَم‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ تَفْتَرُون‌َ (يونس: 59)

بگو: «آيا روزيهايى را كه خداوند بر شما نازل كرده ديده‏ايد، كه بعضى از آن را حلال، و بعضى را حرام نموده‏ايد؟!» بگو: «آيا خداوند به شما اجازه داده، يا بر خدا افترا مى بنديد (و از پيش خود، حلال و حرام مى‏كنيد؟!)» (59)


وَ مَا تَكُون‌ُ فِي‌ شَأْن‌ٍ وَ مَا تَتْلُو مِنْه‌ُ مِنْ‌ قُرْآن‌ٍ وَ لاَ تَعْمَلُون‌َ مِن‌ْ عَمَل‌ٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُم‌ْ شُهُودَاً إِذْ تُفِيضُون‌َ فِيه‌ِ وَ مَا يَعْزُب‌ُ عَنْ‌ رَبِّك‌َ مِنْ‌ مِثْقَال‌ِ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ وَ لاَ أَصْغَرَ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْبَرَ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (يونس: 61)

در هيچ حال (و انديشه‏اى) نيستى، و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمى‏كنى، و هيچ عملى را انجام نمى‏دهيد، مگر اينكه ما گواه بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن مى شويد! و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفى نمى‏ماند حتّى به اندازه سنگينى ذرّه‏اى، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه (همه آنها) در كتاب آشكار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است! (61)


هُوَ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ اللَّيْل‌َ لِتَسْكُنُوا فِيه‌ِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَسْمَعُون‌َ (يونس: 67)

او كسى است كه شب را براى شما آفريد، تا در آن آرامش بيابيد و روز را روشنى بخش (تا به تلاش زندگى پردازيد) در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه گوش شنوا دارند! (67)


قَالُوا اتَّخَذَ الله‌ُ وَلَدَاً سُبْحَانَه‌ُ هُوَ الْغَنِي‌ُّ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِن‌ْ عِنْدَكُمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ بِهَذَا أَتَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (يونس: 68)

گفتند: «خداوند فرزندى براى خود انتخاب كرده است»! (از هر عيب و نقص و احتياجى) منزه است! او بى‏نياز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است! شما هيچ گونه دليلى بر اين ادعا نداريد! آيا به خدا نسبتى مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟! (68)


وَاتْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ نَبَأَ نُوح‌ٍ إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ يَا قَوم‌ِ إِنْ‌ كَان‌َ كَبُرَ عَلَيْكُمْ‌ مَقَامِي‌ وَ تَذْكِيرِي‌ بِآيات‌ِ الله‌ِ فَعَلَي‌ الله‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُم‌ْ وَ شُرَكَاءَكُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ يَكُن‌ْ أَمْرُكُم‌ْ عَلَيْكُم‌ْ غُمَّة‌ً ثُم‌َّ اقْضُوا إِلَيَّ‌ وَ لاَ تُنْظِرُون‌ِ (يونس: 71)

سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام كه به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر تذكّرات من نسبت به آيات الهى، بر شما سنگين (و غير قابل تحمّل) است، (هر كار از دستتان ساخته است بكنيد.) من بر خدا توكّل كرده‏ام! فكر خود، و قدرت معبودهايتان را جمع كنيد سپس هيچ چيز بر شما پوشيده نماند (تمام جوانب كارتان را بنگريد) سپس به حيات من پايان دهيد، و (لحظه‏اى) مهلتم ندهيد! (امّا توانايى نداريد!) (71)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَنَجَّيْنَاه‌ُ وَ مَنْ‌ مَعَه‌ُ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ جَعَلْنَاهُم‌ْ خَلائِف‌َ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُنْذَرِين‌َ (يونس: 73)

امّا آنها او را تكذيب كردند! و ما، او و كسانى را كه با او در كشتى بودند، نجات داديم و آنان را جانشين (و وارث كافران) قرار داديم و كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند، غرق نموديم! پس ببين عاقبت كار كسانى كه انذار شدند (و به انذار الهى اهميّت ندادند)، چگونه بود! (73)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ رُسُلاً إِلَي‌ قَوْمِهِم‌ْ فَجَاءُوهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا بِه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ كَذَلِك‌َ نَطْبَع‌ُ عَلَي‌ قُلُوب‌ِ الْمُعْتَدِين‌َ (يونس: 74)

سپس بعد از نوح، رسولانى به سوى قومشان فرستاديم آنان دلايل روشن برايشان آوردند امّا آنها، به چيزى كه پيش از آن تكذيب كرده بودند، ايمان نياوردند! اينچنين بر دلهاى تجاوزكاران مهر مى‏نهيم (تا چيزى را درك نكنند)! (74)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِنْ‌ بَعْدِهِمْ‌ مُوسَي‌ وَ هَارُون‌َ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كَانُوا قَوْمَاً مُجْرِمِين‌َ (يونس: 75)

بعد از آنها، موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاديم اما آنها تكبّر كردند (و زير بار حق نرفتند چرا كه) آنها گروهى مجرم بودند! (75)


قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آباءَنَا وَ تَكُون‌َ لَكُمَا الْكِبْرِيَاءُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا نَحْن‌ُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِين‌َ (يونس: 78)

گفتند: «آيا آمده‏اى كه ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم، منصرف سازى و بزرگى (و رياست) در روى زمين، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ايمان نمى‏آوريم!» (78)


فَلَمَّا أَلْقَوْا قَال‌َ مُوسَي‌ مَا جِئْتُمْ‌ بِه‌ِ السِّحْرُ إِن‌َّ الله‌َ سَيُبْطِلُه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُصْلِح‌ُ عَمَل‌َ الْمُفْسِدِين‌َ (يونس: 81)

هنگامى كه افكندند، موسى گفت: «آنچه شما آورديد، سحر است كه خداوند بزودى آن را باطل مى‏كند چرا كه خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمى‏كند! (81)


وَ يُحِق‌ُّ الله‌ُ الْحَق‌َّ بِكَلِمَاتِه‌ِ وَ لَوْ كَرِه‌َ الْمُـجْرِمُون‌َ (يونس: 82)

او حق را به وعده خويش، تحقق مى‏بخشد هر چند مجرمان كراهت داشته باشند!» (82)


فَمَا آمَن‌َ لِمُوسَي‌ إِلاَّ ذُرِّيَّة‌ٌ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ عَلَي‌ خَوْف‌ٍ مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِهِم‌ْ أَنْ‌ يَفْتِنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ فِرْعَوْن‌َ لَعَال‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الْمُسْرِفِين‌َ (يونس: 83)

(در آغاز،) هيچ كس به موسى ايمان نياورد، مگر گروهى از فرزندان قوم او (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافيانش، مبادا آنها را شكنجه كنند زيرا فرعون، برترى‏جويى در زمين داشت و از اسرافكاران بود! (83)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ يَا قَوْم‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ آمَنْتُمْ‌ بِالله‌ِ فَعَلَيْه‌ِ تَوَكَّلُوا إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُسْلِمِين‌َ (يونس: 84)

موسى گفت: «اى قوم من! اگر شما به خدا ايمان آورده‏ايد، بر او توكّل كنيد اگر تسليم فرمان او هستيد!» (84)


وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ مُوسَي‌ وَ أَخِيه‌ِ أَنْ‌ تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتَاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُم‌ْ قِبْلَة‌ً وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِين‌َ (يونس: 87)

و به موسى و برادرش وحى كرديم كه: «براى قوم خود، خانه‏هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد و خانه‏هايتان را مقابل يكديگر (و متمركز) قرار دهيد! و نماز را برپا داريد! و به مؤمنان بشارت ده (كه سرانجام پيروز مى‏شوند!)» (87)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ رَبَّنَا إِنَّك‌َ آتَيْت‌َ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَأَه‌ُ زِينَة‌ً وَ أَمْوَالاً فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ‌ سَبِيلِك‌َ رَبَّنَا اطْمِس‌ْ عَلَي‌ أَمْوَالِهِم‌ْ وَاشْدُدْ عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ فَلاَ يُؤْمِنُوا حَتَّي‌ يَرَوُا الْعَذَاب‌َ الْأَلِيم‌َ (يونس: 88)

موسى گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموالى (سرشار) در زندگى دنيا داده‏اى، پروردگارا! در نتيجه (بندگانت را) از راه تو گمراه مى‏سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود كن! و (بجرم گناهانشان،) دلهايشان را سخت و سنگين ساز، به گونه‏اى كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند!» (88)


وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُم‌ْ فِرْعَوْن‌ُ وَ جُنُودُه‌ُ بَغْيَاً وَ عَدْوَاً حَتَّي‌ إِذَا أَدْرَكَه‌ُ الْغَرَق‌ُ قَال‌َ آمَنْت‌ُ أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ الَّذِي‌ آمَنَت‌ْ بِه‌ِ بَنُو إِسْرَائِيل‌َ وَ أَنَا مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (يونس: 90)

(سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا [رود عظيم نيل‏] عبور داديم و فرعون و لشكرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند هنگامى كه غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه هيچ معبودى، جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده‏اند، وجود ندارد و من از مسلمين هستم!» (90)


وَ لَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ مُبَوَّأَ صِدْق‌ٍ وَ رَزَقْنَاهُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّي‌ جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَقْضِي‌ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (يونس: 93)

(سپس) بنى اسرائيل را در جايگاه صدق (و راستى) منزل داديم و از روزيهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم (امّا آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نكردند، مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قيامت، در آنچه اختلاف مى‏كردند، ميان آنها داورى مى‏كند! (93)


وَ إِنْ‌ يَمْسَسْك‌َ الله‌ُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِف‌َ لَه‌ُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ‌ يُرِدْك‌َ بِخَيْرٍ فَلاَ رَادَّ لِفَضْلِه‌ِ يُصِيب‌ُ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (يونس: 107)

و اگر خداوند، (براى امتحان يا كيفر گناه،) زيانى به تو رساند، هيچ كس جز او آن را برطرف نمى‏سازد و اگر اراده خيرى براى تو كند، هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد! آن را به هر كس از بندگانش بخواهد مى‏رساند و او غفور و رحيم است!» (107)


قُل‌ْ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَإِنَّمَا يَضِل‌ُّ عَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (يونس: 108)

بگو: «اى مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده هر كس (در پرتو آن) هدايت يابد، براى خود هدايت شده و هر كس گمراه گردد، به زيان خود گمراه مى‏گردد و من مأمور (به اجبار) شما نيستم!» (108)


الر كِتَاب‌ٌ أُحْكِمَت‌ْ آيَاتُه‌ُ ثُم‌َّ فُصِّلَت‌ْ مِنْ‌ لَدُن‌ْ حَكِيم‌ٍ خَبِيرٍ (هود: 1)

الر، اين كتابى است كه آياتش استحكام يافته سپس تشريح شده و از نزد خداوند حكيم و آگاه (نازل گرديده) است! (1)


أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ إِنَّنِي‌ لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ (هود: 2)

(دعوت من اين است) كه: جز «اللَّه» را نپرستيد! من از سوى او براى شما بيم دهنده و بشارت دهنده‏ام! (2)


وَ أَن‌ِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم‌ْ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ يُمَتِّعْكُمْ‌ مَتَاعَاً حَسَنَاً إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً وَ يُؤْت‌ِ كُل‌َّ ذِي‌ فَضْل‌ٍ فَضْلَه‌ُ وَ إِنْ‌ تَوَلَّوْا فَإِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ كَبِيرٍ (هود: 3)

و اينكه: از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد سپس بسوى او بازگرديد تا شما را تا مدّت معيّنى، (از مواهب زندگى اين جهان،) به خوبى بهره‏مند سازد و به هر صاحب فضيلتى، به مقدار فضيلتش ببخشد! و اگر (از اين فرمان) روى گردان شويد، من بر شما از عذاب روز بزرگى بيمناكم! (3)


أَلاَ إِنَّهُم‌ْ يَثْنُون‌َ صُدُورَهُم‌ْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْه‌ُ أَلاَ حِين‌َ يَسْتَغْشُون‌َ ثِيَابَهُم‌ْ يَعْلَم‌ُ مَا يُسِرُّون‌َ وَ مَا يُعْلِنُون‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (هود: 5)

آگاه باشيد، آنها (سرها را به هم نزديك ساخته، و) سينه‏هاشان را در كنار هم قرار مى‏دهند، تا خود (و سخنان خويش) را از او [پيامبر] پنهان دارند! آگاه باشيد، آن گاه كه آنها لباسهايشان را به خود مى‏پيچند و خويش را در آن پنهان مى‏كنند، (خداوند) مى‏داند آنچه را پنهان مى‏كنند و آنچه را آشكار مى‏سازند چرا كه او، از اسرار درون سينه‏ها، آگاه است! (5)


وَ هُوَ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ وَ كَان‌َ عَرْشُه‌ُ عَلَي‌ الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُم‌ْ أَيُّكُم‌ْ أَحْسَن‌ُ عَمَلاً وَ لَئِنْ‌ قُلْت‌َ إِنَّكُمْ‌ مَبْعُوثُون‌َ مِنْ‌ بَعْدِ الْمَوْت‌ِ لَيَقُولَنَّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (هود: 7)

او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت (بخاطر اين آفريد) تا شما را بيازمايد كه كداميك عملتان بهتر است! و اگر (به آنها) بگويى: «شما بعد از مرگ، برانگيخته مى‏شويد! «، مسلّماً» كافران مى‏گويند: «اين سحرى آشكار است!» (7)


وَ لَئِن‌ْ أَخَّرْنَا عَنْهُم‌ُ الْعَذَاب‌َ إِلَي‌ أُمَّة‌ٍ مَعْدُودَة‌ٍ لَيَقُولُن‌َّ مَا يَحْبِسُه‌ُ أَلاَ يَوْم‌َ يَأْتِيهِم‌ْ لَيْس‌َ مَصْرُوفَاً عَنْهُم‌ْ وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (هود: 8)

و اگر مجازات را تا زمان محدودى از آنها به تأخير اندازيم، (از روى استهزا مى‏گويند: «چه چيز مانع آن شده است؟!» آگاه باشيد، آن روز كه (عذاب) به سراغشان آيد، از آنها بازگردانده نخواهد شد (و هيچ قدرتى مانع آن نخواهد بود) و آنچه را مسخره مى‏كردند، دامانشان را مى‏گيرد! (8)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنَّا رَحْمَة‌ً ثُم‌َّ نَزَعْنَاهَا مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ لَيَؤُوس‌ٌ كَفُورٌ (هود: 9)

و اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود! (9)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَاه‌ُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْه‌ُ لَيَقُولَنَّ ذَهَب‌َ السَّيِّئَات‌ُ عَنِّي‌ إِنَّه‌ُ لَفَرِح‌ٌ فَخُورٌ (هود: 10)

و اگر بعد از شدّت و رنجى كه به او رسيده، نعمتهايى به او بچشانيم، مى‏گويد: «مشكلات از من برطرف شد، و ديگر باز نخواهد گشت!» و غرق شادى و غفلت و فخرفروشى مى‏شود ... (10)


فَلَعَلَّك‌َ تَارِك‌ٌ بَعْض‌َ مَا يُوحَي‌ إِلَيْك‌َ وَ ضَائِق‌ٌ بِه‌ِ صَدْرُك‌َ أَنْ‌ يَقُولُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَه‌ُ مَلَك‌ٌ إِنَّمَا أَنْت‌َ نَذيرٌ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَكِيل‌ٌ (هود: 12)

شايد (ابلاغ) بعض آياتى را كه به تو وحى مى‏شود، (بخاطر عدم پذيرش آنها) ترك كنى (و به تأخير اندازى) و سينه‏ات از اين جهت تنگ (و ناراحت) شود كه مى‏گويند: «چرا گنجى بر او نازل نشده؟! و يا چرا فرشته‏اى همراه او نيامده است؟!» (ابلاغ كن، و نگران و ناراحت مباش! چرا كه) تو فقط بيم دهنده‏اى و خداوند، نگاهبان و ناظر بر همه چيز است (و به حساب آنان مى‏رسد)! (12)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه‌ِ مُفْتَرَيَات‌ٍ وَادْعُوا مَن‌ِ اسْتَطَعْتُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (هود: 13)

آنها مى‏گويند: «او به دروغ اين (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگى است)!» بگو: «اگر راست مى‏گوييد، شما هم ده سوره ساختگى همانند اين قرآن بياوريد و تمام كسانى را كه مى‏توانيد- غير از خدا- (براى اين كار) دعوت كنيد!» (13)


أَفَمَنْ‌ كَان‌َ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ وَ يَتْلُوه‌ُ شَاهِدٌ مِنْه‌ُ وَ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ كِتَاب‌ُ مُوسَي‌ إِمَامَاً وَ رَحْمَة‌ً أُولَئِك‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِه‌ِ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ فَالنَّارُ مَوْعِدُه‌ُ فَلاَ تَك‌ُ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (هود: 17)

آيا آن كس كه دليل آشكارى از پروردگار خويش دارد، و بدنبال آن، شاهدى از سوى او مى‏باشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن مى‏دهد، همچون كسى است كه چنين نباشد)؟! آنها [حق‏طلبان و حقيقت‏جويان‏] به او (كه داراى اين ويژگيهاست،) ايمان مى‏آورند! و هر كس از گروه‏هاى مختلف به او كافر شود، آتش وعده‏گاه اوست! پس، ترديدى در آن نداشته باش كه آن حق است از پروردگارت! ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند! (17)


وَ لَقَدْ أَرْسْلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ إِنِّي‌ لَكُم‌ْ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (هود: 25)

ما نوح را بسوى قومش فرستاديم (نخستين بار به آنها گفت): «من براى شما بيم‏دهنده‏اى آشكارم! (25)


فَقَال‌َ الْمَلَأُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ مَا نَرَاك‌َ إِلاَّ بَشَرَاً مِثْلَنَا وَ مَا نَرَاك‌َ اتَّبَعَك‌َ إِلاَّ الَّذِين‌َ هُم‌ْ أَرَاذِلُنَا بَادِي‌َ الرَّأْي‌ِ وَ مَا نَرَي‌ لَكُم‌ْ عَلَيْنَا مِنْ‌ فَضْل‌ٍ بَل‌ْ نَظُنُّكُم‌ْ كَاذِبِين‌َ (هود: 27)

اشراف كافر قومش (در پاسخ او) گفتند: «ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بينيم! و كسانى را كه از تو پيروى كرده‏اند، جز گروهى اراذل ساده‏لوح، مشاهده نمى‏كنيم و براى شما فضيلتى نسبت به خود نمى‏بينيم بلكه شما را دروغگو تصور مى‏كنيم!» (27)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ آتَانِي‌ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ فَعُمِّيَت‌ْ عَلَيْكُم‌ْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَ أَنْتُم‌ْ لَهَا كَارِهُون‌َ (هود: 28)

(نوح) گفت: «اگر من دليل روشنى از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتى به من داده باشد- و بر شما مخفى مانده- (آيا باز هم رسالت مرا انكار مى‏كنيد)؟! آيا ما مى‏توانيم شما را به پذيرش اين دليل روشن مجبور سازيم، با اينكه شما كراهت داريد؟! (28)


وَ يَا قَوْم‌ِ لاَ أَسْأَلُكُمْ‌ عَلَيْه‌ِ مَالاً إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ الله‌ِ وَ مَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّهُمْ‌ مُلاَقُوا رَبِّهِم‌ْ وَ لَكِنِّي‌ أَرَاكُم‌ْ قَوْمَاً تَجْهَلُون‌َ (هود: 29)

اى قوم! من به خاطر اين دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من، تنها بر خداست! و من، آنها را كه ايمان آورده‏اند، (بخاطر شما) از خود طرد نمى‏كنم چرا كه آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قيامت، خصم من خواهند بود) ولى شما را قوم جاهلى مى‏بينم! (29)


قَال‌َ إِنَّمَا يَأْتِيكُمْ‌ بِه‌ِ الله‌ُ إِنْ‌ شَاءَ وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ (هود: 33)

گفتند: «اى نوح! با ما جر و بحث كردى، و زياد هم جر و بحث كردى! (بس است!) اكنون اگر راستى مى‏گويى، آنچه را (از عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى بياور!» (33)


وَ لاَ يَنْفَعُكُم‌ْ نُصْحِي‌ إِن‌ْ أَرَدْتُ أَن‌ْ أَنصَح‌َ لَكُم‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ الله‌ُ يُرِيدُ أَنْ‌ يُغْوِيَكُم‌ْ هُوَ رَبُّكُم‌ْ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (هود: 34)

(اما چه سود كه) هر گاه خدا بخواهد شما را (بخاطر گناهانتان) گمراه سازد، و من بخواهم شما را اندرز دهم، اندرز من سودى به حالتان نخواهد داشت! او پروردگار شماست و بسوى او بازگشت داده مى‏شويد.» (34)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ إِنِ‌ افْتَرَيْتُه‌ُ فَعَلَيَّ‌ إِجْرَامِي‌ وَ أَنَا بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُجْرِمُون‌َ (هود: 35)

(مشركان) مى‏گويند: «او [محمد (ص)] اين سخنان را بدروغ به خدا نسبت داده است! «بگو: «اگر من اينها را از پيش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم، گناهش بر عهده من است ولى من از گناهان شما بيزارم!» (35)


وَ أُوحِي‌َ إِلَي‌ نُوح‌ٍ أَنَّه‌ُ لَن‌ْ يُؤْمِن‌َ مِنْ‌ قَوْمِك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ قَدْ آمَن‌َ فَلاَ تَبْتَئِس‌ْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُون‌َ (هود: 36)

به نوح وحى شد كه: «جز آنها كه (تا كنون) ايمان آورده‏اند، ديگر هيچ كس از قوم تو ايمان نخواهد آورد! پس، از كارهايى كه مى‏كردند، غمگين مباش! (36)


وَ يَصْنَع‌ُ الْفُلْك‌َ وَ كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْه‌ِ مَلَأٌَ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ سَخِرُوا مِنْه‌ُ قَال‌َ إِنْ‌ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ‌ كَمَا تَسْخَرُون‌َ (هود: 38)

او مشغول ساختن كشتى بود، و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مى‏گذشتند، او را مسخره مى‏كردند (ولى نوح) گفت: «اگر ما را مسخره مى‏كنيد، ما نيز شما را همين گونه مسخره خواهيم كرد! (38)


فَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ مَنْ‌ يَأْتِيه‌ِ عَذَاب‌ٌ يُخْزِيه‌ِ وَ يَحِل‌ُّ عَلَيْه‌ِ عَذَاب‌ٌ مُقِيم‌ٌ (هود: 39)

بزودى خواهيد دانست چه كسى عذاب خواركننده به سراغش خواهد آمد، و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد!» (39)


حَتَّي‌ إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِل‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ٍّ زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَبَق‌َ عَلَيْه‌ِ الْقَوْل‌ُ وَ مَن‌ْ آمَن‌َ وَ مَا آمَن‌َ مَعَه‌ُ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ (هود: 40)

(اين وضع هم چنان ادامه يافت) تا آن زمان كه فرمان ما فرا رسيد، و تنور جوشيدن گرفت (به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن)- مگر آنها كه قبلًا وعده هلاك آنان داده شده [همسر و يكى از فرزندانت‏]- و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند! (40)


وَ هِي‌َ تَجْرِي‌ بِهِم‌ْ فِي‌ مَوْج‌ٍ كَالْجِبَال‌ِ وَ نَادَي‌ نُوح‌ٌ ابْنَه‌ُ وَ كَان‌َ فِي‌ مَعْزِل‌ٍ يَا بُنَي‌َّ ارْكَب‌ْ مَعَنَا وَ لاَ تَكُنْ‌ مَع‌َ الْكَافِرِين‌َ (هود: 42)

و آن كشتى، آنها را از ميان امواجى همچون كوه‏ها حركت ميداد (در اين هنگام،) نوح فرزندش را كه در گوشه‏اى بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با كافران مباش!» (42)


وَ نَادَي‌ نُوح‌ٌ رَبَّه‌ُ فَقَال‌َ رَب‌ِّ إِن‌َّ ابْنِي‌ مِن‌ْ أَهْلِي‌ وَ إِن‌َّ وَعْدَك‌َ الْحَق‌ُّ وَ أَنْت‌َ أَحْكَم‌ُ الْحَاكِمِين‌َ (هود: 45)

نوح به پروردگارش عرض كرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حكم‏كنندگان برترى!» (45)


قَال‌َ يَا نُوح‌ُ إِنَّه‌ُ لَيْس‌َ مِن‌ْ أَهْلِك‌َ إِنَّه‌ُ عَمَل‌ٌ غَيْرُ صَالِح‌ٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْس‌َ لَك‌َ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ إِنِّي‌ أَعِظُك‌َ أَنْ‌ تَكُون‌َ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (هود: 46)

فرمود: «اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است [فرد ناشايسته‏اى است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!!» (46)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ أَعُوذُ بِك‌َ أَن‌ْ أَسْأَلَك‌َ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ إِنْ لاَ تَغْفِرْ لِي‌ وَ تَرْحَمْنِي‌ أَكُنْ‌ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (هود: 47)

عرض كرد: «پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم كه از تو چيزى بخواهم كه از آن آگاهى ندارم! و اگر مرا نبخشى، و بر من رحم نكنى، از زيانكاران خواهم بود!» (47)


وَ إِلَي‌ عَادٍ أَخَاهُم‌ْ هُودَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ مُفْتَرُون‌َ (هود: 50)

(ما) به سوى (قوم) عاد، برادرشان «هود» را فرستاديم (به آنها) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! شما فقط تهمت مى‏زنيد (و بتها را شريك او مى‏خوانيد)! (50)


يَا قَوْم‌ِ لاَ أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ أَجْرَاً إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ الَّذِي‌ فَطَرَنِي‌ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (هود: 51)

اى قوم من! من از شما براى اين (رسالت)، پاداشى نمى‏طلبم پاداش من، تنها بر كسى است كه مرا آفريده است آيا نمى‏فهميد؟! (51)


وَ يَا قَوْم‌ِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم‌ْ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ يُرْسِل‌ِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ‌ مِدْرَارَاً وَ يَزِدْكُم‌ْ قُوَّة‌ً إِلَي‌ قُوَّتِكُم‌ْ وَ لاَ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِين‌َ (هود: 52)

و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا (باران) آسمان را پى در پى بر شما بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابيد!» (52)


مِنْ‌ دُونِه‌ِ فَكِيدُونِي‌ جَميعَاً ثُم‌َّ لاَ تُنْظِرُون‌ِ (هود: 55)

از آنچه غير او (مى‏پرستيد)! حال كه چنين است، همگى براى من نقشه بكشيد و مرا مهلت ندهيد! (اما بدانيد كارى از دست شما ساخته نيست!) (55)


فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ‌ مَا أُرْسِلْت‌ُ بِه‌ِ إِلَيْكُم‌ْ وَ يَسْتَخْلِف‌ُ رَبِّي‌ قَوْمَاً غَيْرَكُم‌ْ وَ لاَ تَضُرُّونَه‌ُ شَيْءً إِن‌َّ رَبِّي‌ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَفِيظ‌ٌ (هود: 57)

پس اگر روى برگردانيد، من رسالتى را كه مأمور بودم به شما رساندم و پروردگارم گروه ديگرى را جانشين شما مى‏كند و شما كمترين ضررى به او نمى‏رسانيد پروردگارم حافظ و نگاهبان هر چيز است!» (57)


وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ نَجَّيْنَاهُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ غَلِيظ‌ٍ (هود: 58)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، «هود» و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و آنها را از عذاب شديد، رهايى بخشيديم! (58)


وَ تِلْك‌َ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ وَ عَصَوْا رُسُلَه‌ُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُل‌ِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ (هود: 59)

و اين قوم «عاد» بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و پيامبران او را معصيت نمودند و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پيروى كردند! (59)


وَ إِلَي‌ ثَمُودَ أَخَاهُم‌ْ صَالِحَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ هُوَ أَنشَأَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ وَاسْتَعْمَرَكُم‌ْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوه‌ُ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ قَرِيب‌ٌ مُجِيب‌ٌ (هود: 61)

و بسوى قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! اوست كه شما را از زمين آفريد، و آبادى آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوى او بازگرديد، كه پروردگارم (به بندگان خود) نزديك، و اجابت‏كننده (خواسته‏هاى آنها) است!» (61)


قَالُوا يَا صَالِح‌ُ قَدْ كُنْت‌َ فِينَا مَرْجُوَّاً قَبْل‌َ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ‌ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَ إِنَّنَا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (هود: 62)

گفتند: «اى صالح! تو پيش از اين، مايه اميد ما بودى! آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند، نهى مى‏كنى؟! در حالى كه ما، در مورد آنچه به سوى آن دعوتمان مى‏كنى، در شك و ترديد هستيم!» (62)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ آتَانِي‌ مِنْه‌ُ رَحْمَة‌ً فَمَنْ‌ يَنْصُرُنِي‌ مِن‌َ الله‌ِ إِن‌ْ عَصَيْتُه‌ُ فَمَا تَزِيدُونَنِي‌ غَيْرَ تَخْسِيرٍ (هود: 63)

گفت: «اى قوم! اگر من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم، و رحمتى از جانب خود به من داده باشد (، مى‏توانم از ابلاغ رسالت او سرپيچى كنم)؟! اگر من نافرمانى او كنم، چه كسى مى‏تواند مرا در برابر وى يارى دهد؟! پس، (سخنان) شما، جز اطمينان به زيانكار بودنتان، چيزى بر من نمى‏افزايد! (63)


فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ مِن‌ْ خِزْي‌ِ يَوْمِئِذٍ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ الْقَوِي‌ُّ الْعَزِيرُ (هود: 66)

و هنگامى كه فرمان (مجازات) ما فرا رسيد، صالح و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوايى آن روز، رهايى بخشيديم چرا كه پروردگارت قوى و شكست ناپذير است! (66)


فَلَمَّا رَأَي‌ أَيْدِيَهُم‌ْ لاَ تَصِل‌ُ إِلَيْه‌ِ نَكِرَهُم‌ْ وَ أَوْجَس‌َ مِنْهُم‌ْ خِيفَة‌ً قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَي‌ قَوْم‌ِ لُوط‌ٍ (هود: 70)

(اما) هنگامى كه ديد دست آنها به آن نمى‏رسد (و از آن نمى‏خورند، كار) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس! ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‏ايم!» (70)


وَامْرَأَتُه‌ُ قَائِمَة‌ٌ فَضَحِكَت‌ْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاق‌َ وَ مِنْ‌ وَرَاءِ إِسْحَاق‌َ يَعْقُوب‌َ (هود: 71)

و همسرش ايستاده بود، (از خوشحالى) خنديد پس او را بشارت به اسحاق، و بعد از او يعقوب داديم. (71)


قَالُوا أَتَعْجَبِين‌َ مِن‌ْ أَمْرِ الله‌ِ رَحْمَة‌ُ الله‌ِ وَ بَرَكَاتُه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ أَهْل‌َ الْبَيْت‌ِ إِنَّه‌ُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود: 73)

گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب ميكنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است چرا كه او ستوده و والا است!» (73)


فَلَمَّا ذَهَب‌َ عَن‌ْ إِبْرَاهِيم‌َ الرَّوْع‌ُ وَ جَاءَتْه‌ُ الْبُشْرَي‌ يُجَادِلُنَا فِي‌ قَوْم‌ِ لُوط‌ٍ (هود: 74)

هنگامى كه ترس ابراهيم فرو نشست، و بشارت به او رسيد، درباره قوم لوط با ما مجادله مى‏كرد ... (74)


يَا إِبْرَاهِيم‌ُ أَعْرِض‌ْ عَن‌ْ هَذَا إِنَّه‌ُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّك‌َ وَ إِنَّهُم‌ْ آتِيهِم‌ْ عَذَاب‌ٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ (هود: 76)

اى ابراهيم! از اين (درخواست) صرف نظر كن، كه فرمان پروردگارت فرا رسيده و بطور قطع عذاب (الهى) به سراغ آنها مى‏آيد و برگشت ندارد! (76)


وَ جَاءَه‌ُ قَوْمُه‌ُ يُهْرَعُون‌َ إِلَيْه‌ِ وَ مِنْ‌ قَبْل‌ُ كَانُوا يَعْمَلُون‌َ السَّيِّئَات‌ِ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ هَؤُلاَءِ بَنَاتِي‌ هُن‌َّ أَطْهَرُ لَكُم‌ْ فَاتَّقُوا الله‌َ وَ لاَ تُخْزُون‌ِ فِي‌ ضَيْفِي‌ أَلَيْس‌َ مِنْكُم‌ْ رَجُل‌ٌ رَشِيدٌ (هود: 78)

قوم او (بقصد مزاحمت ميهمانان) بسرعت به سراغ او آمدند- و قبلًا كارهاى بد انجام مى‏دادند- گفت: «اى قوم من! اينها دختران منند براى شما پاكيزه‏ترند! (با آنها ازدواج كنيد و از زشتكارى چشم بپوشيد!) از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد! آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد؟!» (78)


قَالُوا يَا لُوط‌ُ إِنَّا رُسُل‌ُ رَبِّك‌َ لَن‌ْ يَصِلُوا إِلَيْك‌َ فَأَسْرِ بِأَهْلِك‌َ بِقِطْع‌ٍ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ وَ لاَ يَلْتَفِت‌ْ مِنْكُم‌ْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَك‌َ إِنَّه‌ُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُم‌ْ إِن‌َّ مَوْعِدَهُم‌ُ الصُّبْح‌ُ أَلَيْس‌َ الصُّبْح‌ُ بِقَرِيب‌ٍ (هود: 81)

(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند مگر همسرت، كه او هم به همان بلايى كه آنها گرفتار مى‏شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است آيا صبح نزديك نيست؟!» (81)


وَ إِلَي‌ مَدْيَن‌َ أَخَاهُم‌ْ شُعَيْبَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ وَ لاَ تَنْقُصُوا الْمِكْيَال‌َ وَالْمِيزَان‌َ إِنِّي‌ أَرَاكُمْ‌ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ مُحِيط‌ٍ (هود: 84)

و بسوى «مدين» برادرشان شعيب را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست! پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم‏فروشى نزنيد)! من (هم اكنون) شما را در نعمت مى‏بينم (ولى) از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم! (84)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ رَزَقَنِي‌ مِنْه‌ُ رِزْقَاً حَسَنَاً وَ مَا أُرِيدُ أَن‌ْ أُخَالِفَكُم‌ْ إِلَي‌ مَا أَنْهَاكُم‌ْ عَنْه‌ُ إِن‌ْ أُرِيدُ إِلاَّ الْإِصْلاَح‌َ مَا اسْتَطَعْت‌ُ وَ مَا تَوْفِيقِي‌ إِلاَّ بِالله‌ِ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ أُنِيب‌ُ (هود: 88)

گفت: «اى قوم! به من بگوييد، هر گاه من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبى به من داده باشد، (آيا مى‏توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم؟!) من هرگز نمى‏خواهم چيزى كه شما را از آن باز مى‏دارم، خودم مرتكب شوم! من جز اصلاح- تا آنجا كه توانايى دارم- نمى‏خواهم! و توفيق من، جز به خدا نيست! بر او توكّل كردم و به سوى او بازمى‏گردم! (88)


وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم‌ْ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ رَحِيم‌ٌ وَدُودٌ (هود: 90)

از پروردگار خود، آمرزش بطلبيد و به سوى او بازگرديد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه‏كار) است!» (90)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَهْطِي‌ أَعَزُّ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ وَاتَّخَذْتُمُوه‌ُ وَرَاءَكُم‌ْ ظِهْرِيَّاً إِن‌َّ رَبِّي‌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ مُحِيط‌ٌ (هود: 92)

گفت: «اى قوم! آيا قبيله كوچك من، نزد شما عزيزتر از خداوند است؟! در حالى كه (فرمان) او را پشت سر انداخته‏ايد! پروردگارم به آنچه انجام مى‏دهيد، احاطه دارد (و آگاه است)! (92)


وَ يَا قَوْم‌ِ اعْمَلُوا عَلَي‌ مَكَانَتِكُم‌ْ إِنِّي‌ عَامِل‌ٌ سَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ مَنْ‌ يَأْتِيه‌ِ عَذَاب‌ٌ يُخْزِيه‌ِ وَ مَن‌ْ هُوَ كَاذِب‌ٌ وَارْتَقِبُوا إِنِّي‌ مَعَكُم‌ْ رَقِيب‌ٌ (هود: 93)

اى قوم! هر كارى از دستتان ساخته است، انجام دهيد، من هم كار خود را خواهم كرد و بزودى خواهيد دانست چه كسى عذاب خواركننده به سراغش مى‏آيد، و چه كسى دروغگوست! شما انتظار بكشيد، من هم در انتظارم!» (93)


وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ أَخَذَت‌ِ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا الصَّيْحَة‌ُ فَأَصْبَحُوا فِي‌ دِيَارِهِم‌ْ جَاثِمِين‌َ (هود: 94)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، شعيب و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و آنها را كه ستم كردند، صيحه (آسمانى) فرو گرفت و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند) ... (94)


إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْن‌َ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْن‌َ بِرَشِيدٍ (هود: 97)

بسوى فرعون و اطرافيانش اما آنها از فرمان فرعون پيروى كردند در حالى كه فرمان فرعون، مايه رشد و نجات نبود! (97)


يَقْدُم‌ُ قَوْمَه‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فَأَوْرَدَهُم‌ُ النَّارَ وَ بِئْس‌َ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ (هود: 98)

روز قيامت، او در پيشاپيش قومش خواهد بود و (به جاى چشمه‏هاى زلال بهشت) آنها را وارد آتش مى‏كند! و چه بد آبشخورى است (آتش)، كه بر آن وارد مى‏شوند! (98)


ذَلِك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ الْقُرَي‌ نَقُصُّه‌ُ عَلَيْك‌َ مِنْهَا قَائِم‌ٌ وَ حَصِيدٌ (هود: 100)

اين از اخبار شهرها و آباديهاست كه ما براى تو بازگو مى‏كنيم كه بعضى (هنوز) برپا هستند، و بعضى درو شده‏اند (و از ميان رفته‏اند)! (100)


وَ كَذَلِك‌َ أَخْذُ رَبِّك‌َ إِذَا أَخَذَ الْقُرَي‌ وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ إِن‌َّ أَخْذَه‌ُ أَلِيم‌ٌ شَدِيدٌ (هود: 102)

و اينچنين است مجازات پروردگار تو، هنگامى كه شهرها و آباديهاى ظالم را مجازات مى‏كند! (آرى،) مجازات او، دردناك و شديد است! (102)


إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِمَن‌ْ خَاف‌َ عَذَاب‌َ الْآخِرَة‌ِ ذَلِك‌َ يَوْم‌ٌ مَجْمُوع‌ٌ لَه‌ُ النَّاس‌ُ وَ ذَلِك‌َ يَوْم‌ٌ مَشْهُودٌ (هود: 103)

در اين، نشانه‏اى است براى كسى كه از عذاب آخرت مى‏ترسد همان روزى است كه مردم در آن جمع مى‏شوند، و روزى كه همه آن را مشاهده مى‏كنند. (103)


وَ مَا نُأَخِّرُه‌ُ إِلاَّ لِأَجَل‌ٍ مَعْدُودٍ (هود: 104)

و ما آن (مجازات) را، جز تا زمان محدودى، تأخير نمى‏اندازيم! (104)


يَوْم‌َ يَأْت‌ِ لاَ تَكَلَّم‌ُ نَفْس‌ٌ إِلاَّ بِإِذْنِه‌ِ فَمِنْهُم‌ْ شَقِي‌ٌّ وَ سَعِيدٌ (هود: 105)

آن روز كه (قيامت و زمان مجازات) فرا رسد، هيچ كس جز به اجازه او سخن نمى‏گويد گروهى بدبختند و گروهى خوشبخت! (105)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَاخْتُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (هود: 110)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمان قبلى خدا (در زمينه آزمايش و اتمام حجّت بر آنها) نبود، در ميان آنان داورى مى‏شد! و آنها (هنوز) در شكّ‏اند، شكّى آميخته به بدگمانى! (110)


وَ إِن‌َّ كُلاًّ لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُم‌ْ رَبُّك‌َ أَعْمَالَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ بِمَا يَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (هود: 111)

و پروردگارت اعمال هر يك را بى‏كم و كاست به آنها خواهد داد او به آنچه عمل مى‏كنند آگاه است! (111)


فَاسْتَقِم‌ْ كَمَا أُمِرْت‌َ وَ مَنْ‌ تَاب‌َ مَعَك‌َ وَ لاَ تَطْغَوْا إِنَّه‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (هود: 112)

پس همان‏گونه كه فرمان يافته‏اى، استقامت كن و همچنين كسانى كه با تو بسوى خدا آمده‏اند (بايد استقامت كنند)! و طغيان نكنيد، كه خداوند آنچه را انجام مى‏دهيد مى‏بيند! (112)


فَلَوْلاَ كَان‌َ مِن‌َ الْقُرُون‌ِ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ أُولُوا بَقِيَّة‌ٍ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْفَسَادِ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّن‌ْ أَنْجَيْنَا مِنْهُم‌ْ وَاتَّبَع‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيه‌ِ وَ كَانُوا مُجْرِمِين‌َ (هود: 116)

چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند؟! مگر اندكى از آنها، كه نجاتشان داديم! و آنان كه ستم مى‏كردند، از تنعّم و كامجويى پيروى كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند)! (116)


وَ كُلاًّ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ مِن‌ْ أَنبَاءِ الرُّسُل‌ِ مَا نُثَبِّت‌ُ بِه‌ِ فُؤَادَك‌َ وَ جَاءَك‌َ فِي‌ هَذِه‌ِ الْحَق‌ُّ وَ مَوْعِظَة‌ٌ وَ ذِكْرَي‌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (هود: 120)

ما از هر يك از سرگذشتهاى انبيا براى تو بازگو كرديم، تا به وسيله آن، قلبت را آرامش بخشيم و اراده‏ات قوىّ گردد. و در اين (اخبار و سرگذشتها،) براى تو حقّ، و براى مؤمنان موعظه و تذكّر آمده است. (120)


وَ لِالله‌ِ غَيْب‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ إِلَيْه‌ِ يُرْجَع‌ُ الْأَمْرُ كُلُّه‌ُ فَاعْبُدْه‌ُ وَ تَوَكَّل‌ْ عَلَيْه‌ِ وَ مَا رَبُّك‌َ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (هود: 123)

و (آگاهى از) غيب (و اسرار نهان) آسمانها و زمين، تنها از آن خداست و همه كارها به سوى او بازمى‏گردد! پس او را پرستش كن! و بر او توكّل نما! و پروردگارت از كارهايى كه مى‏كنيد، هرگز غافل نيست! (123)


إِنَّا أَنْزَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (يوسف: 2)

ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، شايد شما درك كنيد (و بينديشيد)! (2)


نَحْن‌ُ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ أَحْسَن‌َ الْقَصَص‌ِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ هَذَا الْقُرْآن‌َ وَ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَمِن‌َ الْغَافِلِين‌َ (يوسف: 3)

ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن- كه به تو وحى كرديم- بر تو بازگو مى‏كنيم و مسلّماً پيش از اين، از آن خبر نداشتى! (3)


إِذْ قَال‌َ يُوسُف‌ُ لِأَبِيه‌ِ يَا أبَت‌ِ إِنِّي‌ رَأَيْت‌ُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبَاً وَالشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُم‌ْ لِي‌ سَاجِدِين‌َ (يوسف: 4)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى‏كنند!» (4)


وَ كَذَلِك‌َ يَجْتَبِيك‌َ رَبُّك‌َ وَ يُعَلِّمُك‌َ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَادِيث‌ِ وَ يُتِم‌ُّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْك‌َ وَ عَلَي‌ آل‌ِ يَعْقُوب‌َ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَي‌ أَبَوَيْك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْحَاق‌َ إِن‌َّ رَبَّك‌َ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (يوسف: 6)

و اين گونه پروردگارت تو را برمى‏گزيند و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام و كامل مى‏كند، همان‏گونه كه پيش از اين، بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد به يقين، پروردگار تو دانا و حكيم است!» (6)


لَقَدْ كَان‌َ فِي‌ يُوسُف‌َ وَ إِخْوَتِه‌ِ آيَات‌ٌ لِلسَّائِلِين‌َ (يوسف: 7)

در (داستان) يوسف و برادرانش، نشانه‏ها (ى هدايت) براى سؤال كنندگان بود! (7)


إِذْ قَالُوا لَيُوسُف‌ُ وَ أَخُوه‌ُ أَحَب‌ُّ إلَي‌ أَبِينَا مِنَّا وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِن‌َّ أَبَانَا لَفِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 8)

هنگامى كه (برادران) گفتند: «يوسف و برادرش [بنيامين‏] نزد پدر، از ما محبوبترند در حالى كه ما گروه نيرومندى هستيم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشكارى است! (8)


اقْتُلُوا يُوسُف‌َ أَوِ اطْرَحُوه‌ُ أَرْضَاً يَخْل‌ُ لَكُم‌ْ وَجْه‌ُ أَبِيكُم‌ْ وَ تَكُونُوا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ قَوْمَاً صَالِحِين‌َ (يوسف: 9)

يوسف را بكشيد يا او را به سرزمين دوردستى بيفكنيد تا توجه پدر، فقط به شما باشد و بعد از آن، (از گناه خود توبه مى‏كنيد و) افراد صالحى خواهيد بود! (9)


قَال‌َ قَائِل‌ٌ مِنْهُم‌ْ لاَ تَقْتُلُوا يُوسُف‌َ وَ أَلْقُوه‌ُ فِي‌ غَيَابَت‌ِ الْجُب‌ِّ يَلْتَقِطْه‌ُ بَعْض‌ُ السَّيَّارَة‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ فَاعِلِين‌َ (يوسف: 10)

يكى از آنها گفت: «يوسف را نكشيد! و اگر مى‏خواهيد كارى انجام دهيد، او را در نهانگاه چاه بيفكنيد تا بعضى از قافله‏ها او را برگيرند (و با خود به مكان دورى ببرند)!» (10)


قَالُوا يَا أَبَانَا مَا لَك‌َ لاَ تَأْمَنَّا عَلَي‌ يُوسُف‌َ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَنَاصِحُون‌َ (يوسف: 11)

(و براى انجام اين كار، برادران نزد پدر آمدند و) گفتند: «پدرجان! چرا تو درباره (برادرمان) يوسف، به ما اطمينان نمى‏كنى؟! در حالى كه ما خيرخواه او هستيم! (11)


أَرْسِلْه‌ُ مَعَنَا غَدَاً يَرْتَع‌ْ وَ يَلْعَب‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 12)

فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذاى كافى بخورد و تفريح كند و ما نگهبان او هستيم!» (12)


قَال‌َ إِنِّي‌ لَيَحْزُنُنِي‌ أَنْ‌ تَذْهَبُوا بِه‌ِ وَ أَخَاف‌ُ أَنْ‌ يَأْكُلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ عَنْه‌ُ غَافِلُون‌َ (يوسف: 13)

(پدر) گفت: «من از بردن او غمگين مى‏شوم و از اين مى‏ترسم كه گرگ او را بخورد، و شما از او غافل باشيد!» (13)


قَالُوا لَئِن‌ْ أَكَلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِنَّا إِذَاً لَخَاسِرُون‌َ (يوسف: 14)

گفتند: «با اينكه ما گروه نيرومندى هستيم، اگر گرگ او را بخورد، ما از زيانكاران خواهيم بود (و هرگز چنين چيزى) ممكن نيست!)» (14)


فَلَمَّا ذَهَبُوا بِه‌ِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ‌ يَجْعَلُوه‌ُ فِي‌ غَيَابَت‌ِ الْجُب‌ِّ وَ أَوَحَيْنَا إِلَيْه‌ِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ‌ بِأَمْرِهِم‌ْ هَذَا وَ هُم‌ْ لاَ يَشْعُرُون‌َ (يوسف: 15)

هنگامى كه او را با خود بردند، و تصميم گرفتند وى را در مخفى‏گاه چاه قرار دهند، (سرانجام مقصد خود را عملى ساختند) و به او وحى فرستاديم كه آنها را در آينده از اين كارشان با خبر خواهى ساخت در حالى كه آنها نمى‏دانند! (15)


قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِق‌ُ وَ تَرَكْنَا يُوسُف‌َ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ مَا أَنْت‌َ بِمُؤْمِن‌ٍ لَنَا وَ لَوْ كُنَّا صَادِقِين‌َ (يوسف: 17)

گفتند: «اى پدر! ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم، و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهى كرد، هر چند راستگو باشيم!» (17)


وَ جَاءُوا عَلَي‌ قَميِصِه‌ِ بِدَم‌ٍ كَذِب‌ٍ قَال‌َ بَل‌ْ سَوَّلَت‌ْ لَكُم‌ْ أَنْفُسُكُم‌ْ أَمْرَاً فَصَبْرٌ جَمِيل‌ٌ وَالله‌ُ الْمُسْتَعَان‌ُ عَلَي‌ مَا تَصِفُون‌َ (يوسف: 18)

و پيراهن او را با خونى دروغين (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند گفت: «هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته! من صبر جميل (و شكيبايى خالى از ناسپاسى) خواهم داشت و در برابر آنچه مى‏گوييد، از خداوند يارى مى‏طلبم!» (18)


وَ جَاءَت‌ْ سَيَّارَة‌ٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُم‌ْ فَأَدْلَي‌ دَلْوَه‌ُ قَال‌َ يَا بُشْرَي‌ هَذَا غُلام‌ٌ وَ أَسَرُّوه‌ُ بِضَاعَة‌ً وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِمَا يَعْمَلُون‌َ (يوسف: 19)

و (در همين حال) كاروانى فرا رسيد و مأمور آب را (به سراغ آب) فرستادند او دلو خود را در چاه افكند (ناگهان) صدا زد: «مژده باد! اين كودكى است (زيبا و دوست داشتنى!)» و اين امر را بعنوان يك سرمايه از ديگران مخفى داشتند. و خداوند به آنچه آنها انجام مى‏دادند، آگاه بود. (19)


وَ شَرَوْه‌ُ بِثَمَن‌ٍ بَخْس‌ٍ دَرَاهِم‌َ مَعْدُودَة‌ٍ وَ كَانُوا فِيه‌ِ مِن‌َ الزَّاهِدِين‌َ (يوسف: 20)

و (سرانجام،) او را به بهاى كمى- چند درهم- فروختند و نسبت به (فروختن) او، بى رغبت بودند (چرا كه مى‏ترسيدند رازشان فاش شود). (20)


وَ قَال‌َ الَّذِي‌ اشْتَرَاه‌ُ مِنْ‌ مِصْرَ لِامْرَأَتِه‌ِ أَكْرِمِي‌ مَثْوَاه‌ُ عَسَي‌ أَنْ‌ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَه‌ُ وَلَدَاً وَ كَذَلِك‌َ مَكَّنَّا لِيُوسُف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لِنُعَلِّمَه‌ُ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَادِيث‌ِ وَالله‌ُ غَالِب‌ٌ عَلَي‌ أَمْرِه‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 21)

و آن كس كه او را از سرزمين مصر خريد [عزيز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وى را گرامى دار، شايد براى ما سودمند باشد و يا او را بعنوان فرزند انتخاب كنيم!» و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم! (ما اين كار را كرديم، تا او را بزرگ داريم و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (21)


وَ لَمَّا بَلَغ‌َ أَشُدَّه‌ُ آتَيْنَاه‌ُ حُكْمَاً وَ عِلْمَاً وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 22)

و هنگامى كه به بلوغ و قوّت رسيد، ما «حكم» [نبوّت‏] و «علم» به او داديم و اينچنين نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! (22)


وَ رَاوَدَتْه‌ُ الَّتِي‌ هُوَ فِي‌ بَيْتِهَا عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَ غَلَّقَت‌ِ الْأَبَوْاب‌َ وَ قَالَت‌ْ هَيْت‌َ لَك‌َ قَال‌َ مَعَاذَ الله‌ِ إِنَّه‌ُ رَبِّي‌ أَحْسَن‌َ مَثْوَاي‌َ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (يوسف: 23)

و آن زن كه يوسف در خانه او بود، از او تمنّاى كامجويى كرد درها را بست و گفت: «بيا (بسوى آنچه براى تو مهياست!)» (يوسف) گفت: «پناه مى‏برم به خدا! او [عزيز مصر] صاحب نعمت من است مقام مرا گرامى داشته (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟!) مسلّماً ظالمان رستگار نمى‏شوند!» (23)


وَ لَقَدْ هَمَّت‌ْ بِه‌ِ وَ هَم‌َّ بِهَا لَوْلاَ أَنْ‌ رَأي‌ بُرْهَان‌َ رَبِّه‌ِ كَذَلِك‌َ لِنَصْرِف‌َ عَنْه‌ُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُـخْلَصِين‌َ (يوسف: 24)

آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد- قصد وى مى‏نمود! اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود! (24)


وَاسْتَبَقَا الْبَاب‌َ وَ قَدَّت‌ْ قَمِيصَه‌ُ مِنْ‌ دُبُرٍ وَ أَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَيْ‌ الْبَاب‌ِ قَالَت‌ْ مَا جَزَاءُ مَن‌ْ أَرَادَ بِأَهْلِك‌َ سُوءً إِلاَّ أَنْ‌ يُسْجَن‌َ أَوْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (يوسف: 25)

و هر دو به سوى در، دويدند (در حالى كه همسر عزيز، يوسف را تعقيب مى‏كرد) و پيراهن او را از پشت (كشيد و) پاره كرد. و در اين هنگام، آقاى آن زن را دم در يافتند! آن زن گفت: «كيفر كسى كه بخواهد نسبت به اهل تو خيانت كند، جز زندان و يا عذاب دردناك، چه خواهد بود؟!» (25)


قَال‌َ هِي‌َ رَاوَدَتْنِي‌ عَنْ‌ نَفْسِي‌ وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِن‌ْ أَهْلِهَا إِنْ‌ كَان‌َ قَمِيصُه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ قُبُل‌ٍ فَصَدَقَت‌ْ وَ هُوَ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (يوسف: 26)

(يوسف) گفت: «او مرا با اصرار به سوى خود دعوت كرد!» و در اين هنگام، شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد كه: «اگر پيراهن او از پيش رو پاره شده، آن آن راست مى‏گويد، و او از دروغگويان است. (26)


وَ إِنْ‌ كَان‌َ قَمِيصُه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ دُبُرٍ فَكَذَبَت‌ْ وَ هُوَ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (يوسف: 27)

و اگر پيراهنش از پشت پاره شده، آن زن دروغ مى‏گويد، و او از راستگويان است.» (27)


فَلَمَّا رَأَي‌ قَمِيصَه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ دُبُرٍ قَال‌َ إِنَّه‌ُ مِنْ‌ كَيْدِكُن‌َّ إِن‌َّ كَيْدَكُن‌َّ عَظِيم‌ٌ (يوسف: 28)

هنگامى كه (عزيز مصر) ديد پيراهن او [يوسف‏] از پشت پاره شده، گفت: «اين از مكر و حيله شما زنان است كه مكر و حيله شما زنان، عظيم است! (28)


وَ قَال‌َ نِسْوَة‌ٌ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ امْرَأَۀُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ قَدْ شَغَفَهَا حُبَّاً إِنَّا لَنَرَاهَا فِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 30)

(اين جريان در شهر منعكس شد) گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزيز، جوانش [غلامش‏] را بسوى خود دعوت مى‏كند! عشق اين جوان، در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (30)


فَلَمَّا سَمِعَت‌ْ بِمَكْرِهِن‌َّ أَرْسَلَت‌ْ إِلَيْهِن‌َّ وَ أَعْتَدَت‌ْ لَهُن‌َّ مُتَّكَأً وَ آتَت‌ْ كُل‌َّ وَاحِدَة‌ٍ مِنْهُن‌َّ سِكِّينَاً وَ قَالَت‌ِ اخْرُج‌ْ عَلَيْهِن‌َّ فَلَمَّا رَأَيْنَه‌ُ أَكْبَرْنَه‌ُ وَ قَطَّعْن‌َ أَيْدِيَهُن‌َّ وَ قُلْن‌َ حَاش‌َ لِالله‌ِ مَا هَذَا بَشَرَاً إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ مَلَك‌ٌ كَرِيم‌ٌ (يوسف: 31)

هنگامى كه (همسر عزيز) از فكر آنها با خبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت كرد) و براى آنها پشتى (گرانبها، و مجلس باشكوهى) فراهم ساخت و به دست هر كدام، چاقويى (براى بريدن ميوه) داد و در اين موقع (به يوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامى كه چشمشان به او افتاد، او را بسيار بزرگ (و زيبا) شمردند و (بى‏توجه) دستهاى خود را بريدند و گفتند: «منزّه است خدا! اين بشر نيست اين يك فرشته بزرگوار است!» (31)


قَالَت‌ْ فَذَلِكُن‌َّ الَّذِي‌ لُمْتُنَّنِي‌ فِيه‌ِ وَ لَقَدْ رَاوَدْتُه‌ُ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ فَاسْتَعْصَم‌َ وَ لَئِنْ‌ لَم‌ْ يَفْعَل‌َ مَا آمُرُه‌ُ لَيُسْجَنَن‌َّ وَ لَيَكُونَاً مِن‌َ الصَّاغِرِين‌َ (يوسف: 32)

(همسر عزيز) گفت: «اين همان كسى است كه بخاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد! (آرى،) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد! و اگر آنچه را دستور مى‏دهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و مسلّماً خوار و ذليل خواهد شد!» (32)


قَال‌َ رَب‌ِّ السِّجْن‌ُ أَحَب‌ُّ إِلَيَّ‌ مِمَّا يَدْعُونَنِي‌ إِلَيْه‌ِ وَ إِنْ لاَ تَصْرِف‌ْ عَنِّي‌ كَيْدَهُن‌َّ أَصْب‌ُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ‌ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (يوسف: 33)

(يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مى‏خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» (33)


فَاسْتَجَاب‌َ لَه‌ُ رَبُّه‌ُ فَصَرَف‌َ عَنْه‌ُ كَيْدَهُن‌َّ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (يوسف: 34)

پروردگارش دعاى او را اجابت كرد و مكر آنان را از او بگردانيد چرا كه او شنوا و داناست! (34)


ثُم‌َّ بَدَا لَهُم‌ْ مِنْ‌ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَات‌ِ لَيَسْجُنُنَّه‌ُ حَتَّي‌ حِين‌ٍ (يوسف: 35)

و بعد از آنكه نشانه‏هاى (پاكى يوسف) را ديدند، تصميم گرفتند او را تا مدّتى زندانى كنند! (35)


وَ دَخَل‌َ مَعَه‌ُ السِّجْن‌َ فَتَيَان‌ِ قَال‌َ أَحَدُهُمَا إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَعْصِرُ خَمْرَاً وَ قَال‌َ الْآخَرُ إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَحْمِل‌ُ فَوْق‌َ رَأْسِي‌ خُبْزَاً تَأْكُل‌ُ الطَّيْرُ مِنْه‌ُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِه‌ِ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 36)

و دو جوان، همراه او وارد زندان شدند يكى از آن دو گفت: «من در خواب ديدم كه (انگور براى) شراب مى‏فشارم!» و ديگرى گفت: «من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مى‏كنم و پرندگان از آن مى‏خورند ما را از تعبير اين خواب آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مى‏بينيم.» (36)


قَال‌َ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَام‌ٌ تُرْزَقَانِه‌ِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ يَأْتِيَكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي‌ رَبِّي‌ إِنِّي‌ تَرَكْت‌ُ مِلَّة‌َ قَوْم‌ٍ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ هُمْ‌ بِالْآخِرَة‌ِ هُم‌ْ كَافِرُون‌َ (يوسف: 37)

(يوسف) گفت: «پيش از آنكه جيره غذايى شما فرا رسد، شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت. اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم)! (37)


مَا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِلاَّ أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُمْ‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ أَمَرَ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاه‌ُ ذَلِك‌َ الدِّين‌ُ الْقَيِّم‌ُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 40)

اين معبودهايى كه غير از خدا مى‏پرستيد، چيزى جز اسمهايى (بى‏مسمّا) كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‏ايد، نيست خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده حكم تنها از آن خداست فرمان داده كه غير از او را نپرستيد! اين است آيين پابرجا ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (40)


يَا صَاحِبَي‌ِ السِّجْن‌ِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي‌ رَبَّه‌ُ خَمْرَاً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَب‌ُ فَتَأْكُل‌ُ الطَّيْرُ مِنْ‌ رَأْسِه‌ِ قُضِي‌َ الْأَمْرُ الَّذِي‌ فِيه‌ِ تَسْتَفْتِيَان‌ِ (يوسف: 41)

اى دوستان زندانى من! امّا يكى از شما (دو نفر، آزاد مى‏شود و) ساقى شراب براى صاحب خود خواهد شد و امّا ديگرى به دار آويخته مى‏شود و پرندگان از سر او مى‏خورند! و مطلبى كه درباره آن (از من) نظر خواستيد، قطعى و حتمى است!» (41)


وَ قَال‌َ لِلَّذِي‌ ظَن‌َّ أَنَّه‌ُ نَاج‌ٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي‌ عِنْدَ رَبِّك‌َ فَأَنْسَاه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ ذِكْرَ رَبِّه‌ِ فَلَبِث‌َ فِي‌ السِّجْن‌ِ بِضْع‌َ سِنِين‌َ (يوسف: 42)

و به آن يكى از آن دو نفر، كه مى‏دانست رهايى مى‏يابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [سلطان مصر] يادآورى كن!» ولى شيطان يادآورى او را نزد صاحبش از خاطر وى برد و بدنبال آن، (يوسف) چند سال در زندان باقى ماند. (42)


وَ قَال‌َ الَّذِي‌ نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة‌ٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ‌ بِتَأْوِيلِه‌ِ فَأَرْسِلُون‌ِ (يوسف: 45)

و يكى از آن دو كه نجات يافته بود- و بعد از مدّتى به خاطرش آمد- گفت: «من تأويل آن را به شما خبر مى‏دهم مرا (به سراغ آن جوان زندانى) بفرستيد!» (45)


قَال‌َ تَزْرَعُون‌َ سَبْع‌َ سِنِين‌َ دَأَبَاً فَمَا حَصَدْتُمْ‌ فَذَرُوه‌ُ فِي‌ سُنْبُلِه‌ِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّا تَأْكُلُون‌َ (يوسف: 47)

گفت: «هفت سال با جديّت زراعت مى‏كنيد و آنچه را درو كرديد، جز كمى كه مى‏خوريد، در خوشه‏هاى خود باقى بگذاريد (و ذخيره نماييد). (47)


ثُم‌َّ يَأْتِي‌ مِنْ‌ بَعْدِ ذَلِك‌َ عَام‌ٌ فِيه‌ِ يُغَاث‌ُ النَّاس‌ُ وَ فِيه‌ِ يَعْصِرُون‌َ (يوسف: 49)

سپس سالى فرامى‏رسد كه باران فراوان نصيب مردم مى‏شود و در آن سال، مردم عصاره (ميوه‏ها و دانه‏هاى روغنى را) مى‏گيرند (و سال پر بركتى است.)» (49)


وَ قَال‌َ الْمَلِك‌ُ ائْتُونِي‌ بِه‌ِ فَلَمَّا جَاءَه‌ُ الرَّسُول‌ُ قَال‌َ ارْجِع‌ْ إِلَي‌ رَبِّك‌َ فَاسْأَلْه‌ُ مَا بَال‌ُ النِّسْوَة‌ِ الاَّتِي‌‌ قَطَّعْن‌َ أَيْدِيَهُن‌َّ إِن‌َّ رَبِّي‌ بِكَيْدِهِن‌َّ عَلِيم‌ٌ (يوسف: 50)

پادشاه گفت: «او را نزد من آوريد!» ولى هنگامى كه فرستاده او نزد وى [يوسف‏] آمد گفت: «به سوى صاحبت بازگرد، و از او بپرس ماجراى زنانى كه دستهاى خود را بريدند چه بود؟ كه خداى من به نيرنگ آنها آگاه است.» (50)


قَال‌َ مَا خَطْبُكُن‌َّ إِذْ رَاوَدْتُن‌َّ يُوسُف‌َ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ قُلْن‌َ حَاش‌َ لِالله‌ِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْه‌ِ مِنْ‌ سُوءٍ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ الْعَزيِزِ الْآن‌َ حَصْحَص‌َ الْحَق‌ُّ أَنَا رَاوَدْتُه‌ُ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (يوسف: 51)

(پادشاه آن زنان را طلبيد و) گفت: «به هنگامى كه يوسف را به سوى خويش دعوت كرديد، جريان كار شما چه بود؟» گفتند: «منزّه است خدا، ما هيچ عيبى در او نيافتيم!» (در اين هنگام) همسر عزيز گفت: «الآن حق آشكار گشت! من بودم كه او را به سوى خود دعوت كردم و او از راستگويان است! (51)


ذَلِك‌َ لِيَعْلَم‌َ أَنِّي‌ لَم‌ْ أَخُنْه‌ُ بِالْغَيْب‌ِ وَ أَن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ كَيْدَ الْخَائِنِين‌َ (يوسف: 52)

اين سخن را بخاطر آن گفتم تا بداند من در غياب به او خيانت نكردم و خداوند مكر خائنان را هدايت نمى‏كند! (52)


وَ قَال‌َ الْمَلِك‌ُ ائْتُونِي‌ بِه‌ِ أَسْتَخْلِصْه‌ُ لِنَفْسِي‌ فَلَمَّا كَلَّمَه‌ُ قَال‌َ إِنَّك‌َ الْيَوْم‌َ لَدَيْنَا مَكِين‌ٌ أَمِين‌ٌ (يوسف: 54)

پادشاه گفت: «او [يوسف‏] را نزد من آوريد، تا وى را مخصوص خود گردانم!» هنگامى كه (يوسف نزد وى آمد و) با او صحبت كرد، (پادشاه به عقل و درايت او پى برد و) گفت: «تو امروز نزد ما جايگاهى والا دارى، و مورد اعتماد هستى!» (54)


وَ جَاءَ إِخْوَة‌ُ يُوسُف‌َ فَدَخَلُوا عَلَيْه‌ِ فَعَرَفَهُم‌ْ وَ هُم‌ْ لَه‌ُ مُنْكِرُون‌َ (يوسف: 58)

(سرزمين كنعان را قحطى فرا گرفت) برادران يوسف (در پى موادّ غذايى به مصر) آمدند و بر او وارد شدند. او آنان را شناخت ولى آنها او را نشناختند. (58)


فَإِنْ‌ لَم‌ْ تَأْتُونِي‌ بِه‌ِ فَلاَ كَيْل‌َ لَكُم‌ْ عِنْدِي‌ وَ لاَ تَقْرَبُون‌ِ (يوسف: 60)

و اگر او را نزد من نياوريد، نه كيل (و پيمانه‏اى از غلّه) نزد من خواهيد داشت و نه (اصلًا) به من نزديك شويد!» (60)


قَالُوا سَنُرَاوِدُ عَنْه‌ُ أَبَاه‌ُ وَ إِنَّا لَفَاعِلُون‌َ (يوسف: 61)

گفتند: «ما با پدرش گفتگو خواهيم كرد (و سعى مى‏كنيم موافقتش را جلب نمائيم) و ما اين كار را خواهيم كرد!» (61)


وَ قَال‌َ لِفِتْيَانِه‌ِ اجْعَلُوا بِضَاعَتَهُم‌ْ فِي‌ رِحَالِهِم‌ْ لَعَلَّهُم‌ْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انْقَلَبُوا إِلَي‌ أَهْلِهِم‌ْ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (يوسف: 62)

(سپس) به كارگزاران خود گفت: «آنچه را بعنوان قيمت پرداخته‏اند، در بارهايشان بگذاريد! شايد پس از بازگشت به خانواده خويش، آن را بشناسند و شايد برگردند!» (62)


فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَي‌ أَبِيهِم‌ْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِع‌َ مِنَّا الْكَيْل‌ُ فَأَرْسِل‌ْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَل‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 63)

هنگامى كه به سوى پدرشان بازگشتند، گفتند: «اى پدر! دستور داده شده كه (بدون حضور برادرمان بنيامين) پيمانه‏اى (از غلّه) به ما ندهند پس برادرمان را با ما بفرست، تا سهمى (از غلّه) دريافت داريم و ما او را محافظت خواهيم كرد!» (63)


قَال‌َ هَل‌ْ آَمَنُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ إِلاَّ كَمَا أَمِنْتُكُم‌ْ عَلَي‌ أَخِيه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَالله‌ُ خَيْرٌ حَافِظَاً وَ هُوَ أَرْحَم‌ُ الرَّاحِمين‌َ (يوسف: 64)

گفت: «آيا نسبت به او به شما اطمينان كنم همان‏گونه كه نسبت به برادرش (يوسف) اطمينان كردم (و ديديد چه شد)؟! و (در هر حال،) خداوند بهترين حافظ، و مهربانترين مهربانان است» (64)


قَال‌َ لَن‌ْ أُرْسِلَه‌ُ مَعَكُم‌ْ حَتَّي‌ تُؤْتُون‌ِ مَوْثِقَاً مِن‌َ الله‌ِ لَتَأْتُنَّنِي‌ بِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يُحَاط‌َ بِكُم‌ْ فَلَمَّا آتَوْه‌ُ مَوْثِقَهُم‌ْ قَال‌َ الله‌ُ عَلَي‌ مَا نَقُول‌ُ وَكِيل‌ٌ (يوسف: 66)

گفت: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا پيمان مؤكّد الهى بدهيد كه او را حتماً نزد من خواهيد آورد! مگر اينكه (بر اثر مرگ يا علّت ديگر،) قدرت از شما سلب گردد. و هنگامى كه آنها پيمان استوار خود را در اختيار او گذاردند، گفت: «خداوند، نسبت به آنچه مى‏گوييم، ناظر و نگهبان است!» (66)


وَ قَال‌َ يَا بَنِي‌َّ لاَ تَدْخُلُوا مِنْ‌ بَاب‌ٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِن‌ْ أَبْوَاب‌ٍ مُتَفَرِّقَة‌ٍ وَ مَا أُغْنِي‌ عَنْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ عَلَيْه‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُتَوَكِّلُون‌َ (يوسف: 67)

و (هنگامى كه مى‏خواستند حركت كنند، يعقوب) گفت: «فرزندان من! از يك در وارد نشويد بلكه از درهاى متفرّق وارد گرديد (تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و (من با اين دستور،) نمى‏توانم حادثه‏اى را كه از سوى خدا حتمى است، از شما دفع كنم! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توكّل كرده‏ام و همه متوكّلان بايد بر او توكّل كنند!» (67)


وَ لَمَّا دَخَلُوا مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَمَرَهُم‌ْ أَبُوهُمْ‌ مَا كَان‌َ يُغْنِي‌ عَنْهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ حَاجَة‌ً فِي‌ نَفْس‌ِ يَعْقُوب‌َ قَضَاهَا وَ إِنَّه‌ُ لَذُو عِلْم‌ٍ لِمَا عَلَّمْنَاه‌ُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 68)

و هنگامى كه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، اين كار هيچ حادثه حتمى الهى را نمى‏توانست از آنها دور سازد، جز حاجتى در دل يعقوب (كه از اين طريق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت) و او به خاطر تعليمى كه ما به او داديم، علم فراوانى داشت ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (68)


وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلَي‌ يُوسُف‌َ آوَي‌ إِلَيْه‌ِ أَخَاه‌ُ قَال‌َ إِنِّي‌ أَنَا أَخُوك‌َ فَلاَ تَبْتَئِس‌ْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (يوسف: 69)

هنگامى كه (برادران) بر يوسف وارد شدند، برادرش را نزد خود جاى داد و گفت: «من برادر تو هستم، از آنچه آنها انجام مى‏دادند، غمگين و ناراحت نباش!» (69)


فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ‌ بِجَهَازِهِم‌ْ جَعَل‌َ السِّقَايَة‌َ فِي‌ رَحْل‌ِ أَخِيه‌ِ ثُم‌َّ أَذَّن‌َ مُؤَذِّن‌ٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُم‌ْ لَسَارِقُون‌َ (يوسف: 70)

و هنگامى كه (مأمور يوسف) بارهاى آنها را بست، ظرف آبخورى پادشاه را در بارِ برادرش گذاشت سپس كسى صدا زد «اى اهل قافله، شما دزد هستيد!» (70)


قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاع‌َ الْمَلِك‌ِ وَ لِمَنْ‌ جَاءَ بِه‌ِ حِمْل‌ُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِه‌ِ زَعِيم‌ٌ (يوسف: 72)

گفتند: «پيمانه پادشاه را! و هر كس آن را بياورد، يك بار شتر (غلّه) به او داده مى‏شود و من ضامن اين (پاداش) هستم!» (72)


قَالُوا فَمَا جَزَاؤُه‌ُ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ كَاذِبِين‌َ (يوسف: 74)

آنها گفتند: «اگر دروغگو باشيد، كيفرش چيست؟» (74)


قَالُوا جَزَاؤُه‌ُ مَن‌ وُجِدَ فِي‌ رَحْلِه‌ِ فَهُوَ جَزَاؤُه‌ُ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الظَّالِمِين‌َ (يوسف: 75)

گفتند: «هر كس (آن پيمانه) در بارِ او پيدا شود، خودش كيفر آن خواهد بود (و بخاطر اين كار، برده شما خواهد شد) ما اين گونه ستمگران را كيفر مى‏دهيم!» (75)


فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِم‌ْ قَبْل‌َ وِعَاءِ أَخِيه‌ِ ثُم‌َّ اسْتَخْرَجَهَا مِنْ‌ وِعَاءِ أَخِيه‌ِ كَذَلِك‌َ كِدْنَا لِيُوسُف‌َ مَا كَان‌َ لِيَأْخُذَ أَخَاه‌ُ فِي‌ دين‌ِ الْمَلِك‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يَشَاءَ الله‌ُ نَرْفَع‌ُ دَرَجَات‌ٍ مَنْ‌ نَشَاءُ وَ فَوْق‌َ كُل‌ِّ ذِي‌ عِلْم‌ٍ عَلِيم‌ٌ (يوسف: 76)

در اين هنگام، (يوسف) قبل از بار برادرش، به كاوش بارهاى آنها پرداخت سپس آن را از بارِ برادرش بيرون آورد اين گونه راه چاره را به يوسف ياد داديم! او هرگز نمى‏توانست برادرش را مطابق آيين پادشاه (مصر) بگيرد، مگر آنكه خدا بخواهد! درجات هر كس را بخواهيم بالا مى‏بريم و برتر از هر صاحب علمى، عالمى است! (76)


قَالُوا إِنْ‌ يَسْرِق‌ْ فَقَدْ سَرَق‌َ أَخ‌ٌ لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَأَسَرَّهَا يُوسُف‌ُ فِي‌ نَفْسِه‌ِ وَ لَم‌ْ يُبْدِهَا لَهُم‌ْ قَال‌َ أَنْتُم‌ْ شَرٌّ مَكَانَاً وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا تَصِفُون‌َ (يوسف: 77)

(برادران) گفتند: «اگر او [بنيامين‏] دزدى كند، (جاى تعجب نيست) برادرش (يوسف) نيز قبل از او دزدى كرد» يوسف (سخت ناراحت شد، و) اين (ناراحتى) را در درون خود پنهان داشت، و براى آنها آشكار نكرد (همين اندازه) گفت: «شما (از ديدگاه من،) از نظر منزلت بدترين مردميد! و خدا از آنچه توصيف مى‏كنيد، آگاهتر است!» (77)


قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيرُ إِن‌َّ لَه‌ُ أَبَاً شَيْخَاً كَبِيرَاً فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَه‌ُ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنين‌َ (يوسف: 78)

گفتند: «اى عزيز! او پدر پيرى دارد (كه سخت ناراحت مى‏شود) يكى از ما را به جاى او بگير ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم!» (78)


قَال‌َ مَعَاذَ الله‌ِ أَنْ‌ نَأْخُذَ إِلاَّ مَنْ‌ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَه‌ُ إِنَّا إِذَاً لَظَالِمُون‌َ (يوسف: 79)

گفت: «پناه بر خدا كه ما غير از آن كس كه متاع خود را نزد او يافته‏ايم بگيريم در آن صورت، از ظالمان خواهيم بود!» (79)


فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْه‌ُ خَلَصُوا نَجِيَّاً قَال‌َ كَبِيرُهُمْ‌ أَلَم‌ْ تَعْلَمُوا أَن‌َّ أَبَاكُم‌ْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ‌ مَوْثِقَاً مِن‌َ الله‌ِ وَ مِنْ‌ قَبْل‌ُ مَا فَرَّطْتُم‌ْ فِي‌ يُوسُف‌َ فَلَن‌ْ أَبْرَح‌َ الْأَرْض‌َ حَتَّي‌ يَأْذَن‌َ لِي‌ أَبِي‌ أَوْ يَحْكُم‌َ الله‌ُ لِي‌ وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين‌َ (يوسف: 80)

هنگامى كه (برادران) از او مأيوس شدند، به كنارى رفتند و با هم به نجوا پرداختند (برادر) بزرگشان گفت: «آيا نمى‏دانيد پدرتان از شما پيمان الهى گرفته و پيش از اين درباره يوسف كوتاهى كرديد؟! من از اين سرزمين حركت نمى‏كنم، تا پدرم به من اجازه دهد يا خدا درباره من داورى كند، كه او بهترين حكم‏كنندگان است! (80)


قَال‌َ بَل‌ْ سَوَّلَت‌ْ لَكُم‌ْ أَنْفُسُكُم‌ْ أَمْرَاً فَصَبْرٌ جَميل‌ٌ عَسَي‌ الله‌ُ أَنْ‌ يَأْتِيَنِي‌ بِهِمْ‌ جَميعَاً إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (يوسف: 83)

(يعقوب) گفت: « (هواى) نفس شما، مسأله را چنين در نظرتان آراسته است! من صبر مى‏كنم، صبرى زيبا (و خالى از كفران)! اميدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند چرا كه او دانا و حكيم است! (83)


وَ تَوَلَّي‌ عَنْهُم‌ْ وَ قَال‌َ يَا أَسَفَي‌ عَلَي‌ يُوسُف‌َ وَابْيَضَّت‌ْ عَينَاه‌ُ مِن‌َ الْحُزْن‌ِ فَهُوَ كَظِيمٌ‌ (يوسف: 84)

و از آنها روى برگرداند و گفت: «وا اسفا بر يوسف!» و چشمان او از اندوه سفيد شد، اما خشم خود را فرو مى‏برد (و هرگز كفران نمى‏كرد)! (84)


يَا بَنِي‌َّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ‌ يُوسُف‌َ وَ أَخِيه‌ِ وَ لاَ تَيْأَسُوا مِنْ‌ رَوْح‌ِ الله‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يَيْأَس‌ُ مِنْ‌ رَوْح‌ِ الله‌ِ إِلاَّ الْقَوْم‌ُ الْكَافِرُون‌َ (يوسف: 87)

پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!» (87)


فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَاعَة‌ٍ مُزْجَاة‌ٍ فَأَوْف‌ِ لَنَا الْكَيْل‌َ وَ تَصَدَّق‌ْ عَلَيْنَا إِن‌َّ الله‌َ يَجْزِي‌ الْمُتَصَدِّقِين‌َ (يوسف: 88)

هنگامى كه آنها بر او [يوسف‏] وارد شدند، گفتند: «اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته، و متاع كمى (براى خريد موادّ غذايى) با خود آورده‏ايم پيمانه را براى ما كامل كن و بر ما تصدّق و بخشش نما، كه خداوند بخشندگان را پاداش مى‏دهد!» (88)


قَال‌َ هَل‌ْ عَلِمْتُمْ‌ مَا فَعَلْتُمْ‌ بِيُوسُف‌َ وَ أَخِيه‌ِ إِذْ أَنْتُم‌ْ جَاهِلُون‌َ (يوسف: 89)

گفت: «آيا دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد، آن گاه كه جاهل بوديد؟!» (89)


قَالُوا أَإِنَّك‌َ لَأَنْت‌َ يُوسُف‌ُ قَال‌َ أَنَا يُوسُف‌ُ وَ هَذَا أَخِي‌ قَدْ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْنَا إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ وَ يَصْبِرْ فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 90)

گفتند: «آيا تو همان يوسفى؟!» گفت: « (آرى،) من يوسفم، و اين برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند!» (90)


اذْهَبُوا بِقَمِيصِي‌ هَذَا فَأَلْقُوه‌ُ عَلَي‌ وَجْه‌ِ أَبِي‌ يَأْت‌ِ بَصِيرَاً وَأْتُونِي‌ بِأَهْلِكُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (يوسف: 93)

اين پيراهن مرا ببريد، و بر صورت پدرم بيندازيد، بينا مى‏شود! و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!» (93)


فَلَمَّا أَنْ‌ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاه‌ُ عَلَي‌ وَجهِه‌ِ فَارْتَدَّ بَصِيرَاً قَال‌َ أَلَم‌ْ أَقُلْ‌ لَكُم‌ْ إِنِّي‌ أَعْلَم‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (يوسف: 96)

امّا هنگامى كه بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن) را بر صورت او افكند ناگهان بينا شد! گفت: «آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد؟!» (96)


قَال‌َ سَوْف‌َ أَسْتَغْفِرُ لَكُم‌ْ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (يوسف: 98)

گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است!» (98)


فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَي‌ يُوسُف‌َ آوَي‌ إِلَيْه‌ِ أَبَوَيْه‌ِ وَ قَال‌َ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ‌ شَاءَ الله‌ُ آمِنِين‌َ (يوسف: 99)

و هنگامى كه بر يوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه انشاء اللَّه در امن و امان خواهيد بود!» (99)


وَ رَفَع‌َ أَبَوَيْه‌ِ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ وَ خَرُّوا لَه‌ُ سُجَّدَاً وَ قَال‌َ يَا أَبَت‌ِ هَذَا تَأْوِيل‌ُ رُؤْياي‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي‌ حَقَّاً وَ قَدْ أَحْسَن‌َ بِي‌ إِذْ أَخْرَجَنِي‌ مِن‌َ السِّجْن‌ِ وَ جَاءَ بِكُمْ‌ مِن‌َ الْبَدْوِ مِنْ‌ بَعْدِ أَنْ‌ نَزَغ‌َ الشَّيْطَان‌ُ بَينِي‌ وَ بَيْن‌َ إِخْوَتِي‌ إِن‌َّ رَبِّي‌ لَطِيف‌ٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (يوسف: 100)

و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى بخاطر او به سجده افتادند و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلًا ديدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نيكى كرد هنگامى كه مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد بعد از آنكه شيطان، ميان من و برادرانم فساد كرد. پروردگارم نسبت به آنچه مى‏خواهد (و شايسته مى‏داند،) صاحب لطف است چرا كه او دانا و حكيم است! (100)


ذَلِك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ الْغَيْب‌ِ نُوحِيه‌ِ إِلَيْك‌َ وَ مَا كُنْت‌َ لَدَيْهِم‌ْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُم‌ْ وَ هُم‌ْ يَمْكُرُون‌َ (يوسف: 102)

اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مى‏فرستيم! تو (هرگز) نزد آنها نبودى هنگامى كه تصميم مى‏گرفتند و نقشه مى‏كشيدند! (102)


وَ مَا تَسْأَلُهُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ‌ (يوسف: 104)

و تو (هرگز) از آنها پاداشى نمى‏طلبى آن نيست مگر تذكّرى براى جهانيان! (104)


لَقَدْ كَان‌َ فِي‌ قَصَصِهِم‌ْ عِبْرَة‌ٌ لِأُولِي‌ الْأَلْْبَاب‌ِ مَا كَان‌َ حَدِيثَاً يُفْتَرَي‌ وَ لَكِنْ‌ تَصْدِيق‌َ الَّذِي‌ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ تَفْصِيل‌َ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (يوسف: 111)

در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود! اينها داستان دروغين نبود بلكه (وحى آسمانى است، و) هماهنگ است با آنچه پيش روى او (از كتب آسمانى پيشين) قرار دارد و شرح هر چيزى (كه پايه سعادت انسان است) و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مى‏آورند! (111)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ إِنَّمَا أَنْت‌َ مُنْذِرٌ وَ لِكُل‌ِّ قَوْم‌ٍ هَادٍ (رعد: 7)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه‏اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بيم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدايت كننده‏اى است (و اينها همه بهانه است، نه براى جستجوى حقيقت)! (7)


الله‌ُ يَعْلَم‌ُ مَا تَحْمِل‌ُ كُل‌ُّ أُنْثَي‌ وَ مَا تَغِيض‌ُ الْأَرْحَام‌ُ وَ مَا تَزْدَادُ وَ كُل‌ُّ شَي‌ْءٍ عِنْدَه‌ُ بِمِقْدَارٍ (رعد: 8)

خدا از جنين‏هايى كه هر (انسان يا حيوان) مادّه‏اى حمل مى‏كند آگاه است و نيز از آنچه رحمها كم مى‏كنند (و پيش از موعد مقرّر مى‏زايند)، و هم از آنچه افزون مى‏كنند (و بعد از موقع ميزايند) و هر چيز نزد او مقدار معينى دارد. (8)


سَوَاءٌ مِنْكُم‌ْ مَن‌ْ أَسَرَّ الْقَوْل‌َ وَ مَنْ‌ جَهَرَ بِه‌ِ وَ مَن‌ْ هُوَ مُسْتَخْف‌ٍ بِاللَّيْل‌ِ وَ سَارِبٌ بِالنَّهَارِ (رعد: 10)

براى او يكسان است كسانى از شما كه پنهانى سخن بگويند، يا آن را آشكار سازند و كسانى كه شبانگاه مخفيانه حركت مى‏كنند، يا در روشنايى روز. (10)


لَه‌ُ مُعَقِّبَات‌ٌ مِنْ‌ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ يَحْفَظُونَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْم‌ٍ حَتَّي‌ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم‌ْ وَ إِذَا أَرَادَ الله‌ُ بِقَوْم‌ٍ سُوءً فَلاَ مَرَدَّ لَه‌ُ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ وَال‌ٍ (رعد: 11)

براى انسان، مأمورانى است كه پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [حوادث غير حتمى‏] حفظ مى‏كنند (امّا) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند! و هنگامى كه خدا اراده سويى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت! (11)


وَ يُسَبِّح‌ُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ مِن‌ْ خِيفَتِه‌ِ وَ يُرْسِل‌ُ الصَّوَاعِق‌َ فَيُصِيب‌ُ بِهَا مَنْ‌ يَشَاءُ وَ هُم‌ْ يُجَادِلُون‌َ فِي‌ الله‌ِ وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِـحَال‌ِ (رعد: 13)

و رعد، تسبيح و حمد او مى‏گويد و (نيز) فرشتگان از ترس او! و صاعقه‏ها را مى‏فرستد و هر كس را بخواهد گرفتار آن مى‏سازد، (در حالى كه آنها با مشاهده اين همه آيات الهى، باز هم) درباره خدا به مجادله مشغولند! و او قدرتى بى‏انتها (و مجازاتى دردناك) دارد! (13)


لَه‌ُ دَعْوَة‌ُ الْحَق‌ِّ وَالَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ لاَ يَسْتَجِيبُون‌َ لَهُمْ‌ بِشَيْ‌ءٍ إِلاَّ كَبَاسِط‌ِ كَفَّيْه‌ِ إِلَي‌ الْمَاءِ لِيَبْلُغ‌َ فَاه‌ُ وَ مَا هُوَ بِبَالِغِه‌ِ وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِين‌َ إِلاَّ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ (رعد: 14)

دعوت حق از آن اوست! و كسانى را كه (مشركان) غير از خدا مى‏خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمى‏گويند! آنها همچون كسى هستند كه كفهاى (دست) خود را به سوى آب مى‏گشايد تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسيد! و دعاى كافران، جز در ضلال (و گمراهى) نيست! (14)


قُل‌ْ مَنْ‌ رَب‌ُّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ قُل‌ِ الله‌ُ قُل‌ْ أَفَاتَّخَذْتُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ لاَ يَمْلِكُون‌َ لِأَنْفُسِهِمْ‌ نَفْعَاً وَ لاَ ضَرَّاً قُل‌ْ هَل‌ْ يَسْتَوِي‌ الْأَعْمَي‌ وَالْبَصِيرُ أَم‌ْ هَل‌ْ تَسْتَوِي‌ الظُّلُمَات‌ُ وَالنُّورُ أَم‌ْ جَعَلُوا لِالله‌ِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِه‌ِ فَتَشَابَه‌َ الْخَلْق‌ُ عَلَيْهِمْ‌ قُل‌ِ الله‌ُ خَالِق‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (رعد: 16)

بگو: «چه كسى پروردگار آسمانها و زمين است؟» بگو: «اللَّه!» (سپس) بگو: «آيا اوليا (و خدايانى) غير از او براى خود برگزيده‏ايد كه (حتّى) مالك سود و زيان خود نيستند (تا چه رسد به شما؟!)» بگو: «آيا نابينا و بينا يكسانند؟! يا ظلمتها و نور برابرند؟! آيا آنها همتايانى براى خدا قرار دادند بخاطر اينكه آنان همانند خدا آفرينشى داشتند، و اين آفرينشها بر آنها مشتبه شده است؟!» بگو: «خدا خالق همه چيز است و اوست يكتا و پيروز!» (16)


أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَت‌ْ أَوْدِيَة‌ٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَل‌َ السَّيْل‌ُ زَبَدَاً رَابِيَاً وَ مِمَّا يُوقِدُون‌َ عَلَيْه‌ِ فِي‌ النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَة‌ٍ أَوْ مَتَاع‌ٍ زَبَدٌ مِثْلُه‌ُ كَذَلِك‌َ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ الْحَق‌َّ وَالْبَاطِل‌َ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَب‌ُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا يَنْفَع‌ُ النَّاس‌َ فَيَمْكُث‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ كَذَلِك‌َ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ الْأَمْثَال‌َ (رعد: 17)

خداوند از آسمان آبى فرستاد و از هر درّه و رودخانه‏اى به اندازه آنها سيلابى جارى شد سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد و از آنچه (در كوره‏ها،) براى به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگى، آتش روى آن روشن مى‏كنند نيز كفهايى مانند آن به وجود مى‏آيد- خداوند، حق و باطل را چنين مثل مى‏زند!- امّا كفها به بيرون پرتاب مى‏شوند، ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند [آب يا فلز خالص‏] در زمين مى‏ماند خداوند اينچنين مثال مى‏زند! (17)


لِلَّذِين‌َ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِم‌ُ الْحُسْنَي‌ وَالَّذِين‌َ لَم‌ْ يَسْتَجِيبُوا لَه‌ُ لَوْ أَن‌َّ لَهُمْ‌ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ مِثْلَه‌ُ مَعَه‌ُ لَافْتَدَوْا بِه‌ِ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ سُوءُ الْحِسَاب‌ِ وَ مَأْوَاهُم‌ْ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئْس‌َ الْمِهَادُ (رعد: 18)

براى آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كردند، (سرانجام و) نتيجه نيكوتر است و كسانى كه دعوت او را اجابت نكردند، (آن چنان در وحشت عذاب الهى فرو مى‏روند، كه) اگر تمام آنچه روى زمين است، و همانندش، از آن آنها باشد، همه را براى رهايى از عذاب مى‏دهند! (ولى از آنها پذيرفته نخواهد شد!) براى آنها حساب بدى است و جايگاهشان جهنم، و چه بد جايگاهى است! (18)


وَالَّذِين‌َ يَصِلُون‌َ مَا أَمَرَ الله‌ُ بِه‌ِ أَنْ‌ يُوصَل‌َ وَ يَخْشَوْن‌َ رَبَّهُم‌ْ وَ يَخَافُون‌َ سُوءَ الْحِسَاب‌ِ (رعد: 21)

و آنها كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده، برقرار ميدارند و از پروردگارشان مى‏ترسند و از بدى حساب (روز قيامت) بيم دارند ... (21)


وَالَّذِين‌َ يَنْقُضُون‌َ عَهْدَ الله‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ مِيثَاقِه‌ِ وَ يَقْطَعُون‌َ مَا أَمَرَ الله‌ُ بِه‌ِ أَنْ‌ يُوصَل‌َ وَ يُفْسِدُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ُ اللَّعْنَة‌ُ وَ لَهُم‌ْ سُوءُ الدَّارِ (رعد: 25)

آنها كه عهد الهى را پس از محكم كردن مى‏شكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مى‏كنند، و در روى زمين فساد مى‏نمايند، لعنت براى آنهاست و بدى (و مجازات) سراى آخرت! (25)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُضِل‌ُّ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ إِلَيْه‌ِ مَن‌ْ أَنَاب‌َ (رعد: 27)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه) اى از پروردگارش بر او نازل نشده است؟!» بگو: «خداوند هر كس را بخواهد گمراه، و هر كس را كه بازگردد، به سوى خودش هدايت مى‏كند! (كمبودى در معجزه‏ها نيست لجاجت آنها مانع است!)» (27)


كَذَلِك‌َ أَرْسَلْنَاك‌َ فِي‌ أُمَّة‌ٍ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِهَا أُمَم‌ٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِم‌ُ الَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ وَ هُم‌ْ يَكْفُرُون‌َ بِالرَّحْمَن‌ِ قُل‌ْ هُوَ رَبِّي‌ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ مَتَاب‌ِ (رعد: 30)

همان گونه (كه پيامبران پيشين را مبعوث كرديم،) تو را به ميان امّتى فرستاديم كه پيش از آنها امّتهاى ديگرى آمدند و رفتند، تا آنچه را به تو وحى نموده‏ايم بر آنان بخوانى، در حالى كه به رحمان [خداوندى كه رحمتش همگان را فراگرفته‏] كفر مى‏ورزند بگو: «او پروردگار من است! معبودى جز او نيست! بر او توكّل كردم و بازگشتم بسوى اوست!» (30)


وَ لَوْ أَن‌َّ قُرآنَاً سُيِّرَت‌ْ بِه‌ِ الْجِبَال‌ُ أَوْ قُطِّعَت‌ْ بِه‌ِ الْأَرْض‌ُ أَوْ كُلِّم‌َ بِه‌ِ الْمَوْتَي‌ بِلْ‌ لِالله‌ِ الْأَمْرُ جَمِيعَاً أَفَلَم‌ْ يَيَأْس‌ِ الَّذِين‌َ آمَنوا أَنْ‌ لَوْ يَشَاءُ الله‌ُ لَهَدَي‌ النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ لاَ يَزَال‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ‌ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَة‌ٌ أَوْ تَحُل‌ُّ قَرِيبَاً مِنْ‌ دَارِهِم‌ْ حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ وَعْدُ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (رعد: 31)

اگر بوسيله قرآن، كوه‏ها به حركت درآيند يا زمينها قطعه قطعه شوند، يا بوسيله آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ايمان نخواهند آورد!) ولى همه كارها در اختيار خداست! آيا آنها كه ايمان آورده‏اند نمى‏دانند كه اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدايت مى‏كند (امّا هدايت اجبارى سودى ندارد)! و پيوسته بلاهاى كوبنده‏اى بر كافران بخاطر اعمالشان وارد مى‏شود، و يا بنزديكى خانه آنها فرود مى‏آيد، تا وعده (نهايى) خدا فرا رسد به يقين خداوند در وعد خود تخلّف نمى‏كند! (31)


أَفَمَن‌ْ هُوَ قَائِم‌ٌ عَلَي‌ كُل‌ِّ نَفْس‌ٍ بِمَا كَسَبَت‌ْ وَ جَعَلُوا لِالله‌ِ شُرَكَاءَ قُل‌ْ سَمُّوهُم‌ْ أَم‌ْ تُنَبِّئُونَه‌ُ بِمَا لاَ يَعْلَم‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَمْ‌ بِظَاهِرٍ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ بَل‌ْ زُيِّن‌َ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا مَكْرُهُم‌ْ وَ صُدُّوا عَن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هَادٍ (رعد: 33)

آيا كسى كه بالاى سر همه ايستاده، (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است،) و اعمال همه را مى‏بيند (، همچون كسى است كه هيچ يك از اين صفات را ندارد)؟! آنان براى خدا همتايانى قرار دادند بگو: «آنها را نام ببريد! آيا چيزى را به او خبر مى‏دهيد كه از وجود آن در روى زمين بى‏خبر است، يا سخنان ظاهرى (و تو خالى) مى‏گوييد؟!» (نه، شريكى براى خدا وجود ندارد) بلكه در نظر كافران، دروغهايشان زينت داده شده، (و بر اثر ناپاكى درون، چنين مى‏پندارند كه واقعيتى دارد) و آنها از راه (خدا) بازداشته شده‏اند و هر كس را خدا گمراه كند، راهنمايى براى او وجود نخواهد داشت! (33)


وَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَفْرَحُون‌َ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ وَ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ مَنْ‌ يُنْكِرُ بَعْضَه‌ُ قُل‌ْ إِنَّمَا أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ الله‌َ وَ لاَ أُشْرِك‌َ بِه‌ِ إِلَيْه‌ِ أَدْعُو وَ إِلَيْه‌ِ مَآب‌ِ (رعد: 36)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، از آنچه بر تو نازل شده، خوشحالند و بعضى از احزاب (و گروه‏ها)، قسمتى از آن را انكار مى‏كنند بگو: «من مأمورم كه «اللَّه» را بپرستم و شريكى براى او قائل نشوم! به سوى او دعوت مى‏كنم و بازگشت من بسوى اوست!» (36)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَاه‌ُ حُكْمَاً عَرَبِيَّاً وَ لَئِن‌ِ اتَّبَعْت‌َ أَهْوَاءَهُمْ‌ بَعْدَ مَا جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ مَا لَك‌َ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ وَاق‌ٍ (رعد: 37)

همان‏گونه (كه به پيامبران پيشين كتاب آسمانى داديم،) بر تو نيز اين (قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صريحى نازل كرديم و اگر از هوسهاى آنان- بعد از آنكه آگاهى براى تو آمده- پيروى كنى، هيچ كس در برابر خدا، از تو حمايت و جلوگيرى نخواهد كرد. (37)


يَمْحُو الله‌ُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِت‌ُ وَ عِنْدَه‌ُ أُم‌ُّ الْكِتَاب‌ِ (رعد: 39)

خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‏كند و «امّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد اوست! (39)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي‌ الْأَرْض‌َ نَنْقُصُهَا مِن‌ْ أَطْرَافِهَا وَالله‌ُ يَحْكُم‌ُ لاَ مُعَقِّب‌َ لِحُكْمِه‌ِ وَ هُوَ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (رعد: 41)

آيا نديدند كه ما پيوسته به سراغ زمين مى‏آييم و از اطراف (و جوانب) آن كم مى‏كنيم؟! (و جامعه‏ها، تمدّنها، و دانشمندان تدريجاً از ميان مى‏روند.) و خداوند حكومت مى‏كند و هيچ كس را ياراى جلوگيرى يا ردّ احكام او نيست و او سريع الحساب است! (41)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَسْت‌َ مُرْسَلاً قُل‌ْ كَفَي‌ بِالله‌ِ شَهِيدَاً بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ وَ مَن‌ْ عِنْدَه‌ُ عِلْم‌ُ الْكِتَاب‌ِ (رعد: 43)

آنها كه كافر شدند مى‏گويند: «تو پيامبر نيستى!» بگو: «كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!» (43)


الر كِتَاب‌ٌ أَنْزَلْنَاه‌ُ إِلَيْك‌َ لِتُخْرِج‌َ النَّاس‌َ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ بِإِذْن‌ِ رَبِّهِم‌ْ إِلَي‌ صِرَاط‌ِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (ابراهيم: 1)

الر، (اين) كتابى است كه بر تو نازل كرديم، تا مردم را از تاريكيها (ى شرك و ظلم و جهل،) به سوى روشنايى (ايمان و عدل و آگاهى،) بفرمان پروردگارشان در آورى، بسوى راه خداوند عزيز و حميد. (1)


اللهِ الَّذِي‌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ وَيْل‌ٌ لِلْكَافِرِين‌َ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ شَدِيدٍ (ابراهيم: 2)

همان خدايى كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن اوست واى بر كافران از مجازات شديد (الهى)! (2)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ بِلِسَان‌ِ قَوْمِه‌ِ لِيُبَيِّن‌َ لَهُم‌ْ فَيُضِل‌ُّ الله‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (ابراهيم: 4)

ما هيچ پيامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستاديم تا (حقايق را) براى آنها آشكار سازد سپس خدا هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مى‏كند و او توانا و حكيم است. (4)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ اذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ إِذْ أَنْجَاكُمْ‌ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَسُومُونَكُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ وَ يُذَبِّحُون‌َ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ يَسْتَحْيُون‌َ نِسَاءَكُم‌ْ وَ فِي‌ ذَلِكُمْ‌ بَلاَءٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ عَظِيم‌ٌ (ابراهيم: 6)

و (به خاطر بياور) هنگامى را كه موسى به قومش گفت: «نعمت خدا را بر خود به ياد داشته باشيد، زمانى كه شما را از (چنگال) آل فرعون رهايى بخشيد! همانها كه شما را به بدترين وجهى عذاب مى‏كردند پسرانتان را سر مى‏بريدند، و زنانتان را (براى خدمتكارى) زنده مى‏گذاشتند و در اين، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان براى شما بود!» (6)


أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ نَبَأُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ لاَ يَعْلَمُهُم‌ْ إِلاَّ الله‌ُ جاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ بِالْبَيِّنات‌ِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُم‌ْ فِي‌ أَفْوَاهِهِم‌ْ وَ قَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ إِنَّا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (ابراهيم: 9)

آيا خبر كسانى كه پيش از شما بودند، به شما نرسيد؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و آنها كه پس از ايشان بودند همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند، ولى آنها (از روى تعجّب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ايد، كافريم! و نسبت به آنچه ما را به سوى آن مى‏خوانيد، شكّ و ترديد داريم!» (9)


قَالَت‌ْ لَهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ إِنْ‌ نَحْن‌ُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَمُن‌ُّ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ مَا كَان‌َ لَنَا أَنْ‌ نَأْتِيَكُمْ‌ بِسُلْطَان‌ٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (ابراهيم: 11)

پيامبرانشان به آنها گفتند: «درست است كه ما بشرى همانند شما هستيم، ولى خداوند بر هر كس از بندگانش بخواهد (و شايسته بداند)، نعمت مى‏بخشد (و مقام رسالت عطا مى‏كند)! و ما هرگز نمى‏توانيم معجزه‏اى جز بفرمان خدا بياوريم! (و از تهديدهاى شما نمى‏هراسيم) افراد باايمان بايد تنها بر خدا توكّل كنند! (11)


مِنْ‌ وَرائِه‌ِ جَهَنَّم‌ُ وَ يُسْقَي‌ مِنْ‌ مَاءٍ صَدِيدٍ (ابراهيم: 16)

به دنبال او جهنم خواهد بود و از آب بد بوى متعفّنى نوشانده مى‏شود! (16)


يَتَجَرَّعُه‌ُ وَ لاَ يَكَادُ يُسِيغُه‌ُ وَ يَأْتِيه‌ِ الْمَوْت‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَكَان‌ٍ وَ مَا هُوَ بِمَيِّت‌ٍ وَ مِنْ‌ وَرائِه‌ِ عَذَاب‌ٌ غَلِيظ‌ٌ (ابراهيم: 17)

بزحمت جرعه جرعه آن را سرمى‏كشد و هرگز حاضر نيست به ميل خود آن را بياشامد و مرگ از هر جا به سراغ او مى‏آيد ولى با اين همه نمى‏ميرد! و بدنبال آن، عذاب شديدى است! (17)


مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّت‌ْ بِه‌ِ الِّريح‌ُ فِي‌ يَوْم‌ٍ عَاصِف‌ٍ لاَ يَقْدِرُون‌َ مِمَّا كَسَبُوا عَلَي‌ شَي‌ْءٍ ذَلِك‌َ هُوَ الضَّلال‌ُ الْبَعِيدُ (ابراهيم: 18)

اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند، همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى! آنها توانايى ندارند كمترين چيزى از آنچه را انجام داده‏اند، به دست آورند و اين همان گمراهى دور و دراز است! (18)


وَ جَعَلُوا لِالله‌ِ أَندَادَاً لِيُضِلُّوا عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ قُل‌ْ تَمَتَّعُوا فَإِن‌َّ مَصِيرَكُم‌ْ إِلَي‌ النَّارِ (ابراهيم: 30)

آنها براى خدا همتايانى قرار داده‏اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند بگو: « (چند روزى از زندگى دنيا و لذّات آن) بهره گيريد امّا عاقبت كار شما به سوى آتش (دوزخ) است!» (30)


قُلْ‌ لِعِبَادِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاة‌َ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ سِرَّاً وَ عَلاَنِيَة‌ً مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ بَيْع‌ٌ فِيه‌ِ وَ لاَ خِلال‌ٌ (ابراهيم: 31)

به بندگان من كه ايمان آورده‏اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم، پنهان و آشكار، انفاق كنند پيش از آنكه روزى فرا رسد كه نه در آن خريد و فروش است، و نه دوستى! (نه با مال مى‏توانند از كيفر خدا رهايى يابند، و نه با پيوندهاى مادى!) (31)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَج‌َ بِه‌ِ مِن‌َ الثَّـمَرَات‌ِ رِزْقَاً لَكُم‌ْ وَ سَخَّرَ لَكُم‌ُ الْفُلْك‌َ لِتَجْرِي‌َ فِي‌ الْبَحْرِ بِأَمْرِه‌ِ وَ سَخَّرَ لَكُم‌ُ الْأَنْهَارَ (ابراهيم: 32)

خداوند همان كسى است كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان، آبى نازل كرد و با آن، ميوه‏ها (ى مختلف) را براى روزى شما (از زمين) بيرون آورد و كشتى‏ها را مسخّر شما گردانيد، تا بر صفحه دريا به فرمان او حركت كنند و نهرها را (نيز) مسخّر شما نمود (32)


وَ آتَاكُمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَا سَاَلْتُـمُوه‌ُ وَ إِنْ‌ تَعُدُّوا نِعْمَت‌َ الله‌ِ لاَ تُحْصُوهَا إِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ لَظَلُوم‌ٌ كَفَّارٌ (ابراهيم: 34)

و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد كرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است! (34)


رَب‌ِّ إِنَّهُن‌َّ أَضْلَلْن‌َ كَثيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ فَمَنْ‌ تَبِعَنِي‌ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ وَ مَن‌ْ عَصَانِي‌ فَإِنَّك‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (ابراهيم: 36)

پروردگارا! آنها [بتها] بسيارى از مردم را گمراه ساختند! هر كس از من پيروى كند از من است و هر كس نافرمانى من كند، تو بخشنده و مهربانى! (36)


وَ لاَ تَحْسَبَن‌َّ الله‌َ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَل‌ُ الظَّالِمُون‌َ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُم‌ْ لِيَوْم‌ٍ تَشْخَص‌ُ فِيه‌ِ الْأَبْصَارُ (ابراهيم: 42)

گمان مبر كه خدا، از آنچه ظالمان انجام مى‏دهند، غافل است! (نه، بلكه كيفر) آنها را براى روزى تأخير انداخته است كه چشمها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حركت بازمى‏ايستد ... (42)


وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُم‌ْ وَ عِنْدَ الله‌ِ مَكْرُهُم‌ْ وَ إِنْ‌ كَان‌َ مَكْرُهُم‌ْ لِتَزُول‌َ مِنْه‌ُ الْجِبَال‌ُ (ابراهيم: 46)

آنها نهايت مكر (و نيرنگ) خود را به كار زدند و همه مكرها (و توطئه‏هايشان) نزد خدا آشكار است، هر چند مكرشان چنان باشد كه كوه‏ها را از جا بركند! (46)


فَلاَ تَحْسَبَن‌َّ الله‌َ مُخْلِف‌َ وَعْدِه‌ِ رُسُلَهُ‌ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام‌ٍ (ابراهيم: 47)

پس گمان مبر كه خدا وعده‏اى را كه به پيامبرانش داده، تخلّف كند! چرا كه خداوند قادر و انتقام گيرنده است. (47)


هَذَا بَلاَغ‌ٌ لِلنَّاس‌ِ وَ لِيُنْذَرُوا بِه‌ِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (ابراهيم: 52)

اين (قرآن،) پيام (و ابلاغى) براى (عموم) مردم است تا همه به وسيله آن انذار شوند، و بدانند او خدا يكتاست و تا صاحبان مغز (و انديشه) پند گيرند! (52)


وَ قَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي‌ نُزِّل‌َ عَلَيْه‌ِ الذِّكْرُ إِنَّك‌َ لَمَـجْنُون‌ٌ (حجر: 6)

و گفتند: «اى كسى كه «ذكر» [قرآن‏] بر او نازل شده، مسلماً تو ديوانه‏اى! (6)


إِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (حجر: 9)

ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)


وَ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (حجر: 11)

هيچ پيامبرى به سراغ آنها نمى‏آمد مگر اينكه او را مسخره مى‏كردند. (11)


كَذَلِك‌َ نَسْلُكُه‌ُ فِي‌ قُلُوب‌ِ الْـمُجْرِمِين‌َ (حجر: 12)

ما اينچنين (و از هر طريق ممكن) قرآن را به درون دلهاى مجرمان راه مى‏دهيم! (12)


لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ قَدْ خَلَت‌ْ سُنَّة‌ُ الْأَوَّلِين‌َ (حجر: 13)

(اما با اين حال،) آنها به آن ايمان نمى‏آورند روش اقوام پيشين نيز چنين بود! (13)


وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ‌ بَابَاً مِن‌َ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيه‌ِ يَعْرُجُون‌َ (حجر: 14)

و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشاييم، و آنها پيوسته در آن بالا روند ... (14)


إِلاَّ مَن‌ِ اسْتَرَق‌َ السَّمْع‌َ فَأَتْبَعَه‌ُ شِهَاب‌ٌ مُبِين‌ٌ (حجر: 18)

مگر آن كس كه استراق سمع كند (و دزدانه گوش فرا دهد) كه «شهاب مبين» او را تعقيب مى‏كند (و مى‏راند) (18)


وَ جَعَلْنَا لَكُم‌ْ فِيهَا مَعَايِش‌َ وَ مَنْ‌ لَسْتُم‌ْ لَه‌ُ بِرَازِقِين‌َ (حجر: 20)

و براى شما انواع وسايل زندگى در آن قرار داديم همچنين براى كسانى كه شما نمى‏توانيد به آنها روزى دهيد! (20)


وَ إِنْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ عِنْدَنَا خَزَائِنُه‌ُ وَ مَا نُنَزِّلُه‌ُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‌ٍ (حجر: 21)

و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمى‏كنيم! (21)


وَ أَرْسَلْنَا الرِّيَاح‌َ لَوَاقِح‌َ فَأَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوه‌ُ وَ مَا أَنْتُم‌ْ لَه‌ُ بِخَازِنِين‌َ (حجر: 22)

ما بادها را براى بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم در حالى كه شما توانايى حفظ و نگهدارى آن را نداشتيد! (22)


وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ يَحْشُرُهُم‌ْ إِنَّه‌ُ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (حجر: 25)

پروردگار تو، قطعاً آنها را (در قيامت) جمع و محشور مى‏كند چرا كه او حكيم و داناست! (25)


وَالْجَان‌َّ خَلَقْنَاه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ مِنْ‌ نَارِ السَّمُوم‌ِ (حجر: 27)

و جن را پيش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق كرديم! (27)


فَإِذَا سَوَّيْتُه‌ُ وَ نَفَخْت‌ُ فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِي‌ فَقَعُوا لَه‌ُ سَاجِدِين‌َ (حجر: 29)

هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد!» (29)


قَال‌َ لَم‌ْ أَكُنْ‌ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَه‌ُ مِنْ‌ صَلْصَال‌ٍ مِن‌ْ حَمَإٍ مَسْنُون‌ٍ (حجر: 33)

گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريده‏اى، سجده نخواهم كرد!» (33)


إِذْ دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ فَقَالُوا سَلاَمَاً قَال‌َ إِنَّا مِنْكُم‌ْ وَجِلُون‌َ (حجر: 52)

هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام كردند (ابراهيم) گفت: «ما از شما بيمناكيم!» (52)


قَال‌َ وَ مَنْ‌ يَقْنَط‌ُ مِنْ‌ رَحْمَة‌ِ رَبِّه‌ِ إِلاَّ الضَّالُّون‌َ (حجر: 56)

گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مأيوس مى‏شود؟!» (56)


إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (حجر: 60)

بجز همسرش، كه مقدّر داشتيم از بازماندگان (در شهر، و هلاك‏شوندگان) باشد!» (60)


قَالُوا بَل‌ْ جِئْنَاك‌َ بِمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَمْتَرُون‌َ (حجر: 63)

گفتند: «ما همان چيزى را براى تو آورده‏ايم كه آنها [كافران‏] در آن ترديد داشتند (آرى،) ما مأمور عذابيم)! (63)


وَ قَضَيْنَا إِلَيْه‌ِ ذَلِك‌َ الْأَمْرَ أَن‌َّ دَابِرَ هَؤُلاَءِ مَقْطُوع‌ٌ مُصْبِحِين‌َ (حجر: 66)

و ما به لوط اين موضوع را وحى فرستاديم كه صبحگاهان، همه آنها ريشه‏كن خواهند شد. (66)


لاَ تَمُدَّن‌َّ عَيْنَيْك‌َ إِلَي‌ مَا مَتَّعْنَا بِه‌ِ أَزْوَاجَاً مِنْهُم‌ْ وَ لاَ تَحْزَن‌ْ عَلَيْهِم‌ْ وَاخْفِض‌ْ جَنَاحَك‌َ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (حجر: 88)

(بنا بر اين،) هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادّى)، كه به گروه‏هايى از آنها [كفّار] داديم، ميفكن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگين مباش! و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنين فرود آر! (88)


أَتَي‌ أَمْرُ الله‌ِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوه‌ُ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (نحل: 1)

فرمان خدا (براى مجازات مشركان و مجرمان،) فرا رسيده است براى آن عجله نكنيد! منزّه و برتر است خداوند از آنچه همتاى او قرار مى‏دهند! (1)


يُنَزِّل‌ُ الْمَلاَئِكَة‌َ بِالرُّوح‌ِ مِن‌ْ أَمْرِه‌ِ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ أَن‌ْ أَنْذِرُوا أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ أَنَا فَاتَّقُون‌ِ (نحل: 2)

فرشتگان را با روح (الهى) بفرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل مى‏كند (و به آنها دستور مى‏دهد) كه مردم را انذار كنيد (و بگوييد:) معبودى جز من نيست از (مخالفت دستور) من، بپرهيزيد! (2)


وَ تَحْمِل‌ُ أَثْقَالَكُم‌ْ إِلَي‌ بَلَدٍ لَم‌ْ تَكُونُوا بَالِغِيه‌ِ إِلاَّ بِشِق‌ِّ الْأَنْفُس‌ِ إِن‌َّ رَبَّكُم‌ْ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (نحل: 7)

آنها بارهاى سنگين شما را به شهرى حمل مى‏كنند كه جز با مشقّت زياد، به آن نمى‏رسيديد پروردگارتان رؤوف و رحيم است (كه اين وسايل حيات را در اختيارتان قرار داده)! (7)


هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ شَرَاب‌ٌ وَ مِنْه‌ُ شَجَرٌ فِيه‌ِ تُسِيمُون‌َ (نحل: 10)

او كسى است كه از آسمان، آبى فرستاد، كه نوشيدن شما از آن است و (همچنين) گياهان و درختانى كه حيوانات خود را در آن به چرا مى‏بريد، نيز از آن است. (10)


يُنْبِت‌ُ لَكُمْ‌ بِه‌ِ الزَّرْع‌َ وَالزَّيْتُون‌َ وَالنَّخِيل‌َ وَالْأَعْنَاب‌َ وَ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (نحل: 11)

خداوند با آن (آب باران)، براى شما زراعت و زيتون و نخل و انگور، و از همه ميوه‏ها مى‏روياند مسلماً در اين، نشانه روشنى براى انديشمندان است. (11)


وَ سَخَّرَ لَكُم‌ُ اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُوم‌ُ مُسَخَّرَات‌ٌ بِأَمْرِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (نحل: 12)

او شب و روز و خورشيد و ماه را مسخّر شما ساخت و ستارگان نيز به فرمان او مسخّر شمايند در اين، نشانه‏هايى است (از عظمت خدا،) براى گروهى كه عقل خود را به كار مى‏گيرند! (12)


وَ مَا ذَرَأَ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُخْتَلِفَاً أَلْوَانُه‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَذَّكَّرُون‌َ (نحل: 13)

(علاوه بر اين،) مخلوقاتى را كه در زمين به رنگهاى گوناگون آفريده نيز مسخّر (فرمان شما) ساخت در اين، نشانه روشنى است براى گروهى كه متذكّر مى‏شوند! (13)


وَ هُوَ الَّذِي‌ سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْه‌ُ لَحْمَاً طَرِيَّاً وَ تَسْتَخْرِجوا مِنْه‌ُ حِلْيَة‌ً تَلْبَسُونَهَا وَ تَرَي‌ الْفُلْك‌َ مَوَاخِرَ فِيه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (نحل: 14)

او كسى است كه دريا را مسخّر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخوريد و زيورى براى پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج كنيد و كشتيها را مى‏بينى كه سينه دريا را مى‏شكافند تا شما (به تجارت پردازيد و) از فضل خدا بهره گيريد شايد شكر نعمتهاى او را بجا آوريد! (14)


لاَ جَرَم‌َ أَن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ مَا يُسِرُّون‌َ وَ مَا يُعْلِنُون‌َ إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُسْتَكْبِرِين‌َ (نحل: 23)

قطعاً خداوند از آنچه پنهان مى‏دارند و آنچه آشكار مى‏سازند با خبر است او مستكبران را دوست نمى‏دارد! (23)


فَأَصَابَهُم‌ْ سَيِّئَات‌ُ مَا عَمِلُوا وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (نحل: 34)

و سرانجام بديهاى اعمالشان به آنها رسيد و آنچه را (از وعده‏هاى عذاب) استهزا مى‏كردند، بر آنان وارد شد. (34)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا عَبَدْنَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ نَحْن‌ُ وَ لاَ آبَاؤُنَا وَ لاَ حَرَّمْنَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ كَذَلِك‌َ فَعَل‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَهَل‌ْ عَلَي‌ الرُّسُل‌ِ إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (نحل: 35)

مشركان گفتند: «اگر خدا مى‏خواست، نه ما و نه پدران ما، غير او را پرستش نمى‏كرديم و چيزى را بدون اجازه او حرام نمى‏ساختيم!» (آرى،) كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز همين كارها را انجام دادند ولى آيا پيامبران وظيفه‏اى جز ابلاغ آشكار دارند؟! (35)


وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ رَسُولاً أَن‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‌َ فَمِنْهُمْ‌ مَن‌ْ هَدَي‌ الله‌ُ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ حَقَّت‌ْ عَلَيْه‌ِ الضَّلاَلَة‌ُ فَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَانْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُكَذِّبِين‌َ (نحل: 36)

ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!» خداوند گروهى را هدايت كرد و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت پس در روى زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب‏كنندگان چگونه بود! (36)


وَ أَقْسَمُوا بِالله‌ِ جَهْدَ أَيْمَانِهِم‌ْ لاَ يَبْعَث‌ُ الله‌ُ مَنْ‌ يَمُوت‌ُ بَلَي‌ وَعْدَاً عَلَيْه‌ِ حَقَّاً وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (نحل: 38)

آنها سوگندهاى شديد به خدا ياد كردند كه: «هرگز خداوند كسى را كه مى‏ميرد، برنمى‏انگيزد!» آرى، اين وعده قطعى خداست (كه همه مردگان را براى جزا بازمى‏گرداند) ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (38)


لِيُبَيِّن‌َ لَهُم‌ُ الَّذِي‌ يَخْتَلِفُون‌َ فِيه‌ِ وَ لِيَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّهُم‌ْ كَانُوا كَاذِبِين‌َ (نحل: 39)

هدف اين است كه آنچه را در آن اختلاف داشتند، براى آنها روشن سازد و كسانى كه منكر شدند، بدانند دروغ مى‏گفتند! (39)


إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَي‌ْءٍ إِذَا أَرَدْنَاه‌ُ أَنْ‌ نَقُول‌َ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (نحل: 40)

(رستاخيز مردگان براى ما مشكل نيست زيرا) وقتى چيزى را اراده مى‏كنيم، فقط به آن مى‏گوييم: «موجود باش!» بلافاصله موجود مى‏شود. (40)


أَوَ لَمْ‌ يَرَوْا إِلَي‌ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُه‌ُ عَن‌ِ الْيَـمِين‌ِ وَالشَّمَائِل‌ِ سُجَّدَاً لِالله‌ِ وَ هُم‌ْ دَاخِرُون‌َ (نحل: 48)

آيا آنها مخلوقات خدا را نديدند كه سايه‏هايشان از راست و چپ حركت دارند، و با خضوع براى خدا سجده مى‏كنند؟! (48)


وَ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ لَه‌ُ الدِّين‌ُ وَاصِبَاً أَفَغَيْرَ الله‌ِ تَتَّقُون‌َ (نحل: 52)

آنچه در آسمانها و زمين است، از آن اوست و دين خالص (نيز) همواره از آن او مى‏باشد آيا از غير او مى‏ترسيد؟! (52)


وَ مَا بِكُمْ‌ مِنْ‌ نِعْمَة‌ٍ فَمِن‌َ الله‌ِ ثُم‌َّ إِذَا مَسَّكُم‌ُ الضُّرُّ فَإِلَيْه‌ِ تَجْأَرُون‌َ (نحل: 53)

آنچه از نعمتها داريد، همه از سوى خداست! و هنگامى كه ناراحتى به شما رسد، فقط او را مى‏خوانيد! (53)


وَ يَجْعَلُون‌َ لِالله‌ِ الْبَنَات‌ِ سُبْحَانَه‌ُ وَ لَهُمْ‌ مَا يَشْتَهُون‌َ (نحل: 57)

آنها (در پندار خود،) براى خداوند دختران قرار مى‏دهند- منزّه است (از اينكه فرزندى داشته باشد)- ولى براى خودشان، آنچه را ميل دارند قائل مى‏شوند ... (57)


وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ‌ بِالْأُنْثَي‌ ظَل‌َّ وَجْهُه‌ُ مُسْوَدَّاً وَ هُوَ كَظِيم‌ٌ (نحل: 58)

در حالى كه هر گاه به يكى از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتى) سياه مى‏شود و به شدّت خشمگين مى‏گردد ... (58)


يَتَوَارَي‌ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ مِنْ‌ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِه‌ِ أَيُمْسِكُه‌ُ عَلَي‌ هُون‌ٍ أَم‌ْ يَدُسُّه‌ُ فِي‌ التُّرَاب‌ِ أَلاَ سَاءَ مَا يَحْكُمُون‌َ (نحل: 59)

بخاطر بشارت بدى كه به او داده شده، از قوم و قبيله خود متوارى مى‏گردد (و نمى‏داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد، يا در خاك پنهانش كند؟! چه بد حكم مى‏كنند! (59)


وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ إِلاَّ لِتُبَيِّن‌َ لَهُم‌ُ الَّذِي‌ اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (نحل: 64)

ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن كنى و (اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مى‏آورند! (64)


وَالله‌ُ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَسْمَعُون‌َ (نحل: 65)

خداوند از آسمان، آبى فرستاد و زمين را، پس از آنكه مرده بود، حيات بخشيد! در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه گوش شنوا دارند! (65)


وَ إِن‌َّ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَنْعَام‌ِ لَعِبْرَة‌ً نُسْقِيكُمْ‌ مِمَّا فِي‌ بُطُونِه‌ِ مِنْ‌ بَيْن‌ِ فَرْث‌ٍ وَ دَم‌ٍ لَبَنَاً خَالِصَاً سَائِغَاً لِلشَّارِبِين‌َ (نحل: 66)

و در وجود چهارپايان، براى شما (درسهاى) عبرتى است: از درون شكم آنها، از ميان غذاهاى هضم شده و خون، شير خالص و گوارا به شما مى‏نوشانيم! (66)


وَ مِنْ‌ ثَمَرَات‌ِ النَّخِيل‌ِ وَالْأَعْنَاب‌ِ تَتَّخِذُون‌َ مِنْه‌ُ سَكَرَاً وَ رِزْقَاً حَسَنَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (نحل: 67)

و از ميوه‏هاى درختان نخل و انگور، مسكرات (ناپاك) و روزى خوب و پاكيزه مى‏گيريد در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه انديشه مى‏كنند! (67)


ثُم‌َّ كُلِي‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ فَاسْلُكِي‌ سُبُل‌َ رَبِّك‌ِ ذُلُلاًَ يَخْرُج‌ُ مِنْ‌ بُطُونِهَا شَرَاب‌ٌ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُه‌ُ فِيه‌ِ شِفَاءٌ لِلنَّاس‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (نحل: 69)

سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راه‏هايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما! «از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مى‏شود كه در آن، شفا براى مردم است به يقين در اين امر، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه مى‏انديشند. (69)


وَالله‌ُ فَضَّل‌َ بَعْضَكُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ فِي‌ الرِّزْق‌ِ فَمَا الَّذِين‌َ فُضِّلُوا بِرَادِّي‌ رِزْقِهِم‌ْ عَلَي‌ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُهُم‌ْ فَهُم‌ْ فيه‌ِ سَوَاءٌ أَفَبِنِعْمَة‌ِ الله‌ِ يَجْحَدُون‌َ (نحل: 71)

خداوند بعضى از شما را بر بعضى ديگر از نظر روزى برترى داد (چرا كه استعدادها و تلاشهايتان متفاوت است)! اما آنها كه برترى داده شده‏اند، حاضر نيستند از روزى خود به بردگانشان بدهند و همگى در آن مساوى گردند آيا آنان نعمت خدا را انكار مى‏نمايند (كه شكر او را ادا نمى‏كنند)؟! (71)


ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً عَبْدَاً مَمْلُوكَاً لاَ يَقْدِرُ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ وَ مَنْ‌ رَزَقْنَاه‌ُ مِنَّا رِزْقَاً حَسَنَاً فَهُوَ يُنْفِق‌ُ مِنْه‌ُ سِرَّاً وَ جَهْرَاً هَل‌ْ يَسْتَوُون‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (نحل: 75)

خداوند مثالى زده: برده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست و انسان (با ايمانى) را كه از جانب خود، رزقى نيكو به او بخشيده‏ايم، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق مى‏كند آيا اين دو نفر يكسانند؟! شكر مخصوص خداست، ولى اكثر آنها نمى‏دانند! (75)


وَ ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً رَجُلَيْن‌ِ أَحَدُهُمَا أَبْكَم‌ُ لاَ يَقْدِرُ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ كَل‌ٌّ عَلَي‌ مَوْلاَه‌ُ أَيْنَمَا يُوَجِّهْه‌ُ لاَ يَأْت‌ِ بِخَيرٍ هَل‌ْ يَسْتَوِي‌ هُوَ وَ مَنْ‌ يَأْمُرُ بِالْعَدْل‌ِ وَ هُوَ عَلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (نحل: 76)

خداوند مثالى (ديگر) زده است: دو نفر را، كه يكى از آن دو، گنگ مادرزاد است و قادر بر هيچ كارى نيست و سربار صاحبش مى‏باشد او را در پى هر كارى بفرستد، خوب انجام نمى‏دهد آيا چنين انسانى، با كسى كه امر به عدل و داد مى‏كند، و بر راهى راست قرار دارد، برابر است؟! (76)


وَالله‌ُ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِمَّا خَلَق‌َ ظِلالاً وَ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ الْجِبَال‌َ أَكْنَانَاً وَ جَعَل‌َ لَكُم‌ْ سَرَابِيل‌َ تَقِيكُم‌ُ الْحَرَّ وَ سَرَابيل‌َ تَقِيكُمْ‌ بَأْسَكُم‌ْ كَذَلِك‌َ يُتِم‌ُّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تُسْلِمُون‌َ (نحل: 81)

و (نيز) خداوند از آنچه آفريده است سايه‏هايى براى شما قرار داده و از كوه‏ها پناهگاه‏هايى و براى شما پيراهنهايى آفريده، كه شما را از گرما (و سرما) حفظ مى‏كند و پيراهنهايى كه به هنگام جنگ، حافظ شماست اين گونه نعمتهايش را بر شما كامل مى‏كند، شايد تسليم فرمان او شويد! (81)


وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّتِي‌ نَقَضَت‌ْ غَزْلَهَا مِنْ‌ بَعْدِ قُوَّة‌ٍ أَنْكَاثَاً تَتَّخِذُون‌َ أَيْمَانَكُم‌ْ دَخَلاً بَيْنَكُم‌ْ أَنْ‌ تَكُون‌َ أُمَّة‌ٌ هِي‌َ أَرْبَي‌ مِن‌ْ أُمَّة‌ٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُم‌ُ الله‌ُ بِه‌ِ وَ لَيُبَيِّنَن‌َّ لَكُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ مَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (نحل: 92)

همانند آن زن (سبك مغز) نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را، پس از استحكام، وامى‏تابيد! در حالى كه (سوگند و پيمان) خود را وسيله خيانت و فساد قرار مى‏دهيد بخاطر اينكه گروهى، جمعيّتشان از گروه ديگر بيشتر است (و كثرت دشمن را بهانه‏اى براى شكستن بيعت با پيامبر مى‏شمريد)! خدا فقط شما را با اين وسيله آزمايش مى‏كند و به يقين روز قيامت، آنچه را در آن اختلاف داشتيد، براى شما روشن مى‏سازد! (92)


مَن‌ْ عَمِل‌َ صَالِحَاً مِنْ‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَي‌ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَلَنُحْيِيَنَّه‌ُ حَيَاة‌ً طَيِّبَة‌ً وَ لَنَجْزِيَنَّهُم‌ْ أَجْرَهُمْ‌ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (نحل: 97)

هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد. (97)


إِنَّه‌ُ لَيْس‌َ لَه‌ُ سُلْطَان‌ٌ عَلَي‌ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (نحل: 99)

چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند، تسلّطى ندارد. (99)


إِنَّمَا سُلْطَانُه‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ يَتَوَلَّوْنَه‌ُ وَالَّذِين‌َ هُمْ‌ بِه‌ِ مُشْرِكُون‌َ (نحل: 100)

تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيده‏اند، و آنها كه نسبت به او [خدا] شرك مى‏ورزند (و فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا، گردن مى‏نهند) (100)


قُل‌ْ نَزَّلَه‌ُ رُوح‌ُ الْقُدُس‌ِ مِنْ‌ رَبِّك‌َ بِالْحَق‌ِّ لِيُثَبِّت‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ هُدَي‌ً وَ بُشْرَي‌ لِلْمُسْلِمِين‌َ (نحل: 102)

بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحقّ نازل كرده، تا افراد باايمان را ثابت‏قدم گرداند و هدايت و بشارتى است براى عموم مسلمانان! (102)


وَ لَقَدْ نَعْلَم‌ُ أَنَّهُم‌ْ يَقُولُون‌َ إِنَّمَا يُعَلِّمُه‌ُ بَشَرٌ لِسَان‌ُ الَّذِي‌ يُلْحِدُون‌َ إِلَيْه‌ِ أَعْجَمِي‌ٌّ وَ هَذَا لِسَان‌ٌ عَرَبِي‌ٌّ مُبِين‌ٌ (نحل: 103)

ما مى‏دانيم كه آنها مى‏گويند: «اين آيات را انسانى به او تعليم مى‏دهد!» در حالى كه زبان كسى كه اينها را به او نسبت مى‏دهند عجمى است ولى اين (قرآن)، زبان عربى آشكار است! (103)


مَنْ‌ كَفَرَ بِالله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ إِيمَانِه‌ِ إِلاَّ مَن‌ْ أُكْرِه‌َ وَ قَلْبُه‌ُ مُطْمَئِن‌ٌّ بِالْإِيمَانِ وَ لَكِنْ‌ مَنْ‌ شَرَح‌َ بِالْكُفْرِ صَدْرَاً فَعَلَيْهِم‌ْ غَضَب‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نحل: 106)

كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند- بجز آنها كه تحت فشار واقع شده‏اند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است- آرى، آنها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشوده‏اند، غضب خدا بر آنهاست و عذاب عظيمى در انتظارشان! (106)


وَ لَقَدْ جَاءَهُم‌ْ رَسُول‌ٌ مِنْهُم‌ْ فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَخَذَهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ وَ هُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (نحل: 113)

پيامبرى از خودشان به سراغ آنها آمد، او را تكذيب كردند از اين رو عذاب الهى آنها را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند! (113)


إِنَّمَا حَرَّم‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْمَيْتَة‌َ وَالدَّم‌َ وَ لَحْم‌َ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِل‌َّ لِغَيْرِ الله‌ِ بِه‌ِ فَمَن‌ِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ‌ٍ وَ لاَ عَادٍ فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نحل: 115)

خداوند، تنها مردار، خون، گوشت خوك و آنچه را با نام غير خدا سر بريده‏اند، بر شما حرام كرده است امّا كسانى كه ناچار شوند، در حالى كه تجاوز و تعدّى از حدّ ننمايند، (خدا آنها را مى‏بخشد چرا كه) خدا بخشنده و مهربان است. (115)


شَاكِرَاً لِأَنْعُمِه‌ِ اجْتَبَاه‌ُ وَ هَدَاه‌ُ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (نحل: 121)

شكرگزار نعمتهاى پروردگار بود خدا او را برگزيد و به راهى راست هدايت نمود! (121)


وَ آتَيْنَاه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ لَمِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (نحل: 122)

ما در دنيا به او (همّت) نيكويى داديم و در آخرت از نيكان است! (122)


إِنَّمَا جُعِل‌َ السَّبْت‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَيَحْكُم‌ُ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (نحل: 124)

(تحريمهاى) روز شنبه (براى يهود) فقط بعنوان يك مجازات بود، كه در آن هم اختلاف كردند و پروردگارت روز قيامت، در آنچه اختلاف داشتند، ميان آنها داورى مى‏كند! (124)


ادْع‌ُ إِلَي‌ سَبِيل‌ِ رَبِّك‌َ بِالْحِكْمَة‌ِ وَالْمَوْعِظَة‌ِ الْحَسَنَة‌ِ وَ جَادِلْهُمْ‌ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ ضَل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُهْتَدِين‌َ (نحل: 125)

با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر مى‏داند چه كسى از راه او گمراه شده است و او به هدايت‏يافتگان داناتر است. (125)


وَ إِن‌ْ عَاقَبْتُم‌ْ فَعَاقِبُوا بِمِثْل‌ِ مَا عُوقِبْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ لَئِنْ‌ صَبَرْتُم‌ْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِين‌َ (نحل: 126)

و هر گاه خواستيد مجازات كنيد، تنها بمقدارى كه به شما تعدّى شده كيفر دهيد! و اگر شكيبايى كنيد، اين كار براى شكيبايان بهتر است. (126)


سُبْحَان‌َ الَّذِي‌ أَسْرَي‌ بِعَبْدِه‌ِ لَيْلاً مِن‌َ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ إِلَي‌ الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي‌ الَّذِي‌ بَارَكْنَا حَوْلَه‌ُ لِنُرِيَه‌ُ مِن‌ْ آيَاتِنَا إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (اسراء: 1)

پاك و منزّه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى- كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ايم- برد، تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم چرا كه او شنوا و بيناست. (1)


وَ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ وَ جَعَلْنَاه‌ُ هُدَي‌ً لِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنْ لاَ تَتَّخِذُوا مِنْ‌ دُونِي‌ وَكِيلاً (اسراء: 2)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم و آن را وسيله هدايت بنى اسرائيل ساختيم (و گفتيم:) غير ما را تكيه‏گاه خود قرار ندهيد! (2)


ذُرِّيَّة‌َ مَن‌ْ حَمَلْنَا مَع‌َ نُوح‌ٍ إِنَّه‌ُ كَان‌َ عَبْدَاً شَكُورَاً (اسراء: 3)

اى فرزندان كسانى كه با نوح (بر كشتى) سوار كرديم! او بنده شكرگزارى بود. (شما هم مانند او باشيد، تا نجات يابيد!) (3)


إِن‌ْ أَحْسَنْتُم‌ْ أَحْسَنْتُم‌ْ لِأَنْفُسِكُم‌ْ وَ إِن‌ْ أَسَأْتُم‌ْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَة‌ِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُم‌ْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوه‌ُ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ وَ لِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرَاً (اسراء: 7)

اگر نيكى كنيد، به خودتان نيكى مى‏كنيد و اگر بدى كنيد باز هم به خود مى‏كنيد. و هنگامى كه وعده دوم فرا رسد، (آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در صورتهايتان ظاهر مى‏شود و داخل مسجد (الاقصى) مى‏شوند همان گونه كه بار اول وارد شدند و آنچه را زير سلطه خود مى‏گيرند، در هم مى‏كوبند. (7)


وَ يَدْع‌ُ الْإِنْسَان‌ُ بِالشَّرِّ دُعَاءَه‌ُ بِالْخَيْرِ وَ كَان‌َ الْإِنْسَان‌ُ عَجُولاً (اسراء: 11)

انسان (بر اثر شتابزدگى)، بديها را طلب مى‏كند آن گونه كه نيكيها را مى‏طلبد و انسان، هميشه عجول بوده است! (11)


وَ جَعَلْنَا اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ آيَتَيْن‌ِ فَمَحَوْنَا آيَة‌َ اللَّيْل‌ِ وَ جَعَلْنَا آيَة‌َ النَّهَارِ مُبْصِرَة‌ً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِين‌َ وَالْحِسَاب‌َ وَ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ فَصَّلْنَاه‌ُ تَفْصِيلاً (اسراء: 12)

ما شب و روز را دو نشانه توحيد و عظمت خود قرار داديم سپس نشانه شب را محو كرده، و نشانه روز را روشنى‏بخش ساختيم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگى برخيزيد)، و عدد سالها و حساب را بدانيد و هر چيزى را بطور مشخّص و آشكار، بيان كرديم. (12)


وَ كُل‌َّ إِنْسَان‌ٍ أَلْزَمْنَاه‌ُ طَائِرَه‌ُ فِي‌ عُنُقِه‌ِ وَ نُخْرِج‌ُ لَه‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ كِتَابَاً يَلْقَاه‌ُ مَنْشُورَاً (اسراء: 13)

و هر انسانى، اعمالش را بر گردنش آويخته‏ايم و روز قيامت، كتابى براى او بيرون مى‏آوريم كه آن را در برابر خود، گشوده مى‏بيند! (اين همان نامه اعمال اوست!) (13)


مَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَإِنَّمَا يَضِل‌ُّ عَلَيْهَا وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَة‌ٌ وِزْرَ أُخْرَي‌ وَ مَا كُنَّا مُعَذِّبِين‌َ حَتَّي‌ نَبْعَث‌َ رَسُولاً (اسراء: 15)

هر كس هدايت شود، براى خود هدايت يافته و آن كس كه گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است و هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى‏كشد و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم (تا وظايفشان را بيان كند.) (15)


وَ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا مِن‌َ الْقُرُون‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ نُوح‌ٍ وَ كَفَي‌ بِرَبِّك‌َ بِذُنُوب‌ِ عِبَادِه‌ِ خَبِيرَاً بَصِيرَاً (اسراء: 17)

چه بسيار مردمى كه در قرون بعد از نوح، زندگى مى‏كردند (و طبق همين سنت،) آنها را هلاك كرديم! و كافى است كه پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بيناست. (17)


مَنْ‌ كَان‌َ يُرِيدُ الْعَاجِلَة‌َ عَجَّلْنَا لَه‌ُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ‌ نُرِيدُ ثُم‌َّ جَعَلْنَا لَه‌ُ جَهَنَّم‌َ يَصْلاَهَا مَذْمُومَاً مَدْحُورَاً (اسراء: 18)

آن كس كه (تنها) زندگى زودگذر (دنيا) را مى‏طلبد، آن مقدار از آن را كه بخواهيم- و به هر كس اراده كنيم- مى‏دهيم سپس دوزخ را براى او قرار خواهيم داد، كه در آتش سوزانش مى‏سوزد در حالى كه نكوهيده و رانده (درگاه خدا) است. (18)


رَبُّكُم‌ْ أَعْلَم‌ُ بِمَا فِي‌ نُفُوسِكُم‌ْ إِنْ‌ تَكُونُوا صَالِحِين‌َ فَإِنَّه‌ُ كَان‌َ لِلْأَوَّابِين‌َ غَفُورَاً (اسراء: 25)

پروردگار شما از درون دلهايتان آگاهتر است (اگر لغزشى در اين زمينه داشتيد) هر گاه صالح باشيد (و جبران كنيد) او بازگشت كنندگان را مى‏بخشد. (25)


وَ آت‌ِ ذَا الْقُرْبَي‌ حَقَّه‌ُ وَالْمِسْكِين‌َ وَابْن‌َ السَّبِيل‌ِ وَ لاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرَاً (اسراء: 26)

و حقّ نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن، (26)


إِن‌َّ الْمُبَذِّرِين‌َ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِين‌ِ وَ كَان‌َ الشَّيْطَان‌ُ لِرَبِّه‌ِ كَفُورَاً (اسراء: 27)

چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! (27)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّه‌ُ كَان‌َ بِعِبَادِه‌ِ خَبِيرَاً بَصِيرَاً (اسراء: 30)

به يقين، پروردگارت روزى را براى هر كس بخواهد، گشاده يا تنگ مى‏دارد او نسبت به بندگانش، آگاه و بيناست. (30)


وَ لاَ تَقْرَبُوا الزِّنَي‌ إِنَّه‌ُ كَان‌َ فَاحِشَة‌ً وَ سَاءَ سَبِيلاً (اسراء: 32)

و نزديك زنا نشويد، كه كار بسيار زشت، و بد راهى است! (32)


وَ لاَ تَقْتُلُوا النَّفْس‌َ الَّتِي‌ حَرَّم‌َ الله‌ُ إِلاَّ بِالْحَق‌ِّ وَ مَنْ‌ قُتِل‌َ مَظْلُومَاً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّه‌ِ سُلْطَانَاً فَلاَ يُسْرِفْ‌ فِي‌ الْقَتْل‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ مَنْصُورَاً (اسراء: 33)

و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است! (33)


وَ لاَ تَقْرَبُوا مَال‌َ الْيَتِيم‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِن‌َّ الْعَهْدَ كَان‌َ مَسْؤُولاً (اسراء: 34)

و به مال يتيم، جز به بهترين راه نزديك نشويد، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا كنيد، كه از عهد سؤال مى‏شود! (34)


وَ لاَ تَقْف‌ُ مَا لَيْس‌َ لَك‌َ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ إِن‌َّ السَّمْع‌َ وَالْبَصَرَ وَالفُؤَادَ كُل‌ُّ أُولَئِك‌َ كَان‌َ عَنْه‌ُ مَسْؤُولاً (اسراء: 36)

از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسئولند. (36)


كُل‌ُّ ذَلِك‌َ كَان‌َ سَيِّئُه‌ُ عِنْدَ رَبِّك‌َ مَكْرُوهَاً (اسراء: 38)

همه اينها گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است. (38)


قُلْ‌ لَوْ كَان‌َ مَعَه‌ُ آلِهَة‌ٌ كَمَا يَقُولُون‌َ إِذَاً لَابْتَغَوْا إِلَي‌ ذِي‌ الْعَرْش‌ِ سَبِيلاً (اسراء: 42)

بگو: «اگر آن چنان كه آنها مى‏گويند با او خدايانى بود، در اين صورت، (خدايان) سعى مى‏كردند راهى به سوى (خداوند) صاحب عرش پيدا كنند.» (42)


سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يَقُولُون‌َ عُلُوَّاً كَبِيرَاً (اسراء: 43)

او پاك و برتر است از آنچه آنها مى‏گويند، بسيار برتر و منزه‏تر! (43)


تُسَبِّح‌ُ لَه‌ُ السَّمَاوَات‌ُ السَّبْع‌ُ وَالْأَرْض‌ُ وَ مَن‌ْ فِيهِن‌َّ وَ إِنْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ يُسَبِّح‌ُ بِحَمْدِه‌ِ وَ لَكِنْ‌ لاَ تَفْقَهُون‌َ تَسْبِيحَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ حَلِيمَاً غَفُورَاً (اسراء: 44)

آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد او بردبار و آمرزنده است. (44)


وَ جَعَلْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ أَكِنَّة‌ً أَنْ‌ يَفْقَهُوه‌ُ وَ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرَاً وَ إِذَا ذَكَرْت‌َ رَبَّك‌َ فِي‌ الْقُرْآن‌ِ وَحْدَه‌ُ وَلَّوْا عَلَي‌ أَدْبَارِهِم‌ْ نُفُورَاً (اسراء: 46)

و بر دلهايشان پوششهايى، تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى و هنگامى كه پروردگارت را در قرآن به يگانگى ياد مى‏كنى، آنها پشت مى‏كنند و از تو روى بر مى‏گردانند. (46)


نَحْن‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا يَسْتَمِعُون‌َ بِه‌ِ إِذْ يَسْتَمِعُون‌َ إِلَيْك‌َ وَ إِذْ هُم‌ْ نَجْوَي‌ إِذْ يَقُول‌ُ الظَّالِمُون‌َ إِنْ‌ تَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ رَجُلاً مَسْحُورَاً (اسراء: 47)

هنگامى كه به سخنان تو گوش فرامى‏دهند، ما بهتر مى‏دانيم براى چه گوش فرا مى‏دهند (و همچنين) در آن هنگام كه با هم نجوا مى‏كنند آن گاه كه ستمگران مى‏گويند: «شما جز از انسانى كه افسون شده، پيروى نمى‏كنيد!» (47)


يَوْم‌َ يَدْعُوكُم‌ْ فَتَسْتَجِيبُون‌َ بِحَمْدِه‌ِ وَ تَظُنُّون‌َ إِنْ‌ لَبِثْتُم‌ْ إِلاَّ قَلِيلاً (اسراء: 52)

همان روز كه شما را (از قبرهايتان) فرامى‏خواند شما هم اجابت مى‏كنيد در حالى كه حمد او را مى‏گوييد مى‏پنداريد تنها مدت كوتاهى (در جهان برزخ) درنگ كرده‏ايد!» (52)


قُل‌ِ ادْعُوا الَّذِين‌َ زَعَمْتُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ فَلاَ يَمْلِكُون‌ كَشْف‌َ الضُّرِّ عَنْكُم‌ْ وَ لاَ تَحْوِيلاً (اسراء: 56)

بگو: «كسانى را كه غير از خدا (معبود خود) مى‏پنداريد، بخوانيد! آنها نه مى‏توانند مشكلى را از شما برطرف سازند، و نه تغييرى در آن ايجاد كنند.» (56)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ يَبْتَغُون‌َ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ُ الْوَسِيلَة‌َ أَيُّهُم‌ْ أَقْرَب‌ُ وَ يَرْجُون‌َ رَحْمَتَه‌ُ وَ يَخَافُون‌َ عَذَابَه‌ُ إِن‌َّ عَذَاب‌َ رَبِّك‌َ كَان‌َ مَحْذُورَاً (اسراء: 57)

كسانى را كه آنان مى‏خوانند، خودشان وسيله‏اى (براى تقرب) به پروردگارشان مى‏جويند، وسيله‏اى هر چه نزديكتر و به رحمت او اميدوارند و از عذاب او مى‏ترسند چرا كه عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است! (57)


قَال‌َ أَرَأَيْتَك‌َ هَذَا الَّذِي‌ كَرَّمْت‌َ عَلَيَّ‌ لَئِن‌ْ أَخَّرْتَن‌ِ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ لَأََحْتَنِكَن‌َّ ذُرِّيَّتَه‌ُ إِلاَّ قَلِيلاً (اسراء: 62)

(سپس) گفت: «به من بگو، اين كسى را كه بر من برترى داده‏اى (به چه دليل بوده است؟) اگر مرا تا روز قيامت زنده بگذارى، همه فرزندانش را، جز عده كمى، گمراه و ريشه‏كن خواهم ساخت!» (62)


رَبُّكُم‌ُ الَّذِي‌ يُزْجِي‌ لَكُم‌ُ الْفُلْك‌َ فِي‌ الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ بِكُم‌ْ رَحِيمَاً (اسراء: 66)

پروردگارتان كسى است كه كشتى را در دريا براى شما به حركت درمى‏آورد، تا از نعمت او بهره‏مند شويد او نسبت به شما مهربان است. (66)


أَم‌ْ أَمِنْتُم‌ْ أَنْ‌ يُعِيدَكُم‌ْ فِيه‌ِ تَارَة‌ً أُخْرَي‌ فَيُرْسِل‌َ عَلَيْكُم‌ْ قَاصِفَاً مِن‌َ الرِّيح‌ِ فَيُغْرِقَكُمْ‌ بِمَا كَفَرْتُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ تَجِدُوا لَكُم‌ْ عَلَيْنَا بِه‌ِ تَبِيعَاً (اسراء: 69)

يا اينكه ايمن هستيد كه بار ديگر شما را به دريا بازگرداند، و تندباد كوبنده‏اى بر شما بفرستد، و شما را بخاطر كفرتان غرق كند، سپس دادخواه و خونخواهى در برابر ما پيدا نكنيد؟! (69)


يَوْم‌َ نَدْعُوا كُل‌َّ أُنَاس‌ٍ بِإِمَامِهِم‌ْ فَمَن‌ْ أُوتِي‌َ كِتَابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ فَأُولَئِك‌َ يَقْرَءُون‌َ كِتَابَهُم‌ْ وَ لاَ يُظْلَمُون‌َ فَتِيلاً (اسراء: 71)

(به ياد آوريد) روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان مى‏خوانيم! كسانى كه نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادى و سرور) مى‏خوانند و بقدر رشته شكاف هسته خرمايى به آنان ستم نمى‏شود! (71)


وَ إِنْ‌ كَادُوا لَيَفْتِنُونَك‌َ عَن‌ِ الَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ لِتَفْتَرِي‌َ عَلَيْنَا غَيْرَه‌ُ وَ إِذَاً لَاتَّخَذُوك‌َ خَلِيلاً (اسراء: 73)

نزديك بود آنها تو را (با وسوسه‏هاى خود) از آنچه بر تو وحى كرده‏ايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به دوستى خود برميگزينند! (73)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَتَهَجَّدْ بِه‌ِ نَافِلَة‌ً لَك‌َ عَسَي‌ أَنْ‌ يَبْعَثَك‌َ رَبُّك‌َ مَقَامَاً مَحمُودَاً (اسراء: 79)

و پاسى از شب را (از خواب برخيز، و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يك وظيفه اضافى براى توست اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد! (79)


وَ إِذَا أَنْعَمْنَا عَلَي‌ الْإِنْسَان‌ِ أَعْرَض‌َ وَ نَأَي‌ بِجَانِبِه‌ِ وَ إِذَا مَسَّه‌ُ الشَّرُّ كَان‌َ يَؤُوسَاً (اسراء: 83)

هنگامى كه به انسان نعمت مى‏بخشيم، (از حق) روى مى‏گرداند و متكبرانه دور مى‏شود و هنگامى كه (كمترين) بدى به او مى‏رسد، (از همه چيز) مايوس مى‏گردد! (83)


قُل‌ْ كُل‌ٌّ يَعْمَل‌ُ عَلَي‌ شَاكِلَتِه‌ِ فَرَبُّكُم‌ْ أَعْلَم‌ُ بِمَن‌ْ هُوَ أَهْدَي‌ سَبِيلاً (اسراء: 84)

بگو: «هر كس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى‏كند و پروردگارتان كسانى را كه راهشان نيكوتر است، بهتر مى‏شناسد.» (84)


وَ لَئِنْ‌ شِئْنَا لَنَذْهَبَن‌َّ بِالَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ ثُم‌َّ لاَ تَجِدُ لَك‌َ بِه‌ِ عَلَيْنَا وَكِيلاً (اسراء: 86)

و اگر بخواهيم، آنچه را بر تو وحى فرستاده‏ايم، از تو مى‏گيريم سپس كسى را نمى‏يابى كه در برابر ما، از تو دفاع كند ... (86)


إِلاَّ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِن‌َّ فَضْلَه‌ُ كَان‌َ عَلَيْك‌َ كَبِيرَاً (اسراء: 87)

مگر رحمت پروردگارت (شامل حالت گردد،) كه فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است! (87)


قُلْ‌ لَئِن‌ِ اجْتَمَعَت‌ِ الْإِنْس‌ُ وَالْجِن‌ُّ عَلَي‌ أَنْ‌ يَأْتُوا بِمِثْل‌ِ هَذَا الْقُرْآن‌ِ لاَ يَأْتُون‌َ بِمِثْلِه‌ِ وَ لَوْ كَان‌َ بَعْضُهُم‌ْ لِبَعْض‌ٍ ظَهِيرَاً (اسراء: 88)

بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند. (88)


أَوْ يَكُون‌َ لَك‌َ بَيْت‌ٌ مِنْ‌ زُخْرُف‌ٍ أَوْ تَرْقَي‌ فِي‌ السَّمَاءِ وَ لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لِرُقِيِّك‌َ حَتَّي‌ تُنَزِّل‌َ عَلَيْنَا كِتَابَاً نَقْرَأُه‌ُ قُل‌ْ سُبْحَان‌َ رَبِّي‌ هَل‌ْ كُنْت‌ُ إِلاَّ بَشَرَاً رَسُولاً (اسراء: 93)

يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد يا به آسمان بالا روى حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه نامه‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! (93)


قُل‌ْ كَفَي‌ بِالله‌ِ شَهِيدَاً بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ بِعِبَادِه‌ِ خَبِيرَاً بَصِيرَاً (اسراء: 96)

بگو: «همين كافى است كه خداوند، ميان من و شما گواه باشد چرا كه او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست! (96)


وَ مَنْ‌ يَهْدِ الله‌ُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ْ فَلَن‌ْ تَجِدَ لَهُم‌ْ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُونِه‌ِ وَ نَحْشُرُهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ عَلَي‌ وُجُوهِهِم‌ْ عُمْيَاً وَ بُكْمَاً وَ صُمَّاً مَأْوَاهُم‌ْ جَهَنَّم‌ُ كُلَّمَا خَبَت‌ْ زِدْنَاهُم‌ْ سَعِيرَاً (اسراء: 97)

هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست و هر كس را (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هاديان و سرپرستانى غير خدا براى او نخواهى يافت و روز قيامت، آنها را بر صورتهايشان محشور مى‏كنيم، در حالى كه نابينا و گنگ و كرند جايگاهشان دوزخ است هر زمان آتش آن فرونشيند، شعله تازه‏اى بر آنان مى‏افزاييم! (97)


أَوَ لَم‌ يَرَوْا أَن‌َّ الله‌َ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ قَادِرٌ عَلَي‌ أَنْ‌ يَخْلُق‌َ مِثْلَهُم‌ْ وَ جَعَل‌َ لَهُم‌ْ أَجَلاً لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ فَأَبَي‌ الظَّالِمُون‌َ إِلاَّ كُفُورَاً (اسراء: 99)

آيا نمى‏دانند خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده، قادر است مثل آنان را بيافريند (و به زندگى جديد بازشان گرداند)؟! و براى آنان سرآمدى قطعى- كه شكّى در آن نيست- قرار داده امّا ظالمان، جز كفر و انكار را پذيرا نيستند! (99)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ تِسْع‌َ آيَات‌ٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَل‌ْ بَنِي‌ إِسْرائِيل‌َ إِذْ جَاءَهُم‌ْ فَقَال‌َ لَه‌ُ فِرْعَوْن‌ُ إِنِّي‌ لَأََظُنُّك‌َ يَا مُوسَي‌ مَسْحُورَاً (اسراء: 101)

ما به موسى نه معجزه روشن داديم پس از بنى اسرائيل سؤال كن آن زمان كه اين (معجزات نه گانه) به سراغ آنها آمد (چگونه بودند)؟! فرعون به او گفت: «اى موسى! گمان مى‏كنم تو ديوانه (يا ساحرى)!» (101)


فَأرَادَ أَنْ‌ يَسْتَفِزَّهُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ فَأَغْرَقْناه‌ُ وَ مَنْ‌ مَعَه‌ُ جَمِيعَاً (اسراء: 103)

پس (فرعون) تصميم گرفت آنان را از آن سرزمين ريشه كن سازد ولى ما، او و تمام كسانى را كه با او بودند، غرق كرديم. (103)


وَ قُلْنَا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ لِبَنِي‌ إِسْرائِيل‌َ اسْكُنُوا الْأَرْض‌َ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَة‌ِ جِئْنَا بِكُم‌ْ لَفِيفَاً (اسراء: 104)

و بعد از آن به بنى اسرائيل گفتيم: «در اين سرزمين [مصر و شام‏] ساكن شويد! امّا هنگامى كه وعده آخرت فرا رسد، همه شما را دسته جمعى (به آن دادگاه عدل) مى‏آوريم» (104)


وَ بِالْحَق‌ِّ أَنْزَلْنَاه‌ُ وَ بِالْحَق‌ِّ نَزَل‌َ وَ مَا أَرْسَلْنَاك‌َ إِلاَّ مُبَشِّرَاً وَ نَذِيرَاً (اسراء: 105)

و ما قرآن را بحق نازل كرديم و بحق نازل شد و تو را، جز بعنوان بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده، نفرستاديم! (105)


وَ قُرْآنَاً فَرَقْنَاه‌ُ لِتَقْرَأَه‌ُ عَلَي‌ النَّاس‌ِ عَلَي‌ مُكْث‌ٍ وَ نَزَّلْنَاه‌ُ تَنْزِيلاً (اسراء: 106)

و قرآنى كه آياتش را از هم جدا كرديم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى و آن را بتدريج نازل كرديم. (106)


قُل‌ْ آمِنُوا بِه‌ِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُوا إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ إِذَا يُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ يَخِرُّون‌َ لِلْأَذْقَان‌ِ سُجَّدَاً (اسراء: 107)

بگو: «خواه به آن ايمان بياوريد، و خواه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏كنان به خاك مى‏افتند ... (107)


قُل‌ِ ادْعُوا الله‌َ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَن‌َ أَيَّاً مَا تَدْعُوا فَلَه‌ُ الْأسْماءُ الْحُسْنَي‌ وَ لاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِك‌َ وَ لاَ تُخَافِت‌ْ بِهَا وَابْتَغ‌ِ بَيْن‌َ ذَلِك‌َ سَبيلاً (اسراء: 110)

بگو: « «اللَّه» را بخوانيد يا «رحمان» را، هر كدام را بخوانيد، (ذات پاكش يكى است و) براى او بهترين نامهاست!» و نمازت را زياد بلند، يا خيلى آهسته نخوان و در ميان آن دو، راهى (معتدل) انتخاب كن! (110)


وَ قُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ لَم‌ْ يَتَّخِذْ وَلَدَاً وَ لَم‌ْ يَكُن‌ْ لَه‌ُ شَرِيك‌ٌ فِي‌ الْمُلْك‌ِ وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَه‌ُ وَلِي‌ٌّ مِن‌َ الذُّل‌ِّ وَ كَبِّرْه‌ُ تَكْبِيرَاً (اسراء: 111)

و بگو: «ستايش براى خداوندى است كه نه فرزندى براى خود انتخاب كرده، و نه شريكى در حكومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامى و) سرپرستى براى اوست!» و او را بسيار بزرگ بشمار! (111)


الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ عَلَي‌ عَبْدِه‌ِ الْكِتَاب‌َ وَ لَم‌ْ يَجْعَلْ‌ لَه‌ُ عِوَجَاً (كهف: 1)

حمد مخصوص خدايى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزيده) اش نازل كرد، و هيچ گونه كژى در آن قرار نداد ... (1)


قَيِّمَاً لِيُنْذِرَ بَأْسَاً شَدِيدَاً مِنْ‌ لَدُنْه‌ُ وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِين‌َ الَّذِين‌َ يَعْمَلُون‌َ الصَّالِحَات‌ِ أَن‌َّ لَهُم‌ْ أَجْرَاً حَسَنَاً (كهف: 2)

در حالى كه ثابت و مستقيم و نگاهبان كتابهاى (آسمانى) ديگر است تا (بدكاران را) از عذاب شديد او بترساند و مؤمنانى را كه كارهاى شايسته انجام مى‏دهند، بشارت دهد كه پاداش نيكويى براى آنهاست ... (2)


مَاكِثِين‌َ فِيه‌ِ أَبَدَاً (كهف: 3)

(همان بهشت برين) كه جاودانه در آن خواهند ماند! (3)


مَا لَهُمْ‌ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ وَ لاَ لِآبَائِهِم‌ْ كَبُرَت‌ْ كَلِمَة‌ً تَخْرُج‌ُ مِن‌ْ أَفْوَاهِهِم‌ْ إِنْ‌ يَقُولُون‌َ إِلاَّ كَذِبَاً (كهف: 5)

نه آنها (هرگز) به اين سخن يقين دارند، و نه پدرانشان! سخن بزرگى از دهانشان خارج مى‏شود! آنها فقط دروغ مى‏گويند! (5)


وَ رَبَطْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَب‌ُّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لَن‌ْ نَدْعُوَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِلَهَاً لَقَدْ قُلْنَا إِذَاً شَطَطَاً (كهف: 14)

و دلهايشان را محكم ساختيم در آن موقع كه قيام كردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است هرگز غير او معبودى را نمى‏خوانيم كه اگر چنين كنيم، سخنى بگزاف گفته‏ايم. (14)


هَؤُلاَءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً لَوْلاَ يَأْتُون‌َ عَلَيْهِمْ‌ بِسُلْطَان‌ٍ بَيِّن‌ٍ فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً (كهف: 15)

اين قوم ما هستند كه معبودهايى جز خدا انتخاب كرده‏اند چرا دليل آشكارى (بر اين كار) نمى‏آورند؟! و چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ ببندد؟!» (15)


وَ إِذِ اعْتَزَلْتُـمُوهُم‌ْ وَ مَا يَعْبُدُون‌َ إِلاَّ الله‌َ فَأْوُوا إِلَي‌ الْكَهْف‌ِ يَنْشُرْ لَكُم‌ْ رَبُّكُمْ‌ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ‌ مِنْ‌ أَمْرِكُمْ‌ مِرْفَقَاً (كهف: 16)

و (به آنها گفتيم:) هنگامى كه از آنان و آنچه جز خدا مى‏پرستند كناره‏گيرى كرديد، به غار پناه بريد كه پروردگارتان (سايه) رحمتش را بر شما مى‏گستراند و در اين امر، آرامشى براى شما فراهم مى‏سازد! (16)


وَ تَرَي‌ الشَّمْس‌َ إِذَا طَلَعَتْ‌ تَزَاوَرُ عَنْ‌ كَهْفِهِم‌ْ ذَات‌َ الْيَـمِين‌ِ وَ إِذَا غَرَبَتْ‌ تَقْرِضُهُم‌ْ ذَات‌َ الشِّمَال‌ِ وَ هُم‌ْ فِي‌ فَجْوَة‌ٍ مِنْه‌ُ ذَلِك‌َ مِن‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ مَنْ‌ يَهْدِ الله‌ُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ْ فَلَن‌ْ تَجِدَ لَه‌ُ وَلِيَّاً مُرْشِدَاً (كهف: 17)

و (اگر در آنجا بودى) خورشيد را مى‏ديدى كه به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مى‏گردد و به هنگام غروب، به سمت چپ و آنها در محل وسيعى از آن (غار) قرار داشتند اين از آيات خداست! هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست و هر كس را گمراه نمايد، هرگز ولىّ و راهنمايى براى او نخواهى يافت! (17)


وَ تَحْسَبُهُم‌ْ أَيْقَاظَاً وَ هُم‌ْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُم‌ْ ذَات‌َ الْيَـمِين‌ِ وَ ذَات‌َ الشِّمَال‌ِ وَ كَلْبُهُم‌ْ بَاسِط‌ٌ ذِرَاعَيْه‌ِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْت‌َ عَلَيْهِم‌ْ لَوَلَّيْت‌َ مِنْهُم‌ْ فِرَارَاً وَ لَمُلِئْت‌َ مِنْهُم‌ْ رُعْبَاً (كهف: 18)

و (اگر به آنها نگاه مى‏كردى) مى‏پنداشتى بيدارند در حالى كه در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ ميگردانديم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانى مى‏كرد). اگر نگاهشان مى‏كردى، از آنان مى‏گريختى و سر تا پاى تو از ترس و وحشت پر مى‏شد! (18)


وَ كَذَلِك‌َ بَعَثْنَاهُم‌ْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُم‌ْ قَال‌َ قَائِل‌ٌ مِنْهُم‌ْ كَم‌ْ لَبِثْتُم‌ْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمَاً أَوْ بَعْض‌َ يَوْم‌ٍ قَالُوا رَبُّكُم‌ْ أَعْلَم‌ُ بِمَا لَبِثْتُم‌ْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ‌ بِوَرِقِكُم‌ْ هَذِه‌ِ إِلَي‌ الْمَدِينَة‌ِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَي‌ طَعَامَاً فَلْيَأْتِكُمْ‌ بِرِزْق‌ٍ مِنْه‌ُ وَلْيَتَلَطَّف‌ْ وَ لاَ يُشْعِرَن‌َّ بِكُم‌ْ أَحَدَاً (كهف: 19)

اين گونه آنها را (از خواب) برانگيختيم تا از يكديگر سؤال كنند يكى از آنها گفت: «چه مدّت خوابيديد؟!» گفتند: «يك روز، يا بخشى از يك روز!» (و چون نتوانستند مدّت خوابشان را دقيقاً بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاهتر است! اكنون يك نفر از خودتان را با اين سكّه‏اى كه داريد به شهر بفرستيد، تا بنگرد كدام يك از آنها غذاى پاكيزه‏ترى دارند، و مقدارى از آن براى روزى شما بياورد. امّا بايد دقّت كند، و هيچ كس را از وضع شما آگاه نسازد ... (19)


قُل‌ِ الله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا لَبِثُوا لَه‌ُ غَيْب‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ أَبْصِرْ بِه‌ِ وَ أَسْمِع‌ْ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ يُشْرِك‌ُ فِي‌ حُكْمِه‌ِ أَحَدَاً (كهف: 26)

بگو: «خداوند از مدّت توقفشان آگاهتر است غيب آسمانها و زمين از آن اوست! راستى چه بينا و شنواست! آنها هيچ ولىّ و سرپرستى جز او ندارند! و او هيچ كس را در حكم خود شركت نمى‏دهد!» (26)


وَاتْل‌ُ مَا أُوحِي‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ كِتَاب‌ِ رَبِّك‌َ لاَ مُبَدِّل‌َ لِكَلِمَاتِه‌ِ وَ لَن‌ْ تَجِدَ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مُلْتَحَدَاً (كهف: 27)

آنچه را از كتاب پروردگارت به تو وحى شده تلاوت كن! هيچ چيز سخنان او را دگرگون نمى‏سازد و هرگز پناهگاهى جز او نمى‏يابى! (27)


وَاصْبِرْ نَفْسَك‌َ مَع‌َ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ رَبَّهُمْ‌ بِالْغَدَاة‌ِ وَالْعَشِي‌ِّ يُرِيدُون‌َ وَجْهَه‌ُ وَ لاَ تَعْدُ عَيْنَاك‌َ عَنْهُم‌ْ تُرِيدُ زِينَة‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ لاَ تُطِع‌ْ مَن‌ْ أَغْفَلْنَا قَلْبَه‌ُ عَنْ‌ ذِكْرِنَا وَاتَّبَع‌َ هَوَاه‌ُ وَ كَان‌َ أَمْرُه‌ُ فُرُطَاً (كهف: 28)

با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‏خوانند، و تنها رضاى او را مى‏طلبند! و هرگز بخاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن! همانها كه از هواى نفس پيروى كردند، و كارهايشان افراطى است. (28)


كِلْتَا الْجَنَّتَيْن‌ِ آتَت‌ْ أُكُلَهَا وَ لَم‌ْ تَظْلِمْ‌ مِنْه‌ُ شَيئَاً وَ فَجَّرْنَا خِلاَلَهُمَا نَهَرَاً (كهف: 33)

هر دو باغ، ميوه آورده بود، (ميوه‏هاى فراوان،) و چيزى فروگذار نكرده بود و ميان آن دو، نهر بزرگى جارى ساخته بوديم. (33)


وَ كَان‌َ لَه‌ُ ثَمَرٌ فَقَال‌َ لِصَاحِبِه‌ِ وَ هُوَ يُحَاوِرُه‌ُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْك‌َ مَالاً وَ أَعَزُّ نَفَرَاً (كهف: 34)

صاحب اين باغ، درآمد فراوانى داشت به همين جهت، به دوستش- در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد- چنين گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نيرومندترم!» (34)


وَ دَخَل‌َ جَنَّتَه‌ُ وَ هُوَ ظَالِم‌ٌ لِنَفْسِه‌ِ قَال‌َ مَا أَظُن‌ُّ أَنْ‌ تَبِيدَ هَذِه‌ِ أَبَدَاً (كهف: 35)

و در حالى كه نسبت به خود ستمكار بود، در باغ خويش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمى‏كنم هرگز اين باغ نابود شود! (35)


قَال‌َ لَه‌ُ صَاحِبُه‌ُ وَ هُوَ يُحَاوِرُه‌ُ أَكَفَرْت‌َ بِالَّذِي‌ خَلَقَك‌َ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ ثُم‌َّ سَوَّاك‌َ رَجُلاً (كهف: 37)

دوست (با ايمان) وى- در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد- گفت: «آيا به خدايى كه تو را از خاك، و سپس از نطفه آفريد، و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داد، كافر شدى؟! (37)


أَوْ يُصْبِح‌َ مَاؤُهَا غَوْرَاً فَلَن‌ْ تَسْتَطِيع‌َ لَه‌ُ طَلَبَاً (كهف: 41)

و يا آب آن در اعمال زمين فرو رود، آن گونه كه هرگز نتوانى آن را به دست آورى!» (41)


وَ أُحِيط‌َ بِثَمَرِه‌ِ فَأَصْبَح‌َ يُقَلِّب‌ُ كَفَّيْه‌ِ عَلَي‌ مَا أَنْفَق‌َ فِيهَا وَ هِي‌َ خَاوِيَة‌ٌ عَلَي‌ عُرُوشِهَا وَ يَقُول‌ُ يَا لَيْتَنِي‌ لَم‌ْ أُشْرِك‌ْ بِرَبِّي‌ أَحَدَاً (كهف: 42)

(به هر حال عذاب الهى فرا رسيد،) و تمام ميوه‏هاى آن نابود شد و او بخاطر هزينه هايى كه در آن صرف كرده بود، پيوسته دستهاى خود را به هم مى‏ماليد- در حالى كه تمام باغ بر داربستهايش فرو ريخته بود- و مى‏گفت: «اى كاش كسى را همتاى پروردگارم قرار نداده بودم!» (42)


وَ لَم‌ْ تَكُنْ‌ لَه‌ُ فِئَة‌ٌ يَنْصُرُونَه‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ مَا كَان‌َ مُنْتَصِرَاً (كهف: 43)

و گروهى نداشت كه او را در برابر (عذاب) خداوند يارى دهند و از خودش (نيز) نمى‏توانست يارى گيرد. (43)


وَاضْرِب‌ْ لَهُمْ‌ مَثَل‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاه‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ فَاخْتَلَط‌َ بِه‌ِ نَبَات‌ُ الْأَرْض‌ِ فَأَصْبَح‌َ هَشِيمَاً تَذْرُوه‌ُ الرِّيَاح‌ُ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مُقْتَدِرَاً (كهف: 45)

(اى پيامبر!) زندگى دنيا را براى آنان به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرو مى‏فرستيم و بوسيله آن، گياهان زمين (سرسبز مى‏شود و) در هم فروميرود. امّا بعد از مدتى مى‏خشكد و بادها آن را به هر سو پراكنده مى‏كند و خداوند بر همه چيز تواناست! (45)


وَ وُضِع‌َ الْكِتَاب‌ُ فَتَرَي‌ الْمُـجْرِمِين‌َ مُشْفِقِين‌َ مِمَّا فِيه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ يَا وَيْلَتَنَا مَا ل‌ِ هَذَا الْكِتَاب‌ِ لاَ يُغَادِرُ صَغِيرَة‌ً وَ لاَ كَبِيرَة‌ً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرَاً وَ لاَ يِظْلِم‌ُ رَبُّك‌َ أَحَدَاً (كهف: 49)

و كتاب [كتابى كه نامه اعمال همه انسانهاست‏] در آن جا گذارده مى‏شود، پس گنهكاران را مى‏بينى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند و مى‏گويند: «اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟! و (اين در حالى است كه) همه اعمال خود را حاضر مى‏بينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى‏كند. (49)


وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَة‌ِ اسْجُدُوا لِآدَم‌َ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيس‌َ كَان‌َ مِن‌َ الْجِن‌ِّ فَفَسَق‌َ عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّه‌ِ أَفَتَتَّخِذُونَه‌ُ وَ ذُرِّيَّتَه‌ُ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُونِي‌ وَ هُم‌ْ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ بِئْس‌َ لِلظَّالِمِين‌َ بَدَلاً (كهف: 50)

به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» آنها همگى سجده كردند جز ابليس- كه از جن بود- و از فرمان پروردگارش بيرون شد آيا (با اين حال،) او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مى‏كنيد، در حالى كه آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبردارى از شيطان و فرزندانش به جاى اطاعت خدا،) چه جايگزينى بدى است براى ستمكاران! (50)


وَ مَا نُرْسِل‌ُ الْمُرْسَلِين‌َ إِلاَّ مُبَشِّرِين‌َ وَ مُنْذِرِين‌َ وَ يُجَادِل‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِالْبَاطِل‌ِ لِيُدْحِضُوا بِه‌ِ الْحَق‌َّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي‌ وَ مَا أُنْذِرُوا هُزُوَاً (كهف: 56)

ما پيامبران را، جز بعنوان بشارت دهنده و انذار كننده، نمى‏فرستيم اما كافران همواره مجادله به باطل مى‏كنند، تا (به گمان خود،) حق را بوسيله آن از ميان بردارند! و آيات ما، و مجازاتهايى را كه به آنان وعده داده شده است، به باد مسخره گرفتند! (56)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ فَأَعْرَض‌َ عَنْهَا وَ نَسِي‌َ مَا قَدَّمَت‌ْ يَدَاه‌ُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ أَكِنَّة‌ً أَنْ‌ يَفْقَهُوه‌ُ وَ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرَاً وَ إِنْ‌ تَدْعُهُم‌ْ إِلَي‌ الْهُدَي‌ فَلَن‌ْ يَهْتَدُوا إِذَاً أَبَدَاً (كهف: 57)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكّر داده شده، و از آن روى گرداند، و آنچه را با دستهاى خود پيش فرستاد فراموش كرد؟! ما بر دلهاى اينها پرده‏هايى افكنده‏ايم تا نفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار داده‏ايم (تا صداى حق را نشنوند)! و از اين رو اگر آنها را به سوى هدايت بخوانى، هرگز هدايت نمى‏شوند! (57)


وَ رَبُّك‌َ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَة‌ِ لَوْ يُؤَاخِذُهُمْ‌ بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّل‌َ لَهُم‌ُ الْعَذَاب‌َ بَلْ‌ لَهُمْ‌ مَوْعِدٌ لَن‌ْ يَجِدُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مَوْئِلاً (كهف: 58)

و پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است اگر مى‏خواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات كند، عذاب را هر چه زودتر براى آنها مى‏فرستاد ولى براى آنان موعدى است كه هرگز از آن راه فرارى نخواهند داشت! (58)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِفَتَاه‌ُ لاَ أَبْرَح‌ُ حَتَّي‌ أَبْلُغ‌َ مَجْمَع‌َ الْبَحْرَيْن‌ِ أَوْ أَمْضِي‌َ حُقُبَاً (كهف: 60)

به خاطر بياور هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت: دست از جستجو برنمى‏دارم تا به محل تلاقى دو دريا برسم هر چند مدت طولانى به راه خود ادامه دهم! (60)


فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَع‌َ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَه‌ُ فِي‌ الْبَحْرِ سَرَبَاً (كهف: 61)

(ولى) هنگامى كه به محل تلاقى آن دو دريا رسيدند، ماهى خود را (كه براى تغذيه همراه داشتند) فراموش كردند و ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت (و روان شد). (61)


فَلَمَّا جَاوَزَا قَال‌َ لِفَتَاه‌ُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ‌ سَفَرِنَا هَذَا نَصَبَاً (كهف: 62)

هنگامى كه از آن جا گذشتند، (موسى) به يار همسفرش گفت: «غذاى ما را بياور، كه سخت از اين سفر خسته شده‏ايم!» (62)


قَال‌َ أَرَأَيْت‌َ إِذْ أَوَيْنَا إِلَي‌ الصَّخْرَة‌ِ فَإِنِّي‌ نَسِيت‌ُ الْحُوت‌َ وَ مَا أَنْسَانِيه‌ُ إِلاَّ الشَّيْطَان‌ُ أَنْ‌ أَذْكُرَه‌ُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَه‌ُ فِي‌ الْبَحْرِ عَجَبَاً (كهف: 63)

گفت: «به خاطر دارى هنگامى كه ما (براى استراحت) به كنار آن صخره پناه برديم، من (در آن جا) فراموش كردم جريان ماهى را بازگو كنم- و فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد- و ماهى بطرز شگفت‏آورى راه خود را در دريا پيش گرفت!» (63)


فَوَجَدَا عَبْدَاً مِن‌ْ عِبَادِنَا آتَيْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِنَا وَ عَلَّمْنَاه‌ُ مِنْ‌ لَدُنَّا عِلْمَاً (كهف: 65)

(در آن جا) بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم. (65)


قَال‌َ لَه‌ُ مُوسَي‌ هَل‌ْ أَتَّبِعُك‌َ عَلَي‌ أَنْ‌ تُعَلِّمَن‌ِ مِمَّا عُلِّمْت‌َ رُشْدَاً (كهف: 66)

موسى به او گفت: «آيا از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است، به من بياموزى؟» (66)


وَ كَيْف‌َ تَصْبِرُ عَلَي‌ مَا لَم‌ْ تُحِط‌ْ بِه‌ِ خُبْرَاً (كهف: 68)

و چگونه مى‏توانى در برابر چيزى كه از رموزش آگاه نيستى شكيبا باشى؟! (68)


قَال‌َ فَإِنِ‌ اتَّبَعْتَنِي‌ فَلاَ تَسْأَلْنِي‌ عَنْ‌ شَي‌ْءٍ حَتَّي‌ أُحْدِث‌َ لَك‌َ مِنْه‌ُ ذِكْرَاً (كهف: 70)

(خضر) گفت: «پس اگر مى‏خواهى بدنبال من بيايى، از هيچ چيز مپرس تا خودم (به موقع) آن را براى تو بازگو كنم.» (70)


فَانْطَلَقَا حَتَّي‌ إِذَا لَقِيَا غُلاَمَاً فَقَتَلَه‌ُ قَال‌َ أَقَتَلْت‌َ نَفْسَاً زَكِيَّة‌ً بِغَيْرِ نَفْس‌ٍ لَقَدْ جِئْت‌َ شَيْءً نُكْرَاً (كهف: 74)

باز به راه خود ادامه دادند، تا اينكه نوجوانى را ديدند و او آن نوجوان را كشت. (موسى) گفت: «آيا انسان پاكى را، بى آنكه قتلى كرده باشد، كشتى؟! براستى كار زشتى انجام دادى!» (74)


فَانْطَلَقَا حتَّي‌ إِذَا أَتَيَا أَهْل‌َ قَرْيَة‌ٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَنْ‌ يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارَاً يُرِيدُ أَنْ‌ يَنقَض‌َّ فَأَقَامَه‌ُ قَال‌َ لَوْ شِئْت‌َ لَاتَّخَذْت‌َ عَلَيْه‌ِ أَجْرَاً (كهف: 77)

باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قريه‏اى رسيدند از آنان خواستند كه به ايشان غذا دهند ولى آنان از مهمان كردنشان خوددارى نمودند (با اين حال) در آن جا ديوارى يافتند كه مى‏خواست فروريزد و (آن مرد عالم) آن را برپا داشت. (موسى) گفت: « (لا اقل) مى‏خواستى در مقابل اين كار مزدى بگيرى!» (77)


قَال‌َ هَذَا فِرَاق‌ُ بَيْنِي‌ وَ بَيْنِك‌َ سَأُنَبِّئُك‌َ بِتَأْوِيل‌ِ مَا لَم‌ْ تَسْتَطِع‌ْ عَلَيْه‌ِ صَبْرَاً (كهف: 78)

او گفت: «اينك زمان جدايى من و تو فرا رسيده اما بزودى راز آنچه را كه نتوانستى در برابر آن صبر كنى، به تو خبر مى‏دهم. (78)


وَ أَمَّا الْغُلاَم‌ُ فَكَان‌َ أَبَوَاه‌ُ مُؤْمِنَيْن‌ِ فَخَشِينَا أَنْ‌ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانَاً وَ كُفْرَاً (كهف: 80)

و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ايمان بودند و بيم داشتيم كه آنان را به طغيان و كفر وادارد! (80)


فَأَرَدْنَا أَنْ‌ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرَاً مِنْه‌ُ زَكَاة‌ً وَ أَقْرَب‌َ رُحْمَاً (كهف: 81)

از اين رو، خواستيم كه پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاكتر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد! (81)


وَ أَمَّا الْجِدَارُ فَكَان‌َ لِغُلاَمَيْن‌ِ يَتِيمَيْن‌ِ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ وَ كَان‌َ تَحْتَه‌ُ كَنْزٌ لَهُمَا وَ كَان‌َ أَبُوهُمَا صَالِحَاً فَأَرَادَ رَبُّك‌َ أَنْ‌ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ يَسْتَخْرِجَا كَنْزَهُمَا رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ مَا فَعَلْتُه‌ُ عَن‌ْ أَمْرِي‌ ذَلِك‌َ تَأْوِيل‌ُ مَا لَم‌ْ تَسْطِعْ‌ عَلَيْه‌ِ صَبْرَاً (كهف: 82)

و اما آن ديوار، از آن دو نوجوان يتيم در آن شهر بود و زير آن، گنجى متعلق به آن دو وجود داشت و پدرشان مرد صالحى بود و پروردگار تو مى‏خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند اين رحمتى از پروردگارت بود و من آن (كارها) را خودسرانه انجام ندادم اين بود راز كارهايى كه نتوانستى در برابر آنها شكيبايى به خرج دهى!» (82)


وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَنْ‌ ذِي‌ الْقَرْنَيْن‌ِ قُل‌ْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ‌ مِنْه‌ُ ذِكْرَاً (كهف: 83)

و از تو درباره «ذو القرنين» مى‏پرسند بگو: «بزودى بخشى از سرگذشت او را براى شما بازگو خواهم كرد.» (83)


إِنَّا مَكَّنَّا لَه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ آتَيْنَاه‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ سَبَبَاً (كهف: 84)

ما به او در روى زمين، قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم. (84)


قَال‌َ أَمَّا مَنْ‌ ظَلَم‌َ فَسَوْف‌َ نُعَذِّبُه‌ُ ثُم‌َّ يُرَدُّ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ فَيُعَذِّبُه‌ُ عَذَابَاً نُكْرَاً (كهف: 87)

گفت: «اما كسى را كه ستم كرده است، مجازات خواهيم كرد سپس به سوى پروردگارش بازمى‏گردد، و خدا او را مجازات شديدى خواهد كرد! (87)


وَ أَمَّا مَن‌ْ آمَن‌َ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلَه‌ُ جَزَاءً الْحُسْنَي‌ وَ سَنَقُول‌ُ لَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِنَا يُسْرَاً (كهف: 88)

و اما كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشى نيكوتر خواهد داشت و ما دستور آسانى به او خواهيم داد.» (88)


كَذَلِك‌َ وَ قَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْه‌ِ خُبْرَاً (كهف: 91)

(آرى) اينچنين بود (كار ذو القرنين)! و ما بخوبى از امكاناتى كه نزد او بود آگاه بوديم! (91)


قَال‌َ مَا مَكَّنِّي‌ فِيه‌ِ رَبِّي‌ خَيْرٌ فَأَعِينُونِي‌ بِقُوَّة‌ٍ أَجْعَل‌ْ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَهُم‌ْ رَدْمَاً (كهف: 95)

(ذو القرنين) گفت: «آنچه پروردگارم در اختيار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پيشنهاد مى‏كنيد)! مرا با نيرويى يارى دهيد، تا ميان شما و آنها سدّ محكمى قرار دهم! (95)


آتُونِي‌ زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّي‌ إِذَا سَاوَي‌ بَيْن‌َ الصَّدَفَيْن‌ِ قَال‌َ انْفُخُوا حَتَّي‌ إِذَا جَعَلَه‌ُ نَارَاً قَال‌َ آتُونِي‌ أُفْرِغ‌ْ عَلَيْه‌ِ قِطْرَاً (كهف: 96)

قطعات بزرگ آهن برايم بياوريد (و آنها را روى هم بچينيد)!» تا وقتى كه كاملًا ميان دو كوه را پوشانيد، گفت: « (در اطراف آن آتش بيفروزيد، و) در آن بدميد!» (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، و گفت: « (اكنون) مس مذاب برايم بياوريد تا بر روى آن بريزم!» (96)


فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ‌ يَظْهَرُوه‌ُ وَ مَا اسْتَطَاعُوا لَه‌ُ نَقْبَاً (كهف: 97)

(سرانجام چنان سدّ نيرومندى ساخت) كه آنها [طايفه يأجوج و مأجوج‏] قادر نبودند از آن بالا روند و نمى‏توانستند نقبى در آن ايجاد كنند. (97)


قَال‌َ هَذَا رَحْمَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّي‌ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي‌ جَعَلَه‌ُ دَكَّاءَ وَ كَان‌َ وَعْدُ رَبِّي‌ حَقَّاً (كهف: 98)

(آن گاه) گفت: «اين از رحمت پروردگار من است! امّا هنگامى كه وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم مى‏كوبد و وعده پروردگارم حق است!» (98)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ وَ لِقَائِه‌ِ فَحَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ فَلاَ نُقِيم‌ُ لَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَزْنَاً (كهف: 105)

آنها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان و لقاى او كافر شدند به همين جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از اين رو روز قيامت، ميزانى براى آنها برپا نخواهيم كرد! (105)


قُلْ‌ لَوْ كَان‌َ الْبَحْرُ مِدَادَاً لِكَلِمَات‌ِ رَبِّي‌ لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْل‌َ أَنْ‌ تَنْفَدَ كَلِمَات‌ُ رَبِّي‌ وَ لَوْ جِئْنَا بِمِثْلِه‌ِ مَدَدَاً (كهف: 109)

بگو: «اگر درياها براى (نوشتن) كلمات پروردگارم مركّب شود، درياها پايان مى‏گيرد. پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد هر چند همانند آن (درياها) را كمك آن قرار دهيم!» (109)


قُل‌ْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ أَنَّمَا إِلَهُكُم‌ْ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ فَمَنْ‌ كَان‌َ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّه‌ِ فَلْيَعْمَل‌ْ عَمَلاً صَالِحَاً وَ لاَ يُشْرِك‌ْ بِعِبَادَة‌ِ رَبِّه‌ِ أَحَداً (كهف: 110)

بگو: «من فقط بشرى هستم مثل شما (امتيازم اين است كه) به من وحى مى‏شود كه تنها معبودتان معبود يگانه است پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند! (110)


ذِكْرُ رَحْمَت‌ِ رَبِّك‌َ عَبْدَه‌ُ زَكَرِيَّا (مريم: 2)

(اين) يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏اش زكريا ... (2)


إِذْ نَادَي‌ رَبَّه‌ُ نِدَاءً خَفِيَّاً (مريم: 3)

در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند ... (3)


يَرِثُنِي‌ وَ يَرِث‌ُ مِن‌ْ آل‌ِ يَعْقُوب‌َ وَاجْعَلْه‌ُ رَب‌ِّ رَضِيَّاً (مريم: 6)

كه وارث من و دودمان يعقوب باشد و او را مورد رضايتت قرار ده!» (6)


يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُك‌َ بِغُلاَم‌ٍ اسْمُه‌ُ يَحْيَي‌ لَم‌ْ نَجْعَلْ‌ لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ سَمِيَّاً (مريم: 7)

اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مى‏دهيم كه نامش «يحيى» است و پيش از اين، همنامى براى او قرار نداده‏ايم! (7)


فَخَرَج‌َ عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ مِن‌َ الْمِـحْرَاب‌ِ فَأَوْحَي‌ إِلَيْهِم‌ْ أَنْ‌ سَبِّحُوا بُكْرَة‌ً وَ عَشِيَّاً (مريم: 11)

او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد و با اشاره به آنها گفت: « (بشكرانه اين موهبت،) صبح و شام خدا را تسبيح گوييد!» (11)


يَا يَحْيَي‌ خُذِ الْكِتَاب‌َ بِقُوَّة‌ٍ وَ آتَيْنَاه‌ُ الْحُكْم‌َ صَبِيَّاً (مريم: 12)

اى يحيى! كتاب (خدا) را با قوّت بگير! و ما فرمان نبوّت (و عقل كافى) در كودكى به او داديم! (12)


وَ بَرَّاً بِوَالِدَيْه‌ِ وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ جَبَّارَاً عَصِيَّاً (مريم: 14)

او نسبت به پدر و مادرش نيكوكار بود و جبّار (و متكبّر) و عصيانگر نبود! (14)


وَ سَلاَم‌ٌ عَلَيْه‌ِ يَوْم‌َ وُلِدَ وَ يَوْم‌َ يَمُوت‌ُ وَ يَوْم‌َ يُبْعَث‌ُ حَيَّاً (مريم: 15)

سلام بر او، آن روز كه تولّد يافت، و آن روز كه مى‏ميرد، و آن روز كه زنده برانگيخته مى‏شود! (15)


قَال‌َ كَذَلِك‌ِ قَال‌َ رَبُّك‌ِ هُوَ عَلَيَّ‌ هَيِّن‌ٌ وَ لِنَجْعَلَه‌ُ آيَة‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ كَان‌َ أَمْرَاً مقْضِيَّاً (مريم: 21)

گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است! (ما او را مى‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم و رحمتى باشد از سوى ما! و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد)!» (21)


فَحَمَلَتْه‌ُ فَانْتَبَذَت‌ْ بِه‌ِ مَكَانَاً قَصِيَّاً (مريم: 22)

سرانجام (مريم) به او باردار شد و او را به نقطه دور دستى برد (و خلوت گزيد) (22)


فَأَتَت‌ْ بِه‌ِ قَوْمَهَا تَحْمِلُه‌ُ قَالُوا يَا مَرْيَم‌ُ لَقَدْ جِئْت‌ِ شَيْءً فَرِيَّاً (مريم: 27)

(مريم) در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد گفتند: «اى مريم! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى! (27)


فَأَشَارَت‌ْ إِلَيْه‌ِ قَالُوا كَيْف‌َ نُكَلِّم‌ُ مَنْ‌ كَان‌َ فِي‌ الْمَهْدِ صَبِيَّاً (مريم: 29)

(مريم) به او اشاره كرد گفتند: «چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم؟!» (29)


ذَلِك‌َ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ قَوْل‌َ الْحَق‌ِّ الَّذِي‌ فِيه‌ِ يَمْتَرُون‌َ (مريم: 34)

اين است عيسى پسر مريم گفتار حقّى كه در آن ترديد مى‏كنند! (34)


مَا كَان‌َ لِالله‌ِ أَنْ‌ يَتَّخِذَ مِن‌ْ وَلَدٍ سُبْحَانَه‌ُ إِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (مريم: 35)

هرگز براى خدا شايسته نبود كه فرزندى اختيار كند! منزّه است او! هر گاه چيزى را فرمان دهد، مى‏گويد: «موجود باش!» همان دم موجود مى‏شود! (35)


وَ إِن‌َّ الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُسْتَقِيم‌ٌ (مريم: 36)

و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش كنيد اين است راه راست! (36)


وَاذْكُرْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ صِدِّيقَاً نَبِيَّاً (مريم: 41)

در اين كتاب، ابراهيم را ياد كن، كه او بسيار راستگو، و پيامبر (خدا) بود! (41)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ يَا أَبَت‌ِ لِم‌َ تَعْبُدُ مَا لاَ يَسْمَع‌ُ وَ لاَ يُبْصِرُ وَ لاَ يُغْنِي‌ عَنْك‌َ شَيْءً (مريم: 42)

هنگامى كه به پدرش گفت: «اى پدر! چرا چيزى را مى‏پرستى كه نه مى‏شنود، و نه مى‏بيند، و نه هيچ مشكلى را از تو حلّ مى‏كند؟! (42)


قَال‌َ سَلاَم‌ٌ عَلَيْك‌َ سَأَسْتَغْفِرُ لَك‌َ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ كَان‌َ بِي‌ حَفِيَّاً (مريم: 47)

(ابراهيم) گفت: «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى‏كنم چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است! (47)


فَلَمَّا اعْتَزَلَهُم‌ْ وَ مَا يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَهَبْنَا لَه‌ُ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَ كُلاًّ جَعَلْنَا نَبِيَّاً (مريم: 49)

هنگامى كه از آنان و آنچه غير خدا مى‏پرستيدند كناره‏گيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم! (49)


وَاذْكُرْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مُوسَي‌ إِنَّه‌ُ كَان‌َ مُخْلَصَاً وَ كَان‌َ رَسُولاً نَبِيَّاً (مريم: 51)

و در اين كتاب (آسمانى) از موسى ياد كن، كه او مخلص بود، و رسول و پيامبرى والا مقام! (51)


وَ نَادَيْنَاه‌ُ مِنْ‌ جَانِب‌ِ الطُّورِ الْأَيْمَن‌ِ وَ قَرَّبْنَاه‌ُ نَجِيَّاً (مريم: 52)

ما او را از طرف راست (كوه) طور فراخوانديم و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساختيم (52)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ مِنْ‌ رَحْمَتِنَا أَخَاه‌ُ هَارُون‌َ نَبِيَّاً (مريم: 53)

و ما از رحمت خود، برادرش هارون را- كه پيامبر بود- به او بخشيديم. (53)


وَاذْكُرْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ إِسْماعِيل‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ صَادِق‌َ الْوَعْدِ وَ كَان‌َ رَسُولاً نَبِيَّاً (مريم: 54)

و در اين كتاب (آسمانى) از اسماعيل (نيز) ياد كن، كه او در وعده‏هايش صادق، و رسول و پيامبرى (بزرگ) بود! (54)


وَ كَان‌َ يَأْمُرُ أَهْلَه‌ُ بِالصَّلاَة‌ِ وَالزَّكَاة‌ِ وَ كَان‌َ عِنْدَ رَبِّه‌ِ مَرْضِيَّاً (مريم: 55)

او همواره خانواده‏اش را به نماز و زكات فرمان مى‏داد و همواره مورد رضايت پروردگارش بود. (55)


وَاذْكُرْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ إِدْرِيس‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ صِدِّيقَاً نَبِيَّاً (مريم: 56)

و در اين كتاب، از ادريس (نيز) ياد كن، او بسيار راستگو و پيامبر (بزرگى) بود. (56)


وَ رَفَعْنَاه‌ُ مَكَانَاً عَلِيَّاً (مريم: 57)

و ما او را به مقام والايى رسانديم. (57)


جَنَّات‌ِ عَدْن‌ٍ الَّتِي‌ وَعَدَ الرَّحْمَن‌ُ عِبَادَه‌ُ بِالْغَيْب‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ وَعْدُه‌ُ مَأْتِيَّاً (مريم: 61)

وارد باغهايى جاودانى مى‏شوند كه خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است هر چند آن را نديده‏اند مسلماً وعده خدا تحقق يافتنى است! (61)


وَ مَا نَتَنَزَّل‌ُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّك‌َ لَه‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِينَا وَ مَا خَلْفَنَا وَ مَا بَيْن‌َ ذَلِك‌َ وَ مَا كَان‌َ رَبُّك‌َ نَسِيَّاً (مريم: 64)

(پس از تأخير وحى، جبرئيل به پيامبر عرض كرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمى‏شويم آنچه پيش روى ما، و پشت سر ما، و آنچه ميان اين دو مى‏باشد، همه از آن اوست و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده (و نيست)! (64)


رَب‌ُّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْه‌ُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِه‌ِ هَل‌ْ تَعْلَم‌ُ لَه‌ُ سَمِيَّاً (مريم: 65)

همان پروردگار آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد! او را پرستش كن و در راه عبادتش شكيبا باش! آيا مثل و مانندى براى او مى‏يابى؟! (65)


أَوَ لاَ يَذْكُرُ الْإِنْسَان‌ُ أَنَّا خَلَقْنَاه‌ُ مِن‌ْ قَبْل‌ُ وَ لَم‌ْ يَك‌ُ شَيْءً (مريم: 67)

آيا انسان به خاطر نمى‏آورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟! (67)


قُل‌ْ مَنْ‌ كَان‌َ فِي‌ الضَّلاَلَة‌ِ فَلْيَمْدُدْ لَه‌ُ الرَّحْمَن‌ُ مَدَّاً حَتَّي‌ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُون‌َ إِمَّا الْعَذَاب‌َ وَ إِمَّا السَّاعَة‌َ فَسَيَعْلَمُون‌َ مَن‌ْ هُوَ شَرٌّ مَكَانَاً وَ أَضْعَف‌ُ جُنْدَاً (مريم: 75)

بگو: «كسى كه در گمراهى است، بايد خداوند به او مهلت دهد تا زمانى كه وعده الهى را با چشم خود ببينند: يا عذاب (اين دنيا)، يا (عذاب) قيامت! (آن روز) خواهند دانست چه كسى جايش بدتر، و لشكرش ناتوانتر است!» (75)


كَلاَّ سَنَكْتُب‌ُ مَا يَقُول‌ُ وَ نَمُدُّ لَه‌ُ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ مَدَّاً (مريم: 79)

هرگز چنين نيست! ما بزودى آنچه را مى‏گويد مى‏نويسيم و عذاب را بر او مستمرّ خواهيم داشت! (79)


وَ نَرِثُه‌ُ مَا يَقُول‌ُ وَ يَأْتِينَا فَرْدَاً (مريم: 80)

آنچه را او مى‏گويد (از اموال و فرزندان)، از او به ارث مى‏بريم، و به صورت تنها نزد ما خواهد آمد! (80)


تَكَادُ السَّمَاوَات‌ُ يَتَفَطَّرْن‌َ مِنْه‌ُ وَ تَنْشَق‌ُّ الْأَرْض‌ُ وَ تَخِرُّ الْجِبَال‌ُ هَدَّاً (مريم: 90)

نزديك است به خاطر اين سخن آسمانها از هم متلاشى گردد، و زمين شكافته شود، و كوه‏ها بشدّت فرو ريزد ... (90)


وَ كُلُّهُم‌ْ آتِيه‌ِ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فَرْدَاً (مريم: 95)

و همگى روز رستاخيز، تك و تنها نزد او حاضر مى‏شوند! (95)


فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاه‌ُ بِلِسَانِك‌َ لِتُبَشِّرَ بِه‌ِ الْمُتَّقِين‌َ وَ تُنْذِرَ بِه‌ِ قَوْمَاً لُدَّاً (مريم: 97)

و ما فقط آن [قرآن‏] را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بوسيله آن بشارت دهى، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار كنى. (97)


لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ مَا تَحْت‌َ الثَرَي‌ (طه: 6)

از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمين، و آنچه ميان آن دو، و آنچه در زير خاك (پنهان) است! (6)


وَ إِنْ‌ تَجْهَرْ بِالْقَوْل‌ِ فَإِنَّه‌ُ يَعْلَم‌ُ السِّرَّ وَ أَخْفَي‌ (طه: 7)

اگر سخن آشكارا بگويى (يا مخفى كنى)، او اسرار- و حتى پنهان‏تر از آن- را نيز مى‏داند! (7)


الله‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ لَه‌ُ الْأَسْماءُ الْحُسْنَي‌ (طه: 8)

او خداوندى است كه معبودى جز او نيست و نامهاى نيكوتر از آن اوست! (8)


إِذْ رَأَي‌ نَارَاً فَقَال‌َ لِأَهْلِه‌ِ امْكُثُوا إِنِّي‌ آنَسْت‌ُ نَارَاً لَعَلِّي‌ آتِيكُمْ‌ مِنْهَا بِقَبَس‌ٍ أَوْ أَجِدُ عَلَي‌ النَّارِ هُدَي‌ً (طه: 10)

هنگامى كه (از دور) آتشى مشاهده كرد، و به خانواده خود گفت: « (اندكى) درنگ كنيد كه من آتشى ديدم! شايد شعله‏اى از آن براى شما بياورم يا بوسيله اين آتش راه را پيدا كنم!» (10)


فَلاَ يَصُدَّنَّك‌َ عَنْهَا مَنْ‌ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِهَا وَاتَّبَع‌َ هَوَاه‌ُ فَتَرْدَي‌ (طه: 16)

پس مبادا كسى كه به آن ايمان ندارد و از هوسهاى خويش پيروى مى‏كند، تو را از آن بازدارد كه هلاك خواهى شد! (16)


اذْهَب‌ْ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ إِنَّه‌ُ طَغَي‌ (طه: 24)

اينك به سوى فرعون برو، كه او طغيان كرده است.» (24)


اشْدُدْ بِه‌ِ أَزْرِي‌ (طه: 31)

با او پشتم را محكم كن (31)


وَ أَشْرِكْه‌ُ فِي‌ أَمْرِي‌ (طه: 32)

و او را در كارم شريك ساز (32)


أَن‌ِ اقْذِفِيه‌ِ فِي‌ التَّابُوت‌ِ فَاقْذِفِيه‌ِ فِي‌ الْيَم‌ِّ فَلْيُلْقِه‌ِ الْيَم‌ُّ بِالسَّاحِل‌ِ يَأْخُذْه‌ُ عَدُوٌّ لِي‌ وَ عَدُوٌّ لَه‌ُ وَ أَلْقَيْت‌ُ عَلَيْك‌َ مَحَبَّة‌ً مِنِّي‌ وَ لِتُصْنَع‌َ عَلَي‌ عَيْنِي‌ (طه: 39)

كه: «او را در صندوقى بيفكن، و آن صندوق را به دريا بينداز، تا دريا آن را به ساحل افكند و دشمن من و دشمن او، آن را برگيرد!» و من محبّتى از خودم بر تو افكندم، تا در برابر ديدگان [علم‏] من، ساخته شوى (و پرورش يابى)! (39)


إِذْ تَمْشِي‌ أُخْتُك‌َ فَتَقُول‌ُ هَل‌ْ أَدُلُّكُم‌ْ عَلَي‌ مَنْ‌ يَكْفُلُه‌ُ فَرَجَعْناك‌َ إِلَي‌ أُمِّك‌َ كَي‌ْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَ لاَ تَحْزَن‌َ وَ قَتَلْت‌َ نَفْسَاً فَنَجَّيْنَاك‌َ مِن‌َ الْغَم‌ِّ وَ فَتَنَّاك‌َ فُتُونَاً فَلَبِثْت‌َ سِنِين‌َ فِي‌ أَهْل‌ِ مَدْيَن‌َ ثُم‌َّ جِئْت‌َ عَلَي‌ قَدَرٍ يَا مُوسَي‌ (طه: 40)

در آن هنگام كه خواهرت (در نزديكى كاخ فرعون) راه مى‏رفت و مى‏گفت: «آيا كسى را به شما نشان دهم كه اين نوزاد را كفالت مى‏كند (و دايه خوبى براى او خواهد بود)!» پس تو را به مادرت بازگردانديم، تا چشمش به تو روشن شود و غمگين نگردد! و تو يكى (از فرعونيان) را كشتى اما ما تو را از اندوه نجات داديم! و بارها تو را آزموديم! پس از آن، ساليانى در ميان مردم «مدين» توقف نمودى سپس در زمان مقدّر (براى فرمان رسالت) به اين جا آمدى، اى موسى! (40)


اذْهَبَا إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ إِنَّه‌ُ طَغَي‌ (طه: 43)

بسوى فرعون برويد كه طغيان كرده است! (43)


فَقُولاَ لَه‌ُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّه‌ُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَي‌ (طه: 44)

اما بنرمى با او سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد! (44)


فَأْتِيَاه‌ُ فَقُولاَ إِنَّا رَسُولاَ رَبِّك‌َ فَأَرْسِلْ‌ مَعَنَا بَني‌ إِسْرائِيل‌َ وَ لاَ تُعَذِّبْهُم‌ْ قَدْ جِئْنَاك‌َ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَالسَّلاَم‌ُ عَلَي‌ مَن‌ِ اتَّبَع‌َ الْهُدَي‌ (طه: 47)

به سراغ او برويد و بگوييد: «ما فرستادگان پروردگار توايم! بنى اسرائيل را با ما بفرست و آنان را شكنجه و آزار مكن! ما نشانه روشنى از سوى پروردگارت براى تو آورده‏ايم! و درود بر آن كس باد كه از هدايت پيروى مى‏كند! (47)


قَال‌َ رَبُّنَا الَّذِي‌ أَعْطَي‌ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ خَلْقَه‌ُ ثُم‌َّ هَدَي‌ (طه: 50)

گفت: «پروردگار ما همان كسى است كه به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرينش او بوده داده سپس هدايت كرده است!» (50)


الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَرْض‌َ مَهْدَاً وَ سَلَك‌َ لَكُم‌ْ فِيهَا سُبُلاً وَ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ أَزْوَاجَاً مِنْ‌ نَبَات‌ٍ شَتَّي‌ (طه: 53)

همان خداوندى كه زمين را براى شما محل آسايش قرار داد و راه‏هايى در آن ايجاد كرد و از آسمان، آبى فرستاد!» كه با آن، انواع گوناگون گياهان را (از خاك تيره) برآورديم. (53)


وَ لَقَدْ أَرَيْنَاه‌ُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّب‌َ وَ أَبَي‌ (طه: 56)

ما همه آيات خود را به او نشان داديم اما او تكذيب كرد و سرباز زد! (56)


فَلَنَأْتِيَنَّك‌َ بِسِحْرٍ مِثْلِه‌ِ فَاجْعَل‌ْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَك‌َ مَوْعِدَاً لاَ نُخْلِفُه‌ُ نَحْن‌ُ وَ لاَ أَنْت‌َ مَكَانَاً سُوَي‌ً (طه: 58)

قطعاً ما هم سحرى همانند آن براى تو خواهيم آورد! هم اكنون (تاريخش را تعيين كن، و) موعدى ميان ما و خودت قرار ده كه نه ما و نه تو، از آن تخلّف نكنيم آن هم در مكانى كه نسبت به همه يكسان باشد!» (58)


فَتَوَلَّي‌ فِرْعَوْن‌ُ فَجَمَع‌َ كَيْدَه‌ُ ثُم‌َّ أَتَي‌ (طه: 60)

فرعون آن مجلس را ترك گفت و تمام مكر و فريب خود را جمع كرد و سپس همه را (در روز موعود) آورد. (60)


قَال‌َ بَل‌ْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُم‌ْ وَ عِصِيُّهُم‌ْ يُخَيَّل‌ُ إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ سِحْرِهِم‌ْ أَنَّهَا تَسْعَي‌ (طه: 66)

گفت: «شما اول بيفكنيد!» در اين هنگام طنابها و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر مى‏رسيد كه حركت مى‏كند! (66)


فَأَوْجَس‌َ فِي‌ نَفْسِه‌ِ خِيفَة‌ً مُوسَي‌ (طه: 67)

موسى ترس خفيفى در دل احساس كرد (مبادا مردم گمراه شوند)! (67)


قَال‌َ آمَنْتُم‌ْ لَه‌ُ قَبْل‌َ أَن‌ْ آَذَن‌َ لَكُم‌ْ إِنَّه‌ُ لَكَبِيرُكُم‌ُ الَّذِي‌ عَلَّمَكُم‌ُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَن‌َّ أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُم‌ْ فِي‌ جُذُوع‌ِ النَّخْل‌ِ وَ لَتَعْلَمُن‌َّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابَاً وَ أَبْقَي‌ (طه: 71)

(فرعون) گفت: «آيا پيش از آنكه به شما اذن دهم به او ايمان آورديد؟! مسلّماً او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است! به يقين دستها و پاهايتان را بطور مخالف قطع مى‏كنم و شما را از تنه‏هاى نخل به دار مى‏آويزم و خواهيد دانست مجازات كدام يك از ما دردناكتر و پايدارتر است!» (71)


إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَ مَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْه‌ِ مِن‌َ السِّحْرِ وَالله‌ُ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ (طه: 73)

ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى ببخشايد و خدا بهتر و پايدارتر است!» (73)


إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يَأْت‌ِ رَبَّه‌ُ مُجْرِمَاً فَإِن‌َّ لَه‌ُ جَهَنَّم‌َ لاَ يَمُوت‌ُ فِيهَا وَ لاَ يَحْيَي‌ (طه: 74)

هر كس در محضر پروردگارش خطاكار حاضر شود، آتش دوزخ براى اوست در آن جا، نه مى‏ميرد و نه زندگى مى‏كند! (74)


وَ مَنْ‌ يَأْتِه‌ِ مُؤْمِنَاً قَدْ عَمِل‌َ الصَّالِحَات‌ِ فَأُولَئِك‌َ لَهُم‌ُ الدَّرَجَات‌ُ الْعُلَي‌ (طه: 75)

و هر كس با ايمان نزد او آيد، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنين كسانى درجات عالى دارند ... (75)


فَأَتْبَعَهُم‌ْ فِرْعَوْن‌ُ بِجُنُودِه‌ِ فَغَشِيَهُمْ‌ مِن‌َ الْيَم‌ِّ مَا غَشِيَهُم‌ْ (طه: 78)

(به اين ترتيب) فرعون با لشكريانش آنها را دنبال كردند و دريا آنان را (در ميان امواج خروشان خود) بطور كامل پوشانيد! (78)


وَ أَضَل‌َّ فِرْعَوْن‌ُ قَوْمَه‌ُ وَ مَا هَدَي‌ (طه: 79)

فرعون قوم خود را گمراه ساخت و هرگز هدايت نكرد! (79)


كُلُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَ لاَ تَطْغَوْا فِيه‌ِ فَيَحِل‌َّ عَلَيْكُم‌ْ غَضَبِي‌ وَ مَنْ‌ يَحْلِل‌ْ عَلَيْه‌ِ غَضَبِي‌ فَقَدْ هَوَي‌ (طه: 81)

بخوريد از روزيهاى پاكيزه‏اى كه به شما داده‏ايم و در آن طغيان نكنيد، كه غضب من بر شما وارد شود و هر كس غضبم بر او وارد شود، سقوب مى‏كند! (81)


فَرَجَع‌َ مُوسَي‌ إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ غَضْبَان‌َ أَسِفَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَلَم‌ْ يَعِدْكُم‌ْ رَبُّكُم‌ْ وَعْدَاً حَسَنَاً أَفَطَال‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْعَهْدُ أَم‌ْ أَرَدْتُم‌ْ أَنْ‌ يَحِل‌َّ عَلَيْكُم‌ْ غَضَب‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَأَخْلَفْتُمْ‌ مَوْعِدِي‌ (طه: 86)

موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت و گفت: «اى قوم من! مگر پروردگارتان وعده نيكويى به شما نداد؟! آيا مدّت جدايى من از شما به طول انجاميد، يا مى‏خواستيد غضب پروردگارتان بر شما نازل شود كه با وعده من مخالفت كرديد؟!» (86)


فَأَخْرَج‌َ لَهُم‌ْ عِجْلاً جَسَدَاً لَه‌ُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُم‌ْ وَ إِلَه‌ُ مُوسَي‌ فَنَسِي‌َ (طه: 88)

و براى آنان مجسّمه گوساله‏اى كه صدايى همچون صداى گوساله (واقعى) داشت پديد آورد و (به يكديگر) گفتند: «اين خداى شما، و خداى موسى است!» و او فراموش كرد (پيمانى را كه با خدا بسته بود)! (88)


وَ لَقَدْ قَال‌َ لَهُم‌ْ هَارُون‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ يَا قَوْم‌ِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ إِن‌َّ رَبَّكُم‌ُ الرَّحْمَن‌ُ فَاتَّبِعُونِي‌ وَ أَطِيعُوا أَمْرِي‌ (طه: 90)

و پيش از آن، هارون به آنها گفته بود: «اى قوم من! شما به اين وسيله مورد آزمايش قرار گرفته‏ايد! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پيروى كنيد، و فرمانم را اطاعت نماييد!» (90)


قَالُوا لَن‌ْ نَبْرَح‌َ عَلَيْه‌ِ عَاكِفِين‌َ حَتَّي‌ يَرْجِع‌َ إِلَيْنَا مُوسَي‌ (طه: 91)

ولى آنها گفتند: «ما هم چنان گرد آن مى‏گرديم (و به پرستش گوساله ادامه مى‏دهيم) تا موسى به سوى ما بازگردد!» (91)


قَال‌َ بَصُرْت‌ُ بِمَا لَم‌ْ يَبْصُرُوا بِه‌ِ فَقَبَضْت‌ُ قَبْضَة‌ً مِن‌ْ أَثَرِ الرَّسُول‌ِ فَنَبَذْتُهَا وَ كَذَلِك‌َ سَوَّلَت‌ْ لِي‌ نَفْسِي‌ (طه: 96)

گفت: «من چيزى ديدم كه آنها نديدند من قسمتى از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افكندم، و اينچنين (هواى) نفس من اين كار را در نظرم جلوه داد!» (96)


قَال‌َ فَاذْهَب‌ْ فَإِن‌َّ لَك‌َ فِي الْحَيَاة‌ِ أَنْ‌ تَقُول‌َ لاَ مِسَاس‌َ وَ إِن‌َّ لَك‌َ مَوْعِدَاً لَن‌ْ تُخْلَفَه‌ُ وَانْظُرْ إِلَي‌ إِلَهِك‌َ الَّذِي‌ ظَلْت‌َ عَلَيْه‌ِ عَاكِفَاً لَنُحَرِّقَنَّه‌ُ ثُم‌َّ لَنَنْسِفَنَّه‌ُ فِي‌ الْيَم‌ِّ نَسْفَاً (طه: 97)

(موسى) گفت: «برو، كه بهره تو در زندگى دنيا اين است كه (هر كس با تو نزديك شود) بگويى «با من تماس نگير!» و تو ميعادى (از عذاب خدا) دارى، كه هرگز تخلّف نخواهد شد! (اكنون) بنگر به اين معبودت كه پيوسته آن را پرستش مى‏كردى! و ببين ما آن را نخست مى‏سوزانيم سپس ذرّات آن را به دريا مى‏پاشيم! (97)


مَن‌ْ أَعْرَض‌َ عَنْه‌ُ فَإِنَّه‌ُ يَحْمِل‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وِزْرَاً (طه: 100)

هر كس از آن روى گردان شود، روز قيامت بار سنگينى (از گناه و مسئوليّت) بر دوش خواهد داشت! (100)


خَالِدِين‌َ فِيه‌ِ وَ سَاءَ لَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ حِمْلاً (طه: 101)

در حالى كه جاودانه در آن خواهند ماند و بد بارى است براى آنها در روز قيامت! (101)


يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُون‌َ الدَّاعِي‌َ لاَ عِوَج‌َ لَه‌ُ وَ خَشَعَت‌ِ الْأَصْوَات‌ُ لِلرَّحْمَن‌ِ فَلاَ تَسْمَع‌ُ إِلاَّ هَمْسَاً (طه: 108)

در آن روز، همه از دعوت كننده الهى پيروى نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت (و همگى از قبرها برمى‏خيزند) و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع مى‏شود و جز صداى آهسته چيزى نمى‏شنوى! (108)


يَوْمَئِذٍ لاَ تَنْفَع‌ُ الشَّفَاعَة‌ُ إِلاَّ مَن‌ْ أَذِن‌َ لَه‌ُ الرَّحْمَن‌ُ وَ رَضِي‌َ لَه‌ُ قَوْلاً (طه: 109)

در آن روز، شفاعت هيچ كس سودى نمى‏بخشد، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضى است. (109)


يَعْلَم‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مَا خَلْفَهُم‌ْ وَ لاَ يُحِيطُون‌َ بِه‌ِ عِلْمَاً (طه: 110)

آنچه را پيش رو دارند، و آنچه را (در دنيا) پشت سرگذاشته‏اند مى‏داند ولى آنها به (علم) او احاطه ندارند! (110)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً وَ صَرَّفْنَا فِيه‌ِ مِن‌َ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ أَوْ يُحْدِث‌ُ لَهُم‌ْ ذِكْرَاً (طه: 113)

و اين گونه آن را قرآنى عربى [فصيح و گويا] نازل كرديم، و انواع وعيدها (و انذارها) را در آن بازگو نموديم، شايد تقوا پيشه كنند يا براى آنان تذكّرى پديد آورد! (113)


فَتَعَالَي‌ الله‌ُ الْمَلِك‌ُ الْحَق‌ُّ وَ لاَ تَعْجَل‌ْ بِالْقُرْآن‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يُقْضَي‌ إِلَيْك‌َ وَحْيُه‌ُ وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ زِدْنِي‌ عِلْمَاً (طه: 114)

پس بلندمرتبه است خداوندى كه سلطان حقّ است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مكن، پيش از آنكه وحى آن بر تو تمام شود و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون كن!» (114)


وَ لَقَدْ عَهِدْنَا إِلَي‌ آدَم‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَنَسِي‌َ وَ لَم‌ْ نَجِدْ لَه‌ُ عَزْمَاً (طه: 115)

پيش از اين، از آدم پيمان گرفته بوديم امّا او فراموش كرد و عزم استوارى براى او نيافتيم! (115)


فَوَسْوَس‌َ إِلَيْه‌ِ الشَّيْطَان‌ُ قَال‌َ يَا آدَم‌ُ هَل‌ْ أَدُلُّك‌َ عَلَي‌ شَجَرَة‌ِ الْخُلْدِ وَ مُلْك‌ٍ لاَ يَبْلَي‌ (طه: 120)

ولى شيطان او را وسوسه كرد و گفت: «اى آدم! آيا مى‏خواهى تو را به درخت زندگى جاويد، و ملكى بى‏زوال راهنمايى كنم؟!» (120)


فَأَكَلاَ مِنْهَا فَبَدَت‌ْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَ طَفِقَا يَخْصِفَان‌ِ عَلَيْهِمَا مِن‌ْ وَرَق‌ِ الْجَنَّة‌ِ وَ عَصَي‌ آدَم‌ُ رَبَّه‌ُ فَغَوَي‌ (طه: 121)

سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتيشان فرو ريخت،) و عورتشان آشكار گشت و براى پوشاندن خود، از برگهاى (درختان) بهشتى جامه دوختند! (آرى) آدم پروردگارش را نافرمانى كرد، و از پاداش او محروم شد! (121)


ثُم‌َّ اجْتَبَاه‌ُ رَبُّه‌ُ فَتَاب‌َ عَلَيْه‌ِ وَ هَدَي‌ (طه: 122)

سپس پروردگارش او را برگزيد، و توبه‏اش را پذيرفت، و هدايتش نمود. (122)


وَ مَن‌ْ أَعْرَض‌َ عَنْ‌ ذِكْرِي‌ فَإِن‌َّ لَه‌ُ مَعِيشَة‌ً ضَنْكَاً وَ نَحْشُرُه‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ أَعْمَي‌ (طه: 124)

و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!» (124)


وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ مَن‌ْ أَسْرَف‌َ وَ لَم‌ْ يُؤْمِنْ‌ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ وَ لَعَذَاب‌ُ الْآخِرَة‌ِ أَشَدُّ وَ أَبْقَي‌ (طه: 127)

و اين گونه جزا مى‏دهيم كسى را كه اسراف كند، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد! و عذاب آخرت، شديدتر و پايدارتر است! (127)


وَ لاَ تَمُدَّن‌َّ عَيْنَيْك‌َ إِلَي‌ مَا مَتَّعْنَا بِه‌ِ أَزْوَاجَاً مِنْهُم‌ْ زَهْرَة‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُم‌ْ فِيه‌ِ وَ رِزْق‌ُ رَبِّك‌َ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ (طه: 131)

و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادّى، كه به گروه‏هايى از آنان داده‏ايم، ميفكن! اينها شكوفه‏هاى زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است! (131)


وَ قَالُوا لَوْلاَ يَأْتِينَا بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ أَوَ لَم‌ْ تَأْتِهِمْ‌ بَيِّنَة‌ُ مَا فِي‌ الصُّحُف‌ِ الْأُولَي‌ (طه: 133)

گفتند: «چرا (پيامبر) معجزه و نشانه‏اى از سوى پروردگارش براى ما نمى‏آورد؟! (بگو:) آيا خبرهاى روشنى كه در كتابهاى (آسمانى) نخستين بوده، براى آنها نيامد؟! (133)


وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ‌ بِعَذَاب‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلاَ أَرْسَلْت‌َ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِع‌َ آيَاتِك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ نَذِل‌َّ وَ نَخْزَي‌ (طه: 134)

اگر ما آنان را پيش از آن (كه قرآن نازل شود) با عذابى هلاك مى‏كرديم، (در قيامت) مى‏گفتند: «پروردگارا! چرا پيامبرى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم، پيش از آنكه ذليل و رسوا شويم!» (134)


مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرٍ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌ مُحْدَث‌ٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوه‌ُ وَ هُم‌ْ يَلْعَبُون‌َ (انبياء: 2)

هيچ يادآورى تازه‏اى از طرف پروردگارشان براى آنها نمى‏آيد، مگر آنكه با بازى (و شوخى) به آن گوش مى‏دهند! (2)


بَل‌ْ قَالُوا أَضْغَاث‌ُ أَحْلاَم‌ٍ بَل‌ِ افْتَرَاه‌ُ بَل‌ْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَة‌ٍ كَمَا أُرْسِل‌َ الْأَوَّلُون‌َ (انبياء: 5)

آنها گفتند: « (آنچه محمّد (ص) آورده وحى نيست) بلكه خوابهايى آشفته است! اصلًا آن را بدروغ به خدا بسته نه، بلكه او يك شاعر است! (اگر راست مى‏گويد) بايد معجزه‏اى براى ما بياورد همان گونه كه پيامبران پيشين (با معجزات) فرستاده شدند!» (5)


لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُم‌ْ كِتَابَاً فِيه‌ِ ذِكْرُكُم‌ْ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (انبياء: 10)

ما بر شما كتابى نازل كرديم كه وسيله تذكّر (و بيدارى) شما در آن است! آيا نمى‏فهميد؟! (10)


لاَ تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَي‌ مَا أُتْرِفْتُم‌ْ فِيه‌ِ وَ مَسَاكِنِكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تُسْأَلُون‌َ (انبياء: 13)

(گفتيم:) فرار نكنيد و به زندگى پر ناز و نعمت، و به مسكنهاى پر زرق و برقتان بازگرديد! شايد (سائلان بيايند و) از شما تقاضا كنند (شما هم آنان را محروم بازگردانيد)! (13)


لَوْ أَرَدْنَا أَنْ‌ نَتَّخِذَ لَهوَاً لَاتَّخَذْنَاه‌ُ مِنْ‌ لَدُنَّا إِنْ‌ كُنَّا فَاعِلِين‌َ (انبياء: 17)

(بفرض محال) اگر مى‏خواستيم سرگرمى انتخاب كنيم، چيزى متناسب خود انتخاب مى‏كرديم! (17)


بَل‌ْ نَقْذِف‌ُ بِالْحَق‌ِّ عَلَي‌ الْبَاطِل‌ِ فَيَدْمَغُه‌ُ فَإِذَا هُوَ زَاهِق‌ٌ وَ لَكُم‌ُ الْوَيْل‌ُ مِمَّا تَصِفُون‌َ (انبياء: 18)

بلكه ما حق را بر سر باطل مى‏كوبيم تا آن را هلاك سازد و اين گونه، باطل محو و نابود مى‏شود! امّا واى بر شما از توصيفى كه (درباره خدا و هدف آفرينش) مى‏كنيد! (18)


وَ لَه‌ُ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَن‌ْ عِنْدَه‌ُ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ عَن‌ْ عِبَادَتِه‌ِ وَ لاَ يَسْتَحْسِرُون‌َ (انبياء: 19)

از آن اوست آنان كه در آسمانها و زمينند! و آنها كه نزد اويند [فرشتگان‏] هيچ گاه از عبادتش استكبار نمى‏ورزند، و هرگز خسته نمى‏شوند. (19)


أَم‌ِ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً قُل‌ْ هَاتُوا بُرْهَانَكُم‌ْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ‌ مَعِي‌َ وَ ذِكْرُ مَنْ‌ قَبْلِي‌ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ الْحَق‌َّ فَهُمْ‌ مُعْرِضُون‌َ (انبياء: 24)

آيا آنها معبودانى جز خدا برگزيدند؟! بگو: «دليلتان را بياوريد! اين سخن كسانى است كه با من هستند، و سخن كسانى [پيامبرانى‏] است كه پيش از من بودند!» امّا بيشتر آنها حق را نمى‏دانند و به همين دليل (از آن) روى گردانند. (24)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ نُوحِي‌ إِلَيْه‌ِ أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُون‌ِ (انبياء: 25)

ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه: «معبودى جز من نيست پس تنها مرا پرستش كنيد.» (25)


وَ قَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَن‌ُ وَلَدَاً سُبْحَانَه‌ُ بَل‌ْ عِبَادٌ مُكْرَمُون‌َ (انبياء: 26)

آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب كرده است»! او منزه است (از اين عيب و نقص) آنها [فرشتگان‏] بندگان شايسته اويند. (26)


لاَ يَسْبِقُونَه‌ُ بِالْقَوْل‌ِ وَ هُمْ‌ بِأَمْرِه‌ِ يَعْمَلُون‌َ (انبياء: 27)

هرگز در سخن بر او پيشى نمى‏گيرند و (پيوسته) به فرمان او عمل مى‏كنند. (27)


يَعْلَم‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مَا خَلْفَهُم‌ْ وَ لاَ يَشْفَعُون‌َ إِلاَّ لِمَن‌ِ ارْتَضَي‌ وَ هُمْ‌ مِن‌ْ خَشْيَتِه‌ِ مُشْفِقُون‌َ (انبياء: 28)

او اعمال امروز و آينده و اعمال گذشته آنها را مى‏داند و آنها جز براى كسى كه خدا راضى (به شفاعت براى او) است شفاعت نمى‏كنند و از ترس او بيمناكند. (28)


وَ مَنْ‌ يَقُل‌ْ مِنْهُم‌ْ إِنِّي‌ إِلَه‌ٌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ فَذَلِك‌َ نَجْزِيه‌ِ جَهَنَّم‌َ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الظَّالِمِين‌َ (انبياء: 29)

و هر كس از آنها بگويد: «من جز خدا، معبودى ديگرم»، كيفر او را جهنم مى‏دهيم! و ستمگران را اين گونه كيفر خواهيم داد. (29)


وَ لَقَدِ اسْتُهْزِأَ بِرُسُل‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَحَاق‌َ بِالَّذِين‌َ سَخِرُوا مِنْهُمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (انبياء: 41)

(اگر تو را استهزا كنند نگران نباش،) پيامبران پيش از تو را (نيز) استهزا كردند امّا سرانجام، آنچه را استهزا مى‏كردند دامان مسخره‏كنندگان را گرفت (و مجازات الهى آنها را در هم كوبيد)! (41)


وَ هَذَا ذِكْرٌ مُبَارَك‌ٌ أَنْزَلْنَاه‌ُ أَفَأَنْتُم‌ْ لَه‌ُ مُنْكِرُون‌َ (انبياء: 50)

و اين (قرآن) ذكر مباركى است كه (بر شما) نازل كرديم آيا شما آن را انكار مى‏كنيد؟! (50)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيم‌َ رُشْدَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ كُنَّا بِه‌ِ عَالِمِين‌َ (انبياء: 51)

ما وسيله رشد ابراهيم را از قبل به او داديم و از (شايستگى) او آگاه بوديم ... (51)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ مَا هَذِه‌ِ التَّـمَاثِيل‌ُ الَّتِي‌ أَنْتُمْ‌ لَهَا عَاكِفُون‌َ (انبياء: 52)

آن هنگام كه به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «اين مجسمه‏هاى بى‏روح چيست كه شما همواره آنها را پرستش مى‏كنيد؟!» (52)


فَجَعَلَهُم‌ْ جُذَاذَاً إِلاَّ كَبِيرَاً لَهُم‌ْ لَعَلَّهُم‌ْ إِلَيْه‌ِ يَرْجِعُون‌َ (انبياء: 58)

سرانجام (با استفاده از يك فرصت مناسب)، همه آنها- جز بت بزرگشان- را قطعه قطعه كرد شايد سراغ او بيايند (و او حقايق را بازگو كند)! (58)


قَالُوا مَنْ‌ فَعَل‌َ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (انبياء: 59)

(هنگامى كه منظره بتها را ديدند،) گفتند: «هر كس با خدايان ما چنين كرده، قطعاً از ستمگران است (و بايد كيفر سخت ببيند)!» (59)


قَالُوا سَمِعْنَا فَتَي‌ً يَذْكُرُهُم‌ْ يُقَال‌ُ لَه‌ُ إِبْرَاهِيم‌ُ (انبياء: 60)

(گروهى) گفتند: «شنيديم نوجوانى از (مخالفت با) بتها سخن مى‏گفت كه او را ابراهيم مى‏گويند.» (60)


قَالُوا فَأْتُوا بِه‌ِ عَلَي‌ أَعْيُن‌ِ النَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَشْهَدُون‌َ (انبياء: 61)

(جمعيّت) گفتند: «او را در برابر ديدگان مردم بياوريد، تا گواهى دهند!» (61)


قَال‌َ بَل‌ْ فَعَلَه‌ُ كَبِيرُهُم‌ْ هَذَا فَاسْأَلُوهُم‌ْ إِنْ‌ كَانُوا يَنْطِقُون‌َ (انبياء: 63)

گفت: «بلكه اين كار را بزرگشان كرده است! از آنها بپرسيد اگر سخن مى‏گويند!» (63)


قَالُوا حِرِّقُوه‌ُ وَانْصُرُوا آلِهَتَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ فَاعِلِين‌َ (انبياء: 68)

گفتند: «او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد، اگر كارى از شما ساخته است!» (68)


وَ أَرَادُوا بِه‌ِ كَيْدَاً فَجَعَلْنَاهُم‌ُ الْأَخْسَرِين‌َ (انبياء: 70)

آنها مى‏خواستند ابراهيم را با اين نقشه نابود كنند ولى ما آنها را زيانكارترين مردم قرار داديم! (70)


وَ نَجَّيْنَاه‌ُ وَ لُوطَاً إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ الَّتِي‌ بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِين‌َ (انبياء: 71)

و او و لوط را به سرزمين (شام)- كه آن را براى همه جهانيان پربركت ساختيم- نجات داديم! (71)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ نَافِلَة‌ً وَ كُلاًّ جَعَلْنَا صَالِحِين‌َ (انبياء: 72)

و اسحاق، و علاوه بر او، يعقوب را به وى بخشيديم و همه آنان را مردانى صالح قرار داديم! (72)


وَ لُوطَاً آتَيْنَاه‌ُ حُكْمَاً وَ عِلْمَاً وَ نَجَّيْنَاه‌ُ مِن‌َ الْقَرْيَة‌ِ الَّتِي‌ كَانَت‌ْ تَعْمَل‌ُ الْخَبَائِث‌َ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْم‌َ سَوْءٍ فَاسِقِين‌َ (انبياء: 74)

و لوط را (به ياد آور) كه به او حكومت و علم داديم و از شهرى كه اعمال زشت و كثيف انجام مى‏دادند، رهايى بخشيديم چرا كه آنها مردم بد و فاسقى بودند! (74)


وَ أَدْخَلْنَاه‌ُ فِي‌ رَحْمَتِنَا إِنَّه‌ُ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (انبياء: 75)

و او را در رحمت خود داخل كرديم و او از صالحان بود. (75)


وَ نُوحَاً إِذْ نادَي‌ مِنْ قَبلُ فَاستَجَبْنَا لَه‌ُ فَنَجِّيْناه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ مِن‌َ الْكَرْب‌ِ الْعَظِيم‌ِ (انبياء: 76)

و نوح را (به ياد آور) هنگامى كه پيش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند! ما دعاى او را مستجاب كرديم و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات داديم (76)


وَ نَصَرْنَاه‌ُ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْم‌َ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (انبياء: 77)

و او را در برابر جمعيّتى كه آيات ما را تكذيب كرده بودند يارى داديم چرا كه قوم بدى بودند از اين رو همه آنها را غرق كرديم! (77)


وَ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَـان‌َ إِذْ يَحْكُمَان‌ِ فِي‌ الْحَرْث‌ِ إِذْ نَفَشَت‌ْ فِيه‌ِ غَنَم‌ُ الْقَوْم‌ِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِم‌ْ شَاهِدِين‌َ (انبياء: 78)

و داوود و سليمان را (به خاطر بياور) هنگامى كه درباره كشتزارى كه گوسفندان بى شبان قوم، شبانگاه در آن چريده (و آن را تباه كرده) بودند، داورى مى‏كردند و ما بر حكم آنان شاهد بوديم. (78)


وَ عَلَّمْنَاه‌ُ صَنْعَة‌َ لَبُوس‌ٍ لَكُم‌ْ لِتُحْصِنَكُمْ‌ مِنْ‌ بَأْسِكُم‌ْ فَهَل‌ْ أَنْتُم‌ْ شَاكِرُون‌َ (انبياء: 80)

و ساختن زره را بخاطر شما به او تعليم داديم، تا شما را در جنگهايتان حفظ كند آيا شكرگزار (اين نعمتهاى خدا) هستيد؟ (80)


وَ لِسُلَيْمان‌َ الرِّيح‌َ عَاصِفَة‌ً تَجْرِي‌ بِأَمْرِه‌ِ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ الَّتِي‌ بَارَكْنَا فِيهَا وَ كُنَّا بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَالِمِين‌َ (انبياء: 81)

و تندباد را مسخّر سليمان ساختيم، كه بفرمان او بسوى سرزمينى كه آن را پربركت كرده بوديم جريان مى‏يافت و ما از همه چيز آگاه بوده‏ايم. (81)


وَ مِن‌َ الشَّيَاطِين‌ِ مَنْ‌ يَغُوصُون‌َ لَه‌ُ وَ يَعْمَلُون‌َ عَمَلاً دُون‌َ ذَلِك‌َ وَ كُنَّا لَهُم‌ْ حَافِظِين‌َ (انبياء: 82)

و گروهى از شياطين (را نيز مسخّر او قرار داديم، كه در دريا) برايش غوّاصى مى‏كردند و كارهايى غير از اين (نيز) براى او انجام مى‏دادند و ما آنها را (از سركشى) حفظ مى‏كرديم! (82)


وَ أَيُّوب‌َ إِذْ نَادَي‌ رَبَّه‌ُ أَنِّي‌ مَسَّنِي‌َ الضُّرُّ وَ أَنْت‌َ أَرْحَم‌ُ الرَّاحِمِين‌َ (انبياء: 83)

و ايّوب را (به ياد آور) هنگامى كه پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بد حالى و مشكلات به من روى آورده و تو مهربانترين مهربانانى!» (83)


فَاسْتَجَبْنَا لَه‌ُ فَكَشَفْنَا مَا بِه‌ِ مِنْ‌ ضُرٍّ وَ آتَيْنَاه‌ُ أَهْلَه‌ُ وَ مِثْلَهُمْ‌ مَعَهُم‌ْ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِنَا وَ ذِكْرَي‌ لِلْعَابِدِين‌َ (انبياء: 84)

ما دعاى او را مستجاب كرديم و ناراحتيهايى را كه داشت برطرف ساختيم و خاندانش را به او بازگردانديم و همانندشان را بر آنها افزوديم تا رحمتى از سوى ما و تذكّرى براى عبادت‏كنندگان باشد. (84)


وَ ذَا النُّون‌ِ إِذْ ذَهَب‌َ مُغَاضِبَاً فَظَن‌َّ أَنْ‌ لَن‌ْ نَقْدِرَ عَلَيْه‌ِ فَنَادَي‌ فِي‌ الظُّلُمَات‌ِ أَنْ‌ لاَ إِله‌َ إِلاَّ أَنْت‌َ سُبْحَانَك‌َ إِنِّي‌ كُنْت‌ُ مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (انبياء: 87)

و ذا النون [يونس‏] را (به ياد آور) در آن هنگام كه خشمگين (از ميان قوم خود) رفت و چنين مى‏پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت (امّا موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ى متراكم) صدا زد: « (خداوندا!) جز تو معبودى نيست! منزّهى تو! من از ستمكاران بودم!» (87)


فَاسْتَجَبْنَا لَه‌ُ وَ نَجَّيْنَاه‌ُ مِن‌َ الْغَم‌ِّ وَ كَذَلِك‌َ نُنْجِي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ (انبياء: 88)

ما دعاى او را به اجابت رسانديم و از آن اندوه نجاتش بخشيديم و اين گونه مؤمنان را نجات مى‏دهيم! (88)


وَ زَكَرِيَّا إِذْ نَادَي‌ رَبَّه‌ُ رَب‌ِّ لاَ تَذَرْنِي‌ فَرْدَاً وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْوَارِثِين‌َ (انبياء: 89)

و زكريا را (به ياد آور) در آن هنگام كه پروردگارش را خواند (و عرض كرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندى به من عطا كن) و تو بهترين وارثانى!» (89)


فَاسْتَجَبْنَا لَه‌ُ وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ يَحْيَي‌ وَ أَصْلَحْنَا لَه‌ُ زَوْجَه‌ُ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا يُسَارِعُون‌َ فِي‌ الْخَيْرَات‌ِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَبَاً وَ رَهَبَاً وَ كَانُوا لَنَا خَاشِعِين‌َ (انبياء: 90)

ما هم دعاى او را پذيرفتيم، و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را (كه نازا بود) برايش آماده (باردارى) كرديم چرا كه آنان (خاندانى بودند كه) همواره در كارهاى خير بسرعت اقدام مى‏كردند و در حال بيم و اميد ما را مى‏خواندند و پيوسته براى ما (خاضع و) خاشع بودند. (90)


فَمَن‌ْ يَعْمَل‌ْ مِن‌َ الصَّالِحَات‌ِ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَلاَ كُفْرَان‌َ لِسَعْيِه‌ِ وَ إِنَّا لَه‌ُ كَاتِبُون‌َ (انبياء: 94)

و هر كس چيزى از اعمال شايسته بجا آورد، در حالى كه ايمان داشته باشد، كوشش او ناسپاسى نخواهد شد و ما تمام اعمال او را (براى پاداش) مى‏نويسيم. (94)


يَوْم‌َ نَطْوِي‌ السَّمَاءَ كَطَي‌ِّ السِّجِل‌ِّ لِلْكُتُب‌ِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّل‌َ خَلْق‌ٍ نُعِيدُه‌ُ وَعْدَاً عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِين‌َ (انبياء: 104)

در آن روز كه آسمان را چون طومارى در هم مى‏پيچيم، (سپس) همان گونه كه آفرينش را آغاز كرديم، آن را بازمى‏گردانيم اين وعده‏اى است بر ما، و قطعاً آن را انجام خواهيم داد. (104)


إِنَّه‌ُ يَعْلَم‌ُ الْجَهْرَ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ وَ يَعْلَم‌ُ مَا تَكْتُمُون‌َ (انبياء: 110)

او سخنان آشكار را مى‏داند، و آنچه را كتمان مى‏كنيد (نيز) مى‏داند (و چيزى بر او پوشيده نيست)! (110)


وَ إِن‌ْ أَدْرِي‌ لَعَلَّه‌ُ فِتْنَة‌ٌ لَكُم‌ْ وَ مَتَاع‌ٌ إِلَي‌ حِين‌ٍ (انبياء: 111)

و من نمى‏دانم شايد اين آزمايشى براى شماست و مايه بهره‏گيرى تا مدّتى (معيّن)! (111)


كُتِب‌َ عَلَيْه‌ِ أَنَّه‌ُ مَنْ‌ تَوَلاَّه‌ُ فَأَنَّه‌ُ يُضِلُّه‌ُ وَ يَهْدِيه‌ِ إِلَي‌ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (حج: 4)

بر او نوشته شده كه هر كس ولايتش را بر گردن نهد، بطور مسلّم گمراهش مى‏سازد، و به آتش سوزان راهنماييش مى‏كند! (4)


ذَلِك‌َ بِأَن‌َّ الله‌َ هُوَ الْحَق‌ُّ وَ أَنَّه‌ُ يُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ وَ أَنَّه‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (حج: 6)

اين بخاطر آن است كه (بدانيد) خداوند حق است و اوست كه مردگان را زنده مى‏كند و بر هر چيزى تواناست. (6)


ثَانِي‌َ عِطْفِه‌ِ لِيُضِل‌َّ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ لَه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا خِزْي‌ٌ وَ نُذِيقُه‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ عَذَاب‌َ الْحَرِيق‌ِ (حج: 9)

آنها با تكبّر و بى‏اعتنايى (نسبت به سخنان الهى)، مى‏خواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند! براى آنان در دنيا رسوايى است و در قيامت، عذاب سوزان به آنها مى‏چشانيم! (9)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَعْبُدُ الله‌َ عَلَي‌ حَرْف‌ٍ فَإِن‌ْ أَصَابَه‌ُ خَيْرٌ اطْمَأَن‌َّ بِه‌ِ وَ إِن‌ْ أَصَابَتْه‌ُ فِتْنَة‌ٌ انْقَلَب‌َ عَلَي‌ وَجْهِه‌ِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌َ ذَلِك‌َ هُوَ الْخُسْرَان‌ُ الْمُبِين‌ُ (حج: 11)

بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مى‏پرستند (و ايمان قلبيشان بسيار ضعيف است) همين كه (دنيا به آنها رو كند و نفع و) خيرى به آنان برسد، حالت اطمينان پيدا مى‏كنند اما اگر مصيبتى براى امتحان به آنها برسد، دگرگون مى‏شوند (و به كفر رومى‏آورند)! (به اين ترتيب) هم دنيا را از دست داده‏اند، و هم آخرت را و اين همان خسران و زيان آشكار است! (11)


يَدْعُو مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَضُرُّه‌ُ وَ مَا لاَ يَنْفَعُه‌ُ ذَلِك‌َ هُوَ الضَّلاَل‌ُ الْبَعِيدُ (حج: 12)

او جز خدا كسى را مى‏خواند كه نه زيانى به او مى‏رساند، و نه سودى اين همان گمراهى بسيار عميق است. (12)


يَدْعُو لَمَنْ‌ ضَرُّه‌ُ أَقْرَب‌ُ مِنْ‌ نَفْعِه‌ِ لَبِئْس‌َ الْمَوْلَي‌ وَ لَبِئْس‌َ الْعَشِيرُ (حج: 13)

او كسى را مى‏خواند كه زيانش از نفعش نزديكتر است چه بد مولا و ياورى، و چه بد مونس و معاشرى! (13)


مَنْ‌ كَان‌َ يَظُن‌ُّ أَنْ‌ لَن‌ْ يَنْصُرَه‌ُ الله‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَب‌ٍ إِلَي‌ السَّمَاءِ ثُم‌َّ لْيَقْطَع‌ْ فَلْيَنْظُرْ هَل‌ْ يُذْهِبَن‌َّ كَيْدُه‌ُ مَا يَغِيظ‌ُ (حج: 15)

هر كس گمان مى‏كند كه خدا پيامبرش را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد (و از اين نظر عصبانى است، هر كارى از دستش ساخته است بكند)، ريسمانى به سقف خانه خود بياويزد، و خود را حلق آويز و نفس خود را قطع كند (و تا لبه پرتگاه مرگ پيش رود) ببيند آيا اين كار خشم او را فرو مى‏نشاند؟! (15)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَاه‌ُ آيَات‌ٍ بَيِّنَات‌ٍ وَ أَن‌َّ الله‌َ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يُرِيدُ (حج: 16)

اين گونه ما آن [قرآن‏] را بصورت آيات روشنى نازل كرديم و خداوند هر كس را بخواهد هدايت مى‏كند. (16)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ يَسْجُدُ لَه‌ُ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَالشَّمْس‌ُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُوم‌ُ وَالْجِبَال‌ُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَاب‌ُّ وَ كَثِيرٌ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَ كَثيرٌ حَق‌َّ عَلَيْه‌ِ الْعَذَاب‌ُ وَ مَنْ‌ يُهِن‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ مُكْرِم‌ٍ إِن‌َّ الله‌َ يَفْعَل‌ُ مَا يَشَاءُ (حج: 18)

آيا نديدى كه تمام كسانى كه در آسمانها و كسانى كه در زمينند براى خدا سجده مى‏كنند؟! و (همچنين) خورشيد و ماه و ستارگان و كوه‏ها و درختان و جنبندگان، و بسيارى از مردم! امّا بسيارى (ابا دارند، و) فرمان عذاب درباره آنان حتمى است و هر كس را خدا خوار كند، كسى او را گرامى نخواهد داشت! خداوند هر كار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام مى‏دهد! (18)


يُصْهَرُ بِه‌ِ مَا فِي‌ بُطُونِهِم‌ْ وَالْجُلُودُ (حج: 20)

آن چنان كه هم درونشان با آن آب مى‏شود، و هم پوستهايشان. (20)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ يَصُدُّون‌َ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ الَّذِي‌ جَعَلْنَاه‌ُ لِلنَّاس‌ِ سَوَاءً الْعَاكِف‌ُ فِيه‌ِ وَالْبَادِ وَ مَنْ‌ يُرِدْ فِيه‌ِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْم‌ٍ نُذِقْه‌ُ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (حج: 25)

كسانى كه كافر شدند، و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند، و (همچنين) از مسجد الحرام، كه آن را براى همه مردم، برابر قرار داديم، چه كسانى كه در آنجا زندگى مى‏كنند يا از نقاط دور وارد مى‏شوند (، مستحقّ عذابى دردناكند) و هر كس بخواهد در اين سرزمين از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابى دردناك به او مى‏چشانيم! (25)


ذَلِك‌َ وَ مَنْ‌ يُعَظِّم‌ْ حُرُمَات‌ِ الله‌ِ فَهُوَ خَيْرٌ لَه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ وَ أُحِلَّت‌ْ لَكُم‌ُ الْأَنْعَام‌ُ إِلاَّ مَا يُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْس‌َ مِن‌َ الْأَوْثَان‌ِ وَاجْتَنِبُوا قَوْل‌َ الزُّورِ (حج: 30)

(مناسك حج) اين است! و هر كس برنامه‏هاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است! و چهارپايان براى شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مى‏شود. از پليديهاى بتها اجتناب كنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد! (30)


حُنَفَاءَ لِالله‌ِ غَيْرَ مُشْرِكِين‌َ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِن‌َ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُه‌ُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي‌ بِه‌ِ الرِّيح‌ُ فِي‌ مَكَان‌ٍ سَحيق‌ٍ (حج: 31)

(برنامه و مناسك حج را انجام دهيد) در حالى كه همگى خالص براى خدا باشد! هيچ گونه همتايى براى او قائل نشويد! و هر كس همتايى براى خدا قرار دهد، گويى از آسمان سقوب كرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را مى‏ربايند و يا تندباد او را به جاى دوردستى پرتاب مى‏كند! (31)


وَ لِكُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ جَعَلْنا مَنْسَكَاً لِيَذْكُرُوا اسْم‌َ الله‌ِ عَلَي‌ مَا رَزَقَهُم‌ْ مِنْ‌ بَهِيمَة‌ِ الْأَنْعَام‌ِ فَإِلَهُكُم‌ْ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ فَلَه‌ُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُـخْبِتِين‌َ (حج: 34)

براى هر امّتى قربانگاهى قرار داديم، تا نام خدا را (به هنگام قربانى) بر چهارپايانى كه به آنان روزى داده‏ايم ببرند، و خداى شما معبود واحدى است در برابر (فرمان) او تسليم شويد و بشارت ده متواضعان و تسليم‏شوندگان را. (34)


لَن‌ْ يَنَال‌َ الله‌َ لُحُومُهَا وَ لاَ دِمَاؤُهَا وَ لَكِنْ‌ يَنَالُه‌ُ التَّقْوَي‌ مِنْكُم‌ْ كَذَلِك‌َ سَخَّرَهَا لَكُم‌ْ لِتُكَبِّرُوا الله‌َ عَلَي‌ مَا هَدَاكُم‌ْ وَ بَشِّرِ الْمُـحْسِنِين‌َ (حج: 37)

نه گوشتها و نه خونهاى آنها، هرگز به خدا نمى‏رسد. آنچه به او مى‏رسد، تقوا و پرهيزگارى شماست. اين گونه خداوند آنها را مسخّر شما ساخته، تا او را بخاطر آنكه شما را هدايت كرده است بزرگ بشمريد و بشارت ده نيكوكاران را! (37)


الَّذِين‌َ أُخْرِجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِمْ‌ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ إِلاَّ أَنْ‌ يَقُولُوا رَبُّنَا الله‌ُ وَ لَوْلاَ دَفْع‌ُ الله‌ِ النَّاس‌َ بَعْضَهُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ لَهُدِّمَت‌ْ صَوَامِع‌ُ وَ بِيَع‌ٌ وَ صَلَوَات‌ٌ وَ مَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْم‌ُ الله‌ِ كَثِيرَاً وَ لَيَنْصُرَن‌َّ الله‌ُ مَنْ‌ يَنْصُرُه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج: 40)

همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينكه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى يكتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‏ها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى‏شود، ويران مى‏گردد! و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مى‏كند خداوند قوى و شكست ناپذير است. (40)


وَ يَسْتَعْجِلُونَك‌َ بِالْعَذَاب‌ِ وَ لَن‌ْ يُخْلِف‌َ الله‌ُ وَعْدَه‌ُ وَ إِن‌َّ يَوْمَاً عِنْدَ رَبِّك‌َ كَأَلْف‌ِ سَنَة‌ٍ مِمَّا تَعُدُّون‌َ (حج: 47)

آنان از تو تقاضاى شتاب در عذاب مى‏كنند در حالى كه خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد كرد! و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد! (47)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ وَ لاَ نَبِي‌ٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّي‌ أَلْقَي‌ الشَّيْطَان‌ُ فِي‌ أُمْنِيَّتِه‌ِ فَيَنْسَخ‌ُ الله‌ُ مَا يُلْقِي‌ الشَّيْطَان‌ُ ثُم‌َّ يُحْكِم‌ُ الله‌ُ آيَاتِه‌ِ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (حج: 52)

هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو مى‏كرد (و طرحى براى پيشبرد اهداف الهى خود مى‏ريخت)، شيطان القائاتى در آن مى‏كرد امّا خداوند القائات شيطان را از ميان مى‏برد، سپس آيات خود را استحكام مى‏بخشيد و خداوند عليم و حكيم است. (52)


وَ لِيَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَيُؤْمِنُوا بِه‌ِ فَتُخْبِت‌َ لَه‌ُ قُلُوبُهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَهَادِ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (حج: 54)

و (نيز) هدف اين بود كه آگاهان بدانند اين حقّى است از سوى پروردگارت، و در نتيجه به آن ايمان بياورند، و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، بسوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند. (54)


وَ لاَ يَزَال‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْه‌ُ حَتَّي‌ تَأْتِيَهُم‌ُ السَّاعَة‌ُ بَغْتَة‌ً أَوْ يَأْتِيَهُم‌ْ عَذَاب‌ُ يَوْم‌ٍ عَقِيم‌ٍ (حج: 55)

كافران همواره در باره قرآن در شكّ هستند، تا آنكه روز قيامت بطور ناگهانى فرارسد، يا عذاب روز عقيم [روزى كه قادر بر جبران گذشته نيستند] به سراغشان آيد! (55)


لَيُدْخِلَنَّهُمْ‌ مُدْخَلاً يَرْضَوْنَه‌ُ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَعَلِيم‌ٌ حَلِيم‌ٌ (حج: 59)

خداوند آنان را در محلى وارد مى‏كند كه از آن خشنود خواهند بود و خداوند دانا و بردبار است. (59)


ذَلِك‌َ وَ مَن‌ْ عَاقَب‌َ بِمِثْل‌ِ مَا عُوقِب‌َ بِه‌ِ ثُم‌َّ بُغِي‌َ عَلَيْه‌ِ لَيَنْصُرَنَّه‌ُ الله‌ُ إِن‌َّ الله‌َ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (حج: 60)

(آرى،) مطلب چنين است! و هر كس به همان مقدار كه به او ستم شده مجازات كند، سپس مورد تعدّى قرار گيرد، خدا او را يارى خواهد كرد يقيناً خداوند بخشنده و آمرزنده است! (60)


ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ الله‌َ هُوَ الْحَق‌ُّ وَ أَن‌َّ مَا يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ هُوَ الْبَاطِل‌ُ وَ أَن‌َّ الله‌َ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (حج: 62)

اين بخاطر آن است كه خداوند حقّ است و آنچه را غير از او مى‏خوانند باطل است و خداوند بلندمقام و بزرگ است! (62)


لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَهُوَ الْغَنِي‌ُّ الْحَمِيدُ (حج: 64)

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست و خداوند بى‏نياز، و شايسته هر گونه ستايش است! (64)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ سَخَّرَ لَكُمْ‌ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَالْفُلْك‌َ تَجْرِي‌ فِي‌ الْبَحْرِ بِأَمْرِه‌ِ وَ يُمْسِك‌ُ السَّمَاءَ أَنْ‌ تَقَع‌َ عَلَي‌ الْأَرْض‌ِ إِلاَّ بِإِذْنِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِالنَّاس‌ِ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (حج: 65)

آيا نديدى كه خداوند آنچه را در زمين است مسخّر شما كرد و (نيز) كشتيهايى را كه به فرمان او بر صفحه اقيانوسها حركت مى‏كنند و آسمان [كرات و سنگهاى آسمانى‏] را نگه مى‏دارد، تا جز بفرمان او، بر زمين فرو نيفتند؟ خداوند نسبت به مردم رحيم و مهربان است! (65)


لِكُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ جَعَلْنَا مَنْسَكَاً هُم‌ْ نَاسِكُوه‌ُ فَلاَ يُنَازِعُنَّك‌َ فِي‌ الْأَمْرِ وَادْع‌ُ إِلَي‌ رَبِّك‌َ إِنَّك‌َ لَعَلَي‌ هُدَي‌ً مُسْتَقِيم‌ٍ (حج: 67)

براى هر امّتى عبادتى قرار داديم، تا آن عبادت را (در پيشگاه خدا) انجام دهند پس نبايد در اين امر با تو به نزاع برخيزند! بسوى پروردگارت دعوت كن، كه بر هدايت مستقيم قرار دارى (و راه راست همين است كه تو مى‏پويى). (67)


الله‌ُ يَحْكُم‌ُ بَيْنَكُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيامَة‌ِ فِيمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (حج: 69)

و خداوند در روز قيامت، ميان شما در آنچه اختلاف مى‏كرديد، داورى مى‏كند!» (69)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ سُلْطَانَاً وَ مَا لَيْس‌َ لَهُمْ‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِنْ‌ نَصِيرٍ (حج: 71)

آنها غير از خداوند، چيزهايى را مى‏پرستند كه او هيچ گونه دليلى بر آن نازل نكرده است، و چيزهايى را كه علم و آگاهى به آن ندارند! و براى ستمگران، ياور و راهنمايى نيست! (71)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ ضُرِب‌َ مَثَل‌ٌ فَاسْتَمِعُوا لَه‌ُ إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لَن‌ْ يَخْلُقُوا ذُبَابَاً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَه‌ُ وَ إِنْ‌ يَسْلُبْهُم‌ْ الذُّبَاب‌ُ شَيْءً لاَ يَسْتَنْقِذُوه‌ُ مِنْه‌ُ ضَعُف‌َ الطَّالِب‌ُ وَالْمَطْلُوب‌ُ (حج: 73)

اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهيد: كسانى را كه غير از خدا مى‏خوانيد، هرگز نمى‏توانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند! و هر گاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمى‏توانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلب‏كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان، و هم آن معبودان)! (73)


مَا قَدَرُوا الله‌َ حَق‌َّ قَدْرِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لَقَوِي‌ٌّ عَزِيزٌ (حج: 74)

خدا را آن گونه كه بايد بشناسند نشناختند خداوند قوىّ و شكست‏ناپذير است! (74)


وَ جَاهِدُوا فِي‌ الله‌ِ حَق‌َّ جِهَادِه‌ِ هُوَ اجْتَبَاكُم‌ْ وَ مَا جَعَل‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ مِن‌ْ حَرَج‌ٍ مِلَّة‌َ أَبِيكُم‌ْ إِبْرَاهِيم‌َ هُوَ سَمَّاكُم‌ُ الْمُسْلِمِين‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ فِي‌ هَذَا لِيَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ شَهِيدَاً عَلَيْكُم‌ْ وَ تَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ فَأَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَاعْتَصِمُوا بِالله‌ِ هُوَ مَوْلاَكُم‌ْ فَنِعْم‌َ الْمَوْلَي‌ وَ نِعْم‌َ النَّصِيرُ (حج: 78)

و در راه خدا جهاد كنيد، و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) كار سنگين و سختى بر شما قرار ندارد از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى «مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه ياور شايسته‏اى! (78)


ثُم‌َّ جَعَلْنَاه‌ُ نُطْفَة‌ً فِي‌ قَرَارٍ مَكِين‌ٍ (مؤمنون: 13)

سپس او را نطفه‏اى در قرارگاه مطمئن [رحم‏] قرار داديم (13)


ثُم‌َّ خَلَقْنَا النُّطْفَة‌َ عَلَقَة‌ً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَة‌َ مُضْغَة‌ً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَة‌َ عِظَامَاً فَكَسَوْنَا الْعِظَام‌َ لَحْمَاً ثُم‌َّ أَنْشَأْنَاه‌ُ خَلْقَاً آخَرَ فَتَبَارَك‌َ الله‌ُ أَحْسَن‌ُ الْخَالِقِين‌َ (مؤمنون: 14)

سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم و بر استخوانها گوشت پوشانديم سپس آن را آفرينش تازه‏اى داديم پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است! (14)


وَ أَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِنَّا عَلَي‌ ذَهَاب‌ٍ بِه‌ِ لَقَادِرُون‌َ (مؤمنون: 18)

و از آسمان، آبى به اندازه معيّن نازل كرديم و آن را در زمين (در جايگاه مخصوصى) ساكن نموديم و ما بر از بين بردن آن كاملًا قادريم! (18)


فَأَنْشَأْنَا لَكُمْ‌ بِه‌ِ جَنَّات‌ٍ مِنْ‌ نَخِيل‌ٍ وَ أَعْنَاب‌ٍ لَكُم‌ْ فِيهَا فَوَاكِه‌ُ كَثِيرَة‌ٌ وَ مِنْهَا تَأْكُلُون‌َ (مؤمنون: 19)

سپس بوسيله آن باغهايى از درختان نخل و انگور براى شما ايجاد كرديم باغهايى كه در آن ميوه‏هاى بسيار است و از آن ميخوريد! (19)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ فَقَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ أَفَلاَ تَتَّقُون‌َ (مؤمنون: 23)

و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم او به آنها گفت: «اى قوم من! خداوند يكتا را بپرستيد، كه جز او معبودى براى شما نيست! آيا (از پرستش بتها) پرهيز نمى‏كنيد؟! (23)


فَقَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يُرِيدُ أَنْ‌ يَتَفَضَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَأََنْزَل‌َ مَلاَئِكَة‌ً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي‌ آبَائِنَا الْأَوَّلِين‌َ (مؤمنون: 24)

جمعيّت اشرافى (و مغرور) از قوم نوح كه كافر بودند گفتند: «اين مرد جز بشرى همچون شما نيست، كه مى‏خواهد بر شما برترى جويد! اگر خدا مى‏خواست (پيامبرى بفرستد) فرشتگانى نازل مى‏كرد ما چنين چيزى را هرگز در نياكان خود نشنيده‏ايم! (24)


إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ رَجُل‌ٌ بِه‌ِ جِنَّة‌ٌ فَتَرَبَّصُوا بِه‌ِ حَتَّي‌ حِين‌ٍ (مؤمنون: 25)

او فقط مردى است كه به نوعى جنون مبتلاست! پس مدّتى درباره او صبر كنيد (تا مرگش فرا رسد، يا از اين بيمارى رهايى يابد!)» (25)


فَأَوْحَينَا إِلَيْه‌ِ أَن‌ِ اصْنَع‌ِ الْفُلْك‌َ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُك‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ٍّ زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَبَق‌َ عَلَيْه‌ِ الْقَوْل‌ُ مِنْهُم‌ْ وَ لاَ تُخَاطِبْنِي‌ فِي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ‌ مُغْرَقُون‌َ (مؤمنون: 27)

ما به نوح وحى كرديم كه: «كشتى را در حضور ما، و مطابق وحى ما بساز. و هنگامى كه فرمان ما (براى غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (كه نشانه فرا رسيدن طوفان است)، از هر يك از انواع حيوانات يك جفت در كشتى سوار كن و همچنين خانواده‏ات را، مگر آنانى كه قبلًا وعده هلاكشان داده شده [همسر و فرزند كافرت‏] و ديگر درباره ستمگران با من سخن مگو، كه آنان همگى هلاك خواهند شد. (27)


فَأَرْسَلْنَا فِيهِم‌ْ رَسُولاً مِنْهُم‌ْ أَن‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ أَفَلاَ تَتَّقُون‌َ (مؤمنون: 32)

و در ميان آنان رسولى از خودشان فرستاديم كه: «خدا را بپرستيد جز او معبودى براى شما نيست آيا (با اين همه، از شرك و بت پرستى) پرهيز نمى‏كنيد؟!» (32)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَة‌ِ وَ أَتْرَفْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يَأْكُل‌ُ مِمَّا تَأْكُلُون‌َ مِنْه‌ُ وَ يَشْرَب‌ُ مِمَّا تَشْرَبُون‌َ (مؤمنون: 33)

ولى اشرافيان (خودخواه) از قوم او كه كافر بودند، و ديدار آخرت را تكذيب مى‏كردند، و در زندگى دنيا به آنان ناز و نعمت داده بوديم، گفتند: «اين بشرى است مثل شما از آنچه مى‏خوريد مى‏خورد و از آنچه مى‏نوشيد مى‏نوشد! (پس چگونه مى‏تواند پيامبر باشد؟!) (33)


إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ رَجُل‌ٌ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً وَ مَا نَحْن‌ُ لَه‌ُ بِمُؤْمِنِين‌َ (مؤمنون: 38)

او فقط مردى دروغگوست كه بر خدا افترا بسته و ما هرگز به او ايمان نخواهيم آورد!» (38)


ثُم‌َّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّمَا جَاءَ أُمَّة‌ً رَسُولُهَا كَذَّبُوه‌ُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُمْ‌ بَعْضَاً وَ جَعَلْنَاهُم‌ْ أَحَادِيث‌َ فَبُعْدَاً لِقَوْم‌ٍ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (مؤمنون: 44)

سپس رسولان خود را يكى پس از ديگرى فرستاديم هر زمان رسولى براى (هدايت) قومى مى‏آمد، او را تكذيب مى‏كردند ولى ما اين امّتهاى سركش را يكى پس از ديگرى هلاك نموديم، و آنها را احاديثى قرار داديم (چنان محو شدند كه تنها نام و گفتگويى از آنان باقى ماند.) دور باد (از رحمت خدا) قومى كه ايمان نمى‏آورند! (44)


ثُم‌َّ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ وَ أَخَاه‌ُ هَارُون‌َ بِآيَاتِنَا وَ سُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (مؤمنون: 45)

سپس موسى و برادرش هارون را با آيات خود و دليلى روشن فرستاديم ... (45)


إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كَانُوا قَوْمَاً عَالِين‌َ (مؤمنون: 46)

بسوى فرعون و اطرافيان اشرافى او امّا آنها تكبّر كردند، و آنها مردمى برترى‏جوى بودند. (46)


وَ جَعَلْنَا ابْن‌َ مَرْيَم‌َ وَ أُمَّه‌ُ آيَة‌ً وَ آوَيْنَاهُمَا إِلَي‌ رَبْوَة‌ٍ ذَات‌ِ قَرَارٍ وَ مَعِين‌ٍ (مؤمنون: 50)

و ما فرزند مريم [عيسى‏] و مادرش را آيت و نشانه‏اى قرار داديم و آنها را در سرزمين مرتفعى كه داراى امنيّت و آب جارى بود جاى داديم. (50)


أَيَحْسَبُون‌َ أَنَّ مَا نُمِدُّهُمْ‌ بِه‌ِ مِنْ‌ مَال‌ٍ وَ بَنِين‌َ (مؤمنون: 55)

آنها گمان مى‏كنند اموال و فرزندانى كه بعنوان كمك به آنان مى‏دهيم ... (55)


مُسْتَكْبِرِين‌َ بِه‌ِ سَامِرَاً تَهْجُرُون‌َ (مؤمنون: 67)

در حالى كه در برابر او [پيامبر] استكبار مى‏كرديد، و شبها در جلسات خود به بدگويى مى‏پرداختيد؟! (67)


أَم‌ْ لَم‌ْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُم‌ْ فَهُم‌ْ لَه‌ُ مُنْكِرُون‌َ (مؤمنون: 69)

يا اينكه پيامبرشان را نشناختند (و از سوابق او آگاه نيستند)، از اين رو او را انكار مى‏كنند؟! (69)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ بِه‌ِ جِنَّة‌ٌ بَل‌ْ جَاءَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ وَ أَكْثَرُهُم‌ْ لِلْحَقِّ كَارِهُون‌َ (مؤمنون: 70)

يا مى‏گويند او ديوانه است؟! ولى او حق را براى آنان آورده امّا بيشترشان از حق كراهت دارند (و گريزانند). (70)


حَتَّي‌ إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ‌ بَابَاً ذَا عَذَاب‌ٍ شَدِيدٍ إِذَا هُم‌ْ فِيه‌ِ مُبْلِسُون‌َ (مؤمنون: 77)

(اين وضع هم چنان ادامه مى‏يابد) تا زمانى كه درى از عذاب شديد به روى آنان بگشاييم، (و چنان گرفتار مى‏شوند كه) ناگهان بكلّى مأيوس گردند. (77)


وَ هُوَ الَّذِي‌ ذَرَأَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِلَيْه‌ِ تُحْشَرُون‌َ (مؤمنون: 79)

و او كسى است كه شما را در زمين آفريد و به سوى او محشور مى‏شويد! (79)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ وَ لَه‌ُ اخْتِلاَف‌ُ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (مؤمنون: 80)

و او كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند و رفت و آمد شب و روز از آن اوست آيا انديشه نمى‏كنيد؟! (80)


قُل‌ْ مَنْ‌ بِيَدِه‌ِ مَلَكُوت‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لاَ يُجَارُ عَلَيْه‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (مؤمنون: 88)

بگو: «اگر مى‏دانيد، چه كسى حكومت همه موجودات را در دست دارد، و به بى پناهان پناه مى‏دهد، و نياز به پناه‏دادن ندارد؟!» (88)


مَا اتَّخَذَ الله‌ُ مِنْ‌ وَلَدٍ وَ مَا كَان‌َ مَعَه‌ُ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ إِذَاً لَذَهَب‌َ كُل‌ُّ إِلَه‌ٍ بِمَا خَلَق‌َ وَ لَعَلاَ بَعْضُهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ سُبْحَان‌َ الله‌ِ عَمَّا يَصِفُون‌َ (مؤمنون: 91)

خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرده و معبود ديگرى با او نيست كه اگر چنين مى‏شد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مى‏كردند و بعضى بر بعضى ديگر برترى مى‏جستند (و جهان هستى به تباهى كشيده مى‏شد) منزّه است خدا از آنچه آنان توصيف مى‏كنند! (91)


فَمَنْ‌ ثَقُلَت‌ْ مَوَازِينُه‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (مؤمنون: 102)

و كسانى كه وزنه اعمالشان سنگين است، همان رستگارانند! (102)


وَ مَن‌ْ خَفَّت‌ْ مَوَازِينُه‌ُ فَأُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ فِي‌ جَهَنَّم‌َ خَالِدُون‌َ (مؤمنون: 103)

و آنان كه وزنه اعمالشان سبك باشد، كسانى هستند كه سرمايه وجود خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند! (103)


إِنَّه‌ُ كَان‌َ فَرِيق‌ٌ مِن‌ْ عِبَادِي‌ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الرَّاحِمِين‌َ (مؤمنون: 109)

(فراموش كرده‏ايد) گروهى از بندگانم مى‏گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (109)


وَ مَنْ‌ يَدْع‌ُ مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ لاَ بُرْهَان‌َ لَه‌ُ بِه‌ِ فَإِنَّمَا حِسَابُه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْكَافِرُون‌َ (مؤمنون: 117)

و هر كس معبود ديگرى را با خدا بخواند- و مسلّماً هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود يقيناً كافران رستگار نخواهند شد! (117)


وَالَّذِين‌َ يَرْمُون‌َ أَزْوَاجَهُم‌ْ وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَهُم‌ْ شُهَدَاءُ إِلاَّ أَنْفُسُهُم‌ْ فَشَهَادَة‌ُ أَحَدِهِم‌ْ أَرْبَع‌ُ شَهَادَات‌ٍ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (نور: 6)

و كسانى كه همسران خود را (به عمل منافى عفّت) متّهم مى‏كنند، و گواهانى جز خودشان ندارند، هر يك از آنها بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است (6)


وَالْخَامِسَة‌ُ أَن‌َّ لَعْنَت‌َ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (نور: 7)

و در پنجمين بار بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد. (7)


وَ يَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَاب‌َ أَنْ‌ تَشْهَدَ أَرْبَع‌َ شَهَادَات‌ٍ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (نور: 8)

آن زن نيز مى‏تواند كيفر (زنا) را از خود دور كند، به اين طريق كه چهار بار خدا را به شهادت طلبد كه آن مرد (در اين نسبتى كه به او مى‏دهد) از دروغگويان است. (8)


وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ وَ أَن‌َّ الله‌َ تَوَّاب‌ٌ حَكِيم‌ٌ (نور: 10)

و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اينكه او توبه‏پذير و حكيم است (بسيارى از شما گرفتار مجازات سخت الهى مى‏شديد)! (10)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ جَاءُوا بِالْإِفْك‌ِ عُصْبَة‌ٌ مِنْكُم‌ْ لاَ تَحْسَبُوه‌ُ شَرَّاً لَكُمْ‌ بَل‌ْ هُوَ خَيْرٌ لَكُم‌ْ لِكُل‌ِّ امْرِئ‌ٍ مِنْهُمْ‌ مَا اكْتَسَب‌َ مِن‌َ الْإِثْم‌ِ وَالَّذِي‌ تَوَلَّي‌ كِبْرَه‌ُ مِنْهُم‌ْ لَه‌ُ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نور: 11)

مسلّماً كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى (متشكّل و توطئه‏گر) از شما بودند امّا گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است، بلكه خير شما در آن است آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند و از آنان كسى كه بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظيمى براى اوست! (11)


لَوْلاَ إِذْ سَمِعْتُمُوه‌ُ ظَن‌َّ الْمُؤْمِنُون‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ُ بِأَنْفُسِهِم‌ْ خَيْرَاً وَ قَالُوا هَذَا إِفْك‌ٌ مُبِين‌ٌ (نور: 12)

چرا هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغى بزرگ و آشكار است؟! (12)


لَوْلاَ جَاءُوا عَلَيْه‌ِ بِأَرْبَعَة‌ِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَم‌ْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِك‌َ عِنْدَ الله‌ِ هُم‌ُ الْكَاذبُون‌َ (نور: 13)

چرا چهار شاهد براى آن نياوردند؟! اكنون كه اين گواهان را نياوردند، آنان در پيشگاه خدا دروغگويانند! (13)


وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ لَمَسَّكُم‌ْ فِي‌ مَا أَفَضْتُم‌ْ فِيه‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نور: 14)

و اگر فضل و رحمت الهى در دنيا و آخرت شامل شما نمى‏شد، بخاطر اين گناهى كه كرديد عذاب سختى به شما مى‏رسيد! (14)


إِذْ تَلَقَّوْنَه‌ُ بِأَلْسِنَتِكُم‌ْ وَ تَقُولُون‌َ بِأَفْوَاهِكُمْ‌ مَا لَيْس‌َ لَكُمْ‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ تَحْسَبُونَه‌ُ هَيِّنَاً وَ هُوَ عِنْدَ الله‌ِ عَظِيم‌ٌ (نور: 15)

به خاطر بياوريد زمانى را كه اين شايعه را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد، و با دهان خود سخنى مى‏گفتيد كه به آن يقين نداشتيد و آن را كوچك مى‏پنداشتيد در حالى كه نزد خدا بزرگ است! (15)


وَ لَوْلاَ إِذْ سَمِعْتُمُوه‌ُ قُلْتُمْ‌ مَا يَكُون‌ُ لَنَا أَنْ‌ نَتَكَلَّم‌َ بِهَذَا سُبْحَانَك‌َ هَذَا بُهْتَان‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نور: 16)

چرا هنگامى كه آن را شنيديد نگفتيد: «ما حق نداريم كه به اين سخن تكلّم كنيم خداوندا منزّهى تو، اين بهتان بزرگى است»؟! (16)


يَعِظُكُم‌ُ الله‌ُ أَنْ‌ تَعُودُوا لِمِثْلِه‌ِ أَبَدَاً إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (نور: 17)

خداوند شما را اندرز مى‏دهد كه هرگز چنين كارى را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد! (17)


وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ وَ أَن‌َّ الله‌َ رَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (نور: 20)

و اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نبود و اينكه خدا مهربان و رحيم است (مجازات سختى دامانتان را مى‏گرفت)! (20)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَات‌ِ الشَّيْطَان‌ِ وَ مَنْ‌ يَتَّبِع‌ْ خُطُوَات‌ِ الشَّيْطَان‌ِ فَإِنَّه‌ُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ مَا زَكَي‌ مِنْكُمْ‌ مِنْ‌ أَحَدٍ أَبَدَاً وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يُزَكِّي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (نور: 21)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از گامهاى شيطان پيروى نكنيد! هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش مى‏سازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مى‏دهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود، هرگز احدى از شما پاك نمى‏شد ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مى‏كند، و خدا شنوا و داناست! (21)


وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَي‌ مِنْكُم‌ْ وَالصَّالِحِين‌َ مِن‌ْ عِبَادِكُم‌ْ وَ إِمَائِكُم‌ْ إِنْ‌ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (نور: 32)

مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد خداوند گشايش‏دهنده و آگاه است! (32)


وَلْيَسْتَعْفِف‌ِ الَّذِين‌َ لاَ يَجِدُون‌َ نِكَاحَاً حَتَّي‌ يُغْنِيَهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالَّذِين‌َ يَبْتَغُون‌َ الْكِتَاب‌َ مِمَّا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ فَكَاتِبُوهُم‌ْ إِن‌ْ عَلِمْتُم‌ْ فِيهِم‌ْ خَيْرَاً وَ آتُوهُمْ‌ مِنْ‌ مَال‌ِ الله‌ِ الَّذِي‌ آتَاكُم‌ْ وَ لاَ تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُم‌ْ عَلَي‌ الْبِغَاءِ إِن‌ْ أَرَدْن‌َ تَحَصُّنَاً لِتَبْتَغُوا عَرَض‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ مَنْ‌ يُكْرِهْهُن‌َّ فَإِن‌َّ الله‌َ مِنْ‌ بَعْدِ إِكْرَاهِهِن‌َّ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نور: 33)

و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمى‏يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز گرداند! و آن بردگانتان كه خواستار مكاتبه [قرار داد مخصوص براى آزاد شدن‏] هستند، با آنان قرار داد ببنديد اگر رشد و صلاح در آنان احساس مى‏كنيد (كه بعد از آزادى، توانايى زندگى مستقل را دارند) و چيزى از مال خدا را كه به شما داده است به آنان بدهيد! و كنيزان خود را براى دستيابى متاع ناپايدار زندگى دنيا مجبور به خود فروشى نكنيد اگر خودشان مى‏خواهند پاك بمانند! و هر كس آنها را (بر اين كار) اجبار كند، (سپس پشيمان گردد،) خداوند بعد از اين اجبار آنها غفور و رحيم است! (توبه كنيد و بازگرديد، تا خدا شما را ببخشد!) (33)


الله‌ُ نُورُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ مَثَل‌ُ نُورِه‌ِ كَمِشْكَاة‌ٍ فِيهَا مِصْبَاح‌ٌ الْمِصْبَاح‌ُ فِي‌ زُجَاجَة‌ٍ الزُّجَاجَة‌ُ كَأَنَّهَا كَوْكَب‌ٌ دُرِّي‌ٌّ يُوقَدُ مِنْ‌ شَجَرَة‌ٍ مُبَارَكَة‌ٍ زَيْتُونَة‌ٍ لاَ شَرْقِيِّة‌ٍ وَ لاَ غَرْبِيَّة‌ٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِي‌ءُ وَ لَوْ لَم‌ْ تَمْسَسْه‌ُ نَارٌ نُورٌ عَلَي‌ نُورٍ يَهْدِي‌ الله‌ُ لِنُورِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ الْأَمْثَال‌َ لِلنَّاس‌ِ وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (نور: 35)

خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مى‏شود كه از درخت پربركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى (روغنش آن چنان صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود نورى است بر فراز نورى و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى‏كند، و خداوند به هر چيزى داناست. (35)


فِي‌ بُيُوت‌ٍ أَذِن‌َ الله‌ُ أَنْ‌ تُرْفَع‌َ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه‌ُ يُسَبِّح‌ُ لَه‌ُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَال‌ِ (نور: 36)

(اين چراغ پرفروغ) در خانه‏هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد) خانه‏هايى كه نام خدا در آنها برده مى‏شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مى‏گويند ... (36)


رِجَال‌ٌ لاَ تُلْهِيهِم‌ْ تِجَارَة‌ٌ وَ لاَ بَيْع‌ٌ عَنْ‌ ذِكْرِ الله‌ِ وَ إِقَام‌ِ الصَّلاَة‌ِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَاة‌ِ يَخَافُون‌َ يَوْمَاً تَتَقَلَّب‌ُ فِيه‌ِ الْقُلُوب‌ُ وَالْأَبْصَارُ (نور: 37)

مردانى كه نه تجارت و نه معامله‏اى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‏كند آنها از روزى مى‏ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى‏شود. (37)


لِيَجْزِيَهُم‌ُ الله‌ُ أَحْسَن‌َ مَا عَمِلُوا وَ يَزيدَهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالله‌ُ يَرْزُق‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (نور: 38)

(آنها به سراغ اين كارها مى‏روند) تا خداوند آنان را به بهترين اعمالى كه انجام داده‏اند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بيفزايد و خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مى‏دهد (و از مواهب بى‏انتهاى خويش بهره‏مند مى‏سازد). (38)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا أَعْمَالُهُم‌ْ كَسَرَاب‌ٍ بِقِيعَة‌ٍ يَحْسَبُه‌ُ الظَّمْآن‌ُ مَاءً حَتَّي‌ إِذَا جَاءَه‌ُ لَم‌ْ يَجِدْه‌ُ شَيْءً وَ وَجَدَ الله‌َ عِنْدَه‌ُ فَوَفَّاه‌ُ حِسَابَه‌ُ وَالله‌ُ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (نور: 39)

كسانى كه كافر شدند، اعمالشان همچون سرابى است در يك كوير كه انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد امّا هنگامى كه به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد، و خدا را نزد آن مى‏يابد كه حساب او را بطور كامل مى‏دهد و خداوند سريع الحساب است! (39)


أَوْ كَظُلُمَات‌ٍ فِي‌ بَحْرٍ لُجِّي‌ٍّ يَغْشَاه‌ُ مَوْج‌ٌ مِنْ‌ فَوْقِه‌ِ مَوْج‌ٌ مِنْ‌ فَوْقِه‌ِ سَحَاب‌ٌ ظُلُمَات‌ٌ بَعْضُهَا فَوْق‌َ بَعْض‌ٍ إِذَا أَخْرَج‌َ يَدَه‌ُ لَم‌ْ يَكَدْ يَراهَا وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَجْعَل‌ِ الله‌ُ لَه‌ُ نُورَاً فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ نُورٍ (نور: 40)

يا همچون ظلماتى در يك درياى عميق و پهناور كه موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج ديگرى، و بر فراز آن ابرى تاريك است ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى، آن گونه كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند! و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست! (40)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ يُسَبِّح‌ُ لَه‌ُ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالطَّيْرُ صَافَّات‌ٍ كُل‌ٌّ قَدْ عَلِم‌َ صَلاَتَه‌ُ وَ تَسْبِيحَه‌ُ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِمَا يَفْعَلُون‌َ (نور: 41)

آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مى‏كنند، و همچنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده‏اند؟! هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مى‏داند و خداوند به آنچه انجام ميدهند داناست! (41)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ يُزْجِي‌ سَحَابَاً ثُم‌َّ يُؤَلِّف‌ُ بَيْنَه‌ُ ثُم‌َّ يَجْعَلُه‌ُ رُكَامَاً فَتَرَي‌ الْوَدْق‌َ يَخْرُج‌ُ مِن‌ْ خِلاَلِه‌ِ وَ يُنَزِّل‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مِنْ‌ جِبَال‌ٍ فِيهَا مِنْ‌ بَرَدٍ فَيُصِيب‌ُ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَصْرِفُه‌ُ عَنْ‌ مَنْ‌ يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِه‌ِ يَذْهَب‌ُ بِالْأَبْصَارِ (نور: 43)

آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مى‏راند، سپس ميان آنها پيوند مى‏دهد، و بعد آن را متراكم مى‏سازد؟! در اين حال، دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از لابه‏لاى آن خارج مى‏شود و از آسمان- از كوه‏هايى كه در آن است [ابرهايى كه همچون كوه‏ها انباشته شده‏اند]- دانه‏هاى تگرگ نازل مى‏كند، و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مى‏رساند، و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مى‏كند نزديك است درخشندگى برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! (43)


وَالله‌ُ خَلَق‌َ كُل‌َّ دَابَّة‌ٍ مِنْ‌ مَاءٍ فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَمْشِي‌ عَلَي‌ بَطْنِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَمْشِي‌ عَلَي‌ رِجْلَيْن‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَمْشِي‌ عَلَي‌ أَرْبَع‌ٍ يَخْلُق‌ُ الله‌ُ مَا يَشَاءُ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (نور: 45)

و خداوند هر جنبنده‏اى را از آبى آفريد گروهى از آنها بر شكم خود راه مى‏روند، و گروهى بر دو پاى خود، و گروهى بر چهار پا راه مى‏روند خداوند هر چه را بخواهد مى‏آفريند، زيرا خدا بر همه چيز تواناست! (45)


وَ إِذَا دُعُوا إِلَي‌ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ لِيَحْكُم‌َ بَيْنَهُم‌ْ إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُمْ‌ مُعْرِضُون‌َ (نور: 48)

و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه بسوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند، ناگهان گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند! (48)


وَ إِنْ‌ يَكُنْ‌ لَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ يَأْتُوا إِلَيْه‌ِ مُذْعِنِين‌َ (نور: 49)

ولى اگر حق داشته باشند (و داورى به نفع آنان شود) با سرعت و تسليم بسوى او مى‏آيند! (49)


أَفِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ أَم‌ِ ارْتَابُوا أَم‌ْ يَخَافُون‌َ أَنْ‌ يَحِيف‌َ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ وَ رَسُولُه‌ُ بَل‌ْ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (نور: 50)

آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا شكّ و ترديد دارند، يا مى‏ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه، بلكه آنها خودشان ستمگرند! (50)


إِنَّمَا كَان‌َ قَوْل‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ إِذَا دُعُوا إِلَي‌ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ لِيَحْكُم‌َ بَيْنَهُم‌ْ أَنْ‌ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنَا وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (نور: 51)

سخن مؤمنان، هنگامى كه بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، تنها اين است كه مى‏گويند: «شنيديم و اطاعت كرديم!» و اينها همان رستگاران واقعى هستند. (51)


وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَخْش‌َ الله‌َ وَ يَتَّقْه‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْفَائِزُون‌َ (نور: 52)

و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كسانى همان پيروزمندان واقعى هستند! (52)


قُل‌ْ أَطِيعُوا الله‌َ وَ أَطِيعُوا الرَّسُول‌َ فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْه‌ِ مَا حُمِّل‌َ وَ عَلَيْكُمْ‌ مَا حُمِّلْتُم‌ْ وَ إِنْ‌ تُطِيعُوه‌ُ تَهْتَدُوا وَ مَا عَلَي‌ الرَّسُول‌ِ إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (نور: 54)

بگو: «خدا را اطاعت كنيد، و از پيامبرش فرمان بريد! و اگر سرپيچى نماييد، پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد و بر پيامبر چيزى جز رساندن آشكار نيست!» (54)


وَ إِذَا بَلَغ‌َ الْأَطْفَال‌ُ مِنْكُم‌ُ الْحُلُم‌َ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَن‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ آيَاتِهِ‌ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (نور: 59)

و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه پيش از آنان بودند اجازه مى‏گرفتند اينچنين خداوند آياتش را براى شما بيان مى‏كند، و خدا دانا و حكيم است! (59)


لَيْس‌َ عَلَي‌ الْأَعْمَي‌ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْأَعرَج‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْمَرِيض‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ أَنْ‌ تَأْكُلُوا مِن‌ْ بُيُوتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ آبَائِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أُمَّهَاتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ إِخْوَانِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أَخَوَاتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أَعْمَامِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ عَمَّاتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أَخْوَالِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ خَالاَتِكُم‌ْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ‌ مَفَاتِحَه‌ُ أَوْ صَدِيقِكُم‌ْ لَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ تَأْكُلُوا جَمِيعَاً أَوْ أَشْتَاتَاً فَإِذَا دَخَلْتُمْ‌ بُيُوتَاً فَسَلِّمُوا عَلَي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ تَحِيَّة‌ً مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ مُبَارَكَة‌ً طَيِّبَة‌ً كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ُ الْآيَات‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (نور: 61)

بر نابينا و افراد لنگ و بيمار گناهى نيست (كه با شما هم غذا شوند)، و بر شما نيز گناهى نيست كه از خانه‏هاى خودتان [خانه‏هاى فرزندان يا همسرانتان كه خانه خود شما محسوب مى‏شود بدون اجازه خاصّى‏] غذا بخوريد و همچنين خانه‏هاى پدرانتان، يا خانه‏هاى مادرانتان، يا خانه‏هاى برادرانتان، يا خانه‏هاى خواهرانتان، يا خانه‏هاى عموهايتان، يا خانه‏هاى عمّه‏هايتان، يا خانه‏هاى داييهايتان، يا خانه‏هاى خاله‏هايتان، يا خانه‏اى كه كليدش در اختيار شماست، يا خانه‏هاى دوستانتان، بر شما گناهى نيست كه بطور دسته‏جمعى يا جداگانه غذا بخوريد و هنگامى كه داخل خانه‏اى شديد، بر خويشتن سلام كنيد، سلام و تحيّتى از سوى خداوند، سلامى پربركت و پاكيزه! اين گونه خداوند آيات را براى شما روشن مى‏كند، باشد كه بينديشيد! (61)


إِنَّمَا المُؤْمِنُون‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ إِذَا كَانُوا مَعَه‌ُ عَلَي‌ أَمْرٍ جَامِع‌ٍ لَم‌ْ يَذْهَبُوا حَتَّي‌ يَسْتَأْذِنُوه‌ُ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَسْتَأْذِنُونَك‌َ أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوك‌َ لِبَعْض‌ِ شَأْنِهِم‌ْ فَأْذَنْ‌ لِمَنْ‌ شِئْت‌َ مِنْهُم‌ْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُم‌ُ الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نور: 62)

مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند و هنگامى كه در كار مهمّى با او باشند، بى‏اجازه او جايى نمى‏روند كسانى كه از تو اجازه مى‏گيرند، براستى به خدا و پيامبرش ايمان آورده‏اند! در اين صورت، هر گاه براى بعضى كارهاى مهمّ خود از تو اجازه بخواهند، به هر يك از آنان كه مى‏خواهى (و صلاح مى‏بينى) اجازه ده، و برايشان از خدا آمرزش بخواه كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (62)


لاَ تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُول‌ِ بَيْنَكُم‌ْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ‌ بَعْضَاً قَدْ يَعْلَم‌ُ الله‌ُ الَّذِين‌َ يَتَسَلَّلُون‌َ مِنْكُم‌ْ لِوَاذَاً فَلْيَحْذَرِ الَّذِين‌َ يُخَالِفُون‌َ عَن‌ْ أَمْرِه‌ِ أَنْ تُصِيبَهُم‌ْ فِتْنَة‌ٌ أَوْ يُصِيبَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (نور: 63)

صدا كردن پيامبر را در ميان خود، مانند صدا كردن يكديگر قرار ندهى خداوند كسانى از شما را كه پشت سر ديگران پنهان مى‏شوند، و يكى پس از ديگرى فرار مى‏كنند مى‏داند! پس آنان كه فرمان او را مخالفت مى‏كنند، بايد بترسند از اينكه فتنه‏اى دامنشان را بگيرد، يا عذابى دردناك به آنها برسد! (63)


أَلاَ إِن‌َّ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ قَدْ يَعْلَم‌ُ مَا أَنْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ وَ يَوْم‌َ يُرْجَعُون‌َ إِلَيْه‌ِ فَيُنَبِّئُهُم‌ْ بِمَا عَمِلُوا وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (نور: 64)

آگاه باشيد كه براى خداست آنچه در آسمانها و زمين است او مى‏داند آنچه را كه شما بر آن هستيد، و (مى‏داند) روزى را كه بسوى او بازمى‏گردند و (در آن روز) آنها را از اعمالى كه انجام دادند آگاه مى‏سازد و خداوند به هر چيزى داناست! (64)


تَبَارَك‌َ الَّذِي‌ نَزَّل‌َ الْفُرْقَان‌َ عَلَي‌ عَبْدِه‌ِ لِيَكُون‌َ لِلْعَالَمِين‌َ نَذِيرَاً (فرقان: 1)

زوال ناپذير و پر بركت است كسى كه قرآن را بر بنده‏اش نازل كرد تا بيم‏دهنده جهانيان باشد. (1)


الَّذِي‌ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ لَم‌ْ يَتَّخِذْ وَلَدَاً وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَه‌ُ شَرِيك‌ٌ فِي‌ الْمُلْك‌ِ وَ خَلَق‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ فَقَدَّرَه‌ُ تَقْدِيرَاً (فرقان: 2)

خداوندى كه حكومت آسمانها و زمين از آن اوست، و فرزندى براى خود انتخاب نكرد، و همتايى در حكومت و مالكيّت ندارد، و همه چيز را آفريد، و به دقّت اندازه‏گيرى نمود! (2)


وَاتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً لاَ يَخْلُقُون‌َ شَيْءً وَ هُم‌ْ يُخْلَقُون‌َ وَ لاَ يَمْلِكُون‌َ لِأَنْفُسِهِم‌ْ ضَرَّاً وَ لاَ نَفْعَاً وَ لاَ يَمْلِكُون‌َ مَوْتَاً وَ لاَ حَيَاة‌ً وَ لاَ نُشُورَاً (فرقان: 3)

آنان غير از خداوند معبودانى براى خود برگزيدند معبودانى كه چيزى را نمى‏آفرينند، بلكه خودشان مخلوقند، و مالك زيان و سود خويش نيستند، و نه مالك مرگ و حيات و رستاخيز خويشند. (3)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ إِفْك‌ٌ افْتَرَاه‌ُ وَ أَعَانَه‌ُ عَلَيْه‌ِ قَوْم‌ٌ آخَرُون‌َ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمَاً وَ زُورَاً (فرقان: 4)

و كافران گفتند: «اين فقط دروغى است كه او ساخته، و گروهى ديگر او را بر اين كار يارى داده‏اند.» آنها (با اين سخن،) ظلم و دروغ بزرگى را مرتكب شدند. (4)


وَ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ اكْتَتَبَهَا فَهِي‌َ تُمْلَي‌ عَلَيْه‌ِ بُكْرَة‌ً وَ أَصِيلاً (فرقان: 5)

و گفتند: «اين همان افسانه‏هاى پيشينيان است كه وى آن را رونويس كرده، و هر صبح و شام بر او املا مى‏شود.» (5)


قُل‌ْ أَنْزَلَه‌ُ الَّذِي‌ يَعْلَم‌ُ السِّرَّ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ غَفُورَاً رَحِيمَاً (فرقان: 6)

بگو: «كسى آن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مى‏داند او (هميشه) آمرزنده و مهربان بوده است!» (6)


وَ قَالُوا مَا ل‌ِ هَذَا الرَّسُول‌ِ يَأْكُل‌ُ الطَّعَام‌َ وَ يَمْشِي‌ فِي‌ الْأَسْوَاق‌ِ لَوْلاَ أُنْزِل‌َ إِلَيْه‌ِ مَلَك‌ٌ فَيَكُون‌َ مَعَه‌ُ نَذِيرَاً (فرقان: 7)

و گفتند: «چرا اين پيامبر غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود؟! (نه سنّت فرشتگان را دارد و نه روش شاهان را!) چرا فرشته‏اى بر او نازل نشده كه همراه وى مردم را انذار كند (و گواه صدق دعوى او باشد)؟! (7)


أَوْ يُلْقَي‌ إِلَيْه‌ِ كَنْزٌ أَوْ تَكُون‌ُ لَه‌ُ جَنَّة‌ٌ يَأْكُل‌ُ مِنْهَا وَ قَال‌َ الظَّالِمُون‌َ إِنْ‌ تَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ رَجُلاً مَسْحُورَاً (فرقان: 8)

يا گنجى (از آسمان) براى او فرستاده شود، يا باغى داشته باشد كه از (ميوه) آن بخورد (و امرار معاش كند)؟!» و ستمگران گفتند: «شما تنها از مردى مجنون پيروى مى‏كنيد!» (8)


فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ‌ بِمَا تَقُولُون‌َ فَمَا تَسْتَطِيعُون‌َ صَرْفَاً وَ لاَ نَصْرَاً وَ مَنْ‌ يَظْلِمْ‌ مِنْكُم‌ْ نُذِقْه‌ُ عَذَابَاً كَبِيرَاً (فرقان: 19)

(خداوند به آنان مى‏گويد: ببينيد) اين معبودان، شما را در آنچه مى‏گوييد تكذيب كردند! اكنون نمى‏توانيد عذاب الهى را برطرف بسازيد، يا از كسى يارى بطلبيد! و هر كس از شما ستم كند، عذاب شديدى به او مى‏چشانيم! (19)


وَ قَدِمْنَا إِلَي‌ مَا عَمِلُوا مِن‌ْ عَمَل‌ٍ فَجَعَلْنَاه‌ُ هَبَاءً مَنْثُورَاً (فرقان: 23)

و ما به سراغ اعمالى كه انجام داده‏اند مى‏رويم، و همه را همچون ذرّات غبار پراكنده در هوا قرار مى‏دهيم! (23)


وَ يَوْم‌َ يَعَض‌ُّ الظَّالِم‌ُ عَلَي‌ يَدَيْه‌ِ يَقُول‌ُ يَا لَيْتَنِي‌ اتَّخَذْت‌ُ مَع‌َ الرَّسُول‌ِ سَبِيلاً (فرقان: 27)

و (به خاطر آور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان مى‏گزد و مى‏گويد: «اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم! (27)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ نُزِّل‌َ عَلَيْه‌ِ الْقُرْآن‌ُ جُمْلَة‌ً وَاحِدَة‌ً كَذَلِك‌َ لِنُثَبِّت‌َ بِه‌ِ فُؤَادَك‌َ وَ رَتَّلْنَاه‌ُ تَرْتِيلاً (فرقان: 32)

و كافران گفتند: «چرا قرآن يك جا بر او نازل نمى‏شود؟!» اين بخاطر آن است كه قلب تو را بوسيله آن محكم داريم، و (از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم. (32)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ وَ جَعَلْنَا مَعَه‌ُ أَخَاه‌ُ هَارُون‌َ وَزِيرَاً (فرقان: 35)

و ما به موسى كتاب (آسمانى) داديم و برادرش هارون را ياور او قرار داديم (35)


وَ كُلاًّ ضَرَبْنَا لَه‌ُ الْأَمْثَال‌َ وَ كُلاًّ تَبَّرْنَا تَتْبِيرَاً (فرقان: 39)

و براى هر يك از آنها مثلها زديم و (چون سودى نداد،) همگى را نابود كرديم! (39)


أَرَأَيْت‌َ مَن‌ِ اتَّخَذَ إِلَهَه‌ُ هَوَاه‌ُ أَفَأَنْت‌َ تَكُون‌ُ عَلَيْه‌ِ وَكِيلاً (فرقان: 43)

آيا ديدى كسى را كه هواى نفسش را معبود خود برگزيده است؟! آيا تو مى‏توانى او را هدايت كنى (يا به دفاع از او برخيزى)؟! (43)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ رَبِّك‌َ كَيْف‌َ مَدَّ الظِّل‌َّ وَ لَوْ شَاءَ لَجَعَلَه‌ُ سَاكِنَاً ثُم‌َّ جَعَلْنَا الشَّمْس‌َ عَلَيْه‌ِ دَلِيلاً (فرقان: 45)

آيا نديدى چگونه پروردگارت سايه را گسترده ساخت؟! و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد سپس خورشيد را بر وجود آن دليل قرار داديم! (45)


ثُم‌َّ قَبَضْنَاه‌ُ إِلَيْنَا قَبْضَاً يَسِيرَاً (فرقان: 46)

سپس آن را آهسته جمع مى‏كنيم (و نظام سايه و آفتاب را حاكم مى‏سازيم)! (46)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَرْسَل‌َ الرِّيَاح‌َ بُشْرَاً بَيْن‌َ يَدَي‌ْ رَحْمَتِه‌ِ وَ أَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورَاً (فرقان: 48)

او كسى است كه بادها را بشارتگرانى پيش از رحمتش فرستاد، و از آسمان آبى پاك‏كننده نازل كرديم ... (48)


لِنُحْيِي‌َ بِه‌ِ بَلْدَة‌ً مَيْتَاً وَ نُسْقِيَه‌ُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامَاً وَ أَنَاسِي‌َّ كَثِيرَاً (فرقان: 49)

تا بوسيله آن، سرزمين مرده‏اى را زنده كنيم و آن را به مخلوقاتى كه آفريده‏ايم- چهارپايان و انسانهاى بسيار- مى‏نوشانيم. (49)


وَ لَقَدْ صَرَّفْنَاه‌ُ بَيْنَهُم‌ْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَي‌ أَكْثَرُ النَّاس‌ِ إِلاَّ كُفُورَاً (فرقان: 50)

ما اين آيات را بصورتهاى گوناگون براى آنان بيان كرديم تا متذكّر شوند، ولى بيشتر مردم از هر كارى جز انكار و كفر ابا دارند. (50)


فَلاَ تُطِع‌ِ الْكَافِرِين‌َ وَ جَاهِدْهُمْ‌ بِه‌ِ جِهَادَاً كَبِيرَاً (فرقان: 52)

بنا بر اين از كافران اطاعت مكن، و بوسيله آن [قرآن‏] با آنان جهاد بزرگى بنما! (52)


وَ هُوَ الَّذِي‌ خَلَق‌َ مِن‌َ الْمَاءِ بَشَرَاً فَجَعَلَه‌ُ نَسَبَاً وَ صِهْرَاً وَ كَان‌َ رَبُّك‌َ قَدِيرَاً (فرقان: 54)

او كسى است كه از آب، انسانى را آفريد سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد) و پروردگار تو همواره توانا بوده است. (54)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ لاَ يَضُرُّهُم‌ْ وَ كَان‌َ الْكَافِرُ عَلَي‌ رَبِّه‌ِ ظَهِيرَاً (فرقان: 55)

آنان جز خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان سودى مى‏رساند و نه زيانى و كافران هميشه در برابر پروردگارشان (در طريق كفر) پشتيبان يكديگرند. (55)


قُل‌ْ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ‌ شَاءَ أَنْ‌ يَتَّخِذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ سَبِيلاً (فرقان: 57)

بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)» (57)


وَ تَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الْحَي‌ِّ الَّذِي‌ لاَ يَمُوت‌ُ وَ سَبِّح‌ْ بِحَمْدِه‌ِ وَ كَفَي‌ بِه‌ِ بِذُنُوب‌ِ عِبَادِه‌ِ خَبِيرَاً (فرقان: 58)

و توكّل كن بر آن زنده‏اى كه هرگز نمى‏ميرد و تسبيح و حمد او را بجا آور و همين بس كه او از گناهان بندگانش آگاه است! (58)


الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ الرَّحْمَن‌ُ فَاسْأَل‌ْ بِه‌ِ خَبِيرَاً (فرقان: 59)

همان (خدايى) كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو وجود دارد، در شش روز [شش دوران‏] آفريد سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت، او خداوند) رحمان است از او بخواه كه از همه چيز آگاه است! (59)


يُضَاعَف‌ْ لَه‌ُ الْعَذَاب‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ يَخْلُدْ فِيه‌ِ مُهَانَاً (فرقان: 69)

عذاب او در قيامت مضاعف مى‏گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند! (69)


وَ مَنْ‌ تَاب‌َ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَإِنَّه‌ُ يَتُوب‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ مَتَابَاً (فرقان: 71)

و كسى كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، بسوى خدا بازگشت مى‏كند (و پاداش خود را از او مى‏گيرد.) (71)


وَ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرٍ مِن‌َ الرَّحْمَن‌ِ مُحْدَث‌ٍ إِلاَّ كَانُوا عَنْه‌ُ مُعْرِضين‌َ (شعراء: 5)

و هيچ ذكر تازه‏اى از سوى خداوند مهربان براى آنها نمى‏آيد مگر اينكه از آن روى‏گردان مى‏شوند! (5)


فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِم‌ْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (شعراء: 6)

آنان تكذيب كردند امّا بزودى اخبار (كيفر) آنچه را استهزا مى‏كردند به آنان مى‏رسد! (6)


قَال‌َ لِمَن‌ْ حَوْلَه‌ُ أَلاَ تَسْتَمِعُون‌َ (شعراء: 25)

(فرعون) به اطرافيانش گفت: «آيا نمى‏شنويد (اين مرد چه مى‏گويد)؟!» (25)


قَال‌َ فَأْت‌ِ بِه‌ِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (شعراء: 31)

گفت: «اگر راست مى‏گويى آن را بياور!» (31)


فَأَلْقَي‌ عَصَاه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ ثُعْبَان‌ٌ مُبِين‌ٌ (شعراء: 32)

در اين هنگام موسى عصاى خود را افكند، و ناگهان مار عظيم و آشكارى شد (32)


وَ نَزَع‌َ يَدَه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِين‌َ (شعراء: 33)

و دست خود را (در گريبان فرو برد و) بيرون آورد، و در برابر بينندگان سفيد و روشن بود. (33)


قَال‌َ لِلْمَلَإِ حَوْلَه‌ُ إِن‌َّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيم‌ٌ (شعراء: 34)

(فرعون) به گروهى كه اطراف او بودند گفت: «اين ساحر آگاه و ماهرى است! (34)


يُرِيدُ أَنْ‌ يُخْرِجَكُمْ‌ مِن‌ْ أَرْضِكُمْ‌ بِسِحْرِه‌ِ فَمَاذَا تَأْمُرُون‌َ (شعراء: 35)

او مى‏خواهد با سحرش شما را از سرزمينتان بيرون كند! شما چه نظر مى‏دهيد؟» (35)


قَالُوا أَرْجِه‌ْ وَ أَخَاه‌ُ وَابْعَث‌ْ فِي‌ الْمَدَائِن‌ِ حَاشِرِين‌َ (شعراء: 36)

گفتند: «او و برادرش را مهلت ده و مأموران را براى بسيج به تمام شهرها اعزام كن، (36)


فَأَلْقَي‌ مُوسَي‌ عَصَاه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ تَلْقَف‌ُ مَا يَأْفِكُون‌َ (شعراء: 45)

سپس موسى عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد! (45)


قَال‌َ آمَنْتُم‌ْ لَه‌ُ قَبْل‌َ أَن‌ْ آذَن‌َ لَكُم‌ْ إِنَّه‌ُ لَكَبِيرُكُم‌ُ الَّذِي‌ عَلَّمَكُم‌ُ السِّحْرَ فَلَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ لَأُقَطِّعَن‌َّ أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (شعراء: 49)

(فرعون) گفت: «آيا پيش از اينكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟! مسلّماً او بزرگ و استاد شماست كه به شما سحر آموخته (و اين يك توطئه است)! امّا بزودى خواهيد دانست! دستها و پاهاى شما را بعكس يكديگر قطع مى‏كنم، و همه شما را به دار مى‏آويزم!» (49)


وَ أَنْجَيْنَا مُوسَي‌ وَ مَنْ‌ مَعَه‌ُ أَجْمَعِين‌َ (شعراء: 65)

و موسى و تمام كسانى را كه با او بودند نجات داديم! (65)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ مَا تَعْبُدُون‌َ (شعراء: 70)

هنگامى كه به پدر و قومش گفت: «چه چيز را مى‏پرستيد؟!» (70)


وَاغْفِرْ لِأَبِي‌ إِنَّه‌ُ كَان‌َ مِن‌َ الضَّالِّين‌َ (شعراء: 86)

و پدرم [عمويم‏] را بيامرز، كه او از گمراهان بود! (86)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 109)

من براى اين دعوت، هيچ مزدى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (109)


فَأَنْجَيْنَاه‌ُ وَ مَنْ‌ مَعَه‌ُ فِي‌ الْفُلْك‌ِ الْمَشْحُون‌ِ (شعراء: 119)

ما، او و كسانى را كه با او بودند، در آن كشتى كه پر (از انسان و انواع حيوانات) بود، رهايى بخشيديم! (119)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 127)

من در برابر اين دعوت، هيچ اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است. (127)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَهْلَكْنَاهُم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً وَ مَا كَان‌َ أَكْثَرُهُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (شعراء: 139)

آنان هود را تكذيب كردند، ما هم نابودشان كرديم و در اين، آيت و نشانه‏اى است (براى آگاهان) ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند! (139)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 145)

من در برابر اين دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (145)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 164)

من در برابر اين دعوت، اجرى از شما نمى‏طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالميان است! (164)


فَنَجَّيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ أَجْمَعِين‌َ (شعراء: 170)

ما او و تمامى خاندانش را نجات داديم، (170)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمين‌َ (شعراء: 180)

من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (180)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَخَذَهُم‌ْ عَذَاب‌ُ يَوْم‌ِ الظُّلَّة‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (شعراء: 189)

سرانجام او را تكذيب كردند، و عذاب روز سايبان (سايبانى از ابر صاعقه‏خيز) آنها را فراگرفت يقيناً آن عذاب روز بزرگى بود! (189)


وَ إِنَّه‌ُ لَتَنْزِيل‌ُ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 192)

مسلّماً اين (قرآن) از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است! (192)


نَزَل‌َ بِه‌ِ الرُّوح‌ُ الْأَمِين‌ُ (شعراء: 193)

روح الامين آن را نازل كرده است ... (193)


وَ إِنَّه‌ُ لَفِي‌ زُبُرِ الْأَوَّلِين‌َ (شعراء: 196)

و توصيف آن در كتابهاى پيشينيان نيز آمده است! (196)


أَوَ لَم‌ْ يَكُن‌ لَهُم‌ْ آيَة‌ً أَنْ‌ يَعْلَمَه‌ُ عُلَمَاءُ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (شعراء: 197)

آيا همين نشانه براى آنها كافى نيست كه علماى بنى اسرائيل بخوبى از آن آگاهند؟! (197)


وَ لَوْ نَزَّلْنَاه‌ُ عَلَي‌ بَعْض‌ِ الْأَعْجَمِين‌َ (شعراء: 198)

هر گاه ما آن را بر بعضى از عجم [غير عرب‏] ها نازل مى‏كرديم ... (198)


فَقَرَأَه‌ُ عَلَيْهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ مُؤْمِنِين‌َ (شعراء: 199)

و او آن را بر ايشان مى‏خواند، به آن ايمان نمى‏آورند! (199)


كَذَلِك‌َ سَلَكْنَاه‌ُ فِي‌ قُلُوب‌ِ الْمُـجْرِمِين‌َ (شعراء: 200)

(آرى،) اين گونه (با بيانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى‏كنيم! (200)


لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ حَتَّي‌ يَرَوُا الْعَذَاب‌َ الْأَلِيم‌َ (شعراء: 201)

(امّا) به آن ايمان نمى‏آورند تا عذاب دردناك را با چشم خود ببينند! (201)


وَ مَا تَنَزَّلَت‌ْ بِه‌ِ الشَّيَاطِين‌ُ (شعراء: 210)

شياطين و جنيّان (هرگز) اين آيات را نازل نكردند! (210)


إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (شعراء: 220)

اوست خداى شنوا و دانا. (220)


إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِأَهِلِه‌ِ إِنِّي‌ آنَسْت‌ُ نَارَاً سَآتِيكُمْ‌ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ‌ بِشِهَاب‌ٍ قَبَس‌ٍ لَعَلَّكُم‌ْ تَصْطَلُون‌َ (نمل: 7)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه موسى به خانواده خود گفت: «من آتشى از دور ديدم (همين جا توقف كنيد) بزودى خبرى از آن براى شما مى‏آورم، يا شعله آتشى تا گرم شويد.» (7)


يَا مُوسَي‌ إِنَّه‌ُ أَنَا الله‌ُ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (نمل: 9)

اى موسى! من خداوند عزيز و حكيمم! (9)


وَ أَدْخِل‌ْ يَدَك‌َ فِي‌ جَيْبِك‌َ تَخْرُج‌ْ بَيْضَاءَ مِن‌ْ غَيْرِ سُوءٍ فِي‌ تِسْع‌ِ آيَات‌ٍ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ قَوْمِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (نمل: 12)

و دستت را در گريبانت داخل كن هنگامى كه خارج مى‏شود، سفيد و درخشنده است بى آنكه عيبى در آن باشد اين در زمره معجزات نه‏گانه‏اى است كه تو با آنها بسوى فرعون و قومش فرستاده مى‏شوى آنان قومى فاسق و طغيانگرند!» (12)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَ سُلَيْمَـان‌َ عِلْمَاً وَ قَالاَ الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ فَضَّلَنَا عَلَي‌ كَثِيرٍ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ (نمل: 15)

و ما به داوود و سليمان، دانشى عظيم داديم و آنان گفتند: «ستايش از آن خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد.» (15)


وَ حُشِرَ لِسُلَيْمَـان‌َ جُنُودُه‌ُ مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ وَالطَّيْرِ فَهُم‌ْ يُوزَعُون‌َ (نمل: 17)

لشكريان سليمان، از جنّ و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند آن قدر زياد بودند كه بايد توقّف مى‏كردند تا به هم ملحق شوند! (17)


حَتَّي‌ إِذَا أَتَوْا عَلَي‌ وَادِ الَّنمْل‌ِ قَالَت‌ْ نَمْلَة‌ٌ يَا أَيُّهَا النَّـمْل‌ُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُم‌ْ لاَ يَحْطِمَنَّكُم‌ْ سُلَيْمَـان‌ُ وَ جُنُودُه‌ُ وَ هُم‌ْ لاَ يَشْعُرُون‌َ (نمل: 18)

(آنها حركت كردند) تا به سرزمين مورچگان رسيدند مورچه‏اى گفت: «به لانه‏هاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمى‏فهمند!» (18)


فَتَبَسَّم‌َ ضَاحِكَاً مِنْ‌ قَوْلِهَا وَ قَال‌َ رَب‌ِّ أَوْزِعْنِي‌ أَن‌ْ أَشْكُرَ نِعْمَتَك‌َ الَّتِي‌ أَنْعَمْت‌َ عَلَيَّ‌ وَ عَلَي‌ وَالِدَي‌َّ وَ أَن‌ْ أَعْمَل‌َ صَالِحَاً تَرْضَاه‌ُ وَ أَدْخِلْنِي‌ بِرَحْمَتِك‌َ فِي‌ عِبَادِك‌َ الصَّالِحِين‌َ (نمل: 19)

سليمان از سخن او تبسّمى كرد و خنديد و گفت: «پروردگارا! شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به من الهام كن، و توفيق ده تا عمل صالحى كه موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد كن!» (19)


لَأُعَذِّبَنَّه‌ُ عَذَابَاً شَدِيدَاً أَوْ لَأََذبَحَنَّه‌ُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي‌ بِسُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (نمل: 21)

قطعاً او را كيفر شديدى خواهم داد، يا او را ذبح مى‏كنم، يا بايد دليل روشنى (براى غيبتش) براى من بياورد! (21)


فَمَكَث‌َ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَال‌َ أَحَطْت‌ُ بِمَا لَم‌ْ تُحِط‌ْ بِه‌ِ وَ جِئْتُك‌َ مِنْ‌ سَبَاءٍ بِنَبَإٍ يَقِين‌ٍ (نمل: 22)

چندان درنگ نكرد (كه هدهد آمد و) گفت: «من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى من از سرزمين «سبا» يك خبر قطعى براى تو آورده‏ام! (22)


اذْهَبْ‌ بِكِتَابِي‌ هَذَا فَأَلْقِه‌ْ إِلَيْهِم‌ْ ثُم‌َّ تَوَل‌َّ عَنْهُم‌ْ فَانْظُرْ مَاذَا يَرْجِعُون‌َ (نمل: 28)

اين نامه مرا ببر و بر آنان بيفكن سپس برگرد (و در گوشه‏اى توقّف كن) ببين آنها چه عكس العملى نشان مى‏دهند! (28)


إِنَّه‌ُ مِنْ‌ سُلَيْمَـان‌َ وَ إِنَّه‌ُ بِسْم‌ِ الله‌ِ الرَّحْمَن‌ِ الرَّحِيم‌ِ (نمل: 30)

اين نامه از سليمان است، و چنين مى‏باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان (30)


قَال‌َ عِفْرِيت‌ٌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ أَنَا آتِيك‌َ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ تَقُوم‌َ مِنْ‌ مَقَامِك‌َ وَ إِنِّي‌ عَلَيْه‌ِ لَقَوِي‌ٌّ أَمِين‌ٌ (نمل: 39)

عفريتى از جنّ گفت: «من آن را نزد تو مى‏آورم پيش از آنكه از مجلست برخيزى و من نسبت به اين امر، توانا و امينم!» (39)


قَال‌َ الَّذِي‌ عِنْدَه‌ُ عِلْم‌ٌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ أَنَا آتِيك‌َ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ يَرْتَدَّ إِلَيْك‌َ طَرْفُك‌َ فَلَمَّا رَآه‌ُ مُسْتَقِرَّاً عِنْدَه‌ُ قَال‌َ هَذَا مِنْ‌ فَضْل‌ِ رَبِّي‌ لِيَبْلُوَنِي‌ أَأَشْكُرُ أَمْ‌ أَكْفُرُ وَ مَنْ‌ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَإِن‌َّ رَبِّي‌ غَنِي‌ٌّ كَرِيم‌ٌ (نمل: 40)

(امّا) كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: «پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامى كه (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مى‏آورم يا كفران مى‏كنم؟! و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مى‏كند و هر كس كفران نمايد (بزيان خويش نموده است، كه) پروردگار من، غنىّ و كريم است!» (40)


فَلَمَّا جَاءَت‌ْ قِيل‌َ أَهَكَذَا عَرْشُك‌ِ قَالَت‌ْ كَأَنَّه‌ُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْم‌َ مِنْ‌ قَبْلِهَا وَ كُنَّا مُسْلِمِين‌َ (نمل: 42)

هنگامى كه آمد، به او گفته شد: «آيا تخت تو اين گونه است؟» گفت: گويا خود آن است! و ما پيش از اين هم آگاه بوديم و اسلام آورده بوديم!» (42)


قِيل‌َ لَهَا ادْخُلِي‌ الصَّرْح‌َ فَلَمَّا رَأَتْه‌ُ حَسِبَتْه‌ُ لُجَّة‌ً وَ كَشَفَت‌ْ عَنْ‌ سَاقَيْهَا قَال‌َ إِنَّه‌ُ صَرْح‌ٌ مُمَرَّدٌ مِنْ‌ قَوَارِيرَ قَالَت‌ْ رَب‌ِّ إِنِّي‌ ظَلَمْت‌ُ نَفْسِي‌ وَ أَسْلَمْت‌ُ مَع‌َ سُلَيْمَـان‌َ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (نمل: 44)

به او گفته شد: «داخل حياط (قصر) شو!» هنگامى كه نظر به آن افكند، پنداشت نهر آبى است و ساق پاهاى خود را برهنه كرد (تا از آب بگذرد امّا سليمان) گفت: « (اين آب نيست،) بلكه قصرى است از بلور صاف!» (ملكه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم كردم و (اينك) با سليمان براى خداوندى كه پروردگار عالميان است اسلام آوردم!» (44)


قَالُوا تَقَاسَمُوا بِالله‌ِ لَنُبَيِّتَنَّه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ ثُم‌َّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّه‌ِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِك‌َ أَهْلِه‌ِ وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (نمل: 49)

آنها گفتند: «بياييد قسم ياد كنيد به خدا كه بر او [صالح‏] و خانواده اش شبيخون مى زنيم (و آنها را به قتل مى‏رسانيم) سپس به ولىّ دم او مى‏گوييم: ما هرگز از هلاكت خانواده او خبر نداشتيم و در اين گفتار خود صادق هستيم!» (49)


وَ لُوطَاً إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ أَتَأْتُون‌َ الْفَاحِشَة‌َ وَ أَنْتُم‌ْ تُبْصِرُون‌َ (نمل: 54)

و لوط را (به ياد آور) هنگامى كه به قومش گفت: «آيا شما به سراغ كار بسيار زشتى مى‏رويد در حالى كه (نتايج شوم آن را) مى‏بينيد؟! (54)


فَمَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آل‌َ لُوط‌ٍ مِنْ‌ قَرْيَتِكُم‌ْ إِنَّهُم‌ْ أُنَاس‌ٌ يَتَطَهَّرُون‌َ (نمل: 56)

آنها پاسخى جز اين نداشتند كه (به يكديگر) گفتند: «خاندان لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه اينها افرادى پاكدامن هستند!» (56)


فَأنْجَيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ قَدَّرْنَاهَا مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (نمل: 57)

ما او و خانواده‏اش را نجات داديم، بجز همسرش كه مقدّر كرديم جزء باقى‏ماندگان (در آن شهر) باشد! (57)


قُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ وَ سَلاَم‌ٌ عَلَي‌ عِبَادِه‌ِ الَّذِين‌َ اصْطَفَي‌ آلله‌ُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُون‌َ (نمل: 59)

بگو: «حمد مخصوص خداست و سلام بر بندگان برگزيده‏اش!» آيا خداوند بهتر است يا بتهايى كه همتاى او قرار مى‏دهند؟! (59)


أَمَّن‌ْ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ أَنْزَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِه‌ِ حَدَائِق‌َ ذَات‌َ بَهْجَة‌ٍ مَا كَان‌َ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَه‌ٌ مَع‌َ الله‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ قَوْم‌ٌ يَعْدِلُون‌َ (نمل: 60)

(آيا بتهايى كه معبود شما هستند بهترند) يا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده؟! و براى شما از آسمان، آبى فرستاد كه با آن، باغهايى زيبا و سرورانگيز رويانديم شما هرگز قدرت نداشتيد درختان آن را برويانيد! آيا معبود ديگرى با خداست؟! نه، بلكه آنها گروهى هستند كه (از روى نادانى، مخلوقات را) همطراز (پروردگارشان) قرار مى‏دهند! (60)


أَمَّنْ‌ يُجِيب‌ُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاه‌ُ وَ يَكْشِف‌ُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُم‌ْ خُلَفَاءَ الْأَرْض‌ِ أَإِلَه‌ٌ مَع‌َ الله‌ِ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُون‌َ (نمل: 62)

يا كسى كه دعاى مضطرّ را اجابت مى‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏سازد، و شما را خلفاى زمين قرار مى‏دهد آيا معبودى با خداست؟! كمتر متذكّر مى‏شويد! (62)


أَمَّنْ‌ يَهْدِيكُم‌ْ فِي‌ ظُلُمَات‌ِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ مَنْ‌ يُرْسِل‌ُ الرِّيَاح‌َ بُشْرَاً بَيْن‌َ يَدَي‌ْ رَحْمَتِه‌ِ أَإِلَه‌ٌ مَع‌َ الله‌ِ تَعَالَي‌ الله‌ُ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (نمل: 63)

يا كسى كه شما را در تاريكيهاى صحرا و دريا هدايت مى‏كند، و كسى كه بادها را بعنوان بشارت پيش از نزول رحمتش مى‏فرستد آيا معبودى با خداست؟! خداوند برتر است از آنچه براى او شريك قرار مى‏دهند! (63)


أَمَّنْ‌ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ وَ مَنْ‌ يَرْزُقُكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ أَإِلَه‌ٌ مَّع‌َ الله‌ِ قُل‌ْ هَاتُوا بُرْهَانَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (نمل: 64)

يا كسى كه آفرينش را آغاز كرد، سپس آن را تجديد مى‏كند، و كسى كه شما را از آسمان و زمين روزى مى‏دهد آيا معبودى با خداست؟! بگو: «دليلتان را بياوريد اگر راست مى‏گوييد!» (64)


إِن‌َّ هَذَا الْقُرْآن‌َ يَقُص‌ُّ عَلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَكْثَرَ الَّذِي‌ هُم‌ْ فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (نمل: 76)

اين قرآن اكثر چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن اختلاف دارند براى آنان بيان مى‏كند (76)


وَ إِنَّه‌ُ لَهُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (نمل: 77)

و مايه هدايت و رحمت براى مؤمنان است! (77)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَقْضي‌ بَيْنَهُمْ‌ بِحُكْمِه‌ِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيم‌ُ (نمل: 78)

پروردگار تو ميان آنها در قيامت به حكم خود داورى مى‏كند و اوست قادر دانا. (78)


أَلَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْل‌َ لِيَسْكُنُوا فِيه‌ِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (نمل: 86)

يا نديدند كه ما شب را براى آرامش آنها قرار داديم و روز را روشنى‏بخش؟! در اين امور نشانه‏هاى روشنى است براى كسانى كه ايمان مى‏آورند (و آماده قبول حقند). (86)


وَ يَوْم‌َ يُنْفَخ‌ُ فِي‌ الصُّورِ فَفَزِع‌َ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِلاَّ مَنْ‌ شاءَ الله‌ُ وَ كُل‌ٌّ أَتَوْه‌ُ دَاخِرِين‌َ (نمل: 87)

و (به خاطر آوريد) روزى را كه در «صور» دميده مى‏شود، و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند در وحشت فرو مى‏روند، جز كسانى كه خدا خواسته و همگى با خضوع در پيشگاه او حاضر مى‏شوند! (87)


وَ تَرَي‌ الْجِبَال‌َ تَحْسَبُهَا جَامِدَة‌ً وَ هِي‌َ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب‌ِ صُنْع‌َ الله‌ِ الَّذِي‌ أَتْقَن‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ إِنَّه‌ُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُون‌َ (نمل: 88)

كوه‏ها را مى‏بينى، و آنها را ساكن و جامد مى‏پندارى، در حالى كه مانند ابر در حركتند اين صنع و آفرينش خداوندى است كه همه چيز را متقن آفريده او از كارهايى كه شما انجام مى‏دهيد مسلّماً آگاه است! (88)


مَن‌ْ جَاءَ بِالْحَسَنَة‌ِ فَلَه‌ُ خَيْرٌ مِنْهَا وَ هُمْ‌ مِنْ‌ فَزَع‌ٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُون‌َ (نمل: 89)

كسانى كه كار نيكى انجام دهند پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امانند! (89)


إِنَّمَا أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ رَب‌َّ هَذِه‌ِ الْبَلْدَة‌ِ الَّذِي‌ حَرَّمَهَا وَ لَه‌ُ كُل‌ُّ شَي‌ْءٍ وَ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (نمل: 91)

(بگو:) من مأمورم پروردگار اين شهر (مقدّس مكّه) را عبادت كنم، همان كسى كه اين شهر را حرمت بخشيده در حالى كه همه چيز از آن اوست! و من مأمورم كه از مسلمين باشم (91)


وَ أَن‌ْ أَتْلُوَ الْقُرْآن‌َ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَقُل‌ْ إِنَّمَا أَنَا مِن‌َ الْمُنْذِرِين‌َ (نمل: 92)

و اينكه قرآن را تلاوت كنم! هر كس هدايت شود بسود خود هدايت شده و هر كس گمراه گردد (زيانش متوجّه خود اوست) بگو: «من فقط از انذاركنندگانم!» (92)


وَ قُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ سَيُرِيكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ فَتَعْرِفُونَهَا وَ مَا رَبُّك‌َ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (نمل: 93)

بگو: «حمد و ستايش مخصوص ذات خداست بزودى آياتش را به شما نشان مى‏دهد تا آن را بشناسيد و پروردگار تو از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست! (93)


إِن‌َّ فِرْعَوْن‌َ عَلاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ جَعَل‌َ أَهْلَهَا شِيَعَاً يَسْتَضْعِف‌ُ طَائِفَة‌ً مِنْهُم‌ْ يُذبِّح‌ُ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ يَسْتَحْيي‌ نِسَاءَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ مِن‌َ الْمُفْسِدِين‌َ (قصص: 4)

فرعون در زمين برترى‏جويى كرد، و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسيم نمود گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏كشاند، پسرانشان را سر مى‏بريد و زنانشان را (براى كنيزى و خدمت) زنده نگه مى‏داشت او به يقين از مفسدان بود! (4)


وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ أُم‌ِّ مُوسَي‌ أَن‌ْ أَرْضِعِيه‌ِ فَإِذَا خِفْت‌ِ عَلَيْه‌ِ فَأَلْقِيه‌ِ فِي‌ الْيَم‌ِّ وَ لاَ تَخَافِي‌ وَ لاَ تَحْزَنِي‌ إِنَّا رَادُّوه‌ُ إِلَيْك‌ِ وَ جَاعِلُوه‌ُ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (قصص: 7)

ما به مادر موسى الهام كرديم كه: «او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو بازمى‏گردانيم، و او را از رسولان قرار مى‏دهيم!» (7)


فَالْتَقَطَه‌ُ آل‌ُ فِرْعَوْن‌َ لِيَكُون‌َ لَهُم‌ْ عَدُوَّاً وَ حَزَنَاً إِن‌َّ فِرْعَوْن‌َ وَ هَامَان‌َ وَ جُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِين‌َ (قصص: 8)

(هنگامى كه مادر بفرمان خدا او را به دريا افكند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مايه اندوهشان گردد! مسلّماً فرعون و هامان و لشكريانشان خطاكار بودند. (8)


وَ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ فِرْعَوْن‌َ قُرَّت‌ُ عَيْن‌ٍ لِي‌ وَ لَك‌َ لاَ تَقْتُلُوه‌ُ عَسَي‌ أَنْ‌ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَه‌ُ وَلَدَاً وَ هُم‌ْ لاَ يَشْعُرُون‌َ (قصص: 9)

همسر فرعون (چون ديد آنها قصد كشتن كودك را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نكشيد شايد براى ما مفيد باشد، يا او را بعنوان پسر خود برگزينيم!» و آنها نمى‏فهميدند (كه دشمن اصلى خود را در آغوش خويش مى‏پرورانند)! (9)


وَ أَصْبَح‌َ فُؤَادُ أُم‌ِّ مُوسَي‌ فَارِغَاً إِنْ‌ كَادَت‌ْ لَتُبْدِي‌ بِه‌ِ لَوْلاَ أَنْ‌ رَبَطْنَا عَلَي‌ قَلْبِهَا لِتَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (قصص: 10)

(سرانجام) قلب مادر موسى از همه چيز (جز ياد فرزندش) تهى گشت و اگر دل او را (بوسيله ايمان و اميد) محكم نكرده بوديم، نزديك بود مطلب را افشا كند! (10)


وَ قَالَت‌ْ لِأُخْتِه‌ِ قُصِّيه‌ِ فَبَصُرَت‌ْ بِه‌ِ عَنْ‌ جُنُب‌ٍ وَ هُم‌ْ لاَ يَشْعُرُون‌َ (قصص: 11)

و (مادر موسى) به خواهر او گفت: «وضع حال او را پيگيرى كن!» او نيز از دور ماجرا را مشاهده كرد در حالى كه آنان بى‏خبر بودند. (11)


وَ حَرَّمْنَا عَلَيْه‌ِ الْمَرَاضِع‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَقَالَت‌ْ هَل‌ْ أَدُلُّكُم‌ْ عَلَي‌ أَهْل‌ِ بَيْت‌ٍ يَكْفُلُونَه‌ُ لَكُم‌ْ وَ هُم‌ْ لَه‌ُ نَاصِحُون‌َ (قصص: 12)

ما همه زنان شيرده را از پيش بر او حرام كرديم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد) و خواهرش (كه بيتابى مأموران را براى پيدا كردن دايه مشاهده كرد) گفت: «آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!» (12)


فَرَدَدْنَاه‌ُ إِلَي‌ أُمِّه‌ِ كَي‌ْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَ لاَ تَحْزَن‌َ وَ لِتَعْلَم‌َ أَن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (قصص: 13)

ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نباشد و بداند كه وعده الهى حق است ولى بيشتر آنان نمى‏دانند! (13)


وَ لَمَّا بَلَغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَاسْتَوَي‌ آتَيْنَاه‌ُ حُكْمَاً وَ عِلْمَاً وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (قصص: 14)

و هنگامى كه (موسى) نيرومند و كامل شد، حكمت و دانش به او داديم و اين گونه نيكوكاران را جزا مى‏دهيم! (14)


وَ دَخَل‌َ الْمَدِينَة‌َ عَلَي‌ حِين‌ِ غَفْلَة‌ٍ مِن‌ْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْن‌ِ يَقْتَتِلاَن‌ِ هَذَا مِنْ‌ شِيعَتِه‌ِ وَ هَذَا مِن‌ْ عَدُوِّه‌ِ فَاسْتَغَاثَه‌ُ الَّذِي‌ مِنْ‌ شِيعَتِه‌ِ عَلَي‌ الَّذِي‌ مِن‌ْ عَدُوِّهِ‌ فَوَكَزَه‌ُ مُوسَي‌ فَقَضَي‌ عَلَيْه‌ِ قَال‌َ هَذَا مِن‌ْ عَمَل‌ِ الشَّيْطَان‌ِ إِنَّه‌ُ عَدُوٌّ مُضِل‌ٌ مُبِين‌ٌ (قصص: 15)

او به هنگامى كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد ناگهان دو مرد را ديد كه به جنگ و نزاع مشغولند يكى از پيروان او بود (و از بنى اسرائيل)، و ديگرى از دشمنانش، آن كه از پيروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى كمك نمود موسى مشت محكمى بر سينه او زد و كار او را ساخت (و بر زمين افتاد و مرد) موسى گفت: «اين (نزاع شما) از عمل شيطان بود، كه او دشمن و گمراه‏كننده آشكارى است» (15)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ ظَلَمْت‌ُ نَفْسِي‌ فَاغْفِرْ لِي‌ فَغَفَرَ لَه‌ُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (قصص: 16)

(سپس) عرض كرد: «پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم مرا ببخش!» خداوند او را بخشيد، كه او غفور و رحيم است! (16)


فَأَصْبَح‌َ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ خَائِفَاً يَتَرَقَّب‌ُ فَإِذَا الَّذِي‌ اسْتَنْصَرَه‌ُ بِالْأَمْس‌ِ يَسْتَصْرِخُه‌ُ قَال‌َ لَه‌ُ مُوسَي‌ إِنَّك‌َ لَغَوِي‌ٌّ مُبِين‌ٌ (قصص: 18)

موسى در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏اى (و در جستجوى اخبار) ناگهان ديد همان كسى كه ديروز از او يارى طلبيده بود فرياد مى‏زند و از او كمك مى‏خواهد، موسى به او گفت: «تو آشكارا انسان (ماجراجو و) گمراهى هستى!» (18)


وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَن‌َ وَجَدَ عَلَيْه‌ِ أُمَّة‌ً مِن‌َ النَّاس‌ِ يَسْقُون‌َ وَ وَجَدَ مِنْ‌ دُونِهِم‌ُ امْرَأَتَيْن‌ِ تَذُودَان‌ِ قَال‌َ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لاَ نَسْقِي‌ حَتَّي‌ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَيْخ‌ٌ كَبِيرٌ (قصص: 23)

و هنگامى كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مى‏كنند و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نمى‏شوند موسى) به آن دو گفت: «كار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏دهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمى‏دهيم تا چوپانها همگى خارج شوند و پدر ما پير مرد كهنسالى است (و قادر بر اين كارها نيست.)!» (23)


فَجاءَتْه‌ُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي‌ عَلَي‌ اسْتِحْيَاءٍ قَالَت‌ْ إِن‌َّ أَبِي‌ يَدْعُوك‌َ لِيَجْزِيَك‌َ أَجْرَ مَا سَقَيْت‌َ لَنَا فَلَمَّا جَاءَه‌ُ وَ قَص‌َّ عَلَيْه‌ِ الْقَصَص‌َ قَال‌َ لاَ تَخَف‌ْ نَجَوْت‌َ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 25)

ناگهان يكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهايت حيا گام برمى‏داشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مى‏كند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را كه براى ما انجام دادى به تو بپردازد.» هنگامى كه موسى نزد او [شعيب‏] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات يافتى!» (25)


قَالَت‌ْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَت‌ِ اسْتَأْجِرْه‌ُ إِن‌َّ خَيْرَ مَن‌ِ اسْتَأْجَرْت‌َ الْقَوِي‌ُّ الْأَمِين‌ُ (قصص: 26)

يكى از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام كن، زيرا بهترين كسى را كه مى‏توانى استخدام كنى آن كسى است كه قوىّ و امين باشد (و او همين مرد است)!» (26)


فَلَمَّا قَضَي‌ مُوسَي‌ الْأَجَل‌َ وَ سَارَ بِأَهْلِه‌ِ آنَس‌َ مِنْ‌ جَانِب‌ِ الطُّورِ نَارَاً قَال‌َ لِأَهْلِه‌ِ امْكُثُوا إِنِّي‌ آنَسْت‌ُ نَارَاً لَعَلِّي‌آتِيكُمْ‌ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَة‌ٍ مِن‌َ النَّارِ لَعَلَّكُم‌ْ تَصْطَلُون‌َ (قصص: 29)

هنگامى كه موسى مدّت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد، از جانب طور آتشى ديد! به خانواده‏اش گفت: «درنگ كنيد كه من آتشى ديدم! (مى‏روم) شايد خبرى از آن براى شما بياورم، يا شعله‏اى از آتش تا با آن گرم شويد!» (29)


اسْلُك‌ْ يَدَك‌َ فِي‌ جَيْبِك‌َ تَخْرُج‌ْ بَيْضَاءَ مِن‌ْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُم‌ْ إِلَيْك‌َ جَنَاحَك‌َ مِن‌َ الرَّهْب‌ِ فَذَانِك‌َ بُرْهَانَانِ‌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (قصص: 32)

دستت را در گريبان خود فروبر، هنگامى كه خارج مى‏شود سفيد و درخشنده است بدون عيب و نقص و دستهايت را بر سينه‏ات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! اين دو [معجزه عصا و يد بيضا] برهان روشن از پروردگارت بسوى فرعون و اطرافيان اوست، كه آنان قوم فاسقى هستند!» (32)


وَ أَخِي‌ هَارُون‌ُ هُوَ أَفْصَح‌ُ مِنِّي‌ لِسَانَاً فَأَرْسِلْه‌ُ مَعِي‌َ رِدْءً يُصَدِّقُنِي‌ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ أَنْ‌ يُكَذِّبُون‌ِ (قصص: 34)

و برادرم هارون زبانش از من فصيحتر است او را همراه من بفرست تا ياور من باشد و مرا تصديق كند مى‏ترسم مرا تكذيب كنند!» (34)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ رَبِّي‌ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ جَاءَ بِالْهُدَي‌ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ وَ مَنْ‌ تَكُون‌ُ لَه‌ُ عَاقِبَة‌ُ الدَّارِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْظَّالِمُون‌َ (قصص: 37)

موسى گفت: «پروردگارم از حال كسانى كه هدايت را از نزد او آورده‏اند، و كسانى كه عاقبت نيك سرا (ى دنيا و آخرت) از آن آنهاست آگاهتر است! مسلّماً ظالمان رستگار نخواهند شد!» (37)


وَ قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْت‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرِي‌ فَأَوْقِدْ لِي‌ يَا هامَان‌ُ عَلَي‌ الطِّين‌ِ فَاجْعَلْ‌ لِي‌ صَرْحَاً لَعَلِّي‌ أَطَّلِع‌ُ إِلَي‌ إِلَه‌ِ مُوسَي‌ وَ إِنِّي‌ لَأََظُنُّه‌ُ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (قصص: 38)

فرعون گفت: «اى جمعيت اشراف! من خدايى جز خودم براى شما سراغ ندارم. (امّا براى تحقيق بيشتر،) اى هامان، برايم آتشى بر گل بيفروز (و آجرهاى محكم بساز)، و براى من برج بلندى ترتيب ده تا از خداى موسى خبر گيرم هر چند من گمان مى‏كنم او از دروغگويان است!» (38)


وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُم‌ْ إِلَيْنَا لاَ يُرْجَعُون‌َ (قصص: 39)

(سرانجام) فرعون و لشكريانش بدون حقّ در زمين استكبار كردند، و پنداشتند بسوى ما بازگردانده نمى‏شوند! (39)


فَأَخَذْنَاه‌ُ وَ جُنُودَه‌ُ فَنَبَذْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْيَم‌ِّ فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 40)

ما نيز او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم اكنون بنگر پايان كار ظالمان چگونه بود! (40)


قُل‌ْ فَأْتُوا بِكِتَاب‌ٍ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ هُوَ أَهْدَي‌ مِنْهُمَا أَتَّبِعْه‌ُ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (قصص: 49)

بگو: «اگر راست مى‏گوييد (كه تورات و قرآن از سوى خدا نيست)، كتابى هدايت‏بخش‏تر از اين دو از نزد خدا بياوريد، تا من از آن پيروى كنم!» (49)


فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَسْتَجِيبُوا لَك‌َ فَاعْلَم‌ْ أَنَّمَا يَتَّبِعُون‌َ أَهْوَاءَهُم‌ْ وَ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ِ اتَّبَع‌َ هَوَاه‌ُ بِغَيْرِ هُدَي‌ً مِن‌َ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 50)

اگر اين پيشنهاد تو را نپذيرند، بدان كه آنان تنها از هوسهاى خود پيروى مى‏كنند! و آيا گمراهتر از آن كس كه پيروى هواى نفس خويش كرده و هيچ هدايت الهى را نپذيرفته، كسى پيدا مى‏شود؟! مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند! (50)


الَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ هُمْ‌ بِه‌ِ يُؤْمِنُون‌َ (قصص: 52)

كسانى كه قبلًا كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم به آن [قرآن‏] ايمان مى‏آورند! (52)


وَ إِذَا يُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ قَالُوا آمَنَّا بِه‌ِ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مُسْلِمِين‌َ (قصص: 53)

و هنگامى كه بر آنان خوانده شود مى‏گويند: «به آن ايمان آورديم اينها همه حق است و از سوى پروردگار ماست ما پيش از اين هم مسلمان بوديم!» (53)


وَ إِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْه‌ُ وَ قَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَكُم‌ْ أَعْمَالُكُم‌ْ سَلاَم‌ٌ عَلَيْكُم‌ْ لاَ نَبْتَغِي‌ الْجَاهِلِين‌َ (قصص: 55)

و هر گاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مى‏گردانند و مى‏گويند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان سلام بر شما (سلام وداع) ما خواهان جاهلان نيستيم!» (55)


وَ قَالُوا إِنْ‌ نَتَّبِع‌ِ الْهُدَي‌ مَعَك‌َ نُتَخَطَّف‌ْ مِن‌ْ أَرْضِنَا أَوَ لَم‌ْ نُمَكِّنْ‌ لَهُم‌ْ حَرَمَاً آمِنَاً يُجْبَي‌ إِلَيْه‌ِ ثَمَرَات‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ رِزْقَاً مِنْ‌ لَدُنَّا وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (قصص: 57)

آنها گفتند: «ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم، ما را از سرزمينمان مى‏ربايند!» آيا ما حرم امنى در اختيار آنها قرار نداديم كه ثمرات هر چيزى (از هر شهر و ديارى) بسوى آن آورده مى‏شود؟! رزقى است از جانب ما ولى بيشتر آنان نمى‏دانند! (57)


أَفَمَنْ‌ وَعَدْنَاه‌ُ وَعْدَاً حَسَنَاً فَهُوَ لاَقِيه‌ِ كَمَنْ‌ مَتَّعْنَاه‌ُ مَتَاع‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا ثُم‌َّ هُوَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ مِن‌َ الْمُـحْضَرِين‌َ (قصص: 61)

آيا كسى كه به او وعده نيكو داده‏ايم و به آن خواهد رسيد، همانند كسى است كه متاع زندگى دنيا به او داده‏ايم سپس روز قيامت (براى حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟! (61)


وَ هُوَ الله‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ لَه‌ُ الْحَمْدُ فِي‌ الْأُولَي‌ وَالْآخِرَة‌ِ وَ لَه‌ُ الْحُكْم‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (قصص: 70)

و او خدايى است كه معبودى جز او نيست ستايش براى اوست در اين جهان و در جهان ديگر حاكميت (نيز) از آن اوست و همه شما به سوى او بازگردانده مى‏شويد! (70)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ جَعَل‌َ الله‌ُ عَلَيْكُم‌ُ النَّهَارَ سَرْمَدَاً إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ مَن‌ْ إِلَه‌ٌ غَيْرُ الله‌ِ يَأْتِيكُمْ‌ بِلَيْل‌ٍ تَسْكُنُون‌َ فِيه‌ِ أَفَلاَ تُبْصِرُون‌َ (قصص: 72)

بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند روز را تا قيامت بر شما جاودان كند، كدام معبود غير از خداست كه شبى براى شما بياورد تا در آن آرامش يابيد؟ آيا نمى‏بينيد؟!» (72)


وَ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (قصص: 73)

و از رحمت اوست كه براى شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براى بهره‏گيرى از فضل خدا تلاش كنيد، و شايد شكر نعمت او را بجا آوريد! (73)


إِن‌َّ قَارُون‌َ كَان‌َ مِنْ‌ قَوْم‌ِ مُوسَي‌ فَبَغَي‌ عَلَيْهِم‌ْ وَ آتَيْنَاه‌ُ مِن‌َ الْكُنُوزِ مَا إِن‌َّ مَفَاتِحَه‌ُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَة‌ِ أُولِي‌ الْقُوَّة‌ِ إِذْ قَال‌َ لَه‌ُ قَوْمُه‌ُ لاَ تَفْرَح‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْفَرِحِين‌َ (قصص: 76)

قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم كرد ما آن قدر از گنجها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن براى يك گروه زورمند مشكل بود! (به خاطر آوريد) هنگامى را كه قومش به او گفتند: «اين همه شادى مغرورانه مكن، كه خداوند شادى‏كنندگان مغرور را دوست نمى‏دارد! (76)


قَال‌َ إِنَّمَا أُوتِيتُه‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ عِنْدِي‌ أَوَ لَم‌ْ يَعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ قَدْ أَهْلَك‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مِن‌َ الْقُرُون‌ِ مَن‌ْ هُوَ أَشَدُّ مِنْه‌ُ قُوَّة‌ً وَ أَكْثَرُ جَمْعَاً وَ لاَ يُسْأَل‌ُ عَنْ‌ ذُنُوبِهِم‌ُ الْمُـجْرِمُون‌َ (قصص: 78)

(قارون) گفت: «اين ثروت را بوسيله دانشى كه نزد من است به دست آورده‏ام!» آيا او نمى‏دانست كه خداوند اقوامى را پيش از او هلاك كرد كه نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامى كه عذاب الهى فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمى‏شوند. (78)


فَخَرَج‌َ عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ فِي‌ زِينَتِه‌ِ قَال‌َ الَّذِين‌َ يُرِيدُون‌َ الْحَيَاة‌َ الدُّنْيَا يَا لَيْت‌َ لَنَا مِثْل‌َ مَا أُوتِي‌َ قَارُون‌ُ إِنَّه‌ُ لَذُو حَظ‌ٍّ عَظِيم‌ٍ (قصص: 79)

(روزى قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستى كه او بهره عظيمى دارد!» (79)


فَخَسَفْنَا بِه‌ِ وَ بِدَارِه‌ِ الْأَرْض‌َ فَمَا كَان‌َ لَه‌ُ مِنْ‌ فِئَة‌ٍ يَنْصُرُونَه‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُنْتَصِرِين‌َ (قصص: 81)

سپس ما، او و خانه‏اش را در زمين فرو برديم، و گروهى نداشت كه او را در برابر عذاب الهى يارى كنند، و خود نيز نمى‏توانست خويشتن را يارى دهد. (81)


وَ أَصْبَح‌َ الَّذِين‌َ تَمَنَّوْا مَكَانَه‌ُ بِالْأَمْس‌ِ يَقُولُون‌َ وَيْكَأَن‌َّ الله‌َ يُبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَوْلاَ أَنْ‌ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْنَا لَخَسَف‌َ بِنَا وَيْكَأَنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْكَافِرُون‌َ (قصص: 82)

و آنها كه ديروز آرزو مى‏كردند بجاى او باشند (هنگامى كه اين صحنه را ديدند) گفتند: «واى بر ما! گويى خدا روزى را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش مى‏دهد يا تنگ مى‏گيرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نيز به قعر زمين فرو مى برد! اى واى گويى كافران هرگز رستگار نمى‏شوند! (82)


مَن‌ْ جَاءَ بِالْحَسَنَة‌ِ فَلَه‌ُ خَيْرٌ مِنْهَا وَ مَنْ‌ جَاءَ بِالسَّيِّئَة‌ِ فَلاَ يُجْزَي‌ الَّذِين‌َ عَمِلُوا السَّيِّئَات‌ِ إِلاَّ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (قصص: 84)

كسى كه كار نيكى انجام دهد، براى او پاداشى بهتر از آن است و به كسانى كه كارهاى بد انجام دهند، مجازات بدكاران جز (به مقدار) اعمالشان نخواهد بود. (84)


وَ لاَ تَدْع‌ُ مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ كُل‌ُّ شَي‌ْءٍ هَالِك‌ٌ إِلاَّ وَجْهَه‌ُ لَه‌ُ الْحُكْم‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (قصص: 88)

معبود ديگرى را با خدا مخوان، كه هيچ معبودى جز او نيست همه چيز جز ذات (پاك) او فانى مى‏شود حاكميت تنها از آن اوست و همه بسوى او بازگردانده مى شويد! (88)


وَ مَنْ‌ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لَغَنِي‌ٌّ عَن‌ِ الْعَالَمِين‌َ (عنكبوت: 6)

كسى كه جهاد و تلاش كند، براى خود جهاد مى‏كند چرا كه خداوند از همه جهانيان بى نياز است. (6)


وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَان‌َ بِوَالِدَيْه‌ِ حُسْنَاً وَ إِنْ‌ جَاهَدَاك‌َ لِتُشْرِك‌َ بِي‌ مَا لَيْس‌َ لَك‌َ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا إِلَي‌َّ مَرْجِعُكُم‌ْ فَأُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (عنكبوت: 8)

ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، و اگر آن دو (مشرك باشند و) تلاش كنند كه براى من همتايى قائل شوى كه به آن علم ندارى، از آنها پيروى مكن! بازگشت شما به سوى من است، و شما را از آنچه انجام مى‏داديد با خبر خواهم ساخت! (8)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ فَلَبِث‌َ فِيهِم‌ْ أَلْف‌َ سَنَة‌ٍ إِلاَّ خَمْسِين‌َ عَامَاً فَأَخَدَهُم‌ُ الطُّوفَان‌ُ وَ هُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (عنكبوت: 14)

و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم و او را در ميان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ كرد اما سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند. (14)


فَأَنْجَيْنَاه‌ُ وَ أَصْحَاب‌َ السَّفِينَة‌ِ وَ جَعَلْنَاهَا آيَة‌ً لِلْعَالَمِين‌َ (عنكبوت: 15)

ما او و سرنشينان كشتى را رهايى بخشيديم، و آن را آيتى براى جهانيان قرار داديم! (15)


وَ إِبْرَاهِيم‌َ إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ وَاتَّقُوه‌ُ ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (عنكبوت: 16)

ما ابراهيم را (نيز) فرستاديم، هنگامى كه به قومش گفت: «خدا را پرستش كنيد و از (عذاب) او بپرهيزيد كه اين براى شما بهتر است اگر بدانيد! (16)


إِنَّمَا تَعْبُدُون‌َ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ أَوْثَانَاً وَ تَخْلُقُون‌َ إِفْكَاً إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لاَ يَمْلِكُون‌َ لَكُم‌ْ رِزْقَاً فَابْتَغُوا عِنْدَ الله‌ِ الرِّزْق‌َ وَاعْبُدُوه‌ُ وَاشْكُرُوا لَه‌ُ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (عنكبوت: 17)

شما غير از خدا فقط بتهايى (از سنگ و چوب) را مى‏پرستيد و دروغى به هم مى‏بافيد آنهايى را كه غير از خدا پرستش مى‏كنيد، مالك هيچ رزقى براى شما نيستند روزى را تنها نزد خدا بطلبيد و او را پرستش كنيد و شكر او را بجا آوريد كه بسوى او بازگشت داده مى‏شويد! (17)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا كَيْف‌َ يُبْدِئ‌ُ الله‌ُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ إِن‌َّ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرٌ (عنكبوت: 19)

آيا آنان نديدند چگونه خداوند آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس بازمى‏گرداند؟! اين كار براى خدا آسان است! (19)


يُعَذِّب‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَرْحَم‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ إِلَيْه‌ِ تُقْلَبُون‌َ (عنكبوت: 21)

هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) مجازات مى‏كند، و هر كس را بخواهد مورد رحمت قرار مى‏دهد و شما را به سوى او بازمى‏گردانند. (21)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ لِقَائِه‌ِ أُولَئِك‌َ يَئِسُوا مِنْ‌ رَحْمَتِي‌ وَ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (عنكبوت: 23)

كسانى كه به آيات خدا و ديدار او كافر شدند، از رحمت من مأيوسند و براى آنها عذاب دردناكى است! (23)


فَمَا كَان‌َ جَواب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا اقْتُلُوه‌ُ أَوْ حَرِّقُوه‌ُ فَأَنجَاه‌ُ الله‌ُ مِن‌َ النَّارِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (عنكبوت: 24)

اما جواب قوم او [ابراهيم‏] جز اين نبود كه گفتند: «او را بكشيد يا بسوزانيد!» ولى خداوند او را از آتش رهايى بخشيد در اين ماجرا نشانه‏هايى است براى كسانى كه ايمان مى‏آورند. (24)


فَآمَن‌َ لَه‌ُ لُوط‌ٌ وَ قَال‌َ إِنِّي‌ مُهَاجِرٌ إِلَي‌ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (عنكبوت: 26)

و لوط به او [ابراهيم‏] ايمان آورد، و (ابراهيم) گفت: «من بسوى پروردگارم هجرت مى‏كنم كه او صاحب قدرت و حكيم است!» (26)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَ جَعَلْنَا فِي‌ ذُرِّيَّتِه‌ِ النُّبُوَّة‌َ وَالْكِتَاب‌َ وَ آتَيْنَاه‌ُ أَجْرَه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ لَمِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (عنكبوت: 27)

و (در اواخر عمر،) اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و نبوت و كتاب آسمانى را در دودمانش قرار داديم و پاداش او را در دنيا داديم و او در آخرت از صالحان است! (27)


وَ لُوطَاً إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ إِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الْفَاحِشَة‌َ مَا سَبَقَكُمْ‌ بِهَا مِن‌ْ أَحَدٍ مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (عنكبوت: 28)

و لوط را فرستاديم هنگامى كه به قوم خود گفت: «شما عمل بسيار زشتى انجام مى‏دهيد كه هيچ يك از مردم جهان پيش از شما آن را انجام نداده است! (28)


أَإِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الرِّجَال‌َ وَ تَقْطَعُون‌َ السَّبِيل‌َ وَ تَأْتُون‌َ فِي‌ نَادِيكُم‌ُ الْمُنْكَرَ فَمَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَاب‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (عنكبوت: 29)

آيا شما به سراغ مردان مى‏رويد و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى‏كنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى‏دهيد؟! «اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند:» اگر راست مى‏گويى عذاب الهى را براى ما بياور! (29)


قَال‌َ إِن‌َّ فِيهَا لُوطَاً قَالُوا نَحْن‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (عنكبوت: 32)

(ابراهيم) گفت: «در اين آبادى لوط است!» گفتند: «ما به كسانى كه در آن هستند آگاهتريم! او و خانواده‏اش را نجات مى‏دهيم جز همسرش كه در ميان قوم (گنهكار) باقى خواهد ماند.» (32)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَخَذَتْهُم‌ُ الرَّجْفَة‌ُ فَأَصْبَحُوا فِي‌ دَارِهِم‌ْ جَاثِمِين‌َ (عنكبوت: 37)

(ولى) آنها او را تكذيب كردند، و به اين سبب زلزله آنان را فراگرفت، و بامدادان در خانه‏هاى خود به رو در افتاده و مرده بودند! (37)


فَكُلاًّ أَخَذْنَا بِذَنْبِه‌ِ فَمِنْهُمْ‌ مَن‌ْ أَرْسَلْنَا عَلَيْه‌ِ حَاصِبَاً وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ أَخَذَتْه‌ُ الصَّيْحَة‌ُ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ خَسَفْنَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ أَغْرَقْنَا وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيَظْلِمَهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (عنكبوت: 40)

ما هر يك از آنان را به گناهانشان گرفتيم، بر بعضى از آنها طوفانى از سنگريزه فرستاديم، و بعضى از آنان را صيحه آسمانى فروگرفت، و بعضى ديگر را در زمين فرو برديم، و بعضى را غرق كرديم خداوند هرگز به آنها ستم نكرد، ولى آنها خودشان بر خود ستم مى‏كردند! (40)


إِن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ مَا يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (عنكبوت: 42)

خداوند آنچه را غير از او مى‏خوانند مى‏داند، و او شكست‏ناپذير و حكيم است. (42)


وَ لاَ تُجَادِلُوا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِلاَّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ وَ إِلَهُنَا وَ إِلَهُكُم‌ْ وَاحِدٌ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (عنكبوت: 46)

با اهل كتاب جز به روشى كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد، مگر كسانى از آنان كه ستم كردند و (به آنها) بگوييد: «ما به تمام آنچه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده ايمان آورده‏ايم، و معبود ما و شما يكى است، و ما در برابر او تسليم هستيم!» (46)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ فَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مِن‌ْ هَؤُلاَءِ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِه‌ِ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الْكَافِرُون‌َ (عنكبوت: 47)

و اين گونه، كتاب [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده‏ايم به اين كتاب ايمان مى‏آورند و بعضى از اين گروه [مشركان‏] نيز به آن مؤمن مى‏شوند و آيات ما را جز كافران انكار نمى‏كنند. (47)


وَ مَا كُنْت‌َ تَتْلُو مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مِنْ‌ كِتَاب‌ٍ وَ لاَ تَخُطُّه‌ُ بِيَمِينِك‌َ إِذَاً لَارْتَاب‌َ الْمُبْطِلُون‌َ (عنكبوت: 48)

تو هرگز پيش از اين كتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چيزى نمى‏نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند! (48)


وَ قَالُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَات‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِنَّمَا الْآيَات‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ إِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (عنكبوت: 50)

گفتند: «چرا معجزاتى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده؟!» بگو: «معجزات همه نزد خداست (و به فرمان او نازل مى‏شود، نه به ميل من و شما) من تنها بيم دهنده‏اى آشكارم! (50)


الله‌ُ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (عنكبوت: 62)

خداوند روزى را براى هر كس از بندگانش بخواهد گسترده مى‏كند، و براى هر كس بخواهد محدود مى‏سازد خداوند به همه چيز داناست! (62)


وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُمْ‌ مَنْ‌ نَزَّل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ مِن‌ْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُن‌َّ الله‌ُ قُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْقِلُون‌َ (عنكبوت: 63)

و اگر از آنان بپرسى: «چه كسى از آسمان آبى فرستاد و بوسيله آن زمين را پس از مردنش زنده كرد؟ مى‏گويند: «اللَّه»! بگو: «حمد و ستايش مخصوص خداست!» امّا بيشتر آنها نمى‏دانند. (63)


فَإِذَا رَكِبُوا فِي‌ الْفُلْك‌ِ دَعَوُا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ فَلَمَّا نَجَّاهُم‌ْ إِلَي‌ الْبَرِّ إِذَا هُم‌ْ يُشْرِكُون‌َ (عنكبوت: 65)

هنگامى كه بر سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‏خوانند (و غير او را فراموش مى‏كنند) امّا هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مى‏شوند! (65)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِالْحَق‌ِّ لَمَّا جَاءَه‌ُ أَلَيْس‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ مَثْوَي‌ً لِلْكَافِرِين‌َ (عنكبوت: 68)

چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بسته يا حق را پس از آنكه به سراغش آمده تكذيب نمايد؟! آيا جايگاه كافران در دوزخ نيست؟! (68)


وَعْدَ الله‌ِ لاَ يُخْلِف‌ُ الله‌ُ وَعْدَه‌ُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (روم: 6)

اين وعده‏اى است كه خدا كرده و خداوند هرگز از وعده‏اش تخلّف نمى‏كند ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (6)


الله‌ُ يَبْدَأُ الخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ ثُم‌َّ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (روم: 11)

خداوند آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس آن را بازمى‏گرداند، سپس شما را بسوى او باز مى‏گردانند! (11)


وَ لَه‌ُ الْحَمْدُ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ عَشِيَّاً وَ حِين‌َ تُظْهِرُون‌َ (روم: 18)

و حمد و ستايش مخصوص اوست در آسمان و زمين، و به هنگام عصر و هنگامى كه ظهر مى‏كنيد. (18)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَن‌ْ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ إِذَا أَنْتُمْ‌ بَشَرٌ تَنْتَشِرُون‌َ (روم: 20)

از نشانه‏هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد، سپس بناگاه انسانهايى شديد و در روى زمين گسترش يافتيد! (20)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَن‌ْ خَلَق‌َ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ أَزْوَاجَاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَل‌َ بَيْنَكُمْ‌ مَوَدَّة‌ً وَ رَحْمَة‌ً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (روم: 21)

و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند! (21)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ خَلْق‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَاخْتِلاَف‌ُ أَلْسِنَتِكُم‌ْ وَ أَلْوَانِكُم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِلْعَالِمِين‌َ (روم: 22)

و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست در اين نشانه‏هايى است براى عالمان! (22)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ مَنَامُكُمْ‌ بِاللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَسْمَعُون‌َ (روم: 23)

و از نشانه‏هاى او خواب شما در شب و روز است و تلاش و كوششتان براى بهره‏گيرى از فضل پروردگار (و تأمين معاش) در اين امور نشانه‏هايى است براى آنان كه گوش شنوا دارند! (23)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ يُرِيكُم‌ُ الْبَرْق‌َ خَوْفَاً وَ طَمَعَاً وَ يُنَزِّل‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي‌ بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (روم: 24)

و از آيات او اين است كه برق و رعد را به شما نشان مى‏دهد كه هم مايه ترس و هم اميد است (ترس از صاعقه، و اميد به نزول باران)، و از آسمان آبى فرو مى‏فرستد كه زمين را بعد از مردنش بوسيله آن زنده مى‏كند در اين نشانه‏هايى است براى جمعيّتى كه مى‏انديشند! (24)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَنْ‌ تَقُوم‌َ السَّمَاءُ وَالْأَرْض‌ُ بِأَمْرِه‌ِ ثُم‌َّ إِذَا دَعَاكُم‌ْ دَعْوَة‌ً مِن‌َ الْأَرْض‌ِ إِذَا أَنْتُم‌ْ تَخْرُجُون‌َ (روم: 25)

و از آيات او اين است كه آسمان و زمين به فرمان او برپاست سپس هنگامى كه شما را (در قيامت) از زمين فراخواند، ناگهان همه خارج مى‏شويد (و در صحنه محشر حضور مى‏يابيد)! (25)


وَ لَه‌ُ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ كُل‌ٌّ لَه‌ُ قَانِتُون‌َ (روم: 26)

و از آن اوست تمام كسانى كه در آسمانها و زمين‏اند و همگى در برابر او خاضع و مطيع‏اند! (26)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ وَ هُوَ أَهْوَن‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ لَه‌ُ الْمَثَل‌ُ الْأَعْلَي‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (روم: 27)

او كسى است كه آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس آن را بازمى‏گرداند، و اين كار براى او آسانتر مى‏باشد و براى اوست توصيف برتر در آسمانها و زمين و اوست توانمند و حكيم! (27)


ضَرَب‌َ لَكُمْ‌ مَثَلاً مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ هَلْ‌ لَكُمْ‌ مِنْ‌ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُمْ‌ مِنْ‌ شُرَكَاءَ فِي‌ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ فَأَنْتُم‌ْ فِيه‌ِ سَوَاءٌ تَخَافُونَهُم‌ْ كَخِيفَتِكُم‌ْ أَنْفُسَكُم‌ْ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (روم: 28)

خداوند مثالى از خودتان، براى شما زده است: آيا (اگر مملوك و برده‏اى داشته باشيد)، اين برده‏هاى شما هرگز در روزيهايى كه به شما داده‏ايم شريك شما مى‏باشند آن چنان كه هر دو مساوى بوده و از تصرّف مستقل و بدون اجازه آنان بيم داشته باشيد، آن گونه كه در مورد شركاى آزاد خود بيم داريد؟! اينچنين آيات خود را براى كسانى كه تعقّل مى‏كنند شرح مى‏دهيم. (28)


مُنِيبِين‌َ إِلَيْه‌ِ وَاتَّقُوه‌ُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ لاَ تَكُونُوا مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (روم: 31)

اين بايد در حالى باشد كه شما بسوى او بازگشت مى‏كنيد و از (مخالفت فرمان) او بپرهيزيد، نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد ... (31)


وَ إِذَا مَس‌َّ النَّاس‌َ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ‌ مُنِيبِين‌َ إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ إِذَا أَذَاقَهُمْ‌ مِنْه‌ُ رَحْمَة‌ً إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ يُشْرِكُون‌َ (روم: 33)

هنگامى كه رنج و زيانى به مردم برسد، پروردگار خود را مى‏خوانند و توبه‏كنان بسوى او بازمى‏گردند امّا همين كه رحمتى از خودش به آنان بچشاند، بناگاه گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرك مى‏شوند. (33)


أَم‌ْ أَنْزَلْنَا عَلَيْهِم‌ْ سُلْطَانَاً فَهُوَ يَتَكَلَّم‌ُ بِمَا كَانُوا بِه‌ِ يُشْرِكُون‌َ (روم: 35)

آيا ما دليل محكمى بر آنان فرستاديم كه از شركشان سخن مى‏گويد (و آن را موجّه مى‏شمارد)؟! (35)


فَآت‌ِ ذَا الْقُرْبَي‌ حَقَّه‌ُ وَالْمِسْكِين‌َ وَابْن‌َ السَّبِيل‌ِ ذَلِك‌َ خَيْرٌ لِلَّذِين‌َ يُرِيدُون‌َ وَجْه‌َ الله‌ِ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (روم: 38)

پس حقّ نزديكان و مسكينان و در راه‏ماندگان را ادا كن! اين براى آنها كه رضاى خدا را مى‏طلبند بهتر است، و چنين كسانى رستگارانند. (38)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُم‌ْ ثُم‌َّ رَزَقَكُم‌ْ ثُم‌َّ يُمِيتُكُم‌ْ ثُم‌َّ يُحْيِيكُم‌ْ هَل‌ْ مِنْ‌ شُرَكَائِكُمْ‌ مَنْ‌ يَفْعَل‌ُ مِنْ‌ ذَلِكُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (روم: 40)

خداوند همان كسى است كه شما را آفريد، سپس روزى داد، بعد مى‏ميراند، سپس زنده مى‏كند آيا هيچ يك از همتايانى كه براى خدا قرار داده‏ايد چيزى از اين كارها را مى‏توانند انجام دهند؟! او منزّه و برتر است از آنچه همتاى او قرار مى‏دهند. (40)


فَأَقِم‌ْ وَجْهَك‌َ لِلدِّين‌ِ الْقَيِّم‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ مَرَدَّ لَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُون‌َ (روم: 43)

روى خود را بسوى آيين مستقيم و پايدار بدار، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه هيچ كس نمى‏تواند آن را از خدا بازگرداند در آن روز مردم به گروه‏هايى تقسيم مى‏شوند: (43)


مَنْ‌ كَفَرَ فَعَلَيْه‌ِ كُفْرُه‌ُ وَ مَن‌ْ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلِأَنْفُسِهِم‌ْ يَمْهَدُون‌َ (روم: 44)

هر كس كافر شود، كفرش بر زيان خود اوست و آنها كه كار شايسته انجام دهند، به سود خودشان آماده مى‏سازند. (44)


لِيَجْزِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْكَافِرِين‌َ (روم: 45)

اين براى آن است كه خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، از فضلش پاداش دهد او كافران را دوست نمى‏دارد! (45)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَنْ‌ يُرْسِل‌َ الرِّيَاح‌َ مُبَشِّرَات‌ٍ وَ لِيُذِيقَكُمْ‌ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ وَ لِتَجْرِي‌َ الْفُلْك‌ُ بِأَمْرِه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (روم: 46)

و از آيات (عظمت) خدا اين است كه بادها را بعنوان بشارتگرانى مى‏فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سيراب كند) و كشتيها بفرمانش حركت كنند و از فضل او بهره گيريد شايد شكرگزارى كنيد. (46)


الله‌ُ الَّذِي‌ يُرْسِل‌ُ الرِّيَاح‌َ فَتُثِيرُ سَحَابَاً فَيَبْسُطُه‌ُ فِي‌ السَّمَاءِ كَيْف‌َ يَشَاءُ وَ يَجْعَلُه‌ُ كِسَفَاً فَتَرَي‌ الْوَدْق‌َ يَخْرُج‌ُ مِن‌ْ خِلاَلِه‌ِ فَإِذَا أَصَاب‌َ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ إِذَا هُم‌ْ يَسْتَبْشِرُون‌َ (روم: 48)

خداوند همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد تا ابرهايى را به حركت در آورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه كه بخواهد مى‏گستراند و متراكم مى‏سازد در اين هنگام دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از لا به لاى آن خارج مى‏شود، هنگامى كه اين (باران حياتبخش) را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى‏رساند، ناگهان خوشحال مى‏شوند ... (48)


وَ إِنْ‌ كَانُوا مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يُنَزَّل‌َ عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَمُبْلِسِين‌َ (روم: 49)

و قطعاً پيش از آنكه بر آنان نازل شود مايوس بودند! (49)


وَ لَئِن‌ْ أَرْسَلْنَا رِيحَاً فَرَأَوْه‌ُ مُصْفَرَّاً لَظَلُّوا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ يَكْفُرُون‌َ (روم: 51)

و اگر ما بادى بفرستيم (داغ و سوزان)، و بر اثر آن زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببينند، (مأيوس شده و) پس از آن راه كفران پيش مى‏گيرند! (51)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْه‌ِ آيَاتُنَا وَلَّي‌ مُسْتَكْبِرَاً كَأَن‌ْ لَم‌ْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي‌ أُذُنَيْه‌ِ وَقْرَاً فَبَشِّرْه‌ُ بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (لقمان: 7)

و هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مى‏شود، مستكبرانه روى برمى‏گرداند، گويى آن را نشنيده است گويى اصلًا گوشهايش سنگين است! او را به عذابى دردناك بشارت ده! (7)


هَذَا خَلْق‌ُ الله‌ِ فَأَرُونِي‌ مَاذَا خَلَق‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ بَل‌ِ الظَّالِمُون‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (لقمان: 11)

اين آفرينش خداست امّا به من نشان دهيد معبودانى غير او چه چيز را آفريده‏اند؟! ولى ظالمان در گمراهى آشكارند. (11)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَان‌َ الْحِكْمَة‌َ أَن‌ِ اشْكُرْ لِالله‌ِ وَ مَنْ‌ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَإِن‌َّ الله‌َ غَنِي‌ٌّ حَمِيدٌ (لقمان: 12)

ما به لقمان حكمت داديم (و به او گفتيم:) شكر خدا را بجاى آور هر كس شكرگزارى كند، تنها به سود خويش شكر كرده و آن كس كه كفران كند، (زيانى به خدا نمى‏رساند) چرا كه خداوند بى‏نياز و ستوده است. (12)


وَ إِذْ قَال‌َ لُقْمَان‌ُ لِابْنِه‌ِ وَ هُوَ يَعِظُه‌ُ يَا بُنَي‌َّ لاَ تُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ إِن‌َّ الشِّرْك‌َ لَظُلْم‌ٌ عَظِيم‌ٌ (لقمان: 13)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش- در حالى كه او را موعظه مى‏كرد- گفت: «پسرم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.» (13)


وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَان‌َ بِوَالِدَيْه‌ِ حَمَلَتْه‌ُ أُمُّه‌ُ وَهْنَاً عَلَي‌ وَهْن‌ٍ وَ فِصَالُه‌ُ فِي‌ عَامَيْن‌ِ أَن‌ِ اشْكُرْ لِي‌ وَ لِوَالِدَيْك‌َ إِلَي‌َّ الْمَصِيرُ (لقمان: 14)

و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد (به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه‏اى را متحمّل مى‏شد)، و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد (آرى به او توصيه كردم) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت (همه شما) به سوى من است! (14)


وَ إِنْ‌ جَاهَدَاك‌َ عَلَي‌ أَنْ‌ تُشْرِك‌َ بِي‌ مَا لَيْس‌َ لَك‌َ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِي‌ الدُّنْيَا مَعْرُوفَاً وَاتَّبِع‌ْ سَبِيل‌َ مَن‌ْ أَنَاب‌َ إِلَيَّ‌ ثُم‌َّ إِلَيَّ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَأُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (لقمان: 15)

و هر گاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه مى‏دانى باطل است)، از ايشان اطاعت مكن، ولى با آن دو، در دنيا به طرز شايسته‏اى رفتار كن و از راه كسانى پيروى كن كه توبه‏كنان به سوى من آمده‏اند سپس بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مى‏كرديد آگاه مى‏كنم. (15)


أَلَم‌ْ تَرَوْا أَن‌َّ الله‌َ سَخَّرَ لَكُمْ‌ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ أَسْبَغ‌َ عَلَيْكُم‌ْ نِعَمَه‌ُ ظَاهِرَة‌ً وَ بَاطِنَة‌ً وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يُجَادِل‌ُ فِي‌ الله‌ِ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ وَ لاَ هُدَي‌ً وَ لاَ كِتَاب‌ٍ مُنِيرٍ (لقمان: 20)

آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما كرده، و نعمتهاى آشكار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هيچ دانش و هدايت و كتاب روشنگرى درباره خدا مجادله مى‏كنند! (20)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا بَل‌ْ نَتَّبِع‌ُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ الشَّيْطاَن‌ُ يَدْعُوهُم‌ْ إِلَي‌ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (لقمان: 21)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد!»، مى‏گويند: «نه، بلكه ما از چيزى پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!» آيا حتّى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيّت مى‏كنند)؟! (21)


وَ مَنْ‌ يُسْلِم‌ْ وَجْهَه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَ هُوَ مُحْسِن‌ٌ فَقَدِ اسْتَمْسَك‌َ بِالْعُرْوَة‌ِ الْوُثْقَي‌ وَ إِلَي‌ الله‌ِ عَاقِبَة‌ُ الْأُمُورِ (لقمان: 22)

كسى كه روى خود را تسليم خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد، به دستگيره محكمى چنگ زده (و به تكيه‏گاه مطمئنى تكيه كرده است) و عاقبت همه كارها به سوى خداست. (22)


وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَلاَ يَحْزُنْك‌َ كُفْرُه‌ُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُم‌ْ فَنُنَبِّئُهُمْ‌ بِمَا عَمِلُوا إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (لقمان: 23)

و كسى كه كافر شود، كفر او تو را غمگين نسازد بازگشت همه آنان به سوى ماست و ما آنها را از اعمالى كه انجام داده‏اند (و نتايج شوم آن) آگاه خواهيم ساخت خداوند به آنچه درون سينه‏هاست آگاه است. (23)


وَ لَوْ أَنَّ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مِنْ‌ شَجَرَة‌ٍ أَقْلاَم‌ٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ سَبْعَة‌ُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَت‌ْ كَلِمَات‌ُ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيرٌ حَكِيم‌ٌ (لقمان: 27)

و اگر همه درختان روى زمين قلم شود، و دريا براى آن مركّب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده شود، اينها همه تمام مى‏شود ولى كلمات خدا پايان نمى‏گيرد خداوند عزيز و حكيم است. (27)


ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ الله‌َ هُوَ الْحَق‌ُّ وَ أَن‌َّ مَا يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ الْبَاطِل‌ُ وَ أَن‌َّ الله‌َ هُوَ الْعَلِيُّ‌ الْكَبِيرُ (لقمان: 30)

اينها همه دليل بر آن است كه خداوند حقّ است، و آنچه غير از او مى‏خوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است! (30)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الْفُلْك‌َ تَجْرِي‌ فِي‌ الْبَحْرِ بِنِعْمَت‌ِ الله‌ِ لِيُرِيَكُمْ‌ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِكُل‌ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (لقمان: 31)

آيا نديدى كشتيها بر (صفحه) درياها به فرمان خدا، و به (بركت) نعمت او حركت مى‏كنند تا بخشى از آياتش را به شما نشان دهد؟! در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه شكيبا و شكرگزارند! (31)


وَ إِذَا غَشِيَهُمْ‌ مَوْج‌ٌ كَالظُّلَل‌ِ دَعَوُا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ فَلَمَّا نَجَّاهُم‌ْ إِلَي‌ الْبَرِّ فَمِنْهُمْ‌ مُقْتَصِدٌ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ كُل‌ُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ (لقمان: 32)

و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد)، خدا را با اخلاص مى‏خوانند امّا وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مى‏گيرند (و به ايمان خود وفادار مى‏مانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر پيش مى‏گيرند) ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان‏شكنان ناسپاس انكار نمى‏كنند! (32)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ اتَّقُوا رَبَّكُم‌ْ وَاخْشَوْا يَوْمَاً لاَ يَجْزِي‌ وَالِدٌ عَنْ‌ وَلَدِه‌ِ وَ لاَ مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ‌ وَالِدِه‌ِ شَيْءً إِن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ فَلاَ تَغُرَّنَّكُم‌ُ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا وَ لاَ يَغُرَّنَّكُمْ‌ بِالله‌ِ الْغَرُورُ (لقمان: 33)

اى مردم! تقواى الهى پيشه كنيد و بترسيد از روزى كه نه پدر كيفر اعمال فرزندش را تحمّل مى‏كند، و نه فرزند چيزى از كيفر (اعمال) پدرش را به يقين وعده الهى حقّ است پس مبادا زندگانى دنيا شما را بفريبد، و مبادا (شيطان) فريبكار شما را (به كرم) خدا مغرور سازد! (33)


إِن‌َّ الله‌َ عِنْدَه‌ُ عِلْم‌ُ السَّاعَة‌ِ وَ يُنَزِّل‌ُ الْغَيْث‌َ وَ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ الْأَرْحَام‌ِ وَ مَا تَدْرِي‌ نَفْس‌ٌ مَاذَا تَكْسِب‌ُ غَدَاً وَ مَا تَدْرِي‌ نَفْس‌ٌ بِأَي‌ِّ أَرْض‌ٍ تَمُوت‌ُ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ خَبِيرٌ (لقمان: 34)

آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى‏كند، و آنچه را كه در رحم‏ها (ى مادران) است مى‏داند، و هيچ كس نمى‏داند فردا چه به دست مى‏آورد، و هيچ كس نمى‏داند در چه سرزمينى مى‏ميرد؟ خداوند عالم و آگاه است! (34)


تَنْزِيل‌ُ الْكِتَاب‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (سجده: 2)

اين كتابى است كه از سوى پروردگار جهانيان نازل شده، و شك و ترديدى در آن نيست! (2)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ بَل‌ْ هُوَ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لِتُنْذِرَ قَوْمَاً مَا أَتَاهُمْ‌ مِنْ‌ نَذِيرٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَهْتَدُون‌َ (سجده: 3)

ولى آنان مى‏گويند: « (محمّد) آن را بدروغ به خدا بسته است»، امّا اين سخن حقّى است از سوى پروردگارت تا گروهى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذاركننده‏اى براى آنان نيامده است، شايد (پند گيرند و) هدايت شوند! (3)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ شَفِيع‌ٍ أَفَلاَ تَتَذَكَّرُون‌َ (سجده: 4)

خداوند كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است در شش روز [شش دوران‏] آفريد، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت هيچ سرپرست و شفاعت كننده‏اى براى شما جز او نيست آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (4)


يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِن‌َ السَّمَاءِ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ ثُم‌َّ يَعْرُج‌ُ إِلَيْه‌ِ فِي‌ يَوْم‌ٍ كَان‌َ مِقْدَارُه‌ُ أَلْف‌َ سَنَة‌ٍ مِمَّا تَعُدُّون‌َ (سجده: 5)

امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏كند سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد بسوى او بالا مى‏رود (و دنيا پايان مى‏يابد). (5)


الَّذِي‌ أَحْسَن‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ خَلَقَه‌ُ وَ بَدَأَ خَلْق‌َ الْإِنْسَان‌ِ مِنْ‌ طِين‌ٍ (سجده: 7)

او همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد (7)


ثُم‌َّ جَعَل‌َ نَسْلَه‌ُ مِنْ‌ سُلاَلَة‌ٍ مِنْ‌ مَاءٍ مَهِين‌ٍ (سجده: 8)

سپس نسل او را از عصاره‏اى از آب ناچيز و بى‏قدر آفريد. (8)


ثُم‌َّ سَوَّاه‌ُ وَ نَفَخ‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِه‌ِ وَ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ السَّمْع‌َ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَة‌َ قَلِيلاً مَا تَشْكُرُون‌َ (سجده: 9)

سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خويش در وى دميد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد امّا كمتر شكر نعمتهاى او را بجا مى‏آوريد! (9)


وَ أَمَّا الَّذِين‌َ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُم‌ُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَ قِيل‌َ لَهُم‌ْ ذُوقُوا عَذَاب‌َ النَّارِ الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ (سجده: 20)

و امّا كسانى كه فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جايگاه هميشگى آنها آتش است هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمى‏گردانند و به آنان گفته مى‏شود: «بچشيد عذاب آتشى را كه انكار مى‏كرديد!» (20)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ ثُم‌َّ أَعْرَض‌َ عَنْهَا إِنَّا مِن‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ مُنْتَقِمُون‌َ (سجده: 22)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او يادآورى شده و او از آن اعراض كرده است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت! (22)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَلاَ تَكُنْ‌ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْ‌ لِقَائِه‌ِ وَ جَعَلْنَاه‌ُ هُدَي‌ً لِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (سجده: 23)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم و شك نداشته باش كه او آيات الهى را دريافت داشت و ما آن را وسيله هدايت بنى اسرائيل قرار داديم! (23)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ يَفْصِل‌ُ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفون‌َ (سجده: 25)

البتّه پروردگار تو ميان آنان روز قيامت در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏كند (و هر كس را به سزاى اعمالش مى‏رساند)! (25)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوق‌ُ الْمَاءَ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ الْجُرُزِ فَنُخْرِج‌ُ بِه‌ِ زَرْعَاً تَأْكُل‌ُ مِنْه‌ُ أَنْعَامُهُم‌ْ وَ أَنْفُسُهُم‌ْ أَفَلاَ يُبْصِرُون‌َ (سجده: 27)

آيا نديدند كه ما آب را بسوى زمينهاى خشك مى‏رانيم و بوسيله آن زراعتهايى مى‏رويانيم كه هم چهارپايانشان از آن مى‏خورند و هم خودشان تغذيه مى‏كنند آيا نمى بينند؟! (27)


مَا جَعَل‌َ الله‌ُ لِرَجُل‌ٍ مِنْ‌ قَلْبَيْن‌ِ فِي‌ جَوْفِه‌ِ وَ مَا جَعَل‌َ أَزْوَاجَكُم‌ُ الاَّئِي‌ تُظَاهِرُون‌َ مِنْهُن‌َّ أُمَّهَاتِكُم‌ْ وَ مَا جَعَل‌َ أَدْعِيَاءَكُم‌ْ أَبْنَاءَكُم‌ْ ذَلِكُم‌ْ قَوْلُكُمْ‌ بِأَفْوَاهِكُم‌ْ وَالله‌ُ يَقُول‌ُ الْحَق‌َّ وَ هُوَ يَهْدِي‌ السَّبِيل‌َ (احزاب: 4)

خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريده و هرگز همسرانتان را كه مورد «ظهار» قرار مى‏دهيد مادران شما قرار نداده و (نيز) فرزندخوانده‏هاى شما را فرزند حقيقى شما قرار نداده است اين سخن شماست كه به دهان خود مى‏گوييد (سخنى باطل و بى‏پايه) امّا خداوند حقّ را مى‏گويد و او به راه راست هدايت مى‏كند. (4)


ادْعُوهُم‌ْ لِآبَائِهِم‌ْ هُوَ أَقْسَط‌ُ عِنْدَ الله‌ِ فَإِنْ‌ لَم‌ْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُم‌ْ فَإِخْوَانُكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ وَ مَوالِيكُم‌ْ وَ لَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ لَكِنْ‌ مَا تَعَمَّدَت‌ْ قُلُوبُكُم‌ْ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (احزاب: 5)

آنها را به نام پدرانشان بخوانيد كه اين كار نزد خدا عادلانه‏تر است و اگر پدرانشان را نمى‏شناسيد، آنها برادران دينى و موالى شما هستند امّا گناهى بر شما نيست در خطاهايى كه از شما سرمى‏زند (و بى‏توجّه آنها را به نام ديگران صدا مى‏زنيد)، ولى آنچه را از روى عمد مى‏گوييد (مورد حساب قرار خواهد داد) و خداوند آمرزنده و رحيم است. (5)


النَّبِي‌ُّ أَوْلَي‌ بِالْمُؤْمِنِين‌َ مِن‌ْ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ أَزْوَاجُه‌ُ أُمَّهَاتُهُم‌ْ وَ أُولُوا الْأَرْحَام‌ِ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلَي‌ بِبَعْض‌ٍ فِي‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمُهَاجِرِين‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَفْعَلُوا إِلَي‌ أَوْلِيَائِكُمْ‌ مَعْرُوفَاً كَان‌َ ذَلِك‌َ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مَسْطُورَاً (احزاب: 6)

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند و خويشاوندان نسبت به يكديگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولى هستند، مگر اينكه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيكى كنيد (و سهمى از اموال خود را به آنها بدهيد) اين حكم در كتاب (الهى) نوشته شده است. (6)


وَ إِذْ يَقُول‌ُ الْمُنَافِقُون‌َ وَالَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ مَا وَعَدَنَا الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ إِلاَّ غُرُورَاً (احزاب: 12)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه منافقان و بيماردلان مى‏گفتند: «خدا و پيامبرش جز وعده‏هاى دروغين به ما نداده‏اند!» (12)


أَشِحَّة‌ً عَلَيْكُم‌ْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْف‌ُ رَأَيْتَهُم‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلَيْك‌َ تَدُورُ أَعْيُنُهُم‌ْ كَالَّذِي‌ يُغْشَي‌ عَلَيْه‌ِ مِن‌َ الْمَوْت‌ِ فَإِذَا ذَهَب‌َ الْخَوْف‌ُ سَلَقُوكُمْ‌ بِأَلْسِنَة‌ٍ حِدَادٍ أَشِحَّة‌ً عَلَي‌ الْخَيْرِ أُولَئِك‌َ لَم‌ْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَط‌َ الله‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ وَ كَان‌َ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرَاً (احزاب: 19)

آنها در همه چيز نسبت به شما بخيلند و هنگامى كه (لحظات) ترس (و بحرانى) پيش آيد، مى‏بينى آن چنان به تو نگاه مى‏كنند، و چشمهايشان در حدقه مى‏چرخد، كه گويى مى‏خواهند قالب تهى كنند! امّا وقتى حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهاى تند و خشن خود را با انبوهى از خشم و عصبانيت بر شما مى‏گشايند (و سهم خود را از غنايم مطالبه مى‏كنند!) در حالى كه در آن نيز حريص و بخيلند آنها (هرگز) ايمان نياورده‏اند، از اين رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرد و اين كار بر خدا آسان است. (19)


وَ لَمَّا رَأَي‌ الْمُؤْمِنُون‌َ الْأَحْزَاب‌َ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ صَدَق‌َ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ مَا زَادَهُم‌ْ إِلاَّ إِيمَانَاً وَ تَسْلِيمَاً (احزاب: 22)

(امّا) مؤمنان وقتى لشكر احزاب را ديدند گفتند: «اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‏اند!» و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود. (22)


مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ رِجَال‌ٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا الله‌َ عَلَيْه‌ِ فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ قَضَي‌ نَحْبَه‌ُ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً (احزاب: 23)

در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستاده‏اند بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند. (23)


وَ إِنْ‌ كُنْتُنَّ تُرِدْن‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَالدَّارَ الْآخِرَة‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَات‌ِ مِنْكُن‌َّ أَجْرَاً عَظِيمَاً (احزاب: 29)

و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.» (29)


وَ مَنْ‌ يَقْنُت‌ْ مِنْكُن‌َّ لِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ تَعْمَل‌ْ صَالِحَاً نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْن‌ِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقَاً كَرِيمَاً (احزاب: 31)

و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهيم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده‏ايم. (31)


يَا نِسَاءَ النَّبِي‌ِّ لَسْتُن‌َّ كَأَحَدٍ مِن‌َ النِّسَاءِ إِنِ‌ اتَّقَيْتُن‌َّ فَلاَ تَخْضَعْن‌َ بِالْقَوْل‌ِ فَيَطْمَع‌َ الَّذِي‌ فِي‌ قَلْبِه‌ِ مَرَض‌ٌ وَ قُلْن‌َ قَوْلاَ مَعْرُوفَاً (احزاب: 32)

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! (32)


وَ قَرْن‌َ فِي‌ بُيُوتِكُن‌َّ وَ لاَ تَبَرَّجْن‌َ تَبَرُّج‌َ الْجَاهِلِيَّة‌ِ الْأُولَي‌ وَ أَقِمْن‌َ الصَّلاَة‌َ وَ آتِين‌َ الزَّكَاة‌َ وَ أَطِعْن‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ إِنَّمَا يُرِيدُ الله‌ُ لِيُذْهِب‌َ عَنْكُم‌ُ الرِّجْس‌َ أَهْل‌َ الْبَيْت‌ِ وَ يُطَهِّرَكُم‌ْ تَطْهِيرَاً (احزاب: 33)

و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد. (33)


وَ مَا كَان‌َ لِمُؤْمِن‌ٍ وَ لاَ مُؤْمِنَة‌ٍ إِذَا قَضَي‌ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ أَمْرَاً أَنْ‌ يَكُون‌َ لَهُم‌ُ الْخِيَرَة‌ُ مِن‌ْ أَمْرِهِم‌ْ وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَقَدْ ضَل‌َّ ضَلاَلاً مُبِينَاً (احزاب: 36)

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)


وَ إِذْ تَقُول‌ُ لِلَّذِي‌ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ أَنْعَمْت‌َ عَلَيْه‌ِ أَمْسِك‌ْ عَلَيْك‌َ زَوْجَك‌َ وَاتَّق‌ِ الله‌َ وَ تُخْفِي‌ فِي‌ نَفْسِك‌َ مَا الله‌ُ مُبْدِيه‌ِ وَ تَخْشَي‌ النَّاس‌َ وَالله‌ُ أَحَق‌ُّ أَنْ‌ تَخْشَاه‌ُ فَلَمَّا قَضَي‌ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرَاً زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْلاَ يَكُون‌َ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ حَرَج‌ٌ فِي‌ أَزْوَاج‌ِ أَدْعِيَائِهِم‌ْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُن‌َّ وَطَرَاً وَ كَان‌َ أَمْرُ الله‌ِ مَفْعُولاً (احزاب: 37)

(به خاطر بياور) زمانى را كه به آن كس كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى [به فرزند خوانده‏ات «زيد»] مى‏گفتى: «همسرت را نگاه‏دار و از خدا بپرهيز!» (و پيوسته اين امر را تكرار مى‏كردى) و در دل چيزى را پنهان مى‏داشتى كه خداوند آن را آشكار مى‏كند و از مردم مى‏ترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى! هنگامى كه زيد نيازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو درآورديم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‏هايشان- هنگامى كه طلاق گيرند- نباشد و فرمان خدا انجام شدنى است (و سنّت غلط تحريم اين زنان بايد شكسته شود). (37)


مَا كَان‌َ عَلَي‌ النَّبِي‌ِّ مِن‌ْ حَرَج‌ٍ فِيمَا فَرَض‌َ الله‌ُ لَه‌ُ سُنَّة‌َ الله‌ِ فِي‌ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ كَان‌َ أَمْرُ الله‌ِ قَدَرَاً مَقْدُورَاً (احزاب: 38)

هيچ گونه منعى بر پيامبر در آنچه خدا بر او واجب كرده نيست اين سنّت الهى در مورد كسانى كه پيش از اين بوده‏اند نيز جارى بوده و فرمان خدا روى حساب و برنامه دقيقى است! (38)


الَّذِين‌َ يُبَلِّغُون‌َ رِسَالاَت‌ِ الله‌ِ وَ يَخْشَوْنَه‌ُ وَ لاَ يَخْشَوْن‌َ أَحَدَاً إِلاَّ الله‌َ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ حَسِيبَاً (احزاب: 39)

(پيامبران) پيشين كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏كردند و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداش‏دهنده اعمال آنها) است! (39)


وَ سَبِّحُوه‌ُ بُكْرَة‌ً وَ أَصِيلاً (احزاب: 42)

و صبح و شام او را تسبيح گوييد! (42)


هُوَ الَّذِي‌ يُصَلِّي‌ عَلَيْكُم‌ْ وَ مَلاَئِكَتُه‌ُ لِيُخْرِجَكُمْ‌ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ كَان‌َ بِالْمُؤْمِنِين‌َ رَحِيمَاً (احزاب: 43)

او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‏فرستد، و فرشتگان او (نيز) براى شما تقاضاى رحمت مى‏كنند تا شما را از ظلمات (جهل و شرك گناه) به سوى نور (ايمان و علم و تقوا) رهنمون گردد او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است! (43)


تَحِيَّتُهُم‌ْ يَوْم‌َ يَلْقَوْنَه‌ُ سَلاَم‌ٌ وَ أَعَدَّ لَهُم‌ْ أَجْرَاً كَرِيمَاً (احزاب: 44)

تحيّت آنان در روزى كه او را ديدار مى‏كنند سلام است و براى آنها پاداش پرارزشى فراهم ساخته است. (44)


وَ دَاعِيَاً إِلَي‌ الله‌ِ بِإِذْنِه‌ِ وَ سِرَاجَاً مُنِيرَاً (احزاب: 46)

و تو را دعوت‏كننده بسوى خدا به فرمان او قرار داديم، و چراغى روشنى‏بخش! (46)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوت‌َ النَّبِي‌ِّ إِلاَّ أَنْ‌ يُؤْذَن‌َ لَكُم‌ْ إِلَي‌ طَعَام‌ٍ غَيْرَ نَاظِرِين‌َ إِنَاه‌ُ وَ لَكِنْ‌ إِذَا دُعِيتُم‌ْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُم‌ْ فَانْتَشِرُوا وَ لاَ مُسْتَأْنِسِين‌َ لِحَدِيث‌ٍ إِن‌َّ ذَلِكُم‌ْ كَان‌َ يُؤْذِي‌ النَّبِي‌َّ فَيَسْتَحْيِی مِنْكُم‌ْ وَالله‌ُ لاَ يَسْتَحْیِي مِن‌َ الْحَق‌ِّ وَ إِذَا سَأَلْتُـمُوهُن‌َّ مَتَاعَاً فَاسْأَلُوهُن‌َّ مِنْ‌ وَرَاءِ حِجَاب‌ٍ ذَلِكُم‌ْ أَطْهَر لِقُلُوبِكُم‌ْ وَ قُلُوبِهِن‌َّ وَ مَا كَان‌َ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تُؤْذُوا رَسُول‌َ الله‌ِ وَ لاَ أَنْ‌ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ أَبَدَاً إِن‌َّ ذَلِكُم‌ْ كَان‌َ عِنْدَ الله‌ِ عَظِيمَاً (احزاب: 53)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، در حالى كه (قبل از موعد نياييد و) در انتظار وقت غذا ننشينيد امّا هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و (بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشينيد اين عمل، پيامبر را ناراحت مى‏نمايد، ولى از شما شرم مى‏كند (و چيزى نمى‏گويد) امّا خداوند از (بيان) حق شرم ندارد! و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) از آنان [همسران پيامبر] مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است! (53)


إِنْ‌ تُبْدُوا شَيْءً أَوْ تُخْفُوه‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيمَاً (احزاب: 54)

اگر چيزى را آشكار كنيد يا آن را پنهان داريد، خداوند از همه چيز آگاه است! (54)


إِن‌َّ الله‌َ وَ مَلاَئِكَتَه‌ُ يُصَلُّون‌َ عَلَي‌ النَّبِي‌ِّ يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْه‌ِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيمَاً (احزاب: 56)

خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملًا تسليم (فرمان او) باشيد. (56)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُؤْذُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ لَعَنَهُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ أَعَدَّ لَهُم‌ْ عَذَابَاً مُهِينَاً (احزاب: 57)

آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‏اى آماده كرده است. (57)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَكُونُوا كَالَّذِين‌َ آذَوْا مُوسَي‌ فَبَرَّأَه‌ُ الله‌ُ مِمَّا قَالُوا وَ كَان‌َ عِنْدَ الله‌ِ وَجِيهَاً (احزاب: 69)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! همانند كسانى نباشيد كه موسى را آزار دادند و خداوند او را از آنچه در حق او مى‏گفتند مبرا ساخت و او نزد خداوند، آبرومند (و گرانقدر) بود! (69)


يُصْلِح‌ْ لَكُم‌ْ أَعْمَالَكُم‌ْ وَ يَغْفِرْ لَكُم‌ْ ذُنُوبَكُم‌ْ وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَقَدْ فَازَ فَوْزَاً عَظِيمَاً (احزاب: 71)

تا خدا كارهاى شما را اصلاح كند و گناهانتان را بيامرزد و هر كس اطاعت خدا و رسولش كند، به رستگارى (و پيروزى) عظيمى دست يافته است! (71)


إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَة‌َ عَلَي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالْجِبَال‌ِ فَأَبَيْن‌َ أَنْ‌ يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْن‌َ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَان‌ُ إِنَّه‌ُ كَان‌َ ظَلُومَاً جَهُولاً (احزاب: 72)

ما امانت (تعهّد، تكليف، و ولايت الهيّه) را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسيدند امّا انسان آن را بر دوش كشيد او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم كرد)! (72)


الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَه‌ُ الْحَمْدُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ وَ هُوَ الْحَكِيم‌ُ الْخَبِيرُ (سبأ: 1)

حمد (و ستايش) مخصوص خداوندى است كه تمام آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و (نيز) حمد (و سپاس) براى اوست در سراى آخرت و او حكيم و آگاه است. (1)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لاَ تَأْتِينَا السَّاعَة‌ُ قُل‌ْ بَلَي‌ وَ رَبِّي‌ لَتَأْتِيَنَّكُم‌ْ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ لاَ يَعْزُب‌ُ عَنْه‌ُ مِثْقَال‌ُ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ أَصْغَرُ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْبَرُ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (سبأ: 3)

كافران گفتند: «قيامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد!» بگو: «آرى به پروردگارم سوگند كه به سراغ شما خواهد آمد، خداوندى كه از غيب آگاه است و به اندازه سنگينى ذرّه‏اى در آسمانها و زمين از علم او دور نخواهد ماند، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتابى آشكار ثبت است!» (3)


أَفْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَمْ‌ بِه‌ِ جِنَّة‌ٌ بَل‌ِ الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالْآخِرَة‌ِ فِي‌ الْعَذَاب‌ِ وَالضَّلاَل‌ِ الْبَعِيدِ (سبأ: 8)

آيا او بر خدا دروغ بسته يا به نوعى جنون گرفتار است؟!» (چنين نيست)، بلكه كسانى كه به آخرت ايمان نمى‏آورند، در عذاب و گمراهى دورى هستند (و نشانه گمراهى آنها همين انكار شديد است). (8)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلاً يَا جِبَال‌ُ أَوِّبِي‌ مَعَه‌ُ وَالطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَه‌ُ الْحَدِيدَ (سبأ: 10)

و ما به داوود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم (ما به كوه‏ها و پرندگان گفتيم:) اى كوه‏ها و اى پرندگان! با او هم‏آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد! و آهن را براى او نرم كرديم. (10)


وَ لِسُلَيْمَـان‌َ الرِّيح‌َ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شَهْرٌ وَ أَسَلْنَا لَه‌ُ عَيْن‌َ الْقِطْرِ وَ مِن‌َ الْجِن‌ِّ مَنْ‌ يَعْمَل‌ُ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ بِإِذْن‌ِ رَبِّه‌ِ وَ مَنْ‌ يَزِغ‌ْ مِنْهُم‌ْ عَن‌ْ أَمْرِنَا نُذِقْه‌ُ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (سبأ: 12)

و براى سليمان باد را مسخّر ساختيم كه صبحگاهان مسير يك ماه را مى‏پيمود و عصرگاهان مسير يك ماه را و چشمه مس (مذاب) را براى او روان ساختيم و گروهى از جنّ پيش روى او به اذن پروردگارش كار مى‏كردند و هر كدام از آنها كه از فرمان ما سرپيچى مى‏كرد، او را عذاب آتش سوزان مى‏چشانيم! (12)


يَعْمَلُون‌َ لَه‌ُ مَا يَشَاءُ مِنْ‌ مَحَارِيب‌َ وَ تَمَاثِيل‌َ وَ جِفَان‌ٍ كَالْجَوَاب‌ِ وَ قُدُورٍ رَاسِيَات‌ٍ اعْمَلُوا آل‌َ دَاوُدَ شُكْرَاً وَ قَلِيل‌ٌ مِن‌ْ عِبَادِي‌َ الشَّكُورُ (سبأ: 13)

آنها هر چه سليمان مى‏خواست برايش درست مى‏كردند: معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و ديگهاى ثابت (كه از بزرگى قابل حمل و نقل نبود و به آنان گفتيم:) اى آل داوود! شكر (اين همه نعمت را) بجا آوريد ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند! (13)


فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْه‌ِ الْمَوْت‌َ مَا دَلَّهُم‌ْ عَلَي‌ مَوْتِه‌ِ إِلاَّ دَابَّة‌ُ الْأَرْض‌ِ تَأْكُل‌ُ مِنْسَأَتَه‌ُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَت‌ِ الْجِن‌ُّ أَنْ‌ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ الْغَيْب‌َ مَا لَبِثُوا فِي‌ الْعَذَاب‌ِ الْمُهِين‌ِ (سبأ: 14)

(با اين همه جلال و شكوه سليمان) هنگامى كه مرگ را بر او مقرّر داشتيم، كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [موريانه‏] كه عصاى او را مى‏خورد (تا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد) هنگامى كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمى‏ماندند! (14)


لَقَدْ كَان‌َ لِسَبَاءٍ فِي‌ مَسْكَنِهِم‌ْ آيَة‌ٌ جَنَّتَان‌ِ عَنْ‌ يَمِين‌ٍ وَ شِمَال‌ٍ كُلُوا مِنْ‌ رِزْق‌ِ رَبِّكُم‌ْ وَاشْكُرُوا لَه‌ُ بَلْدَة‌ٌ طَيِّبَة‌ٌ وَ رَب‌ٌّ غَفُورٌ (سبأ: 15)

براى قوم «سبا» در محل سكونتشان نشانه‏اى (از قدرت الهى) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظيم با ميوه‏هاى فراوان و به آنها گفتيم:) از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد شهرى است پاك و پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (و مهربان)! (15)


وَ لَقَدْ صَدَّق‌َ عَلَيْهِم‌ْ إِبْلِيس‌ُ ظَنَّه‌ُ فَاتَّبَعُوه‌ُ إِلاَّ فَرِيقَاً مِن‌َ الْمُؤْمِنين‌َ (سبأ: 20)

(آرى) بيقين، ابليس گمان خود را درباره آنها محقّق يافت كه همگى از او پيروى كردند جز گروه اندكى از مؤمنان! (20)


وَ مَا كَان‌َ لَه‌ُ عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِلاَّ لِنَعْلَم‌َ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالْآخِرَة‌ِ مِمَّن‌ْ هُوَ مِنْهَا فِي‌ شَك‌ٍّ وَ رَبُّك‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَفِيظ‌ٌ (سبأ: 21)

او سلطه بر آنان نداشت جز براى اينكه مؤمنان به آخرت را از آنها كه در شكّ هستند باز شناسيم و پروردگار تو، نگاهبان همه چيز است! (21)


قُل‌ِ ادْعُوا الَّذِين‌َ زَعَمْتُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لاَ يَمْلِكُون‌َ مِثْقَال‌َ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا لَهُم‌ْ فِيهِمَا مِنْ‌ شِرْك‌ٍ وَ مَا لَه‌ُ مِنْهُمْ‌ مِنْ‌ ظَهِيرٍ (سبأ: 22)

بگو: «كسانى را كه غير از خدا (معبود خود) مى‏پنداريد بخوانيد! (آنها هرگز گرهى از كار شما نمى‏گشايند، چرا كه) آنها به اندازه ذرّه‏اى در آسمانها و زمين مالك نيستند، و نه در (خلقت و مالكيّت) آنها شريكند، و نه ياور او (در آفرينش) بودند. (22)


وَ لاَ تَنْفَع‌ُ الشَّفَاعَة‌ُ عِنْدَه‌ُ إِلاَّ لِمَن‌ْ إِذن‌َ لَه‌ُ حَتَّي‌ إِذَا فُزِّع‌َ عَنْ‌ قُلُوبِهِم‌ْ قَالُوا مَاذَا قَال‌َ رَبُّكُم‌ْ قَالُوا الْحَق‌َّ وَ هُوَ الْعَلِيُّ‌ الْكَبِيرُ (سبأ: 23)

هيچ شفاعتى نزد او، جز براى كسانى كه اذن داده، سودى ندارد! (در آن روز همه در اضطرابند) تا زمانى كه اضطراب از دلهاى آنان زايل گردد (و فرمان از ناحيه او صادر شود در اين هنگام مجرمان به شفيعان) مى‏گويند: «پروردگارتان چه دستورى داده؟» مى‏گويند: «حقّ را (بيان كرد و اجازه شفاعت درباره مستحقّان داد) و اوست بلندمقام و بزرگ مرتبه!» (23)


قُل‌ْ أَرُونِي‌َ الَّذِين‌َ أَلْحَقْتُمْ‌ بِه‌ِ شُرَكَاءَ كَلاَّ بَل‌ْ هُوَ الله‌ُ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (سبأ: 27)

بگو: «كسانى را كه بعنوان شريك به او ملحق ساخته‏ايد به من نشان دهيد! هرگز چنين نيست! (او شريك و شبيهى ندارد)، بلكه او خداوند عزيز و حكيم است! (27)


قُلْ‌ لَكُمْ‌ ميعَادُ يَوْم‌ٍ لاَ تَسْتَأْخِرُون‌َ عَنْه‌ُ سَاعَة‌ً وَ لاَ تَسْتَقْدِمُون‌َ (سبأ: 30)

بگو: «وعده شما روزى خواهد بود كه نه ساعتى از آن تأخير مى‏كنيد و نه (بر آن) پيشى خواهيد گرفت!» (30)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ بِهَذَا الْقُرْآن‌ِ وَ لاَ بِالَّذِي‌ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ لَوْ تَرَي‌ إِذِ الظَّالِمُون‌َ مَوْقُوفُون‌َ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ يَرْجِع‌ُ بَعْضُهُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ الْقَوْل‌َ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا لَوْلاَ أَنْتُم‌ْ لَكُنَّا مُؤْمِنِين‌َ (سبأ: 31)

كافران گفتند: «ما هرگز به اين قرآن و كتابهاى ديگرى كه پيش از آن بوده ايمان نخواهيم آورد!» اگر ببينى هنگامى كه اين ستمگران در پيشگاه پروردگارشان (براى حساب و جزا) نگه داشته شده‏اند در حالى كه هر كدام گناه خود را به گردن ديگرى مى‏اندازد (از وضع آنها تعجّب مى‏كنى)! مستضعفان به مستكبران مى‏گويند: «اگر شما نبوديد ما مؤمن بوديم!» (31)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا بَل‌ْ مَكْرُ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَنْ‌ نَكْفُرَ بِالله‌ِ وَ نَجْعَل‌َ لَه‌ُ أَندَادَاً وَ أَسَرُّوا النَّدَامَة‌َ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب‌َ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلاَل‌َ فِي‌ أَعْنَاق‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا هَل‌ْ يُجْزَوْن‌َ إِلاَّ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (سبأ: 33)

و مستضعفان به مستكبران مى‏گويند: «وسوسه‏هاى فريبكارانه شما در شب و روز (مايه گمراهى ما شد)، هنگامى كه به ما دستور مى‏داديد كه به خداوند كافر شويم و همتايانى براى او قرار دهيم!» و آنان هنگامى كه عذاب (الهى) را مى‏بينند پشيمانى خود را پنهان مى‏كنند (تا بيشتر رسوا نشوند)! و ما غل و زنجيرها در گردن كافران مى نهيم آيا جز آنچه عمل مى‏كردند به آنها جزا داده مى‏شود؟! (33)


وَ مَا أَرْسَلْنَا فِي‌ قَرْيَة‌ٍ مِنْ‌ نَذِيرٍ إِلاَّ قَال‌َ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (سبأ: 34)

و ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيم‏دهنده نفرستاديم مگر اينكه مترفين آنها (كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‏ايد كافريم!» (34)


قُل‌ْ إِن‌َّ رَبِّي‌ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَه‌ُ وَ مَا أَنْفَقْتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُه‌ُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين‌َ (سبأ: 39)

بگو: «پروردگارم روزى را براى هر كس بخواهد وسعت مى‏بخشد، و براى هر كس بخواهد تنگ (و محدود) مى‏سازد و هر چيزى را (در راه او) انفاق كنيد، عوض آن را مى‏دهد (و جاى آن را پر مى‏كند) و او بهترين روزى‏دهندگان است!» (39)


قُل‌ْ إِنْ‌ ضَلَلْت‌ُ فَإِنَّمَا أَضِل‌ُّ عَلَي‌ نَفْسِي‌ وَ إِنِ‌ اهْتَدَيْت‌ُ فَبِمَـا يُوحِي‌ إِلَيَّ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ سَمِيع‌ٌ قَرِيب‌ٌ (سبأ: 50)

بگو: «اگر من گمراه شوم، از ناحيه خود گمراه مى‏شوم و اگر هدايت يابم، به وسيله آنچه پروردگارم به من وحى مى‏كند هدايت مى‏يابم او شنواى نزديك است!» (50)


وَ قَالُوا آمَنَّا بِه‌ِ وَ أَنَّي‌ لَهُم‌ُ التَّنَاوُش‌ُ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ بَعِيدٍ (سبأ: 52)

و (در آن حال) مى‏گويند: «به حقّ ايمان آورديم!»، ولى چگونه مى‏توانند از فاصله دور به آن دسترسى پيدا كنند! (52)


وَ قَدْ كَفَرُوا بِه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ يَقْذِفُون‌َ بِالْغَيْب‌ِ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ بَعِيدٍ (سبأ: 53)

آنها پيش از اين (كه در نهايت آزادى بودند) به آن كافر شدند و دورادور، و غائبانه (و بدون آگاهى). نسبت‏هاى ناروا مى‏دادند. (53)


مَا يَفْتَح‌ِ الله‌ُ لِلنَّاس‌ِ مِنْ‌ رَحْمَة‌ٍ فَلاَ مُمْسِك‌َ لَهَا وَ مَا يُمْسِك‌ْ فَلاَ مُرْسِل‌َ لَه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (فاطر: 2)

هر رحمتى را خدا به روى مردم بگشايد، كسى نمى‏تواند جلو آن را بگيرد و هر چه را امساك كند، كسى غير از او قادر به فرستادن آن نيست و او عزيز و حكيم است! (2)


إِن‌َّ الشَّيْطَان‌َ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوه‌ُ عَدُوَّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَه‌ُ لِيَكُونُوا مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ السَّعِيرِ (فاطر: 6)

البتّه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد او فقط حزبش را به اين دعوت مى‏كند كه اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند! (6)


أَفَمَنْ‌ زُيِّن‌َ لَه‌ُ سُوءُ عَمَلِه‌ِ فَرَآه‌ُ حَسَنَاً فَإِن‌َّ الله‌َ يُضِل‌ُّ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ فَلاَ تَذْهَب‌ْ نَفْسُك‌َ عَلَيْهِم‌ْ حَسَرَات‌ٍ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِمَا يَصْنَعُون‌َ (فاطر: 8)

آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مى‏بيند (همانند كسى است كه واقع را آن چنان كه هست مى‏يابد)؟! خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى‏كند پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود خداوند به آنچه انجام مى‏دهند داناست! (8)


وَالله‌ُ الَّذِي‌ أَرْسَل‌َ الرِّيَاح‌َ فَتُثِيرُ سَحَابَاً فَسُقْنَاه‌ُ إِلَي‌ بَلَدٍ مَيِّت‌ٍ فَأَحْيَيْنَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِك‌َ النُّشُورُ (فاطر: 9)

خداوند كسى است كه بادها را فرستاد تا ابرهايى را به حركت درآورند سپس ما اين ابرها را به سوى زمين مرده‏اى رانديم و به وسيله آن، زمين را پس از مردنش زنده مى‏كنيم رستاخيز نيز همين گونه است! (9)


مَنْ‌ كَان‌َ يُرِيدُ الْعِزَّة‌َ فَلِالله‌ِ الْعِزَّة‌ُ جَمِيعَاً إِلَيْه‌ِ يَصْعَدُ الْكَلِم‌ُ الطَّيِّب‌ُ وَالْعَمَل‌ُ الصَّالِح‌ُ يَرْفَعُه‌ُ وَالَّذِين‌َ يَمْكُرُون‌َ السَّيِّئَات‌ِ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُولَئِك‌َ هُوَ يَبُورُ (فاطر: 10)

كسى كه خواهان عزّت است (بايد از خدا بخواهد چرا كه) تمام عزّت براى خداست سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى‏كند، و عمل صالح را بالا مى‏برد و آنها كه نقشه‏هاى بد مى‏كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود مى‏شود (و به جايى نمى‏رسد)! (10)


وَالله‌ُ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ ثُم‌َّ جَعَلَكُم‌ْ أَزْوَاجَاً وَ مَا تَحْمِل‌ُ مِن‌ْ أُنْثَي‌ وَ لاَ تَضَع‌ُ إِلاَّ بِعِلْمِه‌ِ وَ مَا يُعَمَّرُ مِنْ‌ مُعَمَّرٍ وَ لاَ يُنْقَص‌ُ مِن‌ْ عُمُرِه‌ِ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ إِن‌َّ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرٌ (فاطر: 11)

خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‏اى سپس شما را بصورت زوجهايى قرار داد هيچ جنس ماده‏اى باردار نمى‏شود و وضع حمل نمى‏كند مگر به علم او، و هيچ كس عمر طولانى نمى‏كند، يا از عمرش كاسته نمى‏شود مگر اينكه در كتاب (علم خداوند) ثبت است اينها همه براى خداوند آسان است. (11)


وَ مَا يَسْتَوِي‌ الْبَحْرَان‌ِ هَذَا عَذْب‌ٌ فُرَات‌ٌ سَائِغ‌ٌ شَرَابُه‌ُ وَ هَذَا مِلْح‌ٌ أُجَاج‌ٌ وَ مِنْ‌ كُل‌ٍّ تَأْكُلُون‌َ لَحْمَاً طَرِيَّاً وَ تَسْتَخْرِجُون‌َ حِلَيَة‌ً تَلْبَسُونَهَا وَ تَرَي‌ الْفُلْك‌َ فِيه‌ِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن‌ْ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (فاطر: 12)

دو دريا يكسان نيستند: اين يكى دريايى است كه آبش گوارا و شيرين و نوشيدنش خوشگوار است، و آن يكى شور و تلخ و گلوگير (امّا) از هر دو گوشتى تازه مى خوريد و وسايل زينتى استخراج كرده مى‏پوشيد و كشتيها را در آن مى‏بينى كه آنها را مى‏شكافند (و به سوى مقصد پيش مى‏روند) تا از فضل خداوند بهره‏گيريد، و شايد شكر (نعمتهاى او را) بجا آوريد! (12)


يُولِج‌ُ اللَّيْل‌َ فِي‌ النَّهَارِ وَ يُولِج‌ُ النَّهَارَ فِي‌ اللَّيْل‌ِ وَ سَخَّرَ الشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ كُل‌ٌّ يَجْرِي‌ لِأَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ وَالَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مَا يَمْلِكُون‌َ مِنْ‌ قِطْمِيرٍ (فاطر: 13)

او شب را در روز داخل مى‏كند و روز را در شب و خورشيد و ماه را مسخّر (شما) كرده، هر يك تا سرآمد معيّنى به حركت خود ادامه مى‏دهد اين است خداوند، پروردگار شما حاكميّت (در سراسر عالم) از آن اوست: و كسانى را كه جز او مى‏خوانيد (و مى‏پرستيد) حتى به اندازه پوست نازك هسته خرما مالك نيستند! (13)


وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَة‌ٌ وِزْرَ أُخْرَي‌ وَ إِنْ‌ تَدْع‌ُ مُثْقَلَة‌ٌ إِلَي‌ حِمْلِهَا لاَ يُحْمَل‌ْ مِنْه‌ُ شَي‌ْءٌ وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِين‌َ يَخْشَوْن‌َ رَبَّهُمْ‌ بِالْغَيْب‌ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَة‌َ وَ مَنْ‌ تَزَكَّي‌ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ إِلَي‌ الله‌ِ الْمَصِيرُ (فاطر: 18)

هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد و اگر شخص سنگين‏بارى ديگرى را براى حمل گناه خود بخواند، چيزى از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزديكان او باشد! تو فقط كسانى را بيم‏مى‏دهى كه از پروردگار خود در پنهانى مى‏ترسند و نماز را برپا مى‏دارند و هر كس پاكى (و تقوا) پيشه كند، نتيجه آن به خودش بازمى‏گردد و بازگشت (همگان) به سوى خداست! (18)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ ثَمَرَات‌ٍ مُخْتَلِفَاً أَلْوَانُهَا وَ مِن‌َ الْجِبَال‌ِ جُدَدٌ بِيض‌ٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُهَا وَ غَرَابِيب‌ُ سُودٌ (فاطر: 27)

آيا نديدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد كه بوسيله آن ميوه‏هايى رنگارنگ (از زمين) خارج ساختيم و از كوه‏ها نيز (به لطف پروردگار) جاده‏هايى آفريده شده سفيد و سرخ و به رنگهاى مختلف و گاه به رنگ كاملًا سياه! (27)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَالدَّوَاب‌ِّ وَالْأَنْعَام‌ِ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُه‌ُ كَذَلِك‌َ إِنَّمَا يَخْشَي‌ الله‌َ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ الْعُلَمَاءُ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ غَفُورٌ (فاطر: 28)

و از انسانها و جنبندگان و چهارپايان انواعى با رنگهاى مختلف، (آرى) حقيقت چنين است: از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند خداوند عزيز و غفور است! (28)


لِيُوَفِّيَهُم‌ْ أُجُورَهُم‌ْ وَ يَزِيدَهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنَّه‌ُ غَفُورٌ شَكُورٌ (فاطر: 30)

(آنها اين اعمال صالح را انجام مى‏دهند) تا خداوند اجر و پاداش كامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بيفزايد كه او آمرزنده و شكرگزار است! (30)


وَالَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ هُوَ الْحَق‌ُّ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِعِبَادِه‌ِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ (فاطر: 31)

و آنچه از كتاب به تو وحى كرديم حق است و تصديق‏كننده و هماهنگ با كتب پيش از آن خداوند نسبت به بندگانش خبير و بيناست! (31)


ثُم‌َّ أَوْرَثْنَا الْكِتَاب‌َ الَّذِين‌َ اصْطَفَيْنَا مِن‌ْ عِبَادِنَا فَمِنْهُم‌ْ ظَالِم‌ٌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُم‌ْ سَابِق‌ٌ بِالْخَيْرَات‌ِ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَضْل‌ُ الْكَبِيرُ (فاطر: 32)

سپس اين كتاب (آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم (امّا) از ميان آنها عده‏اى بر خود ستم كردند، و عده‏اى ميانه رو بودند، و گروهى به اذن خدا در نيكيها (از همه) پيشى گرفتند، و اين، همان فضيلت بزرگ است! (32)


الَّذِي‌ أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَة‌ِ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَب‌ٌ وَ لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوب‌ٌ (فاطر: 35)

همان كسى كه با فضل خود ما را در اين سراى اقامت (جاويدان) جاى داد كه نه در آن رنجى به ما مى‏رسد و نه سستى و واماندگى! (35)


وَ هُم‌ْ يَصْطَرِخُون‌َ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَل‌ْ صَالِحَاً غَيْرَ الَّذِي‌ كُنَّا نَعْمَل‌ُ أَوَ لَم‌ْ نُعَمِّرْكُمْ‌ مَا يَتَذَكَّرُ فِيه‌ِ مَنْ‌ تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُم‌ُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِين‌َ مِنْ‌ نَصِيرٍ (فاطر: 37)

آنها در دوزخ فرياد مى‏زنند: «پروردگارا! ما را خارج كن تا عمل صالحى انجام دهيم غير از آنچه انجام مى‏داديم!» (در پاسخ به آنان گفته مى‏شود:) آيا شما را به اندازه‏اى كه هر كس اهل تذكّر است در آن متذكّر مى‏شود عمر نداديم، و انذاركننده (الهى) به سراغ شما نيامد؟! اكنون بچشيد كه براى ظالمان هيچ ياورى نيست! (37)


إِن‌َّ الله‌َ عَالِم‌ُ غَيْب‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (فاطر: 38)

خداوند از غيب آسمانها و زمين آگاه است، و آنچه را در درون دلهاست مى‏داند! (38)


هُوَ الَّذِي‌ جَعَلَكُم‌ْ خَلاَئِف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَمَنْ‌ كَفَرَ فَعَلَيْه‌ِ كُفْرُه‌ُ وَ لاَ يَزِيدُ الْكَافِرِين‌َ كُفْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ إِلاَّ مَقْتَاً وَ لاَ يَزِيدُ الْكَافِرِين‌َ كُفْرُهُم‌ْ إِلاَّ خَسَارَاً (فاطر: 39)

اوست كه شما را جانشينانى در زمين قرار داد هر كس كافر شود، كفر او به زيان خودش خواهد بود، و كافران را كفرشان جز خشم و غضب در نزد پروردگار چيزى نمى‏افزايد، و (نيز) كفرشان جز زيان و خسران چيزى بر آنها اضافه نمى‏كند! (39)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ شُرَكَاءَكُم‌ُ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ أَرُونِي‌ مَاذَا خَلَقُوا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ أَم‌ْ لَهُم‌ْ شِرْك‌ٌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ أَم‌ْ آتَيْنَاهُم‌ْ كِتَابَاً فَهُم‌ْ عَلَي‌ بَيِّنَت‌ٍ مِنْه‌ُ بَل‌ْ إِنْ‌ يَعِدُ الظَّالِمُون‌َ بَعْضُهُمْ‌ بَعْضَاً إِلاَّ غُرُورَاً (فاطر: 40)

بگو: «اين معبودانى را كه جز خدا مى‏خوانيد به من نشان دهيد چه چيزى از زمين را آفريده‏اند، يا اينكه شركتى در (آفرينش و مالكيّت) آسمانها دارند؟! يا به آنان كتابى (آسمانى) داده‏ايم و دليلى از آن براى (شرك) خود دارند؟!» نه هيچ يك از اينها نيست، ظالمان فقط وعده‏هاى دروغين به يكديگر مى‏دهند! (40)


إِن‌َّ الله‌َ يُمْسِك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ أَنْ‌ تَزُولاَ وَ لَئِنْ‌ زَالَتَا إِن‌ْ أَمْسَكَهُمَا مِن‌ْ أَحَدٍ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ حَلِيمَاً غَفُورَاً (فاطر: 41)

خداوند آسمانها و زمين را نگاه مى‏دارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هر گاه منحرف گردند، كسى جز او نمى‏تواند آنها را نگاه دارد، او بردبار و غفور است! (41)


اسْتِكْبَارَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَكْرَ السَّيِّئ‌ِ وَ لاَ يَحِيق‌ُ الْمَكْرُ السَّيِّئ‌ُ إِلاَّ بِأَهْلِه‌ِ فَهَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ سُنَّت‌َ الْأَوَّلِين‌َ فَلَن‌ْ تَجِدَ لِسُنَّت‌ِ الله‌ِ تَبْدِيلاً وَ لَن‌ْ تَجِدَ لِسُنَّت‌ِ الله‌ِ تَحْوِيلاً (فاطر: 43)

اينها همه بخاطر استكبار در زمين و نيرنگهاى بدشان بود امّا اين نيرنگها تنها دامان صاحبانش را مى‏گيرد آيا آنها چيزى جز سنّت پيشينيان و (عذابهاى دردناك آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبديل نخواهى يافت، و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نمى‏يابى! (43)


أَوَ لَم‌ْ يَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُم‌ْ قُوَّة‌ً وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُعْجِزَه‌ُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ عَلِيمَاً قَدِيرَاً (فاطر: 44)

آيا آنان در زمين نگشتند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنها بودند چگونه بود؟! همانها كه از اينان قويتر (و نيرومندتر) بودند نه چيزى در آسمانها و نه چيزى در زمين از حوزه قدرت او بيرون نخواهد رفت او دانا و تواناست! (44)


وَ لَوْ يُؤَاخِذُ الله‌ُ النَّاس‌َ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَك‌َ عَلَي‌ ظَهْرِهَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ وَ لَكِنْ‌ يُؤَخِّرُهُم‌ْ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً فَإِذَا جاءَ أَجَلُهُم‌ْ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِعِبَادِه‌ِ بَصِيرَاً (فاطر: 45)

اگر خداوند مردم را به سبب كارهايى كه انجام داده‏اند مجازات كند، جنبنده‏اى را بر پشت زمين باقى نخواهد گذاشت! ولى (به لطفش) آنها را تا سرآمد معيّنى تأخير مى‏اندازد (و مهلت اصلاح مى‏دهد) امّا هنگامى كه اجل آنان فرا رسد، (خداوند هر كس را به مقتضاى عملش جزا مى‏دهد) او نسبت به بندگانش بيناست (و از اعمال و نيّات همه آگاه است)! (45)


إِنَّمَا تُنْذِرُ مَن‌ِ اتَّبَع‌َ الذِّكْرَ وَ خَشِي‌َ الرَّحْمَن‌َ بِالْغَيْب‌ِ فَبَشِّرْه‌ُ بِمَغْفِرَة‌ٍ وَ أَجْرٍ كَرِيم‌ٍ (يس: 11)

تو فقط كسى را انذار مى‏كنى كه از اين يادآورى (الهى) پيروى كند و از خداوند رحمان در نهان بترسد چنين كسى را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده! (11)


إِنَّا نَحْن‌ُ نُحْي‌ِ الْمَوْتَي‌ وَ نَكْتُب‌ُ مَا قَدَّمُوا وَ آثَارَهُم‌ْ وَ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ أَحْصَيْنَاه‌ُ فِي‌ إِمَام‌ٍ مُبِين‌ٍ (يس: 12)

به يقين ما مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه را از پيش فرستاده‏اند و تمام آثار آنها را مى نويسيم و همه چيز را در كتاب آشكار كننده‏اى برشمرده‏ايم! (12)


وَ مَا لِي‌َ لاَ أَعْبُدُ الَّذِي‌ فَطَرَنِي‌ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (يس: 22)

من چرا كسى را پرستش نكنم كه مرا آفريده، و همگى به سوى او بازگشت داده مى‏شويد؟! (22)


أَأَتَّخِذُ مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً إِنْ‌ يُرِدْن‌ِ الرَّحْمَن‌ُ بِضُرٍّ لاَ تُغْن‌ِ عَنِّي‌ شَفَاعَتُهُم‌ْ شَيْءً وَ لاَ يُنْقِذُون‌ِ (يس: 23)

آيا غير از او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند، شفاعت آنها كمترين فايده‏اى براى من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد! (23)


وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ مِنْ‌ جُندٍ مِن‌َ السَّمَاءِ وَ مَا كُنَّا مُنْزِلِين‌َ (يس: 28)

و ما بعد از او بر قومش هيچ لشكرى از آسمان نفرستاديم، و هرگز سنت ما بر اين نبود (28)


يَا حَسْرَة‌ً عَلَي‌ الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (يس: 30)

افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنان نيامد مگر اينكه او را استهزا مى‏كردند! (30)


وَ آيَة‌ٌ لَهُم‌ُ الْأَرْض‌ُ الْمَيْتَة‌ُ أَحْيَيْنَاهَا وَ أَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبَّاً فَمِنْه‌ُ يَأْكُلُون‌َ (يس: 33)

زمين مرده براى آنها آيتى است، ما آن را زنده كرديم و دانه‏هاى (غذايى) از آن خارج ساختيم كه از آن مى‏خورند (33)


لِيَأْكُلُوا مِنْ‌ ثَمَرِه‌ِ وَ مَا عَمِلَتْه‌ُ أَيْدِيهِم‌ْ أَفَلاَ يَشْكُرُون‌َ (يس: 35)

تا از ميوه آن بخورند در حالى كه دست آنان هيچ دخالتى در ساختن آن نداشته است! آيا شكر خدا را بجا نمى‏آورند؟! (35)


وَ آيَة‌ٌ لَهُم‌ُ اللَّيْل‌ُ نَسْلَخ‌ُ مِنْه‌ُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ‌ مُظْلِمُون‌َ (يس: 37)

شب (نيز) براى آنها نشانه‏اى است (از عظمت خدا) ما روز را از آن برمى‏گيريم، ناگهان تاريكى آنان را فرا مى‏گيرد! (37)


وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاه‌ُ مَنَازِل‌َ حَتَّي‌ عَادَ كَالْعُرْجُون‌ِ الْقَدِيم‌ِ (يس: 39)

و براى ماه منزلگاه‏هايى قرار داديم، (و هنگامى كه اين منازل را طى كرد) سرانجام بصورت «شاخه كهنه قوسى شكل و زرد رنگ خرما» در مى‏آيد. (39)


وَ خَلَقْنَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ مِثْلِه‌ِ مَا يَرْكَبُون‌َ (يس: 42)

و براى آنها مركبهاى ديگرى همانند آن آفريديم. (42)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا أَنُطْعِم‌ُ مَنْ‌ لَوْ يَشَاءُ الله‌ُ أَطْعَمَه‌ُ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ فِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يس: 47)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنيد!»، كافران به مؤمنان مى‏گويند: «آيا ما كسى را اطعام كنيم كه اگر خدا مى‏خواست او را اطعام مى‏كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهى آشكاريد»! (47)


أَلَم‌ْ أَعْهَدْ إِلَيْكُم‌ْ يَا بَنِي‌ آدَم‌َ أَنْ‌ لاَ تَعْبُدُوا الشَّيْطَان‌َ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (يس: 60)

آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان آدم كه شيطان را نپرستيد، كه او براى شما دشمن آشكارى است؟! (60)


وَ مَنْ‌ نُعَمِّرْه‌ُ نُنَكِّسْه‌ُ فِي‌ الْخَلْق‌ِ أَفَلاَ يَعْقِلُون‌َ (يس: 68)

هر كس را طول عمر دهيم، در آفرينش واژگونه‏اش مى‏كنيم (و به ناتوانى كودكى باز مى‏گردانيم) آيا انديشه نمى‏كنند؟! (68)


وَ مَا عَلَّمْنَاه‌ُ الشِّعْرَ وَ مَا يَنْبَغِي‌ لَه‌ُ إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَ قُرْآن‌ٌ مُبِين‌ٌ (يس: 69)

ما هرگز شعر به او [پيامبر] نياموختيم، و شايسته او نيست (شاعر باشد) اين (كتاب آسمانى) فقط ذكر و قرآن مبين است! (69)


أَوَ لَم‌ْ يَرَ الْإِنْسَان‌ُ أَنَّا خَلَقْنَاه‌ُ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيم‌ٌ مُبِين‌ٌ (يس: 77)

آيا انسان نمى‏داند كه ما او را از نطفه‏اى بى‏ارزش آفريديم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه) به مخاصمه آشكار (با ما) برخاست! (77)


وَ ضَرَب‌َ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِي‌َ خَلْقَه‌ُ قَال‌َ مَنْ‌ يُحْيِي‌ الْعِظَام‌َ وَ هِي‌َ رَمِيم‌ٌ (يس: 78)

و براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: «چه كسى اين استخوانها را زنده مى‏كند در حالى كه پوسيده است؟!» (78)


الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارَاً فَإِذَا أَنْتُمْ‌ مِنْه‌ُ تُوقِدُون‌َ (يس: 80)

همان كسى كه براى شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مى‏افروزيد!» (80)


إِنَّمَا أَمْرُه‌ُ إِذَا أَرَادَ شَيْءً أَنْ‌ يَقُول‌َ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (يس: 82)

فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مى‏گويد: «موجود باش!»، آن نيز بى‏درنگ موجود مى‏شود! (82)


فَسُبْحَان‌َ الَّذِي‌ بِيَدِه‌ِ مَلَكُوت‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (يس: 83)

پس منزّه است خداوندى كه مالكيّت و حاكميّت همه چيز در دست اوست و شما را به سوى او بازمى‏گردانند! (83)


إِلاَّ مَن‌ْ خَطِف‌َ الْخَطْفَة‌َ فَأَتْبَعَه‌ُ شِهَاب‌ٌ ثَاقِب‌ٌ (صافات: 10)

مگر آنها كه در لحظه‏اى كوتاه براى استراق سمع به آسمان نزديك شوند، كه «شهاب ثاقب» آنها را تعقيب مى‏كند! (10)


هَذَا يَوْم‌ُ الْفَصْل‌ِ الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ (صافات: 21)

(آرى) اين همان روز جدايى (حقّ از باطل) است كه شما آن را تكذيب مى‏كرديد! (21)


فَاطَّلَع‌َ فَرَآه‌ُ فِي‌ سَوَاءِ الْجَحِيم‌ِ (صافات: 55)

اينجاست كه نگاهى مى‏كند، ناگهان او را در ميان دوزخ مى‏بيند. (55)


طَلْعُهَا كَأَنَّه‌ُ رُؤُوس‌ُ الشَّيَاطِين‌ِ (صافات: 65)

شكوفه آن مانند سرهاى شياطين است! (65)


وَ نَجَّيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ مِن‌َ الْكَرْب‌ِ الْعَظِيم‌ِ (صافات: 76)

و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهايى بخشيديم، (76)


وَ جَعَلْنَا ذُرِّيَّتَه‌ُ هُم‌ُ الْبَاقِين‌َ (صافات: 77)

و فرزندانش را همان بازماندگان (روى زمين) قرار داديم، (77)


وَ تَرَكْنَا عَلَيْه‌ِ فِي‌ الْآخِرِين‌َ (صافات: 78)

و نام نيك او را در ميان امّتهاى بعد باقى نهاديم. (78)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 81)

چرا كه او از بندگان باايمان ما بود! (81)


وَ إِن‌َّ مِنْ‌ شِيعَتِه‌ِ لَإِبْرَاهِيم‌َ (صافات: 83)

و از پيروان او ابراهيم بود (83)


إِذْ جَاءَ رَبَّه‌ُ بِقَلْب‌ٍ سَلِيم‌ٍ (صافات: 84)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه با قلب سليم به پيشگاه پروردگارش آمد (84)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ مَاذَا تَعْبُدُون‌َ (صافات: 85)

هنگامى كه به پدر و قومش گفت: «اينها چيست كه مى‏پرستيد؟! (85)


فَتَوَلَّوْا عَنْه‌ُ مُدْبِرِين‌َ (صافات: 90)

آنها از او روى برتافته و به او پشت كردند (و بسرعت دور شدند.) (90)


فَأَقْبَلُوا إِلَيْه‌ِ يَزِفُّون‌َ (صافات: 94)

آنها با سرعت به او روى آوردند. (94)


قَالُوا ابْنُوا لَه‌ُ بُنْيَانَاً فَأَلْقُوه‌ُ فِي‌ الْجَحِيم‌ِ (صافات: 97)

(بت‏پرستان) گفتند: «بناى مرتفعى براى او بسازيد و او را در جهنّمى از آتش بيفكنيد!» (97)


فَأَرَادُوا بِه‌ِ كَيْدَاً فَجَعَلْنَاهُم‌ُ الْأَسْفَلِين‌َ (صافات: 98)

آنها طرحى براى نابودى ابراهيم ريخته بودند، ولى ما آنان را پست و مغلوب ساختيم! (98)


فَبَشَّرْنَاه‌ُ بِغُلاَم‌ٍ حَلِيم‌ٍ (صافات: 101)

ما او [ابراهيم‏] را به نوجوانى بردبار و صبور بشارت داديم! (101)


فَلَمَّا بَلَغ‌َ مَعَه‌ُ السَّعْي‌َ قَال‌َ يَا بُنَي‌َّ إِنِّي‌ أَرَي‌ فِي‌ الْمَنَام‌ِ أَنِّي‌ أَذْبَحُك‌َ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَي‌ قَال‌َ يَا أَبَت‌ِ افْعَل‌ْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي‌ إِنْ‌ شَاءَ الله‌ُ مِن‌َ الصَّابِرِين‌َ (صافات: 102)

هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، گفت: «پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‏كنم، نظر تو چيست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت!» (102)


فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّه‌ُ لِلْجَبِين‌ِ (صافات: 103)

هنگامى كه هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد ... (103)


وَ نَادَيْنَاه‌ُ أَنْ‌ يَا إِبْرَاهِيم‌ُ (صافات: 104)

او را ندا داديم كه: «اى ابراهيم! (104)


وَ فَدَيْنَاه‌ُ بِذِبْح‌ٍ عَظِيم‌ٍ (صافات: 107)

ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم، (107)


وَ تَرَكْنَا عَلَيْه‌ِ فِي‌ الْآخِرِين‌َ (صافات: 108)

و نام نيك او را در امّتهاى بعد باقى نهاديم! (108)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 111)

او از بندگان باايمان ما است! (111)


وَ بَشَّرْنَاه‌ُ بِإِسْحَاق‌َ نَبِيَّاً مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (صافات: 112)

ما او را به اسحاق- پيامبرى از شايستگان- بشارت داديم! (112)


وَ بَارَكْنَا عَلَيْه‌ِ وَ عَلَي‌ إِسْحَاق‌َ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِن‌ٌ وَ ظَالِم‌ٌ لِنَفْسِه‌ِ مُبِين‌ٌ (صافات: 113)

ما به او و اسحاق بركت داديم و از دودمان آن دو، افرادى بودند نيكوكار و افرادى آشكارا به خود ستم كردند! (113)


إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ أَلاَ تَتَّقُون‌َ (صافات: 124)

به خاطر بياور هنگامى را كه به قومش گفت: «آيا تقوا پيشه نمى‏كنيد؟! (124)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَإِنَّهُم‌ْ لَمُـحْضَرُون‌َ (صافات: 127)

امّا آنها او را تكذيب كردند ولى به يقين همگى (در دادگاه عدل الهى) احضار مى‏شوند! (127)


وَ تَرَكْنَا عَلَيْه‌ِ فِي‌ الْآخِرِين‌َ (صافات: 129)

ما نام نيك او را در ميان امّتهاى بعد باقى گذارديم! (129)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 132)

او از بندگان مؤمن ما است! (132)


إِذْ نَجَّيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ أَجْمَعِين‌َ (صافات: 134)

و به خاطر بياور زمانى را كه او و خاندانش را همگى نجات داديم، (134)


فَالْتَقَمَه‌ُ الْحُوت‌ُ وَ هُوَ مُلِيم‌ٌ (صافات: 142)

(او را به دريا افكندند) و ماهى عظيمى او را بلعيد، در حالى كه مستحقّ سرزنش بود! (142)


فَلَوْلاَ أَنَّه‌ُ كَان‌َ مِن‌َ الْمُسَبِّحِين‌َ (صافات: 143)

و اگر او از تسبيح‏كنندگان نبود ... (143)


لَلَبِث‌َ فِي‌ بَطْنِه‌ِ إِلَي‌ يَوْم‌ِ يُبْعَثُون‌َ (صافات: 144)

تا روز قيامت در شكم ماهى مى‏ماند! (144)


فَنَبَذْنَاه‌ُ بِالْعَرَاءِ وَ هُوَ سَقِيم‌ٌ (صافات: 145)

(به هر حال ما او را رهايى بخشيديم و) او را در يك سرزمين خشك خالى از گياه افكنديم در حالى كه بيمار بود! (145)


وَ أَنبَتْنَا عَلَيْه‌ِ شَجَرَة‌ً مِنْ‌ يَقْطِين‌ٍ (صافات: 146)

و بوته كدويى بر او رويانديم (تا در سايه برگهاى پهن و مرطوبش آرامش يابد)! (146)


وَ أَرْسَلْنَاه‌ُ إِلَي‌ مِئَة‌ِ أَلْف‌ٍ أَوْ يَزِيدُون‌َ (صافات: 147)

و او را به سوى جمعيّت يكصد هزار نفرى- يا بيشتر- فرستاديم! (147)


وَ جَعَلُوا بَيْنَه‌ُ وَ بَيْن‌َ الْجِنَّة‌ِ نَسَبَاً وَ لَقَدْ عَلِمَت‌ِ الْجِنَّة‌ُ إِنَّهُم‌ْ لَمُـحْضَرُون‌َ (صافات: 158)

آنها [مشركان‏] ميان او [خداوند] و جنّ، (خويشاوندى و) نسبتى قائل شدند در حالى كه جنّيان بخوبى مى‏دانند كه اين بت‏پرستان در دادگاه الهى احضار مى‏شوند! (158)


مَا أَنْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ بِفَاتِنِين‌َ (صافات: 162)

هرگز نمى‏توانيد كسى را (با آن) فريب دهيد، (162)


وَ مَا مِنَّا إِلاَّ لَه‌ُ مَقَام‌ٌ مَعْلُوم‌ٌ (صافات: 164)

و هيچ يك از ما نيست جز آنكه مقام معلومى دارد (164)


فَكَفَرُوا بِه‌ِ فَسَوْف‌َ يَعْلَمُون‌َ (صافات: 170)

(امّا هنگامى كه اين كتاب بزرگ آسمانى بر آنها نازل شد،) به آن كافر شدند ولى بزودى (نتيجه كار خود را) خواهند دانست! (170)


أَأُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ الذِّكْرُ مِنْ‌ بَيْنِنَا بَل‌ْ هُم‌ْ فِي‌ شَك‌ٍّ مِنْ‌ ذِكْرِي‌ بَلْ‌ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَاب‌ِ (ص: 8)

آيا از ميان همه ما، قرآن تنها بر او [محمّد] نازل شده؟!» آنها در حقيقت در اصل وحى من ترديد دارند، بلكه آنان هنوز عذاب الهى را نچشيده‏اند (كه اين چنين گستاخانه سخن مى‏گويند)! (8)


اصْبِرْ عَلَي‌ مَا يَقُولُون‌َ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّه‌ُ أَوَّاب‌ٌ (ص: 17)

در برابر آنچه مى‏گويند شكيبا باش، و به خاطر بياور بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبه‏كننده بود! (17)


إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَال‌َ مَعَه‌ُ يُسَبِّحْن‌َ بِالْعَشِي‌ِّ وَالْإِشْرَاق‌ِ (ص: 18)

ما كوه‏ها را مسخّر او ساختيم كه هر شامگاه و صبحگاه با او تسبيح مى‏گفتند! (18)


وَالطَّيْرَ مَحْشُورَة‌ً كُل‌ٌّ لَه‌ُ أَوَّاب‌ٌ (ص: 19)

پرندگان را نيز دسته جمعى مسخّر او كرديم (تا همراه او تسبيح خدا گويند) و همه اينها بازگشت‏كننده به سوى او بودند! (19)


وَ شَدَدْنَا مُلْكَه‌ُ وَ آتَيْنَاه‌ُ الْحِكْمَة‌َ وَ فَصْل‌َ الْخِطَاب‌ِ (ص: 20)

و حكومت او را استحكام بخشيديم، (هم) دانش به او داديم و (هم) داورى عادلانه! (20)


إِن‌َّ هَذَا أَخِي‌ لَه‌ُ تِسْع‌ٌ وَ تِسْعُون‌َ نَعْجَة‌ً وَ لِي‌َ نَعْجَة‌ٌ وَاحِدَة‌ٌ فَقَال‌َ أَكْفِلْنِيهَا وَ عَزَّنِي‌ فِي‌ الْخِطَاب‌ِ (ص: 23)

اين برادر من است و او نود و نه ميش دارد و من يكى بيش ندارم امّا او اصرار مى‏كند كه: اين يكى را هم به من واگذار و در سخن بر من غلبه كرده است!» (23)


قَال‌َ لَقَدْ ظَلَمَك‌َ بِسُؤَال‌ِ نَعْجَتِك‌َ إِلَي‌ نِعَاجِه‌ِ وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي‌ بَعْضُهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ إِلاَّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ قَلِيل‌ٌ مَا هُم‌ْ وَ ظَن‌َّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاه‌ُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّه‌ُ وَ خَرَّ رَاكِعَاً وَ أَنَاب‌َ (ص: 24)

(داوود) گفت: «مسلّماً او با درخواست يك ميش تو براى افزودن آن به ميشهايش، بر تو ستم نموده و بسيارى از شريكان (و دوستان) به يكديگر ستم مى‏كنند، مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند امّا عدّه آنان كم است!» داوود دانست كه ما او را (با اين ماجرا) آزموده‏ايم، از اين رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد. (24)


فَغَفَرْنَا لَه‌ُ ذَلِك‌َ وَ إِن‌َّ لَه‌ُ عِنْدَنَا لَزُلْفَي‌ وَ حُسْن‌َ مَآب‌ٍ (ص: 25)

ما اين عمل را بر او بخشيديم و او نزد ما داراى مقامى والا و سرانجامى نيكوست! (25)


كِتَاب‌ٌ أَنْزَلْنَاه‌ُ إِلَيْك‌َ مُبَارَك‌ٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِه‌ِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (ص: 29)

اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كرده‏ايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند! (29)


وَ وَهَبْنَا لِدَاوُدَ سُلَيْمَـان‌َ نِعْم‌َ الْعَبْدُ إِنَّه‌ُ أَوَّاب‌ٌ (ص: 30)

ما سليمان را به داوود بخشيديم چه بنده خوبى! زيرا همواره به سوى خدا بازگشت مى‏كرد (و به ياد او بود)! (30)


إِذْ عُرِض‌َ عَلَيْه‌ِ بِالْعَشِي‌ِّ الصَّافِنَات‌ُ الْجِيَادُ (ص: 31)

به خاطر بياور هنگامى را كه عصرگاهان اسبان چابك تندرو را بر او عرضه داشتند، (31)


وَ لَقَدْ فتَنَّا سُلَيْمان‌َ وَ أَلْقَيْنَا عَلَي‌ كُرْسِيِّه‌ِ جَسَدَاً ثُم‌َّ أَنَاب‌َ (ص: 34)

ما سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى افكنديم سپس او به درگاه خداوند توبه كرد. (34)


فَسَخَّرْنَا لَه‌ُ الرِّيح‌َ تَجْرِي‌ بِأَمْرِه‌ِ رُخَاءً حَيْث‌ُ أَصَاب‌َ (ص: 36)

پس ما باد را مسخّر او ساختيم تا به فرمانش بنرمى حركت كند و به هر جا او مى‏خواهد برود! (36)


وَ إِن‌َّ لَه‌ُ عِنْدَنَا لَزُلْفَي‌ وَ حُسْن‌َ مَآب‌ٍ (ص: 40)

و براى او [سليمان‏] نزد ما مقامى ارجمند و سرانجامى نيكوست! (40)


وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوب‌َ إِذْ نَادَي‌ رَبَّه‌ُ أَنِّي‌ مَسَّنِي‌َ الشَّيْطَان‌ُ بِنُصْب‌ٍ وَ عَذَاب‌ٍ (ص: 41)

و به خاطر بياور بنده ما ايّوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است. (41)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ أَهْلَه‌ُ وَ مِثْلَهُمْ‌ مَعَهُم‌ْ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ ذِكْرَي‌ لِأُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (ص: 43)

و خانواده‏اش را به او بخشيديم، و همانند آنها را بر آنان افزوديم، تا رحمتى از سوى ما باشد و تذكّرى براى انديشمندان. (43)


وَ خُذْ بِيَدِك‌َ ضِغْثَاً فَاضْرِب‌ْ بِه‌ِ وَ لاَ تَحْنَث‌ْ إِنَّا وَجَدْنَاه‌ُ صَابِرَاً نِعْم‌َ الْعَبْدُ إِنَّه‌ُ أَوَّاب‌ٌ (ص: 44)

(و به او گفتيم:) بسته‏اى از ساقه‏هاى گندم (يا مانند آن) را برگير و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشكن! ما او را شكيبا يافتيم چه بنده خوبى كه بسيار بازگشت‏كننده (به سوى خدا) بود! (44)


إِن‌َّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَه‌ُ مِنْ‌ نَفَادٍ (ص: 54)

اين روزى ما است كه هرگز آن را پايانى نيست! (54)


هَذَا فَلْيَذُوقُوه‌ُ حَمِيم‌ٌ وَ غَسَّاق‌ٌ (ص: 57)

اين نوشابه «حميم» و «غسّاق» است [دو مايع سوزان و تيره رنگ‏] كه بايد از آن بچشند! (57)


وَ آخَرُ مِنْ‌ شَكْلِه‌ِ أَزْوَاج‌ٌ (ص: 58)

و جز اينها كيفرهاى ديگرى همانند آن دارند! (58)


قَالُوا بَل‌ْ أَنْتُم‌ْ لاَ مَرْحَبَاً بِكُم‌ْ أَنْتُم‌ْ قَدَّمْتُمُوه‌ُ لَنَا فَبِئْس‌َ الْقَرَارُ (ص: 60)

آنها (به رؤساى خود) مى‏گويند: «بلكه خوشامد بر شما مباد كه اين عذاب را شما براى ما فراهم ساختيد! چه بد قرارگاهى است اينجا!» (60)


قَالُوا رَبَّنَا مَنْ‌ قَدَّم‌َ لَنَا هَذَا فَزِدْه‌ُ عَذَابَاً ضِعْفَاً فِي‌ النَّارِ (ص: 61)

(سپس) مى‏گويند: «پروردگارا! هر كس اين عذاب را براى ما فراهم ساخته، عذابى مضاعف در آتش بر او بيفزا!» (61)


أَنْتُم‌ْ عَنْه‌ُ مُعْرِضُون‌َ (ص: 68)

كه شما از آن روى‏گردانيد! (68)


فَإِذَا سَوَّيْتُه‌ُ وَ نَفَخْت‌ُ فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِي‌ فَقَعُوا لَه‌ُ سَاجِدِين‌َ (ص: 72)

هنگامى كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، براى او به سجده افتيد!» (72)


قَال‌َ أَنَا خَيْرٌ مِنْه‌ُ خَلَقْتَنِي‌ مِنْ‌ نَارٍ وَ خَلَقْتَه‌ُ مِنْ‌ طِين‌ٍ (ص: 76)

گفت: «من از او بهترم مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل!» (76)


قُل‌ْ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ وَ مَا أَنَا مِن‌َ الْمُتَكَلِّفِين‌َ (ص: 86)

(اى پيامبر!) بگو: «من براى دعوت نبوّت هيچ پاداشى از شما نمى‏طلبم، و من از متكلّفين نيستم! (سخنانم روشن و همراه با دليل است!)» (86)


وَ لَتَعْلَمُن‌َّ نَبَأَه‌ُ بَعْدَ حِين‌ٍ (ص: 88)

و خبر آن را بعد از مدّتى مى‏شنويد! (88)


إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ فَاعْبُدِ الله‌َ مُخْلِصَاً لَه‌ُ الدِّين‌َ (زمر: 2)

ما اين كتاب را بحقّ بر تو نازل كرديم پس خدا را پرستش كن و دين خود را براى او خالص گردان! (2)


أَلاَ لِالله‌ِ الدِّين‌ُ الْخَالِص‌ُ وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُم‌ْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَي‌ الله‌ِ زُلْفَي‌ إِن‌َّ الله‌َ يَحْكُم‌ُ بَيْنَهُم‌ْ فِي‌ مَا هُم‌ْ فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَن‌ْ هُوَ كَاذِب‌ٌ كَفَّارٌ (زمر: 3)

آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران‏كننده است هرگز هدايت نمى‏كند! (3)


لَوْ أَرَادَ الله‌ُ أَنْ‌ يَتَّخِذَ وَلَدَاً لَاصْطَفَي‌ مِمَّا يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ سُبْحَانَه‌ُ هُوَ الله‌ُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (زمر: 4)

اگر (بفرض محال) خدا مى‏خواست فرزندى انتخاب كند، از ميان مخلوقاتش آنچه را مى‏خواست برميگزيد منزّه است (از اينكه فرزندى داشته باشد)! او خداوند يكتاى پيروز است! (4)


خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ ثُم‌َّ جَعَل‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ أَنْزَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَنْعَام‌ِ ثَمَانِيَة‌َ أَزْوَاج‌ٍ يَخْلُقُكُم‌ْ فِي‌ بُطُون‌ِ أُمَّهَاتِكُم‌ْ خَلْقَاً مِنْ‌ بَعْدِ خَلْق‌ٍ فِي‌ ظُلُمَات‌ٍ ثَلاَث‌ٍ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّي‌ تُصْرَفُون‌َ (زمر: 6)

او شما را از يك نفس آفريد، و همسرش را از (باقيمانده گِل) او خلق كرد و براى شما هشت زوج از چهارپايان ايجاد كرد او شما را در شكم مادرانتان آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريكيهاى سه گانه، مى‏بخشد! اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت (عالم هستى) از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟! (6)


إِنْ‌ تَكْفُرُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَنِي‌ٌّ عَنْكُم‌ْ وَ لاَ يَرْضَي‌ لِعِبَادِه‌ِ الْكُفْرَ وَ إِنْ‌ تَشْكُرُوا يَرْضَه‌ُ لَكُم‌ْ وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَة‌ٌ وِزْرَ أُخْرَي‌ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّكُمْ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (زمر: 7)

اگر كفران كنيد، خداوند از شما بى‏نياز است و هرگز كفران را براى بندگانش نمى پسندد و اگر شكر او را بجا آوريد آن را براى شما مى‏پسندد! و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد! سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان است، و شما را از آنچه انجام مى‏داديد آگاه مى‏سازد چرا كه او به آنچه در سينه‏هاست آگاه است! (7)


وَ إِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ ضُرٌّ دَعَا رَبَّه‌ُ مُنِيبَاً إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ إِذَا خَوَّلَه‌ُ نِعْمَة‌ً مِنْه‌ُ نَسِي‌َ مَا كَان‌َ يَدْعُو إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ جَعَل‌َ لِالله‌ِ أَندَادَاً لِيُضِل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ قُل‌ْ تَمَتَّع‌ْ بِكُفْرِك‌َ قَلِيلاً إِنَّك‌َ مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ النَّارِ (زمر: 8)

هنگامى كه انسان را زيانى رسد، پروردگار خود را مى‏خواند و بسوى او باز مى گردد امّا هنگامى كه نعمتى از خود به او عطا كند، آنچه را به خاطر آن قبلًا خدا را مى خواند از ياد مى‏برد و براى خداوند همتايانى قرار مى‏دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد بگو: «چند روزى از كفرت بهره‏گير كه از دوزخيانى!» (8)


أَمْ مَن‌ْ هُوَ قَانِت‌ٌ آنَاءَ اللَّيْل‌ِ سَاجِدَاً وَ قَائِمَاً يَحْذَرُ الْآخِرَة‌َ وَ يَرْجُو رَحْمَة‌َ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ هَل‌ْ يَسْتَوِي‌ الَّذِين‌َ يَعْلَمُون‌َ وَالَّذِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (زمر: 9)

(آيا چنين كسى با ارزش است) يا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت مى‏ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو: «آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكّر مى‏شوند!» (9)


قُل‌ْ إِنِّي‌ أُمِرْت‌ُ أَنْ‌ أَعْبُدَ الله‌َ مُخْلِصَاً لَه‌ُ الدِّين‌َ (زمر: 11)

بگو: «من مأمورم كه خدا را پرستش كنم در حالى كه دينم را براى او خالص كرده باشم، (11)


قُل‌ِ الله‌َ أَعْبُدُ مُخْلِصَاً لَه‌ُ دِينِي‌ (زمر: 14)

بگو: «من تنها خدا را مى‏پرستم در حالى كه دينم را براى او خالص مى‏كنم. (14)


فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الْخَاسِرِين‌َ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنفُسَهُم‌ْ وَ أَهْلِيهِم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ أَلاَ ذَلِك‌َ هُوَ الْخُسْرَان‌ُ الْمُبِين‌ُ (زمر: 15)

شما هر چه را جز او مى‏خواهيد بپرستيد!» بگو: «زيانكاران واقعى آنانند كه سرمايه وجود خويش و بستگانشان را در روز قيامت از دست داده‏اند! آگاه باشيد زيان آشكار همين است!» (15)


لَهُمْ‌ مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ ظُلَل‌ٌ مِن‌َ النَّارِ وَ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ْ ظُلَل‌ٌ ذَلِك‌َ يُخَوِّف‌ُ الله‌ُ بِه‌ِ عِبَادَه‌ُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُون‌ِ (زمر: 16)

براى آنان از بالاى سرشان سايبانهايى از آتش، و در زير پايشان نيز سايبانهايى از آتش است اين چيزى است كه خداوند با آن بندگانش را مى‏ترساند! اى بندگان من! از نافرمانى من بپرهيزيد! (16)


الَّذِين‌َ يَسْتَمِعُون‌َ الْقَوْل‌َ فَيَتَّبِعُون‌َ أَحْسَنَه‌ُ أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ هَدَاهُم‌ُ الله‌ُ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ْ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (زمر: 18)

همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند. (18)


أَفَمَن‌ْ حَق‌َّ عَلَيْه‌ِ كَلِمَة‌ُ الْعَذَاب‌ِ أَفَأَنْت‌َ تُنْقِذُ مَنْ‌ فِي‌ النَّارِ (زمر: 19)

آيا تو مى‏توانى كسى را كه فرمان عذاب درباره او قطعى شده رهايى بخشى؟! آيا تو ميتوانى كسى را كه در درون آتش است برگيرى و نجات دهى؟! (19)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَه‌ُ يَنَابِيع‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ ثُم‌َّ يُخْرِج‌ُ بِه‌ِ زَرْعَاً مُخْتَلِفَاً أَلْوَانُه‌ُ ثُم‌َّ يَهِيج‌ُ فَتَرَاه‌ُ مُصْفَرَّاً ثُم‌َّ يَجْعَلُه‌ُ حُطَامَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَذِكْرَي‌ لِأُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (زمر: 21)

آيا نديدى كه خداوند از آسمان آبى فرستاد و آن را بصورت چشمه‏هايى در زمين وارد نمود، سپس با آن زراعتى را خارج مى‏سازد كه رنگهاى مختلف دارد بعد آن گياه خشك مى‏شود، بگونه‏اى كه آن را زرد و بى‏روح مى‏بينى سپس آن را در هم مى‏شكند و خرد مى‏كند در اين مثال تذكّرى است براى خردمندان (از ناپايدارى دنيا)! (21)


أَفَمَنْ‌ شَرَح‌َ الله‌ُ صَدْرَه‌ُ لِلْإِسْلاَم‌ِ فَهُوَ عَلَي‌ نُورٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَوَيْل‌ٌ لِلْقَاسِيَة‌ِ قُلُوبُهُمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرِ الله‌ِ أُولَئِك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (زمر: 22)

آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته (همچون كوردلان گمراه است؟!) واى بر آنان كه قلبهايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهى آشكارى هستند! (22)


الله‌ُ نَزَّل‌َ أَحْسَن‌َ الْحَدِيث‌ِ كِتَابَاً مُتَشَابِهَاً مَثَانِي‌َ تَقْشَعِرُّ مِنْه‌ُ جُلُودُ الَّذِين‌َ يَخْشَوْن‌َ رَبَّهُم‌ْ ثُم‌َّ تَلِين‌ُ جُلُودُهُم‌ْ وَ قُلُوبُهُم‌ْ إِلَي‌ ذِكْرِ الله‌ِ ذَلِك‌َ هُدَي‌ الله‌ِ يَهْدِي‌ بِه‌ِ مَن‌ْ يَشاءُ وَ مَن‌ْ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هادٍ (زمر: 23)

خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يكديگر است آياتى مكرّر دارد (با تكرارى شوق‏انگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى‏شود اين هدايت الهى است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود! (23)


أَفَمَنْ‌ يَتَّقِي‌ بِوَجْهِه‌ِ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ قِيل‌َ لِلظَّالِمِين‌َ ذُوقُوا مَا كُنْتُم‌ْ تَكْسِبُون‌َ (زمر: 24)

آيا كسى كه با صورت خود عذاب دردناك (الهى) را در روز قيامت دور مى‏سازد (همانند كسى است كه هرگز آتش دوزخ به او نمى‏رسد)؟! و به ظالمان گفته مى شود: «بچشيد آنچه را به دست مى‏آورديد (و انجام مى‏داديد)!» (24)


ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً رَجُلاً فِيه‌ِ شُرَكَاءُ مُتَشَاكِسُون‌َ وَ رَجُلاً سَلَمَاً لِرَجُل‌ٍ هَل‌ْ يَسْتَوِيَان‌ِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِالله‌ِ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (زمر: 29)

خداوند مثالى زده است: مردى را كه مملوك شريكانى است كه درباره او پيوسته با هم به مشاجره مشغولند، و مردى كه تنها تسليم يك نفر است آيا اين دو يكسانند؟! حمد، مخصوص خداست، ولى بيشتر آنان نمى‏دانند. (29)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ كَذَب‌َ عَلَي‌ الله‌ِ وَ كَذَّب‌َ بِالصِّدْق‌ِ إِذْ جَاءَه‌ُ أَلَيْس‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ مَثْوَي‌ً لِلْكَافِرِين‌َ (زمر: 32)

پس چه كسى ستمكارتر است از آن كسى كه بر خدا دروغ ببندد و سخن راست را هنگامى كه به سراغ او آمده تكذيب كند؟! آيا در جهنّم جايگاهى براى كافران نيست؟! (32)


وَالَّذِي‌ جَاءَ بِالصِّدْق‌ِ وَ صَدَّق‌َ بِه‌ِ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُتَّقُون‌َ (زمر: 33)

امّا كسى كه سخن راست بياورد و كسى كه آن را تصديق كند، آنان پرهيزگارانند! (33)


أَلَيْس‌َ الله‌ُ بِكَاف‌ٍ عَبْدَه‌ُ وَ يُخَوِّفُونَك‌َ بِالَّذِين‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هَادٍ (زمر: 36)

آيا خداوند براى (نجات و دفاع از) بنده‏اش كافى نيست؟! امّا آنها تو را از غير او مى‏ترسانند. و هر كس را خداوند گمراه كند، هيچ هدايت‏كننده‏اى ندارد! (36)


وَ مَنْ‌ يَهْدِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ مُضِل‌ٍّ أَلَيْس‌َ الله‌ُ بِعَزِيزٍ ذِي‌ انْتِقَام‌ٍ (زمر: 37)

و هر كس را خدا هدايت كند، هيچ گمراه‏كننده‏اى نخواهد داشت آيا خداوند توانا و داراى مجازات نيست؟! (37)


وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُمْ‌ مَن‌ْ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ لَيَقُولُن‌َّ الله‌ُ قُل‌ْ أَفَرَأَيْتُم‌ْ مَا تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ إِن‌ْ أَرَادَنِي‌َ الله‌ُ بِضُرٍّ هَل‌ْ هُن‌َّ كَاشِفَات‌ُ ضُرِّه‌ِ أَوْ أَرَادَنِي‌ بِرَحْمَة‌ٍ هَل‌ْ هُن‌َّ مُمْسِكَات‌ُ رَحْمَتِه‌ِ قُل‌ْ حَسْبِي‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ يَتَوَكَّل‌ُ الْمُتَوَكِّلُون‌َ (زمر: 38)

و اگر از آنها بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده؟» حتماً مى‏گويند: «خدا!» بگو: «آيا هيچ درباره معبودانى كه غير از خدا مى‏خوانيد انديشه مى‏كنيد كه اگر خدا زيانى براى من بخواهد، آيا آنها مى‏توانند گزند او را برطرف سازند؟! و يا اگر رحمتى براى من بخواهد، آيا آنها مى‏توانند جلو رحمت او را بگيرند؟!» بگو: «خدا مرا كافى است و همه متوكّلان تنها بر او توكّل مى‏كنند!» (38)


مَنْ‌ يَأْتِيه‌ِ عَذَاب‌ٌ يُخْزِيه‌ِ وَ يَحِل‌ُّ عَلَيْه‌ِ عَذَاب‌ٌ مُقِيم‌ٌ (زمر: 40)

چه كسى عذاب خواركننده‏اى (در دنيا) به سراغش مى‏آيد، و (سپس) عذابى جاويدان (در آخرت) بر او وارد مى‏گردد!» (40)


إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ لِلنَّاس‌ِ بِالْحَق‌ِّ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَإِنَّمَا يَضِل‌ُّ عَلَيْهَا وَ مَا أَنْت‌َ عَلَيْهِمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (زمر: 41)

ما اين كتاب (آسمانى) را براى مردم بحق بر تو نازل كرديم هر كس هدايت را پذيرد به نفع خود اوست و هر كس گمراهى را برگزيند، تنها به زيان خود گمراه مى‏گردد و تو مأمور اجبار آنها به هدايت نيستى. (41)


قُلْ‌ لِالله‌ِ الشَّفَاعَة‌ُ جَمِيعَاً لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ ثُم‌َّ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (زمر: 44)

بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاكميّت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوى او بازمى‏گردانند!» (44)


وَ إِذَا ذُكِرَ الله‌ُ وَحْدَه‌ُ اشْمَأَزَّت‌ْ قُلُوب‌ُ الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالْآخِرَة‌ِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِين‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِذَا هُم‌ْ يَسْتَبْشِرُون‌َ (زمر: 45)

هنگامى كه خداوند به يگانگى ياد مى‏شود، دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند مشمئزّ (و متنفّر) مى‏گردد امّا هنگامى كه از معبودهاى ديگر ياد مى‏شود، آنان خوشحال مى‏شوند. (45)


قُل‌ِ اللَّهُم‌َّ فَاطِرَ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ عَالِم‌َ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ أَنْت‌َ تَحْكُم‌ُ بَيْن‌َ عِبَادِك‌َ فِي‌ مَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (زمر: 46)

بگو: «خداوندا! اى آفريننده آسمانها و زمين، و آگاه از اسرار نهان و آشكار، تو در ميان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داورى خواهى كرد!» (46)


وَ لَوْ أَن‌َّ لِلَّذِين‌َ ظَلَمُوا مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ مِثْلَه‌ُ مَعَه‌ُ لَافْتَدَوْا بِه‌ِ مِنْ‌ سُوءِ الْعَذَاب‌ِ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ بَدَا لَهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مَا لَم‌ْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُون‌َ (زمر: 47)

اگر ستمكاران تمام آنچه را روى زمين است مالك باشند و همانند آن بر آن افزوده شود، حاضرند همه را فدا كنند تا از عذاب شديد روز قيامت رهايى يابند و از سوى خدا براى آنها امورى ظاهر مى‏شود كه هرگز گمان نمى‏كردند! (47)


وَ بَدَا لَهُم‌ْ سَيِّئَات‌ُ مَا كَسَبُوا وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (زمر: 48)

در آن روز اعمال بدى را كه انجام داده‏اند براى آنها آشكار مى‏شود، و آنچه را استهزا مى‏كردند بر آنها واقع مى‏گردد. (48)


فَإِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ ضُرٌّ دَعَانَا ثُم‌َّ إِذَا خَوَّلْنَاه‌ُ نِعْمَة‌ً مِنَّا قَال‌َ إِنَّمَا أُوتِيتُه‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ بَل‌ْ هِي‌َ فِتْنَة‌ٌ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (زمر: 49)

هنگامى كه انسان را زيانى رسد، ما را (براى حلّ مشكلش) مى‏خواند سپس هنگامى كه از جانب خود به او نعمتى دهيم، مى‏گويد: «اين نعمت را بخاطر كاردانى خودم به من داده‏اند» ولى اين وسيله آزمايش (آنها) است، امّا بيشترشان نمى‏دانند. (49)


قُل‌ْ يَا عِبَادِي‌َ الَّذِين‌َ أَسْرَفُوا عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ‌ رَحْمَة‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَغْفِرُ الذُّنُوب‌َ جَمِيعَاً إِنَّه‌ُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (زمر: 53)

بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. (53)


وَ أَنِيبُوا إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ وَ أَسْلِمُوا لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ ثُم‌َّ لاَ تُنْصَرُون‌َ (زمر: 54)

و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ كس يارى نشويد! (54)


لَه‌ُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْخَاسِرُون‌َ (زمر: 63)

كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست و كسانى كه به آيات خداوند كافر شدند زيانكارانند. (63)


وَ مَا قَدَرُوا الله‌َ حَق‌َّ قَدْرِه‌ِ وَالْأَرْض‌ُ جَمِيعَاً قَبْضَتُه‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَالسَّمَاوَات‌ُ مَطْوِيَّات‌ٌ بِيَمِينِه‌ِ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (زمر: 67)

آنها خدا را آن گونه كه شايسته است نشناختند، در حالى كه تمام زمين در روز قيامت در قبضه اوست و آسمانها پيچيده در دست او خداوند منزّه و بلندمقام است از شريكيهايى كه براى او مى‏پندارند (67)


وَ نُفِخ‌َ فِي‌ الصُّورِ فَصَعِق‌َ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِلاَّ مَنْ‌ شَاءَ الله‌ُ ثُم‌َّ نُفِخ‌َ فِيه‌ِ أُخْرَي‌ فَإِذَا هُم‌ْ قِيَام‌ٌ يَنْظُرُون‌َ (زمر: 68)

و در «صور» دميده مى‏شود، پس همه كسانى كه در آسمانها و زمينند مى‏ميرند، مگر كسانى كه خدا بخواهد سپس بار ديگر در «صور» دميده مى‏شود، ناگهان همگى به پا مى‏خيزند و در انتظار (حساب و جزا) هستند. (68)


وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ صَدَقَنَا وَعْدَه‌ُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْض‌َ نَتَبَوَّأُ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ حَيْث‌ُ نَشَاءُ فَنِعْم‌َ أَجْرُ الْعَامِلِين‌َ (زمر: 74)

آنها مى‏گويند: «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه به وعده خويش درباره ما وفا كرد و زمين (بهشت) را ميراث ما قرار داد كه هر جا را بخواهيم منزلگاه خود قرار دهيم چه نيكوست پاداش عمل كنندگان!» (74)


غَافِرِ الذَّنْب‌ِ وَ قَابِل‌ِ التَّوْب‌ِ شَدِيدِ الْعِقَاب‌ِ ذِي‌ الطَّوْل‌ِ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ إِلَيْه‌ِ الْمَصِيرُ (غافر: 3)

خداوندى كه آمرزنده گناه، پذيرنده توبه، داراى مجازات سخت، و صاحب نعمت فراوان است هيچ معبودى جز او نيست و بازگشت (همه شما) تنها بسوى اوست. (3)


كَذَّبَت‌ْ قَبْلَهُم‌ْ قَوْم‌ُ نُوح‌ٍ وَالْأَحْزَاب‌ُ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ وَ هَمَّت‌ْ كُل‌ُّ أُمَّة‌ٍ بِرَسُولِهِم‌ْ لِيَأْخُذُوه‌ُ وَ جَادَلُوا بِالْبَاطِل‌ِ لِيُدْحِضُوا بِه‌ِ الْحَق‌َّ فَأَخَذْتُهُم‌ْ فَكَيْف‌َ كَان‌َ عِقَاب‌ِ (غافر: 5)

پيش از آنها قوم نوح و اقوامى كه بعد از ايشان بودند (پيامبرانشان را) تكذيب كردند و هر امّتى در پى آن بود كه توطئه كند و پيامبرش را بگيرد (و آزار دهد)، و براى محو حق به مجادله باطل دست زدند امّا من آنها را گرفتم (و سخت مجازات كردم) ببين كه مجازات من چگونه بود! (5)


الَّذِين‌َ يَحْمِلُون‌َ الْعَرْش‌َ وَ مَن‌ْ حَوْلَه‌ُ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ يَسْتَغْفِرُون‌َ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْت‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ رَحْمَة‌ً وَ عِلْمَاً فَاغْفِرْ لِلَّذِين‌َ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَك‌َ وَ قِهِم‌ْ عَذَاب‌َ الْجَحِيم‌ِ (غافر: 7)

فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف مى‏كنند) تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‏گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏كنند (و مى گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مى‏كنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار! (7)


وَ قِهِم‌ُ السَّيِّئَات‌ِ وَ مَنْ‌ تَق‌ِ السَّيِّئَات‌ِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَه‌ُ وَ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (غافر: 9)

و آنان را از بديها نگاه دار، و هر كس را كه در آن روز از بديها نگاه دارى، مشمول رحمتت ساخته‏اى و اين است همان رستگارى عظيم! (9)


ذَلِكُمْ‌ بِأَنَّه‌ُ إِذَا دُعِي‌َ الله‌ُ وَحْدَه‌ُ كَفَرْتُم‌ْ وَ إِنْ‌ يُشْرَك‌ْ بِه‌ِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْم‌ُ لِالله‌ِ الْعَلِيِّ‌ الْكَبِيرِ (غافر: 12)

اين بخاطر آن است كه وقتى خداوند به يگانگى خوانده مى‏شد انكار مى‏كرديد، و اگر براى او همتايى مى‏پنداشتند ايمان مى‏آورديد اكنون داورى مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (و شما را مطابق عدل خود كيفر مى‏دهد). (12)


هُوَ الَّذِي‌ يُرِيكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ وَ يُنَزِّل‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ رِزْقَاً وَ مَا يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَنْ‌ يُنِيب‌ُ (غافر: 13)

او كسى است كه آيات خود را به شما نشان مى‏دهد و از آسمان براى شما روزى (با ارزشى) مى‏فرستد تنها كسانى متذكّر اين حقايق مى‏شوند كه بسوى خدا باز مى‏گردند. (13)


فَادْعُوا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ وَ لَوْ كَرِه‌َ الْكَافِرُون‌َ (غافر: 14)

(تنها) خدا را بخوانيد و دين خود را براى او خالص كنيد، هر چند كافران ناخشنود باشند! (14)


رَفِيع‌ُ الدَّرَجَات‌ِ ذُو الْعَرْش‌ِ يُلْقِي‌ الرُّوح‌َ مِن‌ْ أَمْرِه‌ِ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ لِيُنْذِرَ يَوْم‌َ التَّلاَق‌ِ (غافر: 15)

او درجات (بندگان صالح) را بالا مى‏برد، او صاحب عرش است، روح (مقدّس) را به فرمانش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد القاء مى‏كند تا (مردم را) از روز ملاقات [روز رستاخيز] بيم دهد! (15)


وَالله‌ُ يَقْضِي‌ بِالْحَق‌ِّ وَالَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ لاَ يَقْضُون‌َ بِشَي‌ْءٍ إِن‌َّ الله‌َ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (غافر: 20)

خداوند بحقّ داورى مى‏كند، و معبودهايى را كه غير از او مى‏خوانند هيچ گونه داورى ندارند خداوند شنوا و بيناست! (20)


ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَانَتْ‌ تَأْتِيهِم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُم‌ُ الله‌ُ إِنَّه‌ُ قَوِي‌ٌّ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (غافر: 22)

اين براى آن بود كه پيامبرانشان پيوسته با دلايل روشن به سراغشان مى‏آمدند، ولى آنها انكار مى‏كردند خداوند هم آنان را گرفت (و كيفر داد) كه او قوىّ و مجازاتش شديد است! (22)


فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُم‌ْ وَ مَا كَيْدُ الْكَافِرِين‌َ إِلاَّ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ (غافر: 25)

و هنگامى كه حقّ را از سوى ما براى آنها آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با موسى ايمان آورده‏اند بكشيد و زنانشان را (براى اسارت و خدمت) زنده بگذاريد!» امّا نقشه كافران جز در گمراهى نيست (و نقش بر آب مى‏شود). (25)


وَ قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ ذَرُونِي‌ أَقْتُل‌ْ مُوسَي‌ وَلْيَدْع‌ُ رَبَّه‌ُ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ أَنْ‌ يُبَدِّل‌َ دِينَكُم‌ْ أَوْ أَنْ‌ يُظْهِرَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ الْفَسَادَ (غافر: 26)

و فرعون گفت: «بگذاريد موسى را بكشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زيرا من مى‏ترسم كه آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد بر پا كند!» (26)


وَ قَال‌َ رَجُل‌ٌ مُؤْمِن‌ٌ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَكْتُم‌ُ إِيمَانَه‌ُ أَتَقْتُلُون‌َ رَجُلاً أَن‌ْ يَقُول‌َ رَبِّي‌َ الله‌ُ وَ قَدْ جَاءَكُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَك‌ُ كَاذِبَاً فَعَلَيْه‌ِ كَذِبُه‌ُ وَ إِنْ‌ يَك‌ُ صَادِقَاً يُصِبْكُمْ‌ بَعْض‌ُ الَّذِي‌ يَعِدُكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَن‌ْ هُوَ مُسْرِف‌ٌ كَذَّاب‌ٌ (غافر: 28)

و مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مى‏داشت گفت: «آيا مى‏خواهيد مردى را بكشيد بخاطر اينكه مى‏گويد: پروردگار من «اللَّه» است، در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت و اگر راستگو باشد، (لا اقل) بعضى از عذابهايى را كه وعده مى‏دهد به شما خواهد رسيد خداوند كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست هدايت نمى‏كند. (28)


يَوْم‌َ تُوَلُّون‌َ مُدْبِرِين‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِن‌ْ عَاصِم‌ٍ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هَادٍ (غافر: 33)

همان روزى كه روى مى‏گردانيد و فرار مى‏كنيد امّا هيچ پناهگاهى در برابر عذاب خداوند براى شما نيست و هر كس را خداوند (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هدايت‏كننده‏اى براى او نيست! (33)


وَ لَقَدْ جَاءَكُم‌ْ يُوسُف‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَمَا زِلْتُم‌ْ فِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ‌ بِه‌ِ حَتَّي‌ إِذَا هَلَك‌َ قُلْتُم‌ْ لَن‌ْ يَبْعَث‌َ الله‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ رَسُولاً كَذَلِك‌َ يُضِل‌ُّ الله‌ُ مَن‌ْ هُوَ مُسْرِف‌ٌ مُرْتَاب‌ٌ (غافر: 34)

پيش از اين يوسف دلايل روشن براى شما آورد، ولى شما هم چنان در آنچه او براى شما آورده بود ترديد داشتيد تا زمانى كه از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او پيامبرى مبعوث نخواهد كرد! اين گونه خداوند هر اسرافكار ترديدكننده‏اى را گمراه مى‏سازد! (34)


أَسْبَاب‌َ السَّمَاوَات‌ِ فَأَطَّلِع‌َ إِلَي‌ إِلَه‌ِ مُوسَي‌ وَ إِنِّي‌ لَأََظُنُّه‌ُ كَاذِبَاً وَ كَذَلِك‌َ زُيِّن‌َ لِفرْعَوْن‌َ سُوءُ عَمَلِه‌ِ وَ صُدَّ عَن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَا كَيْدُ فِرْعَوْن‌َ إِلاَّ فِي‌ تَبَاب‌ٍ (غافر: 37)

وسايل (صعود به) آسمانها تا از خداى موسى آگاه شوم هر چند گمان مى‏كنم او دروغگو باشد!» اينچنين اعمال بد فرعون در نظرش آراسته جلوه كرد و از راه حق باز داشته شد و توطئه فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمى‏انجامد! (37)


تَدْعُونَنِي‌ لِأَكْفُرَ بِالله‌ِ وَ أُشْرِك‌َ بِه‌ِ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُم‌ْ إِلَي‌ الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ (غافر: 42)

مرا دعوت مى‏كنيد كه به خداوند يگانه كافر شوم و همتايى كه به آن علم ندارم براى او قرار دهم، در حالى كه من شما را بسوى خداوند عزيز غفّار دعوت مى‏كنم! (42)


لاَ جَرَم‌َ أَنَّ مَا تَدْعُونَنِي‌ إِلَيْه‌ِ لَيْس‌َ لَه‌ُ دَعْوَة‌ٌ فِي‌ الدُّنْيَا وَ لاَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ وَ أَن‌َّ مَرَدَّنَا إِلَي‌ الله‌ِ وَ أَن‌َّ الْمُسْرِفِين‌َ هُم‌ْ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ (غافر: 43)

قطعاً آنچه مرا بسوى آن مى‏خوانيد، نه دعوت (و حاكميّتى) در دنيا دارد و نه در آخرت و تنها بازگشت ما در قيامت بسوى خداست و مسرفان اهل آتشند! (43)


فَوَقَاه‌ُ الله‌ُ سَيِّئَات‌ِ مَا مَكَرُوا وَ حَاق‌َ بِآل‌ِ فِرْعَوْن‌َ سُوءُ الْعَذَاب‌ِ (غافر: 45)

خداوند او را از نقشه‏هاى سوء آنها نگه داشت، و عذاب شديد بر آل فرعون وارد شد! (45)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُجَادِلُون‌َ فِي‌ آيَات‌ِ الله‌ِ بِغَيْرِ سُلْطَان‌ٍ أَتَاهُم‌ْ إِنْ‌ فِي‌ صُدُورِهِم‌ْ إِلاَّ كِبْرٌ مَا هُمْ‌ بِبَالِغِيه‌ِ فَاسْتَعِذْ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (غافر: 56)

كسانى كه در آيات خداوند بدون دليلى كه براى آنها آمده باشد ستيزه‏جويى مى‏كنند، در سينه‏هايشان فقط تكبّر (و غرور) است، و هرگز به خواسته خود نخواهند رسيد، پس به خدا پناه بر كه او شنوا و بيناست! (56)


الله‌ُ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ اللَّيْل‌َ لِتَسْكُنُوا فِيه‌ِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرَاً إِن‌َّ الله‌َ لَذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَشْكُرُون‌َ (غافر: 61)

خداوند كسى است كه شب را براى شما آفريد تا در آن بياساييد، و روز را روشنى‏بخش قرار داد خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و كرم است ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمى‏كنند! (61)


هُوَ الْحَي‌ُّ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوه‌ُ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (غافر: 65)

زنده (واقعى) اوست معبودى جز او نيست پس او را بخوانيد در حالى كه دين خود را براى او خالص كرده‏ايد! ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است! (65)


هُوَ الَّذِي‌ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ فَإِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (غافر: 68)

او كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند و هنگامى كه كارى را مقرّر كند، تنها به آن مى‏گويد: «موجود باش!» بى‏درنگ موجود مى‏شود! (68)


الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِالْكِتَاب‌ِ وَ بِمَا أَرْسَلْنَا بِه‌ِ رُسُلَنَا فَسَوْف‌َ يَعْلَمُون‌َ (غافر: 70)

همان كسانى كه كتاب (آسمانى) و آنچه رسولان خود را بدان فرستاده‏ايم تكذيب كردند امّا بزودى (نتيجه كار خود را) مى‏دانند! (70)


وَ يُرِيكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ فَأَي‌َّ آيَات‌ِ الله‌ِ تُنْكِرُون‌َ (غافر: 81)

او آياتش را همواره به شما نشان مى‏دهد پس كدام يك از آيات او را انكار مى‏كنيد؟! (81)


فَلَمَّا جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ‌ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (غافر: 83)

هنگامى كه رسولانشان دلايل روشنى براى آنان آوردند، به دانشى كه خود داشتند خوشحال بودند (و غير آن را هيچ مى‏شمردند) ولى آنچه را (از عذاب) به تمسخر مى‏گرفتند آنان را فراگرفت! (83)


فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِالله‌ِ وَحْدَه‌ُ وَ كَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِه‌ِ مُشْرِكِين‌َ (غافر: 84)

هنگامى كه عذاب (شديد) ما را ديدند گفتند: «هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايى كه همتاى او مى‏شمرديم كافر شديم!» (84)


فَلَم‌ْ يَك‌ُ يَنْفَعُهُم‌ْ إِيمَانُهُم‌ْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّت‌َ الله‌ِ الَّتِي‌ قَدْ خَلَت‌ْ فِي‌ عِبَادِه‌ِ وَ خَسِرَ هُنَالِك‌َ الْكَافِرُون‌َ (غافر: 85)

امّا هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند، ايمانشان براى آنها سودى نداشت! اين سنّت خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده، و آنجا كافران زيانكار شدند! (85)


كِتَاب‌ٌ فُصِّلَت‌ْ آيَاتُه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (فصلت: 3)

كتابى كه آياتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو كرده، در حالى كه فصيح و گوياست براى جمعيّتى كه آگاهند! (3)


وَ قَالُوا قُلُوبُنَا فِي‌ أَكِنَّة‌ٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْه‌ِ وَ فِي‌ آذَانِنَا وَقْرٌ وَ مِن‌ْ بَيْنِنَا وَ بَيْنِك‌َ حِجَاب‌ٌ فَاعْمَل‌ْ إِنَّنَا عَامِلُون‌َ (فصلت: 5)

آنها گفتند: «قلبهاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مى‏كنى در پوششهايى قرار گرفته و در گوشهاى ما سنگينى است، و ميان ما و تو حجابى وجود دارد پس تو بدنبال عمل خود باش، ما هم براى خود عمل مى‏كنيم!» (5)


قُل‌ْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ أَنَّمَا إِلَهُكُم‌ْ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْه‌ِ وَاسْتَغْفِرُوه‌ُ وَ وَيْل‌ٌ لِلْمُشْرِكِين‌َ (فصلت: 6)

بگو: من فقط انسانى مثل شما هستم اين حقيقت بر من وحى مى‏شود كه معبود شما معبودى يگانه است پس تمام توجّه خويش را به او كنيد و از وى آمرزش طلبيد واى بر مشركان! (6)


قُل‌ْ أَإِنَّكُم‌ْ لَتَكْفُرُون‌َ بِالَّذِي‌ خَلَق‌َ الْأَرْض‌َ فِي‌ يَوْمَيْن‌ِ وَ تَجْعَلُون‌َ لَه‌ُ أَندَادَاً ذَلِك‌َ رَب‌ُّ الْعَالَمِين‌َ (فصلت: 9)

بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرار مى‏دهيد؟! او پروردگار جهانيان است! (9)


إِذْ جَاءَتْهُم‌ُ الرُّسُل‌ُ مِن‌ بَيْن‌ِ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مِن‌ْ خَلْفِهِم‌ْ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأََنْزَل‌َ مَلاَئِكَة‌ً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (فصلت: 14)

در آن هنگام كه رسولان از پيش رو و پشت سر (و از هر سو) به سراغشان آمدند (و آنان را دعوت كردند) كه جز خدا را نپرستيد آنها گفتند: «اگر پروردگار ما مى‏خواست فرشتگانى نازل مى‏كرد از اين رو ما به آنچه شما مبعوث به آن هستيد كافريم!» (14)


وَ قَالُوا لِجُلُودِهِم‌ْ لِم‌َ شَهِدتُم‌ْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا الله‌ُ الَّذِي‌ أَنْطَق‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (فصلت: 21)

آنها به پوستهاى تنشان مى‏گويند: «چرا بر ضدّ ما گواهى داديد؟!» آنها جواب مى‏دهند: «همان خدايى كه هر موجودى را به نطق درآورده ما را گويا ساخته و او شما را نخستين بار آفريد، و بازگشتتان بسوى اوست! (21)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لاَ تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآن‌ِ وَالْغَوْا فِيه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَغْلِبُون‌َ (فصلت: 26)

كافران گفتند: «گوش به اين قرآن فراندهيد و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد، شايد پيروز شويد!» (26)


وَ لاَ تَسْتَوِي‌ الْحَسَنَة‌ُ وَ لاَ الْسَّيِّئَة‌ُ ادْفَع‌ْ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ فَإِذَا الَّذِي‌ بَيْنَك‌َ وَ بَيْنَه‌ُ عَدَاوَة‌ٌ كَأَنَّه‌ُ وَلِي‌ٌّ حَمِيم‌ٌ (فصلت: 34)

هرگز نيكى و بدى يكسان نيست بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است! (34)


وَ إِنْ مَا يَنْزَغَنَّك‌َ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ نَزْغ‌ٌ فَاسْتَعِذْ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (فصلت: 36)

و هر گاه وسوسه‏هايى از شيطان متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه كه او شنوده و داناست! (36)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ اللَّيْل‌ُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْس‌ُ وَالْقَمَرُ لاَ تَسْجُدُوا لِلشَّمْس‌ِ وَ لاَ لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِالله‌ِ الَّذِي‌ خَلَقَهُن‌َّ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ إِيَّاه‌ُ تَعْبُدُون‌َ (فصلت: 37)

و از نشانه‏هاى او، شب و روز و خورشيد و ماه است براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، براى خدايى كه آفريننده آنهاست سجده كنيد اگر مى‏خواهيد او را بپرستيد! (37)


فَإِنِ‌ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِين‌َ عِنْدَ رَبِّك‌َ يُسَبِّحُون‌َ لَه‌ُ بِاللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَ هُم‌ْ لاَ يَسْأَمُون‌َ (فصلت: 38)

و اگر (از عبادت پروردگار) تكبّر كنند، كسانى كه نزد پروردگار تو هستند شب و روز براى او تسبيح مى‏گويند و خسته نمى‏شوند! (38)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَنَّك‌َ تَرَي‌ الْأَرْض‌َ خَاشِعَة‌ً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ إِن‌َّ الَّذِي‌ أَحْيَاهَا لَمُـحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ إِنَّه‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (فصلت: 39)

و از آيات او اين است كه زمين را خشك (و بى‏جان) مى‏بينى، امّا هنگامى كه آب (باران) بر آن مى‏فرستيم به جنبش درمى‏آيد و نموّ مى‏كند همان كسى كه آن را زنده كرد، مردگان را نيز زنده مى‏كند او بر هر چيز تواناست! (39)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُلْحِدُون‌َ فِي‌ آيَاتِنَا لاَ يَخْفَوْن‌َ عَلَيْنَا أَفَمَنْ‌ يُلْقَي‌ فِي‌ النَّارِ خَيْرٌ أَمْ‌ مَنْ‌ يَأْتِي‌ آمِنَاً يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُم‌ْ إِنَّه‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (فصلت: 40)

كسانى كه آيات ما را تحريف مى‏كنند بر ما پوشيده نخواهند بود! آيا كسى كه در آتش افكنده مى‏شود بهتر است يا كسى كه در نهايت امن و امان در قيامت به عرصه محشر مى‏آيد؟! هر كارى مى‏خواهيد بكنيد، او به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست! (40)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُم‌ْ وَ إِنَّه‌ُ لَكِتَاب‌ٌ عَزِيزٌ (فصلت: 41)

كسانى كه به اين ذكر [قرآن‏] هنگامى كه به سراغشان آمد كافر شدند (نيز بر ما مخفى نخواهد ماند)! و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)


لاَ يَأْتِيه‌ِ الْبَاطِل‌ُ مِنْ‌ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ لاَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ تَنْزِيل‌ٌ مِن‌ْ حَكِيم‌ٍ حَمِيدٍ (فصلت: 42)

كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است! (42)


وَ لَوْ جَعَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً أَعْجَمِيَّاً لَقَالُوا لَوْلاَ فُصِّلَت‌ْ آيَاتُه‌ُ أَأَعْجَمِي‌ٌّ وَ عَرَبِي‌ٌّ قُل‌ْ هُوَ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا هُدَي‌ً وَ شِفَاءٌ وَالَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِم‌ْ عَمَي‌ً أُولَئِك‌َ يُنَادَوْن‌َ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ بَعِيدٍ (فصلت: 44)

هر گاه آن را قرآنى عجمى قرار مى‏داديم حتماً مى‏گفتند: «چرا آياتش روشن نيست؟! قرآن عجمى از پيغمبرى عربى؟!» بگو: «اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آورده‏اند هدايت و درمان است ولى كسانى كه ايمان نمى‏آورند، در گوشهايشان سنگينى است و گويى نابينا هستند و آن را نمى‏بينند آنها (همچون كسانى هستند كه گويى) از راه دور صدا زده مى‏شوند!» (44)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَاخْتُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (فصلت: 45)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمانى از ناحيه پروردگارت در اين باره صادر نشده بود (كه بايد به آنان مهلت داد تا اتمام حجّت شود)، در ميان آنها داورى مى‏شد (و به كيفر مى‏رسيدند) ولى آنها هنوز درباره آن شكّى تهمت‏انگيز دارند! (45)


مَن‌ْ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَن‌ْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا وَ مَا رَبُّك‌َ بِظَلاَّم‌ٍ لِلْعَبِيدِ (فصلت: 46)

كسى كه عمل صالحى انجام دهد، سودش براى خود اوست و هر كس بدى كند، به خويشتن بدى كرده است و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمى‏كند! (46)


إِلَيْه‌ِ يُرَدُّ عِلْم‌ُ السَّاعَة‌ِ وَ مَا تَخْرُج‌ُ مِنْ‌ ثَمَرَات‌ٍ مِن‌ْ أَكْمَامِهَا وَ مَا تَحْمِل‌ُ مِن‌ْ أُنْثَي‌ وَ لاَ تَضَع‌ُ إِلاَّ بِعِلْمِه‌ِ وَ يَوْم‌َ يُنَادِيهِم‌ْ أَيْن‌َ شُرَكَائِي‌ قَالُوا آذَنَّاك‌َ مَا مِنَّا مِنْ‌ شَهِيدٍ (فصلت: 47)

علم به قيامت (و لحظه وقوع آن) تنها به خدا بازمى‏گردد هيچ ميوه‏اى از غلاف خود خارج نمى‏شود، و هيچ زنى باردار نمى‏گردد و وضع حمل نمى‏كند مگر به علم او و آن روز كه آنها را ندا مى‏دهد (و مى‏گويد:) كجايند شريكانى كه براى من مى‏پنداشتيد؟! مى‏گويند: « (پروردگارا!) ما عرضه داشتيم كه هيچ گواهى بر گفته خود نداريم!» (47)


لاَ يَسْأَم‌ُ الْإِنْسَان‌ُ مِنْ‌ دُعَاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ‌ مَسَّه‌ُ الشَّرُّ فَيَؤُوس‌ٌ قَنُوط‌ٌ (فصلت: 49)

انسان هرگز از تقاضاى نيكى (و نعمت) خسته نمى‏شود و هر گاه شرّ و بدى به او رسد، بسيار مأيوس و نوميد مى‏گردد! (49)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِنَّا مِن‌ْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْه‌ُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي‌ وَ مَا أَظُنُّ السَّاعَة‌َ قَائِمَة‌ً وَ لَئِنْ‌ رُجِعْت‌ُ إِلَي‌ رَبِّي‌ إِن‌َّ لِي‌ عِنْدَه‌ُ لَلْحُسْنَي‌ فَلَنُنَبِّئَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ غَلِيظ‌ٍ (فصلت: 50)

و هر گاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم مى‏گويد: «اين بخاطر شايستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمى‏كنم قيامت برپا شود و (بفرض كه قيامتى باشد،) هر گاه بسوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداشهاى نيك است. ما كافران را از اعمالى كه انجام داده‏اند (بزودى) آگاه خواهيم كرد و از عذاب شديد به آنها مى‏چشانيم. (50)


وَ إِذَا أَنْعَمْنَا عَلَي‌ الْإِنْسَان‌ِ أَعْرَض‌َ وَ نَأَي‌ بِجَانِبِه‌ِ وَ إِذَا مَسَّه‌ُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيض‌ٍ (فصلت: 51)

و هر گاه به انسان (غافل و بى‏خبر) نعمت دهيم، روى مى‏گرداند و به حال تكبّر از حق دور مى‏شود ولى هر گاه مختصر ناراحتى به او رسد، تقاضاى فراوان و مستمرّ (براى بر طرف شدن آن) دارد! (51)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ ثُم‌َّ كَفَرْتُمْ‌ بِه‌ِ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ْ هُوَ فِي‌ شِقَاق‌ٍ بَعِيدٍ (فصلت: 52)

بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراهتر خواهد بود از كسى كه در مخالفت شديدى قرار دارد؟! (52)


سَنُرِيهِم‌ْ آيَاتِنَا فِي‌ الْآفَاق‌ِ وَ فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ حَتَّي‌ يَتَبَيَّن‌َ لَهُم‌ْ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ أَوَ لَم‌ْ يَكْف‌ِ بِرَبِّك‌َ أَنَّه‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهِيدٌ (فصلت: 53)

به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى‏دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟! (53)


أَلاَ إِنَّهُم‌ْ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْ‌ لِقَاءِ رَبِّهِم‌ْ أَلاَ إِنَّه‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مُحِيط‌ٌ (فصلت: 54)

آگاه باشيد كه آنها از لقاى پروردگارشان در شكّ و ترديدند و آگاه باشيد كه خداوند به همه چيز احاطه دارد! (54)


لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ هُوَ الْعَلِيُّ‌ الْعَظِيم‌ُ (شوري: 4)

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست و او بلندمرتبه و بزرگ است! (4)


وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ الله‌ُ حَفِيظ‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ مَا أَنْت‌َ عَلَيْهِمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (شوري: 6)

كسانى كه غير خدا را ولىّ خود انتخاب كردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه مى‏دارد و تو مأمور نيستى كه آنان را مجبور به قبول حقّ كنى! (6)


وَ كَذَلِك‌َ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً لِتُنْذِرَ أُم‌َّ الْقُرَي‌ وَ مَن‌ْ حَوْلَهَا وَ تُنْذِرَ يَوْم‌َ الْجَمْع‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ فَرِيق‌ٌ فِي‌ الْجَنَّة‌ِ وَ فَرِيق‌ٌ فِي‌ السَّعِيرِ (شوري: 7)

و اين گونه قرآنى عربى [فصيح و گويا] را بر تو وحى كرديم تا «أمّ القرى» [مكّه‏] و مردم پيرامون آن را انذار كنى و آنها را از روزى كه همه خلايق در آن روز جمع مى‏شوند و شكّ و ترديد در آن نيست بترسانى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان! (7)


وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَجَعَلَهُم‌ْ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً وَ لَكِنْ‌ يُدْخِل‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ وَالظَّالِمُون‌َ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (شوري: 8)

و اگر خدا مى‏خواست همه آنها را امّت واحدى قرار مى‏داد (و به زور هدايت مى‏كرد، ولى هدايت اجبارى سودى ندارد) امّا خداوند هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مى‏كند، و براى ظالمان ولىّ و ياورى نيست. (8)


أَم‌ِ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ فَالله‌ُ هُوَ الْوَلِي‌ُّ وَ هُوَ يُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ وَ هُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (شوري: 9)

آيا آنها غير از خدا را ولىّ خود برگزيدند؟! در حالى كه «ولىّ» فقط خداوند است و اوست كه مردگان را زنده مى‏كند، و اوست كه بر هر چيزى تواناست! (9)


وَ مَا اخْتَلَفْتُم‌ْ فِيه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَحُكْمُه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبِّي‌ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ أُنِيب‌ُ (شوري: 10)

در هر چيز اختلاف كنيد، داوريش با خداست اين است خداوند، پروردگار من، بر او توكّل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم! (10)


فَاطِرُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ أَزْوَاجَاً وَ مِن‌َ الْأَنْعَام‌ِ أَزْوَاجَاً يَذْرَؤُكُم‌ْ فِيه‌ِ لَيْس‌َ كَمِثْلِه‌ِ شَي‌ْءٌ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (شوري: 11)

او آفريننده آسمانها و زمين است و از جنس شما همسرانى براى شما قرار داد و جفتهايى از چهارپايان آفريد و شما را به اين وسيله [بوسيله همسران‏] زياد مى كند هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست! (11)


لَه‌ُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّه‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (شوري: 12)

كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست روزى را براى هر كس بخواهد گسترش مى دهد يا محدود مى‏سازد او به همه چيز داناست. (12)


شَرَع‌َ لَكُم‌ مِن‌َ الدِّين‌ِ مَا وَصَّي‌ بِه‌ِ نُوحَاً وَالَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ وَ مَا وَصَّيْنَا بِه‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ وَ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ أَن‌ْ أَقِيمُوا الدِّين‌َ وَ لاَ تَتَفَرَّقُوا فِيه‌ِ كَبُرَ عَلَي‌ الْمُشْرِكِين‌َ مَا تَدْعُوهُم‌ْ إِلَيْه‌ِ الله‌ُ يَجْتَبِي‌ إِلَيْه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ إِلَيْه‌ِ مَنْ‌ يُنِيب‌ُ (شوري: 13)

آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد! و بر مشركان گران است آنچه شما آنان را به سويش دعوت مى كنيد! خداوند هر كس را بخواهد برمى‏گزيند، و كسى را كه به سوى او بازگردد هدايت مى‏كند. (13)


وَ مَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُورِثُوا الْكِتَاب‌َ مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (شوري: 14)

آنان پراكنده نشدند مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد و اين تفرقه جويى بخاطر انحراف از حق (و عداوت و حسد) بود و اگر فرمانى از سوى پروردگارت صادر نشده بود كه تا سرآمد معيّنى (زنده و آزاد) باشند، در ميان آنها داورى مى‏شد و كسانى كه بعد از آنها وارثان كتاب شدند نسبت به آن در شك و ترديدند، شكى همراه با بدبينى! (14)


فَلِذَلِك‌َ فَادْع‌ُ وَاسْتَقِم‌ْ كَمَا أُمِرْت‌َ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَهُم‌ْ وَ قُل‌ْ آمَنْت‌ُ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِنْ‌ كِتَاب‌ٍ وَ أُمِرْت‌ُ لِأَعْدِل‌َ بَيْنَكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّنَا وَ رَبُّكُم‌ْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَكُم‌ْ أَعْمَالُكُم‌ْ لاَ حُجَّة‌َ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ُ الله‌ُ يَجْمَع‌ُ بَيْنَنَا وَ إِلَيْه‌ِ الْمَصِيرُ (شوري: 15)

پس به همين خاطر تو نيز آنان را به سوى اين آيين واحد الهى دعوت كن و آن چنان كه مأمور شده‏اى استقامت نما، و از هوى و هوسهاى آنان پيروى مكن، و بگو: «به هر كتابى كه خدا نازل كرده ايمان آورده‏ام و مأمورم در ميان شما عدالت كنم خداوند پروردگار ما و شماست نتيجه اعمال ما از آن ما است و نتيجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصى در ميان ما نيست و خداوند ما و شما را در يك جا جمع مى‏كند، و بازگشت (همه) به سوى اوست!» (15)


وَالَّذِين‌َ يُحَاجُّون‌َ فِي‌ الله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا اسْتُجِيب‌َ لَه‌ُ حُجَّتُهُم‌ْ دَاحِضَة‌ٌ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ عَلَيْهِم‌ْ غَضَب‌ٌ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ (شوري: 16)

كسانى كه (از روى لجاجت) درباره خدا بعد از پذيرفتن (و ايمان به) او، محاجّه مى كنند، دليلشان نزد پروردگارشان باطل و بى‏پايه است و غضب بر آنهاست و عذابى شديد دارند. (16)


مَنْ‌ كَان‌َ يُرِيدُ حَرْث‌َ الْآخِرَة‌ِ نَزِدْ لَه‌ُ فِي‌ حَرْثِه‌ِ وَ مَنْ‌ كَان‌َ يُرِيدُ حَرْث‌َ الدُّنْيَا نُوْتِه‌ِ مِنْهَا وَ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِنْ‌ نَصِيب‌ٍ (شوري: 20)

كسى كه زراعت آخرت را بخواهد، به كشت او بركت و افزايش مى‏دهيم و بر محصولش مى‏افزاييم و كسى كه فقط كشت دنيا را بطلبد، كمى از آن به او مى‏دهيم امّا در آخرت هيچ بهره‏اى ندارد! (20)


أَم‌ْ لَهُم‌ْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ‌ مِن‌َ الدِّين‌ِ مَا لَم‌ْ يَأْذَنْ‌ بِه‌ِ الله‌ُ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ُ الْفَصْل‌ِ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الظَّالِمِين‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (شوري: 21)

آيا معبودانى دارند كه بى‏اذن خداوند آيينى براى آنها ساخته‏اند؟! اگر مهلت معيّنى براى آنها نبود، در ميانشان داورى مى‏شد (و دستور عذاب صادر مى‏گشت) و براى ظالمان عذاب دردناكى است! (21)


ذَلِك‌َ الَّذِي‌ يُبَشِّرُ الله‌ُ عِبَادَه‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ قُلْ‌ لاَ أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ أَجْرَاً إِلاَّ الْمَوَدَّة‌َ فِي‌ الْقُرْبَي‌ وَ مَنْ‌ يَقْتَرِف‌ْ حَسَنَة‌ً نَزِدْ لَه‌ُ فِيهَا حُسْنَاً إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ شَكُورٌ (شوري: 23)

اين همان چيزى است كه خداوند بندگانش را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند به آن نويد مى‏دهد! بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏] و هر كس كار نيكى انجام دهد، بر نيكى‏اش مى‏افزاييم چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است. (23)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً فَإِنْ‌ يَشَإِ الله‌ُ يَخْتِم‌ْ عَلَي‌ قَلْبِك‌َ وَ يَمْح‌ُ الله‌ُ الْبَاطِل‌َ وَ يُحِق‌ُّ الْحَق‌َّ بِكَلِمَاتِه‌ِ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (شوري: 24)

آيا مى‏گويند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! در حالى كه اگر خدا بخواهد بر قلب تو مُهر مى‏نهد (و اگر خلاف بگويى قدرت اظهار اين آيات را از تو مى‏گيرد) و باطل را محو مى‏كند و حقّ را بفرمانش پابرجا مى‏سازد چرا كه او از آنچه درون سينه‏هاست آگاه است. (24)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يَقْبَل‌ُ التَّوْبَة‌َ عَن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَعْفُو عَن‌ِ السَّيِّئَات‌ِ وَ يَعْلَم‌ُ مَا تَفْعَلُون‌َ (شوري: 25)

او كسى است كه توبه را از بندگانش مى‏پذيرد و بديها را مى‏بخشد، و آنچه را انجام مى‏دهيد مى‏داند. (25)


وَ يَسْتَجِيب‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ يَزِيدُهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالْكَافِرُون‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ (شوري: 26)

و درخواست كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام داده‏اند مى‏پذيرد و از فضل خود بر آنها مى‏افزايد امّا براى كافران عذاب شديدى است! (26)


وَ لَوْ بَسَط‌َ الله‌ُ الرِّزْق‌َ لِعِبَادِه‌ِ لَبَغَوْا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَكِنْ‌ يُنَزِّل‌ُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّه‌ُ بِعِبَادِه‌ِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ (شوري: 27)

هر گاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمين طغيان و ستم مى‏كنند از اين رو بمقدارى كه مى‏خواهد (و مصلحت مى‏داند) نازل مى‏كند، كه نسبه به بندگانش آگاه و بيناست! (27)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يُنَزِّل‌ُ الْغَيْث‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَه‌ُ وَ هُوَ الْوَلِي‌ُّ الْحَمِيدُ (شوري: 28)

او كسى است كه باران سودمند را پس از آنكه مأيوس شدند نازل مى‏كند و رحمت خويش را مى‏گستراند و او ولىّ و (سرپرست) و ستوده است! (28)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ خَلْق‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَث‌َّ فِيهِمَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ وَ هُوَ عَلَي‌ جَمْعِهِم‌ْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ (شوري: 29)

و از آيات اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده و او هر گاه بخواهد بر جمع آنها تواناست! (29)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ الْجَوَارِ فِي‌ الْبَحْرِ كَالْأَعْلاَم‌ِ (شوري: 32)

از نشانه‏هاى او كشتيهايى است كه در دريا همچون كوه‏ها به نظر مى‏رسند! (32)


إِنْ‌ يَشَأْ يُسْكِن‌ِ الرِّيح‌َ فَيَظْلَلْن‌َ رَوَاكِدَ عَلَي‌ ظَهْرِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِكُل‌ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (شوري: 33)

اگر او اراده كند، باد را ساكن مى‏سازد تا آنها بر پشت دريا بى‏حركت بمانند در اين نشانه‏هايى است براى هر صبركننده شكرگزار! (33)


وَ جَزاءُ سَيِّئَة‌ٍ سَيِّئَة‌ٌ مِثْلُهَا فَمَن‌ْ عَفَا وَ أَصْلَح‌َ فَأَجْرُه‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الظَّالِمِين‌َ (شوري: 40)

كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن و هر كس عفو و اصلاح كند، پاداش او با خداست خداوند ظالمان را دوست ندارد! (40)


وَ لَمَن‌ِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِه‌ِ فَأُولَئِك‌َ مَا عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (شوري: 41)

و كسى كه بعد از مظلوم شدن يارى طلبد، ايرادى بر او نيست (41)


وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ تَرَي‌ الظَّالِمِين‌َ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب‌َ يَقُولُون‌َ هَل‌ْ إِلَي‌ مَرَدٍّ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (شوري: 44)

كسى را كه خدا گمراه كند، ولىّ و ياورى جز او نخواهد داشت و ظالمان را (روز قيامت) مى‏بينى هنگامى كه عذاب الهى را مشاهده مى‏كنند ميگويند: «آيا راهى به سوى بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!» (44)


وَ مَا كَان‌َ لَهُمْ‌ مِن‌ْ أَوْلِيَاءَ يَنْصُرُونَهُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (شوري: 46)

آنها جز خدا اوليا و ياورانى ندارند كه ياريشان كنند و هر كس را خدا گمراه سازد، هيچ راه نجاتى براى او نيست! (46)


اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ مَرَدَّ لَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ نَكِيرٍ (شوري: 47)

اجابت كنيد دعوت پروردگار خود را پيش از آنكه روزى فرا رسد كه بازگشتى براى آن در برابر اراده خدا نيست و در آن روز، نه پناهگاهى داريد و نه مدافعى! (47)


أَوْ يُزَوِّجُهُم‌ْ ذُكْرَانَاً وَ إِنَاثَاً وَ يَجْعَل‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ عَقِيمَاً إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ قَدِيرٌ (شوري: 50)

يا (اگر بخواهد) پسر و دختر- هر دو- را براى آنان جمع ميكند و هر كس را بخواهد عقيم مى‏گذارد زيرا كه او دانا و قادر است. (50)


وَ مَا كَان‌َ لِبَشَرٍ أَنْ‌ يُكَلِّمَه‌ُ الله‌ُ إِلاَّ وَحْيَاً أَوْ مِنْ‌ وَرَاءِ حِجَاب‌ٍ أَوْ يُرْسِل‌َ رَسُولاً فَيُوحِي‌َ بِإِذْنِه‌ِ مَا يَشَاءُ إِنَّه‌ُ عَلِيٌّ حَكِيم‌ٌ (شوري: 51)

و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مى‏فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحى مى‏كند چرا كه او بلندمقام و حكيم است! (51)


وَ كَذَلِك‌َ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ رُوحَاً مِن‌ْ أَمْرِنَا مَا كُنْت‌َ تَدْرِي‌ مَا الْكِتَاب‌ُ وَ لاَ الْإِيمَانُ وَ لَكِنْ‌ جَعَلْنَاه‌ُ نُورَاً نَهْدِي‌ بِه‌ِ مَنْ‌ نَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِنَا وَ إِنَّك‌َ لَتَهْدِي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (شوري: 52)

همان گونه (كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم) بر تو نيز روحى را بفرمان خود وحى كرديم تو پيش از اين نمى‏دانستى كتاب و ايمان چيست (و از محتواى قرآن آگاه نبودى) ولى ما آن را نورى قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى‏كنيم و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى‏كنى. (52)


صِرَاط‌ِ الله‌ِ الَّذِي‌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَلاَ إِلَي‌ الله‌ِ تَصِيرُ الْأُمُورُ (شوري: 53)

راه خداوندى كه تمامى آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست آگاه باشيد كه همه كارها تنها بسوى خدا بازمى‏گردد! (53)


إِنَّا جَعَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (زخرف: 3)

كه ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم، شايد شما (آن را) درك كنيد! (3)


وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ أُم‌ِّ الْكِتَاب‌ِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ‌ حَكِيم‌ٌ (زخرف: 4)

و آن در «أمّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپايه و استوار است! (4)


وَ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ نَبِي‌ٍّ إِلاَّ كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (زخرف: 7)

ولى هيچ پيامبرى به سوى آنها نمى‏آمد مگر اينكه او را استهزا مى‏كردند. (7)


وَالَّذِي‌ نَزَّل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِه‌ِ بَلْدَة‌ً مَيْتَاً كَذَلِك‌َ تُخْرَجُون‌َ (زخرف: 11)

همان كسى كه از آسمان آبى فرستاد بمقدار معيّن، و بوسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم همين گونه (در قيامت از قبرها) شما را خارج مى‏سازند! (11)


لِتَسْتَوُوا عَلَي‌ ظُهُورِه‌ِ ثُم‌َّ تَذْكُرُوا نِعْمَة‌َ رَبِّكُم‌ْ إِذَا اسْتَوَيْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ وَ تَقُولُوا سُبْحَان‌َ الَّذِي‌ سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَه‌ُ مُقْرِنِين‌َ (زخرف: 13)

تا بر پشت آنها بخوبى قرار گيريد سپس هنگامى كه بر آنها سوار شديد، نعمت پروردگارتان را متذكّر شويد و بگوييد: «پاك و منزّه است كسى كه اين را مسخّر ما ساخت، و گر نه ما توانايى تسخير آن را نداشتيم (13)


وَ جَعَلُوا لَه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ جُزْءً إِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ لَكفُورٌ مُبِين‌ٌ (زخرف: 15)

آنها براى خداوند از ميان بندگانش جزئى قرار دادند (و ملائكه را دختران خدا خواندند) انسان كفران‏كننده آشكارى است! (15)


وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ‌ بِمَا ضَرَب‌َ لِلرَّحْمَن‌ِ مَثَلاً ظَل‌َّ وَجْهُه‌ُ مُسْوَدَّاً وَ هُوَ كَظِيم‌ٌ (زخرف: 17)

در حالى كه هر گاه يكى از آنها را به همان چيزى كه براى خداوند رحمان شبيه قرار داده [به تولّد دختر] بشارت دهند، صورتش (از فرط ناراحتى) سياه مى‏شود و خشمگين مى‏گردد! (17)


أَم‌ْ آتَيْنَاهُم‌ْ كِتَابَاً مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ فَهُمْ‌ بِه‌ِ مُسْتَمْسِكُون‌َ (زخرف: 21)

يا اينكه ما كتابى پيش از اين به آنان داده‏ايم و آنها به آن تمسّك مى‏جويند؟! (21)


قَال‌َ أَوَ لَوْ جِئْتُكُمْ‌ بِأَهْدَي‌ مِمَّا وَجَدْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ آبَاءَكُمْ‌ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (زخرف: 24)

(پيامبرشان) گفت: «آيا اگر من آيينى هدايت‏بخش‏تر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم (باز هم انكار مى‏كنيد)؟!» گفتند: « (آرى،) ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ايد كافريم!» (24)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ إِنَّنِي‌ بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُون‌َ (زخرف: 26)

و به خاطر بياور هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش آزر] و قومش گفت: «من از آنچه شما مى‏پرستيد بيزارم. (26)


إِلاَّ الَّذِي‌ فَطَرَنِي‌ فَإِنَّه‌ُ سَيَهْدِين‌ِ (زخرف: 27)

مگر آن كسى كه مرا آفريده، كه او هدايتم خواهد كرد!» (27)


وَ جَعَلَهَا كَلِمَة‌ً بَاقِيَة‌ً فِي‌ عَقِبِه‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (زخرف: 28)

او كلمه توحيد را كلمه پاينده‏اى در نسلهاى بعد از خود قرار داد، شايد به سوى خدا باز گردند! (28)


وَ لَمَّا جَاءَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (زخرف: 30)

هنگامى كه حق به سراغشان آمد گفتند: «اين سحر است، و ما نسبت به آن كافريم»! (30)


وَ مَنْ‌ يَعْش‌ُ عَن‌ ذِكْرِ الرَّحْمَن‌ِ نُقَيِّض‌ْ لَه‌ُ شَيْطَانَاً فَهُوَ لَه‌ُ قَرِين‌ٌ (زخرف: 36)

و هر كس از ياد خدا روى‏گردان شود شيطان را به سراغ او ميفرستيم پس همواره قرين اوست! (36)


وَ إِنَّه‌ُ لَذِكْرٌ لَك‌َ وَ لِقَوْمِك‌َ وَ سَوْف‌َ تُسْأَلُون‌َ (زخرف: 44)

و اين مايه يادآورى (و عظمت) تو و قوم تو است و بزودى سؤال خواهيد شد. (44)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَقَال‌َ إِنِّي‌ رَسُول‌ُ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (زخرف: 46)

ما موسى را با آيات خود به سوى فرعون و درباريان او فرستاديم (موسى به آنها) گفت: «من فرستاده پروردگار جهانيانم» (46)


وَ نَادَي‌ فِرْعَوْن‌ُ فِي‌ قَوْمِه‌ِ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَلَيْس‌َ لِي‌ مُلْك‌ُ مِصْرَ وَ هَذِه‌ِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِي‌ أَفَلاَ تُبْصِرُون‌َ (زخرف: 51)

فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آيا حكومت مصر از آن من نيست، و اين نهرها تحت فرمان من جريان ندارد؟ آيا نمى‏بينيد؟ (51)


فَلَوْلاَ أُلْقِي‌َ عَلَيْه‌ِ أَسْوِرَة‌ٌ مِنْ‌ ذَهَب‌ٍ أَوْ جَاءَ مَعَه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ مُقْتَرِنِين‌َ (زخرف: 53)

(اگر راست مى‏گويد) چرا دستبندهاى طلا به او داده نشده، يا اينكه چرا فرشتگان دوشادوش او نيامده‏اند (تا گفتارش را تأييد كنند)؟! (53)


فَاسْتَخَف‌َّ قَوْمَه‌ُ فَأَطَاعُوه‌ُ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (زخرف: 54)

(فرعون) قوم خود را سبك شمرد، در نتيجه از او اطاعت كردند آنان قومى فاسق بودند! (54)


وَ لَمَّا ضُرِب‌َ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ مَثَلاً إِذَا قَوْمُك‌َ مِنْه‌ُ يَصِدُّون‌َ (زخرف: 57)

و هنگامى كه درباره فرزند مريم مثلى زده شد، ناگهان قوم تو بخاطر آن داد و فرياد راه انداختند. (57)


وَ قَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَم‌ْ هُوَ مَا ضَرَبُوه‌ُ لَك‌َ إِلاَّ جَدَلاً بَل‌ْ هُم‌ْ قَوْم‌ٌ خَصِمُون‌َ (زخرف: 58)

و گفتند: «آيا خدايان ما بهترند يا او [مسيح‏]؟! (اگر معبودان ما در دوزخند، مسيح نيز در دوزخ است، چرا كه معبود واقع شده)!» ولى آنها اين مثل را جز از طريق جدال (و لجاج) براى تو نزدند آنان گروهى كينه‏توز و پرخاشگرند! (58)


إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْه‌ِ وَ جَعَلْنَاه‌ُ مَثَلاً لِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (زخرف: 59)

مسيح فقط بنده‏اى بود كه ما نعمت به او بخشيديم و او را نمونه و الگويى براى بنى اسرائيل قرار داديم. (59)


وَ إِنَّه‌ُ لَعِلْم‌ٌ لِلسَّاعَة‌ِ فَلاَ تَمْتَرُن‌َّ بِهَا وَاتَّبِعُون‌ِ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُسْتَقِيم‌ٌ (زخرف: 61)

و او [مسيح‏] سبب آگاهى بر روز قيامت است. (زيرا نزول عيسى گواه نزديكى رستاخيز است) هرگز در آن ترديد نكنيد و از من پيروى كنيد كه اين راه مستقيم است! (61)


وَ لاَ يَصُدَّنَّكُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (زخرف: 62)

و شيطان شما را (از راه خدا) باز ندارد، كه او دشمن آشكار شماست! (62)


وَ لَمَّا جَاءَ عِيسَي‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ قَال‌َ قَدْ جِئْتُكُمْ‌ بِالْحِكْمَة‌ِ وَ لِأُبَيِّن‌َ لَكُمْ‌ بَعْض‌َ الَّذِي‌ تَخْتَلِفُون‌َ فِيه‌ِ فَاتَّقُوا الله‌َ وَ أَطِيعُون‌ِ (زخرف: 63)

و هنگامى كه عيسى دلايل روشن (براى آنها) آورد گفت: «من براى شما حكمت آورده‏ام، و آمده‏ام تا برخى از آنچه را كه در آن اختلاف داريد روشن كنم پس تقواى الهى پيشه كنيد و از من اطاعت نماييد! (63)


إِن‌َّ الله‌َ هُوَ رَبِّي‌ وَ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُسْتَقِيم‌ٌ (زخرف: 64)

خداوند پروردگار من و پروردگار شماست (تنها) او را پرستش كنيد كه راه راست همين است!» (64)


يُطَاف‌ُ عَلَيْهِمْ‌ بِصِحَاف‌ٍ مِنْ‌ ذَهَب‌ٍ وَ أَكْوَاب‌ٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيه‌ِ الْأَنْفُس‌ُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُن‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (زخرف: 71)

(اين در حالى است كه) ظرفها (ى غذا) و جامهاى طلايى (شراب طهور) را گرداگرد آنها مى‏گردانند و در آن (بهشت) آنچه دلها مى‏خواهد و چشمها از آن لذت مى‏برد موجود است و شما هميشه در آن خواهيد ماند! (71)


لاَ يُفَتَّرُ عَنْهُم‌ْ وَ هُم‌ْ فِيه‌ِ مُبْلِسُون‌َ (زخرف: 75)

هرگز عذاب آنان تخفيف نمى‏يابد، و در آنجا از همه چيز مأيوسند. (75)


وَ تَبَارَك‌َ الَّذِي‌ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ عِنْدَه‌ُ عِلْم‌ُ السَّاعَة‌ِ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (زخرف: 85)

پر بركت و پايدار است كسى كه حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است از آن اوست و آگاهى از قيام قيامت نزد اوست و به سوى او بازگردانده مى‏شويد! (85)


وَ لاَ يَمْلِك‌ُ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ الشَّفَاعَة‌َ إِلاَّ مَنْ‌ شَهِدَ بِالْحَق‌ِّ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (زخرف: 86)

كسانى را كه غير از او مى‏خوانند قادر بر شفاعت نيستند مگر آنها كه شهادت به حق داده‏اند و بخوبى آگاهند! (86)


وَ قِيلِه‌ِ يَا رَب‌ِّ إِن‌َّ هَؤُلاَءِ قَوْم‌ٌ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (زخرف: 88)

آنها چگونه از شكايت پيامبر كه مى‏گويد: «پروردگارا! اينها قومى هستند كه ايمان نمى آورند» (غافل مى‏شوند؟!) (88)


إِنَّا أَنْزَلْنَاه‌ُ فِي‌ لَيْلَة‌ٍ مُبَارَكَة‌ٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِين‌َ (دخان: 3)

كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم ما همواره انذاركننده بوده‏ايم! (3)


رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (دخان: 6)

اينها همه بخاطر رحمتى است از سوى پروردگارت، كه شنونده و داناست! (6)


ثُم‌َّ تَوَلَّوْا عَنْه‌ُ وَ قَالُوا مُعَلَّم‌ٌ مَجْنُون‌ٌ (دخان: 14)

سپس از او روى گردان شدند و گفتند: «او تعليم يافته‏اى ديوانه است!» (14)


فَدَعَا رَبَّه‌ُ أَن‌َّ هَؤُلاَءِ قَوْم‌ٌ مُجْرِمُون‌َ (دخان: 22)

(آنها هيچ يك از اين پندها را نپذيرفتند، و موسى) به پيشگاه پروردگارش عرضه داشت: اينها قومى مجرمند! (22)


مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ عَالِيَاً مِن‌َ الْمُسْرِفِين‌َ (دخان: 31)

از فرعون كه مردى متكبر و از اسرافكاران بود! (31)


وَ آتَيْنَاهُمْ‌ مِن‌َ الْآيَات‌ِ مَا فِيه‌ِ بَلاَءٌ مُبِين‌ٌ (دخان: 33)

و آياتى (از قدرت خويش) را به آنها داديم كه آزمايش آشكارى در آن بود (ولى آنان كفران كردند و مجازات شدند)! (33)


إِلاَّ مَنْ‌ رَحِم‌َ الله‌ُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم‌ُ (دخان: 42)

مگر كسى كه خدا او را مورد رحمت قرار داده، چرا كه او عزيز و رحيم است! (42)


خُذُوه‌ُ فَاعْتِلُوه‌ُ إِلَي‌ سَوَاءِ الْجَحِيم‌ِ (دخان: 47)

(آن گاه به مأموران دوزخ خطاب مى‏شود:) اين كافر مجرم را بگيريد و به ميان دوزخ پرتابش كنيد! (47)


ثُم‌َّ صُبُّوا فَوْق‌َ رَأْسِه‌ِ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ الْحَمِيم‌ِ (دخان: 48)

سپس بر سر او از عذاب جوشان بريزيد! (48)


إِن‌َّ هَذَا مَا كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تَمْتَرُون‌َ (دخان: 50)

اين همان چيزى است كه پيوسته در آن ترديد مى‏كرديد! (50)


فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاه‌ُ بِلِسَانِك‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (دخان: 58)

ما آن [قرآن‏] را بر زبان تو آسان ساختيم، شايد آنان متذكّر شوند! (58)


وَاخْتِلاَف‌ِ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مِنْ‌ رِزْق‌ٍ فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ تَصْرِيف‌ِ الرِّيَاح‌ِ آيَات‌ٌ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (جاثيه: 5)

و نيز در آمد و شد شب و روز، و رزق (و بارانى) كه خداوند از آسمان نازل كرده و بوسيله آن زمين را بعد از مردنش حيات بخشيده و همچنين در وزش بادها، نشانه‏هاى روشنى است براى گروهى كه اهل تفكّرند! (5)


تِلْك‌َ آيَات‌ُ الله‌ِ نَتْلُوهَا عَلَيْك‌َ بِالْحَق‌ِّ فَبِأَي‌ِّ حَدِيث‌ٍ بَعْدَ الله‌ِ وَ آيَاتِه‌ِ يُؤْمِنُون‌َ (جاثيه: 6)

اينها آيات خداوند است كه ما آن را بحقّ بر تو تلاوت مى‏كنيم اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند، به كدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مى‏آورند؟! (6)


يَسْمَع‌ُ آيَات‌ِ الله‌ِ تُتْلَي‌ عَلَيْه‌ِ ثُم‌َّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرَاً كَأَن‌ْ لَم‌ْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْه‌ُ بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (جاثيه: 8)

كه پيوسته آيات خدا را مى‏شنود كه بر او تلاوت مى‏شود، امّا از روى تكبّر اصرار بر مخالفت دارد گويى اصلًا آن را هيچ نشنيده است چنين كسى را به عذابى دردناك بشارت ده! (8)


الله‌ُ الَّذِي‌ سَخَّرَ لَكُم‌ُ الْبَحْرَ لِتَجْرِي‌َ الْفُلْك‌ُ فِيه‌ِ بِأَمْرِه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (جاثيه: 12)

خداوند همان كسى است كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتيها بفرمانش در آن حركت كنند و بتوانند از فضل او بهره گيريد، و شايد شكر نعمتهايش را بجا آوريد! (12)


وَ سَخَّرَ لَكُمْ‌ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً مِنْه‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (جاثيه: 13)

او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته در اين نشانه‏هاى (مهمّى) است براى كسانى كه انديشه مى‏كنند! (13)


مَن‌ْ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَن‌ْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ تُرْجَعُون‌َ (جاثيه: 15)

هر كس كار شايسته‏اى بجا آورد، براى خود بجا آورده است و كسى كه كار بد مى‏كند، به زيان خود اوست سپس همه شما به سوى پروردگارتان بازگردانده مى‏شويد! (15)


وَ آتَيْنَاهُمْ‌ بَيِّنَات‌ٍ مِن‌َ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَقْضِي‌ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (جاثيه: 17)

و دلايل روشنى از امر نبوّت و شريعت در اختيارشان قرار داديم آنها اختلاف نكردند مگر بعد از علم و آگاهى و اين اختلاف بخاطر ستم و برترى‏جويى آنان بود امّا پروردگارت روز قيامت در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏كند. (17)


أَفَرَأَيْت‌َ مَن‌ِ اتَّخَذَ إِلَهَه‌ُ هَوَاه‌ُ وَ أَضَلَّه‌ُ الله‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ وَ خَتَم‌َ عَلَي‌ سَمْعِه‌ِ وَ قَلْبِه‌ِ وَ جَعَل‌َ عَلَي‌ بَصَرِه‌ِ غِشَاوَة‌ً فَمَنْ‌ يَهْدِيه‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ الله‌ِ أَفَلاَ تَذَكَّرُون‌َ (جاثيه: 23)

آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهى (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‏اى افكنده است؟! با اين حال چه كسى مى‏تواند غير از خدا او را هدايت كند؟! آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (23)


قُل‌ِ الله‌ُ يُحْيِيكُم‌ْ ثُم‌َّ يُمِيتُكُم‌ْ ثُم‌َّ يَجْمَعُكُم‌ْ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (جاثيه: 26)

بگو: «خداوند شما را زنده مى‏كند، سپس مى‏ميراند، بار ديگر در روز قيامت كه در آن ترديدى نيست گردآورى مى‏كند ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.» (26)


فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ فَيُدْخِلُهُم‌ْ رَبُّهُم‌ْ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِين‌ُ (جاثيه: 30)

امّا كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مى‏كند اين همان پيروزى بزرگ است! (30)


وَ بَدَا لَهُم‌ْ سَيِّئَات‌ُ مَا عَمِلُوا وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (جاثيه: 33)

و بديهاى اعمالشان براى آنان آشكار مى‏شود، و سرانجام آنچه را استهزا مى‏كردند آنها را فرامى‏گيرد! (33)


وَ لَه‌ُ الْكِبْرِيَاءُ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (جاثيه: 37)

و براى اوست كبريا و عظمت در آسمانها و زمين، و اوست عزيز و حكيم! (37)


وَ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ يَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَنْ‌ لاَ يَسْتَجِيب‌ُ لَه‌ُ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ وَ هُم‌ْ عَنْ‌ دُعَائِهِم‌ْ غَافِلُون‌َ (احقاف: 5)

چه كسى گمراهتر است از آن كس كه معبودى غير خدا را مى‏خواند كه تا قيامت هم به او پاسخ نمى‏گويد و از خواندن آنها (كاملا) بى‏خبر است؟! (و صداى آنها را هيچ نمى‏شنود!) (5)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ إِنِ‌ افْتَرَيْتُه‌ُ فَلاَ تَمْلِكُون‌َ لِي‌ مِنَ الله‌ِ شَيْءً هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَا تُفِيضُون‌َ فِيه‌ِ كَفَي‌ بِه‌ِ شَهِيدَاً بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (احقاف: 8)

بلكه مى‏گويند: «اين آيات را بر خدا افترا بسته است!» بگو: «اگر من آن را بدروغ به خدا نسبت داده باشم (لازم است مرا رسوا كند و) شما نمى‏توانيد در برابر خداوند از من دفاع كنيد! او كارهايى را كه شما در آن وارد مى‏شويد بهتر مى‏داند همين بس كه خداوند گواه ميان من و شما باشد و او آمرزنده و مهربان است!» (8)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ كَفَرْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ عَلَي‌ مِثْلِه‌ِ فَآمَن‌َ وَاسْتَكْبَرْتُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (احقاف: 10)

بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خدا باشد و شما به آن كافر شويد، در حالى كه شاهدى از بنى اسرائيل بر آن شهادت دهد، و او ايمان آورد و شما استكبار كنيد (چه كسى گمراهتر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدايت نمى‏كند!» (10)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا لَوْ كَان‌َ خَيْرَاً مَا سَبَقُونَا إِلَيْه‌ِ وَ إِذْ لَم‌ْ يَهْتَدُوا بِه‌ِ فَسَيَقُولُون‌َ هَذَا إِفْك‌ٌ قَدِيم‌ٌ (احقاف: 11)

كافران درباره مؤمنان چنين گفتند: «اگر (اسلام) چيز خوبى بود، هرگز آنها (در پذيرش آن) بر ما پيشى نمى‏گرفتند!» و چون خودشان بوسيله آن هدايت نشدند مى‏گويند: «اين يك دروغ قديمى است!» (11)


وَ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ كِتَاب‌ُ مُوسَي‌ إِمَامَاً وَ رَحْمَة‌ً وَ هَذَا كِتَاب‌ٌ مُصَدِّق‌ٌ لِسَانَاً عَرَبِيَّاً لِيُنْذِرَ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا وَ بُشْرَي‌ لِلْمُحْسِنِين‌َ (احقاف: 12)

و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (نشانه‏هاى آن را بيان كرده)، و اين كتاب هماهنگ با نشانه‏هاى تورات است در حالى كه به زبان عربى و فصيح و گوياست، تا ظالمان را بيم دهد و براى نيكوكاران بشارتى باشد! (12)


وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَان‌َ بِوَالِدَيْه‌ِ إِحْسَانَاً حَمَلَتْه‌ُ أُمُّه‌ُ كُرْهَاً وَ وَضَعَتْه‌ُ كُرْهَاً وَ حَمْلُه‌ُ وَ فِصَالُه‌ُ ثَلاَثُون‌َ شَهْرَاً حَتَّي‌ إِذَا بَلَغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَ بَلَغ‌َ أَرْبَعِين‌َ سَنَة‌ً قَال‌َ رَب‌ِّ أَوْزِعْنِي‌ أَن‌ْ أَشْكُرَ نِعْمَتَك‌َ الَّتِي‌ أَنْعَمْت‌َ عَلَيَّ‌ وَ عَلَي‌ وَالِدَي‌َّ وَ أَن‌ْ أَعْمَل‌َ صَالِحَاً تَرْضَاه‌ُ وَ أَصْلِح‌ْ لِي‌ فِي‌ ذُرِّيَّتِي‌ إِنِّي‌ تُبْت‌ُ إِلَيْك‌َ وَ إِنِّي‌ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (احقاف: 15)

ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى‏كند و با ناراحتى بر زمين مى‏گذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى ماه است تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد مى‏گويد: «پروردگارا! مرا توفيق ده تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و كار شايسته‏اى انجام دهم كه از آن خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان من به سوى تو بازمى‏گردم و توبه مى‏كنم، و من از مسلمانانم!» (15)


وَالَّذِي‌ قَال‌َ لِوَالِدَيْه‌ِ أُف‌ٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي‌ أَن‌ْ أُخْرَج‌َ وَ قَدْ خَلَت‌ِ الْقُرُون‌ُ مِنْ‌ قَبْلِي‌ وَ هُمَا يَسْتَغِيثَان‌ِ الله‌َ وَيْلَك‌َ آمِن‌ْ إِن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ فَيَقُول‌ُ مَا هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (احقاف: 17)

و كسى كه به پدر و مادرش مى‏گويد: «اف بر شما! آيا به من وعده مى‏دهيد كه من روز قيامت مبعوث مى‏شوم؟! در حالى كه پيش از من اقوام زيادى بودند (و هرگز مبعوث نشدند)! و آن دو پيوسته فرياد مى‏كشند و خدا را به يارى مى‏طلبند كه: واى بر تو، ايمان بياور كه وعده خدا حق است امّا او پيوسته مى‏گويد:» اينها چيزى جز افسانه‏هاى پيشينيان نيست! (17)


وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَه‌ُ بِالْأَحْقَاف‌ِ وَ قَدْ خَلَت‌ِ النُّذُرُ مِن‌ْ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (احقاف: 21)

(سرگذشت هود) برادر قوم عاد را ياد كن، آن زمان كه قومش را در سرزمين «احقاف» بيم داد در حالى كه پيامبران زيادى قبل از او در گذشته‏هاى دور و نزديك آمده بودند كه: جز خداى يگانه را نپرستيد! (و گفت:) من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى‏ترسم! (21)


قَال‌َ إِنَّمَا الْعِلْم‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ أُبَلِّغُكُمْ‌ مَا أُرْسِلْت‌ُ بِه‌ِ وَ لَكِنِّي‌ أَرَاكُم‌ْ قَوْمَاً تَجْهَلُون‌َ (احقاف: 23)

گفت: «علم (آن) تنها نزد خداست (و او مى‏داند چه زمانى شما را مجازات كند) من آنچه را به آن فرستاده شده‏ام به شما مى‏رسانم، (وظيفه من همين است!) ولى شما را قومى مى‏بينيم كه پيوسته در نادانى هستيد!» (23)


فَلَمَّا رَأَوْه‌ُ عَارِضَاً مُسْتَقْبِل‌َ أَوْدِيَتِهِم‌ْ قَالُوا هَذَا عَارِض‌ٌ مُمْطِرُنَا بَل‌ْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ‌ بِه‌ِ رِيح‌ٌ فِيهَا عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (احقاف: 24)

هنگامى كه آن (عذاب الهى) را بصورت ابر گسترده‏اى ديدند كه بسوى درّه‏ها و آبگيرهاى آنان در حركت است (خوشحال شدند) گفتند: «اين ابرى است كه بر ما مى‏بارد!» (ولى به آنها گفته شد:) اين همان چيزى است كه براى آمدنش شتاب مى‏كرديد، تندبادى است (وحشتناك) كه عذاب دردناكى در آن است! (24)


وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُم‌ْ فِيمَا إِنْ‌ مَكَّنَّاهُم‌ْ فِيه‌ِ وَ جَعَلْنَا لَهُم‌ْ سَمْعَاً وَ أَبْصَارَاً وَ أَفْئِدَة‌ً فَمَا أَغْنَي‌ عَنْهُم‌ْ سَمْعُهُم‌ْ وَ لاَ أَبْصَارُهُم‌ْ وَ لاَ أَفْئِدَتُهُم‌ْ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (احقاف: 26)

ما به آنها [قوم عاد] قدرتى داديم كه به شما نداديم، و براى آنان گوش و چشم و دل قرار داديم (امّا به هنگام نزول عذاب) نه گوشها و چشمها و نه عقلهايشان براى آنان هيچ سودى نداشت، چرا كه آيات خدا را انكار مى‏كردند و سرانجام آنچه را استهزا مى‏كردند بر آنها وارد شد! (26)


وَ إِذْ صَرَفْنَا إِلَيْك‌َ نَفَرَاً مِن‌َ الْجِن‌ِّ يَسْتَمِعُون‌َ الْقُرْآن‌َ فَلَمَّا حَضَرُوه‌ُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِي‌َ وَلَّوْ إِلَي‌ قَوْمِهِمْ‌ مُنْذِرِين‌َ (احقاف: 29)

(به ياد آور) هنگامى كه گروهى از جنّ را به سوى تو متوجّه ساختيم كه قرآن را بشنوند وقتى حضور يافتند به يكديگر گفتند: «خاموش باشيد و بشنويد!» و هنگامى كه پايان گرفت، به سوى قوم خود بازگشتند و آنها را بيم دادند! (29)


قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابَاً أُنْزِل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مُوسَي‌ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ يَهْدِي‌ إِلَي‌ الْحَق‌ِّ وَ إِلَي‌ طَرِيق‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (احقاف: 30)

گفتند: «اى قوم ما! ما كتابى را شنيديم كه بعد از موسى نازل شده، هماهنگ با نشانه‏هاى كتابهاى پيش از آن، كه به سوى حقّ و راه راست هدايت مى‏كند. (30)


يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِي‌َ الله‌ِ وَ آمِنُوا بِه‌ِ يَغْفِرْ لَكُمْ‌ مِنْ‌ ذُنُوبِكُم‌ْ وَ يُجِرْكُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (احقاف: 31)

اى قوم ما! دعوت كننده الهى را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناك پناه دهد! (31)


وَ مَنْ‌ لاَ يُجِب‌ْ دَاعِي‌َ الله‌ِ فَلَيْس‌َ بِمُعْجِزٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَيْس‌َ لَه‌ُ مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءُ أُولَئِك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (احقاف: 32)

و هر كس به دعوت كننده الهى پاسخ نگويد، هرگز نمى‏تواند از چنگال عذاب الهى در زمين فرار كند، و غير از خدا يار و ياورى براى او نيست چنين كسانى در گمراهى آشكارند!» (32)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَن‌َّ الله‌َ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ لَم‌ْ يَعْي‌َ بِخَلْقِهِن‌َّ بِقَادِرٍ عَلَي‌ أَنْ‌ يُحْيِي‌َ الْمَوْتَي‌ بَلَي‌ إِنَّه‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (احقاف: 33)

آيا آنها نمى‏دانند خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريده و از آفرينش آنها ناتوان نشده است، مى‏تواند مُردگان را زنده كند؟! آرى او بر هر چيز تواناست! (33)


أَفَمَنْ‌ كَان‌َ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ كَمَنْ‌ زُيِّن‌َ لَه‌ُ سُوءُ عَمَلِه‌ِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ‌ (محمد: 14)

آيا كسى كه دليل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند كسى است كه زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پيروى مى‏كنند؟! (14)


مَثَل‌ُ الْجَنَّة‌ِ الَّتِي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُون‌َ فِيهَا أَنْهَارٌ مِن‌ْ ماءٍ غَيْرِ آسِن‌ٍ وَ أَنْهارٌ مِن‌ْ لَبَن‌ٍ لَم‌ْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه‌ُ وَ أَنْهارٌ مِن‌ْ خَمْرٍ لَذَّة‌ٍ لِلشَّارِبِين‌َ وَ أَنْهَارٌ مِن‌ْ عَسَل‌ٍ مُصَفَّي‌ً وَ لَهُم‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ الَّثمَرَات‌ِ وَ مَغْفِرَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ كَمَن‌ْ هُوَ خَالِدٌ فِي‌ النَّارِ وَ سُقُوا مَاءً حَمِيمَاً فَقَطَّع‌َ أَمْعَاءَهُم‌ْ (محمد: 15)

توصيف بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده، چنين است: در آن نهرهايى از آب صاف و خالص كه بدبو نشده، و نهرهايى از شير كه طعم آن دگرگون نگشته، و نهرهايى از شراب (طهور) كه مايه لذّت نوشندگان است، و نهرهايى از عسل مصفّاست، و براى آنها در آن از همه انواع ميوه‏ها وجود دارد و (از همه بالاتر) آمرزشى است از سوى پروردگارشان! آيا اينها همانند كسانى هستند كه هميشه در آتش دوزخند و از آب جوشان نوشانده مى‏شوند كه اندرونشان را از هم متلاشى مى‏كند؟! (15)


فَاعْلَم‌ْ أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ الله‌ُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِك‌َ وَ لِلْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ِ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ مُتَقَلَّبَكُم‌ْ وَ مَثْوَاكُم‌ْ (محمد: 19)

پس بدان كه معبودى جز «اللَّه» نيست و براى گناه خود و مردان و زنان باايمان استغفار كن! و خداوند محل حركت و قرارگاه شما را مى‏داند! (19)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا لَوْلاَ نُزِّلَت‌ْ سُورَة‌ٌ فَإِذَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ مُحْكَمَة‌ٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتَال‌ُ رَأَيْت‌َ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ يَنْظُرُون‌َ إِلَيْك‌َ نَظَرَ الْمَغْشِي‌ِّ عَلَيْه‌ِ مِن‌َ الْمَوْت‌ِ فَأَوْلَي‌ لَهُم‌ْ (محمد: 20)

كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند: «چرا سوره‏اى نازل نمى‏شود (كه در آن فرمان جهاد باشد)؟!» امّا هنگامى كه سوره واضح و روشنى نازل مى‏گردد كه در آن سخنى از جنگ است، منافقان بيماردل را مى‏بينى كه همچون كسى كه در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه مى‏كنند پس مرگ و نابودى براى آنان سزاوارتر است! (20)


ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَط‌َ الله‌َ وَ كَرِهُوا رِضْوَانَه‌ُ فَأَحْبَط‌َ أَعْمَالَهُم‌ْ (محمد: 28)

اين بخاطر آن است كه آنها از آنچه خداوند را به خشم مى‏آورد پيروى كردند، و آنچه را موجب خشنودى اوست كراهت داشتند از اين رو (خداوند) اعمالشان را نابود كرد! (28)


هَا أَنْتُم‌ْ هَؤُلاَءِ تُدْعَوْن‌َ لِتُنْفِقُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَمِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يَبْخَل‌ُ وَ مَنْ‌ يَبْخَل‌ْ فَإِنَّمَا يَبْخَل‌ُ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَالله‌ُ الْغَنِي‌ُّ وَ أَنْتُم‌ُ الْفُقَرَاءُ وَ إِنْ‌ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِل‌ْ قَوْمَاً غَيْرَكُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ‌ (محمد: 38)

آرى، شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مى‏شويد، بعضى از شما بخل مى‏ورزند و هر كس بخل ورزد، نسبت به خود بخل كرده است و خداوند بى‏نياز است و شما همه نيازمنديد و هر گاه سرپيچى كنيد، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مى‏آورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مى‏كنند). (38)


لِيَغْفِرَ لَك‌َ الله‌ُ مَا تَقَدَّم‌َ مِنْ‌ ذَنْبِك‌َ وَ مَا تَاَخَّرَ وَ يُتِم‌َّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْك‌َ وَ يَهْدِيَك‌َ صِرَاطَاً مُسْتَقِيمَاً (فتح: 2)

تا خداوند گناهان گذشته و آينده‏اى را كه به تو نسبت مى‏دادند ببخشد (و حقّانيت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام كند و به راه راست هدايتت فرمايد (2)


لِتُؤْمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ تُعَزِّرُوه‌ُ وَ تُوَقِّرُوه‌ُ وَ تُسَبِّحُوه‌ُ بُكْرَة‌ً وَ أَصِيلاً (فتح: 9)

تا (شما مردم) به خدا و رسولش ايمان بياوريد و از او دفاع كنيد و او را بزرگ داريد، و خدا را صبح و شام تسبيح گوييد. (9)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُبَايِعُونَك‌َ إِنَّمَا يُبَايِعُون‌َ الله‌َ يَدُ الله‌ِ فَوْق‌َ أَيْدِيهِم‌ْ فَمَنْ‌ نَكَث‌َ فَإِنَّمَا يَنْكُث‌ُ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ أَوْفَي‌ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْه‌ُ الله‌َ فَسَيُؤْتِيه‌ِ أَجْرَاً عَظِيمَاً (فتح: 10)

كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند (در حقيقت) تنها با خدا بيعت مى‏نمايند، و دست خدا بالاى دست آنهاست پس هر كس پيمان‏شكنى كند، تنها به زيان خود پيمان شكسته است و آن كس كه نسبت به عهدى كه با خدا بسته وفا كند، بزودى پاداش عظيمى به او خواهد داد. (10)


وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يؤْمِن‌ْ بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِين‌َ سَعِيرَاً (فتح: 13)

آن كس كه به خدا و پيامبرش ايمان نياورده (سرنوشتش دوزخ است)، چرا كه ما براى كافران آتش فروزان آماده كرده‏ايم! (13)


لَيْس‌َ عَلَي‌ الْأَعْمَي‌ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْأَعرَج‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْمَرِيض‌ِ حَرَج‌ٌ وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ مَنْ‌ يَتَوَل‌َّ يُعَذِّبْه‌ُ عَذَابَاً أَلِيمَاً (فتح: 17)

بر نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست (اگر در ميدان جهاد شركت نكنند) و هر كس خدا و رسولش را اطاعت نمايد، او را در باغهاى (از بهشت) وارد مى‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است و آن كس كه سرپيچى كند، او را به عذاب دردناكى گرفتار مى‏سازد! (17)


هُم‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُم‌ْ عَن‌ِ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَالْهَدْي‌َ مَعْكُوفَاً أَنْ‌ يَبْلُغ‌َ مَحِلَّه‌ُ وَ لَوْلاَ رِجَال‌ٌ مُؤْمِنُون‌َ وَ نِسَاءٌ مُؤْمِنَات‌ٌ لَم‌ْ تَعْلَمُوهُم‌ْ أَنْ‌ تَطَئُوهُم‌ْ فَتُصِيبَكُمْ‌ مِنْهُمْ‌ مَعَرَّة‌ٌ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ لِيُدْخِل‌َ الله‌ُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً (فتح: 25)

آنها كسانى هستند كه كافر شدند و شما را از (زيارت) مسجد الحرام و رسيدن قربانيهايتان به محل قربانگاه بازداشتند و هر گاه مردان و زنان با ايمانى در اين ميان بدون آگاهى شما، زير دست و پا، از بين نمى‏رفتند كه از اين راه عيب و عارى ناآگاهانه به شما مى‏رسيد، (خداوند هرگز مانع اين جنگ نمى‏شد)! هدف اين بود كه خدا هر كس را مى‏خواهد در رحمت خود وارد كند و اگر مؤمنان و كفّار (در مكه) از هم جدا مى‏شدند، كافران را عذاب دردناكى مى‏كرديم! (25)


إِذْ جَعَل‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا فِي‌ قُلوبِهِم‌ُ الْحَمِيَّة‌َ حَمِيَّة‌َ الْجَاهِلِيَّة‌ِ فَأَنْزَل‌َ الله‌ُ سَكِينَتَه‌ُ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ وَ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ وَ أَلْزَمَهُم‌ْ كَلِمَة‌َ التَّقْوَي‌ وَ كَانُوا أَحَق‌َّ بِهَا وَ أَهْلَهَا وَ كَان‌َ الله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيمَاً (فتح: 26)

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليّت داشتند و (در مقابل،) خداوند آرامش و سكينه خود را بر فرستاده خويش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقيقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر كس شايسته‏تر و اهل آن بودند و خداوند به همه چيز دانا است. (26)


لَقَدْ صَدَق‌َ الله‌ُ رَسُولَه‌ُ الرُّؤْيَا بِالْحَق‌ِّ لَتَدْخُلُن‌َّ الْمَسْجِدَ الْحَرَام‌َ إِنْ‌ شَاءَ الله‌ُ آمِنِين‌َ مُحَلِّقِين‌َ رُؤُوسَكُم‌ْ وَ مُقَصِّرِين‌َ لاَ تَخَافُون‌َ فَعَلِم‌َ مَا لَم‌ْ تَعْلَمُوا فَجَعَل‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ ذَلِك‌َ فَتْحَاً قَرِيبَاً (فتح: 27)

خداوند آنچه را به پيامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام مى‏شويد در نهايت امنيّت و در حالى كه سرهاى خود را تراشيده يا كوتاه كرده‏ايد و از هيچ كس ترس و وحشتى نداريد ولى خداوند چيزهايى را مى‏دانست كه شما نمى‏دانستيد (و در اين تأخير حكمتى بود) و قبل از آن، فتح نزديكى (براى شما) قرار داده است. (27)


هُوَ الَّذِي‌ أَرْسَل‌َ رَسُولَه‌ُ بِالْهُدَي‌ وَ دِين‌ِ الْحَق‌ِّ لِيُظْهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ شَهِيدَاً (فتح: 28)

او كسى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاده تا آن را بر همه اديان پيروز كند و كافى است كه خدا گواه اين موضوع باشد! (28)


مُحَمَّدٌ رَسُول‌ُ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ أَشِدَّاءُ عَلَي‌ الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُم‌ْ تَرَاهُم‌ْ رُكَّعَاً سُجَّدَاً يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَانَاً سِيَماهُم‌ْ فِي‌ وُجُوهِهِمْ‌ مِن‌ْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِك‌َ مَثَلُهُم‌ْ فِي‌ التَّوْرَاة‌ِ وَ مَثَلُهُم‌ْ فِي‌ الْإِنْجِيل‌ِ كَزَرْع‌ٍ أَخْرَج‌َ شَطْءَه‌ُ فَآزَرَه‌ُ فَاسْتَغْلَظ‌َ فَاسْتَوَي‌ عَلَي‌ سُوقِه‌ِ يُعْجِب‌ُ الزُّرَّاع‌َ لِيَغِيظ‌َ بِهِم‌ُ الْكُفَّارَ وَعَدَ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ مِنْهُمْ‌ مَغْفِرَة‌ً وَ أَجْرَاً عَظِيمَاً (فتح: 29)

محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نموّ و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد (ولى) كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است. (29)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تُقَدِّمُوا بَيْن‌َ يَدَي‌ِ الله‌ِ وَ رسُولِه‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (حجرات: 1)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چيزى را بر خدا و رسولش مقدّم نشمريد (و پيشى مگيريد)، و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست! (1)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُم‌ْ فَوْق‌َ صَوْت‌ِ النَّبِي‌ِّ وَ لاَ تَجْهَرُوا لَه‌ُ بِالْقَوْل‌ِ كَجَهْرِ بَعْضِكُم‌ْ لِبَعْض‌ٍ أَنْ‌ تَحْبَط‌َ أَعْمَالُكُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تَشْعُرُون‌َ (حجرات: 2)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد (و داد و فرياد نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‏كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمى‏دانيد! (2)


وَاعْلَمُوا أَن‌َّ فِيكُم‌ْ رَسُول‌َ الله‌ِ لَوْ يُطِيعُكُم‌ْ فِي‌ كَثِيرٍ مِن‌َ الْأَمْرِ لَعَنِتُّم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ حَبَّب‌َ إِلَيْكُم‌ُ الْإِيمَان‌َ وَ زَيَّنَه‌ُ فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَ كَرَّه‌َ إِلَيْكُم‌ُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوق‌َ وَالْعِصْيَان‌َ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الرَّاشِدُون‌َ (حجرات: 7)

و بدانيد رسول خدا در ميان شماست هر گاه در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند، به مشقّت خواهيد افتاد ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگانند! (7)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرَاً مِن‌َ الظَّن‌ِّ إِن‌َّ بَعْض‌َ الظَّن‌ِّ إِثْم‌ٌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ يَغْتَبْ‌ بَعْضُكُمْ‌ بَعْضَاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُم‌ْ أَنْ‌ يَأْكُل‌َ لَحْم‌َ أَخِيه‌ِ مَيْتَاً فَكَرِهْتُمُوه‌ُ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ تَوَّاب‌ٌ رَحِيم‌ٌ (حجرات: 12)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است! (12)


قَالَت‌ِ الْأَعْرَاب‌ُ آمَنَّا قُلْ‌ لَم‌ْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِنْ‌ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُل‌ِ الْإِيمَانُ فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَ إِنْ‌ تُطِيعُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ لاَ يَلِتْكُمْ‌ مِن‌ْ أَعْمَالِكُم‌ْ شَيْءً إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (حجرات: 14)

عربهاى باديه‏نشين گفتند: «ايمان آورده‏ايم» بگو: «شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمى‏كند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» (14)


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ ثُم‌َّ لَم‌ْ يَرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الصَّادِقُون‌َ (حجرات: 15)

مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند، سپس هرگز شكّ و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كرده‏اند آنها راستگويانند. (15)


وَ نَزَّلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكَاً فَأَنْبَتْنَا بِه‌ِ جَنَّات‌ٍ وَ حَب‌َّ الْحَصِيدِ (ق: 9)

و از آسمان، آبى پربركت نازل كرديم، و بوسيله آن باغها و دانه‏هايى را كه درو مى‏كند رويانديم، (9)


رِزْقَاً لِلْعِبَادِ وَ أَحْيَيْنَا بِه‌ِ بَلْدَة‌ً مَيْتَاً كَذَلِك‌َ الْخُرُوج‌ُ (ق: 11)

همه اينها براى روزى‏بخشيدن به بندگان است و بوسيله باران سرزمين مرده را زنده كرديم (آرى) زنده شدن مُردگان نيز همين گونه است! (11)


وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَان‌َ وَ نَعْلَم‌ُ مَا تُوَسْوِس‌ُ بِه‌ِ نَفْسُه‌ُ وَ نَحْن‌ُ أَقْرَب‌ُ إِلَيْه‌ِ مِن‌ْ حَبْل‌ِ الْوَرِيدِ (ق: 16)

ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم! (16)


مَا يَلْفِظ‌ُ مِنْ‌ قَوْل‌ٍ إِلاَّ لَدَيْه‌ِ رَقِيب‌ٌ عَتِيدٌ (ق: 18)

انسان هيچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموريت (و ضبط آن) است! (18)


وَ جَاءَت‌ْ سَكْرَة‌ُ الْمَوْت‌ِ بِالْحَق‌ِّ ذَلِك‌َ مَا كُنْت‌َ مِنْه‌ُ تَحِيدُ (ق: 19)

و سرانجام، سكرات (و بيخودى در آستانه) مرگ بحق فرامى‏رسد (و به انسان گفته مى‏شود:) اين همان چيزى است كه تو از آن مى‏گريختى! (19)


وَ قَال‌َ قَرِينُه‌ُ هَذَا مَا لَدَي‌َّ عَتِيدٌ (ق: 23)

فرشته همنشين او مى‏گويد: «اين نامه اعمال اوست كه نزد من حاضر و آماده است!» (23)


الَّذِي‌ جَعَل‌َ مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ فَأَلْقِيَاه‌ُ فِي‌ الْعَذَاب‌ِ الشَّدِيدِ (ق: 26)

همان كسى كه معبود ديگرى با خدا قرار داده، (آرى) او را در عذاب شديد بيفكنيد! (26)


قَال‌َ قَرِينُه‌ُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُه‌ُ وَ لَكِنْ‌ كَان‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ بَعِيدٍ (ق: 27)

و همنشينش (از شياطين) مى‏گويد: «پروردگارا! من او را به طغيان وانداشتم، لكن او خود در گمراهى دور و درازى بود!» (27)


إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَذِكْرَي‌ لِمَنْ‌ كَان‌َ لَه‌ُ قَلْب‌ٌ أَوْ أَلْقَي‌ السَّمْع‌َ وَ هُوَ شَهِيدٌ (ق: 37)

در اين تذكّرى است براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش دل فرادهد در حالى كه حاضر باشد! (37)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَسَبِّحْه‌ُ وَ أَدْبَارَ السُّجُودِ (ق: 40)

و در بخشى از شب او را تسبيح كن، و بعد از سجده‏ها! (40)


يُؤْفَك‌ُ عَنْه‌ُ مَن‌ْ أُفِك‌َ (ذاريات: 9)

(تنها) كسى از ايمان به آن منحرف مى‏شود كه از قبول حقّ سرباز مى‏زند! (9)


ذُوقُوا فِتْنَتَكُم‌ْ هَذَا الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تَسْتَعْجِلُون‌َ (ذاريات: 14)

(و گفته مى‏شود:) بچشيد عذاب خود را، اين همان چيزى است كه براى آن شتاب داشتيد! (14)


فَوَ رَب‌ِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ إِنَّه‌ُ لَحَق‌ٌّ مِثْل‌َ مَا أَنَّكُم‌ْ تَنْطِقُون‌َ (ذاريات: 23)

سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حقّ است همان گونه كه شما سخن مى‏گوييد! (23)


إِذْ دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ فَقَالُوا سَلاَمَاً قَال‌َ سَلاَم‌ٌ قَوْم‌ٌ مُنْكَرُون‌َ (ذاريات: 25)

در آن زمان كه بر او وارد شدند و گفتند: «سلام بر تو!» او گفت: «سلام بر شما كه جمعيّتى ناشناخته‏ايد!» (25)


فَرَاغ‌َ إِلَي‌ أَهْلِه‌ِ فَجَاءَ بِعِجْل‌ٍ سَمِين‌ٍ (ذاريات: 26)

سپس پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه (و بريان شده‏اى را براى آنها) آورد، (26)


فَقَرَّبَه‌ُ إِلَيْهِم‌ْ قَال‌َ أَلاَ تَأْكُلُون‌َ (ذاريات: 27)

و نزديك آنها گذارد، (ولى با تعجّب ديد دست بسوى غذا نمى‏برند) گفت: «آيا شما غذا نمى‏خوريد؟!» (27)


فَأَوْجَس‌َ مِنْهُم‌ْ خِيفَة‌ً قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ وَ بَشَّرُوه‌ُ بِغُلاَم‌ٍ عَلِيم‌ٍ (ذاريات: 28)

و از آنها احساس وحشت كرد، گفتند: «نترس (ما رسولان و فرشتگان پروردگار توايم)!» و او را بشارت به تولّد پسرى دانا دادند. (28)


فَأَقْبَلَت‌ِ امْرَأَتُه‌ُ فِي‌ صَرَّة‌ٍ فَصَكَّت‌ْ وَجْهَهَا وَ قَالَت‌ْ عَجُوزٌ عَقِيم‌ٌ (ذاريات: 29)

در اين هنگام همسرش جلو آمد در حالى كه (از خوشحالى و تعجّب) فرياد مى‏كشيد به صورت خود زد و گفت: « (آيا پسرى خواهم آورد در حالى كه) پير زنى نازا هستم؟!» (29)


قَالُوا كَذلِك‌ِ قَال‌َ رَبُّك‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ الْحَكِيم‌ُ الْعَلِيم‌ُ (ذاريات: 30)

گفتند: «پروردگارت چنين گفته است، و او حكيم و داناست!» (30)


وَ فِي‌ مُوسَي‌ إِذْ أَرْسَلْنَاه‌ُ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ بِسُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (ذاريات: 38)

و در (زندگى) موسى نيز (نشانه و درس عبرتى بود) هنگامى كه او را با دليلى آشكار به سوى فرعون فرستاديم (38)


فَتَوَلَّي‌ بِرُكْنِه‌ِ وَ قَال‌َ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُون‌ٌ (ذاريات: 39)

امّا او با تمام وجودش از وى روى برتافت و گفت: «اين مرد يا ساحر است يا ديوانه!» (39)


فَأَخَذْنَاه‌ُ وَ جُنُودَه‌ُ فَنَبَذْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْيَم‌ِّ وَ هُوَ مُلِيم‌ٌ (ذاريات: 40)

از اين رو ما او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم در حالى كه در خور سرزنش بود! (40)


مَا تَذَرُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ أَتَت‌ْ عَلَيْه‌ِ إِلاَّ جَعَلَتْه‌ُ كَالرَّمِيم‌ِ (ذاريات: 42)

كه بر هيچ چيز نمى‏گذشت مگر اينكه آن را همچون استخوانهاى پوسيده مى‏ساخت. (42)


فَفِرُّوا إِلَي‌ الله‌ِ إِنِّي‌ لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (ذاريات: 50)

پس به سوى خدا بگريزيد، كه من از سوى او براى شما بيم‏دهنده‏اى آشكارم! (50)


وَ لاَ تَجْعَلُوا مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ إِنِّي‌ لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (ذاريات: 51)

و با خدا معبود ديگرى قرار ندهيد، كه من براى شما از سوى او بيم‏دهنده‏اى آشكارم! (51)


أَتَوَاصَوْا بِه‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ قَوْم‌ٌ طَاغُون‌َ (ذاريات: 53)

آيا يكديگر را به آن سفارش مى‏كردند (كه همه چنين تهمتى بزنند)؟! نه، بلكه آنها قومى طغيانگرند. (53)


مَا لَه‌ُ مِنْ‌ دَافِع‌ٍ (طور: 8)

و چيزى از آن مانع نخواهد بود! (8)


إِنَّا كُنَّا مِنْ‌ قَبْل‌ُ نَدْعُوه‌ُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيم‌ُ (طور: 28)

ما از پيش او را مى‏خوانديم (و مى‏پرستيديم)، كه اوست نيكوكار و مهربان!» (28)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ شَاعِرٌ نَتَرَبَّص‌ُ بِه‌ِ رَيْب‌َ الْمَنُون‌ِ (طور: 30)

بلكه آنها مى‏گويند: «او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مى‏كشيم!» (30)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ تَقَوَّلَه‌ُ بَلْ‌ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (طور: 33)

يا مى‏گويند: «قرآن را به خدا افترا بسته»، ولى آنان ايمان ندارند. (33)


فَلْيَأْتُوا بِحَدِيث‌ٍ مِثْلِه‌ِ إِنْ‌ كَانُوا صَادِقِين‌َ (طور: 34)

اگر راست مى‏گويند سخنى همانند آن بياورند! (34)


أَم‌ْ لَهُم‌ْ سُلَّم‌ٌ يَسْتَمِعُون‌َ فِيه‌ِ فَلْيَأْت‌ِ مُسْتَمِعُهُمْ‌ بِسُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (طور: 38)

آيا نردبانى دارند (كه به آسمان بالا مى‏روند) و بوسيله آن اسرار وحى را مى‏شنوند؟! كسى كه از آنها اين ادّعا را دارد دليل روشنى بياورد! (38)


أَم‌ْ لَه‌ُ الْبَنَات‌ُ وَ لَكُم‌ُ الْبَنُون‌َ (طور: 39)

آيا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران (كه فرشتگان را دختران خدا مى‏ناميد)؟! (39)


فَذَرْهُم‌ْ حَتَّي‌ يُلاَقُوا يَوْمَهُم‌ُ الَّذِي‌ فِيه‌ِ يُصْعَقُون‌َ (طور: 45)

حال كه چنين است آنها را رها كن تا روز مرگ خود را ملاقات كنند (45)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَسَبِّحْه‌ُ وَ إِدْبَارَ النُّجُوم‌ِ (طور: 49)

(همچنين) به هنگام شب او را تسبيح كن و به هنگام پشت كردن ستارگان (و طلوع صبح)! (49)


عَلَّمَه‌ُ شَدِيدُ الْقُوَي‌ (نجم: 5)

آن كس كه قدرت عظيمى دارد [جبرئيل امين‏] او را تعليم داده است (5)


فَأَوْحَي‌ إِلَي‌ عَبْدِه‌ِ مَا أَوْحَي‌ (نجم: 10)

در اينجا خداوند آنچه را وحى كردنى بود به بنده‏اش وحى نمود. (10)


أَفَتُمارُونَه‌ُ عَلَي‌ مَا يَرَي‌ (نجم: 12)

آيا با او درباره آنچه (با چشم خود) ديده مجادله مى‏كنيد؟! (12)


وَ لَقَدْ رَآه‌ُ نَزْلَة‌ً أُخْرَي‌ (نجم: 13)

و بار ديگر نيز او را مشاهده كرد، (13)


لَقَدْ رَأَي‌ مِن‌ْ آيَات‌ِ رَبِّه‌ِ الْكُبْرَي‌ (نجم: 18)

او پاره‏اى از آيات و نشانه‏هاى بزرگ پروردگارش را ديد! (18)


أَلَكُم‌ُ الذَّكَرُ وَ لَه‌ُ الْأُنْثَي‌ (نجم: 21)

آيا سهم شما پسر است و سهم او دختر؟! (در حالى كه بزعم شما دختران كم ارزش‏ترند!) (21)


وَ مَا لَهُمْ‌ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِنْ‌ يَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ إِن‌َّ الظَّن‌َّ لاَ يُغْنِي‌ مِن‌َ الْحَق‌ِّ شَيْءً (نجم: 28)

آنها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، تنها از گمان بى‏پايه پيروى مى‏كنند با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏كند! (28)


ذَلِك‌َ مَبْلَغُهُمْ‌ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ ضَل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَن‌ِ اهْتَدَي‌ (نجم: 30)

اين آخرين حدّ آگاهى آنهاست پروردگار تو كسانى را كه از راه او گمراه شده‏اند بهتر مى‏شناسد، و (همچنين) هدايت‏يافتگان را از همه بهتر مى‏شناسد! (30)


أَعِنْدَه‌ُ عِلْم‌ُ الْغَيْب‌ِ فَهُوَ يَرَي‌ (نجم: 35)

آيا نزد او علم غيب است و مى‏بيند (كه ديگران مى‏توانند گناهان او را بر دوش گيرند)؟! (35)


وَ أَن‌َّ سَعْيَه‌ُ سَوْف‌َ يُرَي‌ (نجم: 40)

و اينكه تلاش او بزودى ديده مى‏شود، (40)


ثُم‌َّ يُجْزاه‌ُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَي‌ (نجم: 41)

سپس به او جزاى كافى داده خواهد شد! (41)


وَ أَنَّه‌ُ هُوَ أَضْحَك‌َ وَ أَبْكَي‌ (نجم: 43)

و اينكه اوست كه خنداند و گرياند، (43)


وَ أَنَّه‌ُ هُوَ أَمَات‌َ وَ أَحْيَا (نجم: 44)

و اوست كه ميراند و زنده كرد، (44)


وَ أَنَّه‌ُ خَلَق‌َ الزَّوْجَيْن‌ِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَي‌ (نجم: 45)

و اوست كه دو زوج نر و مادّه را آفريد ... (45)


وَ أَن‌َّ عَلَيْه‌ِ النَّشْأَة‌َ الْأُخْرَي‌ (نجم: 47)

و اينكه بر خداست ايجاد عالم ديگر (تا عدالت اجرا گردد)، (47)


وَ أَنَّه‌ُ هُوَ أَغْنَي‌ وَ أَقْنَي‌ (نجم: 48)

و اينكه اوست كه بى‏نياز كرد و سرمايه باقى بخشيد، (48)


وَ أَنَّه‌ُ هُوَ رَب‌ُّ الشِّعْرَي‌ (نجم: 49)

و اينكه اوست پروردگار ستاره «شعرا»! (49)


وَ أَنَّه‌ُ أَهْلَك‌َ عَادَاً الْأُولَي‌ (نجم: 50)

(و آيا به انسان نرسيده است كه در كتب انبياى پيشين آمده) كه خداوند قوم «عاد نخستين» را هلاك كرد؟! (50)


وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ‌ مِن‌َ الْأَنْبَاءِ مَا فِيه‌ِ مُزْدَجَرٌ (قمر: 4)

به اندازه كافى براى بازداشتن از بديها اخبار (انبيا و امّتهاى پيشين) به آنان رسيده است! (4)


فَدَعَا رَبَّه‌ُ أَنِّي‌ مَغْلُوب‌ٌ فَانْتَصِرْ (قمر: 10)

او به درگاه پروردگار عرضه داشت: «من مغلوب (اين قوم طغيانگر) شده‏ام، انتقام مرا از آنها بگير!» (10)


وَ حَمَلْنَاه‌ُ عَلَي‌ ذَات‌ِ أَلْوَاح‌ٍ وَ دُسُرٍ (قمر: 13)

و او را بر مركبى از الواح و ميخهايى ساخته شده سوار كرديم (13)


فَقَالُوا أَبَشَرَاً مِنَّا وَاحِدَاً نَتَّبِعُه‌ُ إِنَّا إِذَاً لَفِي‌ ضَلاَل‌ٍ وَ سُعُرٍ (قمر: 24)

و گفتند: «آيا ما از بشرى از جنس خود پيروى كنيم؟! اگر چنين كنيم در گمراهى و جنون خواهيم بود! (24)


أَأُلْقِي‌َ الذِّكْرُ عَلَيْه‌ِ مِنْ‌ بَيْنِنَا بَل‌ْ هُوَ كَذَّاب‌ٌ أَشِرٌ (قمر: 25)

آيا از ميان ما تنها بر او وحى نازل شده؟! نه، او آدم بسيار دروغگوى هوسبازى است! (25)


وَ لَقَدْ رَاوَدُوه‌ُ عَنْ‌ ضَيْفِه‌ِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُم‌ْ فَذُوقُوا عَذَابِي‌ وَ نُذُرِ (قمر: 37)

آنها از لوط خواستند ميهمانانش را در اختيارشان بگذارد ولى ما چشمانشان را نابينا و محو كرديم (و گفتيم:) بچشيد عذاب و انذارهاى مرا! (37)


إِنَّا كُل‌َّ شَي‌ْءٍ خَلَقْنَاه‌ُ بِقَدَرٍ (قمر: 49)

البته ما هر چيز را به اندازه آفريديم! (49)


وَ كُل‌ُّ شَي‌ْءٍ فَعَلُوه‌ُ فِي‌ الزُّبُرِ (قمر: 52)

و هر كارى را انجام دادند در نامه‏هاى اعمالشان ثبت است، (52)


عَلَّمَه‌ُ الْبَيَان‌َ (الرحمن: 4)

و به او «بيان» را آموخت. (4)


وَ لَه‌ُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآت‌ُ فِي‌ الْبَحْرِ كَالْأَعْلاَم‌ِ (الرحمن: 24)

و براى اوست كشتيهاى ساخته شده كه در دريا به حركت درمى‏آيند و همچون كوهى هستند! (24)


يَسْأَلُه‌ُ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ كُل‌َّ يَوْم‌ٍ هُوَ فِي‌ شَأْن‌ٍ (الرحمن: 29)

تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از او تقاضا مى‏كنند، و او هر روز در شأن و كارى است! (29)


فَيَوْمَئِذٍ لاَ يُسْأَل‌ُ عَن‌ْ ذَنْبِه‌ِ إِنْس‌ٌ وَ لاَ جَان‌ٌّ (الرحمن: 39)

در آن روز هيچ كس از انس و جنّ از گناهش سؤال نمى‏شود (و همه چيز روشن است)! (39)


وَ لِمَن‌ْ خَاف‌َ مَقَام‌َ رَبِّه‌ِ جَنَّتَان‌ِ (الرحمن: 46)

و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتى است! (46)


فَشَارِبُون‌َ عَلَيْه‌ِ مِن‌َ الْحَمِيم‌ِ (واقعه: 54)

و روى آن از آب سوزان مى‏نوشيد، (54)


أَأَنْتُم‌ْ تَخْلُقُونَه‌ُ أَم‌ْ نَحْن‌ُ الْخَالِقُون‌َ (واقعه: 59)

آيا شما آن را (در دوران جنينى) آفرينش (پى در پى) مى‏دهيد يا ما آفريدگاريم؟! (59)


أَأَنْتُم‌ْ تَزرَعُونَه‌ُ أَم‌ْ نَحْن‌ُ الزَّارِعُون‌َ (واقعه: 64)

آيا شما آن را مى‏رويانيد يا ما مى‏رويانيم؟! (64)


لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاه‌ُ حُطَامَاً فَظَلْتُم‌ْ تَفَكَّهُون‌َ (واقعه: 65)

هر گاه بخواهيم آن را مبدّل به كاه در هم كوبيده مى‏كنيم كه تعجّب كنيد! (65)


أَأَنْتُم‌ْ أَنْزَلْتُـمُوه‌ُ مِن‌َ الْمُزْن‌ِ أَم‌ْ نَحْن‌ُ الْمُنْزِلُون‌َ (واقعه: 69)

آيا شما آن را از ابر نازل كرده‏ايد يا ما نازل مى‏كنيم؟! (69)


لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاه‌ُ أُجَاجَاً فَلَوْلاَ تَشْكُرُون‌َ (واقعه: 70)

هر گاه بخواهيم، اين آب گوارا را تلخ و شور قرار مى‏دهيم پس چرا شكر نمى‏كنيد؟! (70)


وَ إِنَّه‌ُ لَقَسَم‌ٌ لَوْ تَعْلَمُون‌َ عَظِيم‌ٌ (واقعه: 76)

و اين سوگندى است بسيار بزرگ، اگر بدانيد! (76)


إِنَّه‌ُ لَقُرْآن‌ٌ كَرِيم‌ٌ (واقعه: 77)

كه آن، قرآن كريمى است، (77)


لاَ يَمَسُّه‌ُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون‌َ (واقعه: 79)

و جز پاكان نمى‏توانند به آن دست زنند [دست يابند]. (79)


وَ نَحْن‌ُ أَقْرَب‌ُ إِلَيْه‌ِ مِنْكُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ لاَ تُبْصِرُون‌َ (واقعه: 85)

و ما از شما به او نزديكتريم ولى نمى‏بينيد! (85)


لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ وَ هُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (حديد: 2)

مالكيّت (و حاكميّت) آسمانها و زمين از آن اوست زنده مى‏كند و مى‏ميراند و او بر هر چيز توانا است! (2)


لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ إِلَي‌ الله‌ِ تُرْجَع‌ُ الْأُمُورُ (حديد: 5)

مالكيّت آسمانها و زمين از آن اوست و همه كارها به سوى او بازمى‏گردد. (5)


آمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ‌ مُسْتَخْلَفِين‌َ فِيه‌ِ فَالَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَ أَنْفَقُوا لَهُم‌ْ أَجْرٌ كَبِيرٌ (حديد: 7)

به خدا و رسولش ايمان بياوريد و از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد (زيرا) كسانى كه از شما ايمان بياورند و انفاق كنند، اجر بزرگى دارند! (7)


هُوَ الَّذِي‌ يُنَزِّل‌ُ عَلَي‌ عَبْدِه‌ِ آيَات‌ٍ بَيِّنَات‌ٍ لِيُخْرِجَكُمْ‌ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ إِن‌َّ الله‌َ بِكُم‌ْ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (حديد: 9)

او كسى است كه آيات روشنى بر بنده‏اش [محمد] نازل مى‏كند تا شما را از تاريكيها به سوى نور برد و خداوند نسبت به شما مهربان و رحيم است. (9)


مَنْ‌ ذَا الَّذِي‌ يُقْرِض‌ُ الله‌َ قَرْضَاً حَسَنَاً فَيُضَاعِفَه‌ُ لَه‌ُ وَ لَه‌ُ أَجْرٌ كَرِيم‌ٌ (حديد: 11)

كيست كه به خدا وام نيكو دهد (و از اموالى كه به او ارزانى داشته انفاق كند) تا خداوند آن را براى او چندين برابر كند؟ و براى او پاداش پرارزشى است! (11)


يَوْم‌َ يَقُول‌ُ الْمُنَافِقُون‌َ وَالْمُنَافِقَات‌ُ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِس‌ْ مِنْ‌ نُورِكُم‌ْ قِيل‌َ ارْجِعُوا وَرَاءَكُم‌ْ فَالْتَـمِسُوا نُورَاً فَضُرِب‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِسُورٍ لَه‌ُ بَاب‌ٌ بَاطِنُه‌ُ فِيه‌ِ الرَّحْمَة‌ُ وَ ظَاهِرُه‌ُ مِنْ‌ قِبَلِه‌ِ الْعَذَاب‌ُ (حديد: 13)

روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گويند: «نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم!» به آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد!» در اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مى‏شود كه درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (13)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الصِّدِّيقُون‌َ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ وَ نُورُهُم‌ْ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ الْجَحِيم‌ِ (حديد: 19)

كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند، آنها صدّيقين و شهدا نزد پروردگارشانند براى آنان است پاداش (اعمال) شان و نور (ايمان) شان و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، آنها دوزخيانند. (19)


اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا لَعِب‌ٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَة‌ٌ وَ تَفَاخُرٌ بَيْنَكُم‌ْ وَ تَكَاثُرٌ فِي‌ الْأَمْوَال‌ِ وَالْأَوْلاَدِ كَمَثَل‌ِ غَيْث‌ٍ أَعْجَب‌َ الْكُفَّارَ نَبَاتُه‌ُ ثُم‌َّ يَهِيج‌ُ فَتَرَاه‌ُ مُصْفَرَّاً ثُم‌َّ يَكُون‌ُ حُطَامَاً وَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَة‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَان‌ٌ وَ مَا الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاع‌ُ الْغُرُورِ (حديد: 20)

بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشك مى‏شود بگونه‏اى كه آن را زردرنگ مى‏بينى سپس تبديل به كاه مى‏شود! و در آخرت، عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى و (به هر حال) زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست! (20)


سَابِقُوا إِلَي‌ مَغْفِرَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ جَنَّة‌ٍ عَرْضُهَا كَعَرْض‌ِ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ أُعِدَّت‌ْ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ ذَلِك‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (حديد: 21)

به پيش تازيد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براى كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آورده‏اند آماده شده است، اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مى‏دهد و خداوند صاحب فضل عظيم است! (21)


لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَات‌ِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْمِيزَان‌َ لِيَقُوم‌َ النَّاس‌ُ بِالْقِسْط‌ِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيه‌ِ بَأْس‌ٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِع‌ُ لِلنَّاس‌ِ وَ لِيَعْلَم‌َ الله‌ُ مَنْ‌ يَنْصُرُه‌ُ وَ رُسُلَه‌ُ بِالْغَيْب‌ِ إِن‌َّ الله‌َ قَوِي‌ٌّ عَزِيزٌ (حديد: 25)

ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است، تا خداوند بداند چه كسى او و رسولانش را يارى مى‏كند بى‏آنكه او را ببينند خداوند قوىّ و شكست‏ناپذير است! (25)


ثُم‌َّ قَفَّيْنَا عَلَي‌ آثَارِهِمْ‌ بِرُسُلِنَا وَ قَفَّيْنَا بِعِيسَي‌ ابْن‌ِ مَرْيَم‌َ وَ آتَيْنَاه‌ُ الْإِنْجِيل‌َ وَ جَعَلْنَا فِي‌ قُلُوب‌ِ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوه‌ُ رَأْفَة‌ً وَ رَحْمَة‌ً وَ رَهْبَانِيَّة‌ً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِم‌ْ إِلاَّ ابْتِغَاءَ رِضْوَان‌ِ الله‌ِ فَمَا رَعَوْهَا حَق‌َّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْهُم‌ْ أَجْرَهُم‌ْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (حديد: 27)

سپس در پى آنان رسولان ديگر خود را فرستاديم، و بعد از آنان عيسى بن مريم را مبعوث كرديم و به او انجيل عطا كرديم، و در دل كسانى كه از او پيروى كردند رأفت و رحمت قرار داديم و رهبانيّتى را كه ابداع كرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بوديم گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حقّ آن را رعايت نكردند از اين رو ما به كسانى از آنها كه ايمان آوردند پاداششان را داديم و بسيارى از آنها فاسقند! (27)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا الله‌َ وَ آمِنُوا بِرَسُولِه‌ِ يُؤْتِكُم‌ْ كِفْلَيْن‌ِ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ وَ يَجْعَلْ‌ لَكُم‌ْ نُورَاً تَمْشُون‌َ بِه‌ِ وَ يَغْفِرْ لَكُم‌ْ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (حديد: 28)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد و خداوند غفور و رحيم است. (28)


لِئَلاَّ يَعْلَم‌َ أَهْل‌ُ الْكِتَاب‌ِ أَنْ لاَ يَقْدِرُون‌َ عَلَي‌ شَيْ‌ءٍ مِنْ‌ فَضْل‌ِ الله‌ِ وَ أَن‌َّ الْفَضْل‌َ بِيَدِ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (حديد: 29)

تا اهل كتاب بدانند كه قادر بر چيزى از فضل خدا نيستند، و تمام فضل (و رحمت) به دست اوست، به هر كس بخواهد آن را مى‏بخشد و خداوند داراى فضل عظيم است! (29)


وَالَّذِين‌َ يُظَاهِرُون‌َ مِنْ‌ نِسَائِهِم‌ْ ثُم‌َّ يَعُودُون‌َ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَتَمَـاسَّا ذَلِكُم‌ْ تُوعَظُون‌َ بِه‌ِ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (مجادله: 3)

كسانى كه همسران خود را «ظِهار» مى‏كنند، سپس از گفته خود بازمى‏گردند، بايد پيش از آميزش جنسى با هم، برده‏اى را آزاد كنند اين دستورى است كه به آن اندرز داده مى‏شويد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (3)


فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ شَهْرَيْن‌ِ مُتَتَابِعَيْن‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَتَماسَّا فَمَن‌ْ لَم‌ْ يَسْتَطِع‌ْ فَإِطْعَام‌ُ سِتِّين‌َ مِسْكِينَاً ذَلِك‌َ لِتُؤْمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ وَ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مجادله: 4)

و كسى كه توانايى (آزاد كردن برده‏اى) نداشته باشد، دو ماه پياپى قبل از آميزش روزه بگيرد و كسى كه اين را هم نتواند، شصت مسكين را اطعام كند اين براى آن است كه به خدا و رسولش ايمان بياوريد اينها مرزهاى الهى است و كسانى كه با آن مخالفت كنند، عذاب دردناكى دارند! (4)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُحَادُّون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ كُبِتُوا كَمَا كُبِت‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ قَدْ أَنْزَلْنَا آيَات‌ٍ بَيِّنَات‌ٍ وَ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (مجادله: 5)

كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى مى‏كنند خوار و ذليل شدند آن گونه كه پيشينيان خوار و ذليل شدند ما آيات روشنى نازل كرديم، و براى كافران عذاب خواركننده‏اى است ... (5)


يَوْم‌َ يَبْعَثُهُم‌ُ الله‌ُ جَمِيعَاً فَيُنَبِّئُهُمْ‌ بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاه‌ُ الله‌ُ وَ نَسُوه‌ُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ شَهِيدٌ (مجادله: 6)

در آن روز كه خداوند همه آنها را برمى‏انگيزد و از اعمالى كه انجام دادند با خبر مى‏سازد، اعمالى كه خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش كردند و خداوند بر هر چيز شاهد و ناظر است! (6)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ نُهُوا عَن‌ِ النَّجْوَي‌ ثُم‌َّ يَعُودُون‌َ لِمَا نُهُوا عَنْه‌ُ وَ يَتَنَاجَوْن‌َ بِالْإِثْم‌ِ وَالْعُدْوَان‌ِ وَ مَعْصِيَة‌ِ الرَّسُول‌ِ وَ إِذَا جَاءُوك‌َ حَيَّوْك‌َ بِمَا لَم‌ْ يُحَيِّك‌َ بِه‌ِ الله‌ُ وَ يَقُولُون‌َ فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ لَوْلاَ يُعَذِّبُنَا الله‌ُ بِمَا نَقُول‌ُ حَسْبُهُم‌ْ جَهَنَّم‌ُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْس‌َ الْمَصِيرُ (مجادله: 8)

آيا نديدى كسانى را كه از نجوا [سخنان درگوشى‏] نهى شدند، سپس به كارى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند و براى انجام گناه و تعدّى و نافرمانى رسول خدا به نجوا مى‏پردازند و هنگامى كه نزد تو مى‏آيند تو را تحيّتى (و خوشامدى) مى‏گويند كه خدا به تو نگفته است، و در دل مى‏گويند: «چرا خداوند ما را بخاطر گفته‏هايمان عذاب نمى‏كند؟!» جهنم براى آنان كافى است، وارد آن مى‏شوند، و چه بد فرجامى است! (8)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُم‌ْ فَلاَ تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْم‌ِ وَالْعُدْوَان‌ِ وَ مَعْصِيَة‌ِ الرَّسُول‌ِ وَ تَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَي‌ وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ إِلَيْه‌ِ تُحْشَرُون‌َ (مجادله: 9)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه نجوا مى‏كنيد، و به گناه و تعدّى و نافرمانى رسول (خدا) نجوا نكنيد، و به كار نيك و تقوا نجوا كنيد، و از خدايى كه همگى نزد او جمع مى‏شويد بپرهيزيد! (9)


أَأَشْفَقْتُم‌ْ أَنْ‌ تُقَدِّمُوا بَيْن‌َ يَدَي‌ْ نَجْوَاكُم‌ْ صَدَقَات‌ٍ فَإِذْ لَم‌ْ تَفْعَلُوا وَ تَاب‌َ الله‌ُ عَلَيْكُم‌ْ فَأَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَ أَطِيعُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَالله‌ُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ (مجادله: 13)

آيا ترسيديد فقير شويد كه از دادن صدقات قبل از نجوا خوددارى كرديد؟! اكنون كه اين كار را نكرديد و خداوند توبه شما را پذيرفت، نماز را برپا داريد و زكات را ادا كنيد و خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد و (بدانيد) خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد با خبر است! (13)


يَوْم‌َ يَبْعَثُهُم‌ُ الله‌ُ جَمِيعَاً فَيَحْلِفُون‌َ لَه‌ُ كَمَا يَحْلِفُون‌َ لَكُم‌ْ وَ يَحْسَبُون‌َ أَنَّهُم‌ْ عَلَي‌ شَيْ‌ءٍ أَلاَ إِنَّهُم‌ْ هُم‌ُ الْكَاذِبُون‌َ (مجادله: 18)

(به خاطر بياوريد) روزى را كه خداوند همه آنها را برمى‏انگيزد، آنها براى خدا نيز سوگند (دروغ) ياد مى‏كنند همان‏گونه كه (امروز) براى شما ياد مى‏كنند و گمان مى‏كنند كارى مى‏توانند انجام دهند بدانيد آنها دروغگويانند! (18)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُحَادُّون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ أُولَئِك‌َ فِي‌ الْأَذَلِّين‌َ (مجادله: 20)

كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى مى‏كنند، آنها در زُمره ذليل‏ترين افرادند.! (20)


لاَ تَجِدُ قَوْمَاً يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ يُوَادُّون‌َ مَن‌ْ حَادَّ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ لَوْ كَانُوا آبَاءَهُم‌ْ أَوْ أَبْنَاءَهُم‌ْ أَوْ إِخْوَانَهُم‌ْ أَوْ عَشِيرَتَهُم‌ْ أُولَئِك‌َ كَتَب‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ُ الْإِيمَان‌َ وَ أَيَّدَهُمْ‌ بِرُوح‌ٍ مِنْه‌ُ وَ يُدْخِلُهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ أُولَئِك‌َ حِزْب‌ُ الله‌ِ أَلاَ إِن‌َّ حِزْب‌َ الله‌ِ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (مجادله: 22)

هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده، و آنها را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند خدا از آنها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند آنها «حزب اللَّه» اند بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند. (22)


ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ شَاقُّوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ مَنْ‌ يُشَاقِّ الله‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (حشر: 4)

اين به خاطر آن است كه آنها با خدا و رسولش دشمنى كردند و هر كس با خدا دشمنى كند (بايد بداند) كه خدا مجازات شديدى دارد! (4)


وَ مَا أَفَاءَ الله‌ُ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ مِنْهُم‌ْ فَمَا أَوْجَفْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ خَيْل‌ٍ وَ لاَ رِكَاب‌ٍ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يُسَلِّط‌ُ رُسُلَه‌ُ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (حشر: 6)

و آنچه را خدا از آنان [يهود] به رسولش بازگردانده (و بخشيده) چيزى است كه شما براى به دست آوردن آن (زحمتى نكشيديد،) نه اسبى تاختيد و نه شترى ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلّط مى‏سازد و خدا بر هر چيز توانا است! (6)


مَا أَفَاءَ الله‌ُ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْقُرَي‌ فَلِالله‌ِ وَ لِلرَّسُول‌ِ وَ لِذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ كَيْلاَ يَكُون‌َ دُوْلَة‌ً بَيْن‌َ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُم‌ْ وَ مَا آتَاكُم‌ُ الرَّسُول‌ُ فَخُذُوه‌ُ وَ مَا نَهَاكُم‌ْ عَنْه‌ُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (حشر: 7)

آنچه را خداوند از اهل اين آباديها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خويشاوندان او، و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (اين اموال عظيم) در ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است! (7)


لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِين‌َ الَّذِين‌َ أُخْرِجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِم‌ْ وَ أَمَوَالِهِم‌ْ يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَانَاً وَ يَنْصُرُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الصَّادِقُون‌َ (حشر: 8)

اين اموال براى فقيران مهاجرانى است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند در حالى كه فضل الهى و رضاى او را مى‏طلبند و خدا و رسولش را يارى مى‏كنند و آنها راستگويانند! (8)


وَالَّذِين‌َ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَان‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ يُحِبُّون‌َ مَن‌ْ هَاجَرَ إِلَيْهِم‌ْ وَ لاَ يَجِدُون‌َ فِي‌ صُدُورِهِم‌ْ حَاجَة‌ً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُون‌َ عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ لَوْ كَان‌َ بِهِم‌ْ خَصَاصَة‌ٌ وَ مَنْ‌ يُوق‌َ شُح‌َّ نَفْسِه‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (حشر: 9)

و براى كسانى است كه در اين سرا [سرزمين مدينه‏] و در سراى ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مى‏دارند، و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى‏كنند و آنها را بر خود مقدّم مى‏دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش باز داشته شده‏اند رستگارانند! (9)


لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآن‌َ عَلَي‌ جَبَل‌ٍ لَرَأَيْتَه‌ُ خَاشِعَاً مُتَصَدِّعَاً مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ الله‌ِ وَ تِلْك‌َ الْأَمْثَال‌ُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَفَكَّرُون‌َ (حشر: 21)

اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى‏كرديم، مى‏ديدى كه در برابر آن خاشع مى‏شود و از خوف خدا مى‏شكافد! اينها مثالهايى است كه براى مردم مى‏زنيم، شايد در آن بينديشيد! (21)


هُوَ الله‌ُ الْخَالِق‌ُ الْبَارِئ‌ُ الْمُصَوِّرُ لَه‌ُ الْأَسْماءُ الْحُسْنَي‌ يُسَبِّح‌ُ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (حشر: 24)

او خداوندى است خالق، آفريننده‏اى بى‏سابقه، و صورتگرى (بى‏نظير) براى او نامهاى نيك است آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او مى‏گويند و او عزيز و حكيم است! (24)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا عَدُوِّي‌ وَ عَدُوَّكُم‌ْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُون‌َ إِلَيْهِمْ‌ بِالْمَوَدَّة‌ِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ‌ مِن‌َ الْحَق‌ِّ يُخْرِجُون‌َ الرَّسُول‌َ وَ إِيَّاكُم‌ْ أَنْ‌ تُؤْمِنُوا بِالله‌ِ رَبِّكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ خَرَجْتُم‌ْ جِهَادَاً فِي‌ سَبِيلي‌ وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي‌ تُسِرُّون‌َ إِلَيْهِمْ‌ بِالْمَوَدَّة‌ِ وَ أَنَا أَعْلَم‌ُ بِمَا أَخْفَيْتُم‌ْ وَ مَا أَعْلَنْتُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَفْعَلْه‌ُ مِنْكُم‌ْ فَقَدْ ضَل‌َّ سَوَاءَ السَّبِيل‌ِ (ممتحنه: 1)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‏كنيد، در حالى كه آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده كافر شده‏اند و رسول اللَّه و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و ديارتان بيرون مى‏رانند اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‏ايد (پيوند دوستى با آنان برقرار نسازيد!) شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مى‏سازيد از همه داناترم! و هر كس از شما چنين كارى كند، از راه راست گمراه شده است! (1)


قَدْ كَانَت‌ْ لَكُم‌ْ أُسْوَة‌ٌ حَسَنَة‌ٌ فِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِم‌ْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُم‌ْ وَ مِمَّا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ كَفَرْنَا بِكُم‌ْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ُ الْعَدَاوَة‌ُ وَالْبَغَضاءُ أَبَدَاً حَتَّي‌ تُؤْمِنُوا بِالله‌ِ وَحْدَه‌ُ إِلاَّ قَوْل‌َ إِبْرَاهِيم‌َ لِأَبِيه‌ِ لَأََسْتَغْفِرَن‌َّ لَك‌َ وَ مَا أَمْلِك‌ُ لَك‌َ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ رَبَّنَا عَلَيْك‌َ تَوَكَّلْنَا وَ إِلَيْك‌َ أَنَبْنَا وَ إِلَيْك‌َ الْمَصِيرُ (ممتحنه: 4)

براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غير از خدا مى‏پرستيد بيزاريم ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد!- جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش [عمويش آزر] گفت (و وعده داد) كه براى تو آمرزش طلب مى‏كنم، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است! (4)


وَ إِنْ‌ فَاتَكُم‌ْ شَيْ‌ءٌ مِن‌ْ أَزْوَاجِكُم‌ْ إِلَي‌ الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُم‌ْ فَآتُوا الَّذِين‌َ ذَهَبَت‌ْ أَزْوَاجُهُمْ‌ مِثْل‌َ مَا أَنْفَقُوا وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ أَنْتُمْ‌ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (ممتحنه: 11)

و اگر بعضى از همسران شما از دستتان بروند (و به سوى كفار بازگردند) و شما در جنگى بر آنان پيروز شديد و غنايمى گرفتيد، به كسانى كه همسرانشان رفته‏اند، همانند مهرى را كه پرداخته‏اند بدهيد و از (مخالفت) خداوندى كه همه به او ايمان داريد بپرهيزيد! (11)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ إِذَا جَاءَك‌َ الْمُؤْمِنَات‌ُ يُبَايِعْنَك‌َ عَلَي‌ أَنْ‌ لاَ يُشْرِكْن‌َ بِالله‌ِ شَيْءً وَ لاَ يَسْرِقْن‌َ وَ لاَ يَزْنِين‌َ وَ لاَ يَقْتُلْن‌َ أَوْلاَدَهُن‌َّ وَ لاَ يَأْتِين‌َ بِبُهْتَان‌ٍ يَفْتَرِينَه‌ُ بَيْن‌َ أَيْدِيهِن‌َّ وَ أَرْجُلِهِن‌َّ وَ لاَ يَعْصِينَك‌َ فِي‌ مَعْرُوف‌ٍ فَبَايِعْهُن‌َّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُن‌َّ الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (ممتحنه: 12)

اى پيامبر! هنگامى كه زنان مؤمن نزد تو آيند و با تو بيعت كنند كه چيزى را شريك خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نكنند، فرزندان خود را نكشند، تهمت و افترايى پيش دست و پاى خود نياورند و در هيچ كار شايسته‏اى مخالفت فرمان تو نكنند، با آنها بيعت كن و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (12)


إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الَّذِين‌َ يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيلِه‌ِ صَفَّاً كَأَنَّهُمْ‌ بُنْيَان‌ٌ مَرْصُوص‌ٌ (صف: 4)

خداوند كسانى را دوست مى‏دارد كه در راه او پيكار مى‏كنند گويى بنايى آهنين‏اند! (4)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ يَا قَوْم‌ِ لِم‌َ تُؤْذُونَنِي‌ وَ قَدْ تَعْلَمُون‌َ أَنِّي‌ رَسُول‌ُ الله‌ِ إِلَيْكُم‌ْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغ‌َ الله‌ُ قُلُوبَهُم‌ْ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْفَاسِقِين‌َ (صف: 5)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قومش گفت: «اى قوم من! چرا مرا آزار مى‏دهيد با اينكه مى‏دانيد من فرستاده خدا به سوى شما هستم؟!» هنگامى كه آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت و خدا فاسقان را هدايت نمى‏كند! (5)


وَ إِذْ قَال‌َ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ يَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ إِنِّي‌ رَسُول‌ُ الله‌ِ إِلَيْكُمْ‌ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَي‌َّ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ مُبَشِّرَاً بِرَسُول‌ٍ يَأْتِي‌ مِنْ‌ بَعْدِي‌ اسْمُه‌ُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (صف: 6)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: «اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق‏كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات‏] مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى كه بعد از من مى‏آيد و نام او احمد است!» هنگامى كه او [احمد] با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحرى است آشكار»! (6)


يُرِيدُون‌َ لِيُطْفِئُوا نُورَ الله‌ِ بِأَفْوَاهِهِم‌ْ وَالله‌ُ مُتِم‌ُّ نُورِه‌ِ وَ لَوْ كَرِه‌َ الْكَافِرُون‌َ (صف: 8)

آنان مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خدا نور خود را كامل مى‏كند هر چند كافران خوش نداشته باشند! (8)


هُوَ الَّذِي‌ أَرْسَل‌َ رَسُولَه‌ُ بِالْهُدَي‌ وَ دِين‌ِ الْحَق‌ِّ لِيُظْهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ وَ لَوْ كَرِه‌َ الْمُشْرِكُون‌َ (صف: 9)

او كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد، هر چند مشركان كراهت داشته باشند! (9)


تُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ تُجَاهِدُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ بِأَمْوَالِكُم‌ْ وَ أَنْفُسِكُم‌ْ ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (صف: 11)

به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد اين براى شما (از هر چيز) بهتر است اگر بدانيد! (11)


هُوَ الَّذِي‌ بَعَث‌َ فِي‌ الْأُمِّيِّين‌َ رَسُولاً مِنْهُم‌ْ يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِه‌ِ وَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ يُعَلِّمُهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ إِنْ‌ كَانُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ لَفِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (جمعه: 2)

و كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزكيه مى‏كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‏آموزد هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند! (2)


ذَلِك‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (جمعه: 4)

اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏بخشد و خداوند صاحب فضل عظيم است! (4)


وَ لاَ يَتَمَنَّوْنَه‌ُ أَبَدَاً بِمَا قَدَّمَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِالظَّالِمِين‌َ (جمعه: 7)

ولى آنان هرگز تمناى مرگ نمى‏كنند بخاطر اعمالى كه از پيش فرستاده‏اند و خداوند ظالمان را بخوبى مى‏شناسد! (7)


قُل‌ْ إِن‌َّ الْمَوْت‌َ الَّذِي‌ تَفِرُّون‌َ مِنْه‌ُ فَإِنَّه‌ُ مُلاَقِيكُم‌ْ ثُم‌َّ تُرَدُّون‌َ إِلَي‌ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (جمعه: 8)

بگو: «اين مرگى كه از آن فرار مى‏كنيد سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگردانده مى‏شويد آن گاه شما را از آنچه انجام مى‏داديد خبر مى‏دهد!» (8)


إِذَا جَاءَك‌َ الْمُنَافِقُون‌َ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّك‌َ لَرَسُول‌ُ الله‌ِ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ إِنَّك‌َ لَرَسُولُه‌ُ وَالله‌ُ يَشْهَدُ إِن‌َّ الْمُنَافِقِين‌َ لَكَاذِبُون‌َ (منافقون: 1)

هنگامى كه منافقان نزد تو آيند مى‏گويند: «ما شهادت مى‏دهيم كه يقيناً تو رسول خدايى!» خداوند مى‏داند كه تو رسول او هستى، ولى خداوند شهادت مى‏دهد كه منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ايمان ندارند). (1)


يَقُولُون‌َ لَئِنْ‌ رَجَعْنَا إِلَي‌ الْمَدِينَة‌ِ لَيُخْرِجَن‌َّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَل‌َّ وَ لِالله‌ِ الْعِزَّة‌ُ وَ لِرَسُولِه‌ِ وَ لِلْمُؤْمِنِين‌َ وَ لَكِنَّ‌ الْمُنَافِقِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ (منافقون: 8)

آنها مى‏گويند: «اگر به مدينه بازگرديم، عزيزان ذليلان را بيرون مى‏كنند!» در حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏دانند! (8)


يُسَبِّح‌ُ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ وَ لَه‌ُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (تغابن: 1)

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند مالكيت و حكومت از آن اوست و ستايش از آن او و او بر همه چيز تواناست! (1)


خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ صَوَّرَكُم‌ْ فَأَحْسَن‌َ صُوَرَكُم‌ْ وَ إِلَيْه‌ِ الْمَصِيرُ (تغابن: 3)

آسمانها و زمين را بحق آفريد و شما را (در عالم جنين) تصوير كرد، تصويرى زيبا و دلپذير و سرانجام (همه) بسوى اوست. (3)


ذَلِك‌َ بِأَنَّه‌ُ كَانَتْ‌ تَأْتِيهِم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَاسْتَغْنَي‌ الله‌ُ وَالله‌ُ غَنِي‌ٌّ حمِيدٌ (تغابن: 6)

اين بخاطر آن است كه رسولان آنها (پيوسته) با دلايل روشن به سراغشان مى‏آمدند، ولى آنها (از روى كبر و غرور) گفتند: «آيا بشرهايى (مثل ما) مى‏خواهند ما را هدايت كنند؟!» از اين رو كافر شدند و روى برگرداندند و خداوند (از ايمان و طاعتشان) بى نياز بود، و خدا غنى و شايسته ستايش است! (6)


فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَالنُّورِ الَّذِي‌ أَنْزَلْنَا وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (تغابن: 8)

حال كه چنين است، به خدا و رسول او و نورى كه نازل كرده‏ايم ايمان بياوريد و بدانيد خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (8)


يَوْم‌َ يَجْمَعُكُم‌ْ لِيَوْم‌ِ الْجَمْع‌ِ ذَلِك‌َ يَوْم‌ُ التَّغَابُن‌ِ وَ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ْ بِالله‌ِ وَ يَعْمَل‌ْ صَالِحَاً يُكَفِّرْ عَنْه‌ُ سَيِّئَاتِه‌ِ وَ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (تغابن: 9)

اين در زمانى خواهد بود كه همه شما را در روز اجتماع [روز رستاخيز] گردآورى مى‏كند آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)! و هر كس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏كند، جاودانه در آن مى مانند و اين پيروزى بزرگ است! (9)


مَا أَصَاب‌َ مِنْ‌ مُصِيبَة‌ٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يُؤْمِنْ‌ بِالله‌ِ يَهْدِ قَلْبَه‌ُ وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيم‌ٌ (تغابن: 11)

هيچ مصيبتى رخ نمى‏دهد مگر به اذن خدا! و هر كس به خدا ايمان آورد، خداوند قلبش را هدايت مى‏كند و خدا به هر چيز داناست! (11)


إِنَّمَا أَمْوَالُكُم‌ْ وَ أَوْلاَدُكُم‌ْ فِتْنَة‌ٌ وَالله‌ُ عِنْدَه‌ُ أَجْرٌ عَظِيم‌ٌ (تغابن: 15)

اموال و فرزندانتان فقط وسيله آزمايش شما هستند و خداست كه پاداش عظيم نزد اوست! (15)


فَاتَّقُوا الله‌َ مَا اسْتَطَعْتُم‌ْ وَاسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيرَاً لِأَنْفُسِكُم‌ْ وَ مَنْ‌ يُوق‌َ شُح‌َّ نَفْسِه‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (تغابن: 16)

پس تا مى‏توانيد تقواى الهى پيشه كنيد و گوش دهيد و اطاعت نماييد و انفاق كنيد كه براى شما بهتر است و كسانى كه از بخل و حرص خويشتن مصون بمانند رستگارانند! (16)


إِنْ‌ تُقْرِضُوا الله‌َ قَرْضَاً حَسَناً يُضَاعِفْه‌ُ لَكُم‌ْ وَ يَغْفِرْ لَكُم‌ْ وَالله‌ُ شَكُورٌ حَلِيم‌ٌ (تغابن: 17)

اگر به خدا قرض الحسنه دهيد، آن را براى شما مضاعف مى‏سازد و شما را مى‏بخشد و خداوند شكركننده و بردبار است! (17)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ إِذَا طَلَّقْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُن‌َّ لِعِدَّتِهِن‌َّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّة‌َ وَاتَّقُوا الله‌َ رَبَّكُم‌ْ لاَ تُخْرِجُوهُن‌َّ مِنْ‌ بُيُوتِهِن‌َّ وَ لاَ يَخْرُجْن‌َ إِلاَّ أَنْ‌ يَأْتِين‌َ بِفَاحِشَة‌ٍ مُبَيِّنَة‌ٍ وَ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ وَ مَن‌ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله‌ِ فَقَدْ ظَلَم‌َ نَفْسَه‌ُ لاَ تَدْرِي‌ لَعَل‌َّ الله‌َ يُحْدِث‌ُ بَعْدَ ذَلِك‌َ أَمْرَاً (طلاق: 1)

اى پيامبر! هر زمان خواستيد زنان را طلاق دهيد، در زمان عدّه، آنها را طلاق گوييد [زمانى كه از عادت ماهانه پاك شده و با همسرشان نزديكى نكرده باشند]، و حساب عدّه را نگه داريد و از خدايى كه پروردگار شماست بپرهيزيد نه شما آنها را از خانه‏هايشان بيرون كنيد و نه آنها (در دوران عدّه) بيرون روند، مگر آنكه كار زشت آشكارى انجام دهند اين حدود خداست، و هر كس از حدود الهى تجاوز كند به خويشتن ستم كرده تو نمى‏دانى شايد خداوند بعد از اين، وضع تازه (و وسيله اصلاحى) فراهم كند! (1)


فَإِذَا بَلَغْن‌َ أَجَلَهُن‌َّ فَأَمْسِكُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ أَوْ فَارِقُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَي‌ْ عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ وَ أَقِيمُوا الشَّهَادَة‌َ لِالله‌ِ ذَلِكُم‌ْ يُوعَظ‌ُ بِه‌ِ مَنْ‌ كَان‌َ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ الله‌َ يَجْعَلْ‌ لَه‌ُ مَخْرَجَاً (طلاق: 2)

و چون عده آنها سرآمد، آنها را بطرز شايسته‏اى نگه داريد يا بطرز شايسته‏اى از آنان جدا شويد و دو مرد عادل از خودتان را گواه گيريد و شهادت را براى خدا برپا داريد اين چيزى است كه مؤمنان به خدا و روز قيامت به آن اندرز داده مى‏شوند! و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏كند، (2)


وَ يَرْزُقْه‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ يَحْتَسِب‌ُ وَ مَنْ‌ يَتَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ فَهُوَ حَسْبُه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ بَالِغ‌ُ أَمْرِه‌ِ قَدْ جَعَل‌َ الله‌ُ لِكُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدْرَاً (طلاق: 3)

و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مى‏دهد و هر كس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مى‏كند خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند و خدا براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده است! (3)


وَالاَّئِي‌ يَئِسْن‌َ مِن‌َ الْمَـحِيض‌ِ مِنْ‌ نِسَائِكُم‌ْ إِنِ‌ ارْتَبْتُم‌ْ فَعِدَّتُهُن‌َّ ثَلاَثَة‌ُ أَشْهُرٍ وَالاَّئِي‌ لَم‌ْ يَحِضْن‌َ وَ أُولاَت‌ُ الْأَحْمَال‌ِ أَجَلُهُن‌َّ أَنْ‌ يَضَعْن‌َ حَمْلَهُن‌َّ وَ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ الله‌َ يَجْعَلْ‌ لَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِه‌ِ يُسْرَاً (طلاق: 4)

و از زنانتان، آنان كه از عادت ماهانه مأيوسند، اگر در وضع آنها (از نظر باردارى) شك كنيد، عده آنان سه ماه است، و همچنين آنها كه عادت ماهانه نديده‏اند و عده زنان باردار اين است كه بار خود را بر زمين بگذارند و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند كار را بر او آسان مى‏سازد! (4)


ذَلِك‌َ أَمْرُ الله‌ِ أَنْزَلَه‌ُ إِلَيْكُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ الله‌َ يُكَفِّرْ عَنْه‌ُ سَيِّئَاتِه‌ِ وَ يُعْظِم‌ْ لَه‌ُ أَجْرَاً (طلاق: 5)

اين فرمان خداست كه بر شما نازل كرده و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند گناهانش را مى‏بخشد و پاداش او را بزرگ مى‏دارد! (5)


أَسْكِنُوهُن‌َّ مِن‌ْ حَيْث‌ُ سَكَنْتُمْ‌ مِنْ‌ وُجْدِكُم‌ْ وَ لاَ تُضَارُّوهُن‌َّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِن‌َّ وَ إِنْ‌ كُن‌َّ أُولاَت‌ِ حَمْل‌ٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِن‌َّ حَتَّي‌ يَضَعْن‌َ حَمْلَهُن‌َّ فَإِن‌ْ أَرْضَعْن‌َ لَكُم‌ْ فَآتُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ‌ بِمَعْرُوف‌ٍ وَ إِنْ‌ تَعَاسَرْتُم‌ْ فَسَتُرْضِع‌ُ لَه‌ُ أُخْرَي‌ (طلاق: 6)

آنها [زنان مطلّقه‏] را هر جا خودتان سكونت داريد و در توانايى شماست سكونت دهيد و به آنها زيان نرسانيد تا كار را بر آنان تنگ كنيد (و مجبور به ترك منزل شوند) و اگر باردار باشند، نفقه آنها را بپردازيد تا وضع حمل كنند و اگر براى شما (فرزند را) شير مى‏دهند، پاداش آنها را بپردازيد و (درباره فرزندان، كار را) با مشاوره شايسته انجام دهيد و اگر به توافق نرسيديد، آن ديگرى شيردادن آن بچه را بر عهده مى‏گيرد. (6)


لِيُنْفِق‌ْ ذُو سَعَة‌ٍ مِنْ‌ سَعَتِه‌ِ وَ مَنْ‌ قُدِرَ عَلَيْه‌ِ رِزْقُه‌ُ فَلْيُنْفِق‌ْ مِمَّا آتَاه‌ُ الله‌ُ لاَ يُكَلِّف‌ُ الله‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ مَا آتَاهَا سَيَجْعَل‌ُ الله‌ُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرَاً (طلاق: 7)

آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق كنند و آنها كه تنگدستند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق نمايند خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمى‏كند خداوند بزودى بعد از سختيها آسانى قرار مى‏دهد! (7)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ عَتَت‌ْ عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّهَا وَ رُسُلِه‌ِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابَاً شَدِيدَاً وَ عَذَّبْنَاهَا عَذَابَاً نُكْرَاً (طلاق: 8)

چه بسيار شهرها و آباديها كه اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپيچى كردند و ما بشدّت به حسابشان رسيديم و به مجازات كم‏نظيرى گرفتار ساختيم! (8)


رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْكُم‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ مُبَيِّنَات‌ٍ لِيُخْرِج‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ مَنْ‌ يُؤْمِنْ‌ بِالله‌ِ وَ يَعْمَل‌ْ صَالِحَاً يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً قَدْ أَحْسَن‌َ الله‌ُ لَه‌ُ رِزْقَاً (طلاق: 11)

رسولى به سوى شما فرستاده كه آيات روشن خدا را بر شما تلاوت مى‏كند تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، از تاريكيها بسوى نور خارج سازد! و هر كس به خدا ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهد، او را در باغهايى از بهشت وارد سازد كه از زير (درختانش) نهرها جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند، و خداوند روزى نيكويى براى او قرار داده است! (11)


وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِي‌ُّ إِلَي‌ بَعْض‌ِ أَزْوَاجِه‌ِ حَدِيثَاً فَلَمَّا نَبَأَت‌ْ بِه‌ِ وَ أَظْهَرَه‌ُ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ عَرَّف‌َ بَعْضَه‌ُ وَ أَعْرَض‌َ عَنْ‌ بَعْض‌ٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِه‌ِ قَالَت‌ْ مَن‌ْ أَنْبَأَك‌َ هَذَا قَال‌َ نَبَّأَنِي‌َ الْعَلِيم‌ُ الْخَبِيرُ (تحريم: 3)

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پيامبر يكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى كه وى آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتى از آن را براى او بازگو كرد و از قسمت ديگر خوددارى نمود هنگامى كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه كسى تو را از اين راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت!» (3)


إِنْ‌ تَتُوبَا إِلَي‌ الله‌ِ فَقَدْ صَغَت‌ْ قُلُوبُكُمَا وَ إِنْ‌ تَظَاهَرَا عَلَيْه‌ِ فَإِن‌َّ الله‌َ هُوَ مَوْلاَه‌ُ وَ جِبْرِيل‌ُ وَ صَالِح‌ُ الْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ بَعْدَ ذَلِك‌َ ظَهِيرٌ (تحريم: 4)

اگر شما (همسران پيامبر) از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (4)


عَسَي‌ رَبُّه‌ُ إِنْ‌ طَلَّقَكُن‌َّ أَنْ‌ يُبْدِلَه‌ُ أَزْوَاجَاً خَيْرَاً مِنْكُن‌َّ مُسْلِمَات‌ٍ مُؤْمِنَات‌ٍ قَانِتَات‌ٍ تَائِبَات‌ٍ عَابِدَات‌ٍ سَائِحات‌ٍ ثَيِّبَات‌ٍ وَ أَبْكَارَاً (تحريم: 5)

اميد است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرت‏كننده، زنانى غير باكره و باكره! (5)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي‌ الله‌ِ تَوْبَة‌ً نَصُوحَاً عَسَي‌ رَبُّكُم‌ْ أَنْ‌ يُكَفِّرَ عَنْكُم‌ْ سِيِّئَاتِكُم‌ْ وَ يُدْخِلَكُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْم‌َ لاَ يُخْزِي‌ الله‌ُ النَّبِي‌َّ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ نُورُهُم‌ْ يَسْعَي‌ بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ بِأَيْمَانِهِم‌ْ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا أَتْمِم‌ْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّك‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (تحريم: 8)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسوى خدا توبه كنيد، توبه‏اى خالص اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمى‏كند اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مى‏گويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى!» (8)


وَ ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا امْرَأَة‌َ فِرْعَوْن‌َ إِذْ قَالَت‌ْ رَب‌ِّ ابْن‌ِ لِي‌ عِنْدَك‌َ بَيْتَاً فِي‌ الْجَنَّة‌ِ وَ نَجِّنِي‌ مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ وَ عَمَلِه‌ِ وَ نَجِّنِي‌ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (تحريم: 11)

و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!» (11)


وَ مَرْيَم‌َ ابْنَت‌َ عِمْرَان‌َ الَّتِي‌ أَحْصَنَت‌ْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِنَا وَ صَدَّقَت‌ْ بِكَلِمَات‌ِ رَبِّهَا وَ كُتُبِه‌ِ وَ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْقَانِتِين‌َ (تحريم: 12)

و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دميديم او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود! (12)


تَبَارَك‌َ الَّذِي‌ بِيَدِه‌ِ الْمُلْك‌ُ وَ هُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (ملك: 1)

پربركت و زوال‏ناپذير است كسى كه حكومت جهان هستى به دست اوست، و او بر هر چيز تواناست. (1)


وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُم‌ْ أَوِ اجْهَرُوا بِه‌ِ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (ملك: 13)

گفتار خود را پنهان كنيد يا آشكار (تفاوتى نمى‏كند)، او به آنچه در سينه‏هاست آگاه است! (13)


هُوَ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَرْض‌َ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي‌ مَنَاكِبَهَا وَ كُلُوا مِنْ‌ رِزْقِه‌ِ وَ إِلَيْه‌ِ النُّشُورُ (ملك: 15)

او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، بر شانه‏هاى آن راه برويد و از روزيهاى خداوند بخوريد و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست! (15)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا إِلَي‌ الطَّيْرِ فَوْقَهُم‌ْ صَافَّات‌ٍ وَ يَقْبِضْن‌َ مَا يُمْسِكُهُن‌َّ إِلاَّ الرَّحْمَن‌ُ إِنَّه‌ُ بِكُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ بَصِيرٌ (ملك: 19)

آيا به پرندگانى كه بالاى سرشان است، و گاه بالهاى خود را گسترده و گاه جمع مى‏كنند، نگاه نكردند؟! جز خداوند رحمان كسى آنها را بر فراز آسمان نگه نمى‏دارد، چرا كه او به هر چيز بيناست! (19)


أَمْ مَن‌ْ هَذَا الَّذِي‌ يَرْزُقُكُم‌ْ إِن‌ْ أَمْسَك‌َ رِزْقَه‌ُ بَلْ‌ لَجُّوا فِي‌ عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ (ملك: 21)

يا آن كسى كه شما را روزى مى‏دهد، اگر روزيش را بازدارد (چه كسى مى‏تواند نياز شما را تأمين كند)؟! ولى آنها در سركشى و فرار از حقيقت لجاجت مى‏ورزند! (21)


أَفَمَنْ‌ يَمْشِي‌ مُكِبَّاً عَلَي‌ وَجْهِه‌ِ أَهْدَي‌ أَمْ مَنْ‌ يَمْشِي‌ سَوِيَّاً عَلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (ملك: 22)

آيا كسى كه به رو افتاده حركت مى‏كند به هدايت نزديكتر است يا كسى كه راست‏قامت در صراط مستقيم گام برمى‏دارد؟! (22)


قُل‌ْ هُوَ الَّذِي‌ ذَرَأَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِلَيْه‌ِ تُحْشَرُون‌َ (ملك: 24)

بگو: «او كسى است كه شما را در زمين آفريد و به سوى او محشور مى‏شويد!» (24)


فَلَمَّا رَأَوْه‌ُ زُلْفَة‌ً سِيْئَت‌ْ وُجُوه‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ قِيل‌َ هَذَا الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تَدَّعُون‌َ (ملك: 27)

هنگامى كه آن (وعده الهى) را از نزديك مى‏بينند، صورت كافران زشت و سياه مى‏گردد، و به آنها گفته مى‏شود: «اين همان چيزى است كه تقاضاى آن را داشتيد»! (27)


قُل‌ْ هُوَ الرَّحْمَن‌ُ آمَنَّا بِه‌ِ وَ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُون‌َ مَن‌ْ هُوَ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (ملك: 29)

بگو: «او خداوند رحمان است، ما به او ايمان آورده و بر او توكّل كرده‏ايم و بزودى مى‏دانيد چه كسى در گمراهى آشكار است!» (29)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ ضَل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُهْتَدِين‌َ (قلم: 7)

پروردگارت بهتر از هر كس مى‏داند چه كسى از راه او گمراه شده، و هدايت‏يافتگان را نيز بهتر مى‏شناسد! (7)


إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْه‌ِ آيَاتُنَا قَال‌َ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (قلم: 15)

هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مى‏شود مى‏گويد: «اينها افسانه‏هاى خرافى پيشينيان است!» (15)


سَنَسِمُه‌ُ عَلَي‌ الْخُرْطُوم‌ِ (قلم: 16)

(ولى) ما بزودى بر بينى او علامت و داغ ننگ مى‏نهيم! (16)


أَم‌ْ لَكُم‌ْ كِتَاب‌ٌ فِيه‌ِ تَدْرُسُون‌َ (قلم: 37)

آيا كتابى داريد كه از آن درس مى‏خوانيد ... (37)


إِن‌َّ لَكُم‌ْ فِيه‌ِ لَمَا تَخَيَّرُون‌َ (قلم: 38)

كه آنچه را شما انتخاب مى‏كنيد از آن شماست؟! (38)


لَوْلاَ أَنْ‌ تَدَارَكَه‌ُ نِعْمَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَ هُوَ مَذْمُوم‌ٌ (قلم: 49)

و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود، (از شكم ماهى) بيرون افكنده مى‏شد در حالى كه نكوهيده بود! (49)


فَاجْتَبَاه‌ُ رَبُّه‌ُ فَجَعَلَه‌ُ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (قلم: 50)

ولى پروردگارش او را برگزيد و از صالحان قرار داد! (50)


وَ إِنْ‌ يَكَادُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَك‌َ بِأَبْصَارِهِم‌ْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُون‌َ إِنَّه‌ُ لَمَـجْنُون‌ٌ (قلم: 51)

نزديك است كافران هنگامى كه آيات قرآن را مى‏شنوند با چشم‏زخم خود تو را از بين ببرند، و مى‏گويند: «او ديوانه است!» (51)


وَ جَاءَ فِرْعَوْن‌ُ وَ مَنْ‌ قَبْلَه‌ُ وَالْمُؤْتَفِكَات‌ُ بِالْخَاطِئَة‌ِ (حاقه: 9)

و فرعون و كسانى كه پيش از او بودند و همچنين اهل شهرهاى زير و رو شده [قوم لوط] مرتكب گناهان بزرگ شدند، (9)


فَأَمَّا مَن‌ْ أُوتِي‌َ كِتَابَه‌ُ بِيَمينِه‌ِ فَيَقُول‌ُ هَاؤُم‌ُ اقْرَءُوا كِتَابِيَه‌ْ (حاقه: 19)

پس كسى كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدّت شادى و مباهات) فرياد مى‏زند كه: « (اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد! (19)


وَ أَمَّا مَن‌ْ أُوتِي‌َ كِتَابَه‌ُ بِشِمالِه‌ِ فَيَقُول‌ُ يَا لَيْتَنِي‌ لَم‌ْ أُوت‌َ كِتَابِيَه‌ْ (حاقه: 25)

امّا كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش بدهند مى‏گويد: «اى كاش هرگز نامه اعمالم را به من نمى‏دادند. (25)


خُذُوه‌ُ فَغُلُّوه‌ُ (حاقه: 30)

او را بگيريد و دربند و زنجيرش كنيد! (30)


ثُم‌َّ الْجَحِيم‌َ صَلُّوه‌ُ (حاقه: 31)

سپس او را در دوزخ بيفكنيد! (31)


ثُم‌َّ فِي‌ سِلْسِلَة‌ٍ ذَرْعُهَا سَبْعُون‌َ ذِرَاعَاً فَاسْلُكُوه‌ُ (حاقه: 32)

بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است ببنديد (32)


إِنَّه‌ُ كَان‌َ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ الْعَظِيم‌ِ (حاقه: 33)

چرا كه او هرگز به خداوند بزرگ ايمان نمى‏آورد، (33)


فَلَيْس‌َ لَه‌ُ الْيَوْم‌َ هَهُنَا حَمِيم‌ٌ (حاقه: 35)

از اين رو امروز هم در اينجا يار مهربانى ندارد، (35)


لاَ يَأْكُلُه‌ُ إِلاَّ الْخَاطِئُون‌َ (حاقه: 37)

غذايى كه جز خطاكاران آن را نمى‏خورند! (37)


إِنَّه‌ُ لَقَوْل‌ُ رَسُول‌ٍ كَرِيم‌ٍ (حاقه: 40)

كه اين قرآن گفتار رسول بزرگوارى است، (40)


لَأََخَذْنَا مِنْه‌ُ بِالْيَـمِين‌ِ (حاقه: 45)

ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، (45)


ثُم‌َّ لَقَطَعْنَا مِنْه‌ُ الْوَتِين‌َ (حاقه: 46)

سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم، (46)


فَمَا مِنْكُمْ‌ مِن‌ْ أَحَدٍ عَنْه‌ُ حَاجِزِين‌َ (حاقه: 47)

و هيچ كس از شما نمى‏توانست از (مجازات) او مانع شود! (47)


وَ إِنَّه‌ُ لَتَذْكِرَة‌ٌ لِلْمُتَّقِين‌َ (حاقه: 48)

و آن مسلّماً تذكرى براى پرهيزگاران است! (48)


وَ إِنَّه‌ُ لَحَسْرَة‌ٌ عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (حاقه: 50)

و آن مايه حسرت كافران است! (50)


وَ إِنَّه‌ُ لَحَق‌ُّ الْيَقِين‌ِ (حاقه: 51)

و آن يقين خالص است! (51)


لِلْكَافِرِين‌َ لَيْس‌َ لَه‌ُ دَافِع‌ٌ (معارج: 2)

اين عذاب مخصوص كافران است، و هيچ كس نمى‏تواند آن را دفع كند، (2)


تَعْرُج‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ وَالرُّوح‌ُ إِلَيْه‌ِ فِي‌ يَوْم‌ٍ كَان‌َ مِقْدَارُه‌ُ خَمسینَ أَلْف‌َ سَنَة‌ٍ (معارج: 4)

فرشتگان و روح [فرشته مقرّب خداوند] بسوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است! (4)


إِنَّهُم‌ْ يَرَوْنَه‌ُ بَعِيدَاً (معارج: 6)

زيرا آنها آن روز را دور مى‏بينند، (6)


وَ نَرَاه‌ُ قَرِيبَاً (معارج: 7)

و ما آن را نزديك مى‏بينيم! (7)


يُبَصَّرُونَهُم‌ْ يَوَدُّ الْمُـجْرِم‌ُ لَوْ يَفْتَدِي‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيه‌ِ (معارج: 11)

آنها را نشانشان مى‏دهند (ولى هر كس گرفتار كار خويشتن است)، چنان است كه گنهكار دوست مى‏دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند، (11)


وَ صَاحِبَتِه‌ِ وَ أَخِيه‌ِ (معارج: 12)

و همسر و برادرش را، (12)


وَ فَصِيلَتِه‌ِ الَّتِي‌ تُؤْوِيهِ‌ (معارج: 13)

و قبيله‏اش را كه هميشه از او حمايت مى‏كرد، (13)


وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً ثُم‌َّ يُنْجِيه‌ِ (معارج: 14)

و همه مردم روى زمين را تا مايه نجاتش گردند (14)


إِذَا مَسَّه‌ُ الشَّرُّ جَزُوعَاً (معارج: 20)

هنگامى كه بدى به او رسد بيتابى مى‏كند، (20)


وَ إِذَا مَسَّه‌ُ الْخَيْرُ مَنُوعَاً (معارج: 21)

و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع ديگران مى‏شود (و بخل مى‏ورزد)، (21)


إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ أَن‌ْ أَنْذِرْ قَوْمَك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (نوح: 1)

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم و گفتيم: «قوم خود را انذار كن پيش از آنكه عذاب دردناك به سراغشان آيد!» (1)


أَن‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ وَاتَّقُوه‌ُ وَ أَطِيعُون‌ِ (نوح: 3)

كه خدا را پرستش كنيد و از مخالفت او بپرهيزيد و مرا اطاعت نماييد! (3)


فَقُلْت‌ُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ غَفَّارَاً (نوح: 10)

به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است ... (10)


قَال‌َ نُوح‌ٌ رَب‌ِّ إِنَّهُم‌ْ عَصَوْنِي‌ وَاتَّبَعُوا مَنْ‌ لَم‌ْ يَزِدْه‌ُ مَالُه‌ُ وَ وَلَدُه‌ُ إِلاَّ خَسَارَاً (نوح: 21)

نوح (بعد از نوميدى از هدايت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها نافرمانى من كردند و از كسانى پيروى نمودند كه اموال و فرزندانشان چيزى جز زيانكارى بر آنها نيفزوده است! (21)


قُل‌ْ أُوحِي‌َ إِلَيَّ‌ أَنَّه‌ُ اسْتَمَع‌َ نَفَرٌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنَاً عَجَبَاً (جن: 1)

بگو: به من وحى شده است كه جمعى از جنّ به سخنانم گوش فرا داده‏اند، سپس گفته‏اند: «ما قرآن عجيبى شنيده‏ايم ... (1)


يَهْدِي‌ إِلَي‌ الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِه‌ِ وَ لَن‌ْ نُشْرِك‌َ بِرَبِّنَا أَحَدَاً (جن: 2)

كه به راه راست هدايت مى‏كند، پس ما به آن ايمان آورده‏ايم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان قرار نمى‏دهيم! (2)


وَ أَنَّه‌ُ تَعَالَي‌ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَة‌ً وَ لاَ وَلَدَاً (جن: 3)

و اينكه بلند است مقام با عظمت پروردگار ما، و او هرگز براى خود همسر و فرزندى انتخاب نكرده است! (3)


وَ أَنَّه‌ُ كَان‌َ يَقُول‌ُ سَفِيهُنَا عَلَي‌ الله‌ِ شَطَطَاً (جن: 4)

و اينكه سفيه ما (ابليس) درباره خداوند سخنان ناروا مى‏گفت! (4)


وَ أَنَّه‌ُ كَان‌َ رِجَال‌ٌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ يَعُوذُون‌َ بِرِجَال‌ٍ مِن‌َ الْجِن‌ِّ فَزَادُوهُم‌ْ رَهَقَاً (جن: 6)

و اينكه مردانى از بشر به مردانى از جنّ پناه مى‏بردند، و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيانشان مى‏شدند! (6)


وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْع‌ِ فَمَنْ‌ يَسْتَمِع‌ِ الْآن‌َ يَجِدْ لَه‌ُ شِهَابَاً رَصَدَاً (جن: 9)

و اينكه ما پيش از اين به استراق سمع در آسمانها مى‏نشستيم امّا اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند، شهابى را در كمين خود مى‏يابد! (9)


وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ‌ لَن‌ْ نُعْجِزَ الله‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَن‌ْ نُعْجِزَه‌ُ هَرَبَاً (جن: 12)

و اينكه ما يقين داريم هرگز نمى‏توانيم بر اراده خداوند در زمين غالب شويم و نمى‏توانيم از (پنجه قدرت) او بگريزيم! (12)


وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَي‌ آمَنَّا بِه‌ِ فَمَنْ‌ يُؤْمِنْ‌ بِرَبِّه‌ِ فَلاَ يَخَاف‌ُ بَخْسَاً وَ لاَ رَهَقَاً (جن: 13)

و اينكه ما هنگامى كه هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آورديم و هر كس به پروردگارش ايمان بياورد، نه از نقصان مى‏ترسد و نه از ظلم! (13)


لِنَفْتِنَهُم‌ْ فِيه‌ِ وَ مَنْ‌ يُعْرِض‌ْ عَنْ‌ ذِكْرِ رَبِّه‌ِ يَسْلُكْه‌ُ عَذَابَاً صَعَدَاً (جن: 17)

هدف اين است كه ما آنها را با اين نعمت فراوان بيازماييم و هر كس از ياد پروردگارش روى گرداند، او را به عذاب شديد و فزاينده‏اى گرفتار مى‏سازد! (17)


وَ أَنَّه‌ُ لَمَّا قَام‌َ عَبْدُ الله‌ِ يَدْعُوه‌ُ كَادُوا يَكُونُون‌َ عَلَيْه‌ِ لِبَدَاً (جن: 19)

و اينكه هنگامى كه بنده خدا [محمّد (ص)] به عبادت برمى‏خاست و او را مى‏خواند، گروهى پيرامون او بشدّت ازدحام مى‏كردند!» (19)


قُل‌ْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي‌ وَ لاَ أُشْرِك‌ُ بِه‌ِ أَحَدَاً (جن: 20)

بگو: «من تنها پروردگارم را مى‏خوانم و هيچ كس را شريك او قرار نمى‏دهم!» (20)


قُل‌ْ إِنِّي‌ لَن‌ْ يُجِيرَنِي‌ مِن‌َ الله‌ِ أَحَدٌ وَ لَن‌ْ أَجِدَ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مُلْتَحَدَاً (جن: 22)

بگو: « (اگر من نيز بر خلاف فرمانش رفتار كنم) هيچ كس مرا در برابر او حمايت نمى‏كند و پناهگاهى جز او نمى‏يابم (22)


إِلاَّ بَلاَغَاً مِن‌َ الله‌ِ وَ رِسَالاتِه‌ِ وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَإِن‌َّ لَه‌ُ نَارَ جَهَنَّم‌َ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً (جن: 23)

تنها وظيفه من ابلاغ از سوى خدا و رساندن رسالات اوست و هر كس نافرمانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن مى‏مانند! (23)


قُل‌ْ إِن‌ْ أَدْرِي‌ أَقَرِيب‌ٌ مَا تُوعَدُون‌َ أَم‌ْ يَجْعَل‌ُ لَه‌ُ رَبِّي‌ أَمَدَاً (جن: 25)

بگو: «من نمى‏دانم آنچه به شما وعده داده شده نزديك است يا پروردگارم زمانى براى آن قرار مى‏دهد؟! (25)


عَالِم‌ُ الْغَيْب‌ِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَي‌ غَيْبِه‌ِ أَحَدَاً (جن: 26)

داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏سازد، (26)


إِلاَّ مَن‌ِ ارْتَضَي‌ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ فَإِنَّه‌ُ يَسْلُك‌ُ مِنْ‌ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ رَصَدَاً (جن: 27)

مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد ... (27)


نِصْفَه‌ُ أَوِ انْقُص‌ْ مِنْه‌ُ قَلِيلاً (مزمل: 3)

نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن، (3)


أَوْ زِدْ عَلَيْه‌ِ وَ رَتِّل‌ِ الْقُرْآن‌َ تَرْتِيلاً (مزمل: 4)

يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقّت و تأمّل بخوان (4)


وَاذْكُرِ اسْم‌َ رَبِّك‌َ وَ تَبَتَّل‌ْ إِلَيْه‌ِ تَبْتِيلاً (مزمل: 8)

و نام پروردگارت را ياد كن و تنها به او دل ببند! (8)


رَب‌ُّ الْمَشْرِق‌ِ وَالْمَغْرِب‌ِ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْه‌ُ وَكِيلاً (مزمل: 9)

همان پروردگار شرق و غرب كه معبودى جز او نيست، او را نگاهبان و وكيل خود انتخاب كن، (9)


فَعَصَي‌ فِرْعَوْن‌ُ الرَّسُول‌َ فَأَخْذْنَاه‌ُ أَخْذَاً وَبِيلاً (مزمل: 16)

(ولى) فرعون به مخالفت و نافرمانى آن رسول برخاست، و ما او را سخت مجازات كرديم! (16)


السَّمَاءُ مُنْفَطِرٌ بِه‌ِ كَان‌َ وَعْدُه‌ُ مَفْعُولاً (مزمل: 18)

و آسمان از هم شكافته مى‏شود، و وعده او شدنى و حتمى است. (18)


إِن‌َّ هَذِه‌ِ تَذْكِرَة‌ٌ فَمَنْ‌ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ سَبِيلاً (مزمل: 19)

اين هشدار و تذكّرى است، پس هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزيند! (19)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَعْلَم‌ُ أَنَّك‌َ تَقُوم‌ُ أَدْنَي‌ مِنْ‌ ثُلُثَي‌ِ اللَّيْل‌ِ وَ نِصْفَه‌ُ وَ ثُلُثَه‌ُ وَ طائِفَة‌ٌ مِن‌َ الَّذِين‌َ مَعَك‌َ وَالله‌ُ يُقَدِّرُ اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ عَلِم‌َ أَنْ‌ لَن‌ْ تُحْصُوه‌ُ فَتَاب‌َ عَلَيْكُم‌ْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِن‌َ الْقُرآن‌ِ عَلِم‌َ أَنْ‌ سَيَكُون‌ُ مِنْكُمْ‌ مَرْضَي‌ وَ آخَرُون‌َ يَضْرِبُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَبْتَغُون‌َ مِنْ‌ فَضْل‌ِ الله‌ِ وَ آخَرُون‌َ يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْه‌ُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَ أَقْرِضُوا الله‌َ قَرْضَاً حَسَنَاً وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ‌ مِن‌ْ خَيْرٍ تَجِدُوه‌ُ عِنْدَ الله‌ِ هُوَ خَيْرَاً وَ أَعْظَم‌َ أَجْرَاً وَاسْتَغْفِرُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مزمل: 20)

پروردگارت مى‏داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‏خيزند خداوند شب و روز را اندازه‏گيرى مى‏كند او مى‏داند كه شما نمى‏توانيد مقدار آن را (به دقّت) اندازه‏گيرى كنيد (براى عبادت كردن)، پس شما را بخشيد اكنون آنچه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد او مى‏داند بزودى گروهى از شما بيمار مى‏شوند، و گروهى ديگر براى به دست آوردن فضل الهى (و كسب روزى) به سفر مى‏روند، و گروهى ديگر در راه خدا جهاد مى‏كنند (و از تلاوت قرآن بازمى‏مانند)، پس به اندازه‏اى كه براى شما ممكن است از آن تلاوت كنيد و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و به خدا «قرض الحسنه» دهيد [در راه او انفاق نماييد] و (بدانيد) آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مى‏فرستيد نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت و از خدا آمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (20)


وَ جَعَلْت‌ُ لَه‌ُ مَالاً مَمْدُودَاً (مدثر: 12)

همان كسى كه براى او مال گسترده‏اى قرار دادم، (12)


وَ مَهَّدْت‌ُ لَه‌ُ تَمْهِيدَاً (مدثر: 14)

و وسايل زندگى را از هر نظر براى وى فراهم ساختم! (14)


كَلاَّ إِنَّه‌ُ كَان‌َ لِآيَاتِنَا عَنِيدَاً (مدثر: 16)

هرگز چنين نخواهد شد چرا كه او نسبت به آيات ما دشمنى مى‏ورزد! (16)


سَأُرْهِقُه‌ُ صَعُودَاً (مدثر: 17)

و بزودى او را مجبور مى‏كنم كه از قلّه زندگى بالا رود (سپس او را به زير مى‏افكنم)! (17)


إِنَّه‌ُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ (مدثر: 18)

او (براى مبارزه با قرآن) انديشه كرد و مطلب را آماده ساخت! (18)


سَأُصْلِيه‌ِ سَقَرَ (مدثر: 26)

(امّا) بزودى او را وارد سَقَر [دوزخ‏] مى‏كنم! (26)


كَلاَّ إِنَّه‌ُ تَذْكِرَة‌ٌ (مدثر: 54)

چنين نيست كه آنها مى‏گويند، آن (قرآن) يك تذكّر و يادآورى است! (54)


فَمَنْ‌ شَاءَ ذَكَرَه‌ُ (مدثر: 55)

هر كس بخواهد از آن پند مى‏گيرد (55)


أَيَحْسَب‌ُ الْإِنْسَان‌ُ أَنْ لَن‌ْ نَجْمَع‌َ عِظَامَه‌ُ (قيامة: 3)

آيا انسان مى‏پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد؟! (3)


بَلَي‌ قَادِرِين‌َ عَلَي‌ أَنْ‌ نُسَوِّي‌َ بَنَانَه‌ُ (قيامة: 4)

آرى قادريم كه (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب كنيم! (4)


بَل‌ْ يُرِيدُ الْإِنْسَان‌ُ لِيَفْجُرَ أَمَامَه‌ُ (قيامة: 5)

(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر گناه كند! (5)


بَل‌ِ الْإِنْسَان‌ُ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ بَصِيرَة‌ٌ (قيامة: 14)

بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است، (14)


وَ لَوْ أَلْقَي‌ مَعَاذِيرَه‌ُ (قيامة: 15)

هر چند (در ظاهر) براى خود عذرهايى بتراشد! (15)


لاَ تُحَرِّك‌ْ بِه‌ِ لِسَانَك‌َ لِتَعْجَل‌َ بِه‌ِ (قيامة: 16)

زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [قرآن‏] حركت مده، (16)


إِن‌َّ عَلَيْنَا جَمْعَه‌ُ وَ قُرْآنَه‌ُ (قيامة: 17)

چرا كه جمع كردن و خواندن آن بر عهده ماست! (17)


فَإِذَا قَرَأْنَاه‌ُ فَاتَّبِع‌ْ قُرْآنَه‌ُ (قيامة: 18)

پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن! (18)


ثُم‌َّ إِن‌َّ عَلَيْنَا بَيَانَه‌ُ (قيامة: 19)

سپس بيان و (توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست! (19)


وَ ظَن‌َّ أَنَّه‌ُ الْفِرَاق‌ُ (قيامة: 28)

و به جدايى از دنيا يقين پيدا كند، (28)


ثُم‌َّ ذَهَب‌َ إِلَي‌ أَهْلِه‌ِ يَتَمَطَّي‌ (قيامة: 33)

سپس بسوى خانواده خود بازگشت در حالى كه متكبّرانه قدم برمى‏داشت! (33)


فَجَعَل‌َ مِنْه‌ُ الزَّوْجَيْن‌ِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَي‌ (قيامة: 39)

و از او دو زوج مرد و زن آفريد! (39)


إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ أَمْشَاج‌ٍ نَبْتَلِيه‌ِ فَجَعَلْنَاه‌ُ سَمِيعَاً بَصِيرَاً (انسان: 2)

ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مى‏آزماييم (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم! (2)


إِنَّا هَدَيْنَاه‌ُ السَّبِيل‌َ إِمَّا شَاكِرَاً وَ إِمَّا كَفُورَاً (انسان: 3)

ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس! (3)


يُوفُون‌َ بِالنَّذْرِ وَ يَخَافُون‌َ يَوْمَاً كَان‌َ شَرُّه‌ُ مُسْتَطِيرَاً (انسان: 7)

آنها به نذر خود وفا مى‏كنند، و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مى‏ترسند، (7)


وَ يُطْعِمُون‌َ الطَّعَام‌َ عَلَي‌ حُبِّه‌ِ مِسْكِينَاً وَ يَتِيمَاً وَ أَسِيرَاً (انسان: 8)

و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند، به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» مى‏دهند! (8)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَاسْجُدْ لَه‌ُ وَ سَبِّحْه‌ُ لَيْلاً طَوِيلاً (انسان: 26)

و در شبانگاه براى او سجده كن، و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى! (26)


إِن‌َّ هَذِه‌ِ تَذْكِرَة‌ٌ فَمَنْ‌ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ سَبِيلاً (انسان: 29)

اين يك تذكر و يادآورى است، و هر كس بخواهد (با استفاده از آن) راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزيند! (29)


يُدْخِل‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ وَالظَّالِمِين‌َ أَعَدَّ لَهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً (انسان: 31)

و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) در رحمت (وسيع) خود وارد مى‏كند، و براى ظالمان عذاب دردناكى آماده ساخته است! (31)


فَجَعَلْنَاه‌ُ فِي‌ قَرَارٍ مَكِين‌ٍ (مرسلات: 21)

سپس آن را در قرارگاهى محفوظ و آماده قرار داديم، (21)


انْطَلِقُوا إِلَي‌ مَا كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ (مرسلات: 29)

(در آن روز به آنها گفته مى‏شود:) بى‏درنگ، به سوى همان چيزى كه پيوسته آن را تكذيب مى‏كرديد برويد! (29)


كَأَنَّه‌ُ جِمَالَة‌ٌ صُفْرٌ (مرسلات: 33)

گويى (در سرعت و كثرت) همچون شتران زردرنگى هستند (كه به هر سو پراكنده مى‏شوند)! (33)


فَبِأَي‌ِّ حَدِيث‌ٍ بَعْدَه‌ُ يُؤْمِنُون‌َ (مرسلات: 50)

(و اگر آنها به اين قرآن ايمان نمى‏آورند) پس به كدام سخن بعد از آن ايمان مى‏آورند؟! (50)


الَّذِي‌ هُم‌ْ فِيه‌ِ مُخْتَلِفُون‌َ (نبأ: 3)

همان خبرى كه پيوسته در آن اختلاف دارند! (3)


لِنُخْرِج‌َ بِه‌ِ حَبَّاً وَ نَبَاتَاً (نبأ: 15)

تا بوسيله آن دانه و گياه بسيار برويانيم، (15)


وَ كُل‌َّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْنَاه‌ُ كِتَابَاً (نبأ: 29)

و ما همه چيز را شمارش و ثبت كرده‏ايم! (29)


رَب‌ِّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَن‌ِ لاَ يَمْلِكُون‌َ مِنْه‌ُ خِطَابَاً (نبأ: 37)

همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هيچ كس حق ندارد بى اجازه او سخنى بگويد (يا شفاعتى كند)! (37)


يَوْم‌َ يَقُوم‌ُ الرُّوح‌ُ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ صَفَّاً لاَ يَتَكَلَّمُون‌َ إِلاَّ مَن‌ْ أَذِن‌َ لَه‌ُ الرَّحْمَن‌ُ وَ قَال‌َ صَوَابَاً (نبأ: 38)

روزى كه «روح» و «ملائكه» در يك صف مى‏ايستند و هيچ يك، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمى‏گويند، و (آن گاه كه مى‏گويند) درست مى‏گويند! (38)


ذَلِك‌َ الْيَوْم‌ُ الْحَق‌ُّ فَمَنْ‌ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ مَآبَاً (نبأ: 39)

آن روز حق است هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزيند! (39)


إِنَّا أَنْذَرْنَاكُم‌ْ عَذَابَاً قَرِيبَاً يَوْم‌َ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَت‌ْ يَدَاه‌ُ وَ يَقُول‌ُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي‌ كُنْت‌ُ تُرَابَاً (نبأ: 40)

و ما شما را از عذاب نزديكى بيم داديم! اين عذاب در روزى خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاى خود فرستاده مى‏بيند، و كافر مى‏گويد: «اى كاش خاك بودم (و گرفتار عذاب نمى‏شدم)!» (40)


إِذْ نَادَاه‌ُ رَبُّه‌ُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّس‌ِ طُوَي‌ً (نازعات: 16)

در آن هنگام كه پروردگارش او را در سرزمين مقدّس «طوى» ندا داد (و گفت): (16)


اذْهَب‌ْ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ إِنَّه‌ُ طَغَي‌ (نازعات: 17)

به سوى فرعون برو كه طغيان كرده است! (17)


فَأَرَاه‌ُ الْآيَة‌َ الْكُبْرَي‌ (نازعات: 20)

سپس موسى بزرگترين معجزه را به او نشان داد! (20)


فَأَخَذَه‌ُ الله‌ُ نَكَال‌َ الْآخِرَة‌ِ وَالْأُولَي‌ (نازعات: 25)

از اين رو خداوند او را به عذاب آخرت و دنيا گرفتار ساخت! (25)


وَ أَمَّا مَن‌ْ خَاف‌َ مَقَام‌َ رَبِّه‌ِ وَ نَهَي‌ النَّفْس‌َ عَن‌ِ الْهَوَي‌ (نازعات: 40)

و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى بازدارد، (40)


أَنْ‌ جَاءَه‌ُ الْأَعْمَي‌ (عبس: 2)

از اينكه نابينايى به سراغ او آمده بود! (2)


وَ مَا يُدْرِيك‌َ لَعَلَّه‌ُ يَزَّكَّي‌ (عبس: 3)

تو چه مى‏دانى شايد او پاكى و تقوا پيشه كند، (3)


أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَه‌ُ الذِّكْرَي‌ (عبس: 4)

يا متذكّر گردد و اين تذكّر به حال او مفيد باشد! (4)


فَأَنْت‌َ لَه‌ُ تَصَدَّي‌ (عبس: 6)

تو به او روى مى‏آورى، (6)


فَأَنْت‌َ عَنْه‌ُ تَلَهَّي‌ (عبس: 10)

تو از او غافل مى‏شوى! (10)


فَمَنْ‌ شَاءَ ذَكَرَه‌ُ (عبس: 12)

و هر كس بخواهد از آن پند مى‏گيرد! (12)


قُتِل‌َ الْإِنْسَان‌ُ مَا أَكْفَرَه‌ُ (عبس: 17)

مرگ بر اين انسان، چقدر كافر و ناسپاس است! (17)


مِن‌ْ أَي‌ِّ شَيْ‌ءٍ خَلَقَه‌ُ (عبس: 18)

(خداوند) او را از چه چيز آفريده است؟! (18)


مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ خَلَقَه‌ُ فَقَدَّرَه‌ُ (عبس: 19)

او را از نطفه ناچيزى آفريد، سپس اندازه‏گيرى كرد و موزون ساخت، (19)


ثُم‌َّ السَّبِيل‌َ يَسَّرَه‌ُ (عبس: 20)

سپس راه را براى او آسان كرد، (20)


ثُم‌َّ أَمَاتَه‌ُ فَأَقْبَرَه‌ُ (عبس: 21)

بعد او را ميراند و در قبر پنهان نمود، (21)


ثُم‌َّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَه‌ُ (عبس: 22)

سپس هر گاه بخواهد او را زنده مى‏كند! (22)


كَلاَّ لَمَّا يَقْض‌ِ مَا أَمَرَه‌ُ (عبس: 23)

چنين نيست كه او مى‏پندارد او هنوز آنچه را (خدا) فرمان داده، اطاعت نكرده است! (23)


فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَان‌ُ إِلَي‌ طَعَامِه‌ِ (عبس: 24)

انسان بايد به غذاى خويش (و آفرينش آن) بنگرد! (24)


يَوْم‌َ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِن‌ْ أَخِيه‌ِ (عبس: 34)

در آن روز كه انسان از برادر خود مى‏گريزد، (34)


وَ أُمِّه‌ِ وَ أَبِيه‌ِ (عبس: 35)

و از مادر و پدرش، (35)


وَ صَاحِبَتِه‌ِ وَ بَنِيه‌ِ (عبس: 36)

و زن و فرزندانش (36)


لِكُل‌ِّ امْرِئ‌ٍ مِنْهُم‌ْ يَوْمَئِذٍ شَأْن‌ٌ يُغْنِيه‌ِ (عبس: 37)

در آن روز هر كدام از آنها وضعى دارد كه او را كاملًا به خود مشغول مى‏سازد! (37)


إِنَّه‌ُ لَقَوْل‌ُ رَسُول‌ٍ كَرِيم‌ٍ (تكوير: 19)

كه اين (قرآن) كلام فرستاده بزرگوارى است [جبرئيل امين‏] (19)


وَ لَقَدْ رَآه‌ُ بِالْأُفُق‌ِ الْمُبِين‌ِ (تكوير: 23)

او (جبرئيل) را در افق روشن ديده است! (23)


وَ مَا يُكَذِّب‌ُ بِه‌ِ إِلاَّ كُل‌ُّ مُعْتَدٍ أَثِيم‌ٍ (مطففين: 12)

تنها كسى آن را انكار مى‏كند كه متجاوز و گنهكار است! (12)


إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْه‌ِ آيَاتُنَا قَال‌َ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (مطففين: 13)

(همان كسى كه) وقتى آيات ما بر او خوانده مى‏شود مى‏گويد: «اين افسانه‏هاى پيشينيان است!» (13)


ثُم‌َّ يُقَال‌ُ هَذَا الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ (مطففين: 17)

بعد به آنها گفته مى‏شود: «اين همان چيزى است كه آن را انكار مى‏كرديد!» (17)


يَشْهَدُه‌ُ الْمُقَرَّبُون‌َ (مطففين: 21)

كه مقربان شاهد آنند! (21)


خِتَامُه‌ُ مِسْك‌ٌ وَ فِي‌ ذَلِك‌َ فَلْيَتَنَافَس‌ِ الْمُتَنَافِسُون‌َ (مطففين: 26)

مهرى كه بر آن نهاده شده از مشك است و در اين نعمتهاى بهشتى راغبان بايد بر يكديگر پيشى گيرند! (26)


وَ مِزَاجُه‌ُ مِنْ‌ تَسْنِيم‌ٍ (مطففين: 27)

اين شراب (طهور) آميخته با «تسنيم» است، (27)


يَا أَيُّهَا الْإِنْسَان‌ُ إِنَّك‌َ كَادِح‌ٌ إِلَي‌ رَبِّك‌َ كَدْحَاً فَمُلاَقِيه‌ِ (انشقاق: 6)

اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد! (6)


فَأَمَّا مَن‌ْ أُوتِي‌َ كِتَابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ (انشقاق: 7)

پس كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، (7)


وَ يَنْقَلِب‌ُ إِلَي‌ أَهْلِه‌ِ مَسْرُورَاً (انشقاق: 9)

و خوشحال به اهل و خانواده‏اش بازمى‏گردد. (9)


وَ أَمَّا مَن‌ْ أُوتِي‌َ كِتَابَه‌ُ وَرَاءَ ظَهْرِه‌ِ (انشقاق: 10)

و امّا كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، (10)


إِنَّه‌ُ كَان‌َ فِي‌ أَهْلِه‌ِ مَسْرُورَاً (انشقاق: 13)

چرا كه او در ميان خانواده‏اش پيوسته (از كفر و گناه خود) مسرور بود! (13)


إِنَّه‌ُ ظَن‌َّ أَنْ‌ لَن‌ْ يَحُورَ (انشقاق: 14)

او گمان مى‏كرد هرگز بازگشت نمى‏كند! (14)


بَلَي‌ إِن‌َّ رَبَّه‌ُ كَان‌َ بِه‌ِ بَصِيرَاً (انشقاق: 15)

آرى، پروردگارش نسبت به او بينا بود (و اعمالش را براى حساب ثبت كرد)! (15)


الَّذِي‌ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ شَهِيدٌ (بروج: 9)

همان كسى كه حكومت آسمانها و زمين از آن اوست و خداوند بر همه چيز گواه است! (9)


إِنَّه‌ُ هُوَ يُبْدِئ‌ُ وَ يُعِيدُ (بروج: 13)

اوست كه آفرينش را آغاز مى‏كند و بازمى‏گرداند، (13)


إِنَّه‌ُ عَلَي‌ رَجْعِه‌ِ لَقَادِرٌ (طارق: 8)

مسلّماً او [خدايى كه انسان را از چنين چيز پستى آفريد] مى‏تواند او را بازگرداند! (8)


فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ قُوَّة‌ٍ وَ لاَ نَاصِرٍ (طارق: 10)

و براى او هيچ نيرو و ياورى نيست! (10)


إِنَّه‌ُ لَقَوْل‌ٌ فَصْل‌ٌ (طارق: 13)

كه اين (قرآن) سخنى است كه حقّ را از باطل جدا مى‏كند، (13)


فَجَعَلَه‌ُ غُثَاءً أَحْوَي‌ (اعلي: 5)

سپس آن را خشك و تيره قرار داد! (5)


إِلاَّ مَا شَاءَ الله‌ُ إِنَّه‌ُ يَعْلَم‌ُ الْجَهْرَ وَ مَا يَخْفَي‌ (اعلي: 7)

مگر آنچه را خدا بخواهد، كه او آشكار و نهان را مى‏داند! (7)


وَ ذَكَرَ اسْم‌َ رَبِّه‌ِ فَصَلَّي‌ (اعلي: 15)

و (آن كه) نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند! (15)


فَيُعَذِّبُه‌ُ الله‌ُ الْعَذَاب‌َ الْأَكْبَرَ (غاشيه: 24)

كه خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات مى‏كند! (24)


فَأَمَّا الْإِنْسَان‌ُ إِذَا مَا ابْتَلاَه‌ُ رَبُّه‌ُ فَأَكْرَمَه‌ُ وَ نَعَّمَه‌ُ فَيَقُول‌ُ رَبِّي‌ أَكْرَمَن‌ِ (فجر: 15)

امّا انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمايش، اكرام مى‏كند و نعمت مى‏بخشد (مغرور مى‏شود و) مى‏گويد: «پروردگارم مرا گرامى داشته است!» (15)


وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَه‌ُ فَقَدَرَ عَلَيْه‌ِ رِزْقَه‌ُ فَيَقُول‌ُ رَبِّي‌ أَهَانَن‌ِ (فجر: 16)

و امّا هنگامى كه براى امتحان، روزيش را بر او تنگ مى‏گيرد (مأيوس مى‏شود و) مى‏گويد: «پروردگارم مرا خوار كرده است!» (16)


وَ جِي‌ءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّم‌َ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَان‌ُ وَ أَنَّي‌ لَه‌ُ الذِّكْرَي‌ (فجر: 23)

و در آن روز جهنم را حاضر مى‏كنند (آرى) در آن روز انسان متذكّر مى‏شود امّا اين تذكّر چه سودى براى او دارد؟! (23)


فَيَوْمَئِذٍ لاَ يُعَذِّب‌ُ عَذَابَه‌ُ أَحَدٌ (فجر: 25)

در آن روز هيچ كس همانند او [خدا] عذاب نمى‏كند، (25)


وَ لاَ يُوثِق‌ُ وَثَاقَه‌ُ أَحَدٌ (فجر: 26)

و هيچ كس همچون او كسى را به بند نمى‏كشد! (26)


أَيَحْسَب‌ُ أَنْ‌ لَن‌ْ يَقْدِرَ عَلَيْه‌ِ أَحَدٌ (بلد: 5)

آيا او گمان مى‏كند كه هيچ كس نمى‏تواند بر او دست يابد؟! (5)


أَيَحْسَب‌ُ أَنْ‌ لَم‌ْ يَرَه‌ُ أَحَدٌ (بلد: 7)

آيا (انسان) گمان مى‏كند هيچ كس او را نديده (كه عمل خيرى انجام نداده) است؟! (7)


أَلَم‌ْ نَجْعَلْ‌ لَه‌ُ عَيْنَيْن‌ِ (بلد: 8)

آيا براى او دو چشم قرار نداديم، (8)


وَ هَدَيْنَاه‌ُ النَّجْدَيْن‌ِ (بلد: 10)

و او را به راه خير و شرّ هدايت كرديم! (10)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَم‌َ عَلَيْهِم‌ْ رَبُّهُمْ‌ بِذَنْبِهِم‌ْ فَسَوَّاهَا (شمس: 14)

ولى آنها او را تكذيب و ناقه را پى كردند (و به هلاكت رساندند) از اين رو پروردگارشان آنها (و سرزمينشان) را بخاطر گناهانشان در هم كوبيد و با خاك يكسان و صاف كرد! (14)


فَسَنُيَسِّرُه‌ُ لِلْيُسْرَي‌ (ليل: 7)

ما او را در مسير آسانى قرار مى‏دهيم! (7)


فَسَنُيَسِّرُه‌ُ لِلْعُسْرَي‌ (ليل: 10)

بزودى او را در مسير دشوارى قرار مى‏دهيم (10)


وَ مَا يُغْنِي‌ عَنْه‌ُ مَالُه‌ُ إِذَا تَرَدَّي‌ (ليل: 11)

و در آن هنگام كه (در جهنّم) سقوط مى‏كند، اموالش به حال او سودى نخواهد داشت! (11)


الَّذِي‌ يُؤْتِي‌ مَالَه‌ُ يَتَزَكَّي‌ (ليل: 18)

همان كس كه مال خود را (در راه خدا) مى‏بخشد تا پاك شود. (18)


وَ مَا لِأَحَدٍ عِنْدَه‌ُ مِنْ‌ نِعْمَة‌ٍ تُجْزَي‌ (ليل: 19)

و هيچ كس را نزد او حق نعمتى نيست تا بخواهد (به اين وسيله) او را جزا دهد، (19)


إِلاَّ ابْتِغَاءَ وَجْه‌ِ رَبِّه‌ِ الْأَعْلَي‌ (ليل: 20)

بلكه تنها هدفش جلب رضاى پروردگار بزرگ اوست (20)


ثُم‌َّ رَدَدْنَاه‌ُ أَسْفَل‌َ سَافِلِين‌َ (تين: 5)

سپس او را به پايين‏ترين مرحله بازگردانديم، (5)


أَنْ‌ رَآه‌ُ اسْتَغْنَي‌ (علق: 7)

از اينكه خود را بى‏نياز ببيند! (7)


فَلْيَدْع‌ُ نَادِيَه‌ُ (علق: 17)

سپس هر كه را مى‏خواهد صدا بزند (تا ياريش كند)! (17)


كَلاَّ لاَ تُطِعْه‌ُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب‌ْ (علق: 19)

چنان نيست (كه آن طغيانگر مى‏پندارد) هرگز او را اطاعت مكن، و سجده نما و (به خدا) تقرّب جوى! (19)


إِنَّا أَنْزَلْنَاه‌ُ فِي‌ لَيْلَة‌ِ الْقَدْرِ (قدر: 1)

ما آن [قرآن‏] را در شب قدر نازل كرديم! (1)


وَ مَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ حُنَفَاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ يُؤْتُوا الزَّكَاة‌َ وَ ذَلِك‌َ دِين‌ُ الْقَيِّمَة‌ِ (بينه: 5)

و به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند و اين است آيين مستقيم و پايدار! (5)


جَزَاؤُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ تَجْري‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ ذَلِك‌َ لِمَن‌ْ خَشِي‌َ رَبَّه‌ُ (بينه: 8)

پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاويدان است كه نهرها از زير درختانش جارى است هميشه در آن مى‏مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند و اين (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد! (8)


فَمَنْ‌ يَعْمَل‌ْ مِثْقَال‌َ ذَرَّة‌ٍ خَيْرَاً يَرَه‌ُ (زلزلة: 7)

پس هر كس هموزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند! (7)


وَ مَنْ‌ يَعْمَل‌ْ مِثْقَال‌َ ذَرَّة‌ٍ شَرَّاً يَرَه‌ُ (زلزلة: 8)

و هر كس هموزن ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند! (8)


فَأَثَرْن‌َ بِه‌ِ نَقْعَاً (عاديات: 4)

كه گرد و غبار به هر سو پراكندند، (4)


فَوَسَطْن‌َ بِه‌ِ جَمْعَاً (عاديات: 5)

و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند، (5)


إِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ لِرَبِّه‌ِ لَكَنُودٌ (عاديات: 6)

كه انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است (6)


وَ إِنَّه‌ُ عَلَي‌ ذَلِك‌َ لَشَهِيدٌ (عاديات: 7)

و او خود (نيز) بر اين معنى گواه است! (7)


وَ إِنَّه‌ُ لِحُب‌ِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ (عاديات: 8)

و او علاقه شديد به مال دارد! (8)


فَأَمَّا مَنْ‌ ثَقُلَت‌ْ مَوَازِينُه‌ُ (قارعه: 6)

امّا كسى كه (در آن روز) ترازوهاى اعمالش سنگين است، (6)


وَ أَمَّا مَن‌ْ خَفَّت‌ْ مَوَازِينُه‌ُ (قارعه: 8)

و امّا كسى كه ترازوهايش سبك است، (8)


فَأُمُّه‌ُ هَاوِيَة‌ٌ (قارعه: 9)

پناهگاهش «هاويه» [دوزخ‏] است! (9)


الَّذِي‌ جَمَع‌َ مَالاً وَ عَدَّدَه‌ُ (همزه: 2)

همان كس كه مال فراوانى جمع‏آورى و شماره كرده (بى‏آنكه مشروع و نامشروع آن را حساب كند)! (2)


يَحْسَب‌ُ أَن‌َّ مَالَه‌ُ أَخْلَدَه‌ُ (همزه: 3)

او گمان مى‏كند كه اموالش او را جاودانه مى‏سازد! (3)


فَسَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ وَاسْتَغْفِرْه‌ُ إِنَّه‌ُ كَان‌َ تَوَّابَاً (نصر: 3)

پروردگارت را تسبيح و حمد كن و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه‏پذير است! (3)


مَا أَغْنَي‌ عَنْه‌ُ مَالُه‌ُ وَ مَا كَسَب‌َ (مسد: 2)

هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودى نبخشيد! (2)


وَامْرَأَتُه‌ُ حَمَّالَة‌َ الْحَطَب‌ِ (مسد: 4)

و (نيز) همسرش، در حالى كه هيزم‏كش (دوزخ) است، (4)


وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَه‌ُ كُفُوَاً أَحَدٌ (احد: 4)

و براى او هيچگاه شبيه و مانندى نبوده است! (4)



پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09378764435


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است