فهرست الفبایی




1005.«حرف» مِنْ [3226]
از / ابتدای زمان یا مکان / بعضی / بجای / با / ...
آیات

الَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِالْغَيْب‌ِ وَ يُقِيمُون‌َ الصَّلاة‌َ وَ مِمَّا رَزَقْناهُم‌ْ يُنْفِقُون‌َ (بقره: 3)

(پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب [آنچه از حس پوشيده و پنهان است‏] ايمان مى‏آورند و نماز را برپا مى‏دارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند. (3)


وَالَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ وَ بِالْآخِرَة‌ِ هُم‌ْ يُوقِنُون‌َ (بقره: 4)

و آنان كه به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو (بر پيامبران پيشين) نازل گرديده، ايمان مى‏آورند و به رستاخيز يقين دارند. (4)


أُولَئِك‌َ عَلَي‌ هُدَي‌ً مِن‌ْ رَبِّهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (بقره: 5)

آنان بر طريق هدايت پروردگارشانند و آنان رستگارانند. (5)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَن‌ْ يَقُول‌ُ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ بِالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ مَا هُم‌ْ بِمُؤْمِنِين‌َ (بقره: 8)

گروهى از مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: «به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده‏ايم.» در حالى كه ايمان ندارند. (8)


أَوْ كَصَيِّب‌ٍ مِن‌َ السَّمَاءِ فِيه‌ِ ظُلُمَات‌ٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْق‌ٌ يَجْعَلُون‌َ أَصَابِعَهُم‌ْ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ مِن‌َ الصَّوَاعِق‌ِ حَذَرَ الْمَوْت‌ِ وَالله‌ُ مُحِيط‌ٌ بِالْكَافِرِين‌َ (بقره: 19)

يا همچون بارانى از آسمان، كه در شب تاريك همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهاى خود مى‏گذارند تا صداى صاعقه را نشنوند. و خداوند به كافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند). (19)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ اعْبُدُوا رَبَّكُم‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُم‌ْ وَالَّذِين‌َ مِن‌ْ قَبْلِكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَّقُون‌َ (بقره: 21)

اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد آن كس كه شما، و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزكار شويد. (21)


الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَرْض‌َ فِرَاشَاً وَالْسَّمَاءَ بِنَاءً وَ أَنْزَل‌َ مِن‌َ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَج‌َ بِه‌ِ مِن‌َ الثَّـمَرَات‌ِ رِزْقَاً لَكُم‌ْ فَلاَ تَجْعَلُوا لِالله‌ِ أَنْدَادَاً وَ أَنتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 22)

آن كس كه زمين را بستر شما، و آسمان [جو زمين‏] را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد و از آسمان آبى فرو فرستاد و به وسيله آن، ميوه‏ها را پرورش داد تا روزى شما باشد. بنا بر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى كه مى‏دانيد (هيچ يك از آنها، نه شما را آفريده‏اند، و نه شما را روزى مى‏دهند). (22)


وَ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ رَيْب‌ٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَي‌ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَة‌ٍ مِنْ‌ مِثْلِه‌ِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم‌ْ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (بقره: 23)

و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد! (23)


وَ بَشِّرِ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ أَن‌َّ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ْ مِن‌ْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِن‌ْ ثَمَرَة‌ٍ رِزْقَاً قَالُوا هَذَا الَّذِي‌ْ رُزِقْنَا مِن‌ْ قَبْل‌ُ وَ أُتُوا بِه‌ِ مُتَشَابِهَاً وَ لَهُم‌ْ فِيهَا أَزْوَاج‌ٌ مُطَهَّرَة‌ٌ وَ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 25)

به كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، بشارت ده كه باغهايى از بهشت براى آنهاست كه نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان كه ميوه‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏گويند: «اين همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود. (ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوه‏هايى كه براى آنها آورده مى‏شود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يكسانند. و براى آنان همسرانى پاك و پاكيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود. (25)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَسْتَحْيِي‌ أَن‌ْ يَضْرِب‌َ مَثَلاً مَا بَعُوضَة‌ً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا فَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ رَبِّهِم‌ْ وَ أَمَّا الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَيَقُولُون‌َ مَاذَا أَرَادَ الله‌ُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِل‌ُّ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ يَهْدِي‌ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ مَا يُضِل‌ُّ بِه‌ِ إِلاَّ الْفَاسِقِين‌َ (بقره: 26)

خداوند از اين كه (به موجودات ظاهرا كوچكى مانند) پشه، و حتى كمتر از آن، مثال بزند شرم نمى‏كند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده‏اند، مى‏دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان و اما آنها كه راه كفر را پيموده‏اند، (اين موضوع را بهانه كرده) مى‏گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» (آرى،) خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى‏كند ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى‏سازد! (26)


الَّذِين‌َ يَنْقُضُون‌َ عَهْدَ الله‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ مِيثَاقِه‌ِ وَ يَقْطَعُون‌َ مَا أَمَرَ الله‌ُ بِه‌ِ أَن‌ْ يُوصَل‌َ وَ يُفْسِدُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْخَاسِرُون‌َ (بقره: 27)

فاسقان كسانى هستند كه پيمان خدا را، پس از محكم ساختن آن، ميشكنند و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روى زمين فساد ميكنند اينها زيانكارانند. (27)


وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَة‌ِ اسْجُدُوا لِآدَم‌َ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيس‌َ أَبَي‌ وَاسْتَكْبَرَ وَ كَان‌َ مِن‌َ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 34)

و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد. (34)


وَ قُلْنَا يَا آدَم‌ُ اسْكُن‌ْ أَنْت‌َ وَ زَوْجُك‌َ الْجَنَّة‌َ وَ كُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْث‌ُ شِئْتُمَا وَ لاَ تَقْرَبَا هَذِه‌ِ الشَّجَرَة‌َ فَتَكُونَا مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 35)

و گفتيم: «اى آدم! تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از (نعمتهاى) آن، از هر جا مى‏خواهيد، گوارا بخوريد (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد. (35)


فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَان‌ُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيه‌ِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُم‌ْ لِبَعْض‌ٍ عَدُوٌّ وَ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتَاع‌ٌ إِلَي‌ حِين‌ٍ (بقره: 36)

پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (در اين هنگام) به آنها گفتيم: «همگى (به زمين) فرود آييد! در حالى كه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود. و براى شما در زمين، تا مدت معينى قرارگاه و وسيله بهره بردارى خواهد بود.» (36)


فَتَلَقَّي‌ آدَم‌ُ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ كَلِمَات‌ٍ فَتَاب‌َ عَلَيْه‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 37)

سپس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت چرا كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است. (37)


قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعَاً فَإِنْ مَا يَأْتِيَنَّكُم‌ْ مِنِّي‌ هُدَي‌ً فَمَن‌ْ تَبِع‌َ هُدَاي‌َ فَلاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 38)

گفتيم: «همگى از آن، فرود آييد! هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند.» (38)


وَاتَّقُوا يَوْمَاً لاَ تَجْزِي‌ نَفْس‌ٌ عَن‌ْ نَفْس‌ٍ شَيْءً وَ لاَ يُقْبَل‌ُ مِنْهَا شَفَاعَة‌ٌ وَ لاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْل‌ٌ وَ لاَ هُم‌ْ يُنْصَرُون‌َ (بقره: 48)

و از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى‏پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى‏شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه يارى مى‏شوند. (48)


وَ إِذْ نَجَّيْنَاكُم‌ْ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَسُومُونَكُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ يُذَبِّحُون‌َ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ يَسْتَحْيُون‌َ نِسَاءَكُم‌ْ وَ فِي‌ ذَلِكُم‌ْ بَلاَءٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ عَظِيم‌ٌ (بقره: 49)

و (نيز به ياد آوريد) آن زمان كه شما را از چنگال فرعونيان رهايى بخشيديم كه همواره شما را به بدترين صورت آزار مى‏دادند: پسران شما را سر مى‏بريدند و زنان شما را (براى كنيزى) زنده نگه مى‏داشتند. و در اينها، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان براى شما بود. (49)


وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسَي‌ أَرْبَعِين‌َ لَيْلَة‌ً ثُم‌َّ اتَّخَذْتُم‌ُ الْعِجْل‌َ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ وَ أَنْتُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (بقره: 51)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به ميعادگاه آمد) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نموديد در حالى كه ستمكار بوديد. (51)


ثُم‌َّ عَفَوْنَا عَنْكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (بقره: 52)

سپس شما را بعد از آن بخشيديم شايد شكر (اين نعمت را) بجا آوريد. (52)


ثُم‌َّ بَعَثْنَاكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ مَوْتِكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (بقره: 56)

سپس شما را پس از مرگتان، حيات بخشيديم شايد شكر (نعمت او را) بجا آوريد. (56)


وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْكُم‌ُ الْغَمَام‌َ وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُم‌ُ الْمَن‌َّ وَالسَّلْوي‌ كُلُوا مِن‌ْ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (بقره: 57)

و ابر را بر شما سايبان قرار داديم و «من» [شيره مخصوص و لذيذ درختان‏] و «سلوى» [مرغان مخصوص شبيه كبوتر] را بر شما فرستاديم (و گفتيم:) «از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه به شما روزى داده‏ايم بخوريد!» (ولى شما كفران كرديد!) آنها به ما ستم نكردند بلكه به خود ستم مى‏نمودند. (57)


وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌َ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْث‌ُ شِئْتُم‌ْ رَغَدَاً وَادْخُلُوا الْبَاب‌َ سُجَّدَاً وَ قُولُوا حِطَّة‌ٌ نَغْفِرْ لَكُم‌ْ خَطَايَاكُم‌ْ وَ سَنَزِيدُ الْمُـحْسِنِين‌َ (بقره: 58)

و (به خاطر بياوريد) زمانى را كه گفتيم: «در اين شهر [بيت المقدس‏] وارد شويد! و از نعمتهاى فراوان آن، هر چه مى‏خواهيد بخوريد! و از در (معبد بيت المقدس) با خضوع و خشوع وارد گرديد! و بگوييد: «خداوندا! گناهان ما را بريز!» تا خطاهاى شما را ببخشيم و به نيكوكاران پاداش بيشترى خواهيم داد.» (58)


فَبَدَّل‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي‌ قِيل‌َ لَهُم‌ْ فَأَنْزَلْنَا عَلَي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا رِجْزَاً مِن‌َ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون‌َ (بقره: 59)

اما افراد ستمگر، اين سخن را كه به آنها گفته شده بود، تغيير دادند (و به جاى آن، جمله استهزاآميزى گفتند) لذا بر ستمگران، در برابر اين نافرمانى، عذابى از آسمان فرستاديم. (59)


وَ إِذِ اسْتَسْقَي‌ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ فَقُلْنَا اضْرِب‌ْ بِعَصَاك‌َ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَت‌ْ مِنْه‌ُ اثْنَتَا عَشْرَة‌َ عَيْنَاً قَدْ عَلِم‌َ كُل‌ُّ أُنَاس‌ٍ مَشْرَبَهُم‌ْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِن‌ْ رِزْق‌ِ الله‌ِ وَ لاَ تَعْثَوْا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُفْسِدِين‌َ (بقره: 60)

و (به ياد آوريد) زمانى را كه موسى براى قوم خويش، آب طلبيد، به او دستور داديم: «عصاى خود را بر آن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشيد آن گونه كه هر يك (از طوايف دوازده‏گانه بنى اسرائيل)، چشمه مخصوص خود را مى‏شناختند! (و گفتيم:) «از روزيهاى الهى بخوريد و بياشاميد! و در زمين فساد نكنيد!» (60)


وَ إِذْ قُلْتُم‌ْ يَا مُوسَي‌ لَن‌ْ نَصْبِرَ عَلَي‌ طَعَام‌ٍ وَاحِدٍ فَادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُخْرِج‌ْ لَنَا مِمَّا تُنْبِت‌ُ الْأَرْض‌ُ مِن‌ْ بَقْلِهَا وَ قِثَّائِهَا وَ فُومِهَا وَ عَدَسِهَا وَ بَصَلِهَا قَال‌َ أَتَسْتَبْدِلُون‌َ الَّذِي‌ هُوَ أَدْنَي‌ بِالَّذِي‌ هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرَاً فَإِن‌َّ لَكُم‌ْ مَا سَأَلْتُم‌ْ وَ ضُرِبَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الذِّلَّة‌ُ وَالْمَسْكَنَة‌ُ وَ بَاءُوا بِغَضَب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَانُوا يَكْفُرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ يَقْتُلُون‌َ النَّبِيِّين‌َ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ ذَلِك‌َ بِمَا عَصَوْا وَ كَانُوا يَعْتَدُون‌َ (بقره: 61)

و (نيز به خاطر بياوريد) زمانى را كه گفتيد: «اى موسى! هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفاء كنيم! از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مى‏روياند، از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما فراهم سازد.» موسى گفت: «آيا غذاى پست‏تر را به جاى غذاى بهتر انتخاب مى‏كنيد؟! (اكنون كه چنين است، بكوشيد از اين بيابان) در شهرى فرود آئيد زيرا هر چه خواستيد، در آنجا براى شما هست.» و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدايى شدند چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مى‏ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند. (61)


ثُم‌َّ تَوَلَّيْتُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ فَلَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ لَكُنْتُم‌ْ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (بقره: 64)

سپس شما پس از اين، روگردان شديد و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زيانكاران بوديد. (64)


وَ لَقَدْ عَلِمْتُم‌ُ الَّذِين‌َ اعْتَدَوْا مِنْكُم‌ْ فِي‌ السَّبْت‌ِ فَقُلْنَا لَهُم‌ْ كُونُوا قِرَدَة‌ً خَاسِئِين‌َ (بقره: 65)

به طور قطع از حال كسانى از شما، كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند، آگاه شده‏ايد! ما به آنها گفتيم: «به صورت بوزينه‏هايى طردشده درآييد!» (65)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَأْمُرُكُم‌ْ أَنْ‌ تَذْبَحُوا بَقَرَة‌ً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوَاً قَال‌َ أَعُوذُ بِالله‌ِ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (بقره: 67)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور مى‏دهد ماده گاوى را ذبح كنيد (و قطعه‏اى از بدن آن را به مقتولى كه قاتل او شناخته نشده بزنيد، تا زنده شود و قاتل خويش را معرفى كند و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آيا ما را مسخره مى‏كنى؟» (موسى) گفت: «به خدا پناه مى‏برم از اينكه از جاهلان باشم!» (67)


ثُم‌َّ قَسَت‌ْ قُلُوبُكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ فَهِي‌َ كَالْحِجَارَة‌ِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة‌ً وَ إِن‌َّ مِن‌َ الْحِجَارَة‌ِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْه‌ُ الْأَنْهَارُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّق‌ُ فَيَخْرُج‌ُ مِنْه‌ُ الْمَاءُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِط‌ُ مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ الله‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 74)

سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد همچون سنگ، يا سخت‏تر! چرا كه پاره‏اى از سنگها مى‏شكافد، و از آن نهرها جارى مى‏شود و پاره‏اى از آنها شكاف برمى‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏كند و پاره‏اى از خوف خدا (از فراز كوه) به زير مى‏افتد (اما دلهاى شما، نه از خوف خدا مى‏تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است!) و خداوند از اعمال شما غافل نيست. (74)


أَفَتَطْمَعُون‌َ أَن‌ْ يُؤْمِنُوا لَكُم‌ْ وَ قَدْ كَان‌َ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَسْمَعُون‌َ كَلاَم‌َ الله‌ِ ثُم‌َّ يُحَرِّفُونَه‌ُ مِن‌ْ بَعْدِ مَا عَقَلُوه‌ُ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 75)

آيا انتظار داريد به (آئين) شما ايمان بياورند، با اينكه عده‏اى از آنان، سخنان خدا را مى‏شنيدند و پس از فهميدن، آن را تحريف مى‏كردند، در حالى كه علم و اطلاع داشتند؟! (75)


وَ مِنْهُم‌ْ أُمِّيُّون‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ الْكِتَاب‌َ إِلاَّ أَمَانِي‌َّ وَ إِن‌ْ هُم‌ْ إِلاَّ يَظُنُّون‌َ (بقره: 78)

و پاره‏اى از آنان عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت خيالات و آرزوها نمى‏دانند و تنها به پندارهايشان دل بسته‏اند. (78)


فَوَيْل‌ٌ لِلَّذِين‌َ يَكْتُبُون‌َ الْكِتَاب‌َ بِأَيْدِيهِم‌ْ ثُم‌َّ يَقُولُون‌َ هَذَا مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ لِيَشْتَرُوا بِه‌ِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْل‌ٌ لَهُم‌ْ مِمَّا كَتَبَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ وَ وَيْل‌ٌ لَهُم‌ْ مِمَّا يَكْسِبُون‌َ (بقره: 79)

پس واى بر آنها كه نوشته‏اى با دست خود مى‏نويسند، سپس مى‏گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى‏آورند! (79)


وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاق‌َ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ لاَ تَعْبُدُون‌َ إِلاَّ الله‌َ وَ بِالْوَالِدَيْن‌ِ إِحْسَانَاً وَ ذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَ قُولُوا لِلنَّاس‌ِ حُسْنَاً وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ ثُم‌َّ تَوَلَّيْتُم‌ْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْكُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ مُعْرِضُون‌َ (بقره: 83)

و (به ياد آوريد) زمانى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد و به مردم نيك بگوييد نماز را برپا داريد و زكات بدهيد. سپس (با اينكه پيمان بسته بوديد) همه شما- جز عده كمى- سرپيچى كرديد و (از وفاى به پيمان خود) روى‏گردان شديد. (83)


وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُم‌ْ لاَ تَسْفِكُون‌َ دِمَاءَكُم‌ْ وَ لاَ تُخْرِجُون‌َ أَنْفُسَكُم‌ْ مِن‌ْ دِيَارِكُم‌ْ ثُم‌َّ أَقْرَرْتُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ تَشْهَدُون‌َ (بقره: 84)

و هنگامى را كه از شما پيمان گرفتيم كه خون هم را نريزيد و يكديگر را از سرزمين خود، بيرون نكنيد. سپس شما اقرار كرديد (و بر اين پيمان) گواه بوديد. (84)


ثُم‌َّ أَنْتُم‌ْ هَؤُلاَءِ تَقْتُلُون‌َ أَنْفُسَكُم‌ْ وَ تُخْرِجُون‌َ فَرِيقَاً مِنْكُم‌ْ مِن‌ْ دِيَارِهِم‌ْ تَظَاهَرُون‌َ عَلَيْهِم‌ْ بِالْإِثْم‌ِ وَالْعُدْوَان‌ِ وَ إِن‌ْ يَأْتُوكُم‌ْ أُسَارَي‌ تُفَادُوهُم‌ْ وَ هُوَ مُحَرَّم‌ٌ عَلَيْكُم‌ْ إِخْرَاجُهُم‌ْ أَفَتُؤْمِنُون‌َ بِبَعْض‌ِ الْكِتَاب‌ِ وَ تَكْفُرُون‌َ بِبَعْض‌ٍ فَمَا جَزَاءُ مَن‌ْ يَفْعَل‌ُ ذَلِك‌َ مِنْكُم‌ْ إِلاَّ خِزْي‌ٌ فِي‌ الْحَياة‌ِ الدُّنْيَا وَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ يُرَدُّون‌َ إِلَي‌ أَشَدِّ الْعَذَاب‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 85)

اما اين شما هستيد كه يكديگر را مى‏كشيد و جمعى از خودتان را از سرزمينشان بيرون مى‏كنيد و در اين گناه و تجاوز، به يكديگر كمك مى‏نماييد (و اينها همه نقض پيمانى است كه با خدا بسته‏ايد) در حالى كه اگر بعضى از آنها به صورت اسيران نزد شما آيند، فديه مى‏دهيد و آنان را آزاد مى‏سازيد! با اينكه بيرون ساختن آنان بر شما حرام بود. آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد، و به بعضى كافر مى‏شويد؟! براى كسى از شما كه اين عمل (تبعيض در ميان احكام و قوانين الهى) را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست. (85)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ وَ قَفَّيْنَا مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ بِالرُّسُل‌ِ وَ آتَيْنَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَ أَيَّدْنَاه‌ُ بِرُوح‌ِ الْقُدُس‌ِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُم‌ْ رَسُول‌ٌ بِمَا لاَ تَهْوَي‌ أَنْفُسُكُم‌ُ اسْتَكْبَرْتُم‌ْ فَفَرِيقَاً كَذَّبْتُم‌ْ وَ فَرِيقَاً تَقْتُلُون‌َ (بقره: 87)

ما به موسى كتاب (تورات) داديم و بعد از او، پيامبرانى پشت سر هم فرستاديم و به عيسى بن مريم دلايل روشن داديم و او را به وسيله روح القدس تأييد كرديم. آيا چنين نيست كه هر زمان، پيامبرى چيزى بر خلاف هواى نفس شما آورد، در برابر او تكبر كرديد (و از ايمان آوردن به او خوددارى نموديد) پس عده‏اى را تكذيب كرده، و جمعى را به قتل رسانديد؟! (87)


وَ لَمَّا جَاءَهُم‌ْ كِتَاب‌ٌ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ مُصَدِّق‌ٌ لِمَا مَعَهُم‌ْ وَ كَانُوا مِن‌ْ قَبْل‌ُ يَسْتَفْتِحُون‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم‌ْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِه‌ِ فَلَعْنَة‌ُ الله‌ِ عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 89)

و هنگامى كه از طرف خداوند، كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانه‏هايى بود كه با خود داشتند، و پيش از اين، به خود نويد پيروزى بر كافران مى‏دادند (كه با كمك آن، بر دشمنان پيروز گردند.) با اين همه، هنگامى كه اين كتاب، و پيامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او كافر شدند لعنت خدا بر كافران باد! (89)


بِئْسَ مَا اشْتَرَوْا بِه‌ِ أَنْفُسَهُم‌ْ أَن‌ْ يَكْفُروا بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ بَغْيَاً أَن‌ْ يُنَزِّل‌َ الله‌ُ مِن‌ْ فَضْلِه‌ِ عَلَي‌ مَن‌ْ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ فَبَاءُوا بِغَضَب‌ٍ عَلَي‌ غَضَب‌ٍ وَ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (بقره: 90)

ولى آنها در مقابل بهاى بدى، خود را فروختند كه به ناروا، به آياتى كه خدا فرستاده بود، كافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خويش، بر هر كس از بندگانش بخواهد، آيات خود را نازل مى‏كند؟! از اين رو به خشمى بعد از خشمى (از سوى خدا) گرفتار شدند. و براى كافران مجازاتى خواركننده است. (90)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا نُؤْمِن‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ يَكْفُرُون‌َ بِمَا وَرَاءَه‌ُ وَ هُوَ الْحَق‌ُّ مُصَدِّقَاً لِمَا مَعَهُم‌ْ قُل‌ْ فَلِم‌َ تَقْتُلُون‌َ أَنْبِيَاءَ الله‌ِ مِن‌ْ قَبْل‌ُ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 91)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «ما به چيزى ايمان مى‏آوريم كه بر خود ما نازل شده است.» و به غير آن، كافر مى‏شوند در حالى كه حق است و آياتى را كه بر آنها نازل شده، تصديق مى‏كند. بگو: «اگر (راست مى‏گوييد، و به آياتى كه بر خودتان نازل شده) ايمان داريد، پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين، به قتل مى‏رسانديد؟!» (91)


وَ لَقَدْ جَاءَكُم‌ْ مُوسَي‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ ثُم‌َّ اتَّخَذْتُم‌ُ الْعِجْل‌َ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ وَ أَنْتُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (بقره: 92)

و (نيز) موسى آن همه معجزات را براى شما آورد، و شما پس از (غيبت) او، گوساله را انتخاب كرديد در حالى كه ستمگر بوديد. (92)


قُل‌ْ إِن‌ْ كَانَت‌ْ لَكُم‌ُ الدَّارُ الْآخِرَة‌ُ عِنْدَ الله‌ِ خَالِصَة‌ً مِنْ‌ دُون‌ِ النَّاس‌ِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْت‌َ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (بقره: 94)

بگو: «اگر آن (چنان كه مدعى هستيد) سراى ديگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه ساير مردم، پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مى‏گوييد!» (94)


وَ لَتَجِدَنَّهُم‌ْ أَحْرَص‌َ النَّاس‌ِ عَلَي‌ حَيَاة‌ٍ وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُم‌ْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْف‌َ سَنَة‌ٍ وَ مَا هُوَ بِمُزَحْزِحِه‌ِ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ أَن‌ْ يُعَمَّرَ وَالله‌ُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُون‌َ (بقره: 96)

و آنها را حريص‏ترين مردم- حتى حريصتر از مشركان- بر زندگى (اين دنيا، و اندوختن ثروت) خواهى يافت (تا آنجا) كه هر يك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالى كه اين عمر طولانى، او را از كيفر (الهى) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بيناست. (96)


أَوَ كُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدَاً نَبَذَه‌ُ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (بقره: 100)

و آيا چنين نيست كه هر بار آنها [يهود] پيمانى (با خدا و پيامبر) بستند، جمعى آن را دور افكندند (و مخالفت كردند.) آرى، بيشتر آنان ايمان نمى‏آورند. (100)


وَ لَمَّا جَاءَهُم‌ْ رَسُول‌ٌ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ مُصَدِّق‌ٌ لِمَا مَعَهُم‌ْ نَبَذَ فَرِيق‌ٌ مِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ كِتَاب‌َ الله‌ِ وَرَاءَ ظُهُورِهِم‌ْ كَأَنَّهُمْ‌ لاَ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 101)

و هنگامى كه فرستاده‏اى از سوى خدا به سراغشان آمد، و با نشانه‏هايى كه نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعى از آنان كه به آنها كتاب (آسمانى) داده شده بود، كتاب خدا را پشت سر افكندند گويى هيچ از آن خبر ندارند!! (101)


وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِين‌ُ عَلَي‌ مُلْك‌ِ سُلَيَمان‌َ وَ مَا كَفَرَ سُلَيْمان‌ُ وَ لَكِنَّ‌ الشَّيَاطِين‌َ كَفَرُوا يُعَلِّمُون‌َ النَّاس‌َ السِّحْرَ وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَي‌ الْمَلَكَيْن‌ِ بِبَابِل‌َ هَارُوت‌َ وَ مَارُوت‌َ وَ مَا يُعَلِّمَان‌ِ مِن‌ْ أَحَدٍ حَتَّي‌ يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْن‌ُ فِتْنَة‌ٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُون‌َ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُون‌َ بِه‌ِ بَيْن‌َ الْمَرْءِ وَ زَوْجِه‌ِ وَ مَا هُم‌ْ بِضَارِّين‌َ بِه‌ِ مِن‌ْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ يَتَعَلَّمُون‌َ مَا يَضُرُّهُم‌ْ وَ لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَن‌ِ اشْتَرَاه‌ُ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌ْ خَلاَق‌ٍ وَ لَبِئْس‌َ مَا شَرَوا بِه‌ِ أَنْفُسَهُم‌ْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ (بقره: 102)

و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى‏خواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مى‏دادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمى‏دادند، مگر اينكه از پيش به او مى‏گفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‏آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند ولى هيچ گاه نمى‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها قسمتهايى را فرامى‏گرفتند كه به آنان زيان مى‏رسانيد و نفعى نمى‏داد. و مسلما مى‏دانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‏دانستند!! (102)


وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَة‌ٌ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ خَيْرٌ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ (بقره: 103)

و اگر آنها ايمان مى‏آوردند و پرهيزكارى پيشه مى‏كردند، پاداشى كه نزد خداست، براى آنان بهتر بود، اگر آگاهى داشتند!! (103)


مَا يَوَدُّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ وَ لاَ الْمُشْرِكِين‌َ أَن‌ْ يُنَزَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ وَالله‌ُ يَخْتَص‌ُّ بِرَحْمَتِه‌ِ مَن‌ْ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (بقره: 105)

كافران اهل كتاب، و (همچنين) مشركان، دوست ندارند كه از سوى خداوند، خير و بركتى بر شما نازل گردد در حالى كه خداوند، رحمت خود را به هر كس بخواهد، اختصاص مى‏دهد و خداوند، صاحب فضل بزرگ است. (105)


مَا نَنْسَخ‌ْ مِن‌ْ آيَة‌ٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْت‌ِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَم‌ْ تَعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (بقره: 106)

هر حكمى را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تأخير اندازيم، بهتر از آن، يا همانند آن را مى‏آوريم. آيا نمى‏دانستى كه خداوند بر هر چيز توانا است؟! (106)


أَلَم‌ْ تَعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ مِن‌ْ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (بقره: 107)

آيا نمى‏دانستى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغيير و تبديلى در احكام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولى و ياورى براى شما نيست. (و اوست كه مصلحت شما را مى‏داند و تعيين مى‏كند). (107)


أَم‌ْ تُرِيدُون‌َ أَن‌ْ تَسْأَلُوا رَسُولَكُم‌ْ كَمَا سُئِل‌َ مُوسَي‌ مِن‌ْ قَبْل‌ُ وَ مَن‌ْ يَتَبَدَّل‌ِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَان‌ِ فَقَدْ ضَل‌َّ سَوَاءَ السَّبِيل‌ِ (بقره: 108)

آيا مى‏خواهيد از پيامبر خود، همان تقاضاى (نامعقولى را) بكنيد كه پيش از اين، از موسى كردند؟! (و با اين بهانه‏جويى‏ها، از ايمان آوردن سر باز زدند.) كسى كه كفر را به جاى ايمان بپذيرد، از راه مستقيم (عقل و فطرت) گمراه شده است. (108)


وَدَّ كَثِيرٌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَوْ يَرُدُّونَكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ إِيمَانِكُم‌ْ كُفَّارَاً حَسَدَاً مِن‌ْ عِندِ أَنْفُسِهِم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ الله‌ُ بِأَمْرِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 109)

بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد- كه در وجود آنها ريشه دوانده- آرزو مى‏كردند شما را بعد از اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند با اينكه حق براى آنها كاملا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد و گذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد خداوند بر هر چيزى تواناست. (109)


وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ تَجِدُوه‌ُ عِنْدَ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 110)

و نماز را برپا داريد و زكات را ادا كنيد و هر كار خيرى را براى خود از پيش مى‏فرستيد، آن را نزد خدا (در سراى ديگر) خواهيد يافت خداوند به اعمال شما بيناست. (110)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ْ مَنَع‌َ مَسَاجِدَ الله‌ِ أَن‌ْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه‌ُ وَ سَعَي‌ فِي‌ خَرَابِهَا أُولَئِك‌َ مَا كَان‌َ لَهُم‌ْ أَن‌ْ يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَائِفِين‌َ لَهُم‌ْ فِي‌ الدُّنْيَا خِزْي‌ٌ وَ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (بقره: 114)

كيست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيرى كرد و سعى در ويرانى آنها نمود؟! شايسته نيست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد اين (كانونهاى عبادت) شوند. بهره آنها در دنيا (فقط) رسوايى است و در سراى ديگر، عذاب عظيم (الهى)!! (114)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا الله‌ُ أَوْ تَأْتِينَا آيَة‌ٌ كَذَلِك‌َ قَال‌َ الَّذِين‌َ مِن‌ْ قَبْلِهِم‌ْ مِثْل‌َ قَوْلِهِم‌ْ تَشَابَهَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يُوقِنُون‌َ (بقره: 118)

افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمى‏گويد؟! و يا چرا آيه و نشانه‏اى براى خود ما نمى‏آيد؟!» پيشينيان آنها نيز، همين گونه سخن مى‏گفتند دلها و افكارشان مشابه يكديگر است ولى ما (به اندازه كافى) آيات و نشانه‏ها را براى اهل يقين (و حقيقت‏جويان) روشن ساخته‏ايم. (118)


وَ لَن‌ْ تَرْضَي‌ عَنْك‌َ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَي‌ حَتَّي‌ تَتَّبِع‌َ مِلَّتَهُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ هُدَي‌ الله‌ِ هُوَ الْهُدَي‌ وَ لَئِن‌ِ اتَّبَعْت‌َ أَهْوَاءَهُمْ‌ بَعْدَ الَّذِي‌ جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ مَا لَك‌َ مِن‌َ الله‌ِ مِن‌ْ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (بقره: 120)

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى، و) از آيين (تحريف يافته) آنان، پيروى كنى. بگو: «هدايت، تنها هدايت الهى است!» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شده‏اى، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود. (120)


وَاتَّقُوا يَوْمَاً لاَ تَجْزِي‌ نَفْس‌ٌ عَن‌ْ نَفْس‌ٍ شَيْءً وَ لاَ يُقْبَل‌ُ مِنْهَا عَدْل‌ٌ وَ لاَ تَنْفَعُهَا شَفَاعَة‌ٌ وَ لاَ هُم‌ْ يُنْصَرُون‌َ (بقره: 123)

از روزى بترسيد كه هيچ كس از ديگرى دفاع نمى‏كند و هيچ گونه عوضى از او قبول نمى‏شود و شفاعت، او را سود نمى‏دهد و (از هيچ سويى) يارى نمى‏شوند! (123)


وَ إِذِ ابْتَلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ رَبُّه‌ُ بِكَلِمَات‌ٍ فَأَتَمَّهُن‌َّ قَال‌َ إِنِّي‌ جَاعِلُك‌َ لِلنَّاس‌ِ إِمَامَاً قَال‌َ وَ مِن‌ْ ذُرِّيَتِي‌ قَال‌َ لاَ يَنَال‌ُ عَهْدِي‌ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 124)

(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)». (124)


وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْت‌َ مَثَابَة‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ أَمْنَاً وَاتَّخِذُوا مِن‌ْ مَقَام‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ مُصَلَّيً‌ وَ عَهِدْنَا إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ أَنْ‌ طَهِّرَا بَيْتِي‌َ لِلطَّائِفِين‌َ وَالْعَاكِفِين‌َ وَالرُّكَّع‌ِ السُّجُودِ (بقره: 125)

و (به خاطر بياوريد) هنگامى كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براى مردم قرار داديم! و (براى تجديد خاطره،) از مقام ابراهيم، عبادتگاهى براى خود انتخاب كنيد! و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه: «خانه مرا براى طواف‏كنندگان و مجاوران و ركوع‏كنندگان و سجده كنندگان، پاك و پاكيزه كنيد!» (125)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَب‌ِّ اجْعَل‌ْ هَذَا بَلَدَاً آمِنَاً وَارْزُق‌ْ أَهْلَه‌ُ مِن‌َ الثَّـمَرات‌ِ مَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُمْ‌ بِالله‌ِ وَالْيَوم‌ِ الْآخِرِ قَال‌َ وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَأُمَتِّعُه‌ُ قَلِيلاً ثُم‌َّ أَضْطَرُّه‌ُ إِلي‌ عَذَاب‌ِ النَّارِ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (بقره: 126)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم عرض كرد: «پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده! و اهل آن را- آنها كه به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده‏اند- از ثمرات (گوناگون)، روزى ده!» (گفت:) «ما دعاى تو را اجابت كرديم و مؤمنان را از انواع بركات، بهره‏مند ساختيم (اما به آنها كه كافر شدند، بهره كمى خواهيم داد سپس آنها را به عذاب آتش مى‏كشانيم و چه بد سرانجامى دارند» (126)


وَ إِذْ يَرْفَع‌ُ إِبْرَاهِيم‌ُ الْقَوَاعِدَ مِن‌َ الْبَيْت‌ِ وَ إِسْمَاعِيل‌ُ رَبَّنَا تَقَبَّل‌ْ مِنَّا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (بقره: 127)

و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل، پايه‏هاى خانه (كعبه) را بالا مى‏بردند، (و مى‏گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذير، كه تو شنوا و دانايى! (127)


رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْن‌ِ لَك‌َ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّة‌ً مُسْلِمَة‌ً لَك‌َ وَ أَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَ تُب‌ْ عَلَيْنَا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 128)

پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير، كه تو توبه‏پذير و مهربانى! (128)


رَبَّنَا وَابْعَث‌ْ فِيهِم‌ْ رَسُولاً مِنْهُم‌ْ يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِك‌َ وَ يُعَلِّمُهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ يُزَكِّيهِم‌ْ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (بقره: 129)

پروردگارا! در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد، و پاكيزه كند زيرا تو توانا و حكيمى (و بر اين كار، قادرى)!» (129)


وَ مَنْ‌ يَرْغَب‌ُ عَنْ‌ مِلَّة‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَفِه‌َ نَفْسَه‌ُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْنَاه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ لَمِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (بقره: 130)

جز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، (با آن پاكى و درخشندگى،) روى‏گردان خواهد شد؟! ما او را در اين جهان برگزيديم و او در جهان ديگر، از صالحان است. (130)


أَم‌ْ كُنْتُم‌ْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوب‌َ الْمَوْت‌ُ إِذْ قَال‌َ لِبَنِيه‌ِ مَا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ بَعْدِي‌ قَالُوا نَعْبُدُ إِلهَك‌َ وَ إِله‌َ آبائِك‌َ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ إِلَهَاً وَاحِدَاً وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 133)

آيا هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد؟! در آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چيز را مى‏پرستيد؟» گفتند: «خداى تو، و خداى پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، خداوند يكتا را، و ما در برابر او تسليم هستيم.» (133)


وَ قَالُوا كُونُوا هُودَاً أَوْ نَصَارَي‌ تَهْتَدُوا قُل‌ْ بَل‌ْ مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (بقره: 135)

(اهل كتاب) گفتند: «يهودى يا مسيحى شويد، تا هدايت يابيد!» بگو: « (اين آيينهاى تحريف شده، هرگز نمى‏تواند موجب هدايت گردد،) بلكه از آيين خالص ابراهيم پيروى كنيد! و او هرگز از مشركان نبود!» (135)


قُولُوا آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَ مَا أُوتِي‌َ النَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 136)

بگوييد: «ما به خدا ايمان آورده‏ايم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمى‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود كه بعضى را بپذيريم و بعضى را رها كنيم.)» (136)


صِبْغَة‌َ الله‌ِ وَ مَن‌ْ أَحْسَن‌ُ مِن‌َ الله‌ِ صِبْغَة‌ً وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ عَابِدُون‌َ (بقره: 138)

رنگ خدايى (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مى‏كنيم. (138)


أَم‌ْ تَقُولُون‌َ إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌َ كَانُوا هُودَاً أَوْ نَصَاري‌ قُل‌ْ أَأَنْتُم‌ْ أَعْلَم‌ُ أَم‌ِ الله‌ُ وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ْ كَتَم‌َ شَهَادَة‌ً عِنْدَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 140)

يا مى‏گوييد: «ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، يهودى يا نصرانى بودند»؟! بگو: «شما بهتر مى‏دانيد يا خدا؟! (و با اينكه مى‏دانيد آنها يهودى يا نصرانى نبودند، چرا حقيقت را كتمان مى‏كنيد؟)» و چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه گواهى و شهادت الهى را كه نزد اوست، كتمان مى‏كند؟! و خدا از اعمال شما غافل نيست. (140)


سَيَقُول‌ُ السُّفَهَاءُ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَا وَلاَّهُم‌ْ عَنْ‌ قِبْلَتِهِم‌ُ الَّتِي‌ كَانُوا عَلَيْهَا قُل‌ْ لِالله‌ِ الْمَشْرِق‌ُ وَالْمَغْرِب‌ُ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (بقره: 142)

به زودى سبك مغزان از مردم مى‏گويند: «چه چيز آنها [مسلمانان‏] را، از قبله‏اى كه بر آن بودند، بازگردانيد؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست خدا هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى‏كند.» (142)


وَ كَذَلِك‌َ جَعَلْنَاكُم‌ْ أُمَّة‌ً وَسَطَاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ يَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ عَلَيْكُم‌ْ شَهِيدَاً وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَة‌َ الَّتِي‌ كُنْت‌َ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَم‌َ مَنْ‌ يَتَّبِع‌ُ الرَّسُول‌َ مِمَّن‌ْ يَنْقَلِب‌ُ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ وَ إِنْ‌ كَانَت‌ْ لَكَبِيرَة‌ً إِلاَّ عَلَي‌ الَّذِين‌َ هَدَي‌ الله‌ُ وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُضِيع‌َ إِيمَانَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ بِالنَّاس‌ِ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 143)

همان‏گونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانه‏اى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‏اى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از پيامبر پيروى مى‏كنند، از آنها كه به جاهليت بازمى‏گردند، مشخص شوند. و مسلماً اين حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود. (اين را نيز بدانيد كه نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحيح بوده است) و خدا هرگز ايمان [نماز] شما را ضايع نمى‏گرداند زيرا خداوند، نسبت به مردم، رحيم و مهربان است. (143)


قَدْ نَرَي‌ تَقَلُّب‌َ وَجْهِك‌َ فِي‌ السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّك‌َ قِبْلَة‌ً تَرْضَاهَا فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ حَيْثُمَا كُنْتُم‌ْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ شَطْرَه‌ُ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ لَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا يَعْمَلُون‌َ (بقره: 144)

نگاه‏هاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‏بينيم! اكنون تو را به سوى قبله‏اى كه از آن خشنود باشى، باز مى‏گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن! و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد! و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مى‏دانند اين فرمانِ حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده (و در كتابهاى خود خوانده‏اند كه پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله، نماز مى‏خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن اين آيات) غافل نيست! (144)


وَ لَئِن‌ْ أَتَيْت‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ بِكُل‌ِّ آيَة‌ٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَك‌َ وَ مَا أَنْت‌َ بِتَابِع‌ٍ قِبْلَتَهُم‌ْ وَ مَا بَعْضُهُمْ‌ بِتَابِع‌ٍ قِبْلَة‌َ بَعْض‌ٍ وَ لَئِن‌ِ اتَّبَعْت‌َ أَهْوَاءَهُم‌ْ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ إِنَّك‌َ إِذَاً لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 145)

سوگند كه اگر براى (اين گروه از) اهل كتاب، هر گونه آيه (و نشانه و دليلى) بياورى، از قبله تو پيروى نخواهند كرد و تو نيز، هيچ گاه از قبله آنان، پيروى نخواهى نمود. (آنها نبايد تصور كنند كه بار ديگر، تغيير قبله امكان‏پذير است!) و حتى هيچ يك از آنها، پيروى از قبله ديگرى نخواهد كرد! و اگر تو، پس از اين آگاهى، متابعت هوسهاى آنها كنى، مسلماً از ستمگران خواهى بود! (145)


الَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَعْرِفُونَه‌ُ كَمَا يَعْرِفُون‌َ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ فَرِيقَاً مِنْهُم‌ْ لَيَكْتُمُون‌َ الْحَق‌َّ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 146)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، او [پيامبر] را همچون فرزندان خود مى‏شناسند (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند! (146)


الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (بقره: 147)

اين (فرمان تغيير قبله) حكمِ حقى از طرف پروردگار توست، بنا بر اين، هرگز از ترديدكنندگان در آن مباش! (147)


وَ مِن‌ْ حَيْث‌ُ خَرَجْت‌َ فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَلْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 149)

از هر جا (و از هر شهر و نقطه‏اى) خارج شدى، (به هنگام نماز،) روى خود را به جانب «مسجد الحرام» كن! اين دستور حقى از طرف پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست! (149)


وَ مِن‌ْ حَيْث‌ُ خَرَجْت‌َ فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ حَيْثُمَا كُنْتُم‌ْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ شَطْرَه‌ُ لِئَلاَّ يَكُون‌َ لِلنَّاس‌ِ عَلَيْكُم‌ْ حُجَّة‌ٌ إِلاَّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ فَلاَ تَخْشَوْهُم‌ْ وَاخْشَوْنِي‌ وَ لِأُتِم‌َّ نِعْمَتِي‌ عَلَيْكُم‌ْ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَهْتَدُون‌َ (بقره: 150)

و از هر جا خارج شدى، روى خود را به جانب مسجد الحرام كن! و هر جا بوديد، روى خود را به سوى آن كنيد! تا مردم، جز ظالمان (كه دست از لجاجت برنمى‏دارند،) دليلى بر ضدّ شما نداشته باشند (زيرا از نشانه‏هاى پيامبر، كه در كتب آسمانى پيشين آمده، اين است كه او، به سوى دو قبله، نماز مى‏خواند.) از آنها نترسيد! و (تنها) از من بترسيد! (اين تغيير قبله، به خاطر آن بود كه) نعمت خود را بر شما تمام كنم، شايد هدايت شويد! (150)


كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُم‌ْ رَسُولاً مِنْكُم‌ْ يَتْلُو عَلَيْكُم‌ْ آيَاتِنَا وَ يُزَكِّيكُم‌ْ وَ يُعَلِّمُكُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ يُعَلِّمُكُم‌ْ مَا لَم‌ْ تَكُونُوا تَعْلَمُون‌َ (بقره: 151)

همان‏گونه (كه با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما كامل كرديم،) رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاك كند و به شما، كتاب و حكمت بياموزد و آنچه را نمى‏دانستيد، به شما ياد دهد. (151)


وَ لَنَبْلُوَنَّكُم‌ْ بِشَي‌ْءٍ مِن‌َ الْخَوْف‌ِ وَالْجُوع‌ِ وَ نَقْص‌ٍ مِن‌َ الْأَمْوَال‌ِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَات‌ِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِين‌َ (بقره: 155)

قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان! (155)


أُولَئِك‌َ عَلَيْهِم‌ْ صَلَوَات‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ رَحْمَة‌ٌ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُهْتَدُون‌َ (بقره: 157)

اينها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدايت‏يافتگان! (157)


إِن‌َّ الصَّفَا وَالْمَرْوَة‌َ مِنْ‌ شَعَائِرِ الله‌ِ فَمَن‌ْ حَج‌َّ الْبَيْت‌َ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْه‌ِ أَنْ‌ يَطَّوَّف‌َ بِهِمَا وَ مَنْ‌ تَطَوَّع‌َ خَيْرَاً فَإِن‌َّ الله‌َ شَاكِرٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 158)

«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏هاى) خداست! بنا بر اين، كسانى كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مى‏دهند، مانعى نيست كه بر آن دو طواف كنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بى‏رويّه مشركان، كه بتهايى بر اين دو كوه نصب كرده بودند، از موقعيّت اين دو مكان مقدّس نمى‏كاهد!) و كسى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نيك اطاعت كند، خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار، و (از افعال وى) آگاه است. (158)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْتُمُون‌َ مَا أَنْزَلْنَا مِن‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَالْهُدَي‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاه‌ُ لِلنَّاس‌ِ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ أُولَئِك‌َ يَلْعَنُهُم‌ُ الله‌ُ وَ يَلْعَنُهُم‌ُ اللاَّعِنُون‌َ (بقره: 159)

كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كرده‏ايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند (159)


إِن‌َّ فِي‌ خَلْق‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَاخْتِلاَف‌ِ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْك‌ِ الَّتِي‌ تَجْرِي‌ فِي‌ الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَع‌ُ النَّاس‌َ وَ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مِنْ‌ مَاءٍ فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ بَث‌َّ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ دَابَّة‌ٍ وَ تَصْرِيف‌ِ الرِّيَاح‌ِ وَالسَّحَاب‌ِ الْمُسَخَّرِ بَيْن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (بقره: 164)

در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتيهايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏هايى است (از ذات پاك خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى‏انديشند! (164)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَتَّخِذُ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ أَنْدَادَاً يُحِبُّونَهُم‌ْ كَحُب‌ِّ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِالله‌ِ وَ لَوْ يَرَي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْن‌َ الْعَذَاب‌َ أَن‌َّ الْقُوَّة‌َ لِالله‌ِ جَمِيعَاً وَ أَن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعَذَاب‌ِ (بقره: 165)

بعضى از مردم، معبودهايى غير از خداوند براى خود انتخاب مى‏كنند و آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند. امّا آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشركان نسبت به معبودهاشان،) شديدتر است. و آنها كه ستم كردند، (و معبودى غير خدا برگزيدند،) هنگامى كه عذاب (الهى) را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمامِ قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است (نه معبودهاى خيالى كه از آنها مى‏هراسند.) (165)


إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِين‌َ اتُّبِعُوا مِن‌َ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوْا وَ رَأَوُا الْعَذَاب‌َ وَ تَقَطَّعَت‌ْ بِهِم‌ُ الْأَسْبَاب‌ُ (بقره: 166)

در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه‏كننده) از پيروانِ خود، بيزارى مى‏جويند و كيفر خدا را مشاهده مى‏كنند و دستشان از همه جا كوتاه مى‏شود. (166)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوا لَوْ أَن‌َّ لَنَا كَرَّة‌ً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُم‌ْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَلِك‌َ يُرِيهِم‌ُ الله‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ حَسَرَات‌ٍ عَلَيْهِم‌ْ وَ مَا هُم‌ْ بِخَارِجِين‌َ مِن‌َ النَّارِ (بقره: 167)

و (در اين هنگام) پيروان مى‏گويند: «كاش بار ديگر به دنيا برمى‏گشتيم، تا از آنها [پيشوايان گمراه‏] بيزارى جوييم، آن چنان كه آنان (امروز) از ما بيزارى جستند! (آرى،) خداوند اين چنين اعمال آنها را به صورت حسرت‏زايى به آنان نشان مى‏دهد و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد! (167)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ كُلُوا مِمَّا فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوات‌ِ الشَّيْطان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (بقره: 168)

اى مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد! چه اينكه او، دشمن آشكار شماست! (168)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُلُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَاشْكُرُوا لِالله‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ إِيَّاه‌ُ تَعْبُدُون‌َ (بقره: 172)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه به شما روزى داده‏ايم، بخوريد و شكر خدا را بجا آوريد اگر او را پرستش مى‏كنيد! (172)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْتُمُون‌َ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَشْتَرُون‌َ بِه‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً أُولَئِك‌َ مَا يَأْكُلُون‌َ فِي‌ بُطُونِهِم‌ْ إِلاَّ النَّارَ وَ لاَ يُكَلِّمُهُم‌ُ الله‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ لاَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (بقره: 174)

كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند (و هدايا و اموالى كه از اين رهگذر به دست مى‏آورند، در حقيقت آتش سوزانى است.) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد و آنان را پاكيزه نمى‏كند و براى آنها عذاب دردناكى است. (174)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُتِب‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْقِصَاص‌ُ فِي‌ الْقَتْلَي‌ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَي‌ بِالْأُنْثَي‌ فَمَن‌ْ عُفِي‌َ لَه‌ُ مِن‌ْ أَخِيه‌ِ شَي‌ْءٌ فَاتِّبَاع‌ٌ بِالمَعْرُوف‌ِ وَ أَدَاءٌ إِلَيْه‌ِ بِإِحْسَان‌ٍ ذَلِك‌َ تَخْفِيف‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ رَحْمَة‌ٌ فَمَن‌ِ اعْتَدَي‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فَلَه‌ُ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (بقره: 178)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى كند. (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد.) و او [قاتل‏] نيز، به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن، مسامحه نكند.) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما! و كسى كه بعد از آن، تجاوز كند، عذاب دردناكى خواهد داشت. (178)


فَمَن‌ْ خَاف‌َ مِنْ‌ مُوص‌ٍ جَنَفَاً أَوْ إِثْمَاً فَأَصْلَح‌َ بَيْنَهُم‌ْ فَلاَ إِثْم‌َ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 182)

و كسى كه از انحرافِ وصيت كننده (و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه)، يا از گناه او (كه مبادا وصيّت به كار خلافى كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد، گناهى بر او نيست (و مشمولِ حكم تبديلِ وصيّت نمى‏باشد.) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (182)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُتِب‌َ عَلَيْكُم‌ُ الصِّيَام‌ُ كَمَا كُتِب‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَّقُون‌َ (بقره: 183)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهيزكار شويد. (183)


أَيَّامَاً مَعْدُودَات‌ٍ فَمَنْ‌ كَان‌َ مِنْكُمْ‌ مَرِيضَاً أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ فَعِدَّة‌ٌ مِن‌ْ أَيَّام‌ٍ أُخَرَ وَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ يُطِيقُونَه‌ُ فِدْيَة‌ٌ طَعَام‌ُ مِسْكِين‌ٍ فَمَنْ‌ تَطَوَّع‌َ خَيْرَاً فَهُوَ خَيْرٌ لَه‌ُ وَ أَنْ‌ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 184)

چند روز معدودى را (بايد روزه بداريد!) و هر كس از شما بيمار يا مسافر باشد تعدادى از روزهاى ديگر را (روزه بدارد) و بر كسانى كه روزه براى آنها طاقت‏فرساست (همچون بيماران مزمن، و پير مردان و پير زنان،) لازم است كفّاره بدهند: مسكينى را اطعام كنند و كسى كه كارِ خيرى انجام دهد، براى او بهتر است و روزه داشتن براى شما بهتر است اگر بدانيد! (184)


شَهْرُ رَمَضَان‌َ الَّذِي‌ أُنْزِل‌َ فِيه‌ِ الْقُرْآن‌ُ هُدَي‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ بَيِّنَات‌ٍ مِن‌َ الْهُدَي‌ وَالْفُرْقَان‌ِ فَمَنْ‌ شَهِدَ مِنْكُم‌ُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه‌ُ وَ مَنْ‌ كَان‌َ مَرِيضَاً أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ فَعِدَّة‌ٌ مِن‌ْ أَيَّام‌ٍ أُخَرَ يُرِيدُ الله‌ُ بِكُم‌ُ الْيُسْرَ وَ لاَ يُرِيدُ بِكُم‌ُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّة‌َ وَ لِتُكَبِّرُوا الله‌َ عَلَي‌ مَا هَدَاكُم‌ْ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (بقره: 185)

(روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم، و نشانه‏هاى هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن كس از شما كه در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن كس كه بيمار يا در سفر است، روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد! خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را! هدف اين است كه اين روزها را تكميل كنيد و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده، بزرگ بشمريد باشد كه شكرگزارى كنيد! (185)


أُحِل‌َّ لَكُم‌ْ لَيْلَة‌َ الصِّيَام‌ِ الرَّفَث‌ُ إِلَي‌ نِسَائِكُم‌ْ هُن‌َّ لِبَاس‌ٌ لَكُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ لِبَاس‌ٌ لَهُن‌َّ عَلِم‌َ الله‌ُ أَنَّكُم‌ْ كُنْتُم‌ْ تَخْتَانُون‌َ أَنْفُسَكُم‌ْ فَتَاب‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ عَفَا عَنْكُم‌ْ فَالْآن‌َ بَاشِرُوهُن‌َّ وَابْتَغُوا مَا كَتَب‌َ الله‌ُ لَكُم‌ْ وَ كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّي‌ يَتَبَيَّن‌َ لَكُم‌ُ الْخَيْط‌ُ الْأَبْيَض‌ُ مِن‌َ الْخَيْط‌ِ الْأَسْوَدِ مِن‌َ الْفَجْرِ ثُم‌َّ أَتِمُّوا الصِّيَام‌َ إِلَي‌ اللَّيْل‌ِ وَ لاَ تُبَاشِرُوهُن‌َّ وَ أَنْتُم‌ْ عَاكِفُون‌َ فِي‌ الْمَسَاجِدِ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ آيَاتِه‌ِ لِلنَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (بقره: 187)

آميزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهايى كه روزه مى‏گيريد، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد). خداوند مى‏دانست كه شما به خود خيانت مى‏كرديد (و اين كارِ ممنوع را انجام مى‏داديد) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد. اكنون با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته، طلب نماييد! و بخوريد و بياشاميد، تا رشته سپيد صبح، از رشته سياه (شب) براى شما آشكار گردد! سپس روزه را تا شب، تكميل كنيد! و در حالى كه در مساجد به اعتكاف پرداخته‏ايد، با زنان آميزش نكنيد! اين، مرزهاى الهى است پس به آن نزديك نشويد! خداوند، اين چنين آيات خود را براى مردم، روشن مى‏سازد، باشد كه پرهيزكار گردند! (187)


وَ لاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم‌ْ بَيْنَكُم‌ْ بِالْبَاطِل‌ِ وَ تُدْلُوا بِهَا إِلَي‌ الْحُكَّام‌ِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقَاً مِن‌ْ أَمْوَال‌ِ النَّاس‌ِ بِالْإِثْم‌ِ وَ أَنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 188)

و اموال يكديگر را به باطل (و ناحق) در ميان خود نخوريد! و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه، (قسمتى از) آن را (به عنوان رشوه) به قضات ندهيد، در حالى كه مى‏دانيد (اين كار، گناه است)! (188)


يَسْألُونَك‌َ عَن‌ِ الْأَهِلَّة‌ِ قُل‌ْ هِي‌َ مَوَاقِيت‌ُ لِلنَّاس‌ِ وَالحَج‌ِّ وَ لَيْس‌َ الْبِرُّ بِأَنْ‌ تَأْتُوا الْبُيُوت‌َ مِن‌ْ ظُهُورِهَا وَ لَكِنَّ‌ الْبِرَّ مَن‌ِ اتَّقَي‌ وَأْتُوا الْبُيُوت‌َ مِنْ‌ أَبْوَابِهِا وَاتَّقُوا الله‌َ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (بقره: 189)

در باره «هلالهاى ماه» از تو سؤال مى‏كنند بگو: «آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعى) براى (نظامِ زندگىِ) مردم و (تعيينِ وقتِ) حج است». و (آن چنان كه در جاهليّت مرسوم بود كه به هنگام حج، كه جامه احرام مى‏پوشيدند، از درِ خانه وارد نمى‏شدند، و از نقبِ پشتِ خانه وارد مى‏شدند، نكنيد!) كارِ نيك، آن نيست كه از پشتِ خانه‏ها وارد شويد بلكه نيكى اين است كه پرهيزگار باشيد! و از درِ خانه‏ها وارد شويد و تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد! (189)


وَاقْتُلُوهُم‌ْ حَيْث‌ُ ثَقِفْتُمُوهُمْ‌ وَ أَخْرِجُوهُم‌ْ مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَخْرَجُوكُم‌ْ وَالْفِتْنَة‌ُ أَشَدُّ مِن‌َ القَتْل‌ِ وَ لاَ تُقَاتِلُوهُم‌ْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ حَتَّي‌ يُقَاتِلُوكُم‌ْ فِيه‌ِ فَإِنْ‌ قَاتَلُوكُم‌ْ فَاقْتُلُوهُم‌ْ كَذَلِك‌َ جَزَاءُ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 191)

و آنها را [بت پرستانى كه از هيچ گونه جنايتى ابا ندارند] هر كجا يافتيد، به قتل برسانيد! و از آن جا كه شما را بيرون ساختند [مكه‏]، آنها را بيرون كنيد! و فتنه (و بت پرستى) از كشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نكنيد! مگر اينكه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پيكار كردند، آنها را به قتل برسانيد! چنين است جزاى كافران! (191)


وَ أَتِمُّوا الْحَج‌َّ وَالْعُمْرَة‌َ لِالله‌ِ فَإِن‌ْ أُحْصِرْتُم‌ْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِن‌َ الْهَدْي‌ وَ لاَ تَحْلِقُوا رُؤُوسَكُم‌ْ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ الْهَدْي‌ُ مَحِلَّه‌ُ فَمَنْ‌ كَان‌َ مِنْكُم‌ْ مَرِيضَاً أَوْ بِه‌ِ أَذي‌ً مِن‌ْ رَأْسِه‌ِ فَفِدْيَة‌ٌ مِنْ‌ صِيَام‌ٍ أَوْ صَدَقَة‌ٍ أَوْ نُسُك‌ٍ فَإِذَا أَمِنْتُم‌ْ فَمَنْ‌ تَمَتَّع‌َ بِالْعُمْرَة‌ِ إِلَي‌ الْحَج‌ِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِن‌َ الْهَدْي‌ِ فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ ثَلاَثَة‌ِ أَيَّام‌ٍ فِي‌ الْحَج‌ِّ وَ سَبْعَة‌ٍ إِذَا رَجَعْتُم‌ْ تِلْك‌َ عَشَرَة‌ٌ كَامِلَة‌ٌ ذَلِك‌َ لِمَنْ‌ لَم‌ْ يَكُن‌ْ أَهْلُه‌ُ حَاضِرِي‌ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَاتَّقُوْا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (بقره: 196)

و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد! و اگر محصور شديد، (و مانعى مانند ترس از دشمن يا بيمارى، اجازه نداد كه پس از احرام‏بستن، وارد مكه شويد،) آنچه از قربانى فراهم شود (ذبح كنيد، و از احرام خارج شويد)! و سرهاى خود را نتراشيد، تا قربانى به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر كسى از شما بيمار بود، و يا ناراحتى در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) بايد فديه و كفّاره‏اى از قبيل روزه يا صدقه يا گوسفندى بدهد! و هنگامى كه (از بيمارى و دشمن) در امان بوديد، هر كس با ختم عمره، حج را آغاز كند، آنچه از قربانى براى او ميسّر است (ذبح كند)! و هر كه نيافت، سه روز در ايام حج، و هفت روز هنگامى كه باز مى‏گرديد، روزه بدارد! اين، ده روز كامل است. (البته) اين براى كسى است كه خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [اهل مكّه و اطرافِ آن نباشد]. و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد كه او، سخت‏كيفر است! (196)


الْحَج‌ُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَات‌ٌ فَمَنْ‌ فَرَض‌َ فِيهِن‌َّ الْحَج‌ِّ فَلاَ رَفَث‌َ وَ لاَ فُسُوق‌َ وَ لاَ جِدَال‌َ فِي‌ الْحَج‌ِّ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ يَعْلَمْه‌ُ الله‌ُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِن‌َّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي‌ وَاتَّقُون‌ِ يَا أُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (بقره: 197)

حج، در ماه‏هاى معينى است! و كسانى كه (با بستن احرام، و شروع به مناسك حج،) حج را بر خود فرض كرده‏اند، (بايد بدانند كه) در حج، آميزش جنسى با زنان، و گناه و جدال نيست! و آنچه از كارهاى نيك انجام دهيد، خدا آن را مى‏داند. و زاد و توشه تهيه كنيد، كه بهترين زاد و توشه، پرهيزكارى است! و از من بپرهيزيد اى خردمندان! (197)


لَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَإِذَا أَفَضْتُم‌ْ مِن‌ْ عَرَفَات‌ٍ فَاذْكُرُوا الله‌َ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَام‌ِ وَاذْكُرُوه‌ُ كَمَا هَدَاكُم‌ْ وَ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَمِن‌َ الضَّالِّين‌َ (بقره: 198)

گناهى بر شما نيست كه از فضلِ پروردگارتان (و از منافع اقتصادى در ايّام حج) طلب كنيد (كه يكى از منافع حج، پى ريزىِ يك اقتصادِ صحيح است). و هنگامى كه از «عرفات» كوچ كرديد، خدا را نزد «مشعَر الحرام» ياد كنيد! او را ياد كنيد همان طور كه شما را هدايت نمود و قطعاً شما پيش از اين، از گمراهان بوديد. (198)


ثُم‌َّ أَفِيضُوا مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَفَاض‌َ النَّاس‌ُ وَاسْتَغْفِرُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 199)

سپس از همان جا كه مردم كوچ مى‏كنند، (به سوى سرزمين منى) كوچ كنيد! و از خداوند، آمرزش بطلبيد، كه خدا آمرزنده مهربان است! (199)


فَإِذَا قَضَيْتُم‌ْ مَنَاسِكَكُم‌ْ فَاذْكُرُوا الله‌َ كَذِكْرِكُم‌ْ آبَاءَكُم‌ْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرَاً فَمِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَقُول‌ُ رَبَّنَا آتِنَا فِي‌ الدُّنْيَا وَ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌ْ خَلاَق‌ٍ (بقره: 200)

و هنگامى كه مناسكِ (حج) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانند يادآورى از پدرانتان (آن گونه كه رسم آن زمان بود) بلكه از آن هم بيشتر! (در اين مراسم، مردم دو گروهند:) بعضى از مردم مى‏گويند: «خداوندا! به ما در دنيا، (نيكى) عطا كن!» ولى در آخرت، بهره‏اى ندارند. (200)


وَ مِنْهُم‌ْ مَنْ‌ يَقُول‌ُ رَبَّنَا آتِنَا فِي‌ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ حَسَنَة‌ً وَ قِنَا عَذَاب‌َ النَّارِ (بقره: 201)

و بعضى مى‏گويند: «پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!» (201)


أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ نَصِيب‌ٌ مِمَّا كَسَبُوا وَالله‌ُ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (بقره: 202)

آنها از كار (و دعاى) خود، نصيب و بهره‏اى دارند و خداوند، سريع الحساب است. (202)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يُعْجِبُك‌َ قَوْلُه‌ُ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ يُشْهِدُ الله‌َ عَلَي‌ مَا فِي‌ قَلْبِه‌ِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَام‌ِ (بقره: 204)

و از مردم، كسانى هستند كه گفتار آنان، در زندگى دنيا مايه اعجاب تو مى‏شود (در ظاهر، اظهار محبّت شديد مى‏كنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مى‏گيرند. (اين در حالى است كه) آنان، سرسخت‏ترين دشمنانند. (204)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَشْرِي‌ نَفْسَه‌ُ ابْتِغَاءَ مَرْضَات‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ رَؤُوف‌ٌ بِالْعِبَادِ (بقره: 207)

بعضى از مردم (با ايمان و فداكار، همچون على (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. (207)


فَإِنْ‌ زَلَلْتُم‌ْ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُم‌ُ الْبَيِّنَات‌ُ فَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (بقره: 209)

و اگر بعد از اين همه نشانه‏هاى روشن، كه براى شما آمده است، لغزش كرديد (و گمراه شديد)، بدانيد (از چنگال عدالت خدا، فرار نتوانيد كرد) كه خداوند، توانا و حكيم است. (209)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ أَنْ‌ يَأْتِيَهُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ ظُلَل‌ٍ مِن‌َ الْغَمَام‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ وَ قُضِي‌َ الْأَمْرُ وَ إِلَي‌ الله‌ِ تُرْجَع‌ُ الْأُمُورُ (بقره: 210)

آيا (پيروان فرمان شيطان، پس از اين همه نشانه‏ها و برنامه‏هاى روشن) انتظار دارند كه خداوند و فرشتگان، در سايه‏هايى از ابرها به سوى آنان بيايند (و دلايل تازه‏اى در اختيارشان بگذارند؟! با اينكه چنين چيزى محال است!) و همه چيز انجام شده، و همه كارها به سوى خدا بازمى‏گردد. (210)


سَل‌ْ بَنِي‌ إِسرَائِيل‌َ كَم‌ْ آتَيْنَاهُم‌ْ مِن‌ْ آيَة‌ٍ بَيِّنَة‌ٍ وَ مَنْ‌ يُبَدِّل‌ْ نِعْمَة‌َ الله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْه‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (بقره: 211)

از بنى اسرائيل بپرس: «چه اندازه نشانه‏هاى روشن به آنها داديم؟» (ولى آنان، نعمتها و امكانات مادى و معنوى را كه خداوند در اختيارشان گذاشته بود، در راه غلط به كار گرفتند.) و كسى كه نعمت خدا را، پس از آن كه به سراغش آمد، تبديل كند (و در مسير خلاف به كار گيرد، گرفتار عذاب شديد الهى خواهد شد) كه خداوند شديد العقاب است. (211)


زُيِّن‌َ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا وَ يَسْخَرُون‌َ مِن‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَالَّذِين‌َ اتَّقَوْا فَوْقَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَالله‌ُ يَرْزُق‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (بقره: 212)

زندگى دنيا براى كافران زينت داده شده است، از اين رو افراد باايمان را (كه گاهى دستشان تهى است)، مسخره مى‏كنند در حالى كه پرهيزگاران در قيامت، بالاتر از آنان هستند (چرا كه ارزشهاى حقيقى در آنجا آشكار مى‏گردد، و صورت عينى به خود مى‏گيرد) و خداوند، هر كس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏دهد. (212)


كَان‌َ النَّاس‌ُ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً فَبَعَث‌َ الله‌ُ النَّبِيِّين‌َ مُبَشِّرِين‌َ وَ مُنْذِرِين‌َ وَ أَنْزَل‌َ مَعَهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ لِيَحْكُم‌َ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ وَ مَا اخْتَلَف‌َ فِيه‌ِ إِلاَّ الَّذِين‌َ أُوتُوه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُم‌ُ الْبَيِّنات‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ فَهَدَي‌ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ مِن‌َ الْحَق‌ِّ بِإِذْنِه‌ِ وَالله‌ُ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (بقره: 213)

مردم (در آغاز) يك دسته بودند (و تضادى در ميان آنها وجود نداشت. بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‏كرد، با آنها نازل نمود تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى كند. (افراد باايمان، در آن اختلاف نكردند) تنها (گروهى از) كسانى كه كتاب را دريافت داشته بودند، و نشانه‏هاى روشن به آنها رسيده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف كردند. خداوند، آنهايى را كه ايمان آورده بودند، به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبرى نمود. (امّا افراد بى‏ايمان، هم چنان در گمراهى و اختلاف، باقى ماندند.) و خدا، هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى‏كند. (213)


أَم‌ْ حَسِبْتُم‌ْ أَنْ‌ تَدْخُلُوا الْجَنَّة‌َ وَ لَمَّا يَأْتِكُم‌ْ مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ مَسَّتْهُم‌ُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّي‌ يَقُول‌َ الرَّسُول‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ مَتَي‌ نَصْرُ الله‌ِ أَلاَ إِن‌َّ نَصْرَ الله‌ِ قَرِيب‌ٌ (بقره: 214)

آيا گمان كرديد داخل بهشت مى‏شويد، بى‏آنكه حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان كه گرفتاريها و ناراحتيها به آنها رسيد، و آن چنان ناراحت شدند كه پيامبر و افرادى كه ايمان آورده بودند گفتند: «پس يارى خدا كى خواهد آمد؟!» (در اين هنگام، تقاضاى يارى از او كردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشيد، يارىِ خدا نزديك است! (214)


يَسْأَلُونَك‌َ مَاذَا يُنْفِقُون‌َ قُل‌ْ مَا أَنْفَقْتُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْن‌ِ وَالْأَقْرَبِين‌َ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (بقره: 215)

از تو سؤال مى‏كنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مى‏كنيد، بايد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. (لازم نيست تظاهر كنيد، او مى‏داند). (215)


يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الشَّهْرِ الْحَرَام‌ِ قِتَال‌ٍ فِيه‌ِ قُل‌ْ قِتَال‌ٌ فِيه‌ِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ كُفْرٌ بِه‌ِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ إِخْرَاج‌ُ أَهْلِه‌ِ مِنْه‌ُ أَكْبَرُ عِنْدَ الله‌ِ وَالْفِتْنَة‌ُ أَكْبَرُ مِن‌َ الْقَتْل‌ِ وَ لاَ يَزَالُون‌َ يُقَاتِلُونَكُم‌ْ حَتَّي‌ يَرُدُّوكُم‌ْ عَنْ‌ دِينِكُم‌ْ إِن‌ِ اسْتَطَاعُوا وَ مَنْ‌ يَرْتَدِدْ مِنْكُم‌ْ عَنْ‌ دِينِه‌ِ فَيَمُت‌ْ وَ هُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِك‌َ حَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ فِي‌ الْدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 217)

از تو، در باره جنگ كردن در ماه حرام، سؤال مى‏كنند بگو: «جنگ در آن، (گناهى) بزرگ است ولى جلوگيرى از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و اخراج ساكنان آن، نزد خداوند مهمتر از آن است و ايجاد فتنه، (و محيط نامساعد، كه مردم را به كفر، تشويق و از ايمان بازمى‏دارد) حتّى از قتل بالاتر است. و مشركان، پيوسته با شما مى‏جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آيينتان برگردانند ولى كسى كه از آيينش برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مى‏رود و آنان اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود. (217)


يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُل‌ْ فِيهِمَا إِثْم‌ٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِع‌ُ لِلنَّاس‌ِ وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ‌ نَفْعِهِمَا وَ يَسْأَلُونَك‌َ مَاذَا يُنْفِقُون‌َ قُل‌ِ الْعَفْوَ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ُ الْآيَات‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَفَكَّرُون‌َ (بقره: 219)

در باره شراب و قمار از تو سؤال مى‏كنند، بگو: «در آنها گناه و زيان بزرگى است و منافعى (از نظر مادى) براى مردم در بردارد (ولى) گناه آنها از نفعشان بيشتر است. و از تو مى‏پرسند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: از ما زاد نيازمندى خود.» اينچنين خداوند آيات را براى شما روشن مى‏سازد، شايد انديشه كنيد! (219)


فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الْيَتَامَي‌ قُل‌ْ إِصْلاَح‌ٌ لَهُم‌ْ خَيْرٌ وَ إِنْ‌ تُخَالِطُوهُم‌ْ فَإِخْوَانُكُم‌ْ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ الْمُفْسِدَ مِن‌َ الْمُصْلِح‌ِ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَأَعْنَتَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (بقره: 220)

(تا انديشه كنيد) درباره دنيا و آخرت! و از تو در باره يتيمان سؤال مى‏كنند، بگو: «اصلاح كار آنان بهتر است. و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بياميزيد، (مانعى ندارد) آنها برادر (دينى) شما هستند.» (و همچون يك برادر با آنها رفتار كنيد!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، بازمى‏شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت مى‏اندازد (و دستور مى‏دهد در عين سرپرستى يتيمان، زندگى و اموال آنها را بكلى از اموال خود، جدا سازيد ولى خداوند چنين نمى‏كند) زيرا او توانا و حكيم است. (220)


وَ لاَ تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَات‌ِ حَتَّي‌ يُؤْمِن‌َّ وَ لَأََمَة‌ٌ مُؤْمِنَة‌ٌ خَيْرٌ مِنْ‌ مُشْرِكَة‌ٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم‌ْ وَ لاَ تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِين‌َ حَتَّي‌ يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِن‌ٌ خَيْرٌ مِنْ‌ مُشْرِك‌ٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُم‌ْ أُولَئِك‌َ يَدْعُون‌َ إِلَي‌ النَّارِ وَالله‌ُ يَدْعُو إِلَي‌ الْجَنَّة‌ِ وَالْمَغْفِرَة‌ِ بِإِذْنِه‌ِ وَ يُبَيِّن‌ُ آيَاتِه‌ِ لِلنَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (بقره: 221)

و با زنان مشرك و بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، ازدواج نكنيد! (اگر چه جز به ازدواج با كنيزان، دسترسى نداشته باشيد زيرا) كنيز باايمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زيبايى، يا ثروت، يا موقعيت او) شما را به شگفتى آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، در نياوريد! (اگر چه ناچار شويد آنها را به همسرى غلامان باايمان درآوريد زيرا) يك غلام باايمان، از يك مرد آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (مال و موقعيت و زيبايى او،) شما را به شگفتى آورد. آنها دعوت به سوى آتش مى‏كنند و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مى‏نمايد، و آيات خويش را براى مردم روشن مى‏سازد شايد متذكر شوند! (221)


وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ المَـحِيض‌ِ قُل‌ْ هُوَ أَذَي‌ً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي‌ الْمَـحِيض‌ِ وَ لاَ تَقْرَبُوهُن‌َّ حَتَّي‌ يَطْهُرْن‌َ فَإِذَا تَطَهَّرْن‌َ فَأْتُوهُن‌َّ مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَمَرَكُم‌ُ الله‌ُ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ التَّوَّابِين‌َ وَ يُحِب‌ُّ الْمُتَطَهِّرِين‌َ (بقره: 222)

و از تو، در باره خون حيض سؤال مى‏كنند، بگو: «چيز زيانبار و آلوده‏اى است از اين رو در حالت قاعدگى، از آنان كناره‏گيرى كنيد! و با آنها نزديكى ننمايد، تا پاك شوند! و هنگامى كه پاك شدند، از طريقى كه خدا به شما فرمان داده، با آنها آميزش كنيد! خداوند، توبه‏كنندگان را دوست دارد، و پاكان را (نيز) دوست دارد. (222)


لِلَّذِين‌َ يُؤْلُون‌َ مِنْ‌ نِسَائِهِم‌ْ تَرَبُّص‌ُ أَرْبَعَة‌ِ أَشْهُرٍ فَإِنْ‌ فَاءُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 226)

كسانى كه زنان خود را «ايلاء» مى‏نمايند [سوگند ياد مى‏كنند كه با آنها، آميزش جنسى ننمايند،] حق دارند چهار ماه انتظار بكشند. (و در ضمن اين چهار ماه، وضع خود را با همسر خويش، از نظر ادامه زندگى يا طلاق، روشن سازند.) اگر (در اين فرصت،) بازگشت كنند، (چيزى بر آنها نيست زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (226)


الطَّلاَق‌ُ مَرَّتَان‌ِ فَإِمْسَاك‌ٌ بِمَعْرُوف‌ٍ أَوْ تَسْرِيح‌ٌ بِإِحْسَان‌ٍ وَ لاَ يَحِل‌ُّ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تَأْخُدُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُن‌َّ شَيْءً إِلاَّ أَنْ‌ يَخَافَا أَنْ لاَ يُقِيَما حُدُودَ الله‌ِ فَإِن‌ْ خِفْتُم‌ْ أَنْ لاَ يُقِيَما حُدُودَ الله‌ِ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَت‌ْ بِه‌ِ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَ مَنْ‌ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُونَ‌ (بقره: 229)

طلاق، (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است (و در هر مرتبه،) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند (و آشتى نمايد)، يا با نيكى او را رها سازد (و از او جدا شود). و براى شما حلال نيست كه چيزى از آنچه به آنها داده‏ايد، پس بگيريد مگر اينكه دو همسر، بترسند كه حدود الهى را برپا ندارند. اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى براى آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد (و طلاق بگيرد). اينها حدود و مرزهاى الهى است از آن، تجاوز نكنيد! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است. (229)


فَإِنْ‌ طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِل‌ُّ لَه‌ُ مِنْ‌ بَعْدُ حَتَّي‌ تَنْكِح‌َ زَوْجَاً غَيْرَه‌ُ فَإِنْ‌ طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا أَن‌ْ يَتَرَاجَعَا إِن‌ْ ظَنَّا أَنْ‌ يُقِيَما حُدُودَ الله‌ِ وَ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 230)

اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار ديگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود مگر اينكه همسر ديگرى انتخاب كند (و با او، آميزش جنسى نمايد. در اين صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهى ندارد كه بازگشت كنند (و با همسر اول، دوباره ازدواج نمايد) در صورتى كه اميد داشته باشند كه حدود الهى را محترم ميشمرند. اينها حدود الهى است كه (خدا) آن را براى گروهى كه آگاهند، بيان مى‏نمايد. (230)


وَ إِذَا طَلَّقْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَبَلَغْن‌َ أَجَلَهُن‌َّ فَأَمْسِكُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ أَوْ سَرِّحُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ وَ لاَ تُمْسِكُوهُن‌َّ ضِرَارَاً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ‌ يَفْعَل‌ْ ذَلِك‌َ فَقَدْ ظَلَم‌َ نَفْسَه‌ُ وَ لاَ تَتَّخِذُوا آيَات‌ِ الله‌ِ هُزُوَاً وَاذْكُرُوا نِعْمَت‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ مَا أَنْزَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَالْحِكْمَة‌ِ يَعِظُكُمْ‌ بِه‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (بقره: 231)

و هنگامى كه زنان را طلاق داديد، و به آخرين روزهاى «عدّه» رسيدند، يا به طرز صحيحى آنها را نگاه داريد (و آشتى كنيد)، و يا به طرز پسنديده‏اى آنها را رها سازيد! و هيچ گاه به خاطر زيان رساندن و تعدّى كردن، آنها را نگاه نداريد! و كسى كه چنين كند، به خويشتن ستم كرده است. (و با اين اعمال، و سوء استفاده از قوانين الهى،) آيات خدا را به استهزا نگيريد! و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانى و علم و دانشى كه بر شما نازل كرده، و شما را با آن، پند مى‏دهد! و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد خداوند از هر چيزى آگاه است (و از نيات كسانى كه از قوانين او، سوء استفاده مى‏كنند، با خبر است)! (231)


وَ إِذَا طَلَّقْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَبَلَغْن‌َ أَجَلَهُن‌َّ فَلاَ تَعْضُلُوهُن‌َّ أَنْ‌ يَنْكِحْن‌َ أَزْوَاجَهُن‌َّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُم‌ْ بِالْمَعْرُوف‌ِ ذَلِك‌َ يُوعَظ‌ُ بِه‌ِ مَن‌ْ كَان‌َ مِنْكُم‌ْ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ ذَلِكُم‌ْ أَزْكَي‌ لَكُم‌ْ وَ أَطْهَرُ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 232)

و هنگامى كه زنان را طلاق داديد و عدّه خود را به پايان رساندند، مانع آنها نشويد كه با همسران (سابق) خويش، ازدواج كنند! اگر در ميان آنان، به طرز پسنديده‏اى تراضى برقرار گردد. اين دستورى است كه تنها افرادى از شما، كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن، پند مى‏گيرند (و به آن، عمل مى‏كنند). اين (دستور)، براى رشد (خانواده‏هاى) شما مؤثرتر، و براى شستن آلودگيها مفيدتر است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد. (232)


وَالْوَالِدَات‌ُ يُرْضِعْن‌َ أَوْلاَدَهُن‌َّ حَوْلَيْن‌ِ كَامِلَيْن‌ِ لِمَن‌ْ أَرَادَ أَنْ‌ يُتِم‌َّ الرَّضَاعَة‌َ وَ عَلَي‌ الْمَوْلُودِ لَه‌ُ رِزْقُهُن‌َّ وَ كِسْوَتُهُن‌َّ بِالْمَعْرُوف‌ِ لاَ تُكَلَّف‌ُ نَفْس‌ٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَارَّ وَالِدَة‌ٌ بِوَلَدِهَا وَ لاَ مَوْلُودٌ لَه‌ُ بِوَلَدِه‌ِ وَ عَلَي‌ الْوَارِث‌ِ مِثْل‌ُ ذَلِك‌َ فَإِن‌ْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ‌ تَرَاض‌ٍ مِنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا وَ إِن‌ْ أَرَدْتُم‌ْ أَنْ‌ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاَدَكُم‌ْ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِذَا سَلَّمْتُم‌ْ مَا آتَيْتُم‌ْ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 233)

مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شير مى‏دهند. (اين) براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند. و بر آن كس كه فرزند براى او متولّد شده [پدر]، لازم است خوراك و پوشاك مادر را به طور شايسته (در مدت شير دادن بپردازد حتى اگر طلاق گرفته باشد.) هيچ كس موظّف به بيش از مقدار توانايى خود نيست! نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به كودك را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد [هزينه مادر را در دوران شيرخوارگى تأمين نمايد]. و اگر آن دو، با رضايت يكديگر و مشورت، بخواهند كودك را (زودتر) از شير بازگيرند، گناهى بر آنها نيست. و اگر (با عدم توانايى، يا عدم موافقت مادر) خواستيد دايه‏اى براى فرزندان خود بگيريد، گناهى بر شما نيست به شرط اينكه حق گذشته مادر را به طور شايسته بپردازيد. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و بدانيد خدا، به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست! (233)


وَالَّذِين‌َ يُتَوَفَّوْن‌َ مِنْكُم‌ْ وَ يَذَرُون‌َ أَزْوَاجَاً يَتَرَبَّصْن‌َ بِأَنفُسِهِن‌َّ أَرْبَعَة‌َ أَشْهُرٍ وَ عَشْرَاً فَإِذَا بَلَغْن‌َ أَجَلَهُن‌َّ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِيمَا فَعَلْن‌َ فِي‌ أَنْفُسِهِن‌َّ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (بقره: 234)

و كسانى كه از شما مى‏ميرند و همسرانى باقى مى‏گذارند، بايد چهار ماه و ده روز، انتظار بكشند (و عدّه نگه دارند)! و هنگامى كه به آخر مدتشان رسيدند، گناهى بر شما نيست كه هر چه مى‏خواهند، در باره خودشان به طور شايسته انجام دهند (و با مرد دلخواه خود، ازدواج كنند). و خدا به آنچه عمل مى‏كنيد، آگاه است. (234)


وَ لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِيمَا عَرَّضْتُم‌ْ بِه‌ِ مِن‌ْ خِطْبَة‌ِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُم‌ْ فِي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ عَلِم‌َ الله‌ُ أَنَّكُم‌ْ سَتَذْكُرُونَهُن‌َّ وَ لَكِنْ‌ لاَ تُوَاعِدُوهُن‌َّ سِرَّاً إِلاَّ أَنْ‌ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفَاً وَ لاَ تَعْزِمُوا عُقْدَة‌َ النِّكَاح‌ِ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ الْكِتَاب‌ُ أَجَلَه‌ُ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ فَاحْذَرُوه‌ُ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ حَلِيم‌ٌ (بقره: 235)

و گناهى بر شما نيست كه به طور كنايه، (از زنانى كه همسرانشان مرده‏اند) خواستگارى كنيد، و يا در دل تصميم بر اين كار بگيريد (بدون اينكه آن را اظهار كنيد). خداوند مى‏دانست شما به ياد آنها خواهيد افتاد (و با خواسته طبيعى شما به شكل معقول، مخالف نيست) ولى پنهانى با آنها قرار زناشويى نگذاريد، مگر اينكه به طرز پسنديده‏اى (به طور كنايه) اظهار كنيد! (ولى در هر حال،) اقدام به ازدواج ننماييد، تا عدّه آنها سرآيد! و بدانيد خداوند آنچه را در دل داريد، مى‏داند! از مخالفت او بپرهيزيد! و بدانيد خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان، عجله نمى‏كند)! (235)


وَ إِنْ‌ طَلَّقْتُمُوهُن‌َّ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تَمَسُّوهُن‌َّ وَ قَدْ فَرَضْتُم‌ْ لَهُن‌َّ فَرِيضَة‌ً فَنِصْف‌ُ مَا فَرَضْتُم‌ْ إِلاَّ أَنْ‌ يَعْفُون‌َ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي‌ بِيَدِه‌ِ عُقْدَة‌ُ النِّكَاح‌ِ وَ أَنْ‌ تَعْفُوا أَقْرَب‌ُ لِلتَّقْوَي‌ وَ لاَ تَنْسَوُا الْفَضْل‌َ بَيْنَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 237)

و اگر آنان را، پيش از آن كه با آنها تماس بگيريد و (آميزش جنسى كنيد) طلاق دهيد، در حالى كه مهرى براى آنها تعيين كرده‏ايد، (لازم است) نصف آنچه را تعيين كرده‏ايد (به آنها بدهيد) مگر اينكه آنها (حق خود را) ببخشند يا (در صورتى كه صغير و سفيه باشند، ولىّ آنها، يعنى) آن كس كه گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت كردن شما (و بخشيدن تمام مهر به آنها) به پرهيزكارى نزديكتر است، و گذشت و نيكوكارى را در ميان خود فراموش نكنيد، كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست! (237)


وَالَّذِين‌َ يُتَوَفَّوْن‌َ مِنْكُم‌ْ وَ يَذَرُون‌َ أَزْوَاجَاً وَصِيَّة‌ً لِأَزْوَاجِهِم‌ْ مَتَاعَاً إِلَي‌ الْحَوْل‌ِ غَيْرَ إِخْرَاج‌ٍ فَإِن‌ْ خَرَجْن‌َ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ مَا فَعَلْن‌َ فِي‌ أَنْفُسِهِن‌َّ مِن‌ْ مَعْرُوف‌ٍ وَالله‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (بقره: 240)

و كسانى كه از شما در آستانه مرگ قرار مى‏گيرند و همسرانى از خود به‏جا مى‏گذارند، بايد براى همسران خود وصيت كنند كه تا يك سال، آنها را (با پرداختن هزينه زندگى) بهره‏مند سازند به شرط اينكه آنها (از خانه شوهر) بيرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نكنند). و اگر بيرون روند، (حقى در هزينه ندارند ولى) گناهى بر شما نيست نسبت به آنچه در باره خود، به طور شايسته انجام مى‏دهند. و خداوند، توانا و حكيم است. (240)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ خَرَجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِم‌ْ وَ هُم‌ْ أُلُوف‌ٌ حَذَرَ الْمَوْت‌ِ فَقَال‌َ لَهُم‌ُ الله‌ُ مُوتُوا ثُم‌َّ أَحْيَاهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لَذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَشْكُرُون‌َ (بقره: 243)

آيا نديدى جمعيتى را كه از ترس مرگ، از خانه‏هاى خود فرار كردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (كه به بهانه بيمارى طاعون، از شركت در ميدان جهاد خوددارى نمودند). خداوند به آنها گفت: بميريد! (و به همان بيمارى، كه آن را بهانه قرار داده بودند، مردند.) سپس خدا آنها را زنده كرد (و ماجراى زندگى آنها را درس عبرتى براى آيندگان قرار داد.) خداوند نسبت به بندگان خود احسان مى‏كند ولى بيشتر مردم، شكر (او را) بجا نمى‏آورند. (243)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الْمَلَإِ مِنْ‌ بَنَي‌ إِسْرَائِيل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مُوسَي‌ إِذْ قَالُوا لِنَبِي‌ٍّ لَهُم‌ُ ابْعَث‌ْ لَنَا مَلِكَاً نُقَاتِل‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ قَال‌َ هَل‌ْ عَسَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُتِب‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْقِتَال‌ُ أَنْ لاَ تُقَاتِلُوا قَالُوا وَ مَا لَنَا أَنْ لاَ نُقَاتِل‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ قَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ‌ دِيَارِنَا وَ أَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقِتَال‌ُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِالظَّالِمِين‌َ (بقره: 246)

آيا مشاهده نكردى جمعى از بنى اسرائيل را بعد از موسى، كه به پيامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهى) براى ما انتخاب كن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: «شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچى كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد!» گفتند: «چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالى كه از خانه‏ها و فرزندانمان رانده شده‏ايم، (و شهرهاى ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شده‏اند)؟!» اما هنگامى كه دستور پيكار به آنها داده شد، جز عدّه كمى از آنان، همه سرپيچى كردند. و خداوند از ستمكاران، آگاه است. (246)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَدْ بَعَث‌َ لَكُم‌ْ طَالُوت‌َ مَلِكَاً قَالُوا أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ عَلَيْنَا وَ نَحْن‌ُ أَحَق‌ُّ بِالْمُلْك‌ِ مِنْه‌ُ وَ لَم‌ْ يُؤْت‌َ سَعَة‌ً مِن‌َ الْمَال‌ِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَاه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ وَ زَادَه‌ُ بَسْطَة‌ً فِي‌ الْعِلْم‌ِ وَالْجِسْم‌ِ وَالله‌ُ يُؤْتِي‌ مُلْكَه‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 247)

و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصب‏ها) آگاه است.» (247)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ آيَة‌َ مُلْكِه‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ التَّابُوت‌ُ فِيه‌ِ سَكِينَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ بَقِيَّة‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ آل‌ُ مُوسَي‌ وَ آل‌ُ هَارُون‌َ تَحْمِلُه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 248)

و پيامبرشان به آنها گفت: «نشانه حكومت او، اين است كه (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى كه) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و يادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد در حالى كه فرشتگان، آن را حمل مى‏كنند. در اين موضوع، نشانه‏اى (روشن) براى شماست اگر ايمان داشته باشيد.» (248)


فَلَمَّا فَصَل‌َ طَالُوت‌ُ بِالْجُنُودِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ مُبْتَلِيكُمْ‌ بِنَهَرٍ فَمَنْ‌ شَرِب‌َ مِنْه‌ُ فَلَيْس‌َ مِنِّي وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَطْعَمْه‌ُ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ إِلاّ مَن‌ِ اغْتَرَف‌َ غُرْفَة‌ً بِيَدِه‌ِ فَشَرِبُوا مِنْه‌ُ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ فَلَمَّا جَاوَزَه‌ُ هُوَ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ قَالُوا لاَ طَاقَة‌َ لَنَا الْيَوْم‌َ بِجَالُوت‌َ وَ جُنُودِه‌ِ قَال‌َ الَّذِين‌َ يَظُنُّون‌َ أَنَّهُمْ‌ مُلاَقُوا الله‌ِ كَم‌ْ مِنْ‌ فِئَة‌ٍ قَلِيلَة‌ٍ غَلَبَت‌ْ فِئَة‌ً كَثِيرَة‌ً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (بقره: 249)

و هنگامى كه طالوت (به فرماندهى لشكر بنى اسرائيل منصوب شد، و) سپاهيان را با خود بيرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسيله يك نهر آب، آزمايش مى‏كند آنها (كه به هنگام تشنگى،) از آن بنوشند، از من نيستند و آنها كه جز يك پيمانه با دست خود، بيشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده كمى، همگى از آن آب نوشيدند. سپس هنگامى كه او، و افرادى كه با او ايمان آورده بودند، (و از بوته آزمايش، سالم به‏در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از كمى نفرات خود، ناراحت شدند و عده‏اى) گفتند: «امروز، ما توانايى مقابله با (جالوت) و سپاهيان او را نداريم.» اما آنها كه مى‏دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخيز، ايمان داشتند) گفتند: «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است. (249)


فَهَزَمُوهُمْ‌ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ قَتَل‌َ دَاوُدُ جَالُوت‌َ وَ آتَاه‌ُ الله‌ُ الْمُلْك‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ عَلَّمَه‌ُ مِمَّا يَشَاءُ وَ لَوْلاَ دَفْع‌ُ الله‌ِ النَّاس‌َ بَعْضَهُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ لَفَسَدَت‌ِ الْأَرْض‌ُ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ ذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ الْعَالَمِين‌َ (بقره: 251)

:::: 000: 832: [152] سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت واداشتند. و «داوود» (نوجوان نيرومند و شجاعى كه در لشكر «طالوت» بود)، «جالوت» را كشت و خداوند، حكومت و دانش را به او بخشيد و از آنچه مى‏خواست به او تعليم داد. و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمى‏كرد، زمين را فساد فرامى‏گرفت، ولى خداوند نسبت به جهانيان، لطف و احسان دارد. (251)


تِلْك‌َ آيَات‌ُ الله‌ِ نَتْلُوهَا عَلَيْك‌َ بِالحَق‌ِّ وَ إِنَّك‌َ لَمِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (بقره: 252)

اينها، آيات خداست كه به حق، بر تو مى‏خوانيم و تو از رسولان (ما) هستى. (252)


تِلْك‌َ الرُّسُل‌ُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ كَلَّم‌َ الله‌ُ وَ رَفَع‌َ بَعْضَهُم‌ْ دَرَجَات‌ٍ وَ آتَيْنَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَ أَيَّدْنَاه‌ُ بِرُوح‌ِ الْقُدُس‌ِ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا اقْتَتَل‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُم‌ُ الْبَيِّنَات‌ُ وَ لَكِنِ‌ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ آمَن‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ كَفَرَ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَفْعَل‌ُ مَا يُرِيدُ (بقره: 253)

بعضى از آن رسولان را بر بعضى ديگر برترى داديم برخى از آنها، خدا با او سخن مى‏گفت و بعضى را درجاتى برتر داد و به عيسى بن مريم، نشانه‏هاى روشن داديم و او را با «روح القدس» تأييد نموديم (ولى فضيلت و مقام آن پيامبران، مانع اختلاف امتها نشد.) و اگر خدا مى‏خواست، كسانى كه بعد از آنها بودند، پس از آن همه نشانه‏هاى روشن كه براى آنها آمد، جنگ و ستيز نمى‏كردند (اما خدا مردم را مجبور نساخته و آنها را در پيمودن راه سعادت، آزاد گذارده است) ولى اين امتها بودند كه با هم اختلاف كردند بعضى ايمان آوردند و بعضى كافر شدند (و جنگ و خونريزى بروز كرد. و باز) اگر خدا مى‏خواست، با هم پيكار نمى‏كردند ولى خداوند، آنچه را مى‏خواهد، (از روى حكمت) انجام مى‏دهد (و هيچ كس را به قبول چيزى مجبور نمى‏كند). (253)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ بَيْع‌ٌ فِيه‌ِ وَ لاَ خُلَّة‌ٌ وَ لاَ شَفَاعَة‌ٌ وَالكَافِرُون‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (بقره: 254)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از آنچه به شما روزى داده‏ايم، انفاق كنيد! پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است (تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براى خود خريدارى كنيد)، و نه دوستى (و رفاقتهاى مادى سودى دارد)، و نه شفاعت (زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.) و كافران، خود ستمگرند (هم به خودشان ستم مى‏كنند، هم به ديگران). (254)


الله‌ُ لاَ إِلَه‌َ إِلاَّ هُوَ الْحَي‌ُّ الْقَيُّوم‌ُ لاَ تَأْخُذُه‌ُ سِنَة‌ٌ وَ لاَ نَوْم‌ٌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مَنْ‌ ذَا الَّذِي‌ يَشْفَع‌ُ عِنْدَه‌ُ إِلاَّ بِإِذْنِه‌ِ يَعْلَم‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مَا خَلْفَهُم‌ْ وَ لاَ يُحِيطُون‌َ بِشَي‌ْءٍ مِن‌ْ عِلْمِه‌ِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ وَسِع‌َ كُرْسِيُّه‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ لاَ يَؤُودُه‌ُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِيُّ‌ الْعَظِيم‌ُ (بقره: 255)

هيچ معبودى نيست جز خداوند يگانه زنده، كه قائم به ذات خويش است، و موجودات ديگر، قائم به او هستند هيچگاه خواب سبك و سنگينى او را فرانمى‏گيرد (و لحظه‏اى از تدبير جهان هستى، غافل نمى‏ماند) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن اوست كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟! (بنا بر اين، شفاعت شفاعت‏كنندگان، براى آنها كه شايسته شفاعتند، از مالكيت مطلقه او نمى‏كاهد.) آنچه را در پيش روى آنها [بندگان‏] و پشت سرشان است مى‏داند (و گذشته و آينده، در پيشگاه علم او، يكسان است.) و كسى از علم او آگاه نمى‏گردد جز به مقدارى كه او بخواهد. (اوست كه به همه چيز آگاه است و علم و دانش محدود ديگران، پرتوى از علم بى‏پايان و نامحدود اوست.) تخت (حكومت) او، آسمانها و زمين را دربرگرفته و نگاهدارى آن دو [آسمان و زمين‏]، او را خسته نميكند. بلندى مقام و عظمت، مخصوص اوست. (255)


لاَ إِكْرَاه‌َ فِي‌ الدِّين‌ِ قَدْ تَبَيَّن‌َ الرُّشْدُ مِن‌َ الْغَي‌ِّ فَمَنْ‌ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوت‌ِ وَ يُؤْمِنْ‌ بِالله‌ِ فَقَدِ اسْتَمْسَك‌َ بِالْعُرْوَة‌ِ الْوُثْقَي‌ لاَ انْفِصَام‌َ لَهَا وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 256)

در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنا بر اين، كسى كه به طاغوت [بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست. (256)


الله‌ُ وَلِي‌ُّ الَّذِين‌َ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ‌ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُم‌ُ الطَّاغُوت‌ُ يُخْرِجُونَهُمْ‌ مِن‌َ النُّورِ إِلَي‌ الظُّلُمَات‌ِ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 257)

خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند آنها را از ظلمتها، به سوى نور بيرون مى‏برد. (اما) كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوتها هستند كه آنها را از نور، به سوى ظلمتها بيرون مى‏برند آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند. (257)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِي‌ حَاج‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ فِي‌ رَبِّه‌ِ أَن‌ْ آتَاه‌ُ الله‌ُ الْمُلْك‌َ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَبِّي‌َ الَّذِي‌ يُحْيِي وَ يُمِيت‌ُ قَال‌َ أَنَا أُحْيِي‌ وَ أُمِيت‌ُ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ يَأْتِي‌ بِالشَّمْس‌ِ مِن‌َ الْمَشْرِق‌ِ فَأْت‌ِ بِهَا مِن‌َ الْمَغْرِب‌ِ فَبُهِت‌َ الَّذِي‌ كَفَرَ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 258)

آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.» او گفت: «من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم!» (و براى اثبات اين كار و مشتبه ساختن بر مردم دستور داد دو زندانى را حاضر كردند، فرمان آزادى يكى و قتل ديگرى را داد) ابراهيم گفت: «خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى‏آورد (اگر راست مى‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى،) خورشيد را از مغرب بياور!» (در اينجا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند. (258)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَب‌ِّ أَرِنِي‌ كَيْف‌َ تُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ قَال‌َ أَوَ لَم‌ْ تُؤْمِنْ‌ قَال‌َ بَلَي‌ وَ لَكِنْ‌ لِيَطْمَئِن‌َّ قَلْبِي‌ قَال‌َ فَخُذْ أَرْبَعَة‌ً مِن‌َ الطَّيْرِ فَصُرْهُن‌َّ إِلَيْك‌َ ثُم‌َّ اجْعَل‌ْ عَلَي‌ كُل‌ِّ جَبَل‌ٍ مِنْهُن‌َّ جُزْءً ثُم‌َّ ادْعُهُن‌َّ يَأْتِينَك‌َ سَعْيَاً وَاعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (بقره: 260)

و (به خاطر بياور) هنگامى را كه ابراهيم گفت: «خدايا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مى‏كنى؟» فرمود: «مگر ايمان نياورده‏اى؟!» عرض كرد: «آرى، ولى مى‏خواهم قلبم آرامش يابد.» فرمود: «در اين صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب كن! و آنها را (پس از ذبح كردن،) قطعه قطعه كن (و در هم بياميز)! سپس بر هر كوهى، قسمتى از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوى تو مى‏آيند! و بدان خداوند قادر و حكيم است (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانايى بر جمع آنها دارد)». (260)


قَوْل‌ٌ مَعْرُوف‌ٌ وَ مَغْفِرَة‌ٌ خَيْرٌ مِنْ‌ صَدَقَة‌ٍ يَتْبَعُهَا أَذَي‌ً وَالله‌ُ غَنِي‌ٌّ حَلِيم‌ٌ (بقره: 263)

گفتار پسنديده (در برابر نيازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهاى آنها)، از بخششى كه آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است و خداوند، بى‏نياز و بردبار است. (263)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ‌ بِالْمَن‌ِّ وَالْأَذَي‌ كَالَّذِي‌ يُنْفِق‌ُ مَالَه‌ُ رِئَاءَ النَّاس‌ِ وَ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ فَمَثَلُه‌ُ كَمَثَل‌ِ صَفْوَان‌ٍ عَلَيْه‌ِ تُرَاب‌ٌ فَأَصَابَه‌ُ وَابِل‌ٌ فَتَرَكَه‌ُ صَلْدَاً لاَ يَقْدِرُون‌َ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 264)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند. آنها از كارى كه انجام داده‏اند، چيزى به دست نمى‏آورند و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمى‏كند. (264)


وَ مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ يُنْفِقُون‌َ أَمْوَالَهُم‌ُ ابْتِغَاءَ مَرْضَات‌ِ الله‌ِ وَ تَثْبِيتَاً مِن‌ْ أَنْفُسِهِم‌ْ كَمَثَل‌ِ جَنَّة‌ٍ بِرَبْوَة‌ٍ أَصَابَهَا وَابِل‌ٌ فَآتَت‌ْ اُكُلَهَا ضِعْفَيْن‌ِ فَإِنْ‌ لَم‌ْ يُصِبْهَا وَابِل‌ٌ فَطَل‌ٌّ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 265)

و (كار) كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبيت (ملكات انسانى در) روح خود، انفاق مى‏كنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد، و بارانهاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد كافى بهره گيرد،) و ميوه خود را دو چندان دهد (كه هميشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست. (265)


أَيَوَدُّ أَحَدُكُم‌ْ أَنْ‌ تَكُون‌َ لَه‌ُ جَنَّة‌ٌ مِنْ‌ نَخِيل‌ٍ وَ أَعْنَاب‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَه‌ُ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ الَّثمَرَات‌ِ وَ أَصَابَه‌ُ الْكِبَرُ وَ لَه‌ُ ذُرِّيَّة‌ٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيه‌ِ نَارٌ فَاحْتَرَقَت‌ْ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ُ الْآيَات‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَفَكَّرُون‌َ (بقره: 266)

آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير درختان آن، نهرها بگذرد، و براى او در آن (باغ)، از هر گونه ميوه‏اى وجود داشته باشد، در حالى كه به سن پيرى رسيده و فرزندانى (كوچك و) ضعيف دارد (در اين هنگام،) گردبادى (كوبنده)، كه در آن آتش (سوزانى) است، به آن برخورد كند و شعله‏ور گردد و بسوزد؟! (همين طور است حال كسانى كه انفاقهاى خود را، با ريا و منت و آزار، باطل مى‏كنند.) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد بينديشيد (و با انديشه، راه حق را بيابيد)! (266)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا كَسَبْتُم‌ْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ تَيَمَّمُوا الْخَبِيث‌َ مِنْه‌ُ تُنْفِقُون‌َ وَ لَسْتُمْ‌ بِآخِذِيه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ تُغْمِضُوا فِيه‌ِ وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ غَنِي‌ٌّ حَمِيدٌ (بقره: 267)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از قسمتهاى پاكيزه اموالى كه (از طريق تجارت) به دست آورده‏ايد، و از آنچه از زمين براى شما خارج ساخته‏ايم (از منابع و معادن و درختان و گياهان)، انفاق كنيد! و براى انفاق، به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد در حالى كه خود شما، (به هنگام پذيرش اموال،) حاضر نيستيد آنها را بپذيريد مگر از روى اغماض و كراهت! و بدانيد خداوند، بى‏نياز و شايسته ستايش است. (267)


الشَّيْطَان‌ُ يَعِدُكُم‌ُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ‌ بِالْفَحْشَاءِ وَالله‌ُ يَعِدُكُمْ‌ مَغْفِرَة‌ً مِنْه‌ُ وَ فَضْلاً وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 268)

شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهيدستى مى‏دهد و به فحشا (و زشتيها) امر مى‏كند ولى خداوند وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مى‏دهد و خداوند، قدرتش وسيع، و (به هر چيز) داناست. (به همين دليل، به وعده‏هاى خود، وفا مى‏كند.) (268)


وَ مَا أَنْفَقْتُمْ‌ مِنْ‌ نَفَقَة‌ٍ أَوْ نَذَرْتُمْ‌ مِنْ‌ نَذْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ يَعْلَمُه‌ُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (بقره: 270)

و هر چيز را كه انفاق مى‏كنيد، يا (اموالى را كه) نذر كرده‏ايد (در راه خدا انفاق كنيد)، خداوند آنها را مى‏داند. و ستمگران ياورى ندارند. (270)


إِنْ‌ تُبْدُوا الصَّدَقَات‌ِ فَنِعِمَّا هِي‌َ وَ إِنْ‌ تُخْفُوهَا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُم‌ْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ‌ مِنْ‌ سَيِّئَاتِكُمْ‌ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (بقره: 271)

اگر انفاقها را آشكار كنيد، خوب است! و اگر آنها را مخفى ساخته و به نيازمندان بدهيد، براى شما بهتر است! و قسمتى از گناهان شما را مى‏پوشاند (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهيد شد.) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است. (271)


لَيْس‌َ عَلَيْك‌َ هُدَاهُم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ مَا تُنْفِقُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُم‌ْ وَ مَا تُنْفِقُون‌َ إلاَّ ابْتِغَاءَ وَجْه‌ِ الله‌ِ وَ مَا تُنْفِقُوا مِن‌ْ خَيْرٍ يُوَف‌َّ إِلَيْكُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تُظْلَمُون‌َ (بقره: 272)

هدايت آنها (به‏طور اجبار،) بر تو نيست (بنا بر اين، ترك انفاق به غير مسلمانان، براى اجبار به اسلام، صحيح نيست) ولى خداوند، هر كه را بخواهد (و شايسته بداند)، هدايت مى‏كند. و آنچه را از خوبيها و اموال انفاق مى‏كنيد، براى خودتان است (ولى) جز براى رضاى خدا، انفاق نكنيد! و آنچه از خوبيها انفاق مى‏كنيد، (پاداش آن) به طور كامل به شما داده مى‏شود و به شما ستم نخواهد شد. (272)


لِلْفُقَرَاءِ الَّذِين‌َ أُحْصِرُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ لاَ يَسْتَطِيعُون‌َ ضَرْبَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَحْسَبُهُم‌ُ الْجَاهِل‌ُ أَغْنِيَاءَ مِن‌َ التَّعَفُّف‌ِ تَعْرِفُهُمْ‌ بِسِيَماهُم‌ْ لاَ يَسْأَلُون‌َ النَّاس‌َ إِلْحَافَاً وَ مَا تُنْفِقُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (بقره: 273)

(انفاقِ شما، مخصوصاً بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‏اند (و توجّه به آيين خدا، آنها را از وطنهاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدانِ جهاد، به آنها اجازه نمى‏دهد تا براى تأمين هزينه زندگى، دست به كسب و تجارتى بزنند) نمى‏توانند مسافرتى كنند (و سرمايه‏اى به دست آورند) و از شدّت خويشتن‏دارى، افراد ناآگاه آنها را بى‏نياز مى‏پندارند امّا آنها را از چهره‏هايشان مى‏شناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‏خواهند. (اين است مشخّصات آنها!) و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است. (273)


الَّذِين‌َ يَأْكُلُون‌َ الرِّبَا لاَ يَقُومُون‌َ إِلاَّ كَمَا يَقُوم‌ُ الَّذِي‌ يَتَخَبَّطُه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ مِن‌َ الْمَس‌ِّ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْع‌ُ مِثْل‌ُ الرِّبَا وَ أَحَل‌َّ الله‌ُ الْبَيْع‌َ وَ حَرَّم‌َ الرِّبَا فَمَنْ‌ جَاءَه‌ُ مَوْعِظَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَانْتَهَي‌ فَلَه‌ُ مَا سَلَف‌َ وَ أَمْرُه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَ مَن‌ْ عَادَ فَأُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 275)

كسانى كه ربا مى‏خورند، (در قيامت) برنمى‏خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شيطان، ديوانه شده (و نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمين مى‏خورد، گاهى بپا مى‏خيزد). اين، به خاطر آن است كه گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتى ميان آن دو نيست.)» در حالى كه خدا بيع را حلال كرده، و ربا را حرام! (زيرا فرق ميان اين دو، بسيار است.) و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و (از رباخوارى) خوددارى كند، سودهايى كه در سابق [قبل از نزول حكم تحريم‏] به دست آورده، مال اوست (و اين حكم، گذشته را شامل نمى‏گردد) و كار او به خدا واگذار مى‏شود (و گذشته او را خواهد بخشيد.) امّا كسانى كه بازگردند (و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند)، اهل آتشند و هميشه در آن مى‏مانند. (275)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا الله‌َ وَ ذَرُوا مَا بَقِي‌َ مِن‌َ الرِّبَا إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 278)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها كنيد اگر ايمان داريد! (278)


فَإِنْ‌ لَم‌ْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ إِنْ‌ تُبْتُم‌ْ فَلَكُم‌ْ رُؤُوس‌ُ أَمْوَالِكُم‌ْ لاَ تَظْلِمُون‌َ وَ لاَ تُظْلَمُون‌َ (بقره: 279)

اگر (چنين) نمى‏كنيد، بدانيد خدا و رسولش، با شما پيكار خواهند كرد! و اگر توبه كنيد، سرمايه‏هاى شما، از آنِ شماست [اصل سرمايه، بدون سود] نه ستم مى‏كنيد، و نه بر شما ستم وارد مى‏شود. (279)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوْا إِذَا تَدَايَنْتُمْ‌ بِدَيْن‌ٍ إِلَي‌ أََجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً فَاكْتُبُوه‌ُ وَلْيَكْتُبْ‌ بَيْنَكُم‌ْ كَاتِب‌ٌ بِالْعَدْل‌ِ وَ لاَ يَأْب‌َ كَاتِب‌ٌ أَنْ‌ يَكْتُب‌َ كَمَا عَلَّمَه‌ُ الله‌ُ فَلْيَكْتُب‌ْ وَلْـيُمْلِل‌ِ الَّذِي‌ عَلَيْه‌ِ الْحَق‌ُّ وَلْيَتَّق‌ِ الله‌َ رَبَّه‌ُ وَ لاَ يَبْخَس‌ْ مِنْه‌ُ شَيْءً فَإِنْ‌ كَان‌َ الَّذِي‌ عَلَيْه‌ِ الْحَق‌ُّ سَفِيهَاً أَوْ ضَعِيفَاً أَوْ لاَ يَسْتَطِيع‌ُ أَنْ‌ يُمِل‌َّ هُوَ فَلْيُمْلِل‌ْ وَلِيُّه‌ُ بِالْعَدْل‌ِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَيْن‌ِ مِنْ‌ رِجَالِكُم‌ْ فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَكُونَا رَجُلَيْن‌ِ فَرَجِل‌ٌ وَامْرَأَتَان‌ِ مِمَّن‌ تَرْضَوْن‌َ مِن‌َ الشُّهَدَاءِ أَنْ‌ تَضِل‌َّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَي‌ وَ لاَ يَأْب‌َ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَ لاَ تَسْأَمُوا أَنْ‌ تَكْتُبُوه‌ُ صَغِيرَاً أَوْ كَبِيرَاً إِلَي‌ أَجَلِه‌ِ ذَلِكُم‌ْ أَقْسَط‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ أَقْوَم‌ُ لِلشَّهَادَة‌ِ وَ أَدْنَي‌ أَنْ لاَ تَرْتَابُوا إِلاَّ أَنْ‌ تَكُون‌َ تِجَارَة‌ً حَاضِرَة‌ً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُم‌ْ فَلَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ لاَ تَكْتُبُوهَا وَ أَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُم‌ْ وَ لاَ يُضَارَّ كَاتِب‌ٌ وَ لاَ شَهِيدٌ وَ إِن‌ْ تَفْعَلُوا فَإِنَّه‌ُ فُسُوق‌ٌ بِكُمْ‌ وَاتَّقُوا الله‌َ وَ يُعَلِّمُكُم‌ْ الله‌ُ وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (بقره: 282)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه بدهى مدّت‏دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد! و بايد نويسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد! و كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن- همان طور كه خدا به او تعليم داده- خوددارى كند! پس بايد بنويسد، و آن كس كه حق بر عهده اوست، بايد املا كند، و از خدا كه پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد! و اگر كسى كه حق بر ذمه اوست، سفيه (يا از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) است، يا (به خاطر لال بودن،) توانايى بر املا كردن ندارد، بايد ولىّ او (به جاى او،) با رعايت عدالت، املا كند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! (و اين دو زن، بايد با هم شاهد قرار گيرند،) تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند. و شهود نبايد به هنگامى كه آنها را (براى شهادت) دعوت مى‏كنند، خوددارى نمايند! و از نوشتن (بدهىِ خود،) چه كوچك باشد يا بزرگ، ملول نشويد (هر چه باشد بنويسيد)! اين، در نزد خدا به عدالت نزديكتر، و براى شهادت مستقيم تر، و براى جلوگيرى از ترديد و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‏باشد مگر اينكه داد و ستد نقدى باشد كه بين خود، دست به دست مى‏كنيد. در اين صورت، گناهى بر شما نيست كه آن را ننويسيد. ولى هنگامى كه خريد و فروش (نقدى) مى‏كنيد، شاهد بگيريد! و نبايد به نويسنده و شاهد، (به خاطر حقگويى،) زيانى برسد (و تحت فشار قرار گيرند)! و اگر چنين كنيد، از فرمان پروردگار خارج شده‏ايد. از خدا بپرهيزيد! و خداوند به شما تعليم مى‏دهد خداوند به همه چيز داناست. (282)


آمَن‌َ الرَّسُول‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ وَالْمُؤْمِنُون‌َ كُل‌ٌّ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ كُتُبِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْ‌ رُسُلِه‌ِ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَك‌َ رَبَّنَا وَ إِلَيْك‌َ الْمَصِيرُ (بقره: 285)

پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، كاملًا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‏اند (و مى‏گويند:) ما در ميان هيچ يك از پيامبران او، فرق نمى‏گذاريم (و به همه ايمان داريم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داريم) و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)


لاَ يُكَلِّف‌ُ الله‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَت‌ْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَت‌ْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِنْ‌ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِل‌ْ عَلَيْنَا إِصْرَاً كَمَا حَمَلْتَه‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ مِن‌ْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَة‌َ لَنَا بِه‌ِ وَاعْف‌ُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْت‌َ مَوْلاَنَا فَانْصُرْنَا عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 286)

خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است. (مؤمنان مى‏گويند:) پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان! (286)


مِنْ‌ قَبْل‌ُ هُدَي‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ أَنْزَل‌َ الْفُرْقَان‌َ إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ وَالله‌ُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام‌ٍ (آل‌عمران: 4)

پيش از آن، براى هدايت مردم فرستاد و (نيز) كتابى كه حق را از باطل مشخّص مى‏سازد، نازل كرد كسانى كه به آيات خدا كافر شدند، كيفر شديدى دارند و خداوند (براى كيفرِ بدكاران و كافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است. (4)


هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ مِنْه‌ُ آيَات‌ٌ مُحْكَمَات‌ٌ هُن‌َّ أُم‌ُّ الْكِتَاب‌ِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهات‌ٌ فَأَمَّا الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ زَيْغ‌ٌ فَيَتَّبِعُون‌َ مَا تَشَابَه‌َ مِنْه‌ُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَة‌ِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِه‌ِ وَ مَا يَعْلَم‌ُ تَأْوِيلَه‌ُ إِلاَّ الله‌ُ وَالرَّاسِخُون‌َ فِي‌ الْعِلْم‌ِ يَقُولُون‌َ آمَنَّا بِه‌ِ كُل‌ٌّ مِن‌ْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (آل‌عمران: 7)

او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند (و اين حقيقت را درك نمى‏كنند). (7)


رَبَّنَا لاَ تُزِغ‌ْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَب‌ْ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْـك‌َ رَحْمَة‌ً إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْوَهَّاب‌ُ (آل‌عمران: 8)

(راسخانِ در علم، مى‏گويند:) «پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده‏اى! (8)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَن‌ْ تُغْنِيَ‌ عَنْهُم‌ْ أَمْوَالُهُم‌ْ وَ لاَ أَوْلاَدُهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ْ وَقُودُ النَّارِ (آل‌عمران: 10)

ثروتها و فرزندانِ كسانى كه كافر شدند، نمى‏تواند آنان را از (عذابِ) خداوند باز دارد (و از كيفر، رهايى بخشد.) و آنان خود، آتشگيره دوزخند. (10)


كَدَأْب‌ِ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُم‌ُ الله‌ُ بِذُنُوبِهِم‌ْ وَالله‌ُ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (آل‌عمران: 11)

(عادت آنان در انكار و تحريفِ حقايق،) همچون عادتِ آل فرعون و كسانى است كه پيش از آنها بودند آيات ما را تكذيب كردند، و خداوند آنها را به (كيفر) گناهانشان گرفت و خداوند، شديد العقاب است. (11)


زُيِّن‌َ لِلنَّاس‌ِ حُب‌ُّ الشَّهَوَات‌ِ مِن‌َ النِّسَاءِ وَالْبَنِين‌َ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَة‌ِ مِن‌َ الذَّهَب‌ِ وَالْفِضَّة‌ِ وَالْخَيْل‌ِ الْمُسَوَّمَة‌ِ وَالْأَنْعَام‌ِ وَالْحَرْث‌ِ ذَلِك‌َ مَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَالله‌ُ عِنْدَه‌ُ حُسْن‌ُ الْمَآب‌ِ (آل‌عمران: 14)

محبّت امور مادى، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند ولى) اينها (در صورتى كه هدف نهايى آدمى را تشكيل دهند،) سرمايه زندگى پست (مادى) است و سرانجام نيك (و زندگىِ والا و جاويدان)، نزد خداست. (14)


قُل‌ْ أَأُنَبِّئُكُم‌ْ بِخَيْرٍ مِنْ‌ ذَلِكُم‌ْ لِلَّذِين‌َ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ أَزْوَاج‌ٌ مُطَهَّرَة‌ٌ وَ رِضْوَان‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ بَصِيرٌ بِالعِبَادِ (آل‌عمران: 15)

بگو: «آيا شما را از چيزى آگاه كنم كه از اين (سرمايه‏هاى مادى)، بهتر است؟» براى كسانى كه پرهيزگارى پيشه كرده‏اند، (و از اين سرمايه‏ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده مى‏كنند،) در نزد پروردگارشان (در جهان ديگر)، باغهايى است كه نهرها از پاىِ درختانش مى‏گذرد هميشه در آن خواهند بود و همسرانى پاكيزه، و خشنودى خداوند (نصيب آنهاست). و خدا به (امورِ) بندگان، بيناست. (15)


إِن‌َّ الدِّين‌َ عِنْدَ الله‌ِ الْإِسْلاَم‌ُ وَ مَا اخْتَلَف‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ إِلاَّ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِآيَات‌ِ الله‌ِ فَإِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الحِسَاب‌ِ (آل‌عمران: 19)

دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى‏رسد زيرا) خداوند، سريع الحساب است. (19)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْفُرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ يَقْتُلُون‌َ النَّبِيِّين‌َ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ وَ يَقْتُلُون‌َ الَّذِين‌َ يَأْمُرُون‌َ بِالْقِسْط‌ِ مِن‌َ النَّاس‌ِ فَبَشِّرْهُمْ‌ بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (آل‌عمران: 21)

كسانى كه نسبت به آيات خدا كفر مى‏ورزند و پيامبران را بناحق مى‏كشند، و (نيز) مردمى را كه امر به عدالت مى‏كنند به قتل مى‏رسانند، و به كيفر دردناك (الهى) بشارت ده! (21)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ حَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (آل‌عمران: 22)

آنها كسانى هستند كه اعمال (نيكشان، به خاطر اين گناهان بزرگ،) در دنيا و آخرت تباه شده، و ياور و مددكار (و شفاعت كننده‏اى) ندارند. (22)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ أُوتُوا نَصِيبَاً مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ يُدْعَوْن‌َ إِلَي‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ لِيَحْكُم‌َ بَيْنَهُم‌ْ ثُم‌َّ يَتَوَلَّي‌ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ وَ هُمْ‌ مُعْرِضُون‌َ (آل‌عمران: 23)

آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب (آسمانى) داشتند، به سوى كتاب الهى دعوت شدند تا در ميان آنها داورى كند، سپس گروهى از آنان، (با علم و آگاهى،) روى مى‏گردانند، در حالى كه (از قبول حق) اعراض دارند؟ (23)


قُل‌ِ اللَّهُم‌َّ مَالِك‌َ الْمُلْك‌ِ تُؤْتِي‌ الْمُلْك‌َ مَنْ‌ تَشَاءُ وَ تَنْزِع‌ُ الْمُلْك‌َ مِمَّنْ‌ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَن‌ْ تَشَاءُ وَ تُذِل‌ُّ مَن‌ْ تَشَاءُ بِيَدِك‌َ الخَيْرُ إِنَّك‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (آل‌عمران: 26)

بگو: «بارالها! مالك حكومتها تويى به هر كس بخواهى، حكومت مى‏بخشى و از هر كس بخواهى، حكومت را مى‏گيرى هر كس را بخواهى، عزت مى‏دهى و هر كه را بخواهى خوار مى‏كنى. تمام خوبيها به دست توست تو بر هر چيزى قادرى. (26)


تُولِج‌ُ اللَّيْل‌َ فِي‌ النَّهَارِ وَ تُولِج‌ُ النَّهَارَ فِي‌ اللَّيْل‌ِ وَ تُخْرِج‌ُ الْحَي‌َّ مِن‌َ الْمَيِّت‌ِ وَ تُخْرِج‌ُ الْمَيِّت‌َ مِن‌َ الْحَي‌ِّ وَ تَرْزُق‌ُ مَن‌ْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (آل‌عمران: 27)

شب را در روز داخل مى‏كنى، و روز را در شب و زنده را از مرده بيرون مى‏آورى، و مرده را زنده و به هر كس بخواهى، بدون حساب، روزى مى‏بخشى.» (27)


لاَ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُون‌َ الْكَافِرِين‌َ أَوْلِيَاءَ مِن‌ْ دُون‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ وَ مَنْ‌ يَفْعَل‌ْ ذَلِك‌َ فَلَيْس‌َ مِن‌َ الله‌ِ فِي‌ْ شَي‌ْءٍ إِلاَّ أَن‌ْ تَتَّقُوا مِنْهُم‌ْ تُقَاة‌ً وَ يُحَذِّرُكُم‌ُ الله‌ُ نَفْسَه‌ُ وَ إِلَي‌ الله‌ِ الْمَصِيرُ (آل‌عمران: 28)

افراد باايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند، هيچ رابطه‏اى با خدا ندارد (و پيوند او بكلّى از خدا گسسته مى‏شود) مگر اينكه از آنها بپرهيزيد (و به خاطر هدفهاى مهمترى تقيّه كنيد). خداوند شما را از (نافرمانى) خود، بر حذر مى‏دارد و بازگشت (شما) به سوى خداست. (28)


يَوْم‌َ تَجِدُ كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ مَا عَمِلَت‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ مُحْضَرَاً وَ مَا عَمِلَت‌ْ مِنْ‌ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَن‌َّ بَيْنَهَا وَ بَيْنَه‌ُ أَمَدَاً بَعِيدَاً وَ يُحَذِّرُكُم‌ُ الله‌ُ نَفْسَه‌ُ وَالله‌ُ رَؤوف‌ٌ بِالْعِبَادِ (آل‌عمران: 30)

روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى‏بيند و آرزو مى‏كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زيادى باشد. خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، بر حذر مى‏دارد و (در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» (30)


ذُرِّيَّة‌ً بَعْضُهَا مِنْ‌ بَعْض‌ٍ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 34)

آنها فرزندان و (دودمانى) بودند كه (از نظر پاكى و تقوا و فضيلت،) بعضى از بعض ديگر گرفته شده بودند و خداوند، شنوا و داناست (و از كوششهاى آنها در مسير رسالت خود، آگاه مى‏باشد). (34)


إِذْ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ عِمْرَان‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ نَذَرْت‌ُ لَك‌َ مَا فِي‌ بَطْنِي‌ مُحَرَّرَاً فَتَقَبَّل‌ْ مِنِّي‌ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (آل‌عمران: 35)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، براى تو نذر كردم، كه «محرَّر» (و آزاد، براى خدمت خانه تو) باشد. از من بپذير، كه تو شنوا و دانايى! (35)


فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَت‌ْ رَب‌ِّ إِنِّي‌ وَضَعْتُهَا أُنْثَي‌ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا وَضَعَت‌ْ وَ لَيْس‌َ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَي‌ وَ إِنِّي‌ سَمَّيْتُهَا مَرْيَم‌َ وَ إِنِّي‌ أُعِيذُهَا بِك‌َ وَ ذُرِّيَّتَهَا مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ الرَّجِيم‌ِ (آل‌عمران: 36)

ولى هنگامى كه او را به دنيا آورد، (و او را دختر يافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم- ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نيست. (دختر نمى‏تواند وظيفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مريم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم.» (36)


فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُول‌ٍ حَسَن‌ٍ وَ أَنْبَتَهَا نَبَاتَاً حَسَنَاً وَ كَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَل‌َ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِـحْرَاب‌َ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقَاً قَال‌َ يَا مَرْيَم‌ُ أَنَّي‌ لَك‌ِ هَذَا قَالَت‌ْ هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَرْزُق‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (آل‌عمران: 37)

خداوند، او [مريم‏] را به طرز نيكويى پذيرفت و به طرز شايسته‏اى، (نهال وجود) او را رويانيد (و پرورش داد) و كفالت او را به «زكريا» سپرد. هر زمان زكريا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏ديد. از او پرسيد: «اى مريم! اين را از كجا آورده‏اى؟!» گفت: «اين از سوى خداست. خداوند به هر كس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد.» (37)


هُنَالِك‌َ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّه‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ هَب‌ْ لِي‌ مِنْ‌ لَدُنْك‌َ ذُرِّيَّة‌ً طَيِّبَة‌ً إِنَّك‌َ سَمِيع‌ُ الدُّعَاءِ (آل‌عمران: 38)

در آنجا بود كه زكريا، (با مشاهده آن همه شايستگى در مريم،) پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزه‏اى (نيز) به من عطا فرما، كه تو دعا را مى‏شنوى!» (38)


فَنَادَتْه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ وَ هُوَ قَائِم‌ٌ يُصَلِّي‌ فِي‌ الْمَـحْرَاب‌ِ أَن‌َّ الله‌َ يُبَشِّرُك‌َ بِيَحْيَي‌ مُصَدِّقَاً بِكَلِمَة‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ سَيِّدَاً وَ حَصُورَاً وَ نَبِيَّاً مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (آل‌عمران: 39)

و هنگامى كه او در محراب ايستاده، مشغول نيايش بود، فرشتگان او را صدا زدند كه: «خدا تو را به» يحيى «بشارت مى‏دهد (كسى) كه كلمه خدا [مسيح‏] را تصديق مى‏كند و رهبر خواهد بود و از هوسهاى سركش بركنار، و پيامبرى از صالحان است.» (39)


ذَلِك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ الْغَيْب‌ِ نُوحِيه‌ِ إِلَيْك‌َ وَ مَا كُنْت‌َ لَدَيْهِم‌ْ إِذْ يُلْقُون‌َ أَقلاَمَهُم‌ْ أَيُّهُم‌ْ يَكْفُل‌ُ مَرْيَم‌َ وَ مَا كُنْت‌َ لَدَيْهِم‌ْ إِذْ يَخْتَصِمُون‌َ (آل‌عمران: 44)

(اى پيامبر!) اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مى‏كنيم و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را (براى قرعه‏كشى) به آب مى‏افكندند تا كداميك كفالت و سرپرستى مريم را عهده‏دار شود، و (نيز) به هنگامى كه (دانشمندان بنى اسرائيل، براى كسب افتخار سرپرستى او،) با هم كشمكش داشتند، حضور نداشتى و همه اينها، از راه وحى به تو گفته شد.) (44)


إِذْ قَالَت‌ِ الْمَلاَئِكَة‌ُ يَا مَرْيَم‌ُ إِن‌َّ الله‌َ يُبَشِّرُك‌ِ بِكَلِمَة‌ٍ مِنْه‌ُ اسْمُه‌ُ الْمَسِيح‌ُ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ وَجِيهَاً فِي‌ الْدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ مِن‌َ الْمُقَرَّبِين‌َ (آل‌عمران: 45)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خداوند تو را به كلمه‏اى [وجود با عظمتى‏] از طرف خودش بشارت مى‏دهد كه نامش «مسيح، عيسى پسر مريم» است در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيّت خواهد بود و از مقرّبان (الهى) است. (45)


وَ يُكَلِّم‌ُ النَّاس‌َ فِي‌ الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (آل‌عمران: 46)

و با مردم، در گاهواره و در حالت كهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت و از شايستگان است.» (46)


وَ رَسُولاً إِلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنِّي‌ قَدْ جِئْتُكُمْ‌ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ أَنِّي‌ أَخْلُق‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ الطِّين‌ِ كَهَيْئَة‌ِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخ‌ُ فِيه‌ِ فَيَكُون‌ُ طَيْرَاً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُبْرِئ‌ُ الْأَكْمَه‌َ وَالْأَبْرَص‌َ وَ أُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا تَأْكُلُون‌َ وَ مَا تَدَّخِرُون‌َ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 49)

و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏گويد:) من نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏سازم سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم و از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏هاى خود ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏دهم مسلماً در اينها، نشانه‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد! (49)


وَ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَي‌َّ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ لِأُحِل‌َّ لَكُمْ‌ بَعْض‌َ الَّذِي‌ حُرِّم‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ جِئْتُكُم‌ْ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَاتَّقُوا الله‌َ وَ أَطِيعُون‌ِ (آل‌عمران: 50)

و آنچه را پيش از من از تورات بوده، تصديق مى‏كنم و (آمده‏ام) تا پاره‏اى از چيزهايى را كه (بر اثر ظلم و گناه،) بر شما حرام شده، (مانند گوشت بعضى از چهارپايان و ماهيها،) حلال كنم و نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ام پس از خدا بترسيد، و مرا اطاعت كنيد! (50)


فَلَمَّا أَحَس‌َّ عِيسَي‌ مِنْهُم‌ُ الْكُفْرَ قَال‌َ مَن‌ْ أَنْصَارِي‌ إِلَي‌ الله‌ِ قَال‌َ الْحَوَارِيُّون‌َ نَحْن‌ُ أَنْصَارُ الله‌ِ آمَنَّا بِالله‌ِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 52)

هنگامى كه عيسى از آنان احساس كفر (و مخالفت) كرد، گفت: «كيست كه ياور من به سوى خدا (براى تبليغ آيين او) گردد؟» حواريان [شاگردانِ مخصوصِ او] گفتند: «ما ياوران خداييم به خدا ايمان آورديم و تو (نيز) گواه باش كه ما اسلام آورده‏ايم. (52)


إِذْ قَال‌َ الله‌ُ يَا عِيسَي‌ إِنِّي‌ مُتَوَفِّيك‌َ وَ رَافِعُك‌َ إِلَيَّ‌ وَ مُطَهِّرُك‌َ مِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ جَاعِل‌ُ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوك‌َ فَوْق‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ ثُم‌َّ إِلَيَّ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَأَحْكُم‌ُ بَيْنَكُم‌ْ فِيمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (آل‌عمران: 55)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه خدا به عيسى فرمود: «من تو را برمى‏گيرم و به سوى خود، بالا مى‏برم و تو را از كسانى كه كافر شدند، پاك مى‏سازم و كسانى را كه از تو پيروى كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كسانى كه كافر شدند، قرار مى‏دهم سپس بازگشت شما به سوى من است و در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داورى مى‏كنم. (55)


فَأَمَّا الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُم‌ْ عَذَابَاً شَدِيدَاً فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (آل‌عمران: 56)

امّا آنها كه كافر شدند، (و پس از شناختن حق، آن را انكار كردند،) در دنيا و آخرت، آنان را مجازات دردناكى خواهم كرد و براى آنها، ياورانى نيست. (56)


ذَلِك‌َ نَتْلُوه‌ُ عَلَيْك‌َ مِن‌َ الْآيَات‌ِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيم‌ِ (آل‌عمران: 58)

اينها را كه بر تو مى‏خوانيم، از نشانه‏ها (ى حقّانيّت تو) است، و يادآورى حكيمانه است. (58)


إِن‌َّ مَثَل‌َ عِيسَي‌ عِنْدَ الله‌ِ كَمَثَل‌ِ آدَم‌َ خَلَقَه‌ُ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ قَال‌َ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (آل‌عمران: 59)

مَثَل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. (بنا بر اين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيّت او نيست.) (59)


الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُنْ‌ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (آل‌عمران: 60)

اينها حقيقتى است از جانب پروردگار تو بنا بر اين، از ترديد كنندگان مباش! (60)


فَمَن‌ْ حَاجَّك‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ فَقُل‌ْ تَعَالَوْا نَدْع‌ُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُم‌ْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُم‌ْ ثُم‌َّ نَبْتَهِلْ‌ فَنَجْعَل‌ْ لَعْنَة‌َ الله‌ِ عَلَي‌ الْكَاذِبِين‌َ (آل‌عمران: 61)

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (61)


إِن‌َّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَص‌ُ الْحَق‌ُّ وَ مَا مِن‌ْ إِلَه‌ٍ إِلاَّ الله‌ُ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (آل‌عمران: 62)

اين همان سرگذشتِ واقعى (مسيح) است. (و ادعاهايى همچون الوهيّت او، يا فرزند خدا بودنش، بى‏اساس است.) و هيچ معبودى، جز خداوند يگانه نيست و خداوند توانا و حكيم است. (62)


قُل‌ْ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ تَعَالَوْا إِلَي‌ كَلِمَة‌ٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ْ أَنْ لاَ نَعْبُدَ إِلاَّ الله‌َ وَ لاَ نُشْرِك‌َ بِه‌ِ شَيْءً وَ لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضَاً أَرْبَابَاً مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ فَإِنْ‌ تَوَلَّوا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 64)

بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعضى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!» (64)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لِم‌َ تُحَاجُّون‌َ فِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ مَا أُنْزِلَت‌ِ التَّوْرَاة‌ُ وَالْإِنْجِيل‌ُ إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (آل‌عمران: 65)

اى اهل كتاب! چرا درباره ابراهيم، گفتگو و نزاع مى‏كنيد (و هر كدام، او را پيرو آيين خودتان معرفى مى‏نماييد)؟! در حالى كه تورات و انجيل، بعد از او نازل شده است! آيا انديشه نمى‏كنيد؟! (65)


مَا كَان‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ يَهُودِيَّاً وَ لاَ نَصْرَانِيَّاً وَ لَكِنْ‌ كَان‌َ حَنِيفَاً مُسْلِمَاً وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (آل‌عمران: 67)

ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى بلكه موحّدى خالص و مسلمان بود و هرگز از مشركان نبود. (67)


وَدَّتْ‌ طَائِفَة‌ٌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَوْ يُضِلُّونَكُم‌ْ وَ مَا يُضِلُّون‌َ إِلاَّ أَنْفُسَهُم‌ْ وَ مَا يَشْعُرُون‌َ (آل‌عمران: 69)

جمعى از اهل كتاب (از يهود)، دوست داشتند (و آرزو مى‏كردند) شما را گمراه كنند (امّا آنها بايد بدانند كه نمى‏توانند شما را گمراه سازند،) آنها گمراه نمى‏كنند مگر خودشان را، و نمى‏فهمند! (69)


وَ قَالَتْ‌ طَائِفَة‌ٌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ آمِنُوا بِالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَجْه‌َ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَه‌ُ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (آل‌عمران: 72)

و جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: « (برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند! (زيرا شما را، اهل كتاب و آگاه از بشارات آسمانى پيشين مى‏دانند و اين توطئه كافى است كه آنها را متزلزل سازد). (72)


وَ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ مَن‌ْ إِنْ‌ تَأْمَنْه‌ُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّه‌ِ إِليْك‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ إِنْ‌ تَأْمَنْه‌ُ بِدِينَارٍ لاَ يُؤَدِّه‌ِ إِلَيْك‌َ إِلاَّ مَا دُمْت‌َ عَلَيْه‌ِ قَائِمَاً ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا لَيْس‌َ عَلَيْنَا فِي‌ الْأُمِّيِّين‌َ سَبِيل‌ٌ وَ يَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 75)

و در ميان اهل كتاب، كسانى هستند كه اگر ثروت زيادى به رسم امانت به آنها بسپارى، به تو باز مى‏گردانند و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنان بسپارى، به تو باز نمى‏گردانند مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده (و بر آنها مسلّط) باشى! اين بخاطر آن است كه مى‏گويند: «ما در برابر امّيّين [غير يهود]، مسئول نيستيم.» و بر خدا دروغ مى‏بندند در حالى كه مى‏دانند (اين سخن دروغ است). (75)


وَ إِن‌َّ مِنْهُم‌ْ لَفَرِيقَاً يَلْوُون‌َ أَلْسِنَتَهُمْ‌ بِالْكِتَاب‌ِ لِتَحْسَبُوه‌ُ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ مَا هُوَ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَقُولُون‌َ هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ مَا هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ يَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 78)

در ميان آنها [يهود] كسانى هستند كه به هنگام تلاوت كتاب (خدا)، زبان خود را چنان مى‏گردانند كه گمان كنيد (آنچه را مى‏خوانند،) از كتاب (خدا) است در حالى كه از كتاب (خدا) نيست! (و با صراحت) مى‏گويند: «آن از طرف خداست!» با اينكه از طرف خدا نيست، و به خدا دروغ مى‏بندند در حالى كه مى‏دانند! (78)


مَا كَان‌َ لِبَشَرٍ أَنْ‌ يُؤْتِيَه‌ُ الله‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحُكْم‌َ وَالنُّبُوَّة‌َ ثُم‌َّ يَقُول‌َ لِلنَّاس‌ِ كُونُوا عِبَادَاً لِي‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لَكِنْ‌ كُونُوا رَبَّانِيِّين‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تُعَلِّمُون‌َ الْكِتَاب‌َ وَ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَدْرُسُون‌َ (آل‌عمران: 79)

براى هيچ بشرى سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسمانى و حكم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگويد: «غير از خدا، مرا پرستش كنيد!» بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمى الهى باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مى‏آموختيد و درس مى‏خوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!) (79)


وَ إِذْ أَخَذَ الله‌ُ مِيثَاق‌َ النَّبِيِّين‌َ لَمَا آتَيْتُكُمْ‌ مِنْ‌ كِتَاب‌ٍ وَ حِكْمَة‌ٍ ثُم‌َّ جَاءَكُم‌ْ رَسُول‌ٌ مُصَدِّق‌ٌ لِمَا مَعَكُم‌ْ لَتُؤْمِنُن‌َّ بِه‌ِ وَ لَتَنْصُرُنَّه‌ُ قَال‌َ أَأَقْرَرْتُم‌ْ وَ أَخَذْتُم‌ْ عَلَي‌ ذَلِكُم‌ْ إِصْرِي‌ قَالُوا أَقْرَرْنَا قَال‌َ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الشَّاهِدِين‌َ (آل‌عمران: 81)

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)، پيمان مؤكّد گرفت، كه هر گاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مى‏كند، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤكّد بستيد؟» گفتند: « (آرى) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.» (81)


قُل‌ْ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَالنَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 84)

بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى‏گذاريم و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)


وَ مَنْ‌ يَبْتَغ‌ِ غَيْرَ الْإِسْلاَم‌ِ دِينَاً فَلَن‌ْ يُقْبَل‌َ مِنْه‌ُ وَ هُوَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (آل‌عمران: 85)

و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است. (85)


إِلاَّ الَّذِين‌َ تَابُوا مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ وَ أَصْلَحُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (آل‌عمران: 89)

مگر كسانى كه پس از آن، توبه كنند و اصلاح نمايند (و در مقام جبران گناهان گذشته برآيند، كه توبه آنها پذيرفته خواهد شد) زيرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (89)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ مَاتُوا وَ هُم‌ْ كُفَّارٌ فَلَن‌ْ يُقْبَل‌َ مِن‌ْ أَحَدِهِمْ‌ مِل‌ْءُ الْأَرْض‌ِ ذَهَبَاً وَ لَوِ افْتَدَي‌ بِه‌ِ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (آل‌عمران: 91)

كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند، اگر چه روى زمين پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فديه (و كفّاره اعمال بد خويش) بپردازند، هرگز از هيچ يك آنها قبول نخواهد شد و براى آنان، مجازاتِ دردناك است و ياورانى ندارند. (91)


لَن‌ْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّي‌ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‌َ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 92)

هرگز به (حقيقت) نيكوكارى نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى‏داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد و آنچه انفاق مى‏كنيد، خداوند از آن آگاه است. (92)


كُل‌ُّ الطَّعام‌ِ كَان‌َ حِلاًّ لِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ إِلاَّ مَا حَرَّم‌َ إِسْرَائِيل‌ُ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تُنَزَّل‌َ التَّوْرَاة‌ُ قُل‌ْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاة‌ِ فَاتْلُوهَا إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (آل‌عمران: 93)

همه غذاها (ى پاك) بر بنى اسرائيل حلال بود، جز آنچه اسرائيل (يعقوب)، پيش از نزول تورات، بر خود تحريم كرده بود (مانند گوشت شتر كه براى او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست مى‏گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد! (اين نسبتهايى كه به پيامبران پيشين مى‏دهيد، حتّى در تورات تحريف شده شما نيست!)» (93)


فَمَن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (آل‌عمران: 94)

بنا بر اين، آنها كه بعد از اين به خدا دروغ مى‏بندند، ستمگرند! (زيرا از روى علم و عمد چنين مى‏كنند). (94)


قُل‌ْ صَدَق‌َ الله‌ُ فَاتَّبِعُوا مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (آل‌عمران: 95)

بگو: «خدا راست گفته (و اينها در آيين پاك ابراهيم نبوده) است. بنا بر اين، از آيين ابراهيم پيروى كنيد، كه به حق گرايش داشت، و از مشركان نبود!» (95)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنْ‌ تُطِيعُوا فَرِيقَاً مِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ يَرُدُّوكُمْ‌ بَعْدَ إِيمَانِكُم‌ْ كَافِرِين‌َ (آل‌عمران: 100)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر از گروهى از اهل كتاب، (كه كارشان نفاق‏افكنى و شعله‏ور ساختنِ آتش كينه و عداوت است) اطاعت كنيد، شما را پس از ايمان، به كفر بازمى‏گردانند. (100)


وَاعْتَصِمُوا بِحَبْل‌ِ الله‌ِ جَمِيعَاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ إِذْ كُنْتُم‌ْ أَعْدَاءً فَأَلَّف‌َ بَيْن‌َ قُلُوبِكُم‌ْ فَأَصْبَحْتُمْ‌ بِنِعْمَتِه‌ِ إِخْوَانَاً وَ كُنْتُم‌ْ عَلَي‌ شَفَا حُفْرَة‌ٍ مِن‌َ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ‌ مِنْهَا كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَهْتَدُون‌َ (آل‌عمران: 103)

و همگى به ريسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسيله وحدت‏]، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد پذيراى هدايت شويد. (103)


وَلْتَكُنْ‌ مِنْكُم‌ْ أُمَّة‌ٌ يَدْعُون‌َ إِلَي‌ الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُون‌َ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (آل‌عمران: 104)

بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند. (104)


وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّذِين‌َ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْبَيِّنَات‌ُ وَ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (آل‌عمران: 105)

و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند (آن هم) پس از آنكه نشانه‏هاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد! و آنها عذاب عظيمى دارند. (105)


كُنْتُم‌ْ خَيْرَ أُمَّة‌ٍ أُخْرِجَت‌ْ لِلنَّاس‌ِ تَأْمُرُون‌َ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ تَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ لَوْ آمَن‌َ أَهْل‌ُ الْكِتَاب‌ِ لَكَان‌َ خَيْرَاً لَهُم‌ْ مِنْهُم‌ُ الْمُؤْمِنُون‌َ وَ أَكْثَرُهُم‌ُ الْفَاسِقُون‌َ (آل‌عمران: 110)

شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده‏اند (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشانى،) ايمان آورند، براى آنها بهتر است! (ولى تنها) عده كمى از آنها با ايمانند، و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار) (110)


ضُرِبَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الذِّلَّة‌ُ أَيْنَمَا ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْل‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ حَبْل‌ٍ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَ بَاءُوا بِغَضَب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ ضُرِبَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الْمَسْكَنَة‌ُ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَانُوا يَكْفُرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ يَقْتُلُون‌َ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ ذَلِك‌َ بِمَا عَصَوْا وَ كَانُوا يَعْتَدُون‌َ (آل‌عمران: 112)

هر جا يافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است مگر با ارتباط به خدا، (و تجديد نظر در روش ناپسند خود،) و (يا) با ارتباط به مردم (و وابستگى به اين و آن) و به خشم خدا، گرفتار شده‏اند و مهر بيچارگى بر آنها زده شده چرا كه آنها به آيات خدا، كفر مى‏ورزيدند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند. اينها بخاطر آن است كه گناه كردند و (به حقوق ديگران،) تجاوز مى‏نمودند. (112)


لَيْسُوا سَوَاءً مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ أُمَّة‌ٌ قَائِمَة‌ٌ يَتْلُون‌َ آيَات‌ِ الله‌ِ آنَاءَ اللَّيْل‌ِ وَ هُم‌ْ يَسْجُدُون‌َ (آل‌عمران: 113)

آنها همه يكسان نيستند از اهل كتاب، جمعيّتى هستند كه (به حق و ايمان) قيام مى‏كنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مى‏خوانند در حالى كه سجده مى‏نمايند. (113)


يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُون‌َ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ وَ يُسَارِعُون‌َ فِي‌ الْخَيْرَات‌ِ وَ أُولَئِك‌َ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (آل‌عمران: 114)

به خدا و روز ديگر ايمان مى‏آورند امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و در انجام كارهاى نيك، پيشى مى‏گيرند و آنها از صالحانند. (114)


وَ مَا يَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَلَن‌ْ يُكْفَرُوه‌ُ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِالمُتَّقِين‌َ (آل‌عمران: 115)

و آنچه از اعمال نيك انجام دهند، هرگز كفران نخواهد شد! (و پاداش شايسته آن را مى‏بينند.) و خدا از پرهيزكاران، آگاه است. (115)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَن‌ْ تُغْنِي‌َ عَنْهُم‌ْ أَمْوَالُهُم‌ْ وَ لاَ أَوْلاَدُهُم‌ْ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً وَ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (آل‌عمران: 116)

كسانى كه كافر شدند، هرگز نمى‏توانند در پناه اموال و فرزندانشان، از مجازات خدا در امان بمانند! آنها اصحاب دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند. (116)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا بِطَانَة‌ً مِنْ‌ دُونِكُم‌ْ لاَ يَأْلُونَكُم‌ْ خَبَالاً وَدُّوا مَا عَنِتُّم‌ْ قَدْ بَدَت‌ِ الْبَغْضَاءُ مِنْ‌ أَفْوَاهِهِم‌ْ وَ مَا تُخْفِي‌ْ صُدُورُهُم‌ْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُم‌ُ الْآيَات‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (آل‌عمران: 118)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها از هر گونه شرّ و فسادى در باره شما، كوتاهى نمى‏كنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. (نشانه‏هاى) دشمنى از دهان (و كلام) شان آشكار شده و آنچه در دلهايشان پنهان مى‏دارند، از آن مهمتر است. ما آيات (و راه‏هاى پيشگيرى از شرّ آنها) را براى شما بيان كرديم اگر انديشه كنيد! (118)


هَا أَنْتُم‌ْ أُوْلاَءِ تُحِبُّونَهُم‌ْ وَ لاَ يُحِبُّونَكُم‌ْ وَ تُؤْمِنُون‌َ بِالْكِتَاب‌ِ كُلِّه‌ِ وَ إِذَا لَقُوكُم‌ْ قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُم‌ُ الْأَنَامِل‌َ مِن‌َ الغَيْظ‌ِ قُل‌ْ مُوتُوا بِغَيْظِكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (آل‌عمران: 119)

شما كسانى هستيد كه آنها را دوست مى‏داريد امّا آنها شما را دوست ندارند! در حالى كه شما به همه كتابهاى آسمانى ايمان داريد (و آنها به كتاب آسمانى شما ايمان ندارند). هنگامى كه شما را ملاقات مى‏كنند، (به دروغ) مى‏گويند: «ايمان آورده‏ايم!» امّا هنگامى كه تنها مى‏شوند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان مى‏گزند! بگو: «با همين خشمى كه داريد بميريد! خدا از (اسرار) درون سينه‏ها آگاه است.» (119)


وَ إِذْ غَدَوْت‌َ مِن‌ْ أَهْلِك‌َ تُبَوِّئ‌ُ الْمُؤْمِنِين‌َ مَقَاعِدَ لِلْقِتَال‌ِ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 121)

و (به ياد آور) زمانى را كه صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى! و خداوند، شنوا و داناست (گفتگوهاى مختلفى را كه درباره طرح جنگ گفته مى‏شد، مى‏شنيد و انديشه‏هايى را كه بعضى در سر مى‏پروراندند، مى‏دانست). (121)


إِذْ هَمَّتْ‌ طَائِفَتَان‌ِ مِنْكُم‌ْ أَنْ‌ تَفْشَلاَ وَالله‌ُ وَلِيُّهُمَا وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (آل‌عمران: 122)

(و نيز به ياد آور) زمانى را كه دو طايفه از شما تصميم گرفتند سستى نشان دهند (و از وسط راه بازگردند) و خداوند پشتيبان آنها بود (و به آنها كمك كرد كه از اين فكر بازگردند) و افراد باايمان، بايد تنها بر خدا توكّل كنند! (122)


إِذْ تَقُول‌ُ لِلْمُؤْمِنِين‌َ أَلَن‌ْ يَكْفِيَكُم‌ْ أَنْ‌ يُمِدَّكُم‌ْ رَبُّكُم‌ْ بِثَلاَثَة‌ِ آلاَف‌ٍ مِن‌َ الْمَلاَئِكَة‌ٍ مُنْزَلِين‌َ (آل‌عمران: 124)

در آن هنگام كه تو به مؤمنان مى‏گفتنى: «آيا كافى نيست كه پروردگارتان، شما را به سه هزار نفر از فرشتگان، كه از آسمان فرود مى‏آيند، يارى كند؟!» (124)


بَلَي‌ إِنْ‌ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ‌ مِنْ‌ فَوْرِهِم‌ْ هَذَا يُمْدِدْكُم‌ْ رَبُّكُم‌ْ بِخَمْسَة‌ِ آلاَف‌ٍ مِن‌َ الْمَلاَئِكَة‌ِ مُسَوِّمِين‌َ (آل‌عمران: 125)

آرى، (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پيشه كنيد، و دشمن به همين زودى به سراغ شما بيايد، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، كه نشانه‏هايى با خود دارند، مدد خواهد داد! (125)


وَ مَا جَعَلَه‌ُ الله‌ُ إِلاَّ بُشْرَي‌ لَكُم‌ْ وَ لِتَطْمَئِن‌َّ قُلُوبُكُمْ‌ بِه‌ِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم‌ِ (آل‌عمران: 126)

ولى اينها را خداوند فقط بشارت، و براى اطمينان خاطر شما قرار داده و گر نه، پيروزى تنها از جانب خداوند تواناى حكيم است! (126)


لِيَقْطَع‌َ طَرَفَاً مِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُم‌ْ فَيَنْقَلِبُوا خَائِبِين‌َ (آل‌عمران: 127)

(اين وعده را كه خدا به شما داده،) براى اين است كه قسمتى از پيكر لشكر كافران را قطع كند يا آنها را با ذلّت برگرداند تا مأيوس و نااميد، (به وطن خود) بازگردند. (127)


لَيْس‌َ لَك‌َ مِن‌َ الْأَمْرِ شَي‌ْءٌ أَوْ يَتُوب‌َ عَلَيْهِم‌ْ أَوْ يُعَذِّبَهُم‌ْ فَإِنَّهُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (آل‌عمران: 128)

هيچ گونه اختيارى (در باره عفو كافران، يا مؤمنان فرارى از جنگ،) براى تو نيست مگر اينكه (خدا) بخواهد آنها را ببخشد، يا مجازات كند زيرا آنها ستمگرند. (128)


وَ سَارِعُوا إِلَي‌ مَغْفِرَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ جَنَّة‌ٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَات‌ُ وَالْأَرْض‌ُ أُعِدَّت‌ْ لِلْمُتَّقِين‌َ (آل‌عمران: 133)

و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه وسعت آن، آسمانها و زمين است و براى پرهيزگاران آماده شده است. (133)


أُولَئِك‌َ جَزَاؤُهُمْ‌ مَغْفِرَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ نِعْم‌َ أَجْرُ الْعَامِلِين‌َ (آل‌عمران: 136)

آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشتهايى است كه از زير درختانش، نهرها جارى است جاودانه در آن ميمانند چه نيكو است پاداش اهل عمل! (136)


قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ سُنَن‌ٌ فَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَانْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُكَذِّبِين‌َ (آل‌عمران: 137)

پيش از شما، سنّت‏هايى وجود داشت (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشتهايى داشتند كه شما نيز، همانند آن را داريد.) پس در روى زمين، گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب‏كنندگان (آيات خدا) چگونه بود؟! (137)


إِنْ‌ يَمْسَسْكُم‌ْ قَرْح‌ٌ فَقَدْ مَس‌َّ الْقَوْم‌َ قَرْح‌ٌ مِثْلُه‌ُ وَ تِلْك‌َ الْأَيَّام‌ُ نُدَاوِلُهَا بَيْن‌َ النَّاس‌ِ وَ لِيَعْلَم‌َ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُم‌ْ شُهَدَاءَ وَالله‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الظَّالِمِين‌َ (آل‌عمران: 140)

اگر (در ميدان احد،) به شما جراحتى رسيد (و ضربه‏اى وارد شد)، به آن جمعيّت نيز (در ميدان بدر)، جراحتى همانند آن وارد گرديد. و ما اين روزها (ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مى‏گردانيم (- و اين خاصيّت زندگى دنياست-) تا خدا، افرادى را كه ايمان آورده‏اند، بداند (و شناخته شوند) و خداوند از ميان شما، شاهدانى بگيرد. و خدا ظالمان را دوست نمى‏دارد. (140)


أَم‌ْ حَسِبْتُم‌ْ أَنْ‌ تَدْخُلُوا الْجَنَّة‌َ وَ لَمَّا يَعْلَم‌ِ الله‌ُ الَّذِين‌َ جَاهَدُوا مِنْكُم‌ْ وَ يَعْلَم‌َ الصَّابِرِين‌َ (آل‌عمران: 142)

آيا چنين پنداشتيد كه (تنها با ادّعاى ايمان) وارد بهشت خواهيد شد، در حالى كه خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخّص نساخته است؟! (142)


وَ لَقَدْ كُنْتُم‌ْ تَمَنَّوْن‌َ الْمَوْت‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تَلْقَوْه‌ُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوه‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ تَنْظُرُون‌َ (آل‌عمران: 143)

و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پيش از آنكه با آن رو به رو شويد، آرزو مى‏كرديد سپس آن را با چشم خود ديديد، در حالى كه به آن نگاه مى‏كرديد (و حاضر نبوديد به آن تن دردهيد! چقدر ميان گفتار و كردار شما فاصله است؟!) (143)


وَ مَا مُحمَّدٌ إِلاَّ رَسُول‌ٌ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ الرُّسُل‌ُ أَفَإِن‌ْ مَات‌َ أَوْ قُتِل‌َ انْقَلَبْتُم‌ْ عَلَي‌ أَعْقَابِكُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَنْقَلِب‌ْ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ فَلَن‌ْ يَضُرَّ الله‌َ شَيْءً وَ سَيَجْزِي‌ الله‌ُ الشَّاكِرِين‌َ (آل‌عمران: 144)

محمد (ص) فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ (و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند و خداوند بزودى شاكران (و استقامت‏كنندگان) را پاداش خواهد داد. (144)


وَ مَا كَان‌َ لِنَفْس‌ٍ أَنْ‌ تَمُوت‌َ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ كِتَابَاً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ‌ يُرِدْ ثَواب‌َ الدُّنْيَا نُؤْتِه‌ِ مِنْهَا وَ مَنْ‌ يُرِدْ ثَوَاب‌َ الْآخِرَة‌ِ نُؤْتِه‌ِ مِنْهَا وَ سَنَجْزِي‌ الشَّاكِرِين‌َ (آل‌عمران: 145)

هيچ كس، جز به فرمان خدا، نمى‏ميرد سرنوشتى است تعيين شده (بنا بر اين، مرگ پيامبر يا ديگران، يك سنّت الهى است.) هر كس پاداش دنيا را بخواهد (و در زندگى خود، در اين راه گام بردارد،) چيزى از آن به او خواهيم داد و هر كس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او مى‏دهيم و بزودى سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد. (145)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِن‌ْ نَبِي‌ٍّ قَاتَل‌َ مَعَه‌ُ رِبِّيُّون‌َ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا وَالله‌ُ يُحِب‌ُّ الصَّابِرِين‌َ (آل‌عمران: 146)

چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ كردند! آنها هيچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسيد، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسليم ندادند) و خداوند استقامت‏كنندگان را دوست دارد. (146)


وَ لَقَدْ صَدَقَكُم‌ُ الله‌ُ وَعْدَه‌ُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ‌ بِإِذْنِه‌ِ حَتَّي‌ إِذَا فَشِلْتُم‌ْ وَ تَنَازَعْتُم‌ْ فِي‌ الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ‌ مَا تُحِبُّون‌َ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرِيدُ الْآخِرَة‌َ ثُم‌َّ صَرَفَكُم‌ْ عَنْهُم‌ْ لِيَبْتَلِيَكُم‌ْ وَ لَقَدْ عَفَا عَنْكُم‌ْ وَالله‌ُ ذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 152)

خداوند، وعده خود را به شما، (در باره پيروزى بر دشمن در احد،) تحقق بخشيد در آن هنگام (كه در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل مى‏رسانديد (و اين پيروزى ادامه داشت) تا اينكه سست شديد و (بر سر رهاكردن سنگرها،) در كار خود به نزاع پرداختيد و بعد از آن كه آنچه را دوست مى‏داشتيد (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانى كرديد. بعضى از شما، خواهان دنيا بودند و بعضى خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت (و پيروزى شما به شكست انجاميد) تا شما را آزمايش كند. و او شما را بخشيد و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد. (152)


ثُم‌َّ أَنْزَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ الْغَم‌ِّ أَمَنَة‌ً نُعَاسَاً يَغْشَي‌ طَائِفَة‌ً مِنْكُم‌ْ وَ طَائِفَة‌ٌ قَدْ أَهَمَّتْهُم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ يَظُنُّون‌َ بِالله‌ِ غَيْرَ الْحَق‌ِّ ظَن‌َّ الْجَاهِلِيَّة‌ِ يَقُولُون‌َ هَلْ‌ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ مِن‌ْ شَيْ‌ءٍ قُل‌ْ إِن‌َّ الْأَمْرَ كُلَّه‌ُ لِالله‌ِ يُخْفُون‌َ فِي‌ أَنْفُسِهِمْ‌ مَا لاَ يُبْدُون‌َ لَك‌َ يَقُولُون‌َ لَوْ كَان‌َ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ شَيْ‌ءٌ مَا قُتِلْنَا هَهُنَا قُل‌ْ لَوْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ لَبَرَزَ الَّذِين‌َ كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقَتْل‌ُ إِلَي‌ مَضَاجِعِهِم‌ْ وَ لِيَبْتَلِي‌َ الله‌ُ مَا فِي‌ صُدُورِكُم‌ْ وَ لِيُمَحِّص‌َ مَا فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (آل‌عمران: 154)

سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاى نادرستى- همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند و مى‏گفتند: «آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مى‏شود؟!» بگو: «همه كارها (و پيروزيها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چيزى را پنهان مى‏دارند كه براى تو آشكار نمى‏سازند مى‏گويند: «اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم، در اين جا كشته نمى‏شديم!» بگو: «اگر هم در خانه‏هاى خود بوديد، آنهايى كه كشته‏شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوى آرامگاه‏هاى خود، بيرون مى‏آمدند (و آنها را به قتل مى‏رساندند). و اينها براى اين است كه خداوند، آنچه در سينه‏هايتان پنهان داريد، بيازمايد و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينه‏هاست، با خبر است. (154)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَوَلَّوْا مِنْكُم‌ْ يَوْم‌َ الْتَقَي‌ الْجَمْعَان‌ِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ بِبَعْض‌ِ مَا كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا الله‌ُ عَنْهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ حَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 155)

كسانى كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر (در جنگ احد)، فرار كردند، شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى كه مرتكب شده بودند، به لغزش انداخت و خداوند آنها را بخشيد. خداوند، آمرزنده و بردبار است. (155)


وَ لَئِنْ‌ قُتِلْتُم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ أَوْ مُتُّم‌ْ لَمَغْفِرَة‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَحْمَة‌ٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون‌َ (آل‌عمران: 157)

اگر هم در راه خدا كشته شويد يا بميريد، (زيان نكرده‏ايد زيرا) آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها (در طول عمر خود،) جمع آورى ميكنند، بهتر است! (157)


فَبِمَـا رَحْمَة‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ لِنْت‌َ لَهُم‌ْ وَ لَوْ كُنْت‌َ فَظَّاً غَلِيظ‌َ الْقَلْب‌ِ لَانْفَضُّوا مِن‌ْ حَوْلِك‌َ فَاعْف‌ُ عَنْهُم‌ْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُم‌ْ وَ شَاوِرْهُم‌ْ فِي‌ الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْت‌َ فَتَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَوَكِّلِين‌َ (آل‌عمران: 159)

به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد. (159)


إِنْ‌ يَنْصُرْكُم‌ُ الله‌ُ فَلاَ غَالِب‌َ لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَخْذُلْكُم‌ْ فَمَنْ‌ ذَا الَّذِي‌ يَنْصُرُكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (آل‌عمران: 160)

اگر خداوند شما را يارى كند، هيچ كس بر شما پيروز نخواهد شد! و اگر دست از يارى شما بردارد، كيست كه بعد از او، شما را يارى كند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند بايد توكل كنند! (160)


أَفَمَن‌ِ اتَّبَع‌َ رِضْوَان‌َ الله‌ِ كَمَن‌ْ بَاءَ بِسَخَط‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ مَأْوَاه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (آل‌عمران: 162)

آيا كسى كه از رضاى خدا پيروى كرده، همانند كسى است كه به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جايگاه او جهنم، و پايان كار او بسيار بد است. (162)


لَقَدْ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ إِذْ بَعَث‌َ فِيهِم‌ْ رَسُولاً مِن‌ْ أَنْفُسِهِم‌ْ يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِه‌ِ وَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ يُعَلِّمُهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ إِنْ‌ كَانُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ لَفِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (آل‌عمران: 164)

خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشيد] هنگامى كه در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد هر چند پيش از آن، در گمراهى آشكارى بودند. (164)


أَوَ لَمَّا أَصَابَتْكُمْ‌ مُصِيبَة‌ٌ قَدْ أَصَبْتُم‌ْ مِثْلَيْهَا قُلْتُم‌ْ أَنَّي‌ هَذَا قُل‌ْ هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ أَنْفُسِكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (آل‌عمران: 165)

آيا هنگامى كه مصيبتى (در ميدان جنك احد) به شما رسيد، در حالى كه دو برابر آن را (در ميدان جنگ بدر بر دشمن) وارد ساخته بوديد، گفتيد: «اين مصيبت از كجاست؟!» بگو: «از ناحيه خود شماست (كه در ميدان جنگ احد، با دستور پيامبر مخالفت كرديد)! خداوند بر هر چيزى قادر است. (و چنانچه روش خود را اصلاح كنيد، در آينده شما را پيروز مى‏كند.)» (165)


وَ لِيَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ نَافَقُوا وَ قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَم‌ُ قِتَالاً لَاتَّبَعْنَاكُم‌ْ هُم‌ْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَب‌ُ مِنْهُم‌ْ لِلْإِيمَانِ يَقُولُون‌َ بِأَفْوَاهِهِمْ‌ مَا لَيْس‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا يَكْتُمُون‌َ (آل‌عمران: 167)

و نيز براى اين بود كه منافقان شناخته شوند آنهايى كه به ايشان گفته شد: «بياييد در راه خدا نبرد كنيد! يا (حد اقل) از حريم خود، دفاع نماييد!» گفتند: «اگر مى‏دانستيم جنگى روى خواهد داد، از شما پيروى مى‏كرديم. (اما مى‏دانيم جنگى نمى‏شود.)» آنها در آن هنگام، به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان به زبان خود چيزى مى‏گويند كه در دلهايشان نيست! و خداوند از آنچه كتمان مى‏كنند، آگاهتر است. (167)


فَرِحِين‌َ بِمَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ يَسْتَبْشِرُون‌َ بِالَّذِين‌َ لَم‌ْ يَلْحَقُوا بِهِمْ‌ مِنْ‌ خَلْفِهِم‌ْ أَنْ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (آل‌عمران: 170)

آنها بخاطر نعمتهاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند و بخاطر كسانى كه هنوز به آنها ملحق نشده‏اند [مجاهدان و شهيدان آينده‏]، خوشوقتند (زيرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى‏بينند و مى‏دانند) كه نه ترسى بر آنهاست، و نه غمى خواهند داشت. (170)


يَسْتَبْشِرُون‌َ بِنِعْمَة‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ فَضْل‌ٍ وَ أَن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 171)

و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نيز) مسرورند و (مى‏بينند كه) خداوند، پاداش مؤمنان را ضايع نمى‏كند (نه پاداش شهيدان، و نه پاداش مجاهدانى كه شهيد نشدند). (171)


الَّذِين‌َ اسْتَجَابُوا لِالله‌ِ وَالرَّسُول‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا أَصَابَهُم‌ُ الْقَرْح‌ُ لِلَّذِين‌َ أَحْسَنُوا مِنْهُم‌ْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيم‌ٌ (آل‌عمران: 172)

آنها كه دعوت خدا و پيامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتى كه به ايشان رسيد، اجابت كردند (و هنوز زخمهاى ميدان احد التيام نيافته بود، به سوى ميدان «حمراء الاسد» حركت نمودند) براى كسانى از آنها، كه نيكى كردند و تقوا پيش گرفتند، پاداش بزرگى است. (172)


فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَة‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ فَضْل‌ٍ لَم‌ْ يَمْسَسْهُم‌ْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَان‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ ذُو فَضْل‌ٍ عَظِيم‌ٍ (آل‌عمران: 174)

به همين جهت، آنها (از اين ميدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند در حالى كه هيچ ناراحتى به آنان نرسيد و از رضاى خدا، پيروى كردند و خداوند داراى فضل و بخشش بزرگى است. (174)


مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِين‌َ عَلَي‌ مَا أَنْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ حَتَّي‌ يَمِيزَ الْخَبِيث‌َ مِن‌َ الطَّيِّب‌ِ وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُطْلِعَكُم‌ْ عَلَي‌ الْغَيْب‌ِ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَجْتَبِي‌ مِنْ‌ رُسُلِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ إِنْ‌ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُم‌ْ أَجْرٌ عَظِيم‌ٌ (آل‌عمران: 179)

چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‏گونه كه شما هستيد واگذارد مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد. و نيز چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند (تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد اين بر خلاف سنت الهى است) ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد برميگزيند (و قسمتى از اسرار نهان را كه براى مقام رهبرى او لازم است، در اختيار او مى‏گذارد.) پس (اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است،) به خدا و رسولان او ايمان بياوريد! و اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگى براى شماست. (179)


وَ لاَ يَحْسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ يَبْخَلُون‌َ بِمَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ هُوَ خَيْرَاً لَهُم‌ْ بَل‌ْ هُوَ شَرٌّ لَهُم‌ْ سَيُطَوَّقُون‌َ مَا بَخِلُوا بِه‌ِ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ لِالله‌ِ مِيرَاث‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (آل‌عمران: 180)

كسانى كه بخل مى‏ورزند، و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده، انفاق نمى‏كنند، گمان نكنند اين كار به سود آنها است بلكه براى آنها شر است بزودى در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، همانند طوقى به گردنشان مى‏افكنند. و ميراث آسمانها و زمين، از آن خداست و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است. (180)


الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ عَهِدَ إِلَيْنَا أَنْ لاَ نُؤْمِن‌َ لِرَسُول‌ٍ حَتَّي‌ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَان‌ٍ تَأْكُلُه‌ُ النَّارُ قُل‌ْ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِي‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ وَ بِالَّذِي‌ قُلْتُم‌ْ فَلِم‌َ قَتَلْتُمُوهُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (آل‌عمران: 183)

(اينها) همان كسانى (هستند) كه گفتند: «خداوند از ما پيمان گرفته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا (اين معجزه را انجام دهد:) يك قربانى بياورد، كه آتش [صاعقه آسمانى‏] آن را بخورد!» بگو: «پيامبرانى پيش از من، براى شما آمدند و دلايل روشن، و آنچه را گفتيد آوردند پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مى‏گوييد؟!» (183)


فَإِنْ‌ كَذَّبُوك‌َ فَقَدْ كُذِّب‌َ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ جَاءُوا بِالْبَيِّنَات‌ِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَاب‌ِ الْمُنِيرِ (آل‌عمران: 184)

پس (اگر اين بهانه‏جويان،) تو را تكذيب كنند، (چيز تازه‏اى نيست) رسولان پيش از تو (نيز) تكذيب شدند پيامبرانى كه دلايل آشكار، و نوشته‏هاى متين و محكم، و كتاب روشنى‏بخش آورده بودند. (184)


لَتُبْلَوُن‌َّ فِي‌ أَمْوَالِكُم‌ْ وَ أَنْفُسِكُم‌ْ وَ لَتَسْمَعُن‌َّ مِن‌َ الَّذين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا أَذَي‌ً كَثِيرَاً وَ إِنْ‌ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِن‌َّ ذَلِك‌َ مِن‌ْ عَزْم‌ِ الْأُمُورِ (آل‌عمران: 186)

به يقين (همه شما) در اموال و جانهاى خود، آزمايش مى‏شويد! و از كسانى كه پيش از شما به آنها كتاب (آسمانى) داده شده [يهود]، و (همچنين) از مشركان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهيد شنيد! و اگر استقامت كنيد و تقوا پيشه سازيد، (شايسته‏تر است زيرا) اين از كارهاى مهم و قابل اطمينان است. (186)


لاَ تَحْسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ يَفْرَحُون‌َ بِمَا أَتَوْا وَ يُحِبُّون‌َ أَنْ‌ يُحْمَدُوا بِمَا لَم‌ْ يَفْعَلُوا فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ‌ بِمَفَازَة‌ٍ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 188)

گمان مبر آنها كه از اعمال (زشت) خود خوشحال مى‏شوند، و دوست دارند در برابر كار (نيكى) كه انجام نداده‏اند مورد ستايش قرار گيرند، از عذاب (الهى) بركنارند! (بلكه) براى آنها، عذاب دردناكى است! (188)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ مَنْ‌ تُدْخِل‌ِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَه‌ُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (آل‌عمران: 192)

پروردگارا! هر كه را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساخته‏اى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست! (192)


فَاسْتَجَاب‌َ لَهُم‌ْ رَبُّهُم‌ْ أَنِّي‌ لاَ أُضِيع‌ُ عَمَل‌َ عَامِل‌ٍ مِنْكُمْ‌ مِنْ‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَي‌ بَعْضُكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْض‌ٍ فَالَّذِين‌َ هَاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِم‌ْ وَ أُوذُوا فِي‌ سَبِيلِي‌ وَ قَاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأَُكَفِّرَن‌َّ عَنْهُمْ‌ سَيِّئَاتِهِم‌ْ وَ لَأَُدْخِلَنَّهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابَاً مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَالله‌ُ عِنْدَه‌ُ حُسْن‌ُ الثَّوَاب‌ِ (آل‌عمران: 195)

خداوند، درخواست آنها را پذيرفت (و فرمود:) من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد شما همنوعيد، و از جنس يكديگر! آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‏هاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند، و جنگ كردند و كشته شدند، بيقين گناهانشان را مى‏بخشم و آنها را در باغهاى بهشتى، كه از زير درختانش نهرها جارى است، وارد مى‏كنم. اين پاداشى است از طرف خداوند و بهترين پاداشها نزد پروردگار است. (195)


لَكِنِ‌ الَّذِين‌َ اتَّقَوْا رَبَّهُم‌ْ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا نُزُلاً مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ مَا عِنْدَ الله‌ِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ (آل‌عمران: 198)

ولى كسانى (كه ايمان دارند، و) از پروردگارشان مى‏پرهيزند، براى آنها باغهايى از بهشت است، كه از زير درختانش نهرها جارى است هميشه در آن خواهند بود. اين، نخستين پذيرايى است كه از سوى خداوند به آنها مى‏رسد و آنچه در نزد خداست، براى نيكان بهتر است! (198)


وَ إِن‌َّ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَمَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْهِم‌ْ خَاشِعِين‌َ لِالله‌ِ لاَ يَشْتَرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (آل‌عمران: 199)

و از اهل كتاب، كسانى هستند كه به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گرديده، ايمان دارند در برابر (فرمان) خدا خاضعند و آيات خدا را به بهاى ناچيزى نمى‏فروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سريع الحساب است. (تمام اعمال نيك آنها را به سرعت حساب مى‏كند، و پاداش مى‏دهد.) (199)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ اتَّقُوا رَبَّكُم‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ وَ خَلَق‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَث‌َّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرَاً وَ نِسَاءً وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ تَسَاءَلُون‌َ بِه‌ِ وَالْأَرْحَام‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلَيْكُم‌ْ رَقِيبَاً (نساء: 1)

اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت. و از خدايى بپرهيزيد كه (همگى به عظمت او معترفيد و) هنگامى كه چيزى از يكديگر مى‏خواهيد، نام او را مى‏بريد! (و نيز) (از قطع رابطه با) خويشاوندان خود، پرهيز كنيد! زيرا خداوند، مراقب شماست. (1)


وَ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ أَنْ لاَ تُقْسِطُوا فِي‌ الْيَتَامَي‌ فَانْكِحُوا مَا طَاب‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ النِّسَاءِ مَثْنَي‌ وَ ثُلاَث‌َ وَ رُبَاع‌َ فَإِن‌ْ خِفْتُم‌ْ أَنْ لاَ تَعْدِلُوا فَوَاحِدَة‌ً أَوْ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ ذَلِك‌َ أَدْنَي‌ أَنْ لاَ تَعُولُوا (نساء: 3)

و اگر مى‏ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند. (3)


وَ آتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِن‌َّ نِحْلَة‌ً فَإِنْ‌ طِبْن‌َ لَكُم‌ْ عَنْ‌ شَي‌ْءٍ مِنْه‌ُ نَفْسَاً فَكُلُوه‌ُ هَنِيئَاً مَرِيئَاً (نساء: 4)

و مهر زنان را (بطور كامل) بعنوان يك بدهى (يا عطيه،) به آنان بپردازيد! (ولى) اگر آنها چيزى از آن را با رضايت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف كنيد! (4)


وَابْتَلُوا الْيَتَامَي‌ حَتَّي‌ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاح‌َ فَإِن‌ْ آنَسْتُم‌ْ مِنْهُم‌ْ رُشْدَاً فَادْفَعُوا إِلَيْهِم‌ْ أَمْوَالَهُم‌ْ وَ لاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافَاً وَ بِدَارَاً أَنْ‌ يَكْبَرُوا وَ مَنْ‌ كَان‌َ غَنِيَّاً فَلْيَسْتَعْفِف‌ْ وَ مَنْ‌ كَان‌َ فَقِيرَاً فَلْيَأْكُل‌ْ بِالْمَعْرُوف‌ِ فَإِذَا دَفَعْتُم‌ْ إِلَيْهِم‌ْ أَمْوَالَهُم‌ْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِم‌ْ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ حَسِيبَاً (نساء: 6)

و يتيمان را چون به حد بلوغ برسند، بيازماييد! اگر در آنها رشد (كافى) يافتيد، اموالشان را به آنها بدهيد! و پيش از آنكه بزرگ شوند، اموالشان را از روى اسراف نخوريد! هر كس كه بى‏نياز است، (از برداشت حق الزحمه) خوددارى كند و آن كس كه نيازمند است، به طور شايسته (و مطابق زحمتى كه مى‏كشد،) از آن بخورد. و هنگامى كه اموالشان را به آنها بازمى‏گردانيد، شاهد بگيريد! اگر چه خداوند براى محاسبه كافى است. (6)


لِلرِّجَال‌ِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ الْوَالِدَان‌ِ وَالْأَقْرَبُون‌َ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ الْوَالِدَان‌ِ وَالْأَقْرَبُون‌َ مِمَّا قَل‌َّ مِنْه‌ُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبَاً مَفْرُوضَاً (نساء: 7)

براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مى‏گذارند، سهمى است و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى‏گذارند، سهمى خواه آن مال، كم باشد يا زياد اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى. (7)


وَ إِذَا حَضَرَ الْقِسْمَة‌َ أُولُوا الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ُ فَارْزُقُوهُمْ‌ مِنْه‌ُ وَ قُولُوا لَهُم‌ْ قَوْلاً مَعْرُوفَاً (نساء: 8)

و اگر بهنگام تقسيم (ارث)، خويشاوندان (و طبقه‏اى كه ارث نمى‏برند) و يتيمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چيزى از آن اموال را به آنها بدهيد! و با آنان به طور شايسته سخن بگوييد! (8)


وَلْيَخْش‌َ الَّذِين‌َ لَوْ تَرَكُوا مِن‌ْ خَلْفِهِم‌ْ ذُرِّيَّة‌ً ضِعَافَاً خَافُوا عَلَيْهِم‌ْ فَلْيَتَّقُوا الله‌َ وَلْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيدَاً (نساء: 9)

كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بيادگار بگذارند از آينده آنان مى‏ترسند، بايد (از ستم درباره يتيمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند. (9)


يُوصِيكُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ أَوْلاَدِكُمْ‌ لِلْذَّكَرِ مِثْل‌ُ حَظ‌ِّ الْأُنْثَيَيْن‌ِ فَإِنْ‌ كُن‌َّ نِسَاءً فَوْق‌َ اثْنَتَيْن‌ِ فَلَهُن‌َّ ثُلُثَا مَا تَرَك‌َ وَ إِنْ‌ كَانَت‌ْ وَاحِدَة‌ً فَلَهَا النِّصْف‌ُ وَ لِأَبَوَيْه‌ِ لِكُل‌ِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُس‌ُ مِمَّا تَرَك‌َ إِنْ‌ كَان‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَه‌ُ وَلَدٌ وَ وَرِثَه‌ُ أَبَوَاه‌ُ فَلِأُمِّه‌ِ الثُّلُث‌ُ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَه‌ُ إِخْوَة‌ٌ فَلِأُمِّه‌ِ السُّدُس‌ُ مِنْ‌ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ يُوصِي‌ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ آبَاؤُكُم‌ْ وَ أَبْنَاؤُكُم‌ْ لاَ تَدْرُون‌َ أَيُّهُم‌ْ أَقْرَب‌ُ لَكُم‌ْ نَفْعَاً فَرِيضَة‌ً مِن‌َ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 11)

خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند كه سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست و اگر يكى باشد، نيمى (از ميراث،) از آن اوست. و براى هر يك از پدر و مادر او، يك ششم ميراث است، اگر (ميت) فرزندى داشته باشد و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يك سوم است (و بقيه از آن پدر است) و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم مى‏برد (و پنج ششم باقيمانده، براى پدر است). (همه اينها،) بعد از انجام وصيتى است كه او كرده، و بعد از اداى دين است- شما نمى‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان، كداميك براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است و خداوند، دانا و حكيم است. (11)


وَ لَكُم‌ْ نِصْف‌ُ مَا تَرَك‌َ أَزْوَاجُكُم‌ْ إِنْ‌ لَمْ‌ يَكُنْ‌ لَهُن‌َّ وَلَدٌ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَهُن‌َّ وَلَدٌ فَلَكُم‌ُ الرُّبُع‌ُ مِمَّا تَرَكْن‌َ مِنْ‌ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ يُوصِين‌َ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ وَ لَهُن‌َّ الرُّبُع‌ُ مِمَّا تَرَكْتُم‌ْ إِنْ‌ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَكُم‌ْ وَلَدٌ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَكُم‌ْ وَلَدٌ فَلَهُن‌َّ الثُّمُن‌ُ مِمَّا تَرَكْتُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ تُوصُون‌َ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ وَ إِنْ‌ كَان‌َ رَجُل‌ٌ يُورَث‌ُ كَلاَلَة‌ً أَوِ امْرَأَة‌ٌ وَ لَه‌ُ أَخ‌ٌ أَوْ اُخْت‌ٌ فَلِكُل‌ِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُس‌ُ فَإِنْ‌ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ‌ ذَلِك‌َ فَهُم‌ْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُث‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ يُوصَي‌ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّة‌ً مِن‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَلِيم‌ٌ (نساء: 12)

و براى شما، نصف ميراث زنانتان است، اگر آنها فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى داشته باشند، يك چهارم از آن شماست پس از انجام وصيتى كه كرده‏اند، و اداى دين (آنها). و براى زنان شما، يك چهارم ميراث شماست، اگر فرزندى نداشته باشيد و اگر براى شما فرزندى باشد، يك هشتم از آن آنهاست بعد از انجام وصيتى كه كرده‏ايد، و اداى دين. و اگر مردى بوده باشد كه كلاله [خواهر يا برادر] از او ارث مى‏برد، يا زنى كه برادر يا خواهرى دارد، سهم هر كدام، يك ششم است (اگر برادران و خواهران مادرى باشند) و اگر بيش از يك نفر باشند، آنها در يك سوم شريكند پس از انجام وصيتى كه شده، و اداى دين بشرط آنكه (از طريق وصيت و اقرار به دين،) به آنها ضرر نزند. اين سفارش خداست و خدا دانا و بردبار است. (12)


تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (نساء: 13)

اينها مرزهاى الهى است و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، (و قوانين او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه همواره، آب از زير درختانش جارى است جاودانه در آن مى‏مانند و اين، پيروزى بزرگى است! (13)


وَالاَّتِي‌‌ يَأْتِين‌َ الْفَاحِشَة‌َ مِنْ‌ نِسَائِكُم‌ْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِن‌َّ أَرْبَعَة‌ً مِنْكُم‌ْ فَإِنْ‌ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُن‌َّ فِي‌ الْبُيُوت‌ِ حَتَّي‌ يَتَوَفَّاهُن‌َّ الْمَوْت‌ُ أَوْ يَجْعَل‌َ الله‌ُ لَهُن‌َّ سَبِيلاً (نساء: 15)

و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبيد! اگر گواهى دادند، آنان [زنان‏] را در خانه ها (ى خود) نگاه داريد تا مرگشان فرارسد يا اينكه خداوند، راهى براى آنها قرار دهد. (15)


وَالَّذَان‌ِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُم‌ْ فَآذُوهُمَا فَإِنْ‌ تَابَا وَ أَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ تَوَّابَاً رَحِيمَاً (نساء: 16)

و از ميان شما، آن مردان و زنانى كه (همسر ندارند، و) مرتكب آن كار (زشت) مى‏شوند، آنها را آزار دهيد (و حد بر آنان جارى نماييد)! و اگر توبه كنند، و (خود را) اصلاح نمايند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذريد! زيرا خداوند، توبه‏پذير و مهربان است. (16)


إِنَّمَا التَّوْبَة‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ لِلَّذِين‌َ يَعْمَلُون‌َ السُّوءَ بِجَهَالَة‌ٍ ثُم‌َّ يَتُوبُون‌َ مِنْ‌ قَرِيب‌ٍ فَأُولَئِك‌َ يَتُوب‌ُ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 17)

پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏دهند، سپس زود توبه مى‏كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏پذيرد و خدا دانا و حكيم است. (17)


وَ إِن‌ْ أَرَدْتُم‌ُ اسْتِبْدَال‌َ زَوْج‌ٍ مَكَان‌َ زَوْج‌ٍ وَ آتَيْتُم‌ْ إِحْدَاهُن‌َّ قِنْطَارَاً فَلاَ تَأْخُذُوا مِنْه‌ُ شَيْءً أَتَأْخُذُونَه‌ُ بُهْتَانَاً وَ إِثْمَاً مُبِينَاً (نساء: 20)

و اگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، و مال فراوانى (بعنوان مهر) به او پرداخته‏ايد، چيزى از آن را پس نگيريد! آيا براى بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشكار متوسل مى‏شويد؟! (20)


وَ كَيْف‌َ تَأْخُذُونَه‌ُ وَ قَدْ أَفْضَي‌ بَعْضُكُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ وَ أَخَذْن‌َ مِنْكُمْ‌ مِيثَاقَاً غَلِيظَاً (نساء: 21)

و چگونه آن را باز پس مى‏گيريد، در حالى كه شما با يكديگر تماس و آميزش كامل داشته‏ايد؟ و (از اين گذشته،) آنها (هنگام ازدواج،) از شما پيمان محكمى گرفته‏اند! (21)


وَ لاَ تَنْكِحُوا مَا نَكَح‌َ آبَاؤُكُم‌ْ مِن‌َ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَف‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ فَاحِشَة‌ً وَ مَقْتَاً وَ سَاءَ سَبِيلاً (نساء: 22)

با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. (22)


حُرِّمَت‌ْ عَلَيْكُم‌ْ أُمَّهَاتُكُم‌ْ وَ بَنَاتُكُم‌ْ وَ أَخَوَاتُكُم‌ْ وَ عَمَّاتُكُم‌ْ وَ خَالاَتُكُم‌ْ وَ بَنَات‌ُ الْأَخ‌ِ وَ بَنَات‌ُ الْأُخْت‌ِ وَ أُمَّهَاتُكُم‌ُ الاَّتِي‌‌ أَرْضَعْنَكُم‌ْ وَ أَخَوَاتُكُمْ‌ مِن‌َ الرَّضَاعَة‌ِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائِكُم‌ْ وَ رَبَائِبُكُم‌ُ الاَّتِي‌‌ فِي‌ حُجُورِكُمْ‌ مِنْ‌ نِسَائِكُم‌ُ الاَّتِي‌‌ دَخَلْتُمْ‌ بِهِن‌َّ فَإِنْ‌ لَم‌ْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ‌ بِهِن‌َّ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ حَلاَئِل‌ُ أَبْنَائِكُم‌ُ الَّذِين‌َ مِن‌ْ أَصْلاَبِكُم‌ْ وَ أَنْ‌ تَجْمَعُوا بَيْن‌َ الْأُخْتَيْن‌ِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَف‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 23)

حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‏ها، و خاله‏ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير داده‏اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشته‏ايد- و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشته‏ايد، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- و (همچنين) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (- نه پسرخوانده‏ها-) و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است. (23)


وَالْمُحْصَنَات‌ُ مِن‌َ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ كِتَاب‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ أُحِل‌َّ لَكُمْ‌ مَا وَرَاءَ ذَلِكُم‌ْ أَنْ‌ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ‌ مُحْصِنِين‌َ غَيْرَ مُسَافِحِين‌َ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم‌ْ بِه‌ِ مِنْهُن‌َّ فَآتُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ فَرِيضَة‌ً وَ لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ‌ بِه‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ الْفَرِيضَة‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 24)

و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آنها را كه (از راه اسارت) مالك شده‏ايد (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. (بعداً مى‏توانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است. (24)


وَ مَنْ‌ لَمْ‌ يَسْتَطِع‌ْ مِنْكُم‌ْ طَوْلاً أَنْ‌ يَنْكِح‌َ الْمُـحْصَنَات‌ِ الْمُؤْمِنَات‌ِ فَمِن‌ْ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانِكُمْ‌ مِنْ‌ فَتَيَاتِكُم‌ُ الْمُؤْمِنَات‌ِ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِإيِمَانِكُم‌ْ بَعْضُكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْض‌ٍ فَانْكِحُوهُن‌َّ بِإِذْن‌ِ أَهْلِهِن‌َّ وَ آتُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ بِالْمَعْرُوف‌ِ مُحْصَنَات‌ٍ غَيْرَ مُسَافِحَات‌ٍ وَ لاَ مُتَّخِذَات‌ِ أَخْدَان‌ٍ فَإِذَا أُحْصِن‌َّ فَإِن‌ْ أَتَيْن‌َ بِفَاحِشَة‌ٍ فَعَلَيْهِن‌َّ نِصْف‌ُ مَا عَلَي‌ الْمُـحْصَنَات‌ِ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ ذَلِك‌َ لِمَن‌ْ خَشِي‌َ الْعَنَت‌َ مِنْكُم‌ْ وَ أَنْ‌ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُم‌ْ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نساء: 25)

و آنها كه توانايى ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن باايمان را ندارند، مى‏توانند با زنان پاكدامن از بردگان باايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كنند- خدا به ايمان شما آگاه‏تر است و همگى اعضاى يك پيكريد- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه بطور آشكار مرتكب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگيرند. و در صورتى كه «محصنه» باشند و مرتكب عمل منافى عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. اين (اجازه ازدواج با كنيزان) براى كسانى از شماست كه بترسند (از نظر غريزه جنسى) به زحمت بيفتند و (با اين حال نيز) خوددارى (از ازدواج با آنان) براى شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (25)


يُرِيدُ الله‌ُ لِيُبَيِّن‌َ لَكُم‌ْ وَ يَهْدِيَكُم‌ْ سُنَن‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَ يَتُوب‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (نساء: 26)

خداوند مى‏خواهد (با اين دستورها، راه‏هاى خوشبختى و سعادت را) براى شما آشكار سازد، و به سنتهاى (صحيح) پيشينيان رهبرى كند. و خداوند دانا و حكيم است. (26)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ‌ بَيْنَكُمْ‌ بِالْبَاطِل‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ تَكُون‌َ تِجَارَة‌ً عَنْ‌ تَرَاض‌ٍ مِنْكُم‌ْ وَ لاَ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِكُم‌ْ رَحِيمَاً (نساء: 29)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد. و خودكشى نكنيد! خداوند نسبت به شما مهربان است. (29)


وَ لاَ تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّل‌َ الله‌ُ بِه‌ِ بَعْضَكُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ لِلرِّجَال‌ِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا اكْتَسَبْن‌َ وَاسْأَلُوا الله‌َ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيمَاً (نساء: 32)

برتريهايى را كه خداوند براى بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد! (اين تفاوتهاى طبيعى و حقوقى، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است. ولى با اين حال،) مردان نصيبى از آنچه به دست مى‏آورند دارند، و زنان نيز نصيبى (و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد). و از فضل (و رحمت و بركت) خدا، براى رفع تنگناها طلب كنيد! و خداوند به هر چيز داناست. (32)


وَ لِكُل‌ٍّ جَعَلْنَا مَوَالِي‌َ مِمَّا تَرَك‌َ الْوَالِدَان‌ِ وَالْأَقْرَبُون‌َ وَالَّذِين‌َ عَقَدَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ فَآتُوهُم‌ْ نَصِيبَهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهِيدَاً (نساء: 33)

براى هر كسى، وارثانى قرار داديم، كه از ميراث پدر و مادر و نزديكان ارث ببرند و (نيز) كسانى كه با آنها پيمان بسته‏ايد، نصيبشان را بپردازيد! خداوند بر هر چيز، شاهد و ناظر است. (33)


الرِّجَال‌ُ قَوَّامُون‌َ عَلَي‌ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّل‌َ الله‌ُ بَعْضَهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ وَ بِمَا أَنْفَقُوا مِن‌ْ أَمْوَالِهِم‌ْ فَالصَّالِحَات‌ُ قَانِتَات‌ٌ حَافِظَات‌ٌ لِلْغَيْب‌ِ بِمَا حَفِظ‌َ الله‌ُ وَالاَّتِي تَخَافُون‌َ نُشُوزَهُن‌َّ فَعِظُوهُن‌َّ وَاهْجُرُوهُن‌َّ فِي‌ الْمَضَاجِع‌ِ وَاضْرِبُوهُن‌َّ فَإِن‌ْ أَطَعْنَكُم‌ْ فَلاَ تَبْغُوا عَلَيْهِن‌َّ سَبِيلاً إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيَّاً كَبِيرَاً (نساء: 34)

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‏كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏كنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست.) (34)


وَ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ شِقَاق‌َ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمَاً مِن‌ْ أَهْلِه‌ِ وَ حَكَمَاً مِن‌ْ أَهْلِهَا إِنْ‌ يُرِيدَا إِصْلاَحَاً يُوَفِّق‌ِ الله‌ُ بَيْنَهُمَا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً خَبِيرَاً (نساء: 35)

و اگر از جدايى و شكاف ميان آن دو (همسر) بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند). اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مى‏كند زيرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نيات همه، با خبر است). (35)


الَّذِين‌َ يَبْخَلُون‌َ وَ يَأْمُرُون‌َ النَّاس‌َ بِالْبُخْل‌ِ وَ يَكْتُمُون‌َ مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِين‌َ عَذَابَاً مُهِينَاً (نساء: 37)

آنها كسانى هستند كه بخل مى‏ورزند، و مردم را به بخل دعوت مى‏كنند، و آنچه را كه خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، كتمان مى‏نمايند. (اين عمل، در حقيقت از كفرشان سرچشمه گرفته) و ما براى كافران، عذاب خواركننده‏اى آماده كرده‏ايم. (37)


وَ مَاذَا عَلَيْهِم‌ْ لَوْ آمَنُوا بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُم‌ُ الله‌ُ وَ كَان‌َ الله‌ُ بِهِم‌ْ عَلِيمَاً (نساء: 39)

چه مى‏شد اگر آنها به خدا و روز بازپسين ايمان مى‏آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزى داده، (در راه او) انفاق مى‏كردند؟! و خداوند از (اعمال و نيات) آنها آگاه است. (39)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَظْلِم‌ُ مِثْقَال‌َ ذَرَّة‌ٍ وَ إِنْ‌ تَك‌ُ حَسَنَة‌ً يُضَاعِفْهَا وَ يُؤْت‌ِ مِنْ‌ لَدُنْه‌ُ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 40)

خداوند (حتّى) به اندازه سنگينى ذره‏اى ستم نمى‏كند و اگر كار نيكى باشد، آن را دو چندان مى‏سازد و از نزد خود، پاداش عظيمى (در برابر آن) مى‏دهد. (40)


فَكَيْف‌َ إِذَا جِئْنَا مِنْ‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنَا بِك‌َ عَلَي‌ هَؤُلاَءِ شَهِيدَاً (نساء: 41)

حال آنها چگونه است آن روزى كه از هر امتى، شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى‏آوريم، و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟ (41)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَة‌َ وَ أَنْتُم‌ْ سُكَارَي‌ حَتَّي‌ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُون‌َ وَ لاَ جُنُبَاً إِلاَّ عَابِرِي‌ سَبِيل‌ٍ حَتَّي‌ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مَرْضَي‌ أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ‌ مِن‌َ الْغَائِط‌ِ أَوْ لاَمَسْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَلَم‌ْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدَاً طَيِّبَاً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُم‌ْ وَ أَيْدِيكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَفُوَّاً غَفُورَاً (نساء: 43)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى‏گوييد! و همچنين هنگامى كه جنب هستيد- مگر اينكه مسافر باشيد- تا غسل كنيد. و اگر بيماريد، يا مسافر، و يا «قضاى حاجت» كرده‏ايد، و يا با زنان آميزش جنسى داشته‏ايد، و در اين حال، آب (براى وضو يا غسل) نيافتيد، با خاك پاكى تيمّم كنيد! (به اين طريق كه) صورتها و دستهايتان را با آن مسح نماييد. خداوند، بخشنده و آمرزنده است. (43)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ أُوتُوا نَصِيبَاً مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ يَشْتَرُون‌َ الضَّلاَلَة‌َ وَ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ تَضِلُّوا السَّبِيل‌َ (نساء: 44)

آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جاى اينكه از آن، براى هدايت خود و ديگران استفاده كنند، براى خويش) گمراهى مى‏خرند، و مى‏خواهند شما نيز گمراه شويد؟ (44)


مِن‌َ الَّذِين‌َ هَادُوا يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ عَنْ‌ مَواضِعِه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ سَمِعْنَا وَ عَصَيْنَا وَاسْمَع‌ْ غَيْرَ مُسْمَع‌ٍ وَ رَاعِنَا لَيَّاً بِأَلْسِنَتِهِم‌ْ وَ طَعْنَاً فِي‌ الدِّين‌ِ وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَاسْمَع‌ْ وَانْظُرْنَا لَكَان‌َ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ أَقْوَم‌َ وَ لَكِنْ‌ لَعَنَهُم‌ُ الله‌ُ بِكُفْرِهِم‌ْ فَلاَ يُؤْمِنُون‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (نساء: 46)

بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مى‏كنند و (به جاى اينكه بگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم»)، مى‏گويند: «شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مى‏گويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مى‏گويند:) راعنا [ما را تحميق كن!]» تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) مى‏گفتند: «شنيديم و اطاعت كرديم و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم)»، براى آنان بهتر، و با واقعيت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است از اين رو جز عدّه كمى ايمان نمى‏آورند. (46)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقَاً لِمَا مَعَكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ نَطْمِس‌َ وُجُوهَاً فَنَرُدَّهَا عَلَي‌ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُم‌ْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَاب‌َ السَّبْت‌ِ وَ كَان‌َ أَمْرُ الله‌ِ مَفْعُولاً (نساء: 47)

اى كسانى كه كتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پيامبر خود) نازل كرديم- و هماهنگ با نشانه‏هايى است كه با شماست- ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورتهايى را محو كنيم، سپس به پشت سر بازگردانيم، يا آنها را از رحمت خود دور سازيم، همان گونه كه «اصحاب سبت» [گروهى از تبهكاران بنى اسرائيل‏] را دور ساختيم و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است! (47)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ أُوتُوا نَصِيبَاً مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ يُؤْمِنُون‌َ بِالْجِبْت‌ِ وَالطَّاغُوت‌ِ وَ يَقُولُون‌َ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا هَؤُلاَءِ أَهْدَي‌ مِن‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا سَبِيلاً (نساء: 51)

آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب (خدا) به آنان داده شده، (با اين حال)، به «جبت» و «طاغوت» [بت و بت‏پرستان‏] ايمان مى‏آورند، و درباره كافران مى‏گويند: «آنها، از كسانى كه ايمان آورده‏اند، هدايت يافته‏ترند»؟! (51)


أَمْ‌ لَهُم‌ْ نَصِيب‌ٌ مِن‌َ الْمُلْك‌ِ فَإِذَاً لاَ يُؤْتُون‌َ النَّاس‌َ نَقِيرَاً (نساء: 53)

آيا آنها [يهود] سهمى در حكومت دارند (كه بخواهند چنين داورى كنند)؟ در حالى كه اگر چنين بود، (همه چيز را در انحصار خود مى‏گرفتند،) و كمترين حق را به مردم نمى‏دادند. (53)


أَم‌ْ يَحْسُدُون‌َ النَّاس‌َ عَلَي مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ فَقَدْ آتَيْنَا آل‌َ إِبرَاهِيم‌َ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ آتَيْنَاهُمْ‌ مُلْكَاً عَظِيمَاً (نساء: 54)

يا اينكه نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش‏]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟ ما به آل ابراهيم، (كه يهود از خاندان او هستند نيز،) كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها [پيامبران بنى اسرائيل‏] قرار داديم. (54)


فَمِنْهُمْ‌ مَن‌ْ آمَن‌َ بِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ صَدَّ عَنْه‌ُ وَ كَفَي‌ بِجَهَنَّم‌َ سَعِيرَاً (نساء: 55)

ولى جمعى از آنها به آن ايمان آوردند و جمعى راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزانِ آتش دوزخ، براى آنها كافى است! (55)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ سَنُدْخِلُهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً لَهُم‌ْ فِيهَا أَزْوَاج‌ٌ مُطَهَّرَة‌ٌ وَ نُدْخِلُهُم‌ْ ظِلاًّ ظَلِيلاً (نساء: 57)

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، بزودى آنها را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كنيم كه نهرها از زير درختانش جارى است هميشه در آن خواهند ماند و همسرانى پاكيزه براى آنها خواهد بود و آنان را در سايه‏هاى گسترده (و فرح بخش) جاى ميدهيم. (57)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَطِيعُوا الله‌َ وَ أَطِيعُوا الرَّسُول‌َ وَ أُولِي‌ الْأَمْرِ مِنْكُم‌ْ فَإِنْ‌ تَنَازَعْتُم‌ْ فِي‌ شَي‌ْءٍ فَرُدُّوه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَالرَّسُول‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوم‌ِ الْآخِرِ ذَلِك‌َ خَيْرٌ وَ أَحْسَن‌ُ تَأْوِيلاً (نساء: 59)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ يَزْعُمُون‌َ أَنَّهُم‌ْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يَتَحَاكَمُوا إِلَي‌ الطَّاغُوت‌ِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ‌ يَكْفُروا بِه‌ِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطَان‌ُ أَنْ‌ يُضِلَّهُم‌ْ ضَلاَلاً بَعِيدَاً (نساء: 60)

آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو و بر پيشينيان نازل شده، ايمان آورده‏اند، ولى مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مى‏خواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهه‏هاى دور دستى بيفكند. (60)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ لِيُطَاع‌َ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُم‌ْ جَاءُوك‌َ فَاسْتَغْفَرَوا الله‌َ وَاسْتَغْفَرَ لَهُم‌ُ الرَّسُول‌ُ لَوَجَدُوا الله‌َ تَوَّابَاً رَحِيمَاً (نساء: 64)

ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اين كه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند)، به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند. (64)


فَلاَ وَ رَبِّك‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ حَتَّي‌ يُحَكِّمُوك‌َ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ يَجِدُوا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ حَرَجَاً مِمَّا قَضَيْت‌َ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيمَاً (نساء: 65)

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)


وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِم‌ْ أَن‌ِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‌ْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ‌ دِيَارِكُمْ‌ مَا فَعَلُوه‌ُ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ مِنْهُم‌ْ وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُون‌َ بِه‌ِ لَكَان‌َ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتَاً (نساء: 66)

اگر (همانند بعضى از امتهاى پيشين،) به آنان دستور مى‏داديم: «يكديگر را به قتل برسانيد»، و يا: «از وطن و خانه خود، بيرون رويد»، تنها عده كمى از آنها عمل مى‏كردند! و اگر اندرزهايى را كه به آنان داده مى‏شد انجام مى‏دادند، براى آنها بهتر بود و موجب تقويت ايمان آنها مى‏شد. (66)


وَ إِذَاً لَآتَيْنَاهُمْ‌ مِنْ‌ لَدُنَّا أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 67)

و در اين صورت، پاداش بزرگى از ناحيه خود به آنها مى‏داديم. (67)


وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَالرَّسُول‌َ فَأُولَئِك‌َ مَع‌َ الَّذِين‌َ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيْهِمْ‌ مِن‌َ النَّبِيِّين‌َ وَالصِّدِّيقِين‌َ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِين‌َ وَ حَسُن‌َ أُولَئِك‌َ رَفِيقَاً (نساء: 69)

و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز،) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيقهاى خوبى هستند! (69)


ذَلِك‌َ الْفَضْل‌ُ مِن‌َ الله‌ِ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ عَلِيمَاً (نساء: 70)

اين موهبتى از ناحيه خداست. و كافى است كه او، (از حالِ بندگان، و نيّات و اعمالشان) آگاه است. (70)


وَ إِن‌َّ مِنْكُم‌ْ لَمَنْ‌ لَيُبَطِّئَن‌َّ فَإِن‌ْ أَصَابَتْكُم‌ْ مُصِيبَة‌ٌ قَال‌َ قَدْ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيَّ‌ إِذْ لَم‌ْ أَكُنْ‌ مَعَهُم‌ْ شَهِيدَاً (نساء: 72)

در ميان شما، افرادى (منافق) هستند، كه (هم خودشان سست مى‏باشند، و هم) ديگران را به سستى مى‏كشانند اگر مصيبتى به شما برسد، مى‏گويند: «خدا به ما نعمت داد كه با مجاهدان نبوديم، تا شاهد (آن مصيبت) باشيم!» (72)


وَ لَئِن‌ْ أَصَابَكُم‌ْ فَضْل‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ لَيَقُولَن‌َّ كَأَن‌ْ لَمْ‌ تَكُن‌ْ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَه‌ُ مَوَدَّة‌ٌ يَا لَيْتَنِي‌ كُنْت‌ُ مَعَهُم‌ْ فَأَفُوزَ فَوْزَاً عَظِيمَاً (نساء: 73)

و اگر غنيمتى از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها دوستى و مودّتى نبوده، مى‏گويند: «اى كاش ما هم با آنها بوديم، و به رستگارى (و پيروزى) بزرگى مى‏رسيديم!» (73)


وَ مَا لَكُم‌ْ لاَ تُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالْمُسْتَضْعَفِين‌َ مِن‌َ الرِّجَال‌ِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَان‌ِ الَّذِين‌َ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِن‌ْ هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌ِ الظَّالِم‌ِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ‌ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْك‌َ وَلِيَّاً وَاجْعَل‌ْ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْك‌َ نَصِيرَاً (نساء: 75)

چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده‏اند، پيكار نمى‏كنيد؟! همان افراد (ستمديده‏اى) كه مى‏گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما! (75)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ قِيل‌َ لَهُم‌ْ كُفُّوا أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ فَلَمَّا كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقِتَال‌ُ إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَخْشَوْن‌َ النَّاس‌َ كَخَشْيَة‌ِ الله‌ِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَة‌ً وَ قَالُوا رَبَّنَا لِم‌َ كَتَبْت‌َ عَلَيْنَا الْقِتَال‌َ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ قُل‌ْ مَتَاع‌ُ الدُّنْيَا قَلِيل‌ٌ وَالْآخِرَة‌ُ خَيْرٌ لِمَن‌ِ اتَّقَي‌ وَ لاَ تُظْلَمُون‌َ فَتِيلاً (نساء: 77)

آيا نديدى كسانى را كه (در مكّه) به آنها گفته شد: «فعلا) دست از جهاد بداريد! و نماز را برپا كنيد! و زكات بپردازيد!» (امّا آنها از اين دستور، ناراحت بودند)، ولى هنگامى كه (در مدينه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان، از مردم مى‏ترسيدند، همان گونه كه از خدا مى‏ترسند، بلكه بيشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتى؟! چرا اين فرمان را تا زمان نزديكى تأخير نينداختى؟!» به آنها بگو: «سرمايه زندگى دنيا، ناچيز است! و سراى آخرت، براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شكافِ هسته خرمايى، به شما ستم نخواهد شد! (77)


أَيْنََمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ وَ لَوْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ بُرُوج‌ٍ مُشَيَّدَة‌ٍ وَ إِنْ‌ تُصِبْهُم‌ْ حَسَنَة‌ٌ يَقُولُوا هَذِه‌ِ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ إِنْ‌ تُصِبْهُم‌ْ سَيِّئَة‌ٌ يَقُولُوا هَذِه‌ِ مِنْ‌ عِنْدِك‌َ قُل‌ْ كُل‌ٌّ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ فَمَا ل‌ِ هَؤُلاَءِ الْقَوْم‌ِ لاَ يَكَادُون‌َ يَفْقَهُون‌َ حَدِيثَاً (نساء: 78)

هر جا باشيد، مرگ شما را درمى‏يابد هر چند در برجهاى محكم باشيد! و اگر به آنها [منافقان‏] حسنه (و پيروزى) برسد، مى‏گويند: «اين، از ناحيه خداست.» و اگر سيّئه (و شكستى) برسد، مى‏گويند: «اين، از ناحيه توست.» بگو: «همه اينها از ناحيه خداست.» پس چرا اين گروه حاضر نيستند سخنى را درك كنند؟! (78)


مَا أَصَابَك‌َ مِن‌ْ حَسَنَة‌ٍ فَمِن‌َ الله‌ِ وَ مَا أَصَابَك‌َ مِنْ‌ سَيِّئَة‌ٍ فَمِنْ‌ نَفْسِك‌َ وَ أَرْسَلْنَاك‌َ لِلنَّاس‌ِ رَسُولاً وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ شَهِيدَاً (نساء: 79)

(آرى،) آنچه از نيكيها به تو مى‏رسد، از طرف خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد، از سوى خود توست. و ما تو را رسول براى مردم فرستاديم و گواهى خدا در اين باره، كافى است! (79)


وَ يَقُولُون‌َ طَاعة‌ٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِن‌ْ عِنْدِك‌َ بَيَّت‌َ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُم‌ْ غَيْرَ الَّذِي‌ تَقُول‌ُ وَالله‌ُ يَكْتُب‌ُ مَا يُبَيِّتُون‌َ فَأَعْرِض‌ْ عَنْهُم‌ْ وَ تَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ وَكِيلاً (نساء: 81)

آنها در حضور تو مى‏گويند: «فرمانبرداريم» امّا هنگامى كه از نزد تو بيرون مى‏روند، جمعى از آنان بر خلاف گفته‏هاى تو، جلسات سرّى شبانه تشكيل مى‏دهند آنچه را در اين جلسات مى‏گويند، خداوند مى‏نويسد. اعتنايى به آنها نكن! (و از نقشه‏هاى آنان وحشت نداشته باش!) و بر خدا توكّل كن! كافى است كه او يار و مدافع تو باشد. (81)


أَفَلاَ يَتَدَبَّرُون‌َ الْقُرْآن‌َ وَ لَوْ كَان‌َ مِن‌ْ عِنْدِ غَيْرِ الله‌ِ لَوَجَدُوا فِيه‌ِ اخْتِلاَفاً كَثِيرَاً (نساء: 82)

آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند. (82)


وَ إِذَا جَاءَهُم‌ْ أَمْرٌ مِن‌َ الْأَمْن‌ِ أَوِ الْخَوْف‌ِ أَذَاعُوا بِه‌ِ وَ لَوْ رَدُّوه‌ُ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ وَ إِلَي‌ أُولِي‌ الْأَمْرِ مِنْهُم‌ْ لَعَلِمَه‌ُ الَّذِين‌َ يَسْتَنْبِطُونَه‌ُ مِنْهُم‌ْ وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ لَاتَّبَعْتُم‌ُ الشَّيْطَان‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (نساء: 83)

و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مى‏سازند در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان- كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه كمى، همگى از شيطان پيروى مى‏كرديد (و گمراه مى‏شديد). (83)


مَنْ‌ يَشْفَع‌ْ شَفَاعَة‌ً حَسَنَة‌ً يَكُنْ‌ لَه‌ُ نَصِيب‌ٌ مِنْهَا وَ مَنْ‌ يَشْفَع‌ْ شَفَاعَة‌ً سَيِّئَة‌ً يَكُنْ‌ لَه‌ُ كِفْل‌ٌ مِنْهَا وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مُقِيتَاً (نساء: 85)

كسى كه شفاعت [تشويق و كمك‏] به كار نيكى كند، نصيبى از آن براى او خواهد بود و كسى كه شفاعت [تشويق و كمك‏] به كار بدى كند، سهمى از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چيز است. (85)


وَ إِذَا حُيِّيتُمْ‌ بِتَحِيَّة‌ٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَن‌َ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَسِيبَاً (نساء: 86)

هر گاه به شما تحيّت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد يا (لا اقل) به همان گونه پاسخ گوييد! خداوند حساب همه چيز را دارد. (86)


الله‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُم‌ْ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ وَ مَن‌ْ أَصْدَق‌ُ مِن‌َ الله‌ِ حَدِيثَاً (نساء: 87)

خداوند، معبودى جز او نيست! و به يقين، همه شما را در روز رستاخيز- كه شكى در آن نيست- جمع مى‏كند! و كيست كه از خداوند، راستگوتر باشد؟ (87)


وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُون‌َ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُون‌َ سَوَاءً فَلاَ تَتَّخِذُوا مِنْهُم‌ْ أَوْلِيَاءَ حَتَّي‌ يُهاجِرُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَإِنْ‌ تَوَلَّوا فَخُذُوهُم‌ْ وَاقْتُلُوهُم‌ْ حَيْث‌ُ وَجَدْتُمُوهُمْ‌ وَ لاَ تَتَّخِذُوا مِنْهُم‌ْ وَلِيَّاً وَ لاَ نَصِيرَاً (نساء: 89)

آنان آرزو مى‏كنند كه شما هم مانند ايشان كافر شويد، و مساوى يكديگر باشيد. بنا بر اين، از آنها دوستانى انتخاب نكنيد، مگر اينكه (توبه كنند، و) در راه خدا هجرت نمايند. هر گاه از اين كار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضدّ شما ادامه دهند،) هر جا آنها را يافتيد، اسير كنيد! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانيد! و از ميان آنها، دوست و يار و ياورى اختيار نكنيد!. (89)


وَ مَا كَان‌َ لِمُؤْمِن‌ٍ أَنْ‌ يَقْتُل‌َ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ‌ قَتَل‌َ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مُؤْمِنَة‌ٍ وَ دِيَة‌ٌ مُسَلَّمَة‌ٌ إِلَي‌ أَهْلِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ‌ كَان‌َ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ عَدُوٍّ لَكُم‌ْ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مُؤْمِنَة‌ٍ وَ إِنْ‌ كَان‌َ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَهُمْ‌ مِيثَاق‌ٌ فَدِيَة‌ٌ مُسَلَّمَة‌ٌ إِلَي‌ أَهْلِه‌ِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مُؤْمِنَة‌ٍ فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ شَهْرَيْن‌ِ مُتَتَابِعَيْن‌ِ تَوْبَة‌ً مِن‌َ الله‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 92)

هيچ فرد باايمانى مجاز نيست كه مؤمنى را به قتل برساند، مگر اينكه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سر زند (و در عين حال،) كسى كه مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، بايد يك برده مؤمن را آزاد كند و خونبهايى به كسان او بپردازد مگر اينكه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهى باشد كه دشمنان شما هستند (و كافرند)، ولى مقتول باايمان بوده، (تنها) بايد يك برده مؤمن را آزاد كند (و پرداختن خونبها لازم نيست). و اگر از جمعيّتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است، بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد، و يك برده مؤمن (نيز) آزاد كند. و آن كس كه دسترسى (به آزاد كردن برده) ندارد، دو ماه پى در پى روزه مى‏گيرد. اين، (يك نوع تخفيف، و) توبه الهى است. و خداوند، دانا و حكيم است. (92)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَتَبَيَّنُوا وَ لاَ تَقُولُوا لِمَن‌ْ أَلْقَي‌ إِلَيْكُم‌ُ السَّلاَم‌َ لَسْت‌َ مُؤْمِنَاً تَبْتَغُون‌َ عَرَض‌َ الْحَيَاة‌ِ الْدُّنْيَا فَعِنْدَ الله‌ِ مَغَانِم‌ُ كَثِيرَة‌ٌ كَذَلِك‌َ كُنْتُمْ‌ مِن‌ْ قَبْل‌ُ فَمَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْكُمْ‌ فَتَبَيَّنُوا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (نساء: 94)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه در راه خدا گام مى‏زنيد (و به سفرى براى جهاد مى‏رويد)، تحقيق كنيد! و بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمى) به دست آوريد، به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‏كند نگوييد: «مسلمان نيستى» زيرا غنيمتهاى فراوانى (براى شما) نزد خداست. شما قبلًا چنين بوديد و خداوند بر شما منّت نهاد (و هدايت شديد). پس، (بشكرانه اين نعمت بزرگ،) تحقيق كنيد! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (94)


لاَ يَسْتَوِي‌ الْقَاعِدُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ غَيْرُ أُولِي‌ الضَّرَرِ وَالْمُـجَاهِدُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ بِأَمْوَالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ فَضَّل‌َ الله‌ُ الْمُـجَاهِدِين‌َ بِأَمْوَالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ عَلَي‌ الْقَاعِدِين‌َ دَرَجَة‌ً وَ كُلاًّ وَعَدَ الله‌ُ الْحُسْنَي‌ وَ فَضَّل‌َ الله‌ُ الْمُـجَاهِدِين‌َ عَلَي‌ الْقَاعِدِين‌َ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 95)

(هرگز) افراد باايمانى كه بدون بيمارى و ناراحتى، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانى كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند، يكسان نيستند! خداوند، مجاهدانى را كه با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [ترك‏كنندگان جهاد] برترى مهمّى بخشيده و به هر يك از اين دو گروه (به نسبت اعمال نيكشان،) خداوند وعده پاداش نيك داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظيمى برترى بخشيده است. (95)


دَرَجَات‌ٍ مِنْه‌ُ وَ مَغْفِرَة‌ً وَ رَحْمَة‌ً وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 96)

درجات (مهمّى) از ناحيه خداوند، و آمرزش و رحمت (نصيب آنان مى‏گردد) و (اگر لغزشهايى داشته‏اند،) خداوند آمرزنده و مهربان است. (96)


إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِين‌َ مِن‌َ الرِّجَال‌ِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَان‌ِ لاَ يَسْتَطِيعُون‌َ حِيلَة‌ً وَ لاَ يَهْتَدُون‌َ سَبِيلاً (نساء: 98)

مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته‏اند (و حقيقتاً مستضعفند) نه چاره‏اى دارند، و نه راهى (براى نجات از آن محيط آلوده) مى‏يابند. (98)


وَ مَنْ‌ يُهَاجِرْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ يَجِدْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُرَاغَمَاً كَثِيرَاً وَ سَعَة‌ً وَ مَنْ‌ يَخْرُج‌ْ مِنْ‌ بَيْتِه‌ِ مُهَاجِرَاً إِلَي‌ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ ثُم‌َّ يُدْرِكْه‌ُ الْمَوْت‌ُ فَقَدْ وَقَع‌َ أَجْرُه‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 100)

كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امنِ فراوان و گسترده‏اى در زمين مى‏يابد. و هر كس بعنوان مهاجرت به سوى خدا و پيامبر او، از خانه خود بيرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (100)


وَ إِذَا ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَلَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ تَقْصُرُوا مِن‌َ الصَّلاَة‌ِ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ أَنْ‌ يَفْتِنَكُم‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌َّ الْكَافِرِين‌َ كَانُوا لَكُم‌ْ عَدُوَّاَ مُبِينَاً (نساء: 101)

هنگامى كه سفر مى‏كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه (و خطر) كافران بترسيد زيرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند. (101)


وَ إِذَا كُنْت‌َ فِيهِم‌ْ فَأَقَمْت‌َ لَهُم‌ُ الصَّلاَة‌َ فَلْتَقُم‌ْ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُمْ‌ مَعَك‌َ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُم‌ْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ‌ وَرَائِكُم‌ْ وَلْتَأْت‌ِ طَائِفَة‌ٌ أُخْرَي‌ لَم‌ْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَك‌َ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُم‌ْ وَ أَسْلِحَتَهُم‌ْ وَدَّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُون‌َ عَن‌ْ أَسْلِحَتِكُم‌ْ وَ أَمْتِعَتِكُم‌ْ فَيَمِيلُون‌َ عَلَيْكُمْ‌ مَيْلَة‌ً وَاحِدَة‌ً وَ لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ بِكُم‌ْ أَذَي‌ً مِنْ‌ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ‌ مَرْضَي‌ أَنْ‌ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُم‌ْ وَ خُذُوا حِذْرَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ أَعَدَّ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَابَاً مُهِينَاً (نساء: 102)

و هنگامى كه در ميان آنها باشى، و (در ميدان جنگ) براى آنها نماز را برپا كنى، بايد دسته‏اى از آنها با تو (به نماز) برخيزند، و سلاحهايشان را با خود برگيرند و هنگامى كه سجده كردند (و نماز را به پايان رساندند)، بايد به پشتِ سرِ شما (به ميدان نبرد) بروند، و آن دسته ديگر كه نماز نخوانده‏اند (و مشغول پيكار بوده‏اند)، بيايند و با تو نماز بخوانند آنها بايد وسايل دفاعى و سلاحهايشان (را در حال نماز) با خود حمل كنند (زيرا) كافران آرزو دارند كه شما از سلاحها و متاعهاى خود غافل شويد و يكباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتيد، و يا بيمار (و مجروح) هستيد، مانعى ندارد كه سلاحهاى خود را بر زمين بگذاريد ولى وسايل دفاعى (مانند زره و خود را) با خود برداريد خداوند، عذاب خواركننده‏اى براى كافران فراهم ساخته است. (102)


وَ لاَ تَهِنُوا فِي‌ ابْتِغَاءِ الْقَوْم‌ِ إِنْ‌ تَكُونُوا تَأْلَمُون‌َ فَإِنَّهُم‌ْ يَأْلَمُون‌َ كَمَا تَأْلَمُون‌َ وَ تَرْجُون‌َ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ يَرْجُون‌َ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 104)

و در راه تعقيب دشمن، (هرگز) سست نشويد! (زيرا) اگر شما درد و رنج مى‏بينيد، آنها نيز همانند شما درد و رنج مى‏بينند ولى شما اميدى از خدا داريد كه آنها ندارند و خداوند، دانا و حكيم است. (104)


يَسْتَخْفُون‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَ لاَ يَسْتَخْفُون‌َ مِن‌َ الله‌ِ وَ هُوَ مَعَهُم‌ْ إِذْ يُبَيِّتُون‌َ مَا لاَ يَرْضَي‌ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ بِمَا يَعْمَلُون‌َ مُحِيطَاً (نساء: 108)

آنها زشتكارىِ خود را از مردم پنهان مى‏دارند اما از خدا پنهان نمى‏دارند، و هنگامى كه در مجالس شبانه، سخنانى كه خدا راضى نبود مى‏گفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام مى‏دهند، احاطه دارد. (108)


وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْك‌َ وَ رَحْمَتُه‌ُ لَهَمَّت‌ْ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُم‌ْ أَنْ‌ يُضِلُّوك‌َ وَ مَا يُضِلُّون‌َ إِلاَّ أَنْفُسَهُم‌ْ وَ مَا يَضُرُّونَك‌َ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ وَ أَنْزَل‌َ الله‌ُ عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ عَلَّمَك‌َ مَا لَم‌ْ تَكُنْ‌ تَعْلَم‌ُ وَ كَان‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْك‌َ عَظِيمَاً (نساء: 113)

اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند اما جز خودشان را گمراه نمى‏كنند و هيچ گونه زيانى به تو نمى‏رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‏دانستى، به تو آموخت و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. (113)


لاَ خَيْرَ فِي‌ كَثِيرٍ مِنْ‌ نَجْوَاهُم‌ْ إِلاَّ مَن‌ْ أَمَرَ بِصَدَقَة‌ٍ أَوْ مَعْرُوف‌ٍ أَوْ إِصْلاَح‌ٍ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ وَ مَنْ‌ يَفْعَل‌ْ ذَلِك‌َ ابْتِغَاءَ مَرْضَات‌ِ الله‌ِ فَسَوْف‌َ نُؤْتِيه‌ِ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 114)

در بسيارى از سخنانِ درِگوشى (و جلسات محرمانه) آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه (به اين وسيله،) امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد. (114)


وَ مَنْ‌ يُشَاقِق‌ِ الرَّسُول‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ الْهُدَي‌ وَ يَتَّبِع‌ْ غَيْرَ سَبِيل‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ نُوَلِّه‌ِ مَا تَوَلَّي‌ وَ نُصْلِه‌ِ جَهَنَّم‌َ وَ سَاءَت‌ْ مَصِيرَاً (نساء: 115)

كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم و به دوزخ داخل مى‏كنيم و جايگاه بدى دارد. (115)


إِنْ‌ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِلاَّ إِنَاثَاً وَ إِنْ‌ يَدْعُون‌َ إِلاَّ شَيْطَانَاً مَرِيدَاً (نساء: 117)

آنچه غير از خدا مى‏خوانند، فقط بتهايى است (بى‏روح)، كه هيچ اثرى ندارد و (يا) شيطان سركش و ويرانگر است. (117)


لَعَنَه‌ُ الله‌ُ وَ قَال‌َ لَأََتَّخِذَن‌َّ مِن‌ْ عِبَادِك‌َ نَصِيبَاً مَفْرُوضَاً (نساء: 118)

خدا او را از رحمت خويش دور ساخته و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معيّنى خواهم گرفت! (118)


وَ لَأَُضِلَّنَّهُم‌ْ وَ لَأَُمَنِّيَنَّهُم‌ْ وَ لَآَمُرَنَّهُم‌ْ فَلَيُبَتِّكُن‌َّ آذَان‌َ الْأَنْعَام‌ِ وَ لَآمُرَنَّهُم‌ْ فَلَيُغَيِّرُن‌َّ خَلْق‌َ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يَتَّخِذِ الشَّيْطَان‌َ وَلِيَّاً مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانَاً مُبِينَاً (نساء: 119)

و آنها را گمراه مى‏كنم! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم! و به آنان دستور مى‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشكافند، و آفرينشِ پاك خدايى را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند!)» و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيانِ آشكارى كرده است. (119)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ سَنُدْخِلُهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً وَعْدَ الله‌ِ حَقَّاً وَ مَن‌ْ أَصْدَق‌ُ مِن‌َ الله‌ِ قِيلاً (نساء: 122)

و كسانى كه ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند، بزودى آن را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كنيم كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و كيست كه در گفتار و وعده‏هايش، از خدا صادقتر باشد؟! (122)


لَيْس‌َ بِأَمَانِيِّكُم‌ْ وَ لاَ أَمَانِي‌ِّ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ مَنْ‌ يَعْمَل‌ْ سُوءً يُجْزَ بِه‌ِ وَ لاَ يَجِدْ لَه‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَلِيَّاً وَ لاَ نَصِيرَاً (نساء: 123)

(فضيلت و برترى) به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست هر كس عمل بدى انجام دهد، كيفر داده مى‏شود و كسى را جز خدا، ولّى و ياور خود نخواهد يافت. (123)


وَ مَنْ‌ يَعْمَل‌ْ مِن‌َ الصَّالِحَات‌ِ مِنْ‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَي‌ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَأُولَئِك‌َ يَدْخُلُون‌َ الْجَنَّة‌َ وَ لاَ يُظْلَمُون‌َ نَقِيرَاً (نساء: 124)

و كسى كه چيزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه ايمان داشته باشد، چنان كسانى داخل بهشت مى‏شوند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد. (124)


وَ مَن‌ْ أَحْسَن‌ُ دِينَاً مِمَّن‌ْ أَسْلَم‌َ وَجْهَه‌ُ لِالله‌ِ وَ هُوَ مُحْسِن‌ٌ وَاتَّبَع‌َ مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَاتَّخَذَ الله‌ُ إِبْرَاهِيم‌َ خَلِيلاً (نساء: 125)

دين و آيين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند، و نيكوكار باشد، و پيرو آيين خالص و پاكِ ابراهيم گردد؟ و خدا ابراهيم را به دوستىِ خود، انتخاب كرد. (125)


وَ يَسْتَفْتُونَك‌َ فِي‌ النِّسَاءِ قُل‌ِ الله‌ُ يُفْتِيكُم‌ْ فِيهِن‌َّ وَ مَا يُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ فِي‌ يَتَامَي‌ النِّسَاءِ الاَّتِي‌‌ لاَ تُؤْتُونَهُن‌َّ مَا كُتِب‌َ لَهُن‌َّ وَ تَرْغَبُون‌َ أَنْ‌ تَنْكِحُوهُن‌َّ وَالْمُسْتَضْعَفِين‌َ مِن‌َ الْوِلْدَان‌ِ وَ أَنْ‌ تَقُومُوا لِلْيَتَامَي‌ بِالْقِسْط‌ِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِه‌ِ عَلِيمَاً (نساء: 127)

از تو درباره حكم زنان سؤال مى‏كنند بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ مى دهد: آنچه در قرآن درباره زنان يتيمى كه حقوقشان را به آنها نمى‏دهيد، و مى‏خواهيد با آنها ازدواج كنيد، و نيز آنچه درباره كودكان صغير و ناتوان براى شما بيان شده است، (قسمتى از سفارشهاى خداوند در اين زمينه مى‏باشد و نيز به شما سفارش مى‏كند كه) با يتيمان به عدالت رفتار كنيد! و آنچه از نيكيها انجام مى‏دهيد خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شايسته مى‏دهد). (127)


وَ إِنِ‌ امْرَأَة‌ٌ خَافَت‌ْ مِنْ‌ بَعْلِهَا نُشُوزَاً أَوْ إِعْرَاضَاً فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا أَنْ‌ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحَاً وَالصُّلْح‌ُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَت‌ِ الْأَنْفُس‌ُ الشُّح‌َّ وَ إِنْ‌ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (نساء: 128)

و اگر زنى، از طغيان و سركشى يا اعراضِ شوهرش، بيم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نمايد.) و صلح، بهتر است اگر چه مردم (طبق غريزه حبّ ذات، در اين گونه موارد) بخل مى‏ورزند. و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه سازيد (و بخاطر صلح، گذشت نماييد)، خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است (و پاداش شايسته به شما خواهد داد). (128)


وَ إِنْ‌ يَتَفَرَّقا يُغْن‌ِ الله‌ُ كُلاًّ مِنْ‌ سَعَتِه‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ وَاسِعَاً حَكِيمَاً (نساء: 130)

(اما) اگر (راهى براى اصلاح در ميان خود نيابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر كدام از آنها را با فضل و كرم خود، بى‏نياز مى‏كند و خداوند، داراى فضل و كرم، و حكيم است. (130)


وَ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَ إِيَّاكُم‌ْ أَن‌ِ اتَّقُوا الله‌َ وَ إِنْ‌ تَكْفُرُوا فَإِن‌َّ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَنِيَّاً حَمِيدَاً (نساء: 131)

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن خداست. و ما به كسانى كه پيش از شما، كتاب آسمانى به آنها داده شده بود، سفارش كرديم، (همچنين) به شما (نيز) سفارش مى‏كنيم كه از (نافرمانى) خدا بپرهيزيد! و اگر كافر شويد، (به خدا زيانى نمى‏رسد زيرا) براى خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، و خداوند، بى‏نياز و ستوده است. (131)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا آمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَالْكِتَاب‌ِ الَّذِي‌ نَزَّل‌َ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ وَالْكِتَاب‌ِ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ كُتُبِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَل‌َّ ضَلاَلاً بَعِيدَاً (نساء: 136)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به خدا و پيامبرش، و كتابى كه بر او نازل كرده، و كتب (آسمانى) كه پيش از اين فرستاده است، ايمان (واقعى) بياوريد كسى كه خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز واپسين را انكار كند، در گمراهى دور و درازى افتاده است. (136)


الَّذِين‌َ يَتَّخِذُون‌َ الْكَافِرِين‌َ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُون‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ أَيَبْتَغُون‌َ عِنْدَهُم‌ُ الْعِزَّة‌َ فَإِن‌َّ الْعِزَّة‌َ لِالله‌ِ جَمِيعَاً (نساء: 139)

همانها كه كافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مى‏كنند. آيا عزّت و آبرو نزد آنان مى‏جويند؟ با اينكه همه عزّتها از آن خداست؟! (139)


الَّذِين‌َ يَتَرَبَّصُون‌َ بِكُم‌ْ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَكُم‌ْ فَتْح‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ قَالُوا أَلَم‌ْ نَكُنْ‌ مَعَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ كَان‌َ لِلْكَافِرِين‌َ نَصيب‌ٌ قَالُوا أَلَم‌ْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُم‌ْ وَ نَمْنَعْكُمْ‌ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ فَالله‌ُ يَحْكُم‌ُ بَيْنَكُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ لَن‌ْ يَجْعَل‌َ الله‌ُ لِلْكَافِرِين‌َ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ سَبِيلاً (نساء: 141)

منافقان همانها هستند كه پيوسته انتظار مى‏كشند و مراقب شما هستند اگر فتح و پيروزى نصيب شما گردد، مى‏گويند: مگر ما با شما نبوديم؟ (پس ما نيز در افتخارات و غنايم شريكيم!) «و اگر بهره‏اى نصيب كافران گردد، به آنان مى‏گويند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسليم در برابر مؤمنان، تشويق نمى‏كرديم؟ (پس با شما شريك خواهيم بود!)» خداوند در روز رستاخيز، ميان شما داورى مى‏كند و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است. (141)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الْكَافِرِين‌َ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُون‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ أَتُرِيدُون‌َ أَن‌ْ تَجْعَلُوا لِالله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ سُلْطَانَاً مُبِينَاً (نساء: 144)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! غير از مؤمنان، كافران را ولّى و تكيه‏گاه خود قرار ندهيد! آيا مى‏خواهيد (با اين عمل،) دليل آشكارى بر ضدّ خود در پيشگاه خدا قرار دهيد؟! (144)


إِن‌َّ الْمُنَافِقِين‌َ فِي‌ الدَّرْك‌ِ الْأَسْفَل‌ِ مِن‌َ النَّارِ وَ لَن‌ْ تَجِدَ لَهُم‌ْ نَصِيرَاً (نساء: 145)

منافقان در پايين‏ترين دركات دوزخ قرار دارند و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت! (بنا بر اين، از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است، بپرهيزيد!) (145)


لاَ يُحِب‌ُّ الله‌ُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ إِلاَّ مَنْ‌ ظُلِم‌َ وَ كَان‌َ الله‌ُ سَمِيعَاً عَلِيمَاً (نساء: 148)

خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بديها (ى ديگران) را اظهار كند مگر آن كس كه مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. (148)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ لَم‌ْ يُفَرِّقُوا بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ أُولَئِك‌َ سَوْف‌َ يُؤْتِيهِم‌ْ أُجُورَهُم‌ْ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 152)

(ولى) كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان آورده، و ميان احدى از آنها فرق نمى‏گذارند، پاداششان را خواهد داد خداوند، آمرزنده و مهربان است. (152)


يَسْأَلُك‌َ أَهْل‌ُ الْكِتَاب‌ِ أَنْ‌ تُنَزِّل‌َ عَلَيْهِم‌ْ كِتَابَاً مِن‌َ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَي‌ أَكْبَرَ مِنْ‌ ذَلِك‌َ فَقَالُوا أَرِنَا الله‌َ جَهْرَة‌ً فَأَخَذَتْهُم‌ُ الصَّاعِقَة‌ُ بِظُلْمِهِم‌ْ ثُم‌َّ اتَّخَذُوا الْعِجْل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُم‌ُ الْبَيِّنَات‌ُ فَعَفَوْنَا عَنْ‌ ذَلِك‌َ وَ آتَيْنَا مُوسَي‌ سُلْطَانَاً مُبِينَاً (نساء: 153)

اهل كتاب از تو مى‏خواهند كتابى از آسمان (يك جا) بر آنها نازل كنى (در حالى كه اين يك بهانه است) آنها از موسى، بزرگتر از اين را خواستند، و گفتند: «خدا را آشكارا به ما نشان ده!» و بخاطر اين ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت. سپس گوساله (سامرى) را، پس از آن همه دلايل روشن كه براى آنها آمد، (به خدايى) انتخاب كردند، ولى ما از آن درگذشتيم (و عفو كرديم) و به موسى، برهان آشكارى داديم. (153)


وَ رَفَعْنَا فَوْقَهُم‌ُ الطُّورَ بِمِيِثَاقِهِم‌ْ وَ قُلْنَا لَهُم‌ُ ادْخُلُوا الْبَاب‌َ سُجَّدَاً وَ قُلْنَا لَهُم‌ْ لاَ تَعْدُوا فِي‌ السَّبْت‌ِ وَ أَخَذْنَا مِنْهُمْ‌ مِيثَاقَاً غَلِيظَاً (نساء: 154)

و كوه طور را بر فراز آنها برافراشتيم و در همان حال از آنها پيمان گرفتيم، و به آنها گفتيم: « (براى توبه،) از در (بيت المقدس) با خضوع درآييد!» و (نيز) گفتيم: «روز شنبه تعدّى نكنيد (و دست از كار بكشيد!)» و از آنان (در برابر همه اينها،) پيمان محكمى گرفتيم. (154)


وَ قَوْلِهِم‌ْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيح‌َ عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ رَسُول‌َ الله‌ِ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ وَ مَا صَلَبُوه‌ُ وَ لَكِنْ‌ شُبِّه‌َ لَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مَا لَهُم‌ْ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِلاَّ اتِّبَاع‌َ الظَّن‌ِّ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ يَقِينَاً (نساء: 157)

و گفتارشان كه: «ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند و قطعاً او را نكشتند! (157)


وَ إِنْ‌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَن‌َّ بِه‌ِ قَبْل‌َ مَوْتِه‌ِ وَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ يَكُون‌ُ عَلَيْهِم‌ْ شَهِيدَاً (نساء: 159)

و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او [حضرت مسيح‏] ايمان مى‏آورد و روز قيامت، بر آنها گواه خواهد بود. (159)


فَبِظُلْم‌ٍ مِن‌َ الَّذِين‌َ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِم‌ْ طَيِّبَات‌ٍ أُحِلَّت‌ْ لَهُم‌ْ وَ بِصَدِّهِم‌ْ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ كَثِيرَاً (نساء: 160)

بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم. (160)


وَ أَخْذِهِم‌ُ الرِّبَا وَ قَدْ نُهُوا عَنْه‌ُ وَ أَكْلِهِم‌ْ أَمْوَال‌َ النَّاس‌ِ بِالْبَاطِل‌ِ وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِين‌َ مِنْهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً (نساء: 161)

و (همچنين) بخاطر ربا گرفتن، در حالى كه از آن نهى شده بودند و خوردن اموال مردم بباطل و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده‏ايم. (161)


لَكِنِ‌ الرَّاسِخُون‌َ فِي‌ الْعِلْم‌ِ مِنْهُم‌ْ وَالْمُؤْمِنُون‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ وَالْمُقِيمِين‌َ الصَّلاَة‌َ وَالْمُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَالْمُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ أُؤلَئِك‌َ سَنُؤْتِيهِم‌ْ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 162)

ولى راسخانِ در علم از آنها، و مؤمنان (از امّت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مى‏آورند. (همچنين) نمازگزاران و زكات‏دهندگان و ايمان‏آورندگان به خدا و روز قيامت، بزودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد. (162)


إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَي‌ نُوح‌ٍ وَالنَّبِيِّين‌َ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ عِيسَي‌ وَ أَيُّوب‌َ وَ يُونُس‌َ وَ هَارُون‌َ وَ سُلَيْمان‌َ وَ آتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورَاً (نساء: 163)

ما به تو وحى فرستاديم همان گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم و (نيز) به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط [بنى اسرائيل‏] و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم و به داوود زبور داديم. (163)


وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُم‌ْ عَلَيْك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ رُسُلاً لَم‌ْ نَقْصُصْهُم‌ْ عَلَيْك‌َ وَ كَلَّم‌َ الله‌ُ مُوسَي‌ تَكْلِيمَاً (نساء: 164)

و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را پيش از اين، براى تو باز گفته‏ايم و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را بيان نكرده‏ايم و خداوند با موسى سخن گفت. (و اين امتياز، از آن او بود.) (164)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُم‌ُ الرَّسُول‌ُ بِالحَق‌ِّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَآمِنُوا خَيْرَاً لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ تَكْفُرُوا فَإِن‌َّ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 170)

اى مردم! پيامبر (ى كه انتظارش را مى‏كشيديد،) حق را از جانب پروردگارتان آورد به او ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است! و اگر كافر شويد، (به خدا زيانى نمى رسد، زيرا) آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست، و خداوند، دانا و حكيم است. (170)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لاَ تَغْلُوا فِي‌ دِينِكُم‌ْ وَ لاَ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ إِنَّمَا الْمَسِيح‌ُ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ رَسُول‌ُ الله‌ِ وَ كَلِمَتُه‌ُ أَلْقَاهَا إِلَي‌ مَرْيَم‌َ وَ رُوح‌ٌ مِنْه‌ُ فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ لاَ تَقُولُوا ثَلاَثَة‌ٌ انْتَهُوا خَيْرَاً لَكُم‌ْ إِنَّمَا الله‌ُ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَه‌ُ أَنْ‌ يَكُون‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ وَكِيلاً (نساء: 171)

اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ (و زياده روى) نكنيد! و در باره خدا، غير از حق نگوييد! مسيح عيسى بن مريم فقط فرستاده خدا، و كلمه (و مخلوق) اوست، كه او را به مريم القا نمود و روحى (شايسته) از طرف او بود. بنا بر اين، به خدا و پيامبران او، ايمان بياوريد! و نگوييد: « (خداوند) سه‏گانه است!» (از اين سخن) خوددارى كنيد كه براى شما بهتر است! خدا، تنها معبود يگانه است او منزه است كه فرزندى داشته باشد (بلكه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمين است و براى تدبير و سرپرستى آنها، خداوند كافى است. (171)


فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ فَيُوَفِّيهِم‌ْ أُجُورَهُم‌ْ وَ يَزِيدُهُم‌ْ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ أَمَّا الَّذِين‌َ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً وَ لاَ يَجِدُون‌َ لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَلِيَّاً وَ لاَ نَصِيرَاً (نساء: 173)

امّا آنها كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور كامل خواهد داد و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را كه ابا كردند و تكبّر ورزيدند، مجازات دردناكى خواهد كرد و براى خود، غير از خدا، سرپرست و ياورى نخواهند يافت. (173)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُمْ‌ بُرْهَان‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُم‌ْ نُورَاً مُبِينَاً (نساء: 174)

اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم. (174)


فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَاعْتَصَمُوا بِه‌ِ فَسَيُدْخِلُهُم‌ْ فِي‌ رَحْمَة‌ٍ مِنْه‌ُ وَ فَضْل‌ٍ وَ يَهْدِيهِم‌ْ إِلَيْه‌ِ صِرَاطَاً مُسْتَقِيمَاً (نساء: 175)

امّا آنها كه به خدا ايمان آوردند و به (آن كتاب آسمانى) چنگ زدند، بزودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت و در راه راستى، به سوى خودش هدايت مى‏كند. (175)


يَسْتَفْتُونَك‌َ قُل‌ِ الله‌ُ يُفْتِيكُم‌ْ فِي‌ الْكَلاَلَة‌ِ إِنِ‌ امْرِئٌ هَلَك‌َ لَيْس‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ وَ لَه‌ُ أُخْت‌ٌ فَلَهَا نِصْف‌ُ مَا تَرَك‌َ وَ هُوَ يَرِثُهَا إِنْ‌ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ‌ كَانَتَا اثْنَتَيْن‌ِ فَلَهُمَا الثُّلُثَان‌ِ مِمَّا تَرَك‌َ وَ إِنْ‌ كَانُوا إِخْوَة‌ً رِجَالاً وَ نِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْل‌ُ حَظ‌ِّ الْأُنْثَيَيْن‌ِ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تَضِلُّوا وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (نساء: 176)

از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال مى‏كنند، بگو: «خداوند، حكم كلاله (خواهر و برادر) را براى شما بيان مى‏كند: اگر مردى از دنيا برود، كه فرزند نداشته باشد، و براى او خواهرى باشد، نصف اموالى را كه به جا گذاشته، از او (ارث) مى‏برد و (اگر خواهرى از دنيا برود، وارث او يك برادر باشد،) او تمام مال را از آن خواهر به ارث مى‏برد، در صورتى كه (ميّت) فرزند نداشته باشد و اگر دو خواهر (از او) باقى باشند دو سوم اموال را مى‏برند و اگر برادران و خواهران با هم باشند، (تمام اموال را ميان خود تقسيم مى‏كنند و) براى هر مذكّر، دو برابر سهم مؤنّث است. خداوند (احكام خود را) براى شما بيان مى‏كند تا گمراه نشويد و خداوند به همه چيز داناست.» (176)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تُحِلُّوا شَعَائِرَ الله‌ِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرَام‌َ وَ لاَ الْهَدْي‌َ وَ لاَ الْقَلاَئِدَ وَ لاَ آمِّين‌َ الْبَيْت‌َ الْحَرَام‌َ يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ رِضْوَانَاً وَ إِذَا حَلَلْتُم‌ْ فَاصْطَادُوا وَ لاَ يَجْرِمَنَّكُم‌ْ شَنَئَان‌ُ قَوْم‌ٍ أَنْ‌ صَدُّوكُم‌ْ عَن‌ِ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ أَنْ‌ تَعْتَدُوا وَ تَعَاوَنُوا عَلَي‌ الْبِرِّ وَالتَّقْوَي‌ وَ لاَ تَعَاوَنُوا عَلَي‌ الْإِثْم‌ِ وَالْعُدْوَان‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (مائده: 2)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شعائر و حدود الهى (و مراسم حج را محترم بشمريد! و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد! و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاى بى‏نشان و نشاندار را، و نه آنها را كه به قصد خانه خدا براى به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مى‏آيند! اما هنگامى كه از احرام بيرون آمديد، صيدكردن براى شما مانعى ندارد. و خصومت با جمعيّتى كه شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حديبيه) بازداشتند، نبايد شما را وادار به تعدّى و تجاوز كند! و (همواره) در راه نيكى و پرهيزگارى با هم تعاون كنيد! و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است! (2)


حُرِّمَت‌ْ عَلَيْكُم‌ُ الْمَيْتَة‌ُ وَالدَّم‌ُ وَ لَحْم‌ُ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِل‌َّ لِغَيْرِ الله‌ِ بِه‌ِ وَالْمُنْخَنِقَة‌ُ وَالْمَوْقُوذَة‌ُ وَالْمُتَرَدِّيَة‌ُ وَالنَّطِيحَة‌ُ وَ مَا أَكَل‌َ السَّبُع‌ُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُم‌ْ وَ مَا ذُبِح‌َ عَلَي‌ النُّصُب‌ِ وَ أَنْ‌ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَم‌ِ ذَلِكُم‌ْ فِسْق‌ٌ الْيَوْم‌َ يَئِس‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ دِينِكُم‌ْ فَلاَ تَخْشَوْهُم‌ْ وَاخْشَوْن‌ِ الْيَوْم‌َ أَكْمَلْت‌ُ لَكُم‌ْ دِينَكُم‌ْ وَ أَتْمَمْت‌ُ عَلَيْكُم‌ْ نِعْمَتِي‌ وَ رَضِيت‌ُ لَكُم‌ُ الْإِسْلاَم‌َ دِينَاً فَمَن‌ِ اضْطُرَّ فِي‌ مَخْمَصَة‌ٍ غَيْرَ مُتَجَانِف‌ٍ لِإِثْم‌ٍ فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 3)

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوك، و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرت‏شدن از بلندى بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده- مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتى كه روى بتها (يا در برابر آنها) ذبح مى‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه‏هاى تير مخصوص بخت آزمايى تمام اين اعمال، فسق و گناه است- امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنا بر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- امّا آنها كه در حال گرسنگى، دستشان به غذاى ديگرى نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (3)


يَسْأَلُونَك‌َ مَاذَا أُحِل‌َّ لَهُم‌ْ قُل‌ْ أُحِل‌َّ لَكُم‌ُ الطَّيِّبَات‌ُ وَ مَا عَلَّمْتُمْ‌ مِن‌َ الْجَوَارِح‌ِ مُكَلِّبِين‌َ تُعَلِّمُونَهُن‌َّ مِمَّا عَلَّمَكُم‌ُ الله‌ُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْن‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَاذْكُرُوا اسْم‌َ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (مائده: 4)

از تو سؤال مى‏كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‏ايد، (بر شما حلال است) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى‏كنند و) نگاه مى‏دارند، بخوريد و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است!» (4)


الْيَوْم‌َ أُحِل‌َّ لَكُم‌ُ الطَّيِّبَات‌ُ وَ طَعَام‌ُ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ حِل‌ٌّ لَكُم‌ْ وَ طَعَامُكُم‌ْ حِل‌ٌّ لَهُم‌ْ وَالْمُـحْصَنَات‌ُ مِن‌َ الْمُؤْمِنَات‌ِ وَالْمُـحْصَنَات‌ُ مِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ إِذَا آتَيْتُمُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ مُحْصِنِين‌َ غَيْرَ مُسَافِحِين‌َ وَ لاَ مُتَّخِذِي‌ أَخْدَان‌ٍ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِط‌َ عَمَلُه‌ُ وَ هُوَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (مائده: 5)

امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و (همچنين) طعام اهل كتاب، براى شما حلال است و طعام شما براى آنها حلال و (نيز) آنان پاكدامن از مسلمانان، و آنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند هنگامى كه مهر آنها را بپردازيد و پاكدامن باشيد نه زناكار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گيريد. و كسى كه انكار كند آنچه را بايد به آن ايمان بياورد، اعمال او تباه مى‏گردد و در سراى ديگر، از زيانكاران خواهد بود. (5)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا قُمْتُم‌ْ إِلَي‌ الصَّلاَة‌ِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُم‌ْ وَ أَيْدِيَكُم‌ْ إِلَي‌ الْمَرَافِق‌ِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُم‌ْ إِلَي‌ الْكَعْبَيْن‌ِ وَ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ جُنُبَاً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مَرْضَي‌ أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ‌ مِن‌َ الْغَائِط‌ِ أَوْ لاَمَسْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَلَم‌ْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدَاً طَيِّبَاً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُم‌ْ وَ أَيْدِيكُمْ‌ مِنْه‌ُ مَا يُرِيدُ الله‌ُ لِيَجْعَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌ْ حَرَج‌ٍ وَ لَكِنْ‌ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُم‌ْ وَ لِيُتِم‌َّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (مائده: 6)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه به نماز مى‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده [قضاى حاجت كرده‏]، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كرده‏ايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت [پيشانى‏] و دستها بكشيد! خداوند نمى‏خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند بلكه مى‏خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد شايد شكر او را بجا آوريد! (6)


وَ لَقَدْ أَخَذَ الله‌ُ مِيثَاق‌َ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ وَ بَعَثْنَا مِنْهُم‌ُ اثْنَي‌ْ عَشَرَ نَقِيبَاً وَ قَال‌َ الله‌ُ إِنِّي‌ مَعَكُم‌ْ لَئِن‌ْ أَقَمْتُم‌ُ الصَّلاَة‌َ وَ آتَيْتُم‌ُ الزَّكَاة‌َ وَ آمَنْتُمْ‌ بِرُسُلِي‌ وَ عَزَّرْتُمُوهُم‌ْ وَ أَقْرَضْتُم‌ُ الله‌َ قَرْضَاً حَسَنَاً لَأَُكَفِّرَن‌َّ عَنْكُم‌ْ سَيِّئَاتِكُم‌ْ وَ لَأَُدْخِلَنَّكُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ‌ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِك‌َ مِنْكُم‌ْ فَقَدْ ضَل‌َّ سَوَاءَ السَّبِيل‌ِ (مائده: 12)

خدا از بنى اسرائيل پيمان گرفت. و از آنها، دوازده نقيب [سرپرست‏] برانگيختيم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد، و به خدا قرض الحسن بدهيد [در راه او، به نيازمندان كمك كنيد]، گناهان شما را مى‏پوشانم [مى بخشم‏] و شما را در باغهايى از بهشت، كه نهرها از زير درختانش جارى است، وارد مى‏كنم. اما هر كس از شما بعد از اين كافر شود، از راه راست منحرف گرديده است. (12)


فَبِمَـا نَقْضِهِمْ‌ مِيثَاقَهُم‌ْ لَعَنَّاهُم‌ْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم‌ْ قَاسِيَة‌ً يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ عَنْ‌ مَوَاضِعِه‌ِ وَ نَسُوا حَظَّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِه‌ِ وَ لاَ تَزَال‌ُ تَطَّلِع‌ُ عَلَي‌ خَائِنَة‌ٍ مِنْهُم‌ْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ فَاعْف‌ُ عَنْهُم‌ْ وَاصْفَح‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُـحْسِنِين‌َ (مائده: 13)

ولى بخاطر پيمان‏شكنى، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و دلهاى آنان را سخت و سنگين نموديم سخنان (خدا) را از موردش تحريف مى‏كنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند و هر زمان، از خيانتى (تازه) از آنها آگاه مى‏شوى، مگر عده كمى از آنان ولى از آنها درگذر و صرف نظر كن، كه خداوند نيكوكاران را دوست مى‏دارد! (13)


وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي‌ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُم‌ْ فَنَسُوا حَظَّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِه‌ِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ وَ سَوْف‌َ يُنَبِّئُهُم‌ُ الله‌ُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُون‌َ (مائده: 14)

و از كسانى كه ادّعاى نصرانيّت (و يارى مسيح) داشتند (نيز) پيمان گرفتيم ولى آنها قسمت مهمّى را از آنچه به آنان تذكّر داده شده بود فراموش كردند از اين رو در ميان آنها، تا دامنه قيامت، عداوت و دشمنى افكنديم. و خداوند، (در قيامت) آنها را از آنچه انجام مى‏دادند (و نتايج آن)، آگاه خواهد ساخت. (14)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رَسُولُنَا يُبَيِّن‌ُ لَكُم‌ْ كَثِيرَاً مِمَّا كُنْتُم‌ْ تُخْفُون‌َ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَعْفُو عَنْ‌ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ نُورٌ وَ كِتَاب‌ٌ مُبِين‌ٌ (مائده: 15)

اى اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسيارى از حقايق كتاب آسمانى را كه شما كتمان مى‏كرديد روشن مى‏سازد، به سوى شما آمد و از بسيارى از آن، (كه فعلًا افشاى آن مصلحت نيست،) صرف نظر مى‏نمايد. (آرى،) از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. (15)


يَهْدِي‌ بِه‌ِ الله‌ُ مَن‌ِ اتَّبَع‌َ رِضْوَانَه‌ُ سُبُل‌َ السَّلاَم‌ِ وَ يُخْرِجُهُمْ‌ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ بِإِذْنِه‌ِ وَ يَهْدِيهِم‌ْ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (مائده: 16)

خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راه‏هاى سلامت، هدايت مى‏كند و به فرمان خود، از تاريكيها به سوى روشنايى مى‏برد و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى‏نمايد. (16)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ قُل‌ْ فَمَنْ‌ يَمْلِك‌ُ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً إِن‌ْ أَرَادَ أَن‌ْ يُهْلِك‌َ الْمَسِيح‌َ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ وَ أُمَّه‌ُ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ لِالله‌ِ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (مائده: 17)

آنها كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»، بطور مسلّم كافر شدند بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مى‏تواند جلوگيرى كند؟ (آرى،) حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست هر چه بخواهد، مى‏آفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.» (17)


وَ قَالَت‌ِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَي‌ نَحْن‌ُ أَبْنَاءُ الله‌ِ وَ أَحِبَّاؤُه‌ُ قُل‌ْ فَلِم‌َ يُعَذِّبُكُمْ‌ بِذُنُوبِكُمْ‌ بَل‌ْ أَنْتُمْ‌ بَشَرٌ مِمَّن‌ْ خَلَق‌َ يَغْفِرُ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ يُعَذِّب‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ لِالله‌ِ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ إِلَيْه‌ِ الْمَصِيرُ (مائده: 18)

يهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستيم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏كند؟! بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه آفريده هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏بخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏كند و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.» (18)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رَسُولُنَا يُبَيِّن‌ُ لَكُم‌ْ عَلَي‌ فَتْرَة‌ٍ مِن‌َ الرُّسُل‌ِ أَنْ‌ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِن‌ْ بَشِيرٍ وَ لاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم‌ْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (مائده: 19)

اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد در حالى كه حقايق را براى شما بيان مى‏كند تا مبادا (روز قيامت) بگوييد: «نه بشارت دهنده‏اى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهنده‏اى»! (هم اكنون، پيامبر) بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده، به سوى شما آمد! و خداوند بر همه چيز تواناست. (19)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ يَا قَوْم‌ِ اذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ إِذْ جَعَل‌َ فِيكُم‌ْ أَنْبِيَاءَ وَ جَعَلَكُمْ‌ مُلُوكَاً وَ آتَاكُمْ‌ مَا لَم‌ْ يُؤْت‌ِ أَحَدَاً مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (مائده: 20)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! نعمت خدا را بر خود متذكّر شويد هنگامى كه در ميان شما، پيامبرانى قرار داد (و زنجير بندگى و اسارت فرعونى را شكست) و شما را حاكم و صاحب اختيار خود قرار داد و به شما چيزهايى بخشيد كه به هيچ يك از جهانيان نداده بود! (20)


قَالُوا يَا مُوسي‌ إِن‌َّ فِيهَا قَوْمَاً جَبَّارِين‌َ وَ إِنَّا لَن‌ْ نَدْخُلَهَا حَتَّي‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُون‌َ (مائده: 22)

گفتند: «اى موسى! در آن (سرزمين)، جمعيّتى (نيرومند و) ستمگرند و ما هرگز وارد آن نمى‏شويم تا آنها از آن خارج شوند اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهيم شد!» (22)


قَال‌َ رَجُلاَن‌ِ مِن‌َ الَّذِين‌َ يَخَافُون‌َ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِم‌ُ الْبَاب‌َ فَإِذَا دَخَلْتُمُوه‌ُ فَإِنَّكُم‌ْ غَالِبُون‌َ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (مائده: 23)

(ولى) دو نفر از مردانى كه از خدا مى‏ترسيدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ايمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شويد! هنگامى كه وارد شديد، پيروز خواهيد شد. و بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد!» (23)


وَاتْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ نَبَأَ ابْنَي‌ْ آدَم‌َ بِالْحَق‌ِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانَاً فَتُقُبِّل‌َ مِن‌ْ أَحَدِهِمَا وَ لَم‌ْ يُتَقَبَّل‌ْ مِن‌َ الْآخَرِ قَال‌َ لَأََقْتُلَنَّك‌َ قَال‌َ إِنَّمَا يَتَقَبَّل‌ُ الله‌ُ مِن‌َ الْمُتَّقِين‌َ (مائده: 27)

و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرّب (به پروردگار) انجام دادند امّا از يكى پذيرفته شد، و از ديگرى پذيرفته نشد (برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت!» (برادر ديگر) گفت: « (من چه گناهى دارم؟ زيرا) خدا، تنها از پرهيزگاران مى‏پذيرد! (27)


إِنِّي‌ أُرِيدُ أَنْ‌ تَبُوءَ بِإِثْمِي‌ وَ إِثْمِك‌َ فَتَكُون‌َ مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ النَّارِ وَ ذَلِك‌َ جَزَاءُ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 29)

من مى‏خواهم تو با گناه من و خودت (از اين عمل) بازگردى (و بار هر دو گناه را به دوش كشى) و از دوزخيان گردى. و همين است سزاى ستمكاران! (29)


فَطَوَّعَت‌ْ لَه‌ُ نَفْسُه‌ُ قَتْل‌َ أَخِيه‌ِ فَقَتَلَه‌ُ فَأَصْبَح‌َ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (مائده: 30)

نفس سركش، كم كم او را به كشتن برادرش ترغيب كرد (سرانجام) او را كشت و از زيانكاران شد. (30)


فَبَعَث‌َ الله‌ُ غُرَابَاً يَبْحَث‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ لِيُرِيَه‌ُ كَيْف‌َ يُوَارِي‌ سَوْءَة‌َ أَخِيه‌ِ قَال‌َ يَا وَيْلَتَي‌ أَعَجَزْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِثْل‌َ هَذَا الْغُرَاب‌ِ فَأُوَارِي‌َ سَوْءَة‌َ أَخِي‌ فَأَصْبَح‌َ مِن‌َ النَّادِمِين‌َ (مائده: 31)

سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين، جستجو (و كندوكاو) مى‏كرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند. او گفت: «واى بر من! آيا من نتوانستم مثل اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوايى، و بر اثر فشار و جدان، از كار خود) پشيمان شد. (31)


مِنْ‌ أَجْل‌ِ ذَلِك‌َ كَتَبْنَا عَلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنَّه‌ُ مَنْ‌ قَتَل‌َ نَفْسَاً بِغَيْرِ نَفْس‌ٍ أَوْ فَسَادٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَكَأَنَّمَا قَتَل‌َ النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ مَن‌ْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ لَقَدْ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَات‌ِ ثُم‌َّ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ لَمُسْرِفُون‌َ (مائده: 32)

به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند. (32)


إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِين‌َ يُحَارِبُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَسْعَوْن‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَسَادَاً أَنْ‌ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّع‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ أَرْجُلُهُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ أَوْ يُنفَوْا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ ذَلِك‌َ لَهُم‌ْ خِزْي‌ٌ فِي‌ الدُّنْيَا وَ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (مائده: 33)

كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى‏خيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مى‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (33)


إِلاَّ الَّذِين‌َ تَابُوا مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تَقْدِرُوا عَلَيْهِم‌ْ فَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 34)

مگر آنها كه پيش از دست يافتن شما بر آنان، توبه كنند پس بدانيد (خدا توبه آنها را مى‏پذيرد) خداوند آمرزنده و مهربان است. (34)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْ أَن‌َّ لَهُمْ‌ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ مِثْلَه‌ُ مَعَه‌ُ لِيَفْتَدُوا بِه‌ِ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ مَا تُقُبِّل‌َ مِنْهُم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مائده: 36)

بيقين كسانى كه كافر شدند، اگر تمام آنچه روى زمين است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را براى نجات از كيفر روز قيامت بدهند، از آنان پذيرفته نخواهد شد و مجازات دردناكى خواهند داشت. (36)


يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يَخْرُجُوا مِن‌َ النَّارِ وَ مَا هُمْ‌ بِخَارِجِين‌َ مِنْهَا وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مُقِيم‌ٌ (مائده: 37)

پيوسته مى‏خواهند از آتش خارج شوند، ولى نمى‏توانند از آن خارج گردند و براى آنها مجازاتى پايدار است. (37)


وَالسَّارِق‌ُ وَالسَّارِقَة‌ُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِن‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (مائده: 38)

دست مرد دزد و زن دزد را، به كيفر عملى كه انجام داده‏اند، بعنوان يك مجازات الهى، قطع كنيد! و خداوند توانا و حكيم است. (38)


فَمَنْ‌ تَاب‌َ مِنْ‌ بَعْدِ ظُلْمِه‌ِ وَ أَصْلَح‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ يَتُوب‌ُ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 39)

اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد، خداوند توبه او را مى‏پذيرد (و از اين مجازات معاف مى‏شود، زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (39)


يَا أَيُّهَا الرَّسُول‌ُ لاَ يَحْزُنْك‌َ الَّذِين‌َ يُسَارِعُون‌َ فِي‌ الْكُفْرِ مِن‌َ الَّذِين‌َ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِم‌ْ وَ لَم‌ْ تُؤْمِن‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ هَادُوا سَمَّـاعُون‌َ لِلْكَذِب‌ِ سَمَّـاعُون‌َ لِقَوْم‌ٍ آخَرِين‌َ لَم‌ْ يَأْتُوك‌َ يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ مِن‌ْ بَعْدِ مَواضِعِه‌ِ يَقُولُون‌َ إِن‌ْ أُوتِيتُمْ‌ هَذَا فَخُذُوه‌ُ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تُؤْتَوْه‌ُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ‌ يُرِدِ الله‌ُ فِتْنَتَه‌ُ فَلَن‌ْ تَمْلِك‌َ لَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ لَم‌ْ يُرِدِ الله‌ُ أَنْ‌ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُم‌ْ لَهُم‌ْ فِي‌ الدُّنْيَا خِزْي‌ٌ وَ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (مائده: 41)

اى فرستاده (خدا)! آنها كه در مسير كفر شتاب مى‏كنند و با زبان مى‏گويند: «ايمان آورديم» و قلب آنها ايمان نياورده، تو را اندوهگين نسازند! و (همچنين) گروهى از يهوديان كه خوب به سخنان تو گوش مى‏دهند، تا دستاويزى براى تكذيب تو بيابند آنها جاسوسان گروه ديگرى هستند كه خودشان نزد تو نيامده‏اند آنها سخنان را از مفهوم اصليش تحريف مى‏كنند، و (به يكديگر) مى‏گويند: «اگر اين (كه ما مى‏خواهيم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داورى كرد،) بپذيريد، و گر نه (از او) دورى كنيد!» (ولى) كسى را كه خدا (بر اثر گناهان پى در پى او) بخواهد مجازات كند، قادر به دفاع از او نيستى آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك كند در دنيا رسوايى، و در آخرت مجازات بزرگى نصيبشان خواهد شد. (41)


وَ كَيْف‌َ يُحَكِّمُونَك‌َ وَ عِنْدَهُم‌ُ التَّوْرَاة‌ُ فِيهَا حُكْم‌ُ الله‌ِ ثُم‌َّ يَتَوَلَّوْن‌َ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ وَ مَا أُولَئِك‌َ بِالْمُؤْمِنِين‌َ (مائده: 43)

چگونه تو را به داورى مى‏طلبند؟! در حالى كه تورات نزد ايشان است و در آن، حكم خدا هست. (وانگهى) پس از داورى‏خواستن از حكم تو، (چرا) روى مى گردانند؟! آنها مؤمن نيستند. (43)


إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاة‌َ فِيهَا هُدَي‌ً وَ نُورٌ يَحْكُم‌ُ بِهَا النَّبِيُّون‌َ الَّذِين‌َ أَسْلَمُوا لِلَّذِين‌َ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّون‌َ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ وَ كَانُوا عَلَيْه‌ِ شُهَدَاءَ فَلاَ تَخْشَوُا النَّاس‌َ وَاخْشَوْن‌ِ وَ لاَ تَشْتَرُوا بِآيَاتِي‌ ثَمَنَاً قَلِيلاً وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَحْكُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْكَافِرُون‌َ (مائده: 44)

ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى‏نمودند. بنا بر اين، (بخاطر داورى بر طبق آيات الهى،) از مردم نهراسيد! و از من بترسيد! و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد! و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند. (44)


وَ قَفَّيْنَا عَلَي‌ آثَارِهِمْ‌ بِعِيسَي‌ ابْن‌ِ مَرْيَم‌َ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ آتَيْنَاه‌ُ الْإِنْجِيل‌َ فِيه‌ِ هُدَي‌ً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ هُدَي‌ً وَ مَوْعِظَة‌ً لِلْمُتَّقِين‌َ (مائده: 46)

و بدنبال آنها [پيامبران پيشين‏]، عيسى بن مريم را فرستاديم در حالى كه كتاب تورات را كه پيش از او فرستاده شده بود تصديق داشت و انجيل را به او داديم كه در آن، هدايت و نور بود و (اين كتاب آسمانى نيز) تورات را، كه قبل از آن بود، تصديق مى‏كرد و هدايت و موعظه‏اى براى پرهيزگاران بود. (46)


وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ مُهَيْمِنَاً عَلَيْه‌ِ فَاحْكُمْ‌ بَيْنَهُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَهُم‌ْ عَمَّا جَاءَك‌َ مِن‌َ الحَق‌ِّ لِكُل‌ٍّ جَعَلْنَا مِنْكُم‌ْ شِرْعَة‌ً وَ مِنْهَاجَاً وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَجَعَلَكُم‌ْ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً وَ لَكِنْ‌ لِيَبْلُوَكُم‌ْ فِي‌ مَا آتَاكُم‌ْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَات‌ِ إِلَي‌ الله‌ِ مَرْجِعُكُم‌ْ جَمِيعَاً فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (مائده: 48)

و اين كتاب [قرآن‏] را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مى‏كند، و حافظ و نگاهبان آنهاست پس بر طبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنها حكم كن! از هوى و هوسهاى آنان پيروى نكن! و از احكام الهى، روى مگردان! ما براى هر كدام از شما، آيين و طريقه روشنى قرار داديم و اگر خدا مى‏خواست، همه شما را امت واحدى قرار مى‏داد ولى خدا مى‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نيكيها بر يكديگر سبقت جوييد! بازگشت همه شما، به سوى خداست سپس از آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد به شما خبر خواهد داد. (48)


وَ أَن‌ِ احْكُم‌ْ بَيْنَهُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَهُم‌ْ وَاحْذَرْهُم‌ْ أَنْ‌ يَفْتِنُوك‌َ عَن‌ْ بَعْض‌ِ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ إِلَيْك‌َ فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَاعْلَم‌ْ أَنَّمَا يُرِيدُ الله‌ُ أَنْ‌ يُصِيبَهُمْ‌ بِبَعْض‌ِ ذُنُوبِهِم‌ْ وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ لَفَاسِقُون‌َ (مائده: 49)

و در ميان آنها [اهل كتاب‏]، طبق آنچه خداوند نازل كرده، داورى كن! و از هوسهاى آنان پيروى مكن! و از آنها بر حذر باش، مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده، منحرف سازند! و اگر آنها (از حكم و داورى تو)، روى گردانند، بدان كه خداوند مى‏خواهد آنان را بخاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات كند و بسيارى از مردم فاسقند. (49)


أَفَحُكْم‌َ الْجَاهِلِيَّة‌ِ يَبْغُون‌َ وَ مَن‌ْ أَحْسَن‌ُ مِن‌َ الله‌ِ حُكْمَاً لِقَوْم‌ٍ يُوقِنُون‌َ (مائده: 50)

آيا آنها حكم جاهليّت را (از تو) مى‏خواهند؟! و چه كسى بهتر از خدا، براى قومى كه اهل يقين هستند، حكم مى‏كند؟! (50)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَي‌ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِيَاءُ بَعْض‌ٍ وَ مَنْ‌ يَتَوَلَّهُمْ‌ مِنْكُم‌ْ فَإِنَّه‌ُ مِنْهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 51)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را ولّى (و دوست و تكيه‏گاه خود،) انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمى‏كند (51)


فَتَرَي‌ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ يُسَارِعُون‌َ فِيهِم‌ْ يَقُولُون‌َ نَخْشَي‌ أَنْ‌ تُصِيبَنَا دَائِرَة‌ٌ فَعَسَي‌ الله‌ُ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ بِالْفَتْح‌ِ أَوْ أَمْرٍ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ فَيُصْبِحُوا عَلَي‌ مَا أَسَرُّوا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ نَادِمِين‌َ (مائده: 52)

(ولى) كسانى را كه در دلهايشان بيمارى است مى‏بينى كه در (دوستى با آنان)، بر يكديگر پيشى مى‏گيرند، و مى‏گويند: «مى‏ترسيم حادثه‏اى براى ما اتفاق بيفتد (و نياز به كمك آنها داشته باشيم!)» شايد خداوند پيروزى يا حادثه ديگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند! (52)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا مَن‌ْ يَرْتَدَّ مِنْكُم‌ْ عَنْ‌ دِينِه‌ِ فَسَوْف‌َ يَأْتِي‌ الله‌ُ بِقَوْم‌ٍ يُحِبُّهُم‌ْ وَ يُحِبُّونَه‌ُ أَذِلَّة‌ٍ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ أَعِزَّة‌ٍ عَلَي‌ الْكَافِرين‌َ يُجَاهِدُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَخَافُون‌َ لَوْمَة‌َ لاَئِم‌ٍ ذَلِك‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (مائده: 54)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زيانى نمى‏رساند خداوند جمعيّتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند آنها در راه خدا جهاد مى‏كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى‏دهد و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست. (54)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا دِينَكُم‌ْ هُزُوَاً وَ لَعِبَاً مِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا الله‌َ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (مائده: 57)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! افرادى كه آيين شما را به باد استهزاء و بازى مى‏گيرند- از اهل كتاب و مشركان- ولىّ خود انتخاب نكنيد 1 و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد! (57)


قُل‌ْ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ هَل‌ْ تَنْقِمُون‌َ مِنَّا إِلاَّ أَن‌ْ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ أَن‌َّ أَكْثَرَكُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (مائده: 59)

بگو: «اى اهل كتاب! آيا به ما خرده مى‏گيريد؟ (مگر ما چه كرده‏ايم) جز اينكه به خداوند يگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پيش از اين نازل گرديده، ايمان آورده‏ايم. و اين، بخاطر آن است كه بيشتر شما، از راه حق، خارج شده‏ايد.» (59)


قُل‌ْ هَل‌ْ أُنَبِّئُكُمْ‌ بِشَرٍّ مِنْ‌ ذَلِك‌َ مَثُوبَة‌ً عِنْدَ الله‌ِ مَنْ‌ لَعَنَه‌ُ الله‌ُ وَ غَضِب‌َ عَلَيْه‌ِ وَ جَعَل‌َ مِنْهُم‌ُ الْقِرَدَة‌َ وَالْخَنَازِيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوت‌َ أُولَئِك‌َ شَرٌّ مَكَانَاً وَ أَضَل‌ُّ عَنْ‌ سَوَاءِ السَّبِيل‌ِ (مائده: 60)

بگو: «آيا شما را از كسانى كه موقعيّت و پاداششان نزد خدا برتر از اين است، با خبر كنم؟ كسانى كه خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ كرده،) و از آنها، ميمونها و خوكهايى قرار داده، و پرستش بت كرده‏اند موقعيّت و محل آنها، بدتر است و از راه راست، گمراهترند.» (60)


وَ تَرَي‌ كَثِيرَاً مِنْهُم‌ْ يُسَارِعُون‌َ فِي‌ الْإِثْم‌ِ وَالْعُدْوَان‌ِ وَ أَكْلِهِم‌ُ السُّحْت‌َ لَبِئْس‌َ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (مائده: 62)

بسيارى از آنان را مى‏بينى كه در گناه و تعدّى، و خوردن مال حرام، شتاب مى‏كنند! چه زشت است كارى كه انجام مى‏دادند! (62)


وَ قَالَت‌ِ الْيَهُودُ يَدُ الله‌ِ مَغْلُولَة‌ٌ غُلَّت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ وَ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَل‌ْ يَدَاه‌ُ مَبْسُوطَتَان‌ِ يُنفِق‌ُ كَيْف‌َ يَشَاءُ وَ لَيَزِيدَن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ طُغْيَانَاً وَ كُفْرَاً وَ أَلْقَيْنَا بَيْنَهُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارَاً لِلْحَرْب‌ِ أَطْفَأَهَا الله‌ُ وَ يَسْعَوْن‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَسَادَاً وَالله‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُفْسِدِين‌َ (مائده: 64)

و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است هر گونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى اين آيات، كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمنى افكنديم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت و براى فساد در زمين، تلاش مى‏كنند و خداوند، مفسدان را دوست ندارد. (64)


وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ أَقَامُوا التَّوْرَاة‌َ وَالْإِِنْجِيل‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لَأََكَلُوا مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ وَ مِنْ‌ تَحْت‌ِ أَرْجُلِهِم‌ْ مِنْهُم‌ْ أُمَّة‌ٌ مُقْتَصِدَة‌ٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُم‌ْ سَاءَ مَا يَعْمَلُون‌َ (مائده: 66)

و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده [قرآن‏] برپا دارند، از آسمان و زمين، روزى خواهند خورد جمعى از آنها، معتدل و ميانه‏رو هستند، ولى بيشترشان اعمال بدى انجام مى‏دهند. (66)


يَا أَيُّهَا الرَّسُول‌ُ بَلِّغ‌ْ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تَفْعَل‌ْ فَمَا بَلَّغْت‌َ رِسَالَتَه‌ُ وَالله‌ُ يَعْصِمُك‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (مائده: 67)

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. (67)


قُل‌ْ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لَسْتُم‌ْ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ حَتَّي‌ تُقِيمُوا التَّوْرَاة‌َ وَالْإِِنجِيل‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لَيَزِيدَن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ طُغْيَانَاً وَ كُفْرَاً فَلاَ تَأْس‌َ عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (مائده: 68)

اى اهل كتاب! شما هيچ آيين صحيحى نداريد، مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد. ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمى‏گردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. بنا بر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! (68)


وَ حَسِبُوا أَنْ لاَ تَكُون‌َ فِتْنَة‌ٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا ثُم‌َّ تَاب‌َ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ ثُم‌َّ عَمُوا وَ صَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُم‌ْ وَالله‌ُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُون‌َ (مائده: 71)

گمان كردند مجازاتى در كار نخواهد بود! از اين رو (از ديدن حقايق و شنيدن سخنان حق،) نابينا و كر شدند سپس (بيدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذيرفت، ديگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسيارى از آنها كور و كر شدند و خداوند، به آنچه انجام مى‏دهند، بيناست. (71)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ وَ قَال‌َ الْمَسِيح‌ُ يَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ اعْبُدُوا الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبَّكُم‌ْ إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدْ حَرَّم‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ الْجَنَّة‌َ وَ مَأْوَاه‌ُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (مائده: 72)

آنها كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين كافر شدند، (با اينكه خود) مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد! زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ ثَالِث‌ُ ثَلاَثَة‌ٍ وَ مَا مِن‌ْ إِلَه‌ٍ إِلاَّ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُون‌َ لَيَـمَسَّن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مائده: 73)

آنها كه گفتند: «خداوند، يكى از سه خداست» (نيز) بيقين كافر شدند معبودى جز معبود يگانه نيست و اگر از آنچه مى‏گويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى به كافران آنها (كه روى اين عقيده ايستادگى كنند،) خواهد رسيد. (73)


مَا الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ إِلاَّ رَسُول‌ٌ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ الرُّسُل‌ُ وَ أُمُّه‌ُ صِدِّيقَة‌ٌ كَانَا يَأْكُلاَن‌ِ الطَّعَام‌َ انْظُرْ كَيْف‌َ نُبَيِّن‌ُ لَهُم‌ُ الْآيَات‌ِ ثُم‌َّ انْظُرْ أَنَّي‌ يُؤْفَكُون‌َ (مائده: 75)

مسيح فرزند مريم، فقط فرستاده (خدا) بود پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند، مادرش، زن بسيار راستگويى بود هر دو، غذا مى‏خوردند (با اين حال، چگونه دعوى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!) بنگر چگونه نشانه را براى آنها آشكار مى‏سازيم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده مى‏شوند! (75)


قُل‌ْ أَتَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَمْلِك‌ُ لَكُم‌ْ ضَرَّاً وَ لاَ نَفْعَاً وَالله‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (مائده: 76)

بگو: «آيا جز خدا چيزى را مى‏پرستيد كه مالك سود و زيان شما نيست؟! و خداوند، شنوا و داناست.» (76)


قُل‌ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لاَ تَغْلُوا فِي‌ دِينِكُم‌ْ غَيْرَ الْحَق‌ِّ وَ لاَ تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْم‌ٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ أَضَلُّوا كَثِيرَاً وَ ضَلُّوا عَنْ‌ سَوَاءِ السَّبِيل‌ِ (مائده: 77)

بگو: «اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ (و زياده روى) نكنيد! و غير از حق نگوييد! و از هوسهاى جمعيّتى كه پيشتر گمراه شدند و ديگران را گمراه كردند و از راه راست منحرف گشتند، پيروى ننماييد!» (77)


لُعِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ عَلَي‌ لِسَان‌ِ دَاوُدَ وَ عِيسَي‌ ابْن‌ِ مَرْيَم‌َ ذَلِك‌َ بِمَا عَصَوْا وَ كَانُوا يَعْتَدُون‌َ (مائده: 78)

كافران بنى اسرائيل، بر زبان داوود و عيسى بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين بخاطر آن بود كه گناه كردند، و تجاوز مى‏نمودند. (78)


تَرَي‌ كَثِيرَاً مِنْهُم‌ْ يَتَوَلَّوْن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَبِئْس‌َ مَا قَدَّمَت‌ْ لَهُم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ أَنْ‌ سَخِط‌َ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ وَ فِي‌ الْعَذَاب‌ِ هُم‌ْ خَالِدُون‌َ (مائده: 80)

بسيارى از آنها را مى‏بينى كه كافران (و بت‏پرستان) را دوست مى‏دارند (و با آنها طرح دوستى مى‏ريزند) نفس (سركش) آنها، چه بد اعمالى از پيش براى (معاد) آنها فرستاد! كه نتيجه آن، خشم خداوند بود و در عذاب (الهى) جاودانه خواهند ماند. (80)


وَ لَوْ كَانُوا يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالنَّبِي‌ِّ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْه‌ِ مَا اتَّخَذُوهُم‌ْ أَوْلِيَاءَ وَ لَكِنَّ‌ كَثِيرَاً مِنْهُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (مائده: 81)

و اگر به خدا و پيامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ايمان مى‏آوردند، (هرگز) آنان [كافران‏] را به دوستى اختيار نمى‏كردند ولى بسيارى از آنها فاسقند. (81)


لَتَجِدَن‌َّ أَشَدَّ النَّاس‌ِ عَدَاوَة‌ً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِين‌َ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَن‌َّ أَقْرَبَهُمْ‌ مَوَدَّة‌ً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا الَّذِين‌َ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي‌ ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ مِنْهُم‌ْ قِسِّيسِين‌َ وَ رُهْبَانَاً وَ أَنَّهُم‌ْ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ (مائده: 82)

بطور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى‏يابى كه مى‏گويند: «ما نصارى هستيم» اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبّر نمى‏ورزند. (82)


وَ إِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِل‌َ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ تَرَي‌ أَعْيُنَهُم‌ْ تَفِيض‌ُ مِن‌َ الدَّمْع‌ِ مِمَّا عَرَفُوا مِن‌َ الْحَق‌ِّ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَع‌َ الشَّاهِدِين‌َ (مائده: 83)

و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهاى آنها را مى‏بينى كه (از شوق،) اشك مى‏ريزد، بخاطر حقيقتى كه دريافته‏اند آنها مى‏گويند: «پروردگارا! ايمان آورديم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره ياران محمد) بنويس! (83)


وَ مَا لَنَا لاَ نُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ مَا جَاءَنَا مِن‌َ الْحَق‌ِّ وَ نَطْمَع‌ُ أَنْ‌ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الصَّالِحِين‌َ (مائده: 84)

چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسيده است، ايمان نياوريم، در حالى كه آرزو داريم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!» (84)


فَأَثَابَهُم‌ُ الله‌ُ بِمَا قَالُوا جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ ذَلِك‌َ جَزَاءُ الْمُـحْسِنِين‌َ (مائده: 85)

خداوند بخاطر اين سخن، به آنها باغهايى از بهشت پاداش داد كه از زير درختانش، نهرها جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است جزاى نيكوكاران! (85)


وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ أَنْتُم‌ْ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (مائده: 88)

و از نعمتهاى حلال و پاكيزه‏اى كه خداوند به شما روزى داده است، بخوريد! و از (مخالفت) خداوندى كه به او ايمان داريد، بپرهيزيد! (88)


لاَ يُؤَاخِذُكُم‌ُ الله‌ُ بِاللَّغْوِ فِي‌ أَيْمَانِكُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ يُؤَاخِذُكُمْ‌ بِمَا عَقَّدْتُم‌ُ الْأَيْمَان‌َ فَكَفَّارَتُه‌ُ إِطْعَام‌ُ عَشَرَة‌ِ مَسَاكِين‌َ مِن‌ْ أَوْسَط‌ِ مَا تُطْعِمُون‌َ أَهْلِيكُم‌ْ أَوْ كِسْوَتُهُم‌ْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ ثَلاَثَة‌ِ أَيَّام‌ٍ ذَلِك‌َ كَفَّارَة‌ُ أَيْمَانِكُم‌ْ إِذَا حَلَفْتُم‌ْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُم‌ْ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (مائده: 89)

خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏كند ولى در برابر سوگندهايى كه (از روى اراده) محكم كرده‏ايد، مؤاخذه مى‏نمايد. كفاره اين گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است كه به خانواده خود مى‏دهيد يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر و يا آزاد كردن يك برده و كسى كه هيچ كدام از اينها را نيابد، سه روز روزه مى‏گيرد اين، كفاره سوگندهاى شماست به هنگامى كه سوگند ياد مى‏كنيد (و مخالفت مى‏نماييد). و سوگندهاى خود را حفظ كنيد (و نشكنيد!) خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مى‏كند، شايد شكر او را بجا آوريد! (89)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَاب‌ُ وَالْأَزْلاَم‌ُ رِجْس‌ٌ مِن‌ْ عَمَل‌ِ الشَّيْطَان‌ِ فَاجْتَنِبُوه‌ُ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (مائده: 90)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بخت‏آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! (90)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُم‌ُ الله‌ُ بِشَي‌ْءٍ مِن‌َ الصَّيْدِ تَنَالُه‌ُ أَيْدِيكُم‌ْ وَ رِمَاحُكُم‌ْ لِيَعْلَم‌َ الله‌ُ مَنْ‌ يَخَافُه‌ُ بِالْغَيْب‌ِ فَمَن‌ِ اعْتَدَي‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فَلَه‌ُ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مائده: 94)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خداوند شما را به چيزى از شكار كه (به نزديكى شما مى‏آيد، بطورى كه) دستها و نيزه‏هايتان به آن مى‏رسد، مى‏آزمايد تا معلوم شود چه كسى باايمان به غيب، از خدا مى‏ترسد و هر كس بعد از آن تجاوز كند، مجازات دردناكى خواهد داشت. (94)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُم‌ْ حُرُم‌ٌ وَ مَنْ‌ قَتَلَه‌ُ مِنْكُمْ‌ مُتَعَمِّدَاً فَجَزَاءٌ مِثْل‌ُ مَا قَتَل‌َ مِن‌َ النَّعَم‌ِ يَحْكُم‌ُ بِه‌ِ ذَوا عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ هَدْيَاً بَالِغ‌َ الْكَعْبَة‌ِ أَوْ كَفَّارَة‌ٌ طَعَام‌ُ مَسَاكِين‌َ أَوْ عَدْل‌ُ ذَلِك‌َ صِيَامَاً لِيَذُوق‌َ وَبَال‌َ أَمْرِه‌ِ عَفَا الله‌ُ عَمَّا سَلَف‌َ وَ مَنْ‌ عَادَ فَيَنْتَقِم‌ُ الله‌ُ مِنْه‌ُ وَالله‌ُ عَزِيرٌ ذُو انْتِقَام‌ٍ (مائده: 95)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال احرام، شكار نكنيد، و هر كس از شما عمداً آن را به قتل برساند، بايد كفاره‏اى معادل آن از چهارپايان بدهد كفاره‏اى كه دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصديق كنند و به صورت قربانى به (حريم) كعبه برسد يا (به جاى قربانى،) اطعام مستمندان كند يا معادل آن، روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو كرده، ولى هر كس تكرار كند، خدا از او انتقام مى‏گيرد و خداوند، توانا و صاحب انتقام است. (95)


قَدْ سَأَلَهَا قَوْم‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ ثُم‌َّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِين‌َ (مائده: 102)

جمعى از پيشينيان شما، از آن سؤال كردند و سپس با آن به مخالفت برخاستند. (ممكن است شما هم چنين سرنوشتى پيدا كنيد.) (102)


مَا جَعَل‌َ الله‌ُ مِنْ‌ بَحِيرَة‌ٍ وَ لاَ سَائِبَة‌ٍ وَ لاَ وَصِيلَة‌ٍ وَ لاَ حَام‌ٍ وَ لَكِنَّ‌ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يَفْتَرُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْقِلُون‌َ (مائده: 103)

خداوند هيچ گونه «بحيره» و «سائبه» و «وصيله» و «حام» قرار نداده است [اشاره به چهار نوع از حيوانات اهلى است كه در زمان جاهليت، استفاده از آنها را بعللى حرام مى‏دانستند و اين بدعت، در اسلام ممنوع شد.] ولى كسانى كه كافر شدند، بر خدا دروغ مى‏بندند و بيشتر آنها نمى‏فهمند! (103)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا شَهَادَة‌ُ بَيْنِكُم‌ْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ حِين‌َ الْوَصِيَّة‌ِ اثْنَان‌ِ ذَوَا عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ أَوْ آخَرَان‌ِ مِن‌ْ غَيْرِكُم‌ْ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَأَصَابَتْكُم‌ْ مُصِيبَة‌ُ الْمَوْت‌ِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ‌ بَعْدِ الصَّلاَة‌ِ فَيُقْسِمَان‌ِ بِالله‌ِ إِنِ‌ ارْتَبْتُم‌ْ لاَ نَشْتَرِي‌ بِه‌ِ ثَمَنَاً وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ وَ لاَ نَكْتُم‌ُ شَهَادَة‌َ الله‌ِ إِنَّا إِذَاً لَمِن‌َ الْآثِمِين‌َ (مائده: 106)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد، در موقع وصيت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد يا اگر مسافرت كرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، (و در آن جا مسلمانى نيافتيد،) دو نفر از غير خودتان را به گواهى بطلبيد، و اگر به هنگام اداى شهادت، در صدق آنها شك كرديد، آنها را بعد از نماز نگاه مى‏داريد تا سوگند ياد كنند كه: «ما حاضر نيستيم حق را به چيزى بفروشيم، هر چند در مورد خويشاوندان ما باشد! و شهادت الهى را كتمان نمى‏كنيم، كه از گناهكاران خواهيم بود!» (106)


فَإِن‌ْ عُثِرَ عَلَي‌ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمَاً فَآخَرَان‌ِ يَقُومَان‌ِ مَقَامَهُمَا مِن‌َ الَّذِين‌َ اسْتَحَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الْأَوْلَيَان‌ِ فَيُقْسِمَان‌ِ بِالله‌ِ لَشَهَادَتُنَا أَحَق‌ُّ مِنْ‌ شَهَادَتِهِمَا وَ مَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذَاً لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 107)

و اگر اطلاعى حاصل شود كه آن دو، مرتكب گناهى شده‏اند (و حق را كتمان كرده‏اند)، دو نفر از كسانى كه نسبت به ميت، اولى هستند، به جاى آنها قرار مى‏گيرند، و به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه: «گواهى ما، از گواهى آن دو، به حق نزديكتر است! و ما تجاوزى نكرده‏ايم كه اگر چنين كرده باشيم، از ظالمان خواهيم بود!» (107)


إِذْ قَال‌َ الله‌ُ يَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ اذْكُرْ نِعْمَتِي‌ عَلَيْك‌َ وَ عَلَي‌ وَالِدَتِك‌َ إِذْ أَيَّدتُّك‌َ بِرُوح‌ِ الْقُدُس‌ِ تُكَلِّم‌ُ النَّاس‌َ فِي‌ الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُك‌َ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَالتَّوْرَاة‌َ وَالْإِنْجِيل‌َ وَ إِذْ تَخْلُق‌ُ مِن‌َ الطِّين‌ِ كَهَيْئَة‌ِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي‌ فَتَنْفُخ‌ُ فِيهَا فَتَكُون‌َ طَيْرَاً بِإِذْنِي‌ وَ تُبْرِءُ‌ الْأَكْمَه‌َ وَالْأَبْرَص‌َ بِإِذْنِي‌ وَ إِذْ تُخْرِج‌ُ الْمَوْتَي‌ بِإِذْنِي‌ وَ إِذْ كَفَفْت‌ُ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ عَنْك‌َ إِذْ جِئْتَهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَقَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْهُم‌ْ إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (مائده: 110)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه خداوند به عيسى بن مريم گفت: «ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيدم! زمانى كه تو را با» روح القدس «تقويت كردم كه در گاهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى‏گفتى و هنگامى كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو آموختم و هنگامى كه به فرمان من، از گل چيزى بصورت پرنده مى‏ساختى، و در آن مى‏دميدى، و به فرمان من، پرنده‏اى مى‏شد و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى‏دادى و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى‏كردى و هنگامى كه بنى اسرائيل را از آسيب رساندن به تو، بازداشتم در آن موقع كه دلايل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از كافران آنها گفتند: اينها جز سحر آشكار نيست!» (110)


إِذْ قَال‌َ الْحَوارِيُّون‌َ يَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ هَل‌ْ يَسْتَطِيع‌ُ رَبُّك‌َ أَنْ‌ يُنَزِّل‌َ عَلَيْنَا مَائِدَة‌ً مِن‌َ السَّمَاءِ قَال‌َ اتَّقُوا الله‌َ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (مائده: 112)

در آن هنگام كه حواريون گفتند: «اى عيسى بن مريم! آيا پروردگارت مى‏تواند مائده‏اى از آسمان بر ما نازل كند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد!» (112)


قَالُوا نُرِيدُ أَنْ‌ نَأْكُل‌َ مِنْهَا وَ تَطْمَئِن‌َّ قُلُوبُنَا وَ نَعْلَم‌َ أَنْ‌ قَدْ صَدَقْتَنَا وَ نَكُون‌َ عَلَيْهَا مِن‌َ الشَّاهِدِين‌َ (مائده: 113)

گفتند: « (ما نظر بدى نداريم،) مى‏خواهيم از آن بخوريم، و دلهاى ما (به رسالت تو) مطمئن گردد و بدانيم به ما راست گفته‏اى و بر آن، گواه باشيم.» (113)


قَال‌َ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ اللَّهُم‌َّ رَبَّنَا أَنْزِل‌ْ عَلَيْنَا مَائِدَة‌ً مِن‌َ السَّمَاءِ تَكُون‌ُ لَنَا عِيدَاً لِأََوَّلِنَا وَ آخِرِنَا وَ آيَة‌ً مِنْك‌َ وَارْزُقْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الرَّازِقِين‌َ (مائده: 114)

عيسى بن مريم عرض كرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏اى بر ما بفرست! تا براى اول و آخر ما، عيدى باشد، و نشانه‏اى از تو و به ما روزى ده! تو بهترين روزى دهندگانى!» (114)


قَال‌َ الله‌ُ إِنِّي‌ مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُم‌ْ فَمَنْ‌ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُم‌ْ فَإِنِّي‌ أُعَذِّبُه‌ُ عَذَاباً لاَ أُعَذِّبُه‌ُ أَحَدَاً مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (مائده: 115)

خداوند (دعاى او را مستجاب كرد و) فرمود: «من آن را بر شما نازل مى‏كنم ولى هر كس از شما بعد از آن كافر گردد (و راه انكار پويد)، او را مجازاتى مى‏كنم كه احدى از جهانيان را چنان مجازات نكرده باشم!» (115)


وَ إِذْ قَال‌َ الله‌ُ يَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ أَأَنْت‌َ قُلْت‌َ لِلنَّاس‌ِ اتَّخِذُونِي‌ وَ أُمِّي‌َ إِلَهَيْن‌ِ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَال‌َ سُبْحَانَك‌َ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أَقُول‌َ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِحَق‌ٍّ إِنْ‌ كُنْت‌ُ قُلْتُه‌ُ فَقَدْ عَلِمْتَه‌ُ تَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ نَفْسِي‌ وَ لاَ أَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ نَفْسِك‌َ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ عَلاَّم‌ُ الْغُيُوب‌ِ (مائده: 116)

و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)


قَال‌َ الله‌ُ هَذَا يَوْم‌ُ يَنْفَع‌ُ الصَّادِقِين‌َ صِدْقُهُم‌ْ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (مائده: 119)

خداوند مى‏گويد: «امروز، روزى است كه راستى راستگويان، به آنها سود مى‏بخشد براى آنها باغهايى از بهشت است كه نهرها از زير (درختان) آن مى‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى‏مانند هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند اين، رستگارى بزرگ است!» (119)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ طِين‌ٍ ثُم‌َّ قَضَي‌ أجَلاً وَ أَجَل‌ٌ مُسَمَّي‌ً عِنْدَه‌ُ ثُم‌َّ أَنْتُم‌ْ تَمْتَرُون‌َ (انعام: 2)

او كسى است كه شما را از گل آفريد سپس مدتى مقرّر داشت (تا انسان تكامل يابد) و اجل حتمى نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است). با اين همه، شما (مشركان در توحيد و يگانگى و قدرت او،) ترديد مى‏كنيد! (2)


وَ مَا تَأْتِيهِمْ‌ مِن‌ْ آيَة‌ٍ مِن‌ْ آيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ إِلاَّ كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِين‌َ (انعام: 4)

هيچ نشانه و آيه‏اى از آيات پروردگارشان براى آنان نمى‏آيد، مگر اينكه از آن رويگردان مى‏شوند! (4)


أَلَم‌ْ يَرَوْا كَم‌ْ أَهْلَكْنَا مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ مِنْ‌ قَرْن‌ٍ مَكَّنَّاهُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مَا لَم‌ْ نُمَكِّنْ‌ لَكُم‌ْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ‌ مِدْرَارَاً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ‌ بِذُنُوبِهِم‌ْ وَ أَنْشَأْنَا مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ قَرْنَاً آخَرِين‌َ (انعام: 6)

آيا نديدند چقدر از اقوام پيشين را هلاك كرديم؟! اقوامى كه (از شما نيرومندتر بودند و) قدرتهايى به آنها داده بوديم كه به شما نداديم بارانهاى پى در پى براى آنها فرستاديم و از زير (آباديهاى) آنها، نهرها را جارى ساختيم (اما هنگامى كه سركشى و طغيان كردند،) آنان را بخاطر گناهانشان نابود كرديم و جمعيت ديگرى بعد از آنان پديد آورديم. (6)


وَ لَقَدِ اسْتُهْزِأَ بِرُسُل‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَحَاق‌َ بِالَّذِين‌َ سَخِرُوا مِنْهُمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (انعام: 10)

(با اين حال، نگران نباش!) جمعى از پيامبران پيش از تو را استهزا كردند امّا سرانجام، آنچه را مسخره مى‏كردند، دامانشان را مى‏گرفت (و عذاب الهى بر آنها فرود آمد). (10)


قُل‌ْ أَغَيْرَ الله‌ِ أَتَّخِذُ وَلِيَّاً فَاطِرِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ هُوَ يُطْعِم‌ُ وَ لاَ يُطْعَم‌ُ قُل‌ْ إِنِّي‌ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ أَوَّل‌َ مَن‌ْ أَسْلَم‌َ وَ لاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 14)

بگو: «آيا غير خدا را ولىّ خود انتخاب كنم؟! (خدايى) كه آفريننده آسمانها و زمين است اوست كه روزى مى‏دهد، و از كسى روزى نمى‏گيرد.» بگو: «من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم و (خداوند به من دستور داده كه) از مشركان نباش!» (14)


قُل‌ْ أَي‌ُّ شَي‌ْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَة‌ً قُل‌ِ الله‌ُ شَهِيدٌ بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ‌ هَذَا الْقُرْآن‌ُ لِأُنْذِرَكُمْ‌ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ بَلَغ‌َ أَئِنَّكُم‌ْ لَتَشْهَدُون‌َ أَن‌َّ مَع‌َ الله‌ِ آلِهَة‌ً أُخْرَي‌ قُلْ‌ لاَ أَشْهَدُ قُل‌ْ إِنَّمَا هُوَ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ وَ إِنَّنِي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (انعام: 19)

بگو: «بالاترين گواهى، گواهى كيست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه ميان من و شماست و (بهترين دليل آن اين است كه) اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آيا براستى شما گواهى مى‏دهيد كه معبودان ديگرى با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنين گواهى نمى‏دهم». بگو: «اوست تنها معبود يگانه و من از آنچه براى او شريك قرار مى‏دهيد، بيزارم!» (19)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (انعام: 21)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته [همتايى براى او قائل شده‏]، و يا آيات او را تكذيب كرده است؟! مسلماً ظالمان، رستگار نخواهند شد! (21)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَسْتَمِع‌ُ إِلَيْك‌َ وَ جَعَلْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ أَكِنَّة‌ً أَنْ‌ يَفْقَهُوه‌ُ وَ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرَاً وَ إِنْ‌ يَرَوْا كُل‌َّ آيَة‌ٍ لاَ يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّي‌ إِذَا جَاءُوك‌َ يُجَادِلُونَك‌َ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (انعام: 25)

پاره‏اى از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامى‏دهند ولى بر دلهاى آنان پرده‏ها افكنده‏ايم تا آن را نفهمند و در گوش آنها، سنگينى قرار داده‏ايم. و (آنها بقدرى لجوجند كه) اگر تمام نشانه‏هاى حق را ببينند، ايمان نمى‏آورند تا آنجا كه وقتى به سراغ تو مى‏آيند كه با تو پرخاشگرى كنند، كافران مى‏گويند: «اينها فقط افسانه‏هاى پيشينيان است!» (25)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذْ وُقِفُوا عَلَي‌ النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَ لاَ نُكَذِّب‌َ بِآيَات‌ِ رَبِّنَا وَ نَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (انعام: 27)

كاش (حال آنها را) هنگامى كه در برابر آتش (دوزخ) ايستاده‏اند، ببينى! مى‏گويند: اى كاش (بار ديگر، به دنيا) بازگردانده مى‏شديم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‏كرديم، و از مؤمنان مى‏بوديم! (27)


بَل‌ْ بَدَا لَهُمْ‌ مَا كَانُوا يُخْفُون‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْه‌ُ وَ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (انعام: 28)

(آنها در واقع پشيمان نيستند،) بلكه اعمال و نيّاتى را كه قبلًا پنهان مى‏كردند، در برابر آنها آشكار شده (و به وحشت افتاده‏اند). و اگر بازگردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند آنها دروغگويانند. (28)


وَ لَقَدْ كُذِّبَت‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَصَبَرُوا عَلَي‌ مَا كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّي‌ أَتَاهُم‌ْ نَصْرُنَا وَ لاَ مُبَدِّل‌َ لِكَلِمَات‌ِ الله‌ِ وَ لَقَدْ جَاءَك‌َ مِنْ‌ نَبَإِ الْمُرْسَلِين‌َ (انعام: 34)

پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند و در برابر تكذيبها، صبر و استقامت كردند و (در اين راه،) آزار ديدند، تا هنگامى كه يارى ما به آنها رسيد. (تو نيز چنين باش! و اين، يكى از سنتهاى الهى است) و هيچ چيز نمى‏تواند سنن خدا را تغيير دهد و اخبار پيامبران به تو رسيده است. (34)


وَ إِنْ‌ كَان‌َ كَبُرَ عَلَيْك‌َ إِعْرَاضُهُم‌ْ فَإِنِ‌ اسْتَطَعْت‌َ أَنْ‌ تَبْتَغِي‌َ نَفَقَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَوْ سُلَّمَاً فِي‌ السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ‌ بِآيَة‌ٍ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَجَمَعَهُم‌ْ عَلَي‌ الْهُدَي‌ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (انعام: 35)

و اگر اعراض آنها بر تو سنگين است، چنانچه بتوانى نقبى در زمين بزنى، يا نردبانى به آسمان بگذارى (و اعماق زمين و آسمانها را جستجو كنى، چنين كن) تا آيه (و نشانه ديگرى) براى آنها بياورى! (ولى بدان كه اين لجوجان، ايمان نمى‏آورند!) امّا اگر خدا بخواهد، آنها را (به اجبار) بر هدايت جمع خواهد كرد. (ولى هدايت اجبارى، چه سودى دارد؟) پس هرگز از جاهلان مباش! (35)


وَ قَالُوا لَوْلاَ نُزِّل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَادِرٌ عَلَي‌ أَنْ‌ يُنَزِّل‌َ آيَة‌ً وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (انعام: 37)

و گفتند: «چرا نشانه (و معجزه‏اى) از طرف پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «خداوند، قادر است كه نشانه‏اى نازل كند ولى بيشتر آنها نمى‏دانند!» (37)


وَ مَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْه‌ِ إِلاَّ أُمَم‌ٌ أَمْثَالُكُم‌ْ مَا فَرَّطْنَا فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يُحْشَرُون‌َ (انعام: 38)

هيچ جنبنده‏اى در زمين، و هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند، نيست مگر اينكه امتهايى همانند شما هستند. ما هيچ چيز را در اين كتاب، فرو گذار نكرديم سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند. (38)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَي‌ أُمَم‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَضَرَّعُون‌َ (انعام: 42)

ما به سوى امتهايى كه پيش از تو بودند، (پيامبرانى) فرستاديم (و هنگامى كه با اين پيامبران به مخالفت برخاستند،) آنها را با شدّت و رنج و ناراحتى مواجه ساختيم شايد (بيدار شوند و در برابر حق،) خضوع كنند و تسليم گردند! (42)


وَ أَنْذِرْ بِه‌ِ الَّذِين‌َ يَخَافُون‌َ أَنْ‌ يُحْشَرُوا إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ لَيْس‌َ لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ وَلِي‌ٌّ وَ لاَ شَفِيع‌ٌ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (انعام: 51)

و به وسيله آن (قرآن)، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مى‏ترسند، بيم ده! (روزى كه در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‏كننده‏اى جز او [خدا] ندارند شايد پرهيزگارى پيشه كنند! (51)


وَ لاَ تَطْرُدِ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ رَبَّهُمْ‌ بِالْغَدَاة‌ِ وَالْعَشِي‌ِّ يُرِيدُون‌َ وَجْهَه‌ُ مَا عَلَيْك‌َ مِن‌ْ حِسَابِهِمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ وَ مَا مِنْ‌ حِسَابِك‌َ عَلَيْهِم‌ْ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَتَطْرُدَهُم‌ْ فَتَكُون‌َ مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (انعام: 52)

و كسانى را كه صبح و شام خدا را مى‏خوانند، و جز ذات پاك او نظرى ندارند، از خود دور مكن! نه چيزى از حساب آنها بر توست، و نه چيزى از حساب تو بر آنها! اگر آنها را طرد كنى، از ستمگران خواهى بود! (52)


وَ كَذَلِك‌َ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ لِيَقُولُوا أَهَؤُلاَءِ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ مِنْ بَيْنِنَا أَلَيْس‌َ الله‌ُ بِأَعْلَم‌َ بِالشَّاكِرِين‌َ (انعام: 53)

و اين چنين بعضى از آنها را با بعض ديگر آزموديم (توانگران را بوسيله فقيران) تا بگويند: «آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما (برگزيده، و) بر آنها منّت گذارده (و نعمت ايمان بخشيده است؟!» آيا خداوند، شاكران را بهتر نمى‏شناسد؟! (53)


وَ إِذَا جَاءَك‌َ الَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِآيَاتِنَا فَقُل‌ْ سَلاَم‌ٌ عَلَيْكُم‌ْ كَتَب‌َ رَبُّكُم‌ْ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ الرَّحْمَة‌َ أَنَّه‌ُ مَن‌ْ عَمِل‌َ مِنْكُم‌ْ سُوءً بِجَهَالَة‌ٍ ثُم‌َّ تَاب‌َ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ أَصْلَح‌َ فَأَنَّه‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انعام: 54)

هر گاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض كرده هر كس از شما كار بدى از روى نادانى كند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نمايد، (مشمول رحمت خدا مى‏شود چرا كه) او آمرزنده مهربان است.» (54)


قُل‌ْ إِنِّي‌ نُهِيت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قُلْ‌ لاَ أَتَّبِع‌ُ أَهْوَاءَكُم‌ْ قَدْ ضَلَلْت‌ُ إِذَاً وَ مَا أَنَا مِن‌َ الْمُهْتَدِين‌َ (انعام: 56)

بگو: «من از پرستش كسانى كه غير از خدا مى‏خوانيد، نهى شده‏ام!» بگو: «من از هوى و هوسهاى شما، پيروى نمى‏كنم اگر چنين كنم، گمراه شده‏ام و از هدايت‏يافتگان نخواهم بود!» (56)


قُل‌ْ إِنِّي‌ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ كَذَّبْتُمْ‌ بِه‌ِ مَا عِنْدِي‌ مَا تَسْتَعْجِلُون‌َ بِه‌ِ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ يَقُص‌ُّ الْحَق‌َّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِين‌َ (انعام: 57)

بگو: «من دليل روشنى از پروردگارم دارم و شما آن را تكذيب كرده‏ايد! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهى) عجله داريد، به دستِ من نيست! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا مى‏كند، و او بهترين جدا كننده (حق از باطل) است.» (57)


وَ عِنْدَه‌ُ مَفَاتِح‌ُ الْغَيْب‌ِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُط‌ُ مِنْ‌ وَرَقَة‌ٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَ لاَ حَبَّة‌ٍ فِي‌ ظُلُمَات‌ِ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ رَطْب‌ٍ وَ لاَ يَابِس‌ٍ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (انعام: 59)

كليدهاى غيب، تنها نزد اوست و جز او، كسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‏داند هيچ برگى (از درختى) نمى‏افتد، مگر اينكه از آن آگاه است و نه هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار [در كتاب علم خدا] ثبت است. (59)


قُل‌ْ مَنْ‌ يُنَجِّيكُمْ‌ مِنْ‌ ظُلُمَات‌ِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَه‌ُ تَضَرُّعَاً وَ خُفْيَة‌ً لَئِن‌ْ أَنْجَانَا مِنْ‌ هَذِه‌ِ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (انعام: 63)

بگو: «چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا رهايى مى‏بخشد؟ در حالى كه او را با حالت تضرع (و آشكارا) و در پنهانى مى‏خوانيد (و مى‏گوييد:) اگر از اين (خطرات و ظلمتها) ما را رهايى مى‏بخشد، از شكرگزاران خواهيم بود.» (63)


قُل‌ِ الله‌ُ يُنَجِّيكُمْ‌ مِنْهَا وَ مِنْ‌ كُل‌ِّ كَرْب‌ٍ ثُم‌َّ أَنْتُم‌ْ تُشْرِكُون‌َ (انعام: 64)

بگو: «خداوند شما را از اينها، و از هر مشكل و ناراحتى، نجات مى‏دهد باز هم شما براى او شريك قرار مى‏دهيد! (و راه كفر مى‏پوييد.)» (64)


قُل‌ْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَي‌ أَنْ‌ يَبْعَث‌َ عَلَيْكُم‌ْ عَذَابَاً مِنْ‌ فَوْقِكُم‌ْ أَوْ مِنْ‌ تَحْت‌ِ أَرْجُلِكُم‌ْ أَوْ يَلْبِسَكُم‌ْ شِيَعَاً وَ يُذِيق‌َ بَعْضَكُمْ‌ بَأْس‌َ بَعْض‌ٍ انْظُرْ كَيْف‌َ نُصَرِّف‌ُ الْآيَات‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَفْقَهُون‌َ (انعام: 65)

بگو: «او قادر است كه از بالا يا از زير پاى شما، عذابى بر شما بفرستد يا بصورت دسته‏هاى پراكنده شما را با هم بياميزد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر يك از شما بوسيله ديگرى بچشاند.» ببين چگونه آيات گوناگون را (براى آنها) بازگو مى‏كنيم! شايد بفهمند (و بازگردند)! (65)


وَ مَا عَلَي‌ الَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ مِن‌ْ حِسَابِهِمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ وَ لَكِنْ‌ ذِكْرَي‌ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (انعام: 69)

و (اگر) افراد با تقوا (براى ارشاد و اندرز با آنها بنشينند)، چيزى از حساب (و گناه) آنها بر ايشان نيست ولى (اين كار، بايد تنها) براى يادآورى آنها باشد، شايد (بشنوند و) تقوى پيشه كنند! (69)


وَ ذَرِ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا دِينَهُم‌ْ لَعِبَاً وَ لَهْوَاً وَ غَرَّتْهُم‌ُ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا وَ ذَكِّرْ بِه‌ِ أَنْ‌ تُبْسَل‌َ نَفْس‌ٌ بِمَا كَسَبَت‌ْ لَيْس‌َ لَهَا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَلِي‌ٌّ وَ لاَ شَفِيع‌ٌ وَ إِنْ‌ تَعْدِل‌ْ كُل‌َّ عَدْل‌ٍ لاَ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُم‌ْ شَرَاب‌ٌ مِنْ‌ حَمِيم‌ٍ وَ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُون‌َ (انعام: 70)

و رها كن كسانى را كه آيين (فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنيا، آنها را مغرور ساخته، و با اين (قرآن)، به آنها يادآورى نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قيامت) جز خدا، نه ياورى دارند، و نه شفاعت‏كننده‏اى! و (چنين كسى) هر گونه عوضى بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد آنها كسانى هستند كه گرفتار اعمالى شده‏اند كه خود انجام داده‏اند نوشابه‏اى از آب سوزان براى آنهاست و عذاب دردناكى بخاطر اينكه كفر مى‏ورزيدند (و آيات الهى را انكار) مى‏كردند. (70)


قُل‌ْ أَنَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُنَا وَ لاَ يَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَي‌ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا الله‌ُ كَالَّذِي‌ اسْتَهْوَتْه‌ُ الشَّيَاطِين‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَيْرَان‌َ لَه‌ُ أَصْحَاب‌ٌ يَدْعُونَه‌ُ إِلَي‌ الْهُدَي‌ ائْتِنَا قُل‌ْ إِن‌َّ هُدَي‌ الله‌ِ هُوَ الْهُدَي‌ وَ أُمِرْنَا لِنُسْلِم‌َ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 71)

بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏كنند (و مى‏گويند:) به سوى ما بيا!» بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم. (71)


وَ كَذَلِك‌َ نُرِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ مَلَكُوت‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ لِيَكُون‌َ مِن‌َ الْمُوقِنِين‌َ (انعام: 75)

و اين چنين، ملكوت آسمانها و زمين (و حكومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهيم نشان داديم (تا به آن استدلال كند،) و اهل يقين گردد. (75)


فَلَمَّا رَأَي‌ الْقَمَرَ بَازِغَاً قَال‌َ هَذَا رَبِّي‌ فَلَمَّا أَفَل‌َ قَال‌َ لَئِنْ‌ لَم‌ْ يَهْدِنِي‌ رَبِّي‌ لَأََكُونَن‌َّ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الضَّالِّين‌َ (انعام: 77)

و هنگامى كه ماه را ديد كه (سينه افق را) مى‏شكافد، گفت: «اين خداى من است؟» امّا هنگامى كه (آن هم) غروب كرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايى نكند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود.» (77)


فَلَمَّا رَأَي‌ الشَّمْس‌َ بَازِغَة‌ً قَال‌َ هَذَا رَبِّي‌ هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَت‌ْ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (انعام: 78)

و هنگامى كه خورشيد را ديد كه (سينه افق را) مى‏شكافت، گفت: «اين خداى من است؟ اين (كه از همه) بزرگتر است!» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «اى قوم من از شريكهايى كه شما (براى خدا) مى‏سازيد، بيزارم! (78)


إِنِّي‌ وَجَّهْت‌ُ وَجْهِي‌َ لِلَّذِي‌ فَطَرَ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ حَنِيفَاً وَ مَا أَنَا مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 79)

من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم! (79)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ كُلاًّ هَدَيْنَا وَ نُوحَاً هَدَيْنَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِه‌ِ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَـان‌َ وَ أَيُّوب‌َ وَ يُوسُف‌َ وَ مُوسَي‌ وَ هَارُون‌َ وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (انعام: 84)

و اسحاق و يعقوب را به او [ابراهيم‏] بخشيديم و هر دو را هدايت كرديم و نوح را (نيز) پيش از آن هدايت نموديم و از فرزندان او، داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را (هدايت كرديم) اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! (84)


وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيَي‌ وَ عِيسَي‌ وَ إِلْيَاس‌َ كُل‌ٌّ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (انعام: 85)

و (همچنين) زكريّا و يحيى و عيسى و الياس را همه از صالحان بودند. (85)


وَ مِن‌ْ آبَائِهِم‌ْ وَ ذُرِّيَّاتِهِم‌ْ وَ إِخْوَانِهِم‌ْ وَاجْتَبَيْنَاهُم‌ْ وَ هَدَيْنَاهُم‌ْ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (انعام: 87)

و از پدران و فرزندان و برادران آنها (افرادى را برترى داديم) و برگزيديم و به راه راست، هدايت نموديم. (87)


ذَلِك‌َ هُدَي‌ الله‌ِ يَهْدِي‌ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِط‌َ عَنْهُمْ‌ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 88)

اين، هدايت خداست كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند! و اگر آنها مشرك شوند، اعمال (نيكى) كه انجام داده‏اند، نابود مى‏گردد (و نتيجه‏اى از آن نمى‏گيرند). (88)


وَ مَا قَدَرُوا الله‌َ حَق‌َّ قَدْرِه‌ِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ عَلَي‌ بَشَرٍ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ قُل‌ْ مَن‌ْ أَنْزَل‌َ الْكِتَاب‌َ الَّذِي‌ جَاءَ بِه‌ِ مُوسَي‌ نُورَاً وَ هُدَي‌ً لِلنَّاس‌ِ تَجْعَلُونَه‌ُ قَرَاطِيس‌َ تُبْدُونَهَا وَ تُخْفُون‌َ كَثِيرَاً وَ عُلِّمْتُمْ‌ مَا لَم‌ْ تَعْلَمُوا أَنْتُم‌ْ وَ لاَ آبَاؤُكُم‌ْ قُل‌ِ الله‌ُ ثُم‌َّ ذَرْهُم‌ْ فِي‌ خَوْضِهِم‌ْ يَلْعَبُون‌َ (انعام: 91)

آنها خدا را درست نشناختند كه گفتند: «خدا، هيچ چيز بر هيچ انسانى، نفرستاده است!» بگو: «چه كسى كتابى را كه موسى آورد، نازل كرد؟! كتابى كه براى مردم، نور و هدايت بود 0 امّا شما) آن را بصورت پراكنده قرار مى‏دهيد قسمتى را آشكار، و قسمت زيادى را پنهان مى‏داريد و مطالبى به شما تعليم داده شده كه نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبوديد!» بگو: «خدا!» سپس آنها را در گفتگوهاى لجاجت‏آميزشان رها كن، تا بازى كنند! (91)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ قَال‌َ أُوحِي‌َ إِلَيَّ‌ وَ لَم‌ْ يُوح‌َ إِلَيْه‌ِ شَي‌ْءٌ وَ مَنْ‌ قَال‌َ سَأُنْزِل‌ُ مِثْل‌َ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ لَوْ تَرَي‌ إِذِ الظَّالِمُون‌َ فِي‌ غَمَرَات‌ِ الْمَوْت‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ بَاسِطُوا أَيْدِيهِم‌ْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُم‌ُ الْيَوْم‌َ تُجْزَوْن‌َ عَذَاب‌َ الْهون‌ِ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ غَيْرَ الْحَق‌ِّ وَ كُنْتُم‌ْ عَن‌ْ آيَاتِه‌ِ تَسْتَكْبِرُون‌َ (انعام: 93)

چه كسى ستمكارتر است از كسى كه دروغى به خدا ببندد، يا بگويد: «بر من، وحى فرستاده شده»، در حالى كه به او وحى نشده است، و كسى كه بگويد: «من نيز همانند آنچه خدا نازل كرده است، نازل مى‏كنم»؟! و اگر ببينى هنگامى كه (اين) ظالمان در شدايد مرگ فرو رفته‏اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان مى‏گويند: «جان خود را خارج سازيد! امروز در برابر دروغهايى كه به خدا بستيد و نسبت به آيات او تكبّر ورزيديد، مجازات خواركننده‏اى خواهيد ديد»! (به حال آنها تأسف خواهى خورد) (93)


إِن‌َّ الله‌َ فَالِق‌ُ الْحَب‌ِّ وَالنَّوَي‌ يُخْرِج‌ُ الْحَي‌َّ مِن‌َ الْمَيِّت‌ِ وَ مُخْرِج‌ُ الْمَيِّت‌ِ مِن‌َ الْحَي‌ِّ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ فَأَنَّي‌ تُؤْفَكُون‌َ (انعام: 95)

خداوند، شكافنده دانه و هسته است زنده را از مرده خارج مى‏سازد، و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد اين است خداى شما! پس چگونه از حقّ منحرف مى‏شويد؟! (95)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْشَأَكُم‌ْ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَع‌ٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَفْقَهُون‌َ (انعام: 98)

او كسى است كه شما را از يك نفس آفريد! و شما دو گروه هستيد: بعضى پايدار (از نظر ايمان يا خلقت كامل)، و بعضى ناپايدار ما آيات خود را براى كسانى كه مى‏فهمند، تشريح نموديم! (98)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ نَبَات‌َ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْه‌ُ خَضِرَاً نُخْرِج‌ُ مِنْه‌ُ حَبَّاً مُتَرَاكِبَاً وَ مِن‌َ النَّخْل‌ِ مِنْ‌ طَلْعِهَا قِنْوَان‌ٌ دَانِيَة‌ٌ وَ جَنَّات‌ٍ مِنْ‌ أَعْنَاب‌ٍ وَالزَّيْتُون‌َ وَالرُّمَان‌َ مُشْتَبِهَاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِه‌ٍ انْظُرُوا إِلَي‌ ثَمَرِه‌ِ إِذَا أَثْمَرَ وَ يَنْعِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِكُم‌ْ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 99)

او كسى است كه از آسمان، آبى نازل كرد، و به وسيله آن، گياهان گوناگون رويانديم و از آن، ساقه‏ها و شاخه‏هاى سبز، خارج ساختيم و از آنها دانه‏هاى متراكم، و از شكوفه نخل، شكوفه‏هايى با رشته‏هاى باريك بيرون فرستاديم و باغهايى از انواع انگور و زيتون و انار، (گاه) شبيه به يكديگر، و (گاه) بى‏شباهت! هنگامى كه ميوه مى دهد، به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن، نشانه‏هايى (از عظمت خدا) براى افراد باايمان است! (99)


قَدْ جَاءَكُمْ‌ بَصَائِرُ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَن‌ْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَن‌ْ عَمِي‌َ فَعَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُم‌ْ بِحَفِيظ‌ٍ (انعام: 104)

دلايل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد كسى كه (به وسيله آن، حقّ را) ببيند، به سود خود اوست و كسى كه از ديدن آن چشم بپوشد، به زيان خودش مى‏باشد و من نگاهبان شما نيستم (و شما را بر قبول ايمان مجبور نمى‏كنم) (104)


اتَّبِع‌ْ مَا أُوحِي‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ وَ أَعْرِض‌ْ عَن‌ِ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 106)

از آنچه كه از سوى پروردگارت بر تو وحى شده، پيروى كن! هيچ معبودى جز او نيست! و از مشركان، روى بگردان! (106)


وَ لاَ تَسُبُّوا الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ فَيَسُبُّوا الله‌َ عَدْوَاً بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ كَذَلِك‌َ زَيَّنَّا لِكُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ عَمَلَهُم‌ْ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ مَرْجِعُهُم‌ْ فَيُنَبِّئُهُم‌ْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 108)

(به معبود) كسانى كه غير خدا را مى‏خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اينچنين براى هر امّتى عملشان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل مى‏كردند، آگاه مى‏سازد (و پاداش و كيفر مى‏دهد). (108)


أَفَغَيْرَ الله‌ِ أَبْتَغِي‌ حَكَمَاً وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ إِلَيْكُم‌ُ الْكِتَاب‌َ مُفَصَّلاً وَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ مُنَزَّل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ بِالْحَق‌ِّ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (انعام: 114)

(با اين حال،) آيا غير خدا را به داورى طلبم؟! در حالى كه اوست كه اين كتاب آسمانى را، كه همه چيز در آن آمده، به سوى شما فرستاده است و كسانى كه به آنها كتاب آسمانى داده‏ايم مى‏دانند اين كتاب، بحق از طرف پروردگارت نازل شده بنا بر اين از ترديدكنندگان مباش! (114)


فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ بِآيَاتِه‌ِ مُؤْمِنِين‌َ (انعام: 118)

از (گوشت) آنچه نام خدا (هنگام سر بريدن) بر آن گفته شده، بخوريد (و غير از آن نخوريد) اگر به آيات او ايمان داريد! (118)


وَ مَا لَكُم‌ْ أَنْ لاَ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَ قَدْ فَصَّل‌َ لَكُمْ‌ مَا حَرَّم‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُم‌ْ إِلَيْه‌ِ وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً لَيُضِلُّون‌َ بِأَهْوَائِهِمْ‌ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُعْتَدِين‌َ (انعام: 119)

چرا از چيزها [گوشتها] يى كه نام خدا بر آنها برده شده نمى‏خوريد؟! در حالى كه (خداوند) آنچه را بر شما حرام بوده، بيان كرده است! مگر اينكه ناچار باشيد (كه در اين صورت، خوردن از گوشت آن حيوانات جايز است.) و بسيارى از مردم، به خاطر هوى و هوس و بى‏دانشى، (ديگران را) گمراه مى‏سازند و پروردگارت، تجاوزكاران را بهتر مى‏شناسد. (119)


وَ لاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَم‌ْ يُذْكَرِ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَفِسْق‌ٌ وَ إِن‌َّ الشَّيَاطِين‌َ لَيُوحُون‌َ إِلَي‌ أَوْلِيَائِهِم‌ْ لِيُجَادِلُوكُم‌ْ وَ إِن‌ْ أَطَعْتُمُوهُم‌ْ إِنَّكُم‌ْ لَمُشْرِكُون‌َ (انعام: 121)

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد! اين كار گناه است و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‏كنند، تا با شما به مجادله برخيزند اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود! (121)


أَوَ مَنْ‌ كَان‌َ مَيْتَاً فَأَحْيَيْنَاه‌ُ وَ جَعَلْنَا لَه‌ُ نُورَاً يَمْشِي‌ بِه‌ِ فِي‌ النَّاس‌ِ كَمَنْ‌ مَثَلُه‌ُ فِي‌ الظُّلُمَات‌ِ لَيْس‌َ بِخَارِج‌ٍ مِنْهَا كَذَلِك‌َ زُيِّن‌َ لِلْكَافِرِين‌َ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 122)

آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مى‏دادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است. (122)


وَ يَوْم‌َ يَحْشُرُهُم‌ْ جَمِيعَاً يَا مَعْشَرَ الْجِن‌ِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ‌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ وَ قَال‌َ أَوْلِيَاؤُهُمْ‌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ رَبَّنَا اسْتَمْتَع‌َ بَعْضُنَا بِبَعْض‌ٍ وَ بَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي‌ أَجَّلْت‌َ لَنَا قَال‌َ النَّارُ مَثْواكُم‌ْ خَالِدِين‌َ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاءَ الله‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 128)

در آن روز كه (خدا) همه آنها را جمع و محشور ميسازد، (مى‏گويد:) اى جمعيّت شياطين و جن! شما افراد زيادى از انسانها را گمراه ساختيد! دوستان و پيروان آنها از ميان انسانها مى‏گويند: «پروردگارا! هر يك از ما دو گروه [پيشوايان و پيروان گمراه‏] از ديگرى استفاده كرديم (ما به لذّات هوس آلود و زودگذر رسيديم و آنها بر ما حكومت كردند) و به اجلى كه براى ما مقرّر داشته بودى رسيديم.» (خداوند) مى‏گويد: «آتش جايگاه شماست جاودانه در آن خواهيد ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حكيم و داناست. (128)


يَا مَعْشَرَ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْكُم‌ْ يَقُصُّون‌َ عَلَيْكُم‌ْ آيَاتِي‌ وَ يُنْذِرُونَكُم‌ْ لِقَاءَ يَوْمِكُم‌ْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَي‌ أَنْفُسِنَا وَ غَرَّتْهُم‌ُ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا وَ شَهِدُوا عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَنَّهُم‌ْ كَانُوا كَافِرِين‌َ (انعام: 130)

(در آن روز به آنها مى‏گويد:) اى گروه جنّ و انس! آيا رسولانى از شما به سوى شما نيامدند كه آيات مرا برايتان بازگو مى‏كردند، و شما را از ملاقات چنين روزى بيم مى دادند؟! آنها مى‏گويند: «بر ضدّ خودمان گواهى مى‏دهيم (آرى،) ما بد كرديم)» و زندگى (پر زرق و برق) دنيا آنها را فريب داد و به زيان خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند! (130)


وَ لِكُل‌ٍّ دَرَجَات‌ٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ مَا رَبُّك‌َ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 132)

و براى هر يك (از اين دو دسته)، درجات (و مراتبى) است از آنچه عمل كردند و پروردگارت از اعمالى كه انجام مى‏دهند، غافل نيست. (132)


وَ رَبُّك‌َ الْغَنِي‌ُّ ذُو الرَّحْمَة‌ِ إِنْ‌ يَشَأْ يُذْهِبْكُم‌ْ وَ يَسْتَخْلِف‌ْ مِن‌ْ بَعْدِكُمْ‌ مَا يَشَاءُ كَمَا أَنْشَأَكُمْ‌ مِنْ‌ ذُرِّيَّة‌ِ قَوْم‌ٍ آخَرِين‌َ (انعام: 133)

پروردگارت بى‏نياز و مهربان است (پس به كسى ستم نمى‏كند بلكه همه، نتيجه اعمال خود را مى‏گيرند) اگر بخواهد، همه شما را مى‏برد سپس هر كس را بخواهد جانشين شما مى‏سازد همان طور كه شما را از نسل اقوام ديگرى به وجود آورد. (133)


وَ جَعَلُوا لِالله‌ِ مِمَّا ذَرَأَ مِن‌َ الْحَرْث‌ِ وَالْأَنْعَام‌ِ نَصِيبَاً فَقَالُوا هَذَا لِالله‌ِ بِزَعْمِهِم‌ْ وَ هَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَان‌َ لِشُرَكَائِهِم‌ْ فَلاَ يَصِل‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَ مَا كَان‌َ لِالله‌ِ فَهُوَ يَصِل‌ُ إِلَي‌ شُرَكَائِهِم‌ْ سَاءَ مَا يَحْكُمُون‌َ (انعام: 136)

آنها [مشركان‏] سهمى از آنچه خداوند از زراعت و چهارپايان آفريده، براى او قرار دادند (و سهمى براى بتها!) و بگمان خود گفتند: «اين مال خداست! و اين هم مال شركاى ما [يعنى بتها] است!» آنچه مال شركاى آنها بود، به خدا نمى‏رسيد ولى آنچه مال خدا بود، به شركايشان مى‏رسيد! (آرى، اگر سهم بتها با كمبودى مواجه مى‏شد، مال خدا را به بتها مى‏دادند امّا عكس آن را مجاز نمى‏دانستند!) چه بد حكم مى‏كنند (كه علاوه بر شرك، حتّى خدا را كمتر از بتها مى‏دانند)! (136)


وَ كَذَلِك‌َ زَيَّن‌َ لِكَثِيرٍ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ قَتْل‌َ أَوْلاَدِهِم‌ْ شُرَكَاؤُهُم‌ْ لِيُرْدُوهُم‌ْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِم‌ْ دِينَهُم‌ْ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا فَعَلُوه‌ُ فَذَرْهُم‌ْ وَ مَا يَفْتَرُون‌َ (انعام: 137)

همين گونه شركاى آنها [بتها]، قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه دادند (كودكان خود را قربانى بتها مى‏كردند، و افتخار مى‏نمودند!) سرانجام آنها را به هلاكت افكندند و آيينشان را بر آنان مشتبه ساختند. و اگر خدا مى‏خواست، چنين نمى‏كردند (زيرا مى‏توانست جلو آنان را بگيرد ولى اجبار سودى ندارد.) بنا بر اين، آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار (و به آنها اعتنا مكن)! (137)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْشَأَ جَنَّات‌ٍ مَعْرُوشَات‌ٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشَات‌ٍ وَالنَّخْل‌َ وَالزَّرْع‌َ مُخْتَلِفَاً أُكُلُه‌ُ وَالزَّيْتُون‌َ وَالرُّمَّان‌َ مُتَشَابِهَاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِه‌ٍ كُلُوا مِنْ‌ ثَمَرِه‌ِ إِذَا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّه‌ُ يَوْم‌َ حَصَادِه‌ِ وَ لاَ تُسْرِفُوا إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُسْرِفِين‌َ (انعام: 141)

اوست كه باغهاى معروش [باغهايى كه درختانش روى داربست‏ها قرار دارد]، و باغهاى غير معروش [باغهايى كه نياز به داربست ندارد] را آفريد همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مى‏باشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حقّ آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! (141)


وَ مِن‌َ الْأَنْعَام‌ِ حَمُولَة‌ً وَ فَرْشَاً كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَات‌ِ الشَّيْطَان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (انعام: 142)

(او كسى است كه) از چهارپايان، براى شما حيوانات باربر، و حيوانات كوچك (براى منافع ديگر) آفريد از آنچه به شما روزى داده است، بخوريد! و از گامهاى شيطان پيروى ننماييد، كه او دشمن آشكار شماست! (142)


ثَمَانِيَة‌َ أَزْوَاج‌ٍ مِن‌َ الضَّأْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ مِن‌َ الْمَعْزِ اثْنَيْن‌ِ قُل‌ْ آلذَّكَرَيْن‌ِ حَرَّم‌َ أَم‌ِ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَمَّا اشْتَمَلَت‌ْ عَلَیْهِ أَرْحام‌ُ الْأُنْثَيَيْن‌ِ نَبِّئُونِي‌ بِعِلْم‌ٍ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (انعام: 143)

هشت جفت از چهارپايان (براى شما) آفريد از ميش دو جفت، و از بز دو جفت بگو: «آيا خداوند نرهاى آنها را حرام كرده، يا ماده‏ها را؟ يا آنچه شكم ماده‏ها در برگرفته؟ اگر راست مى‏گوييد (و بر تحريم اينها دليلى داريد)، به من خبر دهيد!» (143)


وَ مِن‌َ الْإِبِل‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ مِن‌َ الْبَقَرِ اثْنَيْن‌ِ قُل‌ْ آلذَّكَرَيْن‌ِ حَرَّم‌َ أَم‌ِ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَمَّا اشْتَمَلَت‌ْ عَلَیْهِ أَرْحام‌ُ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَم‌ْ كُنْتُم‌ْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُم‌ُ الله‌ُ بِهَذَا فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً لِيُضِل‌َّ النَّاس‌َ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (انعام: 144)

و از شتر يك جفت، و از گاو هم يك جفت (براى شما آفريد) بگو: «كداميك از اينها را خدا حرام كرده است؟ نرها يا ماده‏ها را؟ يا آنچه را شكم ماده‏ها دربرگرفته؟ يا هنگامى كه خدا شما را به اين موضوع توصيه كرد، شما گواه (بر اين تحريم) بوديد؟! پس چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، تا مردم را از روى جهل گمراه سازد؟! خداوند هيچ گاه ستمگران را هدايت نمى‏كند» (144)


وَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ هَادُوا حَرَّمْنَا كُل‌َّ ذِي‌ ظُفُرٍ وَ مِن‌َ الْبَقَرِ وَالْغَنَم‌ِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِم‌ْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَت‌ْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَط‌َ بِعَظْم‌ٍ ذَلِك‌َ جَزَيْنَاهُمْ‌ بِبَغْيِهِم‌ْ وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (انعام: 146)

و بر يهوديان، هر حيوان ناخن‏دار [حيواناتى كه سم يكپارچه دارند] را حرام كرديم و از گاو و گوسفند، پيه و چربيشان را بر آنان تحريم نموديم مگر چربيهايى كه بر پشت آنها قرار دارد، و يا در دو طرف پهلوها، و يا آنها كه با استخوان آميخته است اين را بخاطر ستمى كه مى‏كردند به آنها كيفر داديم و ما راست مى‏گوييم. (146)


سَيَقُول‌ُ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا أَشْرَكْنَا وَ لاَ آبَاؤُنَا وَ لاَ حَرَّمْنَا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ كَذَلِك‌َ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ حَتَّي‌ ذَاقُوا بَأْسَنَا قُل‌ْ هَل‌ْ عِنْدَكُمْ‌ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ فَتُخْرِجُوه‌ُ لَنَا إِنْ‌ تَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ تَخْرُصُون‌َ (انعام: 148)

بزودى مشركان (براى تبرئه خويش) مى‏گويند: «اگر خدا مى‏خواست، نه ما مشرك مى‏شديم و نه پدران ما و نه چيزى را تحريم مى‏كرديم!» كسانى كه پيش از آنها بودند نيز، همين گونه دروغ مى‏گفتند و سرانجام (طعم) كيفر ما را چشيدند. بگو: «آيا دليل روشنى (بر اين موضوع) داريد؟ پس آن را به ما نشان دهيد؟ شما فقط از پندارهاى بى‏اساس پيروى مى‏كنيد، و تخمينهاى نابجا مى‏زنيد.» (148)


قُل‌ْ تَعَالَوْا أَتْل‌ُ مَا حَرَّم‌َ رَبُّكُم‌ْ عَلَيْكُم‌ْ أَنْ لاَ تُشْرِكُوا بِه‌ِ شَيْءً وَ بِالْوَالِدَيْن‌ِ إِحْسَانَاً وَ لاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَكُمْ‌ مِن‌ْ إِمْلاق‌ٍ نَحْن‌ُ نَرْزُقُكُم‌ْ وَ إِيَّاهُم‌ْ وَ لاَ تَقْرَبُوا الْفَوَاحِش‌َ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن‌َ وَ لاَ تَقْتُلُوا النَّفْس‌َ الَّتِي‌ حَرَّم‌َ الله‌ُ إِلاَّ بِالْحَق‌ِّ ذَلِكُم‌ْ وَصَّاكُمْ‌ بِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (انعام: 151)

بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزى مى‏دهيم و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان! و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روى استحقاق) اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد! (151)


أَنْ‌ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِل‌َ الْكِتَاب‌ُ عَلَي‌ طَائِفَتَيْن‌ِ مِنْ‌ قَبْلِنَا وَ إِنْ‌ كُنَّا عَنْ‌ دِرَاسَتِهِم‌ْ لَغَافِلِين‌َ (انعام: 156)

(ما اين كتاب را با اين امتيازات نازل كرديم) تا نگوييد: «كتاب آسمانى تنها بر دو طايفه پيش از ما [يهود و نصارى‏] نازل شده بود و ما از بحث و بررسى آنها بى خبر بوديم»! (156)


أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا الْكِتَاب‌ُ لَكُنَّا أَهْدَي‌ مِنْهُم‌ْ فَقَدْ جَاءَكُمْ‌ بَيِّنَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ كَذَّب‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ صَدَف‌َ عَنْهَا سَنَجْزِي‌ الَّذِين‌َ يَصْدِفُون‌َ عَن‌ْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَاب‌ِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُون‌َ (انعام: 157)

يا نگوييد: «اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مى‏شد، از آنها هدايت يافته‏تر بوديم»! اينك آيات و دلايل روشن از جانب پروردگارتان، و هدايت و رحمت براى شما آمد! پس، چه كسى ستمكارتر است از كسى كه آيات خدا را تكذيب كرده، و از آن روى گردانده است؟! اما بزودى كسانى را كه از آيات ما روى مى‏گردانند، بخاطر همين اعراض بى‏دليلشان، مجازات شديد خواهيم كرد! (157)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَأْتِيَهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ أَوْ يَأْتِي‌َ رَبُّك‌َ أَوْ يَأْتِي‌َ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ لاَ يَنْفَع‌ُ نَفْسَاً إِيمَانُهَا لَم‌ْ تَكُن‌ْ آمَنَت‌ْ مِنْ‌ قَبْل‌ُ أَوْ كَسَبَت‌ْ فِي‌ إِيمَانِهَا خَيْرَاً قُل‌ِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون‌َ (انعام: 158)

آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان (مرگ) به سراغشان آيند، يا خداوند (خودش) به سوى آنها بيايد، يا بعضى از آيات پروردگارت (و نشانه‏هاى رستاخيز)؟! اما آن روز كه بعضى از آيات پروردگارت تحقّق پذيرد، ايمان‏آوردن افرادى كه قبلًا ايمان نياورده‏اند، يا در ايمانشان عمل نيكى انجام نداده‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت! بگو: « (اكنون كه شما چنين انتظارات نادرستى داريد،) انتظار بكشيد ما هم انتظار (كيفر شما را) مى‏كشيم!» (158)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ فَرَّقُوا دِينَهُم‌ْ وَ كَانُوا شِيَعَاً لَسْت‌َ مِنْهُم‌ْ فِي‌ شَي‌ْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُم‌ْ إِلَي‌ الله‌ِ ثُم‌َّ يُنَبِّئُهُمْ‌ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُون‌َ (انعام: 159)

كسانى كه آيين خود را پراكنده ساختند، و به دسته‏هاى گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسيم شدند، تو هيچ گونه رابطه‏اى با آنها ندارى! سر و كار آنها تنها با خداست سپس خدا آنها را از آنچه انجام مى‏دادند، با خبر مى‏كند. (159)


قُل‌ْ إِنَّنِي‌ هَدَانِي‌ رَبِّي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ دِينَاً قِيَمَاً مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 161)

بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده آيينى پابرجا (و ضامن سعادت دين و دنيا) آيين ابراهيم كه از آيينهاى خرافى روى برگرداند و از مشركان نبود.» (161)


كِتَاب‌ٌ أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ فَلاَ يَكُنْ‌ فِي‌ صَدْرِك‌َ حَرَج‌ٌ مِنْه‌ُ لِتُنْذِرَ بِه‌ِ وَ ذِكْرَي‌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 2)

اين كتابى است كه بر تو نازل شده و نبايد از ناحيه آن، ناراحتى در سينه داشته باشى! تا به وسيله آن، (مردم را از عواقب سوء عقايد و اعمال نادرستشان) بيم دهى و تذكّرى است براى مؤمنان. (2)


اتَّبِعُوا مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لاَ تَتَّبِعُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُون‌َ (اعراف: 3)

از چيزى كه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پيروى كنيد! و از اوليا و معبودهاى ديگر جز او، پيروى نكنيد! اما كمتر متذكّر مى‏شويد! (3)


وَ كَمْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتَاً أَوْ هُم‌ْ قَائِلُون‌َ (اعراف: 4)

چه بسيار شهرها و آباديها كه آنها را (بر اثر گناه فراوانشان) هلاك كرديم! و عذاب ما شب‏هنگام، يا در روز هنگامى كه استراحت كرده بودند، به سراغشان آمد. (4)


وَ لَقَدْ خَلَقْنَاكُم‌ْ ثُم‌َّ صَوَّرْنَاكُم‌ْ ثُم‌َّ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكِة‌ِ اسْجُدُوا لِآدَم‌َ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيس‌َ لَم‌ْ يَكُنْ‌ مِن‌َ السَّاجِدِين‌َ (اعراف: 11)

ما شما را آفريديم سپس صورت بندى كرديم بعد به فرشتگان گفتيم: «براى آدم خضوع كنيد!» آنها همه سجده كردند جز ابليس كه از سجده كنندگان نبود. (11)


قَال‌َ مَا مَنَعَك‌َ أَنْ لاَ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُك‌َ قَال‌َ أَنَا خَيْرٌ مِنْه‌ُ خَلَقْتَنِي‌ مِنْ‌ نَارٍ وَ خَلَقْتَه‌ُ مِنْ‌ طِين‌ٍ (اعراف: 12)

(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام كه به تو فرمان دادم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنى؟» گفت: «من از او بهترم مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل!» (12)


قَال‌َ فَاهْبِط‌ْ مِنْهَا فَمَا يَكُون‌ُ لَك‌َ أَن‌ْ تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُج‌ْ إِنَّك‌َ مِن‌َ الصَّاغِرِين‌َ (اعراف: 13)

گفت: «از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبّر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى! (13)


قَال‌َ إِنَّك‌َ مِن‌َ الْمُنْظَرِين‌َ (اعراف: 15)

فرمود: «تو از مهلت داده شدگانى!» (15)


ثُم‌َّ لَآتِيَنَّهُمْ‌ مِنْ‌ بَيْن‌ِ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مِن‌ْ خَلْفِهِم‌ْ وَ عَن‌ْ أَيْمَانِهِم‌ْ وَ عَن‌ْ شَمَائِلِهِم‌ْ وَ لاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُم‌ْ شَاكِرِين‌َ (اعراف: 17)

سپس از پيش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى‏روم و بيشتر آنها را شكرگزار نخواهى يافت!» (17)


قَال‌َ اخْرُج‌ْ مِنْهَا مَذْؤُومَاً مَدْحُورَاً لَمَنْ‌ تَبِعَك‌َ مِنْهُم‌ْ لَأََمْلَأَن‌َّ جَهَنَّم‌َ مِنْكُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (اعراف: 18)

فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خوارى، بيرون رو! و سوگند ياد مى‏كنم كه هر كس از آنها از تو پيروى كند، جهنم را از شما همگى پر مى‏كنم! (18)


وَ يَا آدَم‌ُ اسْكُن‌ْ أَنْت‌َ وَ زَوْجُك‌َ الْجَنَّة‌َ فَكُلاَ مِن‌ْ حَيْث‌ُ شِئْتُمَـا وَ لاَ تَقْرَبَا هَذِه‌ِ الشَّجَرَة‌َ فَتَكُونَا مِن‌َ الْظَّالِمِين‌َ (اعراف: 19)

و اى آدم! تو و همسرت در بهشت ساكن شويد! و از هر جا كه خواستيد، بخوريد! امّا به اين درخت نزديك نشويد، كه از ستمكاران خواهيد بود!» (19)


فَوَسْوَس‌َ لَهُمَا الشَّيْطَان‌ُ لِيُبْدِي‌َ لَهُمَا مَا وُورِي‌َ عَنْهُمَا مِنْ‌ سَوْآتِهِمَا وَ قَال‌َ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَن‌ْ هَذِه‌ِ الشَّجَرَة‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ تَكُونَا مَلَكَيْن‌ِ أَوْ تَكُونَا مِن‌َ الخَالِدِين‌َ (اعراف: 20)

سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر بخاطر اينكه (اگر از آن بخوريد،) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند!» (20)


وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّي‌ لَكُمَا لَمِن‌َ النَّاصِحِين‌َ (اعراف: 21)

و براى آنها سوگند ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم. (21)


فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَة‌َ بَدَت‌ْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَ طَفِقَا يَخْصِفَان‌ِ عَلَيْهِمَا مِنْ‌ وَرَق‌ِ الْجَنَّة‌ِ وَ نَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَم‌ْ أَنْهَكُمَا عَنْ‌ تِلْكُمَا الشَّجَرَة‌ِ وَ أَقُلْ‌ لَكُمَا إِن‌َّ الشَّيْطَان‌َ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (اعراف: 22)

و به اين ترتيب، آنها را با فريب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامى كه از آن درخت چشيدند، اندامشان [عورتشان‏] بر آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى (درختان) بهشتى بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد كه: «آيا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟!» (22)


قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (اعراف: 23)

گفتند: «پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود!» (23)


قَال‌َ فِيهَا تَحْيَوْن‌َ وَ فِيهَا تَمُوتُون‌َ وَ مِنْهَا تُخْرَجُون‌َ (اعراف: 25)

فرمود: «در آن [زمين‏] زنده مى‏شويد و در آن مى‏ميريد و (در رستاخيز) از آن خارج خواهيد شد.» (25)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُم‌ْ لِبَاسَاً يُوَارِي‌ سَوْآتِكُم‌ْ وَ رِيشَاً وَ لِبَاس‌ُ التَّقْوَي‌ ذَلِك‌َ خَيْرٌ ذَلِك‌َ مِن‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَذَّكَّرُون‌َ (اعراف: 26)

اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستاديم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مايه زينت شماست اما لباس پرهيزگارى بهتر است! اينها (همه) از آيات خداست، تا متذكّر (نعمتهاى او) شوند! (26)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ لاَ يَفْتِنَنَّكُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ كَمَا أَخْرَج‌َ أَبَوَيْكُمْ‌ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ يَنْزِع‌ُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّه‌ُ يَرَاكُم‌ْ هُوَ وَ قَبِيلُه‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ تَرَوْنَهُم‌ْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِين‌َ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 27)

اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اينكه او و همكارانش شما را مى‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند! (27)


فَرِيقَاً هَدَي‌ وَ فَرِيقَاً حَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الضَّلاَلَة‌ُ إِنَّهُم‌ُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِين‌َ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ يَحْسَبُون‌َ أَنَّهُمْ‌ مُهْتَدُون‌َ (اعراف: 30)

جمعى را هدايت كرده و جمعى (كه شايستگى نداشته‏اند،) گمراهى بر آنها مسلّم شده است. آنها (كسانى هستند كه) شياطين را به جاى خداوند، اولياى خود انتخاب كردند و گمان مى‏كنند هدايت يافته‏اند! (30)


قُل‌ْ مَن‌ْ حَرَّم‌َ زِينَة‌َ الله‌ِ الَّتِي‌ أَخْرَج‌َ لِعِبَادِه‌ِ وَالطَّيِّبَات‌ِ مِن‌َ الرِّزْق‌ِ قُل‌ْ هِي‌َ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا خَالِصَة‌ً يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 32)

بگو: «چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده، و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند (اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند ولى) در قيامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود.» اين گونه آيات (خود) را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى‏دهيم! (32)


قُل‌ْ إِنَّمَا حَرَّم‌َ رَبِّي‌َ الْفَوَاحِش‌َ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن‌َ وَالْإِثْم‌َ وَالْبَغْي‌َ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ أَنْ‌ تُشْرِكُوا بِالله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ سُلْطَانَاً وَ أَن‌ْ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 33)

بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است و (همچنين) گناه و ستم بناحق را و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‏دانيد.» (33)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ إِنْ مَا يَأْتِيَنَّكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْكُم‌ْ يَقُصُّون‌َ عَلَيْكُم‌ْ آيَاتِي‌ فَمَن‌ِ اتَّقَي‌ وَ أَصْلَح‌َ فَلاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (اعراف: 35)

اى فرزندان آدم! اگر رسولانى از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا براى شما بازگو كنند، (از آنها پيروى كنيد) كسانى كه پرهيزگارى پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خويش و ديگران بكوشند)، نه ترسى بر آنهاست و نه غمناك مى شوند. (35)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ أُولَئِك‌َ يَنَالُهُم‌ْ نَصِيبُهُمْ‌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ حَتَّي‌ إِذَا جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُم‌ْ قَالُوا أَيْن‌َ مَا كُنْتُم‌ْ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَنَّهُم‌ْ كَانُوا كَافِرِين‌َ (اعراف: 37)

چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مى‏بندند، يا آيات او را تكذيب مى كنند؟! آنها نصيبشان را از آنچه مقدّر شده (از نعمتها و مواهب اين جهان) مى‏برند تا زمانى كه فرستادگان ما [فرشتگان قبض ارواح‏] به سراغشان روند و جانشان را بگيرند از آنها مى‏پرسند: «كجايند معبودهايى كه غير از خدا مى‏خوانديد؟! (چرا به يارى شما نمى‏آيند؟!)» مى‏گويند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضدّ خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند! (37)


قَال‌َ ادْخُلُوا فِي‌ أُمَم‌ٍ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِكُمْ‌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ فِي‌ النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَت‌ْ أُمَّة‌ٌ لَعَنَت‌ْ أُخْتَهَا حَتَّي‌ إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعَاً قَالَت‌ْ أُخْرَاهُم‌ْ لِأُولاَهُم‌ْ رَبَّنَا هَؤُلاَءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِم‌ْ عَذَابَاً ضِعْفَاً مِن‌َ النَّارِ قَال‌َ لِكُل‌ٍّ ضِعْف‌ٌ وَ لَكِنْ‌ لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 38)

(خداوند به آنها) مى‏گويد: «در صفّ گروه‏هاى مشابه خود از جنّ و انس در آتش وارد شويد!» هر زمان كه گروهى وارد مى‏شوند، گروه ديگر را لعن مى‏كنند تا همگى با ذلّت در آن قرار گيرند. (در اين هنگام) گروه پيروان درباره پيشوايان خود مى‏گويند: «خداوندا! اينها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن! (كيفرى براى گمراهيشان، و كيفرى بخاطر گمراه ساختن ما.)» مى‏فرمايد: «براى هر كدام (از شما) عذاب مضاعف است ولى نمى‏دانيد! (چرا كه پيروان اگر گرد پيشوايان گمراه را نگرفته بودند، قدرتى بر اغواى مردم نداشتند.)» (38)


وَ قَالَت‌ْ أُولاَهُم‌ْ لِأُخْرَاهُم‌ْ فَمَا كَان‌َ لَكُم‌ْ عَلَيْنَا مِنْ‌ فَضْل‌ٍ فَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَكْسِبُون‌َ (اعراف: 39)

و پيشوايان آنها به پيروان خود مى‏گويند: «شما امتيازى بر ما نداشتيد پس بچشيد عذاب (الهى) را در برابر آنچه انجام مى‏داديد! (39)


لَهُمْ‌ مِنْ‌ جَهَنَّم‌َ مِهَادٌ وَ مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ غَوَاش‌ٍ وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الظَّالِمِين‌َ (اعراف: 41)

براى آنها بسترى از (آتش) دوزخ، و روى آنها پوششهايى (از آن) است و اينچنين ظالمان را جزا ميدهيم! (41)


وَ نَزَعْنَا مَا فِي‌ صُدُورِهِمْ‌ مِن‌ْ غِل‌ٍّ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ُ الْأَنْهَارُ وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِي‌َ لَوْلاَ أَن‌ْ هَدَانَا الله‌ُ لَقَدْ جَاءَت‌ْ رُسُل‌ُ رَبِّنَا بِالْحَق‌ِّ وَ نُودُوا أَنْ‌ تِلْكُم‌ُ الْجَنَّة‌ُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (اعراف: 43)

و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند، برمى‏كنيم (تا در صفا و صميميّت با هم زندگى كنند) و از زير (قصرها و درختان) آنها، نهرها جريان دارد مى‏گويند: «ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما (به اينها) راه نمى‏يافتيم! مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در اين هنگام) به آنان ندا داده مى‏شود كه: «اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى‏داديد، به ارث برديد!» (43)


وَ نَادَي‌ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ أَصْحَاب‌َ الْجَنَّة‌ِ أَن‌ْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِن‌َ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ حَرَّمَهُمَا عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (اعراف: 50)

و دوزخيان، بهشتيان را صدا مى‏زنند كه: « (محبّت كنيد) و مقدارى آب، يا از آنچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشيد!» آنها (در پاسخ) مى‏گويند: «خداوند اينها را بر كافران حرام كرده است!» (50)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ تَأْوِيلَه‌ُ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ تَأْوِيلُه‌ُ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ نَسُوه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَاءَت‌ْ رُسُل‌ُ رَبِّنَا بِالْحَق‌ِّ فَهَلْ‌ لَنَا مِنْ‌ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَل‌َ غَيْرَ الَّذِي‌ كُنَّا نَعْمَل‌ُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ وَ ضَل‌َّ عَنْهُم‌ْ مَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (اعراف: 53)

آيا آنها جز انتظار تأويل آيات (و فرا رسيدن تهديدهاى الهى) دارند؟ آن روز كه تأويل آنها فرا رسد، (كار از كار گذشته، و پشيمانى سودى ندارد و) كسانى كه قبلًا آن را فراموش كرده بودند مى‏گويند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند آيا (امروز) شفيعانى براى ما وجود دارند كه براى ما شفاعت كنند؟ يا (به ما اجازه داده شود به دنيا) بازگرديم، و اعمالى غير از آنچه انجام مى‏داديم، انجام دهيم؟!» (ولى) آنها سرمايه وجود خود را از دست داده‏اند و معبودهايى را كه به دروغ ساخته بودند، همگى از نظرشان: گم مى‏شوند. (نه راه بازگشتى دارند، و نه شفيعانى!) (53)


وَ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوه‌ُ خَوْفَاً وَ طَمَعَاً إِن‌َّ رَحْمَت‌َ الله‌ِ قَرِيب‌ٌ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (اعراف: 56)

و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد، و او را با بيم و اميد بخوانيد! (بيم از مسئوليتها، و اميد به رحمتش. و نيكى كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است! (56)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يُرْسِل‌ُ الرِّيَاح‌َ بُشْرَاً بَيْن‌َ يَدَي‌ْ رَحْمَتِه‌ِ حَتَّي‌ إِذَا أَقَلَّت‌ْ سَحَابَاً ثِقَالاً سُقْنَاه‌ُ لِبَلَدٍ مَيِّت‌ٍ فَأَنْزَلْنَا بِه‌ِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ مِنْ‌ كُل‌ِّ الَّثمَرَات‌ِ كَذَلِك‌َ نُخْرِج‌ُ الْمَوْتَي‌ لَعَلَّكُم‌ْ تَذَكَّرُون‌َ (اعراف: 57)

او كسى است كه بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش (باران) رحمتش مى‏فرستد تا ابرهاى سنگين‏بار را (بر دوش) كشند (سپس) ما آنها را به سوى زمينهاى مرده مى‏فرستيم و به وسيله آنها، آب (حياتبخش) را نازل مى‏كنيم و با آن، از هر گونه ميوه‏اى (از خاك تيره) بيرون مى‏آوريم اين گونه (كه زمينهاى مرده را زنده كرديم،) مردگان را (نيز در قيامت) زنده مى‏كنيم، شايد (با توجه به اين مثال) متذكّر شويد! (57)


لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ فَقَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (اعراف: 59)

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم او به آنان گفت: «اى قوم من! (تنها) خداوند يگانه را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! (و اگر غير او را عبادت كنيد،) من بر شما از عذاب روز بزرگى مى‏ترسم!» (59)


قَال‌َ الْمَلَأَُ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (اعراف: 60)

(ولى) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (60)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ لَيْس‌َ بِي‌ ضَلاَلَة‌ٌ وَ لَكِنِّي‌ رَسُول‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 61)

گفت: «اى قوم من! هيچ گونه گمراهى در من نيست ولى من فرستاده‏اى از جانب پروردگار جهانيانم! (61)


أُبَلِّغُكُم‌ْ رِسَالاَت‌ِ رَبِّي‌ وَ أَنْصَح‌ُ لَكُم‌ْ وَ أَعْلَم‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 62)

رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‏كنم و خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد. (62)


أَوَ عَجِبْتُم‌ْ أَن‌ْ جَاءَكُم‌ْ ذِكْرٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ عَلَي‌ رَجُل‌ٍ مِنْكُم‌ْ لِيُنْذِرَكُم‌ْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّكُم‌ْ تُرْحَمُون‌َ (اعراف: 63)

آيا تعجّب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيله مردى از ميان شما به شما برسد، تا (از عواقب اعمال خلاف) بيمتان دهد، و (در پرتو اين دستور،) پرهيزگارى پيشه كنيد و شايد مشمول رحمت (الهى) گرديد؟! (63)


وَ إِلَي‌ عَادٍ أَخَاهُم‌ْ هُودَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ أَفَلاَ تَتَّقُون‌َ (اعراف: 65)

و به سوى قوم عاد، برادرشان «هود» را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را پرستش كنيد، كه جز او معبودى براى شما نيست! آيا پرهيزگارى پيشه نمى‏كنيد؟!» (65)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ سَفَاهَة‌ٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّك‌َ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (اعراف: 66)

اشراف كافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت (و نادانى و سبك مغزى) مى‏بينيم، و ما مسلّماً تو را از دروغگويان مى‏دانيم!» (66)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ لَيْس‌َ بِي‌ سَفَاهَة‌ٌ وَ لَكِنِّي‌ رَسُول‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 67)

گرفت: «اى قوم من! هيچ گونه سفاهتى در من نيست ولى فرستاده‏اى از طرف پروردگار جهانيانم. (67)


أَوَ عَجِبْتُم‌ْ أَنْ‌ جَاءَكُم‌ْ ذِكْرٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ عَلَي‌ رَجُل‌ٍ مِنْكُم‌ْ لِيُنْذِرَكُم‌ْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُم‌ْ خُلَفَاءَ مِن‌ْ بَعْدِ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ زَادَكُم‌ْ فِي‌ الْخَلْق‌ِ بَصْطَة‌ً فَاذْكُرُوا آلاَءَ الله‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (اعراف: 69)

آيا تعجّب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيله مردى از ميان شما به شما برسد تا (از مجازات الهى) بيمتان دهد؟! و به ياد آوريد هنگامى كه شما را جانشينان قوم نوح قرار داد و شما را از جهت خلقت (جسمانى) گسترش (و قدرت) داد پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد، شايد رستگار شويد!» (69)


قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ الله‌َ وَحْدَه‌ُ وَ نَذَرَ مَا كَان‌َ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الْصَّادِقِين‌َ (اعراف: 70)

گفتند: «آيا به سراغ ما آمده‏اى كه تنها خداى يگانه را بپرستيم، و آنچه را پدران ما مى‏پرستند، رها كنيم؟! پس اگر راست مى‏گويى آنچه را (از بلا و عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى، بياور»! (70)


قَال‌َ قَدْ وَقَع‌َ عَلَيْكُم‌ْ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ رِجْس‌ٌ وَ غَضَب‌ٌ أَتُجَادِلُونَنِي‌ فِي‌ أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُم‌ْ مَا نَزَّل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُم‌ْ مِن‌َ الْمُنْتَظِرِين‌َ (اعراف: 71)

گفت: «پليدى و غضب پروردگارتان، شما را فرا گرفته است! آيا با من در مورد نامهايى مجادله مى‏كنيد كه شما و پدرانتان 0 بعنوان معبود و خدا، بر بتها) گذارده‏ايد، در حالى كه خداوند هيچ دليلى درباره آن نازل نكرده است؟! پس شما منتظر باشيد، من هم با شما انتظار مى‏كشم! (شما انتظار شكست من، و من انتظار عذاب الهى براى شما!)» (71)


فَأَنجَيْنَاه‌ُ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ قَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ مَا كَانُوا مُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 72)

سرانجام، او و كسانى را كه با او بودند، برحمت خود نجات بخشيديم و ريشه كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياوردند، قطع كرديم! (72)


وَ إِلَي‌ ثَمُودَ أَخَاهُم‌ْ صَالِحَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِنْ‌ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ قَدْ جَاءَتْكُم‌ْ بَيِّنَة‌ٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ هَذِه‌ِ نَاقَة‌ُ الله‌ِ لَكُم‌ْ آيَة‌ً فَذَرُوهَا تَأْكُل‌ْ فِي‌ أَرْض‌ِ الله‌ِ وَ لاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (اعراف: 73)

و به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را بپرستيد، كه جز او، معبودى براى شما نيست! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: اين «ناقه» الهى براى شما معجزه‏اى است او را به حال خود واگذاريد كه در زمين خدا (از علفهاى بيابان) بخورد! و آن را آزار نرسانيد، كه عذاب دردناكى شما را خواهد گرفت! (73)


وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُم‌ْ خُلَفَاءَ مِن‌ْ بَعْدِ عَادٍ وَ بَوَّأَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ تَتَّخِذُون‌َ مِنْ‌ سُهُولِهَا قُصُورَاً وَ تَنْحِتُون‌َ الْجِبَال‌َ بُيُوتَاً فَاذْكُرُوا آلاَءَ الله‌ِ وَ لاَ تَعْثَوْا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُفْسِدِين‌َ (اعراف: 74)

و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم «عاد» قرار داد، و در زمين مستقر ساخت، كه در دشتهايش، قصرها براى خود بنا مى‏كنيد و در كوه‏ها، براى خود خانه‏ها مى تراشيد! بنا بر اين، نعمتهاى خدا را متذكر شويد! و در زمين، به فساد نكوشيد!» (74)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ لِلَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِمَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُم‌ْ أَتَعْلَمُون‌َ أَن‌َّ صَالِحَاً مُرْسَل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِل‌َ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 75)

(ولى) اشراف متكبر قوم او، به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند، گفتند: «آيا (براستى) شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموريت يافته، ايمان آورده‏ايم.» (75)


فَعَقَرُوا النَّاقَة‌َ وَ عَتَوْا عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّهِم‌ْ وَ قَالُوا يَا صَالِح‌ُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (اعراف: 77)

سپس «ناقه» را پى كردند، و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستى، آنچه ما را با آن تهديد مى‏كنى، بياور!» (77)


وَ لُوطَاً إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ أَتَأْتُون‌َ الْفَاحِشَة‌َ مَا سَبَقَكُم‌ْ بِهَا مِنْ‌ أَحَدٍ مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 80)

و (به خاطر آوريد) لوط را، هنگامى كه به قوم خود گفت: «آيا عمل بسيار زشتى را انجام مى‏دهيد كه هيچيك از جهانيان، پيش از شما انجام نداده است؟! (80)


إِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الرِّجَال‌َ شَهْوَة‌ً مِنْ‌ دُون‌ِ النِّسَاءِ بَل‌ْ أَنْتُم‌ْ قَوْم‌ٌ مُسْرِفُون‌َ (اعراف: 81)

آيا شما از روى شهوت به سراغ مردان مى‏رويد، نه زنان؟! شما گروه اسرافكار (و منحرفى) هستيد! (81)


وَ مَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَن‌ْ قَالُوا أَخْرِجُوهُم‌ْ مِنْ‌ قَرْيَتِكُم‌ْ إِنَّهُم‌ْ أُنَاس‌ٌ يَتَطَهَّرُون‌َ (اعراف: 82)

ولى پاسخ قومش چيزى جز اين نبود كه گفتند: «اينها را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه اينها مردمى هستند كه پاكدامنى را مى‏طلبند (و با ما همصدا نيستند!)» (82)


فَأَنْجَيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (اعراف: 83)

(چون كار به اينجا رسيد،) ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم جز همسرش، كه از بازماندگان (در شهر) بود. (83)


وَ إِلَي‌ مَدْيَن‌َ أَخَاهُم‌ْ شُعَيْبَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ قَدْ جَاءَتْكُم‌ْ بَيِّنَة‌ٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ فَأَوْفُوا الْكَيْل‌َ وَالْمِيزَان‌َ وَ لاَ تَبْخَسُوا النَّاس‌َ أَشْيَاءَهُم‌ْ وَ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 85)

و به سوى مدين، برادرشان شعيب را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستيد، كه جز او معبودى نداريد! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است بنا بر اين، حق پيمانه و وزن را ادا كنيد! و از اموال مردم چيزى نكاهيد! و در روى زمين، بعد از آنكه (در پرتو ايمان و دعوت انبياء) اصلاح شده است، فساد نكنيد! اين براى شما بهتر است اگر با ايمان هستيد! (85)


وَ إِنْ‌ كَان‌َ طَائِفَة‌ٌ مِنْكُم‌ْ آمَنُوا بِالَّذِي‌ أُرْسِلْت‌ُ بِه‌ِ وَ طَائِفَة‌ٌ لَم‌ْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّي‌ يَحْكُم‌َ الله‌ُ بَيْنَنَا وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين‌َ (اعراف: 87)

و اگر گروهى از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‏ام ايمان آورده‏اند، و گروهى ايمان نياورده‏اند، صبر كنيد تا خداوند ميان ما داورى كند، كه او بهترين داوران است! (87)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِن‌ْ قَوْمِه‌ِ لَنُخْرِجَنَّك‌َ يَا شُعَيْب‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَك‌َ مِنْ‌ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُن‌َّ فِي‌ مِلَّتِنَا قَال‌َ أَوَ لَوْ كُنَّا كَارِهِين‌َ (اعراف: 88)

اشراف زورمند و متكبّر از قوم او گفتند: «اى شعيب! به يقين، تو و كسانى را كه به تو ايمان آورده‏اند، از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد، يا به آيين ما بازگرديد!» كفت: «آيا (مى‏خواهيد ما را بازگردانيد) اگر چه مايل نباشيم؟! (88)


قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً إِن‌ْ عُدْنَا فِي‌ مِلَّتِكُم‌ْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا الله‌ُ مِنْهَا وَ مَا يَكُون‌ُ لَنَا أَن‌ْ نَعُودَ فِيهَا إِلاَّ أَن‌ْ يَشَاءَ الله‌ُ رَبُّنَا وَسِع‌َ رَبُّنَا كُل‌َّ شَي‌ْءٍ عِلْمَاً عَلَي‌ الله‌ِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَح‌ْ بَيْنَنَا وَ بَيْن‌َ قَوْمِنَا بِالْحَق‌ِّ وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْفَاتِحِين‌َ (اعراف: 89)

اگر ما به آيين شما بازگرديم، بعد از آنكه خدا ما را از آن نجات بخشيده، به خدا دروغ بسته‏ايم و شايسته نيست كه ما به آن بازگرديم مگر اينكه خدايى كه پروردگار ماست بخواهد علم پروردگار ما، به همه چيز احاطه دارد. تنها بر خدا توكل كرده‏ايم. پروردگارا! ميان ما و قوم ما بحق داورى كن، كه تو بهترين داورانى!» (89)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ قَوْمِه‌ِ لَئِنِ اتَّبَعْتُم‌ْ شُعَيْبَاً إِنَّكُم‌ْ إِذَاً لَخَاسِرُون‌َ (اعراف: 90)

اشراف زورمند از قوم او كه كافر شده بودند گفتند: «اگر از شعيب پيروى كنيد، شما هم زيانكار خواهيد شد!» (90)


وَ مَا أَرْسَلْنَا فِي‌ قَرْيَة‌ٍ مِن‌ْ نَبِي‌ٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُم‌ْ يَضَّرَّعُون‌َ (اعراف: 94)

و ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه اهل آن را به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم شايد (به خود آيند، و به سوى خدا) بازگردند و تضرع كنند! (94)


وَ لَوْ أَن‌َّ أَهْل‌َ الْقُرَي‌ آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم‌ْ بَرَكَات‌ٍ مِن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ وَ لَكِنْ‌ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم‌ْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُون‌َ (اعراف: 96)

و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مى‏آوردند و تقوا پيشه مى‏كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مى‏گشوديم ولى (آنها حق را) تكذيب كردند ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم. (96)


أَوَ لَم‌ْ يَهْدِ لِلَّذِين‌َ يَرِثُون‌َ الْأَرْض‌َ مِن‌ْ بَعْدِ أَهْلِهَا أَن‌ْ لَوْ نَشَاءُ أَصَبْنَاهُم‌ْ بِذُنُوبِهِم‌ْ وَ نَطْبَع‌ُ عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ فَهُم‌ْ لاَ يَسْمَعُون‌َ (اعراف: 100)

آيا كسانى كه وارث روى زمين بعد از صاحبان آن مى‏شوند، عبرت نمى‏گيرند كه اگر بخواهيم، آنها را نيز به گناهانشان هلاك مى‏كنيم، و بر دلهايشان مهر مى‏نهيم تا (صداى حق را) نشنوند؟! (100)


تِلْك‌َ الْقُرَي‌ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ مِن‌ْ أَنْبَائِهَا وَ لَقَدْ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ كَذَلِك‌َ يَطْبَع‌ُ الله‌ُ عَلَي‌ قُلُوب‌ِ الْكَافِرِين‌َ (اعراف: 101)

اينها، شهرها و آباديهايى است كه قسمتى از اخبار آن را براى تو شرح مى‏دهيم پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند (ولى آنها چنان لجوج بودند كه) به آنچه قبلًا تكذيب كرده بودند، ايمان نمى‏آوردند! اين گونه خداوند بر دلهاى كافران مهر مى‏نهد (و بر اثر لجاجت و ادامه گناه، حس تشخيصشان را سلب مى‏كند)! (101)


وَ مَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِم‌ْ مِن‌ْ عَهْدٍ وَ إِن‌ْ وَجَدْنَا أَكْثَرَهُم‌ْ لَفَاسِقِين‌َ (اعراف: 102)

و بيشتر آنها را بر سر پيمان خود نيافتيم (بلكه) اكثر آنها را فاسق و گنهكار يافتيم! (102)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَظَلَمُوا بِهَا فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُفْسِدِين‌َ (اعراف: 103)

سپس بدنبال آنها [پيامبران پيشين‏] موسى را با آيات خويش به سوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم اما آنها (با عدم پذيرش)، به آن (آيات) ظلم كردند. ببين عاقبت مفسدان چگونه بود! (103)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ يَا فِرْعَوْن‌ُ إِنِّي‌ رَسُول‌ٌ مِن‌ْ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 104)

و موسى گفت: «اى فرعون! من فرستاده‏اى از سوى پروردگار جهانيانم. (104)


حَقِيق‌ٌ عَلَي‌ أَن‌ْ لاَ أَقُول‌َ عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ قَدْ جِئْتُكُم‌ْ بِبَيِّنَة‌ٍ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ فَأَرْسِل‌ْ مَعِي‌َ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (اعراف: 105)

سزاوار است كه بر خدا جز حق نگويم. من دليل روشنى از پروردگارتان براى شما آورده‏ام پس بنى اسرائيل را با من بفرست!» (105)


قَال‌َ إِن‌ْ كُنْت‌َ جِئْت‌َ بِآيَة‌ٍ فَأْت‌ِ بِهَا إِن‌ْ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (اعراف: 106)

(فرعون) گفت: «اگر نشانه‏اى آورده‏اى، نشان بده اگر از راستگويانى!» (106)


قَال‌َ الْمَلَأَُ مِن‌ْ قَوْم‌ِ فِرْعَوْن‌َ إِن‌َّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيم‌ٌ (اعراف: 109)

اطرافيان فرعون گفتند: «بى‏شك، اين ساحرى ماهر و دانا است! (109)


يُرِيدُ أَن‌ْ يُخْرِجَكُم‌ْ مِن‌ْ أَرْضِكُم‌ْ فَمَاذَا تَأْمُرُون‌َ (اعراف: 110)

مى‏خواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند (نظر شما چيست، و) در برابر او چه دستورى داريد؟» (110)


قَال‌َ نَعَم‌ْ وَ إِنَّكُم‌ْ لَمِن‌َ الْمُقَرَّبِين‌َ (اعراف: 114)

گفت: «آرى، و شما از مقربان خواهيد بود!» (114)


قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَن‌ْ آذَن‌َ لَكُم‌ْ إِن‌َّ هَذَا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوه‌ُ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 123)

فرعون گفت: «آيا پيش از آنكه به شما اجازه دهم، به او ايمان آورديد؟! حتماً اين نيرنگ و توطئه‏اى است كه در اين شهر (و ديار) چيده‏ايد، تا اهلش را از آن بيرون كنيد ولى بزودى خواهيد دانست! (123)


لَأَُقَطِّعَن‌َّ أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُم‌ْ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ ثُم‌َّ لَأَُصَلِّبَنَّكُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (اعراف: 124)

سوگند مى‏خورم كه دستها و پاهاى شما را بطور مخالف [دست راست با پاى چپ، يا دست چپ با پاى راست‏] قطع مى‏كنم سپس همگى را به دار مى‏آويزم! (124)


وَ مَا تَنْقِم‌ُ مِنَّا إِلاَّ أَن‌ْ آمَنَّا بِآيَات‌ِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغ‌ْ عَلَيْنَا صَبْرَاً وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِين‌َ (اعراف: 126)

انتقام تو از ما، تنها بخاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خويش- هنگامى كه به سراغ ما آمد- ايمان آورديم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ريز! (و آخرين درجه شكيبايى را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بميران!» (126)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ مِن‌ْ قَوْم‌ِ فِرْعَوْن‌َ أَتَذَرُ مُوسَي‌ وَ قَوْمَه‌ُ لِيُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ يَذَرَك‌َ وَ آلِهَتَك‌َ قَال‌َ سَنُقَتِّل‌ُ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ نَسْتَحْيِي‌ نِسَاءَهُم‌ْ وَ إِنَّا فَوْقَهُم‌ْ قَاهِرُون‌َ (اعراف: 127)

و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آيا موسى و قومش را رها مى‏كنى كه در زمين فساد كنند، و تو و خدايانت را رها سازد؟!» گفت: «بزودى پسرانشان را مى‏كشيم، و دخترانشان را زنده نگه مى‏داريم (تا به ما خدمت كنند) و ما بر آنها كاملًا مسلّطيم!» (127)


قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ اسْتَعِينُوا بِالله‌ِ وَاصْبِرُوا إِن‌َّ الْأَرْض‌َ لِالله‌ِ يُورِثُهَا مَن‌ْ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَالْعَاقِبَة‌ُ لِلْمُتَّقِين‌َ (اعراف: 128)

موسى به قوم خود گفت: «از خدا يارى جوييد، و استقامت پيشه كنيد، كه زمين از آن خداست، و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، واگذار مى‏كند و سرانجام (نيك) براى پرهيزكاران است!» (128)


قَالُوا أُوذِينَا مِن‌ْ قَبْل‌ِ أَن‌ْ تَأْتِيَنَا وَ مِن‌ْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَال‌َ عَسَي‌ رَبُّكُم‌ْ أَن‌ْ يُهْلِك‌َ عَدُوَّكُم‌ْ وَ يَسْتَخْلِفَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرَ كَيْف‌َ تَعْمَلُون‌َ (اعراف: 129)

گفتند: «پيش از آنكه به سوى ما بيايى آزار ديديم، (هم اكنون) پس از آمدنت نيز آزار مى‏بينيم! (كى اين آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مى‏كنيد!» (129)


وَ لَقَدْ أَخَذْنَا آل‌َ فِرْعَوْن‌َ بِالسِّنِين‌َ وَ نَقْص‌ٍ مِن‌َ الثَّـمَرَات‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَذَّكَّرُون‌َ (اعراف: 130)

و ما نزديكان فرعون (و قوم او) را به خشكسالى و كمبود ميوه‏ها گرفتار كرديم، شايد متذكر گردند! (130)


وَ قَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِه‌ِ مِن‌ْ آيَة‌ٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْن‌ُ لَك‌َ بِمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 132)

و گفتند: «هر زمان نشانه و معجزه‏اى براى ما بياورى كه سحرمان كنى، ما به تو ايمان نمى‏آوريم!» (132)


فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم‌ْ فَأَغْرَقْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْيَم‌ِّ بِأَنَّهُم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ كَانُوا عَنْهَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 136)

سرانجام از آنها انتقام گرفتيم، و آنان را در دريا غرق كرديم زيرا آيات ما را تكذيب كردند، و از آن غافل بودند. (136)


وَ إِذْ أَنْجَيْنَاكُم‌ْ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَسُومُونَكُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ يُقَتِّلُون‌َ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ يَسْتَحْيُون‌َ نِسَاءَكُم‌ْ وَ فِي‌ ذَلِكُم‌ْ بَلاَءٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ عَظِيم‌ٌ (اعراف: 141)

(به خاطر بياوريد) زمانى را كه از (چنگال) فرعونيان نجاتتان بخشيديم! آنها كه پيوسته شما را شكنجه مى‏دادند، پسرانتان را مى‏كشتند، و زنانتان را (براى خدمتكارى) زنده مى‏گذاشتند و در اين، آزمايش بزرگى از سوى خدا براى شما بود. (141)


قَال‌َ يَا مُوسَي‌ إِنِّي‌ اصْطَفَيْتُك‌َ عَلَي‌ النَّاس‌ِ بِرِسَالاَتِي‌ وَ بِكَلاَمِي‌ فَخُذْ مَا آتَيْتُك‌َ وَ كُن‌ْ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (اعراف: 144)

(خداوند) فرمود: «اى موسى! من تو را با رسالتهاى خويش، و با سخن‏گفتنم (با تو)، بر مردم برترى دادم و برگزيدم پس آنچه را به تو داده‏ام بگير و از شكرگزاران باش!» (144)


وَ كَتَبْنَا لَه‌ُ فِي‌ الْأَلْوَاح‌ِ مِن‌ْ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مَوْعِظَة‌ً وَ تَفْصِيلاً لِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّة‌ٍ وَأْمُرْ قَوْمَك‌َ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُم‌ْ دَارَ الْفَاسِقِين‌َ (اعراف: 145)

و براى او در الواح اندرزى از هر موضوعى نوشتيم و بيانى از هر چيز كرديم- «پس آن را با جدّيت بگير! و به قوم خود بگو: به نيكوترين آنها عمل كنند! (و آنها كه به مخالفت برخيزند، كيفرشان دوزخ است) و بزودى جايگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد!» (145)


وَاتَّخَذَ قَوْم‌ُ مُوسَي‌ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ مِن‌ْ حُلِيِّهِم‌ْ عِجْلاً جَسَداً لَه‌ُ خُوَارٌ أَلَم‌ْ يَرَوْا أَنَّه‌ُ لاَ يُكَلِّمُهُم‌ْ وَ لاَ يَهْدِيهِم‌ْ سَبِيلاً اتَّخَذُوه‌ُ وَ كَانُوا ظَالِمِين‌َ (اعراف: 148)

قوم موسى بعد (از رفتن) او (به ميعادگاه خدا)، از زيورهاى خود گوساله‏اى ساختند جسد بى‏جانى كه صداى گوساله داشت! آيا آنها نمى‏ديدند كه با آنان سخن نمى‏گويد، و به راه (راست) هدايتشان نمى‏كند؟! آن را (خداى خود) انتخاب كردند، و ظالم بودند! (148)


وَ لَمَّا سُقِط‌َ فِي‌ أَيْدِيهِم‌ْ وَ رَأَوْا أَنَّهُم‌ْ قَدْ ضَلُّوا قَالُوا لَئِنْ‌ لَم‌ْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَ يَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (اعراف: 149)

و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، و ديدند گمراه شده‏اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نكند، و ما را نيامرزد، بطور قطع از زيانكاران خواهيم بود!» (149)


وَ لَمَّا رَجَع‌َ مُوسَي‌ إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ غَضْبَان‌َ أَسِفَاً قَال‌َ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي‌ مِنْ‌ بَعْدِي‌ أَعَجِلْتُم‌ْ أَمْرَ رَبِّكُم‌ْ وَ أَلْقَي‌ الْأَلْوَاح‌َ وَ أَخَذَ بِرَأْس‌ِ أَخِيه‌ِ يَجُرُّه‌ُ إِلَيْه‌ِ قَال‌َ ابْن‌َ أُم‌َّ إِن‌َّ الْقَوْم‌َ اسْتَضْعَفُونِي‌ وَ كَادُوا يَقْتُلُونَنِي‌ فَلاَ تُشْمِت‌ْ بِي‌َ الْأَعْدَاءَ وَ لاَ تَجْعَلْنِي‌ مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (اعراف: 150)

و هنگامى كه موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشينانى برايم بوديد (و آيين مرا ضايع كرديد)! آيا در مورد فرمان پروردگارتان (و تمديد مدّت ميعاد او)، عجله نموديد (و زود قضاوت كرديد؟!)» سپس الواح را افكند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوى خود كشيد او گفت: «فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند، پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده!» (150)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا الْعِجْل‌َ سَيَنَالُهُم‌ْ غَضَب‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ ذِلَّة‌ٌ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُفْتَرِين‌َ (اعراف: 152)

كسانى كه گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنيا به آنها مى‏رسد و اينچنين، كسانى را كه (بر خدا) افترا مى‏بندند، كيفر مى دهيم! (152)


وَالَّذِين‌َ عَمِلُوا السَّيِّئَات‌ِ ثُم‌َّ تَابُوا مِنْ‌ بَعْدِهَا وَ آمَنُوا إِن‌َّ رَبَّك‌َ مِنْ‌ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (اعراف: 153)

و آنها كه گناه كردند، و بعد از آن توبه نمودند و ايمان آوردند، (اميد عفو او را دارند زيرا) پروردگار تو، در پى اين كار، آمرزنده و مهربان است. (153)


وَاخْتَارَ مُوسَي‌ قَوْمَه‌ُ سَبْعِين‌َ رَجُلاً لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُم‌ُ الرَّجْفَة‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ لَوْ شِئْت‌َ أَهْلَكْتَهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِيَّاي‌َ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ فِتْنَتُك‌َ تُضِل‌ُّ بِهَا مَنْ‌ تَشَاءُ وَ تَهْدِي‌ مَنْ‌ تَشَاءُ أَنْت‌َ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْغَافِرِين‌َ (اعراف: 155)

موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد و هنگامى كه زمين‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاك شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر مى‏خواستى، مى توانستى آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى! آيا ما را به آنچه سفيهانمان انجام داده‏اند، (مجازات و) هلاك مى‏كنى؟! اين، جز آزمايش تو، چيز ديگر نيست كه هر كس را بخواهى (و مستحق بدانى)، به وسيله آن گمراه مى‏سازى و هر كس را بخواهى (و شايسته ببينى)، هدايت مى‏كنى! تو ولىّ مايى، و ما را بيامرز، بر ما رحم كن، و تو بهترين آمرزندگانى! (155)


وَ مِنْ‌ قَوْم‌ِ مُوسَي‌ أُمَّة‌ٌ يَهْدُون‌َ بِالحَق‌ِّ وَ بِه‌ِ يَعْدِلُون‌َ (اعراف: 159)

و از قوم موسى، گروهى هستند كه به سوى حق هدايت مى‏كنند و به حق و عدالت حكم مى‏نمايند. (159)


وَ قَطَّعْنَاهُم‌ُ اثْنَتَي‌ْ عَشْرَة‌َ أَسْبَاطَاً أُمَمَاً وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ مُوسَي‌ إِذِ اسْتَسْقَاه‌ُ قَوْمُه‌ُ أَن‌ِ اضْرِب‌ بِعَصَاك‌َ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَت‌ْ مِنْه‌ُ اثْنَتَا عَشْرَة‌َ عَيْنَاً قَدْ عَلِم‌َ كُل‌ُّ أُنَاس‌ٍ مَشْرَبَهُم‌ْ وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْهِم‌ُ الْغَمَام‌َ وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْهِم‌ُ الْمَن‌َّ وَالسَّلْوَي‌ كُلُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 160)

ما آنها را به دوازده گروه- كه هر يك شاخه‏اى (از دودمان اسرائيل) بود- تقسيم كرديم. و هنگامى كه قوم موسى (در بيابان) از او تقاضاى آب كردند، به او وحى فرستاديم كه: «عصاى خود را بر سنگ بزن!» ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون جست آن چنان كه هر گروه، چشمه و آبشخور خود را مى‏شناخت. و ابر را بر سر آنها سايبان ساختيم و بر آنها «مَن» و «سَلوى» فرستاديم (و به آنان گفتيم:) از روزيهاى پاكيزه‏اى كه به شما داده‏ايم، بخوريد! (و شكر خدا را بجا آوريد! آنها نافرمانى و ستم كردند ولى) به ما ستم نكردند، لكن به خودشان ستم مى‏نمودند. (160)


وَ إِذْ قِيل‌َ لَهُم‌ُ اسْكُنُوا هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌َ وَ كُلُوا مِنْهَا حَيْث‌ُ شِئْتُم‌ْ وَ قُولُوا حِطَّة‌ٌ وَادْخُلُوا الْبَاب‌َ سُجَّدَاً نَغْفِرْ لَكُم‌ْ خَطِيئَاتِكُم‌ْ سَنَزِيدُ الْمُـحْسِنِين‌َ (اعراف: 161)

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه به آنها گفته شد: «در اين شهر [بيت المقدّس‏] ساكن شويد، و از هر جا (و به هر كيفيت) بخواهيد، از آن بخوريد (و بهره گيريد)! و بگوييد: خداوندا! گناهان ما را بريز! و از درِ (بيت المقدس) با تواضع وارد شويد! كه اگر چنين كنيد، گناهان شما را مى‏بخشم و نيكوكاران را پاداش بيشتر خواهيم داد.» (161)


فَبَدَّل‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي‌ قِيل‌َ لَهُم‌ْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِم‌ْ رِجْزَاً مِن‌َ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 162)

اما ستمگران آنها، اين سخن (و آن فرمانها) را، بغير آنچه به آنها گفته شده بود، تغيير دادند از اين رو بخاطر ستمى كه روا ميداشتند، بلايى از آسمان بر آنها فرستاديم (و مجازاتشان كرديم). (162)


وَ إِذْ قَالَت‌ْ أُمَّة‌ٌ مِنْهُم‌ْ لِم‌َ تَعِظُون‌َ قَوْمَاً الله‌ُ مُهْلِكُهُم‌ْ أَوْ مُعَذِّبُهُم‌ْ عَذَابَاً شَدِيدَاً قَالُوا مَعْذِرَة‌ً إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (اعراف: 164)

و (به ياد آر) هنگامى را كه گروهى از آنها (به گروه ديگر) گفتند: «چرا جمعى (گنهكار) را اندرز مى‏دهيد كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد، يا به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت؟! (آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند!)» گفتند: « (اين اندرزها،) براى اعتذار (و رفع مسئوليت) در پيشگاه پروردگار شماست بعلاوه شايد آنها (بپذيرند، و از گناه باز ايستند، و) تقوا پيشه كنند!» (164)


وَ قَطَّعْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أُمَمَاً مِنْهُم‌ُ الصَّالِحُون‌َ وَ مِنْهُم‌ْ دُون‌َ ذَلِك‌َ وَ بَلَوْنَاهُمْ‌ بِالْحَسَنَات‌ِ وَالسَّيِّئَات‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (اعراف: 168)

و آنها را در زمين بصورت گروه‏هايى، پراكنده ساختيم گروهى از آنها صالح، و گروهى ناصالحند. و آنها را با نيكى‏ها و بدى‏ها آزموديم، شايد بازگردند! (168)


فَخَلَف‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ خَلْف‌ٌ وَرِثُوا الْكِتَاب‌َ يَأْخُذُون‌َ عَرَض‌َ هَذَا الْأَدْنَي‌ وَ يَقُولُون‌َ سَيُغْفَرُ لَنَا وَ إِنْ‌ يَأْتِهِم‌ْ عَرَض‌ٌ مِثْلُه‌ُ يَأْخُذُوه‌ُ أَلَم‌ْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم‌ْ مِيثَاق‌ُ الْكِتَاب‌ِ أَنْ‌ لاَ يَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ وَ دَرَسُوا مَا فِيه‌ِ وَالدَّارُ الْآخِرَة‌ُ خَيْرٌ لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (اعراف: 169)

پس از آنها، فرزندانى جاى آنها را گرفتند كه وارث كتاب (آسمانى، تورات) شدند (امّا با اين حال،) متاع اين دنياى پست را گرفته، (بر اطاعت فرمان خدا ترجيح مى‏دهند) و مى‏گويند: « (اگر ما گنهكاريم توبه مى‏كنيم و) بزودى بخشيده خواهيم شد!» اما اگر متاع ديگرى همانند آن به دستشان بيفتد، آن را (نيز) مى‏گيرند، (و باز حكم خدا را پشت سر مى‏افكنند.) آيا پيمان كتاب (خدا) از آنها گرفته نشده كه بر خدا (دروغ نبندند، و) جز حق نگويند، و آنان بارها آن را خوانده‏اند؟! و سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است، آيا نمى‏فهميد؟! (169)


وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّك‌َ مِنْ‌ بَنِي‌ آدَم‌َ مِنْ‌ ظُهُورِهِم‌ْ ذُرِّيَّتَهُم‌ْ وَ أَشْهَدَهُم‌ْ عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَلَسْت‌ُ بِرَبِّكُم‌ْ قَالُوا بَلَي‌ شَهِدْنَا أَنْ‌ تَقُولُوا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِنَّا كُنَّا عَن‌ْ هَذَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 172)

و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»! (172)


أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَك‌َ آبَاؤُنَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّة‌ً مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ الْمُبْطِلُون‌َ (اعراف: 173)

يا بگوييد: «پدرانمان پيش از ما مشرك بودند، ما هم فرزندانى بعد از آنها بوديم (و چاره‏اى جز پيروى از آنان نداشتيم) آيا ما را به آنچه باطل‏گرايان انجام دادند مجازات مى‏كنى؟!» (173)


وَاتْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ نَبَأَ الَّذِي‌ آتَيْنَاه‌ُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخ‌َ مِنْهَا فَأَتْبَعَه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ فَكَان‌َ مِن‌َ الْغَاوِين‌َ (اعراف: 175)

و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد! (175)


وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّم‌َ كَثِيرَاً مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ لَهُم‌ْ قُلُوب‌ٌ لاَ يَفْقَهُون‌َ بِهَا وَ لَهُم‌ْ أَعْيُن‌ٌ لاَ يُبْصِرُون‌َ بِهَا وَ لَهُم‌ْ آذَان‌ٌ لاَ يَسْمَعُون‌َ بِهَا أُولَئِك‌َ كَالْأَنْعَام‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ أَضَل‌ُّ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْغَافِلُون‌َ (اعراف: 179)

به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم آنها دلها [عقلها] يى دارند كه با آن (انديشه نمى‏كنند، و) نمى‏فهمند و چشمانى كه با آن نمى‏بينند و گوشهايى كه با آن نمى‏شنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)! (179)


وَ مِمَّن‌ْ خَلَقْنَا أُمَّة‌ٌ يَهْدُون‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ بِه‌ِ يَعْدِلُون‌َ (اعراف: 181)

و از آنها كه آفريديم، گروهى بحق هدايت مى‏كنند، و بحق اجراى عدالت مى‏نمايند. (181)


وَالَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ‌ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 182)

و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جايى كه نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد. (182)


أَوَ لَم‌ْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ‌ مِنْ‌ جِنَّة‌ٍ إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (اعراف: 184)

آيا فكر نكردند كه همنشين آنها [پيامبر] هيچ گونه (اثرى از) جنون ندارد؟! (پس چگونه چنين نسبت ناروايى به او مى‏دهند؟!) او فقط بيم دهنده آشكارى است (كه مردم را متوجه وظايفشان مى‏سازد). (184)


أَوَ لَم‌ْ يَنْظُرُوا فِي‌ مَلَكُوت‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ مِن‌ شَي‌ْءٍ وَ أَن‌ْ عَسَي‌ أَنْ‌ يَكُون‌َ قَدِ اقْتَرَب‌َ أَجَلُهُم‌ْ فَبِأَي‌ِّ حَدِيث‌ٍ بَعْدَه‌ُ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 185)

آيا در حكومت و نظام آسمانها و زمين، و آنچه خدا آفريده است، (از روى دقت و عبرت) نظر نيفكندند؟! (و آيا در اين نيز انديشه نكردند كه) شايد پايان زندگى آنها نزديك شده باشد؟! (اگر به اين كتاب آسمانى روشن ايمان نياورند،) بعد از آن به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟! (185)


قُلْ‌ لاَ أَمْلِك‌ُ لِنَفْسِي‌ نَفْعَاً وَ لاَ ضَرَّاً إِلاَّ مَا شَاءَ الله‌ُ وَ لَوْ كُنْت‌ُ أَعْلَم‌ُ الْغَيْب‌َ لَاسْتَكْثَرْت‌ُ مِن‌َ الْخَيْرِ وَ مَا مَسَّنِي‌َ السُّوءُ إِن‌ْ أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 188)

بگو: «من مالك سود و زيان خويش نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد (و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده كند) و اگر از غيب با خبر بودم، سود فراوانى براى خود فراهم مى‏كردم، و هيچ بدى (و زيانى) به من نمى‏رسيد من فقط بيم‏دهنده و بشارت‏دهنده‏ام براى گروهى كه ايمان مى‏آورند! (و آماده پذيرش حقند) (188)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ وَ جَعَل‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُن‌َ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَت‌ْ حَمْلاً خَفِيفَاً فَمَرَّت‌ْ بِه‌ِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ‌ دَعَوَا الله‌َ رَبَّهُمَا لَئِن‌ْ آتَيْتَنَا صَالِحَاً لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (اعراف: 189)

او خدايى است كه (همه) شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد. سپس هنگامى كه با او آميزش كرد، حملى سبك برداشت، كه با وجود آن، به كارهاى خود ادامه مى‏داد و چون سنگين شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند «اگر فرزند صالحى به ما دهى، از شاكران خواهيم بود!» (189)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُم‌ْ فَادْعُوهُم‌ْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (اعراف: 194)

آنهايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد (و پرستش مى‏كنيد)، بندگانى همچون خود شما هستند آنها را بخوانيد، و اگر راست مى‏گوييد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را برآورند)! (194)


وَالَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ لاَ يَسْتَطِيعُون‌َ نَصْرَكُم‌ْ وَ لاَ أَنْفُسَهُم‌ْ يَنْصُرُون‌َ (اعراف: 197)

و آنهايى را كه جز او مى‏خوانيد، نمى‏توانند ياريتان كنند، و نه (حتى) خودشان را يارى دهند (197)


وَ إِنْ مَا يَنْزَغَنَّك‌َ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ نَزْغ‌ٌ فَاسْتَعِذْ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (اعراف: 200)

و هر گاه وسوسه‏اى از شيطان به تو رسد، به خدا پناه بر كه او شنونده و داناست! (200)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُم‌ْ طَائِف‌ٌ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ‌ مُبْصِرُون‌َ (اعراف: 201)

پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‏هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى‏افتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مى‏بينند و) ناگهان بينا مى‏گردند. (201)


وَ إِذَا لَم‌ْ تَأْتِهِمْ‌ بِآيَة‌ٍ قَالُوا لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُل‌ْ إِنَّمَا أَتَّبِع‌ُ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ مِنْ‌ رَبِّي‌ هَذَا بَصَائِرُ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 203)

هنگامى كه (در نزول وحى تاخير افتد، و) آيه‏اى براى آنان نياورى، مى‏گويند: «چرا خودت (از پيش خود) آن را برنگزيدى؟!» بگو: «من تنها از چيزى پيروى مى‏كنم كه بر من وحى مى‏شود اين وسيله بينايى از طرف پروردگارتان، و مايه هدايت و رحمت است براى جمعيّتى كه ايمان مى‏آورند. (203)


وَاذْكُر رَبَّك‌َ فِي‌ نَفْسِك‌َ تَضَرُّعَاً وَ خِيفَة‌ً وَ دُون‌َ الْجَهْرِ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَال‌ِ وَ لاَ تَكُنْ‌ مِن‌َ الْغَافِلِين‌َ (اعراف: 205)

پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، ياد كن و از غافلان مباش! (205)


الَّذِين‌َ يُقِيمُون‌َ الصَّلاَة‌َ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ يُنْفِقُون‌َ (انفال: 3)

آنها كه نماز را برپا مى‏دارند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند. (3)


كَمَا أَخْرَجَك‌َ رَبُّك‌َ مِنْ‌ بَيْتِك‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ إِن‌َّ فَرِيقَاً مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ لَكَارِهُون‌َ (انفال: 5)

همان‏گونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوى ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالى كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند (ولى سرانجامش پيروزى بود! ناخشنودى عده‏اى از چگونگى تقسيم غنايم بدر نيز چنين است)! (5)


إِذْ تَسْتَغِيثُون‌َ رَبَّكُم‌ْ فَاسْتَجَاب‌َ لَكُم‌ْ أَنِّي‌ مُمِدُّكُم‌ْ بِأَلْف‌ٍ مِن‌َ الْمَلاَئِكَة‌ِ مُرْدِفِين‌َ (انفال: 9)

(به خاطر بياوريد) زمانى را (كه از شدت ناراحتى در ميدان بدر،) از پروردگارتان كمك مى‏خواستيد و او خواسته شما را پذيرفت (و گفت): من شما را با يكهزار از فرشتگان، كه پشت سر هم فرود مى‏آيند، يارى مى‏كنم. (9)


وَ مَا جَعَلَه‌ُ الله‌ُ إِلاَّ بُشْرَي‌ وَ لِتَطْمَئِن‌َّ بِه‌ِ قُلُوبُكُم‌ْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 10)

ولى خداوند، اين را تنها براى شادى و اطمينان قلب شما قرار داد و گر نه، پيروزى جز از طرف خدا نيست خداوند توانا و حكيم است! (10)


إِذْ يُغْشِّيكُم‌ُ النُّعَاس‌َ أَمَنَة‌ً مِنْه‌ُ وَ يُنَزِّل‌ُ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ‌ بِه‌ِ وَ يُذْهِب‌َ عَنْكُم‌ْ رِجْزَ الشَّيْطَان‌ِ وَ لِيَرْبِط‌َ عَلَي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَ يُثَبِّت‌َ بِه‌ِ الْأَقْدَام‌َ (انفال: 11)

و (ياد آوريد) هنگامى را كه خواب سبكى كه مايه آرامش از سوى خدا بود، شما را فراگرفت و آبى از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند و پليدى شيطان را از شما دور سازد و دلهايتان را محكم، و گامها را با آن استوار دارد! (11)


إِذْ يُوحِي‌ رَبُّك‌َ إِلَي‌ الْمَلاَئِكَة‌ِ أَنِّي‌ مَعَكُم‌ْ فَثَبِّتُوا الَّذِين‌َ آمَنُوا سَأُلْقِي‌ فِي‌ قُلُوب‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا الرُّعْب‌َ فَاضْرِبُوا فَوْق‌َ الْأَعْنَاق‌ِ وَاضْرِبُوا مِنْهُم‌ْ كُل‌َّ بَنَان‌ٍ (انفال: 12)

و (به ياد آر) موقعى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد: «من با شما هستم كسانى را كه ايمان آورده‏اند، ثابت قدم داريد! بزودى در دلهاى كافران ترس و وحشت مى‏افكنم ضربه‏ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آريد! و همه انگشتانشان را قطع كنيد! (12)


وَ مَنْ‌ يُوَلِّهِم‌ْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَه‌ُ إِلاَّ مُتَحَرِّفَاً لِقِتَال‌ٍ أَوْ مُتَحَيِّزَاً إِلَي‌ فِئَة‌ٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ وَ مَأْوَاه‌ُ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (انفال: 16)

و هر كس در آن هنگام به آنها پشت كند- مگر آنكه هدفش كناره‏گيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد- (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جايگاه او جهنم، و چه بد جايگاهى است! (16)


فَلَم‌ْ تَقْتُلُوهُم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ قَتَلَهُم‌ْ وَ مَا رَمَيْت‌َ إِذْ رَمَيْت‌َ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ رَمَي‌ وَ لِيُبْلِي‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ مِنْه‌ُ بَلاَءً حَسَنَاً إِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انفال: 17)

اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد بلكه خداوند آنها را كشت! و اين تو نبودى (اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها) انداختى بلكه خدا انداخت! و خدا مى‏خواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبى كند خداوند شنوا و داناست. (17)


وَاتَّقُوا فِتْنَة‌ً لاَ تُصِيبَن‌َّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْكُم‌ْ خَاصَّة‌ً وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 25)

و از فتنه‏اى بپرهيزيد كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد (بلكه همه را فرا خواهد گرفت چرا كه ديگران سكوت اختيار كردند.) و بدانيد خداوند كيفر شديد دارد! (25)


وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُم‌ْ قَلِيل‌ٌ مُسْتَضْعَفُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ تَخَافُون‌َ أَن‌ْ يَتَخَطَّفَكُم‌ُ النَّاس‌ُ فَآوَاكُم‌ْ وَ أَيَّدَكُمْ‌ بِنَصْرِه‌ِ وَ رَزَقَكُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (انفال: 26)

و به خاطر بياوريد هنگامى را كه شما در روى زمين، گروهى كوچك و اندك و زبون بوديد آن چنان كه مى‏ترسيديد مردم شما را بربايند! ولى او شما را پناه داد و با يارى خود تقويت كرد و از روزيهاى پاكيزه بهره‏مند ساخت شايد شكر نعمتش را بجا آوريد! (26)


وَ إِذْ قَالُوا اللَّهُم‌َّ إِنْ‌ كَان‌َ هَذَا هُوَ الْحَق‌َّ مِن‌ْ عِنْدِك‌َ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَة‌ً مِن‌َ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (انفال: 32)

و (به خاطر بياور) زمانى را كه گفتند: «پروردگارا! اگر اين حق است و از طرف توست، بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! يا عذاب دردناكى براى ما بفرست!» (32)


لِيَـمِيزَ الله‌ُ الْخَبِيث‌َ مِن‌َ الطَّيِّب‌ِ وَ يَجْعَل‌َ الْخَبِيث‌َ بَعْضَه‌ُ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ فَيَرْكُمَه‌ُ جَمِيعَاً فَيَجْعَلَه‌ُ فِي‌ جَهَنَّم‌َ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْخَاسِرُون‌َ (انفال: 37)

(اينها همه) بخاطر آن است كه خداوند (مى‏خواهد) ناپاك را از پاك جدا سازد، و ناپاكها را روى هم بگذارد، و همه را متراكم سازد، و يك جا در دوزخ قرار دهد و اينها هستند زيانكاران! (37)


وَاعْلَمُوا أَنَّ مَا غَنِمْتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَأَن‌َّ لِالله‌ِ خُمُسَه‌ُ وَ لِلرَّسُول‌ِ وَ لِذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ آمَنْتُمْ‌ بِالله‌ِ وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَي‌ عَبْدِنَا يَوْم‌َ الْفُرْقَان‌ِ يَوْم‌َ الْتَقَي‌ الْجَمْعَان‌ِ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (انفال: 41)

بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست! (41)


إِذْ أَنْتُمْ‌ بِالْعُدْوَة‌ِ الدُّنْيَا وَ هُمْ‌ بِالْعُدْوَة‌ِ الْقُصْوَي‌ وَالرَّكْب‌ُ أَسْفَل‌َ مِنْكُم‌ْ وَ لَوْ تَوَاعَدْتُم‌ْ لَأَخْتَلَفْتُم‌ْ فِي‌ الْمِيعَادِ وَ لَكِنْ‌ لِيَقْضِي‌َ الله‌ُ أَمْرَاً كَان‌َ مَفْعُولاً لِيَهْلِك‌َ مَن‌ْ هَلَك‌َ عَنْ‌ بَيِّنَة‌ٍ وَ يَحْيَي‌ مَن‌ْ حَي‌َّ عَن‌ْ بَيِّنَة‌ٍ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَسَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انفال: 42)

در آن هنگام كه شما در طرف پايين بوديد، و آنها در طرف بالا (و دشمن بر شما برترى داشت) و كاروان (قريش)، پايين تر از شما بود (و وضع چنان سخت بود كه) اگر با يكديگر وعده مى‏گذاشتيد (كه در ميدان نبرد حاضر شويد)، در انجام وعده خود اختلاف مى‏كرديد ولى (همه اينها) براى آن بود كه خداوند، كارى را كه مى‏بايست انجام شود، تحقّق بخشد تا آنها كه هلاك (و گمراه) مى‏شوند، از روى اتمام حجّت باشد و آنها كه زنده مى‏شوند (و هدايت مى‏يابند)، از روى دليل روشن باشد و خداوند شنوا و داناست. (42)


وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّذِين‌َ خَرَجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِمْ‌ بَطَرَاً وَ رِئَاءَ النَّاس‌ِ وَ يَصُدُّون‌َ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ بِمَا يَعْمَلُون‌َ مُحِيط‌ٌ (انفال: 47)

و مانند كسانى نباشيد كه از روى هوى پرستى و غرور و خودنمايى در برابر مردم، از سرزمين خود به (سوى ميدان بدر) بيرون آمدند و (مردم را) از راه خدا بازمى‏داشتند (و سرانجام شكست خوردند) و خداوند به آنچه عمل مى‏كنند، احاطه (و آگاهى) دارد! (47)


وَ إِذْ زَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ وَ قَال‌َ لاَ غَالِب‌َ لَكُم‌ُ الْيَوْم‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَ إِنِّي‌ جَارٌ لَكُم‌ْ فَلَمَّا تَرَاءَت‌ِ الْفِئَتَان‌ِ نَكَص‌َ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ وَ قَال‌َ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِنْكُم‌ْ إِنِّي‌ أَرَي‌ مَا لاَ تَرَوْن‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ الله‌َ وَالله‌ُ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 48)

و (به ياد آور) هنگامى را كه شيطان، اعمال آنها [مشركان‏] را در نظرشان جلوه داد، و گفت: «امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نمى‏گردد! و من، همسايه (و پناه‏دهنده) شما هستم!» امّا هنگامى كه دو گروه (كافران، و مؤمنان مورد حمايت فرشتگان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم! من چيزى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا مى‏ترسم، خداوند شديد العقاب است!» (48)


كَدَأْب‌ِ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ فَأَخَذَهُم‌ُ الله‌ُ بِذُنُوبِهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَوِي‌ٌّ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 52)

(حال اين گروه مشركان،) همانند حال نزديكان فرعون، و كسانى است كه پيش از آنان بودند آنها آيات خدا را انكار كردند خداوند هم آنان را به گناهانشان كيفر داد خداوند قوىّ، و كيفرش شديد است (52)


كَدَأْب‌ِ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ‌ بِذُنُوبِهِم‌ْ وَ أَغْرَقْنَا آل‌َ فِرْعَوْن‌َ وَ كُل‌ٌّ كَانُوا ظَالِمِين‌َ (انفال: 54)

اين، (درست) شبيه (حال) فرعونيان و كسانى است كه پيش از آنها بودند آيات پروردگارشان را تكذيب كردند ما هم بخاطر گناهانشان، آنها را هلاك كرديم، و فرعونيان را غرق نموديم و همه آنها ظالم (و ستمگر) بودند! (54)


الَّذِين‌َ عَاهَدْتَ مِنْهُم‌ْ ثُم‌َّ يَنْقُضُون‌َ عَهْدَهُم‌ْ فِي‌ كُل‌ِّ مَرَّة‌ٍ وَ هُم‌ْ لاَ يَتَّقُون‌َ (انفال: 56)

همان كسانى كه با آنها پيمان بستى سپس هر بار عهد و پيمان خود را مى‏شكنند و (از پيمان شكنى و خيانت،) پرهيز ندارند. (56)


وَ إِنْ مَا تَخَافَن‌َّ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ خِيَانَة‌ً فَانْبِذْ إِلَيْهِم‌ْ عَلَي‌ سَوَاءٍ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْخَائِنِين‌َ (انفال: 58)

و هر گاه (با ظهور نشانه‏هايى،) از خيانت گروهى بيم داشته باشى (كه عهد خود را شكسته، حمله غافلگيرانه كنند)، بطور عادلانه به آنها اعلام كن كه پيمانشان لغو شده است زيرا خداوند، خائنان را دوست نمى‏دارد! (58)


وَ أَعِدُّوا لَهُمْ‌ مَا استَطَعْتُمْ‌ مِنْ‌ قُوَّة‌ٍ وَ مِنْ‌ رِبَاط‌ِ الْخَيْل‌ِ تُرْهِبُون‌َ بِه‌ِ عَدُوَّ الله‌ِ وَ عَدُوَّكُم‌ْ وَ آخَرِين‌َ مِنْ‌ دُونِهِم‌ْ لاَ تَعْلَمُونَهُم‌ُ الله‌ُ يَعْلَمُهُم‌ْ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ يُوَف‌َّ إِلَيْكُم‌ْ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تُظْلَمُون‌َ (انفال: 60)

هر نيرويى در قدرت داريد، براى مقابله با آنها [دشمنان‏]، آماده سازيد! و (همچنين) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد)، تا به وسيله آن، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد! و (همچنين) گروه ديگرى غير از اينها را، كه شما نمى‏شناسيد و خدا آنها را مى‏شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقويت بنيه دفاعى اسلام) انفاق كنيد، بطور كامل به شما بازگردانده مى‏شود، و به شما ستم نخواهد شد! (60)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ حَسْبُك‌َ الله‌ُ وَ مَن‌ِ اتَّبَعَك‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (انفال: 64)

اى پيامبر! خداوند و مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند، براى حمايت تو كافى است (فقط بر آنها تكيه كن)! (64)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ حَرِّض‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ عَلَي‌ الْقِتَال‌ِ إِنْ‌ يَكُنْ‌ مِنْكُم‌ْ عِشْرُون‌َ صَابِرُون‌َ يَغْلِبُوا مِئَتَيْن‌ِ وَ إِنْ‌ يَكُنْ‌ مِنْكُم‌ْ مِئَة‌ٌ يَغْلِبُوا أَلْفَاً مِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِأَنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ لاَ يَفْقَهُون‌َ (انفال: 65)

اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق كن! هر گاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مى‏كنند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از كسانى كه كافر شدند، پيروز مى‏گردند چرا كه آنها گروهى هستند كه نمى‏فهمند! (65)


الْآن‌َ خَفَّف‌َ الله‌ُ عَنْكُم‌ْ وَ عَلِم‌َ أَن‌َّ فِيكُم‌ْ ضَعْفَاً فَإِنْ‌ يَكُنْ‌ مِنْكُمْ‌ مِئَة‌ٌ صَابِرَة‌ٌ يَغْلِبُوا مِئَتَين‌ِ وَ إِنْ‌ يَكُنْ‌ مِنْكُم‌ْ أَلْف‌ٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْن‌ِ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (انفال: 66)

هم اكنون خداوند به شما تخفيف داد، و دانست كه در شما ضعفى است بنا بر اين، هر گاه يكصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر پيروز مى‏شوند و اگر يكهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند كرد! و خدا با صابران است! (66)


لَوْلاَ كِتَاب‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ سَبَق‌َ لَمَسَّكُم‌ْ فِيمَا أَخَذْتُم‌ْ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (انفال: 68)

اگر فرمان سابق خدا نبود (كه بدون ابلاغ، هيچ امّتى را كيفر ندهد)، بخاطر چيزى [اسيرانى‏] كه گرفتيد، مجازات بزرگى به شما مى‏رسيد. (68)


فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُم‌ْ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انفال: 69)

از آنچه به غنيمت گرفته‏ايد، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا بپرهيزيد خداوند آمرزنده و مهربان است! (69)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ قُلْ‌ لِمَنْ‌ فِي‌ أَيْدِيكُمْ‌ مِن‌َ الْأَسْرَي‌ إِنْ‌ يَعْلَم‌ِ الله‌ُ فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ خَيْرَاً يُؤْتِكُم‌ْ خَيْرَاً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُم‌ْ وَ يَغْفِرْ لَكُم‌ْ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انفال: 70)

اى پيامبر! به اسيرانى كه در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند، خيرى در دلهاى شما بداند، (و نيّات پاكى داشته باشيد،) بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما مى‏دهد و شما را مى‏بخشد و خداوند آمرزنده و مهربان است!» (70)


وَ إِنْ‌ يُرِيدُوا خِيَانَتَك‌َ فَقَدْ خَانُوا الله‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَأَمْكَن‌َ مِنْهُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 71)

امّا اگر بخواهند با تو خيانت كنند، (تازگى ندارد) آنها پيش از اين (نيز) به خدا خيانت كردند و خداوند (شما را) بر آنها پيروز كرد خداوند دانا و حكيم است! (71)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولَئِك‌َ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِيَاءُ بَعْض‌ٍ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ لَم‌ْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُم‌ْ مِنْ‌ وَلاَيَتِهِمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ حَتَّي‌ يُهَاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ فَعَلَيْكُم‌ُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَي‌ قَوْم‌ٍ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَهُمْ‌ مِيثَاق‌ٌ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (انفال: 72)

كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنها ياران يكديگرند و آنها كه ايمان آوردند و مهاجرت نكردند، هيچ گونه ولايت [دوستى و تعهّدى‏] در برابر آنها نداريد تا هجرت كنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دين (خود) از شما يارى طلبند، بر شماست كه آنها را يارى كنيد، جز بر ضدّ گروهى كه ميان شما و آنها، پيمان (ترك مخاصمه) است و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، بيناست! (72)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْ‌ بَعْدُ وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا مَعَكُم‌ْ فَأُولَئِك‌َ مِنْكُم‌ْ وَ أُولُوا الْأَرْحَام‌ِ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلَي‌ بِبَعْض‌ٍ فِي‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (انفال: 75)

و كسانى كه بعداً ايمان آوردند و هجرت كردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند و خويشاوندان نسبت به يكديگر، در احكامى كه خدا مقرّر داشته، (از ديگران) سزاوارترند خداوند به همه چيز داناست. (75)


بَرَاءَة‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ إِلَي‌ الَّذِين‌َ عَاهَدْتُمْ‌ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (توبه: 1)

(اين، اعلام) بيزارى از سوى خدا و پيامبر او، به كسانى از مشركان است كه با آنها عهد بسته‏ايد! (1)


وَ أَذَان‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ إِلَي‌ النَّاس‌ِ يَوْم‌َ الْحَج‌ِّ الْأَكْبَرِ أَن‌َّ الله‌َ بَرِي‌ءٌ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ وَ رَسُولُه‌ُ فَإِنْ‌ تُبْتُم‌ْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ تَوَلَّيْتُم‌ْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُم‌ْ غَيْرُ مُعْجِزِي‌ الله‌ِ وَ بَشِّرِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (توبه: 3)

و اين، اعلامى است از ناحيه خدا و پيامبرش به (عموم) مردم در روز حج اكبر [روز عيد قربان‏] كه: خداوند و پيامبرش از مشركان بيزارند! با اين حال، اگر توبه كنيد، براى شما بهتر است! و اگر سرپيچى نماييد، بدانيد شما نمى‏توانيد خدا را ناتوان سازيد (و از قلمرو قدرتش خارج شويد)! و كافران را به مجازات دردناك بشارت ده! (3)


إِلاَّ الَّذِين‌َ عَاهَدْتُم‌ْ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ ثُم‌َّ لَم‌ْ يَنْقُصُوكُم‌ْ شَيْءً وَ لَم‌ْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُم‌ْ أَحَدَاً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِم‌ْ عَهْدَهُم‌ْ إِلَي‌ مُدَّتِهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَّقِين‌َ (توبه: 4)

مگر كسانى از مشركان كه با آنها عهد بستيد، و چيزى از آن را در حقّ شما فروگذار نكردند، و احدى را بر ضدّ شما تقويت ننمودند پيمان آنها را تا پايان مدّتشان محترم بشمريد زيرا خداوند پرهيزگاران را دوست دارد! (4)


وَ إِن‌ْ أَحَدٌ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ اسْتَجَارَك‌َ فَأَجِرْه‌ُ حَتَّي‌ يَسْمَع‌َ كَلاَم‌َ الله‌ِ ثُم‌َّ أَبْلِغْه‌ُ مَأْمَنَه‌ُ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ لاَ يَعْلَمُون‌َ (توبه: 6)

و اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بينديشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا كه آنها گروهى ناآگاهند! (6)


وَ إِنْ‌ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ عَهْدِهِم‌ْ وَ طَعَنُوا فِي‌ دِينِكُم‌ْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّة‌َ الْكُفْرِ إِنَّهُم‌ْ لاَ أَيْمَان‌َ لَهُم‌ْ لَعَلَّهُم‌ْ يَنْتَهُون‌َ (توبه: 12)

و اگر پيمانهاى خود را پس از عهد خويش بشكنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند، با پيشوايان كفر پيكار كنيد چرا كه آنها پيمانى ندارند شايد (با شدّت عمل) دست بردارند! (12)


أَم‌ْ حَسِبْتُم‌ْ أَنْ‌ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَم‌ِ الله‌ُ الَّذِين‌َ جَاهَدُوا مِنْكُم‌ْ وَ لَم‌ْ يَتَّخِذُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لاَ رَسُولِه‌ِ وَ لاَ الْمُؤْمِنِين‌َ وَلِيجَة‌ً وَالله‌ُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ (توبه: 16)

آيا گمان كرديد كه (به حال خود) رها مى‏شويد در حالى كه هنوز كسانى كه از شما جهاد كردند، و غير از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند، (از ديگران) مشخّص نشده‏اند؟! (بايد آزمون شويد و صفوف از هم جدا گردد) و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، آگاه است! (16)


إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ الله‌ِ مَن‌ْ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ أَقَام‌َ الصَّلاَة‌َ وَ آتَي‌ الزَّكَاة‌َ وَ لَم‌ْ يَخْش‌َ إِلاَّ الله‌َ فَعَسَي‌ أُولَئِك‌َ أَنْ‌ يَكُونُوا مِن‌َ الْمُهْتَدِين‌َ (توبه: 18)

مساجد خدا را تنها كسى آباد مى‏كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زكات را بپردازد، و جز از خدا نترسد اميد است چنين گروهى از هدايت‏يافتگان باشند. (18)


يُبَشِّرُهُم‌ْ رَبُّهُم‌ْ بِرَحْمَة‌ٍ مِنْه‌ُ وَ رِضْوَان‌ٍ وَ جَنَّات‌ٍ لَهُم‌ْ فِيهَا نَعِيم‌ٌ مُقِيم‌ٌ (توبه: 21)

پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحيه خود، و رضايت (خويش)، و باغهايى از بهشت بشارت مى‏دهد كه در آن، نعمتهاى جاودانه دارند (21)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا آبَاءَكُم‌ْ وَ إِخْوَانَكُم‌ْ أَوْلِيَاءَ إِنِ‌ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَي‌ الْإِيمَانِ وَ مَنْ‌ يَتَوَلَّهُمْ‌ مِنْكُم‌ْ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (توبه: 23)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، آنها را ولىّ (و يار و ياور و تكيه‏گاه) خود قرار ندهيد! و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند! (23)


قُل‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ آبَاؤُكُم‌ْ وَ أَبْنَاؤُكُم‌ْ وَ إِخْوَانُكُم‌ْ وَ أَزْوَاجُكُم‌ْ وَ عَشِيرَتُكُم‌ْ وَ أَمْوَال‌ٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَة‌ٌ تَخْشَوْن‌َ كَسَادَهَا وَ مَسَاكِن‌ُ تَرْضَوْنَهَا أَحَب‌َّ إِلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ جِهَادٍ فِي‌ سَبِيلِه‌ِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ الله‌ُ بِأَمْرِه‌ِ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْفَاسِقِين‌َ (توبه: 24)

بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، و اموالى كه به دست آورده‏ايد، و تجارتى كه از كساد شدنش مى‏ترسيد، و خانه هايى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيّت نافرمانبردار را هدايت نمى‏كند! (24)


ثُم‌َّ يَتُوب‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ بَعْدِ ذَلِك‌َ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 27)

سپس خداوند- بعد از آن- توبه هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏پذيرد و خداوند آمرزنده و مهربان است. (27)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُون‌َ نَجَس‌ٌ فَلاَ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَام‌َ بَعْدَ عَامِهِم‌ْ هَذَا وَ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ عَيْلَة‌ً فَسَوْف‌َ يُغْنِيكُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنْ‌ شَاءَ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 28)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! مشركان ناپاكند پس نبايد بعد از امسال، نزديك مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر مى‏ترسيد، خداوند هر گاه بخواهد، شما را به كرمش بى‏نياز مى‏سازد (و از راه ديگر جبران مى‏كند) خداوند دانا و حكيم است. (28)


قَاتِلُوا الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ لاَ بِالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ لاَ يُحَرِّمُون‌َ مَا حَرَّم‌َ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ لاَ يَدِينُون‌َ دِين‌َ الْحَق‌ِّ مِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ حَتَّي‌ يُعْطُوا الْجِزْيَة‌َ عَنْ‌ يَدٍ وَ هُم‌ْ صَاغِرُون‌َ (توبه: 29)

با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مى‏شمرند، و نه آيين حق را مى‏پذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند! (29)


وَ قَالَت‌ِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْن‌ُ الله‌ِ وَ قَالَت‌ِ النَّصَارَي‌ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ الله‌ِ ذَلِك‌َ قَوْلُهُم‌ْ بِأَفْوَاهِهِم‌ْ يُضَاهِئُون‌َ قَوْل‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَاتَلَهُم‌ُ الله‌ُ أَنَّي‌ يُؤْفَكُون‌َ (توبه: 30)

يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى گفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است كه با زبان خود مى‏گويند، كه همانند گفتار كافران پيشين است خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مى‏يابند؟! (30)


اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُم‌ْ وَ رُهْبَانَهُم‌ْ أَرْبَابَاً مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَالْمَسِيح‌َ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ وَ مَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلَهَاً وَاحِدَاً لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَه‌ُ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (توبه: 31)

(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنين) مسيح فرزند مريم را در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتايى را كه معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاك و منزه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند! (31)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَان‌ِ لَيَأْكُلُون‌َ أَمْوَال‌َ النَّاس‌ِ بِالْبَاطِل‌ِ وَ يَصُدُّون‌َ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ يَكْنِزُون‌َ الذَّهَب‌َ وَالْفِضَّة‌َ وَ لاَ يُنْفِقُونَهَا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَبَشِّرْهُم‌ْ بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (توبه: 34)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند! و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده! (34)


إِن‌َّ عِدَّة‌َ الشُّهُورِ عِنْدَ الله‌ِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرَاً فِي‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ يَوْم‌َ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ مِنْهَا أَرْبَعَة‌ٌ حُرُم‌ٌ ذَلِك‌َ الدِّين‌ُ الْقَيِّم‌ُ فَلاَ تَظْلِمُوا فِيهِن‌َّ أَنْفُسَكُم‌ْ وَ قَاتِلُوا الْمُشْرِكِين‌َ كَافَّة‌ً كَمَا يُقَاتِلُونَكُم‌ْ كَافَّة‌ً وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ مَع‌َ الْمُتَّقِين‌َ (توبه: 36)

تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است كه چهار ماه از آن، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجا (ى الهى) است! بنا بر اين، در اين ماه‏ها به خود ستم نكنيد (و از هر گونه خونريزى بپرهيزيد)! و (به هنگام نبرد) با مشركان، دسته جمعى پيكار كنيد، همان گونه كه آنها دسته جمعى با شما پيكار مى‏كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است! (36)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا مَا لَكُم‌ْ إِذَا قِيل‌َ لَكُم‌ُ انْفِرُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ اثَّاقَلْتُم‌ْ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ أَرَضِيتُم‌ْ بِالْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا مِن‌َ الْآخِرَة‌ِ فَمَا مَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا فِي‌ الْآخِرَة‌ِ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ (توبه: 38)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا هنگامى كه به شما گفته مى‏شود: «به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد!» بر زمين سنگينى مى‏كنيد (و سستى به خرج مى‏دهيد)؟! آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ايد؟! با اينكه متاع زندگى دنيا، در برابر آخرت، جز اندكى نيست! (38)


لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَة‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ قَلَّبُوا لَك‌َ الْأُمُورَ حَتَّي‌ جَاءَ الْحَق‌ُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ الله‌ِ وَ هُم‌ْ كَارِهُون‌َ (توبه: 48)

آنها پيش از اين (نيز) در پى فتنه‏انگيزى بودند، و كارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ريختند) تا آن كه حق فرا رسيد، و فرمان خدا آشكار گشت (و پيروز شديد)، در حالى كه آنها كراهت داشتند. (48)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَقُول‌ُ ائْذَنْ‌ لِي‌ وَ لاَ تَفْتِنِّي‌ أَلاَ فِي‌ الْفِتْنَة‌ِ سَقَطُوا وَ إِن‌َّ جَهَنَّم‌َ لَمُحِيطَة‌ٌ بِالْكَافِرِين‌َ (توبه: 49)

بعضى از آنها مى‏گويند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شركت نكنيم)، و ما را به گناه نيفكن»! آگاه باشيد آنها (هم اكنون) در گناه سقوط كرده‏اند و جهنم، كافران را احاطه كرده است! (49)


إِنْ‌ تُصِبْك‌َ حَسَنَة‌ٌ تَسُؤْهُم‌ْ وَ إِنْ‌ تُصِبْك‌َ مُصِيبَة‌ٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْل‌ُ وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُم‌ْ فَرِحُون‌َ (توبه: 50)

هر گاه نيكى به تو رسد، آنها را ناراحت مى‏كند و اگر مصيبتى به تو رسد، مى‏گويند: «ما تصميم خود را از پيش گرفته‏ايم.» و بازمى‏گردند در حالى كه خوشحالند! (50)


قُل‌ْ هَل‌ْ تَرَبَّصُون‌َ بِنَا إِلاَّ إِحْدَي‌ الْحُسْنَيَيْن‌ِ وَ نَحْن‌ُ نَتَرَبَّص‌ُ بِكُم‌ْ أَنْ‌ يُصِيبَكُم‌ُ الله‌ُ بِعَذَاب‌ٍ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم‌ْ مُتَرَبِّصُون‌َ (توبه: 52)

بگو: «آيا درباره ما، جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد؟! (: يا پيروزى يا شهادت) ولى ما انتظار داريم كه خداوند، عذابى از سوى خودش (در آن جهان) به شما برساند، يا (در اين جهان) به دست ما (مجازات شويد) اكنون كه چنين است، شما انتظار بكشيد، ما هم با شما انتظار مى‏كشيم!» (52)


قُل‌ْ أَنْفِقُوا طَوْعَاً أَوْ كَرْهَاً لَن‌ْ يُتَقَبَّل‌َ مِنْكُم‌ْ إِنَّكُم‌ْ كُنْتُم‌ْ قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (توبه: 53)

بگو: «انفاق كنيد خواه از روى ميل باشد يا اكراه، هرگز از شما پذيرفته نمى‏شود چرا كه شما قوم فاسقى بوديد!» (53)


وَ مَا مَنَعَهُم‌ْ أَنْ‌ تُقْبَل‌َ مِنْهُم‌ْ نَفَقَاتُهُم‌ْ إِلاَّ أَنَّهُم‌ْ كَفَرُوا بِالله‌ِ وَ بِرَسُولِه‌ِ وَ لاَ يَأْتُون‌َ الصَّلاَة‌َ إِلاَّ وَ هُم‌ْ كُسَالَي‌ وَ لاَ يُنْفِقُون‌َ إِلاَّ وَ هُم‌ْ كَارِهُون‌َ (توبه: 54)

هيچ چيز مانع قبول انفاقهاى آنها نشد، جز اينكه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند، و نماز بجا نمى‏آورند جز با كسالت، و انفاق نمى‏كنند مگر با كراهت! (54)


وَ يَحْلِفُون‌َ بِالله‌ِ إِنَّهُم‌ْ لَمِنْكُم‌ْ وَ مَا هُم‌ْ مِنْكُم‌ْ وَ لَكِنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ يَفْرَقُون‌َ (توبه: 56)

آنها به خدا سوگند مى‏خورند كه از شما هستند، در حالى كه از شما نيستند ولى آنها گروهى هستند كه مى‏ترسند (و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ مى‏گويند)! (56)


وَ مِنْهُم‌ْ مَنْ‌ يَلْمِزُك‌َ فِي‌ الصَّدَقَات‌ِ فَإِن‌ْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَ إِنْ‌ لَم‌ْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُم‌ْ يَسْخَطُون‌َ (توبه: 58)

و در ميان آنها كسانى هستند كه در (تقسيم) غنايم به تو خرده ميگيرند اگر از آن (غنايم، سهمى) به آنها داده شود، راضى مى‏شوند و اگر داده نشود، خشم مى‏گيرند (خواه حقّ آنها باشد يا نه)! (58)


وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ رَضُوا مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ قَالُوا حَسْبُنَا الله‌ُ سَيُؤْتِينَا الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ رَسُولُه‌ُ إِنَّا إِلَي‌ الله‌ِ رَاغِبُون‌َ (توبه: 59)

(در حالى كه) اگر به آنچه خدا و پيامبرش به آنان داده راضى باشند، و بگويند: «خداوند براى ما كافى است! و بزودى خدا و رسولش، از فضل خود به ما مى‏بخشند ما تنها رضاى او را مى‏طلبيم.» (براى آنها بهتر است)! (59)


إِنَّمَا الصَّدَقَات‌ُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَالْعَامِلِين‌َ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَة‌ِ قُلُوبُهُم‌ْ وَ فِي‌ الرِّقَاب‌ِ وَالْغَارِمِين‌َ وَ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ فَرِيضَة‌ً مِن‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 60)

زكاتها مخصوص فقرا و مساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏كشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دين) بدهكاران، و در راه (تقويت آيين) خدا، و واماندگان در راه اين، يك فريضه (مهم) الهى است و خداوند دانا و حكيم است! (60)


وَ مِنْهُم‌ُ الَّذِين‌َ يُؤْذُون‌َ النَّبِي‌َّ وَ يَقُولُون‌َ هُوَ اُذُن‌ٌ قُل‌ْ أُذُن‌ُ خَيْرٍ لَكُم‌ْ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ يُؤْمِن‌ُ لِلْمُؤْمِنِين‌َ وَ رَحْمَة‌ٌ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَالَّذِين‌َ يُؤْذُون‌َ رَسُول‌َ الله‌ِ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (توبه: 61)

از آنها كسانى هستند كه پيامبر را آزار مى‏دهند و مى‏گويند: «او آدم خوش‏باورى است!» بگو: «خوش‏باور بودن او به نفع شماست! (ولى بدانيد) او به خدا ايمان دارد و (تنها) مؤمنان را تصديق مى‏كند و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند!» و آنها كه رسول خدا را آزار مى‏دهند، عذاب دردناكى دارند! (61)


لاَ تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ‌ بَعْدَ إِيمَانِكُم‌ْ إِنْ‌ نَعْف‌ُ عَنْ‌ طَائِفَة‌ٍ مِنْكُم‌ْ نُعَذِّب‌ْ طَائِفَة‌ً بِأَنَّهُم‌ْ كَانُوا مُجْرِمِين‌َ (توبه: 66)

(بگو:) عذر خواهى نكنيد (كه بيهوده است چرا كه) شما پس از ايمان آوردن، كافر شديد! اگر گروهى از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهيم، گروه ديگرى را عذاب خواهيم كرد زيرا مجرم بودند! (66)


الْمُنَافِقُون‌َ وَالْمُنَافِقَات‌ُ بَعْضُهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْض‌ٍ يَأْمُرُون‌َ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمَعْرُوف‌ِ وَ يَقْبِضُون‌َ أَيْدِيَهُم‌ْ نَسُوا الله‌َ فَنَسِيَهُم‌ْ إِن‌َّ الْمُنَافِقِين‌َ هُم‌ُ الْفَاسِقُون‌َ (توبه: 67)

مردان منافق و زنان منافق، همه از يك گروهند! آنها امر به منكر، و نهى از معروف مى‏كنند و دستهايشان را (از انفاق و بخشش) مى‏بندند خدا را فراموش كردند، و خدا (نيز) آنها را فراموش كرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود) به يقين، منافقان همان فاسقانند! (67)


كَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُم‌ْ قُوَّة‌ً وَ أَكْثَرَ أَمْوَالاً وَ أَوْلاَدَاً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِم‌ْ فَاسْتَمْتَعْتُم‌ْ بِخَلاَقِكُم‌ْ كَمَا اسْتَمْتَع‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُمْ‌ بِخَلاَقِهِم‌ْ وَ خُضْتُم‌ْ كَالَّذِي‌ خَاضُوا أُولَئِك‌َ حَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْخَاسِرُون‌َ (توبه: 69)

(شما منافقان،) همانند كسانى هستيد كه قبل از شما بودند (و راه نفاق پيمودند بلكه) آنها از شما نيرومندتر، و اموال و فرزندانشان بيشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهى در راه گناه و هوس) استفاده كردند شما نيز از بهره خود، (در اين راه) استفاده كرديد، همان گونه كه آنها استفاده كردند شما (در كفر و نفاق و استهزاى مؤمنان) فرو رفتيد، همان گونه كه آنها فرو رفتند (ولى سرانجام) اعمالشان در دنيا و آخرت نابود شد و آنها همان زيانكارانند! (69)


أَلَم‌ْ يَأْتِهِم‌ْ نَبَأُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْم‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ وَ أَصْحَاب‌ِ مَدْيَن‌َ وَالْمُؤْتَفِكَات‌ِ أَتَتْهُم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَمَا كَان‌َ الله‌ُ لِيَظْلِمَهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (توبه: 70)

آيا خبر كسانى كه پيش از آنها بودند، به آنان نرسيده است؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهيم» و «اصحاب مدين» [قوم شعيب‏] و «شهرهاى زير و رو شده» [قوم لوط] پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند، (ولى نپذيرفتند) خداوند به آنها ستم نكرد، امّا خودشان بر خويشتن ستم مى‏كردند! (70)


وَعَدَ الله‌ُ الْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ِ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ مَسَاكِن‌َ طَيِّبَة‌ً فِي‌ جَنَّات‌ِ عَدْن‌ٍ وَ رِضْوَان‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ أَكْبَرُ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 72)

خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشتهاى جاودان (نصيب آنها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است و پيروزى بزرگ، همين است! (72)


يَحْلِفُون‌َ بِالله‌ِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا كَلِمَة‌َ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلاَمِهِم‌ْ وَ هَمُّوا بِمَا لَم‌ْ يَنَالُوا وَ مَا نَقَمُوا إِلاَّ أَن‌ْ أَغْنَاهُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ فَإِنْ‌ يَتُوبُوا يَك‌ُ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُم‌ُ الله‌ُ عَذَابَاً أَلِيمَاً فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ مَا لَهُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (توبه: 74)

به خدا سوگند مى‏خورند كه (در غياب پيامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند در حالى كه قطعاً سخنان كفرآميز گفته‏اند و پس از اسلام‏آوردنشان، كافر شده‏اند و تصميم (به كار خطرناكى) گرفتند، كه به آن نرسيدند. آنها فقط از اين انتقام مى‏گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و كرم) خود، بى‏نياز ساختند! (با اين حال،) اگر توبه كنند، براى آنها بهتر است و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت، به مجازات دردناكى كيفر خواهد داد و در سراسر زمين، نه ولىّ و حامى دارند، و نه ياورى! (74)


وَ مِنْهُم‌ْ مَن‌ْ عَاهَدَ الله‌َ لَئِن‌ْ آتَانَا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ لَنَصَّدَّقَن‌َّ وَ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (توبه: 75)

بعضى از آنها با خدا پيمان بسته بودند كه: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعاً صدقه خواهيم داد و از صالحان (و شاكران) خواهيم بود!» (75)


فَلَمَّا آتَاهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ بَخِلُوا بِه‌ِ وَ تَوَلَّوا وَ هُم‌ْ مُعْرِضُون‌َ (توبه: 76)

امّا هنگامى كه خدا از فضل خود به آنها بخشيد، بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و روى برتافتند! (76)


الَّذِين‌َ يَلْمِزُون‌َ الْمُطَّوِّعِين‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ فِي‌ الصَّدَقَات‌ِ وَالَّذِين‌َ لاَ يَجِدُون‌َ إِلاَّ جُهْدَهُم‌ْ فَيَسْخَرُون‌َ مِنْهُم‌ْ سَخِرَ الله‌ُ مِنْهُم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (توبه: 79)

آنهايى كه از مؤمنان اطاعت كار، در صدقاتشان عيبجويى مى‏كنند، و كسانى را كه (براى انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچيز) توانايى خود دسترسى ندارند، مسخره مى‏نمايند، خدا آنها را مسخره مى‏كند (و كيفر استهزاكنندگان را به آنها مى‏دهد) و براى آنها عذاب دردناكى است! (79)


فَإِنْ‌ رَجَعَك‌َ الله‌ُ إِلَي‌ طَائِفَة‌ٍ مِنْهُم‌ْ فَاسْتَأْذَنُوك‌َ لِلْخُرُوج‌ِ فَقُلْ‌ لَن‌ْ تَخْرُجُوا مَعِي‌َ أَبَدَاً وَ لَن‌ْ تُقَاتِلُوا مَعِي‌َ عَدُوَّاً إِنَّكُمْ‌ رَضِيتُم‌ْ بِالْقُعُودِ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ فَاقْعُدُوا مَع‌َ الْخَالِفِين‌َ (توبه: 83)

هر گاه خداوند تو را بسوى گروهى از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (بسوى ميدان جهاد) بخواهند، بگو: «هيچ گاه با من خارج نخواهيد شد! و هرگز همراه من، با دشمنى نخواهيد جنگيد! شما نخستين بار به كناره‏گيرى راضى شديد، اكنون نيز با متخلّفان بمانيد!» (83)


وَ لاَ تُصَل‌ِّ عَلَي‌ أَحَدٍ مِنْهُمْ‌ مَات‌َ أَبَدَاً وَ لاَ تَقُم‌ْ عَلَي‌ قَبْرِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَفَرُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ مَاتُوا وَ هُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (توبه: 84)

هرگز بر مرده هيچ يك از آنان، نماز نخوان! و بر كنار قبرش، (براى دعا و طلب آمرزش،) نايست! چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حالى كه فاسق بودند از دنيا رفتند! (84)


وَ إِذَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ أَن‌ْ آمِنُوا بِالله‌ِ وَ جَاهِدُوا مَع‌َ رَسُولِه‌ِ اسْتَأْذَنَك‌َ أُولُوا الطَّوْل‌ِ مِنْهُم‌ْ وَ قَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ‌ مَع‌َ الْقَاعِدِين‌َ (توبه: 86)

و هنگامى كه سوره‏اى نازل شود (و به آنان دستور دهد) كه: «به خدا ايمان بياوريد! و همراه پيامبرش جهاد كنيد!»، افرادى از آنها [گروه منافقان‏] كه توانايى دارند، از تو اجازه مى‏خواهند و مى‏گويند: «بگذار ما با قاعدين [آنها كه از جهاد معافند] باشيم!» (86)


أَعَدَّ الله‌ُ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 89)

خداوند براى آنها باغهايى از بهشت فراهم ساخته كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند بود و اين است رستگارى (و پيروزى) بزرگ! (89)


وَ جَاءَ الْمُعَذِّرُون‌َ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ لِيُؤْذَن‌َ لَهُم‌ْ وَ قَعَدَ الَّذِين‌َ كَذَبُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ سَيُصِيب‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (توبه: 90)

و عذرآورندگان از اعراب، (نزد تو) آمدند كه به آنها اجازه (عدم شركت در جهاد) داده شود و آنها كه به خدا و پيامبرش دروغ گفتند، (بدون هيچ عذرى در خانه خود) نشستند بزودى به كسانى از آنها كه مخالفت كردند (و معذور نبودند)، عذاب دردناكى خواهد رسيد! (90)


لَيْس‌َ عَلَي‌ الضُّعَفَاءِ وَ لاَ عَلَي‌ الْمَرْضَي‌ وَ لاَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ لاَ يَجِدُون‌َ مَا يُنْفِقُون‌َ حَرَج‌ٌ إِذَا نَصَحُوا لِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ مَا عَلَي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 91)

بر ضعيفان و بيماران و آنها كه وسيله‏اى براى انفاق (در راه جهاد) ندارند، ايرادى نيست (كه در ميدان جنگ شركت نجويند،) هر گاه براى خدا و رسولش خيرخواهى كنند (و از آنچه در توان دارند، مضايقه ننمايند). بر نيكوكاران راه مؤاخذه نيست و خداوند آمرزنده و مهربان است! (91)


وَ لاَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ إِذَا مَا أَتَوْك‌َ لِتَحْمِلَهُم‌ْ قُلْت‌َ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ تَوَلَّوا وَ أَعْيُنُهُم‌ْ تَفِيض‌ُ مِن‌َ الدَّمْع‌ِ حَزَنَاً أَنْ لاَ يَجِدُوا مَا يُنْفِقُون‌َ (توبه: 92)

و (نيز) ايرادى نيست بر آنها كه وقتى نزد تو آمدند كه آنان را بر مركبى (براى جهاد) سوار كنى، گفتى: «مركبى كه شما را بر آن سوار كنم، ندارم!» (از نزد تو) بازگشتند در حالى كه چشمانشان از اندوه اشكبار بود زيرا چيزى نداشتند كه در راه خدا انفاق كنند (و با آن به ميدان بروند) (92)


يَعْتَذِرُون‌َ إِلَيْكُم‌ْ إِذَا رَجَعْتُم‌ْ إِلَيْهِم‌ْ قُل‌ْ لاَ تَعْتَذِرُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لَكُم‌ْ قَدْ نَبَّأَنَا الله‌ُ مِن‌ْ أَخْبَارِكُم‌ْ وَ سَيَرَي‌ الله‌ُ عَمَلَكُم‌ْ وَ رَسُولُه‌ُ ثُم‌َّ تُرَدُّون‌َ إِلَي‌ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ فَيُنَبِّئُكُم‌ْ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (توبه: 94)

هنگامى كه بسوى آنها (كه از جهاد تخلّف كردند) باز گرديد، از شما عذرخواهى مى‏كنند بگو: «عذرخواهى نكنيد، ما هرگز به شما ايمان نخواهيم آورد! چرا كه خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته و خدا و رسولش، اعمال شما را مى‏بينند سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگشت داده مى‏شويد و او شما را به آنچه انجام مى‏داديد، آگاه مى‏كند (و جزا مى‏دهد!)» (94)


وَ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ مَنْ‌ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِق‌ُ مَغْرَمَاً وَ يَتَرَبَّص‌ُ بِكُم‌ُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِم‌ْ دَائِرَة‌ُ السَّوْءِ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (توبه: 98)

گروهى از (اين) اعراب باديه‏نشين، چيزى را كه (در راه خدا) انفاق مى‏كنند، غرامت محسوب مى‏دارند و انتظار حوادث دردناكى براى شما مى‏كشند حوادث دردناك براى خود آنهاست و خداوند شنوا و داناست! (98)


وَ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِق‌ُ قُرُبَات‌ٍ عِنْدَ الله‌ِ وَ صَلَوَات‌ِ الرَّسُول‌ِ أَلاَ إِنَّهَا قُرْبَة‌ٌ لَهُم‌ْ سَيُدْخِلُهُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 99)

گروهى (ديگر) از عربهاى باديه‏نشين، به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند و آنچه را انفاق مى‏كنند، مايه تقرّب به خدا، و دعاى پيامبر مى‏دانند آگاه باشيد اينها مايه تقرّب آنهاست! خداوند بزودى آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است! (99)


وَالسَّابِقُون‌َ الْأَوَّلُون‌َ مِن‌َ الْمُهَاجِرِين‌َ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِين‌َ اتَّبَعُوهُمْ‌ بِإِحْسَان‌ٍ رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ وَ أَعَدَّ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 100)

پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ! (100)


وَ مِمَّن‌ْ حَوْلَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ مُنَافِقُون‌َ وَ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْمَدِينَة‌ِ مَرَدُوا عَلَي‌ النِّفَاق‌ِ لاَ تَعْلَمُهُم‌ْ نَحْن‌ُ نَعْلَمُهُم‌ْ سَنُعَذِّبُهُمْ‌ مَرَّتَيْن‌ِ ثُم‌َّ يُرَدُّون‌َ إِلَي‌ عَذَاب‌ٍ عَظِيم‌ٍ (توبه: 101)

و از (ميان) اعراب باديه‏نشين كه اطراف شما هستند، جمعى منافقند و از اهل مدينه (نيز)، گروهى سخت به نفاق پاى بندند. تو آنها را نمى‏شناسى، ولى ما آنها را مى شناسيم. بزودى آنها را دو بار مجازات مى‏كنيم (: مجازاتى با رسوايى در دنيا، و مجازاتى به هنگام مرگ) سپس بسوى مجازات بزرگى (در قيامت) فرستاده مى‏شوند. (101)


خُذْ مِن‌ْ أَمْوَالِهِم‌ْ صَدَقَة‌ً تُطَهِّرُهُم‌ْ وَ تُزَكِّيهِمْ‌ بِهَا وَ صَل‌ِّ عَلَيْهِم‌ْ إِن‌َّ صَلاتَك‌َ سَكَن‌ٌ لَهُم‌ْ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (توبه: 103)

از اموال آنها صدقه‏اى (بعنوان زكات) بگير، تا بوسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى! و (به هنگام گرفتن زكات،) به آنها دعا كن كه دعاى تو، مايه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست! (103)


وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مَسْجِدَاً ضِرَارَاً وَ كُفْرَاً وَ تَفْرِيقَاً بَيْن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ وَ إِرْصَادَاً لِمَن‌ْ حَارَب‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَيَحْلِفُن‌َّ إِن‌ْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَي‌ وَالله‌ُ يَشْهَدُ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (توبه: 107)

(گروهى ديگر از آنها) كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان (به مسلمانان)، و (تقويت) كفر، و تفرقه‏افكنى ميان مؤمنان، و كمينگاه براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود آنها سوگند ياد مى‏كنند كه: «جز نيكى (و خدمت)، نظرى نداشته‏ايم!» امّا خداوند گواهى مى‏دهد كه آنها دروغگو هستند! (107)


لاَ تَقُم‌ْ فِيه‌ِ أَبَدَاً لَمَسْجِدٌ أُسِّس‌َ عَلَي‌ التَّقْوَي‌ مِن‌ْ أَوَّل‌ِ يَوْم‌ٍ أَحَق‌ُّ أَنْ‌ تَقُوم‌َ فِيه‌ِ فِيه‌ِ رِجَال‌ٌ يُحِبُّون‌َ أَنْ‌ يَتَطَهَّرُوا وَالله‌ُ يُحِب‌ُّ الْمُطَّهِّرِين‌َ (توبه: 108)

هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست! آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده، شايسته‏تر است كه در آن (به عبادت) بايستى در آن، مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد! (108)


أَفَمَن‌ْ أَسَّس‌َ بُنْيَانَه‌ُ عَلَي‌ تَقْوَي‌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَان‌ٍ خَيْرٌ أَمْ‌ مَن‌ْ أَسَّس‌َ بُنْيَانَه‌ُ عَلَي‌ شَفَا جُرُف‌ٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِه‌ِ فِي‌ نَارِ جَهَنَّم‌َ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (توبه: 109)

آيا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده بهتر است، يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرومى‏ريزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدايت نمى‏كند! (109)


إِن‌َّ الله‌َ اشْتَرَي‌ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ أَنْفُسَهُم‌ْ وَ أَمْوَالَهُمْ‌ بِأَنَّ‌ لَهُم‌ُ الْجَنَّة‌َ يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَيَقْتُلُون‌َ وَ يُقْتَلُون‌َ وَعْدَاً عَلَيْه‌ِ حَقَّاً فِي‌ التَّوْرَاة‌ِ وَالْإِنْجِيل‌ِ وَالْقُرْآن‌ِ وَ مَن‌ْ أَوْفَي‌ بِعَهْدِه‌ِ مِن‌َ الله‌ِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُم‌ُ الَّذِي‌ بَايَعْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 111)

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به اين گونه كه:) در راه خدا پيكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند اين وعده حقّى است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اكنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى كه با خدا كرده‏ايد و اين است آن پيروزى بزرگ! (111)


مَا كَان‌َ لِلنَّبِي‌ِّ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا أَنْ‌ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِين‌َ وَ لَوْ كَانُوا أُولِي‌ قُرْبَي‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَهُم‌ْ أَنَّهُم‌ْ أَصْحَاب‌ُ الْجَحِيم‌ِ (توبه: 113)

براى پيامبر و مؤمنان، شايسته نبود كه براى مشركان (از خداوند) طلب آمرزش كنند، هر چند از نزديكانشان باشند (آن هم) پس از آنكه بر آنها روشن شد كه اين گروه، اهل دوزخند! (113)


وَ مَا كَان‌َ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيم‌َ لِأَبِيه‌ِ إِلاَّ عَنْ‌ مَوْعِدَة‌ٍ وَعَدَهَا إِيَّاه‌ُ فَلَمَّا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ أَنَّه‌ُ عَدُوٌّ لِالله‌ِ تَبَرَّأَ مِنْه‌ُ إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ لَأََوَّاه‌ٌ حَلِيم‌ٌ (توبه: 114)

و استغفار ابراهيم براى پدرش [عمويش آزر]، فقط بخاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند) امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود! (114)


إِن‌َّ الله‌َ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (توبه: 116)

حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خداست زنده مى‏كند و مى‏ميراند و جز خدا، ولىّ و ياورى نداريد! (116)


لَقَدْ تَاب‌َ الله‌ُ عَلَي‌ النَّبِي‌ِّ وَالْمُهَاجِرِين‌َ وَالْأَنْصَارِ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوه‌ُ فِي‌ سَاعَة‌ِ الْعُسْرَة‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغ‌ُ قُلُوب‌ُ فَرِيق‌ٍ مِنْهُم‌ْ ثُم‌َّ تَاب‌َ عَلَيْهِم‌ْ إِنَّه‌ُ بِهِم‌ْ رَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 117)

مسلّماً خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدّت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حقّ منحرف شود (و از ميدان جنگ بازگردند) سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است! (117)


وَ عَلَي‌ الثَّلاَثَة‌ِ الَّذِين‌َ خُلِّفُوا حَتَّي‌ إِذَا ضَاقَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الْأَرْض‌ُ بِمَا رَحُبَت‌ْ وَ ضَاقَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ وَ ظَنُّوا أَنْ‌ لاَ مَلْجَأَ مِن‌َ الله‌ِ إِلاَّ إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ تَاب‌َ عَلَيْهِم‌ْ لِيَتُوبُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (توبه: 118)

(همچنين) آن سه نفر كه (از شركت در جنگ تبوك) تخلّف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حدّ كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد (حتّى) در وجود خويش، جايى براى خود نمى‏يافتند (در آن هنگام) دانستند پناهگاهى از خدا جز بسوى او نيست سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفيق داد) تا توبه كنند خداوند بسيار توبه‏پذير و مهربان است! (118)


مَا كَان‌َ لِأَهْل‌ِ الْمَدِينَة‌ِ وَ مَن‌ْ حَوْلَهُمْ‌ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ أَنْ‌ يَتَخَلَّفُوا عَنْ‌ رَسُول‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِم‌ْ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ لاَ يُصِيبُهُم‌ْ ظَمَأٌ وَ لاَ نَصَب‌ٌ وَ لاَ مَخْمَصَة‌ٌ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَطَئُون‌َ مَوْطِئَاً يَغِيظ‌ُ الْكُفَّارَ وَ لاَ يَنَالُون‌َ مِن‌ْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِب‌َ لَهُمْ‌ بِه‌ِ عَمَل‌ٌ صَالِح‌ٌ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (توبه: 120)

سزاوار نيست كه اهل مدينه، و باديه‏نشينانى كه اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلّف جويند و براى حفظ جان خويش، از جان او چشم بپوشند! اين بخاطر آن است كه هيچ تشنگى و خستگى، و گرسنگى در راه خدا به آنها نمى‏رسد و هيچ گامى كه موجب خشم كافران مى‏شود برنمى‏دارند، و ضربه‏اى از دشمن نمى‏خورند، مگر اينكه به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مى‏شود زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند! (120)


وَ مَا كَان‌َ الْمُؤْمِنُون‌َ لِيَنْفِرُوا كَافَّة‌ً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِنْ‌ كُل‌ِّ فِرْقَة‌ٍ مِنْهُم‌ْ طَائِفَة‌ٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي‌ الدِّين‌ِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُم‌ْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِم‌ْ لَعَلَّهُم‌ْ يَحْذَرُون‌َ (توبه: 122)

شايسته نيست مؤمنان همگى (بسوى ميدان جهاد) كوچ كنند چرا از هر گروهى از آنان، طايفه‏اى كوچ نمى‏كند (و طايفه‏اى در مدينه بماند)، تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى كنند! (122)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِين‌َ يَلُونَكُمْ‌ مِن‌َ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُم‌ْ غِلْظَة‌ً وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ مَع‌َ الْمُتَّقِين‌َ (توبه: 123)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! با كافرانى كه به شما نزديكترند، پيكار كنيد! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزديك غافل نكند!) آنها بايد در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است! (123)


وَ إِذَا مَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَقُول‌ُ أَيُّكُم‌ْ زَادَتْه‌ُ هَذِه‌ِ إِيمَانَاً فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا فَزَادَتْهُم‌ْ إِيمَانَاً وَ هُم‌ْ يَسْتَبْشِرُون‌َ (توبه: 124)

و هنگامى كه سوره‏اى نازل مى‏شود، بعضى از آنان (به ديگران) مى‏گويند: «اين سوره، ايمان كدام يك از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما كسانى كه ايمان آورده‏اند، بر ايمانشان افزوده و آنها (به فضل و رحمت الهى) خوشحالند. (124)


وَ إِذَا مَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ نَظَرَ بَعْضُهُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ هَل‌ْ يَرَاكُمْ‌ مِن‌ْ أَحَدٍ ثُم‌َّ انْصَرَفُوا صَرَف‌َ الله‌ُ قُلُوبَهُم‌ْ بِأَنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ لاَ يَفْقَهُون‌َ (توبه: 127)

و هنگامى كه سوره‏اى نازل مى‏شود، بعضى از آنها [منافقان‏] به يكديگر نگاه مى‏كنند و مى‏گويند: «آيا كسى شما را مى‏بيند؟ (اگر از حضور پيامبر بيرون رويم، كسى متوجّه ما نمى‏شود!)» سپس منصرف مى‏شوند (و بيرون مى‏روند) خداوند دلهايشان را (از حق) منصرف ساخته چرا كه آنها، گروهى هستند كه نمى‏فهمند (و بى‏دانشند)! (127)


لَقَدْ جَاءَكُم‌ْ رَسُول‌ٌ مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ عَزِيزٌ عَلَيْه‌ِ مَا عَنِتُّم‌ْ حَرِيص‌ٌ عَلَيْكُمْ‌ بِالْمُؤْمِنِين‌َ رَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 128)

به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128)


أَكَان‌َ لِلنَّاس‌ِ عَجَبَاً أَن‌ْ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ رَجُل‌ٍ مِنْهُم‌ْ أَن‌ْ أَنْذِرِ النَّاس‌َ وَ بَشِّرِ الَّذِين‌َ آمَنُوا أَن‌َّ لَهُم‌ْ قَدَم‌َ صِدْق‌ٍ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ قَال‌َ الْكَافِرُون‌َ إِن‌َّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِين‌ٌ (يونس: 2)

آيا براى مردم، موجب شگفتى بود كه به مردى از آنها وحى فرستاديم كه مردم را (از عواقب كفر و گناه) بترسان، و به كسانى كه ايمان آورده‏اند بشارت ده كه براى آنها، سابقه نيك (و پاداشهاى مسلّم) نزد پروردگارشان است؟! (امّا) كافران گفتند: «اين مرد، ساحر آشكارى است!» (2)


إِن‌َّ رَبَّكُم‌ُ الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ‌ شَفِيع‌ٍ إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِ إِذْنِه‌ِ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ أَفَلاَ تَذَكَّرُون‌َ (يونس: 3)

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبير كار (جهان) پرداخت هيچ شفاعت كننده‏اى، جز با اذن او نيست اين است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش كنيد! آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (3)


إِلَيْه‌ِ مَرْجِعِكُم‌ْ جَمِيعَاً وَعْدَ الله‌ِ حَقَّاً إِنَّه‌ُ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ لِيَجْزِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ بِالْقِسْط‌ِ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا لَهُم‌ْ شَرَاب‌ٌ مِن‌ْ حَمِيم‌ٍ وَ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُون‌َ (يونس: 4)

بازگشت همه شما بسوى اوست! خداوند وعده حقّى فرموده او آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس آن را بازمى‏گرداند، تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، بعدالت جزا دهد و براى كسانى كه كافر شدند، نوشيدنى از مايع سوزان است و عذابى دردناك، بخاطر آنكه كفر مى‏ورزيدند! (4)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ يَهْدِيهِم‌ْ رَبُّهُمْ‌ بِإِيمَانِهِم‌ْ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ُ الْأَنْهَارُ فِي‌ جَنَّات‌ِ النَّعِيم‌ِ (يونس: 9)

(ولى) كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ايمانشان هدايت مى‏كند از زير (قصرهاى) آنها در باغهاى بهشت، نهرها جارى است. (9)


وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُون‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالبَيِّنَات‌ِ وَ مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْقَوْم‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ (يونس: 13)

ما امّتهاى پيش از شما را، هنگامى كه ظلم كردند، هلاك نموديم در حالى كه پيامبرانشان دلايل روشن براى آنها آوردند، ولى آنها ايمان نياوردند اين گونه گروه مجرمان را كيفر مى‏دهيم! (13)


ثُم‌َّ جَعَلْنَاكُم‌ْ خَلاَئِف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ لِنَنْظُرَ كَيْف‌َ تَعْمَلُون‌َ (يونس: 14)

سپس شما را جانشينان آنها در روى زمين- پس از ايشان- قرار داديم تا ببينيم شما چگونه عمل مى‏كنيد! (14)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا ائْت‌ِ بِقُرْآن‌ٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْه‌ُ قُل‌ْ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أُبَدِّلَه‌ُ مِنْ‌ تِلْقَاءِ نَفْسِي‌ إِن‌ْ أَتَّبِع‌ُ إِلاَّ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (يونس: 15)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مى‏گويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!» (15)


قُلْ لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا تَلَوْتُه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ وَ لاَ أَدْرَاكُم‌ْ بِه‌ِ فَقَدْ لَبِثْت‌ُ فِيكُم‌ْ عُمُرَاً مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (يونس: 16)

بگو: «اگر خدا مى‏خواست، من اين آيات را بر شما نمى‏خواندم و خداوند از آن آگاهتان نمى‏كرد چه اينكه مدّتها پيش از اين، در ميان شما زندگى نمودم (و هرگز آيه‏اى نياوردم) آيا نمى‏فهميد؟!» (16)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْمُـجْرِمُون‌َ (يونس: 17)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، يا آيات او را تكذيب مى‏كند؟! مسلماً مجرمان رستگار نخواهند شد! (17)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَضُرُّهُم‌ْ وَ لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ يَقُولُون‌َ هَؤُلاَءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ الله‌ِ قُل‌ْ أَتُنَبِّئُون‌َ الله‌َ بِمَا لاَ يَعلَم‌ُ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (يونس: 18)

آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند، و نه سودى مى‏بخشد و مى‏گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزى خبر مى‏دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتايانى كه قرار مى‏دهند! (18)


وَ مَا كَان‌َ النَّاس‌ُ إِلاَّ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ فِيمَا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (يونس: 19)

(در آغاز) همه مردم امّت واحدى بودند سپس اختلاف كردند و اگر فرمانى از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سريع آنان) از قبل صادر نشده بود، در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏شد (و سپس همگى به مجازات مى‏رسيدند). (19)


وَ يَقُولُون‌َ لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَقُل‌ْ إِنَّمَا الْغَيْب‌ُ لِالله‌ِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الْمُنْتَظِرِين‌َ (يونس: 20)

مى‏گويند: «چرا معجزه‏اى از پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «غيب (و معجزات) تنها براى خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشيد، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‏جويانه باشيد، و من هم در انتظار مجازات شما!)» (20)


وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاس‌َ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُم‌ْ إِذَا لَهُمْ‌ مَكْرٌ فِي‌ آيَاتِنَا قُل‌ِ الله‌ُ أَسْرَع‌ُ مَكْرَاً إِن‌َّ رُسُلَنَا يَكْتُبُون‌َ مَا تَمْكُرُون‌َ (يونس: 21)

هنگامى كه به مردم، پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است، رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‏كنند (، و براى آن نعمت و رحمت توجيهات ناروا مى‏كنند) بگو: «خداوند سريعتر از شما مكر [چاره‏جويى‏] مى‏كند و رسولان [فرشتگان‏] ما، آنچه نيرنگ مى‏كنيد (و نقشه مى‏كشيد)، مى‏نويسند!» (21)


هُوَ الَّذِي‌ يُسَيِّرُكُم‌ْ فِي‌ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّي‌ إِذَا كُنْتُم‌ْ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ جَرَيْن‌َ بِهِمْ‌ بِرِيح‌ٍ طَيِّبَة‌ٍ وَ فَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيح‌ٌ عَاصِف‌ٌ وَ جَاءَهُم‌ُ الْمَوْج‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَكَان‌ٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُم‌ْ أُحِيط‌َ بِهِم‌ْ دَعَوُا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ لَئِن‌ْ أَنْجَيْتَنَا مِن‌ْ هَذِه‌ِ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (يونس: 22)

او كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مى‏دهد زمانى كه در كشتى قرار مى‏گيريد، و بادهاى موافق آنان را (بسوى مقصد) حركت ميدهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شديدى مى‏وزد و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آيد و گمان مى‏كنند هلاك خواهند شد در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند كه: «اگر ما را از اين گرفتارى نجات دهى، حتماً از سپاسگزاران خواهيم بود!» (22)


إِنَّمَا مَثَل‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاه‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ فَاخْتَلَط‌َ بِه‌ِ نَبَات‌ُ الْأَرْض‌ِ مِمَّا يَأْكُل‌ُ النَّاس‌ُ وَالْأَنْعَام‌ُ حَتَّي‌ إِذَا أَخَذَت‌ِ الْأَرْض‌ُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَت‌ْ وَ ظَن‌َّ أَهْلُهَا أَنَّهُم‌ْ قَادِرُون‌َ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارَاً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدَاً كَأَن‌ْ لَم‌ْ تَغْن‌َ بِالْأَمْس‌ِ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (يونس: 24)

مثل زندگى دنيا، همانند آبى است كه از آسمان نازل كرده‏ايم كه در پى آن، گياهان (گوناگون) زمين- كه مردم و چهارپايان از آن مى‏خورند- مى‏رويد تا زمانى كه زمين، زيبايى خود را يافته و آراسته مى‏گردد، و اهل آن مطمئن مى‏شوند كه مى‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام يا در روز، (براى نابودى آن) فرامى‏رسد (سرما يا صاعقه‏اى را بر آن مسلّط مى‏سازيم) و آن چنان آن را درو مى‏كنيم كه گويى ديروز هرگز (چنين كشتزارى) نبوده است! اين گونه، آيات خود را براى گروهى كه مى‏انديشند، شرح مى‏دهيم! (24)


وَالَّذِين‌َ كَسَبُوا السَّيِّئَات‌ِ جَزَاءُ سَيِّئَة‌ٍ بِمِثْلِهَا وَ تَرْهَقُهُم‌ْ ذِلَّة‌ٌ مَا لَهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِن‌ْ عَاصِم‌ٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَت‌ْ وُجُوهُهُم‌ْ قِطَعَاً مِن‌َ اللَّيْل‌ِ مُظْلِمَاً أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (يونس: 27)

امّا كسانى كه مرتكب گناهان شدند، جزاى بدى بمقدار آن دارند و ذلّت و خوارى، چهره آنان را مى‏پوشاند و هيچ چيز نمى‏تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‏هايشان آن چنان تاريك است كه) گويى با پاره‏هايى از شب تاريك، صورت آنها پوشيده شده! آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند! (27)


قُل‌ْ مَنْ‌ يَرْزُقُكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ أَمْ مَنْ‌ يَمْلِك‌ُ السَّمْع‌َ وَالْأَبْصَارَ وَ مَنْ‌ يُخْرِج‌ُ الْحَي‌َّ مِن‌َ الْمَيِّت‌ِ وَ يُخْرِج‌ُ الْمَيِّت‌َ مِن‌َ الْحَي‌ِّ وَ مَنْ‌ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُون‌َ الله‌ُ فَقُل‌ْ أَفَلاَ تَتَّقُون‌َ (يونس: 31)

بگو: «چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مى‏دهد؟ يا چه كسى مالك (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه كسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد؟ و چه كسى امور (جهان) را تدبير مى‏كند؟» بزودى (در پاسخ) مى‏گويند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پيشه نمى‏كنيد (و از خدا نمى‏ترسيد)؟! (31)


قُل‌ْ هَل‌ْ مِنْ‌ شُرَكَائِكُمْ‌ مَنْ‌ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ قُل‌ِ الله‌ُ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ فَأَنَّي‌ تُؤْفَكُون‌َ (يونس: 34)

بگو: «آيا هيچ يك از معبودهاى شما، آفرينش را ايجاد مى‏كند و سپس بازمى‏گرداند؟!» بگو: «تنها خدا آفرينش را ايجاد كرده، سپس بازمى‏گرداند با اين حال، چرا از حق روى‏گردان مى‏شويد؟!» (34)


قُل‌ْ هَل‌ْ مِنْ‌ شُرَكَائِكُمْ‌ مَنْ‌ يَهْدِي‌ إِلَي‌ الْحَق‌ِّ قُل‌ِ الله‌ُ يَهْدِي‌ لِلْحَق‌ِّ أَفَمَنْ‌ يَهْدِي‌ إِلَي‌ الْحَق‌ِّ أَحَق‌ُّ أَنْ‌ يُتَّبَع‌َ أَم‌ْ مَنْ‌ لاَ يَهِدِّي‌ إِلاَّ أَنْ‌ يُهْدَي‌ فَمَا لَكُم‌ْ كَيْف‌َ تَحْكُمُون‌َ (يونس: 35)

بگو: «آيا هيچ يك از معبودهاى شما، به سوى حق هدايت مى‏كند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدايت مى‏كند! آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى‏كند براى پيروى شايسته‏تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمى‏شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏كنيد؟!» (35)


وَ مَا يَتَّبِع‌ُ أَكْثَرُهُم‌ْ إِلاَّ ظَنَّاً إِن‌َّ الظَّن‌َّ لاَ يُغْنِي‌ مِن‌َ الْحَق‌ِّ شَيْءً إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِمَا يَفْعَلُون‌َ (يونس: 36)

و بيشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏اساس)، پيروى نمى‏كنند (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مى‏دهند، آگاه است! (36)


وَ مَا كَان‌َ هَذَا الْقُرْآن‌ُ أَنْ‌ يُفْتَرَي‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لَكِنْ‌ تَصْدِيق‌َ الَّذِي‌ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ تَفْصِيل‌َ الْكِتَاب‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (يونس: 37)

شايسته نبود (و امكان نداشت) كه اين قرآن، بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود ولى تصديقى است براى آنچه پيش از آن است (از كتب آسمانى)، و شرح و تفصيلى بر آنها است شكّى در آن نيست، و از طرف پروردگار جهانيان است. (37)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ فَأْتُوا بِسُورَة‌ٍ مِثْلِه‌ِ وَادْعُوا مَن‌ِ اسْتَطَعْتُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (يونس: 38)

آيا آنها مى‏گويند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست مى گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد و غير از خدا، هر كس را مى‏توانيد (به يارى) طلبيد!» (38)


بَل‌ْ كَذَّبُوا بِمَا لَم‌ْ يُحِيطُوا بِعِلْمِه‌ِ وَ لَمَّا يَأْتِهِم‌ْ تَأْوِيلُه‌ُ كَذَلِك‌َ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الظَّالِمِين‌َ (يونس: 39)

(ولى آنها از روى علم و دانش قرآن را انكار نكردند) بلكه چيزى را تكذيب كردند كه آگاهى از آن نداشتند، و هنوز واقعيتش بر آنان روشن نشده است! پيشينيان آنها نيز همين گونه تكذيب كردند پس بنگر عاقبت كار ظالمان چگونه بود! (39)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِه‌ِ وَ رَبُّك‌َ أَعْلَم‌ُ بِالْمُفْسِدِين‌َ (يونس: 40)

بعضى از آنها، به آن ايمان مى‏آورند و بعضى ايمان نمى‏آورند و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر مى‏شناسد)! (40)


وَ إِنْ‌ كَذَّبُوك‌َ فَقُلْ‌ لِي‌ عَمَلِي‌ وَ لَكُم‌ْ عَمَلُكُم‌ْ أَنْتُمْ‌ بَرِيئُون‌َ مِمَّا أَعْمَل‌ُ وَ أَنَا بَرِي‌ءٌ مِمَّا تَعْمَلُون‌َ (يونس: 41)

و اگر تو را تكذيب كردند، بگو: «عمل من براى من، و عمل شما براى شماست! شما از آنچه من انجام مى‏دهم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما انجام مى‏دهيد بيزارم!» (41)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَسْتَمِعُون‌َ إِلَيْك‌َ أَفَأَنْت‌َ تُسْمِع‌ُ الصُّم‌َّ وَ لَوْ كَانُوا لاَ يَعْقِلُون‌َ (يونس: 42)

گروهى از آنان، بسوى تو گوش فرامى‏دهند (امّا گويى هيچ نمى‏شنوند و كرند)! آيا تو مى‏توانى سخن خود را به گوش كران برسانى، هر چند نفهمند؟! (42)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَنْظُرُ إِلَيْك‌َ أَفَأَنْت‌َ تَهْدِي‌ الْعُمْي‌َ وَ لَوْ كَانُوا لاَ يُبْصِرُون‌َ (يونس: 43)

و گروهى از آنان، به سوى تو مى‏نگرند (امّا گويى هيچ نمى‏بينند)! آيا تو مى‏توانى نابينايان را هدايت كنى، هر چند نبينند؟! (43)


وَ يَوْم‌َ يَحْشُرُهُم‌ْ كأَنْ‌ لَم‌ْ يَلْبَثوا إِلاَّ سَاعَة‌ً مِن‌َ النَّهَارِ يَتَعَارَفُون‌َ بَيْنَهُم‌ْ قَدْ خَسِرَ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ الله‌ِ وَ مَا كَانُوا مُهْتَدِين‌َ (يونس: 45)

(به ياد آور) روزى را كه (خداوند) آنها را جمع (و محشور) مى‏سازد آن چنان كه (احساس مى‏كنند) گويى جز ساعتى از روز، (در دنيا) توقّف نكردند به آن مقدار كه يكديگر را (ببينند و) بشناسند! مسلّماً آنها كه لقاى خداوند (و روز رستاخيز) را تكذيب كردند، زيان بردند و هدايت نيافتند! (45)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِن‌ْ أَتَاكُم‌ْ عَذَابُه‌ُ بَيَاتَاً أَوْ نَهَارَاً مَاذَا يَسْتَعْجِل‌ُ مِنْه‌ُ الْمُـجْرِمُون‌َ (يونس: 50)

بگو: «اگر مجازات او، شب‏هنگام يا در روز به سراغ شما آيد (، آيا مى‏توانيد آن را از خود دفع كنيد؟!)» پس مجرمان براى چه عجله مى‏كنند؟! (50)


يَا أيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَتْكُمْ‌ مَوْعِظَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِي‌ الصُّدُورِ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (يونس: 57)

اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست (درمانى براى دلهاى شما) و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان! (57)


قُل‌ْ بِفَضْل‌ِ الله‌ِ وَ بِرَحْمَتِه‌ِ فَبِذَلِك‌َ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون‌َ (يونس: 58)

بگو: «به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند كه اين، از تمام آنچه گردآورى كرده‏اند، بهتر است!» (58)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُمْ‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ لَكُمْ‌ مِنْ‌ رِزْق‌ٍ فَجَعَلْتُم‌ْ مِنْه‌ُ حَرَامَاً وَ حَلاَلاً قُل‌ْ آلله‌ُ أَذِن‌َ لَكُم‌ْ أَم‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ تَفْتَرُون‌َ (يونس: 59)

بگو: «آيا روزيهايى را كه خداوند بر شما نازل كرده ديده‏ايد، كه بعضى از آن را حلال، و بعضى را حرام نموده‏ايد؟!» بگو: «آيا خداوند به شما اجازه داده، يا بر خدا افترا مى بنديد (و از پيش خود، حلال و حرام مى‏كنيد؟!)» (59)


وَ مَا تَكُون‌ُ فِي‌ شَأْن‌ٍ وَ مَا تَتْلُو مِنْه‌ُ مِنْ‌ قُرْآن‌ٍ وَ لاَ تَعْمَلُون‌َ مِن‌ْ عَمَل‌ٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُم‌ْ شُهُودَاً إِذْ تُفِيضُون‌َ فِيه‌ِ وَ مَا يَعْزُب‌ُ عَنْ‌ رَبِّك‌َ مِنْ‌ مِثْقَال‌ِ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ وَ لاَ أَصْغَرَ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْبَرَ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (يونس: 61)

در هيچ حال (و انديشه‏اى) نيستى، و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمى‏كنى، و هيچ عملى را انجام نمى‏دهيد، مگر اينكه ما گواه بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن مى شويد! و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفى نمى‏ماند حتّى به اندازه سنگينى ذرّه‏اى، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه (همه آنها) در كتاب آشكار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است! (61)


أَلاَ إِن‌َّ لِالله‌ِ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا يَتَّبِع‌ُ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ شُرَكَاءَ إِنْ‌ يَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ إِن‌ْ هُم‌ْ إِلاَّ يَخْرُصُون‌َ (يونس: 66)

آگاه باشيد تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از آن خدا مى‏باشند! و آنها كه غير خدا را همتاى او مى‏خوانند، (از منطق و دليلى) پيروى نمى‏كنند آنها فقط از پندار بى اساس پيروى مى‏كنند و آنها فقط دروغ مى‏گويند! (66)


قَالُوا اتَّخَذَ الله‌ُ وَلَدَاً سُبْحَانَه‌ُ هُوَ الْغَنِي‌ُّ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِن‌ْ عِنْدَكُمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ بِهَذَا أَتَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (يونس: 68)

گفتند: «خداوند فرزندى براى خود انتخاب كرده است»! (از هر عيب و نقص و احتياجى) منزه است! او بى‏نياز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است! شما هيچ گونه دليلى بر اين ادعا نداريد! آيا به خدا نسبتى مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟! (68)


فَإِنْ‌ تَوَلَّيْتُم‌ْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ‌ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ الله‌ِ وَ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (يونس: 72)

و اگر از قبول دعوتم روى بگردانيد، (كار نادرستى كرده‏ايد چه اينكه) من از شما مزدى نمى‏خواهم مزد من، تنها بر خداست! و من مأمورم كه از مسلمين [تسليم شدگان در برابر فرمان خدا] باشم!» (72)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ رُسُلاً إِلَي‌ قَوْمِهِم‌ْ فَجَاءُوهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا بِه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ كَذَلِك‌َ نَطْبَع‌ُ عَلَي‌ قُلُوب‌ِ الْمُعْتَدِين‌َ (يونس: 74)

سپس بعد از نوح، رسولانى به سوى قومشان فرستاديم آنان دلايل روشن برايشان آوردند امّا آنها، به چيزى كه پيش از آن تكذيب كرده بودند، ايمان نياوردند! اينچنين بر دلهاى تجاوزكاران مهر مى‏نهيم (تا چيزى را درك نكنند)! (74)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِنْ‌ بَعْدِهِمْ‌ مُوسَي‌ وَ هَارُون‌َ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كَانُوا قَوْمَاً مُجْرِمِين‌َ (يونس: 75)

بعد از آنها، موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاديم اما آنها تكبّر كردند (و زير بار حق نرفتند چرا كه) آنها گروهى مجرم بودند! (75)


فَلَمَّا جَاءَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا إِن‌َّ هَذَا لَسِحْرٌ مُبِين‌ٌ (يونس: 76)

و هنگامى كه حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «اين، سحرى است آشكار!» (76)


فَمَا آمَن‌َ لِمُوسَي‌ إِلاَّ ذُرِّيَّة‌ٌ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ عَلَي‌ خَوْف‌ٍ مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِهِم‌ْ أَنْ‌ يَفْتِنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ فِرْعَوْن‌َ لَعَال‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الْمُسْرِفِين‌َ (يونس: 83)

(در آغاز،) هيچ كس به موسى ايمان نياورد، مگر گروهى از فرزندان قوم او (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافيانش، مبادا آنها را شكنجه كنند زيرا فرعون، برترى‏جويى در زمين داشت و از اسرافكاران بود! (83)


وَ نَجِّنَا بِرَحْمَتِك‌َ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (يونس: 86)

و ما را با رحمتت از (دست) قوم كافر رهايى بخش! (86)


وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُم‌ْ فِرْعَوْن‌ُ وَ جُنُودُه‌ُ بَغْيَاً وَ عَدْوَاً حَتَّي‌ إِذَا أَدْرَكَه‌ُ الْغَرَق‌ُ قَال‌َ آمَنْت‌ُ أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ الَّذِي‌ آمَنَت‌ْ بِه‌ِ بَنُو إِسْرَائِيل‌َ وَ أَنَا مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (يونس: 90)

(سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا [رود عظيم نيل‏] عبور داديم و فرعون و لشكرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند هنگامى كه غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه هيچ معبودى، جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده‏اند، وجود ندارد و من از مسلمين هستم!» (90)


آلْآن‌َ وَ قَدْ عَصَيْت‌َ قَبْل‌ُ وَ كُنْت‌َ مِن‌َ الْمُفْسِدِين‌َ (يونس: 91)

(امّا به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالى كه قبلًا عصيان كردى، و از مفسدان بودى! (91)


فَالْيَوْم‌َ نُنَجِّيك‌َ بِبَدَنِك‌َ لِتَكُون‌َ لِمَن‌ْ خَلْفَك‌َ آيَة‌ً وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ عَن‌ْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون‌َ (يونس: 92)

ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‏دهيم، تا عبرتى براى آيندگان باشى! و بسيارى از مردم، از آيات ما غافلند! (92)


وَ لَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ مُبَوَّأَ صِدْق‌ٍ وَ رَزَقْنَاهُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّي‌ جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَقْضِي‌ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (يونس: 93)

(سپس) بنى اسرائيل را در جايگاه صدق (و راستى) منزل داديم و از روزيهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم (امّا آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نكردند، مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قيامت، در آنچه اختلاف مى‏كردند، ميان آنها داورى مى‏كند! (93)


فَإِنْ‌ كُنْت‌َ فِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ فَاسْأَل‌ِ الَّذِين‌َ يَقْرَءُون‌َ الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَقَدْ جَاءَك‌َ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (يونس: 94)

و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‏ايم ترديدى دارى، از كسانى كه پيش از تو كتاب آسمانى را مى‏خواندند بپرس، به يقين، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسيده است بنا بر اين، هرگز از ترديدكنندگان مباش! [مسلماً او ترديدى نداشت! اين درسى براى مردم بود!] (94)


وَ لاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ فَتَكُون‌َ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (يونس: 95)

و از آنها مباش كه آيات خدا را تكذيب كردند، كه از زيانكاران خواهى بود! (95)


فَهَل‌ْ يَنْتَظِرُون‌َ إِلاَّ مِثْل‌َ أَيَّام‌ِ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ قُل‌ْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الْمُنتَظِرِين‌َ (يونس: 102)

آيا آنها (چيزى) جز همانند روزهاى پيشينيان (و بلاها و مجازاتهايشان) را انتظار مى‏كشند؟! بگو: «شما انتظار بكشيد، من نيز با شما انتظار مى‏كشم!» (102)


قُل‌ْ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ شَك‌ٍّ مِن‌ْ دِينِي‌ فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِين‌َ تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لَكِنْ‌ أَعْبُدُ الله‌َ الَّذِي‌ يَتَوَفَّاكُم‌ْ وَ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (يونس: 104)

بگو: «اى مردم! اگر در عقيده من شك داريد، من آنهايى را كه جز خدا مى‏پرستيد، نمى‏پرستم! تنها خداوندى را پرستش مى‏كنم كه شما را مى‏ميراند! و من مأمورم كه از مؤمنان باشم! (104)


وَ أَن‌ْ أَقِم‌ْ وَجْهَك‌َ لِلدِّين‌ِ حَنِيفَاً وَ لاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (يونس: 105)

و (به من دستور داده شده كه:) روى خود را به آيينى متوجه ساز كه از هر گونه شرك، خالى است و از مشركان مباش! (105)


وَ لاَ تَدْع‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُك‌َ وَ لاَ يَضُرُّك‌َ فَإِنْ‌ فَعَلْت‌َ فَإِنَّك‌َ إِذَاً مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (يونس: 106)

و جز خدا، چيزى را كه نه سودى به تو مى‏رساند و نه زيانى، مخوان! كه اگر چنين كنى، از ستمكاران خواهى بود! (106)


وَ إِنْ‌ يَمْسَسْك‌َ الله‌ُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِف‌َ لَه‌ُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ‌ يُرِدْك‌َ بِخَيْرٍ فَلاَ رَادَّ لِفَضْلِه‌ِ يُصِيب‌ُ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (يونس: 107)

و اگر خداوند، (براى امتحان يا كيفر گناه،) زيانى به تو رساند، هيچ كس جز او آن را برطرف نمى‏سازد و اگر اراده خيرى براى تو كند، هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد! آن را به هر كس از بندگانش بخواهد مى‏رساند و او غفور و رحيم است!» (107)


قُل‌ْ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَإِنَّمَا يَضِل‌ُّ عَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (يونس: 108)

بگو: «اى مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده هر كس (در پرتو آن) هدايت يابد، براى خود هدايت شده و هر كس گمراه گردد، به زيان خود گمراه مى‏گردد و من مأمور (به اجبار) شما نيستم!» (108)


الر كِتَاب‌ٌ أُحْكِمَت‌ْ آيَاتُه‌ُ ثُم‌َّ فُصِّلَت‌ْ مِنْ‌ لَدُن‌ْ حَكِيم‌ٍ خَبِيرٍ (هود: 1)

الر، اين كتابى است كه آياتش استحكام يافته سپس تشريح شده و از نزد خداوند حكيم و آگاه (نازل گرديده) است! (1)


أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ إِنَّنِي‌ لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ (هود: 2)

(دعوت من اين است) كه: جز «اللَّه» را نپرستيد! من از سوى او براى شما بيم دهنده و بشارت دهنده‏ام! (2)


أَلاَ إِنَّهُم‌ْ يَثْنُون‌َ صُدُورَهُم‌ْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْه‌ُ أَلاَ حِين‌َ يَسْتَغْشُون‌َ ثِيَابَهُم‌ْ يَعْلَم‌ُ مَا يُسِرُّون‌َ وَ مَا يُعْلِنُون‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (هود: 5)

آگاه باشيد، آنها (سرها را به هم نزديك ساخته، و) سينه‏هاشان را در كنار هم قرار مى‏دهند، تا خود (و سخنان خويش) را از او [پيامبر] پنهان دارند! آگاه باشيد، آن گاه كه آنها لباسهايشان را به خود مى‏پيچند و خويش را در آن پنهان مى‏كنند، (خداوند) مى‏داند آنچه را پنهان مى‏كنند و آنچه را آشكار مى‏سازند چرا كه او، از اسرار درون سينه‏ها، آگاه است! (5)


وَ مَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِلاَّ عَلَي‌ الله‌ِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَم‌ُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كُل‌ٌّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (هود: 6)

هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى‏داند همه اينها در كتاب آشكارى ثبت است! [در لوح محفوظ، در كتاب علم خدا] (6)


وَ هُوَ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ وَ كَان‌َ عَرْشُه‌ُ عَلَي‌ الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُم‌ْ أَيُّكُم‌ْ أَحْسَن‌ُ عَمَلاً وَ لَئِنْ‌ قُلْت‌َ إِنَّكُمْ‌ مَبْعُوثُون‌َ مِنْ‌ بَعْدِ الْمَوْت‌ِ لَيَقُولَنَّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (هود: 7)

او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت (بخاطر اين آفريد) تا شما را بيازمايد كه كداميك عملتان بهتر است! و اگر (به آنها) بگويى: «شما بعد از مرگ، برانگيخته مى‏شويد! «، مسلّماً» كافران مى‏گويند: «اين سحرى آشكار است!» (7)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنَّا رَحْمَة‌ً ثُم‌َّ نَزَعْنَاهَا مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ لَيَؤُوس‌ٌ كَفُورٌ (هود: 9)

و اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود! (9)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه‌ِ مُفْتَرَيَات‌ٍ وَادْعُوا مَن‌ِ اسْتَطَعْتُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (هود: 13)

آنها مى‏گويند: «او به دروغ اين (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگى است)!» بگو: «اگر راست مى‏گوييد، شما هم ده سوره ساختگى همانند اين قرآن بياوريد و تمام كسانى را كه مى‏توانيد- غير از خدا- (براى اين كار) دعوت كنيد!» (13)


أَفَمَنْ‌ كَان‌َ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ وَ يَتْلُوه‌ُ شَاهِدٌ مِنْه‌ُ وَ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ كِتَاب‌ُ مُوسَي‌ إِمَامَاً وَ رَحْمَة‌ً أُولَئِك‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِه‌ِ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ فَالنَّارُ مَوْعِدُه‌ُ فَلاَ تَك‌ُ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (هود: 17)

آيا آن كس كه دليل آشكارى از پروردگار خويش دارد، و بدنبال آن، شاهدى از سوى او مى‏باشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن مى‏دهد، همچون كسى است كه چنين نباشد)؟! آنها [حق‏طلبان و حقيقت‏جويان‏] به او (كه داراى اين ويژگيهاست،) ايمان مى‏آورند! و هر كس از گروه‏هاى مختلف به او كافر شود، آتش وعده‏گاه اوست! پس، ترديدى در آن نداشته باش كه آن حق است از پروردگارت! ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند! (17)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أُولَئِك‌َ يُعْرَضُون‌َ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ وَ يَقُول‌ُ الْأَشْهَادُ هَؤُلاَءِ الَّذِين‌ كَذَبُوا عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ أَلاَ لَعْنَة‌ُ الله‌ِ عَلَي‌ الظَّالِمِين‌َ (هود: 18)

چه كسى ستمكارتر است از كسانى كه بر خدا افترا مى‏بندند؟! آنان (روز رستاخيز) بر پروردگارشان عرضه مى‏شوند، در حالى كه شاهدان [پيامبران و فرشتگان‏] مى‏گويند: «اينها همانها هستند كه به پروردگارشان دروغ بستند! اى لعنت خدا بر ظالمان باد!» (18)


أُولَئِك‌َ لَم‌ْ يَكُونُوا مُعْجِزِين‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا كَان‌َ لَهُم‌ْ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِن‌ْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَف‌ُ لَهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُون‌َ السَّمْع‌َ وَ مَا كَانُوا يُبْصِرُون‌َ (هود: 20)

آنها هيچ گاه توانايى فرار در زمين را ندارند و جز خدا، پشتيبانهايى نمى‏يابند! عذاب خدا براى آنها مضاعف خواهد بود (چرا كه هم خودشان گمراه بودند، و هم ديگران را گمراه ساختند) آنها هرگز توانايى شنيدن (حق را) نداشتند و (حقيقت را) نمى‏ديدند! (20)


فَقَال‌َ الْمَلَأُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ مَا نَرَاك‌َ إِلاَّ بَشَرَاً مِثْلَنَا وَ مَا نَرَاك‌َ اتَّبَعَك‌َ إِلاَّ الَّذِين‌َ هُم‌ْ أَرَاذِلُنَا بَادِي‌َ الرَّأْي‌ِ وَ مَا نَرَي‌ لَكُم‌ْ عَلَيْنَا مِنْ‌ فَضْل‌ٍ بَل‌ْ نَظُنُّكُم‌ْ كَاذِبِين‌َ (هود: 27)

اشراف كافر قومش (در پاسخ او) گفتند: «ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بينيم! و كسانى را كه از تو پيروى كرده‏اند، جز گروهى اراذل ساده‏لوح، مشاهده نمى‏كنيم و براى شما فضيلتى نسبت به خود نمى‏بينيم بلكه شما را دروغگو تصور مى‏كنيم!» (27)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ آتَانِي‌ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ فَعُمِّيَت‌ْ عَلَيْكُم‌ْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَ أَنْتُم‌ْ لَهَا كَارِهُون‌َ (هود: 28)

(نوح) گفت: «اگر من دليل روشنى از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتى به من داده باشد- و بر شما مخفى مانده- (آيا باز هم رسالت مرا انكار مى‏كنيد)؟! آيا ما مى‏توانيم شما را به پذيرش اين دليل روشن مجبور سازيم، با اينكه شما كراهت داريد؟! (28)


وَ يَا قَوْم‌ِ مَنْ‌ يَنْصُرُنِي‌ مِن‌َ الله‌ِ إِنْ‌ طَرَدْتُهُم‌ْ أَفَلاَ تَذَكَّرُون‌َ (هود: 30)

اى قوم! چه كسى مرا در برابر (مجازات) خدا يارى مى‏دهد اگر آنان را طرد كنم؟! آيا انديشه نمى‏كنيد؟! (30)


وَ لاَ أَقُول‌ُ لَكُم‌ْ عِنْدِي‌ خَزَائِن‌ُ الله‌ِ وَ لاَ أَعْلَم‌ُ الْغَيْب‌َ وَ لاَ أَقُول‌ُ إِنِّي‌ مَلَك‌ٌ وَ لاَ أَقُول‌ُ لِلَّذِين‌َ تَزْدَرِي‌ أَعْيُنُكُم‌ْ لَن‌ْ يُؤْتِيَهُم‌ُ الله‌ُ خَيْرَاً الله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ إِنِّي‌ إِذَاً لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (هود: 31)

من هرگز به شما نمى‏گويم خزائن الهى نزد من است! و غيب هم نمى‏دانم! و نمى‏گويم من فرشته‏ام! و (نيز) نمى‏گويم كسانى كه در نظر شما خوار مى‏آيند، خداوند خيرى به آنها نخواهد داد خدا از دل آنان آگاهتر است! (با اين حال، اگر آنها را برانم،) در اين صورت از ستمكاران خواهم بود!» (31)


قَالُوا يَا نُوح‌ُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْت‌َ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (هود: 32)

(نوح) گفت: «اگر خدا اراده كند، خواهد آورد و شما قدرت فرار (از آن را) نخواهيد داشت! (32)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ إِنِ‌ افْتَرَيْتُه‌ُ فَعَلَيَّ‌ إِجْرَامِي‌ وَ أَنَا بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُجْرِمُون‌َ (هود: 35)

(مشركان) مى‏گويند: «او [محمد (ص)] اين سخنان را بدروغ به خدا نسبت داده است! «بگو: «اگر من اينها را از پيش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم، گناهش بر عهده من است ولى من از گناهان شما بيزارم!» (35)


وَ أُوحِي‌َ إِلَي‌ نُوح‌ٍ أَنَّه‌ُ لَن‌ْ يُؤْمِن‌َ مِنْ‌ قَوْمِك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ قَدْ آمَن‌َ فَلاَ تَبْتَئِس‌ْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُون‌َ (هود: 36)

به نوح وحى شد كه: «جز آنها كه (تا كنون) ايمان آورده‏اند، ديگر هيچ كس از قوم تو ايمان نخواهد آورد! پس، از كارهايى كه مى‏كردند، غمگين مباش! (36)


وَ يَصْنَع‌ُ الْفُلْك‌َ وَ كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْه‌ِ مَلَأٌَ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ سَخِرُوا مِنْه‌ُ قَال‌َ إِنْ‌ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ‌ كَمَا تَسْخَرُون‌َ (هود: 38)

او مشغول ساختن كشتى بود، و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مى‏گذشتند، او را مسخره مى‏كردند (ولى نوح) گفت: «اگر ما را مسخره مى‏كنيد، ما نيز شما را همين گونه مسخره خواهيم كرد! (38)


حَتَّي‌ إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِل‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ٍّ زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَبَق‌َ عَلَيْه‌ِ الْقَوْل‌ُ وَ مَن‌ْ آمَن‌َ وَ مَا آمَن‌َ مَعَه‌ُ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ (هود: 40)

(اين وضع هم چنان ادامه يافت) تا آن زمان كه فرمان ما فرا رسيد، و تنور جوشيدن گرفت (به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن)- مگر آنها كه قبلًا وعده هلاك آنان داده شده [همسر و يكى از فرزندانت‏]- و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند! (40)


قَال‌َ سَآوِي‌ إِلَي‌ جَبَل‌ٍ يَعْصِمُنِي‌ مِن‌َ الْمَاءِ قَال‌َ لاَ عَاصِم‌َ الْيَوْم‌َ مِن‌ْ أَمْرِ الله‌ِ إِلاَّ مَنْ‌ رَحِم‌َ وَ حَال‌َ بَيْنَهُمَا الْمَوْج‌ُ فَكَان‌َ مِن‌َ الْمُغْرَقِين‌َ (هود: 43)

گفت: «بزودى به كوهى پناه ميبرم تا مرا از آب حفظ كند!» (نوح) گفت: «امروز هيچ نگهدارى در برابر فرمان خدا نيست مگر آن كس را كه او رحم كند!» در اين هنگام، موج در ميان آن دو حايل شد و او در زمره غرق‏شدگان قرار گرفت! (43)


وَ نَادَي‌ نُوح‌ٌ رَبَّه‌ُ فَقَال‌َ رَب‌ِّ إِن‌َّ ابْنِي‌ مِن‌ْ أَهْلِي‌ وَ إِن‌َّ وَعْدَك‌َ الْحَق‌ُّ وَ أَنْت‌َ أَحْكَم‌ُ الْحَاكِمِين‌َ (هود: 45)

نوح به پروردگارش عرض كرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حكم‏كنندگان برترى!» (45)


قَال‌َ يَا نُوح‌ُ إِنَّه‌ُ لَيْس‌َ مِن‌ْ أَهْلِك‌َ إِنَّه‌ُ عَمَل‌ٌ غَيْرُ صَالِح‌ٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْس‌َ لَك‌َ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ إِنِّي‌ أَعِظُك‌َ أَنْ‌ تَكُون‌َ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (هود: 46)

فرمود: «اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است [فرد ناشايسته‏اى است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!!» (46)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ أَعُوذُ بِك‌َ أَن‌ْ أَسْأَلَك‌َ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ إِنْ لاَ تَغْفِرْ لِي‌ وَ تَرْحَمْنِي‌ أَكُنْ‌ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (هود: 47)

عرض كرد: «پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم كه از تو چيزى بخواهم كه از آن آگاهى ندارم! و اگر مرا نبخشى، و بر من رحم نكنى، از زيانكاران خواهم بود!» (47)


قِيل‌َ يَا نُوح‌ُ اهْبِط‌ْ بِسَلاَم‌ٍ مِنَّا وَ بَرَكَات‌ٍ عَلَيْك‌َ وَ عَلَي‌ أُمَم‌ٍ مِمَّنْ‌ مَعَك‌َ وَ أُمَم‌ٌ سَنُمَتِّعُهُم‌ْ ثُم‌َّ يَمَسُّهُمْ‌ مِنَّا عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (هود: 48)

(به نوح) گفته شد: «اى نوح! با سلامت و بركاتى از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهايى كه با تواند، فرود آى! و امتهاى نيز هستند كه ما آنها را از نعمتها بهره‏مند خواهيم ساخت، سپس عذاب دردناكى از سوى ما به آنها مى‏رسد (، چرا كه اين نعمتها را كفران مى‏كنند!)» (48)


تِلْك‌َ مِن‌ْ أَنبَاءِ الْغَيْب‌ِ نُوحِيهَا إِلَيْك‌َ مَا كُنْت‌َ تَعْلَمُهَا أَنْت‌َ وَ لاَ قَوْمُك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ هَذَا فَاصْبِرْ إِن‌َّ الْعَاقِبَة‌َ لِلْمُتَّقِين‌َ (هود: 49)

اينها از خبرهاى غيب است كه به تو (اى پيامبر) وحى مى‏كنيم نه تو، و نه قومت، اينها را پيش از اين نمى‏دانستيد! بنا بر اين، صبر و استقامت كن، كه عاقبت از آن پرهيزگاران است! (49)


وَ إِلَي‌ عَادٍ أَخَاهُم‌ْ هُودَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ مُفْتَرُون‌َ (هود: 50)

(ما) به سوى (قوم) عاد، برادرشان «هود» را فرستاديم (به آنها) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! شما فقط تهمت مى‏زنيد (و بتها را شريك او مى‏خوانيد)! (50)


إِنْ‌ نَقُول‌ُ إِلاَّ اعْتَرَاك‌َ بَعْض‌ُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَال‌َ إِنِّي‌ أُشْهِدُ الله‌َ وَاشْهَدُوا أَنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (هود: 54)

ما (درباره تو) فقط مى‏گوييم: بعضى از خدايان ما، به تو زيان رسانده (و عقلت را ربوده) اند!» (هود) گفت: «من خدا را به شهادت مى‏طلبم، شما نيز گواه باشيد كه من بيزارم از آنچه شريك (خدا) قرار مى‏دهيد ... (54)


مِنْ‌ دُونِه‌ِ فَكِيدُونِي‌ جَميعَاً ثُم‌َّ لاَ تُنْظِرُون‌ِ (هود: 55)

از آنچه غير او (مى‏پرستيد)! حال كه چنين است، همگى براى من نقشه بكشيد و مرا مهلت ندهيد! (اما بدانيد كارى از دست شما ساخته نيست!) (55)


إِنِّي‌ تَوَكَّلْت‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ رَبِّي‌ وَ رَبِّكُمْ‌ مَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِن‌َّ رَبِّي‌ عَلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (هود: 56)

من، بر «اللَّه» كه پروردگار من و شماست، توكل كرده‏ام! هيچ جنبنده‏اى نيست مگر اينكه او بر آن تسلط دارد (اما سلطه‏اى با عدالت! چرا كه) پروردگار من بر راه راست است! (56)


وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ نَجَّيْنَاهُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ غَلِيظ‌ٍ (هود: 58)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، «هود» و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و آنها را از عذاب شديد، رهايى بخشيديم! (58)


وَ إِلَي‌ ثَمُودَ أَخَاهُم‌ْ صَالِحَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ هُوَ أَنشَأَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ وَاسْتَعْمَرَكُم‌ْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوه‌ُ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ قَرِيب‌ٌ مُجِيب‌ٌ (هود: 61)

و بسوى قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! اوست كه شما را از زمين آفريد، و آبادى آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوى او بازگرديد، كه پروردگارم (به بندگان خود) نزديك، و اجابت‏كننده (خواسته‏هاى آنها) است!» (61)


قَالُوا يَا صَالِح‌ُ قَدْ كُنْت‌َ فِينَا مَرْجُوَّاً قَبْل‌َ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ‌ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَ إِنَّنَا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (هود: 62)

گفتند: «اى صالح! تو پيش از اين، مايه اميد ما بودى! آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند، نهى مى‏كنى؟! در حالى كه ما، در مورد آنچه به سوى آن دعوتمان مى‏كنى، در شك و ترديد هستيم!» (62)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ آتَانِي‌ مِنْه‌ُ رَحْمَة‌ً فَمَنْ‌ يَنْصُرُنِي‌ مِن‌َ الله‌ِ إِن‌ْ عَصَيْتُه‌ُ فَمَا تَزِيدُونَنِي‌ غَيْرَ تَخْسِيرٍ (هود: 63)

گفت: «اى قوم! اگر من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم، و رحمتى از جانب خود به من داده باشد (، مى‏توانم از ابلاغ رسالت او سرپيچى كنم)؟! اگر من نافرمانى او كنم، چه كسى مى‏تواند مرا در برابر وى يارى دهد؟! پس، (سخنان) شما، جز اطمينان به زيانكار بودنتان، چيزى بر من نمى‏افزايد! (63)


فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ مِن‌ْ خِزْي‌ِ يَوْمِئِذٍ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ الْقَوِي‌ُّ الْعَزِيرُ (هود: 66)

و هنگامى كه فرمان (مجازات) ما فرا رسيد، صالح و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوايى آن روز، رهايى بخشيديم چرا كه پروردگارت قوى و شكست ناپذير است! (66)


فَلَمَّا رَأَي‌ أَيْدِيَهُم‌ْ لاَ تَصِل‌ُ إِلَيْه‌ِ نَكِرَهُم‌ْ وَ أَوْجَس‌َ مِنْهُم‌ْ خِيفَة‌ً قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَي‌ قَوْم‌ِ لُوط‌ٍ (هود: 70)

(اما) هنگامى كه ديد دست آنها به آن نمى‏رسد (و از آن نمى‏خورند، كار) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس! ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‏ايم!» (70)


وَامْرَأَتُه‌ُ قَائِمَة‌ٌ فَضَحِكَت‌ْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاق‌َ وَ مِنْ‌ وَرَاءِ إِسْحَاق‌َ يَعْقُوب‌َ (هود: 71)

و همسرش ايستاده بود، (از خوشحالى) خنديد پس او را بشارت به اسحاق، و بعد از او يعقوب داديم. (71)


قَالُوا أَتَعْجَبِين‌َ مِن‌ْ أَمْرِ الله‌ِ رَحْمَة‌ُ الله‌ِ وَ بَرَكَاتُه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ أَهْل‌َ الْبَيْت‌ِ إِنَّه‌ُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود: 73)

گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب ميكنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است چرا كه او ستوده و والا است!» (73)


وَ جَاءَه‌ُ قَوْمُه‌ُ يُهْرَعُون‌َ إِلَيْه‌ِ وَ مِنْ‌ قَبْل‌ُ كَانُوا يَعْمَلُون‌َ السَّيِّئَات‌ِ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ هَؤُلاَءِ بَنَاتِي‌ هُن‌َّ أَطْهَرُ لَكُم‌ْ فَاتَّقُوا الله‌َ وَ لاَ تُخْزُون‌ِ فِي‌ ضَيْفِي‌ أَلَيْس‌َ مِنْكُم‌ْ رَجُل‌ٌ رَشِيدٌ (هود: 78)

قوم او (بقصد مزاحمت ميهمانان) بسرعت به سراغ او آمدند- و قبلًا كارهاى بد انجام مى‏دادند- گفت: «اى قوم من! اينها دختران منند براى شما پاكيزه‏ترند! (با آنها ازدواج كنيد و از زشتكارى چشم بپوشيد!) از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد! آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد؟!» (78)


قَالُوا لَقَدْ عَلِمْت‌َ مَا لَنَا فِي‌ بَنَاتِك‌َ مِن‌ْ حَق‌ٍّ وَ إِنَّك‌َ لَتَعْلَم‌ُ مَا نُرِيدُ (هود: 79)

گفتند: «تو كه مى‏دانى ما تمايلى به دختران تو نداريم و خوب مى‏دانى ما چه مى‏خواهيم!» (79)


قَالُوا يَا لُوط‌ُ إِنَّا رُسُل‌ُ رَبِّك‌َ لَن‌ْ يَصِلُوا إِلَيْك‌َ فَأَسْرِ بِأَهْلِك‌َ بِقِطْع‌ٍ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ وَ لاَ يَلْتَفِت‌ْ مِنْكُم‌ْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَك‌َ إِنَّه‌ُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُم‌ْ إِن‌َّ مَوْعِدَهُم‌ُ الصُّبْح‌ُ أَلَيْس‌َ الصُّبْح‌ُ بِقَرِيب‌ٍ (هود: 81)

(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند مگر همسرت، كه او هم به همان بلايى كه آنها گرفتار مى‏شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است آيا صبح نزديك نيست؟!» (81)


فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَ أَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَة‌ً مِنْ‌ سِجِّيل‌ٍ مَنْضُودٍ (هود: 82)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، آن (شهر و ديار) را زير و رو كرديم و بارانى از سنگ [گِلهاى متحجر] متراكم بر روى هم، بر آنها نازل نموديم ... (82)


مُسَوَّمَة‌ً عِنْدَ رَبِّك‌َ وَ مَا هِي‌َ مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ بِبَعِيدٍ (هود: 83)

(سنگهايى كه) نزد پروردگارت نشاندار بود و آن، (از ساير) ستمگران دور نيست! (83)


وَ إِلَي‌ مَدْيَن‌َ أَخَاهُم‌ْ شُعَيْبَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ وَ لاَ تَنْقُصُوا الْمِكْيَال‌َ وَالْمِيزَان‌َ إِنِّي‌ أَرَاكُمْ‌ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ مُحِيط‌ٍ (هود: 84)

و بسوى «مدين» برادرشان شعيب را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست! پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم‏فروشى نزنيد)! من (هم اكنون) شما را در نعمت مى‏بينم (ولى) از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم! (84)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ رَزَقَنِي‌ مِنْه‌ُ رِزْقَاً حَسَنَاً وَ مَا أُرِيدُ أَن‌ْ أُخَالِفَكُم‌ْ إِلَي‌ مَا أَنْهَاكُم‌ْ عَنْه‌ُ إِن‌ْ أُرِيدُ إِلاَّ الْإِصْلاَح‌َ مَا اسْتَطَعْت‌ُ وَ مَا تَوْفِيقِي‌ إِلاَّ بِالله‌ِ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ أُنِيب‌ُ (هود: 88)

گفت: «اى قوم! به من بگوييد، هر گاه من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبى به من داده باشد، (آيا مى‏توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم؟!) من هرگز نمى‏خواهم چيزى كه شما را از آن باز مى‏دارم، خودم مرتكب شوم! من جز اصلاح- تا آنجا كه توانايى دارم- نمى‏خواهم! و توفيق من، جز به خدا نيست! بر او توكّل كردم و به سوى او بازمى‏گردم! (88)


وَ يَا قَوْم‌ِ لاَ يَجْرِمَنَّكُم‌ْ شِقَاقِي‌ أَنْ‌ يُصِيبَكُمْ‌ مِثْل‌ُ مَا أَصَاب‌َ قَوْم‌َ نُوح‌ٍ أَوْ قَوْم‌َ هُودٍ أَوْ قَوْم‌َ صَالِح‌ٍ وَ مَا قَوْم‌ُ لُوط‌ٍ مِنْكُمْ‌ بِبَعِيدٍ (هود: 89)

و اى قوم من! دشمنى و مخالفت با من، سبب نشود كه شما به همان سرنوشتى كه قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح گرفتار شدند، گرفتار شويد! و قوم لوط از شما چندان دور نيست! (89)


قَالُوا يَا شُعَيْب‌ُ مَا نَفْقَه‌ُ كَثِيرَاً مِمَّا تَقُول‌ُ وَ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِينَا ضَعِيفَاً وَ لَوْلاَ رَهْطُك‌َ لَرَجَمْنَاك‌َ وَ مَا أَنْت‌َ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ (هود: 91)

گفتند: «اى شعيب! بسيارى از آنچه را مى‏گويى، ما نمى‏فهميم! و ما تو را در ميان خود، ضعيف مى‏يابيم و اگر (بخاطر) قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مى‏كرديم و تو در برابر ما قدرتى ندارى!» (91)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَهْطِي‌ أَعَزُّ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ وَاتَّخَذْتُمُوه‌ُ وَرَاءَكُم‌ْ ظِهْرِيَّاً إِن‌َّ رَبِّي‌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ مُحِيط‌ٌ (هود: 92)

گفت: «اى قوم! آيا قبيله كوچك من، نزد شما عزيزتر از خداوند است؟! در حالى كه (فرمان) او را پشت سر انداخته‏ايد! پروردگارم به آنچه انجام مى‏دهيد، احاطه دارد (و آگاه است)! (92)


وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ أَخَذَت‌ِ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا الصَّيْحَة‌ُ فَأَصْبَحُوا فِي‌ دِيَارِهِم‌ْ جَاثِمِين‌َ (هود: 94)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، شعيب و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و آنها را كه ستم كردند، صيحه (آسمانى) فرو گرفت و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند) ... (94)


ذَلِك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ الْقُرَي‌ نَقُصُّه‌ُ عَلَيْك‌َ مِنْهَا قَائِم‌ٌ وَ حَصِيدٌ (هود: 100)

اين از اخبار شهرها و آباديهاست كه ما براى تو بازگو مى‏كنيم كه بعضى (هنوز) برپا هستند، و بعضى درو شده‏اند (و از ميان رفته‏اند)! (100)


وَ مَا ظَلَمْنَاهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُم‌ْ فَمَا أَغْنَت‌ْ عَنْهُم‌ْ آلِهَتُهُم‌ُ الَّتِي‌ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّك‌َ وَ مَا زَادُوهُم‌ْ غَيْرَ تَتْبِيب‌ٍ (هود: 101)

ما به آنها ستم نكرديم بلكه آنها خودشان بر خويشتن ستم روا داشتند! و هنگامى كه فرمان مجازات الهى فرا رسيد، معبودانى را كه غير از خدا مى‏خواندند، آنها را يارى نكردند و جز بر هلاكت آنان نيفزودند! (101)


يَوْم‌َ يَأْت‌ِ لاَ تَكَلَّم‌ُ نَفْس‌ٌ إِلاَّ بِإِذْنِه‌ِ فَمِنْهُم‌ْ شَقِي‌ٌّ وَ سَعِيدٌ (هود: 105)

آن روز كه (قيامت و زمان مجازات) فرا رسد، هيچ كس جز به اجازه او سخن نمى‏گويد گروهى بدبختند و گروهى خوشبخت! (105)


فَلاَ تَك‌ُ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاَءِ مَا يَعْبُدُون‌َ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُم‌ْ نَصِيبَهُم‌ْ غَيْرَ مَنْقُوص‌ٍ (هود: 109)

پس شكّ و ترديدى (در باطل بودن) معبودهايى كه آنها مى‏پرستند، به خود راه مده! آنها همان‏گونه اين معبودها را پرستش مى‏كنند كه پدرانشان قبلًا مى‏پرستيدند، و ما نصيب آنان را بى‏كم و كاست خواهيم داد! (109)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَاخْتُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (هود: 110)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمان قبلى خدا (در زمينه آزمايش و اتمام حجّت بر آنها) نبود، در ميان آنان داورى مى‏شد! و آنها (هنوز) در شكّ‏اند، شكّى آميخته به بدگمانى! (110)


وَ لاَ تَرْكَنُوا إِلَي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِن‌ْ أَوْلِيَاءَ ثُم‌َّ لاَ تُنْصَرُون‌َ (هود: 113)

و بر ظالمان تكيه ننماييد، كه موجب مى‏شود آتش شما را فرا گيرد و در آن حال، هيچ ولىّ و سرپرستى جز خدا نخواهيد داشت و يارى نمى‏شويد! (113)


وَ أَقِم‌ِ الصَّلاَة‌َ طَرَفَي‌ِ النَّهَارِ وَ زُلَفَاً مِن‌َ اللَّيْل‌ِ إِن‌َّ الْحَسَنَات‌ِ يُذْهِبْن‌َ السَّيِّئَات‌ِ ذَلِك‌َ ذِكْرَي‌ لِلذَّاكِرِين‌َ (هود: 114)

در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مى‏برند اين تذكّرى است براى كسانى كه اهل تذكّرند! (114)


فَلَوْلاَ كَان‌َ مِن‌َ الْقُرُون‌ِ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ أُولُوا بَقِيَّة‌ٍ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْفَسَادِ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّن‌ْ أَنْجَيْنَا مِنْهُم‌ْ وَاتَّبَع‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيه‌ِ وَ كَانُوا مُجْرِمِين‌َ (هود: 116)

چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند؟! مگر اندكى از آنها، كه نجاتشان داديم! و آنان كه ستم مى‏كردند، از تنعّم و كامجويى پيروى كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند)! (116)


إِلاَّ مَنْ‌ رَحِم‌َ رَبُّك‌َ وَ لِذَلِك‌َ خَلَقَهُم‌ْ وَ تَمَّت‌ْ كَلِمَة‌ُ رَبِّك‌َ لَأََمْلَأََن‌َّ جَهَنَّم‌َ مِن‌َ الْجِنَّة‌ِ وَالنَّاس‌ِ أَجْمَعِين‌َ (هود: 119)

مگر كسى را كه پروردگارت رحم كند! و براى همين (پذيرش رحمت) آنها را آفريد! و فرمان پروردگارت قطعى شده كه: جهنّم را از همه (سركشان و طاغيان) جنّ و انس پر خواهم كرد! (119)


وَ كُلاًّ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ مِن‌ْ أَنبَاءِ الرُّسُل‌ِ مَا نُثَبِّت‌ُ بِه‌ِ فُؤَادَك‌َ وَ جَاءَك‌َ فِي‌ هَذِه‌ِ الْحَق‌ُّ وَ مَوْعِظَة‌ٌ وَ ذِكْرَي‌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (هود: 120)

ما از هر يك از سرگذشتهاى انبيا براى تو بازگو كرديم، تا به وسيله آن، قلبت را آرامش بخشيم و اراده‏ات قوىّ گردد. و در اين (اخبار و سرگذشتها،) براى تو حقّ، و براى مؤمنان موعظه و تذكّر آمده است. (120)


نَحْن‌ُ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ أَحْسَن‌َ الْقَصَص‌ِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ هَذَا الْقُرْآن‌َ وَ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَمِن‌َ الْغَافِلِين‌َ (يوسف: 3)

ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن- كه به تو وحى كرديم- بر تو بازگو مى‏كنيم و مسلّماً پيش از اين، از آن خبر نداشتى! (3)


وَ كَذَلِك‌َ يَجْتَبِيك‌َ رَبُّك‌َ وَ يُعَلِّمُك‌َ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَادِيث‌ِ وَ يُتِم‌ُّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْك‌َ وَ عَلَي‌ آل‌ِ يَعْقُوب‌َ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَي‌ أَبَوَيْك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْحَاق‌َ إِن‌َّ رَبَّك‌َ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (يوسف: 6)

و اين گونه پروردگارت تو را برمى‏گزيند و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام و كامل مى‏كند، همان‏گونه كه پيش از اين، بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد به يقين، پروردگار تو دانا و حكيم است!» (6)


إِذْ قَالُوا لَيُوسُف‌ُ وَ أَخُوه‌ُ أَحَب‌ُّ إلَي‌ أَبِينَا مِنَّا وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِن‌َّ أَبَانَا لَفِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 8)

هنگامى كه (برادران) گفتند: «يوسف و برادرش [بنيامين‏] نزد پدر، از ما محبوبترند در حالى كه ما گروه نيرومندى هستيم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشكارى است! (8)


اقْتُلُوا يُوسُف‌َ أَوِ اطْرَحُوه‌ُ أَرْضَاً يَخْل‌ُ لَكُم‌ْ وَجْه‌ُ أَبِيكُم‌ْ وَ تَكُونُوا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ قَوْمَاً صَالِحِين‌َ (يوسف: 9)

يوسف را بكشيد يا او را به سرزمين دوردستى بيفكنيد تا توجه پدر، فقط به شما باشد و بعد از آن، (از گناه خود توبه مى‏كنيد و) افراد صالحى خواهيد بود! (9)


قَال‌َ قَائِل‌ٌ مِنْهُم‌ْ لاَ تَقْتُلُوا يُوسُف‌َ وَ أَلْقُوه‌ُ فِي‌ غَيَابَت‌ِ الْجُب‌ِّ يَلْتَقِطْه‌ُ بَعْض‌ُ السَّيَّارَة‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ فَاعِلِين‌َ (يوسف: 10)

يكى از آنها گفت: «يوسف را نكشيد! و اگر مى‏خواهيد كارى انجام دهيد، او را در نهانگاه چاه بيفكنيد تا بعضى از قافله‏ها او را برگيرند (و با خود به مكان دورى ببرند)!» (10)


وَ شَرَوْه‌ُ بِثَمَن‌ٍ بَخْس‌ٍ دَرَاهِم‌َ مَعْدُودَة‌ٍ وَ كَانُوا فِيه‌ِ مِن‌َ الزَّاهِدِين‌َ (يوسف: 20)

و (سرانجام،) او را به بهاى كمى- چند درهم- فروختند و نسبت به (فروختن) او، بى رغبت بودند (چرا كه مى‏ترسيدند رازشان فاش شود). (20)


وَ قَال‌َ الَّذِي‌ اشْتَرَاه‌ُ مِنْ‌ مِصْرَ لِامْرَأَتِه‌ِ أَكْرِمِي‌ مَثْوَاه‌ُ عَسَي‌ أَنْ‌ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَه‌ُ وَلَدَاً وَ كَذَلِك‌َ مَكَّنَّا لِيُوسُف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لِنُعَلِّمَه‌ُ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَادِيث‌ِ وَالله‌ُ غَالِب‌ٌ عَلَي‌ أَمْرِه‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 21)

و آن كس كه او را از سرزمين مصر خريد [عزيز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وى را گرامى دار، شايد براى ما سودمند باشد و يا او را بعنوان فرزند انتخاب كنيم!» و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم! (ما اين كار را كرديم، تا او را بزرگ داريم و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (21)


وَ لَقَدْ هَمَّت‌ْ بِه‌ِ وَ هَم‌َّ بِهَا لَوْلاَ أَنْ‌ رَأي‌ بُرْهَان‌َ رَبِّه‌ِ كَذَلِك‌َ لِنَصْرِف‌َ عَنْه‌ُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُـخْلَصِين‌َ (يوسف: 24)

آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد- قصد وى مى‏نمود! اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود! (24)


وَاسْتَبَقَا الْبَاب‌َ وَ قَدَّت‌ْ قَمِيصَه‌ُ مِنْ‌ دُبُرٍ وَ أَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَيْ‌ الْبَاب‌ِ قَالَت‌ْ مَا جَزَاءُ مَن‌ْ أَرَادَ بِأَهْلِك‌َ سُوءً إِلاَّ أَنْ‌ يُسْجَن‌َ أَوْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (يوسف: 25)

و هر دو به سوى در، دويدند (در حالى كه همسر عزيز، يوسف را تعقيب مى‏كرد) و پيراهن او را از پشت (كشيد و) پاره كرد. و در اين هنگام، آقاى آن زن را دم در يافتند! آن زن گفت: «كيفر كسى كه بخواهد نسبت به اهل تو خيانت كند، جز زندان و يا عذاب دردناك، چه خواهد بود؟!» (25)


قَال‌َ هِي‌َ رَاوَدَتْنِي‌ عَنْ‌ نَفْسِي‌ وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِن‌ْ أَهْلِهَا إِنْ‌ كَان‌َ قَمِيصُه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ قُبُل‌ٍ فَصَدَقَت‌ْ وَ هُوَ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (يوسف: 26)

(يوسف) گفت: «او مرا با اصرار به سوى خود دعوت كرد!» و در اين هنگام، شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد كه: «اگر پيراهن او از پيش رو پاره شده، آن آن راست مى‏گويد، و او از دروغگويان است. (26)


وَ إِنْ‌ كَان‌َ قَمِيصُه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ دُبُرٍ فَكَذَبَت‌ْ وَ هُوَ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (يوسف: 27)

و اگر پيراهنش از پشت پاره شده، آن زن دروغ مى‏گويد، و او از راستگويان است.» (27)


فَلَمَّا رَأَي‌ قَمِيصَه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ دُبُرٍ قَال‌َ إِنَّه‌ُ مِنْ‌ كَيْدِكُن‌َّ إِن‌َّ كَيْدَكُن‌َّ عَظِيم‌ٌ (يوسف: 28)

هنگامى كه (عزيز مصر) ديد پيراهن او [يوسف‏] از پشت پاره شده، گفت: «اين از مكر و حيله شما زنان است كه مكر و حيله شما زنان، عظيم است! (28)


يُوسُف‌ُ أَعْرِض‌ْ عَن‌ْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي‌ لِذَنبِك‌ِ إِنَّك‌ِ كُنْت‌ِ مِن‌َ الْخَاطِئِين‌َ (يوسف: 29)

يوسف از اين موضوع، صرف نظر كن! و تو اى زن نيز از گناهت استغفار كن، كه از خطاكاران بودى!» (29)


فَلَمَّا سَمِعَت‌ْ بِمَكْرِهِن‌َّ أَرْسَلَت‌ْ إِلَيْهِن‌َّ وَ أَعْتَدَت‌ْ لَهُن‌َّ مُتَّكَأً وَ آتَت‌ْ كُل‌َّ وَاحِدَة‌ٍ مِنْهُن‌َّ سِكِّينَاً وَ قَالَت‌ِ اخْرُج‌ْ عَلَيْهِن‌َّ فَلَمَّا رَأَيْنَه‌ُ أَكْبَرْنَه‌ُ وَ قَطَّعْن‌َ أَيْدِيَهُن‌َّ وَ قُلْن‌َ حَاش‌َ لِالله‌ِ مَا هَذَا بَشَرَاً إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ مَلَك‌ٌ كَرِيم‌ٌ (يوسف: 31)

هنگامى كه (همسر عزيز) از فكر آنها با خبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت كرد) و براى آنها پشتى (گرانبها، و مجلس باشكوهى) فراهم ساخت و به دست هر كدام، چاقويى (براى بريدن ميوه) داد و در اين موقع (به يوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامى كه چشمشان به او افتاد، او را بسيار بزرگ (و زيبا) شمردند و (بى‏توجه) دستهاى خود را بريدند و گفتند: «منزّه است خدا! اين بشر نيست اين يك فرشته بزرگوار است!» (31)


قَالَت‌ْ فَذَلِكُن‌َّ الَّذِي‌ لُمْتُنَّنِي‌ فِيه‌ِ وَ لَقَدْ رَاوَدْتُه‌ُ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ فَاسْتَعْصَم‌َ وَ لَئِنْ‌ لَم‌ْ يَفْعَل‌َ مَا آمُرُه‌ُ لَيُسْجَنَن‌َّ وَ لَيَكُونَاً مِن‌َ الصَّاغِرِين‌َ (يوسف: 32)

(همسر عزيز) گفت: «اين همان كسى است كه بخاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد! (آرى،) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد! و اگر آنچه را دستور مى‏دهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و مسلّماً خوار و ذليل خواهد شد!» (32)


قَال‌َ رَب‌ِّ السِّجْن‌ُ أَحَب‌ُّ إِلَيَّ‌ مِمَّا يَدْعُونَنِي‌ إِلَيْه‌ِ وَ إِنْ لاَ تَصْرِف‌ْ عَنِّي‌ كَيْدَهُن‌َّ أَصْب‌ُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ‌ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (يوسف: 33)

(يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مى‏خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» (33)


ثُم‌َّ بَدَا لَهُم‌ْ مِنْ‌ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَات‌ِ لَيَسْجُنُنَّه‌ُ حَتَّي‌ حِين‌ٍ (يوسف: 35)

و بعد از آنكه نشانه‏هاى (پاكى يوسف) را ديدند، تصميم گرفتند او را تا مدّتى زندانى كنند! (35)


وَ دَخَل‌َ مَعَه‌ُ السِّجْن‌َ فَتَيَان‌ِ قَال‌َ أَحَدُهُمَا إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَعْصِرُ خَمْرَاً وَ قَال‌َ الْآخَرُ إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَحْمِل‌ُ فَوْق‌َ رَأْسِي‌ خُبْزَاً تَأْكُل‌ُ الطَّيْرُ مِنْه‌ُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِه‌ِ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 36)

و دو جوان، همراه او وارد زندان شدند يكى از آن دو گفت: «من در خواب ديدم كه (انگور براى) شراب مى‏فشارم!» و ديگرى گفت: «من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مى‏كنم و پرندگان از آن مى‏خورند ما را از تعبير اين خواب آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مى‏بينيم.» (36)


قَال‌َ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَام‌ٌ تُرْزَقَانِه‌ِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ يَأْتِيَكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي‌ رَبِّي‌ إِنِّي‌ تَرَكْت‌ُ مِلَّة‌َ قَوْم‌ٍ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ هُمْ‌ بِالْآخِرَة‌ِ هُم‌ْ كَافِرُون‌َ (يوسف: 37)

(يوسف) گفت: «پيش از آنكه جيره غذايى شما فرا رسد، شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت. اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم)! (37)


وَاتَّبَعْت‌ُ مِلَّة‌َ آبَائِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ مَا كَان‌َ لَنَا أَنْ‌ نُشْرِك‌َ بِالله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ ذَلِك‌َ مِنْ‌ فَضْل‌ِ الله‌ِ عَلَيْنَا وَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَشْكُرُون‌َ (يوسف: 38)

من از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم! براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمى‏كنند! (38)


مَا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِلاَّ أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُمْ‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ أَمَرَ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاه‌ُ ذَلِك‌َ الدِّين‌ُ الْقَيِّم‌ُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 40)

اين معبودهايى كه غير از خدا مى‏پرستيد، چيزى جز اسمهايى (بى‏مسمّا) كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‏ايد، نيست خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده حكم تنها از آن خداست فرمان داده كه غير از او را نپرستيد! اين است آيين پابرجا ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (40)


يَا صَاحِبَي‌ِ السِّجْن‌ِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي‌ رَبَّه‌ُ خَمْرَاً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَب‌ُ فَتَأْكُل‌ُ الطَّيْرُ مِنْ‌ رَأْسِه‌ِ قُضِي‌َ الْأَمْرُ الَّذِي‌ فِيه‌ِ تَسْتَفْتِيَان‌ِ (يوسف: 41)

اى دوستان زندانى من! امّا يكى از شما (دو نفر، آزاد مى‏شود و) ساقى شراب براى صاحب خود خواهد شد و امّا ديگرى به دار آويخته مى‏شود و پرندگان از سر او مى‏خورند! و مطلبى كه درباره آن (از من) نظر خواستيد، قطعى و حتمى است!» (41)


وَ قَال‌َ لِلَّذِي‌ ظَن‌َّ أَنَّه‌ُ نَاج‌ٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي‌ عِنْدَ رَبِّك‌َ فَأَنْسَاه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ ذِكْرَ رَبِّه‌ِ فَلَبِث‌َ فِي‌ السِّجْن‌ِ بِضْع‌َ سِنِين‌َ (يوسف: 42)

و به آن يكى از آن دو نفر، كه مى‏دانست رهايى مى‏يابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [سلطان مصر] يادآورى كن!» ولى شيطان يادآورى او را نزد صاحبش از خاطر وى برد و بدنبال آن، (يوسف) چند سال در زندان باقى ماند. (42)


وَ قَال‌َ الَّذِي‌ نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة‌ٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ‌ بِتَأْوِيلِه‌ِ فَأَرْسِلُون‌ِ (يوسف: 45)

و يكى از آن دو كه نجات يافته بود- و بعد از مدّتى به خاطرش آمد- گفت: «من تأويل آن را به شما خبر مى‏دهم مرا (به سراغ آن جوان زندانى) بفرستيد!» (45)


قَال‌َ تَزْرَعُون‌َ سَبْع‌َ سِنِين‌َ دَأَبَاً فَمَا حَصَدْتُمْ‌ فَذَرُوه‌ُ فِي‌ سُنْبُلِه‌ِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّا تَأْكُلُون‌َ (يوسف: 47)

گفت: «هفت سال با جديّت زراعت مى‏كنيد و آنچه را درو كرديد، جز كمى كه مى‏خوريد، در خوشه‏هاى خود باقى بگذاريد (و ذخيره نماييد). (47)


ثُم‌َّ يَأْتِي‌ مِنْ‌ بَعْدِ ذَلِك‌َ سَبْع‌ٌ شِدَادٌ يَأْكُلْن‌َ مَا قَدَّمْتُم‌ْ لَهُن‌َّ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّا تُحْصِنُون‌َ (يوسف: 48)

پس از آن، هفت سال سخت (و خشكى و قحطى) مى‏آيد، كه آنچه را براى آن سالها ذخيره كرده‏ايد، مى‏خورند جز كمى كه (براى بذر) ذخيره خواهيد كرد. (48)


ثُم‌َّ يَأْتِي‌ مِنْ‌ بَعْدِ ذَلِك‌َ عَام‌ٌ فِيه‌ِ يُغَاث‌ُ النَّاس‌ُ وَ فِيه‌ِ يَعْصِرُون‌َ (يوسف: 49)

سپس سالى فرامى‏رسد كه باران فراوان نصيب مردم مى‏شود و در آن سال، مردم عصاره (ميوه‏ها و دانه‏هاى روغنى را) مى‏گيرند (و سال پر بركتى است.)» (49)


قَال‌َ مَا خَطْبُكُن‌َّ إِذْ رَاوَدْتُن‌َّ يُوسُف‌َ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ قُلْن‌َ حَاش‌َ لِالله‌ِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْه‌ِ مِنْ‌ سُوءٍ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ الْعَزيِزِ الْآن‌َ حَصْحَص‌َ الْحَق‌ُّ أَنَا رَاوَدْتُه‌ُ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (يوسف: 51)

(پادشاه آن زنان را طلبيد و) گفت: «به هنگامى كه يوسف را به سوى خويش دعوت كرديد، جريان كار شما چه بود؟» گفتند: «منزّه است خدا، ما هيچ عيبى در او نيافتيم!» (در اين هنگام) همسر عزيز گفت: «الآن حق آشكار گشت! من بودم كه او را به سوى خود دعوت كردم و او از راستگويان است! (51)


وَ كَذَلِك‌َ مَكَّنَّا لِيُوسُف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْث‌ُ يَشَاءُ نُصِيب‌ُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ‌ نَشَاءُ وَ لاَ نُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 56)

و اين گونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم، كه هر جا مى‏خواست در آن منزل مى‏گزيد (و تصرّف مى‏كرد)! ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) ميبخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم! (56)


وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ‌ بِجَهَازِهِم‌ْ قَال‌َ ائْتُونِي‌ بِأَخ‌ٍ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَبِيكُم‌ْ أَلاَ تَرَوْن‌َ أَنِّي‌ أُوفِي‌ الْكَيْل‌َ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِين‌َ (يوسف: 59)

و هنگامى كه (يوسف) بارهاى آنان را آماده ساخت، گفت: « (نوبت آينده) آن برادرى را كه از پدر داريد، نزد من آوريد! آيا نمى‏بينيد من حق پيمانه را ادا مى‏كنم، و من بهترين ميزبانان هستم؟! (59)


فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَي‌ أَبِيهِم‌ْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِع‌َ مِنَّا الْكَيْل‌ُ فَأَرْسِل‌ْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَل‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 63)

هنگامى كه به سوى پدرشان بازگشتند، گفتند: «اى پدر! دستور داده شده كه (بدون حضور برادرمان بنيامين) پيمانه‏اى (از غلّه) به ما ندهند پس برادرمان را با ما بفرست، تا سهمى (از غلّه) دريافت داريم و ما او را محافظت خواهيم كرد!» (63)


قَال‌َ هَل‌ْ آَمَنُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ إِلاَّ كَمَا أَمِنْتُكُم‌ْ عَلَي‌ أَخِيه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَالله‌ُ خَيْرٌ حَافِظَاً وَ هُوَ أَرْحَم‌ُ الرَّاحِمين‌َ (يوسف: 64)

گفت: «آيا نسبت به او به شما اطمينان كنم همان‏گونه كه نسبت به برادرش (يوسف) اطمينان كردم (و ديديد چه شد)؟! و (در هر حال،) خداوند بهترين حافظ، و مهربانترين مهربانان است» (64)


قَال‌َ لَن‌ْ أُرْسِلَه‌ُ مَعَكُم‌ْ حَتَّي‌ تُؤْتُون‌ِ مَوْثِقَاً مِن‌َ الله‌ِ لَتَأْتُنَّنِي‌ بِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يُحَاط‌َ بِكُم‌ْ فَلَمَّا آتَوْه‌ُ مَوْثِقَهُم‌ْ قَال‌َ الله‌ُ عَلَي‌ مَا نَقُول‌ُ وَكِيل‌ٌ (يوسف: 66)

گفت: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا پيمان مؤكّد الهى بدهيد كه او را حتماً نزد من خواهيد آورد! مگر اينكه (بر اثر مرگ يا علّت ديگر،) قدرت از شما سلب گردد. و هنگامى كه آنها پيمان استوار خود را در اختيار او گذاردند، گفت: «خداوند، نسبت به آنچه مى‏گوييم، ناظر و نگهبان است!» (66)


وَ قَال‌َ يَا بَنِي‌َّ لاَ تَدْخُلُوا مِنْ‌ بَاب‌ٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِن‌ْ أَبْوَاب‌ٍ مُتَفَرِّقَة‌ٍ وَ مَا أُغْنِي‌ عَنْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ عَلَيْه‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُتَوَكِّلُون‌َ (يوسف: 67)

و (هنگامى كه مى‏خواستند حركت كنند، يعقوب) گفت: «فرزندان من! از يك در وارد نشويد بلكه از درهاى متفرّق وارد گرديد (تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و (من با اين دستور،) نمى‏توانم حادثه‏اى را كه از سوى خدا حتمى است، از شما دفع كنم! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توكّل كرده‏ام و همه متوكّلان بايد بر او توكّل كنند!» (67)


وَ لَمَّا دَخَلُوا مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَمَرَهُم‌ْ أَبُوهُمْ‌ مَا كَان‌َ يُغْنِي‌ عَنْهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ حَاجَة‌ً فِي‌ نَفْس‌ِ يَعْقُوب‌َ قَضَاهَا وَ إِنَّه‌ُ لَذُو عِلْم‌ٍ لِمَا عَلَّمْنَاه‌ُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 68)

و هنگامى كه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، اين كار هيچ حادثه حتمى الهى را نمى‏توانست از آنها دور سازد، جز حاجتى در دل يعقوب (كه از اين طريق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت) و او به خاطر تعليمى كه ما به او داديم، علم فراوانى داشت ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (68)


فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِم‌ْ قَبْل‌َ وِعَاءِ أَخِيه‌ِ ثُم‌َّ اسْتَخْرَجَهَا مِنْ‌ وِعَاءِ أَخِيه‌ِ كَذَلِك‌َ كِدْنَا لِيُوسُف‌َ مَا كَان‌َ لِيَأْخُذَ أَخَاه‌ُ فِي‌ دين‌ِ الْمَلِك‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يَشَاءَ الله‌ُ نَرْفَع‌ُ دَرَجَات‌ٍ مَنْ‌ نَشَاءُ وَ فَوْق‌َ كُل‌ِّ ذِي‌ عِلْم‌ٍ عَلِيم‌ٌ (يوسف: 76)

در اين هنگام، (يوسف) قبل از بار برادرش، به كاوش بارهاى آنها پرداخت سپس آن را از بارِ برادرش بيرون آورد اين گونه راه چاره را به يوسف ياد داديم! او هرگز نمى‏توانست برادرش را مطابق آيين پادشاه (مصر) بگيرد، مگر آنكه خدا بخواهد! درجات هر كس را بخواهيم بالا مى‏بريم و برتر از هر صاحب علمى، عالمى است! (76)


قَالُوا إِنْ‌ يَسْرِق‌ْ فَقَدْ سَرَق‌َ أَخ‌ٌ لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَأَسَرَّهَا يُوسُف‌ُ فِي‌ نَفْسِه‌ِ وَ لَم‌ْ يُبْدِهَا لَهُم‌ْ قَال‌َ أَنْتُم‌ْ شَرٌّ مَكَانَاً وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا تَصِفُون‌َ (يوسف: 77)

(برادران) گفتند: «اگر او [بنيامين‏] دزدى كند، (جاى تعجب نيست) برادرش (يوسف) نيز قبل از او دزدى كرد» يوسف (سخت ناراحت شد، و) اين (ناراحتى) را در درون خود پنهان داشت، و براى آنها آشكار نكرد (همين اندازه) گفت: «شما (از ديدگاه من،) از نظر منزلت بدترين مردميد! و خدا از آنچه توصيف مى‏كنيد، آگاهتر است!» (77)


قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيرُ إِن‌َّ لَه‌ُ أَبَاً شَيْخَاً كَبِيرَاً فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَه‌ُ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنين‌َ (يوسف: 78)

گفتند: «اى عزيز! او پدر پيرى دارد (كه سخت ناراحت مى‏شود) يكى از ما را به جاى او بگير ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم!» (78)


فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْه‌ُ خَلَصُوا نَجِيَّاً قَال‌َ كَبِيرُهُمْ‌ أَلَم‌ْ تَعْلَمُوا أَن‌َّ أَبَاكُم‌ْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ‌ مَوْثِقَاً مِن‌َ الله‌ِ وَ مِنْ‌ قَبْل‌ُ مَا فَرَّطْتُم‌ْ فِي‌ يُوسُف‌َ فَلَن‌ْ أَبْرَح‌َ الْأَرْض‌َ حَتَّي‌ يَأْذَن‌َ لِي‌ أَبِي‌ أَوْ يَحْكُم‌َ الله‌ُ لِي‌ وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين‌َ (يوسف: 80)

هنگامى كه (برادران) از او مأيوس شدند، به كنارى رفتند و با هم به نجوا پرداختند (برادر) بزرگشان گفت: «آيا نمى‏دانيد پدرتان از شما پيمان الهى گرفته و پيش از اين درباره يوسف كوتاهى كرديد؟! من از اين سرزمين حركت نمى‏كنم، تا پدرم به من اجازه دهد يا خدا درباره من داورى كند، كه او بهترين حكم‏كنندگان است! (80)


وَ تَوَلَّي‌ عَنْهُم‌ْ وَ قَال‌َ يَا أَسَفَي‌ عَلَي‌ يُوسُف‌َ وَابْيَضَّت‌ْ عَينَاه‌ُ مِن‌َ الْحُزْن‌ِ فَهُوَ كَظِيمٌ‌ (يوسف: 84)

و از آنها روى برگرداند و گفت: «وا اسفا بر يوسف!» و چشمان او از اندوه سفيد شد، اما خشم خود را فرو مى‏برد (و هرگز كفران نمى‏كرد)! (84)


قَالُوا تَالله‌ِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُف‌َ حَتَّي‌ تَكُون‌َ حَرَضَاً أَوْ تَكُون‌َ مِن‌َ الْهَالِكِين‌َ (يوسف: 85)

گفتند: «به خدا تو آن قدر ياد يوسف مى‏كنى تا در آستانه مرگ قرار گيرى، يا هلاك گردى!» (85)


قَال‌َ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي‌ وَ حُزْنِي‌ إِلَي‌ الله‌ِ وَ أَعْلَم‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (يوسف: 86)

گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا مى‏گويم (و شكايت نزد او مى‏برم)! و از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد! (86)


يَا بَنِي‌َّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ‌ يُوسُف‌َ وَ أَخِيه‌ِ وَ لاَ تَيْأَسُوا مِنْ‌ رَوْح‌ِ الله‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يَيْأَس‌ُ مِنْ‌ رَوْح‌ِ الله‌ِ إِلاَّ الْقَوْم‌ُ الْكَافِرُون‌َ (يوسف: 87)

پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!» (87)


فَلَمَّا أَنْ‌ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاه‌ُ عَلَي‌ وَجهِه‌ِ فَارْتَدَّ بَصِيرَاً قَال‌َ أَلَم‌ْ أَقُلْ‌ لَكُم‌ْ إِنِّي‌ أَعْلَم‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (يوسف: 96)

امّا هنگامى كه بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن) را بر صورت او افكند ناگهان بينا شد! گفت: «آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد؟!» (96)


وَ رَفَع‌َ أَبَوَيْه‌ِ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ وَ خَرُّوا لَه‌ُ سُجَّدَاً وَ قَال‌َ يَا أَبَت‌ِ هَذَا تَأْوِيل‌ُ رُؤْياي‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي‌ حَقَّاً وَ قَدْ أَحْسَن‌َ بِي‌ إِذْ أَخْرَجَنِي‌ مِن‌َ السِّجْن‌ِ وَ جَاءَ بِكُمْ‌ مِن‌َ الْبَدْوِ مِنْ‌ بَعْدِ أَنْ‌ نَزَغ‌َ الشَّيْطَان‌ُ بَينِي‌ وَ بَيْن‌َ إِخْوَتِي‌ إِن‌َّ رَبِّي‌ لَطِيف‌ٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (يوسف: 100)

و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى بخاطر او به سجده افتادند و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلًا ديدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نيكى كرد هنگامى كه مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد بعد از آنكه شيطان، ميان من و برادرانم فساد كرد. پروردگارم نسبت به آنچه مى‏خواهد (و شايسته مى‏داند،) صاحب لطف است چرا كه او دانا و حكيم است! (100)


رَب‌ِّ قَدْ آتَيْتَنِي‌ مِن‌َ الْمُلْك‌ِ وَ عَلَّمْتَنِي‌ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَاديث‌ِ فَاطِرَ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ أَنْت‌َ وَلِیِّي‌ فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ تَوَفَّنِي‌ مُسْلِمَاً وَ أَلْحِقْنِي‌ بِالصَّالِحِين‌َ (يوسف: 101)

پروردگارا! بخشى (عظيم) از حكومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق فرما!» (101)


ذَلِك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ الْغَيْب‌ِ نُوحِيه‌ِ إِلَيْك‌َ وَ مَا كُنْت‌َ لَدَيْهِم‌ْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُم‌ْ وَ هُم‌ْ يَمْكُرُون‌َ (يوسف: 102)

اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مى‏فرستيم! تو (هرگز) نزد آنها نبودى هنگامى كه تصميم مى‏گرفتند و نقشه مى‏كشيدند! (102)


وَ مَا تَسْأَلُهُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ‌ (يوسف: 104)

و تو (هرگز) از آنها پاداشى نمى‏طلبى آن نيست مگر تذكّرى براى جهانيان! (104)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِن‌ْ آيَة‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يَمُرُّون‌َ عَلَيْهَا وَ هُم‌ْ عَنْهَا مُعْرِضُون‌َ (يوسف: 105)

و چه بسيار نشانه‏اى (از خدا) در آسمانها و زمين كه آنها از كنارش مى‏گذرند، و از آن رويگردانند! (105)


أَفَأَمِنُوا أَنْ‌ تَأْتِيَهُم‌ْ غاشِيَة‌ٌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ الله‌ِ أَوْ تَأْتِيَهُم‌ُ السَّاعَة‌ُ بَغْتَة‌ً وَ هُم‌ْ لاَ يَشْعُرُون‌َ (يوسف: 107)

آيا ايمن از آنند كه عذاب فراگيرى از سوى خدا به سراغ آنان بيايد، يا ساعت رستاخيز ناگهان فرارسد، در حالى كه متوجّه نيستند؟! (107)


قُل‌ْ هَذِه‌ِ سَبِيلِي‌ أَدْعُو إِلَي‌ الله‌ِ عَلَي‌ بَصِيرَة‌ٍ أَنَا وَ مَن‌ِ اتَّبَعَنِي‌ وَ سُبْحَان‌َ الله‌ِ وَ مَا أَنَا مِن‌َ الْمُشْرِكين‌َ (يوسف: 108)

بگو: «اين راه من است من و پيروانم، و با بصيرت كامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مى‏كنيم! منزّه است خدا! و من از مشركان نيستم!» (108)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي‌ إِلَيْهِمْ‌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْقُرَي‌ أَفَلَم‌ْ يَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ لَدَارُ الْآخِرَة‌ِ خَيْرٌ لِلَّذِين‌َ اتَّقَوْا أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (يوسف: 109)

و ما نفرستاديم پيش از تو، جز مردانى از اهل آباديها كه به آنها وحى مى‏كرديم! آيا (مخالفان دعوت تو،) در زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنها بودند چه شد؟! و سراى آخرت براى پرهيزكاران بهتر است! آيا فكر نمى‏كنيد؟! (109)


المر تِلْك‌َ آيَات‌ُ الْكِتَاب‌ِ وَالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَّبِّك‌َ الْحَق‌ُّ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (رعد: 1)

المر، اينها آيات كتاب (آسمانى) است و آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند! (1)


وَ هُوَ الَّذِي‌ مَدَّ الْأَرْض‌َ وَ جَعَل‌َ فِيهَا رَوَاسِي‌َ وَ أَنْهَارَاً وَ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ جَعَل‌َ فِيهَا زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ يُغْشِي‌ اللَّيْل‌َ النَّهَارَ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (رعد: 3)

و او كسى است كه زمين را گسترد و در آن كوه‏ها و نهرهايى قرار داد و در آن از تمام ميوه‏ها دو جفت آفريد (پرده سياه) شب را بر روز مى‏پوشاند در اينها آياتى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند! (3)


وَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ قِطَع‌ٌ مُتَجَاوِرَات‌ٌ وَ جَنَّات‌ٌ مِن‌ْ أَعْنَاب‌ٍ وَ زَرْع‌ٌ وَ نَخِيل‌ٌ صِنْوَان‌ٌ وَ غَيْرُ صِنْوَان‌ٍ يُسْقَي‌ بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَ نُفَضِّل‌ُ بَعْضَهَا عَلَي‌ بَعْض‌ٍ فِي‌ الْأُكُل‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (رعد: 4)

و در روى زمين، قطعاتى در كنار هم قرار دارد كه با هم متفاوتند و (نيز) باغهايى از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان ميوه گوناگون) كه گاه بر يك پايه مى‏رويند و گاه بر دو پايه (و عجيب‏تر آنكه) همه آنها از يك آب سيراب مى‏شوند! و با اين حال، بعضى از آنها را از جهت ميوه بر ديگرى برترى مى‏دهيم در اينها نشانه‏هايى است براى گروهى كه عقل خويش را به كار مى‏گيرند! (4)


وَ يَسْتَعْجِلُونَك‌َ بِالسَّيِّئَة‌ِ قَبْل‌َ الْحَسَنَة‌ِ وَ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ُ الْمَثُلات‌ُ وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَذُو مَغْفِرَة‌ٍ لِلنَّاس‌ِ عَلَي‌ ظُلْمِهِم‌ْ وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَشَديدُ الْعِقَاب‌ِ (رعد: 6)

آنها پيش از حسنه (و رحمت)، از تو تقاضاى شتاب در سيّئه (و عذاب) مى‏كنند با اينكه پيش از آنها بلاهاى عبرت انگيز نازل شده است! و پروردگار تو نسبت به مردم- با اينكه ظلم مى‏كنند- داراى مغفرت است و (در عين حال،) پروردگارت داراى عذاب شديد است! (6)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ إِنَّمَا أَنْت‌َ مُنْذِرٌ وَ لِكُل‌ِّ قَوْم‌ٍ هَادٍ (رعد: 7)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه‏اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بيم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدايت كننده‏اى است (و اينها همه بهانه است، نه براى جستجوى حقيقت)! (7)


سَوَاءٌ مِنْكُم‌ْ مَن‌ْ أَسَرَّ الْقَوْل‌َ وَ مَنْ‌ جَهَرَ بِه‌ِ وَ مَن‌ْ هُوَ مُسْتَخْف‌ٍ بِاللَّيْل‌ِ وَ سَارِبٌ بِالنَّهَارِ (رعد: 10)

براى او يكسان است كسانى از شما كه پنهانى سخن بگويند، يا آن را آشكار سازند و كسانى كه شبانگاه مخفيانه حركت مى‏كنند، يا در روشنايى روز. (10)


لَه‌ُ مُعَقِّبَات‌ٌ مِنْ‌ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ يَحْفَظُونَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْم‌ٍ حَتَّي‌ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم‌ْ وَ إِذَا أَرَادَ الله‌ُ بِقَوْم‌ٍ سُوءً فَلاَ مَرَدَّ لَه‌ُ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ وَال‌ٍ (رعد: 11)

براى انسان، مأمورانى است كه پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [حوادث غير حتمى‏] حفظ مى‏كنند (امّا) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند! و هنگامى كه خدا اراده سويى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت! (11)


وَ يُسَبِّح‌ُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ مِن‌ْ خِيفَتِه‌ِ وَ يُرْسِل‌ُ الصَّوَاعِق‌َ فَيُصِيب‌ُ بِهَا مَنْ‌ يَشَاءُ وَ هُم‌ْ يُجَادِلُون‌َ فِي‌ الله‌ِ وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِـحَال‌ِ (رعد: 13)

و رعد، تسبيح و حمد او مى‏گويد و (نيز) فرشتگان از ترس او! و صاعقه‏ها را مى‏فرستد و هر كس را بخواهد گرفتار آن مى‏سازد، (در حالى كه آنها با مشاهده اين همه آيات الهى، باز هم) درباره خدا به مجادله مشغولند! و او قدرتى بى‏انتها (و مجازاتى دردناك) دارد! (13)


لَه‌ُ دَعْوَة‌ُ الْحَق‌ِّ وَالَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ لاَ يَسْتَجِيبُون‌َ لَهُمْ‌ بِشَيْ‌ءٍ إِلاَّ كَبَاسِط‌ِ كَفَّيْه‌ِ إِلَي‌ الْمَاءِ لِيَبْلُغ‌َ فَاه‌ُ وَ مَا هُوَ بِبَالِغِه‌ِ وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِين‌َ إِلاَّ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ (رعد: 14)

دعوت حق از آن اوست! و كسانى را كه (مشركان) غير از خدا مى‏خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمى‏گويند! آنها همچون كسى هستند كه كفهاى (دست) خود را به سوى آب مى‏گشايد تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسيد! و دعاى كافران، جز در ضلال (و گمراهى) نيست! (14)


قُل‌ْ مَنْ‌ رَب‌ُّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ قُل‌ِ الله‌ُ قُل‌ْ أَفَاتَّخَذْتُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ لاَ يَمْلِكُون‌َ لِأَنْفُسِهِمْ‌ نَفْعَاً وَ لاَ ضَرَّاً قُل‌ْ هَل‌ْ يَسْتَوِي‌ الْأَعْمَي‌ وَالْبَصِيرُ أَم‌ْ هَل‌ْ تَسْتَوِي‌ الظُّلُمَات‌ُ وَالنُّورُ أَم‌ْ جَعَلُوا لِالله‌ِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِه‌ِ فَتَشَابَه‌َ الْخَلْق‌ُ عَلَيْهِمْ‌ قُل‌ِ الله‌ُ خَالِق‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (رعد: 16)

بگو: «چه كسى پروردگار آسمانها و زمين است؟» بگو: «اللَّه!» (سپس) بگو: «آيا اوليا (و خدايانى) غير از او براى خود برگزيده‏ايد كه (حتّى) مالك سود و زيان خود نيستند (تا چه رسد به شما؟!)» بگو: «آيا نابينا و بينا يكسانند؟! يا ظلمتها و نور برابرند؟! آيا آنها همتايانى براى خدا قرار دادند بخاطر اينكه آنان همانند خدا آفرينشى داشتند، و اين آفرينشها بر آنها مشتبه شده است؟!» بگو: «خدا خالق همه چيز است و اوست يكتا و پيروز!» (16)


أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَت‌ْ أَوْدِيَة‌ٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَل‌َ السَّيْل‌ُ زَبَدَاً رَابِيَاً وَ مِمَّا يُوقِدُون‌َ عَلَيْه‌ِ فِي‌ النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَة‌ٍ أَوْ مَتَاع‌ٍ زَبَدٌ مِثْلُه‌ُ كَذَلِك‌َ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ الْحَق‌َّ وَالْبَاطِل‌َ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَب‌ُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا يَنْفَع‌ُ النَّاس‌َ فَيَمْكُث‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ كَذَلِك‌َ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ الْأَمْثَال‌َ (رعد: 17)

خداوند از آسمان آبى فرستاد و از هر درّه و رودخانه‏اى به اندازه آنها سيلابى جارى شد سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد و از آنچه (در كوره‏ها،) براى به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگى، آتش روى آن روشن مى‏كنند نيز كفهايى مانند آن به وجود مى‏آيد- خداوند، حق و باطل را چنين مثل مى‏زند!- امّا كفها به بيرون پرتاب مى‏شوند، ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند [آب يا فلز خالص‏] در زمين مى‏ماند خداوند اينچنين مثال مى‏زند! (17)


أَفَمَنْ‌ يَعْلَم‌ُ أَنَّ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ الْحَق‌ُّ كَمَن‌ْ هُوَ أَعْمَي‌ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (رعد: 19)

آيا كسى كه مى‏داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند كسى است كه نابيناست؟! تنها صاحبان انديشه متذكّر مى‏شوند ... (19)


وَالَّذِين‌َ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْه‌ِ رَبِّهِم‌ْ وَ أَقَامُوا الصَّلاة‌َ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ سِرَّاً وَ عَلاَنِيَة‌ً وَ يَدْرَءُون‌َ بِالْحَسَنَة‌ِ السَّيِّئَة‌َ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عُقْبَي‌ الدَّارِ (رعد: 22)

و آنها كه بخاطر ذات (پاك) پروردگارشان شكيبايى مى‏كنند و نماز را برپا مى‏دارند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم، در پنهان و آشكار، انفاق مى‏كنند و با حسنات، سيئات را از ميان مى‏برند پايان نيك سراى ديگر، از آن آنهاست ... (22)


جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ يَدْخُلُونَهَا وَ مَنْ‌ صَلَح‌َ مِن‌ْ آبَائِهِم‌ْ وَ أَزْوَاجِهِم‌ْ وَ ذُرِّيَّاتِهِم‌ْ وَالْمَلائِكَة‌ُ يَدْخُلُون‌َ عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ بَاب‌ٍ (رعد: 23)

(همان) باغهاى جاويدان بهشتى كه وارد آن مى‏شوند و همچنين پدران و همسران و فرزندان صالح آنها و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى‏گردند ... (23)


وَالَّذِين‌َ يَنْقُضُون‌َ عَهْدَ الله‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ مِيثَاقِه‌ِ وَ يَقْطَعُون‌َ مَا أَمَرَ الله‌ُ بِه‌ِ أَنْ‌ يُوصَل‌َ وَ يُفْسِدُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ُ اللَّعْنَة‌ُ وَ لَهُم‌ْ سُوءُ الدَّارِ (رعد: 25)

آنها كه عهد الهى را پس از محكم كردن مى‏شكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مى‏كنند، و در روى زمين فساد مى‏نمايند، لعنت براى آنهاست و بدى (و مجازات) سراى آخرت! (25)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُضِل‌ُّ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ إِلَيْه‌ِ مَن‌ْ أَنَاب‌َ (رعد: 27)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه) اى از پروردگارش بر او نازل نشده است؟!» بگو: «خداوند هر كس را بخواهد گمراه، و هر كس را كه بازگردد، به سوى خودش هدايت مى‏كند! (كمبودى در معجزه‏ها نيست لجاجت آنها مانع است!)» (27)


كَذَلِك‌َ أَرْسَلْنَاك‌َ فِي‌ أُمَّة‌ٍ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِهَا أُمَم‌ٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِم‌ُ الَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ وَ هُم‌ْ يَكْفُرُون‌َ بِالرَّحْمَن‌ِ قُل‌ْ هُوَ رَبِّي‌ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ مَتَاب‌ِ (رعد: 30)

همان گونه (كه پيامبران پيشين را مبعوث كرديم،) تو را به ميان امّتى فرستاديم كه پيش از آنها امّتهاى ديگرى آمدند و رفتند، تا آنچه را به تو وحى نموده‏ايم بر آنان بخوانى، در حالى كه به رحمان [خداوندى كه رحمتش همگان را فراگرفته‏] كفر مى‏ورزند بگو: «او پروردگار من است! معبودى جز او نيست! بر او توكّل كردم و بازگشتم بسوى اوست!» (30)


وَ لَوْ أَن‌َّ قُرآنَاً سُيِّرَت‌ْ بِه‌ِ الْجِبَال‌ُ أَوْ قُطِّعَت‌ْ بِه‌ِ الْأَرْض‌ُ أَوْ كُلِّم‌َ بِه‌ِ الْمَوْتَي‌ بِلْ‌ لِالله‌ِ الْأَمْرُ جَمِيعَاً أَفَلَم‌ْ يَيَأْس‌ِ الَّذِين‌َ آمَنوا أَنْ‌ لَوْ يَشَاءُ الله‌ُ لَهَدَي‌ النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ لاَ يَزَال‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ‌ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَة‌ٌ أَوْ تَحُل‌ُّ قَرِيبَاً مِنْ‌ دَارِهِم‌ْ حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ وَعْدُ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (رعد: 31)

اگر بوسيله قرآن، كوه‏ها به حركت درآيند يا زمينها قطعه قطعه شوند، يا بوسيله آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ايمان نخواهند آورد!) ولى همه كارها در اختيار خداست! آيا آنها كه ايمان آورده‏اند نمى‏دانند كه اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدايت مى‏كند (امّا هدايت اجبارى سودى ندارد)! و پيوسته بلاهاى كوبنده‏اى بر كافران بخاطر اعمالشان وارد مى‏شود، و يا بنزديكى خانه آنها فرود مى‏آيد، تا وعده (نهايى) خدا فرا رسد به يقين خداوند در وعد خود تخلّف نمى‏كند! (31)


وَ لَقَدِ اسْتُهْزِأَ بِرُسُل‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَأَمْلَيْت‌ُ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا ثُم‌َّ أَخَذْتُهُم‌ْ فَكَيْف‌َ كَان‌َ عِقَاب‌ِ (رعد: 32)

(تنها تو را استهزا نكردند،) پيامبران پيش از تو را نيز مورد استهزا قرار دادند من به كافران مهلت دادم سپس آنها را گرفتم ديدى مجازات من چگونه بود؟! (32)


أَفَمَن‌ْ هُوَ قَائِم‌ٌ عَلَي‌ كُل‌ِّ نَفْس‌ٍ بِمَا كَسَبَت‌ْ وَ جَعَلُوا لِالله‌ِ شُرَكَاءَ قُل‌ْ سَمُّوهُم‌ْ أَم‌ْ تُنَبِّئُونَه‌ُ بِمَا لاَ يَعْلَم‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَمْ‌ بِظَاهِرٍ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ بَل‌ْ زُيِّن‌َ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا مَكْرُهُم‌ْ وَ صُدُّوا عَن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هَادٍ (رعد: 33)

آيا كسى كه بالاى سر همه ايستاده، (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است،) و اعمال همه را مى‏بيند (، همچون كسى است كه هيچ يك از اين صفات را ندارد)؟! آنان براى خدا همتايانى قرار دادند بگو: «آنها را نام ببريد! آيا چيزى را به او خبر مى‏دهيد كه از وجود آن در روى زمين بى‏خبر است، يا سخنان ظاهرى (و تو خالى) مى‏گوييد؟!» (نه، شريكى براى خدا وجود ندارد) بلكه در نظر كافران، دروغهايشان زينت داده شده، (و بر اثر ناپاكى درون، چنين مى‏پندارند كه واقعيتى دارد) و آنها از راه (خدا) بازداشته شده‏اند و هر كس را خدا گمراه كند، راهنمايى براى او وجود نخواهد داشت! (33)


لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ لَعَذَاب‌ُ الْآخِرَة‌ِ أَشَق‌ُّ وَ مَا لَهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ وَاق‌ٍ (رعد: 34)

در دنيا، براى آنها عذابى (دردناك) است و عذاب آخرت سخت‏تر است و در برابر (عذاب) خدا، هيچ كس نمى‏تواند آنها را نگه دارد! (34)


مَثَل‌ُ الْجَنَّة‌ِ الَّتِي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُون‌َ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِم‌ٌ وَ ظِلُّهَا تِلْك‌َ عُقْبَي‌ الَّذِين‌َ اتَّقَوْا وَ عُقْبَي‌ الْكَافِرِين‌َ النَّارُ (رعد: 35)

توصيف بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده، (اين است كه) نهرهاى آب از زير درختانش جارى است، ميوه آن هميشگى، و سايه‏اش دائمى است اين سرانجام كسانى است كه پرهيزگارى پيشه كردند و سرانجام كافران، آتش است! (35)


وَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَفْرَحُون‌َ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ وَ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ مَنْ‌ يُنْكِرُ بَعْضَه‌ُ قُل‌ْ إِنَّمَا أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ الله‌َ وَ لاَ أُشْرِك‌َ بِه‌ِ إِلَيْه‌ِ أَدْعُو وَ إِلَيْه‌ِ مَآب‌ِ (رعد: 36)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، از آنچه بر تو نازل شده، خوشحالند و بعضى از احزاب (و گروه‏ها)، قسمتى از آن را انكار مى‏كنند بگو: «من مأمورم كه «اللَّه» را بپرستم و شريكى براى او قائل نشوم! به سوى او دعوت مى‏كنم و بازگشت من بسوى اوست!» (36)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَاه‌ُ حُكْمَاً عَرَبِيَّاً وَ لَئِن‌ِ اتَّبَعْت‌َ أَهْوَاءَهُمْ‌ بَعْدَ مَا جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ مَا لَك‌َ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ وَاق‌ٍ (رعد: 37)

همان‏گونه (كه به پيامبران پيشين كتاب آسمانى داديم،) بر تو نيز اين (قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صريحى نازل كرديم و اگر از هوسهاى آنان- بعد از آنكه آگاهى براى تو آمده- پيروى كنى، هيچ كس در برابر خدا، از تو حمايت و جلوگيرى نخواهد كرد. (37)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِنْ‌ قَبْلِك‌َ وَ جَعَلْنَا لَهُم‌ْ أَزْوَاجَاً وَ ذُرِّيَّة‌ً وَ مَا كَان‌َ لِرَسُول‌ٍ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ بِآيَة‌ٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ لِكُل‌ِّ أَجَل‌ٍ كِتَاب‌ٌ (رعد: 38)

ما پيش از تو (نيز) رسولانى فرستاديم و براى آنها همسران و فرزندانى قرار داديم و هيچ رسولى نمى‏توانست ا (ز پيش خود) معجزه‏اى بياورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانى نوشته‏اى دارد (و براى هر كارى، موعدى مقرّر است)! (38)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي‌ الْأَرْض‌َ نَنْقُصُهَا مِن‌ْ أَطْرَافِهَا وَالله‌ُ يَحْكُم‌ُ لاَ مُعَقِّب‌َ لِحُكْمِه‌ِ وَ هُوَ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (رعد: 41)

آيا نديدند كه ما پيوسته به سراغ زمين مى‏آييم و از اطراف (و جوانب) آن كم مى‏كنيم؟! (و جامعه‏ها، تمدّنها، و دانشمندان تدريجاً از ميان مى‏روند.) و خداوند حكومت مى‏كند و هيچ كس را ياراى جلوگيرى يا ردّ احكام او نيست و او سريع الحساب است! (41)


وَ قَدْ مَكَرَ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَلِالله‌ِ الْمَكْرُ جَمِيعَاً يَعْلَم‌ُ مَا تَكْسِب‌ُ كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ وَ سَيَعْلَم‌ُ الْكُفَّارُ لِمَن‌ْ عُقْبَي‌ الدَّارِ (رعد: 42)

پيش از آنان نيز كسانى طرحها و نقشه‏ها كشيدند ولى تمام طرحها و نقشه‏ها از آن خداست! او از كار هر كس آگاه است و بزودى كفّار مى‏دانند سرانجام (نيك و بد) در سراى ديگر از آن كيست! (42)


الر كِتَاب‌ٌ أَنْزَلْنَاه‌ُ إِلَيْك‌َ لِتُخْرِج‌َ النَّاس‌َ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ بِإِذْن‌ِ رَبِّهِم‌ْ إِلَي‌ صِرَاط‌ِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (ابراهيم: 1)

الر، (اين) كتابى است كه بر تو نازل كرديم، تا مردم را از تاريكيها (ى شرك و ظلم و جهل،) به سوى روشنايى (ايمان و عدل و آگاهى،) بفرمان پروردگارشان در آورى، بسوى راه خداوند عزيز و حميد. (1)


اللهِ الَّذِي‌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ وَيْل‌ٌ لِلْكَافِرِين‌َ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ شَدِيدٍ (ابراهيم: 2)

همان خدايى كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن اوست واى بر كافران از مجازات شديد (الهى)! (2)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ بِلِسَان‌ِ قَوْمِه‌ِ لِيُبَيِّن‌َ لَهُم‌ْ فَيُضِل‌ُّ الله‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (ابراهيم: 4)

ما هيچ پيامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستاديم تا (حقايق را) براى آنها آشكار سازد سپس خدا هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مى‏كند و او توانا و حكيم است. (4)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا أَن‌ْ أَخْرِج‌ْ قَوْمَك‌َ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ‌ بِأَيَّام‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِكُل‌ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (ابراهيم: 5)

ما موسى را با آيات خود فرستاديم (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به نور بيرون آر! و «ايّام اللَّه» را به آنان ياد آور! در اين، نشانه‏هايى است براى هر صبر كننده شكرگزار! (5)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ اذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ إِذْ أَنْجَاكُمْ‌ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَسُومُونَكُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ وَ يُذَبِّحُون‌َ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ يَسْتَحْيُون‌َ نِسَاءَكُم‌ْ وَ فِي‌ ذَلِكُمْ‌ بَلاَءٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ عَظِيم‌ٌ (ابراهيم: 6)

و (به خاطر بياور) هنگامى را كه موسى به قومش گفت: «نعمت خدا را بر خود به ياد داشته باشيد، زمانى كه شما را از (چنگال) آل فرعون رهايى بخشيد! همانها كه شما را به بدترين وجهى عذاب مى‏كردند پسرانتان را سر مى‏بريدند، و زنانتان را (براى خدمتكارى) زنده مى‏گذاشتند و در اين، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان براى شما بود!» (6)


أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ نَبَأُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ لاَ يَعْلَمُهُم‌ْ إِلاَّ الله‌ُ جاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ بِالْبَيِّنات‌ِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُم‌ْ فِي‌ أَفْوَاهِهِم‌ْ وَ قَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ إِنَّا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (ابراهيم: 9)

آيا خبر كسانى كه پيش از شما بودند، به شما نرسيد؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و آنها كه پس از ايشان بودند همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند، ولى آنها (از روى تعجّب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ايد، كافريم! و نسبت به آنچه ما را به سوى آن مى‏خوانيد، شكّ و ترديد داريم!» (9)


قَالَت‌ْ رُسُلُهُم‌ْ أَفِي‌ الله‌ِ شَك‌ٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يَدْعُوكُم‌ْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ‌ مِنْ‌ ذُنُوبِكُم‌ْ وَ يُؤَخِّرَكُم‌ْ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً قَالُوا إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُون‌َ أَنْ‌ تَصُدُّونَا عَمَّا كَان‌َ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (ابراهيم: 10)

رسولان آنها گفتند: «آيا در خدا شكّ است؟! خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده او شما را دعوت مى‏كند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعد مقرّرى شما را باقى گذارد!» آنها گفتند: « (ما اينها را نمى‏فهميم! همين اندازه مى‏دانيم كه) شما انسانهايى همانند ما هستيد، مى‏خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند بازداريد شما دليل و معجزه روشنى براى ما بياوريد!» (10)


قَالَت‌ْ لَهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ إِنْ‌ نَحْن‌ُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَمُن‌ُّ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ مَا كَان‌َ لَنَا أَنْ‌ نَأْتِيَكُمْ‌ بِسُلْطَان‌ٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (ابراهيم: 11)

پيامبرانشان به آنها گفتند: «درست است كه ما بشرى همانند شما هستيم، ولى خداوند بر هر كس از بندگانش بخواهد (و شايسته بداند)، نعمت مى‏بخشد (و مقام رسالت عطا مى‏كند)! و ما هرگز نمى‏توانيم معجزه‏اى جز بفرمان خدا بياوريم! (و از تهديدهاى شما نمى‏هراسيم) افراد باايمان بايد تنها بر خدا توكّل كنند! (11)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِرُسُلِهِم‌ْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ‌ مِن‌ْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُن‌َّ فِي‌ مِلَّتِنَا فَأَوْحَي‌ إِلَيْهِم‌ْ رَبُّهُم‌ْ لَنُهْلِكَن‌َّ الظَّالِمِين‌َ (ابراهيم: 13)

(ولى) كافران به پيامبران خود گفتند: «ما قطعاً شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم كرد، مگر اينكه به آيين ما بازگرديد!» در اين حال، پروردگارشان به آنها وحى فرستاد كه: «ما ظالمان را هلاك مى‏كنيم! (13)


وَ لَنُسْكِنَنَّكُم‌ُ الْأَرْض‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ ذَلِك‌َ لِمَن‌ْ خَاف‌َ مَقَامِي‌ وَ خَاف‌َ وَعِيدِ (ابراهيم: 14)

و شما را بعد از آنان در زمين سكوت خواهيم داد، اين (موفقيّت)، براى كسى است كه از مقام (عدالت) من بترسد و از عذاب (من) بيمناك باشد!» (14)


مِنْ‌ وَرائِه‌ِ جَهَنَّم‌ُ وَ يُسْقَي‌ مِنْ‌ مَاءٍ صَدِيدٍ (ابراهيم: 16)

به دنبال او جهنم خواهد بود و از آب بد بوى متعفّنى نوشانده مى‏شود! (16)


يَتَجَرَّعُه‌ُ وَ لاَ يَكَادُ يُسِيغُه‌ُ وَ يَأْتِيه‌ِ الْمَوْت‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَكَان‌ٍ وَ مَا هُوَ بِمَيِّت‌ٍ وَ مِنْ‌ وَرائِه‌ِ عَذَاب‌ٌ غَلِيظ‌ٌ (ابراهيم: 17)

بزحمت جرعه جرعه آن را سرمى‏كشد و هرگز حاضر نيست به ميل خود آن را بياشامد و مرگ از هر جا به سراغ او مى‏آيد ولى با اين همه نمى‏ميرد! و بدنبال آن، عذاب شديدى است! (17)


مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّت‌ْ بِه‌ِ الِّريح‌ُ فِي‌ يَوْم‌ٍ عَاصِف‌ٍ لاَ يَقْدِرُون‌َ مِمَّا كَسَبُوا عَلَي‌ شَي‌ْءٍ ذَلِك‌َ هُوَ الضَّلال‌ُ الْبَعِيدُ (ابراهيم: 18)

اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند، همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى! آنها توانايى ندارند كمترين چيزى از آنچه را انجام داده‏اند، به دست آورند و اين همان گمراهى دور و دراز است! (18)


وَ بَرَزُوا لِالله‌ِ جَمِيعَاً فَقَال‌َ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُم‌ْ تَبَعَاً فَهَل‌ْ أَنْتُمْ‌ مُغْنُون‌َ عَنَّا مِن‌ْ عَذَاب‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا الله‌ُ لَهَدَيْنَاكُم‌ْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَم‌ْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ‌ مَحِيص‌ٍ (ابراهيم: 21)

و (در قيامت)، همه آنها در برابر خدا ظاهر مى‏شوند در اين هنگام، ضعفا [دنباله‏روان نادان‏] به مستكبران (و رهبران گمراه) مى‏گويند: «ما پيروان شما بوديم! آيا (اكنون كه بخاطر پيروى از شما گرفتار مجازات الهى شده‏ايم،) شما حاضريد سهمى از عذاب الهى را بپذيريد و از ما برداريد؟» آنها مى‏گويند: «اگر خدا ما را هدايت كرده بود، ما نيز شما را هدايت مى‏كرديم! (ولى كار از اينها گذشته است،) چه بيتابى كنيم و چه شكيبايى، تفاوتى براى ما ندارد راه گريزى براى ما نيست!» (21)


وَ قَال‌َ الشَّيْطَان‌ُ لَمَّا قُضِي‌َ الْأَمْرُ إِن‌َّ الله‌َ وَعَدَكُم‌ْ وَعْدَ الْحَق‌ِّ وَ وَعَدْتُكُم‌ْ فَأَخْلَفْتُكُم‌ْ وَ مَا كَان‌َ لِي‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِلاَّ أَنْ‌ دَعَوْتُكُم‌ْ فَاسْتَجَبْتُم‌ْ لِي‌ فَلاَ تَلُومُونِي‌ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ‌ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُم‌ْ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِي‌َّ إِنِّي‌ كَفَرْت‌ُ بِمَا أَشْرَكْتُمُون‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِن‌َّ الظَّالِمِين‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (ابراهيم: 22)

و شيطان، هنگامى كه كار تمام مى‏شود، مى‏گويد: «خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف كردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنا بر اين، مرا سرزنش نكنيد خود را سرزنش كنيد! نه من فريادرس شما هستم، و نه شما فريادرس من! من نسبت به شرك شما درباره خود، كه از قبل داشتيد، (و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزار و كافرم!» مسلّماً ستمكاران عذاب دردناكى دارند! (22)


وَ أُدْخِل‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا بِإِذْن‌ِ رَبِّهِم‌ْ تَحِيَّتُهُم‌ْ فِيهَا سَلاَم‌ٌ (ابراهيم: 23)

و كسانى را كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهاى بهشت وارد مى‏كنند باغهايى كه نهرها از زير درختانش جارى است به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مى‏مانند و تحيّت آنها در آن، «سلام» است. (23)


وَ مَثَل‌ُ كَلِمَة‌ٍ خَبِيثَة‌ٍ كَشَجَرَة‌ٍ خَبِيثَة‌ٍ اجْتُثَّت‌ْ مِنْ‌ فَوْق‌ِ الْأَرْض‌ِ مَا لَهَا مِنْ‌ قَرَارٍ (ابراهيم: 26)

(همچنين) «كلمه خبيثه» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاكى تشبيه كرده كه از روى زمين بركنده شده، و قرار و ثباتى ندارد. (26)


قُلْ‌ لِعِبَادِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاة‌َ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ سِرَّاً وَ عَلاَنِيَة‌ً مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ بَيْع‌ٌ فِيه‌ِ وَ لاَ خِلال‌ٌ (ابراهيم: 31)

به بندگان من كه ايمان آورده‏اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم، پنهان و آشكار، انفاق كنند پيش از آنكه روزى فرا رسد كه نه در آن خريد و فروش است، و نه دوستى! (نه با مال مى‏توانند از كيفر خدا رهايى يابند، و نه با پيوندهاى مادى!) (31)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَج‌َ بِه‌ِ مِن‌َ الثَّـمَرَات‌ِ رِزْقَاً لَكُم‌ْ وَ سَخَّرَ لَكُم‌ُ الْفُلْك‌َ لِتَجْرِي‌َ فِي‌ الْبَحْرِ بِأَمْرِه‌ِ وَ سَخَّرَ لَكُم‌ُ الْأَنْهَارَ (ابراهيم: 32)

خداوند همان كسى است كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان، آبى نازل كرد و با آن، ميوه‏ها (ى مختلف) را براى روزى شما (از زمين) بيرون آورد و كشتى‏ها را مسخّر شما گردانيد، تا بر صفحه دريا به فرمان او حركت كنند و نهرها را (نيز) مسخّر شما نمود (32)


وَ آتَاكُمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَا سَاَلْتُـمُوه‌ُ وَ إِنْ‌ تَعُدُّوا نِعْمَت‌َ الله‌ِ لاَ تُحْصُوهَا إِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ لَظَلُوم‌ٌ كَفَّارٌ (ابراهيم: 34)

و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد كرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است! (34)


رَب‌ِّ إِنَّهُن‌َّ أَضْلَلْن‌َ كَثيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ فَمَنْ‌ تَبِعَنِي‌ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ وَ مَن‌ْ عَصَانِي‌ فَإِنَّك‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (ابراهيم: 36)

پروردگارا! آنها [بتها] بسيارى از مردم را گمراه ساختند! هر كس از من پيروى كند از من است و هر كس نافرمانى من كند، تو بخشنده و مهربانى! (36)


رَبَّنَا إِنِّي‌ أَسْكَنْت‌ُ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِي‌ بِوَادٍ غَيْرِ ذِي‌ زَرْع‌ٍ عِنْدَ بَيْتِك‌َ الْمُـحَرَّم‌ِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلاَة‌َ فَاجْعَل‌ْ أَفْئِدَة‌ً مِن‌َ النَّاس‌ِ تَهْوِي‌ إِلَيْهِم‌ْ وَارْزُقْهُمْ‌ مِن‌َ الَّثمَرَات‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَشْكُرُون‌َ (ابراهيم: 37)

پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‏آب و علفى، در كنار خانه‏اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزى ده شايد آنان شكر تو را بجاى آورند! (37)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ تَعْلَم‌ُ مَا نُخْفِي‌ وَ مَا نُعْلِن‌ُ وَ مَا يَخْفَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ (ابراهيم: 38)

پروردگارا! تو مى‏دانى آنچه را ما پنهان و يا آشكار مى‏كنيم و چيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست! (38)


رَب‌ِّ اجْعَلْنِي‌ مُقِيم‌َ الصَّلاَة‌ِ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِي‌ رَبَّنَا وَ تَقَبَّل‌ْ دُعَاءِ (ابراهيم: 40)

پروردگارا: مرا برپا كننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نيز چنين فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذير! (40)


وَ أَنْذِرِ النَّاس‌َ يَوْم‌َ يَأْتِيهِم‌ُ الْعَذَاب‌ُ فَيَقُول‌ُ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ نُجِب‌ْ دَعْوَتَك‌َ وَ نَتَّبِع‌ِ الرُّسُل‌َ أَوَ لَم‌ْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ زَوَال‌ٍ (ابراهيم: 44)

و مردم را از روزى كه عذاب الهى به سراغشان مى‏آيد، بترسان! آن روز كه ظالمان مى‏گويند: «پروردگارا! مدّت كوتاهى ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذيريم و از پيامبران پيروى كنيم!» (امّا پاسخ مى‏شنوند كه:) مگر قبلًا سوگند ياد نكرده بوديد كه زوال و فنايى براى شما نيست؟! (44)


وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُم‌ْ وَ عِنْدَ الله‌ِ مَكْرُهُم‌ْ وَ إِنْ‌ كَان‌َ مَكْرُهُم‌ْ لِتَزُول‌َ مِنْه‌ُ الْجِبَال‌ُ (ابراهيم: 46)

آنها نهايت مكر (و نيرنگ) خود را به كار زدند و همه مكرها (و توطئه‏هايشان) نزد خدا آشكار است، هر چند مكرشان چنان باشد كه كوه‏ها را از جا بركند! (46)


سَرَابِيلُهُمْ‌ مِنْ‌ قَطِرَان‌ٍ وَ تَغْشَي‌ وُجُوهَهُم‌ُ النَّارُ (ابراهيم: 50)

لباسهايشان از قطران [ماده چسبنده بد بوى قابل اشتعال‏] است و صورتهايشان را آتش مى‏پوشاند ... (50)


وَ مَا أَهْلَكْنَا مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ إِلاَّ وَ لَهَا كِتَاب‌ٌ مَعْلُوم‌ٌ (حجر: 4)

ما اهل هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه اجل معيّن (و زمان تغيير ناپذيرى) داشتند! (4)


مَا تَسْبِق‌ُ مِن‌ْ أُمَّة‌ٍ أَجَلَهَا وَ مَا يَسْتَأْخِرُون‌َ (حجر: 5)

هيچ گروهى از اجل خود پيشى نمى‏گيرد و از آن عقب نخواهد افتاد! (5)


لَوْمَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَة‌ِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (حجر: 7)

اگر راست مى‏گويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمى‏زورى؟!» (7)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فِي‌ شِيَع‌ِ الْأَوَّلِين‌َ (حجر: 10)

ما پيش از تو (نيز) پيامبرانى در ميان امّتهاى نخستين فرستاديم. (10)


وَ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (حجر: 11)

هيچ پيامبرى به سراغ آنها نمى‏آمد مگر اينكه او را مسخره مى‏كردند. (11)


وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ‌ بَابَاً مِن‌َ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيه‌ِ يَعْرُجُون‌َ (حجر: 14)

و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشاييم، و آنها پيوسته در آن بالا روند ... (14)


وَ حَفِظْنَاهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ شَيْطَان‌ٍ رَجِيم‌ٍ (حجر: 17)

و آن را از هر شيطان رانده شده‏اى حفظ كرديم (17)


وَالْأَرْض‌َ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِي‌َ وَ أَنبَتْنَا فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مَوْزُون‌ٍ (حجر: 19)

و زمين را گسترديم و در آن كوه‏هاى ثابتى افكنديم و از هر گياه موزون، در آن رويانديم (19)


وَ إِنْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ عِنْدَنَا خَزَائِنُه‌ُ وَ مَا نُنَزِّلُه‌ُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‌ٍ (حجر: 21)

و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمى‏كنيم! (21)


وَ أَرْسَلْنَا الرِّيَاح‌َ لَوَاقِح‌َ فَأَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوه‌ُ وَ مَا أَنْتُم‌ْ لَه‌ُ بِخَازِنِين‌َ (حجر: 22)

ما بادها را براى بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم در حالى كه شما توانايى حفظ و نگهدارى آن را نداشتيد! (22)


وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِين‌َ مِنْكُم‌ْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِين‌َ (حجر: 24)

ما، هم پيشينيان شما را دانستيم و هم متأخّران را! (24)


وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنْ‌ صَلْصَال‌ٍ مِن‌ْ حَمَإٍ مَسْنُون‌ٍ (حجر: 26)

ما انسان را از گِل خشكيده‏اى (همچون سفال) كه از گِل بد بوى (تيره رنگى) گرفته شده بود آفريديم! (26)


وَالْجَان‌َّ خَلَقْنَاه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ مِنْ‌ نَارِ السَّمُوم‌ِ (حجر: 27)

و جن را پيش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق كرديم! (27)


وَ إِذْ قَال‌َ رَبُّك‌َ لِلْمَلائِكَة‌ِ إِنِّي‌ خَالِق‌ٌ بَشَرَاً مِنْ‌ صَلْصَال‌ٍ مِن‌ْ حَمَإٍ مَسْنُون‌ٍ (حجر: 28)

و (به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده، مى‏آفرينم. (28)


فَإِذَا سَوَّيْتُه‌ُ وَ نَفَخْت‌ُ فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِي‌ فَقَعُوا لَه‌ُ سَاجِدِين‌َ (حجر: 29)

هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد!» (29)


قَال‌َ لَم‌ْ أَكُنْ‌ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَه‌ُ مِنْ‌ صَلْصَال‌ٍ مِن‌ْ حَمَإٍ مَسْنُون‌ٍ (حجر: 33)

گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريده‏اى، سجده نخواهم كرد!» (33)


قَال‌َ فَاخْرُج‌ْ مِنْهَا فَإِنَّك‌َ رَجِيم‌ٌ (حجر: 34)

فرمود: «از صف آنها [فرشتگان‏] بيرون رو، كه رانده‏شده‏اى (از درگاه ما!). (34)


قَال‌َ فَإِنَّك‌َ مِن‌َ الْمُنْظَرِين‌َ (حجر: 37)

فرمود: «تو از مهلت يافتگانى! (37)


إِلاَّ عِبَادَك‌َ مِنْهُم‌ُ الْـمُخْلَصِين‌َ (حجر: 40)

مگر بندگان مخلصت را.» (40)


إِن‌َّ عِبَادِي‌ لَيْس‌َ لَك‌َ عَلَيْهِم‌ْ سُلْطَان‌ٌ إِلاَّ مَن‌ِ اتَّبَعَك‌َ مِن‌َ الْغَاوِين‌َ (حجر: 42)

كه بر بندگانم تسلّط نخواهى يافت مگر گمراهانى كه از تو پيروى مى‏كنند (42)


لَهَا سَبْعَة‌ُ أَبْوَاب‌ٍ لِكُل‌ِّ بَاب‌ٍ مِنْهُم‌ْ جُزْءٌ مَقْسُوم‌ٌ (حجر: 44)

هفت در دارد و براى هر درى، گروه معيّنى از آنها تقسيم شده‏اند! (44)


وَ نَزَعْنَا مَا فِي‌ صُدُورِهِمْ‌ مِن‌ْ غِل‌ٍّ إِخْوَانَاً عَلَي‌ سُرُرٍ مُتَقابِلِين‌َ (حجر: 47)

هر گونه غلِّ [حسد و كينه و دشمنى‏] را از سينه آنها برمى‏كنيم (و روحشان را پاك مى‏سازيم) در حالى كه همه برابرند، و بر تختها رو به روى يكديگر قرار دارند. (47)


لاَ يَمَسُّهُم‌ْ فِيهَا نَصَب‌ٌ وَ مَا هُمْ‌ مِنْهَا بِمُخْرَجِين‌َ (حجر: 48)

هيچ خستگى و تعبى در آنجا به آنها نمى‏رسد، و هيچ گاه از آن اخراج نمى‏گردند! (48)


إِذْ دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ فَقَالُوا سَلاَمَاً قَال‌َ إِنَّا مِنْكُم‌ْ وَجِلُون‌َ (حجر: 52)

هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام كردند (ابراهيم) گفت: «ما از شما بيمناكيم!» (52)


قَالُوا بَشَّرْنَاك‌َ بِالْحَق‌ِّ فَلاَ تَكُنْ‌ مِن‌َ الْقَانِطِين‌َ (حجر: 55)

گفتند: «تو را به حق بشارت داديم از مأيوسان مباش!» (55)


قَال‌َ وَ مَنْ‌ يَقْنَط‌ُ مِنْ‌ رَحْمَة‌ِ رَبِّه‌ِ إِلاَّ الضَّالُّون‌َ (حجر: 56)

گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مأيوس مى‏شود؟!» (56)


إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (حجر: 60)

بجز همسرش، كه مقدّر داشتيم از بازماندگان (در شهر، و هلاك‏شوندگان) باشد!» (60)


فَأَسْرِ بِأَهْلِك‌َ بِقِطْع‌ٍ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ وَاتَّبِع‌ْ أَدْبَارَهُم‌ْ وَ لاَ يَلْتَفِت‌ْ مِنْكُم‌ْ أَحَدٌ وَامْضُوا حَيْث‌ُ تُؤْمَرُون‌َ (حجر: 65)

پس، خانواده‏ات را در اواخر شب با خود بردار، و از اينجا ببر و خودت به دنبال آنها حركت كن و كسى از شما به پشت سر خويش ننگرد مأمور هستيد برويد!» (65)


فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَ أَمْطَرْنَا عَلَيْهِم‌ْ حِجَارَة‌ً مِنْ‌ سِجِّيل‌ٍ (حجر: 74)

سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم) بالاى آن را پايين قرار داديم و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم! (74)


فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم‌ْ وَ إِنَّهُمَا لَبِإِمَام‌ٍ مُبِين‌ٍ (حجر: 79)

ما از آنها انتقام گرفتيم و (شهرهاى ويران شده) اين دو [قوم لوط و اصحاب الأيكه‏] بر سر راه (شما در سفرهاى شام)، آشكار است! (79)


وَ كَانُوا يَنْحِتُون‌َ مِن‌َ الْجِبَال‌ِ بُيُوتَاً آمِنِين‌َ (حجر: 82)

آنها خانه‏هاى امن در دل كوه‏ها مى‏تراشيدند. (82)


وَ لَقَدْ آتَيْنَاك‌َ سَبْعَاً مِن‌َ الْمَثَانِي‌ وَالْقُرْآن‌َ الْعَظِيم‌َ (حجر: 87)

ما به تو سوره حمد و قرآن عظيم داديم! (87)


لاَ تَمُدَّن‌َّ عَيْنَيْك‌َ إِلَي‌ مَا مَتَّعْنَا بِه‌ِ أَزْوَاجَاً مِنْهُم‌ْ وَ لاَ تَحْزَن‌ْ عَلَيْهِم‌ْ وَاخْفِض‌ْ جَنَاحَك‌َ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (حجر: 88)

(بنا بر اين،) هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادّى)، كه به گروه‏هايى از آنها [كفّار] داديم، ميفكن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگين مباش! و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنين فرود آر! (88)


فَسَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ وَ كُنْ‌ مِن‌َ السَّاجِدِين‌َ (حجر: 98)

(براى دفع ناراحتى آنان) پروردگارت را تسبيح و حمد گو! و از سجده كنندگان باش! (98)


يُنَزِّل‌ُ الْمَلاَئِكَة‌َ بِالرُّوح‌ِ مِن‌ْ أَمْرِه‌ِ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ أَن‌ْ أَنْذِرُوا أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ أَنَا فَاتَّقُون‌ِ (نحل: 2)

فرشتگان را با روح (الهى) بفرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل مى‏كند (و به آنها دستور مى‏دهد) كه مردم را انذار كنيد (و بگوييد:) معبودى جز من نيست از (مخالفت دستور) من، بپرهيزيد! (2)


خَلَق‌َ الْإِنْسَان‌َ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيم‌ٌ مُبِين‌ٌ (نحل: 4)

انسان را از نطفه بى‏ارزشى آفريد و سرانجام (او موجودى فصيح، و) مدافع آشكار از خويشتن گرديد! (4)


وَالْأَنْعَام‌َ خَلَقَهَا لَكُم‌ْ فِيهَا دِف‌ْءٌ وَ مَنَافِع‌ُ وَ مِنْهَا تَأْكُلُون‌َ (نحل: 5)

و چهارپايان را آفريد در حالى كه در آنها، براى شما وسيله پوشش، و منافع ديگرى است و از گوشت آنها مى‏خوريد! (5)


وَ عَلَي‌ الله‌ِ قَصْدُ السَّبِيل‌ِ وَ مِنْهَا جَائِرٌ وَ لَوْ شَاءَ لَهَدَاكُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (نحل: 9)

و بر خداست كه راه راست را (به بندگان) نشان دهد امّا بعضى از راه‏ها بيراهه است! و اگر خدا بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدايت مى‏كند (ولى اجبار سودى ندارد). (9)


هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ شَرَاب‌ٌ وَ مِنْه‌ُ شَجَرٌ فِيه‌ِ تُسِيمُون‌َ (نحل: 10)

او كسى است كه از آسمان، آبى فرستاد، كه نوشيدن شما از آن است و (همچنين) گياهان و درختانى كه حيوانات خود را در آن به چرا مى‏بريد، نيز از آن است. (10)


يُنْبِت‌ُ لَكُمْ‌ بِه‌ِ الزَّرْع‌َ وَالزَّيْتُون‌َ وَالنَّخِيل‌َ وَالْأَعْنَاب‌َ وَ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (نحل: 11)

خداوند با آن (آب باران)، براى شما زراعت و زيتون و نخل و انگور، و از همه ميوه‏ها مى‏روياند مسلماً در اين، نشانه روشنى براى انديشمندان است. (11)


وَ هُوَ الَّذِي‌ سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْه‌ُ لَحْمَاً طَرِيَّاً وَ تَسْتَخْرِجوا مِنْه‌ُ حِلْيَة‌ً تَلْبَسُونَهَا وَ تَرَي‌ الْفُلْك‌َ مَوَاخِرَ فِيه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (نحل: 14)

او كسى است كه دريا را مسخّر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخوريد و زيورى براى پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج كنيد و كشتيها را مى‏بينى كه سينه دريا را مى‏شكافند تا شما (به تجارت پردازيد و) از فضل خدا بهره گيريد شايد شكر نعمتهاى او را بجا آوريد! (14)


وَالَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لاَ يَخْلُقُون‌َ شَيْءً وَ هُم‌ْ يُخْلَقُون‌َ (نحل: 20)

معبودهايى را كه غير از خدا مى‏خوانند، چيزى را خلق نمى‏كنند بلكه خودشان هم مخلوقند! (20)


لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُم‌ْ كَامِلَة‌ً يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ مِن‌ْ أَوْزَارِ الَّذِين‌َ يُضِلُّونَهُمْ‌ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ أَلاَ سَاءَ مَا يَزِرُون‌َ (نحل: 25)

آنها بايد روز قيامت، (هم) بار گناهان خود را بطور كامل بر دوش كشند و هم سهمى از گناهان كسانى كه بخاطر جهل، گمراهشان مى‏سازند! بدانيد آنها بار سنگين بدى بر دوش مى‏كشند! (25)


قَدْ مَكَرَ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَأَتَي‌ الله‌ُ بُنْيَانَهُمْ‌ مِن‌َ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِم‌ُ السَّقْف‌ُ مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ وَ أَتَاهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ مِن‌ْ حَيث‌ُ لاَ يَشْعُرُون‌َ (نحل: 26)

كسانى كه قبل از ايشان بودند (نيز) از اين توطئه‏ها داشتند ولى خداوند به سراغ شالوده (زندگى) آنها رفت و آن را از اساس ويران كرد و سقف از بالا بر سرشان فرو ريخت و عذاب (الهى) از آن جايى كه نمى‏دانستند به سراغشان آمد! (26)


الَّذِين‌َ تَتَوَفَّاهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ ظَالِمِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ فَأَلْقَوُا السَّلَم‌َ مَا كُنَّا نَعْمَل‌ُ مِنْ‌ سُوءٍ بَلَي‌ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِمَا كُنْتُمْ‌ تَعْمَلُون‌َ (نحل: 28)

همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏گيرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند! در اين موقع آنها تسليم مى‏شوند (و بدروغ مى‏گويند:) ما كار بدى انجام نمى‏داديم! آرى، خداوند به آنچه انجام مى‏داديد عالم است! (28)


جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُم‌ْ فِيهَا مَا يَشَاءُون‌َ كَذَلِك‌َ يَجْزِي‌ الله‌ُ الْمُتَّقِين‌َ (نحل: 31)

باغهايى از بهشت جاويدان است كه همگى وارد آن مى‏شوند نهرها از زير درختانش مى‏گذرد هر چه بخواهند در آنجا هست خداوند پرهيزگاران را چنين پاداش مى‏دهد! (31)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَأْتِيَهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ أَوْ يَأْتِي‌َ أَمْرُ رَبِّك‌َ كَذَلِك‌َ فَعَل‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ مَا ظَلَمَهُم‌ُ الله‌ُ وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (نحل: 33)

آيا آنها انتظارى جز اين دارند كه فرشتگان (قبض ارواح) به سراغشان بيايند، يا فرمان پروردگارت (براى مجازاتشان) فرا رسد (آن گاه توبه كنند؟! ولى توبه آنها در آن زمان بى اثر است! آرى،) كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز چنين كردند! خداوند به آنها ستم نكرد ولى آنان به خويشتن ستم مى‏نمودند! (33)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا عَبَدْنَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ نَحْن‌ُ وَ لاَ آبَاؤُنَا وَ لاَ حَرَّمْنَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ كَذَلِك‌َ فَعَل‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَهَل‌ْ عَلَي‌ الرُّسُل‌ِ إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (نحل: 35)

مشركان گفتند: «اگر خدا مى‏خواست، نه ما و نه پدران ما، غير او را پرستش نمى‏كرديم و چيزى را بدون اجازه او حرام نمى‏ساختيم!» (آرى،) كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز همين كارها را انجام دادند ولى آيا پيامبران وظيفه‏اى جز ابلاغ آشكار دارند؟! (35)


وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ رَسُولاً أَن‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‌َ فَمِنْهُمْ‌ مَن‌ْ هَدَي‌ الله‌ُ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ حَقَّت‌ْ عَلَيْه‌ِ الضَّلاَلَة‌ُ فَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَانْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُكَذِّبِين‌َ (نحل: 36)

ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!» خداوند گروهى را هدايت كرد و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت پس در روى زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب‏كنندگان چگونه بود! (36)


إِنْ‌ تَحْرِص‌ْ عَلَي‌ هُدَاهُم‌ْ فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يُضِل‌ُّ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (نحل: 37)

هر قدر بر هدايت آنها حريص باشى، (سودى ندارد چرا) كه خداوند كسى را كه گمراه ساخت، هدايت نمى‏كند و آنها ياورانى نخواهند داشت! (37)


وَالَّذِين‌َ هَاجَرُوا فِي‌ الله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ‌ فِي‌ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ لَأََجْرُ الْآخِرَة‌ِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ (نحل: 41)

آنها كه پس از ستم ديدن در راه خدا، هجرت كردند، در اين دنيا جايگاه (و مقام) خوبى به آنها مى‏دهيم و پاداش آخرت، از آن هم بزرگتر است اگر مى‏دانستند! (41)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي‌ إِلَيْهِم‌ْ فَاسْأَلُوا أَهْل‌َ الذِّكْرِ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ لاَ تَعْلَمُون‌َ (نحل: 43)

و پيش از تو، جز مردانى كه به آنها وحى مى‏كرديم، نفرستاديم! اگر نمى‏دانيد، از آگاهان بپرسيد (تا تعجب نكنيد از اينكه پيامبر اسلام از ميان همين مردان برانگيخته شده است)! (43)


أَفَأَمِن‌َ الَّذِين‌َ مَكَرُوا السَّيِّئَات‌ِ أَنْ‌ يَخْسِف‌َ الله‌ُ بِهِم‌ُ الْأَرْض‌َ أَوْ يَأْتِيَهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ يَشْعُرُون‌َ (نحل: 45)

آيا توطئه‏گران از اين ايمن گشتند كه ممكن است خدا آنها را در زمين فروبرد، و يا مجازات (الهى)، از آن جا كه انتظارش را ندارند، به سراغشان آيد؟! ... (45)


أَوَ لَمْ‌ يَرَوْا إِلَي‌ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُه‌ُ عَن‌ِ الْيَـمِين‌ِ وَالشَّمَائِل‌ِ سُجَّدَاً لِالله‌ِ وَ هُم‌ْ دَاخِرُون‌َ (نحل: 48)

آيا آنها مخلوقات خدا را نديدند كه سايه‏هايشان از راست و چپ حركت دارند، و با خضوع براى خدا سجده مى‏كنند؟! (48)


وَ لِالله‌ِ يَسْجُدُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ وَ هُم‌ْ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ (نحل: 49)

(نه تنها سايه‏ها، بلكه) تمام آنچه در آسمانها و زمين از جنبندگان وجود دارد، و همچنين فرشتگان، براى خدا سجده مى‏كنند و تكبّر نمى‏ورزند. (49)


يَخَافُون‌َ رَبَّهُمْ‌ مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ وَ يَفْعَلُون‌َ مَا يُؤْمَرُون‌َ (نحل: 50)

آنها (تنها) از (مخالفت) پروردگارشان، كه حاكم بر آنهاست، مى‏ترسند و آنچه را مأموريت دارند انجام مى‏دهند. (50)


وَ مَا بِكُمْ‌ مِنْ‌ نِعْمَة‌ٍ فَمِن‌َ الله‌ِ ثُم‌َّ إِذَا مَسَّكُم‌ُ الضُّرُّ فَإِلَيْه‌ِ تَجْأَرُون‌َ (نحل: 53)

آنچه از نعمتها داريد، همه از سوى خداست! و هنگامى كه ناراحتى به شما رسد، فقط او را مى‏خوانيد! (53)


ثُم‌َّ إِذَا كَشَف‌َ الضُّرَّ عَنْكُم‌ْ إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْكُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ يُشْرِكُون‌َ (نحل: 54)

(امّا) هنگامى كه ناراحتى و رنج را از شما برطرف مى‏سازد، ناگاه گروهى از شما براى پروردگارشان همتا قائل مى‏شوند. (54)


وَ يَجْعَلُون‌َ لِمَا لاَ يَعْلَمُون‌َ نَصِيبَاً مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ تَالله‌ِ لَتُسْأَلُن‌َّ عَمَّا كُنْتُم‌ْ تَفْتَرُون‌َ (نحل: 56)

آنان براى بتهايى كه هيچ گونه سود و زيانى از آنها سراغ ندارند، سهمى از آنچه به آنان روزى داده‏ايم قرار مى‏دهند به خدا سوگند، (در دادگاه قيامت،) از اين افتراها كه مى‏بنديد، بازپرسى خواهيد شد! (56)


يَتَوَارَي‌ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ مِنْ‌ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِه‌ِ أَيُمْسِكُه‌ُ عَلَي‌ هُون‌ٍ أَم‌ْ يَدُسُّه‌ُ فِي‌ التُّرَاب‌ِ أَلاَ سَاءَ مَا يَحْكُمُون‌َ (نحل: 59)

بخاطر بشارت بدى كه به او داده شده، از قوم و قبيله خود متوارى مى‏گردد (و نمى‏داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد، يا در خاك پنهانش كند؟! چه بد حكم مى‏كنند! (59)


وَ لَوْ يُؤَاخِذُ الله‌ُ النَّاس‌َ بِظُلْمِهِمْ‌ مَا تَرَك‌َ عَلَيْهَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ وَ لَكِنْ‌ يُؤَخِّرُهُم‌ْ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُم‌ْ لاَ يَسْتَأْخِرُون‌َ سَاعَة‌ً وَ لاَ يَسْتَقْدِمُون‌َ (نحل: 61)

و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات مى‏كرد، جنبنده‏اى را بر پشت زمين باقى نمى‏گذارد ولى آنها را تا زمان معيّنى به تأخير مى‏اندازد. و هنگامى كه اجلشان فرا رسد، نه ساعتى تأخير مى‏كنند، و نه ساعتى پيشى مى‏گيرند. (61)


تَالله‌ِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَي‌ أُمَم‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَزَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ فَهُوَ وَلِيُّهُم‌ُ الْيَوْم‌َ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (نحل: 63)

به خدا سوگند، به سوى امتهاى پيش از تو پيامبرانى فرستاديم امّا شيطان اعمالشان را در نظرشان آراست و امروز او ولىّ و سرپرستشان است و مجازات دردناكى براى آنهاست! (63)


وَالله‌ُ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَسْمَعُون‌َ (نحل: 65)

خداوند از آسمان، آبى فرستاد و زمين را، پس از آنكه مرده بود، حيات بخشيد! در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه گوش شنوا دارند! (65)


وَ إِن‌َّ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَنْعَام‌ِ لَعِبْرَة‌ً نُسْقِيكُمْ‌ مِمَّا فِي‌ بُطُونِه‌ِ مِنْ‌ بَيْن‌ِ فَرْث‌ٍ وَ دَم‌ٍ لَبَنَاً خَالِصَاً سَائِغَاً لِلشَّارِبِين‌َ (نحل: 66)

و در وجود چهارپايان، براى شما (درسهاى) عبرتى است: از درون شكم آنها، از ميان غذاهاى هضم شده و خون، شير خالص و گوارا به شما مى‏نوشانيم! (66)


وَ مِنْ‌ ثَمَرَات‌ِ النَّخِيل‌ِ وَالْأَعْنَاب‌ِ تَتَّخِذُون‌َ مِنْه‌ُ سَكَرَاً وَ رِزْقَاً حَسَنَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (نحل: 67)

و از ميوه‏هاى درختان نخل و انگور، مسكرات (ناپاك) و روزى خوب و پاكيزه مى‏گيريد در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه انديشه مى‏كنند! (67)


وَ أَوْحَي‌ رَبُّك‌َ إِلَي‌ النَّحْل‌ِ أَن‌ِ اتَّخِذِي‌ مِن‌َ الْجِبَال‌ِ بُيُوتَاً وَ مِن‌َ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُون‌َ (نحل: 68)

و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» (و الهام غريزى) نمود كه: «از كوه‏ها و درختان و داربستهايى كه مردم مى‏سازند، خانه‏هايى برگزين! (68)


ثُم‌َّ كُلِي‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ فَاسْلُكِي‌ سُبُل‌َ رَبِّك‌ِ ذُلُلاًَ يَخْرُج‌ُ مِنْ‌ بُطُونِهَا شَرَاب‌ٌ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُه‌ُ فِيه‌ِ شِفَاءٌ لِلنَّاس‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (نحل: 69)

سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راه‏هايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما! «از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مى‏شود كه در آن، شفا براى مردم است به يقين در اين امر، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه مى‏انديشند. (69)


وَالله‌ُ خَلَقَكُم‌ْ ثُم‌َّ يَتَوَفَّاكُم‌ْ وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرَدُّ إِلَي‌ أَرْذَل‌ِ الْعُمُرِ لِكَيْلاَ يَعْلَم‌َ بَعْدَ عِلْم‌ٍ شَيْءً إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ قَدِيرٌ (نحل: 70)

خداوند شما را آفريد سپس شما را مى‏ميراند بعضى از شما به نامطلوب‏ترين سنين بالاى عمر مى‏رسند، تا بعد از علم و آگاهى، چيزى ندانند (و همه چيز را فراموش كنند) خداوند دانا و تواناست! (70)


وَالله‌ُ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ أَزْوَاجَاً وَ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَزْوَاجِكُمْ‌ بَنِين‌َ وَ حَفَدَة‌ً وَ رَزَقَكُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ أَفَبِالْباطِل‌ِ يُؤْمِنُون‌َ وَ بِنِعْمَت‌ِ الله‌ِ هُم‌ْ يَكْفُرُون‌َ (نحل: 72)

خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد و از پاكيزه‏ها به شما روزى داد آيا به باطل ايمان مى‏آورند، و نعمت خدا را انكار مى‏كنند؟! (72)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَمْلِك‌ُ لَهُم‌ْ رِزْقَاً مِن‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ شَيْءً وَ لاَ يَسْتَطِيعُون‌َ (نحل: 73)

آنها غير از خدا، موجوداتى را مى‏پرستند كه هيچ رزقى را براى آنان از آسمانها و زمين در اختيار ندارند و توان اين كار را نيز ندارند. (73)


ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً عَبْدَاً مَمْلُوكَاً لاَ يَقْدِرُ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ وَ مَنْ‌ رَزَقْنَاه‌ُ مِنَّا رِزْقَاً حَسَنَاً فَهُوَ يُنْفِق‌ُ مِنْه‌ُ سِرَّاً وَ جَهْرَاً هَل‌ْ يَسْتَوُون‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (نحل: 75)

خداوند مثالى زده: برده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست و انسان (با ايمانى) را كه از جانب خود، رزقى نيكو به او بخشيده‏ايم، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق مى‏كند آيا اين دو نفر يكسانند؟! شكر مخصوص خداست، ولى اكثر آنها نمى‏دانند! (75)


وَالله‌ُ أَخْرَجَكُمْ‌ مِنْ‌ بُطُون‌ِ أُمَّهَاتِكُم‌ْ لاَ تَعْلَمُون‌َ شَيْءً وَ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ السَّمْع‌َ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَة‌َ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (نحل: 78)

و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود در حالى كه هيچ چيز نمى‏دانستيد و براى شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد! (78)


وَالله‌ُ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِنْ‌ بُيُوتِكُم‌ْ سَكَنَاً وَ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِنْ‌ جُلُودِ الْأَنْعَام‌ِ بُيُوتَاً تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْم‌َ ظَعْنِكُم‌ْ وَ يَوْم‌َ إِقَامَتِكُم‌ْ وَ مِن‌ْ أَصْوَافِهَا وَ أَوْبَارِهَا وَ أَشْعَارِهَا أَثَاثَاً وَ مَتَاعَاً إِلَي‌ حِين‌ٍ (نحل: 80)

و خدا براى شما از خانه‏هايتان محل سكونت (و آرامش) قرار داد و از پوست چهارپايان نيز براى شما خانه‏هايى قرار داد كه روز كوچ كردن و روز اقامتتان، به آسانى مى‏توانيد آنها را جا به جا كنيد و از پشم و كرك و موى آنها، براى شما اثاث و متاع (و وسايل مختلف زندگى) تا زمان معيّنى قرار داد. (80)


وَالله‌ُ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِمَّا خَلَق‌َ ظِلالاً وَ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ الْجِبَال‌َ أَكْنَانَاً وَ جَعَل‌َ لَكُم‌ْ سَرَابِيل‌َ تَقِيكُم‌ُ الْحَرَّ وَ سَرَابيل‌َ تَقِيكُمْ‌ بَأْسَكُم‌ْ كَذَلِك‌َ يُتِم‌ُّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تُسْلِمُون‌َ (نحل: 81)

و (نيز) خداوند از آنچه آفريده است سايه‏هايى براى شما قرار داده و از كوه‏ها پناهگاه‏هايى و براى شما پيراهنهايى آفريده، كه شما را از گرما (و سرما) حفظ مى‏كند و پيراهنهايى كه به هنگام جنگ، حافظ شماست اين گونه نعمتهايش را بر شما كامل مى‏كند، شايد تسليم فرمان او شويد! (81)


وَ يَوْم‌َ نَبْعَث‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ شَهِيدَاً ثُم‌َّ لاَ يُؤْذَن‌ُ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ لاَ هُم‌ْ يُسْتَعْتَبُون‌َ (نحل: 84)

(به خاطر بياوريد) روزى را كه از هر امّتى گواهى بر آنان برمى‏انگيزيم سپس به آنان كه كفر ورزيدند، اجازه (سخن گفتن) داده نمى‏شود (بلكه دست و پا و گوش و چشم، حتّى پوست تن آنها گواهى مى‏دهند!) و (نيز) اجازه عذرخواهى و تقاضاى عفو به آنان نمى‏دهند! (84)


وَ إِذَا رَأَي‌ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُم‌ْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلاَءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِين‌َ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ‌ دُونِك‌َ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِم‌ُ الْقَوْل‌َ إِنَّكُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (نحل: 86)

و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مى‏بينند، مى‏گويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مى‏خوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مى‏گويند: «شما دروغگو هستيد! (شما هواى نفس خود را پرستش مى‏كرديد!)» (86)


وَ يَوْم‌َ نَبْعَث‌ُ فِي‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ‌ مِن‌ْ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ جِئْنَا بِك‌َ شَهِيدَاً عَلَي‌ هَؤُلاَءِ وَ نَزَّلْنَا عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ تِبْيَانَاً لِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ً وَ بُشْرَي‌ لِلْمُسْلِمِين‌َ (نحل: 89)

(به ياد آوريد) روزى را كه از هر امتى، گواهى از خودشان بر آنها برمى‏انگيزيم و تو را گواه بر آنان قرار مى‏دهيم! و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است! (89)


وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّتِي‌ نَقَضَت‌ْ غَزْلَهَا مِنْ‌ بَعْدِ قُوَّة‌ٍ أَنْكَاثَاً تَتَّخِذُون‌َ أَيْمَانَكُم‌ْ دَخَلاً بَيْنَكُم‌ْ أَنْ‌ تَكُون‌َ أُمَّة‌ٌ هِي‌َ أَرْبَي‌ مِن‌ْ أُمَّة‌ٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُم‌ُ الله‌ُ بِه‌ِ وَ لَيُبَيِّنَن‌َّ لَكُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ مَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (نحل: 92)

همانند آن زن (سبك مغز) نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را، پس از استحكام، وامى‏تابيد! در حالى كه (سوگند و پيمان) خود را وسيله خيانت و فساد قرار مى‏دهيد بخاطر اينكه گروهى، جمعيّتشان از گروه ديگر بيشتر است (و كثرت دشمن را بهانه‏اى براى شكستن بيعت با پيامبر مى‏شمريد)! خدا فقط شما را با اين وسيله آزمايش مى‏كند و به يقين روز قيامت، آنچه را در آن اختلاف داشتيد، براى شما روشن مى‏سازد! (92)


مَن‌ْ عَمِل‌َ صَالِحَاً مِنْ‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَي‌ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَلَنُحْيِيَنَّه‌ُ حَيَاة‌ً طَيِّبَة‌ً وَ لَنَجْزِيَنَّهُم‌ْ أَجْرَهُمْ‌ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (نحل: 97)

هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد. (97)


فَإِذَا قَرَأْت‌َ الْقُرْآن‌َ فَاسْتَعِذْ بِالله‌ِ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ الرَّجِيم‌ِ (نحل: 98)

هنگامى كه قرآن مى‏خوانى، از شرّ شيطان مطرود، به خدا پناه بر! (98)


قُل‌ْ نَزَّلَه‌ُ رُوح‌ُ الْقُدُس‌ِ مِنْ‌ رَبِّك‌َ بِالْحَق‌ِّ لِيُثَبِّت‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ هُدَي‌ً وَ بُشْرَي‌ لِلْمُسْلِمِين‌َ (نحل: 102)

بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحقّ نازل كرده، تا افراد باايمان را ثابت‏قدم گرداند و هدايت و بشارتى است براى عموم مسلمانان! (102)


مَنْ‌ كَفَرَ بِالله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ إِيمَانِه‌ِ إِلاَّ مَن‌ْ أُكْرِه‌َ وَ قَلْبُه‌ُ مُطْمَئِن‌ٌّ بِالْإِيمَانِ وَ لَكِنْ‌ مَنْ‌ شَرَح‌َ بِالْكُفْرِ صَدْرَاً فَعَلَيْهِم‌ْ غَضَب‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نحل: 106)

كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند- بجز آنها كه تحت فشار واقع شده‏اند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است- آرى، آنها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشوده‏اند، غضب خدا بر آنهاست و عذاب عظيمى در انتظارشان! (106)


ثُم‌َّ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لِلَّذِين‌َ هَاجَرُوا مِنْ‌ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُم‌َّ جَاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِن‌َّ رَبَّك‌َ مِنْ‌ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نحل: 110)

امّا پروردگار تو نسبت به كسانى كه بعد از فريب‏خوردن، (به ايمان بازگشتند و) هجرت كردند سپس جهاد كردند و در راه خدا استقامت نمودند پروردگارت، بعد از انجام اين كارها، بخشنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود مى‏سازد). (110)


وَ ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً قَرْيَة‌ً كَانَت‌ْ آمِنَة‌ً مُطْمَئِنَّة‌ً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدَاً مِنْ‌ كُل‌ِّ مَكَان‌ٍ فَكَفَرَت‌ْ بِأَنْعُم‌ِ الله‌ِ فَأَذَاقَهَا الله‌ُ لِبَاس‌َ الْجُوع‌ِ وَالْخَوْف‌ِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُون‌َ (نحل: 112)

خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مى‏كنند،) مثلى زده است: منطقه آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزيش از هر جا مى‏رسيد امّا به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى‏دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد! (112)


وَ لَقَدْ جَاءَهُم‌ْ رَسُول‌ٌ مِنْهُم‌ْ فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَخَذَهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ وَ هُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (نحل: 113)

پيامبرى از خودشان به سراغ آنها آمد، او را تكذيب كردند از اين رو عذاب الهى آنها را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند! (113)


فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَاشْكُرُوا نِعْمَت‌َ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ إِيَّاه‌ُ تَعْبُدُون‌َ (نحل: 114)

پس، از آنچه خدا روزيتان كرده است، حلال و پاكيزه بخوريد و شكر نعمت خدا را بجا آوريد اگر او را مى‏پرستيد! (114)


وَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ هَادُوا حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ مَا ظَلَمْنَاهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (نحل: 118)

چيزهايى را كه پيش از اين براى تو شرح داديم، بر يهود حرام كرديم ما به آنها ستم نكرديم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم مى‏كردند! (118)


ثُم‌َّ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لِلَّذِين‌َ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَة‌ٍ ثُم‌َّ تَابُوا مِنْ‌ بَعْدِ ذَلِك‌َ وَ أَصْلَحُوا إِن‌َّ رَبَّك‌َ مِنْ‌ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نحل: 119)

امّا پروردگارت نسبت به آنها كه از روى جهالت، بدى كرده‏اند، سپس توبه كرده و در مقام جبران برآمده‏اند، پروردگارت بعد از آن آمرزنده و مهربان است. (119)


إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ كَان‌َ أُمَّة‌ً قَانِتَاً لِالله‌ِ حَنِيفَاً وَ لَم‌ْ يَك‌ُ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (نحل: 120)

ابراهيم (به تنهايى) امّتى بود مطيع فرمان خدا خالى از هر گونه انحراف و از مشركان نبود (120)


وَ آتَيْنَاه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ لَمِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (نحل: 122)

ما در دنيا به او (همّت) نيكويى داديم و در آخرت از نيكان است! (122)


ثُم‌َّ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ أَن‌ِ اتَّبِع‌ْ مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (نحل: 123)

سپس به تو وحى فرستاديم كه از آيين ابراهيم- كه ايمانى خالص داشت و از مشركان نبود- پيروى كن! (123)


وَاصْبِرْ وَ مَا صَبْرُك‌َ إِلاَّ بِالله‌ِ وَ لاَ تَحْزَن‌ْ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ تَك‌ُ فِي‌ ضَيْق‌ٍ مِمَّا يَمْكُرُون‌َ (نحل: 127)

صبر كن، و صبر تو فقط براى خدا و به توفيق خدا باشد! و بخاطر (كارهاى) آنها، اندوهگين و دلسرد مشو! و از توطئه‏هاى آنها، در تنگنا قرار مگير! (127)


سُبْحَان‌َ الَّذِي‌ أَسْرَي‌ بِعَبْدِه‌ِ لَيْلاً مِن‌َ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ إِلَي‌ الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي‌ الَّذِي‌ بَارَكْنَا حَوْلَه‌ُ لِنُرِيَه‌ُ مِن‌ْ آيَاتِنَا إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (اسراء: 1)

پاك و منزّه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى- كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ايم- برد، تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم چرا كه او شنوا و بيناست. (1)


وَ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ وَ جَعَلْنَاه‌ُ هُدَي‌ً لِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنْ لاَ تَتَّخِذُوا مِنْ‌ دُونِي‌ وَكِيلاً (اسراء: 2)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم و آن را وسيله هدايت بنى اسرائيل ساختيم (و گفتيم:) غير ما را تكيه‏گاه خود قرار ندهيد! (2)


وَ جَعَلْنَا اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ آيَتَيْن‌ِ فَمَحَوْنَا آيَة‌َ اللَّيْل‌ِ وَ جَعَلْنَا آيَة‌َ النَّهَارِ مُبْصِرَة‌ً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِين‌َ وَالْحِسَاب‌َ وَ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ فَصَّلْنَاه‌ُ تَفْصِيلاً (اسراء: 12)

ما شب و روز را دو نشانه توحيد و عظمت خود قرار داديم سپس نشانه شب را محو كرده، و نشانه روز را روشنى‏بخش ساختيم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگى برخيزيد)، و عدد سالها و حساب را بدانيد و هر چيزى را بطور مشخّص و آشكار، بيان كرديم. (12)


وَ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا مِن‌َ الْقُرُون‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ نُوح‌ٍ وَ كَفَي‌ بِرَبِّك‌َ بِذُنُوب‌ِ عِبَادِه‌ِ خَبِيرَاً بَصِيرَاً (اسراء: 17)

چه بسيار مردمى كه در قرون بعد از نوح، زندگى مى‏كردند (و طبق همين سنت،) آنها را هلاك كرديم! و كافى است كه پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بيناست. (17)


كُلاًّ نُمِدُّ هَؤُلاَءِ وَ هَؤُلاَءِ مِن‌ْ عَطَاءِ رَبِّك‌َ وَ مَا كَان‌َ عَطَاءُ رَبِّك‌َ مَحْظُورَاً (اسراء: 20)

هر يك از اين دو گروه را از عطاى پروردگارت، بهره و كمك مى‏دهيم و عطاى پروردگارت هرگز (از كسى) منع نشده است. (20)


وَاخْفِض‌ْ لَهُمَا جَنَاح‌َ الذُّل‌ِّ مِن‌َ الرَّحْمَة‌ِ وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي‌ صَغِيرَاً (اسراء: 24)

و بالهاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‏گونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!» (24)


وَ إِنْ مَا تُعْرِضَن‌َّ عَنْهُم‌ُ ابْتِغَاءَ رَحْمَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّك‌َ تَرْجُوهَا فَقُلْ‌ لَهُم‌ْ قَوْلاً مَيْسُورَاً (اسراء: 28)

و هر گاه از آنان [مستمندان‏] روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (28)


ذَلِك‌َ مِمَّا أَوْحَي‌ إِلَيْك‌َ رَبُّك‌َ مِن‌َ الْحِكْمَة‌ِ وَ لاَ تَجْعَل‌ْ مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ فَتُلْقَي‌ فِي‌ جَهَنَّم‌َ مَلُومَاً مَدْحُورَاً (اسراء: 39)

اين (احكام)، از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى فرستاده و هرگز معبودى با خدا قرار مده، كه در جهنم افكنده مى‏شوى، در حالى كه سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهى بود! (39)


أَفَأَصْفَاكُم‌ْ رَبُّكُمْ‌ بِالْبَنِين‌َ وَاتَّخَذَ مِن‌َ الْمَلاَئِكَة‌ِ إِنَاثَاً إِنَّكُم‌ْ لَتَقُولُون‌َ قَوْلاً عَظِيمَاً (اسراء: 40)

آيا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته، و خودش دخترانى از فرشتگان برگزيده است؟! شما سخن بزرگ (و بسيار زشتى) مى‏گوييد! (40)


تُسَبِّح‌ُ لَه‌ُ السَّمَاوَات‌ُ السَّبْع‌ُ وَالْأَرْض‌ُ وَ مَن‌ْ فِيهِن‌َّ وَ إِنْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ يُسَبِّح‌ُ بِحَمْدِه‌ِ وَ لَكِنْ‌ لاَ تَفْقَهُون‌َ تَسْبِيحَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ حَلِيمَاً غَفُورَاً (اسراء: 44)

آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد او بردبار و آمرزنده است. (44)


أَوْ خَلْقَاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي‌ صُدُورِكُم‌ْ فَسَيَقُولُون‌َ مَنْ‌ يُعِيدُنَا قُل‌ِ الَّذِي‌ فَطَرَكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ فَسَيُنْغِضُون‌َ إِلَيْك‌َ رُؤُوسَهُم‌ْ وَ يَقُولُون‌َ مَتَي‌ هُوَ قُل‌ْ عَسَي‌ أَنْ‌ يَكُون‌َ قَرِيبَاً (اسراء: 51)

يا هر مخلوقى كه در نظر شما، از آن هم سخت‏تر است (و از حيات و زندگى دورتر مى‏باشد، باز خدا قادر است شما را به زندگى مجدد بازگرداند). آنها بزودى مى گويند: «چه كسى ما را بازمى‏گرداند؟!» بگو: «همان كسى كه نخستين بار شما را آفريد.» آنان سر خود را (از روى تعجب و انكار،) به سوى تو خم مى‏كنند و مى‏گويند: «در چه زمانى خواهد بود؟!» بگو: «شايد نزديك باشد! (51)


قُل‌ِ ادْعُوا الَّذِين‌َ زَعَمْتُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ فَلاَ يَمْلِكُون‌ كَشْف‌َ الضُّرِّ عَنْكُم‌ْ وَ لاَ تَحْوِيلاً (اسراء: 56)

بگو: «كسانى را كه غير از خدا (معبود خود) مى‏پنداريد، بخوانيد! آنها نه مى‏توانند مشكلى را از شما برطرف سازند، و نه تغييرى در آن ايجاد كنند.» (56)


وَ إِنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ إِلاَّ نَحْن‌ُ مُهْلِكُوهَا قَبْل‌َ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابَاً شَدِيدَاً كَان‌َ ذَلِك‌َ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مَسْطُورَاً (اسراء: 58)

هيچ شهر و آبادى نيست مگر اينكه آن را پيش از روز قيامت هلاك مى‏كنيم يا (اگر گناهكارند،) به عذاب شديدى گرفتارشان خواهيم ساخت اين، در كتاب الهى [لوح محفوظ] ثبت است. (58)


قَال‌َ اذْهَب‌ْ فَمَنْ‌ تَبِعَك‌َ مِنْهُم‌ْ فَإِن‌َّ جَهَنَّم‌َ جَزَاؤُكُم‌ْ جَزَاءً مَوْفُورَاً (اسراء: 63)

فرمود: «برو! هر كس از آنان از تو تبعيت كند، جهنم كيفر شماست، كيفرى است فراوان! (63)


وَاسْتَفْزِزْ مَن‌ِ اسْتَطَعْت‌َ مِنْهُمْ‌ بِصَوْتِك‌َ وَ أَجْلِب‌ْ عَلَيْهِم‌ْ بِخَيْلِك‌َ وَ رَجِلِك‌َ وَ شَارِكْهُم‌ْ فِي‌ الْأَمْوَال‌ِ وَالْأَوْلاَدِ وَ عِدْهُم‌ْ وَ مَا يَعِدُهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ إِلاَّ غُرُورَاً (اسراء: 64)

هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم كن!- ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد- (64)


رَبُّكُم‌ُ الَّذِي‌ يُزْجِي‌ لَكُم‌ُ الْفُلْك‌َ فِي‌ الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ بِكُم‌ْ رَحِيمَاً (اسراء: 66)

پروردگارتان كسى است كه كشتى را در دريا براى شما به حركت درمى‏آورد، تا از نعمت او بهره‏مند شويد او نسبت به شما مهربان است. (66)


أَم‌ْ أَمِنْتُم‌ْ أَنْ‌ يُعِيدَكُم‌ْ فِيه‌ِ تَارَة‌ً أُخْرَي‌ فَيُرْسِل‌َ عَلَيْكُم‌ْ قَاصِفَاً مِن‌َ الرِّيح‌ِ فَيُغْرِقَكُمْ‌ بِمَا كَفَرْتُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ تَجِدُوا لَكُم‌ْ عَلَيْنَا بِه‌ِ تَبِيعَاً (اسراء: 69)

يا اينكه ايمن هستيد كه بار ديگر شما را به دريا بازگرداند، و تندباد كوبنده‏اى بر شما بفرستد، و شما را بخاطر كفرتان غرق كند، سپس دادخواه و خونخواهى در برابر ما پيدا نكنيد؟! (69)


وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي‌ آدَم‌َ وَ حَمَلْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ وَ فَضَّلْنَاهُم‌ْ عَلَي‌ كَثِيرٍ مِمَّن‌ْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً (اسراء: 70)

ما آدميزادگان را گرامى داشتيم و آنها را در خشكى و دريا، (بر مركبهاى راهوار) حمل كرديم و از انواع روزيهاى پاكيزه به آنان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از موجوداتى كه خلق كرده‏ايم، برترى بخشيديم. (70)


وَ إِنْ‌ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَك‌َ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ لِيُخْرِجُوك‌َ مِنْهَا وَ إِذَاً لاَ يَلْبَثُون‌َ خِلاَفَك‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (اسراء: 76)

و نزديك بود (با نيرنگ و توطئه) تو را از اين سرزمين بلغزانند، تا از آن بيرونت كنند! و هر گاه چنين مى‏كردند، (گرفتار مجازات سخت الهى شده،) و پس از تو، جز مدت كمى باقى نمى‏ماندند! (76)


سُنَّة‌َ مَنْ‌ قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَك‌َ مِنْ‌ رُسُلِنَا وَ لاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً (اسراء: 77)

اين سنت (ما در مورد) پيامبرانى است كه پيش از تو فرستاديم و هرگز براى سنت ما تغيير و دگرگونى نخواهى يافت! (77)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَتَهَجَّدْ بِه‌ِ نَافِلَة‌ً لَك‌َ عَسَي‌ أَنْ‌ يَبْعَثَك‌َ رَبُّك‌َ مَقَامَاً مَحمُودَاً (اسراء: 79)

و پاسى از شب را (از خواب برخيز، و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يك وظيفه اضافى براى توست اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد! (79)


وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ أَدْخِلْنِي‌ مُدْخَل‌َ صِدْق‌ٍ وَ أَخْرِجْنِي‌ مُخْرَج‌َ صِدْق‌ٍ وَاجْعَلْ‌ لِي‌ مِنْ‌ لَدُنْك‌َ سُلْطَانَاً نَصِيرَاً (اسراء: 80)

و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر كار،) با صداقت وارد كن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى يارى كننده برايم قرار ده!» (80)


وَ نُنَزِّل‌ُ مِن‌َ الْقُرْآن‌ِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَة‌ٌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ وَ لاَ يَزِيدُ الظَّالِمِين‌َ إِلاَّ خَسَارَاً (اسراء: 82)

و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏كنيم و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمى‏افزايد. (82)


وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الرُّوح‌ِ قُل‌ِ الرُّوح‌ُ مِن‌ْ أَمْرِ رَبِّي‌ وَ مَا أُوتِيتُمْ‌ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ إِلاَّ قَلِيلاً (اسراء: 85)

و از تو درباره «روح» سؤال مى‏كنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكى از دانش، به شما داده نشده است!» (85)


إِلاَّ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِن‌َّ فَضْلَه‌ُ كَان‌َ عَلَيْك‌َ كَبِيرَاً (اسراء: 87)

مگر رحمت پروردگارت (شامل حالت گردد،) كه فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است! (87)


وَ لَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاس‌ِ فِي‌ هَذَا الْقُرْآن‌ِ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَثَل‌ٍ فَأَبَي‌ أَكْثَرُ النَّاس‌ِ إِلاَّ كُفُورَاً (اسراء: 89)

ما در اين قرآن، براى مردم از هر چيز نمونه‏اى آورديم (و همه معارف در آن جمع است) اما بيشتر مردم (در برابر آن، از هر كارى) جز انكار، ابا داشتند! (89)


وَ قَالُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لَك‌َ حَتَّي‌ تَفْجُرَ لَنَا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ يَنْبُوعَاً (اسراء: 90)

و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اينكه چشمه‏جوشانى از اين سرزمين (خشك و سوزان) براى ما خارج سازى ... (90)


أَوْ تَكُون‌َ لَك‌َ جَنَّة‌ٌ مِنْ‌ نَخِيل‌ٍ وَ عِنَب‌ٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلاَلَهَا تَفْجِيرَاً (اسراء: 91)

يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد و نهرها در لابه‏لاى آن جارى كنى ... (91)


أَوْ يَكُون‌َ لَك‌َ بَيْت‌ٌ مِنْ‌ زُخْرُف‌ٍ أَوْ تَرْقَي‌ فِي‌ السَّمَاءِ وَ لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لِرُقِيِّك‌َ حَتَّي‌ تُنَزِّل‌َ عَلَيْنَا كِتَابَاً نَقْرَأُه‌ُ قُل‌ْ سُبْحَان‌َ رَبِّي‌ هَل‌ْ كُنْت‌ُ إِلاَّ بَشَرَاً رَسُولاً (اسراء: 93)

يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد يا به آسمان بالا روى حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه نامه‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! (93)


قُل‌ْ لَوْ كَان‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مَلاَئِكَة‌ٌ يَمْشُون‌َ مُطْمَئِنِّين‌َ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ مَلَكَاً رَسُولاً (اسراء: 95)

بگو: « (حتى) اگر در روى زمين فرشتگانى (زندگى مى‏كردند، و) با آرامش گام برمى‏داشتند، ما فرشته‏اى را به عنوان رسول، بر آنها مى‏فرستاديم!» (چرا كه رهنماى هر گروهى بايد از جنس خودشان باشد). (95)


وَ مَنْ‌ يَهْدِ الله‌ُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ْ فَلَن‌ْ تَجِدَ لَهُم‌ْ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُونِه‌ِ وَ نَحْشُرُهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ عَلَي‌ وُجُوهِهِم‌ْ عُمْيَاً وَ بُكْمَاً وَ صُمَّاً مَأْوَاهُم‌ْ جَهَنَّم‌ُ كُلَّمَا خَبَت‌ْ زِدْنَاهُم‌ْ سَعِيرَاً (اسراء: 97)

هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست و هر كس را (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هاديان و سرپرستانى غير خدا براى او نخواهى يافت و روز قيامت، آنها را بر صورتهايشان محشور مى‏كنيم، در حالى كه نابينا و گنگ و كرند جايگاهشان دوزخ است هر زمان آتش آن فرونشيند، شعله تازه‏اى بر آنان مى‏افزاييم! (97)


فَأرَادَ أَنْ‌ يَسْتَفِزَّهُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ فَأَغْرَقْناه‌ُ وَ مَنْ‌ مَعَه‌ُ جَمِيعَاً (اسراء: 103)

پس (فرعون) تصميم گرفت آنان را از آن سرزمين ريشه كن سازد ولى ما، او و تمام كسانى را كه با او بودند، غرق كرديم. (103)


وَ قُلْنَا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ لِبَنِي‌ إِسْرائِيل‌َ اسْكُنُوا الْأَرْض‌َ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَة‌ِ جِئْنَا بِكُم‌ْ لَفِيفَاً (اسراء: 104)

و بعد از آن به بنى اسرائيل گفتيم: «در اين سرزمين [مصر و شام‏] ساكن شويد! امّا هنگامى كه وعده آخرت فرا رسد، همه شما را دسته جمعى (به آن دادگاه عدل) مى‏آوريم» (104)


قُل‌ْ آمِنُوا بِه‌ِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُوا إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ إِذَا يُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ يَخِرُّون‌َ لِلْأَذْقَان‌ِ سُجَّدَاً (اسراء: 107)

بگو: «خواه به آن ايمان بياوريد، و خواه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏كنان به خاك مى‏افتند ... (107)


وَ قُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ لَم‌ْ يَتَّخِذْ وَلَدَاً وَ لَم‌ْ يَكُن‌ْ لَه‌ُ شَرِيك‌ٌ فِي‌ الْمُلْك‌ِ وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَه‌ُ وَلِي‌ٌّ مِن‌َ الذُّل‌ِّ وَ كَبِّرْه‌ُ تَكْبِيرَاً (اسراء: 111)

و بگو: «ستايش براى خداوندى است كه نه فرزندى براى خود انتخاب كرده، و نه شريكى در حكومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامى و) سرپرستى براى اوست!» و او را بسيار بزرگ بشمار! (111)


قَيِّمَاً لِيُنْذِرَ بَأْسَاً شَدِيدَاً مِنْ‌ لَدُنْه‌ُ وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِين‌َ الَّذِين‌َ يَعْمَلُون‌َ الصَّالِحَات‌ِ أَن‌َّ لَهُم‌ْ أَجْرَاً حَسَنَاً (كهف: 2)

در حالى كه ثابت و مستقيم و نگاهبان كتابهاى (آسمانى) ديگر است تا (بدكاران را) از عذاب شديد او بترساند و مؤمنانى را كه كارهاى شايسته انجام مى‏دهند، بشارت دهد كه پاداش نيكويى براى آنهاست ... (2)


مَا لَهُمْ‌ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ وَ لاَ لِآبَائِهِم‌ْ كَبُرَت‌ْ كَلِمَة‌ً تَخْرُج‌ُ مِن‌ْ أَفْوَاهِهِم‌ْ إِنْ‌ يَقُولُون‌َ إِلاَّ كَذِبَاً (كهف: 5)

نه آنها (هرگز) به اين سخن يقين دارند، و نه پدرانشان! سخن بزرگى از دهانشان خارج مى‏شود! آنها فقط دروغ مى‏گويند! (5)


أَم‌ْ حَسِبْت‌َ أَن‌َّ أَصْحَاب‌َ الْكَهْف‌ِ وَالرَّقِيم‌ِ كَانُوا مِن‌ْ آيَاتِنَا عَجَبَاً (كهف: 9)

آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟! (9)


إِذْ أَوَي‌ الْفِتْيَة‌ُ إِلَي‌ الْكَهْف‌ِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ‌ لَدُنْك‌َ رَحْمَة‌ً وَ هَيِّئْ لَنَا مِن‌ْ أَمْرِنَا رَشَدَاً (كهف: 10)

زمانى را به خاطر بياور كه آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز!» (10)


وَ رَبَطْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَب‌ُّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لَن‌ْ نَدْعُوَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِلَهَاً لَقَدْ قُلْنَا إِذَاً شَطَطَاً (كهف: 14)

و دلهايشان را محكم ساختيم در آن موقع كه قيام كردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است هرگز غير او معبودى را نمى‏خوانيم كه اگر چنين كنيم، سخنى بگزاف گفته‏ايم. (14)


هَؤُلاَءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً لَوْلاَ يَأْتُون‌َ عَلَيْهِمْ‌ بِسُلْطَان‌ٍ بَيِّن‌ٍ فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً (كهف: 15)

اين قوم ما هستند كه معبودهايى جز خدا انتخاب كرده‏اند چرا دليل آشكارى (بر اين كار) نمى‏آورند؟! و چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ ببندد؟!» (15)


وَ إِذِ اعْتَزَلْتُـمُوهُم‌ْ وَ مَا يَعْبُدُون‌َ إِلاَّ الله‌َ فَأْوُوا إِلَي‌ الْكَهْف‌ِ يَنْشُرْ لَكُم‌ْ رَبُّكُمْ‌ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ‌ مِنْ‌ أَمْرِكُمْ‌ مِرْفَقَاً (كهف: 16)

و (به آنها گفتيم:) هنگامى كه از آنان و آنچه جز خدا مى‏پرستند كناره‏گيرى كرديد، به غار پناه بريد كه پروردگارتان (سايه) رحمتش را بر شما مى‏گستراند و در اين امر، آرامشى براى شما فراهم مى‏سازد! (16)


وَ تَرَي‌ الشَّمْس‌َ إِذَا طَلَعَتْ‌ تَزَاوَرُ عَنْ‌ كَهْفِهِم‌ْ ذَات‌َ الْيَـمِين‌ِ وَ إِذَا غَرَبَتْ‌ تَقْرِضُهُم‌ْ ذَات‌َ الشِّمَال‌ِ وَ هُم‌ْ فِي‌ فَجْوَة‌ٍ مِنْه‌ُ ذَلِك‌َ مِن‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ مَنْ‌ يَهْدِ الله‌ُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ْ فَلَن‌ْ تَجِدَ لَه‌ُ وَلِيَّاً مُرْشِدَاً (كهف: 17)

و (اگر در آنجا بودى) خورشيد را مى‏ديدى كه به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مى‏گردد و به هنگام غروب، به سمت چپ و آنها در محل وسيعى از آن (غار) قرار داشتند اين از آيات خداست! هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست و هر كس را گمراه نمايد، هرگز ولىّ و راهنمايى براى او نخواهى يافت! (17)


وَ تَحْسَبُهُم‌ْ أَيْقَاظَاً وَ هُم‌ْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُم‌ْ ذَات‌َ الْيَـمِين‌ِ وَ ذَات‌َ الشِّمَال‌ِ وَ كَلْبُهُم‌ْ بَاسِط‌ٌ ذِرَاعَيْه‌ِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْت‌َ عَلَيْهِم‌ْ لَوَلَّيْت‌َ مِنْهُم‌ْ فِرَارَاً وَ لَمُلِئْت‌َ مِنْهُم‌ْ رُعْبَاً (كهف: 18)

و (اگر به آنها نگاه مى‏كردى) مى‏پنداشتى بيدارند در حالى كه در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ ميگردانديم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانى مى‏كرد). اگر نگاهشان مى‏كردى، از آنان مى‏گريختى و سر تا پاى تو از ترس و وحشت پر مى‏شد! (18)


وَ كَذَلِك‌َ بَعَثْنَاهُم‌ْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُم‌ْ قَال‌َ قَائِل‌ٌ مِنْهُم‌ْ كَم‌ْ لَبِثْتُم‌ْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمَاً أَوْ بَعْض‌َ يَوْم‌ٍ قَالُوا رَبُّكُم‌ْ أَعْلَم‌ُ بِمَا لَبِثْتُم‌ْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ‌ بِوَرِقِكُم‌ْ هَذِه‌ِ إِلَي‌ الْمَدِينَة‌ِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَي‌ طَعَامَاً فَلْيَأْتِكُمْ‌ بِرِزْق‌ٍ مِنْه‌ُ وَلْيَتَلَطَّف‌ْ وَ لاَ يُشْعِرَن‌َّ بِكُم‌ْ أَحَدَاً (كهف: 19)

اين گونه آنها را (از خواب) برانگيختيم تا از يكديگر سؤال كنند يكى از آنها گفت: «چه مدّت خوابيديد؟!» گفتند: «يك روز، يا بخشى از يك روز!» (و چون نتوانستند مدّت خوابشان را دقيقاً بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاهتر است! اكنون يك نفر از خودتان را با اين سكّه‏اى كه داريد به شهر بفرستيد، تا بنگرد كدام يك از آنها غذاى پاكيزه‏ترى دارند، و مقدارى از آن براى روزى شما بياورد. امّا بايد دقّت كند، و هيچ كس را از وضع شما آگاه نسازد ... (19)


سَيَقُولُون‌َ ثَلاَثَة‌ٌ رَابِعُهُم‌ْ كَلْبُهُم‌ْ وَ يَقُولُون‌َ خَمْسَة‌ٌ سَادِسُهُم‌ْ كَلْبُهُم‌ْ رَجْمَاً بِالْغَيْب‌ِ وَ يَقُولُون‌َ سَبْعَة‌ٌ وَ ثَامِنُهُم‌ْ كَلْبُهُم‌ْ قُلْ‌ رَبِّي‌ أَعْلَم‌ُ بِعِدَّتِهِمْ‌ مَا يَعْلَمُهُم‌ْ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ فَلاَ تُمَارِ فِيهِم‌ْ إِلاَّ مِرَاءً ظَاهِرَاً وَ لاَ تَسْتَفْت‌ِ فِيهِم‌ْ مِنْهُم‌ْ أَحَدَاً (كهف: 22)

گروهى خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، كه چهارمين آنها سگشان بود!» و گروهى مى‏گويند: «پنچ نفر بودند، كه ششمين آنها سگشان بود.»- همه اينها سخنانى بى‏دليل است- و گروهى مى‏گويند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمين آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» جز گروه كمى، تعداد آنها را نمى‏دانند. پس درباره آنان جز با دليل سخن مگو و از هيچ كس درباره آنها سؤال مكن! (22)


إِلاَّ أَنْ‌ يَشَاءَ الله‌ُ وَاذْكُرْ رَبَّك‌َ إِذَا نَسِيت‌َ وَ قُل‌ْ عَسَي‌ أَنْ‌ يَهْدِيَن‌ِ رَبِّي‌ لِأَقْرَب‌َ مِن‌ْ هَذَا رَشَدَاً (كهف: 24)

مگر اينكه خدا بخواهد! و هر گاه فراموش كردى، (جبران كن) و پروردگارت را به خاطر بياور و بگو: «اميدوارم كه پروردگارم مرا به راهى روشنتر از اين هدايت كند!» (24)


قُل‌ِ الله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا لَبِثُوا لَه‌ُ غَيْب‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ أَبْصِرْ بِه‌ِ وَ أَسْمِع‌ْ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ يُشْرِك‌ُ فِي‌ حُكْمِه‌ِ أَحَدَاً (كهف: 26)

بگو: «خداوند از مدّت توقفشان آگاهتر است غيب آسمانها و زمين از آن اوست! راستى چه بينا و شنواست! آنها هيچ ولىّ و سرپرستى جز او ندارند! و او هيچ كس را در حكم خود شركت نمى‏دهد!» (26)


وَاتْل‌ُ مَا أُوحِي‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ كِتَاب‌ِ رَبِّك‌َ لاَ مُبَدِّل‌َ لِكَلِمَاتِه‌ِ وَ لَن‌ْ تَجِدَ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مُلْتَحَدَاً (كهف: 27)

آنچه را از كتاب پروردگارت به تو وحى شده تلاوت كن! هيچ چيز سخنان او را دگرگون نمى‏سازد و هرگز پناهگاهى جز او نمى‏يابى! (27)


وَ قُل‌ِ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَنْ‌ شَاءَ فَلْيُوْمِنْ‌ وَ مَنْ‌ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِين‌َ نَارَاً أَحَاط‌َ بِهِم‌ْ سُرَادِقُهَا وَ إِنْ‌ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْل‌ِ يَشْوِي‌ الْوُجُوه‌َ بِئْس‌َ الشَّرَاب‌ُ وَ سَاءَت‌ْ مُرْتَفَقَاً (كهف: 29)

بگو: «اين حقّ است از سوى پروردگارتان! هر كس مى‏خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود)، و هر كس ميخواهد كافر گردد!» ما براى ستمگران آتشى آماده كرديم كه سراپرده‏اش آنان را از هر سو احاطه كرده است! و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مياورند كه همچون فلز گداخته صورتها را بريان مى‏كند! چه بد نوشيدنى، و چه بد محل اجتماعى است! (29)


أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْن‌َ فِيهَا مِن‌ْ أَسَاوِرَ مِنْ‌ ذَهَب‌ٍ وَ يَلْبَسُون‌َ ثِيَابَاً خُضْرَاً مِنْ‌ سُنْدُس‌ٍ وَ إِسْتَبْرَق‌ٍ مُتَّكِئِين‌َ فِيهَا عَلَي‌ الْأَرَائِك‌ِ نِعْم‌َ الثَّوَاب‌ُ وَ حَسُنَت‌ْ مُرْتَفَقَاً (كهف: 31)

آنها كسانى هستند كه بهشت جاودان براى آنان است باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختان و قصرهايش جارى است در آنجا با دستبندهايى از طلا آراسته مى‏شوند و لباسهايى (فاخر) به رنگ سبز، از حرير نازك و ضخيم، دربر مى‏كنند در حالى كه بر تختها تكيه كرده‏اند. چه پاداش خوبى، و چه جمع نيكويى! (31)


وَاضْرِب‌ْ لَهُمْ‌ مَثَلاً رَجُلَيْن‌ِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْن‌ِ مِن‌ْ أَعْنَاب‌ٍ وَ حَفَفْنَاهُمَا بِنَخْل‌ٍ وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعَاً (كهف: 32)

(اى پيامبر!) براى آنان مثالى بزن: آن دو مرد، كه براى يكى از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار داديم و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشانديم و در ميانشان زراعت پر بركتى قرار داديم. (32)


كِلْتَا الْجَنَّتَيْن‌ِ آتَت‌ْ أُكُلَهَا وَ لَم‌ْ تَظْلِمْ‌ مِنْه‌ُ شَيئَاً وَ فَجَّرْنَا خِلاَلَهُمَا نَهَرَاً (كهف: 33)

هر دو باغ، ميوه آورده بود، (ميوه‏هاى فراوان،) و چيزى فروگذار نكرده بود و ميان آن دو، نهر بزرگى جارى ساخته بوديم. (33)


وَ كَان‌َ لَه‌ُ ثَمَرٌ فَقَال‌َ لِصَاحِبِه‌ِ وَ هُوَ يُحَاوِرُه‌ُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْك‌َ مَالاً وَ أَعَزُّ نَفَرَاً (كهف: 34)

صاحب اين باغ، درآمد فراوانى داشت به همين جهت، به دوستش- در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد- چنين گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نيرومندترم!» (34)


وَ مَا أَظُن‌ُّ السَّاعَة‌َ قَائِمَة‌ً وَ لَئِنْ‌ رُدِدْت‌ُ إِلَي‌ رَبِّي‌ لَأََجِدَن‌َّ خَيْرَاً مِنْهَا مُنقَلَبَاً (كهف: 36)

و باور نمى‏كنم قيامت برپا گردد! و اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتى در كار باشد)، جايگاهى بهتر از اين جا خواهم يافت!» (36)


قَال‌َ لَه‌ُ صَاحِبُه‌ُ وَ هُوَ يُحَاوِرُه‌ُ أَكَفَرْت‌َ بِالَّذِي‌ خَلَقَك‌َ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ ثُم‌َّ سَوَّاك‌َ رَجُلاً (كهف: 37)

دوست (با ايمان) وى- در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد- گفت: «آيا به خدايى كه تو را از خاك، و سپس از نطفه آفريد، و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داد، كافر شدى؟! (37)


وَ لَوْلاَ إِذْ دَخَلْت‌َ جَنَّتَك‌َ قُلْت‌َ مَا شَاءَ الله‌ُ لاَ قُوَّة‌َ إِلاَّ بِالله‌ِ إِنْ‌ تَرَن‌ِ أَنَا أَقَل‌َّ مِنْك‌َ مَالاً وَ وَلَدَاً (كهف: 39)

چرا هنگامى كه وارد باغت شدى، نگفتى اين نعمتى است كه خدا خواسته است؟! قوّت (و نيرويى) جز از ناحيه خدا نيست! و اگر مى‏بينى من از نظر مال و فرزند از تو كمترم (مطلب مهمّى نيست)! (39)


فَعَسَي‌ رَبِّي‌ أَنْ‌ يُؤْتِيَن‌ِ خَيْرَاً مِنْ‌ جَنَّتِك‌َ وَ يُرْسِل‌َ عَلَيْهَا حُسْبَانَاً مِن‌َ السَّمَاءِ فَتُصْبِح‌َ صَعِيدَاً زَلَقَاً (كهف: 40)

شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد و مجازات حساب شده‏اى از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‏اى كه آن را به زمين بى‏گياه لغزنده‏اى مبدّل كند! (40)


وَ لَم‌ْ تَكُنْ‌ لَه‌ُ فِئَة‌ٌ يَنْصُرُونَه‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ مَا كَان‌َ مُنْتَصِرَاً (كهف: 43)

و گروهى نداشت كه او را در برابر (عذاب) خداوند يارى دهند و از خودش (نيز) نمى‏توانست يارى گيرد. (43)


وَاضْرِب‌ْ لَهُمْ‌ مَثَل‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاه‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ فَاخْتَلَط‌َ بِه‌ِ نَبَات‌ُ الْأَرْض‌ِ فَأَصْبَح‌َ هَشِيمَاً تَذْرُوه‌ُ الرِّيَاح‌ُ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مُقْتَدِرَاً (كهف: 45)

(اى پيامبر!) زندگى دنيا را براى آنان به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرو مى‏فرستيم و بوسيله آن، گياهان زمين (سرسبز مى‏شود و) در هم فروميرود. امّا بعد از مدتى مى‏خشكد و بادها آن را به هر سو پراكنده مى‏كند و خداوند بر همه چيز تواناست! (45)


وَ يَوْم‌َ نُسَيِّرُ الْجِبَال‌َ وَ تَرَي‌ الْأَرْض‌َ بَارِزَة‌ً وَ حَشَرْنَاهُم‌ْ فَلَم‌ْ نُغَادِرْ مِنْهُم‌ْ أَحَدَاً (كهف: 47)

و روزى را به خاطر بياور كه كوه‏ها را به حركت درآوريم و زمين را آشكار (و مسطح) مى‏بينى و همه آنان [انسانها] را برمى‏انگيزيم، و احدى از ايشان را فروگذار نخواهيم كرد! (47)


وَ وُضِع‌َ الْكِتَاب‌ُ فَتَرَي‌ الْمُـجْرِمِين‌َ مُشْفِقِين‌َ مِمَّا فِيه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ يَا وَيْلَتَنَا مَا ل‌ِ هَذَا الْكِتَاب‌ِ لاَ يُغَادِرُ صَغِيرَة‌ً وَ لاَ كَبِيرَة‌ً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرَاً وَ لاَ يِظْلِم‌ُ رَبُّك‌َ أَحَدَاً (كهف: 49)

و كتاب [كتابى كه نامه اعمال همه انسانهاست‏] در آن جا گذارده مى‏شود، پس گنهكاران را مى‏بينى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند و مى‏گويند: «اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟! و (اين در حالى است كه) همه اعمال خود را حاضر مى‏بينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى‏كند. (49)


وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَة‌ِ اسْجُدُوا لِآدَم‌َ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيس‌َ كَان‌َ مِن‌َ الْجِن‌ِّ فَفَسَق‌َ عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّه‌ِ أَفَتَتَّخِذُونَه‌ُ وَ ذُرِّيَّتَه‌ُ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُونِي‌ وَ هُم‌ْ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ بِئْس‌َ لِلظَّالِمِين‌َ بَدَلاً (كهف: 50)

به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» آنها همگى سجده كردند جز ابليس- كه از جن بود- و از فرمان پروردگارش بيرون شد آيا (با اين حال،) او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مى‏كنيد، در حالى كه آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبردارى از شيطان و فرزندانش به جاى اطاعت خدا،) چه جايگزينى بدى است براى ستمكاران! (50)


وَ لَقَدْ صَرَّفْنَا فِي‌ هَذَا الْقُرْآن‌ِ لِلنَّاس‌ِ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَثَل‌ٍ وَ كَان‌َ الْإِنسَان‌ُ أَكْثَرَ شَي‌ْءٍ جَدَلاً (كهف: 54)

و در اين قرآن، از هر گونه مثلى براى مردم بيان كرده‏ايم ولى انسان بيش از هر چيز، به مجادله مى‏پردازد! (54)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ فَأَعْرَض‌َ عَنْهَا وَ نَسِي‌َ مَا قَدَّمَت‌ْ يَدَاه‌ُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ أَكِنَّة‌ً أَنْ‌ يَفْقَهُوه‌ُ وَ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرَاً وَ إِنْ‌ تَدْعُهُم‌ْ إِلَي‌ الْهُدَي‌ فَلَن‌ْ يَهْتَدُوا إِذَاً أَبَدَاً (كهف: 57)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكّر داده شده، و از آن روى گرداند، و آنچه را با دستهاى خود پيش فرستاد فراموش كرد؟! ما بر دلهاى اينها پرده‏هايى افكنده‏ايم تا نفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار داده‏ايم (تا صداى حق را نشنوند)! و از اين رو اگر آنها را به سوى هدايت بخوانى، هرگز هدايت نمى‏شوند! (57)


وَ رَبُّك‌َ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَة‌ِ لَوْ يُؤَاخِذُهُمْ‌ بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّل‌َ لَهُم‌ُ الْعَذَاب‌َ بَلْ‌ لَهُمْ‌ مَوْعِدٌ لَن‌ْ يَجِدُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مَوْئِلاً (كهف: 58)

و پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است اگر مى‏خواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات كند، عذاب را هر چه زودتر براى آنها مى‏فرستاد ولى براى آنان موعدى است كه هرگز از آن راه فرارى نخواهند داشت! (58)


فَلَمَّا جَاوَزَا قَال‌َ لِفَتَاه‌ُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ‌ سَفَرِنَا هَذَا نَصَبَاً (كهف: 62)

هنگامى كه از آن جا گذشتند، (موسى) به يار همسفرش گفت: «غذاى ما را بياور، كه سخت از اين سفر خسته شده‏ايم!» (62)


فَوَجَدَا عَبْدَاً مِن‌ْ عِبَادِنَا آتَيْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِنَا وَ عَلَّمْنَاه‌ُ مِنْ‌ لَدُنَّا عِلْمَاً (كهف: 65)

(در آن جا) بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم. (65)


قَال‌َ لَه‌ُ مُوسَي‌ هَل‌ْ أَتَّبِعُك‌َ عَلَي‌ أَنْ‌ تُعَلِّمَن‌ِ مِمَّا عُلِّمْت‌َ رُشْدَاً (كهف: 66)

موسى به او گفت: «آيا از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است، به من بياموزى؟» (66)


قَال‌َ فَإِنِ‌ اتَّبَعْتَنِي‌ فَلاَ تَسْأَلْنِي‌ عَنْ‌ شَي‌ْءٍ حَتَّي‌ أُحْدِث‌َ لَك‌َ مِنْه‌ُ ذِكْرَاً (كهف: 70)

(خضر) گفت: «پس اگر مى‏خواهى بدنبال من بيايى، از هيچ چيز مپرس تا خودم (به موقع) آن را براى تو بازگو كنم.» (70)


قَال‌َ لاَ تُؤَاخِذْنِي‌ بِمَا نَسِيت‌ُ وَ لاَ تُرْهِقْنِي‌ مِن‌ْ أَمْرِي‌ عُسْرَاً (كهف: 73)

(موسى) گفت: «مرا بخاطر اين فراموشكاريم مؤاخذه مكن و از اين كارم بر من سخت مگير!» (73)


قَال‌َ إِنْ‌ سَأَلْتُك‌َ عَنْ‌ شَي‌ْءٍ بَعْدَهَا فَلاَ تُصَاحِبْنِي‌ قَدْ بَلَغْت‌َ مِنْ‌ لَدُنِّي‌ عُذْرَاً (كهف: 76)

(موسى) گفت: «بعد از اين اگر درباره چيزى از تو سؤال كردم، ديگر با من همراهى نكن (زيرا) از سوى من معذور خواهى بود!» (76)


فَأَرَدْنَا أَنْ‌ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرَاً مِنْه‌ُ زَكَاة‌ً وَ أَقْرَب‌َ رُحْمَاً (كهف: 81)

از اين رو، خواستيم كه پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاكتر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد! (81)


وَ أَمَّا الْجِدَارُ فَكَان‌َ لِغُلاَمَيْن‌ِ يَتِيمَيْن‌ِ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ وَ كَان‌َ تَحْتَه‌ُ كَنْزٌ لَهُمَا وَ كَان‌َ أَبُوهُمَا صَالِحَاً فَأَرَادَ رَبُّك‌َ أَنْ‌ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ يَسْتَخْرِجَا كَنْزَهُمَا رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ مَا فَعَلْتُه‌ُ عَن‌ْ أَمْرِي‌ ذَلِك‌َ تَأْوِيل‌ُ مَا لَم‌ْ تَسْطِعْ‌ عَلَيْه‌ِ صَبْرَاً (كهف: 82)

و اما آن ديوار، از آن دو نوجوان يتيم در آن شهر بود و زير آن، گنجى متعلق به آن دو وجود داشت و پدرشان مرد صالحى بود و پروردگار تو مى‏خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند اين رحمتى از پروردگارت بود و من آن (كارها) را خودسرانه انجام ندادم اين بود راز كارهايى كه نتوانستى در برابر آنها شكيبايى به خرج دهى!» (82)


وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَنْ‌ ذِي‌ الْقَرْنَيْن‌ِ قُل‌ْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ‌ مِنْه‌ُ ذِكْرَاً (كهف: 83)

و از تو درباره «ذو القرنين» مى‏پرسند بگو: «بزودى بخشى از سرگذشت او را براى شما بازگو خواهم كرد.» (83)


إِنَّا مَكَّنَّا لَه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ آتَيْنَاه‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ سَبَبَاً (كهف: 84)

ما به او در روى زمين، قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم. (84)


وَ أَمَّا مَن‌ْ آمَن‌َ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلَه‌ُ جَزَاءً الْحُسْنَي‌ وَ سَنَقُول‌ُ لَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِنَا يُسْرَاً (كهف: 88)

و اما كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشى نيكوتر خواهد داشت و ما دستور آسانى به او خواهيم داد.» (88)


حَتَّي‌ إِذَا بَلَغ‌َ مَطْلِع‌َ الشَّمْس‌ِ وَجَدَهَا تَطْلُع‌ُ عَلَي‌ قَوْم‌ٍ لَم‌ْ نَجْعَلْ‌ لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِهَا سِتْرَاً (كهف: 90)

تا به خاستگاه خورشيد رسيد (در آن جا) ديد خورشيد بر جمعيّتى طلوع مى‏كند كه در برابر (تابش) آفتاب، پوششى براى آنها قرار نداده بوديم (و هيچ گونه سايبانى نداشتند). (90)


حَتَّي‌ إِذَا بَلَغ‌َ بَيْن‌َ السَّدَّيْن‌ِ وَجَدَ مِنْ‌ دُونِهِمَا قَوْمَاً لاَ يَكَادُون‌َ يَفْقَهُون‌َ قَوْلاً (كهف: 93)

(و هم چنان به راه خود ادامه داد) تا به ميان دو كوه رسيد و در كنار آن دو (كوه) قومى را يافت كه هيچ سخنى را نمى‏فهميدند (و زبانشان مخصوص خودشان بود)! (93)


قَال‌َ هَذَا رَحْمَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّي‌ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي‌ جَعَلَه‌ُ دَكَّاءَ وَ كَان‌َ وَعْدُ رَبِّي‌ حَقَّاً (كهف: 98)

(آن گاه) گفت: «اين از رحمت پروردگار من است! امّا هنگامى كه وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم مى‏كوبد و وعده پروردگارم حق است!» (98)


أَفَحَسِب‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنْ‌ يَتَّخِذُوا عِبَادِي‌ مِنْ‌ دُونِي‌ أَوْلِيَاءَ إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّم‌َ لِلْكَافِرِين‌َ نُزُلاً (كهف: 102)

آيا كافران پنداشتند مى‏توانند بندگانم را به جاى من اولياى خود انتخاب كنند؟! ما جهنم را براى پذيرايى كافران آماده كرده‏ايم! (102)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ وَهَن‌َ الْعَظْم‌ُ مِنِّي‌ وَاشْتَعَل‌َ الرَّأْس‌ُ شَيْبَاً وَ لَم‌ْ أَكُنْ‌ بِدُعَائِك‌َ رَب‌ِّ شَقِيَّاً (مريم: 4)

گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پيرى تمام سرم را فراگرفته و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم نبوده‏ام! (4)


وَ إِنِّي‌ خِفْت‌ُ الْمَوَالِي‌َ مِنْ‌ وَرَائِي‌ وَ كَانَت‌ِ امْرَأَتِي‌ عَاقِرَاً فَهَب‌ْ لِي‌ مِنْ‌ لَدُنْك‌َ وَلِيَّاً (مريم: 5)

و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسدارى از آيين تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقيم است تو از نزد خود جانشينى به من ببخش ... (5)


يَرِثُنِي‌ وَ يَرِث‌ُ مِن‌ْ آل‌ِ يَعْقُوب‌َ وَاجْعَلْه‌ُ رَب‌ِّ رَضِيَّاً (مريم: 6)

كه وارث من و دودمان يعقوب باشد و او را مورد رضايتت قرار ده!» (6)


يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُك‌َ بِغُلاَم‌ٍ اسْمُه‌ُ يَحْيَي‌ لَم‌ْ نَجْعَلْ‌ لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ سَمِيَّاً (مريم: 7)

اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مى‏دهيم كه نامش «يحيى» است و پيش از اين، همنامى براى او قرار نداده‏ايم! (7)


قَال‌َ رَب‌ِّ أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ غُلاَم‌ٌ وَ كَانَت‌ِ امْرَأَتِي‌ عَاقِرَاً وَ قَدْ بَلَغْت‌ُ مِن‌َ الْكِبَرِ عِتِيَّاً (مريم: 8)

گفت: «پروردگارا! چگونه براى من فرزندى خواهد بود؟! در حالى كه همسرم نازا و عقيم است، و من نيز از شدّت پيرى افتاده شده‏ام!» (8)


قَال‌َ كَذَلِك‌َ قَال‌َ رَبُّك‌َ هُوَ عَلَيَّ‌ هَيِّن‌ٌ وَ قَدْ خَلَقْتُك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَم‌ْ تَك‌ُ شَيْءً (مريم: 9)

فرمود: «پروردگارت اين گونه گفته (و اراده كرده)! اين بر من آسان است و قبلًا تو را آفريدم در حالى كه چيزى نبودى!» (9)


فَخَرَج‌َ عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ مِن‌َ الْمِـحْرَاب‌ِ فَأَوْحَي‌ إِلَيْهِم‌ْ أَنْ‌ سَبِّحُوا بُكْرَة‌ً وَ عَشِيَّاً (مريم: 11)

او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد و با اشاره به آنها گفت: « (بشكرانه اين موهبت،) صبح و شام خدا را تسبيح گوييد!» (11)


وَ حَنَانَاً مِنْ‌ لَدُنَّا وَ زَكَاة‌ً وَ كَان‌َ تَقِيَّاً (مريم: 13)

و رحمت و محبّتى از ناحيه خود به او بخشيديم، و پاكى (دل و جان)! و او پرهيزگار بود! (13)


وَاذْكُرْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مَرْيَم‌َ إِذِ انْتَبَذَت‌ْ مِن‌ْ أَهْلِهَا مَكَانَاً شَرْقِيَّاً (مريم: 16)

و در اين كتاب (آسمانى)، مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحيه شرقى (بيت المقدس) قرار گرفت (16)


فَاتَّخَذَت‌ْ مِنْ‌ دُونِهِم‌ْ حِجَابَاً فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّل‌َ لَهَا بَشَرَاً سَوِيَّاً (مريم: 17)

و ميان خود و آنان حجابى افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد! (17)


قَالَت‌ْ إِنِّي‌ أَعُوذُ بِالرَّحْمَن‌ِ مِنْك‌َ إِنْ‌ كُنْت‌َ تَقِيَّاً (مريم: 18)

او (سخت ترسيد و) گفت: «من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهيزگارى! (18)


قَال‌َ كَذَلِك‌ِ قَال‌َ رَبُّك‌ِ هُوَ عَلَيَّ‌ هَيِّن‌ٌ وَ لِنَجْعَلَه‌ُ آيَة‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ كَان‌َ أَمْرَاً مقْضِيَّاً (مريم: 21)

گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است! (ما او را مى‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم و رحمتى باشد از سوى ما! و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد)!» (21)


فَنَادَاهَا مِنْ‌ تَحْتِهَا أَنْ لاَ تَحْزَنِي‌ قَدْ جَعَل‌َ رَبُّك‌ِ تَحْتَك‌ِ سَرِيَّاً (مريم: 24)

ناگهان از طرف پايين پايش او را صدا زد كه: «غمگين مباش! پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است! (24)


فَكُلِي‌ وَاشْرَبِي‌ وَ قَرِّي‌ عَيْنَاً فَإِنْ مَا تَرَيِن‌َّ مِن‌َ الْبَشَرِ أَحَدَاً فَقُولِي‌ إِنِّي‌ نَذَرْت‌ُ لِلرَّحْمَن‌ِ صَوْمَاً فَلَن‌ْ أُكَلِّم‌َ الْيَوْم‌َ إِنسِيَّاً (مريم: 26)

(از اين غذاى لذيذ) بخور و (از آن آب گوارا) بنوش و چشمت را (به اين مولود جديد) روشن دار! و هر گاه كسى از انسانها را ديدى، (با اشاره) بگو: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذر كرده‏ام بنا بر اين امروز با هيچ انسانى هيچ سخن نمى‏گويم! (و بدان كه اين نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد كرد!)» (26)


مَا كَان‌َ لِالله‌ِ أَنْ‌ يَتَّخِذَ مِن‌ْ وَلَدٍ سُبْحَانَه‌ُ إِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (مريم: 35)

هرگز براى خدا شايسته نبود كه فرزندى اختيار كند! منزّه است او! هر گاه چيزى را فرمان دهد، مى‏گويد: «موجود باش!» همان دم موجود مى‏شود! (35)


فَاخْتَلَف‌َ الْأَحْزَاب‌ُ مِنْ‌ بَيْنِهِم‌ْ فَوَيْل‌ٌ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ مَشْهَدِ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (مريم: 37)

ولى (بعد از او) گروه‏هايى از ميان پيروانش اختلاف كردند واى به حال كافران از مشاهده روز بزرگ (رستاخيز)! (37)


يَا أَبَت‌ِ إِنِّي‌ قَدْ جَاءَنِي‌ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ مَا لَم‌ْ يَأْتِك‌َ فَاتَّبِعْنِي‌ أَهْدِك‌َ صِرَاطَاً سَوِيَّاً (مريم: 43)

اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است بنا بر اين از من پيروى كن، تا تو را به راه راست هدايت كنم! (43)


يَا أَبَت‌ِ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ أَنْ‌ يَمَسَّك‌َ عَذَاب‌ٌ مِن‌َ الرَّحْمَن‌ِ فَتَكُون‌َ لِلشَّيْطَان‌ِ وَلِيَّاً (مريم: 45)

اى پدر! من از اين مى‏ترسم كه از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد، در نتيجه از دوستان شيطان باشى!» (45)


وَ أَعْتَزِلُكُم‌ْ وَ مَا تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ أَدْعُو رَبِّي‌ عَسَي‌ أَنْ لاَ أَكُون‌َ بِدُعَاءِ رَبِّي‌ شَقِيَّاً (مريم: 48)

و از شما، و آنچه غير خدا مى‏خوانيد، كناره‏گيرى مى‏كنم و پروردگارم را مى‏خوانم و اميدوارم در خواندن پروردگارم بى‏پاسخ نمانم!» (48)


فَلَمَّا اعْتَزَلَهُم‌ْ وَ مَا يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَهَبْنَا لَه‌ُ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَ كُلاًّ جَعَلْنَا نَبِيَّاً (مريم: 49)

هنگامى كه از آنان و آنچه غير خدا مى‏پرستيدند كناره‏گيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم! (49)


وَ وَهَبْنَا لَهُم‌ْ مِنْ‌ رَحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لَهُم‌ْ لِسَان‌َ صِدْق‌ٍ عَلِيَّاً (مريم: 50)

و از رحمت خود به آنان عطا كرديم و براى آنها نام نيك و مقام برجسته‏اى (در ميان همه امّتها) قرار داديم! (50)


وَ نَادَيْنَاه‌ُ مِنْ‌ جَانِب‌ِ الطُّورِ الْأَيْمَن‌ِ وَ قَرَّبْنَاه‌ُ نَجِيَّاً (مريم: 52)

ما او را از طرف راست (كوه) طور فراخوانديم و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساختيم (52)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ مِنْ‌ رَحْمَتِنَا أَخَاه‌ُ هَارُون‌َ نَبِيَّاً (مريم: 53)

و ما از رحمت خود، برادرش هارون را- كه پيامبر بود- به او بخشيديم. (53)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيْهِمْ‌ مِن‌َ النَّبِيِّين‌َ مِنْ‌ ذُرِّيَّة‌ِ آدَم‌َ وَ مِمَّن‌ْ حَمَلْنَا مَع‌َ نُوح‌ٍ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّة‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْرَائِيل‌َ وَ مِمَّن‌ْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَات‌ُ الرَّحْمَن‌ِ خَرُّوا سُجَّدَاً وَ بُكِيَّاً (مريم: 58)

آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم، و از دودمان ابراهيم و يعقوب، و از كسانى كه هدايت كرديم و برگزيديم. آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى‏شد به خاك مى‏افتادند، در حالى كه سجده مى‏كردند و گريان بودند. (58)


فَخَلَف‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ خَلْف‌ٌ أَضَاعُوا الصَّلاَة‌َ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَات‌ِ فَسَوْف‌َ يَلْقَوْن‌َ غَيَّاً (مريم: 59)

امّا پس از آنان، فرزندان ناشايسته‏اى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند و بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند ديد! (59)


تِلْك‌َ الْجَنَّة‌ُ الَّتِي‌ نُورِث‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا مَنْ‌ كَان‌َ تَقِيَّاً (مريم: 63)

اين همان بهشتى است كه به بندگان پرهيزگار خود، به ارث مى‏دهيم. (63)


أَوَ لاَ يَذْكُرُ الْإِنْسَان‌ُ أَنَّا خَلَقْنَاه‌ُ مِن‌ْ قَبْل‌ُ وَ لَم‌ْ يَك‌ُ شَيْءً (مريم: 67)

آيا انسان به خاطر نمى‏آورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟! (67)


ثُم‌َّ لَنَنْزِعَن‌َّ مِنْ‌ كُل‌ِّ شِيعَة‌ٍ أَيُّهُم‌ْ أَشَدُّ عَلَي‌ الرَّحْمَن‌ِ عِتِيَّاً (مريم: 69)

سپس از هر گروه و جمعيّتى، كسانى را كه در برابر خداوند رحمان از همه سركش تر بوده‏اند، جدا مى‏كنيم. (69)


وَ إِنْ‌ مِنْكُم‌ْ إِلاَّ وَارِدُهَا كَان‌َ عَلَي‌ رَبِّك‌َ حَتْمَاً مَقْضِيَّاً (مريم: 71)

و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى‏شويد اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! (71)


وَ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ‌ مِنْ‌ قَرْن‌ٍ هُم‌ْ أَحْسَن‌ُ أَثَاثَاً وَ رِئْيَاً (مريم: 74)

چه بسيار اقوامى را پيش از آنان نابود كرديم كه هم مال و ثروتشان از آنها بهتر بود، و هم ظاهرشان آراسته‏تر! (74)


كَلاَّ سَنَكْتُب‌ُ مَا يَقُول‌ُ وَ نَمُدُّ لَه‌ُ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ مَدَّاً (مريم: 79)

هرگز چنين نيست! ما بزودى آنچه را مى‏گويد مى‏نويسيم و عذاب را بر او مستمرّ خواهيم داشت! (79)


وَاتَّخَذُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ آلِهَة‌ً لِيَكُونُوا لَهُم‌ْ عِزَّاً (مريم: 81)

و آنان غير از خدا، معبودانى را براى خود برگزيدند تا مايه عزّتشان باشد! (چه پندار خامى!) (81)


تَكَادُ السَّمَاوَات‌ُ يَتَفَطَّرْن‌َ مِنْه‌ُ وَ تَنْشَق‌ُّ الْأَرْض‌ُ وَ تَخِرُّ الْجِبَال‌ُ هَدَّاً (مريم: 90)

نزديك است به خاطر اين سخن آسمانها از هم متلاشى گردد، و زمين شكافته شود، و كوه‏ها بشدّت فرو ريزد ... (90)


وَ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ‌ مِنْ‌ قَرْن‌ٍ هَل‌ْ تُحِس‌ُّ مِنْهُمْ‌ مِن‌ْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَع‌ُ لَهُم‌ْ رِكْزَاً (مريم: 98)

چه بسيار اقوام (بى‏ايمان و گنهكارى) را كه پيش از آنان هلاك كرديم آيا احدى از آنها را احساس مى‏كنى؟! يا كمترين صدايى از آنان مى‏شنوى؟! (98)


تَنْزِيلاً مِمَّن‌ْ خَلَق‌َ الْأَرْض‌َ وَالسَّمَاوَات‌ِ الْعُلَي‌ (طه: 4)

(اين قرآن) از سوى كسى نازل شده كه زمين و آسمانهاى بلند را آفريده است. (4)


إِذْ رَأَي‌ نَارَاً فَقَال‌َ لِأَهْلِه‌ِ امْكُثُوا إِنِّي‌ آنَسْت‌ُ نَارَاً لَعَلِّي‌ آتِيكُمْ‌ مِنْهَا بِقَبَس‌ٍ أَوْ أَجِدُ عَلَي‌ النَّارِ هُدَي‌ً (طه: 10)

هنگامى كه (از دور) آتشى مشاهده كرد، و به خانواده خود گفت: « (اندكى) درنگ كنيد كه من آتشى ديدم! شايد شعله‏اى از آن براى شما بياورم يا بوسيله اين آتش راه را پيدا كنم!» (10)


وَاضْمُم‌ْ يَدَك‌َ إِلَي‌ جَنَاحِك‌َ تَخْرُج‌ْ بَيْضَاءَ مِن‌ْ غَيْرِ سُوءٍ آيَة‌ً أُخْرَي‌ (طه: 22)

و دستت را به گريبانت ببر، تا سفيد و بى‏عيب بيرون آيد اين نشانه ديگرى (از سوى خداوند) است. (22)


لِنُرِيَك‌َ مِن‌ْ آيَاتِنَا الْكُبْرَي‌ (طه: 23)

تا از نشانه‏هاى بزرگ خويش به تو نشان دهيم. (23)


وَاحْلُل‌ْ عُقْدَة‌ً مِنْ‌ لِسَانِي‌ (طه: 27)

و گره از زبانم بگشاى (27)


وَاجْعَلْ‌ لِي‌ وَزِيرَاً مِن‌ْ أَهْلِي‌ (طه: 29)

و وزيرى از خاندانم براى من قرار ده ... (29)


أَن‌ِ اقْذِفِيه‌ِ فِي‌ التَّابُوت‌ِ فَاقْذِفِيه‌ِ فِي‌ الْيَم‌ِّ فَلْيُلْقِه‌ِ الْيَم‌ُّ بِالسَّاحِل‌ِ يَأْخُذْه‌ُ عَدُوٌّ لِي‌ وَ عَدُوٌّ لَه‌ُ وَ أَلْقَيْت‌ُ عَلَيْك‌َ مَحَبَّة‌ً مِنِّي‌ وَ لِتُصْنَع‌َ عَلَي‌ عَيْنِي‌ (طه: 39)

كه: «او را در صندوقى بيفكن، و آن صندوق را به دريا بينداز، تا دريا آن را به ساحل افكند و دشمن من و دشمن او، آن را برگيرد!» و من محبّتى از خودم بر تو افكندم، تا در برابر ديدگان [علم‏] من، ساخته شوى (و پرورش يابى)! (39)


إِذْ تَمْشِي‌ أُخْتُك‌َ فَتَقُول‌ُ هَل‌ْ أَدُلُّكُم‌ْ عَلَي‌ مَنْ‌ يَكْفُلُه‌ُ فَرَجَعْناك‌َ إِلَي‌ أُمِّك‌َ كَي‌ْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَ لاَ تَحْزَن‌َ وَ قَتَلْت‌َ نَفْسَاً فَنَجَّيْنَاك‌َ مِن‌َ الْغَم‌ِّ وَ فَتَنَّاك‌َ فُتُونَاً فَلَبِثْت‌َ سِنِين‌َ فِي‌ أَهْل‌ِ مَدْيَن‌َ ثُم‌َّ جِئْت‌َ عَلَي‌ قَدَرٍ يَا مُوسَي‌ (طه: 40)

در آن هنگام كه خواهرت (در نزديكى كاخ فرعون) راه مى‏رفت و مى‏گفت: «آيا كسى را به شما نشان دهم كه اين نوزاد را كفالت مى‏كند (و دايه خوبى براى او خواهد بود)!» پس تو را به مادرت بازگردانديم، تا چشمش به تو روشن شود و غمگين نگردد! و تو يكى (از فرعونيان) را كشتى اما ما تو را از اندوه نجات داديم! و بارها تو را آزموديم! پس از آن، ساليانى در ميان مردم «مدين» توقف نمودى سپس در زمان مقدّر (براى فرمان رسالت) به اين جا آمدى، اى موسى! (40)


فَأْتِيَاه‌ُ فَقُولاَ إِنَّا رَسُولاَ رَبِّك‌َ فَأَرْسِلْ‌ مَعَنَا بَني‌ إِسْرائِيل‌َ وَ لاَ تُعَذِّبْهُم‌ْ قَدْ جِئْنَاك‌َ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَالسَّلاَم‌ُ عَلَي‌ مَن‌ِ اتَّبَع‌َ الْهُدَي‌ (طه: 47)

به سراغ او برويد و بگوييد: «ما فرستادگان پروردگار توايم! بنى اسرائيل را با ما بفرست و آنان را شكنجه و آزار مكن! ما نشانه روشنى از سوى پروردگارت براى تو آورده‏ايم! و درود بر آن كس باد كه از هدايت پيروى مى‏كند! (47)


الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَرْض‌َ مَهْدَاً وَ سَلَك‌َ لَكُم‌ْ فِيهَا سُبُلاً وَ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ أَزْوَاجَاً مِنْ‌ نَبَات‌ٍ شَتَّي‌ (طه: 53)

همان خداوندى كه زمين را براى شما محل آسايش قرار داد و راه‏هايى در آن ايجاد كرد و از آسمان، آبى فرستاد!» كه با آن، انواع گوناگون گياهان را (از خاك تيره) برآورديم. (53)


مِنْهَا خَلَقْنَاكُم‌ْ وَ فِيهَا نُعِيدُكُم‌ْ وَ مِنْهَا نُخْرِجُكُم‌ْ تَارَة‌ً أُخْرَي‌ (طه: 55)

ما شما را از آن [زمين‏] آفريديم و در آن بازمى‏گردانيم و بار ديگر (در قيامت) شما را از آن بيرون مى‏آوريم! (55)


قَال‌َ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِن‌ْ أَرْضِنَا بِسِحْرِك‌َ يَا مُوسَي‌ (طه: 57)

گفت: «اى موسى! آيا آمده‏اى كه با سحر خود، ما را از سرزمينمان بيرون كنى؟! (57)


قَالُوا إِن‌ْ هَذَان‌ِ لَسَاحِرَان‌ِ يُرِيدَان‌ِ أَنْ‌ يُخْرِجَاكُمْ‌ مِن‌ْ أَرْضِكُمْ‌ بِسِحْرِهِمَا وَ يَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُم‌ُ الْمُثْلَي‌ (طه: 63)

گفتند: «اين دو (نفر) مسلّماً ساحرند! مى‏خواهند با سحرشان شما را از سرزمينتان بيرون كنند و راه و رسم نمونه شما را از بين ببرند! (63)


قَال‌َ بَل‌ْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُم‌ْ وَ عِصِيُّهُم‌ْ يُخَيَّل‌ُ إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ سِحْرِهِم‌ْ أَنَّهَا تَسْعَي‌ (طه: 66)

گفت: «شما اول بيفكنيد!» در اين هنگام طنابها و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر مى‏رسيد كه حركت مى‏كند! (66)


قَال‌َ آمَنْتُم‌ْ لَه‌ُ قَبْل‌َ أَن‌ْ آَذَن‌َ لَكُم‌ْ إِنَّه‌ُ لَكَبِيرُكُم‌ُ الَّذِي‌ عَلَّمَكُم‌ُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَن‌َّ أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُم‌ْ فِي‌ جُذُوع‌ِ النَّخْل‌ِ وَ لَتَعْلَمُن‌َّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابَاً وَ أَبْقَي‌ (طه: 71)

(فرعون) گفت: «آيا پيش از آنكه به شما اذن دهم به او ايمان آورديد؟! مسلّماً او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است! به يقين دستها و پاهايتان را بطور مخالف قطع مى‏كنم و شما را از تنه‏هاى نخل به دار مى‏آويزم و خواهيد دانست مجازات كدام يك از ما دردناكتر و پايدارتر است!» (71)


قَالُوا لَن‌ْ نُؤْثِرَك‌َ عَلَي‌ مَا جَاءَنَا مِن‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَالَّذِي‌ فَطَرَنَا فَاقْض‌ِ مَا أَنْت‌َ قَاض‌ٍ إِنَّمَا تَقْضِي‌ هَذِه‌ِ الْحَيَاة‌َ الدُّنْيَا (طه: 72)

گفتند: «سوگند به آن كسى كه ما را آفريده، هرگز تو را بر دلايل روشنى كه براى ما آمده، مقدّم نخواهيم داشت! هر حكمى مى‏خواهى بكن تو تنها در اين زندگى دنيا مى‏توانى حكم كنى! (72)


إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَ مَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْه‌ِ مِن‌َ السِّحْرِ وَالله‌ُ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ (طه: 73)

ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى ببخشايد و خدا بهتر و پايدارتر است!» (73)


جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ ذَلِك‌َ جَزَاءُ مَنْ‌ تَزَكَّي‌ (طه: 76)

باغهاى جاويدان بهشت، كه نهرها از زير درختانش جارى است، در حالى كه هميشه در آن خواهند بود اين است پاداش كسى كه خود را پاك نمايد! (76)


فَأَتْبَعَهُم‌ْ فِرْعَوْن‌ُ بِجُنُودِه‌ِ فَغَشِيَهُمْ‌ مِن‌َ الْيَم‌ِّ مَا غَشِيَهُم‌ْ (طه: 78)

(به اين ترتيب) فرعون با لشكريانش آنها را دنبال كردند و دريا آنان را (در ميان امواج خروشان خود) بطور كامل پوشانيد! (78)


يَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ قَدْ أَنْجَيْنَاكُمْ‌ مِن‌ْ عَدُوِّكُم‌ْ وَ وَاعَدْناكُم‌ْ جَانِب‌َ الطُّورِ الْأَيْمَن‌َ وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكُم‌ُ الْمَن‌َّ وَالسَّلْوَي‌ (طه: 80)

اى بنى اسرائيل! ما شما را از چنگال دشمنتان نجات داديم و در طرف راست كوه طور، با شما وعده گذارديم و «منّ» و «سلوى» بر شما نازل كرديم! (80)


كُلُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَ لاَ تَطْغَوْا فِيه‌ِ فَيَحِل‌َّ عَلَيْكُم‌ْ غَضَبِي‌ وَ مَنْ‌ يَحْلِل‌ْ عَلَيْه‌ِ غَضَبِي‌ فَقَدْ هَوَي‌ (طه: 81)

بخوريد از روزيهاى پاكيزه‏اى كه به شما داده‏ايم و در آن طغيان نكنيد، كه غضب من بر شما وارد شود و هر كس غضبم بر او وارد شود، سقوب مى‏كند! (81)


قَال‌َ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَك‌َ مِنْ‌ بَعْدِك‌َ وَ أَضَلَّهُم‌ُ السَّامِرِي‌ُّ (طه: 85)

فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت!» (85)


فَرَجَع‌َ مُوسَي‌ إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ غَضْبَان‌َ أَسِفَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَلَم‌ْ يَعِدْكُم‌ْ رَبُّكُم‌ْ وَعْدَاً حَسَنَاً أَفَطَال‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْعَهْدُ أَم‌ْ أَرَدْتُم‌ْ أَنْ‌ يَحِل‌َّ عَلَيْكُم‌ْ غَضَب‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَأَخْلَفْتُمْ‌ مَوْعِدِي‌ (طه: 86)

موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت و گفت: «اى قوم من! مگر پروردگارتان وعده نيكويى به شما نداد؟! آيا مدّت جدايى من از شما به طول انجاميد، يا مى‏خواستيد غضب پروردگارتان بر شما نازل شود كه با وعده من مخالفت كرديد؟!» (86)


قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَك‌َ بِمَلْكِنَا وَ لَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارَاً مِنْ‌ زِينَة‌ِ الْقَوْم‌ِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِك‌َ أَلْقَي‌ السَّامِرِي‌ُّ (طه: 87)

گفتند: «ما به ميل و اراده خود از وعده تو تخلّف نكرديم بلكه مقدارى از زيورهاى قوم را كه با خود داشتيم افكنديم!» و سامرى اينچنين القا كرد ... (87)


وَ لَقَدْ قَال‌َ لَهُم‌ْ هَارُون‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ يَا قَوْم‌ِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ إِن‌َّ رَبَّكُم‌ُ الرَّحْمَن‌ُ فَاتَّبِعُونِي‌ وَ أَطِيعُوا أَمْرِي‌ (طه: 90)

و پيش از آن، هارون به آنها گفته بود: «اى قوم من! شما به اين وسيله مورد آزمايش قرار گرفته‏ايد! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پيروى كنيد، و فرمانم را اطاعت نماييد!» (90)


قَال‌َ بَصُرْت‌ُ بِمَا لَم‌ْ يَبْصُرُوا بِه‌ِ فَقَبَضْت‌ُ قَبْضَة‌ً مِن‌ْ أَثَرِ الرَّسُول‌ِ فَنَبَذْتُهَا وَ كَذَلِك‌َ سَوَّلَت‌ْ لِي‌ نَفْسِي‌ (طه: 96)

گفت: «من چيزى ديدم كه آنها نديدند من قسمتى از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افكندم، و اينچنين (هواى) نفس من اين كار را در نظرم جلوه داد!» (96)


كَذَلِك‌َ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَق‌َ وَ قَدْ آتَيْنَاك‌َ مِنْ‌ لَدُنَّا ذِكْرَاً (طه: 99)

اين گونه بخشى از اخبار پيشين را براى تو بازگو مى‏كنيم و ما از نزد خود، ذكر (و قرآنى) به تو داديم! (99)


وَ مَنْ‌ يَعْمَل‌ْ مِن‌َ الصَّالِحَات‌ِ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَلاَ يَخَاف‌ُ ظُلْمَاً وَ لاَ هَضْمَاً (طه: 112)

(امّا) آن كس كه كارهاى شايسته انجام دهد، در حالى كه مؤمن باشد، نه از ظلمى مى‏ترسد، و نه از نقصان حقش. (112)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً وَ صَرَّفْنَا فِيه‌ِ مِن‌َ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ أَوْ يُحْدِث‌ُ لَهُم‌ْ ذِكْرَاً (طه: 113)

و اين گونه آن را قرآنى عربى [فصيح و گويا] نازل كرديم، و انواع وعيدها (و انذارها) را در آن بازگو نموديم، شايد تقوا پيشه كنند يا براى آنان تذكّرى پديد آورد! (113)


فَتَعَالَي‌ الله‌ُ الْمَلِك‌ُ الْحَق‌ُّ وَ لاَ تَعْجَل‌ْ بِالْقُرْآن‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يُقْضَي‌ إِلَيْك‌َ وَحْيُه‌ُ وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ زِدْنِي‌ عِلْمَاً (طه: 114)

پس بلندمرتبه است خداوندى كه سلطان حقّ است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مكن، پيش از آنكه وحى آن بر تو تمام شود و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون كن!» (114)


وَ لَقَدْ عَهِدْنَا إِلَي‌ آدَم‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَنَسِي‌َ وَ لَم‌ْ نَجِدْ لَه‌ُ عَزْمَاً (طه: 115)

پيش از اين، از آدم پيمان گرفته بوديم امّا او فراموش كرد و عزم استوارى براى او نيافتيم! (115)


فَقُلْنَا يَا آدَم‌ُ إِن‌َّ هَذَا عَدُوٌّ لَك‌َ وَ لِزَوْجِك‌َ فَلاَ يُخْرِجَنَّكُمَا مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ فَتَشْقَي‌ (طه: 117)

پس گفتيم: «اى آدم! اين (ابليس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به زحمت و رنج خواهى افتاد! (117)


فَأَكَلاَ مِنْهَا فَبَدَت‌ْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَ طَفِقَا يَخْصِفَان‌ِ عَلَيْهِمَا مِن‌ْ وَرَق‌ِ الْجَنَّة‌ِ وَ عَصَي‌ آدَم‌ُ رَبَّه‌ُ فَغَوَي‌ (طه: 121)

سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتيشان فرو ريخت،) و عورتشان آشكار گشت و براى پوشاندن خود، از برگهاى (درختان) بهشتى جامه دوختند! (آرى) آدم پروردگارش را نافرمانى كرد، و از پاداش او محروم شد! (121)


قَال‌َ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعَاً بَعْضُكُم‌ْ لِبَعْض‌ٍ عَدُوٌّ فَإِنْ مَا يَأْتِيَنَّكُمْ‌ مِنِّي‌ هُدَي‌ً فَمَن‌ِ اتَّبَع‌َ هُدَاي‌َ فَلاَ يَضِل‌ُّ وَ لاَ يَشْقَي‌ (طه: 123)

(خداوند) فرمود: «هر دو از آن (بهشت) فرود آييد، در حالى كه دشمن يكديگر خواهيد بود! ولى هر گاه هدايت من به سراغ شما آيد، هر كس از هدايت من پيروى كند، نه گمراه مى‏شود، و نه در رنج خواهد بود! (123)


أَفَلَم‌ْ يَهْدِ لَهُم‌ْ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ‌ مِن‌َ الْقُرُون‌ِ يَمْشُون‌َ فِي‌ مَسَاكِنِهِم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِأُولِي‌ النُّهَي‌ (طه: 128)

آيا براى هدايت آنان كافى نيست كه بسيارى از نسلهاى پيشين را (كه طغيان و فساد كردند) هلاك نموديم، و اينها در مسكنهاى (ويران شده) آنان راه مى‏روند! مسلّماً در اين امر، نشانه‏هاى روشنى براى خردمندان است. (128)


وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَكَان‌َ لِزَامَاً وَ أَجَل‌ٌ مُسَمَّي‌ً (طه: 129)

و اگر سنّت و تقدير پروردگارت و ملاحظه زمان مقرّر نبود، عذاب الهى بزودى دامان آنان را مى‏گرفت! (129)


فَاصْبِرْ عَلَي‌ مَا يَقُولُون‌َ وَ سَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ قَبْل‌َ طُلُوع‌ِ الشَّمْس‌ِ وَ قَبْل‌َ غُرُوبِهَا وَ مِن‌ْ آناءِ اللَّيْل‌ِ فَسَبِّح‌ْ وَ أَطْرَاف‌َ النَّهَارِ لَعَلَّك‌َ تَرْضَي‌ (طه: 130)

پس در برابر آنچه مى‏گويند، صبر كن! و پيش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور و همچنين (برخى) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبيح گوى باشد كه (از الطاف الهى) خشنود شوى! (130)


وَ لاَ تَمُدَّن‌َّ عَيْنَيْك‌َ إِلَي‌ مَا مَتَّعْنَا بِه‌ِ أَزْوَاجَاً مِنْهُم‌ْ زَهْرَة‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُم‌ْ فِيه‌ِ وَ رِزْق‌ُ رَبِّك‌َ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ (طه: 131)

و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادّى، كه به گروه‏هايى از آنان داده‏ايم، ميفكن! اينها شكوفه‏هاى زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است! (131)


وَ قَالُوا لَوْلاَ يَأْتِينَا بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ أَوَ لَم‌ْ تَأْتِهِمْ‌ بَيِّنَة‌ُ مَا فِي‌ الصُّحُف‌ِ الْأُولَي‌ (طه: 133)

گفتند: «چرا (پيامبر) معجزه و نشانه‏اى از سوى پروردگارش براى ما نمى‏آورد؟! (بگو:) آيا خبرهاى روشنى كه در كتابهاى (آسمانى) نخستين بوده، براى آنها نيامد؟! (133)


وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ‌ بِعَذَاب‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلاَ أَرْسَلْت‌َ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِع‌َ آيَاتِك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ نَذِل‌َّ وَ نَخْزَي‌ (طه: 134)

اگر ما آنان را پيش از آن (كه قرآن نازل شود) با عذابى هلاك مى‏كرديم، (در قيامت) مى‏گفتند: «پروردگارا! چرا پيامبرى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم، پيش از آنكه ذليل و رسوا شويم!» (134)


مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرٍ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌ مُحْدَث‌ٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوه‌ُ وَ هُم‌ْ يَلْعَبُون‌َ (انبياء: 2)

هيچ يادآورى تازه‏اى از طرف پروردگارشان براى آنها نمى‏آيد، مگر آنكه با بازى (و شوخى) به آن گوش مى‏دهند! (2)


مَا آمَنَت‌ْ قَبْلَهُمْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُم‌ْ يُؤْمِنُون‌َ (انبياء: 6)

تمام آباديهايى كه پيش از اينها هلاك كرديم (تقاضاى معجزات گوناگون كردند، و خواسته آنان عملى شد، ولى) هرگز ايمان نياوردند آيا اينها ايمان مى‏آورند؟! (6)


وَ كَم‌ْ قَصَمْنَا مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ كَانَت‌ْ ظَالِمَة‌ً وَ أَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمَاً آخَرِين‌َ (انبياء: 11)

چه بسيار آباديهاى ستمگرى را در هم شكستيم و بعد از آنها، قوم ديگرى روى كار آورديم! (11)


فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ‌ مِنْهَا يَرْكُضُون‌َ (انبياء: 12)

هنگامى كه عذاب ما را احساس كردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند! (12)


لَوْ أَرَدْنَا أَنْ‌ نَتَّخِذَ لَهوَاً لَاتَّخَذْنَاه‌ُ مِنْ‌ لَدُنَّا إِنْ‌ كُنَّا فَاعِلِين‌َ (انبياء: 17)

(بفرض محال) اگر مى‏خواستيم سرگرمى انتخاب كنيم، چيزى متناسب خود انتخاب مى‏كرديم! (17)


بَل‌ْ نَقْذِف‌ُ بِالْحَق‌ِّ عَلَي‌ الْبَاطِل‌ِ فَيَدْمَغُه‌ُ فَإِذَا هُوَ زَاهِق‌ٌ وَ لَكُم‌ُ الْوَيْل‌ُ مِمَّا تَصِفُون‌َ (انبياء: 18)

بلكه ما حق را بر سر باطل مى‏كوبيم تا آن را هلاك سازد و اين گونه، باطل محو و نابود مى‏شود! امّا واى بر شما از توصيفى كه (درباره خدا و هدف آفرينش) مى‏كنيد! (18)


أَم‌ِ اتَّخَذُوا آلِهَة‌ً مِن‌َ الْأَرْض‌ِ هُم‌ْ يُنْشِرُون‌َ (انبياء: 21)

آيا آنها خدايانى از زمين برگزيدند كه (خلق مى‏كنند و) منتشر مى‏سازند؟! (21)


أَم‌ِ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً قُل‌ْ هَاتُوا بُرْهَانَكُم‌ْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ‌ مَعِي‌َ وَ ذِكْرُ مَنْ‌ قَبْلِي‌ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ الْحَق‌َّ فَهُمْ‌ مُعْرِضُون‌َ (انبياء: 24)

آيا آنها معبودانى جز خدا برگزيدند؟! بگو: «دليلتان را بياوريد! اين سخن كسانى است كه با من هستند، و سخن كسانى [پيامبرانى‏] است كه پيش از من بودند!» امّا بيشتر آنها حق را نمى‏دانند و به همين دليل (از آن) روى گردانند. (24)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ نُوحِي‌ إِلَيْه‌ِ أَنَّه‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُون‌ِ (انبياء: 25)

ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه: «معبودى جز من نيست پس تنها مرا پرستش كنيد.» (25)


يَعْلَم‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مَا خَلْفَهُم‌ْ وَ لاَ يَشْفَعُون‌َ إِلاَّ لِمَن‌ِ ارْتَضَي‌ وَ هُمْ‌ مِن‌ْ خَشْيَتِه‌ِ مُشْفِقُون‌َ (انبياء: 28)

او اعمال امروز و آينده و اعمال گذشته آنها را مى‏داند و آنها جز براى كسى كه خدا راضى (به شفاعت براى او) است شفاعت نمى‏كنند و از ترس او بيمناكند. (28)


وَ مَنْ‌ يَقُل‌ْ مِنْهُم‌ْ إِنِّي‌ إِلَه‌ٌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ فَذَلِك‌َ نَجْزِيه‌ِ جَهَنَّم‌َ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الظَّالِمِين‌َ (انبياء: 29)

و هر كس از آنها بگويد: «من جز خدا، معبودى ديگرم»، كيفر او را جهنم مى‏دهيم! و ستمگران را اين گونه كيفر خواهيم داد. (29)


أَوَ لَم‌ْ يَرَ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَن‌َّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ كَانَتَا رَتْقَاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَ جَعَلْنَا مِن‌َ الْمَاءِ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ حَي‌ٍّ أَفَلاَ يُؤْمِنُون‌َ (انبياء: 30)

آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند، و ما آنها را از يكديگر باز كرديم و هر چيز زنده‏اى را از آب قرار داديم؟! آيا ايمان نمى‏آورند؟! (30)


وَ مَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ الْخُلْدَ أَفَإِنْ‌ مِت‌َّ فَهُم‌ُ الْخَالِدُون‌َ (انبياء: 34)

پيش از تو (نيز) براى هيچ انسانى جاودانگى قرار نداديم (وانگهى آنها كه انتظار مرگ تو را مى‏كشند،) آيا اگر تو بميرى، آنان جاويد خواهند بود؟! (34)


خُلِق‌َ الْإِنْسَان‌ُ مِن‌ْ عَجَل‌ٍ سَأُرِيكُم‌ْ آيَاتِي‌ فَلاَ تَسْتَعْجِلُون‌ِ (انبياء: 37)

(آرى،) انسان از عجله آفريده شده ولى عجله نكنيد بزودى آياتم را به شما نشان خواهم داد! (37)


وَ لَقَدِ اسْتُهْزِأَ بِرُسُل‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَحَاق‌َ بِالَّذِين‌َ سَخِرُوا مِنْهُمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (انبياء: 41)

(اگر تو را استهزا كنند نگران نباش،) پيامبران پيش از تو را (نيز) استهزا كردند امّا سرانجام، آنچه را استهزا مى‏كردند دامان مسخره‏كنندگان را گرفت (و مجازات الهى آنها را در هم كوبيد)! (41)


قُل‌ْ مَنْ‌ يَكْلَؤُكُمْ‌ بِالَّليْل‌ِ وَالنَّهَارِ مِن‌َ الرَّحْمَن‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ عَنْ‌ ذِكْرِ رَبِّهِمْ‌ مُعْرِضُون‌َ (انبياء: 42)

بگو: «چه كسى شما را در شب و روز از (مجازات) خداوند بخشنده نگاه مى‏دارد؟!» ولى آنان از ياد پروردگارشان روى‏گردانند! (42)


أَم‌ْ لَهُم‌ْ آلِهَة‌ٌ تَمْنَعُهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِنَا لاَ يَسْتَطيعُون‌َ نَصْرَ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ لاَ هُمْ‌ مِنَّا يُصْحَبُون‌َ (انبياء: 43)

آيا آنها خدايانى دارند كه مى‏توانند در برابر ما از آنان دفاع كنند؟! (اين خدايان ساختگى، حتّى) نمى‏توانند خودشان را يارى دهند (تا چه رسد به ديگران) و نه از ناحيه ما با نيرويى يارى مى‏شوند! (43)


بَل‌ْ مَتَّعْنَا هَؤُلاَءِ وَ آبَاءَهُم‌ْ حَتَّي‌ طَال‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْعُمُرُ أَفَلاَ يَرَوْن‌َ أَنَّا نَأْتِي‌ الْأَرْض‌َ نَنْقُصُهَا مِن‌ْ أَطْرَافِهَا أَفَهُم‌ُ الْغَالِبُون‌َ (انبياء: 44)

ما آنها و پدرانشان را (از نعمتها) بهره‏مند ساختيم، تا آنجا كه عمر طولانى پيدا كردند (و مايه غرور و طغيانشان شد) آيا نمى‏بينند كه ما پيوسته به سراغ زمين آمده، و از آن (و اهلش) مى‏كاهيم؟! آيا آنها غالبند (يا ما)؟! (44)


وَ لَئِنْ‌ مَسَّتْهُم‌ْ نَفْحَة‌ٌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ رَبِّك‌َ لَيَقُولُن‌َّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين‌َ (انبياء: 46)

اگر كمترين عذاب پروردگارت به آنان برسد، فريادشان بلند مى‏شود كه: «اى واى بر ما! ما همگى ستمگر بوديم!» (46)


وَ نَضَع‌ُ الْمَوَازِين‌َ الْقِسْط‌َ لِيَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ فَلاَ تُظْلَم‌ُ نَفْس‌ٌ شَيْءً وَ إِنْ‌ كَان‌َ مِثْقَال‌َ حَبَّة‌ٍ مِن‌ْ خَرْدَل‌ٍ أَتَيْنَا بِهَا وَ كَفَي‌ بِنَا حَاسِبِين‌َ (انبياء: 47)

ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى‏كنيم پس به هيچ كس كمترين ستمى نمى‏شود و اگر بمقدار سنگينى يك دانه خردل (كار نيك و بدى) باشد، ما آن را حاضر مى‏كنيم و كافى است كه ما حساب‏كننده باشيم! (47)


الَّذِين‌َ يَخْشَوْن‌َ رَبَّهُمْ‌ بِالْغَيْب‌ِ وَ هُمْ‌ مِن‌َ السَّاعَة‌ِ مُشْفِقُون‌َ (انبياء: 49)

همانان كه از پروردگارشان در نهان مى‏ترسند، و از قيامت بيم دارند! (49)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيم‌َ رُشْدَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ كُنَّا بِه‌ِ عَالِمِين‌َ (انبياء: 51)

ما وسيله رشد ابراهيم را از قبل به او داديم و از (شايستگى) او آگاه بوديم ... (51)


قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَق‌ِّ أَم‌ْ أَنْت‌َ مِن‌َ اللاَّعِبِين‌َ (انبياء: 55)

گفتند: «آيا مطلب حقّى براى ما آورده‏اى، يا شوخى مى‏كنى؟!» (55)


قَال‌َ بَلْ‌ رَبُّكُم‌ْ رَب‌ُّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ الَّذِي‌ فَطَرَهُن‌َّ وَ أَنَا عَلَي‌ ذَلِكُمْ‌ مِن‌َ الشَّاهِدِين‌َ (انبياء: 56)

گفت: « (كاملًا حقّ آورده‏ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمين است كه آنها را ايجاد كرده و من بر اين امر، از گواهانم! (56)


قَالُوا مَنْ‌ فَعَل‌َ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (انبياء: 59)

(هنگامى كه منظره بتها را ديدند،) گفتند: «هر كس با خدايان ما چنين كرده، قطعاً از ستمگران است (و بايد كيفر سخت ببيند)!» (59)


قَال‌َ أَفَتَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُكُم‌ْ شَيْءً وَ لاَ يَضُرُّكُم‌ْ (انبياء: 66)

(ابراهيم) گفت: «آيا جز خدا چيزى را مى‏پرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد، و نه زيانى به شما مى‏رساند! (نه اميدى به سودشان داريد، و نه ترسى از زيانشان!) (66)


أُف‌ٍّ لَكُم‌ْ وَ لِمَا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (انبياء: 67)

اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‏پرستيد! آيا انديشه نمى‏كنيد (و عقل نداريد)؟! (67)


وَ لُوطَاً آتَيْنَاه‌ُ حُكْمَاً وَ عِلْمَاً وَ نَجَّيْنَاه‌ُ مِن‌َ الْقَرْيَة‌ِ الَّتِي‌ كَانَت‌ْ تَعْمَل‌ُ الْخَبَائِث‌َ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْم‌َ سَوْءٍ فَاسِقِين‌َ (انبياء: 74)

و لوط را (به ياد آور) كه به او حكومت و علم داديم و از شهرى كه اعمال زشت و كثيف انجام مى‏دادند، رهايى بخشيديم چرا كه آنها مردم بد و فاسقى بودند! (74)


وَ أَدْخَلْنَاه‌ُ فِي‌ رَحْمَتِنَا إِنَّه‌ُ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (انبياء: 75)

و او را در رحمت خود داخل كرديم و او از صالحان بود. (75)


وَ نُوحَاً إِذْ نادَي‌ مِنْ قَبلُ فَاستَجَبْنَا لَه‌ُ فَنَجِّيْناه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ مِن‌َ الْكَرْب‌ِ الْعَظِيم‌ِ (انبياء: 76)

و نوح را (به ياد آور) هنگامى كه پيش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند! ما دعاى او را مستجاب كرديم و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات داديم (76)


وَ نَصَرْنَاه‌ُ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْم‌َ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (انبياء: 77)

و او را در برابر جمعيّتى كه آيات ما را تكذيب كرده بودند يارى داديم چرا كه قوم بدى بودند از اين رو همه آنها را غرق كرديم! (77)


وَ عَلَّمْنَاه‌ُ صَنْعَة‌َ لَبُوس‌ٍ لَكُم‌ْ لِتُحْصِنَكُمْ‌ مِنْ‌ بَأْسِكُم‌ْ فَهَل‌ْ أَنْتُم‌ْ شَاكِرُون‌َ (انبياء: 80)

و ساختن زره را بخاطر شما به او تعليم داديم، تا شما را در جنگهايتان حفظ كند آيا شكرگزار (اين نعمتهاى خدا) هستيد؟ (80)


وَ مِن‌َ الشَّيَاطِين‌ِ مَنْ‌ يَغُوصُون‌َ لَه‌ُ وَ يَعْمَلُون‌َ عَمَلاً دُون‌َ ذَلِك‌َ وَ كُنَّا لَهُم‌ْ حَافِظِين‌َ (انبياء: 82)

و گروهى از شياطين (را نيز مسخّر او قرار داديم، كه در دريا) برايش غوّاصى مى‏كردند و كارهايى غير از اين (نيز) براى او انجام مى‏دادند و ما آنها را (از سركشى) حفظ مى‏كرديم! (82)


فَاسْتَجَبْنَا لَه‌ُ فَكَشَفْنَا مَا بِه‌ِ مِنْ‌ ضُرٍّ وَ آتَيْنَاه‌ُ أَهْلَه‌ُ وَ مِثْلَهُمْ‌ مَعَهُم‌ْ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِنَا وَ ذِكْرَي‌ لِلْعَابِدِين‌َ (انبياء: 84)

ما دعاى او را مستجاب كرديم و ناراحتيهايى را كه داشت برطرف ساختيم و خاندانش را به او بازگردانديم و همانندشان را بر آنها افزوديم تا رحمتى از سوى ما و تذكّرى براى عبادت‏كنندگان باشد. (84)


وَ إِسْماعِيل‌َ وَ إِدْرِيس‌َ وَ ذَا الْكِفْل‌ِ كُل‌ٌّ مِن‌َ الصَّابِرِين‌َ (انبياء: 85)

و اسماعيل و ادريس و ذا الكفل را (به ياد آور) كه همه از صابران بودند. (85)


وَ أَدْخَلْنَاهُم‌ْ فِي‌ رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ‌ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (انبياء: 86)

و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختيم چرا كه آنها از صالحان بودند. (86)


وَ ذَا النُّون‌ِ إِذْ ذَهَب‌َ مُغَاضِبَاً فَظَن‌َّ أَنْ‌ لَن‌ْ نَقْدِرَ عَلَيْه‌ِ فَنَادَي‌ فِي‌ الظُّلُمَات‌ِ أَنْ‌ لاَ إِله‌َ إِلاَّ أَنْت‌َ سُبْحَانَك‌َ إِنِّي‌ كُنْت‌ُ مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (انبياء: 87)

و ذا النون [يونس‏] را (به ياد آور) در آن هنگام كه خشمگين (از ميان قوم خود) رفت و چنين مى‏پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت (امّا موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ى متراكم) صدا زد: « (خداوندا!) جز تو معبودى نيست! منزّهى تو! من از ستمكاران بودم!» (87)


فَاسْتَجَبْنَا لَه‌ُ وَ نَجَّيْنَاه‌ُ مِن‌َ الْغَم‌ِّ وَ كَذَلِك‌َ نُنْجِي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ (انبياء: 88)

ما دعاى او را به اجابت رسانديم و از آن اندوه نجاتش بخشيديم و اين گونه مؤمنان را نجات مى‏دهيم! (88)


وَالَّتِي‌ أَحْصَنَت‌ْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ‌ رُوحِنَا وَ جَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَة‌ً لِلْعَالَمِين‌َ (انبياء: 91)

و به ياد آور زنى را كه دامان خود را پاك نگه داشت و ما از روح خود در او دميديم و او و فرزندش [مسيح‏] را نشانه بزرگى براى جهانيان قرار داديم! (91)


فَمَن‌ْ يَعْمَل‌ْ مِن‌َ الصَّالِحَات‌ِ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَلاَ كُفْرَان‌َ لِسَعْيِه‌ِ وَ إِنَّا لَه‌ُ كَاتِبُون‌َ (انبياء: 94)

و هر كس چيزى از اعمال شايسته بجا آورد، در حالى كه ايمان داشته باشد، كوشش او ناسپاسى نخواهد شد و ما تمام اعمال او را (براى پاداش) مى‏نويسيم. (94)


حَتَّي‌ إِذَا فُتِحَت‌ْ يَأْجُوج‌ُ وَ مَأْجُوج‌ُ وَ هُمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ حَدَب‌ٍ يَنسِلُون‌َ (انبياء: 96)

تا آن زمان كه «يأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند و آنها از هر محلّ مرتفعى بسرعت عبور مى‏كنند. (96)


وَاقْتَرَب‌َ الْوَعْدُ الْحَق‌ُّ فَإِذَا هِي‌َ شَاخِصَة‌ٌ أَبْصَارُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي‌ غَفْلَة‌ٍ مِن‌ْ هَذَا بَل‌ْ كُنَّا ظَالِمِين‌َ (انبياء: 97)

و وعده حقّ [قيامت‏] نزديك مى‏شود در آن هنگام چشمهاى كافران از وحشت از حركت بازمى‏ماند (مى‏گويند:) اى واى بر ما كه از اين (جريان) در غفلت بوديم بلكه ما ستمكار بوديم! (97)


إِنَّكُم‌ْ وَ مَا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دوُن‌ِ الله‌ِ حَصَب‌ُ جَهَنَّم‌َ أَنْتُم‌ْ لَهَا وَارِدُون‌َ (انبياء: 98)

شما و آنچه غير خدا مى‏پرستيد، هيزم جهنّم خواهيد بود و همگى در آن وارد مى‏شويد. (98)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ سَبَقَت‌ْ لَهُمْ‌ مِنَّا الْحُسْنَي‌ أُولَئِك‌َ عَنْهَا مُبْعَدُون‌َ (انبياء: 101)

(امّا) كسانى كه از قبل، وعده نيك از سوى ما به آنها داده شده [مؤمنان صالح‏] از آن دور نگاهداشته مى‏شوند. (101)


وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي‌ الزَّبُورِ مِنْ‌ بَعْدِ الذِّكْرِ أَن‌َّ الْأَرْض‌َ يَرِثُهَا عِبَادِي‌َ الصَّالِحُون‌َ (انبياء: 105)

در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‏ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد!» (105)


إِنَّه‌ُ يَعْلَم‌ُ الْجَهْرَ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ وَ يَعْلَم‌ُ مَا تَكْتُمُون‌َ (انبياء: 110)

او سخنان آشكار را مى‏داند، و آنچه را كتمان مى‏كنيد (نيز) مى‏داند (و چيزى بر او پوشيده نيست)! (110)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يُجَادِل‌ُ فِي‌ الله‌ِ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ وَ يَتَّبِع‌ُ كُل‌َّ شَيْطَان‌ٍ مَرِيدٍ (حج: 3)

گروهى از مردم، بدون هيچ علم و دانشى، به مجادله درباره خدا برمى‏خيزند و از هر شيطان سركشى پيروى مى‏كنند. (3)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ فِي‌ رَيْب‌ٍ مِن‌َ الْبَعْث‌ِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ ثُم‌َّ مِن‌ْ عَلَقَة‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ مُضْغَة‌ٍ مُخَلَّقَة‌ٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَة‌ٍ لِنُبَيِّن‌َ لَكُم‌ْ وَ نُقِرُّ فِي‌ الْأَرْحَام‌ِ مَا نَشَاءُ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً ثُم‌َّ نُخْرِجُكُم‌ْ طِفْلاً ثُم‌َّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُم‌ْ وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُتَوَفَّي‌ وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرَدُّ إِلَي‌ أَرْذَل‌ِ الْعُمُرِ لِكَيْلاَ يَعْلَم‌َ مِنْ‌ بَعْدِ عِلْم‌ٍ شَيْءً وَ تَرَي‌ الْأَرْض‌َ هَامِدَة‌ً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ وَ أَنْبَتَت‌ْ مِنْ‌ كُل‌ِّ زَوْج‌ٍ بَهِيج‌ٍ (حج: 5)

اى مردم! اگر در رستاخيز شك داريد، (به اين نكته توجّه كنيد كه:) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل تا براى شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم)! و جنين‏هايى را كه بخواهيم تا مدّت معيّنى در رحم (مادران) قرار مى‏دهيم (و آنچه را بخواهيم ساقط مى‏كنيم) بعد شما را بصورت طفل بيرون مى‏آوريم سپس هدف اين است كه به حدّ رشد و بلوغ خويش برسيد. در اين ميان بعضى از شما مى‏ميرند و بعضى آن قدر عمر مى‏كنند كه به بدترين مرحله زندگى (و پيرى) مى‏رسند آن چنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمى‏دانند! (از سوى ديگر،) زمين را (در فصل زمستان) خشك و مرده مى‏بينى، اما هنگامى كه آب باران بر آن فرو مى‏فرستيم، به حركت درمى‏آيد و مى‏رويد و از هر نوع گياهان زيبا مى‏روياند! (5)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يُجَادِل‌ُ فِي‌ الله‌ِ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ وَ لاَ هُدَي‌ً وَ لاَ كِتَاب‌ٍ مُنِيرٍ (حج: 8)

و گروهى از مردم، بدون هيچ دانش و هيچ هدايت و كتاب روشنى بخشى، درباره خدا مجادله مى‏كنند! (8)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَعْبُدُ الله‌َ عَلَي‌ حَرْف‌ٍ فَإِن‌ْ أَصَابَه‌ُ خَيْرٌ اطْمَأَن‌َّ بِه‌ِ وَ إِن‌ْ أَصَابَتْه‌ُ فِتْنَة‌ٌ انْقَلَب‌َ عَلَي‌ وَجْهِه‌ِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌َ ذَلِك‌َ هُوَ الْخُسْرَان‌ُ الْمُبِين‌ُ (حج: 11)

بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مى‏پرستند (و ايمان قلبيشان بسيار ضعيف است) همين كه (دنيا به آنها رو كند و نفع و) خيرى به آنان برسد، حالت اطمينان پيدا مى‏كنند اما اگر مصيبتى براى امتحان به آنها برسد، دگرگون مى‏شوند (و به كفر رومى‏آورند)! (به اين ترتيب) هم دنيا را از دست داده‏اند، و هم آخرت را و اين همان خسران و زيان آشكار است! (11)


يَدْعُو مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَضُرُّه‌ُ وَ مَا لاَ يَنْفَعُه‌ُ ذَلِك‌َ هُوَ الضَّلاَل‌ُ الْبَعِيدُ (حج: 12)

او جز خدا كسى را مى‏خواند كه نه زيانى به او مى‏رساند، و نه سودى اين همان گمراهى بسيار عميق است. (12)


يَدْعُو لَمَنْ‌ ضَرُّه‌ُ أَقْرَب‌ُ مِنْ‌ نَفْعِه‌ِ لَبِئْس‌َ الْمَوْلَي‌ وَ لَبِئْس‌َ الْعَشِيرُ (حج: 13)

او كسى را مى‏خواند كه زيانش از نفعش نزديكتر است چه بد مولا و ياورى، و چه بد مونس و معاشرى! (13)


إِن‌َّ الله‌َ يُدْخِل‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِن‌َّ الله‌َ يَفْعَل‌ُ مَا يُرِيدُ (حج: 14)

خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه نهرها زير درختانش جارى است (آرى،) خدا هر چه را اراده كند انجام مى‏دهد! (14)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ يَسْجُدُ لَه‌ُ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَالشَّمْس‌ُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُوم‌ُ وَالْجِبَال‌ُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَاب‌ُّ وَ كَثِيرٌ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَ كَثيرٌ حَق‌َّ عَلَيْه‌ِ الْعَذَاب‌ُ وَ مَنْ‌ يُهِن‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ مُكْرِم‌ٍ إِن‌َّ الله‌َ يَفْعَل‌ُ مَا يَشَاءُ (حج: 18)

آيا نديدى كه تمام كسانى كه در آسمانها و كسانى كه در زمينند براى خدا سجده مى‏كنند؟! و (همچنين) خورشيد و ماه و ستارگان و كوه‏ها و درختان و جنبندگان، و بسيارى از مردم! امّا بسيارى (ابا دارند، و) فرمان عذاب درباره آنان حتمى است و هر كس را خدا خوار كند، كسى او را گرامى نخواهد داشت! خداوند هر كار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام مى‏دهد! (18)


هَذَان‌ِ خَصْمان‌ِ اخْتَصَمُوا فِي‌ رَبِّهِم‌ْ فَالَّذِين‌َ كَفَرُوا قُطِّعَت‌ْ لَهُم‌ْ ثِيَاب‌ٌ مِنْ‌ نَارٍ يُصَب‌ُّ مِنْ‌ فَوْق‌ِ رُؤُوسِهِم‌ُ الْحَمِيم‌ُ (حج: 19)

اينان دو گروهند كه درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند كسانى كه كافر شدند، لباسهايى از آتش براى آنها بريده شده، و مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مى‏شود (19)


وَ لَهُمْ‌ مَقَامِع‌ُ مِن‌ْ حَدِيدٍ (حج: 21)

و براى آنان گرزهايى از آهن (سوزان) است. (21)


كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِن‌ْ غَم‌ٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَ ذُوقُوا عَذَاب‌َ الْحَرِيق‌ِ (حج: 22)

هر گاه بخواهند از غم و اندوه‏هاى دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمى‏گردانند و (به آنان گفته مى‏شود:) بچشيد عذاب سوزان را! (22)


إِن‌َّ الله‌َ يُدْخِل‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْن‌َ فِيهَا مِن‌ْ أَسَاوِرَ مِنْ‌ ذَهَب‌ٍ وَ لُؤْلُؤَاً وَ لِبَاسُهُم‌ْ فِيهَا حَرِيرٌ (حج: 23)

خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه از زير درختانش نهرها جارى است آنان با دستبندهايى از طلا و مرواريد زينت مى‏شوند و در آنجا لباسهايشان از حرير است. (23)


وَ هُدُوا إِلَي‌ الطَّيِّب‌ِ مِن‌َ الْقَوْل‌ِ وَ هُدُوا إِلَي‌ صِرَاط‌ِ الْحَمِيدِ (حج: 24)

و بسوى سخنان پاكيزه هدايت مى‏شوند، و به راه خداوند شايسته ستايش، راهنمايى مى‏گردند. (24)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ يَصُدُّون‌َ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ الَّذِي‌ جَعَلْنَاه‌ُ لِلنَّاس‌ِ سَوَاءً الْعَاكِف‌ُ فِيه‌ِ وَالْبَادِ وَ مَنْ‌ يُرِدْ فِيه‌ِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْم‌ٍ نُذِقْه‌ُ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (حج: 25)

كسانى كه كافر شدند، و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند، و (همچنين) از مسجد الحرام، كه آن را براى همه مردم، برابر قرار داديم، چه كسانى كه در آنجا زندگى مى‏كنند يا از نقاط دور وارد مى‏شوند (، مستحقّ عذابى دردناكند) و هر كس بخواهد در اين سرزمين از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابى دردناك به او مى‏چشانيم! (25)


وَ أَذِّنْ‌ فِي‌ النَّاس‌ِ بِالْحَج‌ِّ يَأْتُوك‌َ رِجَالاً وَ عَلَي‌ كُل‌ِّ ضَامِرٍ يَأْتِين‌َ مِنْ‌ كُل‌ِّ فَج‌ٍّ عَمِيق‌ٍ (حج: 27)

و مردم را دعوت عمومى به حج كن تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى بسوى تو بيايند ... (27)


لِيَشْهَدُوا مَنَافِع‌َ لَهُم‌ْ وَ يَذْكُرُوا اسْم‌َ الله‌ِ فِي‌ أَيَّام‌ٍ مَعْلُومَات‌ٍ عَلَي‌ مَا رَزَقَهُمْ‌ مِنْ‌ بَهِيمَة‌ِ الْأَنْعَام‌ِ فَكُلُوا مِنْهَا وَ أَطْعِمُوا الْبَائِس‌َ الْفَقِيرَ (حج: 28)

تا شاهد منافع گوناگون خويش (در اين برنامه حياتبخش) باشند و در ايّام معيّنى نام خدا را، بر چهارپايانى كه به آنان داده است، (به هنگام قربانى كردن) ببرند پس از گوشت آنها بخوريد و بينواى فقير را نيز اطعام نماييد! (28)


ذَلِك‌َ وَ مَنْ‌ يُعَظِّم‌ْ حُرُمَات‌ِ الله‌ِ فَهُوَ خَيْرٌ لَه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ وَ أُحِلَّت‌ْ لَكُم‌ُ الْأَنْعَام‌ُ إِلاَّ مَا يُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْس‌َ مِن‌َ الْأَوْثَان‌ِ وَاجْتَنِبُوا قَوْل‌َ الزُّورِ (حج: 30)

(مناسك حج) اين است! و هر كس برنامه‏هاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است! و چهارپايان براى شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مى‏شود. از پليديهاى بتها اجتناب كنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد! (30)


حُنَفَاءَ لِالله‌ِ غَيْرَ مُشْرِكِين‌َ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِن‌َ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُه‌ُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي‌ بِه‌ِ الرِّيح‌ُ فِي‌ مَكَان‌ٍ سَحيق‌ٍ (حج: 31)

(برنامه و مناسك حج را انجام دهيد) در حالى كه همگى خالص براى خدا باشد! هيچ گونه همتايى براى او قائل نشويد! و هر كس همتايى براى خدا قرار دهد، گويى از آسمان سقوب كرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را مى‏ربايند و يا تندباد او را به جاى دوردستى پرتاب مى‏كند! (31)


ذَلِك‌َ وَ مَنْ‌ يُعَظِّم‌ْ شَعَائِرَ الله‌ِ فَإِنَّهَا مِنْ‌ تَقْوَي‌ الْقُلُوب‌ِ (حج: 32)

اين است (مناسك حج)! و هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، اين كار نشانه تقواى دلهاست. (32)


وَ لِكُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ جَعَلْنا مَنْسَكَاً لِيَذْكُرُوا اسْم‌َ الله‌ِ عَلَي‌ مَا رَزَقَهُم‌ْ مِنْ‌ بَهِيمَة‌ِ الْأَنْعَام‌ِ فَإِلَهُكُم‌ْ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ فَلَه‌ُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُـخْبِتِين‌َ (حج: 34)

براى هر امّتى قربانگاهى قرار داديم، تا نام خدا را (به هنگام قربانى) بر چهارپايانى كه به آنان روزى داده‏ايم ببرند، و خداى شما معبود واحدى است در برابر (فرمان) او تسليم شويد و بشارت ده متواضعان و تسليم‏شوندگان را. (34)


الَّذِين‌َ إِذَا ذُكِرَ الله‌ُ وَجِلَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَالصَّابِرِين‌َ عَلَي‌ مَا أَصَابَهُم‌ْ وَالْمُقِيمِي‌ الصَّلاَة‌ِ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ يُنْفِقُون‌َ (حج: 35)

همانها كه چون نام خدا برده مى‏شود، دلهايشان پر از خوف (پروردگار) مى‏گردد و شكيبايان در برابر مصيبتهايى كه به آنان مى‏رسد و آنها كه نماز را برپا مى‏دارند، و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند. (35)


وَالْبُدْن‌َ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ شَعَائِرِ الله‌ِ لَكُم‌ْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْم‌َ الله‌ِ عَلَيْهَا صَوَاف‌َّ فَإِذَا وَجَبَت‌ْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَ أَطْعِمُوا الْقَانِع‌َ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِك‌َ سَخَّرْنَاهَا لَكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (حج: 36)

و شترهاى چاق و فربه را (در مراسم حج) براى شما از شعائر الهى قرار داديم در آنها براى شما خير و بركت است نام خدا را (هنگام قربانى كردن) در حالى كه به صف ايستاده‏اند بر آنها ببريد و هنگامى كه پهلوهايشان آرام گرفت (و جان دادند)، از گوشت آنها بخوريد، و مستمندان قانع و فقيران را نيز از آن اطعام كنيد! اين گونه ما آنها را مسخّرتان ساختيم، تا شكر خدا را بجا آوريد. (36)


لَن‌ْ يَنَال‌َ الله‌َ لُحُومُهَا وَ لاَ دِمَاؤُهَا وَ لَكِنْ‌ يَنَالُه‌ُ التَّقْوَي‌ مِنْكُم‌ْ كَذَلِك‌َ سَخَّرَهَا لَكُم‌ْ لِتُكَبِّرُوا الله‌َ عَلَي‌ مَا هَدَاكُم‌ْ وَ بَشِّرِ الْمُـحْسِنِين‌َ (حج: 37)

نه گوشتها و نه خونهاى آنها، هرگز به خدا نمى‏رسد. آنچه به او مى‏رسد، تقوا و پرهيزگارى شماست. اين گونه خداوند آنها را مسخّر شما ساخته، تا او را بخاطر آنكه شما را هدايت كرده است بزرگ بشمريد و بشارت ده نيكوكاران را! (37)


الَّذِين‌َ أُخْرِجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِمْ‌ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ إِلاَّ أَنْ‌ يَقُولُوا رَبُّنَا الله‌ُ وَ لَوْلاَ دَفْع‌ُ الله‌ِ النَّاس‌َ بَعْضَهُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ لَهُدِّمَت‌ْ صَوَامِع‌ُ وَ بِيَع‌ٌ وَ صَلَوَات‌ٌ وَ مَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْم‌ُ الله‌ِ كَثِيرَاً وَ لَيَنْصُرَن‌َّ الله‌ُ مَنْ‌ يَنْصُرُه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج: 40)

همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينكه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى يكتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‏ها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى‏شود، ويران مى‏گردد! و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مى‏كند خداوند قوى و شكست ناپذير است. (40)


فَكَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ أَهْلَكْنَاهَا وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ فَهِي‌َ خَاوِيَة‌ٌ عَلَي‌ عُرُوشِهَا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَة‌ٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ (حج: 45)

چه بسيار شهرها و آباديهايى كه آنها را نابود و هلاك كرديم در حالى كه (مردمش) ستمگر بودند، بگونه‏اى كه بر سقفهاى خود فروريخت! (نخست سقفها ويران گشت و بعد ديوارها بر روى سقفها!) و چه بسيار چاه پر آب كه بى‏صاحب ماند و چه بسيار قصرهاى محكم و مرتفع! (45)


وَ يَسْتَعْجِلُونَك‌َ بِالْعَذَاب‌ِ وَ لَن‌ْ يُخْلِف‌َ الله‌ُ وَعْدَه‌ُ وَ إِن‌َّ يَوْمَاً عِنْدَ رَبِّك‌َ كَأَلْف‌ِ سَنَة‌ٍ مِمَّا تَعُدُّون‌َ (حج: 47)

آنان از تو تقاضاى شتاب در عذاب مى‏كنند در حالى كه خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد كرد! و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد! (47)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ أَمْلَيْت‌ُ لَهَا وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ ثُم‌َّ أَخَذْتُهَا وَ إِلَيَّ‌ الْمَصِيرُ (حج: 48)

و چه بسيار شهرها و آباديهايى كه به آنها مهلت دادم، در حالى كه ستمگر بودند (امّا از اين مهلت براى اصلاح خويش استفاده نكردند.) سپس آنها را مجازات كردم و بازگشت، تنها بسوى من است! (48)


وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ وَ لاَ نَبِي‌ٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّي‌ أَلْقَي‌ الشَّيْطَان‌ُ فِي‌ أُمْنِيَّتِه‌ِ فَيَنْسَخ‌ُ الله‌ُ مَا يُلْقِي‌ الشَّيْطَان‌ُ ثُم‌َّ يُحْكِم‌ُ الله‌ُ آيَاتِه‌ِ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (حج: 52)

هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو مى‏كرد (و طرحى براى پيشبرد اهداف الهى خود مى‏ريخت)، شيطان القائاتى در آن مى‏كرد امّا خداوند القائات شيطان را از ميان مى‏برد، سپس آيات خود را استحكام مى‏بخشيد و خداوند عليم و حكيم است. (52)


وَ لِيَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَيُؤْمِنُوا بِه‌ِ فَتُخْبِت‌َ لَه‌ُ قُلُوبُهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَهَادِ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (حج: 54)

و (نيز) هدف اين بود كه آگاهان بدانند اين حقّى است از سوى پروردگارت، و در نتيجه به آن ايمان بياورند، و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، بسوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند. (54)


وَ لاَ يَزَال‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْه‌ُ حَتَّي‌ تَأْتِيَهُم‌ُ السَّاعَة‌ُ بَغْتَة‌ً أَوْ يَأْتِيَهُم‌ْ عَذَاب‌ُ يَوْم‌ٍ عَقِيم‌ٍ (حج: 55)

كافران همواره در باره قرآن در شكّ هستند، تا آنكه روز قيامت بطور ناگهانى فرارسد، يا عذاب روز عقيم [روزى كه قادر بر جبران گذشته نيستند] به سراغشان آيد! (55)


ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ الله‌َ هُوَ الْحَق‌ُّ وَ أَن‌َّ مَا يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ هُوَ الْبَاطِل‌ُ وَ أَن‌َّ الله‌َ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (حج: 62)

اين بخاطر آن است كه خداوند حقّ است و آنچه را غير از او مى‏خوانند باطل است و خداوند بلندمقام و بزرگ است! (62)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَتُصْبِح‌ُ الْأَرْض‌ُ مُخْضَرَّة‌ً إِن‌َّ الله‌َ لَطِيف‌ٌ خَبِيرٌ (حج: 63)

آيا نديدى خداوند از آسمان، آبى فرستاد، و زمين (بر اثر آن) سرسبز و خرّم مى‏گردد؟! و خداوند لطيف و آگاه است. (63)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ سُلْطَانَاً وَ مَا لَيْس‌َ لَهُمْ‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِنْ‌ نَصِيرٍ (حج: 71)

آنها غير از خداوند، چيزهايى را مى‏پرستند كه او هيچ گونه دليلى بر آن نازل نكرده است، و چيزهايى را كه علم و آگاهى به آن ندارند! و براى ستمگران، ياور و راهنمايى نيست! (71)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ تَعْرِف‌ُ فِي‌ وُجُوه‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكَادُون‌َ يَسْطُون‌َ بِالَّذِين‌َ يَتْلُون‌َ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِنَا قُل‌ْ أَفَأُنَبِّئُكُم‌ْ بِشَرٍّ مِنْ‌ ذَلِكُم‌ُ النَّارُ وَعَدَهَا الله‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (حج: 72)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مى‏شود، در چهره كافران آثار انكار مشاهده مى‏كنى، آن چنان كه نزديك است برخيزند و با مشت به كسانى كه آيات ما را بر آنها ميخوانند حمله كنند! بگو: «آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم؟ همان آتش سوزنده [دوزخ‏] كه خدا به كافران وعده داده و بد سرانجامى است!» (72)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ ضُرِب‌َ مَثَل‌ٌ فَاسْتَمِعُوا لَه‌ُ إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لَن‌ْ يَخْلُقُوا ذُبَابَاً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَه‌ُ وَ إِنْ‌ يَسْلُبْهُم‌ْ الذُّبَاب‌ُ شَيْءً لاَ يَسْتَنْقِذُوه‌ُ مِنْه‌ُ ضَعُف‌َ الطَّالِب‌ُ وَالْمَطْلُوب‌ُ (حج: 73)

اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهيد: كسانى را كه غير از خدا مى‏خوانيد، هرگز نمى‏توانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند! و هر گاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمى‏توانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلب‏كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان، و هم آن معبودان)! (73)


الله‌ُ يَصْطَفِي‌ مِن‌َ الْمَلاَئِكَة‌ِ رُسُلاً وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ إِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ بَصِيرٌ (حج: 75)

خداوند از فرشتگان رسولانى برمى‏گزيند، و همچنين از مردم خداوند شنوا و بيناست! (75)


وَ جَاهِدُوا فِي‌ الله‌ِ حَق‌َّ جِهَادِه‌ِ هُوَ اجْتَبَاكُم‌ْ وَ مَا جَعَل‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ مِن‌ْ حَرَج‌ٍ مِلَّة‌َ أَبِيكُم‌ْ إِبْرَاهِيم‌َ هُوَ سَمَّاكُم‌ُ الْمُسْلِمِين‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ فِي‌ هَذَا لِيَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ شَهِيدَاً عَلَيْكُم‌ْ وَ تَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ فَأَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَاعْتَصِمُوا بِالله‌ِ هُوَ مَوْلاَكُم‌ْ فَنِعْم‌َ الْمَوْلَي‌ وَ نِعْم‌َ النَّصِيرُ (حج: 78)

و در راه خدا جهاد كنيد، و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) كار سنگين و سختى بر شما قرار ندارد از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى «مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه ياور شايسته‏اى! (78)


وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنْ‌ سُلاَلَة‌ٍ مِنْ‌ طِين‌ٍ (مؤمنون: 12)

و ما انسان را از عصاره‏اى از گِل آفريديم (12)


وَ أَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِنَّا عَلَي‌ ذَهَاب‌ٍ بِه‌ِ لَقَادِرُون‌َ (مؤمنون: 18)

و از آسمان، آبى به اندازه معيّن نازل كرديم و آن را در زمين (در جايگاه مخصوصى) ساكن نموديم و ما بر از بين بردن آن كاملًا قادريم! (18)


فَأَنْشَأْنَا لَكُمْ‌ بِه‌ِ جَنَّات‌ٍ مِنْ‌ نَخِيل‌ٍ وَ أَعْنَاب‌ٍ لَكُم‌ْ فِيهَا فَوَاكِه‌ُ كَثِيرَة‌ٌ وَ مِنْهَا تَأْكُلُون‌َ (مؤمنون: 19)

سپس بوسيله آن باغهايى از درختان نخل و انگور براى شما ايجاد كرديم باغهايى كه در آن ميوه‏هاى بسيار است و از آن ميخوريد! (19)


وَ شَجَرَة‌ً تَخْرُج‌ُ مِنْ‌ طُورِ سَيْنَاءَ تَنْبُت‌ُ بِالدُّهْن‌ِ وَ صِبْغ‌ٍ لِلْآكِلِين‌َ (مؤمنون: 20)

و (نيز) درختى را كه از طور سينا مى‏رويد [درخت زيتون‏]، و از آن روغن و «نان خورش» براى خورندگان فراهم مى‏گردد (آفريديم)! (20)


وَ إِن‌َّ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَنْعَام‌ِ لَعِبْرَة‌ً نُسْقِيكُمْ‌ مِمَّا فِي‌ بُطُونِهَا وَ لَكُم‌ْ فِيهَا مَنَافِع‌ُ كَثِيرَة‌ٌ وَ مِنْهَا تَأْكُلُون‌َ (مؤمنون: 21)

و براى شما در چهارپايان عبرتى است از آنچه در درون آنهاست [از شير] شما را سيراب مى‏كنيم و براى شما در آنها منافع بسيارى است و از گوشت آنها مى‏خوريد (21)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ فَقَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ أَفَلاَ تَتَّقُون‌َ (مؤمنون: 23)

و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم او به آنها گفت: «اى قوم من! خداوند يكتا را بپرستيد، كه جز او معبودى براى شما نيست! آيا (از پرستش بتها) پرهيز نمى‏كنيد؟! (23)


فَقَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يُرِيدُ أَنْ‌ يَتَفَضَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَأََنْزَل‌َ مَلاَئِكَة‌ً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي‌ آبَائِنَا الْأَوَّلِين‌َ (مؤمنون: 24)

جمعيّت اشرافى (و مغرور) از قوم نوح كه كافر بودند گفتند: «اين مرد جز بشرى همچون شما نيست، كه مى‏خواهد بر شما برترى جويد! اگر خدا مى‏خواست (پيامبرى بفرستد) فرشتگانى نازل مى‏كرد ما چنين چيزى را هرگز در نياكان خود نشنيده‏ايم! (24)


فَأَوْحَينَا إِلَيْه‌ِ أَن‌ِ اصْنَع‌ِ الْفُلْك‌َ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُك‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ٍّ زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَبَق‌َ عَلَيْه‌ِ الْقَوْل‌ُ مِنْهُم‌ْ وَ لاَ تُخَاطِبْنِي‌ فِي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ‌ مُغْرَقُون‌َ (مؤمنون: 27)

ما به نوح وحى كرديم كه: «كشتى را در حضور ما، و مطابق وحى ما بساز. و هنگامى كه فرمان ما (براى غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (كه نشانه فرا رسيدن طوفان است)، از هر يك از انواع حيوانات يك جفت در كشتى سوار كن و همچنين خانواده‏ات را، مگر آنانى كه قبلًا وعده هلاكشان داده شده [همسر و فرزند كافرت‏] و ديگر درباره ستمگران با من سخن مگو، كه آنان همگى هلاك خواهند شد. (27)


فَإِذَا اسْتَوَيْت‌َ أَنْت‌َ وَ مَنْ‌ مَعَك‌َ عَلَي‌ الْفُلْك‌ِ فَقُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ نَجَّانَا مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (مؤمنون: 28)

و هنگامى كه تو و همه كسانى كه با تو هستند بر كشتى سوار شديد، بگو: «ستايش براى خدايى است كه ما را از قوم ستمگر نجات بخشيد!» (28)


ثُم‌َّ أَنْشَأْنَا مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ قَرْنَاً آخَرِين‌َ (مؤمنون: 31)

سپس جمعيّت ديگرى را بعد از آنها به وجود آورديم. (31)


فَأَرْسَلْنَا فِيهِم‌ْ رَسُولاً مِنْهُم‌ْ أَن‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ أَفَلاَ تَتَّقُون‌َ (مؤمنون: 32)

و در ميان آنان رسولى از خودشان فرستاديم كه: «خدا را بپرستيد جز او معبودى براى شما نيست آيا (با اين همه، از شرك و بت پرستى) پرهيز نمى‏كنيد؟!» (32)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَة‌ِ وَ أَتْرَفْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يَأْكُل‌ُ مِمَّا تَأْكُلُون‌َ مِنْه‌ُ وَ يَشْرَب‌ُ مِمَّا تَشْرَبُون‌َ (مؤمنون: 33)

ولى اشرافيان (خودخواه) از قوم او كه كافر بودند، و ديدار آخرت را تكذيب مى‏كردند، و در زندگى دنيا به آنان ناز و نعمت داده بوديم، گفتند: «اين بشرى است مثل شما از آنچه مى‏خوريد مى‏خورد و از آنچه مى‏نوشيد مى‏نوشد! (پس چگونه مى‏تواند پيامبر باشد؟!) (33)


ثُم‌َّ أَنْشَأْنَا مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ قُرُونَاً آخَرِين‌َ (مؤمنون: 42)

سپس اقوام ديگرى را پس از آنها پديد آورديم. (42)


مَا تَسْبِق‌ُ مِن‌ْ أُمَّة‌ٍ أَجَلَهَا وَ مَا يَسْتَأْخِرُون‌َ (مؤمنون: 43)

هيچ ا متى بر اجل و سر رسيد حتمى خود پيشى نمى‏گيرد، و از آن تأخير نيز نمى‏كند. (43)


فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِن‌َ الْمُهْلَكِين‌َ (مؤمنون: 48)

(آرى،) آنها اين دو را تكذيب كردند و سرانجام همگى هلاك شدند. (48)


يَا أَيُّهَا الرُّسُل‌ُ كُلُوا مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ وَاعْمَلُوا صَالِحَاً إِنِّي‌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ عَلِيم‌ٌ (مؤمنون: 51)

اى پيامبران! از غذاهاى پاكيزه بخوريد، و عمل صالح انجام دهيد، كه من به آنچه انجام مى‏دهيد آگاهم. (51)


أَيَحْسَبُون‌َ أَنَّ مَا نُمِدُّهُمْ‌ بِه‌ِ مِنْ‌ مَال‌ٍ وَ بَنِين‌َ (مؤمنون: 55)

آنها گمان مى‏كنند اموال و فرزندانى كه بعنوان كمك به آنان مى‏دهيم ... (55)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ هُمْ‌ مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ رَبِّهمْ‌ مُشْفِقُون‌َ (مؤمنون: 57)

مسلّماً كسانى كه از خوف پروردگارشان بيمناكند، (57)


بَل‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ فِي‌ غَمْرَة‌ٍ مِن‌ْ هَذَا وَ لَهُم‌ْ أَعْمَال‌ٌ مِنْ‌ دُون‌ِ ذَلِك‌َ هُم‌ْ لَهَا عَامِلُون‌َ (مؤمنون: 63)

ولى دلهاى آنها از اين نامه اعمال (و روز حساب و آيات قرآن) در بى‏خبرى فرورفته و اعمال (زشت) ديگرى جز اين دارند كه پيوسته آن را انجام مى‏دهند ... (63)


لاَ تَجْأَرُوا الْيَوْم‌َ إِنَّكُمْ‌ مِنَّا لاَ تُنْصَرُون‌َ (مؤمنون: 65)

(امّا به آنها گفته مى‏شود:) امروز فرياد نكنيد، زيرا از سوى ما يارى نخواهيد شد! (65)


وَ لَوْ رَحِمْنَاهُم‌ْ وَ كَشَفْنَا مَا بِهِمْ‌ مِنْ‌ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي‌ طُغْيَانِهِم‌ْ يَعْمَهُون‌َ (مؤمنون: 75)

و اگر به آنان رحم كنيد و گرفتاريها و مشكلاتشان را برطرف سازيم، (نه تنها بيدار نمى‏شوند، بلكه) در طغيانشان لجاجت مى‏ورزند و (در اين وادى) سرگردان مى‏مانند! (75)


لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْن‌ُ وَ آبَاؤُنَا هَذَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (مؤمنون: 83)

اين وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده اين فقط افسانه‏هاى پيشينيان است!» (83)


مَا اتَّخَذَ الله‌ُ مِنْ‌ وَلَدٍ وَ مَا كَان‌َ مَعَه‌ُ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ إِذَاً لَذَهَب‌َ كُل‌ُّ إِلَه‌ٍ بِمَا خَلَق‌َ وَ لَعَلاَ بَعْضُهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ سُبْحَان‌َ الله‌ِ عَمَّا يَصِفُون‌َ (مؤمنون: 91)

خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرده و معبود ديگرى با او نيست كه اگر چنين مى‏شد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مى‏كردند و بعضى بر بعضى ديگر برترى مى‏جستند (و جهان هستى به تباهى كشيده مى‏شد) منزّه است خدا از آنچه آنان توصيف مى‏كنند! (91)


وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ أَعُوذُ بِك‌َ مِن‌ْ هَمَزَات‌ِ الشَّيَاطِين‌ِ (مؤمنون: 97)

و بگو: «پروردگارا! از وسوسه‏هاى شياطين به تو پناه مى‏برم! (97)


لَعَلِّي‌ أَعْمَل‌ُ صَالِحَاً فِيمَا تَرَكْت‌ُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَة‌ٌ هُوَ قَائِلُهَا وَ مِنْ‌ وَرَائِهِمْ‌ بَرْزَخ‌ٌ إِلَي‌ يَوْم‌ِ يُبْعَثُون‌َ (مؤمنون: 100)

شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مى‏گويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى‏گويد (و اگر بازگردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند! (100)


رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِن‌ْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُون‌َ (مؤمنون: 107)

پروردگارا! ما را از اين (دوزخ) بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعاً ستمگريم (و مستحق عذاب)!» (107)


إِنَّه‌ُ كَان‌َ فَرِيق‌ٌ مِن‌ْ عِبَادِي‌ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الرَّاحِمِين‌َ (مؤمنون: 109)

(فراموش كرده‏ايد) گروهى از بندگانم مى‏گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (109)


فَاتَّخَذْتُمُوهُم‌ْ سِخْرِيَّاً حَتَّي‌ أَنسَوْكُم‌ْ ذِكْرِي‌ وَ كُنْتُمْ‌ مِنْهُم‌ْ تَضْحَكُون‌َ (مؤمنون: 110)

امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند و شما به آنان مى‏خنديديد! (110)


الزَّانِيَة‌ُ وَالزَّانِي‌ فَاجْلِدُوا كُل‌َّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِئَة‌َ جَلْدَة‌ٍ وَ لاَ تَأْخُذْكُمْ‌ بِهِمَا رَأْفَة‌ٌ فِي‌ دِين‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَة‌ٌ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (نور: 2)

هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد و نبايد رأفت (و محبّت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد! و بايد گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند! (2)


إِلاَّ الَّذِين‌َ تَابُوا مِنْ‌ بَعْدِ ذَلِك‌َ وَ أَصْلَحُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نور: 5)

مگر كسانى كه بعد از آن توبه كنند و جبران نمايند (كه خداوند آنها را مى‏بخشد) زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است. (5)


وَالَّذِين‌َ يَرْمُون‌َ أَزْوَاجَهُم‌ْ وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَهُم‌ْ شُهَدَاءُ إِلاَّ أَنْفُسُهُم‌ْ فَشَهَادَة‌ُ أَحَدِهِم‌ْ أَرْبَع‌ُ شَهَادَات‌ٍ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (نور: 6)

و كسانى كه همسران خود را (به عمل منافى عفّت) متّهم مى‏كنند، و گواهانى جز خودشان ندارند، هر يك از آنها بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است (6)


وَالْخَامِسَة‌ُ أَن‌َّ لَعْنَت‌َ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (نور: 7)

و در پنجمين بار بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد. (7)


وَ يَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَاب‌َ أَنْ‌ تَشْهَدَ أَرْبَع‌َ شَهَادَات‌ٍ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (نور: 8)

آن زن نيز مى‏تواند كيفر (زنا) را از خود دور كند، به اين طريق كه چهار بار خدا را به شهادت طلبد كه آن مرد (در اين نسبتى كه به او مى‏دهد) از دروغگويان است. (8)


وَالْخَامِسَة‌َ أَن‌َّ غَضَب‌َ الله‌ِ عَلَيْهَا إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (نور: 9)

و بار پنجم بگويد كه غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگويان باشد. (9)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ جَاءُوا بِالْإِفْك‌ِ عُصْبَة‌ٌ مِنْكُم‌ْ لاَ تَحْسَبُوه‌ُ شَرَّاً لَكُمْ‌ بَل‌ْ هُوَ خَيْرٌ لَكُم‌ْ لِكُل‌ِّ امْرِئ‌ٍ مِنْهُمْ‌ مَا اكْتَسَب‌َ مِن‌َ الْإِثْم‌ِ وَالَّذِي‌ تَوَلَّي‌ كِبْرَه‌ُ مِنْهُم‌ْ لَه‌ُ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نور: 11)

مسلّماً كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى (متشكّل و توطئه‏گر) از شما بودند امّا گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است، بلكه خير شما در آن است آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند و از آنان كسى كه بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظيمى براى اوست! (11)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَات‌ِ الشَّيْطَان‌ِ وَ مَنْ‌ يَتَّبِع‌ْ خُطُوَات‌ِ الشَّيْطَان‌ِ فَإِنَّه‌ُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَ لَوْلاَ فَضْل‌ُ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ رَحْمَتُه‌ُ مَا زَكَي‌ مِنْكُمْ‌ مِنْ‌ أَحَدٍ أَبَدَاً وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يُزَكِّي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (نور: 21)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از گامهاى شيطان پيروى نكنيد! هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش مى‏سازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مى‏دهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود، هرگز احدى از شما پاك نمى‏شد ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مى‏كند، و خدا شنوا و داناست! (21)


وَ لاَ يَأْتَل‌ِ أُولُوا الْفَضْل‌ِ مِنْكُم‌ْ وَالسَّعَة‌ِ أَنْ‌ يُؤْتُوا أُولِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْمَسَاكِين‌َ وَالْمُهَاجِرِين‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلاَ تُحِبُّون‌َ أَنْ‌ يَغْفِرَ الله‌ُ لَكُم‌ْ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نور: 22)

آنها كه از ميان شما داراى برترى (مالى) و وسعت زندگى هستند نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ نمايند آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند آيا دوست نمى‏داريد خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است! (22)


الْخَبِيثَات‌ُ لِلْخَبِيثِين‌َ وَالْخَبِيثُون‌َ لِلْخَبِيثَات‌ِ وَالطَّيِّبَات‌ُ لِلطَّيِّبِين‌َ وَالطَّيِّبُون‌َ لِلطَّيِّبَات‌ِ أُولَئِك‌َ مُبَرَّءُون‌َ مِمَّا يَقُولُون‌َ لَهُمْ‌ مَغْفِرَة‌ٌ وَ رِزْق‌ٌ كَرِيم‌ٌ (نور: 26)

زنان ناپاك از آن مردان ناپاكند، و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلّق دارند و زنان پاك از آن مردان پاك، و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاى ناروايى كه (ناپاكان) به آنان مى‏دهند مبرّا هستند و براى آنان آمرزش (الهى) و روزى پرارزشى است! (26)


قُلْ‌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ يُغُضُّوا مِن‌ْ أَبْصَارِهِم‌ْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُم‌ْ ذَلِك‌َ أَزْكَي‌ لَهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُون‌َ (نور: 30)

به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند اين براى آنان پاكيزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (30)


وَ قُلْ‌ لِلْمُؤْمِنَات‌ِ يَغْضُضْن‌َ مِن‌ْ أَبْصَارِهِن‌َّ وَ يَحْفَظْن‌َ فُرُوجَهُن‌َّ وَ لاَ يُبْدِين‌َ زِينَتَهُن‌َّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْن‌َ بِخُمُرِهِن‌َّ عَلَي‌ جُيُوبِهِن‌َّ وَ لاَ يُبْدِين‌َ زِينَتَهُن‌َّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِن‌َّ أَوْ آبَائِهِن‌َّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِن‌َّ أَوْ أَبْنَائِهِن‌َّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِن‌َّ أَوْ إِخْوَانِهِن‌َّ أَوْ بَنِي‌ إِخْوَانِهِن‌َّ أَوْ بَنِي‌ أَخَوَاتِهِن‌َّ أَوْ نِسَائِهِن‌َّ أَوْ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُهُن‌َّ أَوِ التَّابِعِين‌َ غَيْرِ أُولِي‌ الْإِرْبَة‌ِ مِن‌َ الرِّجَال‌ِ أَوِ الطِّفْل‌ِ الَّذِين‌َ لَم‌ْ يَظْهَرُوا عَلَي‌ عَوْرَات‌ِ النِّسَاءِ وَ لاَ يَضْرِبْن‌َ بِأَرْجُلِهِن‌َّ لِيُعْلَم‌َ مَا يُخْفِين‌َ مِنْ‌ زِينَتِهِن‌َّ وَ تُوبُوا إِلَي‌ الله‌ِ جَمِيعَاً أَيُّهَ الْمُؤْمِنُون‌َ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (نور: 31)

و به آنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‏كيششان، يا بردگانشان [كنيزانشان‏]، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود (و صداى خلخال كه برپا دارند به گوش رسد). و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد! (31)


وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَي‌ مِنْكُم‌ْ وَالصَّالِحِين‌َ مِن‌ْ عِبَادِكُم‌ْ وَ إِمَائِكُم‌ْ إِنْ‌ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (نور: 32)

مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد خداوند گشايش‏دهنده و آگاه است! (32)


وَلْيَسْتَعْفِف‌ِ الَّذِين‌َ لاَ يَجِدُون‌َ نِكَاحَاً حَتَّي‌ يُغْنِيَهُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالَّذِين‌َ يَبْتَغُون‌َ الْكِتَاب‌َ مِمَّا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ فَكَاتِبُوهُم‌ْ إِن‌ْ عَلِمْتُم‌ْ فِيهِم‌ْ خَيْرَاً وَ آتُوهُمْ‌ مِنْ‌ مَال‌ِ الله‌ِ الَّذِي‌ آتَاكُم‌ْ وَ لاَ تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُم‌ْ عَلَي‌ الْبِغَاءِ إِن‌ْ أَرَدْن‌َ تَحَصُّنَاً لِتَبْتَغُوا عَرَض‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ مَنْ‌ يُكْرِهْهُن‌َّ فَإِن‌َّ الله‌َ مِنْ‌ بَعْدِ إِكْرَاهِهِن‌َّ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نور: 33)

و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمى‏يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز گرداند! و آن بردگانتان كه خواستار مكاتبه [قرار داد مخصوص براى آزاد شدن‏] هستند، با آنان قرار داد ببنديد اگر رشد و صلاح در آنان احساس مى‏كنيد (كه بعد از آزادى، توانايى زندگى مستقل را دارند) و چيزى از مال خدا را كه به شما داده است به آنان بدهيد! و كنيزان خود را براى دستيابى متاع ناپايدار زندگى دنيا مجبور به خود فروشى نكنيد اگر خودشان مى‏خواهند پاك بمانند! و هر كس آنها را (بر اين كار) اجبار كند، (سپس پشيمان گردد،) خداوند بعد از اين اجبار آنها غفور و رحيم است! (توبه كنيد و بازگرديد، تا خدا شما را ببخشد!) (33)


وَ لَقَدَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُم‌ْ آيَات‌ٍ مُبَيِّنَات‌ٍ وَ مَثَلاً مِن‌َ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَ مَوْعِظَة‌ً لِلْمُتَّقِين‌َ (نور: 34)

ما بر شما آياتى فرستاديم كه حقايق بسيارى را تبيين مى‏كند، و اخبارى از كسانى كه پيش از شما بودند، و موعظه و اندرزى براى پرهيزگاران! (34)


الله‌ُ نُورُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ مَثَل‌ُ نُورِه‌ِ كَمِشْكَاة‌ٍ فِيهَا مِصْبَاح‌ٌ الْمِصْبَاح‌ُ فِي‌ زُجَاجَة‌ٍ الزُّجَاجَة‌ُ كَأَنَّهَا كَوْكَب‌ٌ دُرِّي‌ٌّ يُوقَدُ مِنْ‌ شَجَرَة‌ٍ مُبَارَكَة‌ٍ زَيْتُونَة‌ٍ لاَ شَرْقِيِّة‌ٍ وَ لاَ غَرْبِيَّة‌ٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِي‌ءُ وَ لَوْ لَم‌ْ تَمْسَسْه‌ُ نَارٌ نُورٌ عَلَي‌ نُورٍ يَهْدِي‌ الله‌ُ لِنُورِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ الْأَمْثَال‌َ لِلنَّاس‌ِ وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (نور: 35)

خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مى‏شود كه از درخت پربركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى (روغنش آن چنان صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود نورى است بر فراز نورى و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى‏كند، و خداوند به هر چيزى داناست. (35)


لِيَجْزِيَهُم‌ُ الله‌ُ أَحْسَن‌َ مَا عَمِلُوا وَ يَزيدَهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالله‌ُ يَرْزُق‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (نور: 38)

(آنها به سراغ اين كارها مى‏روند) تا خداوند آنان را به بهترين اعمالى كه انجام داده‏اند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بيفزايد و خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مى‏دهد (و از مواهب بى‏انتهاى خويش بهره‏مند مى‏سازد). (38)


أَوْ كَظُلُمَات‌ٍ فِي‌ بَحْرٍ لُجِّي‌ٍّ يَغْشَاه‌ُ مَوْج‌ٌ مِنْ‌ فَوْقِه‌ِ مَوْج‌ٌ مِنْ‌ فَوْقِه‌ِ سَحَاب‌ٌ ظُلُمَات‌ٌ بَعْضُهَا فَوْق‌َ بَعْض‌ٍ إِذَا أَخْرَج‌َ يَدَه‌ُ لَم‌ْ يَكَدْ يَراهَا وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَجْعَل‌ِ الله‌ُ لَه‌ُ نُورَاً فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ نُورٍ (نور: 40)

يا همچون ظلماتى در يك درياى عميق و پهناور كه موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج ديگرى، و بر فراز آن ابرى تاريك است ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى، آن گونه كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند! و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست! (40)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ يُزْجِي‌ سَحَابَاً ثُم‌َّ يُؤَلِّف‌ُ بَيْنَه‌ُ ثُم‌َّ يَجْعَلُه‌ُ رُكَامَاً فَتَرَي‌ الْوَدْق‌َ يَخْرُج‌ُ مِن‌ْ خِلاَلِه‌ِ وَ يُنَزِّل‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مِنْ‌ جِبَال‌ٍ فِيهَا مِنْ‌ بَرَدٍ فَيُصِيب‌ُ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَصْرِفُه‌ُ عَنْ‌ مَنْ‌ يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِه‌ِ يَذْهَب‌ُ بِالْأَبْصَارِ (نور: 43)

آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مى‏راند، سپس ميان آنها پيوند مى‏دهد، و بعد آن را متراكم مى‏سازد؟! در اين حال، دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از لابه‏لاى آن خارج مى‏شود و از آسمان- از كوه‏هايى كه در آن است [ابرهايى كه همچون كوه‏ها انباشته شده‏اند]- دانه‏هاى تگرگ نازل مى‏كند، و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مى‏رساند، و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مى‏كند نزديك است درخشندگى برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! (43)


وَالله‌ُ خَلَق‌َ كُل‌َّ دَابَّة‌ٍ مِنْ‌ مَاءٍ فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَمْشِي‌ عَلَي‌ بَطْنِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَمْشِي‌ عَلَي‌ رِجْلَيْن‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَمْشِي‌ عَلَي‌ أَرْبَع‌ٍ يَخْلُق‌ُ الله‌ُ مَا يَشَاءُ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (نور: 45)

و خداوند هر جنبنده‏اى را از آبى آفريد گروهى از آنها بر شكم خود راه مى‏روند، و گروهى بر دو پاى خود، و گروهى بر چهار پا راه مى‏روند خداوند هر چه را بخواهد مى‏آفريند، زيرا خدا بر همه چيز تواناست! (45)


وَ يَقُولُون‌َ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ بِالرَّسُول‌ِ وَ أَطَعْنَا ثُم‌َّ يَتَوَلَّي‌ فَرِيق‌ٌ مِنْهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ ذَلِك‌َ وَ مَا أُولَئِك‌َ بِالْمُؤْمِنِين‌َ (نور: 47)

آنها مى‏گويند: «به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت مى‏كنيم!» ولى بعد از اين ادّعا، گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند آنها (در حقيقت) مؤمن نيستند! (47)


وَ إِذَا دُعُوا إِلَي‌ الله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ لِيَحْكُم‌َ بَيْنَهُم‌ْ إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُمْ‌ مُعْرِضُون‌َ (نور: 48)

و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه بسوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند، ناگهان گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند! (48)


وَعَدَ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ كَمَا اسْتَخْلَف‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ لَيُـمَكِّنَن‌َّ لَهُم‌ْ دِينَهُم‌ُ الَّذِي‌ ارْتَضَي‌ لَهُم‌ْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ خَوْفِهِم‌ْ أَمْنَاً يَعْبُدُونَنِي‌ لاَ يُشْرِكُون‌َ بِي‌ شَيْءً وَ مَنْ‌ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِك‌َ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْفَاسِقُون‌َ (نور: 55)

خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند. (55)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُم‌ُ الَّذِين‌َ مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ وَالَّذِين‌َ لَم‌ْ يَبْلُغُوا الْحُلُم‌َ مِنْكُم‌ْ ثَلاث‌َ مَرَّات‌ٍ مِن‌ْ قَبْل‌ِ صَلاة‌ِ الفَجْرِ وَ حِين‌َ تَضَعُون‌َ ثِيابَكُم‌ْ مِنَ‌ الظَّهِيرَة‌ِ وَ مِنْ‌ بَعْدِ صَلاَة‌ِ الْعِشَاءِ ثَلاَث‌ُ عَوْرَات‌ٍ لَكُم‌ْ لَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ لاَ عَلَيْهِم‌ْ جُنَاح‌ٌ بَعْدَهُن‌َّ طَوَّافُون‌َ عَلَيْكُمْ‌ بَعْضُكُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ُ الْآيَات‌ِ وَالله‌ُ عَليم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (نور: 58)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بردگان شما، و همچنين كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسيده‏اند، در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند: پيش از نماز صبح، و نيمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مى‏آوريد، و بعد از نماز عشا اين سه وقت خصوصى براى شماست امّا بعد از اين سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر بگرديد (و با صفا و صميميّت به يكديگر خدمت نماييد). اين گونه خداوند آيات را براى شما بيان مى‏كند، و خداوند دانا و حكيم است! (58)


وَ إِذَا بَلَغ‌َ الْأَطْفَال‌ُ مِنْكُم‌ُ الْحُلُم‌َ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَن‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ْ آيَاتِهِ‌ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (نور: 59)

و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه پيش از آنان بودند اجازه مى‏گرفتند اينچنين خداوند آياتش را براى شما بيان مى‏كند، و خدا دانا و حكيم است! (59)


وَالْقَوَاعِدُ مِن‌َ النِّسَاءِ الاَّتِي‌‌ لاَ يَرْجُون‌َ نِكَاحَاً فَلَيْس‌َ عَلَيْهِنَّ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ يَضَعْن‌َ ثِيَابَهُن‌َّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَات‌ٍ بِزِينَة‌ٍ وَ أَنْ‌ يَسْتَعْفِفْن‌َ خَيْرٌ لَهُن‌َّ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (نور: 60)

و زنان از كارافتاده‏اى كه اميد به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نيست كه لباسهاى (رويين) خود را بر زمين بگذارند، بشرط اينكه در برابر مردم خودآرايى نكنند و اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است و خداوند شنوا و داناست. (60)


لَيْس‌َ عَلَي‌ الْأَعْمَي‌ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْأَعرَج‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْمَرِيض‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ أَنْ‌ تَأْكُلُوا مِن‌ْ بُيُوتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ آبَائِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أُمَّهَاتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ إِخْوَانِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أَخَوَاتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أَعْمَامِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ عَمَّاتِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ أَخْوَالِكُم‌ْ أَوْ بُيُوت‌ِ خَالاَتِكُم‌ْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ‌ مَفَاتِحَه‌ُ أَوْ صَدِيقِكُم‌ْ لَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ تَأْكُلُوا جَمِيعَاً أَوْ أَشْتَاتَاً فَإِذَا دَخَلْتُمْ‌ بُيُوتَاً فَسَلِّمُوا عَلَي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ تَحِيَّة‌ً مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ مُبَارَكَة‌ً طَيِّبَة‌ً كَذَلِك‌َ يُبَيِّن‌ُ الله‌ُ لَكُم‌ُ الْآيَات‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (نور: 61)

بر نابينا و افراد لنگ و بيمار گناهى نيست (كه با شما هم غذا شوند)، و بر شما نيز گناهى نيست كه از خانه‏هاى خودتان [خانه‏هاى فرزندان يا همسرانتان كه خانه خود شما محسوب مى‏شود بدون اجازه خاصّى‏] غذا بخوريد و همچنين خانه‏هاى پدرانتان، يا خانه‏هاى مادرانتان، يا خانه‏هاى برادرانتان، يا خانه‏هاى خواهرانتان، يا خانه‏هاى عموهايتان، يا خانه‏هاى عمّه‏هايتان، يا خانه‏هاى داييهايتان، يا خانه‏هاى خاله‏هايتان، يا خانه‏اى كه كليدش در اختيار شماست، يا خانه‏هاى دوستانتان، بر شما گناهى نيست كه بطور دسته‏جمعى يا جداگانه غذا بخوريد و هنگامى كه داخل خانه‏اى شديد، بر خويشتن سلام كنيد، سلام و تحيّتى از سوى خداوند، سلامى پربركت و پاكيزه! اين گونه خداوند آيات را براى شما روشن مى‏كند، باشد كه بينديشيد! (61)


إِنَّمَا المُؤْمِنُون‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ إِذَا كَانُوا مَعَه‌ُ عَلَي‌ أَمْرٍ جَامِع‌ٍ لَم‌ْ يَذْهَبُوا حَتَّي‌ يَسْتَأْذِنُوه‌ُ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَسْتَأْذِنُونَك‌َ أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوك‌َ لِبَعْض‌ِ شَأْنِهِم‌ْ فَأْذَنْ‌ لِمَنْ‌ شِئْت‌َ مِنْهُم‌ْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُم‌ُ الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نور: 62)

مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند و هنگامى كه در كار مهمّى با او باشند، بى‏اجازه او جايى نمى‏روند كسانى كه از تو اجازه مى‏گيرند، براستى به خدا و پيامبرش ايمان آورده‏اند! در اين صورت، هر گاه براى بعضى كارهاى مهمّ خود از تو اجازه بخواهند، به هر يك از آنان كه مى‏خواهى (و صلاح مى‏بينى) اجازه ده، و برايشان از خدا آمرزش بخواه كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (62)


لاَ تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُول‌ِ بَيْنَكُم‌ْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ‌ بَعْضَاً قَدْ يَعْلَم‌ُ الله‌ُ الَّذِين‌َ يَتَسَلَّلُون‌َ مِنْكُم‌ْ لِوَاذَاً فَلْيَحْذَرِ الَّذِين‌َ يُخَالِفُون‌َ عَن‌ْ أَمْرِه‌ِ أَنْ تُصِيبَهُم‌ْ فِتْنَة‌ٌ أَوْ يُصِيبَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (نور: 63)

صدا كردن پيامبر را در ميان خود، مانند صدا كردن يكديگر قرار ندهى خداوند كسانى از شما را كه پشت سر ديگران پنهان مى‏شوند، و يكى پس از ديگرى فرار مى‏كنند مى‏داند! پس آنان كه فرمان او را مخالفت مى‏كنند، بايد بترسند از اينكه فتنه‏اى دامنشان را بگيرد، يا عذابى دردناك به آنها برسد! (63)


وَاتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً لاَ يَخْلُقُون‌َ شَيْءً وَ هُم‌ْ يُخْلَقُون‌َ وَ لاَ يَمْلِكُون‌َ لِأَنْفُسِهِم‌ْ ضَرَّاً وَ لاَ نَفْعَاً وَ لاَ يَمْلِكُون‌َ مَوْتَاً وَ لاَ حَيَاة‌ً وَ لاَ نُشُورَاً (فرقان: 3)

آنان غير از خداوند معبودانى براى خود برگزيدند معبودانى كه چيزى را نمى‏آفرينند، بلكه خودشان مخلوقند، و مالك زيان و سود خويش نيستند، و نه مالك مرگ و حيات و رستاخيز خويشند. (3)


أَوْ يُلْقَي‌ إِلَيْه‌ِ كَنْزٌ أَوْ تَكُون‌ُ لَه‌ُ جَنَّة‌ٌ يَأْكُل‌ُ مِنْهَا وَ قَال‌َ الظَّالِمُون‌َ إِنْ‌ تَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ رَجُلاً مَسْحُورَاً (فرقان: 8)

يا گنجى (از آسمان) براى او فرستاده شود، يا باغى داشته باشد كه از (ميوه) آن بخورد (و امرار معاش كند)؟!» و ستمگران گفتند: «شما تنها از مردى مجنون پيروى مى‏كنيد!» (8)


تَبَارَك‌َ الَّذِي‌ إِنْ‌ شَاءَ جَعَل‌َ لَك‌َ خَيْرَاً مِنْ‌ ذَلِك‌َ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ يَجْعَلْ‌ لَك‌َ قُصُورَاً (فرقان: 10)

زوال ناپذير و بزرگ است خدايى كه اگر بخواهد براى تو بهتر از اين قرار مى‏دهد: باغهايى كه نهرها از زير درختانش جارى است، و (اگر بخواهد) براى تو كاخهايى مجلّل قرار مى‏دهد. (10)


إِذَا رَأَتْهُمْ‌ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظَاً وَ زَفِيرَاً (فرقان: 12)

هنگامى كه اين آتش آنان را از مكانى دور ببيند، صداى وحشتناك و خشم آلودش را كه با نفس‏زدن شديد همراه است مى‏شنوند. (12)


وَ إِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانَاً ضَيِّقَاً مُقَرَّنِين‌َ دَعَوْا هُنَالِك‌َ ثُبُورَاً (فرقان: 13)

و هنگامى كه در جاى تنگ و محدودى از آن افكنده شوند در حالى كه در غل و زنجيرند، فرياد واويلاى آنان بلند مى‏شود! (13)


وَ يَوْم‌َ يَحْشُرُهُم‌ْ وَ مَا يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ فَيَقُول‌ُ أَأَنْتُم‌ْ أَضْلَلْتُم‌ْ عِبَادِي‌ هَؤُلاَءِ أَم‌ْ هُم‌ْ ضَلُّوا السَّبِيل‌َ (فرقان: 17)

(به خاطر بياور) روزى را كه همه آنان و معبودهايى را كه غير از خدا مى‏پرستند جمع مى‏كند، آن گاه به آنها مى‏گويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه كرديد يا خود آنان راه را گم كردند؟!» (17)


قَالُوا سُبْحَانَك‌َ مَا كَان‌َ يَنْبَغِي‌ لَنَا أَنْ‌ نَتَّخِذَ مِنْ‌ دُونِك‌َ مِن‌ْ أَوْلِيَاءَ وَ لَكِنْ‌ مَتَّعْتَهُم‌ْ وَ آبَاءَهُم‌ْ حَتَّي‌ نَسُوا الذِّكْرَ وَ كَانُوا قَوْمَاً بُورَاً (فرقان: 18)

(در پاسخ) مى‏گويند: «منزّهى تو! براى ما شايسته نبود كه غير از تو اوليايى برگزينيم، ولى آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودى تا اينكه (به جاى شكر نعمت) ياد تو را فراموش كردند و تباه و هلاك شدند.» (18)


فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ‌ بِمَا تَقُولُون‌َ فَمَا تَسْتَطِيعُون‌َ صَرْفَاً وَ لاَ نَصْرَاً وَ مَنْ‌ يَظْلِمْ‌ مِنْكُم‌ْ نُذِقْه‌ُ عَذَابَاً كَبِيرَاً (فرقان: 19)

(خداوند به آنان مى‏گويد: ببينيد) اين معبودان، شما را در آنچه مى‏گوييد تكذيب كردند! اكنون نمى‏توانيد عذاب الهى را برطرف بسازيد، يا از كسى يارى بطلبيد! و هر كس از شما ستم كند، عذاب شديدى به او مى‏چشانيم! (19)


وَ مَا أَرْسَلْنَا قَبْلَك‌َ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ إِلاَّ إِنَّهُم‌ْ لَيَأْكُلُون‌َ الطَّعَام‌َ وَ يَمْشُون‌َ فِي‌ الْأَسْوَاق‌ِ وَ جَعَلْنَا بَعْضَكُم‌ْ لِبَعْض‌ٍ فِتْنَة‌ً أَتَصْبِرُون‌َ وَ كَان‌َ رَبُّك‌َ بَصِيرَاً (فرقان: 20)

ما هيچ يك از رسولان را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند و بعضى از شما را وسيله امتحان بعضى ديگر قرار داديم، آيا صبر و شكيبايى مى‏كنيد (و از عهده امتحان برمى‏آييد)؟! و پروردگار تو همواره بصير و بينا بوده است. (20)


وَ قَدِمْنَا إِلَي‌ مَا عَمِلُوا مِن‌ْ عَمَل‌ٍ فَجَعَلْنَاه‌ُ هَبَاءً مَنْثُورَاً (فرقان: 23)

و ما به سراغ اعمالى كه انجام داده‏اند مى‏رويم، و همه را همچون ذرّات غبار پراكنده در هوا قرار مى‏دهيم! (23)


وَ كَذَلِك‌َ جَعَلْنَا لِكُل‌ِّ نَبِي‌ٍّ عَدُوَّاً مِن‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ وَ كَفَي‌ بِرَبِّك‌َ هَادِيَاً وَ نَصِيرَاً (فرقان: 31)

(آرى،) اين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از مجرمان قرار داديم امّا (براى تو) همين بس كه پروردگارت هادى و ياور (تو) باشد! (31)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَرْسَل‌َ الرِّيَاح‌َ بُشْرَاً بَيْن‌َ يَدَي‌ْ رَحْمَتِه‌ِ وَ أَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورَاً (فرقان: 48)

او كسى است كه بادها را بشارتگرانى پيش از رحمتش فرستاد، و از آسمان آبى پاك‏كننده نازل كرديم ... (48)


لِنُحْيِي‌َ بِه‌ِ بَلْدَة‌ً مَيْتَاً وَ نُسْقِيَه‌ُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامَاً وَ أَنَاسِي‌َّ كَثِيرَاً (فرقان: 49)

تا بوسيله آن، سرزمين مرده‏اى را زنده كنيم و آن را به مخلوقاتى كه آفريده‏ايم- چهارپايان و انسانهاى بسيار- مى‏نوشانيم. (49)


وَ هُوَ الَّذِي‌ خَلَق‌َ مِن‌َ الْمَاءِ بَشَرَاً فَجَعَلَه‌ُ نَسَبَاً وَ صِهْرَاً وَ كَان‌َ رَبُّك‌َ قَدِيرَاً (فرقان: 54)

او كسى است كه از آب، انسانى را آفريد سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد) و پروردگار تو همواره توانا بوده است. (54)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ لاَ يَضُرُّهُم‌ْ وَ كَان‌َ الْكَافِرُ عَلَي‌ رَبِّه‌ِ ظَهِيرَاً (فرقان: 55)

آنان جز خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان سودى مى‏رساند و نه زيانى و كافران هميشه در برابر پروردگارشان (در طريق كفر) پشتيبان يكديگرند. (55)


قُل‌ْ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ‌ شَاءَ أَنْ‌ يَتَّخِذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ سَبِيلاً (فرقان: 57)

بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)» (57)


وَالَّذِين‌َ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا هَب‌ْ لَنَا مِن‌ْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّيَّاتِنَا قُرَّة‌َ أَعْيُن‌ٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِين‌َ إِمَامَاً (فرقان: 74)

و كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!» (74)


إِنْ‌ نَشَأْ نُنَزِّل‌ْ عَلَيْهِمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ آيَة‌ً فَظَلَّت‌ْ أَعْنَاقُهُم‌ْ لَهَا خَاضِعِين‌َ (شعراء: 4)

اگر ما اراده كنيم، از آسمان بر آنان آيه‏اى نازل مى‏كنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد! (4)


وَ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرٍ مِن‌َ الرَّحْمَن‌ِ مُحْدَث‌ٍ إِلاَّ كَانُوا عَنْه‌ُ مُعْرِضين‌َ (شعراء: 5)

و هيچ ذكر تازه‏اى از سوى خداوند مهربان براى آنها نمى‏آيد مگر اينكه از آن روى‏گردان مى‏شوند! (5)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ كَم‌ْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ زَوْج‌ٍ كَرِيم‌ٍ (شعراء: 7)

آيا آنان به زمين نگاه نكردند كه چقدر از انواع گياهان پرارزش در آن رويانديم؟! (7)


قَال‌َ أَلَم‌ْ نُرَبِّك‌َ فِينَا وَلِيدَاً وَ لَبِثْت‌َ فِينَا مِن‌ْ عُمُرِك‌َ سِنِين‌َ (شعراء: 18)

(فرعون) گفت: «آيا ما تو را در كودكى در ميان خود پرورش نداديم، و سالهايى از زندگيت را در ميان ما نبودى؟! (18)


وَ فَعَلْت‌َ فَعْلَتَك‌َ الَّتِي‌ فَعَلْت‌َ وَ أَنْت‌َ مِن‌َ الْكَافِرِين‌َ (شعراء: 19)

و سرانجام، آن كارت را (كه نمى‏بايست انجام دهى) انجام دادى (و يك نفر از ما را كشتى)، و تو از ناسپاسانى!» (19)


قَال‌َ فَعَلْتُهَا إِذَاً وَ أَنَا مِن‌َ الضَّالِّين‌َ (شعراء: 20)

(موسى) گفت: «من آن كار را انجام دادم در حالى كه از بى‏خبران بودم! (20)


فَفَرَرْت‌ُ مِنْكُم‌ْ لَمَّا خِفْتُكُم‌ْ فَوَهَب‌َ لِي‌ رَبِّي‌ حُكْمَاً وَ جَعَلَنِي‌ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (شعراء: 21)

پس هنگامى كه از شما ترسيدم فرار كردم و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشيد، و مرا از پيامبران قرار داد! (21)


قَال‌َ لَئِن‌ِ اتَّخَذْت‌َ إِلَهَاً غَيْرِي‌ لَأََجْعَلَنَّك‌َ مِن‌َ الْمَسْجُونِين‌َ (شعراء: 29)

(فرعون خشمگين شد و) گفت: «اگر معبودى غير از من برگزينى، تو را از زندانيان قرار خواهم داد!» (29)


قَال‌َ فَأْت‌ِ بِه‌ِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (شعراء: 31)

گفت: «اگر راست مى‏گويى آن را بياور!» (31)


يُرِيدُ أَنْ‌ يُخْرِجَكُمْ‌ مِن‌ْ أَرْضِكُمْ‌ بِسِحْرِه‌ِ فَمَاذَا تَأْمُرُون‌َ (شعراء: 35)

او مى‏خواهد با سحرش شما را از سرزمينتان بيرون كند! شما چه نظر مى‏دهيد؟» (35)


قَال‌َ نَعَم‌ْ وَ إِنَّكُم‌ْ إِذَاً لَمِن‌َ الْمُقَرَّبِين‌َ (شعراء: 42)

گفت: « (آرى،) و در آن صورت شما از مقرّبان خواهيد بود!» (42)


قَال‌َ آمَنْتُم‌ْ لَه‌ُ قَبْل‌َ أَن‌ْ آذَن‌َ لَكُم‌ْ إِنَّه‌ُ لَكَبِيرُكُم‌ُ الَّذِي‌ عَلَّمَكُم‌ُ السِّحْرَ فَلَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ لَأُقَطِّعَن‌َّ أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (شعراء: 49)

(فرعون) گفت: «آيا پيش از اينكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟! مسلّماً او بزرگ و استاد شماست كه به شما سحر آموخته (و اين يك توطئه است)! امّا بزودى خواهيد دانست! دستها و پاهاى شما را بعكس يكديگر قطع مى‏كنم، و همه شما را به دار مى‏آويزم!» (49)


فَأَخْرَجْنَاهُمْ‌ مِنْ‌ جَنَّات‌ٍ وَ عُيُون‌ٍ (شعراء: 57)

(سرانجام فرعونيان مغلوب شدند،) و ما آنها را از باغها و چشمه‏ها بيرون رانديم، (57)


وَاجْعَلْنِي‌ مِنْ‌ وَرَثَة‌ِ جَنَّة‌ِ النَّعِيم‌ِ (شعراء: 85)

و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان! (85)


وَاغْفِرْ لِأَبِي‌ إِنَّه‌ُ كَان‌َ مِن‌َ الضَّالِّين‌َ (شعراء: 86)

و پدرم [عمويم‏] را بيامرز، كه او از گمراهان بود! (86)


مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ هَل‌ْ يَنْصُرُونَكُم‌ْ أَوْ يَنْتَصِرُون‌َ (شعراء: 93)

معبودهايى غير از خدا؟! آيا آنها شما را يارى مى‏كنند، يا كسى به يارى آنها مى‏آيد؟!» (93)


فَمَا لَنَا مِنْ‌ شَافِعِين‌َ (شعراء: 100)

(افسوس كه امروز) شفاعت‏كنندگانى براى ما وجود ندارد، (100)


فَلَوْ أَن‌َّ لَنَا كَرَّة‌ً فَنَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (شعراء: 102)

اى كاش بار ديگر (به دنيا) بازگرديم و از مؤمنان باشيم!» (102)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 109)

من براى اين دعوت، هيچ مزدى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (109)


قَالُوا لَئِنْ‌ لَم‌ْ تَنْتَه‌ِ يَا نُوح‌ُ لَتَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمَرْجُومِين‌َ (شعراء: 116)

گفتند: «اى نوح! اگر (از حرفهايت) دست برندارى، سنگباران خواهى شد!» (116)


فَافْتَح‌ْ بَيْنِي‌ وَ بَيْنَهُم‌ْ فَتْحَاً وَ نَجِّنِي‌ وَ مَنْ‌ مَعِي‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (شعراء: 118)

اكنون ميان من و آنها جدايى بيفكن و مرا و مؤمنانى را كه با من هستند رهايى بخش!» (118)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 127)

من در برابر اين دعوت، هيچ اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است. (127)


قَالُوا سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَوَعَظْت‌َ أَم‌ْ لَم‌ْ تَكُنْ‌ مِن‌َ الْوَاعِظِين‌َ (شعراء: 136)

آنها [قوم عاد] گفتند: «براى ما تفاوت نمى‏كند، چه ما را انذار كنى يا نكنى (بيهوده خود را خسته مكن)! (136)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 145)

من در برابر اين دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (145)


وَ تَنْحِتُون‌َ مِن‌َ الْجِبَال‌ِ بُيُوتَاً فَارِهِين‌َ (شعراء: 149)

و از كوه‏ها خانه‏هايى مى‏تراشيد، و در آن به عيش و نوش مى‏پردازيد! (149)


قَالُوا إِنَّمَا أَنْت‌َ مِن‌َ الْمُسَحَّرِين‌َ (شعراء: 153)

گفتند: « (اى صالح!) تو از افسون شدگانى (و عقل خود را از دست داده‏اى!) (153)


مَا أَنْت‌َ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا فَأْت‌ِ بِآيَة‌ٍ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (شعراء: 154)

تو فقط بشرى همچون مايى اگر راست مى‏گويى آيت و نشانه‏اى بياور!» (154)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 164)

من در برابر اين دعوت، اجرى از شما نمى‏طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالميان است! (164)


أَتَأْتُون‌َ الذُّكْرَان‌َ مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 165)

آيا در ميان جهانيان، شما به سراغ جنس ذكور مى‏رويد (و همجنس بازى مى‏كنيد، آيا اين زشت و ننگين نيست؟!) (165)


وَ تَذَرُون‌َ مَا خَلَق‌َ لَكُم‌ْ رَبُّكُمْ‌ مِن‌ْ أَزْوَاجِكُمْ‌ بَل‌ْ أَنْتُم‌ْ قَوْم‌ٌ عَادُون‌َ (شعراء: 166)

و همسرانى را كه پروردگارتان براى شما آفريده است رها مى‏كنيد؟! (حقّاً) شما قوم تجاوزگرى هستيد!» (166)


قَالُوا لَئِنْ‌ لَم‌ْ تَنْتَه‌ِ يَا لُوط‌ُ لَتَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُـخْرَجِين‌َ (شعراء: 167)

گفتند: «اى لوط! اگر (از اين سخنان) دست برندارى، به يقين از اخراج شدگان خواهى بود!» (167)


قَال‌َ إِنِّي‌ لِعَمَلِكُمْ‌ مِن‌َ الْقَالِين‌َ (شعراء: 168)

گفت: «من دشمن سرسخت اعمال شما هستم! (168)


رَب‌ِّ نَجِّنِي‌ وَ أَهْلِي‌ مِمَّا يَعْمَلُون‌َ (شعراء: 169)

پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اينها انجام مى‏دهند رهايى بخش!» (169)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمين‌َ (شعراء: 180)

من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (180)


أَوْفُوا الْكَيْل‌َ وَ لاَ تَكُونُوا مِن‌َ الْمُـخْسِرِين‌َ (شعراء: 181)

حق پيمانه را ادا كنيد (و كم فروشى نكنيد)، و ديگران را به خسارت نيفكنيد! (181)


قَالُوا إِنَّمَا أَنْت‌َ مِن‌َ الْمُسَحَّرِين‌َ (شعراء: 185)

آنها گفتند: «تو فقط از افسون‏شدگانى! (185)


وَ مَا أَنْت‌َ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا وَ إِنْ‌ نَظُنُّك‌َ لَمِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (شعراء: 186)

تو بشرى همچون مايى، تنها گمانى كه درباره تو داريم اين است كه از دروغگويانى! (186)


فَأَسْقِط‌ْ عَلَيْنَا كِسَفَاً مِن‌َ السَّمَاءِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (شعراء: 187)

اگر راست مى‏گويى، سنگهايى از آسمان بر سر ما بباران!» (187)


عَلَي‌ قَلْبِك‌َ لِتَكُون‌َ مِن‌َ الْمُنْذِرِين‌َ (شعراء: 194)

بر قلب (پاك) تو، تا از انذاركنندگان باشى! (194)


وَ مَا أَهْلَكْنَا مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ إِلاَّ لَهَا مُنْذِرُون‌َ (شعراء: 208)

ما هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه انذاركنندگانى (از پيامبران الهى) داشتند. (208)


فَلاَ تَدْع‌ُ مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ فَتَكُون‌َ مِن‌َ الْمُعَذَّبِين‌َ (شعراء: 213)

(اى پيامبر!) هيچ معبودى را با خداوند مخوان، كه از معذّبين خواهى بود! (213)


وَاخْفِض‌ْ جَنَاحَك‌َ لِمَن‌ِ اتَّبَعَك‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (شعراء: 215)

و بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند بگستر! (215)


فَإِن‌ْ عَصَوْك‌َ فَقُل‌ْ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تَعْمَلُون‌َ (شعراء: 216)

اگر تو را نافرمانى كنند بگو: «من از آنچه شما انجام مى‏دهيد بيزارم!» (216)


إِلاَّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ ذَكَرُوا الله‌َ كَثِيرَاً وَانْتَصَرُوا مِنْ‌ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَم‌ُ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا أَي‌َّ مُنْقَلَب‌ٍ يَنقَلِبُون‌َ (شعراء: 227)

مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام مى‏دهند و خدا را بسيار ياد مى كنند، و به هنگامى كه مورد ستم واقع مى‏شوند به دفاع از خويشتن (و مؤمنان) برمى‏خيزند (و از شعر در اين راه كمك مى‏گيرند) آنها كه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه بازگشتشان به كجاست! (227)


وَ إِنَّك‌َ لَتُلَقَّي‌ الْقُرْآن‌َ مِنْ‌ لَدُن‌ْ حَكِيم‌ٍ عَلِيم‌ٍ (نمل: 6)

به يقين اين قرآن از سوى حكيم و دانايى بر تو القا مى‏شود. (6)


إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِأَهِلِه‌ِ إِنِّي‌ آنَسْت‌ُ نَارَاً سَآتِيكُمْ‌ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ‌ بِشِهَاب‌ٍ قَبَس‌ٍ لَعَلَّكُم‌ْ تَصْطَلُون‌َ (نمل: 7)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه موسى به خانواده خود گفت: «من آتشى از دور ديدم (همين جا توقف كنيد) بزودى خبرى از آن براى شما مى‏آورم، يا شعله آتشى تا گرم شويد.» (7)


وَ أَدْخِل‌ْ يَدَك‌َ فِي‌ جَيْبِك‌َ تَخْرُج‌ْ بَيْضَاءَ مِن‌ْ غَيْرِ سُوءٍ فِي‌ تِسْع‌ِ آيَات‌ٍ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ قَوْمِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (نمل: 12)

و دستت را در گريبانت داخل كن هنگامى كه خارج مى‏شود، سفيد و درخشنده است بى آنكه عيبى در آن باشد اين در زمره معجزات نه‏گانه‏اى است كه تو با آنها بسوى فرعون و قومش فرستاده مى‏شوى آنان قومى فاسق و طغيانگرند!» (12)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَ سُلَيْمَـان‌َ عِلْمَاً وَ قَالاَ الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ فَضَّلَنَا عَلَي‌ كَثِيرٍ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ (نمل: 15)

و ما به داوود و سليمان، دانشى عظيم داديم و آنان گفتند: «ستايش از آن خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد.» (15)


وَ وَرِث‌َ سُلَيْمَـان‌ُ دَاوُدَ وَ قَال‌َ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ عُلِّمْنَا مَنْطِق‌َ الطَّيْرِ وَ أُوتِينَا مِنْ‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ إِن‌َّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْل‌ُ الْمُبِين‌ُ (نمل: 16)

و سليمان وارث داوود شد، و گفت: «اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هر چيز به ما عطا گرديده اين فضيلت آشكارى است.» (16)


وَ حُشِرَ لِسُلَيْمَـان‌َ جُنُودُه‌ُ مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ وَالطَّيْرِ فَهُم‌ْ يُوزَعُون‌َ (نمل: 17)

لشكريان سليمان، از جنّ و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند آن قدر زياد بودند كه بايد توقّف مى‏كردند تا به هم ملحق شوند! (17)


فَتَبَسَّم‌َ ضَاحِكَاً مِنْ‌ قَوْلِهَا وَ قَال‌َ رَب‌ِّ أَوْزِعْنِي‌ أَن‌ْ أَشْكُرَ نِعْمَتَك‌َ الَّتِي‌ أَنْعَمْت‌َ عَلَيَّ‌ وَ عَلَي‌ وَالِدَي‌َّ وَ أَن‌ْ أَعْمَل‌َ صَالِحَاً تَرْضَاه‌ُ وَ أَدْخِلْنِي‌ بِرَحْمَتِك‌َ فِي‌ عِبَادِك‌َ الصَّالِحِين‌َ (نمل: 19)

سليمان از سخن او تبسّمى كرد و خنديد و گفت: «پروردگارا! شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به من الهام كن، و توفيق ده تا عمل صالحى كه موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد كن!» (19)


وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَال‌َ مَا لِي‌َ لاَ أَرَي‌ الْهُدْهُدَ أَم‌ْ كَان‌َ مِن‌َ الْغَائِبِين‌َ (نمل: 20)

(سليمان) در جستجوى آن پرنده [هدهد] برآمد و گفت: «چرا هدهد را نمى‏بينم، يا اينكه او از غايبان است؟! (20)


فَمَكَث‌َ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَال‌َ أَحَطْت‌ُ بِمَا لَم‌ْ تُحِط‌ْ بِه‌ِ وَ جِئْتُك‌َ مِنْ‌ سَبَاءٍ بِنَبَإٍ يَقِين‌ٍ (نمل: 22)

چندان درنگ نكرد (كه هدهد آمد و) گفت: «من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى من از سرزمين «سبا» يك خبر قطعى براى تو آورده‏ام! (22)


إِنِّي‌ وَجَدْت‌ُ امْرَأَة‌ً تَمْلِكُهُم‌ْ وَ أُوتِيَت‌ْ مِنْ‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ لَهَا عَرْش‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نمل: 23)

من زنى را ديدم كه بر آنان حكومت مى‏كند، و همه چيز در اختيار دارد، و (به خصوص) تخت عظيمى دارد! (23)


وَجَدْتُهَا وَ قَوْمَهَا يَسْجُدُون‌َ لِلشَّمْس‌ِ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ زَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ فَصَدَّهُم‌ْ عَن‌ِ السَّبِيل‌ِ فَهُم‌ْ لاَ يَهْتَدُون‌َ (نمل: 24)

او و قومش را ديدم كه براى غير خدا- خورشيد- سجده مى‏كنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته و از اين رو هدايت نمى‏شوند!» (24)


قَال‌َ سَنَنْظُرُ أَصَدَقْت‌َ أَم‌ْ كُنْت‌َ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (نمل: 27)

(سليمان) گفت: «ما تحقيق مى‏كنيم ببينيم راست گفتى يا از دروغگويان هستى؟ (27)


إِنَّه‌ُ مِنْ‌ سُلَيْمَـان‌َ وَ إِنَّه‌ُ بِسْم‌ِ الله‌ِ الرَّحْمَن‌ِ الرَّحِيم‌ِ (نمل: 30)

اين نامه از سليمان است، و چنين مى‏باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان (30)


فَلَمَّا جَاءَ سُلَيْمَـان‌َ قَال‌َ أَتُمِدُّونَن‌ِ بِمَال‌ٍ فَمَا آتَانِيَ‌ الله‌ُ خَيْرٌ مِمَّا آتَاكُم‌ْ بَل‌ْ أَنْتُمْ‌ بِهَدِيَّتِكُم‌ْ تَفْرَحُون‌َ (نمل: 36)

هنگامى كه (فرستاده ملكه سبا) ا نزد سليمان آمد، گفت: «مى‏خواهيد مرا با مال كمك كنيد (و فريب دهيد)؟! آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است بلكه شما هستيد كه به هديه‏هايتان خوشحال مى‏شويد! (36)


ارْجِع‌ْ إِلَيْهِم‌ْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ‌ بِجُنُودٍ لاَ قِبَل‌َ لَهُمْ‌ بِهَا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ‌ مِنْهَا أَذِلَّة‌ً وَ هُم‌ْ صَاغِرُونَ‌ (نمل: 37)

بسوى آنان بازگرد (و اعلام كن) با لشكريانى به سراغ آنان مى‏آييم كه قدرت مقابله با آن را نداشته باشند و آنان را از آن (سرزمين آباد) با ذلّت و خوارى بيرون مى‏رانيم!» (37)


قَال‌َ عِفْرِيت‌ٌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ أَنَا آتِيك‌َ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ تَقُوم‌َ مِنْ‌ مَقَامِك‌َ وَ إِنِّي‌ عَلَيْه‌ِ لَقَوِي‌ٌّ أَمِين‌ٌ (نمل: 39)

عفريتى از جنّ گفت: «من آن را نزد تو مى‏آورم پيش از آنكه از مجلست برخيزى و من نسبت به اين امر، توانا و امينم!» (39)


قَال‌َ الَّذِي‌ عِنْدَه‌ُ عِلْم‌ٌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ أَنَا آتِيك‌َ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ يَرْتَدَّ إِلَيْك‌َ طَرْفُك‌َ فَلَمَّا رَآه‌ُ مُسْتَقِرَّاً عِنْدَه‌ُ قَال‌َ هَذَا مِنْ‌ فَضْل‌ِ رَبِّي‌ لِيَبْلُوَنِي‌ أَأَشْكُرُ أَمْ‌ أَكْفُرُ وَ مَنْ‌ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَإِن‌َّ رَبِّي‌ غَنِي‌ٌّ كَرِيم‌ٌ (نمل: 40)

(امّا) كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: «پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامى كه (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مى‏آورم يا كفران مى‏كنم؟! و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مى‏كند و هر كس كفران نمايد (بزيان خويش نموده است، كه) پروردگار من، غنىّ و كريم است!» (40)


قَال‌َ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنْظُرْ أَتَهْتَدِي‌ أَم‌ْ تَكُون‌ُ مِن‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَهْتَدُون‌َ (نمل: 41)

(سليمان) گفت: «تخت او را برايش ناشناس سازيد ببينم آيا متوجّه مى‏شود يا از كسانى است كه هدايت نخواهند شد؟! (41)


فَلَمَّا جَاءَت‌ْ قِيل‌َ أَهَكَذَا عَرْشُك‌ِ قَالَت‌ْ كَأَنَّه‌ُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْم‌َ مِنْ‌ قَبْلِهَا وَ كُنَّا مُسْلِمِين‌َ (نمل: 42)

هنگامى كه آمد، به او گفته شد: «آيا تخت تو اين گونه است؟» گفت: گويا خود آن است! و ما پيش از اين هم آگاه بوديم و اسلام آورده بوديم!» (42)


وَ صَدَّهَا مَا كَانَتْ‌ تَعْبُدُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ إِنَّهَا كَانَت‌ْ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ كَافِرِين‌َ (نمل: 43)

و او را از آنچه غير از خدا ميپرستيد بازداشت، كه او [ملكه سبا] از قوم كافران بود. (43)


قِيل‌َ لَهَا ادْخُلِي‌ الصَّرْح‌َ فَلَمَّا رَأَتْه‌ُ حَسِبَتْه‌ُ لُجَّة‌ً وَ كَشَفَت‌ْ عَنْ‌ سَاقَيْهَا قَال‌َ إِنَّه‌ُ صَرْح‌ٌ مُمَرَّدٌ مِنْ‌ قَوَارِيرَ قَالَت‌ْ رَب‌ِّ إِنِّي‌ ظَلَمْت‌ُ نَفْسِي‌ وَ أَسْلَمْت‌ُ مَع‌َ سُلَيْمَـان‌َ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (نمل: 44)

به او گفته شد: «داخل حياط (قصر) شو!» هنگامى كه نظر به آن افكند، پنداشت نهر آبى است و ساق پاهاى خود را برهنه كرد (تا از آب بگذرد امّا سليمان) گفت: « (اين آب نيست،) بلكه قصرى است از بلور صاف!» (ملكه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم كردم و (اينك) با سليمان براى خداوندى كه پروردگار عالميان است اسلام آوردم!» (44)


أَئِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الرِّجَال‌َ شَهْوَة‌ً مِنْ‌ دُون‌ِ النِّسَاءِ بَل‌ْ أَنْتُم‌ْ قَوْم‌ٌ تَجْهَلُون‌َ (نمل: 55)

آيا شما بجاى زنان، از روى شهوت به سراغ مردان مى‏رويد؟! شما قومى نادانيد!» (55)


فَمَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آل‌َ لُوط‌ٍ مِنْ‌ قَرْيَتِكُم‌ْ إِنَّهُم‌ْ أُنَاس‌ٌ يَتَطَهَّرُون‌َ (نمل: 56)

آنها پاسخى جز اين نداشتند كه (به يكديگر) گفتند: «خاندان لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه اينها افرادى پاكدامن هستند!» (56)


فَأنْجَيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ قَدَّرْنَاهَا مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (نمل: 57)

ما او و خانواده‏اش را نجات داديم، بجز همسرش كه مقدّر كرديم جزء باقى‏ماندگان (در آن شهر) باشد! (57)


أَمَّن‌ْ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ أَنْزَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِه‌ِ حَدَائِق‌َ ذَات‌َ بَهْجَة‌ٍ مَا كَان‌َ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَه‌ٌ مَع‌َ الله‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ قَوْم‌ٌ يَعْدِلُون‌َ (نمل: 60)

(آيا بتهايى كه معبود شما هستند بهترند) يا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده؟! و براى شما از آسمان، آبى فرستاد كه با آن، باغهايى زيبا و سرورانگيز رويانديم شما هرگز قدرت نداشتيد درختان آن را برويانيد! آيا معبود ديگرى با خداست؟! نه، بلكه آنها گروهى هستند كه (از روى نادانى، مخلوقات را) همطراز (پروردگارشان) قرار مى‏دهند! (60)


أَمَّنْ‌ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ وَ مَنْ‌ يَرْزُقُكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ أَإِلَه‌ٌ مَّع‌َ الله‌ِ قُل‌ْ هَاتُوا بُرْهَانَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (نمل: 64)

يا كسى كه آفرينش را آغاز كرد، سپس آن را تجديد مى‏كند، و كسى كه شما را از آسمان و زمين روزى مى‏دهد آيا معبودى با خداست؟! بگو: «دليلتان را بياوريد اگر راست مى‏گوييد!» (64)


بَل‌ِ ادَّارَك‌َ عِلْمُهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ فِي‌ شَك‌ٍّ مِنْهَا بَل‌ْ هُمْ‌ مِنْهَا عَمُون‌َ (نمل: 66)

آنها [مشركان‏] اطلاع صحيحى درباره آخرت ندارند بلكه در اصل آن شكّ دارند بلكه نسبت به آن نابينايند! (66)


لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْن‌ُ وَ آبَاؤُنَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (نمل: 68)

اين وعده‏اى است كه به ما و پدرانمان از پيش داده شده اينها همان افسانه‏هاى خرافى پيشينيان است!» (68)


وَ لاَ تَحْزَن‌ْ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ تَكُنْ‌ فِي‌ ضَيْق‌ٍ مِمَّا يَمْكُرُون‌َ (نمل: 70)

از (تكذيب و انكار) آنان غمگين مباش، و سينه‏ات از توطئه آنان تنگ نشود! (70)


وَ مَا مِن‌ْ غَائِبَة‌ٍ فِي‌ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (نمل: 75)

و هيچ موجود پنهانى در آسمان و زمين نيست مگر اينكه در كتاب مبين (در لوح محفوظ و علم بى‏پايان پروردگار) ثبت است! (75)


وَ إِذَا وَقَع‌َ الْقَوْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ أَخْرَجْنَا لَهُم‌ْ دَابَّة‌ً مِن‌َ الْأَرْض‌ِ تُكَلِّمُهُم‌ْ أَن‌َّ النَّاس‌َ كَانُوا بِآيَاتِنَا لاَ يُوقِنُون‌َ (نمل: 82)

و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند)، جنبنده‏اى را از زمين براى آنها خارج مى‏كنيم كه با آنان تكلّم مى‏كند (و مى‏گويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمى‏آوردند. (82)


وَ يَوْم‌َ نَحْشُرُ مِنْ‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ فَوْجَاً مِمَّنْ‌ يُكَذِّب‌ُ بِآيَاتِنَا فَهُم‌ْ يُوزَعُون‌َ (نمل: 83)

(به خاطر آور) روزى را كه ما از هر امّتى، گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى‏كردند محشور مى‏كنيم و آنها را نگه مى‏داريم تا به يكديگر ملحق شوند! (83)


مَن‌ْ جَاءَ بِالْحَسَنَة‌ِ فَلَه‌ُ خَيْرٌ مِنْهَا وَ هُمْ‌ مِنْ‌ فَزَع‌ٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُون‌َ (نمل: 89)

كسانى كه كار نيكى انجام دهند پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امانند! (89)


إِنَّمَا أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ رَب‌َّ هَذِه‌ِ الْبَلْدَة‌ِ الَّذِي‌ حَرَّمَهَا وَ لَه‌ُ كُل‌ُّ شَي‌ْءٍ وَ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (نمل: 91)

(بگو:) من مأمورم پروردگار اين شهر (مقدّس مكّه) را عبادت كنم، همان كسى كه اين شهر را حرمت بخشيده در حالى كه همه چيز از آن اوست! و من مأمورم كه از مسلمين باشم (91)


وَ أَن‌ْ أَتْلُوَ الْقُرْآن‌َ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَقُل‌ْ إِنَّمَا أَنَا مِن‌َ الْمُنْذِرِين‌َ (نمل: 92)

و اينكه قرآن را تلاوت كنم! هر كس هدايت شود بسود خود هدايت شده و هر كس گمراه گردد (زيانش متوجّه خود اوست) بگو: «من فقط از انذاركنندگانم!» (92)


نَتْلُوا عَلَيْك‌َ مِن‌ْ نَبَإِ مُوسَي‌ وَ فِرْعَوْن‌َ بِالْحَق‌ِّ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (قصص: 3)

ما از داستان موسى و فرعون بحقّ بر تو مى‏خوانيم، براى گروهى كه (طالب حقّند و) ايمان مى‏آورند! (3)


إِن‌َّ فِرْعَوْن‌َ عَلاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ جَعَل‌َ أَهْلَهَا شِيَعَاً يَسْتَضْعِف‌ُ طَائِفَة‌ً مِنْهُم‌ْ يُذبِّح‌ُ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ يَسْتَحْيي‌ نِسَاءَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ مِن‌َ الْمُفْسِدِين‌َ (قصص: 4)

فرعون در زمين برترى‏جويى كرد، و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسيم نمود گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏كشاند، پسرانشان را سر مى‏بريد و زنانشان را (براى كنيزى و خدمت) زنده نگه مى‏داشت او به يقين از مفسدان بود! (4)


وَ نُمَكِّن‌َ لَهُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ نُرِي‌َ فِرْعَوْن‌َ وَ هَامَان‌َ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُمْ‌ مَا كَانُوا يَحْذَرُون‌َ (قصص: 6)

و حكومتشان را در زمين پابرجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان، آنچه را از آنها [بنى اسرائيل‏] بيم داشتند نشان دهيم! (6)


وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ أُم‌ِّ مُوسَي‌ أَن‌ْ أَرْضِعِيه‌ِ فَإِذَا خِفْت‌ِ عَلَيْه‌ِ فَأَلْقِيه‌ِ فِي‌ الْيَم‌ِّ وَ لاَ تَخَافِي‌ وَ لاَ تَحْزَنِي‌ إِنَّا رَادُّوه‌ُ إِلَيْك‌ِ وَ جَاعِلُوه‌ُ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (قصص: 7)

ما به مادر موسى الهام كرديم كه: «او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو بازمى‏گردانيم، و او را از رسولان قرار مى‏دهيم!» (7)


وَ أَصْبَح‌َ فُؤَادُ أُم‌ِّ مُوسَي‌ فَارِغَاً إِنْ‌ كَادَت‌ْ لَتُبْدِي‌ بِه‌ِ لَوْلاَ أَنْ‌ رَبَطْنَا عَلَي‌ قَلْبِهَا لِتَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (قصص: 10)

(سرانجام) قلب مادر موسى از همه چيز (جز ياد فرزندش) تهى گشت و اگر دل او را (بوسيله ايمان و اميد) محكم نكرده بوديم، نزديك بود مطلب را افشا كند! (10)


وَ حَرَّمْنَا عَلَيْه‌ِ الْمَرَاضِع‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَقَالَت‌ْ هَل‌ْ أَدُلُّكُم‌ْ عَلَي‌ أَهْل‌ِ بَيْت‌ٍ يَكْفُلُونَه‌ُ لَكُم‌ْ وَ هُم‌ْ لَه‌ُ نَاصِحُون‌َ (قصص: 12)

ما همه زنان شيرده را از پيش بر او حرام كرديم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد) و خواهرش (كه بيتابى مأموران را براى پيدا كردن دايه مشاهده كرد) گفت: «آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!» (12)


وَ دَخَل‌َ الْمَدِينَة‌َ عَلَي‌ حِين‌ِ غَفْلَة‌ٍ مِن‌ْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْن‌ِ يَقْتَتِلاَن‌ِ هَذَا مِنْ‌ شِيعَتِه‌ِ وَ هَذَا مِن‌ْ عَدُوِّه‌ِ فَاسْتَغَاثَه‌ُ الَّذِي‌ مِنْ‌ شِيعَتِه‌ِ عَلَي‌ الَّذِي‌ مِن‌ْ عَدُوِّهِ‌ فَوَكَزَه‌ُ مُوسَي‌ فَقَضَي‌ عَلَيْه‌ِ قَال‌َ هَذَا مِن‌ْ عَمَل‌ِ الشَّيْطَان‌ِ إِنَّه‌ُ عَدُوٌّ مُضِل‌ٌ مُبِين‌ٌ (قصص: 15)

او به هنگامى كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد ناگهان دو مرد را ديد كه به جنگ و نزاع مشغولند يكى از پيروان او بود (و از بنى اسرائيل)، و ديگرى از دشمنانش، آن كه از پيروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى كمك نمود موسى مشت محكمى بر سينه او زد و كار او را ساخت (و بر زمين افتاد و مرد) موسى گفت: «اين (نزاع شما) از عمل شيطان بود، كه او دشمن و گمراه‏كننده آشكارى است» (15)


فَلَمَّا أَن‌ْ أَرَادَ أَنْ‌ يَبْطِش‌َ بِالَّذِي‌ هُوَ عَدُوٌّ لَهُمَا قَال‌َ يَا مُوسَي‌ أَتُرِيدُ أَن‌ْ تَقْتُلَنِي‌ كَمَا قَتَلْت‌َ نَفْسَاً بِالْأَمْس‌ِ إِنْ‌ تُرِيدُ إِلاَّ أَنْ‌ تَكُون‌َ جَبَّارَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا تُرِيدُ أَنْ‌ تَكُون‌َ مِن‌َ الْمُصْلِحِين‌َ (قصص: 19)

و هنگامى كه خواست با كسى كه دشمن هر دوى آنها بود درگير شود و با قدرت مانع او گردد، (فريادش بلند شد،) گفت: «اى موسى مى‏خواهى! مرا بكشى همان گونه كه ديروز انسانى را كشتى؟! تو فقط مى‏خواهى جبّارى در روى زمين باشى، و نمى‏خواهى از مصلحان باشى!» (19)


وَ جَاءَ رَجُل‌ٌ مِن‌ْ أَقْصَي‌ الْمَدِينَة‌ِ يَسْعَي‌ قَال‌َ يَا مُوسَي‌ إِن‌َّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُون‌َ بِك‌َ لِيَقْتُلُوك‌َ فَاخْرُج‌ْ إِنِّي‌ لَك‌َ مِن‌َ النَّاصِحِين‌َ (قصص: 20)

(در اين هنگام) مردى با سرعت از دورترين نقطه شهر [مركز فرعونيان‏] آمد و گفت: «اى موسى! اين جمعيّت براى كشتن تو به مشورت نشسته‏اند فوراً از شهر خارج شو، كه من از خيرخواهان توام!» (20)


فَخَرَج‌َ مِنْهَا خَائِفَاً يَتَرَقَّب‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ نَجِّنِي‌ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 21)

موسى از شهر خارج شد در حالى كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏اى عرض كرد: «پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهايى بخش!» (21)


وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَن‌َ وَجَدَ عَلَيْه‌ِ أُمَّة‌ً مِن‌َ النَّاس‌ِ يَسْقُون‌َ وَ وَجَدَ مِنْ‌ دُونِهِم‌ُ امْرَأَتَيْن‌ِ تَذُودَان‌ِ قَال‌َ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لاَ نَسْقِي‌ حَتَّي‌ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَيْخ‌ٌ كَبِيرٌ (قصص: 23)

و هنگامى كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مى‏كنند و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نمى‏شوند موسى) به آن دو گفت: «كار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏دهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمى‏دهيم تا چوپانها همگى خارج شوند و پدر ما پير مرد كهنسالى است (و قادر بر اين كارها نيست.)!» (23)


فَسَقَي‌ لَهُمَا ثُم‌َّ تَوَلَّي‌ إِلَي‌ الظِّل‌ِّ فَقَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ لِمَا أَنْزَلْت‌َ إِلَيَّ‌ مِن‌ْ خَيْرٍ فَقِيرٌ (قصص: 24)

موسى براى (گوسفندان) آن دو آب كشيد سپس رو به سايه آورد و عرض كرد: «پروردگارا! هر خير و نيكى بر من فرستى، به آن نيازمندم!» (24)


فَجاءَتْه‌ُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي‌ عَلَي‌ اسْتِحْيَاءٍ قَالَت‌ْ إِن‌َّ أَبِي‌ يَدْعُوك‌َ لِيَجْزِيَك‌َ أَجْرَ مَا سَقَيْت‌َ لَنَا فَلَمَّا جَاءَه‌ُ وَ قَص‌َّ عَلَيْه‌ِ الْقَصَص‌َ قَال‌َ لاَ تَخَف‌ْ نَجَوْت‌َ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 25)

ناگهان يكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهايت حيا گام برمى‏داشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مى‏كند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را كه براى ما انجام دادى به تو بپردازد.» هنگامى كه موسى نزد او [شعيب‏] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات يافتى!» (25)


قَال‌َ إِنِّي‌ أُرِيدُ أَن‌ْ أُنْكِحَك‌َ إِحْدَي‌ ابْنَتَي‌َّ هَاتَيْن‌ِ عَلَي‌ أَنْ‌ تَأْجُرَنِي‌ ثَمَانِي‌َ حِجَج‌ٍ فَإِن‌ْ أَتْمَمْت‌َ عَشْرَاً فَمِن‌ْ عِنْدِك‌َ وَ مَا أُرِيدُ أَن‌ْ أَشُق‌َّ عَلَيْك‌َ سَتَجِدُنِي‌ إِنْ‌ شَاءَ الله‌ُ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (قصص: 27)

(شعيب) گفت: «من مى‏خواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى و اگر آن را تا ده سال افزايش دهى، محبّتى از ناحيه توست من نمى‏خواهم كار سنگينى بر دوش تو بگذارم و ان شاء اللَّه مرا از صالحان خواهى يافت» (27)


فَلَمَّا قَضَي‌ مُوسَي‌ الْأَجَل‌َ وَ سَارَ بِأَهْلِه‌ِ آنَس‌َ مِنْ‌ جَانِب‌ِ الطُّورِ نَارَاً قَال‌َ لِأَهْلِه‌ِ امْكُثُوا إِنِّي‌ آنَسْت‌ُ نَارَاً لَعَلِّي‌آتِيكُمْ‌ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَة‌ٍ مِن‌َ النَّارِ لَعَلَّكُم‌ْ تَصْطَلُون‌َ (قصص: 29)

هنگامى كه موسى مدّت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد، از جانب طور آتشى ديد! به خانواده‏اش گفت: «درنگ كنيد كه من آتشى ديدم! (مى‏روم) شايد خبرى از آن براى شما بياورم، يا شعله‏اى از آتش تا با آن گرم شويد!» (29)


فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي‌َ مِنْ‌ شَاطِئ‌ِ الْوَادِ الْأَيْمَن‌ِ فِي‌ الْبُقْعَة‌ِ الْمُبَارَكَة‌ِ مِن‌َ الشَّجَرَة‌ِ أَنْ‌ يَا مُوسَي‌ إِنِّي‌ أَنَا الله‌ُ رَب‌ُّ الْعَالَمِين‌َ (قصص: 30)

هنگامى كه به سراغ آتش آمد، از كرانه راست درّه، در آن سرزمين پر بركت، از ميان يك درخت ندا داده شد كه: «اى موسى! منم خداوند، پروردگار جهانيان! (30)


وَ أَن‌ْ أَلْق‌ِ عَصَاك‌َ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَان‌ٌّ وَلَّي‌ مُدْبِرَاً وَ لَم‌ْ يُعَقِّب‌ْ يَا مُوسَي‌ أَقْبِل‌ْ وَ لاَ تَخَف‌ْ إِنَّك‌َ مِن‌َ الْآمِنِين‌َ (قصص: 31)

عصايت را بيفكن!» هنگامى كه (عصا را افكند و) ديد همچون مارى با سرعت حركت مى‏كند، ترسيد و به عقب برگشت، و حتّى پشت سر خود را نگاه نكرد! ندا آمد: «برگرد و نترس، تو در امان هستى! (31)


اسْلُك‌ْ يَدَك‌َ فِي‌ جَيْبِك‌َ تَخْرُج‌ْ بَيْضَاءَ مِن‌ْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُم‌ْ إِلَيْك‌َ جَنَاحَك‌َ مِن‌َ الرَّهْب‌ِ فَذَانِك‌َ بُرْهَانَانِ‌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (قصص: 32)

دستت را در گريبان خود فروبر، هنگامى كه خارج مى‏شود سفيد و درخشنده است بدون عيب و نقص و دستهايت را بر سينه‏ات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! اين دو [معجزه عصا و يد بيضا] برهان روشن از پروردگارت بسوى فرعون و اطرافيان اوست، كه آنان قوم فاسقى هستند!» (32)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ قَتَلْت‌ُ مِنْهُم‌ْ نَفْسَاً فَأَخَاف‌ُ أَنْ‌ يَقْتُلُون‌ِ (قصص: 33)

عرض كرد: «پروردگارا! من يك تن از آنان را كشته‏ام مى‏ترسم مرا به قتل برسانند! (33)


وَ أَخِي‌ هَارُون‌ُ هُوَ أَفْصَح‌ُ مِنِّي‌ لِسَانَاً فَأَرْسِلْه‌ُ مَعِي‌َ رِدْءً يُصَدِّقُنِي‌ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ أَنْ‌ يُكَذِّبُون‌ِ (قصص: 34)

و برادرم هارون زبانش از من فصيحتر است او را همراه من بفرست تا ياور من باشد و مرا تصديق كند مى‏ترسم مرا تكذيب كنند!» (34)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ رَبِّي‌ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ جَاءَ بِالْهُدَي‌ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ وَ مَنْ‌ تَكُون‌ُ لَه‌ُ عَاقِبَة‌ُ الدَّارِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْظَّالِمُون‌َ (قصص: 37)

موسى گفت: «پروردگارم از حال كسانى كه هدايت را از نزد او آورده‏اند، و كسانى كه عاقبت نيك سرا (ى دنيا و آخرت) از آن آنهاست آگاهتر است! مسلّماً ظالمان رستگار نخواهند شد!» (37)


وَ قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْت‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرِي‌ فَأَوْقِدْ لِي‌ يَا هامَان‌ُ عَلَي‌ الطِّين‌ِ فَاجْعَلْ‌ لِي‌ صَرْحَاً لَعَلِّي‌ أَطَّلِع‌ُ إِلَي‌ إِلَه‌ِ مُوسَي‌ وَ إِنِّي‌ لَأََظُنُّه‌ُ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (قصص: 38)

فرعون گفت: «اى جمعيت اشراف! من خدايى جز خودم براى شما سراغ ندارم. (امّا براى تحقيق بيشتر،) اى هامان، برايم آتشى بر گل بيفروز (و آجرهاى محكم بساز)، و براى من برج بلندى ترتيب ده تا از خداى موسى خبر گيرم هر چند من گمان مى‏كنم او از دروغگويان است!» (38)


وَ أَتْبَعْنَاهُم‌ْ فِي‌ هَذِه‌ِ الدُّنْيَا لَعْنَة‌ً وَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ هُمْ‌ مِن‌َ الْمَقْبُوحِين‌َ (قصص: 42)

و در اين دنيا نيز لعنتى بدنبال آنان قرار داديم و روز قيامت از زشت‏رويانند! (42)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُون‌َ الْأُولَي‌ بَصَائِرَ لِلنَّاس‌ِ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ً لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (قصص: 43)

و ما به موسى كتاب آسمانى داديم بعد از آنكه اقوام قرون نخستين را هلاك نموديم كتابى كه براى مردم بصيرت‏آفرين بود، و مايه هدايت و رحمت شايد متذكر شوند! (43)


وَ مَا كُنْت‌َ بِجَانِب‌ِ الْغَرْبِي‌ِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَي‌ مُوسَي‌ الْأَمْرَ وَ مَا كُنْت‌َ مِن‌َ الشَّاهِدِين‌َ (قصص: 44)

تو در جانب غربى نبودى هنگامى كه ما فرمان نبوّت را به موسى داديم و تو از شاهدان نبودى (در آن هنگام كه معجزات را در اختيار موسى گذارديم)! (44)


وَ مَا كُنْت‌َ بِجَانِب‌ِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَ لَكِنْ‌ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ لِتُنْذِرَ قَوْمَاً مَا أَتَاهُمْ‌ مِنْ‌ نَذِيرٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (قصص: 46)

تو در كنار طور نبودى زمانى كه ما ندا داديم ولى اين رحمتى از سوى پروردگارت بود (كه اين اخبار را در اختيار تو نهاد) تا بوسيله آن قومى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذاركننده‏اى براى آنان نيامده است شايد متذكّر شوند! (46)


وَ لَوْلاَ أَنْ‌ تُصِيبَهُمْ‌ مُصِيبَة‌ٌ بِمَا قَدَّمَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلاَ أَرْسَلْت‌َ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِع‌َ آيَاتِك‌َ وَ نَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (قصص: 47)

هر گاه (پيش از فرستادن پيامبرى) مجازات و مصيبتى بر اثر اعمالشان به آنان مى‏رسيد، مى‏گفتند: «پروردگارا! چرا رسولى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم؟!» (47)


فَلَمَّا جَاءَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلاَ أُوتِي‌َ مِثْل‌َ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ أَوَ لَم‌ْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَالُوا سِحْرَان‌ِ تَظَاهَرَا وَ قَالُوا إِنَّا بِكُل‌ٍّ كَافِرُون‌َ (قصص: 48)

ولى هنگامى كه حقّ از نزد ما براى آنها آمد گفتند: «چرا مثل همان چيزى كه به موسى داده شد به اين پيامبر داده نشده است؟!» مگر بهانه‏جويانى همانند آنان، معجزاتى را كه در گذشته به موسى داده شد، انكار نكردند و گفتند: «اين دو نفر [موسى و هارون‏] دو ساحرند كه دست به دست هم داده‏اند (تا ما را گمراه كنند) و ما به هر دو كافريم»؟! (48)


قُل‌ْ فَأْتُوا بِكِتَاب‌ٍ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ هُوَ أَهْدَي‌ مِنْهُمَا أَتَّبِعْه‌ُ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (قصص: 49)

بگو: «اگر راست مى‏گوييد (كه تورات و قرآن از سوى خدا نيست)، كتابى هدايت‏بخش‏تر از اين دو از نزد خدا بياوريد، تا من از آن پيروى كنم!» (49)


فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَسْتَجِيبُوا لَك‌َ فَاعْلَم‌ْ أَنَّمَا يَتَّبِعُون‌َ أَهْوَاءَهُم‌ْ وَ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ِ اتَّبَع‌َ هَوَاه‌ُ بِغَيْرِ هُدَي‌ً مِن‌َ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 50)

اگر اين پيشنهاد تو را نپذيرند، بدان كه آنان تنها از هوسهاى خود پيروى مى‏كنند! و آيا گمراهتر از آن كس كه پيروى هواى نفس خويش كرده و هيچ هدايت الهى را نپذيرفته، كسى پيدا مى‏شود؟! مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند! (50)


الَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ هُمْ‌ بِه‌ِ يُؤْمِنُون‌َ (قصص: 52)

كسانى كه قبلًا كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم به آن [قرآن‏] ايمان مى‏آورند! (52)


وَ إِذَا يُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ قَالُوا آمَنَّا بِه‌ِ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مُسْلِمِين‌َ (قصص: 53)

و هنگامى كه بر آنان خوانده شود مى‏گويند: «به آن ايمان آورديم اينها همه حق است و از سوى پروردگار ماست ما پيش از اين هم مسلمان بوديم!» (53)


أُولَئِك‌َ يُؤْتَوْن‌َ أَجْرَهُمْ‌ مَرَّتَيْن‌ِ بِمَا صَبَرُوا وَ يَدْرَءُون‌َ بِالْحَسَنَة‌ِ السَّيِّئَة‌َ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ يُنْفِقُون‌َ (قصص: 54)

آنها كسانى هستند كه بخاطر شكيباييشان، اجر و پاداششان را دو بار دريافت مى‏دارند و بوسيله نيكيها بديها را دفع مى‏كنند و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم انفاق مى‏نمايند (54)


وَ قَالُوا إِنْ‌ نَتَّبِع‌ِ الْهُدَي‌ مَعَك‌َ نُتَخَطَّف‌ْ مِن‌ْ أَرْضِنَا أَوَ لَم‌ْ نُمَكِّنْ‌ لَهُم‌ْ حَرَمَاً آمِنَاً يُجْبَي‌ إِلَيْه‌ِ ثَمَرَات‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ رِزْقَاً مِنْ‌ لَدُنَّا وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (قصص: 57)

آنها گفتند: «ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم، ما را از سرزمينمان مى‏ربايند!» آيا ما حرم امنى در اختيار آنها قرار نداديم كه ثمرات هر چيزى (از هر شهر و ديارى) بسوى آن آورده مى‏شود؟! رزقى است از جانب ما ولى بيشتر آنان نمى‏دانند! (57)


وَ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ بَطِرَت‌ْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْك‌َ مَساكِنُهُم‌ْ لَم‌ْ تُسْكَن‌ْ مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ إِلاَّ قَلِيلاً وَ كُنَّا نَحْن‌ُ الْوَارِثِين‌َ (قصص: 58)

و چه بسيار از شهرها و آباديهايى را كه بر اثر فراوانى نعمت، مست و مغرور شده بودند هلاك كرديم! اين خانه‏هاى آنهاست (كه ويران شده)، و بعد از آنان جز اندكى كسى در آنها سكونت نكرد و ما وارث آنان بوديم! (58)


وَ مَا أُوتِيتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَمَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ زِينَتُهَا وَ مَا عِنْدَ الله‌ِ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (قصص: 60)

آنچه به شما داده شده، متاع زندگى دنيا و زينت آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است آيا انديشه نمى‏كنيد؟! (60)


أَفَمَنْ‌ وَعَدْنَاه‌ُ وَعْدَاً حَسَنَاً فَهُوَ لاَقِيه‌ِ كَمَنْ‌ مَتَّعْنَاه‌ُ مَتَاع‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا ثُم‌َّ هُوَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ مِن‌َ الْمُـحْضَرِين‌َ (قصص: 61)

آيا كسى كه به او وعده نيكو داده‏ايم و به آن خواهد رسيد، همانند كسى است كه متاع زندگى دنيا به او داده‏ايم سپس روز قيامت (براى حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟! (61)


فَأَمَّا مَنْ‌ تَاب‌َ وَ آمَن‌َ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَعَسَي‌ أَنْ‌ يَكُون‌َ مِن‌َ الْمُفْلِحِين‌َ (قصص: 67)

اما كسى كه توبه كند، و ايمان آورد و عمل صالحى انجام دهد، اميد است از رستگاران باشد! (67)


وَ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (قصص: 73)

و از رحمت اوست كه براى شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براى بهره‏گيرى از فضل خدا تلاش كنيد، و شايد شكر نعمت او را بجا آوريد! (73)


وَ نَزَعْنَا مِنْ‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ شَهِيدَاً فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُم‌ْ فَعَلِمُوا أَن‌َّ الْحَق‌َّ لِالله‌ِ وَ ضَل‌َّ عَنْهُمْ‌ مَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (قصص: 75)

(در آن روز) از هر امتى گواهى برمى‏گزينيم و (به مشركان) مى‏گوييم: «دليل خود را بياوريد!» اما آنها مى‏دانند كه حق از آن خداست، و تمام آنچه را افترا مى‏بستند از (نظر) آنها گم خواهد شد! (75)


إِن‌َّ قَارُون‌َ كَان‌َ مِنْ‌ قَوْم‌ِ مُوسَي‌ فَبَغَي‌ عَلَيْهِم‌ْ وَ آتَيْنَاه‌ُ مِن‌َ الْكُنُوزِ مَا إِن‌َّ مَفَاتِحَه‌ُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَة‌ِ أُولِي‌ الْقُوَّة‌ِ إِذْ قَال‌َ لَه‌ُ قَوْمُه‌ُ لاَ تَفْرَح‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْفَرِحِين‌َ (قصص: 76)

قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم كرد ما آن قدر از گنجها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن براى يك گروه زورمند مشكل بود! (به خاطر آوريد) هنگامى را كه قومش به او گفتند: «اين همه شادى مغرورانه مكن، كه خداوند شادى‏كنندگان مغرور را دوست نمى‏دارد! (76)


وَابْتَغ‌ِ فِيمَا آتَاك‌َ الله‌ُ الدَّارَ الْآخِرَة‌َ وَ لاَ تَنْس‌َ نَصِيبَك‌َ مِن‌َ الدُّنْيَا وَ أَحْسِن‌ كَمَا أَحْسَن‌َ الله‌ُ إِلَيْك‌َ وَ لاَ تَبْغ‌ِ الْفَسَادَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُفْسِدِين‌َ (قصص: 77)

و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنيا فراموش مكن و همان‏گونه كه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و هرگز در زمين در جستجوى فساد مباش، كه خدا مفسدان را دوست ندارد! (77)


قَال‌َ إِنَّمَا أُوتِيتُه‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ عِنْدِي‌ أَوَ لَم‌ْ يَعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ قَدْ أَهْلَك‌َ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مِن‌َ الْقُرُون‌ِ مَن‌ْ هُوَ أَشَدُّ مِنْه‌ُ قُوَّة‌ً وَ أَكْثَرُ جَمْعَاً وَ لاَ يُسْأَل‌ُ عَنْ‌ ذُنُوبِهِم‌ُ الْمُـجْرِمُون‌َ (قصص: 78)

(قارون) گفت: «اين ثروت را بوسيله دانشى كه نزد من است به دست آورده‏ام!» آيا او نمى‏دانست كه خداوند اقوامى را پيش از او هلاك كرد كه نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامى كه عذاب الهى فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمى‏شوند. (78)


فَخَسَفْنَا بِه‌ِ وَ بِدَارِه‌ِ الْأَرْض‌َ فَمَا كَان‌َ لَه‌ُ مِنْ‌ فِئَة‌ٍ يَنْصُرُونَه‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُنْتَصِرِين‌َ (قصص: 81)

سپس ما، او و خانه‏اش را در زمين فرو برديم، و گروهى نداشت كه او را در برابر عذاب الهى يارى كنند، و خود نيز نمى‏توانست خويشتن را يارى دهد. (81)


وَ أَصْبَح‌َ الَّذِين‌َ تَمَنَّوْا مَكَانَه‌ُ بِالْأَمْس‌ِ يَقُولُون‌َ وَيْكَأَن‌َّ الله‌َ يُبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَوْلاَ أَنْ‌ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْنَا لَخَسَف‌َ بِنَا وَيْكَأَنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْكَافِرُون‌َ (قصص: 82)

و آنها كه ديروز آرزو مى‏كردند بجاى او باشند (هنگامى كه اين صحنه را ديدند) گفتند: «واى بر ما! گويى خدا روزى را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش مى‏دهد يا تنگ مى‏گيرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نيز به قعر زمين فرو مى برد! اى واى گويى كافران هرگز رستگار نمى‏شوند! (82)


مَن‌ْ جَاءَ بِالْحَسَنَة‌ِ فَلَه‌ُ خَيْرٌ مِنْهَا وَ مَنْ‌ جَاءَ بِالسَّيِّئَة‌ِ فَلاَ يُجْزَي‌ الَّذِين‌َ عَمِلُوا السَّيِّئَات‌ِ إِلاَّ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (قصص: 84)

كسى كه كار نيكى انجام دهد، براى او پاداشى بهتر از آن است و به كسانى كه كارهاى بد انجام دهند، مجازات بدكاران جز (به مقدار) اعمالشان نخواهد بود. (84)


وَ مَا كُنْت‌َ تَرْجُو أَنْ‌ يُلْقَي‌ إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌ُ إِلاَّ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُونَن‌َّ ظَهِيرَاً لِلْكَافِرِين‌َ (قصص: 86)

و تو هرگز اميد نداشتى كه اين كتاب آسمانى به تو القا گردد ولى رحمت پروردگارت چنين ايجاب كرد! اكنون كه چنين است، هرگز از كافران پشتيبانى مكن! (86)


وَ لاَ يَصُدُّنَّك‌َ عَن‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَت‌ْ إِلَيْك‌َ وَادْع‌ُ إِلَي‌ رَبِّك‌َ وَ لاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (قصص: 87)

و هرگز (آنها) تو را از آيات خداوند، بعد از آنكه بر تو نازل گشت، بازندارند! و بسوى پروردگارت دعوت كن، و هرگز از مشركان مباش! (87)


وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَلَيَعْلَمَن‌َّ الله‌ُ الَّذِين‌َ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَن‌َّ الْكَاذِبِين‌َ (عنكبوت: 3)

ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و اينها را نيز امتحان مى‏كنيم) بايد علم خدا درباره كسانى كه راست مى‏گويند و كسانى كه دروغ مى‏گويند تحقق يابد! (3)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَقُول‌ُ آمَنَّا بِالله‌ِ فَإِذَا أُوذِي‌َ فِي‌ الله‌ِ جَعَل‌َ فِتْنَة‌َ النَّاس‌ِ كَعَذَاب‌ِ الله‌ِ وَ لَئِنْ‌ جَاءَ نَصْرٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَيَقُولُن‌َّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُم‌ْ أَوَ لَيْس‌َ الله‌ُ بِأَعْلَم‌َ بِمَا فِي‌ صُدُورِ الْعَالَمِين‌َ (عنكبوت: 10)

و از مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: «به خدا ايمان آورده‏ايم!» اما هنگامى كه در راه خدا شكنجه و آزار مى‏بينند، آزار مردم را همچون عذاب الهى مى‏شمارند (و از آن سخت وحشت مى‏كنند) ولى هنگامى كه پيروزى از سوى پروردگارت (براى شما) بيايد، مى‏گويند: «ما هم با شما بوديم (و در اين پيروزى شريكيم)»!! آيا خداوند به آنچه در سينه‏هاى جهانيان است آگاه‏تر نيست؟! (10)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِل‌ْ خَطَايَاكُم‌ْ وَ مَا هُمْ‌ بِحَامِلِين‌َ مِن‌ْ خَطَايَاهُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (عنكبوت: 12)

و كافران به مؤمنان گفتند: «شما از راه ما پيروى كنيد، (و اگر گناهى دارد) ما گناهانتان را بر عهده خواهيم گرفت!» آنان هرگز چيزى از گناهان اينها را بر دوش نخواهند گرفت آنان به يقين دروغگو هستند! (12)


إِنَّمَا تَعْبُدُون‌َ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ أَوْثَانَاً وَ تَخْلُقُون‌َ إِفْكَاً إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لاَ يَمْلِكُون‌َ لَكُم‌ْ رِزْقَاً فَابْتَغُوا عِنْدَ الله‌ِ الرِّزْق‌َ وَاعْبُدُوه‌ُ وَاشْكُرُوا لَه‌ُ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (عنكبوت: 17)

شما غير از خدا فقط بتهايى (از سنگ و چوب) را مى‏پرستيد و دروغى به هم مى‏بافيد آنهايى را كه غير از خدا پرستش مى‏كنيد، مالك هيچ رزقى براى شما نيستند روزى را تنها نزد خدا بطلبيد و او را پرستش كنيد و شكر او را بجا آوريد كه بسوى او بازگشت داده مى‏شويد! (17)


وَ إِنْ‌ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّب‌َ أُمَم‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَ مَا عَلَي‌ الرَّسُول‌ِ إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (عنكبوت: 18)

اگر شما (مرا) تكذيب كنيد (جاى تعجب نيست)، امتهايى پيش از شما نيز (پيامبرانشان را) تكذيب كردند وظيفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشكار نيست». (18)


وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (عنكبوت: 22)

شما هرگز نمى‏توانيد بر اراده خدا چيره شويد و از حوزه قدرت او در زمين و آسمان بگريزيد و براى شما جز خدا، ولى و ياورى نيست!» (22)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ لِقَائِه‌ِ أُولَئِك‌َ يَئِسُوا مِنْ‌ رَحْمَتِي‌ وَ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (عنكبوت: 23)

كسانى كه به آيات خدا و ديدار او كافر شدند، از رحمت من مأيوسند و براى آنها عذاب دردناكى است! (23)


فَمَا كَان‌َ جَواب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا اقْتُلُوه‌ُ أَوْ حَرِّقُوه‌ُ فَأَنجَاه‌ُ الله‌ُ مِن‌َ النَّارِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (عنكبوت: 24)

اما جواب قوم او [ابراهيم‏] جز اين نبود كه گفتند: «او را بكشيد يا بسوزانيد!» ولى خداوند او را از آتش رهايى بخشيد در اين ماجرا نشانه‏هايى است براى كسانى كه ايمان مى‏آورند. (24)


وَ قَال‌َ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ أَوْثَانَاً مَوَدَّة‌َ بَيْنِكُم‌ْ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا ثُم‌َّ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ وَ يَلْعَن‌ُ بَعْضُكُمْ‌ بَعْضَاً وَ مَأْوَاكُم‌ُ النَّارُ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (عنكبوت: 25)

(ابراهيم) گفت: «شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كرده‏ايد كه مايه دوستى و محبت ميان شما در زندگى دنيا باشد سپس روز قيامت از يكديگر بيزارى مى‏جوييد و يكديگر را لعن مى‏كنيد و جايگاه (همه) شما آتش است و هيچ يار و ياورى براى شما نخواهد بود!» (25)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَ جَعَلْنَا فِي‌ ذُرِّيَّتِه‌ِ النُّبُوَّة‌َ وَالْكِتَاب‌َ وَ آتَيْنَاه‌ُ أَجْرَه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ لَمِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (عنكبوت: 27)

و (در اواخر عمر،) اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و نبوت و كتاب آسمانى را در دودمانش قرار داديم و پاداش او را در دنيا داديم و او در آخرت از صالحان است! (27)


وَ لُوطَاً إِذْ قَال‌َ لِقَوْمِه‌ِ إِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الْفَاحِشَة‌َ مَا سَبَقَكُمْ‌ بِهَا مِن‌ْ أَحَدٍ مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (عنكبوت: 28)

و لوط را فرستاديم هنگامى كه به قوم خود گفت: «شما عمل بسيار زشتى انجام مى‏دهيد كه هيچ يك از مردم جهان پيش از شما آن را انجام نداده است! (28)


أَإِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الرِّجَال‌َ وَ تَقْطَعُون‌َ السَّبِيل‌َ وَ تَأْتُون‌َ فِي‌ نَادِيكُم‌ُ الْمُنْكَرَ فَمَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَاب‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (عنكبوت: 29)

آيا شما به سراغ مردان مى‏رويد و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى‏كنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى‏دهيد؟! «اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند:» اگر راست مى‏گويى عذاب الهى را براى ما بياور! (29)


قَال‌َ إِن‌َّ فِيهَا لُوطَاً قَالُوا نَحْن‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (عنكبوت: 32)

(ابراهيم) گفت: «در اين آبادى لوط است!» گفتند: «ما به كسانى كه در آن هستند آگاهتريم! او و خانواده‏اش را نجات مى‏دهيم جز همسرش كه در ميان قوم (گنهكار) باقى خواهد ماند.» (32)


وَ لَمَّا أَنْ‌ جَاءَت‌ْ رُسُلُنَا لُوطَاً سِي‌ءَ بِهِم‌ْ وَ ضَاق‌َ بِهِم‌ْ ذَرْعَاً وَ قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ وَ لاَ تَحْزَن‌ْ إِنَّا مُنَجُّوك‌َ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ امْرَأَتَك‌َ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (عنكبوت: 33)

هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بد حال و دلتنگ شد گفتند: «نترس و غمگين مباش، ما تو و خانواده‏ات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقى مى‏ماند. (33)


إِنَّا مُنْزِلُون‌َ عَلَي‌ أَهْل‌ِ هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌ِ رِجْزَاً مِن‌َ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون‌َ (عنكبوت: 34)

ما بر اهل اين شهر و آبادى به خاطر گناهانشان، عذابى از آسمان فرو خواهيم ريخت!» (34)


وَ لَقَدْ تَرَكْنَا مِنْهَا آيَة‌ً بَيِّنَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (عنكبوت: 35)

و از اين آبادى نشانه روشنى (و درس عبرتى) براى كسانى كه مى‏انديشند باقى گذارديم! (35)


وَ عَادَاً وَ ثَمُودَ وَ قَدْ تَبَيَّن‌َ لَكُمْ‌ مِنْ‌ مَسَاكِنِهِم‌ْ وَ زَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ فَصَدَّهُم‌ْ عَن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ كَانُوا مُسْتَبْصِرِين‌َ (عنكبوت: 38)

ما طايفه «عاد» و «ثمود» را نيز (هلاك كرديم)، و مساكن (ويران شده) آنان براى شما آشكار است شيطان اعمالشان را براى آنان آراسته بود، از اين رو آنان را از راه (خدا) بازداشت در حالى كه بينا بودند. (38)


فَكُلاًّ أَخَذْنَا بِذَنْبِه‌ِ فَمِنْهُمْ‌ مَن‌ْ أَرْسَلْنَا عَلَيْه‌ِ حَاصِبَاً وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ أَخَذَتْه‌ُ الصَّيْحَة‌ُ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ خَسَفْنَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ أَغْرَقْنَا وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيَظْلِمَهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (عنكبوت: 40)

ما هر يك از آنان را به گناهانشان گرفتيم، بر بعضى از آنها طوفانى از سنگريزه فرستاديم، و بعضى از آنان را صيحه آسمانى فروگرفت، و بعضى ديگر را در زمين فرو برديم، و بعضى را غرق كرديم خداوند هرگز به آنها ستم نكرد، ولى آنها خودشان بر خود ستم مى‏كردند! (40)


مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَل‌ِ الْعَنكَبُوت‌ِ اتَّخَذَت‌ْ بَيْتَاً وَ إِن‌َّ أَوْهَن‌َ الْبُيُوت‌ِ لَبَيْت‌ُ الْعَنكَبُوت‌ِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ (عنكبوت: 41)

مثَل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مثَل عنكبوت است كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده در حالى كه سست‏ترين خانه‏هاى خانه عنكبوت است اگر مى‏دانستند! (41)


إِن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ مَا يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (عنكبوت: 42)

خداوند آنچه را غير از او مى‏خوانند مى‏داند، و او شكست‏ناپذير و حكيم است. (42)


اتْل‌ُ مَا أُوحِي‌َ إِلَيْك‌َ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ أَقِم‌ِ الصَّلاَة‌َ إِن‌َّ الصَّلاَة‌َ تَنْهَي‌ عَن‌ِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ الله‌ِ أَكْبَرُ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ مَا تَصْنَعُون‌َ (عنكبوت: 45)

آنچه را از كتاب (آسمانى) به تو وحى شده تلاوت كن، و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى‏دارد، و ياد خدا بزرگتر است و خداوند مى‏داند شما چه كارهايى انجام مى‏دهيد! (45)


وَ لاَ تُجَادِلُوا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِلاَّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ وَ إِلَهُنَا وَ إِلَهُكُم‌ْ وَاحِدٌ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (عنكبوت: 46)

با اهل كتاب جز به روشى كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد، مگر كسانى از آنان كه ستم كردند و (به آنها) بگوييد: «ما به تمام آنچه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده ايمان آورده‏ايم، و معبود ما و شما يكى است، و ما در برابر او تسليم هستيم!» (46)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ فَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مِن‌ْ هَؤُلاَءِ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِه‌ِ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الْكَافِرُون‌َ (عنكبوت: 47)

و اين گونه، كتاب [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده‏ايم به اين كتاب ايمان مى‏آورند و بعضى از اين گروه [مشركان‏] نيز به آن مؤمن مى‏شوند و آيات ما را جز كافران انكار نمى‏كنند. (47)


وَ مَا كُنْت‌َ تَتْلُو مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مِنْ‌ كِتَاب‌ٍ وَ لاَ تَخُطُّه‌ُ بِيَمِينِك‌َ إِذَاً لَارْتَاب‌َ الْمُبْطِلُون‌َ (عنكبوت: 48)

تو هرگز پيش از اين كتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چيزى نمى‏نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند! (48)


وَ قَالُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَات‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِنَّمَا الْآيَات‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ إِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (عنكبوت: 50)

گفتند: «چرا معجزاتى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده؟!» بگو: «معجزات همه نزد خداست (و به فرمان او نازل مى‏شود، نه به ميل من و شما) من تنها بيم دهنده‏اى آشكارم! (50)


يَوْم‌َ يَغْشَاهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ وَ مِنْ‌ تَحْت‌ِ أَرْجُلِهِم‌ْ وَ يَقُول‌ُ ذُوقُوا مَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (عنكبوت: 55)

آن روز كه عذاب (الهى) آنها را از بالاى سر و پايين پايشان فرامى‏گيرد و به آنها مى‏گويد: «بچشيد آنچه را عمل مى‏كرديد» (روز سخت و دردناكى براى آنهاست!) (55)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ‌ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ غُرَفَاً تَجْرِي‌ مِن‌ْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا نِعْم‌َ أَجْرُ الْعَامِلِين‌َ (عنكبوت: 58)

و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادند، آنان را در غرفه‏هايى از بهشت جاى مى‏دهيم كه نهرها در زير آن جارى است جاودانه در آن خواهند ماند چه خوب است پاداش عمل‏كنندگان! (58)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ لاَ تَحْمِل‌ُ رِزْقَهَا الله‌ُ يَرْزُقُهَا وَ إِيَّاكُم‌ْ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (عنكبوت: 60)

چه بسا جنبنده‏اى كه قدرت حمل روزى خود را ندارد، خداوند او و شما را روزى مى‏دهد و او شنوا و داناست. (60)


الله‌ُ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (عنكبوت: 62)

خداوند روزى را براى هر كس از بندگانش بخواهد گسترده مى‏كند، و براى هر كس بخواهد محدود مى‏سازد خداوند به همه چيز داناست! (62)


وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُمْ‌ مَنْ‌ نَزَّل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ مِن‌ْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُن‌َّ الله‌ُ قُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْقِلُون‌َ (عنكبوت: 63)

و اگر از آنان بپرسى: «چه كسى از آسمان آبى فرستاد و بوسيله آن زمين را پس از مردنش زنده كرد؟ مى‏گويند: «اللَّه»! بگو: «حمد و ستايش مخصوص خداست!» امّا بيشتر آنها نمى‏دانند. (63)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمَاً آمِنَاً وَ يُتَخَطَّف‌ُ النَّاس‌ُ مِن‌ْ حَوْلِهِم‌ْ أَفَبِالْبَاطِل‌ِ يُؤْمِنُون‌َ وَ بِنِعْمَة‌ِ الله‌ِ يَكْفُرُون‌َ (عنكبوت: 67)

آيا نديدند كه ما حرم امنى (براى آنها) قرار داديم در حالى كه مردم را در اطراف آنان (در بيرون اين حرم) مى‏ربايند؟! آيا به باطل ايمان مى‏آورند و نعمت خدا را كفران مى‏كنند؟! (67)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِالْحَق‌ِّ لَمَّا جَاءَه‌ُ أَلَيْس‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ مَثْوَي‌ً لِلْكَافِرِين‌َ (عنكبوت: 68)

چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بسته يا حق را پس از آنكه به سراغش آمده تكذيب نمايد؟! آيا جايگاه كافران در دوزخ نيست؟! (68)


فِي‌ أَدْنَي‌ الْأَرْض‌ِ وَ هُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ غَلَبِهِم‌ْ سَيَغْلِبُون‌َ (روم: 3)

(و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از (اين) مغلوبيّت بزودى غلبه خواهند كرد ... (3)


فِي‌ بِضْع‌ِ سِنِين‌َ لِالله‌ِ الْأَمْرُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ مِن‌ْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَح‌ُ الْمُؤْمِنُون‌َ (روم: 4)

در چند سال همه كارها از آن خداست چه قبل و چه بعد (از اين شكست و پيروزى) و در آن روز، مؤمنان (بخاطر پيروزى ديگرى) خوشحال خواهند شد ... (4)


يَعْلَمُون‌َ ظَاهِرَاً مِن‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ هُم‌ْ عَن‌ِ الْآخِرَة‌ِ هُم‌ْ غَافِلُون‌َ (روم: 7)

آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى‏دانند، و از آخرت (و پايان كار) غافلند! (7)


أَوَ لَم‌ْ يَتَفَكَّرُوا فِي‌ أَنْفُسِهِمْ‌ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَق‌ِّ وَ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ بِلِقَاءِ رَبِّهِم‌ْ لَكَافِرُون‌َ (روم: 8)

آيا آنان با خود نينديشيدند كه خداوند، آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است جز بحق و براى زمان معيّنى نيافريده است؟! ولى بسيارى از مردم (رستاخيز و) لقاى پروردگارشان را منكرند! (8)


أَوَ لَم‌ْ يَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُم‌ْ قُوَّة‌ً وَ أَثَارُوا الْأَرْض‌َ وَ عَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَمَا كَان‌َ الله‌ُ لِيَظْلِمَهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (روم: 9)

آيا در زمين گردش نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آنها نيرومندتر از اينان بودند، و زمين را (براى زراعت و آبادى) بيش از اينان دگرگون ساختند و آباد كردند، و پيامبرانشان با دلايل روشن به سراغشان آمدند (امّا آنها انكار كردند و كيفر خود را ديدند) خداوند هرگز به آنان ستم نكرد، آنها به خودشان ستم مى‏كردند! (9)


وَ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَهُمْ‌ مِنْ‌ شُرَكَائِهِم‌ْ شُفَعَاءُ وَ كَانُوا بِشُرَكَائِهِم‌ْ كَافِرِين‌َ (روم: 13)

و براى آنان شفيعانى از معبودانشان نخواهد بود، و نسبت به معبودهايى كه آنها را همتاى خدا قرار داده بودند كافر مى‏شوند! (13)


يُخْرِج‌ُ الْحَي‌َّ مِن‌َ الْمَيِّت‌ِ وَ يُخْرِج‌ُ الْمَيِّت‌َ مِن‌َ الْحَي‌ِّ وَ يُحْيِي‌ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ كَذَلِك‌َ تُخْرَجُون‌َ (روم: 19)

او زنده را از مرده بيرون مى‏آورد، و مرده را از زنده، و زمين را پس از مردنش حيات مى‏بخشد، و به همين گونه روز قيامت (از گورها) بيرون آورده مى‏شويد! (19)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَن‌ْ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ إِذَا أَنْتُمْ‌ بَشَرٌ تَنْتَشِرُون‌َ (روم: 20)

از نشانه‏هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد، سپس بناگاه انسانهايى شديد و در روى زمين گسترش يافتيد! (20)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَن‌ْ خَلَق‌َ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ أَزْوَاجَاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَل‌َ بَيْنَكُمْ‌ مَوَدَّة‌ً وَ رَحْمَة‌ً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (روم: 21)

و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند! (21)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ خَلْق‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَاخْتِلاَف‌ُ أَلْسِنَتِكُم‌ْ وَ أَلْوَانِكُم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِلْعَالِمِين‌َ (روم: 22)

و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست در اين نشانه‏هايى است براى عالمان! (22)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ مَنَامُكُمْ‌ بِاللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَسْمَعُون‌َ (روم: 23)

و از نشانه‏هاى او خواب شما در شب و روز است و تلاش و كوششتان براى بهره‏گيرى از فضل پروردگار (و تأمين معاش) در اين امور نشانه‏هايى است براى آنان كه گوش شنوا دارند! (23)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ يُرِيكُم‌ُ الْبَرْق‌َ خَوْفَاً وَ طَمَعَاً وَ يُنَزِّل‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي‌ بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (روم: 24)

و از آيات او اين است كه برق و رعد را به شما نشان مى‏دهد كه هم مايه ترس و هم اميد است (ترس از صاعقه، و اميد به نزول باران)، و از آسمان آبى فرو مى‏فرستد كه زمين را بعد از مردنش بوسيله آن زنده مى‏كند در اين نشانه‏هايى است براى جمعيّتى كه مى‏انديشند! (24)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَنْ‌ تَقُوم‌َ السَّمَاءُ وَالْأَرْض‌ُ بِأَمْرِه‌ِ ثُم‌َّ إِذَا دَعَاكُم‌ْ دَعْوَة‌ً مِن‌َ الْأَرْض‌ِ إِذَا أَنْتُم‌ْ تَخْرُجُون‌َ (روم: 25)

و از آيات او اين است كه آسمان و زمين به فرمان او برپاست سپس هنگامى كه شما را (در قيامت) از زمين فراخواند، ناگهان همه خارج مى‏شويد (و در صحنه محشر حضور مى‏يابيد)! (25)


ضَرَب‌َ لَكُمْ‌ مَثَلاً مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ هَلْ‌ لَكُمْ‌ مِنْ‌ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُمْ‌ مِنْ‌ شُرَكَاءَ فِي‌ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ فَأَنْتُم‌ْ فِيه‌ِ سَوَاءٌ تَخَافُونَهُم‌ْ كَخِيفَتِكُم‌ْ أَنْفُسَكُم‌ْ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (روم: 28)

خداوند مثالى از خودتان، براى شما زده است: آيا (اگر مملوك و برده‏اى داشته باشيد)، اين برده‏هاى شما هرگز در روزيهايى كه به شما داده‏ايم شريك شما مى‏باشند آن چنان كه هر دو مساوى بوده و از تصرّف مستقل و بدون اجازه آنان بيم داشته باشيد، آن گونه كه در مورد شركاى آزاد خود بيم داريد؟! اينچنين آيات خود را براى كسانى كه تعقّل مى‏كنند شرح مى‏دهيم. (28)


بَل‌ِ اتَّبَع‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا أَهْوَاءَهُمْ‌ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ فَمَنْ‌ يَهْدِي‌ مَن‌ْ أَضَل‌َّ الله‌ُ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (روم: 29)

ولى ظالمان بدون علم و آگاهى، از هوى و هوسهاى خود پيروى كردند! پس چه كسى مى‏تواند آنان را كه خدا گمراه كرده است هدايت كند؟! و براى آنها هيچ ياورى نخواهد بود! (29)


مُنِيبِين‌َ إِلَيْه‌ِ وَاتَّقُوه‌ُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ لاَ تَكُونُوا مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (روم: 31)

اين بايد در حالى باشد كه شما بسوى او بازگشت مى‏كنيد و از (مخالفت فرمان) او بپرهيزيد، نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد ... (31)


مِن‌َ الَّذِين‌َ فَرَّقُوا دِينَهُم‌ْ وَ كَانُوا شِيَعَاً كُل‌ُّ حِزْب‌ٍ بِمَا لَدَيْهِم‌ْ فَرِحُون‌َ (روم: 32)

از كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند و به دسته‏ها و گروه‏ها تقسيم شدند! و (عجب اينكه) هر گروهى به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (32)


وَ إِذَا مَس‌َّ النَّاس‌َ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ‌ مُنِيبِين‌َ إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ إِذَا أَذَاقَهُمْ‌ مِنْه‌ُ رَحْمَة‌ً إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ يُشْرِكُون‌َ (روم: 33)

هنگامى كه رنج و زيانى به مردم برسد، پروردگار خود را مى‏خوانند و توبه‏كنان بسوى او بازمى‏گردند امّا همين كه رحمتى از خودش به آنان بچشاند، بناگاه گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرك مى‏شوند. (33)


وَ مَا آتَيْتُمْ‌ مِنْ‌ رِبَاً لِيَرْبُوَ فِي‌ أَمْوَال‌ِ النَّاس‌ِ فَلاَ يَرْبُو عِنْدَ الله‌ِ وَ مَا آتَيْتُمْ‌ مِنْ‌ زَكَاة‌ٍ تُرِيدُون‌َ وَجْه‌َ الله‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُضْعِفُون‌َ (روم: 39)

آنچه بعنوان ربا مى‏پردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد، نزد خدا فزونى نخواهد يافت و آنچه را بعنوان زكات مى‏پردازيد و تنها رضاى خدا را مى‏طلبيد (مايه بركت است و) كسانى كه چنين مى‏كنند داراى پاداش مضاعفند. (39)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُم‌ْ ثُم‌َّ رَزَقَكُم‌ْ ثُم‌َّ يُمِيتُكُم‌ْ ثُم‌َّ يُحْيِيكُم‌ْ هَل‌ْ مِنْ‌ شُرَكَائِكُمْ‌ مَنْ‌ يَفْعَل‌ُ مِنْ‌ ذَلِكُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (روم: 40)

خداوند همان كسى است كه شما را آفريد، سپس روزى داد، بعد مى‏ميراند، سپس زنده مى‏كند آيا هيچ يك از همتايانى كه براى خدا قرار داده‏ايد چيزى از اين كارها را مى‏توانند انجام دهند؟! او منزّه و برتر است از آنچه همتاى او قرار مى‏دهند. (40)


قُل‌ْ سِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَانْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ كَان‌َ أَكْثَرُهُمْ‌ مُشْرِكِين‌َ (روم: 42)

بگو: «در زمين سير كنيد و بنگريد عاقبت كسانى كه قبل از شما بودند چگونه بود؟ بيشتر آنها مشرك بودند! (42)


فَأَقِم‌ْ وَجْهَك‌َ لِلدِّين‌ِ الْقَيِّم‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ مَرَدَّ لَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُون‌َ (روم: 43)

روى خود را بسوى آيين مستقيم و پايدار بدار، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه هيچ كس نمى‏تواند آن را از خدا بازگرداند در آن روز مردم به گروه‏هايى تقسيم مى‏شوند: (43)


لِيَجْزِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْكَافِرِين‌َ (روم: 45)

اين براى آن است كه خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، از فضلش پاداش دهد او كافران را دوست نمى‏دارد! (45)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَنْ‌ يُرْسِل‌َ الرِّيَاح‌َ مُبَشِّرَات‌ٍ وَ لِيُذِيقَكُمْ‌ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ وَ لِتَجْرِي‌َ الْفُلْك‌ُ بِأَمْرِه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (روم: 46)

و از آيات (عظمت) خدا اين است كه بادها را بعنوان بشارتگرانى مى‏فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سيراب كند) و كشتيها بفرمانش حركت كنند و از فضل او بهره گيريد شايد شكرگزارى كنيد. (46)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ رُسُلاً إِلَي‌ قَوْمِهِم‌ْ فَجَاءُوهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَانْتَقَمْنَا مِن‌َ الَّذِين‌َ أَجْرَمُوا وَ كَان‌َ حَقَّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِين‌َ (روم: 47)

و پيش از تو پيامبرانى را بسوى قومشان فرستاديم آنها با دلايل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولى (هنگامى كه اندرزها سودى نداد) از مجرمان انتقام گرفتيم (و مؤمنان را يارى كرديم) و يارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده ما! (47)


الله‌ُ الَّذِي‌ يُرْسِل‌ُ الرِّيَاح‌َ فَتُثِيرُ سَحَابَاً فَيَبْسُطُه‌ُ فِي‌ السَّمَاءِ كَيْف‌َ يَشَاءُ وَ يَجْعَلُه‌ُ كِسَفَاً فَتَرَي‌ الْوَدْق‌َ يَخْرُج‌ُ مِن‌ْ خِلاَلِه‌ِ فَإِذَا أَصَاب‌َ بِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ إِذَا هُم‌ْ يَسْتَبْشِرُون‌َ (روم: 48)

خداوند همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد تا ابرهايى را به حركت در آورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه كه بخواهد مى‏گستراند و متراكم مى‏سازد در اين هنگام دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از لا به لاى آن خارج مى‏شود، هنگامى كه اين (باران حياتبخش) را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى‏رساند، ناگهان خوشحال مى‏شوند ... (48)


وَ إِنْ‌ كَانُوا مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يُنَزَّل‌َ عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَمُبْلِسِين‌َ (روم: 49)

و قطعاً پيش از آنكه بر آنان نازل شود مايوس بودند! (49)


وَ لَئِن‌ْ أَرْسَلْنَا رِيحَاً فَرَأَوْه‌ُ مُصْفَرَّاً لَظَلُّوا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ يَكْفُرُون‌َ (روم: 51)

و اگر ما بادى بفرستيم (داغ و سوزان)، و بر اثر آن زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببينند، (مأيوس شده و) پس از آن راه كفران پيش مى‏گيرند! (51)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ ضَعْف‌ٍ ثُم‌َّ جَعَل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ ضَعْف‌ٍ قُوَّة‌ً ثُم‌َّ جَعَل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ قُوَّة‌ٍ ضَعْفَاً وَ شَيْبَة‌ً يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ وَ هُوَ الْعَلِيم‌ُ الْقَدِيرُ (روم: 54)

خدا همان كسى است كه شما را آفريد در حالى كه ضعيف بوديد سپس بعد از ناتوانى، قوّت بخشيد و باز بعد از قوّت، ضعف و پيرى قرار داد او هر چه بخواهد مى‏آفريند، و دانا و تواناست. (54)


وَ لَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاس‌ِ فِي‌ هَذَا الْقُرْآن‌ِ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَثَل‌ٍ وَ لَئِنْ‌ جِئْتَهُمْ‌ بِآيَة‌ٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ مُبْطِلُون‌َ (روم: 58)

ما براى مردم در اين قرآن از هر گونه مثال و مطلبى بيان كرديم و اگر آيه‏اى براى آنان بياورى، كافران مى‏گويند: «شما اهل باطليد (و اينها سحر و جادو است)!» (58)


أُولَئِك‌َ عَلَي‌ هُدَي‌ً مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (لقمان: 5)

آنان بر طريق هدايت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران! (5)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَشْتَرِي‌ لَهْوَ الْحَدِيث‌ِ لِيُضِل‌َّ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ وَ يَتَّخِذَهَا هُزُوَاً أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (لقمان: 6)

و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند براى آنان عذابى خواركننده است! (6)


خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَ أَلْقَي‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ رَوَاسِي‌َ أَنْ‌ تَمِيدَ بِكُم‌ْ وَ بَث‌َّ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ دَابَّة‌ٍ وَ أَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ زَوْج‌ٍ كَرِيم‌ٍ (لقمان: 10)

(او) آسمانها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏هايى افكند تا شما را نلرزاند (و جايگاه شما آرام باشد) و از هر گونه جنبنده‏اى روى آن منتشر ساخت و از آسمان آبى نازل كرديم و بوسيله آن در روى زمين انواع گوناگونى از جفتهاى گياهان پر ارزش رويانديم. (10)


هَذَا خَلْق‌ُ الله‌ِ فَأَرُونِي‌ مَاذَا خَلَق‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ بَل‌ِ الظَّالِمُون‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (لقمان: 11)

اين آفرينش خداست امّا به من نشان دهيد معبودانى غير او چه چيز را آفريده‏اند؟! ولى ظالمان در گمراهى آشكارند. (11)


يَا بُنَي‌َّ إِنَّهَا إِنْ‌ تَك‌ُ مِثْقَال‌َ حَبَّة‌ٍ مِن‌ْ خَرْدَل‌ٍ فَتَكُنْ‌ فِي‌ صَخْرَة‌ٍ أَوْ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ أَوْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَأْت‌ِ بِهَا الله‌ُ إِن‌َّ الله‌َ لَطِيف‌ٌ خَبِيرٌ (لقمان: 16)

پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد، و در دل سنگى يا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مى‏آورد خداوند دقيق و آگاه است! (16)


يَا بُنَي‌َّ أَقِم‌ِ الصَّلاَة‌َ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَانْه‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَي‌ مَا أَصَابَك‌َ إِن‌َّ ذَلِك‌َ مِن‌ْ عَزْم‌ِ الْأُمُورِ (لقمان: 17)

پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر مصايبى كه به تو مى‏رسد شكيبا باش كه اين از كارهاى مهمّ است! (17)


وَاقْصِدْ فِي‌ مَشْيِك‌َ وَاغْضُض‌ْ مِنْ‌ صَوْتِك‌َ إِن‌َّ أَنكَرَ الْأَصْوَات‌ِ لَصَوْت‌ُ الْحَمِيرِ (لقمان: 19)

(پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعايت كن از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‏ترين صداها صداى خران است. (19)


أَلَم‌ْ تَرَوْا أَن‌َّ الله‌َ سَخَّرَ لَكُمْ‌ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ أَسْبَغ‌َ عَلَيْكُم‌ْ نِعَمَه‌ُ ظَاهِرَة‌ً وَ بَاطِنَة‌ً وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يُجَادِل‌ُ فِي‌ الله‌ِ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ وَ لاَ هُدَي‌ً وَ لاَ كِتَاب‌ٍ مُنِيرٍ (لقمان: 20)

آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما كرده، و نعمتهاى آشكار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هيچ دانش و هدايت و كتاب روشنگرى درباره خدا مجادله مى‏كنند! (20)


وَ لَوْ أَنَّ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مِنْ‌ شَجَرَة‌ٍ أَقْلاَم‌ٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ سَبْعَة‌ُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَت‌ْ كَلِمَات‌ُ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيرٌ حَكِيم‌ٌ (لقمان: 27)

و اگر همه درختان روى زمين قلم شود، و دريا براى آن مركّب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده شود، اينها همه تمام مى‏شود ولى كلمات خدا پايان نمى‏گيرد خداوند عزيز و حكيم است. (27)


ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ الله‌َ هُوَ الْحَق‌ُّ وَ أَن‌َّ مَا يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ الْبَاطِل‌ُ وَ أَن‌َّ الله‌َ هُوَ الْعَلِيُّ‌ الْكَبِيرُ (لقمان: 30)

اينها همه دليل بر آن است كه خداوند حقّ است، و آنچه غير از او مى‏خوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است! (30)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الْفُلْك‌َ تَجْرِي‌ فِي‌ الْبَحْرِ بِنِعْمَت‌ِ الله‌ِ لِيُرِيَكُمْ‌ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِكُل‌ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (لقمان: 31)

آيا نديدى كشتيها بر (صفحه) درياها به فرمان خدا، و به (بركت) نعمت او حركت مى‏كنند تا بخشى از آياتش را به شما نشان دهد؟! در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه شكيبا و شكرگزارند! (31)


وَ إِذَا غَشِيَهُمْ‌ مَوْج‌ٌ كَالظُّلَل‌ِ دَعَوُا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ فَلَمَّا نَجَّاهُم‌ْ إِلَي‌ الْبَرِّ فَمِنْهُمْ‌ مُقْتَصِدٌ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ كُل‌ُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ (لقمان: 32)

و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد)، خدا را با اخلاص مى‏خوانند امّا وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مى‏گيرند (و به ايمان خود وفادار مى‏مانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر پيش مى‏گيرند) ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان‏شكنان ناسپاس انكار نمى‏كنند! (32)


تَنْزِيل‌ُ الْكِتَاب‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (سجده: 2)

اين كتابى است كه از سوى پروردگار جهانيان نازل شده، و شك و ترديدى در آن نيست! (2)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ بَل‌ْ هُوَ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لِتُنْذِرَ قَوْمَاً مَا أَتَاهُمْ‌ مِنْ‌ نَذِيرٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَهْتَدُون‌َ (سجده: 3)

ولى آنان مى‏گويند: « (محمّد) آن را بدروغ به خدا بسته است»، امّا اين سخن حقّى است از سوى پروردگارت تا گروهى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذاركننده‏اى براى آنان نيامده است، شايد (پند گيرند و) هدايت شوند! (3)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ شَفِيع‌ٍ أَفَلاَ تَتَذَكَّرُون‌َ (سجده: 4)

خداوند كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است در شش روز [شش دوران‏] آفريد، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت هيچ سرپرست و شفاعت كننده‏اى براى شما جز او نيست آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (4)


يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِن‌َ السَّمَاءِ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ ثُم‌َّ يَعْرُج‌ُ إِلَيْه‌ِ فِي‌ يَوْم‌ٍ كَان‌َ مِقْدَارُه‌ُ أَلْف‌َ سَنَة‌ٍ مِمَّا تَعُدُّون‌َ (سجده: 5)

امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏كند سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد بسوى او بالا مى‏رود (و دنيا پايان مى‏يابد). (5)


الَّذِي‌ أَحْسَن‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ خَلَقَه‌ُ وَ بَدَأَ خَلْق‌َ الْإِنْسَان‌ِ مِنْ‌ طِين‌ٍ (سجده: 7)

او همان كسى است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد (7)


ثُم‌َّ جَعَل‌َ نَسْلَه‌ُ مِنْ‌ سُلاَلَة‌ٍ مِنْ‌ مَاءٍ مَهِين‌ٍ (سجده: 8)

سپس نسل او را از عصاره‏اى از آب ناچيز و بى‏قدر آفريد. (8)


ثُم‌َّ سَوَّاه‌ُ وَ نَفَخ‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِه‌ِ وَ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ السَّمْع‌َ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَة‌َ قَلِيلاً مَا تَشْكُرُون‌َ (سجده: 9)

سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خويش در وى دميد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد امّا كمتر شكر نعمتهاى او را بجا مى‏آوريد! (9)


وَ لَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُل‌َّ نَفْس‌ٍ هُدَاهَا وَ لَكِنْ‌ حَق‌َّ الْقَوْل‌ُ مِنِّي‌ لَأََمْلَأََن‌َّ جَهَنَّم‌َ مِن‌َ الْجِنَّة‌ِ وَالنَّاس‌ِ أَجْمَعِين‌َ (سجده: 13)

و اگر مى‏خواستيم به هر انسانى هدايت لازمش را (از روى اجبار بدهيم) مى‏داديم ولى (من آنها را آزاد گذارده‏ام و) سخن و وعده‏ام حق است كه دوزخ را (از افراد بى‏ايمان و گنهكار) از جنّ و انس همگى پر كنم! (13)


تَتَجَافَي‌ جُنُوبُهُم‌ْ عَن‌ِ الْمَضَاجِع‌ِ يَدْعُون‌َ رَبَّهُم‌ْ خَوْفَاً وَ طَمَعَاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ يُنْفِقُون‌َ (سجده: 16)

پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى‏شود (و بپا مى‏خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند) و پروردگار خود را با بيم و اميد مى‏خوانند، و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند! (16)


فَلاَ تَعْلَم‌ُ نَفْس‌ٌ مَا أُخْفِي‌َ لَهُمْ‌ مِنْ‌ قُرَّة‌ِ أَعْيُن‌ٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (سجده: 17)

هيچ كس نمى‏داند چه پاداشهاى مهمّى كه مايه روشنى چشمهاست براى آنها نهفته شده، اين پاداش كارهايى است كه انجام مى‏دادند! (17)


وَ أَمَّا الَّذِين‌َ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُم‌ُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَ قِيل‌َ لَهُم‌ْ ذُوقُوا عَذَاب‌َ النَّارِ الَّذِي‌ كُنْتُمْ‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ (سجده: 20)

و امّا كسانى كه فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جايگاه هميشگى آنها آتش است هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمى‏گردانند و به آنان گفته مى‏شود: «بچشيد عذاب آتشى را كه انكار مى‏كرديد!» (20)


وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ‌ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ الْأَدْنَي‌ دُون‌َ الْعَذَاب‌ِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (سجده: 21)

به آنان از عذاب نزديك (عذاب اين دنيا) پيش از عذاب بزرگ (آخرت) مى‏چشانيم، شايد بازگردند! (21)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ ثُم‌َّ أَعْرَض‌َ عَنْهَا إِنَّا مِن‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ مُنْتَقِمُون‌َ (سجده: 22)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او يادآورى شده و او از آن اعراض كرده است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت! (22)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَلاَ تَكُنْ‌ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْ‌ لِقَائِه‌ِ وَ جَعَلْنَاه‌ُ هُدَي‌ً لِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (سجده: 23)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم و شك نداشته باش كه او آيات الهى را دريافت داشت و ما آن را وسيله هدايت بنى اسرائيل قرار داديم! (23)


وَ جَعَلْنَا مِنْهُم‌ْ أَئِمَّة‌ً يَهْدُون‌َ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُون‌َ (سجده: 24)

و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند چون شكيبايى نمودند، و به آيات ما يقين داشتند. (24)


أَوَ لَم‌ْ يَهْدِ لَهُم‌ْ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا مِنْ‌ قَبْلِهِمْ‌ مِن‌َ الْقُرُون‌ِ يَمْشُون‌َ فِي‌ مَسَاكِنِهِم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ أَفَلاَ يَسْمَعُون‌َ (سجده: 26)

آيا براى هدايت آنها همين كافى نيست كه افراد زيادى را كه در قرن پيش از آنان زندگى داشتند هلاك كرديم؟! اينها در مساكن (ويران شده) آنان راه مى‏روند در اين آياتى است (از قدرت خداوند و مجازات دردناك مجرمان) آيا نمى‏شنوند؟! (26)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوق‌ُ الْمَاءَ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ الْجُرُزِ فَنُخْرِج‌ُ بِه‌ِ زَرْعَاً تَأْكُل‌ُ مِنْه‌ُ أَنْعَامُهُم‌ْ وَ أَنْفُسُهُم‌ْ أَفَلاَ يُبْصِرُون‌َ (سجده: 27)

آيا نديدند كه ما آب را بسوى زمينهاى خشك مى‏رانيم و بوسيله آن زراعتهايى مى‏رويانيم كه هم چهارپايانشان از آن مى‏خورند و هم خودشان تغذيه مى‏كنند آيا نمى بينند؟! (27)


وَاتَّبِع‌ْ مَا يُوحَي‌ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (احزاب: 2)

و از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى مى‏شود پيروى كن كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (2)


مَا جَعَل‌َ الله‌ُ لِرَجُل‌ٍ مِنْ‌ قَلْبَيْن‌ِ فِي‌ جَوْفِه‌ِ وَ مَا جَعَل‌َ أَزْوَاجَكُم‌ُ الاَّئِي‌ تُظَاهِرُون‌َ مِنْهُن‌َّ أُمَّهَاتِكُم‌ْ وَ مَا جَعَل‌َ أَدْعِيَاءَكُم‌ْ أَبْنَاءَكُم‌ْ ذَلِكُم‌ْ قَوْلُكُمْ‌ بِأَفْوَاهِكُم‌ْ وَالله‌ُ يَقُول‌ُ الْحَق‌َّ وَ هُوَ يَهْدِي‌ السَّبِيل‌َ (احزاب: 4)

خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريده و هرگز همسرانتان را كه مورد «ظهار» قرار مى‏دهيد مادران شما قرار نداده و (نيز) فرزندخوانده‏هاى شما را فرزند حقيقى شما قرار نداده است اين سخن شماست كه به دهان خود مى‏گوييد (سخنى باطل و بى‏پايه) امّا خداوند حقّ را مى‏گويد و او به راه راست هدايت مى‏كند. (4)


النَّبِي‌ُّ أَوْلَي‌ بِالْمُؤْمِنِين‌َ مِن‌ْ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ أَزْوَاجُه‌ُ أُمَّهَاتُهُم‌ْ وَ أُولُوا الْأَرْحَام‌ِ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلَي‌ بِبَعْض‌ٍ فِي‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمُهَاجِرِين‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَفْعَلُوا إِلَي‌ أَوْلِيَائِكُمْ‌ مَعْرُوفَاً كَان‌َ ذَلِك‌َ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مَسْطُورَاً (احزاب: 6)

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند و خويشاوندان نسبت به يكديگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولى هستند، مگر اينكه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيكى كنيد (و سهمى از اموال خود را به آنها بدهيد) اين حكم در كتاب (الهى) نوشته شده است. (6)


وَ إِذْ أَخَذْنَا مِن‌َ النَّبِيِّين‌ مِيثَاقَهُم‌ْ وَ مِنْك‌َ وَ مِنْ‌ نُوح‌ٍ وَ إِبْرَاهِيم‌َ وَ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ ابْن‌ِ مَرْيَم‌َ وَ أَخَذْنَا مِنْهُمْ‌ مِيثَاقَاً غَلِيظَاً (احزاب: 7)

(به خاطر آور) هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و (همچنين) از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و ما از همه آنان پيمان محكمى گرفتيم (كه در اداى مسئوليت تبليغ و رسالت كوتاهى نكنند)! (7)


إِذْ جَاءُوكُم‌ْ مِن‌ْ فَوْقِكُم‌ْ وَ مِن‌ْ أَسْفَل‌َ مِنْكُم‌ْ وَ إِذْ زَاغَت‌ِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَت‌ِ الْقُلُوب‌ُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّون‌َ بِالله‌ِ الظُّنُونَاْ (احزاب: 10)

(به خاطر بياوريد) زمانى را كه آنها از طرف بالا و پايين (شهر) بر شما وارد شدند (و مدينه را محاصره كردند) و زمانى را كه چشمها از شدّت وحشت خيره شده و جانها به لب رسيده بود، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مى‏برديد. (10)


وَ إِذْ قَالَتْ‌ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَا أَهْل‌َ يَثْرِب‌َ لاَ مُقَام‌َ لَكُم‌ْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِن‌ُ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ُ النَّبِي‌َّ يَقُولُون‌َ إِن‌َّ بُيُوتَنَا عَوْرَة‌ٌ وَ مَا هِي‌َ بِعَوْرَة‌ٍ إِنْ‌ يُرِيدُون‌َ إِلاَّ فِرَارَاً (احزاب: 13)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه گروهى از آنها گفتند: «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست به خانه‏هاى خود بازگرديد!» و گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مى‏خواستند و مى‏گفتند: «خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است!»، در حالى كه بى‏حفاظ نبود آنها فقط مى‏خواستند (از جنگ) فرار كنند. (13)


وَ لَوْ دُخِلَت‌ْ عَلَيْهِمْ‌ مِن‌ْ أَقْطَارِهَا ثُم‌َّ سُئِلُوا الْفِتْنَة‌َ لَآتَوْهَا وَ مَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلاَّ يَسِيرَاً (احزاب: 14)

آنها چنان بودند كه اگر دشمنان از اطراف مدينه بر آنان وارد مى‏شدند و پيشنهاد بازگشت به سوى شرك به آنان مى‏كردند مى‏پذيرفتند، و جز مدّت كمى (براى انتخاب اين راه) درنگ نمى‏كردند! (14)


وَ لَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا الله‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ لاَ يُوَلُّون‌َ الْأَدْبَارَ وَ كَان‌َ عَهْدُ الله‌ِ مَسْؤُولاً (احزاب: 15)

(در حالى كه) آنان قبل از اين با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسئولند)! (15)


قُل‌ْ لَن‌ْ يَنْفَعَكُم‌ُ الْفِرَارُ إِنْ‌ فَرَرْتُمْ‌ مِن‌َ الْمَوْت‌ِ أَوِ الْقَتْل‌ِ وَ إِذَاً لاَ تُمَتَّعُون‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (احزاب: 16)

بگو: «اگر از مرگ يا كشته‏شدن فرار كنيد، سودى به حال شما نخواهد داشت و در آن هنگام جز بهره كمى از زندگانى نخواهيد گرفت!» (16)


قُل‌ْ مَنْ‌ ذَا الَّذِي‌ يَعْصِمُكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ إِن‌ْ أَرَادَ بِكُم‌ْ سُوءً أَوْ أَرَادَ بِكُم‌ْ رَحْمَة‌ً وَ لاَ يَجِدُون‌َ لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَلِيَّاً وَ لاَ نَصِيرَاً (احزاب: 17)

بگو: «چه كسى مى‏تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ كند اگر او بدى يا رحمتى را براى شما اراده كند؟!» و آنها جز خدا هيچ سرپرست و ياورى براى خود نخواهند يافت. (17)


قَدْ يَعْلَم‌ُ الله‌ُ الْمُعَوِّقِين‌َ مِنْكُم‌ْ وَالْقَائِلِين‌َ لِإِخْوانِهِم‌ْ هَلُم‌َّ إِلَيْنَا وَ لاَ يَأْتُون‌َ الْبَأْس‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (احزاب: 18)

خداوند كسانى كه مردم را از جنگ بازمى‏داشتند و كسانى را كه به برادران خود مى‏گفتند: «بسوى ما بياييد (و خود را از معركه بيرون كشيد)» بخوبى مى‏شناسد و آنها (مردمى ضعيفند و) جز اندكى پيكار نمى‏كنند! (18)


أَشِحَّة‌ً عَلَيْكُم‌ْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْف‌ُ رَأَيْتَهُم‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلَيْك‌َ تَدُورُ أَعْيُنُهُم‌ْ كَالَّذِي‌ يُغْشَي‌ عَلَيْه‌ِ مِن‌َ الْمَوْت‌ِ فَإِذَا ذَهَب‌َ الْخَوْف‌ُ سَلَقُوكُمْ‌ بِأَلْسِنَة‌ٍ حِدَادٍ أَشِحَّة‌ً عَلَي‌ الْخَيْرِ أُولَئِك‌َ لَم‌ْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَط‌َ الله‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ وَ كَان‌َ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرَاً (احزاب: 19)

آنها در همه چيز نسبت به شما بخيلند و هنگامى كه (لحظات) ترس (و بحرانى) پيش آيد، مى‏بينى آن چنان به تو نگاه مى‏كنند، و چشمهايشان در حدقه مى‏چرخد، كه گويى مى‏خواهند قالب تهى كنند! امّا وقتى حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهاى تند و خشن خود را با انبوهى از خشم و عصبانيت بر شما مى‏گشايند (و سهم خود را از غنايم مطالبه مى‏كنند!) در حالى كه در آن نيز حريص و بخيلند آنها (هرگز) ايمان نياورده‏اند، از اين رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرد و اين كار بر خدا آسان است. (19)


مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ رِجَال‌ٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا الله‌َ عَلَيْه‌ِ فَمِنْهُمْ‌ مَنْ‌ قَضَي‌ نَحْبَه‌ُ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً (احزاب: 23)

در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستاده‏اند بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند. (23)


وَ أَنْزَل‌َ الَّذِين‌َ ظَاهَرُوهُمْ‌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ مِنْ‌ صَيَاصِيهِم‌ْ وَ قَذَف‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ُ الْرُّعْب‌َ فَرِيقَاً تَقْتُلُون‌َ وَ تَأْسِرُون‌َ فَرِيقَاً (احزاب: 26)

و خداوند گروهى از اهل كتاب [يهود] را كه از آنان [مشركان عرب‏] حمايت كردند از قلعه‏هاى محكمشان پايين كشيد و در دلهايشان رعب افكند (و كارشان به جايى رسيد كه) گروهى را به قتل مى‏رسانديد و گروهى را اسير مى‏كرديد! (26)


وَ إِنْ‌ كُنْتُنَّ تُرِدْن‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَالدَّارَ الْآخِرَة‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَات‌ِ مِنْكُن‌َّ أَجْرَاً عَظِيمَاً (احزاب: 29)

و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.» (29)


يَا نِسَاءَ النَّبِي‌ِّ مَنْ‌ يَأْت‌ِ مِنْكُن‌َّ بِفَاحِشَة‌ٍ مُبَيِّنَة‌ٍ يُضَاعَف‌ْ لَهَا الْعَذَاب‌ُ ضِعْفَيْن‌ِ وَ كَان‌َ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرَاً (احزاب: 30)

اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و اين براى خدا آسان است. (30)


وَ مَنْ‌ يَقْنُت‌ْ مِنْكُن‌َّ لِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ تَعْمَل‌ْ صَالِحَاً نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْن‌ِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقَاً كَرِيمَاً (احزاب: 31)

و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهيم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده‏ايم. (31)


يَا نِسَاءَ النَّبِي‌ِّ لَسْتُن‌َّ كَأَحَدٍ مِن‌َ النِّسَاءِ إِنِ‌ اتَّقَيْتُن‌َّ فَلاَ تَخْضَعْن‌َ بِالْقَوْل‌ِ فَيَطْمَع‌َ الَّذِي‌ فِي‌ قَلْبِه‌ِ مَرَض‌ٌ وَ قُلْن‌َ قَوْلاَ مَعْرُوفَاً (احزاب: 32)

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! (32)


وَاذْكُرْن‌َ مَا يُتْلَي‌ فِي‌ بُيُوتِكُن‌َّ مِن‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ وَالْحِكْمَة‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ لَطِيفَاً خَبِيرَاً (احزاب: 34)

آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد خداوند لطيف و خبير است! (34)


وَ مَا كَان‌َ لِمُؤْمِن‌ٍ وَ لاَ مُؤْمِنَة‌ٍ إِذَا قَضَي‌ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ أَمْرَاً أَنْ‌ يَكُون‌َ لَهُم‌ُ الْخِيَرَة‌ُ مِن‌ْ أَمْرِهِم‌ْ وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَقَدْ ضَل‌َّ ضَلاَلاً مُبِينَاً (احزاب: 36)

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)


وَ إِذْ تَقُول‌ُ لِلَّذِي‌ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ أَنْعَمْت‌َ عَلَيْه‌ِ أَمْسِك‌ْ عَلَيْك‌َ زَوْجَك‌َ وَاتَّق‌ِ الله‌َ وَ تُخْفِي‌ فِي‌ نَفْسِك‌َ مَا الله‌ُ مُبْدِيه‌ِ وَ تَخْشَي‌ النَّاس‌َ وَالله‌ُ أَحَق‌ُّ أَنْ‌ تَخْشَاه‌ُ فَلَمَّا قَضَي‌ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرَاً زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْلاَ يَكُون‌َ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ حَرَج‌ٌ فِي‌ أَزْوَاج‌ِ أَدْعِيَائِهِم‌ْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُن‌َّ وَطَرَاً وَ كَان‌َ أَمْرُ الله‌ِ مَفْعُولاً (احزاب: 37)

(به خاطر بياور) زمانى را كه به آن كس كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى [به فرزند خوانده‏ات «زيد»] مى‏گفتى: «همسرت را نگاه‏دار و از خدا بپرهيز!» (و پيوسته اين امر را تكرار مى‏كردى) و در دل چيزى را پنهان مى‏داشتى كه خداوند آن را آشكار مى‏كند و از مردم مى‏ترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى! هنگامى كه زيد نيازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو درآورديم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‏هايشان- هنگامى كه طلاق گيرند- نباشد و فرمان خدا انجام شدنى است (و سنّت غلط تحريم اين زنان بايد شكسته شود). (37)


مَا كَان‌َ عَلَي‌ النَّبِي‌ِّ مِن‌ْ حَرَج‌ٍ فِيمَا فَرَض‌َ الله‌ُ لَه‌ُ سُنَّة‌َ الله‌ِ فِي‌ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ كَان‌َ أَمْرُ الله‌ِ قَدَرَاً مَقْدُورَاً (احزاب: 38)

هيچ گونه منعى بر پيامبر در آنچه خدا بر او واجب كرده نيست اين سنّت الهى در مورد كسانى كه پيش از اين بوده‏اند نيز جارى بوده و فرمان خدا روى حساب و برنامه دقيقى است! (38)


مَا كَان‌َ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ‌ رِجَالِكُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ رَسُول‌َ الله‌ِ وَ خَاتَم‌َ النَّبِيِّين‌َ وَ كَان‌َ الله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيمَاً (احزاب: 40)

محمّد (ص) پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست ولى رسول خدا و ختم‏كننده و آخرين پيامبران است و خداوند به همه چيز آگاه است! (40)


هُوَ الَّذِي‌ يُصَلِّي‌ عَلَيْكُم‌ْ وَ مَلاَئِكَتُه‌ُ لِيُخْرِجَكُمْ‌ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ كَان‌َ بِالْمُؤْمِنِين‌َ رَحِيمَاً (احزاب: 43)

او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‏فرستد، و فرشتگان او (نيز) براى شما تقاضاى رحمت مى‏كنند تا شما را از ظلمات (جهل و شرك گناه) به سوى نور (ايمان و علم و تقوا) رهنمون گردد او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است! (43)


وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِين‌َ بِأَنَّ‌ لَهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ فَضْلاً كَبِيرَاً (احزاب: 47)

و مؤمنان را بشارت ده كه براى آنان از سوى خدا فضل بزرگى است. (47)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُم‌ُ الْمُؤْمِنَات‌ِ ثُم‌َّ طَلَّقْتُمُوهُن‌َّ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تَمَسُّوهُن‌َّ فَمَا لَكُم‌ْ عَلَيْهِن‌َّ مِن‌ْ عِدَّة‌ٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُن‌َّ وَ سَرِّحُوهُن‌َّ سَرَاحَاً جَمِيلاً (احزاب: 49)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه با زنان با ايمان ازدواج كرديد و قبل از همبستر شدن طلاق داديد، عدّه‏اى براى شما بر آنها نيست كه بخواهيد حساب آن را نگاه داريد آنها را با هديه مناسبى بهره‏مند سازيد و بطرز شايسته‏اى رهايشان كنيد. (49)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَك‌َ أَزْوَاجَك‌َ الاَّتِي‌‌ آتَيْت‌َ أُجُورَهُن‌َّ وَ مَا مَلَكَت‌ْ يَمِينُك‌َ مِمَّا أَفَاءَ الله‌ُ عَلَيْك‌َ وَ بَنَات‌ِ عَمِّك‌َ وَ بَنَات‌ِ عَمَّاتِك‌َ وَ بَنَات‌ِ خَالِك‌َ وَ بَنَات‌ِ خَالاَتِك‌َ الاَّتِي‌‌ هَاجَرْن‌َ مَعَك‌َ وَامْرَأَة‌ً مُؤْمِنَة‌ً إِنْ‌ وَهَبَت‌ْ نَفْسَهَا لِلنَّبِي‌ِّ إِن‌ْ أَرَادَ النَّبِي‌ُّ أَنْ‌ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَة‌ً لَك‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِم‌ْ فِي‌ أَزْوَاجِهِم‌ْ وَ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُهُم‌ْ لِكَيْلاَ يَكُون‌َ عَلَيْك‌َ حَرَج‌ٌ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (احزاب: 50)

اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه رن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند امّا چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان ما مى‏دانيم براى آنان در مورد همسرانشان و كنيزانشان چه حكمى مقرّر داشته‏ايم (و مصلحت آنان چه حكمى را ايجاب مى‏كند) اين بخاطر آن است كه مشكلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از اين راه حاميان فزونترى فراهم سازى) و خداوند آمرزنده و مهربان است! (50)


تُرْجِي‌ مَنْ‌ تَشَاءُ مِنْهُن‌َّ وَ تُؤْوِي‌ إِلَیْکَ مَنْ‌ تَشَاءُ وَ مَن‌ِ ابْتَغَيْت‌َ مِمَّن‌ْ عَزَلْت‌َ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْك‌َ ذَلِك‌َ أَدْنَي‌ أَنْ‌ تَقَرَّ أَعْيُنُهُن‌َّ وَ لاَ يَحْزَن‌َّ وَ يَرْضَيْن‌َ بِمَا آتيْتَهُن‌َّ كُلُّهُن‌َّ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَلِيمَاً (احزاب: 51)

(موعد) هر يك از همسرانت را بخواهى مى‏توانى به تأخير اندازى، و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى و هر گاه بعضى از آنان را كه بركنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نيست اين حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اينكه غمگين نباشند و به آنچه به آنان مى‏دهى همگى راضى شوند نزديكتر است و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در كيفر آنها عجله نمى‏كند)! (51)


لاَ يَحِل‌ُّ لَك‌َ النِّسَاءُ مِنْ‌ بَعْدُ وَ لاَ أَنْ‌ تَبَدَّل‌َ بِهِن‌َّ مِن‌ْ أَزْوَاج‌ٍ وَ لَوْ أَعْجَبَك‌َ حُسْنُهُن‌َّ إِلاَّ مَا مَلَكَت‌ْ يَمِينُك‌َ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ رَقِيبَاً (احزاب: 52)

بعد از اين ديگر زنى بر تو حلال نيست، و نمى‏توانى همسرانت را به همسران ديگرى مبدّل كنى [بعضى را طلاق دهى و همسر ديگرى به جاى او برگزينى‏] هر چند جمال آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنچه كه بصورت كنيز در ملك تو درآيد! و خداوند ناظر و مراقب هر چيز است (و با اين حكم فشار قبايل عرب را در اختيار همسر از آنان، از تو برداشتيم). (52)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوت‌َ النَّبِي‌ِّ إِلاَّ أَنْ‌ يُؤْذَن‌َ لَكُم‌ْ إِلَي‌ طَعَام‌ٍ غَيْرَ نَاظِرِين‌َ إِنَاه‌ُ وَ لَكِنْ‌ إِذَا دُعِيتُم‌ْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُم‌ْ فَانْتَشِرُوا وَ لاَ مُسْتَأْنِسِين‌َ لِحَدِيث‌ٍ إِن‌َّ ذَلِكُم‌ْ كَان‌َ يُؤْذِي‌ النَّبِي‌َّ فَيَسْتَحْيِی مِنْكُم‌ْ وَالله‌ُ لاَ يَسْتَحْیِي مِن‌َ الْحَق‌ِّ وَ إِذَا سَأَلْتُـمُوهُن‌َّ مَتَاعَاً فَاسْأَلُوهُن‌َّ مِنْ‌ وَرَاءِ حِجَاب‌ٍ ذَلِكُم‌ْ أَطْهَر لِقُلُوبِكُم‌ْ وَ قُلُوبِهِن‌َّ وَ مَا كَان‌َ لَكُم‌ْ أَنْ‌ تُؤْذُوا رَسُول‌َ الله‌ِ وَ لاَ أَنْ‌ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ أَبَدَاً إِن‌َّ ذَلِكُم‌ْ كَان‌َ عِنْدَ الله‌ِ عَظِيمَاً (احزاب: 53)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، در حالى كه (قبل از موعد نياييد و) در انتظار وقت غذا ننشينيد امّا هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و (بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشينيد اين عمل، پيامبر را ناراحت مى‏نمايد، ولى از شما شرم مى‏كند (و چيزى نمى‏گويد) امّا خداوند از (بيان) حق شرم ندارد! و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) از آنان [همسران پيامبر] مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است! (53)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ قُل‌ْ لِأَِزْوَاجِك‌َ وَ بَنَاتِك‌َ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِين‌َ يُدْنِين‌َ عَلَيْهِن‌َّ مِنْ‌ جَلاَبِيبِهِن‌َّ ذَلِك‌َ أَدْنَي‌ أَنْ‌ يُعْرَفْن‌َ فَلاَ يُؤْذَيْن‌َ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (احزاب: 59)

اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است. (59)


سُنَّة‌َ الله‌ِ فِي‌ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَن‌ْ تَجِدَ لِسُنَّة‌ِ الله‌ِ تَبْدِيلاً (احزاب: 62)

اين سنّت خداوند در اقوام پيشين است، و براى سنّت الهى هيچ گونه تغيير نخواهى يافت! (62)


رَبَّنَا آتِهِم‌ْ ضِعْفَيِن‌ِ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ وَالْعَنْهُم‌ْ لَعْنَاً كَبِيرَاً (احزاب: 68)

پروردگارا! آنان را از عذاب، دو چندان ده و آنها را لعن بزرگى فرما!» (68)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَكُونُوا كَالَّذِين‌َ آذَوْا مُوسَي‌ فَبَرَّأَه‌ُ الله‌ُ مِمَّا قَالُوا وَ كَان‌َ عِنْدَ الله‌ِ وَجِيهَاً (احزاب: 69)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! همانند كسانى نباشيد كه موسى را آزار دادند و خداوند او را از آنچه در حق او مى‏گفتند مبرا ساخت و او نزد خداوند، آبرومند (و گرانقدر) بود! (69)


إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَة‌َ عَلَي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالْجِبَال‌ِ فَأَبَيْن‌َ أَنْ‌ يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْن‌َ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَان‌ُ إِنَّه‌ُ كَان‌َ ظَلُومَاً جَهُولاً (احزاب: 72)

ما امانت (تعهّد، تكليف، و ولايت الهيّه) را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسيدند امّا انسان آن را بر دوش كشيد او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم كرد)! (72)


يَعْلَم‌ُ مَا يَلِج‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا يَخْرُج‌ُ مِنْهَا وَ مَا يَنْزِل‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ وَ مَا يَعْرُج‌ُ فِيهَا وَ هُوَ الرَّحِيم‌ُ الْغَفُورُ (سبأ: 2)

آنچه در زمين فرومى‏رود و آنچه را از آن برمى‏آيد مى‏داند، و (همچنين) آنچه از آسمان نازل مى‏شود و آنچه بر آن بالا مى‏رود و او مهربان و آمرزنده است. (2)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لاَ تَأْتِينَا السَّاعَة‌ُ قُل‌ْ بَلَي‌ وَ رَبِّي‌ لَتَأْتِيَنَّكُم‌ْ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ لاَ يَعْزُب‌ُ عَنْه‌ُ مِثْقَال‌ُ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ أَصْغَرُ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْبَرُ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (سبأ: 3)

كافران گفتند: «قيامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد!» بگو: «آرى به پروردگارم سوگند كه به سراغ شما خواهد آمد، خداوندى كه از غيب آگاه است و به اندازه سنگينى ذرّه‏اى در آسمانها و زمين از علم او دور نخواهد ماند، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتابى آشكار ثبت است!» (3)


وَالَّذِين‌َ سَعَوْا فِي‌ آيَاتِنَا مُعَاجِزِين‌َ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مِنْ‌ رِجْزٍ أَلِيم‌ٌ (سبأ: 5)

و كسانى كه سعى در (تكذيب) آيات ما داشتند و گمان كردند مى‏توانند از حوزه قدرت ما بگريزند، عذابى بد و دردناك خواهند داشت! (5)


وَ يَرَي‌ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ الَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ هُوَ الْحَق‌َّ وَ يَهْدِي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (سبأ: 6)

كسانى كه به ايشان علم داده شده، آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده حق مى دانند و به راه خداوند عزيز و حميد هدايت مى‏كند. (6)


أَفَلَم‌ْ يَرَوْا إِلَي‌ مَا بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مَا خَلْفَهُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ إِنْ‌ نَشَأْ نَخْسِف‌ْ بِهِم‌ُ الْأَرْض‌َ أَوْ نُسْقِط‌ْ عَلَيْهِم‌ْ كِسَفَاً مِن‌َ السَّمَاءِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِكُل‌ِّ عَبْدٍ مُنِيب‌ٍ (سبأ: 9)

آيا به آنچه پيش رو و پشت سر آنان از آسمان و زمين قرار دارد نگاه نكردند (تا به قدرت خدا بر همه چيز واقف شوند)؟! اگر ما بخواهيم آنها را (با يك زمين‏لرزه) در زمين فرومى‏بريم، يا قطعه‏هايى از سنگهاى آسمانى را بر آنها فرومى‏ريزيم در اين نشانه‏اى است (بر قدرت خدا) براى هر بنده توبه‏كار! (9)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلاً يَا جِبَال‌ُ أَوِّبِي‌ مَعَه‌ُ وَالطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَه‌ُ الْحَدِيدَ (سبأ: 10)

و ما به داوود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم (ما به كوه‏ها و پرندگان گفتيم:) اى كوه‏ها و اى پرندگان! با او هم‏آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد! و آهن را براى او نرم كرديم. (10)


وَ لِسُلَيْمَـان‌َ الرِّيح‌َ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شَهْرٌ وَ أَسَلْنَا لَه‌ُ عَيْن‌َ الْقِطْرِ وَ مِن‌َ الْجِن‌ِّ مَنْ‌ يَعْمَل‌ُ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ بِإِذْن‌ِ رَبِّه‌ِ وَ مَنْ‌ يَزِغ‌ْ مِنْهُم‌ْ عَن‌ْ أَمْرِنَا نُذِقْه‌ُ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (سبأ: 12)

و براى سليمان باد را مسخّر ساختيم كه صبحگاهان مسير يك ماه را مى‏پيمود و عصرگاهان مسير يك ماه را و چشمه مس (مذاب) را براى او روان ساختيم و گروهى از جنّ پيش روى او به اذن پروردگارش كار مى‏كردند و هر كدام از آنها كه از فرمان ما سرپيچى مى‏كرد، او را عذاب آتش سوزان مى‏چشانيم! (12)


يَعْمَلُون‌َ لَه‌ُ مَا يَشَاءُ مِنْ‌ مَحَارِيب‌َ وَ تَمَاثِيل‌َ وَ جِفَان‌ٍ كَالْجَوَاب‌ِ وَ قُدُورٍ رَاسِيَات‌ٍ اعْمَلُوا آل‌َ دَاوُدَ شُكْرَاً وَ قَلِيل‌ٌ مِن‌ْ عِبَادِي‌َ الشَّكُورُ (سبأ: 13)

آنها هر چه سليمان مى‏خواست برايش درست مى‏كردند: معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و ديگهاى ثابت (كه از بزرگى قابل حمل و نقل نبود و به آنان گفتيم:) اى آل داوود! شكر (اين همه نعمت را) بجا آوريد ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند! (13)


لَقَدْ كَان‌َ لِسَبَاءٍ فِي‌ مَسْكَنِهِم‌ْ آيَة‌ٌ جَنَّتَان‌ِ عَنْ‌ يَمِين‌ٍ وَ شِمَال‌ٍ كُلُوا مِنْ‌ رِزْق‌ِ رَبِّكُم‌ْ وَاشْكُرُوا لَه‌ُ بَلْدَة‌ٌ طَيِّبَة‌ٌ وَ رَب‌ٌّ غَفُورٌ (سبأ: 15)

براى قوم «سبا» در محل سكونتشان نشانه‏اى (از قدرت الهى) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظيم با ميوه‏هاى فراوان و به آنها گفتيم:) از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد شهرى است پاك و پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (و مهربان)! (15)


فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِم‌ْ سَيْل‌َ الْعَرِم‌ِ وَ بَدَّلْنَاهُمْ‌ بِجَنَّتَيْهِم‌ْ جَنَّتَيْن‌ِ ذَوَاتَي‌ْ أُكُل‌ٍ خَمْط‌ٍ وَ أَثْل‌ٍ وَ شَي‌ْءٍ مِنْ‌ سِدْرٍ قَلِيل‌ٍ (سبأ: 16)

امّا آنها (از خدا) روى‏گردان شدند، و ما سيل ويرانگر را بر آنان فرستاديم، و دو باغ (پربركت) شان را به دو باغ (بى‏ارزش) با ميوه‏هاى تلخ و درختان شوره گز و اندكى درخت سدر مبدّل ساختيم! (16)


وَ لَقَدْ صَدَّق‌َ عَلَيْهِم‌ْ إِبْلِيس‌ُ ظَنَّه‌ُ فَاتَّبَعُوه‌ُ إِلاَّ فَرِيقَاً مِن‌َ الْمُؤْمِنين‌َ (سبأ: 20)

(آرى) بيقين، ابليس گمان خود را درباره آنها محقّق يافت كه همگى از او پيروى كردند جز گروه اندكى از مؤمنان! (20)


وَ مَا كَان‌َ لَه‌ُ عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِلاَّ لِنَعْلَم‌َ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالْآخِرَة‌ِ مِمَّن‌ْ هُوَ مِنْهَا فِي‌ شَك‌ٍّ وَ رَبُّك‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَفِيظ‌ٌ (سبأ: 21)

او سلطه بر آنان نداشت جز براى اينكه مؤمنان به آخرت را از آنها كه در شكّ هستند باز شناسيم و پروردگار تو، نگاهبان همه چيز است! (21)


قُل‌ِ ادْعُوا الَّذِين‌َ زَعَمْتُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لاَ يَمْلِكُون‌َ مِثْقَال‌َ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا لَهُم‌ْ فِيهِمَا مِنْ‌ شِرْك‌ٍ وَ مَا لَه‌ُ مِنْهُمْ‌ مِنْ‌ ظَهِيرٍ (سبأ: 22)

بگو: «كسانى را كه غير از خدا (معبود خود) مى‏پنداريد بخوانيد! (آنها هرگز گرهى از كار شما نمى‏گشايند، چرا كه) آنها به اندازه ذرّه‏اى در آسمانها و زمين مالك نيستند، و نه در (خلقت و مالكيّت) آنها شريكند، و نه ياور او (در آفرينش) بودند. (22)


قُل‌ْ مَنْ‌ يَرْزُقُكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ قُل‌ِ الله‌ُ وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُم‌ْ لَعَلَي‌ هُدَي‌ً أَوْ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (سبأ: 24)

بگو: «چه كسى شما را از آسمانها و زمين روزى مى‏دهد؟» بگو: «اللَّه! و ما يا شما بر (طريق) هدايت يا در ضلالت آشكارى هستيم!» (24)


وَ مَا أَرْسَلْنَا فِي‌ قَرْيَة‌ٍ مِنْ‌ نَذِيرٍ إِلاَّ قَال‌َ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (سبأ: 34)

و ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيم‏دهنده نفرستاديم مگر اينكه مترفين آنها (كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‏ايد كافريم!» (34)


قُل‌ْ إِن‌َّ رَبِّي‌ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَه‌ُ وَ مَا أَنْفَقْتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُه‌ُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين‌َ (سبأ: 39)

بگو: «پروردگارم روزى را براى هر كس بخواهد وسعت مى‏بخشد، و براى هر كس بخواهد تنگ (و محدود) مى‏سازد و هر چيزى را (در راه او) انفاق كنيد، عوض آن را مى‏دهد (و جاى آن را پر مى‏كند) و او بهترين روزى‏دهندگان است!» (39)


قَالُوا سُبْحَانَك‌َ أَنْت‌َ وَلِيُّنَا مِنْ‌ دُونِهِمْ‌ بَل‌ْ كَانُوا يَعْبُدُون‌َ الْجِن‌َّ أَكْثَرُهُمْ‌ بِهِمْ‌ مُؤْمِنُون‌َ (سبأ: 41)

آنها مى‏گويند: «منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مايى، نه آنها (آنها ما را پرستش نمى‏كردند) بلكه جنّ را پرستش مى‏نمودند و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!» (41)


وَ مَا آتَيْنَاهُمْ‌ مِنْ‌ كُتُب‌ٍ يَدْرُسُونَهَا وَ مَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِم‌ْ قَبْلَك‌َ مِنْ‌ نَذِيرٍ (سبأ: 44)

ما (قبلا) چيزى از كتابهاى آسمانى را به آنان نداده‏ايم كه آن را بخوانند (و به اتّكاي آن سخنان تو را تكذيب كنند)، و پيش از تو هيچ بيم‏دهنده [پيامبرى‏] براى آنان نفرستاديم! (44)


وَ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ مَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُم‌ْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي‌ فَكَيْف‌َ كَان‌َ نَكِيرِ (سبأ: 45)

كسانى كه پيش از آنان بودند (نيز آيات الهى را) تكذيب كردند، در حالى كه اينها به يك دهم آنچه به آنان داديم نمى‏رسند! (آرى) آنها رسولان مرا تكذيب كردند پس ببين مجازات من (نسبت به آنها) چگونه بود! (45)


قُل‌ْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ‌ بِوَاحِدَة‌ٍ أَنْ‌ تَقُومُوا لِالله‌ِ مَثْنَي‌ وَ فُرَادَي‌ ثُم‌َّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ‌ مِنْ‌ جِنَّة‌ٍ إِن‌ْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ لَكُمْ‌ بَيْن‌َ يَدَي‌ْ عَذَاب‌ٍ شَدِيدٍ (سبأ: 46)

بگو: «شما را تنها به يك چيز اندرز مى‏دهم، و آن اينكه: دو نفر دو نفر يا يك نفر يك نفر براى خدا قيام كنيد، سپس بينديشيد اين دوست و همنشين شما [محمّد] هيچ گونه جنونى ندارد او فقط بيم‏دهنده شما در برابر عذاب شديد (الهى) است!» (46)


قُل‌ْ مَا سَأَلْتُكُمْ‌ مِن‌ْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُم‌ْ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ الله‌ِ وَ هُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهِيدٌ (سبأ: 47)

بگو: «هر اجر و پاداشى از شما خواسته‏ام براى خود شماست اجر من تنها بر خداوند است، و او بر همه چيز گواه است!» (47)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذْ فَزِعُوا فَلاَ فَوْت‌َ وَ أُخِذُوا مِنْ‌ مَكَان‌ٍ قَرِيب‌ٍ (سبأ: 51)

اگر ببينى هنگامى كه فريادشان بلند مى‏شود امّا نمى‏توانند (از عذاب الهى) بگريزند، و آنها را از جاى نزديكى (كه حتّى انتظارش را ندارند) مى‏گيرند (از درماندگى آنها تعجّب خواهى كرد)! (51)


وَ قَالُوا آمَنَّا بِه‌ِ وَ أَنَّي‌ لَهُم‌ُ التَّنَاوُش‌ُ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ بَعِيدٍ (سبأ: 52)

و (در آن حال) مى‏گويند: «به حقّ ايمان آورديم!»، ولى چگونه مى‏توانند از فاصله دور به آن دسترسى پيدا كنند! (52)


وَ قَدْ كَفَرُوا بِه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ يَقْذِفُون‌َ بِالْغَيْب‌ِ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ بَعِيدٍ (سبأ: 53)

آنها پيش از اين (كه در نهايت آزادى بودند) به آن كافر شدند و دورادور، و غائبانه (و بدون آگاهى). نسبت‏هاى ناروا مى‏دادند. (53)


وَ حِيل‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ بَيْن‌َ مَا يَشْتَهُون‌َ كَمَا فُعِل‌َ بِأَشْيَاعِهِمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا فِي‌ شَك‌ٍّ مُرِيب‌ٍ (سبأ: 54)

(سرانجام) ميان آنها و خواسته‏هايشان جدايى افكنده شد، همان گونه كه با پيروان (و هم‏مسلكان) آنها از قبل عمل شد، چرا كه آنها در شك و ترديد بودند! (54)


مَا يَفْتَح‌ِ الله‌ُ لِلنَّاس‌ِ مِنْ‌ رَحْمَة‌ٍ فَلاَ مُمْسِك‌َ لَهَا وَ مَا يُمْسِك‌ْ فَلاَ مُرْسِل‌َ لَه‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (فاطر: 2)

هر رحمتى را خدا به روى مردم بگشايد، كسى نمى‏تواند جلو آن را بگيرد و هر چه را امساك كند، كسى غير از او قادر به فرستادن آن نيست و او عزيز و حكيم است! (2)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ اذْكُرُوا نِعْمَت‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ هَل‌ْ مِن‌ْ خَالِق‌ٍ غَيْرُ الله‌ِ يَرْزُقُكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّي‌ تُؤْفَكُون‌َ (فاطر: 3)

اى مردم! به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما آيا آفريننده‏اى جز خدا هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد؟! هيچ معبودى جز او نيست با اين حال چگونه به سوى باطل منحرف مى‏شويد؟! (3)


وَ إِنْ‌ يُكَذِّبُوك‌َ فَقَدْ كُذِّبَت‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ وَ إِلَي‌ الله‌ِ تُرْجَع‌ُ الْأُمُورُ (فاطر: 4)

اگر تو را تكذيب كنند (غم مخور، موضوع تازه‏اى نيست) پيامبران پيش از تو نيز تكذيب شدند و همه كارها بسوى خدا بازمى‏گردد. (4)


إِن‌َّ الشَّيْطَان‌َ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوه‌ُ عَدُوَّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَه‌ُ لِيَكُونُوا مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ السَّعِيرِ (فاطر: 6)

البتّه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد او فقط حزبش را به اين دعوت مى‏كند كه اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند! (6)


وَالله‌ُ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ ثُم‌َّ جَعَلَكُم‌ْ أَزْوَاجَاً وَ مَا تَحْمِل‌ُ مِن‌ْ أُنْثَي‌ وَ لاَ تَضَع‌ُ إِلاَّ بِعِلْمِه‌ِ وَ مَا يُعَمَّرُ مِنْ‌ مُعَمَّرٍ وَ لاَ يُنْقَص‌ُ مِن‌ْ عُمُرِه‌ِ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ إِن‌َّ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرٌ (فاطر: 11)

خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‏اى سپس شما را بصورت زوجهايى قرار داد هيچ جنس ماده‏اى باردار نمى‏شود و وضع حمل نمى‏كند مگر به علم او، و هيچ كس عمر طولانى نمى‏كند، يا از عمرش كاسته نمى‏شود مگر اينكه در كتاب (علم خداوند) ثبت است اينها همه براى خداوند آسان است. (11)


وَ مَا يَسْتَوِي‌ الْبَحْرَان‌ِ هَذَا عَذْب‌ٌ فُرَات‌ٌ سَائِغ‌ٌ شَرَابُه‌ُ وَ هَذَا مِلْح‌ٌ أُجَاج‌ٌ وَ مِنْ‌ كُل‌ٍّ تَأْكُلُون‌َ لَحْمَاً طَرِيَّاً وَ تَسْتَخْرِجُون‌َ حِلَيَة‌ً تَلْبَسُونَهَا وَ تَرَي‌ الْفُلْك‌َ فِيه‌ِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن‌ْ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (فاطر: 12)

دو دريا يكسان نيستند: اين يكى دريايى است كه آبش گوارا و شيرين و نوشيدنش خوشگوار است، و آن يكى شور و تلخ و گلوگير (امّا) از هر دو گوشتى تازه مى خوريد و وسايل زينتى استخراج كرده مى‏پوشيد و كشتيها را در آن مى‏بينى كه آنها را مى‏شكافند (و به سوى مقصد پيش مى‏روند) تا از فضل خداوند بهره‏گيريد، و شايد شكر (نعمتهاى او را) بجا آوريد! (12)


يُولِج‌ُ اللَّيْل‌َ فِي‌ النَّهَارِ وَ يُولِج‌ُ النَّهَارَ فِي‌ اللَّيْل‌ِ وَ سَخَّرَ الشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ كُل‌ٌّ يَجْرِي‌ لِأَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ وَالَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مَا يَمْلِكُون‌َ مِنْ‌ قِطْمِيرٍ (فاطر: 13)

او شب را در روز داخل مى‏كند و روز را در شب و خورشيد و ماه را مسخّر (شما) كرده، هر يك تا سرآمد معيّنى به حركت خود ادامه مى‏دهد اين است خداوند، پروردگار شما حاكميّت (در سراسر عالم) از آن اوست: و كسانى را كه جز او مى‏خوانيد (و مى‏پرستيد) حتى به اندازه پوست نازك هسته خرما مالك نيستند! (13)


وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَة‌ٌ وِزْرَ أُخْرَي‌ وَ إِنْ‌ تَدْع‌ُ مُثْقَلَة‌ٌ إِلَي‌ حِمْلِهَا لاَ يُحْمَل‌ْ مِنْه‌ُ شَي‌ْءٌ وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِين‌َ يَخْشَوْن‌َ رَبَّهُمْ‌ بِالْغَيْب‌ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَة‌َ وَ مَنْ‌ تَزَكَّي‌ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ إِلَي‌ الله‌ِ الْمَصِيرُ (فاطر: 18)

هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد و اگر شخص سنگين‏بارى ديگرى را براى حمل گناه خود بخواند، چيزى از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزديكان او باشد! تو فقط كسانى را بيم‏مى‏دهى كه از پروردگار خود در پنهانى مى‏ترسند و نماز را برپا مى‏دارند و هر كس پاكى (و تقوا) پيشه كند، نتيجه آن به خودش بازمى‏گردد و بازگشت (همگان) به سوى خداست! (18)


إِنَّا أَرْسَلْنَاك‌َ بِالْحَق‌ِّ بَشِيرَاً وَ نَذِيرَاً وَ إِنْ‌ مِن‌ْ أُمَّة‌ٍ إِلاَّ خَلاَ فِيهَا نَذِيرٌ (فاطر: 24)

ما تو را بحق براى بشارت و انذار فرستاديم و هر امّتى در گذشته انذاركننده‏اى داشته است! (24)


وَ إِنْ‌ يُكَذِّبُوك‌َ فَقَدْ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتَاب‌ِ الْمُنِيرِ (فاطر: 25)

اگر تو را تكذيب كنند (عجيب نيست) كسانى كه پيش از آنان بودند (نيز پيامبران خود را) تكذيب كردند آنها با دلايل روشن و كتابهاى پند و موعظه و كتب آسمانى روشنگر (مشتمل بر معارف و احكام) به سراغ آنان آمدند (امّا كوردلان ايمان نياوردند). (25)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ ثَمَرَات‌ٍ مُخْتَلِفَاً أَلْوَانُهَا وَ مِن‌َ الْجِبَال‌ِ جُدَدٌ بِيض‌ٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُهَا وَ غَرَابِيب‌ُ سُودٌ (فاطر: 27)

آيا نديدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد كه بوسيله آن ميوه‏هايى رنگارنگ (از زمين) خارج ساختيم و از كوه‏ها نيز (به لطف پروردگار) جاده‏هايى آفريده شده سفيد و سرخ و به رنگهاى مختلف و گاه به رنگ كاملًا سياه! (27)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَالدَّوَاب‌ِّ وَالْأَنْعَام‌ِ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُه‌ُ كَذَلِك‌َ إِنَّمَا يَخْشَي‌ الله‌َ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ الْعُلَمَاءُ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ غَفُورٌ (فاطر: 28)

و از انسانها و جنبندگان و چهارپايان انواعى با رنگهاى مختلف، (آرى) حقيقت چنين است: از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند خداوند عزيز و غفور است! (28)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَتْلُون‌َ كِتَاب‌َ الله‌ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَة‌َ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ سِرَّاً وَ عَلاَنِيَة‌ً يَرْجُون‌َ تِجَارَة‌ً لَن‌ْ تَبُورَ (فاطر: 29)

كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مى‏كنند و نماز را برپا مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم پنهان و آشكار انفاق مى‏كنند، تجارتى (پرسود و) بى‏زيان و خالى از كساد را اميد دارند. (29)


لِيُوَفِّيَهُم‌ْ أُجُورَهُم‌ْ وَ يَزِيدَهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنَّه‌ُ غَفُورٌ شَكُورٌ (فاطر: 30)

(آنها اين اعمال صالح را انجام مى‏دهند) تا خداوند اجر و پاداش كامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بيفزايد كه او آمرزنده و شكرگزار است! (30)


وَالَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ هُوَ الْحَق‌ُّ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِعِبَادِه‌ِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ (فاطر: 31)

و آنچه از كتاب به تو وحى كرديم حق است و تصديق‏كننده و هماهنگ با كتب پيش از آن خداوند نسبت به بندگانش خبير و بيناست! (31)


ثُم‌َّ أَوْرَثْنَا الْكِتَاب‌َ الَّذِين‌َ اصْطَفَيْنَا مِن‌ْ عِبَادِنَا فَمِنْهُم‌ْ ظَالِم‌ٌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُم‌ْ سَابِق‌ٌ بِالْخَيْرَات‌ِ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَضْل‌ُ الْكَبِيرُ (فاطر: 32)

سپس اين كتاب (آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم (امّا) از ميان آنها عده‏اى بر خود ستم كردند، و عده‏اى ميانه رو بودند، و گروهى به اذن خدا در نيكيها (از همه) پيشى گرفتند، و اين، همان فضيلت بزرگ است! (32)


جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْن‌َ فِيهَا مِن‌ْ أَسَاوِرَ مِنْ‌ ذَهَب‌ٍ وَ لُؤْلُؤَاً وَ لِبَاسُهُم‌ْ فِيهَا حَرِيرٌ (فاطر: 33)

(پاداش آنان) باغهاى جاويدان بهشت است كه در آن وارد مى‏شوند در حالى كه با دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته‏اند، و لباسشان در آنجا حرير است! (33)


الَّذِي‌ أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَة‌ِ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَب‌ٌ وَ لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوب‌ٌ (فاطر: 35)

همان كسى كه با فضل خود ما را در اين سراى اقامت (جاويدان) جاى داد كه نه در آن رنجى به ما مى‏رسد و نه سستى و واماندگى! (35)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا لَهُم‌ْ نَارُ جَهَنَّم‌َ لاَ يُقْضَي‌ عَلَيْهِم‌ْ فَيَمُوتُوا وَ لاَ يُخَفَّف‌ُ عَنْهُمْ مِن‌ْ عَذَابِهَا كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ كُل‌َّ كَفُورٍ (فاطر: 36)

و كسانى كه كافر شدند، آتش دوزخ براى آنهاست هرگز فرمان مرگشان صادر نمى‏شود تا بميرند، و نه چيزى از عذابش از آنان تخفيف داده مى‏شود اين گونه هر كفران‏كننده‏اى را كيفر مى‏دهيم! (36)


وَ هُم‌ْ يَصْطَرِخُون‌َ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَل‌ْ صَالِحَاً غَيْرَ الَّذِي‌ كُنَّا نَعْمَل‌ُ أَوَ لَم‌ْ نُعَمِّرْكُمْ‌ مَا يَتَذَكَّرُ فِيه‌ِ مَنْ‌ تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُم‌ُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِين‌َ مِنْ‌ نَصِيرٍ (فاطر: 37)

آنها در دوزخ فرياد مى‏زنند: «پروردگارا! ما را خارج كن تا عمل صالحى انجام دهيم غير از آنچه انجام مى‏داديم!» (در پاسخ به آنان گفته مى‏شود:) آيا شما را به اندازه‏اى كه هر كس اهل تذكّر است در آن متذكّر مى‏شود عمر نداديم، و انذاركننده (الهى) به سراغ شما نيامد؟! اكنون بچشيد كه براى ظالمان هيچ ياورى نيست! (37)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ شُرَكَاءَكُم‌ُ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ أَرُونِي‌ مَاذَا خَلَقُوا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ أَم‌ْ لَهُم‌ْ شِرْك‌ٌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ أَم‌ْ آتَيْنَاهُم‌ْ كِتَابَاً فَهُم‌ْ عَلَي‌ بَيِّنَت‌ٍ مِنْه‌ُ بَل‌ْ إِنْ‌ يَعِدُ الظَّالِمُون‌َ بَعْضُهُمْ‌ بَعْضَاً إِلاَّ غُرُورَاً (فاطر: 40)

بگو: «اين معبودانى را كه جز خدا مى‏خوانيد به من نشان دهيد چه چيزى از زمين را آفريده‏اند، يا اينكه شركتى در (آفرينش و مالكيّت) آسمانها دارند؟! يا به آنان كتابى (آسمانى) داده‏ايم و دليلى از آن براى (شرك) خود دارند؟!» نه هيچ يك از اينها نيست، ظالمان فقط وعده‏هاى دروغين به يكديگر مى‏دهند! (40)


إِن‌َّ الله‌َ يُمْسِك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ أَنْ‌ تَزُولاَ وَ لَئِنْ‌ زَالَتَا إِن‌ْ أَمْسَكَهُمَا مِن‌ْ أَحَدٍ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ حَلِيمَاً غَفُورَاً (فاطر: 41)

خداوند آسمانها و زمين را نگاه مى‏دارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هر گاه منحرف گردند، كسى جز او نمى‏تواند آنها را نگاه دارد، او بردبار و غفور است! (41)


وَ أَقْسَمُوا بِالله‌ِ جَهْدَ أَيْمَانِهِم‌ْ لَئِنْ‌ جَاءَهُم‌ْ نَذِيرٌ لَيَكُونُن‌َّ أَهْدَي‌ مِن‌ْ إِحْدَي‌ الْأُمَم‌ِ فَلَمَّا جَاءَهُم‌ْ نَذِيرٌ مَا زَادَهُم‌ْ إِلاَّ نُفُورَاً (فاطر: 42)

آنان با نهايت تأكيد به خدا سوگند خوردند كه اگر پيامبرى انذاركننده به سراغشان آيد، هدايت يافته‏ترين امّتها خواهند بود امّا چون پيامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله‏گرفتن از (حق) چيزى بر آنها نيفزود! (42)


أَوَ لَم‌ْ يَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُم‌ْ قُوَّة‌ً وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُعْجِزَه‌ُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ إِنَّه‌ُ كَان‌َ عَلِيمَاً قَدِيرَاً (فاطر: 44)

آيا آنان در زمين نگشتند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنها بودند چگونه بود؟! همانها كه از اينان قويتر (و نيرومندتر) بودند نه چيزى در آسمانها و نه چيزى در زمين از حوزه قدرت او بيرون نخواهد رفت او دانا و تواناست! (44)


وَ لَوْ يُؤَاخِذُ الله‌ُ النَّاس‌َ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَك‌َ عَلَي‌ ظَهْرِهَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ وَ لَكِنْ‌ يُؤَخِّرُهُم‌ْ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً فَإِذَا جاءَ أَجَلُهُم‌ْ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِعِبَادِه‌ِ بَصِيرَاً (فاطر: 45)

اگر خداوند مردم را به سبب كارهايى كه انجام داده‏اند مجازات كند، جنبنده‏اى را بر پشت زمين باقى نخواهد گذاشت! ولى (به لطفش) آنها را تا سرآمد معيّنى تأخير مى‏اندازد (و مهلت اصلاح مى‏دهد) امّا هنگامى كه اجل آنان فرا رسد، (خداوند هر كس را به مقتضاى عملش جزا مى‏دهد) او نسبت به بندگانش بيناست (و از اعمال و نيّات همه آگاه است)! (45)


إِنَّك‌َ لَمِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (يس: 3)

كه تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستى، (3)


وَ جَعَلْنَا مِنْ‌ بَيْن‌ِ أَيْدِيهِم‌ْ سَدَّاً وَ مِن‌ْ خَلْفِهِم‌ْ سَدَّاً فَأَغْشَيْنَاهُم‌ْ فَهُم‌ْ لاَ يُبْصِرُون‌َ (يس: 9)

و در پيش روى آنان سدّى قرار داديم، و در پشت سرشان سدّى و چشمانشان را پوشانده‏ايم، لذا نمى‏بينند! (9)


قَالُوا مَا أَنْتُم‌ْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا وَ مَا أَنْزَل‌َ الرَّحْمَن‌ُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ تَكْذِبُون‌َ (يس: 15)

امّا آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشرى همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزى نازل نكرده، شما فقط دروغ مى‏گوييد!» (15)


قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُم‌ْ لَئِنْ‌ لَم‌ْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَـمَسَّنَّكُمْ‌ مِنَّا عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (يس: 18)

آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‏ايم (و وجود شما را شوم مى‏دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم كرد و شكنجه دردناكى از ما به شما خواهد رسيد! (18)


وَ جَاءَ مِن‌ْ أَقْصَي‌ الْمَدِينَة‌ِ رَجُل‌ٌ يَسْعَي‌ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِين‌َ (يس: 20)

و مردى (با ايمان) از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: «اى قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروى كنيد! (20)


أَأَتَّخِذُ مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً إِنْ‌ يُرِدْن‌ِ الرَّحْمَن‌ُ بِضُرٍّ لاَ تُغْن‌ِ عَنِّي‌ شَفَاعَتُهُم‌ْ شَيْءً وَ لاَ يُنْقِذُون‌ِ (يس: 23)

آيا غير از او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند، شفاعت آنها كمترين فايده‏اى براى من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد! (23)


بِمَا غَفَرَ لِي‌ رَبِّي‌ وَ جَعَلَنِي‌ مِن‌َ الْمُكْرَمِين‌َ (يس: 27)

كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامى‏داشتگان قرار داده است!» (27)


وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ مِن‌ْ بَعْدِه‌ِ مِنْ‌ جُندٍ مِن‌َ السَّمَاءِ وَ مَا كُنَّا مُنْزِلِين‌َ (يس: 28)

و ما بعد از او بر قومش هيچ لشكرى از آسمان نفرستاديم، و هرگز سنت ما بر اين نبود (28)


يَا حَسْرَة‌ً عَلَي‌ الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (يس: 30)

افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنان نيامد مگر اينكه او را استهزا مى‏كردند! (30)


أَلَم‌ْ يَرَوْا كَم‌ْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ‌ مِن‌َ الْقُرُون‌ِ أَنَّهُم‌ْ إِلَيْهِم‌ْ لاَ يَرْجِعُون‌َ (يس: 31)

آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاك كرديم، آنها هرگز به سوى ايشان بازنمى‏گردند (و زنده نمى‏شوند)! (31)


وَ آيَة‌ٌ لَهُم‌ُ الْأَرْض‌ُ الْمَيْتَة‌ُ أَحْيَيْنَاهَا وَ أَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبَّاً فَمِنْه‌ُ يَأْكُلُون‌َ (يس: 33)

زمين مرده براى آنها آيتى است، ما آن را زنده كرديم و دانه‏هاى (غذايى) از آن خارج ساختيم كه از آن مى‏خورند (33)


وَ جَعَلْنَا فِيهَا جَنَّات‌ٍ مِنْ‌ نَخِيل‌ٍ وَ أَعْنَاب‌ٍ وَ فَجَّرْنَا فِيهَا مِن‌َ الْعُيُون‌ِ (يس: 34)

و در آن باغهايى از نخلها و انگورها قرار داديم و چشمه‏هايى از آن جارى ساختيم، (34)


لِيَأْكُلُوا مِنْ‌ ثَمَرِه‌ِ وَ مَا عَمِلَتْه‌ُ أَيْدِيهِم‌ْ أَفَلاَ يَشْكُرُون‌َ (يس: 35)

تا از ميوه آن بخورند در حالى كه دست آنان هيچ دخالتى در ساختن آن نداشته است! آيا شكر خدا را بجا نمى‏آورند؟! (35)


سُبْحَان‌َ الَّذِي‌ خَلَق‌َ الْأَزْوَاج‌َ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِت‌ُ الْأَرْض‌ُ وَ مِن‌ْ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ مِمَّا لاَ يَعْلَمُون‌َ (يس: 36)

منزه است كسى كه تمام زوجها را آفريد، از آنچه زمين مى‏روياند، و از خودشان، و از آنچه نمى‏دانند! (36)


وَ آيَة‌ٌ لَهُم‌ُ اللَّيْل‌ُ نَسْلَخ‌ُ مِنْه‌ُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ‌ مُظْلِمُون‌َ (يس: 37)

شب (نيز) براى آنها نشانه‏اى است (از عظمت خدا) ما روز را از آن برمى‏گيريم، ناگهان تاريكى آنان را فرا مى‏گيرد! (37)


وَ خَلَقْنَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ مِثْلِه‌ِ مَا يَرْكَبُون‌َ (يس: 42)

و براى آنها مركبهاى ديگرى همانند آن آفريديم. (42)


إِلاَّ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ مَتَاعَاً إِلَي‌ حِين‌ٍ (يس: 44)

مگر اينكه رحمت ما شامل حال آنان شود، و تا زمان معيّنى از اين زندگى بهره گيرند! (44)


وَ مَا تَأْتِيهِمْ‌ مِن‌ْ آيَة‌ٍ مِن‌ْ آيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ إِلاَّ كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِين‌َ (يس: 46)

و هيچ آيه‏اى از آيات پروردگارشان براى آنها نمى‏آيد مگر اينكه از آن روى‏گردان مى شوند. (46)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا أَنُطْعِم‌ُ مَنْ‌ لَوْ يَشَاءُ الله‌ُ أَطْعَمَه‌ُ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ فِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يس: 47)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنيد!»، كافران به مؤمنان مى‏گويند: «آيا ما كسى را اطعام كنيم كه اگر خدا مى‏خواست او را اطعام مى‏كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهى آشكاريد»! (47)


وَ نُفِخ‌َ فِي‌ الصُّورِ فَإِذَا هُمْ‌ مِن‌َ الْأَجْدَاث‌ِ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَنْسِلُون‌َ (يس: 51)

(بار ديگر) در «صور» دميده مى‏شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى‏روند! (51)


قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن‌ْ بَعَثَنَا مِنْ‌ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَن‌ُ وَ صَدَق‌َ الْمُرْسَلُون‌َ (يس: 52)

مى‏گويند: «اى واى بر ما! چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت؟! (آرى) اين همان است كه خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند!» (52)


سَلاَم‌ٌ قَوْلاً مِنْ‌ رَب‌ٍّ رَحِيم‌ٍ (يس: 58)

بر آنها سلام (و درود الهى) است اين سخنى است از سوى پروردگارى مهربان! (58)


وَ لَقَدْ أَضَل‌َّ مِنْكُم‌ْ جِبِلاًّ كَثِيرَاً أَفَلَم‌ْ تَكُونُوا تَعْقِلُون‌َ (يس: 62)

او گروه زيادى از شما را گمراه كرد، آيا انديشه نكرديد؟! (62)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ‌ مِمَّا عَمِلَت‌ْ أَيْدِينَا أَنْعَامَاً فَهُم‌ْ لَهَا مَالِكُون‌َ (يس: 71)

آيا نديدند كه از آنچه با قدرت خود به عمل آورده‏ايم چهارپايانى براى آنان آفريديم كه آنان مالك آن هستند؟! (71)


وَ ذَلَّلْنَاهَا لَهُم‌ْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُم‌ْ وَ مِنْهَا يَأْكُلُون‌َ (يس: 72)

و آنها را رام ايشان ساختيم، هم مركب آنان از آن است و هم از آن تغذيه مى‏كنند (72)


وَاتَّخَذُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ آلِهَة‌ً لَعَلَّهُم‌ْ يُنْصَرُون‌َ (يس: 74)

آنان غير از خدا معبودانى براى خويش برگزيدند به اين اميد كه يارى شوند! (74)


أَوَ لَم‌ْ يَرَ الْإِنْسَان‌ُ أَنَّا خَلَقْنَاه‌ُ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيم‌ٌ مُبِين‌ٌ (يس: 77)

آيا انسان نمى‏داند كه ما او را از نطفه‏اى بى‏ارزش آفريديم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه) به مخاصمه آشكار (با ما) برخاست! (77)


الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارَاً فَإِذَا أَنْتُمْ‌ مِنْه‌ُ تُوقِدُون‌َ (يس: 80)

همان كسى كه براى شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مى‏افروزيد!» (80)


وَ حِفْظَاً مِنْ‌ كُل‌ِّ شَيْطَان‌ٍ مَارِدٍ (صافات: 7)

تا آن را از هر شيطان خبيثى حفظ كنيم! (7)


لاَ يَسَّمَّعُون‌َ إِلَي‌ الْمَلَإِ الْأَعْلَي‌ وَ يُقْذَفُون‌َ مِنْ‌ كُل‌ِّ جَانِب‌ٍ (صافات: 8)

آنها نمى‏توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هر گاه چنين كنند) از هر سو هدف قرار مى‏گيرند! (8)


فَاسْتَفْتِهِم‌ْ أَهُم‌ْ أَشَدُّ خَلْقَاً أَمْ‌ مَن‌ْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ‌ مِنْ‌ طِين‌ٍ لاَزِب‌ٍ (صافات: 11)

از آنان بپرس: «آيا آفرينش (و معاد) آنان سخت‏تر است يا آفرينش فرشتگان (و آسمانها و زمين)؟! ما آنان را از گل چسبنده‏اى آفريديم! (11)


مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ فَاهْدُوهُم‌ْ إِلَي‌ صِرَاط‌ِ الْجَحِيم‌ِ (صافات: 23)

(آرى آنچه را) جز خدا مى‏پرستيدند جمع كنيد و بسوى راه دوزخ هدايتشان كنيد! (23)


وَ مَا كَان‌َ لَنَا عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ بَل‌ْ كُنْتُم‌ْ قَوْمَاً طَاغِين‌َ (صافات: 30)

ما هيچ گونه سلطه‏اى بر شما نداشتيم، بلكه شما خود قومى طغيانگر بوديد! (30)


يُطَاف‌ُ عَلَيْهِمْ‌ بِكَأْس‌ٍ مِنْ‌ مَعِين‌ٍ (صافات: 45)

و گرداگردشان قدحهاى لبريز از شراب طهور را مى‏گردانند (45)


قَال‌َ قَائِل‌ٌ مِنْهُم‌ْ إِنِّي‌ كَان‌َ لِي‌ قَرِين‌ٌ (صافات: 51)

كسى از آنها مى‏گويد: «من همنشينى داشتم ... (51)


يَقُول‌ُ أَإِنَّك‌َ لَمِن‌َ الْمُصَدِّقِين‌َ (صافات: 52)

كه پيوسته مى‏گفت: آيا (به راستى) تو اين سخن را باور كرده‏اى ... (52)


وَ لَوْلاَ نِعْمَة‌ُ رَبِّي‌ لَكُنْت‌ُ مِن‌َ الْمُـحْضَرِين‌َ (صافات: 57)

و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نيز از احضارشدگان (در دوزخ) بودم! (57)


فَإِنَّهُم‌ْ لَآكِلُون‌َ مِنْهَا فَمَالِئُون‌َ مِنْهَا الْبُطُون‌َ (صافات: 66)

آنها [مجرمان‏] از آن مى‏خورند و شكمها را از آن پر مى‏كنند! (66)


ثُم‌َّ إِن‌َّ لَهُم‌ْ عَلَيْهَا لَشَوْبَاً مِن‌ْ حَمِيم‌ٍ (صافات: 67)

سپس روى آن آب داغ متعفّنى مى‏نوشند! (67)


وَ نَجَّيْنَاه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ مِن‌َ الْكَرْب‌ِ الْعَظِيم‌ِ (صافات: 76)

و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهايى بخشيديم، (76)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 81)

چرا كه او از بندگان باايمان ما بود! (81)


وَ إِن‌َّ مِنْ‌ شِيعَتِه‌ِ لَإِبْرَاهِيم‌َ (صافات: 83)

و از پيروان او ابراهيم بود (83)


رَب‌ِّ هَب‌ْ لِي‌ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (صافات: 100)

پروردگارا! به من از صالحان [فرزندان صالح‏] ببخش!» (100)


فَلَمَّا بَلَغ‌َ مَعَه‌ُ السَّعْي‌َ قَال‌َ يَا بُنَي‌َّ إِنِّي‌ أَرَي‌ فِي‌ الْمَنَام‌ِ أَنِّي‌ أَذْبَحُك‌َ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَي‌ قَال‌َ يَا أَبَت‌ِ افْعَل‌ْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي‌ إِنْ‌ شَاءَ الله‌ُ مِن‌َ الصَّابِرِين‌َ (صافات: 102)

هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، گفت: «پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‏كنم، نظر تو چيست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت!» (102)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 111)

او از بندگان باايمان ما است! (111)


وَ بَشَّرْنَاه‌ُ بِإِسْحَاق‌َ نَبِيَّاً مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (صافات: 112)

ما او را به اسحاق- پيامبرى از شايستگان- بشارت داديم! (112)


وَ بَارَكْنَا عَلَيْه‌ِ وَ عَلَي‌ إِسْحَاق‌َ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِن‌ٌ وَ ظَالِم‌ٌ لِنَفْسِه‌ِ مُبِين‌ٌ (صافات: 113)

ما به او و اسحاق بركت داديم و از دودمان آن دو، افرادى بودند نيكوكار و افرادى آشكارا به خود ستم كردند! (113)


وَ نَجَّيْنَاهُمَا وَ قَوْمَهُمَا مِن‌َ الْكَرْب‌ِ الْعَظِيم‌ِ (صافات: 115)

و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات داديم! (115)


إِنَّهُمَا مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 122)

آن دو از بندگان مؤمن ما بودند! (122)


وَ إِن‌َّ إِلْيَاس‌َ لَمِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (صافات: 123)

و الياس از رسولان (ما) بود! (123)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 132)

او از بندگان مؤمن ما است! (132)


وَ إِن‌َّ لُوطَاً لَمِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (صافات: 133)

و لوط از رسولان (ما) است! (133)


وَ إِن‌َّ يُونُس‌َ لَمِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (صافات: 139)

و يونس از رسولان (ما) است! (139)


فَسَاهَم‌َ فَكَان‌َ مِن‌َ الْمُدْحَضِين‌َ (صافات: 141)

و با آنها قرعه افكند، (و قرعه به نام او افتاد و) مغلوب شد! (141)


فَلَوْلاَ أَنَّه‌ُ كَان‌َ مِن‌َ الْمُسَبِّحِين‌َ (صافات: 143)

و اگر او از تسبيح‏كنندگان نبود ... (143)


وَ أَنبَتْنَا عَلَيْه‌ِ شَجَرَة‌ً مِنْ‌ يَقْطِين‌ٍ (صافات: 146)

و بوته كدويى بر او رويانديم (تا در سايه برگهاى پهن و مرطوبش آرامش يابد)! (146)


أَلاَ إِنَّهُمْ‌ مِن‌ْ إِفْكِهِم‌ْ لَيَقُولُون‌َ (صافات: 151)

دانيد آنها با اين تهمت بزرگشان مى‏گويند: (151)


وَ مَا مِنَّا إِلاَّ لَه‌ُ مَقَام‌ٌ مَعْلُوم‌ٌ (صافات: 164)

و هيچ يك از ما نيست جز آنكه مقام معلومى دارد (164)


لَوْ أَن‌َّ عِنْدَنَا ذِكْرَاً مِن‌َ الْأَوَّلِين‌َ (صافات: 168)

«اگر يكى از كتابهاى پيشينيان نزد ما بود، (168)


كَم‌ْ أَهْلَكْنَا مِنْ‌ قَبْلِهِمْ‌ مِنْ‌ قَرْن‌ٍ فَنَادَوْا وَ لاَت‌َ حِين‌َ مَنَاص‌ٍ (ص: 3)

چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم و به هنگام نزول عذاب فرياد مى‏زدند (و كمك مى‏خواستند) ولى وقت نجات گذشته بود! (3)


وَ عَجِبُوا أَنْ‌ جَاءَهُم‌ْ مُنْذِرٌ مِنْهُم‌ْ وَ قَال‌َ الْكَافِرُون‌َ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّاب‌ٌ (ص: 4)

آنها تعجّب كردند كه پيامبر بيم‏دهنده‏اى از ميان آنان به سويشان آمده و كافران گفتند: اين ساحر بسيار دروغگويى است! (4)


وَانْطَلَق‌َ الْمَلَأَُ مِنْهُم‌ْ أَن‌ِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَي‌ آلِهَتِكُم‌ْ إِن‌َّ هَذَا لَشَي‌ْءٌ يُرَادُ (ص: 6)

سركردگان آنها بيرون آمدند و گفتند: «برويد و خدايانتان را محكم بچسبيد، اين چيزى است كه خواسته‏اند (شما را گمراه كنند)! (6)


أَأُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ الذِّكْرُ مِنْ‌ بَيْنِنَا بَل‌ْ هُم‌ْ فِي‌ شَك‌ٍّ مِنْ‌ ذِكْرِي‌ بَلْ‌ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَاب‌ِ (ص: 8)

آيا از ميان همه ما، قرآن تنها بر او [محمّد] نازل شده؟!» آنها در حقيقت در اصل وحى من ترديد دارند، بلكه آنان هنوز عذاب الهى را نچشيده‏اند (كه اين چنين گستاخانه سخن مى‏گويند)! (8)


جُنْدٌ مَا هُنَالِك‌َ مَهْزُوم‌ٌ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ (ص: 11)

(آرى) اينها لشكر كوچك شكست‏خورده‏اى از احزابند! (11)


وَ مَا يَنْظُرُ هَؤُلاَءِ إِلاَّ صَيْحَة‌ً وَاحِدَة‌ً مَا لَهَا مِنْ‌ فَوَاق‌ٍ (ص: 15)

اينها (با اين اعمالشان) جز يك صيحه آسمانى را انتظار نمى‏كشند كه هيچ مهلت و بازگشتى براى آن وجود ندارد (و همگى را نابود مى‏سازد)! (15)


إِذْ دَخَلُوا عَلَي‌ دَاوُدَ فَفَزِع‌َ مِنْهُم‌ْ قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ خَصْمان‌ِ بَغَي‌ بَعْضُنَا عَلَي‌ بَعْض‌ٍ فَاحْكُمْ‌ بَيْنَنَا بِالْحَق‌ِّ وَ لاَ تُشْطِط‌ْ وَاهْدِنَا إِلَي‌ سَوَاءِ الصِّرَاط‌ِ (ص: 22)

در آن هنگام كه (بى‏مقدمه) بر او وارد شدند و او از ديدن آنها وحشت كرد گفتند: «نترس، دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده اكنون در ميان ما بحق داورى كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدايت كن! (22)


قَال‌َ لَقَدْ ظَلَمَك‌َ بِسُؤَال‌ِ نَعْجَتِك‌َ إِلَي‌ نِعَاجِه‌ِ وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي‌ بَعْضُهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ إِلاَّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ قَلِيل‌ٌ مَا هُم‌ْ وَ ظَن‌َّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاه‌ُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّه‌ُ وَ خَرَّ رَاكِعَاً وَ أَنَاب‌َ (ص: 24)

(داوود) گفت: «مسلّماً او با درخواست يك ميش تو براى افزودن آن به ميشهايش، بر تو ستم نموده و بسيارى از شريكان (و دوستان) به يكديگر ستم مى‏كنند، مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند امّا عدّه آنان كم است!» داوود دانست كه ما او را (با اين ماجرا) آزموده‏ايم، از اين رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد. (24)


وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً ذَلِك‌َ ظَن‌ُّ الَّذِين‌ كَفَرُوا فَوَيْل‌ٌ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌َ النَّارِ (ص: 27)

ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آنهاست بيهوده نيافريديم اين گمان كافران است واى بر كافران از آتش (دوزخ)! (27)


قَال‌َ رَب‌ِّ اغْفِرْ لِي‌ وَ هَب‌ْ لِي‌ مُلْكَاً لاَ يَنْبَغِي‌ لِأَحَدٍ مِن‌ْ بَعْدِي‌ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْوَهَّاب‌ُ (ص: 35)

گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد، كه تو بسيار بخشنده‏اى! (35)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ أَهْلَه‌ُ وَ مِثْلَهُمْ‌ مَعَهُم‌ْ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ ذِكْرَي‌ لِأُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (ص: 43)

و خانواده‏اش را به او بخشيديم، و همانند آنها را بر آنان افزوديم، تا رحمتى از سوى ما باشد و تذكّرى براى انديشمندان. (43)


وَ إِنَّهُم‌ْ عِنْدَنَا لَمِن‌َ الْمُصْطَفَيْن‌َ الْأَخْيَارِ (ص: 47)

و آنها نزد ما از برگزيدگان و نيكانند! (47)


وَاذْكُرْ إِسْماعِيل‌َ وَالْيَسَع‌َ وَ ذَا الْكِفْل‌ِ وَ كُل‌ٌّ مِن‌َ الْأَخْيَارِ (ص: 48)

و به خاطر بياور «اسماعيل» و «اليسع» و «ذا الكفل» را كه همه از نيكان بودند! (48)


إِن‌َّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَه‌ُ مِنْ‌ نَفَادٍ (ص: 54)

اين روزى ما است كه هرگز آن را پايانى نيست! (54)


وَ آخَرُ مِنْ‌ شَكْلِه‌ِ أَزْوَاج‌ٌ (ص: 58)

و جز اينها كيفرهاى ديگرى همانند آن دارند! (58)


وَ قَالُوا مَا لَنَا لاَ نَرَي‌ رِجَالاً كُنَّا نَعُدُّهُمْ‌ مِن‌َ الْأَشْرَارِ (ص: 62)

آنها مى‏گويند: «چرا مردانى را كه ما از اشرار مى‏شمرديم (در اينجا، در آتش دوزخ) نمى‏بينيم؟! (62)


قُل‌ْ إِنَّمَا أَنَا مُنْذِرٌ وَ مَا مِن‌ْ إِلَه‌ٍ إِلاَّ الله‌ُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (ص: 65)

بگو: «من تنها يك بيم‏دهنده‏ام و هيچ معبودى جز خداوند يگانه قهّار نيست! (65)


مَا كَان‌َ لِي‌َ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَي‌ إِذْ يَخْتَصِمُون‌َ (ص: 69)

من از ملأ اعلى (و فرشتگان عالم بالا) به هنگامى كه (درباره آفرينش آدم) مخاصمه مى‏كردند خبر ندارم! (69)


إِذْ قَال‌َ رَبُّك‌َ لِلْمَلاَئِكَة‌ِ إِنِّي‌ خَالِق‌ٌ بَشَرَاً مِنْ‌ طِين‌ٍ (ص: 71)

و به خاطر بياور هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل مى‏آفرينم! (71)


فَإِذَا سَوَّيْتُه‌ُ وَ نَفَخْت‌ُ فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِي‌ فَقَعُوا لَه‌ُ سَاجِدِين‌َ (ص: 72)

هنگامى كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، براى او به سجده افتيد!» (72)


إِلاَّ إِبْلِيس‌َ اسْتَكْبَرَ وَ كَان‌َ مِن‌َ الْكَافِرِين‌َ (ص: 74)

جز ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران بود! (74)


قَال‌َ يَا إِبْلِيس‌ُ مَا مَنَعَك‌َ أَنْ‌ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْت‌ُ بِيَدَي‌َّ أَسْتَكْبَرْت‌َ أَم‌ْ كُنْت‌َ مِن‌َ الْعَالِين‌َ (ص: 75)

گفت: «اى ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟! آيا تكبّر كردى يا از برترينها بودى؟! (برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود!)» (75)


قَال‌َ أَنَا خَيْرٌ مِنْه‌ُ خَلَقْتَنِي‌ مِنْ‌ نَارٍ وَ خَلَقْتَه‌ُ مِنْ‌ طِين‌ٍ (ص: 76)

گفت: «من از او بهترم مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل!» (76)


قَال‌َ فَاخْرُج‌ْ مِنْهَا فَإِنَّك‌َ رَجِيم‌ٌ (ص: 77)

فرمود: «از آسمانها (و صفوف ملائكه) خارج شو، كه تو رانده درگاه منى! (77)


قَال‌َ فَإِنَّك‌َ مِن‌َ الْمُنْظَرِين‌َ (ص: 80)

فرمود: «تو از مهلت داده‏شدگانى، (80)


إِلاَّ عِبَادَك‌َ مِنْهُم‌ُ الْمُـخْلَصِين‌َ (ص: 83)

مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!» (83)


لَأََمْلَأََن‌َّ جَهَنَّم‌َ مِنْك‌َ وَ مِمَّنْ‌ تَبِعَك‌َ مِنْهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (ص: 85)

كه جهنّم را از تو و هر كدام از آنان كه از تو پيروى كند، پر خواهم كرد!» (85)


قُل‌ْ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ وَ مَا أَنَا مِن‌َ الْمُتَكَلِّفِين‌َ (ص: 86)

(اى پيامبر!) بگو: «من براى دعوت نبوّت هيچ پاداشى از شما نمى‏طلبم، و من از متكلّفين نيستم! (سخنانم روشن و همراه با دليل است!)» (86)


تَنْزِيل‌ُ الْكِتَاب‌ِ مِن‌َ الله‌ِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم‌ِ (زمر: 1)

اين كتابى است كه از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است. (1)


أَلاَ لِالله‌ِ الدِّين‌ُ الْخَالِص‌ُ وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُم‌ْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَي‌ الله‌ِ زُلْفَي‌ إِن‌َّ الله‌َ يَحْكُم‌ُ بَيْنَهُم‌ْ فِي‌ مَا هُم‌ْ فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَن‌ْ هُوَ كَاذِب‌ٌ كَفَّارٌ (زمر: 3)

آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران‏كننده است هرگز هدايت نمى‏كند! (3)


لَوْ أَرَادَ الله‌ُ أَنْ‌ يَتَّخِذَ وَلَدَاً لَاصْطَفَي‌ مِمَّا يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ سُبْحَانَه‌ُ هُوَ الله‌ُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (زمر: 4)

اگر (بفرض محال) خدا مى‏خواست فرزندى انتخاب كند، از ميان مخلوقاتش آنچه را مى‏خواست برميگزيد منزّه است (از اينكه فرزندى داشته باشد)! او خداوند يكتاى پيروز است! (4)


خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ ثُم‌َّ جَعَل‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ أَنْزَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَنْعَام‌ِ ثَمَانِيَة‌َ أَزْوَاج‌ٍ يَخْلُقُكُم‌ْ فِي‌ بُطُون‌ِ أُمَّهَاتِكُم‌ْ خَلْقَاً مِنْ‌ بَعْدِ خَلْق‌ٍ فِي‌ ظُلُمَات‌ٍ ثَلاَث‌ٍ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّي‌ تُصْرَفُون‌َ (زمر: 6)

او شما را از يك نفس آفريد، و همسرش را از (باقيمانده گِل) او خلق كرد و براى شما هشت زوج از چهارپايان ايجاد كرد او شما را در شكم مادرانتان آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريكيهاى سه گانه، مى‏بخشد! اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت (عالم هستى) از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟! (6)


وَ إِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ ضُرٌّ دَعَا رَبَّه‌ُ مُنِيبَاً إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ إِذَا خَوَّلَه‌ُ نِعْمَة‌ً مِنْه‌ُ نَسِي‌َ مَا كَان‌َ يَدْعُو إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ جَعَل‌َ لِالله‌ِ أَندَادَاً لِيُضِل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ قُل‌ْ تَمَتَّع‌ْ بِكُفْرِك‌َ قَلِيلاً إِنَّك‌َ مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ النَّارِ (زمر: 8)

هنگامى كه انسان را زيانى رسد، پروردگار خود را مى‏خواند و بسوى او باز مى گردد امّا هنگامى كه نعمتى از خود به او عطا كند، آنچه را به خاطر آن قبلًا خدا را مى خواند از ياد مى‏برد و براى خداوند همتايانى قرار مى‏دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد بگو: «چند روزى از كفرت بهره‏گير كه از دوزخيانى!» (8)


فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الْخَاسِرِين‌َ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنفُسَهُم‌ْ وَ أَهْلِيهِم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ أَلاَ ذَلِك‌َ هُوَ الْخُسْرَان‌ُ الْمُبِين‌ُ (زمر: 15)

شما هر چه را جز او مى‏خواهيد بپرستيد!» بگو: «زيانكاران واقعى آنانند كه سرمايه وجود خويش و بستگانشان را در روز قيامت از دست داده‏اند! آگاه باشيد زيان آشكار همين است!» (15)


لَهُمْ‌ مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ ظُلَل‌ٌ مِن‌َ النَّارِ وَ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ْ ظُلَل‌ٌ ذَلِك‌َ يُخَوِّف‌ُ الله‌ُ بِه‌ِ عِبَادَه‌ُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُون‌ِ (زمر: 16)

براى آنان از بالاى سرشان سايبانهايى از آتش، و در زير پايشان نيز سايبانهايى از آتش است اين چيزى است كه خداوند با آن بندگانش را مى‏ترساند! اى بندگان من! از نافرمانى من بپرهيزيد! (16)


لَكِنِ‌ الَّذِين‌َ اتَّقَوْا رَبَّهُم‌ْ لَهُم‌ْ غُرَف‌ٌ مِنْ‌ فَوْقِهَا غُرَف‌ٌ مَبْنِيَّة‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ الله‌ِ لاَ يُخْلِف‌ُ الله‌ُ الْمِيعَادَ (زمر: 20)

ولى آنها كه تقواى الهى پيشه كردند، غرفه‏هايى در بهشت دارند كه بر فراز آنها غرفه‏هاى ديگرى بنا شده و از زير آنها نهرها جارى است اين وعده الهى است، و خداوند در وعده خود تخلّف نمى‏كند! (20)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَه‌ُ يَنَابِيع‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ ثُم‌َّ يُخْرِج‌ُ بِه‌ِ زَرْعَاً مُخْتَلِفَاً أَلْوَانُه‌ُ ثُم‌َّ يَهِيج‌ُ فَتَرَاه‌ُ مُصْفَرَّاً ثُم‌َّ يَجْعَلُه‌ُ حُطَامَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَذِكْرَي‌ لِأُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (زمر: 21)

آيا نديدى كه خداوند از آسمان آبى فرستاد و آن را بصورت چشمه‏هايى در زمين وارد نمود، سپس با آن زراعتى را خارج مى‏سازد كه رنگهاى مختلف دارد بعد آن گياه خشك مى‏شود، بگونه‏اى كه آن را زرد و بى‏روح مى‏بينى سپس آن را در هم مى‏شكند و خرد مى‏كند در اين مثال تذكّرى است براى خردمندان (از ناپايدارى دنيا)! (21)


أَفَمَنْ‌ شَرَح‌َ الله‌ُ صَدْرَه‌ُ لِلْإِسْلاَم‌ِ فَهُوَ عَلَي‌ نُورٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَوَيْل‌ٌ لِلْقَاسِيَة‌ِ قُلُوبُهُمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرِ الله‌ِ أُولَئِك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (زمر: 22)

آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته (همچون كوردلان گمراه است؟!) واى بر آنان كه قلبهايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهى آشكارى هستند! (22)


الله‌ُ نَزَّل‌َ أَحْسَن‌َ الْحَدِيث‌ِ كِتَابَاً مُتَشَابِهَاً مَثَانِي‌َ تَقْشَعِرُّ مِنْه‌ُ جُلُودُ الَّذِين‌َ يَخْشَوْن‌َ رَبَّهُم‌ْ ثُم‌َّ تَلِين‌ُ جُلُودُهُم‌ْ وَ قُلُوبُهُم‌ْ إِلَي‌ ذِكْرِ الله‌ِ ذَلِك‌َ هُدَي‌ الله‌ِ يَهْدِي‌ بِه‌ِ مَن‌ْ يَشاءُ وَ مَن‌ْ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هادٍ (زمر: 23)

خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يكديگر است آياتى مكرّر دارد (با تكرارى شوق‏انگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى‏شود اين هدايت الهى است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود! (23)


كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَأَتَاهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ يَشْعُرُون‌َ (زمر: 25)

كسانى كه قبل از آنها بودند نيز (آيات ما را) تكذيب نمودند، و عذاب (الهى) از جايى كه فكر نمى‏كردند به سراغشان آمد! (25)


وَ لَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاس‌ِ فِي‌ هَذَا الْقُرْآن‌ِ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَثَل‌ٍ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (زمر: 27)

ما براى مردم در اين قرآن از هر نوع مثَلى زديم، شايد متذكّر شوند. (27)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ كَذَب‌َ عَلَي‌ الله‌ِ وَ كَذَّب‌َ بِالصِّدْق‌ِ إِذْ جَاءَه‌ُ أَلَيْس‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ مَثْوَي‌ً لِلْكَافِرِين‌َ (زمر: 32)

پس چه كسى ستمكارتر است از آن كسى كه بر خدا دروغ ببندد و سخن راست را هنگامى كه به سراغ او آمده تكذيب كند؟! آيا در جهنّم جايگاهى براى كافران نيست؟! (32)


أَلَيْس‌َ الله‌ُ بِكَاف‌ٍ عَبْدَه‌ُ وَ يُخَوِّفُونَك‌َ بِالَّذِين‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هَادٍ (زمر: 36)

آيا خداوند براى (نجات و دفاع از) بنده‏اش كافى نيست؟! امّا آنها تو را از غير او مى‏ترسانند. و هر كس را خداوند گمراه كند، هيچ هدايت‏كننده‏اى ندارد! (36)


وَ مَنْ‌ يَهْدِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ مُضِل‌ٍّ أَلَيْس‌َ الله‌ُ بِعَزِيزٍ ذِي‌ انْتِقَام‌ٍ (زمر: 37)

و هر كس را خدا هدايت كند، هيچ گمراه‏كننده‏اى نخواهد داشت آيا خداوند توانا و داراى مجازات نيست؟! (37)


وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُمْ‌ مَن‌ْ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ لَيَقُولُن‌َّ الله‌ُ قُل‌ْ أَفَرَأَيْتُم‌ْ مَا تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ إِن‌ْ أَرَادَنِي‌َ الله‌ُ بِضُرٍّ هَل‌ْ هُن‌َّ كَاشِفَات‌ُ ضُرِّه‌ِ أَوْ أَرَادَنِي‌ بِرَحْمَة‌ٍ هَل‌ْ هُن‌َّ مُمْسِكَات‌ُ رَحْمَتِه‌ِ قُل‌ْ حَسْبِي‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ يَتَوَكَّل‌ُ الْمُتَوَكِّلُون‌َ (زمر: 38)

و اگر از آنها بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده؟» حتماً مى‏گويند: «خدا!» بگو: «آيا هيچ درباره معبودانى كه غير از خدا مى‏خوانيد انديشه مى‏كنيد كه اگر خدا زيانى براى من بخواهد، آيا آنها مى‏توانند گزند او را برطرف سازند؟! و يا اگر رحمتى براى من بخواهد، آيا آنها مى‏توانند جلو رحمت او را بگيرند؟!» بگو: «خدا مرا كافى است و همه متوكّلان تنها بر او توكّل مى‏كنند!» (38)


أَم‌ِ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ شُفَعَاءَ قُل‌ْ أَوَ لَوْ كَانُوا لاَ يَمْلِكُون‌َ شَيْءً وَ لاَ يَعْقِلُون‌َ (زمر: 43)

آيا آنان غير از خدا شفيعانى گرفته‏اند؟! به آنان بگو: «آيا (از آنها شفاعت مى‏طلبيد) هر چند مالك چيزى نباشند و درك و شعورى براى آنها نباشد؟!» (43)


وَ إِذَا ذُكِرَ الله‌ُ وَحْدَه‌ُ اشْمَأَزَّت‌ْ قُلُوب‌ُ الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالْآخِرَة‌ِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِين‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِذَا هُم‌ْ يَسْتَبْشِرُون‌َ (زمر: 45)

هنگامى كه خداوند به يگانگى ياد مى‏شود، دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند مشمئزّ (و متنفّر) مى‏گردد امّا هنگامى كه از معبودهاى ديگر ياد مى‏شود، آنان خوشحال مى‏شوند. (45)


وَ لَوْ أَن‌َّ لِلَّذِين‌َ ظَلَمُوا مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ مِثْلَه‌ُ مَعَه‌ُ لَافْتَدَوْا بِه‌ِ مِنْ‌ سُوءِ الْعَذَاب‌ِ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ بَدَا لَهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مَا لَم‌ْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُون‌َ (زمر: 47)

اگر ستمكاران تمام آنچه را روى زمين است مالك باشند و همانند آن بر آن افزوده شود، حاضرند همه را فدا كنند تا از عذاب شديد روز قيامت رهايى يابند و از سوى خدا براى آنها امورى ظاهر مى‏شود كه هرگز گمان نمى‏كردند! (47)


فَإِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ ضُرٌّ دَعَانَا ثُم‌َّ إِذَا خَوَّلْنَاه‌ُ نِعْمَة‌ً مِنَّا قَال‌َ إِنَّمَا أُوتِيتُه‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ بَل‌ْ هِي‌َ فِتْنَة‌ٌ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (زمر: 49)

هنگامى كه انسان را زيانى رسد، ما را (براى حلّ مشكلش) مى‏خواند سپس هنگامى كه از جانب خود به او نعمتى دهيم، مى‏گويد: «اين نعمت را بخاطر كاردانى خودم به من داده‏اند» ولى اين وسيله آزمايش (آنها) است، امّا بيشترشان نمى‏دانند. (49)


قَدْ قَالَهَا الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَمَا أَغْنَي‌ عَنْهُمْ‌ مَا كَانُوا يَكْسِبُون‌َ (زمر: 50)

اين سخن را كسانى كه قبل از آنها بودند نيز گفتند، ولى آنچه را به دست مى‏آوردند براى آنها سودى نداشت! (50)


فَأَصَابَهُم‌ْ سَيِّئَات‌ُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِن‌ْ هَؤُلاَءِ سَيُصيبُهُم‌ْ سَيِّئَات‌ُ مَا كَسَبُوا وَ مَا هُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ (زمر: 51)

سپس بديهاى اعمالشان به آنها رسيد و ظالمان اين گروه [اهل مكّه‏] نيز بزودى گرفتار بديهاى اعمالى كه انجام داده‏اند خواهند شد، و هرگز نمى‏توانند از چنگال عذاب الهى بگريزند. (51)


قُل‌ْ يَا عِبَادِي‌َ الَّذِين‌َ أَسْرَفُوا عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ‌ رَحْمَة‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَغْفِرُ الذُّنُوب‌َ جَمِيعَاً إِنَّه‌ُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (زمر: 53)

بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. (53)


وَ أَنِيبُوا إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ وَ أَسْلِمُوا لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ ثُم‌َّ لاَ تُنْصَرُون‌َ (زمر: 54)

و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ كس يارى نشويد! (54)


وَاتَّبِعُوا أَحْسَن‌َ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ بَغْتَة‌ً وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تَشْعُرُون‌َ (زمر: 55)

و از بهترين دستورهايى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى كنيد پيش از آنكه عذاب (الهى) ناگهان به سراغ شما آيد در حالى كه از آن خبر نداريد!» (55)


أَنْ‌ تَقُول‌َ نَفْس‌ٌ يَا حَسْرَتَي‌ عَلَي‌ مَا فَرَّطْت‌ُ فِي‌ جَنْب‌ِ الله‌ِ وَ إِنْ‌ كُنْت‌ُ لَمِن‌َ السَّاخِرِين‌َ (زمر: 56)

(اين دستورها براى آن است كه) مبادا كسى روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از كوتاهيهايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخره‏كنندگان (آيات او) بودم!» (56)


أَوْ تَقُول‌َ لَوْ أَن‌َّ الله‌َ هَدَانِي‌ لَكُنْت‌ُ مِن‌َ الْمُتَّقِين‌َ (زمر: 57)

يا بگويد: «اگر خداوند مرا هدايت مى‏كرد، از پرهيزگاران بودم!» (57)


أَوْ تَقُول‌َ حِين‌َ تَرَي‌ الْعَذَاب‌َ لَوْ أَن‌َّ لِي‌ كَرَّة‌ً فَأَكُون‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (زمر: 58)

يا هنگامى كه عذاب را مى‏بيند بگويد: «اى كاش بار ديگر (به دنيا) بازمى‏گشتم و از نيكوكاران بودم!» (58)


بَلَي‌ قَدْ جَاءَتْك‌َ آيَاتِي‌ فَكَذَّبْت‌َ بِهَا وَاسْتَكْبَرْت‌َ وَ كُنْت‌َ مِن‌َ الْكَافِرِين‌َ (زمر: 59)

آرى، آيات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تكذيب كردى و تكبّر نمودى و از كافران بودى! (59)


وَ لَقَدْ أُوحِي‌َ إِلَيْك‌َ وَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَئِن‌ْ أَشْرَكْت‌َ لَيَحْبَطَن‌َّ عَمَلُك‌َ وَ لَتَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (زمر: 65)

به تو و همه پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مى‏شود و از زيانكاران خواهى بود! (65)


بَل‌ِ الله‌َ فَاعْبُدْ وَ كُنْ‌ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (زمر: 66)

بلكه تنها خداوند را عبادت كن و از شكرگزاران باش! (66)


وَ سِيق‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِلَي‌ جَهَنَّم‌َ زُمَرَاً حَتَّي‌ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَت‌ْ أَبْوَابُهَا وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ خَزَنَتُهَا أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْكُم‌ْ يَتْلُون‌َ عَلَيْكُم‌ْ آيَات‌ِ رَبِّكُم‌ْ وَ يُنْذِرُونَكُم‌ْ لِقَاءَ يَوْمِكُم‌ْ هَذَا قَالُوا بَلَي‌ وَ لَكِنْ‌ حَقَّت‌ْ كَلِمَة‌ُ الْعَذَاب‌ِ عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (زمر: 71)

و كسانى كه كافر شدند گروه گروه به سوى جهنّم رانده مى‏شوند وقتى به دوزخ مى‏رسند، درهاى آن گشوده مى‏شود و نگهبانان دوزخ به آنها مى‏گويند: «آيا رسولانى از ميان شما به سويتان نيامدند كه آيات پروردگارتان را براى شما بخوانند و از ملاقات اين روز شما را بر حذر دارند؟!» مى‏گويند: «آرى، (پيامبران آمدند و آيات الهى را بر ما خواندند، و ما مخالفت كرديم!) ولى فرمان عذاب الهى بر كافران مسلّم شده است. (71)


وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ صَدَقَنَا وَعْدَه‌ُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْض‌َ نَتَبَوَّأُ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ حَيْث‌ُ نَشَاءُ فَنِعْم‌َ أَجْرُ الْعَامِلِين‌َ (زمر: 74)

آنها مى‏گويند: «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه به وعده خويش درباره ما وفا كرد و زمين (بهشت) را ميراث ما قرار داد كه هر جا را بخواهيم منزلگاه خود قرار دهيم چه نيكوست پاداش عمل كنندگان!» (74)


وَ تَرَي‌ الْمَلاَئِكَة‌َ حَافِّين‌َ مِن‌ْ حَوْل‌ِ الْعَرْش‌ِ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ قُضِي‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ وَ قِيل‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (زمر: 75)

(در آن روز) فرشتگان را مى‏بينى كه بر گرد عرش خدا حلقه زده‏اند و با ستايش پروردگارشان تسبيح مى‏گويند و در ميان بندگان بحق داورى مى‏شود و (سرانجام) گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانيان است!» (75)


تَنْزِيل‌ُ الْكِتَاب‌ِ مِن‌َ الله‌ِ الْعَزِيزِ الْعَلِيم‌ِ (غافر: 2)

اين كتابى است كه از سوى خداوند قادر و دانا نازل شده است. (2)


كَذَّبَت‌ْ قَبْلَهُم‌ْ قَوْم‌ُ نُوح‌ٍ وَالْأَحْزَاب‌ُ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ وَ هَمَّت‌ْ كُل‌ُّ أُمَّة‌ٍ بِرَسُولِهِم‌ْ لِيَأْخُذُوه‌ُ وَ جَادَلُوا بِالْبَاطِل‌ِ لِيُدْحِضُوا بِه‌ِ الْحَق‌َّ فَأَخَذْتُهُم‌ْ فَكَيْف‌َ كَان‌َ عِقَاب‌ِ (غافر: 5)

پيش از آنها قوم نوح و اقوامى كه بعد از ايشان بودند (پيامبرانشان را) تكذيب كردند و هر امّتى در پى آن بود كه توطئه كند و پيامبرش را بگيرد (و آزار دهد)، و براى محو حق به مجادله باطل دست زدند امّا من آنها را گرفتم (و سخت مجازات كردم) ببين كه مجازات من چگونه بود! (5)


رَبَّنَا وَ أَدْخِلْهُم‌ْ جَنَّات‌ِ عَدْن‌ٍ الَّتِي‌ وَعَدْتَهُم‌ْ وَ مَنْ‌ صَلَح‌َ مِن‌ْ آبَائِهِم‌ْ وَ أَزْوَاجِهِم‌ْ وَ ذُرِّيِّاتِهِم‌ْ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (غافر: 8)

پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده‏اى وارد كن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند، كه تو توانا و حكيمى! (8)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يُنَادَوْن‌َ لَمَقْت‌ُ الله‌ِ أَكْبَرُ مِنْ‌ مَقْتِكُم‌ْ أَنْفُسَكُم‌ْ إِذْ تُدْعَوْن‌َ إِلَي‌ الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُون‌َ (غافر: 10)

كسانى را كه كافر شدند روز قيامت صدا مى‏زنند كه عداوت و خشم خداوند نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بيشتر است، چرا كه بسوى ايمان دعوت مى‏شديد، ولى انكار مى‏كرديد! (10)


قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْن‌ِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْن‌ِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَل‌ْ إِلَي‌ خُرُوج‌ٍ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (غافر: 11)

آنها مى‏گويند: «پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى اكنون به گناهان خود معترفيم آيا راهى براى خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟» (11)


هُوَ الَّذِي‌ يُرِيكُم‌ْ آيَاتِه‌ِ وَ يُنَزِّل‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاءِ رِزْقَاً وَ مَا يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَنْ‌ يُنِيب‌ُ (غافر: 13)

او كسى است كه آيات خود را به شما نشان مى‏دهد و از آسمان براى شما روزى (با ارزشى) مى‏فرستد تنها كسانى متذكّر اين حقايق مى‏شوند كه بسوى خدا باز مى‏گردند. (13)


رَفِيع‌ُ الدَّرَجَات‌ِ ذُو الْعَرْش‌ِ يُلْقِي‌ الرُّوح‌َ مِن‌ْ أَمْرِه‌ِ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ لِيُنْذِرَ يَوْم‌َ التَّلاَق‌ِ (غافر: 15)

او درجات (بندگان صالح) را بالا مى‏برد، او صاحب عرش است، روح (مقدّس) را به فرمانش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد القاء مى‏كند تا (مردم را) از روز ملاقات [روز رستاخيز] بيم دهد! (15)


يَوْم‌َ هُمْ‌ بَارِزُون‌َ لاَ يَخْفَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ مِنْهُم‌ْ شَي‌ْءٌ لِمَن‌ِ الْمُلْك‌ُ الْيَوْم‌َ لِالله‌ِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ (غافر: 16)

روزى كه همه آنان آشكار مى‏شوند و چيزى از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند (و گفته مى‏شود:) حكومت امروز براى كيست؟ براى خداوند يكتاى قهّار است! (16)


وَ أَنْذِرْهُم‌ْ يَوْم‌َ الْآزِفَة‌ِ إِذِ الْقُلُوب‌ُ لَدَيْ‌ الْحَنَاجِرِ كَاظِمِين‌َ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ حَمِيم‌ٍ وَ لاَ شَفِيع‌ٍ يُطَاع‌ُ (غافر: 18)

و آنها را از روز نزديك بترسان، هنگامى كه از شدّت وحشت دلها به گلوگاه مى‏رسد و تمامى وجود آنها مملوّ از اندوه مى‏گردد براى ستمكاران دوستى وجود ندارد، و نه شفاعت كننده‏اى كه شفاعتش پذيرفته شود. (18)


وَالله‌ُ يَقْضِي‌ بِالْحَق‌ِّ وَالَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ لاَ يَقْضُون‌َ بِشَي‌ْءٍ إِن‌َّ الله‌َ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (غافر: 20)

خداوند بحقّ داورى مى‏كند، و معبودهايى را كه غير از او مى‏خوانند هيچ گونه داورى ندارند خداوند شنوا و بيناست! (20)


أَوَ لَم‌ْ يَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ كَانُوا مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَانُوا هُم‌ْ أَشَدَّ مِنْهُم‌ْ قُوَّة‌ً وَ آثَارَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَأَخَذَهُم‌ُ الله‌ُ بِذُنُوبِهِم‌ْ وَ مَا كَان‌َ لَهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ وَاق‌ٍ (غافر: 21)

آيا آنها روى زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بود؟! آنها در قدرت و ايجاد آثار مهمّ در زمين از اينها برتر بودند ولى خداوند ايشان را به گناهانشان گرفت، و در برابر عذاب او مدافعى نداشتند! (21)


فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُم‌ْ وَ مَا كَيْدُ الْكَافِرِين‌َ إِلاَّ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ (غافر: 25)

و هنگامى كه حقّ را از سوى ما براى آنها آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با موسى ايمان آورده‏اند بكشيد و زنانشان را (براى اسارت و خدمت) زنده بگذاريد!» امّا نقشه كافران جز در گمراهى نيست (و نقش بر آب مى‏شود). (25)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ إِنِّي‌ عُذْت‌ُ بِرَبِّي‌ وَ رَبِّكُمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ مُتَكَبِّرٍ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِيَوْم‌ِ الْحِسَاب‌ِ (غافر: 27)

موسى گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى‏برم از هر متكبّرى كه به روز حساب ايمان نمى‏آورد!» (27)


وَ قَال‌َ رَجُل‌ٌ مُؤْمِن‌ٌ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَكْتُم‌ُ إِيمَانَه‌ُ أَتَقْتُلُون‌َ رَجُلاً أَن‌ْ يَقُول‌َ رَبِّي‌َ الله‌ُ وَ قَدْ جَاءَكُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَك‌ُ كَاذِبَاً فَعَلَيْه‌ِ كَذِبُه‌ُ وَ إِنْ‌ يَك‌ُ صَادِقَاً يُصِبْكُمْ‌ بَعْض‌ُ الَّذِي‌ يَعِدُكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَن‌ْ هُوَ مُسْرِف‌ٌ كَذَّاب‌ٌ (غافر: 28)

و مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مى‏داشت گفت: «آيا مى‏خواهيد مردى را بكشيد بخاطر اينكه مى‏گويد: پروردگار من «اللَّه» است، در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت و اگر راستگو باشد، (لا اقل) بعضى از عذابهايى را كه وعده مى‏دهد به شما خواهد رسيد خداوند كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست هدايت نمى‏كند. (28)


يَا قَوْم‌ِ لَكُم‌ُ الْمُلْك‌ُ الْيَوْم‌َ ظَاهِرِين‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَمَنْ‌ يَنْصُرُنَا مِنْ‌ بَأْس‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ جَاءَنَا قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ مَا أُرِيكُم‌ْ إِلاَّ مَا أَرَي‌ وَ مَا أَهْدِيكُم‌ْ إِلاَّ سَبِيل‌َ الرَّشَادِ (غافر: 29)

اى قوم من! امروز حكومت از آن شماست و در اين سرزمين پيروزيد اگر عذاب خدا به سراغ ما آيد، چه كسى ما را يارى خواهد كرد؟!» فرعون گفت: «من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمى‏دهم، و شما را جز به راه صحيح راهنمايى نمى‏كنم! (دستور، همان قتل موسى است!)» (29)


مِثْل‌َ دَأْب‌ِ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذِين‌َ مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ وَ مَا الله‌ُ يُرِيدُ ظُلْمَاً لِلْعِبَادِ (غافر: 31)

و از عادتى همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه بعد از آنان بودند (از شرك و كفر و طغيان) مى‏ترسم و خداوند ظلم و ستمى بر بندگانش نمى‏خواهد. (31)


يَوْم‌َ تُوَلُّون‌َ مُدْبِرِين‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِن‌ْ عَاصِم‌ٍ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِن‌ْ هَادٍ (غافر: 33)

همان روزى كه روى مى‏گردانيد و فرار مى‏كنيد امّا هيچ پناهگاهى در برابر عذاب خداوند براى شما نيست و هر كس را خداوند (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هدايت‏كننده‏اى براى او نيست! (33)


وَ لَقَدْ جَاءَكُم‌ْ يُوسُف‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَمَا زِلْتُم‌ْ فِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ‌ بِه‌ِ حَتَّي‌ إِذَا هَلَك‌َ قُلْتُم‌ْ لَن‌ْ يَبْعَث‌َ الله‌ُ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ رَسُولاً كَذَلِك‌َ يُضِل‌ُّ الله‌ُ مَن‌ْ هُوَ مُسْرِف‌ٌ مُرْتَاب‌ٌ (غافر: 34)

پيش از اين يوسف دلايل روشن براى شما آورد، ولى شما هم چنان در آنچه او براى شما آورده بود ترديد داشتيد تا زمانى كه از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او پيامبرى مبعوث نخواهد كرد! اين گونه خداوند هر اسرافكار ترديدكننده‏اى را گمراه مى‏سازد! (34)


مَن‌ْ عَمِل‌َ سَيِّئَة‌ً فَلاَ يُجْزَي‌ إِلاَّ مِثْلَهَا وَ مَن‌ْ عَمِل‌َ صَالِحَاً مِنْ‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَي‌ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَأُولَئِك‌َ يَدْخُلُون‌َ الْجَنَّة‌َ يُرْزَقُون‌َ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (غافر: 40)

هر كس بدى كند، جز بمانند آن كيفر داده نمى‏شود ولى هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد- خواه مرد يا زن- در حالى كه مؤمن باشد آنها وارد بهشت مى‏شوند و در آن روزى بى‏حسابى به آنها داده خواهد شد. (40)


وَ إِذْ يَتَحَاجُّون‌َ فِي‌ النَّارِ فَيَقُول‌ُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُم‌ْ تَبَعَاً فَهَل‌ْ أَنْتُمْ‌ مُغْنُون‌َ عَنَّا نَصِيبَاً مِن‌َ النَّارِ (غافر: 47)

به خاطر بياور هنگامى را كه در آتش دوزخ با هم محاجّه مى‏كنند ضعيفان به مستكبران مى‏گويند: «ما پيرو شما بوديم، آيا شما (امروز) سهمى از آتش را بجاى ما پذيرا مى‏شويد؟!» (47)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ فِي‌ النَّارِ لِخَزَنَة‌ِ جَهَنَّم‌َ ادْعُوا رَبَّكُم‌ْ يُخَفِّف‌ْ عَنَّا يَوْمَاً مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ (غافر: 49)

و آنها كه در آتشند به مأموران دوزخ مى‏گويند: «از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد!» (49)


لَخَلْق‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ أَكْبَرُ مِن‌ْ خَلْق‌ِ النَّاس‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (غافر: 57)

آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش انسانها مهمتر است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند. (57)


الله‌ُ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَرْض‌َ قَرَارَاً وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَ صَوَّرَكُم‌ْ فَأَحْسَن‌َ صُوَرَكُم‌ْ وَ رَزَقَكُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ فَتَبَارَك‌َ الله‌ُ رَب‌ُّ الْعَالَمِين‌َ (غافر: 64)

خداوند كسى است كه زمين را براى شما جايگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى (بالاى سرتان) و شما را صورتگرى كرد، و صورتتان را نيكو آفريد و از چيزهايى پاكيزه به شما روزى داد اين است خداوند پروردگار شما! جاويد و پربركت است خداوندى كه پروردگار عالميان است! (64)


قُل‌ْ إِنِّي‌ نُهِيت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لَمَّا جَاءَنِي‌َ الْبَيِّنَات‌ُ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أُسْلِم‌َ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (غافر: 66)

بگو: «من نهى شده‏ام از اينكه معبودهايى را كه شما غير از خدا مى‏خوانيد بپرستم، چون دلايل روشن از جانب پروردگارم براى من آمده است و مأمورم كه تنها در برابر پروردگار عالميان تسليم باشم!» (66)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ ثُم‌َّ مِن‌ْ عَلَقَة‌ٍ ثُم‌َّ يُخْرِجُكُم‌ْ طِفْلاً ثُم‌َّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُم‌ْ ثُم‌َّ لِتَكُونُوا شُيُوخَاً وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُتَوَفَّي‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمَّي‌ً وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (غافر: 67)

او كسى است كه شما را از خاك آفريد، سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را بصورت طفلى (از شكم مادر) بيرون مى‏فرستد، بعد به مرحله كمال قوّت خود مى‏رسيد، و بعد از آن پير مى‏شويد و (در اين ميان) گروهى از شما پيش از رسيدن به اين مرحله مى‏ميرند و در نهايت به سرآمد عمر خود مى‏رسيد و شايد تعقّل كنيد! (67)


مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ‌ لَم‌ْ نَكُنْ‌ نَدْعُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ شَيْءً كَذَلِك‌َ يُضِل‌ُّ الله‌ُ الْكَافِرِين‌َ (غافر: 74)

همان معبودهايى را كه جز خدا پرستش مى‏كرديد؟!» آنها مى‏گويند: «همه از نظر ما پنهان و گم شدند بلكه ما اصلًا پيش از اين چيزى را پرستش نمى‏كرديم»! اين گونه خداوند كافران را گمراه مى‏سازد! (74)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِنْ‌ قَبْلِك‌َ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ قَصَصْنَا عَلَيْك‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ لَم‌ْ نَقْصُص‌ْ عَلَيْك‌َ وَ مَا كَان‌َ لِرَسُول‌ٍ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ بِآيَة‌ٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ الله‌ِ قُضِي‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ خَسِرَ هُنَالِك‌َ الْمُبْطِلُون‌َ (غافر: 78)

ما پيش از تو رسولانى فرستاديم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نكرده‏ايم و هيچ پيامبرى حق نداشت معجزه‏اى جز بفرمان خدا بياورد و هنگامى كه فرمان خداوند (براى مجازات آنها) صادر شود، بحق داورى خواهد شد و آنجا اهل باطل زيان خواهند كرد! (78)


الله‌ُ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَنْعَام‌َ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَ مِنْهَا تَأْكُلُون‌َ (غافر: 79)

خداوند كسى است كه چهارپايان را براى شما آفريد تا بعضى را سوار شويد و از بعضى تغذيه كنيد. (79)


أَفَلَم‌ْ يَسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُم‌ْ وَ أَشَدَّ قُوَّة‌ً وَ آثَارَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَمَا أَغْنَي‌ عَنْهُمْ‌ مَا كَانُوا يَكْسِبُون‌َ (غافر: 82)

آيا روى زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنها بودند چه شد؟! همانها كه نفراتشان از اينها بيشتر، و نيرو و آثارشان در زمين فزونتر بود امّا هرگز آنچه را به دست مى‏آوردند نتوانست آنها را بى‏نياز سازد (و عذاب الهى را از آنان دور كند)! (82)


فَلَمَّا جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ‌ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (غافر: 83)

هنگامى كه رسولانشان دلايل روشنى براى آنان آوردند، به دانشى كه خود داشتند خوشحال بودند (و غير آن را هيچ مى‏شمردند) ولى آنچه را (از عذاب) به تمسخر مى‏گرفتند آنان را فراگرفت! (83)


تَنْزِيل‌ٌ مِن‌َ الرَّحْمَن‌ِ الرَّحِيم‌ِ (فصلت: 2)

اين كتابى است كه از سوى خداوند رحمان و رحيم نازل شده است (2)


وَ قَالُوا قُلُوبُنَا فِي‌ أَكِنَّة‌ٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْه‌ِ وَ فِي‌ آذَانِنَا وَقْرٌ وَ مِن‌ْ بَيْنِنَا وَ بَيْنِك‌َ حِجَاب‌ٌ فَاعْمَل‌ْ إِنَّنَا عَامِلُون‌َ (فصلت: 5)

آنها گفتند: «قلبهاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مى‏كنى در پوششهايى قرار گرفته و در گوشهاى ما سنگينى است، و ميان ما و تو حجابى وجود دارد پس تو بدنبال عمل خود باش، ما هم براى خود عمل مى‏كنيم!» (5)


وَ جَعَل‌َ فِيهَا رَوَاسِي‌َ مِنْ‌ فَوْقِهَا وَ بَارَك‌َ فِيهَا وَ قَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي‌ أَرْبَعَة‌ِ أَيَّام‌ٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِين‌َ (فصلت: 10)

او در زمين كوه‏هاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و موادّ غذايى آن را مقدّر فرمود،- اينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان! (10)


إِذْ جَاءَتْهُم‌ُ الرُّسُل‌ُ مِن‌ بَيْن‌ِ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مِن‌ْ خَلْفِهِم‌ْ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأََنْزَل‌َ مَلاَئِكَة‌ً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (فصلت: 14)

در آن هنگام كه رسولان از پيش رو و پشت سر (و از هر سو) به سراغشان آمدند (و آنان را دعوت كردند) كه جز خدا را نپرستيد آنها گفتند: «اگر پروردگار ما مى‏خواست فرشتگانى نازل مى‏كرد از اين رو ما به آنچه شما مبعوث به آن هستيد كافريم!» (14)


فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ قَالُوا مَن‌ْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّة‌ً أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَن‌َّ الله‌َ الَّذِي‌ خَلَقَهُم‌ْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُم‌ْ قُوَّة‌ً وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُون‌َ (فصلت: 15)

امّا قوم عاد بناحق در زمين تكبّر ورزيدند و گفتند: «چه كسى از ما نيرومندتر است؟!» آيا نمى‏دانستند خداوندى كه آنان را آفريده از آنها قويتر است؟ و (به خاطر اين پندار) پيوسته آيات ما را انكار مى‏كردند. (15)


وَ مَا كُنْتُم‌ْ تَسْتَتِرُون‌َ أَنْ‌ يَشْهَدَ عَلَيْكُم‌ْ سَمْعُكُم‌ْ وَ لاَ أَبْصَارُكُم‌ْ وَ لاَ جُلُودُكُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ ظَنَنْتُم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ لاَ يَعْلَم‌ُ كَثِيرَاً مِمَّا تَعْمَلُون‌َ (فصلت: 22)

شما اگر گناهانتان را مخفى مى‏كرديد نه بخاطر اين بود كه از شهادت گوش و چشمها و پوستهاى تنتان بيم داشتيد، بلكه شما گمان مى‏كرديد كه خداوند بسيارى از اعمالى را كه انجام مى‏دهيد نمى‏داند! (22)


وَ ذَلِكُم‌ْ ظَنُّكُم‌ُ الَّذِي‌ ظَنَنْتُم‌ْ بِرَبِّكُم‌ْ أَرَدَاكُم‌ْ فَأَصْبَحْتُمْ‌ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (فصلت: 23)

آرى اين گمان بدى بود كه درباره پروردگارتان داشتيد و همان موجب هلاكت شما گرديد، و سرانجام از زيانكاران شديد! (23)


فَإِنْ‌ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوَي‌ً لَهُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُمْ‌ مِن‌َ الْمُعْتَبِين‌َ (فصلت: 24)

اگر صبر كنند (يا نكنند، به هر حال) دوزخ جايگاه آنهاست و اگر تقاضاى عفو كنند، مورد عفو قرار نمى‏گيرند! (24)


وَ قَيَّضْنَا لَهُم‌ْ قُرَنَاءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ‌ مَا بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مَا خَلْفَهُم‌ْ وَ حَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الْقَوْل‌ُ فِي‌ أُمَم‌ٍ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِهِمْ‌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا خَاسِرِين‌َ (فصلت: 25)

ما براى آنها همنشينانى (زشت‏سيرت) قرار داديم كه زشتيها را از پيش رو و پشت سر آنها در نظرشان جلوه دادند و فرمان الهى در باره آنان تحقق يافت و به سرنوشت اقوام گمراهى از جنّ و انس كه قبل از آنها بودند گرفتار شدند آنها مسلّماً زيانكار بودند! (25)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْن‌ِ أَضَلاَّنَا مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ نَجْعَلْهُمَا تَحْت‌َ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِن‌َ الْأَسْفَلِين‌َ (فصلت: 29)

كافران گفتند: «پروردگارا! آنهايى كه از جنّ و انس ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا زير پاى خود نهيم (و لگدمالشان كنيم) تا از پست ترين مردم باشند!» (29)


نُزُلاً مِن‌ْ غَفُورٍ رَحِيم‌ٍ (فصلت: 32)

اينها وسيله پذيرايى از سوى خداوند غفور و رحيم است!» (32)


وَ مَن‌ْ أَحْسَن‌ُ قَوْلاً مِمَّن‌ دَعَا إِلَي‌ الله‌ِ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً وَ قَال‌َ إِنَّنِي‌ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (فصلت: 33)

چه كسى خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوى خدا مى‏كند و عمل صالح انجام مى‏دهد و مى‏گويد: «من از مسلمانانم»؟! (33)


وَ إِنْ مَا يَنْزَغَنَّك‌َ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ نَزْغ‌ٌ فَاسْتَعِذْ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (فصلت: 36)

و هر گاه وسوسه‏هايى از شيطان متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه كه او شنوده و داناست! (36)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ اللَّيْل‌ُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْس‌ُ وَالْقَمَرُ لاَ تَسْجُدُوا لِلشَّمْس‌ِ وَ لاَ لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِالله‌ِ الَّذِي‌ خَلَقَهُن‌َّ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ إِيَّاه‌ُ تَعْبُدُون‌َ (فصلت: 37)

و از نشانه‏هاى او، شب و روز و خورشيد و ماه است براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، براى خدايى كه آفريننده آنهاست سجده كنيد اگر مى‏خواهيد او را بپرستيد! (37)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ أَنَّك‌َ تَرَي‌ الْأَرْض‌َ خَاشِعَة‌ً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ إِن‌َّ الَّذِي‌ أَحْيَاهَا لَمُـحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ إِنَّه‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (فصلت: 39)

و از آيات او اين است كه زمين را خشك (و بى‏جان) مى‏بينى، امّا هنگامى كه آب (باران) بر آن مى‏فرستيم به جنبش درمى‏آيد و نموّ مى‏كند همان كسى كه آن را زنده كرد، مردگان را نيز زنده مى‏كند او بر هر چيز تواناست! (39)


لاَ يَأْتِيه‌ِ الْبَاطِل‌ُ مِنْ‌ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ لاَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ تَنْزِيل‌ٌ مِن‌ْ حَكِيم‌ٍ حَمِيدٍ (فصلت: 42)

كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است! (42)


مَا يُقَال‌ُ لَك‌َ إِلاَّ مَا قَدْ قِيل‌َ لِلرُّسُل‌ِ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَذُو مَغْفِرَة‌ٍ وَ ذُو عِقَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (فصلت: 43)

آنچه به ناروا درباره تو مى‏گويند همان است كه درباره پيامبران قبل از تو نيز گفته شده پروردگار تو داراى مغفرت و (هم) داراى مجازات دردناكى است! (43)


وَ لَوْ جَعَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً أَعْجَمِيَّاً لَقَالُوا لَوْلاَ فُصِّلَت‌ْ آيَاتُه‌ُ أَأَعْجَمِي‌ٌّ وَ عَرَبِي‌ٌّ قُل‌ْ هُوَ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا هُدَي‌ً وَ شِفَاءٌ وَالَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِم‌ْ عَمَي‌ً أُولَئِك‌َ يُنَادَوْن‌َ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ بَعِيدٍ (فصلت: 44)

هر گاه آن را قرآنى عجمى قرار مى‏داديم حتماً مى‏گفتند: «چرا آياتش روشن نيست؟! قرآن عجمى از پيغمبرى عربى؟!» بگو: «اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آورده‏اند هدايت و درمان است ولى كسانى كه ايمان نمى‏آورند، در گوشهايشان سنگينى است و گويى نابينا هستند و آن را نمى‏بينند آنها (همچون كسانى هستند كه گويى) از راه دور صدا زده مى‏شوند!» (44)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَاخْتُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (فصلت: 45)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمانى از ناحيه پروردگارت در اين باره صادر نشده بود (كه بايد به آنان مهلت داد تا اتمام حجّت شود)، در ميان آنها داورى مى‏شد (و به كيفر مى‏رسيدند) ولى آنها هنوز درباره آن شكّى تهمت‏انگيز دارند! (45)


إِلَيْه‌ِ يُرَدُّ عِلْم‌ُ السَّاعَة‌ِ وَ مَا تَخْرُج‌ُ مِنْ‌ ثَمَرَات‌ٍ مِن‌ْ أَكْمَامِهَا وَ مَا تَحْمِل‌ُ مِن‌ْ أُنْثَي‌ وَ لاَ تَضَع‌ُ إِلاَّ بِعِلْمِه‌ِ وَ يَوْم‌َ يُنَادِيهِم‌ْ أَيْن‌َ شُرَكَائِي‌ قَالُوا آذَنَّاك‌َ مَا مِنَّا مِنْ‌ شَهِيدٍ (فصلت: 47)

علم به قيامت (و لحظه وقوع آن) تنها به خدا بازمى‏گردد هيچ ميوه‏اى از غلاف خود خارج نمى‏شود، و هيچ زنى باردار نمى‏گردد و وضع حمل نمى‏كند مگر به علم او و آن روز كه آنها را ندا مى‏دهد (و مى‏گويد:) كجايند شريكانى كه براى من مى‏پنداشتيد؟! مى‏گويند: « (پروردگارا!) ما عرضه داشتيم كه هيچ گواهى بر گفته خود نداريم!» (47)


وَ ضَل‌َّ عَنْهُمْ‌ مَا كَانُوا يَدْعُون‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ ظَنُّوا مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ مَحِيص‌ِ (فصلت: 48)

و همه معبودانى را كه قبلًا مى‏خواندند محو و گم مى‏شوند و مى‏دانند هيچ گريزگاهى ندارند! (48)


لاَ يَسْأَم‌ُ الْإِنْسَان‌ُ مِنْ‌ دُعَاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ‌ مَسَّه‌ُ الشَّرُّ فَيَؤُوس‌ٌ قَنُوط‌ٌ (فصلت: 49)

انسان هرگز از تقاضاى نيكى (و نعمت) خسته نمى‏شود و هر گاه شرّ و بدى به او رسد، بسيار مأيوس و نوميد مى‏گردد! (49)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِنَّا مِن‌ْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْه‌ُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي‌ وَ مَا أَظُنُّ السَّاعَة‌َ قَائِمَة‌ً وَ لَئِنْ‌ رُجِعْت‌ُ إِلَي‌ رَبِّي‌ إِن‌َّ لِي‌ عِنْدَه‌ُ لَلْحُسْنَي‌ فَلَنُنَبِّئَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ غَلِيظ‌ٍ (فصلت: 50)

و هر گاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم مى‏گويد: «اين بخاطر شايستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمى‏كنم قيامت برپا شود و (بفرض كه قيامتى باشد،) هر گاه بسوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداشهاى نيك است. ما كافران را از اعمالى كه انجام داده‏اند (بزودى) آگاه خواهيم كرد و از عذاب شديد به آنها مى‏چشانيم. (50)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ ثُم‌َّ كَفَرْتُمْ‌ بِه‌ِ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ْ هُوَ فِي‌ شِقَاق‌ٍ بَعِيدٍ (فصلت: 52)

بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراهتر خواهد بود از كسى كه در مخالفت شديدى قرار دارد؟! (52)


أَلاَ إِنَّهُم‌ْ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْ‌ لِقَاءِ رَبِّهِم‌ْ أَلاَ إِنَّه‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مُحِيط‌ٌ (فصلت: 54)

آگاه باشيد كه آنها از لقاى پروردگارشان در شكّ و ترديدند و آگاه باشيد كه خداوند به همه چيز احاطه دارد! (54)


كَذَلِك‌َ يُوحِي‌ إِلَيْك‌َ وَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ الله‌ُ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (شوري: 3)

اين گونه خداوند عزيز و حكيم به تو و پيامبرانى كه پيش از تو بودند وحى مى‏كند. (3)


تَكَادُ السَّمَاوَات‌ُ يَتَفَطَّرْن‌َ مِنْ‌ فَوْقِهِن‌َّ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ يَسْتَغْفِرُون‌َ لِمَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَلاَ إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (شوري: 5)

نزديك است آسمانها (بخاطر نسبتهاى نارواى مشركان) از بالا متلاشى شوند و فرشتگان پيوسته تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مى‏آورند و براى كسانى كه در زمين هستند استغفار مى‏كنند آگاه باشيد خداوند آمرزنده و مهربان است. (5)


وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ الله‌ُ حَفِيظ‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ مَا أَنْت‌َ عَلَيْهِمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (شوري: 6)

كسانى كه غير خدا را ولىّ خود انتخاب كردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه مى‏دارد و تو مأمور نيستى كه آنان را مجبور به قبول حقّ كنى! (6)


وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَجَعَلَهُم‌ْ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً وَ لَكِنْ‌ يُدْخِل‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ وَالظَّالِمُون‌َ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (شوري: 8)

و اگر خدا مى‏خواست همه آنها را امّت واحدى قرار مى‏داد (و به زور هدايت مى‏كرد، ولى هدايت اجبارى سودى ندارد) امّا خداوند هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مى‏كند، و براى ظالمان ولىّ و ياورى نيست. (8)


أَم‌ِ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ فَالله‌ُ هُوَ الْوَلِي‌ُّ وَ هُوَ يُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ وَ هُوَ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (شوري: 9)

آيا آنها غير از خدا را ولىّ خود برگزيدند؟! در حالى كه «ولىّ» فقط خداوند است و اوست كه مردگان را زنده مى‏كند، و اوست كه بر هر چيزى تواناست! (9)


وَ مَا اخْتَلَفْتُم‌ْ فِيه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَحُكْمُه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبِّي‌ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ أُنِيب‌ُ (شوري: 10)

در هر چيز اختلاف كنيد، داوريش با خداست اين است خداوند، پروردگار من، بر او توكّل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم! (10)


فَاطِرُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ْ أَزْوَاجَاً وَ مِن‌َ الْأَنْعَام‌ِ أَزْوَاجَاً يَذْرَؤُكُم‌ْ فِيه‌ِ لَيْس‌َ كَمِثْلِه‌ِ شَي‌ْءٌ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (شوري: 11)

او آفريننده آسمانها و زمين است و از جنس شما همسرانى براى شما قرار داد و جفتهايى از چهارپايان آفريد و شما را به اين وسيله [بوسيله همسران‏] زياد مى كند هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست! (11)


شَرَع‌َ لَكُم‌ مِن‌َ الدِّين‌ِ مَا وَصَّي‌ بِه‌ِ نُوحَاً وَالَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ وَ مَا وَصَّيْنَا بِه‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ وَ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ أَن‌ْ أَقِيمُوا الدِّين‌َ وَ لاَ تَتَفَرَّقُوا فِيه‌ِ كَبُرَ عَلَي‌ الْمُشْرِكِين‌َ مَا تَدْعُوهُم‌ْ إِلَيْه‌ِ الله‌ُ يَجْتَبِي‌ إِلَيْه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ إِلَيْه‌ِ مَنْ‌ يُنِيب‌ُ (شوري: 13)

آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد! و بر مشركان گران است آنچه شما آنان را به سويش دعوت مى كنيد! خداوند هر كس را بخواهد برمى‏گزيند، و كسى را كه به سوى او بازگردد هدايت مى‏كند. (13)


وَ مَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُورِثُوا الْكِتَاب‌َ مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (شوري: 14)

آنان پراكنده نشدند مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد و اين تفرقه جويى بخاطر انحراف از حق (و عداوت و حسد) بود و اگر فرمانى از سوى پروردگارت صادر نشده بود كه تا سرآمد معيّنى (زنده و آزاد) باشند، در ميان آنها داورى مى‏شد و كسانى كه بعد از آنها وارثان كتاب شدند نسبت به آن در شك و ترديدند، شكى همراه با بدبينى! (14)


فَلِذَلِك‌َ فَادْع‌ُ وَاسْتَقِم‌ْ كَمَا أُمِرْت‌َ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَهُم‌ْ وَ قُل‌ْ آمَنْت‌ُ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِنْ‌ كِتَاب‌ٍ وَ أُمِرْت‌ُ لِأَعْدِل‌َ بَيْنَكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّنَا وَ رَبُّكُم‌ْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَكُم‌ْ أَعْمَالُكُم‌ْ لاَ حُجَّة‌َ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ُ الله‌ُ يَجْمَع‌ُ بَيْنَنَا وَ إِلَيْه‌ِ الْمَصِيرُ (شوري: 15)

پس به همين خاطر تو نيز آنان را به سوى اين آيين واحد الهى دعوت كن و آن چنان كه مأمور شده‏اى استقامت نما، و از هوى و هوسهاى آنان پيروى مكن، و بگو: «به هر كتابى كه خدا نازل كرده ايمان آورده‏ام و مأمورم در ميان شما عدالت كنم خداوند پروردگار ما و شماست نتيجه اعمال ما از آن ما است و نتيجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصى در ميان ما نيست و خداوند ما و شما را در يك جا جمع مى‏كند، و بازگشت (همه) به سوى اوست!» (15)


وَالَّذِين‌َ يُحَاجُّون‌َ فِي‌ الله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا اسْتُجِيب‌َ لَه‌ُ حُجَّتُهُم‌ْ دَاحِضَة‌ٌ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ عَلَيْهِم‌ْ غَضَب‌ٌ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ (شوري: 16)

كسانى كه (از روى لجاجت) درباره خدا بعد از پذيرفتن (و ايمان به) او، محاجّه مى كنند، دليلشان نزد پروردگارشان باطل و بى‏پايه است و غضب بر آنهاست و عذابى شديد دارند. (16)


يَسْتَعْجِل‌ُ بِهَا الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِهَا وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مُشْفِقُون‌َ مِنْهَا وَ يَعْلَمُون‌َ أَنَّهَا الْحَق‌ُّ أَلاَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُمَارُون‌َ فِي‌ السَّاعَة‌ِ لَفِي‌ ضَلاَل‌ٍ بَعِيدٍ (شوري: 18)

كسانى كه به قيامت ايمان ندارند درباره آن شتاب مى‏كنند ولى آنها كه ايمان آورده‏اند پيوسته از آن هراسانند، و مى‏دانند آن حق است آگاه باشيد كسانى كه در قيامت ترديد مى‏كنند، در گمراهى عميقى هستند. (18)


مَنْ‌ كَان‌َ يُرِيدُ حَرْث‌َ الْآخِرَة‌ِ نَزِدْ لَه‌ُ فِي‌ حَرْثِه‌ِ وَ مَنْ‌ كَان‌َ يُرِيدُ حَرْث‌َ الدُّنْيَا نُوْتِه‌ِ مِنْهَا وَ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِنْ‌ نَصِيب‌ٍ (شوري: 20)

كسى كه زراعت آخرت را بخواهد، به كشت او بركت و افزايش مى‏دهيم و بر محصولش مى‏افزاييم و كسى كه فقط كشت دنيا را بطلبد، كمى از آن به او مى‏دهيم امّا در آخرت هيچ بهره‏اى ندارد! (20)


أَم‌ْ لَهُم‌ْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ‌ مِن‌َ الدِّين‌ِ مَا لَم‌ْ يَأْذَنْ‌ بِه‌ِ الله‌ُ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ُ الْفَصْل‌ِ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الظَّالِمِين‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (شوري: 21)

آيا معبودانى دارند كه بى‏اذن خداوند آيينى براى آنها ساخته‏اند؟! اگر مهلت معيّنى براى آنها نبود، در ميانشان داورى مى‏شد (و دستور عذاب صادر مى‏گشت) و براى ظالمان عذاب دردناكى است! (21)


تَرَي‌ الظَّالِمِين‌َ مُشْفِقِين‌َ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ وَاقِع‌ٌ بِهِم‌ْ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ فِي‌ رَوْضَات‌ِ الْجَنَّات‌ِ لَهُمْ‌ مَا يَشَاءُون‌َ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَضْل‌ُ الْكَبِيرُ (شوري: 22)

(در آن روز) ستمگران را مى‏بينى كه از اعمالى كه انجام داده‏اند سخت بيمناكند، ولى آنها را فرامى‏گيرد! امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند در باغهاى بهشتند و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها فراهم است اين است فضل (و بخشش) بزرگ! (22)


وَ يَسْتَجِيب‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ يَزِيدُهُمْ‌ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَالْكَافِرُون‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ (شوري: 26)

و درخواست كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام داده‏اند مى‏پذيرد و از فضل خود بر آنها مى‏افزايد امّا براى كافران عذاب شديدى است! (26)


وَ هُوَ الَّذِي‌ يُنَزِّل‌ُ الْغَيْث‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَه‌ُ وَ هُوَ الْوَلِي‌ُّ الْحَمِيدُ (شوري: 28)

او كسى است كه باران سودمند را پس از آنكه مأيوس شدند نازل مى‏كند و رحمت خويش را مى‏گستراند و او ولىّ و (سرپرست) و ستوده است! (28)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ خَلْق‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَث‌َّ فِيهِمَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ وَ هُوَ عَلَي‌ جَمْعِهِم‌ْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ (شوري: 29)

و از آيات اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده و او هر گاه بخواهد بر جمع آنها تواناست! (29)


وَ مَا أَصَابَكُمْ‌ مِنْ‌ مُصِيبَة‌ٍ فَبِمَـا كَسَبَت‌ْ أَيْدِيكُم‌ْ وَ يَعْفُو عَنْ‌ كَثِيرٍ (شوري: 30)

هر مصيبتى به شما رسد بخاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مى‏كند! (30)


وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (شوري: 31)

و شما هرگز نمى‏توانيد در زمين از قدرت خداوند فرار كنيد و غير از خدا هيچ ولىّ و ياورى براى شما نيست. (31)


وَ مِن‌ْ آيَاتِه‌ِ الْجَوَارِ فِي‌ الْبَحْرِ كَالْأَعْلاَم‌ِ (شوري: 32)

از نشانه‏هاى او كشتيهايى است كه در دريا همچون كوه‏ها به نظر مى‏رسند! (32)


وَ يَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ يُجَادِلُون‌َ فِي‌ آيَاتِنَا مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ مَحِيص‌ٍ (شوري: 35)

كسانى كه در آيات ما مجادله مى‏كنند بدانند هيچ گريزگاهى ندارند! (35)


فَمَا أُوتِيتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَمَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ مَا عِنْدَ الله‌ِ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (شوري: 36)

آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگى دنياست، و آنچه نزد خداست براى كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند بهتر و پايدارتر است. (36)


وَالَّذِين‌َ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِم‌ْ وَ أَقَامُوا الصَّلاَة‌َ وَ أَمْرُهُم‌ْ شُورَي‌ بَيْنَهُم‌ْ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ يُنْفِقُون‌َ (شوري: 38)

و كسانى كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مى‏دارند و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند، (38)


وَ لَمَن‌ِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِه‌ِ فَأُولَئِك‌َ مَا عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (شوري: 41)

و كسى كه بعد از مظلوم شدن يارى طلبد، ايرادى بر او نيست (41)


وَ لَمَنْ‌ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِن‌َّ ذَلِك‌َ لَمِن‌ْ عَزْم‌ِ الْأُمُورِ (شوري: 43)

امّا كسانى كه شكيبايى و عفو كنند، اين از كارهاى پرارزش است! (43)


وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ تَرَي‌ الظَّالِمِين‌َ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب‌َ يَقُولُون‌َ هَل‌ْ إِلَي‌ مَرَدٍّ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (شوري: 44)

كسى را كه خدا گمراه كند، ولىّ و ياورى جز او نخواهد داشت و ظالمان را (روز قيامت) مى‏بينى هنگامى كه عذاب الهى را مشاهده مى‏كنند ميگويند: «آيا راهى به سوى بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!» (44)


وَ تَرَاهُم‌ْ يُعْرَضُون‌َ عَلَيْهَا خَاشِعِين‌َ مِن‌َ الذُّل‌ِّ يَنْظُرُون‌َ مِنْ‌ طَرْف‌ٍ خَفِي‌ٍّ وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِن‌َّ الْخَاسِرِين‌َ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ وَ أَهْلِيهِم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ أَلاَ إِن‌َّ الظَّالِمِين‌َ فِي‌ عَذَاب‌ٍ مُقِيم‌ٍ (شوري: 45)

و آنها را مى‏بينى كه بر آتش عرضه مى‏شوند در حالى كه از شدّت مذلّت خاشعند و زير چشمى (به آن) نگاه مى‏كنند و كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند: «زيانكاران واقعى آنانند كه خود و خانواده خويش را روز قيامت از دست داده‏اند آگاه باشيد كه ظالمان (آن روز) در عذاب دائمند!» (45)


وَ مَا كَان‌َ لَهُمْ‌ مِن‌ْ أَوْلِيَاءَ يَنْصُرُونَهُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يُضْلِل‌ِ الله‌ُ فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (شوري: 46)

آنها جز خدا اوليا و ياورانى ندارند كه ياريشان كنند و هر كس را خدا گمراه سازد، هيچ راه نجاتى براى او نيست! (46)


اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ مَرَدَّ لَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ نَكِيرٍ (شوري: 47)

اجابت كنيد دعوت پروردگار خود را پيش از آنكه روزى فرا رسد كه بازگشتى براى آن در برابر اراده خدا نيست و در آن روز، نه پناهگاهى داريد و نه مدافعى! (47)


فَإِنْ‌ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلَنَاك‌َ عَلَيْهِم‌ْ حَفِيظَاً إِن‌ْ عَلَيْك‌َ إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ وَ إِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنَّا رَحْمَة‌ً فَرِح‌َ بِهَا وَ إِنْ‌ تُصِبْهُم‌ْ سَيِّئَة‌ٌ بِمَا قَدَّمَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ فَإِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ كَفُورٌ (شوري: 48)

و اگر روى‏گردان شوند (غمگين مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‏ايم وظيفه تو تنها ابلاغ رسالت است! و هنگامى كه ما رحمتى از سوى خود به انسان بچشانيم به آن دلخوش مى‏شود، و اگر بلايى بخاطر اعمالى كه انجام داده‏اند به آنها رسد (به كفران مى‏پردازند)، چرا كه انسان بسيار كفران‏كننده است! (48)


وَ مَا كَان‌َ لِبَشَرٍ أَنْ‌ يُكَلِّمَه‌ُ الله‌ُ إِلاَّ وَحْيَاً أَوْ مِنْ‌ وَرَاءِ حِجَاب‌ٍ أَوْ يُرْسِل‌َ رَسُولاً فَيُوحِي‌َ بِإِذْنِه‌ِ مَا يَشَاءُ إِنَّه‌ُ عَلِيٌّ حَكِيم‌ٌ (شوري: 51)

و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مى‏فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحى مى‏كند چرا كه او بلندمقام و حكيم است! (51)


وَ كَذَلِك‌َ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ رُوحَاً مِن‌ْ أَمْرِنَا مَا كُنْت‌َ تَدْرِي‌ مَا الْكِتَاب‌ُ وَ لاَ الْإِيمَانُ وَ لَكِنْ‌ جَعَلْنَاه‌ُ نُورَاً نَهْدِي‌ بِه‌ِ مَنْ‌ نَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِنَا وَ إِنَّك‌َ لَتَهْدِي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (شوري: 52)

همان گونه (كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم) بر تو نيز روحى را بفرمان خود وحى كرديم تو پيش از اين نمى‏دانستى كتاب و ايمان چيست (و از محتواى قرآن آگاه نبودى) ولى ما آن را نورى قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى‏كنيم و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى‏كنى. (52)


وَ كَم‌ْ أَرْسَلْنَا مِنْ‌ نَبِي‌ٍّ فِي‌ الْأَوَّلِين‌َ (زخرف: 6)

چه بسيار پيامبرانى كه (براى هدايت) در ميان اقوام پيشين فرستاديم (6)


وَ مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ نَبِي‌ٍّ إِلاَّ كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (زخرف: 7)

ولى هيچ پيامبرى به سوى آنها نمى‏آمد مگر اينكه او را استهزا مى‏كردند. (7)


فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ‌ بَطْشَاً وَ مَضَي‌ مَثَل‌ُ الْأَوَّلِين‌َ (زخرف: 8)

ولى ما كسانى را كه نيرومندتر از آنها بودند هلاك كرديم، و داستان پيشينيان گذشت. (8)


وَالَّذِي‌ نَزَّل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِه‌ِ بَلْدَة‌ً مَيْتَاً كَذَلِك‌َ تُخْرَجُون‌َ (زخرف: 11)

همان كسى كه از آسمان آبى فرستاد بمقدار معيّن، و بوسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم همين گونه (در قيامت از قبرها) شما را خارج مى‏سازند! (11)


وَالَّذِي‌ خَلَق‌َ الْأَزْوَاج‌َ كُلَّهَا وَ جَعَل‌َ لَكُمْ‌ مِن‌َ الْفُلْك‌ِ وَالْأَنْعَام‌ِ مَا تَرْكَبُون‌َ (زخرف: 12)

و همان كسى كه همه زوجها را آفريد، و براى شما از كشتيها و چهارپايان مركبهايى قرارداد كه بر آن سوار مى‏شويد، (12)


وَ جَعَلُوا لَه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ جُزْءً إِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ لَكفُورٌ مُبِين‌ٌ (زخرف: 15)

آنها براى خداوند از ميان بندگانش جزئى قرار دادند (و ملائكه را دختران خدا خواندند) انسان كفران‏كننده آشكارى است! (15)


أَم‌ِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُق‌ُ بَنَات‌ٍ وَ أَصْفَاكُمْ‌ بِالْبَنِين‌َ (زخرف: 16)

آيا از ميان مخلوقاتش دختران را براى خود انتخاب كرده و پسران را براى شما برگزيده است؟! (16)


وَ قَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَن‌ُ مَا عَبَدْنَاهُمْ‌ مَا لَهُمْ‌ بِذَلِك‌َ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِن‌ْ هُم‌ْ إِلاَّ يَخْرُصُون‌َ (زخرف: 20)

آنان گفتند: «اگر خداوند رحمان مى‏خواست ما آنها را پرستش نمى‏كرديم!» ولى به اين امر هيچ گونه علم و يقين ندارند و جز دروغ چيزى نمى‏گويند! (20)


أَم‌ْ آتَيْنَاهُم‌ْ كِتَابَاً مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ فَهُمْ‌ بِه‌ِ مُسْتَمْسِكُون‌َ (زخرف: 21)

يا اينكه ما كتابى پيش از اين به آنان داده‏ايم و آنها به آن تمسّك مى‏جويند؟! (21)


وَ كَذَلِك‌َ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فِي‌ قَرْيَة‌ٍ مِنْ‌ نَذِيرٍ إِلاَّ قَال‌َ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَي‌ أُمَّة‌ٍ وَ إِنَّا عَلَي‌ آثَارِهِمْ‌ مُقْتَدُون‌َ (زخرف: 23)

و اين گونه در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيامبر انذاركننده‏اى نفرستاديم مگر اينكه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: «ما پدران خود را بر آئينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مى‏كنيم.» (23)


قَال‌َ أَوَ لَوْ جِئْتُكُمْ‌ بِأَهْدَي‌ مِمَّا وَجَدْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ آبَاءَكُمْ‌ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (زخرف: 24)

(پيامبرشان) گفت: «آيا اگر من آيينى هدايت‏بخش‏تر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم (باز هم انكار مى‏كنيد)؟!» گفتند: « (آرى،) ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ايد كافريم!» (24)


فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم‌ْ فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُكَذِّبِين‌َ (زخرف: 25)

به همين جهت از آنها انتقام گرفتيم بنگر پايان كار تكذيب‏كنندگان چگونه بود! (25)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ إِنَّنِي‌ بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُون‌َ (زخرف: 26)

و به خاطر بياور هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش آزر] و قومش گفت: «من از آنچه شما مى‏پرستيد بيزارم. (26)


وَ قَالُوا لَوْلاَ نُزِّل‌َ هَذَا الْقُرْآن‌ُ عَلَي‌ رَجُل‌ٍ مِن‌َ الْقَرْيَتَيْن‌ِ عَظِيم‌ٍ (زخرف: 31)

و گفتند: «چرا اين قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندى) از اين دو شهر (مكه و طائف) ناز ل نشده است؟!» (31)


أَهُم‌ْ يَقْسِمُون‌َ رَحْمَت‌َ رَبِّك‌َ نَحْن‌ُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ‌ مَعِيشَتَهُم‌ْ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُم‌ْ فَوْق‌َ بَعْض‌ٍ دَرَجَات‌ٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ‌ بَعْضَاً سُخْرِيَّاً وَ رَحْمَت‌ُ رَبِّك‌َ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون‌َ (زخرف: 32)

آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند؟! ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را مسخر كرده (و با هم تعاون نمايند) و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‏آورى مى‏كنند بهتر است! (32)


وَ لَوْلاَ أَنْ‌ يَكُون‌َ النَّاس‌ُ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً لَجَعَلْنَا لِمَنْ‌ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَن‌ِ لِبُيُوتِهِم‌ْ سُقُفَاً مِنْ‌ فِضَّة‌ٍ وَ مَعَارِج‌َ عَلَيْهَا يَظْهَرُون‌َ (زخرف: 33)

اگر (تمكّن كفّار از مواهب مادى) سبب نمى‏شد كه همه مردم امت واحد (گمراهى) شوند، ما براى كسانى كه به (خداوند) رحمان كافر مى‏شدند خانه‏هايى قرار مى‏داديم با سقفهايى از نقره و نردبانهايى كه از آن بالا روند، (33)


فَإِنْ مَا نَذْهَبَن‌َّ بِك‌َ فَإِنَّا مِنْهُمْ‌ مُنْتَقِمُون‌َ (زخرف: 41)

و هر گاه تو را از ميان آنها ببريم، حتماً از آنان انتقام خواهيم گرفت (41)


وَاسْأَل‌ْ مَن‌ْ أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ مِنْ‌ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ‌ دُون‌ِ الرَّحْمَن‌ِ آلِهَة‌ً يُعْبَدُون‌َ (زخرف: 45)

از رسولانى كه پيش از تو فرستاديم بپرس: آيا غير از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش قرار داديم؟! (45)


فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ بِآيَاتِنَا إِذَا هُمْ‌ مِنْهَا يَضْحَكُون‌َ (زخرف: 47)

ولى هنگامى كه او آيات ما را براى آنها آورد، به آن مى‏خنديدند! (47)


وَ مَا نُرِيهِمْ‌ مِن‌ْ آيَة‌ٍ إِلاَّ هِي‌َ أَكْبَرُ مِن‌ْ أُخْتِهَا وَ أَخَذْنَاهُمْ‌ بِالْعَذَاب‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (زخرف: 48)

ما هيچ آيه (و معجزه‏اى) به آنان نشان نمى‏داديم مگر اينكه از ديگرى بزرگتر (و مهمتر) بود و آنها را به (انواع) عذاب گرفتار كرديم شايد بازگردند! (48)


وَ نَادَي‌ فِرْعَوْن‌ُ فِي‌ قَوْمِه‌ِ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَلَيْس‌َ لِي‌ مُلْك‌ُ مِصْرَ وَ هَذِه‌ِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِي‌ أَفَلاَ تُبْصِرُون‌َ (زخرف: 51)

فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آيا حكومت مصر از آن من نيست، و اين نهرها تحت فرمان من جريان ندارد؟ آيا نمى‏بينيد؟ (51)


أَم‌ْ أَنَا خَيْرٌ مِن‌ْ هَذَا الَّذِي‌ هُوَ مَهِين‌ٌ وَ لاَ يَكَادُ يُبِين‌ُ (زخرف: 52)

مگر نه اين است كه من از اين مردى كه از خانواده و طبقه پستى است و هرگز نمى‏تواند فصيح سخن بگويد برترم؟ (52)


فَلَوْلاَ أُلْقِي‌َ عَلَيْه‌ِ أَسْوِرَة‌ٌ مِنْ‌ ذَهَب‌ٍ أَوْ جَاءَ مَعَه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ مُقْتَرِنِين‌َ (زخرف: 53)

(اگر راست مى‏گويد) چرا دستبندهاى طلا به او داده نشده، يا اينكه چرا فرشتگان دوشادوش او نيامده‏اند (تا گفتارش را تأييد كنند)؟! (53)


فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُم‌ْ فَأَغْرَقْنَاهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (زخرف: 55)

امّا هنگامى كه ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم. (55)


وَ لَمَّا ضُرِب‌َ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ مَثَلاً إِذَا قَوْمُك‌َ مِنْه‌ُ يَصِدُّون‌َ (زخرف: 57)

و هنگامى كه درباره فرزند مريم مثلى زده شد، ناگهان قوم تو بخاطر آن داد و فرياد راه انداختند. (57)


وَ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ‌ مِلاَئِكَة‌ً فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَخْلُفُون‌َ (زخرف: 60)

و هر گاه بخواهيم به جاى شما در زمين فرشتگانى قرار مى‏دهيم كه جانشين (شما) گردند! (60)


فَاخْتَلَف‌َ الْأَحْزَاب‌ُ مِن‌ْ بَيْنِهِم‌ْ فَوَيْل‌ٌ لِلَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِن‌ْ عَذَاب‌ِ يَوْم‌ٍ أَلِيم‌ٍ (زخرف: 65)

ولى گروه‏هايى از ميان آنها (درباره مسيح) اختلاف كردند (و بعضى او را خدا پنداشتند) واى بر كسانى كه ستم كردند از عذاب روزى دردناك! (65)


يُطَاف‌ُ عَلَيْهِمْ‌ بِصِحَاف‌ٍ مِنْ‌ ذَهَب‌ٍ وَ أَكْوَاب‌ٍ وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيه‌ِ الْأَنْفُس‌ُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُن‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (زخرف: 71)

(اين در حالى است كه) ظرفها (ى غذا) و جامهاى طلايى (شراب طهور) را گرداگرد آنها مى‏گردانند و در آن (بهشت) آنچه دلها مى‏خواهد و چشمها از آن لذت مى‏برد موجود است و شما هميشه در آن خواهيد ماند! (71)


لَكُم‌ْ فِيهَا فَاكِهَة‌ٌ كَثِيرَة‌ٌ مِنْهَا تَأْكُلُون‌َ (زخرف: 73)

و در آن براى شما ميوه‏هاى فراوان است كه از آن مى‏خوريد. (73)


وَ لاَ يَمْلِك‌ُ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ الشَّفَاعَة‌َ إِلاَّ مَنْ‌ شَهِدَ بِالْحَق‌ِّ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (زخرف: 86)

كسانى را كه غير از او مى‏خوانند قادر بر شفاعت نيستند مگر آنها كه شهادت به حق داده‏اند و بخوبى آگاهند! (86)


أَمْرَاً مِن‌ْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِين‌َ (دخان: 5)

(آرى، نزول قرآن) فرمانى بود از سوى ما ما (محمد (ص) را) فرستاديم! (5)


رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (دخان: 6)

اينها همه بخاطر رحمتى است از سوى پروردگارت، كه شنونده و داناست! (6)


كَم‌ْ تَرَكُوا مِنْ‌ جَنَّات‌ٍ وَ عُيُون‌ٍ (دخان: 25)

(سرانجام همگى نابود شدند و) چه بسيار باغها و چشمه‏ها كه از خود به جاى گذاشتند، (25)


وَ لَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ الْمُهِين‌ِ (دخان: 30)

ما بنى اسرائيل را از عذاب ذلّت‏بار رهايى بخشيديم (30)


مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ عَالِيَاً مِن‌َ الْمُسْرِفِين‌َ (دخان: 31)

از فرعون كه مردى متكبر و از اسرافكاران بود! (31)


وَ آتَيْنَاهُمْ‌ مِن‌َ الْآيَات‌ِ مَا فِيه‌ِ بَلاَءٌ مُبِين‌ٌ (دخان: 33)

و آياتى (از قدرت خويش) را به آنها داديم كه آزمايش آشكارى در آن بود (ولى آنان كفران كردند و مجازات شدند)! (33)


أَهُم‌ْ خَيْرٌ أَم‌ْ قَوْم‌ُ تُبَّع‌ٍ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ أَهْلَكْنَاهُم‌ْ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا مُجْرِمِين‌َ (دخان: 37)

آيا آنان بهترند يا قوم «تبّع» و كسانى كه پيش از آنها بودند؟! ما آنان را هلاك كرديم، چرا كه مجرم بودند! (37)


ثُم‌َّ صُبُّوا فَوْق‌َ رَأْسِه‌ِ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ الْحَمِيم‌ِ (دخان: 48)

سپس بر سر او از عذاب جوشان بريزيد! (48)


يَلْبَسُون‌َ مِنْ‌ سُندُس‌ٍ وَ إِسْتَبْرَق‌ٍ مُتَقَابِلِين‌َ (دخان: 53)

آنها لباسهايى از حرير نازك و ضخيم مى‏پوشند و در مقابل يكديگر مى‏نشينند (53)


فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّك‌َ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (دخان: 57)

اين فضل و بخششى است از سوى پروردگارت، اين همان رستگارى بزرگ است! (57)


تَنْزِيل‌ُ الْكِتَاب‌ِ مِن‌َ الله‌ِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم‌ِ (جاثيه: 2)

اين كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است! (2)


وَ فِي‌ خَلْقِكُم‌ْ وَ مَا يَبُث‌ُّ مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ آيَات‌ٌ لِقَوْم‌ٍ يُوقِنُون‌َ (جاثيه: 4)

و نيز در آفرينش شما و جنبندگانى كه (در سراسر زمين) پراكنده ساخته، نشانه‏هايى است براى جمعيّتى كه اهل يقينند. (4)


وَاخْتِلاَف‌ِ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مِنْ‌ رِزْق‌ٍ فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ تَصْرِيف‌ِ الرِّيَاح‌ِ آيَات‌ٌ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (جاثيه: 5)

و نيز در آمد و شد شب و روز، و رزق (و بارانى) كه خداوند از آسمان نازل كرده و بوسيله آن زمين را بعد از مردنش حيات بخشيده و همچنين در وزش بادها، نشانه‏هاى روشنى است براى گروهى كه اهل تفكّرند! (5)


وَ إِذَا عَلِم‌َ مِن‌ْ آيَاتِنَا شَيْءً اتَّخَذَهَا هُزُوَاً أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (جاثيه: 9)

و هر گاه از بعضى آيات ما آگاه شود، آن را به باد استهزا مى‏گيرد براى آنان عذاب خواركننده‏اى است! (9)


مِنْ‌ وَرَائِهِم‌ْ جَهَنَّم‌ُ وَ لاَ يُغْنِي‌ عَنْهُمْ‌ مَا كَسَبُوا شَيْءً وَ لاَ مَا اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ أَوْلِيَاءَ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (جاثيه: 10)

و پشت سرشان دوزخ است و هرگز آنچه را به دست آورده‏اند آنها را (از عذاب الهى) رهايى نمى‏بخشد، و نه اوليايى كه غير از خدا براى خود برگزيدند (مايه نجاتشان خواهند بود) و عذاب بزرگى براى آنهاست! (10)


هَذَا هُدَي‌ً وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مِنْ‌ رِجْزٍ أَلِيم‌ٌ (جاثيه: 11)

اين (قرآن) مايه هدايت است، و كسانى كه به آيات پروردگارشان كافر شدند، عذابى سخت و دردناك دارند! (11)


الله‌ُ الَّذِي‌ سَخَّرَ لَكُم‌ُ الْبَحْرَ لِتَجْرِي‌َ الْفُلْك‌ُ فِيه‌ِ بِأَمْرِه‌ِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ْ تَشْكُرُون‌َ (جاثيه: 12)

خداوند همان كسى است كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتيها بفرمانش در آن حركت كنند و بتوانند از فضل او بهره گيريد، و شايد شكر نعمتهايش را بجا آوريد! (12)


وَ سَخَّرَ لَكُمْ‌ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً مِنْه‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (جاثيه: 13)

او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته در اين نشانه‏هاى (مهمّى) است براى كسانى كه انديشه مى‏كنند! (13)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ الْكِتَاب‌َ وَالْحُكْم‌َ وَالنُّبُوَّة‌َ وَ رَزَقْنَاهُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ وَ فَضَّلْنَاهُم‌ْ عَلَي‌ الْعَالَمِين‌َ (جاثيه: 16)

ما بنى اسرائيل را كتاب (آسمانى) و حكومت و نبوّت بخشيديم و از روزيهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم و آنان را بر جهانيان (و مردم عصر خويش) برترى بخشيديم (16)


وَ آتَيْنَاهُمْ‌ بَيِّنَات‌ٍ مِن‌َ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَقْضِي‌ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (جاثيه: 17)

و دلايل روشنى از امر نبوّت و شريعت در اختيارشان قرار داديم آنها اختلاف نكردند مگر بعد از علم و آگاهى و اين اختلاف بخاطر ستم و برترى‏جويى آنان بود امّا پروردگارت روز قيامت در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏كند. (17)


ثُم‌َّ جَعَلْنَاك‌َ عَلَي‌ شَرِيعَة‌ٍ مِن‌َ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَ الَّذِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ (جاثيه: 18)

سپس تو را بر شريعت و آيين حقّى قرار داديم از آن پيروى كن و از هوسهاى كسانى كه آگاهى ندارند پيروى مكن! (18)


إِنَّهُم‌ْ لَن‌ْ يُغْنُوا عَنْك‌َ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً وَ إِن‌َّ الظَّالِمِين‌َ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِيَاءُ بَعْض‌ٍ وَالله‌ُ وَلِي‌ُّ الْمُتَّقِين‌َ (جاثيه: 19)

آنها هرگز نمى‏توانند تو را در برابر خداوند بى‏نياز كنند (و از عذابش برهانند) و ظالمان يار و ياور يكديگرند، امّا خداوند يار و ياور پرهيزگاران است! (19)


أَفَرَأَيْت‌َ مَن‌ِ اتَّخَذَ إِلَهَه‌ُ هَوَاه‌ُ وَ أَضَلَّه‌ُ الله‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ وَ خَتَم‌َ عَلَي‌ سَمْعِه‌ِ وَ قَلْبِه‌ِ وَ جَعَل‌َ عَلَي‌ بَصَرِه‌ِ غِشَاوَة‌ً فَمَنْ‌ يَهْدِيه‌ِ مِن‌ْ بَعْدِ الله‌ِ أَفَلاَ تَذَكَّرُون‌َ (جاثيه: 23)

آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهى (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‏اى افكنده است؟! با اين حال چه كسى مى‏تواند غير از خدا او را هدايت كند؟! آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (23)


وَ قَالُوا مَا هِي‌َ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوت‌ُ وَ نَحْيَا وَ مَا يُهْلِكُنَا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ مَا لَهُمْ‌ بِذَلِك‌َ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِن‌ْ هُم‌ْ إِلاَّ يَظُنُّون‌َ (جاثيه: 24)

آنها گفتند: «چيزى جز همين زندگى دنياى ما در كار نيست گروهى از ما مى‏ميرند و گروهى جاى آنها را مى‏گيرند و جز طبيعت و روزگار ما را هلاك نمى‏كند!» آنان به اين سخن كه مى‏گويند علمى ندارند، بلكه تنها حدس مى‏زنند (و گمانى بى‏پايه دارند)! (24)


وَ قِيل‌َ الْيَوْم‌َ نَنْسَاكُم‌ْ كَمَا نَسِيتُم‌ْ لِقَاءَ يَوْمِكُم‌ْ هَذَا وَ مَأْوَاكُم‌ُ النَّارُ وَ مَا لَكُم‌ْ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (جاثيه: 34)

و به آنها گفته مى‏شود: «امروز شما را فراموش مى‏كنيم همان‏گونه كه شما ديدار امروزتان را فراموش كرديد و جايگاه شما دوزخ است و هيچ ياورى نداريد! (34)


ذَلِكُمْ‌ بِأَنَّكُم‌ُ اتَّخَذْتُم‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ هُزُوَاً وَ غَرَّتْكُم‌ُ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا فَالْيَوْم‌َ لاَ يُخْرَجُون‌َ مِنْهَا وَ لاَ هُم‌ْ يُسْتَعْتَبُون‌َ (جاثيه: 35)

اين بخاطر آن است كه شما آيات خدا را به مسخره گرفتيد و زندگى دنيا شما را فريب داد! «امروز نه آنان را از دوزخ بيرون مى‏آورند، و نه هيچ گونه عذرى از آنها پذيرفته مى‏شود! (35)


تَنْزِيل‌ُ الْكِتَاب‌ِ مِن‌َ الله‌ِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم‌ِ (احقاف: 2)

اين كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است! (2)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُمْ‌ مَا تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ أَرُونِي‌ مَاذَا خَلَقُوا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ أَم‌ْ لَهُم‌ْ شِرْك‌ٌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ ائْتُونِي‌ بِكِتَاب‌ٍ مِنْ‌ قَبْل‌ِ هَذَا أَوْ أَثَارَة‌ٍ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (احقاف: 4)

به آنان بگو: «اين معبودهايى را كه غير از خدا پرستش مى‏كنيد به من نشان دهيد چه چيزى از زمين را آفريده‏اند، يا شركتى در آفرينش آسمانها دارند؟ كتابى آسمانى پيش از اين، يا اثر علمى از گذشتگان براى من بياوريد (كه دليل صدق گفتار شما باشد) اگر راست مى‏گوييد!» (4)


وَ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ يَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَنْ‌ لاَ يَسْتَجِيب‌ُ لَه‌ُ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ وَ هُم‌ْ عَنْ‌ دُعَائِهِم‌ْ غَافِلُون‌َ (احقاف: 5)

چه كسى گمراهتر است از آن كس كه معبودى غير خدا را مى‏خواند كه تا قيامت هم به او پاسخ نمى‏گويد و از خواندن آنها (كاملا) بى‏خبر است؟! (و صداى آنها را هيچ نمى‏شنود!) (5)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ قُل‌ْ إِنِ‌ افْتَرَيْتُه‌ُ فَلاَ تَمْلِكُون‌َ لِي‌ مِنَ الله‌ِ شَيْءً هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَا تُفِيضُون‌َ فِيه‌ِ كَفَي‌ بِه‌ِ شَهِيدَاً بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (احقاف: 8)

بلكه مى‏گويند: «اين آيات را بر خدا افترا بسته است!» بگو: «اگر من آن را بدروغ به خدا نسبت داده باشم (لازم است مرا رسوا كند و) شما نمى‏توانيد در برابر خداوند از من دفاع كنيد! او كارهايى را كه شما در آن وارد مى‏شويد بهتر مى‏داند همين بس كه خداوند گواه ميان من و شما باشد و او آمرزنده و مهربان است!» (8)


قُل‌ْ مَا كُنْت‌ُ بِدْعَاً مِن‌َ الرُّسُل‌ِ وَ مَا أَدْرِي‌ مَا يُفْعَل‌ُ بِي‌ وَ لاَ بِكُم‌ْ إِن‌ْ أَتَّبِع‌ُ إِلاَّ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ وَ مَا أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (احقاف: 9)

بگو: «من پيامبر نوظهورى نيستم و نمى‏دانم با من و شما چه خواهد شد من تنها از آنچه بر من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم، و جز بيم‏دهنده آشكارى نيستم!» (9)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ كَفَرْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ عَلَي‌ مِثْلِه‌ِ فَآمَن‌َ وَاسْتَكْبَرْتُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (احقاف: 10)

بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خدا باشد و شما به آن كافر شويد، در حالى كه شاهدى از بنى اسرائيل بر آن شهادت دهد، و او ايمان آورد و شما استكبار كنيد (چه كسى گمراهتر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدايت نمى‏كند!» (10)


وَ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ كِتَاب‌ُ مُوسَي‌ إِمَامَاً وَ رَحْمَة‌ً وَ هَذَا كِتَاب‌ٌ مُصَدِّق‌ٌ لِسَانَاً عَرَبِيَّاً لِيُنْذِرَ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا وَ بُشْرَي‌ لِلْمُحْسِنِين‌َ (احقاف: 12)

و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (نشانه‏هاى آن را بيان كرده)، و اين كتاب هماهنگ با نشانه‏هاى تورات است در حالى كه به زبان عربى و فصيح و گوياست، تا ظالمان را بيم دهد و براى نيكوكاران بشارتى باشد! (12)


وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَان‌َ بِوَالِدَيْه‌ِ إِحْسَانَاً حَمَلَتْه‌ُ أُمُّه‌ُ كُرْهَاً وَ وَضَعَتْه‌ُ كُرْهَاً وَ حَمْلُه‌ُ وَ فِصَالُه‌ُ ثَلاَثُون‌َ شَهْرَاً حَتَّي‌ إِذَا بَلَغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَ بَلَغ‌َ أَرْبَعِين‌َ سَنَة‌ً قَال‌َ رَب‌ِّ أَوْزِعْنِي‌ أَن‌ْ أَشْكُرَ نِعْمَتَك‌َ الَّتِي‌ أَنْعَمْت‌َ عَلَيَّ‌ وَ عَلَي‌ وَالِدَي‌َّ وَ أَن‌ْ أَعْمَل‌َ صَالِحَاً تَرْضَاه‌ُ وَ أَصْلِح‌ْ لِي‌ فِي‌ ذُرِّيَّتِي‌ إِنِّي‌ تُبْت‌ُ إِلَيْك‌َ وَ إِنِّي‌ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (احقاف: 15)

ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى‏كند و با ناراحتى بر زمين مى‏گذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى ماه است تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد مى‏گويد: «پروردگارا! مرا توفيق ده تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و كار شايسته‏اى انجام دهم كه از آن خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان من به سوى تو بازمى‏گردم و توبه مى‏كنم، و من از مسلمانانم!» (15)


وَالَّذِي‌ قَال‌َ لِوَالِدَيْه‌ِ أُف‌ٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي‌ أَن‌ْ أُخْرَج‌َ وَ قَدْ خَلَت‌ِ الْقُرُون‌ُ مِنْ‌ قَبْلِي‌ وَ هُمَا يَسْتَغِيثَان‌ِ الله‌َ وَيْلَك‌َ آمِن‌ْ إِن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ فَيَقُول‌ُ مَا هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (احقاف: 17)

و كسى كه به پدر و مادرش مى‏گويد: «اف بر شما! آيا به من وعده مى‏دهيد كه من روز قيامت مبعوث مى‏شوم؟! در حالى كه پيش از من اقوام زيادى بودند (و هرگز مبعوث نشدند)! و آن دو پيوسته فرياد مى‏كشند و خدا را به يارى مى‏طلبند كه: واى بر تو، ايمان بياور كه وعده خدا حق است امّا او پيوسته مى‏گويد:» اينها چيزى جز افسانه‏هاى پيشينيان نيست! (17)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ حَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الْقَوْل‌ُ فِي‌ أُمَم‌ٍ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِهِمْ‌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا خَاسِرِين‌َ (احقاف: 18)

آنها كسانى هستند كه فرمان عذاب درباره آنان همراه اقوام (كافرى) كه پيش از آنان از جنّ و انس بودند مسلّم شده، چرا كه همگى زيانكار بودند! (18)


وَ لِكُل‌ٍّ دَرَجَات‌ٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُم‌ْ أَعْمَالَهُم‌ْ وَ هُم‌ْ لاَ يُظْلَمُون‌َ (احقاف: 19)

و براى هر كدام از آنها درجاتى است بر طبق اعمالى كه انجام داده‏اند، تا خداوند كارهايشان را بى‏كم و كاست به آنان تحويل دهد و به آنها هيچ ستمى نخواهد شد! (19)


وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَه‌ُ بِالْأَحْقَاف‌ِ وَ قَدْ خَلَت‌ِ النُّذُرُ مِن‌ْ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (احقاف: 21)

(سرگذشت هود) برادر قوم عاد را ياد كن، آن زمان كه قومش را در سرزمين «احقاف» بيم داد در حالى كه پيامبران زيادى قبل از او در گذشته‏هاى دور و نزديك آمده بودند كه: جز خداى يگانه را نپرستيد! (و گفت:) من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى‏ترسم! (21)


قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَن‌ْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (احقاف: 22)

آنها گفتند: «آيا آمده‏اى كه ما را (با دروغهايت) از معبودانمان بازگردانى؟! اگر راست مى‏گويى عذابى را كه به ما وعده مى‏دهى بياور!» (22)


وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُم‌ْ فِيمَا إِنْ‌ مَكَّنَّاهُم‌ْ فِيه‌ِ وَ جَعَلْنَا لَهُم‌ْ سَمْعَاً وَ أَبْصَارَاً وَ أَفْئِدَة‌ً فَمَا أَغْنَي‌ عَنْهُم‌ْ سَمْعُهُم‌ْ وَ لاَ أَبْصَارُهُم‌ْ وَ لاَ أَفْئِدَتُهُم‌ْ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ حَاق‌َ بِهِمْ‌ مَا كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِئُون‌َ (احقاف: 26)

ما به آنها [قوم عاد] قدرتى داديم كه به شما نداديم، و براى آنان گوش و چشم و دل قرار داديم (امّا به هنگام نزول عذاب) نه گوشها و چشمها و نه عقلهايشان براى آنان هيچ سودى نداشت، چرا كه آيات خدا را انكار مى‏كردند و سرانجام آنچه را استهزا مى‏كردند بر آنها وارد شد! (26)


وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ‌ مِن‌َ الْقُرَي‌ وَ صَرَّفْنَا الْآيَات‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (احقاف: 27)

ما آباديهايى را كه پيرامون شما بودند نابود ساختيم، و آيات خود را بصورتهاى گوناگون (براى مردم آنها) بيان كرديم شايد بازگردند! (27)


فَلَوْلاَ نَصَرَهُم‌ُ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قُرْبَانَاً آلِهَة‌ً بَل‌ْ ضَلُّوا عَنْهُم‌ْ وَ ذَلِك‌َ إِفْكُهُم‌ْ وَ مَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (احقاف: 28)

پس چرا معبودانى را كه غير از خدا برگزيدند- به گمان اينكه به خدا نزديكشان سازد- آنها را يارى نكردند؟! بلكه از ميانشان گم شدند! اين بود نتيجه دروغ آنها و آنچه افترا مى‏بستند! (28)


وَ إِذْ صَرَفْنَا إِلَيْك‌َ نَفَرَاً مِن‌َ الْجِن‌ِّ يَسْتَمِعُون‌َ الْقُرْآن‌َ فَلَمَّا حَضَرُوه‌ُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِي‌َ وَلَّوْ إِلَي‌ قَوْمِهِمْ‌ مُنْذِرِين‌َ (احقاف: 29)

(به ياد آور) هنگامى كه گروهى از جنّ را به سوى تو متوجّه ساختيم كه قرآن را بشنوند وقتى حضور يافتند به يكديگر گفتند: «خاموش باشيد و بشنويد!» و هنگامى كه پايان گرفت، به سوى قوم خود بازگشتند و آنها را بيم دادند! (29)


قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابَاً أُنْزِل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مُوسَي‌ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ يَهْدِي‌ إِلَي‌ الْحَق‌ِّ وَ إِلَي‌ طَرِيق‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (احقاف: 30)

گفتند: «اى قوم ما! ما كتابى را شنيديم كه بعد از موسى نازل شده، هماهنگ با نشانه‏هاى كتابهاى پيش از آن، كه به سوى حقّ و راه راست هدايت مى‏كند. (30)


يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِي‌َ الله‌ِ وَ آمِنُوا بِه‌ِ يَغْفِرْ لَكُمْ‌ مِنْ‌ ذُنُوبِكُم‌ْ وَ يُجِرْكُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (احقاف: 31)

اى قوم ما! دعوت كننده الهى را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناك پناه دهد! (31)


وَ مَنْ‌ لاَ يُجِب‌ْ دَاعِي‌َ الله‌ِ فَلَيْس‌َ بِمُعْجِزٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَيْس‌َ لَه‌ُ مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءُ أُولَئِك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (احقاف: 32)

و هر كس به دعوت كننده الهى پاسخ نگويد، هرگز نمى‏تواند از چنگال عذاب الهى در زمين فرار كند، و غير از خدا يار و ياورى براى او نيست چنين كسانى در گمراهى آشكارند!» (32)


فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْم‌ِ مِن‌َ الرُّسُل‌ِ وَ لاَ تَسْتَعْجِلْ‌ لَهُم‌ْ كَأَنَّهُمْ‌ يَوْم‌َ يَرَوْن‌َ مَا يُوعَدُون‌َ لَم‌ْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَة‌ً مِنْ‌ نَهَارٍ بَلاَغ‌ٌ فَهَل‌ْ يُهْلَك‌ُ إِلاَّ الْقَوْم‌ُ الْفَاسِقُون‌َ (احقاف: 35)

پس صبر كن آن گونه كه پيامبران «اولو العزم» صبر كردند، و براى (عذاب) آنان شتاب مكن! هنگامى كه وعده‏هايى را كه به آنها داده مى‏شود ببينند، احساس مى‏كنند كه گويى فقط ساعتى از يك روز (در دنيا) توقّف داشتند اين ابلاغى است براى همگان آيا جز قوم فاسق هلاك مى‏شوند؟! (35)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ آمَنُوا بِمَا نُزِّل‌َ عَلَي‌ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ كَفَّرَ عَنْهُم‌ْ سَيِّئَاتِهِم‌ْ وَ أَصْلَح‌َ بَالَهُم‌ْ (محمد: 2)

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده- و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان- نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مى‏بخشد و كارشان را اصلاح مى‏كند! (2)


ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ الَّذِين‌َ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِل‌َ وَ أَن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَق‌َّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ كَذَلِك‌َ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ لِلنَّاس‌ِ أَمْثَالَهُم‌ْ (محمد: 3)

اين بخاطر آن است كه كافران از باطل پيروى كردند، و مؤمنان از حقّى كه از سوى پروردگارشان بود تبعيّت نمودند اين گونه خداوند براى مردم مثَلهاى (زندگى) آنان را بيان مى‏كند! (3)


فَإِذَا لَقِيتُم‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَضَرْب‌َ الرِّقَاب‌ِ حَتَّي‌ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُم‌ْ فَشُدُّوا الْوَثَاق‌َ فَإِمَّا مَنَّاً بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتَّي‌ تَضَع‌َ الْحَرْب‌ُ أَوْزَارَهَا ذَلِك‌َ وَ لَوْ يَشَاءُ الله‌ُ لَانْتَصَرَ مِنْهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ وَالَّذِين‌َ قُتِلُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَلَن‌ْ يُضِل‌َّ أَعْمَالَهُم‌ْ (محمد: 4)

و هنگامى كه با كافران (جنايت‏پيشه) در ميدان جنگ رو به رو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را هم چنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد سپس يا بر آنان منّت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه [غرامت‏] بگيريد (و اين وضع بايد هم چنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏كرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمى‏برد! (4)


أَفَلَم‌ْ يِسِيرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرُوا كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ دَمَّرَ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ وَ لِلْكَافِرِين‌َ أَمْثَالُهَا (محمد: 10)

آيا در زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟! خداوند آنها را هلاك كرد و براى كافران امثال اين مجازاتها خواهد بود! (10)


إِن‌َّ الله‌َ يُدْخِل‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُون‌َ وَ يَأْكُلُون‌َ كَمَا تَأْكُل‌ُ الْأَنْعَام‌ُ وَالنَّارُ مَثْوَي‌ً لَهُم‌ْ (محمد: 12)

خداوند كسانى را كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند وارد باغهايى از بهشت مى‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است در حالى كه كافران از متاع زودگذر دنيا بهره مى‏گيرند و همچون چهارپايان مى‏خورند، و سرانجام آتش دوزخ جايگاه آنهاست! (12)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ هِي‌َ أَشَدُّ قُوَّة‌ً مِنْ‌ قَرْيَتِك‌َ الَّتِي‌ أَخْرَجَتْك‌َ أَهْلَكْنَاهُم‌ْ فَلاَ نَاصِرَ لَهُم‌ْ (محمد: 13)

و چه بسيار شهرهايى كه از شهرى كه تو را بيرون كرد نيرومندتر بودند ما همه آنها را نابود كرديم و هيچ ياورى نداشتند! (13)


أَفَمَنْ‌ كَان‌َ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ كَمَنْ‌ زُيِّن‌َ لَه‌ُ سُوءُ عَمَلِه‌ِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ‌ (محمد: 14)

آيا كسى كه دليل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند كسى است كه زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پيروى مى‏كنند؟! (14)


مَثَل‌ُ الْجَنَّة‌ِ الَّتِي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُون‌َ فِيهَا أَنْهَارٌ مِن‌ْ ماءٍ غَيْرِ آسِن‌ٍ وَ أَنْهارٌ مِن‌ْ لَبَن‌ٍ لَم‌ْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه‌ُ وَ أَنْهارٌ مِن‌ْ خَمْرٍ لَذَّة‌ٍ لِلشَّارِبِين‌َ وَ أَنْهَارٌ مِن‌ْ عَسَل‌ٍ مُصَفَّي‌ً وَ لَهُم‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ الَّثمَرَات‌ِ وَ مَغْفِرَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ كَمَن‌ْ هُوَ خَالِدٌ فِي‌ النَّارِ وَ سُقُوا مَاءً حَمِيمَاً فَقَطَّع‌َ أَمْعَاءَهُم‌ْ (محمد: 15)

توصيف بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده، چنين است: در آن نهرهايى از آب صاف و خالص كه بدبو نشده، و نهرهايى از شير كه طعم آن دگرگون نگشته، و نهرهايى از شراب (طهور) كه مايه لذّت نوشندگان است، و نهرهايى از عسل مصفّاست، و براى آنها در آن از همه انواع ميوه‏ها وجود دارد و (از همه بالاتر) آمرزشى است از سوى پروردگارشان! آيا اينها همانند كسانى هستند كه هميشه در آتش دوزخند و از آب جوشان نوشانده مى‏شوند كه اندرونشان را از هم متلاشى مى‏كند؟! (15)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَسْتَمِع‌ُ إِلَيْك‌َ حَتَّي‌ إِذَا خَرَجُوا مِن‌ْ عِنْدِك‌َ قَالُوا لِلَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ مَاذَا قَال‌َ آنِفَاً أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ طَبَع‌َ الله‌ُ عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُم‌ْ (محمد: 16)

گروهى از آنان به سخنانت گوش فرامى‏دهند، امّا هنگامى كه از نزد تو خارج مى‏شوند به كسانى كه علم و دانش به آنان بخشيده شده (از روى استهزا) مى‏گويند: « (اين مرد) الان چه گفت؟!» آنها كسانى هستند كه خداوند بر دلهايشان مُهر نهاده و از هواى نفسشان پيروى كرده‏اند (از اين رو چيزى نمى‏فهمند)! (16)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا لَوْلاَ نُزِّلَت‌ْ سُورَة‌ٌ فَإِذَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ مُحْكَمَة‌ٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتَال‌ُ رَأَيْت‌َ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ يَنْظُرُون‌َ إِلَيْك‌َ نَظَرَ الْمَغْشِي‌ِّ عَلَيْه‌ِ مِن‌َ الْمَوْت‌ِ فَأَوْلَي‌ لَهُم‌ْ (محمد: 20)

كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند: «چرا سوره‏اى نازل نمى‏شود (كه در آن فرمان جهاد باشد)؟!» امّا هنگامى كه سوره واضح و روشنى نازل مى‏گردد كه در آن سخنى از جنگ است، منافقان بيماردل را مى‏بينى كه همچون كسى كه در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه مى‏كنند پس مرگ و نابودى براى آنان سزاوارتر است! (20)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ ارْتَدُّوا عَلَي‌ أَدْبَارِهِمْ‌ مِن‌ْ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الْهُدَي‌ الشَّيْطَان‌ُ سَوَّل‌َ لَهُم‌ْ وَ أَمْلَي‌ لَهُم‌ْ (محمد: 25)

كسانى كه بعد از روشن شدن هدايت براى آنها، پشت به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است! (25)


وَ لَنَبْلُوَنَّكُم‌ْ حَتَّي‌ نَعْلَم‌َ الْمُـجَاهِدِين‌َ مِنْكُم‌ْ وَالصَّابِرِين‌َ وَ نَبْلُوَا أَخْبَارَكُم‌ْ (محمد: 31)

ما همه شما را قطعاً مى‏آزمائيم تا معلوم شود مجاهدان واقعى و صابران از ميان شما كيانند، و اخبار شما را بيازماييم! (31)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَن‌ْ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ شَاقُّوا الرَّسُول‌َ مِن‌ْ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الْهُدَي‌ لَن‌ْ يَضُرُّوا الله‌َ شَيْءً وَ سَيُحْبِط‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ (محمد: 32)

آنان كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن‏شدن هدايت براى آنان (باز) به مخالفت با رسول (خدا) برخاستند، هرگز زيانى به خدا نمى‏رسانند و (خداوند) بزودى اعمالشان را نابود مى‏كند! (32)


هَا أَنْتُم‌ْ هَؤُلاَءِ تُدْعَوْن‌َ لِتُنْفِقُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَمِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يَبْخَل‌ُ وَ مَنْ‌ يَبْخَل‌ْ فَإِنَّمَا يَبْخَل‌ُ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَالله‌ُ الْغَنِي‌ُّ وَ أَنْتُم‌ُ الْفُقَرَاءُ وَ إِنْ‌ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِل‌ْ قَوْمَاً غَيْرَكُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ‌ (محمد: 38)

آرى، شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مى‏شويد، بعضى از شما بخل مى‏ورزند و هر كس بخل ورزد، نسبت به خود بخل كرده است و خداوند بى‏نياز است و شما همه نيازمنديد و هر گاه سرپيچى كنيد، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مى‏آورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مى‏كنند). (38)


لِيَغْفِرَ لَك‌َ الله‌ُ مَا تَقَدَّم‌َ مِنْ‌ ذَنْبِك‌َ وَ مَا تَاَخَّرَ وَ يُتِم‌َّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْك‌َ وَ يَهْدِيَك‌َ صِرَاطَاً مُسْتَقِيمَاً (فتح: 2)

تا خداوند گناهان گذشته و آينده‏اى را كه به تو نسبت مى‏دادند ببخشد (و حقّانيت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام كند و به راه راست هدايتت فرمايد (2)


لِيُدْخِل‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ِ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ يُكَفِّرَ عَنْهُم‌ْ سَيِّئَاتِهِم‌ْ وَ كَان‌َ ذَلِك‌َ عِنْدَ الله‌ِ فَوْزَاً عَظِيمَاً (فتح: 5)

هدف (ديگر از آن فتح مبين) اين بود كه مردان و زنان با ايمان را در باغهايى (از بهشت) وارد كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است، در حالى كه جاودانه در آن مى‏مانند، و گناهانشان را مى‏بخشد، و اين نزد خدا رستگارى بزرگى است! (5)


سَيَقُول‌ُ لَك‌َ الْمُـخَلَّفُون‌َ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَ أَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُون‌َ بِأَلْسِنَتِهِمْ‌ مَا لَيْس‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ قُل‌ْ فَمَنْ‌ يَمْلِك‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً إِن‌ْ أَرَادَ بِكُم‌ْ ضَرَّاً أَوْ أَرَادَ بِكُم‌ْ نَفْعَاً بَل‌ْ كَان‌َ الله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (فتح: 11)

بزودى متخلّفان از اعراب باديه‏نشين (عذرتراشى كرده) مى‏گويند: « (حفظ) اموال و خانواده‏هاى ما، ما را به خود مشغول داشت (و نتوانستيم در سفر حديبيه تو را همراهى كنيم)، براى ما طلب آمرزش كن!» آنها به زبان خود چيزى مى‏گويند كه در دل ندارند! بگو: «چه كسى مى‏تواند در برابر خداوند از شما دفاع كند هر گاه زيانى براى شما بخواهد، و يا اگر نفعى اراده كند (مانع گردد)؟! و خداوند به همه كارهايى كه انجام مى‏دهيد آگاه است!» (11)


سَيَقُول‌ُ الْمُـخَلَّفُون‌َ إِذَا انْطَلَقْتُم‌ْ إِلَي‌ مَغَانِم‌َ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُم‌ْ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يُبَدِّلُوا كَلاَم‌َ الله‌ِ قُلْ‌ لَن‌ْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُم‌ْ قَال‌َ الله‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَسَيَقُولُون‌َ بَل‌ْ تَحْسُدُونَنَا بَل‌ْ كَانُوا لاَ يَفْقَهُون‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (فتح: 15)

هنگامى كه شما براى به دست آوردن غنايمى حركت كنيد، متخلّفان (حديبيه) مى‏گويند: «بگذاريد ما هم در پى شما بيائيم، آنها مى‏خواهند كلام خدا را تغيير دهند بگو: «هرگز نبايد بدنبال ما بياييد اين گونه خداوند از قبل گفته است!» آنها به زودى مى‏گويند: «شما نسبت به ما حسد مى‏ورزيد!» ولى آنها جز اندكى نمى‏فهمند! (15)


قُلْ‌ لِلْمُخَلَّفِين‌َ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ سَتُدْعَوْن‌َ إِلَي‌ قَوْم‌ٍ أُولِي‌ بَأْس‌ٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُم‌ْ أَوْ يُسْلِمُون‌َ فَإِن‌ْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُم‌ُ الله‌ُ أَجْرَاً حَسَنَاً وَ إِنْ‌ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ يُعَذِّبْكُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً (فتح: 16)

به متخلّفان از اعراب بگو: «بزودى از شما دعوت مى‏شود كه بسوى قومى نيرومند و جنگجو برويد و با آنها پيكار كنيد تا اسلام بياورند اگر اطاعت كنيد، خداوند پاداش نيكى به شما مى‏دهد و اگر سرپيچى نماييد- همان گونه كه در گذشته نيز سرپيچى كرديد- شما را با عذاب دردناكى كيفر مى‏دهد!» (16)


لَيْس‌َ عَلَي‌ الْأَعْمَي‌ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْأَعرَج‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لاَ عَلَي‌ الْمَرِيض‌ِ حَرَج‌ٌ وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ مَنْ‌ يَتَوَل‌َّ يُعَذِّبْه‌ُ عَذَابَاً أَلِيمَاً (فتح: 17)

بر نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست (اگر در ميدان جهاد شركت نكنند) و هر كس خدا و رسولش را اطاعت نمايد، او را در باغهاى (از بهشت) وارد مى‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است و آن كس كه سرپيچى كند، او را به عذاب دردناكى گرفتار مى‏سازد! (17)


سُنَّة‌َ الله‌ِ الَّتِي‌ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَن‌ْ تَجِدَ لِسُنَّة‌ِ الله‌ِ تَبْدِيلاً (فتح: 23)

اين سنّت الهى است كه در گذشته نيز بوده است و هرگز براى سنّت الهى تغيير و تبديلى نخواهى يافت! (23)


وَ هُوَ الَّذِي‌ كَف‌َّ أَيْدِيَهُم‌ْ عَنْكُم‌ْ وَ أَيْدِيَكُم‌ْ عَنْهُمْ‌ بِبَطْن‌ِ مَكَّة‌َ مِنْ‌ بَعْدِ أَن‌ْ أَظْفَرَكُم‌ْ عَلَيْهِم‌ْ وَ كَان‌َ الله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرَاً (فتح: 24)

او كسى است كه دست آنها را از شما، و دست شما را از آنان در دل مكّه كوتاه كرد، بعد از آنكه شما را بر آنها پيروز ساخت و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست! (24)


هُم‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُم‌ْ عَن‌ِ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَالْهَدْي‌َ مَعْكُوفَاً أَنْ‌ يَبْلُغ‌َ مَحِلَّه‌ُ وَ لَوْلاَ رِجَال‌ٌ مُؤْمِنُون‌َ وَ نِسَاءٌ مُؤْمِنَات‌ٌ لَم‌ْ تَعْلَمُوهُم‌ْ أَنْ‌ تَطَئُوهُم‌ْ فَتُصِيبَكُمْ‌ مِنْهُمْ‌ مَعَرَّة‌ٌ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ لِيُدْخِل‌َ الله‌ُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً (فتح: 25)

آنها كسانى هستند كه كافر شدند و شما را از (زيارت) مسجد الحرام و رسيدن قربانيهايتان به محل قربانگاه بازداشتند و هر گاه مردان و زنان با ايمانى در اين ميان بدون آگاهى شما، زير دست و پا، از بين نمى‏رفتند كه از اين راه عيب و عارى ناآگاهانه به شما مى‏رسيد، (خداوند هرگز مانع اين جنگ نمى‏شد)! هدف اين بود كه خدا هر كس را مى‏خواهد در رحمت خود وارد كند و اگر مؤمنان و كفّار (در مكه) از هم جدا مى‏شدند، كافران را عذاب دردناكى مى‏كرديم! (25)


لَقَدْ صَدَق‌َ الله‌ُ رَسُولَه‌ُ الرُّؤْيَا بِالْحَق‌ِّ لَتَدْخُلُن‌َّ الْمَسْجِدَ الْحَرَام‌َ إِنْ‌ شَاءَ الله‌ُ آمِنِين‌َ مُحَلِّقِين‌َ رُؤُوسَكُم‌ْ وَ مُقَصِّرِين‌َ لاَ تَخَافُون‌َ فَعَلِم‌َ مَا لَم‌ْ تَعْلَمُوا فَجَعَل‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ ذَلِك‌َ فَتْحَاً قَرِيبَاً (فتح: 27)

خداوند آنچه را به پيامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام مى‏شويد در نهايت امنيّت و در حالى كه سرهاى خود را تراشيده يا كوتاه كرده‏ايد و از هيچ كس ترس و وحشتى نداريد ولى خداوند چيزهايى را مى‏دانست كه شما نمى‏دانستيد (و در اين تأخير حكمتى بود) و قبل از آن، فتح نزديكى (براى شما) قرار داده است. (27)


مُحَمَّدٌ رَسُول‌ُ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ أَشِدَّاءُ عَلَي‌ الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُم‌ْ تَرَاهُم‌ْ رُكَّعَاً سُجَّدَاً يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَانَاً سِيَماهُم‌ْ فِي‌ وُجُوهِهِمْ‌ مِن‌ْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِك‌َ مَثَلُهُم‌ْ فِي‌ التَّوْرَاة‌ِ وَ مَثَلُهُم‌ْ فِي‌ الْإِنْجِيل‌ِ كَزَرْع‌ٍ أَخْرَج‌َ شَطْءَه‌ُ فَآزَرَه‌ُ فَاسْتَغْلَظ‌َ فَاسْتَوَي‌ عَلَي‌ سُوقِه‌ِ يُعْجِب‌ُ الزُّرَّاع‌َ لِيَغِيظ‌َ بِهِم‌ُ الْكُفَّارَ وَعَدَ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ مِنْهُمْ‌ مَغْفِرَة‌ً وَ أَجْرَاً عَظِيمَاً (فتح: 29)

محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نموّ و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد (ولى) كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است. (29)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُنَادُونَك‌َ مِنْ‌ وَرَاءِ الْحُجُرَات‌ِ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْقِلُون‌َ (حجرات: 4)

(ولى) كسانى كه تو را از پشت حجره‏ها بلند صدا مى‏زنند، بيشترشان نمى‏فهمند! (4)


وَاعْلَمُوا أَن‌َّ فِيكُم‌ْ رَسُول‌َ الله‌ِ لَوْ يُطِيعُكُم‌ْ فِي‌ كَثِيرٍ مِن‌َ الْأَمْرِ لَعَنِتُّم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ حَبَّب‌َ إِلَيْكُم‌ُ الْإِيمَان‌َ وَ زَيَّنَه‌ُ فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَ كَرَّه‌َ إِلَيْكُم‌ُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوق‌َ وَالْعِصْيَان‌َ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الرَّاشِدُون‌َ (حجرات: 7)

و بدانيد رسول خدا در ميان شماست هر گاه در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند، به مشقّت خواهيد افتاد ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگانند! (7)


فَضْلاً مِن‌َ الله‌ِ وَ نِعْمَة‌ً وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (حجرات: 8)

(و اين براى شما بعنوان) فضل و نعمتى از سوى خداست و خداوند دانا و حكيم است.! (8)


وَ إِنْ‌ طَائِفَتَان‌ِ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن‌ْ بَغَت‌ْ إِحْدَاهُمَا عَلَي‌ الْأُخْرَي‌ فَقَاتِلُوا الَّتِي‌ تَبْغِي‌ حَتَّي‌ تَفِي‌ءَ إِلَي‌ أَمْرِ الله‌ِ فَإِنْ‌ فَاءَت‌ْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْل‌ِ وَ أَقْسِطُوا إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُقْسِطِين‌َ (حجرات: 9)

و هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهيد و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز كند، با گروه متجاوز پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد و هر گاه بازگشت (و زمينه صلح فراهم شد)، در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشگان را دوست مى‏دارد. (9)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ يَسْخَرْ قَوْم‌ٌ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ عَسَي‌ أَنْ‌ يَكُونُوا خَيْرَاً مِنْهُم‌ْ وَ لاَ نِسَاءٌ مِنْ‌ نِسَاءٍ عَسَي‌ أَنْ‌ يَكُن‌َّ خَيْرَاً مِنْهُن‌َّ وَ لاَ تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُم‌ْ وَ لاَ تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَاب‌ِ بِئْس‌َ الْإِسْم‌ُ الْفُسُوق‌ُ بَعْدَ الْإِيمَان‌ِ وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَتُب‌ْ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (حجرات: 11)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! (11)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرَاً مِن‌َ الظَّن‌ِّ إِن‌َّ بَعْض‌َ الظَّن‌ِّ إِثْم‌ٌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ يَغْتَبْ‌ بَعْضُكُمْ‌ بَعْضَاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُم‌ْ أَنْ‌ يَأْكُل‌َ لَحْم‌َ أَخِيه‌ِ مَيْتَاً فَكَرِهْتُمُوه‌ُ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ تَوَّاب‌ٌ رَحِيم‌ٌ (حجرات: 12)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است! (12)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ ذَكَرٍ وَ أُنْثَي‌ وَ جَعَلْنَاكُم‌ْ شُعُوبَاً وَ قَبَائِل‌َ لِتَعَارَفُوا إِن‌َّ أَكْرَمَكُم‌ْ عِنْدَ الله‌ِ أَتْقَاكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ خَبِيرٌ (حجرات: 13)

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13)


قَالَت‌ِ الْأَعْرَاب‌ُ آمَنَّا قُلْ‌ لَم‌ْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِنْ‌ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُل‌ِ الْإِيمَانُ فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَ إِنْ‌ تُطِيعُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ لاَ يَلِتْكُمْ‌ مِن‌ْ أَعْمَالِكُم‌ْ شَيْءً إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (حجرات: 14)

عربهاى باديه‏نشين گفتند: «ايمان آورده‏ايم» بگو: «شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمى‏كند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» (14)


بَل‌ْ عَجِبُوا أَنْ‌ جَاءَهُمْ‌ مُنْذِرٌ مِنْهُم‌ْ فَقَال‌َ الْكَافِرُون‌َ هَذَا شَي‌ْءٌ عَجِيب‌ٌ (ق: 2)

آنها تعجّب كردند كه پيامبرى انذارگر از ميان خودشان آمده و كافران گفتند: «اين چيز عجيبى است! (2)


قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنْقُص‌ُ الْأَرْض‌ُ مِنْهُم‌ْ وَ عِنْدَنَا كِتَاب‌ٌ حَفِيظ‌ٌ (ق: 4)

ولى ما مى‏دانيم آنچه را زمين از بدن آنها مى‏كاهد و نزد ما كتابى است كه همه چيز در آن محفوظ است! (4)


أَفَلَم‌ْ يَنْظُرُوا إِلَي‌ السَّمَاءِ فَوْقَهُم‌ْ كَيْف‌َ بَنَيْنَاهَا وَ زَيَّنَّاهَا وَ مَا لَهَا مِنْ‌ فُرُوج‌ٍ (ق: 6)

آيا آنان به آسمان بالاى سرشان نگاه نكردند كه چگونه ما آن را بنا كرده‏ايم، و چگونه آن را (بوسيله ستارگان) زينت بخشيده‏ايم و هيچ شكاف و شكستى در آن نيست؟! (6)


وَالْأَرْض‌َ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِي‌َ وَ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ زَوْج‌ٍ بَهِيج‌ٍ (ق: 7)

و زمين را گسترش داديم و در آن كوه‏هايى عظيم و استوار افكنديم و از هر نوع گياه بهجت‏انگيز در آن رويانديم، (7)


وَ نَزَّلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكَاً فَأَنْبَتْنَا بِه‌ِ جَنَّات‌ٍ وَ حَب‌َّ الْحَصِيدِ (ق: 9)

و از آسمان، آبى پربركت نازل كرديم، و بوسيله آن باغها و دانه‏هايى را كه درو مى‏كند رويانديم، (9)


أَفَعَيِينَا بِالْخَلْق‌ِ الْأَوَّل‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ فِي‌ لَبْس‌ٍ مِن‌ْ خَلْق‌ٍ جَدِيدٍ (ق: 15)

آيا ما از آفرينش نخستين عاجز مانديم (كه قادر بر آفرينش رستاخيز نباشيم)؟! ولى آنها (با اين همه دلايل روشن) باز در آفرينش جديد ترديد دارند! (15)


وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَان‌َ وَ نَعْلَم‌ُ مَا تُوَسْوِس‌ُ بِه‌ِ نَفْسُه‌ُ وَ نَحْن‌ُ أَقْرَب‌ُ إِلَيْه‌ِ مِن‌ْ حَبْل‌ِ الْوَرِيدِ (ق: 16)

ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم! (16)


مَا يَلْفِظ‌ُ مِنْ‌ قَوْل‌ٍ إِلاَّ لَدَيْه‌ِ رَقِيب‌ٌ عَتِيدٌ (ق: 18)

انسان هيچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموريت (و ضبط آن) است! (18)


وَ جَاءَت‌ْ سَكْرَة‌ُ الْمَوْت‌ِ بِالْحَق‌ِّ ذَلِك‌َ مَا كُنْت‌َ مِنْه‌ُ تَحِيدُ (ق: 19)

و سرانجام، سكرات (و بيخودى در آستانه) مرگ بحق فرامى‏رسد (و به انسان گفته مى‏شود:) اين همان چيزى است كه تو از آن مى‏گريختى! (19)


لَقَدْ كُنْت‌َ فِي‌ غَفْلَة‌ٍ مِن‌ْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْك‌َ غِطَاءَك‌َ فَبَصَرُك‌َ الْيَوْم‌َ حَدِيدٌ (ق: 22)

(به او خطاب مى‏شود:) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملًا تيزبين است! (22)


يَوْم‌َ نَقُول‌ُ لِجَهَنَّم‌َ هَل‌ِ امْتَلَأَْت‌ِ وَ تَقُول‌ُ هَل‌ْ مِنْ‌ مَزِيدٍ (ق: 30)

(به خاطر بياوريد) روزى را كه به جهنّم مى‏گوييم: «آيا پر شده‏اى؟» و او مى‏گويد: «آيا افزون بر اين هم هست؟!» (30)


وَ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ‌ مِنْ‌ قَرْن‌ٍ هُم‌ْ أَشَدُّ مِنْهُمْ‌ بَطْشَاً فَنَقَّبوا فِي‌ الْبِلاَدِ هَل‌ْ مِنْ‌ مَحِيص‌ٍ (ق: 36)

چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم، اقوامى كه از آنان قويتر بودند و شهرها (و كشورها) را گشودند آيا راه فرارى (از عذاب الهى) وجود دارد! (36)


وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ وَ مَا مَسَّنَا مِنْ‌ لُغُوب‌ٍ (ق: 38)

ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز [شش دوران‏] آفريديم، و هيچ گونه رنج و سختى به ما نرسيد! (با اين حال چگونه زنده كردن مُردگان براى ما مشكل است؟!) (38)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَسَبِّحْه‌ُ وَ أَدْبَارَ السُّجُودِ (ق: 40)

و در بخشى از شب او را تسبيح كن، و بعد از سجده‏ها! (40)


وَاسْتَمِع‌ْ يَوْم‌َ يُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ‌ مَكَان‌ٍ قَرِيب‌ٍ (ق: 41)

و گوش فرا ده و منتظر روزى باش كه منادى از مكانى نزديك ندا مى‏دهد، (41)


كَانُوا قَلِيلاً مِن‌َ اللَّيْل‌ِ مَا يَهْجَعُون‌َ (ذاريات: 17)

آنها كمى از شب را مى‏خوابيدند، (17)


فَأَوْجَس‌َ مِنْهُم‌ْ خِيفَة‌ً قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ وَ بَشَّرُوه‌ُ بِغُلاَم‌ٍ عَلِيم‌ٍ (ذاريات: 28)

و از آنها احساس وحشت كرد، گفتند: «نترس (ما رسولان و فرشتگان پروردگار توايم)!» و او را بشارت به تولّد پسرى دانا دادند. (28)


لِنُرْسِل‌َ عَلَيْهِم‌ْ حِجَارَة‌ً مِنْ‌ طِين‌ٍ (ذاريات: 33)

تا بارانى از «سنگ- گِل» بر آنها بفرستيم (33)


فَأَخْرَجْنَا مَنْ‌ كَان‌َ فِيهَا مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (ذاريات: 35)

ما مؤمنانى را كه در آن شهرها (ى قوم لوط) زندگى مى‏كردند (قبل از نزول عذاب) خارج كرديم، (35)


فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْت‌ٍ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (ذاريات: 36)

ولى جز يك خانواده باايمان در تمام آنها نيافتيم! (36)


مَا تَذَرُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ أَتَت‌ْ عَلَيْه‌ِ إِلاَّ جَعَلَتْه‌ُ كَالرَّمِيم‌ِ (ذاريات: 42)

كه بر هيچ چيز نمى‏گذشت مگر اينكه آن را همچون استخوانهاى پوسيده مى‏ساخت. (42)


فَمَا اسْتَطَاعُوا مِنْ‌ قِيَام‌ٍ وَ مَا كَانُوا مُنْتَصِرِين‌َ (ذاريات: 45)

چنان بر زمين افتادند كه توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از كسى يارى طلبند! (45)


وَ قَوْم‌َ نُوح‌ٍ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (ذاريات: 46)

همچنين قوم نوح را پيش از آنها هلاك كرديم، چرا كه قوم فاسقى بودند! (46)


وَ مِنْ‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْن‌ِ لَعَلَّکُم‌ْ تَذَكَّرُون‌َ (ذاريات: 49)

و از هر چيز دو جفت آفريديم، شايد متذكّر شويد! (49)


فَفِرُّوا إِلَي‌ الله‌ِ إِنِّي‌ لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (ذاريات: 50)

پس به سوى خدا بگريزيد، كه من از سوى او براى شما بيم‏دهنده‏اى آشكارم! (50)


وَ لاَ تَجْعَلُوا مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ إِنِّي‌ لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (ذاريات: 51)

و با خدا معبود ديگرى قرار ندهيد، كه من براى شما از سوى او بيم‏دهنده‏اى آشكارم! (51)


كَذَلِك‌َ مَا أَتَي‌ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِمْ‌ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ إِلاَّ قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُون‌ٌ (ذاريات: 52)

اين گونه است كه هيچ پيامبرى قبل از اينها بسوى قومى فرستاده نشد مگر اينكه گفتند: «او ساحر است يا ديوانه!» (52)


مَا أُرِيدُ مِنْهُمْ‌ مِنْ‌ رِزْق‌ٍ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ‌ يُطْعِمُون‌ِ (ذاريات: 57)

هرگز از آنها روزى نمى‏خواهم، و نمى‏خواهم مرا اطعام كنند! (57)


فَوَيْل‌ٌ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ يَوْمِهِم‌ُ الَّذِي‌ يُوعَدُون‌َ (ذاريات: 60)

پس واى بر كسانى كه كافر شدند از روزى كه به آنها وعده داده مى‏شود! (60)


مَا لَه‌ُ مِنْ‌ دَافِع‌ٍ (طور: 8)

و چيزى از آن مانع نخواهد بود! (8)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُم‌ْ ذُرِّيَّتُهُمْ‌ بِإِيمَان‌ٍ أَلْحَقْنَا بِهِم‌ْ ذُرِّيَّتَهُم‌ْ وَ مَا أَلَتْنَاهُم‌ْ مِن‌ْ عَمَلِهِمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ كُل‌ُّ امْرِئ‌ٍ بِمَا كَسَب‌َ رَهِين‌ٌ (طور: 21)

كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان به پيروى از آنان ايمان اختيار كردند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق مى‏كنيم و از (پاداش) عملشان چيزى نمى‏كاهيم و هر كس در گرو اعمال خويش است! (21)


وَ أَمْدَدْنَاهُمْ‌ بِفَاكِهَة‌ٍ وَ لَحْم‌ٍ مِمَّا يَشْتَهُون‌َ (طور: 22)

و همواره از انواع ميوه‏ها و گوشتها- از هر نوع كه بخواهند- در اختيارشان مى‏گذاريم! (22)


إِنَّا كُنَّا مِنْ‌ قَبْل‌ُ نَدْعُوه‌ُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيم‌ُ (طور: 28)

ما از پيش او را مى‏خوانديم (و مى‏پرستيديم)، كه اوست نيكوكار و مهربان!» (28)


قُل‌ْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي‌ مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الْمُتَرَبِّصِين‌َ (طور: 31)

بگو: «انتظار بكشيد كه من هم با (شما انتظار مى‏كشم شما انتظار مرگ مرا، و من انتظار نابودى شما را با عذاب الهى)!» (31)


أَم‌ْ خُلِقُوا مِن‌ْ غَيْرِ شَي‌ْءٍ أَم‌ْ هُم‌ُ الْخَالِقُون‌َ (طور: 35)

يا آنها بى هيچ آفريده شده‏اند، يا خود خالق خويشند؟! (35)


أَم‌ْ تَسْأَلُهُم‌ْ أَجْرَاً فَهُمْ‌ مِنْ‌ مَغْرَم‌ٍ مُثْقَلُون‌َ (طور: 40)

آيا تو از آنها پاداشى مى‏طلبى كه در زير بار گران آن قرار دارند؟! (40)


وَ إِنْ‌ يَرَوْا كِسْفَاً مِن‌َ السَّمَاءِ سَاقِطَاً يَقُولُوا سَحَاب‌ٌ مَرْكُوم‌ٌ (طور: 44)

آنها (چنان لجوجند كه) اگر ببينند قطعه سنگى از آسمان (براى عذابشان) سقوط مى‏كند مى‏گويند: «اين ابر متراكمى است!» (44)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَسَبِّحْه‌ُ وَ إِدْبَارَ النُّجُوم‌ِ (طور: 49)

(همچنين) به هنگام شب او را تسبيح كن و به هنگام پشت كردن ستارگان (و طلوع صبح)! (49)


لَقَدْ رَأَي‌ مِن‌ْ آيَات‌ِ رَبِّه‌ِ الْكُبْرَي‌ (نجم: 18)

او پاره‏اى از آيات و نشانه‏هاى بزرگ پروردگارش را ديد! (18)


إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُمْ‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِنْ‌ يَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ مَا تَهْوَي‌ الْأَنْفُس‌ُ وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ُ الْهُدَي‌ (نجم: 23)

اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‏ايد (نامهايى بى‏محتوا و اسمهايى بى مسمّى)، و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده آنان فقط از گمانهاى بى‏اساس و هواى نفس پيروى مى‏كنند در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است! (23)


وَ كَمْ‌ مِنْ‌ مَلَك‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ لاَ تُغْنِي‌ شَفَاعَتُهُم‌ْ شَيْءً إِلاَّ مِنْ‌ بَعْدِ أَنْ‌ يَأْذَن‌َ الله‌ُ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَرْضَي‌ (نجم: 26)

و چه بسيار فرشتگان آسمانها كه شفاعت آنها سودى نمى‏بخشد مگر پس از آنكه خدا براى هر كس بخواهد و راضى باشد اجازه (شفاعت) دهد! (26)


وَ مَا لَهُمْ‌ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِنْ‌ يَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ إِن‌َّ الظَّن‌َّ لاَ يُغْنِي‌ مِن‌َ الْحَق‌ِّ شَيْءً (نجم: 28)

آنها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، تنها از گمان بى‏پايه پيروى مى‏كنند با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏كند! (28)


ذَلِك‌َ مَبْلَغُهُمْ‌ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ ضَل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَن‌ِ اهْتَدَي‌ (نجم: 30)

اين آخرين حدّ آگاهى آنهاست پروردگار تو كسانى را كه از راه او گمراه شده‏اند بهتر مى‏شناسد، و (همچنين) هدايت‏يافتگان را از همه بهتر مى‏شناسد! (30)


الَّذِين‌َ يَجْتَنِبُون‌َ كَبَائِرَ الْإِثْم‌ِ وَالْفَوَاحِش‌َ إِلاَّ اللَّمَم‌َ إِن‌َّ رَبَّك‌َ وَاسِع‌ُ الْمَغْفِرَة‌ِ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِكُم‌ْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ وَ إِذْ أَنْتُم‌ْ أَجِنَّة‌ٌ فِي‌ بُطُون‌ِ أُمَّهَاتِكُم‌ْ فَلاَ تُزَكُّوا أَنْفُسَكُم‌ْ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَن‌ِ اتَّقَي‌ (نجم: 32)

همانها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مى‏كنند، جز گناهان صغيره (كه گاه آلوده آن مى‏شوند) آمرزش پروردگار تو گسترده است او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام كه شما را از زمين آفريد و در آن موقع كه بصورت جنينهايى در شكم مادرانتان بوديد پس خودستايى نكنيد، او پرهيزگاران را بهتر مى‏شناسد! (32)


مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ إِذَا تُمْنَي‌ (نجم: 46)

از نطفه‏اى هنگامى كه خارج مى‏شود (و در رحم مى‏ريزد)، (46)


وَ قَوْم‌َ نُوح‌ٍ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا هُم‌ْ أَظْلَم‌َ وَ أَطْغَي‌ (نجم: 52)

و نيز قوم نوح را پيش از آنها، چرا كه آنان از همه ظالمتر و طغيانگرتر بودند! (52)


هَذَا نَذِيرٌ مِن‌َ النُّذُرِ الْأُولَي‌ (نجم: 56)

اين (پيامبر) بيم‏دهنده‏اى از بيم‏دهندگان پيشين است! (56)


لَيْس‌َ لَهَا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ كَاشِفَة‌ٌ (نجم: 58)

و هيچ كس جز خدا نمى‏تواند سختيهاى آن را برطرف سازد! (58)


أَفَمِن‌ْ هَذَا الْحَدِيث‌ِ تَعْجَبُون‌َ (نجم: 59)

آيا از اين سخن تعجّب مى‏كنيد، (59)


وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ‌ مِن‌َ الْأَنْبَاءِ مَا فِيه‌ِ مُزْدَجَرٌ (قمر: 4)

به اندازه كافى براى بازداشتن از بديها اخبار (انبيا و امّتهاى پيشين) به آنان رسيده است! (4)


خُشَّعَاً أَبْصَارُهُم‌ْ يَخْرُجُون‌َ مِن‌َ الْأَجْدَاث‌ِ كَأَنَّهُمْ‌ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ (قمر: 7)

آنان در حالى كه چشمهايشان از شدّت وحشت به زير افتاده، همچون ملخهاى پراكنده از قبرها خارج مى‏شوند، (7)


وَ لَقَدْ تَرَكْنَاهَا آيَة‌ً فَهَل‌ْ مِنْ‌ مُدَّكِرٍ (قمر: 15)

ما اين ماجرا را بعنوان نشانه‏اى در ميان امّتها باقى گذارديم آيا كسى هست كه پند گيرد؟! (15)


وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآن‌َ لِلذِّكْرِ فَهَل‌ْ مِنْ‌ مُدَّكِرٍ (قمر: 17)

ما قرآن را براى تذكّر آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكّر شود؟! (17)


وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآن‌َ لِلذِّكْرِ فَهَل‌ْ مِنْ‌ مُدَّكِرٍ (قمر: 22)

ما قرآن را براى تذكّر آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكّر شود! (22)


فَقَالُوا أَبَشَرَاً مِنَّا وَاحِدَاً نَتَّبِعُه‌ُ إِنَّا إِذَاً لَفِي‌ ضَلاَل‌ٍ وَ سُعُرٍ (قمر: 24)

و گفتند: «آيا ما از بشرى از جنس خود پيروى كنيم؟! اگر چنين كنيم در گمراهى و جنون خواهيم بود! (24)


أَأُلْقِي‌َ الذِّكْرُ عَلَيْه‌ِ مِنْ‌ بَيْنِنَا بَل‌ْ هُوَ كَذَّاب‌ٌ أَشِرٌ (قمر: 25)

آيا از ميان ما تنها بر او وحى نازل شده؟! نه، او آدم بسيار دروغگوى هوسبازى است! (25)


وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآن‌َ لِلذِّكْرِ فَهَل‌ْ مِنْ‌ مُدَّكِرٍ (قمر: 32)

ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكّر شود؟! (32)


نِعْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِنَا كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ مَنْ‌ شَكَرَ (قمر: 35)

اين نعمتى بود از ناحيه ما اين گونه هر كسى را كه شكر كند پاداش مى‏دهيم! (35)


وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآن‌َ لِلذِّكْرِ فَهَل‌ْ مِنْ‌ مُدَّكِرٍ (قمر: 40)

ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكّر شود؟! (40)


أَكُفَّارُكُم‌ْ خَيْرٌ مِنْ‌ أُولَئِكُمْ‌ أَم‌ْ لَكُمْ‌ بَرَاءَة‌ٌ فِي‌ الزُّبُرِ (قمر: 43)

آيا كفّار شما بهتر از آنانند يا براى شما امان‏نامه‏اى در كتب آسمانى نازل شده است؟! (43)


وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُم‌ْ فَهَل‌ْ مِنْ‌ مُدَّكِرٍ (قمر: 51)

ما كسانى را كه در گذشته شبيه شما بودند هلاك كرديم آيا كسى هست كه پند گيرد؟! (51)


خَلَق‌َ الْإِنْسَان‌َ مِنْ‌ صَلْصَال‌ٍ كَالْفَخَّارِ (الرحمن: 14)

انسان را از گِل خشكيده‏اى همچون سفال آفريد، (14)


وَ خَلَق‌َ الْجَان‌َّ مِنْ‌ مَارِج‌ٍ مِنْ‌ نَارٍ (الرحمن: 15)

و جنّ را از شعله‏هاى مختلط و متحرّك آتش خلق كرد! (15)


يَخْرُج‌ُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَان‌ُ (الرحمن: 22)

از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مى‏شود. (22)


يَا مَعْشَرَ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ إِنِ‌ اسْتَطَعْتُم‌ْ أَنْ‌ تَنْفُذُوا مِنْ‌ أَقْطَارِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ فَانْفُذُوا لاَ تَنْفُذُون‌َ إِلاَّ بِسُلْطَان‌ٍ (الرحمن: 33)

اى گروه جنّ و انس! اگر مى‏توانيد از مرزهاى آسمانها و زمين بگذريد، پس بگذريد، ولى هرگز نمى‏توانيد، مگر با نيرويى (فوق العاده)! (33)


يُرْسَل‌ُ عَلَيْكُمَا شُوَاظ‌ٌ مِنْ‌ نَارٍ وَ نُحَاس‌ٌ فَلاَ تَنْتَصِرَان‌ِ (الرحمن: 35)

شعله‏هايى از آتش بى‏دود، و دودهايى متراكم بر شما فرستاده مى‏شود و نمى‏توانيد از كسى يارى بطلبيد! (35)


فِيهِمَا مِنْ‌ كُل‌ِّ فَاكِهَة‌ٍ زَوْجَان‌ِ (الرحمن: 52)

در آن دو، از هر ميوه‏اى دو نوع وجود دارد (هر يك از ديگرى بهتر)! (52)


مُتَّكِئِين‌َ عَلَي‌ فُرُش‌ٍ بَطَائِنُهَا مِن‌ْ إِسْتَبْرَق‌ٍ وَ جَنَي‌ الْجَنَّتَيْن‌ِ دَان‌ٍ (الرحمن: 54)

اين در حالى است كه آنها بر فرشهايى تكيه كرده‏اند با آسترهايى از ديبا و ابريشم، و ميوه‏هاى رسيده آن دو باغ بهشتى در دسترس است! (54)


وَ مِنْ‌ دُونِهِمَا جَنَّتَان‌ِ (الرحمن: 62)

و پايين تر از آنها، دو باغ بهشتى ديگر است. (62)


ثُلَّة‌ٌ مِن‌َ الْأَوَّلِين‌َ (واقعه: 13)

گروه زيادى (از آنها) از امّتهاى نخستينند، (13)


وَ قَلِيل‌ٌ مِن‌َ الْآخِرِين‌َ (واقعه: 14)

و اندكى از امّت آخرين! (14)


بِأَكْوَاب‌ٍ وَ أَبَارِيق‌َ وَ كَأْس‌ٍ مِنْ‌ مَعِين‌ٍ (واقعه: 18)

با قدحها و كوزه‏ها و جامهايى از نهرهاى جارى بهشتى (و شراب طهور)! (18)


وَ فَاكِهَة‌ٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُون‌َ (واقعه: 20)

و ميوه‏هايى از هر نوع كه انتخاب كنند، (20)


وَ لَحْم‌ِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُون‌َ (واقعه: 21)

و گوشت پرنده از هر نوع كه مايل باشند! (21)


ثُلَّة‌ٌ مِن‌َ الْأَوَّلِين‌َ (واقعه: 39)

كه گروهى از امّتهاى نخستينند، (39)


وَ ثُلَّة‌ٌ مِن‌َ الْآخِرِين‌َ (واقعه: 40)

و گروهى از امّتهاى آخرين! (40)


وَ ظِل‌ٍّ مِنْ‌ يَحْمُوم‌ٍ (واقعه: 43)

و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا! (43)


لَآكِلُون‌َ مِنْ‌ شَجَرٍ مِنْ‌ زَقُّوم‌ٍ (واقعه: 52)

قطعاً از درخت زقّوم مى‏خوريد، (52)


فَمَالِئُون‌َ مِنْهَا الْبُطُون‌َ (واقعه: 53)

و شكمها را از آن پر مى‏كنيد، (53)


فَشَارِبُون‌َ عَلَيْه‌ِ مِن‌َ الْحَمِيم‌ِ (واقعه: 54)

و روى آن از آب سوزان مى‏نوشيد، (54)


أَأَنْتُم‌ْ أَنْزَلْتُـمُوه‌ُ مِن‌َ الْمُزْن‌ِ أَم‌ْ نَحْن‌ُ الْمُنْزِلُون‌َ (واقعه: 69)

آيا شما آن را از ابر نازل كرده‏ايد يا ما نازل مى‏كنيم؟! (69)


تَنْزِيل‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (واقعه: 80)

آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده (80)


وَ نَحْن‌ُ أَقْرَب‌ُ إِلَيْه‌ِ مِنْكُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ لاَ تُبْصِرُون‌َ (واقعه: 85)

و ما از شما به او نزديكتريم ولى نمى‏بينيد! (85)


فَأَمَّا إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌َ الْمُقَرَّبِين‌َ (واقعه: 88)

پس اگر او از مقرّبان باشد، (88)


وَ أَمَّا إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ الْيَـمِين‌ِ (واقعه: 90)

امّا اگر از اصحاب يمين باشد، (90)


فَسَلاَم‌ٌ لَك‌َ مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ الْيَـمِين‌ِ (واقعه: 91)

(به او گفته مى‏شود:) سلام بر تو از سوى دوستانت كه از اصحاب يمينند! (91)


وَ أَمَّا إِنْ‌ كَان‌َ مِن‌َ الْمُكَذِّبِين‌َ الضَّالِّين‌َ (واقعه: 92)

امّا اگر او از تكذيب‏كنندگان گمراه باشد، (92)


فَنُزُل‌ٌ مِن‌ْ حَمِيم‌ٍ (واقعه: 93)

با آب جوشان دوزخ از او پذيرايى مى‏شويد! (93)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ يَعْلَم‌ُ مَا يَلِج‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا يَخْرُج‌ُ مِنْهَا وَ مَا يَنْزِل‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ وَ مَا يَعْرُج‌ُ فِيهَا وَ هُوَ مَعَكُم‌ْ أَيْنَمَا كُنْتُم‌ْ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (حديد: 4)

او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت) آنچه را در زمين فرو مى‏رود مى‏داند، و آنچه را از آن خارج مى‏شود و آنچه از آسمان نازل مى‏گردد و آنچه به آسمان بالا مى‏رود و هر جا باشيد او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست! (4)


آمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ‌ مُسْتَخْلَفِين‌َ فِيه‌ِ فَالَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَ أَنْفَقُوا لَهُم‌ْ أَجْرٌ كَبِيرٌ (حديد: 7)

به خدا و رسولش ايمان بياوريد و از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد (زيرا) كسانى كه از شما ايمان بياورند و انفاق كنند، اجر بزرگى دارند! (7)


هُوَ الَّذِي‌ يُنَزِّل‌ُ عَلَي‌ عَبْدِه‌ِ آيَات‌ٍ بَيِّنَات‌ٍ لِيُخْرِجَكُمْ‌ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ إِن‌َّ الله‌َ بِكُم‌ْ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (حديد: 9)

او كسى است كه آيات روشنى بر بنده‏اش [محمد] نازل مى‏كند تا شما را از تاريكيها به سوى نور برد و خداوند نسبت به شما مهربان و رحيم است. (9)


وَ مَا لَكُم‌ْ أَنْ لاَ تُنْفِقُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ لِالله‌ِ مِيرَاث‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لاَ يَسْتَوِي‌ مِنْكُمْ‌ مَن‌ْ أَنْفَق‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ الْفَتْح‌ِ وَ قَاتَل‌َ أُولَئِك‌َ أَعْظَم‌ُ دَرَجَة‌ً مِن‌َ الَّذِين‌َ أَنْفَقُوا مِنْ‌ بَعْدُ وَ قَاتَلُوا وَ كُلاًّ وَعَدَ الله‌ُ الْحُسْنَي‌ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (حديد: 10)

چرا در راه خدا انفاق نكنيد در حالى كه ميراث آسمانها و زمين همه از آن خداست (و كسى چيزى را با خود نمى‏برد)! كسانى كه قبل از پيروزى انفاق كردند و جنگيدند (با كسانى كه پس از پيروزى انفاق كردند) يكسان نيستند آنها بلندمقامتر از كسانى هستند كه بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد كردند و خداوند به هر دو وعده نيك داده و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (10)


يَوْم‌َ تَرَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ِ يَسْعَي‌ نُورُهُمْ‌ بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ‌ بُشْرَاكُم‌ُ الْيَوْم‌َ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (حديد: 12)

(اين پاداش بزرگ) در روزى است كه مردان و زنان باايمان را مى‏نگرى كه نورشان پيش‏رو و در سمت راستشان بسرعت حركت مى‏كند (و به آنها مى‏گويند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان) آن جارى است جاودانه در آن خواهيد ماند! و اين همان رستگارى بزرگ است! (12)


يَوْم‌َ يَقُول‌ُ الْمُنَافِقُون‌َ وَالْمُنَافِقَات‌ُ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِس‌ْ مِنْ‌ نُورِكُم‌ْ قِيل‌َ ارْجِعُوا وَرَاءَكُم‌ْ فَالْتَـمِسُوا نُورَاً فَضُرِب‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِسُورٍ لَه‌ُ بَاب‌ٌ بَاطِنُه‌ُ فِيه‌ِ الرَّحْمَة‌ُ وَ ظَاهِرُه‌ُ مِنْ‌ قِبَلِه‌ِ الْعَذَاب‌ُ (حديد: 13)

روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گويند: «نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم!» به آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد!» در اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مى‏شود كه درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (13)


فَالْيَوْم‌َ لاَ يُؤْخَذُ مِنْكُم‌ْ فِدْيَة‌ٌ وَ لاَ مِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مَأْوَاكُم‌ُ النَّارُ هِي‌َ مَوْلاَكُم‌ْ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (حديد: 15)

پس امروز نه از شما فديه‏اى پذيرفته مى‏شود، و نه از كافران و جايگاهتان آتش است و همان سرپرستتان مى‏باشد و چه بد جايگاهى است! (15)


أَلَم‌ْ يَأْن‌ِ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا أَنْ‌ تَخْشَع‌َ قُلُوبُهُم‌ْ لِذِكْرِ الله‌ِ وَ مَا نَزَل‌َ مِن‌َ الْحَق‌ِّ وَ لاَ يَكُونُوا كَالَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَطَال‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْأَمَدُ فَقَسَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (حديد: 16)

آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟! و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند! (16)


اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا لَعِب‌ٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَة‌ٌ وَ تَفَاخُرٌ بَيْنَكُم‌ْ وَ تَكَاثُرٌ فِي‌ الْأَمْوَال‌ِ وَالْأَوْلاَدِ كَمَثَل‌ِ غَيْث‌ٍ أَعْجَب‌َ الْكُفَّارَ نَبَاتُه‌ُ ثُم‌َّ يَهِيج‌ُ فَتَرَاه‌ُ مُصْفَرَّاً ثُم‌َّ يَكُون‌ُ حُطَامَاً وَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَة‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَان‌ٌ وَ مَا الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاع‌ُ الْغُرُورِ (حديد: 20)

بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشك مى‏شود بگونه‏اى كه آن را زردرنگ مى‏بينى سپس تبديل به كاه مى‏شود! و در آخرت، عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى و (به هر حال) زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست! (20)


سَابِقُوا إِلَي‌ مَغْفِرَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ جَنَّة‌ٍ عَرْضُهَا كَعَرْض‌ِ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ أُعِدَّت‌ْ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ ذَلِك‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (حديد: 21)

به پيش تازيد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براى كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آورده‏اند آماده شده است، اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مى‏دهد و خداوند صاحب فضل عظيم است! (21)


مَا أَصَاب‌َ مِنْ‌ مُصِيَبة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ نَبْرَأَهَا إِن‌َّ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرٌ (حديد: 22)

هيچ مصيبتى (ناخواسته) در زمين و نه در وجود شما روى نمى‏دهد مگر اينكه همه آنها قبل از آنكه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است و اين امر براى خدا آسان است! (22)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحَاً وَ إ ِبْرَاهِيم‌َ وَ جَعَلْنَا فِي‌ ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّة‌َ وَالْكِتَاب‌َ فَمِنْهُمْ‌ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (حديد: 26)

ما نوح و ابراهيم را فرستاديم، و در دودمان آن دو نبوّت و كتاب قرار داديم بعضى از آنها هدايت يافته‏اند و بسيارى از آنها گنهكارند. (26)


ثُم‌َّ قَفَّيْنَا عَلَي‌ آثَارِهِمْ‌ بِرُسُلِنَا وَ قَفَّيْنَا بِعِيسَي‌ ابْن‌ِ مَرْيَم‌َ وَ آتَيْنَاه‌ُ الْإِنْجِيل‌َ وَ جَعَلْنَا فِي‌ قُلُوب‌ِ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوه‌ُ رَأْفَة‌ً وَ رَحْمَة‌ً وَ رَهْبَانِيَّة‌ً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِم‌ْ إِلاَّ ابْتِغَاءَ رِضْوَان‌ِ الله‌ِ فَمَا رَعَوْهَا حَق‌َّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْهُم‌ْ أَجْرَهُم‌ْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (حديد: 27)

سپس در پى آنان رسولان ديگر خود را فرستاديم، و بعد از آنان عيسى بن مريم را مبعوث كرديم و به او انجيل عطا كرديم، و در دل كسانى كه از او پيروى كردند رأفت و رحمت قرار داديم و رهبانيّتى را كه ابداع كرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بوديم گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حقّ آن را رعايت نكردند از اين رو ما به كسانى از آنها كه ايمان آوردند پاداششان را داديم و بسيارى از آنها فاسقند! (27)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا الله‌َ وَ آمِنُوا بِرَسُولِه‌ِ يُؤْتِكُم‌ْ كِفْلَيْن‌ِ مِنْ‌ رَحْمَتِه‌ِ وَ يَجْعَلْ‌ لَكُم‌ْ نُورَاً تَمْشُون‌َ بِه‌ِ وَ يَغْفِرْ لَكُم‌ْ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (حديد: 28)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد و خداوند غفور و رحيم است. (28)


لِئَلاَّ يَعْلَم‌َ أَهْل‌ُ الْكِتَاب‌ِ أَنْ لاَ يَقْدِرُون‌َ عَلَي‌ شَيْ‌ءٍ مِنْ‌ فَضْل‌ِ الله‌ِ وَ أَن‌َّ الْفَضْل‌َ بِيَدِ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (حديد: 29)

تا اهل كتاب بدانند كه قادر بر چيزى از فضل خدا نيستند، و تمام فضل (و رحمت) به دست اوست، به هر كس بخواهد آن را مى‏بخشد و خداوند داراى فضل عظيم است! (29)


الَّذِين‌َ يُظَاهِرُون‌َ مِنْكُمْ‌ مِنْ‌ نِسَائِهِمْ‌ مَا هُن‌َّ أُمَّهَاتِهِم‌ْ إِن‌ْ أُمَّهَاتُهُم‌ْ إِلاَّ الاَّئِي‌ وَلَدْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَيَقُولُون‌َ مُنْكَرَاً مِن‌َ الْقَوْل‌ِ وَ زُورَاً وَ إِن‌َّ الله‌َ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (مجادله: 2)

كسانى كه از شما نسبت به همسرانشان «ظهار» مى‏كنند (و مى‏گويند: «أَنتِ عَلىَّ كَظهَرِ أُمّى تو نسبت به من بمنزله مادرم هستى»)، آنان هرگز مادرانشان نيستند مادرانشان تنها كسانى‏اند كه آنها را به دنيا آورده‏اند! آنها سخنى زشت و باطل مى‏گويند و خداوند بخشنده و آمرزنده است! (2)


وَالَّذِين‌َ يُظَاهِرُون‌َ مِنْ‌ نِسَائِهِم‌ْ ثُم‌َّ يَعُودُون‌َ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَة‌ٍ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَتَمَـاسَّا ذَلِكُم‌ْ تُوعَظُون‌َ بِه‌ِ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (مجادله: 3)

كسانى كه همسران خود را «ظِهار» مى‏كنند، سپس از گفته خود بازمى‏گردند، بايد پيش از آميزش جنسى با هم، برده‏اى را آزاد كنند اين دستورى است كه به آن اندرز داده مى‏شويد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (3)


فَمَنْ‌ لَم‌ْ يَجِدْ فَصِيَام‌ُ شَهْرَيْن‌ِ مُتَتَابِعَيْن‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَتَماسَّا فَمَن‌ْ لَم‌ْ يَسْتَطِع‌ْ فَإِطْعَام‌ُ سِتِّين‌َ مِسْكِينَاً ذَلِك‌َ لِتُؤْمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ وَ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مجادله: 4)

و كسى كه توانايى (آزاد كردن برده‏اى) نداشته باشد، دو ماه پياپى قبل از آميزش روزه بگيرد و كسى كه اين را هم نتواند، شصت مسكين را اطعام كند اين براى آن است كه به خدا و رسولش ايمان بياوريد اينها مرزهاى الهى است و كسانى كه با آن مخالفت كنند، عذاب دردناكى دارند! (4)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُحَادُّون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ كُبِتُوا كَمَا كُبِت‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ قَدْ أَنْزَلْنَا آيَات‌ٍ بَيِّنَات‌ٍ وَ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (مجادله: 5)

كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى مى‏كنند خوار و ذليل شدند آن گونه كه پيشينيان خوار و ذليل شدند ما آيات روشنى نازل كرديم، و براى كافران عذاب خواركننده‏اى است ... (5)


أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ مَا يَكُون‌ُ مِنْ‌ نَجْوَي‌ ثَلاَثَة‌ٍ إِلاَّ هُوَ رَابِعُهُم‌ْ وَ لاَ خَمْسَة‌ٍ إِلاَّ هُوَ سَادِسُهُم‌ْ وَ لاَ أَدْنَي‌ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُم‌ْ أَيْن‌َ مَا كَانُوا ثُم‌َّ يُنَبِّئُهُمْ‌ بِمَا عَمِلُوا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيم‌ٌ (مجادله: 7)

آيا نمى‏دانى كه خداوند آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است مى‏داند هيچ گاه سه نفر با هم نجوا نمى‏كنند مگر اينكه خداوند چهارمين آنهاست، و هيچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمى‏كنند مگر اينكه خداوند ششمين آنهاست، و نه تعدادى كمتر و نه بيشتر از آن مگر اينكه او همراه آنهاست هر جا كه باشند، سپس روز قيامت آنها را از اعمالشان آگاه مى‏سازد، چرا كه خداوند به هر چيزى داناست! (7)


إِنَّمَا النَّجْوَي‌ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ لِيَحْزُن‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ لَيْس‌َ بِضَارِّهِم‌ْ شَيْءً إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (مجادله: 10)

نجوا تنها از سوى شيطان است مى‏خواهد با آن مؤمنان غمگين شوند ولى نمى تواند هيچ گونه ضررى به آنها برساند جز بفرمان خدا پس مؤمنان تنها بر خدا توكّل كنند! (10)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا قِيل‌َ لَكُم‌ْ تَفَسَّحُوا فِي‌ الْمَـجَالِس‌ِ فَافْسَحُوا يَفْسَح‌ِ الله‌ُ لَكُم‌ْ وَ إِذَا قِيل‌َ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَع‌ِ الله‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَالَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ دَرَجَات‌ٍ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (مجادله: 11)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشيد (و به تازه‏واردها جا دهيد)»، وسعت بخشيد، خداوند (بهشت را) براى شما وسعت مى‏بخشد و هنگامى كه گفته شود: «برخيزيد»، برخيزيد اگر چنين كنيد، خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظيمى مى‏بخشد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (11)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ تَوَلَّوْا قَوْمَاً غَضِب‌َ الله‌ُ عَلَيْهِمْ‌ مَا هُمْ‌ مِنْكُم‌ْ وَ لاَ مِنْهُم‌ْ وَ يَحْلِفُون‌َ عَلَي‌ الْكَذِب‌ِ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (مجادله: 14)

آيا نديدى كسانى را كه طرح دوستى با گروهى كه مورد غضب خدا بودند ريختند؟! آنها نه از شما هستند و نه از آنان! سوگند دروغ ياد مى‏كنند (كه از شما هستند) در حالى كه خودشان مى‏دانند (دروغ نمى‏گويند)! (14)


لَن‌ْ تُغْنِي‌َ عَنْهُم‌ْ أَمْوَالُهُم‌ْ وَ لاَ أَوْلاَدُهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (مجادله: 17)

هرگز اموال و اولادشان آنها را از عذاب الهى حفظ نمى‏كند آنها اهل آتشند و جاودانه در آن مى‏مانند! (17)


لاَ تَجِدُ قَوْمَاً يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ يُوَادُّون‌َ مَن‌ْ حَادَّ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ لَوْ كَانُوا آبَاءَهُم‌ْ أَوْ أَبْنَاءَهُم‌ْ أَوْ إِخْوَانَهُم‌ْ أَوْ عَشِيرَتَهُم‌ْ أُولَئِك‌َ كَتَب‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ُ الْإِيمَان‌َ وَ أَيَّدَهُمْ‌ بِرُوح‌ٍ مِنْه‌ُ وَ يُدْخِلُهُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ أُولَئِك‌َ حِزْب‌ُ الله‌ِ أَلاَ إِن‌َّ حِزْب‌َ الله‌ِ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (مجادله: 22)

هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده، و آنها را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند خدا از آنها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند آنها «حزب اللَّه» اند بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند. (22)


هُوَ الَّذِي‌ أَخْرَج‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ مِنْ‌ دِيَارِهِم‌ْ لِأَوَّل‌ِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُم‌ْ أَنْ‌ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ‌ مَانِعَتُهُم‌ْ حُصُونُهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ فَأَتَاهُم‌ُ الله‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لَم‌ْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَف‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ُ الرُّعْب‌َ يُخْرِبُون‌َ بُيُوتَهُمْ‌ بِأَيْدِيهِم‌ْ وَ أَيْدِي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي‌ الْأَبْصَارِ (حشر: 2)

او كسى است كه كافران اهل كتاب را در نخستين برخورد (با مسلمانان) از خانه‏هايشان بيرون راند! گمان نمى‏كرديد آنان خارج شوند، و خودشان نيز گمان مى‏كردند كه دِژهاى محكمشان آنها را از عذاب الهى مانع مى‏شود امّا خداوند از آنجا كه گمان نمى‏كردند به سراغشان آمد و در دلهايشان ترس و وحشت افكند، بگونه‏اى كه خانه‏هاى خود را با دست خويش و با دست مؤمنان ويران مى‏كردند پس عبرت بگيريد اى صاحبان چشم! (2)


مَا قَطَعْتُمْ‌ مِنْ‌ لِينَة‌ٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَة‌ً عَلَي‌ أُصُولِهَا فَبِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ لِيُخْزِي‌َ الْفَاسِقِين‌َ (حشر: 5)

هر درخت با ارزش نخل را قطع كرديد يا آن را به حال خود واگذاشتيد، همه به فرمان خدا بود و براى اين بود كه فاسقان را خوار و رسوا كند! (5)


وَ مَا أَفَاءَ الله‌ُ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ مِنْهُم‌ْ فَمَا أَوْجَفْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ خَيْل‌ٍ وَ لاَ رِكَاب‌ٍ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يُسَلِّط‌ُ رُسُلَه‌ُ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (حشر: 6)

و آنچه را خدا از آنان [يهود] به رسولش بازگردانده (و بخشيده) چيزى است كه شما براى به دست آوردن آن (زحمتى نكشيديد،) نه اسبى تاختيد و نه شترى ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلّط مى‏سازد و خدا بر هر چيز توانا است! (6)


مَا أَفَاءَ الله‌ُ عَلَي‌ رَسُولِه‌ِ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْقُرَي‌ فَلِالله‌ِ وَ لِلرَّسُول‌ِ وَ لِذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ كَيْلاَ يَكُون‌َ دُوْلَة‌ً بَيْن‌َ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُم‌ْ وَ مَا آتَاكُم‌ُ الرَّسُول‌ُ فَخُذُوه‌ُ وَ مَا نَهَاكُم‌ْ عَنْه‌ُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (حشر: 7)

آنچه را خداوند از اهل اين آباديها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خويشاوندان او، و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (اين اموال عظيم) در ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است! (7)


لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِين‌َ الَّذِين‌َ أُخْرِجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِم‌ْ وَ أَمَوَالِهِم‌ْ يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِن‌َ الله‌ِ وَ رِضْوَانَاً وَ يَنْصُرُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الصَّادِقُون‌َ (حشر: 8)

اين اموال براى فقيران مهاجرانى است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند در حالى كه فضل الهى و رضاى او را مى‏طلبند و خدا و رسولش را يارى مى‏كنند و آنها راستگويانند! (8)


وَالَّذِين‌َ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَان‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ يُحِبُّون‌َ مَن‌ْ هَاجَرَ إِلَيْهِم‌ْ وَ لاَ يَجِدُون‌َ فِي‌ صُدُورِهِم‌ْ حَاجَة‌ً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُون‌َ عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ لَوْ كَان‌َ بِهِم‌ْ خَصَاصَة‌ٌ وَ مَنْ‌ يُوق‌َ شُح‌َّ نَفْسِه‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (حشر: 9)

و براى كسانى است كه در اين سرا [سرزمين مدينه‏] و در سراى ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مى‏دارند، و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى‏كنند و آنها را بر خود مقدّم مى‏دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش باز داشته شده‏اند رستگارانند! (9)


وَالَّذِين‌َ جَاءُوا مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِين‌َ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لاَ تَجْعَل‌ْ فِي‌ قُلُوبِنَا غِلاًّ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّك‌َ رَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (حشر: 10)

(همچنين) كسانى كه بعد از آنها [بعد از مهاجران و انصار] آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!» (10)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ نَافَقُوا يَقُولُون‌َ لِإِخْوانِهِم‌ُ الَّذِين‌َ كَفَروا مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَئِن‌ْ أُخْرِجْتُم‌ْ لَنَخْرُجَن‌َّ مَعَكُم‌ْ وَ لاَ نُطِيع‌ُ فِيكُم‌ْ أَحَدَاً أَبَدَاً وَ إِنْ‌ قُوتِلْتُم‌ْ لَنَنْصُرَنَّكُم‌ْ وَالله‌ُ يَشْهَدُ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (حشر: 11)

آيا منافقان را نديدى كه پيوسته به برادران كفارشان از اهل كتاب مى‏گفتند: «هر گاه شما را (از وطن) بيرون كنند، ما هم با شما بيرون خواهيم رفت و هرگز سخن هيچ كس را درباره شما اطاعت نخواهيم كرد و اگر با شما پيكار شود، ياريتان خواهيم نمود!» خداوند شهادت مى‏دهد كه آنها دروغگويانند! (11)


لَأَنْتُم‌ْ أَشَدُّ رَهْبَة‌ً فِي‌ صُدُورِهِمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ لاَ يَفْقَهُون‌َ (حشر: 13)

وحشت از شما در دلهاى آنها بيش از ترس از خداست اين به خاطر آن است كه آنها گروهى نادانند! (13)


لاَ يُقَاتِلُونَكُم‌ْ جَمِيعَاً إِلاَّ فِي‌ قُرَي‌ً مُحَصَّنَة‌ٍ أَوْ مِنْ‌ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ‌ بَيْنَهُم‌ْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُم‌ْ جَمِيعَاً و قُلُوبُهُم‌ْ شَتَّي‌ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ لاَ يَعْقِلُون‌َ (حشر: 14)

آنها هرگز با شما بصورت گروهى نمى‏جنگند جز در دژهاى محكم يا از پشت ديوارها! پيكارشان در ميان خودشان شديد است، (امّا در برابر شما ضعيف!) آنها را متّحد مى‏پندارى، در حالى كه دلهايشان پراكنده است اين به خاطر آن است كه آنها قومى هستند كه تعقّل نمى‏كنند! (14)


كَمَثَل‌ِ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ قَرِيبَاً ذَاقُوا وَبَال‌َ أَمْرِهِم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (حشر: 15)

كار اين گروه از يهود همانند كسانى است كه كمى قبل از آنان بودند، طعم تلخ كار خود را چشيدند و براى آنها عذابى دردناك است! (15)


كَمَثَل‌ِ الشَّيْطَان‌ِ إِذْ قَال‌َ لِلْإِنْسَان‌ِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَال‌َ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِنْك‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ الله‌َ رَب‌َّ الْعَالَمِين‌َ (حشر: 16)

كار آنها همچون شيطان است كه به انسان گفت: «كافر شو (تا مشكلات تو را حل كنم)!» امّا هنگامى كه كافر شد گفت: «من از تو بيزارم، من از خداوندى كه پروردگار عالميان است بيم دارم!» (16)


لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآن‌َ عَلَي‌ جَبَل‌ٍ لَرَأَيْتَه‌ُ خَاشِعَاً مُتَصَدِّعَاً مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ الله‌ِ وَ تِلْك‌َ الْأَمْثَال‌ُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَفَكَّرُون‌َ (حشر: 21)

اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى‏كرديم، مى‏ديدى كه در برابر آن خاشع مى‏شود و از خوف خدا مى‏شكافد! اينها مثالهايى است كه براى مردم مى‏زنيم، شايد در آن بينديشيد! (21)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا عَدُوِّي‌ وَ عَدُوَّكُم‌ْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُون‌َ إِلَيْهِمْ‌ بِالْمَوَدَّة‌ِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ‌ مِن‌َ الْحَق‌ِّ يُخْرِجُون‌َ الرَّسُول‌َ وَ إِيَّاكُم‌ْ أَنْ‌ تُؤْمِنُوا بِالله‌ِ رَبِّكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ خَرَجْتُم‌ْ جِهَادَاً فِي‌ سَبِيلي‌ وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي‌ تُسِرُّون‌َ إِلَيْهِمْ‌ بِالْمَوَدَّة‌ِ وَ أَنَا أَعْلَم‌ُ بِمَا أَخْفَيْتُم‌ْ وَ مَا أَعْلَنْتُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَفْعَلْه‌ُ مِنْكُم‌ْ فَقَدْ ضَل‌َّ سَوَاءَ السَّبِيل‌ِ (ممتحنه: 1)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‏كنيد، در حالى كه آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده كافر شده‏اند و رسول اللَّه و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و ديارتان بيرون مى‏رانند اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‏ايد (پيوند دوستى با آنان برقرار نسازيد!) شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مى‏سازيد از همه داناترم! و هر كس از شما چنين كارى كند، از راه راست گمراه شده است! (1)


قَدْ كَانَت‌ْ لَكُم‌ْ أُسْوَة‌ٌ حَسَنَة‌ٌ فِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِم‌ْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُم‌ْ وَ مِمَّا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ كَفَرْنَا بِكُم‌ْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ُ الْعَدَاوَة‌ُ وَالْبَغَضاءُ أَبَدَاً حَتَّي‌ تُؤْمِنُوا بِالله‌ِ وَحْدَه‌ُ إِلاَّ قَوْل‌َ إِبْرَاهِيم‌َ لِأَبِيه‌ِ لَأََسْتَغْفِرَن‌َّ لَك‌َ وَ مَا أَمْلِك‌ُ لَك‌َ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ رَبَّنَا عَلَيْك‌َ تَوَكَّلْنَا وَ إِلَيْك‌َ أَنَبْنَا وَ إِلَيْك‌َ الْمَصِيرُ (ممتحنه: 4)

براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غير از خدا مى‏پرستيد بيزاريم ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد!- جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش [عمويش آزر] گفت (و وعده داد) كه براى تو آمرزش طلب مى‏كنم، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است! (4)


عَسَي‌ الله‌ُ أَنْ‌ يَجْعَل‌َ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْن‌َ الَّذِين‌َ عَادَيْتُمْ‌ مِنْهُمْ‌ مَوَدَّة‌ً وَالله‌ُ قَدِيرٌ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (ممتحنه: 7)

اميد است خدا ميان شما و كسانى از مشركين كه با شما دشمنى كردند (از راه اسلام) پيوند محبّت برقرار كند خداوند تواناست و خداوند آمرزنده و مهربان است. (7)


لاَ يَنْهَاكُم‌ُ الله‌ُ عَن‌ِ الَّذِين‌َ لَم‌ْ يُقَاتِلُوكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ وَ لَم‌ْ يُخْرِجُوكُمْ‌ مِنْ‌ دِيَارِكُم‌ْ أَنْ‌ تَبَرُّوهُم‌ْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُقْسِطِين‌َ (ممتحنه: 8)

خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏كند چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد. (8)


إِنَّمَا يَنْهَاكُم‌ُ الله‌ُ عَن‌ِ الَّذِين‌َ قَاتَلُوكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ وَ أَخْرَجُوكُمْ‌ مِنْ‌ دِيَارِكُم‌ْ وَ ظَاهَرُوا عَلَي‌ إِخْرَاجِكُم‌ْ أَنْ‌ تَوَلَّوْهُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَتَوَلَّهُم‌ْ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الظَّالِمُون‌َ (ممتحنه: 9)

تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون‏راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستمگر است! (9)


وَ إِنْ‌ فَاتَكُم‌ْ شَيْ‌ءٌ مِن‌ْ أَزْوَاجِكُم‌ْ إِلَي‌ الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُم‌ْ فَآتُوا الَّذِين‌َ ذَهَبَت‌ْ أَزْوَاجُهُمْ‌ مِثْل‌َ مَا أَنْفَقُوا وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ أَنْتُمْ‌ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (ممتحنه: 11)

و اگر بعضى از همسران شما از دستتان بروند (و به سوى كفار بازگردند) و شما در جنگى بر آنان پيروز شديد و غنايمى گرفتيد، به كسانى كه همسرانشان رفته‏اند، همانند مهرى را كه پرداخته‏اند بدهيد و از (مخالفت) خداوندى كه همه به او ايمان داريد بپرهيزيد! (11)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَوَلَّوْا قَوْمَاً غَضِب‌َ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ قَدْ يَئِسُوا مِن‌َ الْآخِرَة‌ِ كَمَا يَئِس‌َ الْكُفَّارُ مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ الْقُبُورِ (ممتحنه: 13)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! با قومى كه خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نكنيد آنان از آخرت مأيوسند همان‏گونه كه كفار مدفون در قبرها مأيوس مى‏باشند! (13)


وَ إِذْ قَال‌َ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ يَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ إِنِّي‌ رَسُول‌ُ الله‌ِ إِلَيْكُمْ‌ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَي‌َّ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ مُبَشِّرَاً بِرَسُول‌ٍ يَأْتِي‌ مِنْ‌ بَعْدِي‌ اسْمُه‌ُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (صف: 6)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: «اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق‏كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات‏] مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى كه بعد از من مى‏آيد و نام او احمد است!» هنگامى كه او [احمد] با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحرى است آشكار»! (6)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ هُوَ يُدْعَي‌ إِلَي‌ الْإِسْلاَم‌ِ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (صف: 7)

چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته در حالى كه دعوت به اسلام مى‏شود؟! خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمى‏كند! (7)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا هَل‌ْ أَدُلُّكُم‌ْ عَلَي‌ تِجَارَة‌ٍ تُنْجِيكُم‌ْ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (صف: 10)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آيا شما را به تجارتى راهنمايى كنم كه شما را از عذاب دردناك رهايى مى‏بخشد؟! (10)


يَغْفِرْ لَكُم‌ْ ذُنُوبَكُم‌ْ وَ يُدْخِلْكُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ مَسَاكِن‌َ طَيِّبَة‌ً فِي‌ جَنَّات‌ِ عَدْن‌ٍ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (صف: 12)

(اگر چنين كنيد) گناهانتان را مى‏بخشد و شما را در باغهايى از بهشت داخل مى‏كند كه نهرها از زير درختانش جارى است و در مسكنهاى پاكيزه در بهشت جاويدان جاى مى‏دهد و اين پيروزى عظيم است! (12)


وَ أُخْرَي‌ تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِن‌َ الله‌ِ وَ فَتْح‌ٌ قَرِيب‌ٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِين‌َ (صف: 13)

و (نعمت) ديگرى كه آن را دوست داريد به شما مى‏بخشد، و آن يارى خداوند و پيروزى نزديك است و مؤمنان را بشارت ده (به اين پيروزى بزرگ)! (13)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ الله‌ِ كَمَا قَال‌َ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ لِلْحَوَارِيِّين‌َ مَن‌ْ أَنْصَارِي‌ إِلَي‌ الله‌ِ قَال‌َ الْحَوَارِيُّون‌َ نَحْن‌ُ اَنصَارُ الله‌ِ فَآمَنَتْ‌ طَائِفَة‌ٌ مِن‌ْ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ وَ كَفَرَتْ‌ طَائِفَة‌ٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِين‌َ آمَنُوا عَلَي‌ عَدُوِّهِم‌ْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِين‌َ (صف: 14)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ياوران خدا باشيد همان‏گونه كه عيسى بن مريم به حواريون گفت: «چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند؟!» حواريون گفتند: «ما ياوران خدائيم» در اين هنگام گروهى از بنى اسرائيل ايمان آوردند و گروهى كافر شدند ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تأييد كرديم و سرانجام بر آنان پيروز شدند! (14)


هُوَ الَّذِي‌ بَعَث‌َ فِي‌ الْأُمِّيِّين‌َ رَسُولاً مِنْهُم‌ْ يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِه‌ِ وَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ يُعَلِّمُهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ إِنْ‌ كَانُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ لَفِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (جمعه: 2)

و كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزكيه مى‏كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‏آموزد هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند! (2)


وَ آخَرِين‌َ مِنْهُم‌ْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِم‌ْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (جمعه: 3)

و (همچنين) رسول است بر گروه ديگرى كه هنوز به آنها ملحق نشده‏اند و او عزيز و حكيم است! (3)


قُلْ‌ يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ هَادُوا إِنْ‌ زَعَمْتُم‌ْ أَنَّكُم‌ْ أَوْلِيَاءُ لِالله‌ِ مِنْ‌ دُون‌ِ النَّاس‌ِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْت‌َ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (جمعه: 6)

بگو: «اى يهوديان! اگر گمان مى‏كنيد كه (فقط) شما دوستان خدائيد نه ساير مردم، پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مى‏گوييد (تا به لقاى محبوبتان برسيد)!» (6)


قُل‌ْ إِن‌َّ الْمَوْت‌َ الَّذِي‌ تَفِرُّون‌َ مِنْه‌ُ فَإِنَّه‌ُ مُلاَقِيكُم‌ْ ثُم‌َّ تُرَدُّون‌َ إِلَي‌ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (جمعه: 8)

بگو: «اين مرگى كه از آن فرار مى‏كنيد سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگردانده مى‏شويد آن گاه شما را از آنچه انجام مى‏داديد خبر مى‏دهد!» (8)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا نُودِي‌َ لِلصَّلاَة‌ِ مِنْ‌ يَوْم‌ِ الْجُمُعَة‌ِ فَاسْعَوْا إِلَي‌ ذِكْرِ الله‌ِ وَ ذَرُوا الْبَيْع‌َ ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (جمعه: 9)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد! (9)


فَإِذَا قُضِيَت‌ِ الصَّلاَة‌ُ فَانْتَشِرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَابْتَغُوا مِنْ‌ فَضْل‌ِ الله‌ِ وَاذْكُرُوا الله‌َ كَثِيرَاً لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (جمعه: 10)

و هنگامى كه نماز پايان گرفت (شما آزاديد) در زمين پراكنده شويد و از فضل خدا بطلبيد، و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد! (10)


وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَة‌ً أَوْ لَهْوَاً انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَ تَرَكُوك‌َ قَائِمَاً قُل‌ْ مَا عِنْدَ الله‌ِ خَيْرٌ مِن‌َ اللَّهْوِ وَ مِن‌َ التِّجَارَة‌ِ وَالله‌ُ خَيْرُ الرَّازِقِين‌َ (جمعه: 11)

هنگامى كه آنها تجارت يا سرگرمى و لهوى را ببينند پراكنده مى‏شوند و به سوى آن مى روند و تو را ايستاده به حال خود رها مى‏كنند بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترين روزى‏دهندگان است. (11)


يَقُولُون‌َ لَئِنْ‌ رَجَعْنَا إِلَي‌ الْمَدِينَة‌ِ لَيُخْرِجَن‌َّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَل‌َّ وَ لِالله‌ِ الْعِزَّة‌ُ وَ لِرَسُولِه‌ِ وَ لِلْمُؤْمِنِين‌َ وَ لَكِنَّ‌ الْمُنَافِقِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ (منافقون: 8)

آنها مى‏گويند: «اگر به مدينه بازگرديم، عزيزان ذليلان را بيرون مى‏كنند!» در حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏دانند! (8)


وَ أَنْفِقُوا مِنْ‌ مَا رَزَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ فَيَقُول‌َ رَب‌ِّ لَوْلاَ أَخَّرْتَنِي‌ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ فَأَصَّدَّق‌َ وَ أَكُنْ‌ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (منافقون: 10)

از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه مرگ يكى از شما فرا رسد و بگويد: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت كمى به تأخير نينداختى تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» (10)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُم‌ْ فَمِنْكُم‌ْ كَافِرٌ وَ مِنْكُمْ‌ مُؤْمِن‌ٌ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (تغابن: 2)

او كسى است كه شما را آفريد (و به شما آزادى و اختيار داد) گروهى از شما كافريد و گروهى مؤمن و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست! (2)


أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ نَبَأُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَذَاقُوا وَبَال‌َ أَمْرِهِم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (تغابن: 5)

آيا خبر كسانى كه پيش از اين كافر شدند به شما نرسيده است؟! (آرى) آنها طعم كيفر گناهان بزرگ خود را چشيدند و عذاب دردناك براى آنهاست! (5)


يَوْم‌َ يَجْمَعُكُم‌ْ لِيَوْم‌ِ الْجَمْع‌ِ ذَلِك‌َ يَوْم‌ُ التَّغَابُن‌ِ وَ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ْ بِالله‌ِ وَ يَعْمَل‌ْ صَالِحَاً يُكَفِّرْ عَنْه‌ُ سَيِّئَاتِه‌ِ وَ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (تغابن: 9)

اين در زمانى خواهد بود كه همه شما را در روز اجتماع [روز رستاخيز] گردآورى مى‏كند آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)! و هر كس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏كند، جاودانه در آن مى مانند و اين پيروزى بزرگ است! (9)


مَا أَصَاب‌َ مِنْ‌ مُصِيبَة‌ٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يُؤْمِنْ‌ بِالله‌ِ يَهْدِ قَلْبَه‌ُ وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيم‌ٌ (تغابن: 11)

هيچ مصيبتى رخ نمى‏دهد مگر به اذن خدا! و هر كس به خدا ايمان آورد، خداوند قلبش را هدايت مى‏كند و خدا به هر چيز داناست! (11)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنوا إِن‌َّ مِن‌ْ أَزْوَاجِكُم‌ْ وَ أَوْلاَدِكُم‌ْ عَدُوَّاً لَكُم‌ْ فَاحْذَرُوهُم‌ْ وَ إِنْ‌ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (تغابن: 14)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشيد و اگر عفو كنيد و چشم بپوشيد و ببخشيد، (خدا شما را مى‏بخشد) چرا كه خداوند بخشنده و مهربان است! (14)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ إِذَا طَلَّقْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُن‌َّ لِعِدَّتِهِن‌َّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّة‌َ وَاتَّقُوا الله‌َ رَبَّكُم‌ْ لاَ تُخْرِجُوهُن‌َّ مِنْ‌ بُيُوتِهِن‌َّ وَ لاَ يَخْرُجْن‌َ إِلاَّ أَنْ‌ يَأْتِين‌َ بِفَاحِشَة‌ٍ مُبَيِّنَة‌ٍ وَ تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ وَ مَن‌ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله‌ِ فَقَدْ ظَلَم‌َ نَفْسَه‌ُ لاَ تَدْرِي‌ لَعَل‌َّ الله‌َ يُحْدِث‌ُ بَعْدَ ذَلِك‌َ أَمْرَاً (طلاق: 1)

اى پيامبر! هر زمان خواستيد زنان را طلاق دهيد، در زمان عدّه، آنها را طلاق گوييد [زمانى كه از عادت ماهانه پاك شده و با همسرشان نزديكى نكرده باشند]، و حساب عدّه را نگه داريد و از خدايى كه پروردگار شماست بپرهيزيد نه شما آنها را از خانه‏هايشان بيرون كنيد و نه آنها (در دوران عدّه) بيرون روند، مگر آنكه كار زشت آشكارى انجام دهند اين حدود خداست، و هر كس از حدود الهى تجاوز كند به خويشتن ستم كرده تو نمى‏دانى شايد خداوند بعد از اين، وضع تازه (و وسيله اصلاحى) فراهم كند! (1)


فَإِذَا بَلَغْن‌َ أَجَلَهُن‌َّ فَأَمْسِكُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ أَوْ فَارِقُوهُن‌َّ بِمَعْرُوف‌ٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَي‌ْ عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ وَ أَقِيمُوا الشَّهَادَة‌َ لِالله‌ِ ذَلِكُم‌ْ يُوعَظ‌ُ بِه‌ِ مَنْ‌ كَان‌َ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ الله‌َ يَجْعَلْ‌ لَه‌ُ مَخْرَجَاً (طلاق: 2)

و چون عده آنها سرآمد، آنها را بطرز شايسته‏اى نگه داريد يا بطرز شايسته‏اى از آنان جدا شويد و دو مرد عادل از خودتان را گواه گيريد و شهادت را براى خدا برپا داريد اين چيزى است كه مؤمنان به خدا و روز قيامت به آن اندرز داده مى‏شوند! و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏كند، (2)


وَ يَرْزُقْه‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ يَحْتَسِب‌ُ وَ مَنْ‌ يَتَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ فَهُوَ حَسْبُه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ بَالِغ‌ُ أَمْرِه‌ِ قَدْ جَعَل‌َ الله‌ُ لِكُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدْرَاً (طلاق: 3)

و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مى‏دهد و هر كس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مى‏كند خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند و خدا براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده است! (3)


وَالاَّئِي‌ يَئِسْن‌َ مِن‌َ الْمَـحِيض‌ِ مِنْ‌ نِسَائِكُم‌ْ إِنِ‌ ارْتَبْتُم‌ْ فَعِدَّتُهُن‌َّ ثَلاَثَة‌ُ أَشْهُرٍ وَالاَّئِي‌ لَم‌ْ يَحِضْن‌َ وَ أُولاَت‌ُ الْأَحْمَال‌ِ أَجَلُهُن‌َّ أَنْ‌ يَضَعْن‌َ حَمْلَهُن‌َّ وَ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ الله‌َ يَجْعَلْ‌ لَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِه‌ِ يُسْرَاً (طلاق: 4)

و از زنانتان، آنان كه از عادت ماهانه مأيوسند، اگر در وضع آنها (از نظر باردارى) شك كنيد، عده آنان سه ماه است، و همچنين آنها كه عادت ماهانه نديده‏اند و عده زنان باردار اين است كه بار خود را بر زمين بگذارند و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند كار را بر او آسان مى‏سازد! (4)


أَسْكِنُوهُن‌َّ مِن‌ْ حَيْث‌ُ سَكَنْتُمْ‌ مِنْ‌ وُجْدِكُم‌ْ وَ لاَ تُضَارُّوهُن‌َّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِن‌َّ وَ إِنْ‌ كُن‌َّ أُولاَت‌ِ حَمْل‌ٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِن‌َّ حَتَّي‌ يَضَعْن‌َ حَمْلَهُن‌َّ فَإِن‌ْ أَرْضَعْن‌َ لَكُم‌ْ فَآتُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ‌ بِمَعْرُوف‌ٍ وَ إِنْ‌ تَعَاسَرْتُم‌ْ فَسَتُرْضِع‌ُ لَه‌ُ أُخْرَي‌ (طلاق: 6)

آنها [زنان مطلّقه‏] را هر جا خودتان سكونت داريد و در توانايى شماست سكونت دهيد و به آنها زيان نرسانيد تا كار را بر آنان تنگ كنيد (و مجبور به ترك منزل شوند) و اگر باردار باشند، نفقه آنها را بپردازيد تا وضع حمل كنند و اگر براى شما (فرزند را) شير مى‏دهند، پاداش آنها را بپردازيد و (درباره فرزندان، كار را) با مشاوره شايسته انجام دهيد و اگر به توافق نرسيديد، آن ديگرى شيردادن آن بچه را بر عهده مى‏گيرد. (6)


لِيُنْفِق‌ْ ذُو سَعَة‌ٍ مِنْ‌ سَعَتِه‌ِ وَ مَنْ‌ قُدِرَ عَلَيْه‌ِ رِزْقُه‌ُ فَلْيُنْفِق‌ْ مِمَّا آتَاه‌ُ الله‌ُ لاَ يُكَلِّف‌ُ الله‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ مَا آتَاهَا سَيَجْعَل‌ُ الله‌ُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرَاً (طلاق: 7)

آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق كنند و آنها كه تنگدستند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق نمايند خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمى‏كند خداوند بزودى بعد از سختيها آسانى قرار مى‏دهد! (7)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ عَتَت‌ْ عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّهَا وَ رُسُلِه‌ِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابَاً شَدِيدَاً وَ عَذَّبْنَاهَا عَذَابَاً نُكْرَاً (طلاق: 8)

چه بسيار شهرها و آباديها كه اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپيچى كردند و ما بشدّت به حسابشان رسيديم و به مجازات كم‏نظيرى گرفتار ساختيم! (8)


رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْكُم‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ مُبَيِّنَات‌ٍ لِيُخْرِج‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ مَنْ‌ يُؤْمِنْ‌ بِالله‌ِ وَ يَعْمَل‌ْ صَالِحَاً يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً قَدْ أَحْسَن‌َ الله‌ُ لَه‌ُ رِزْقَاً (طلاق: 11)

رسولى به سوى شما فرستاده كه آيات روشن خدا را بر شما تلاوت مى‏كند تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، از تاريكيها بسوى نور خارج سازد! و هر كس به خدا ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهد، او را در باغهايى از بهشت وارد سازد كه از زير (درختانش) نهرها جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند، و خداوند روزى نيكويى براى او قرار داده است! (11)


الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ سَبْع‌َ سَمَاوَات‌ٍ وَ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ مِثْلَهُن‌َّ يَتَنَزَّل‌ُ الْأَمْرُ بَيْنَهُن‌َّ لِتَعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ وَ أَن‌َّ الله‌َ قَدْ أَحَاط‌َ بِكُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ عِلْمَاً (طلاق: 12)

خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مى‏آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينكه علم او به همه چيز احاطه دارد! (12)


عَسَي‌ رَبُّه‌ُ إِنْ‌ طَلَّقَكُن‌َّ أَنْ‌ يُبْدِلَه‌ُ أَزْوَاجَاً خَيْرَاً مِنْكُن‌َّ مُسْلِمَات‌ٍ مُؤْمِنَات‌ٍ قَانِتَات‌ٍ تَائِبَات‌ٍ عَابِدَات‌ٍ سَائِحات‌ٍ ثَيِّبَات‌ٍ وَ أَبْكَارَاً (تحريم: 5)

اميد است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرت‏كننده، زنانى غير باكره و باكره! (5)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي‌ الله‌ِ تَوْبَة‌ً نَصُوحَاً عَسَي‌ رَبُّكُم‌ْ أَنْ‌ يُكَفِّرَ عَنْكُم‌ْ سِيِّئَاتِكُم‌ْ وَ يُدْخِلَكُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْم‌َ لاَ يُخْزِي‌ الله‌ُ النَّبِي‌َّ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ نُورُهُم‌ْ يَسْعَي‌ بَيْن‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ بِأَيْمَانِهِم‌ْ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا أَتْمِم‌ْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّك‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (تحريم: 8)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسوى خدا توبه كنيد، توبه‏اى خالص اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمى‏كند اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مى‏گويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى!» (8)


ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا امْرَأَة‌َ نُوح‌ٍ وَامْرَأَة‌َ لُوط‌ٍ كَانَتَا تَحْت‌َ عَبْدَيْن‌ِ مِن‌ْ عِبَادِنَا صَالِحَيْن‌ِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَم‌ْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً وَ قِيل‌َ ادْخُلاَ النَّارَ مَع‌َ الدَّاخِلِين‌َ (تحريم: 10)

خداوند براى كسانى كه كافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مى‏شوند!» (10)


وَ ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا امْرَأَة‌َ فِرْعَوْن‌َ إِذْ قَالَت‌ْ رَب‌ِّ ابْن‌ِ لِي‌ عِنْدَك‌َ بَيْتَاً فِي‌ الْجَنَّة‌ِ وَ نَجِّنِي‌ مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ وَ عَمَلِه‌ِ وَ نَجِّنِي‌ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (تحريم: 11)

و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!» (11)


وَ مَرْيَم‌َ ابْنَت‌َ عِمْرَان‌َ الَّتِي‌ أَحْصَنَت‌ْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِنَا وَ صَدَّقَت‌ْ بِكَلِمَات‌ِ رَبِّهَا وَ كُتُبِه‌ِ وَ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْقَانِتِين‌َ (تحريم: 12)

و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دميديم او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود! (12)


الَّذِي‌ خَلَق‌َ سَبْع‌َ سَماوَات‌ٍ طِبَاقَاً مَا تَرَي‌ فِي‌ خَلْق‌ِ الرَّحْمَن‌ِ مِنْ‌ تَفَاوُت‌ٍ فَارْجِع‌ِ الْبَصَرَ هَل‌ْ تَرَي‌ مِنْ‌ فُطُورٍ (ملك: 3)

همان كسى كه هفت آسمان را بر فراز يكديگر آفريد در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضادّ و عيبى نمى‏بينى! بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ شكاف و خللى مشاهده مى‏كنى؟! (3)


تَكَادُ تَمَيَّزُ مِن‌َ الْغَيْظ‌ِ كُلَّمَا أُلْقِي‌َ فِيهَا فَوْج‌ٌ سَأَلَهُم‌ْ خَزَنَتُهَا أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ نَذِيرٌ (ملك: 8)

نزديك است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود هر زمان كه گروهى در آن افكنده مى‏شوند، نگهبانان دوزخ از آنها مى‏پرسند: «مگر بيم‏دهنده الهى به سراغ شما نيامد؟!» (8)


قَالُوا بَلَي‌ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّل‌َ الله‌ُ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ كَبِيرٍ (ملك: 9)

مى‏گويند: «آرى، بيم‏دهنده به سراغ ما آمد، ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند هرگز چيزى نازل نكرده، و شما در گمراهى بزرگى هستيد!» (9)


هُوَ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الْأَرْض‌َ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي‌ مَنَاكِبَهَا وَ كُلُوا مِنْ‌ رِزْقِه‌ِ وَ إِلَيْه‌ِ النُّشُورُ (ملك: 15)

او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، بر شانه‏هاى آن راه برويد و از روزيهاى خداوند بخوريد و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست! (15)


وَ لَقَدْ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَكَيْف‌َ كَان‌َ نَكِيرِ (ملك: 18)

كسانى كه پيش از آنان بودند (آيات الهى را) تكذيب كردند، امّا (ببين) مجازات من چگونه بود! (18)


أَمْ مَن‌ْ هَذَا الَّذِي‌ هُوَ جُندٌ لَكُم‌ْ يَنْصُرُكُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الرَّحْمَن‌ِ إِنِ‌ الْكَافِرُون‌َ إِلاَّ فِي‌ غُرُورٍ (ملك: 20)

آيا اين كسى كه لشكر شماست مى‏تواند شما را در برابر خداوند يارى دهد؟ ولى كافران تنها گرفتار فريبند! (20)


قُل‌ْ أَرَأَيْتُم‌ْ إِن‌ْ أَهْلَكَنِي‌َ الله‌ُ وَ مَنْ‌ مَعِي‌َ أَوْ رَحِمَنَا فَمَنْ‌ يُجِيرُ الْكَافِرِين‌َ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (ملك: 28)

بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند مرا و تمام كسانى را كه با من هستند هلاك كند، يا مورد ترحّم قرار دهد، چه كسى كافران را از عذاب دردناك پناه مى‏دهد؟!» (28)


فَطَاف‌َ عَلَيْهَا طَائِف‌ٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ هُم‌ْ نَائِمُون‌َ (قلم: 19)

امّا عذابى فراگير (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند، (19)


عَسَي‌ رَبُّنَا أَنْ‌ يُبْدِلَنَا خَيْرَاً مِنْهَا إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا رَاغِبُون‌َ (قلم: 32)

اميدواريم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا كه ما به او علاقه‏منديم!» (32)


فَذَرْنِي‌ وَ مَنْ‌ يُكَذِّب‌ُ بِهَذَا الْحَدِيث‌ِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ‌ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ يَعْلَمُون‌َ (قلم: 44)

اكنون مرا با آنها كه اين سخن را تكذيب مى‏كنند واگذار! ما آنان را از آنجا كه نمى‏دانند به تدريج به سوى عذاب پيش مى‏بريم. (44)


أَم‌ْ تَسْأَلُهُم‌ْ أَجْرَاً فَهُمْ‌ مِنْ‌ مَغْرَم‌ٍ مُثْقَلُون‌َ (قلم: 46)

يا اينكه تو از آنها مُزدى مى‏طلبى كه پرداختش براى آنها سنگين است؟! (46)


لَوْلاَ أَنْ‌ تَدَارَكَه‌ُ نِعْمَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَ هُوَ مَذْمُوم‌ٌ (قلم: 49)

و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود، (از شكم ماهى) بيرون افكنده مى‏شد در حالى كه نكوهيده بود! (49)


فَاجْتَبَاه‌ُ رَبُّه‌ُ فَجَعَلَه‌ُ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (قلم: 50)

ولى پروردگارش او را برگزيد و از صالحان قرار داد! (50)


فَهَل‌ْ تَرَي‌ لَهُمْ‌ مِنْ‌ بَاقِيَة‌ٍ (حاقه: 8)

آيا كسى از آنها را باقى مى‏بينى؟! (8)


يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُون‌َ لاَ تَخْفَي‌ مِنْكُم‌ْ خَافِيَة‌ٌ (حاقه: 18)

در آن روز همگى به پيشگاه خدا عرضه مى‏شويد و چيزى از كارهاى شما پنهان نمى‏ماند! (18)


وَ لاَ طَعَام‌ٌ إِلاَّ مِن‌ْ غِسْلِين‌ٍ (حاقه: 36)

و نه طعامى، جز از چرك و خون! (36)


تَنْزِيل‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (حاقه: 43)

كلامى است كه از سوى پروردگار عالميان نازل شده است! (43)


لَأََخَذْنَا مِنْه‌ُ بِالْيَـمِين‌ِ (حاقه: 45)

ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، (45)


ثُم‌َّ لَقَطَعْنَا مِنْه‌ُ الْوَتِين‌َ (حاقه: 46)

سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم، (46)


فَمَا مِنْكُمْ‌ مِن‌ْ أَحَدٍ عَنْه‌ُ حَاجِزِين‌َ (حاقه: 47)

و هيچ كس از شما نمى‏توانست از (مجازات) او مانع شود! (47)


وَ إِنَّا لَنَعْلَم‌ُ أَن‌َّ مِنْكُمْ‌ مُكَذِّبِين‌َ (حاقه: 49)

و ما مى‏دانيم كه بعضى از شما (آن را) تكذيب مى‏كنيد! (49)


مِن‌َ الله‌ِ ذِي‌ الْمَعَارِج‌ِ (معارج: 3)

از سوى خداوند ذى المعارج [خداوندى كه فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مى‏كنند]! (3)


يُبَصَّرُونَهُم‌ْ يَوَدُّ الْمُـجْرِم‌ُ لَوْ يَفْتَدِي‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيه‌ِ (معارج: 11)

آنها را نشانشان مى‏دهند (ولى هر كس گرفتار كار خويشتن است)، چنان است كه گنهكار دوست مى‏دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند، (11)


وَالَّذِين‌َ هُم‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ رَبِّهِمْ‌ مُشْفِقُون‌َ (معارج: 27)

و آنها كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند، (27)


أَيَطْمَع‌ُ كُل‌ُّ امْرِئ‌ٍ مِنْهُم‌ْ أَنْ‌ يُدْخَل‌َ جَنَّة‌َ نَعِيم‌ٍ (معارج: 38)

آيا هر يك از آنها (با اين اعمال زشتش) طمع دارد كه او را در بهشت پر نعمت الهى وارد كنند؟! (38)


كَلاَّ إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ‌ مِمَّا يَعْلَمُون‌َ (معارج: 39)

هرگز چنين نيست ما آنها را از آنچه خودشان مى‏دانند آفريده‏ايم! (39)


عَلَي‌ أَنْ‌ نُبَدِّل‌َ خَيْرَاً مِنْهُم‌ْ وَ مَا نَحْن‌ُ بِمَسْبُوقِين‌َ (معارج: 41)

كه جاى آنان را به كسانى بدهيم كه از آنها بهترند و ما هرگز مغلوب نخواهيم شد! (41)


يَوْم‌َ يَخْرُجُون‌َ مِن‌َ الْأَجْدَاث‌ِ سِرَاعَاً كَأَنَّهُمْ‌ إِلَي‌ نُصُب‌ٍ يُوفِضُون‌َ (معارج: 43)

همان روز كه از قبرها بسرعت خارج مى‏شوند، گويى به سوى بتها مى‏دوند ... (43)


إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ أَن‌ْ أَنْذِرْ قَوْمَك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (نوح: 1)

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم و گفتيم: «قوم خود را انذار كن پيش از آنكه عذاب دردناك به سراغشان آيد!» (1)


يَغْفِرْ لَكُمْ‌ مِنْ‌ ذُنُوبِكُم‌ْ وَ يُؤَخِّرْكُم‌ْ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً إِن‌َّ أَجَل‌َ الله‌ِ إِذَا جَاءَ لاَ يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُم‌ْ تَعْلَمُون‌َ (نوح: 4)

اگر چنين كنيد، خدا گناهانتان را مى‏آمرزد و تا زمان معيّنى شما را عمر مى‏دهد زيرا هنگامى كه اجل الهى فرا رسد، تأخيرى نخواهد داشت اگر مى‏دانستيد!» (4)


وَالله‌ُ أَنْبَتَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ نَبَاتَاً (نوح: 17)

و خداوند شما را همچون گياهى از زمين رويانيد، (17)


لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلاً فِجَاجَاً (نوح: 20)

تا از راههاى وسيع و دره‏هاى آن بگذريد (و به هر جا مى‏خواهيد برويد)!» (20)


مِمَّا خَطِيئاتِهِم‌ْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارَاً فَلَم‌ْ يَجِدُوا لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ أَنصَارَاً (نوح: 25)

(آرى، سرانجام) همگى بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا ياورانى براى خود نيافتند! (25)


وَ قَال‌َ نُوح‌ٌ رَب‌ِّ لاَ تَذَرْ عَلَي‌ الْأَرْض‌ِ مِن‌َ الْكَافِرِين‌َ دَيَّارَاً (نوح: 26)

نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! (26)


قُل‌ْ أُوحِي‌َ إِلَيَّ‌ أَنَّه‌ُ اسْتَمَع‌َ نَفَرٌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنَاً عَجَبَاً (جن: 1)

بگو: به من وحى شده است كه جمعى از جنّ به سخنانم گوش فرا داده‏اند، سپس گفته‏اند: «ما قرآن عجيبى شنيده‏ايم ... (1)


وَ أَنَّه‌ُ كَان‌َ رِجَال‌ٌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ يَعُوذُون‌َ بِرِجَال‌ٍ مِن‌َ الْجِن‌ِّ فَزَادُوهُم‌ْ رَهَقَاً (جن: 6)

و اينكه مردانى از بشر به مردانى از جنّ پناه مى‏بردند، و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيانشان مى‏شدند! (6)


وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْع‌ِ فَمَنْ‌ يَسْتَمِع‌ِ الْآن‌َ يَجِدْ لَه‌ُ شِهَابَاً رَصَدَاً (جن: 9)

و اينكه ما پيش از اين به استراق سمع در آسمانها مى‏نشستيم امّا اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند، شهابى را در كمين خود مى‏يابد! (9)


وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُون‌َ وَ مِنَّا دُون‌َ ذَلِك‌َ كُنَّا طَرَائِق‌َ قِدَدَاً (جن: 11)

و اينكه در ميان ما، افرادى صالح و افرادى غير صالحند و ما گروه‏هاى متفاوتى هستيم! (11)


وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُون‌َ وَ مِنَّا الْقَاسِطُون‌َ فَمَن‌ْ أَسْلَم‌َ فَأُولَئِك‌َ تَحَرَّوْا رَشَدَاً (جن: 14)

و اينكه گروهى از ما مسلمان و گروهى ظالمند هر كس اسلام را اختيار كند راه راست را برگزيده است، (14)


قُل‌ْ إِنِّي‌ لَن‌ْ يُجِيرَنِي‌ مِن‌َ الله‌ِ أَحَدٌ وَ لَن‌ْ أَجِدَ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مُلْتَحَدَاً (جن: 22)

بگو: « (اگر من نيز بر خلاف فرمانش رفتار كنم) هيچ كس مرا در برابر او حمايت نمى‏كند و پناهگاهى جز او نمى‏يابم (22)


إِلاَّ بَلاَغَاً مِن‌َ الله‌ِ وَ رِسَالاتِه‌ِ وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَإِن‌َّ لَه‌ُ نَارَ جَهَنَّم‌َ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً (جن: 23)

تنها وظيفه من ابلاغ از سوى خدا و رساندن رسالات اوست و هر كس نافرمانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن مى‏مانند! (23)


إِلاَّ مَن‌ِ ارْتَضَي‌ مِنْ‌ رَسُول‌ٍ فَإِنَّه‌ُ يَسْلُك‌ُ مِنْ‌ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ رَصَدَاً (جن: 27)

مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد ... (27)


نِصْفَه‌ُ أَوِ انْقُص‌ْ مِنْه‌ُ قَلِيلاً (مزمل: 3)

نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن، (3)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَعْلَم‌ُ أَنَّك‌َ تَقُوم‌ُ أَدْنَي‌ مِنْ‌ ثُلُثَي‌ِ اللَّيْل‌ِ وَ نِصْفَه‌ُ وَ ثُلُثَه‌ُ وَ طائِفَة‌ٌ مِن‌َ الَّذِين‌َ مَعَك‌َ وَالله‌ُ يُقَدِّرُ اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ عَلِم‌َ أَنْ‌ لَن‌ْ تُحْصُوه‌ُ فَتَاب‌َ عَلَيْكُم‌ْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِن‌َ الْقُرآن‌ِ عَلِم‌َ أَنْ‌ سَيَكُون‌ُ مِنْكُمْ‌ مَرْضَي‌ وَ آخَرُون‌َ يَضْرِبُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَبْتَغُون‌َ مِنْ‌ فَضْل‌ِ الله‌ِ وَ آخَرُون‌َ يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْه‌ُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَ أَقْرِضُوا الله‌َ قَرْضَاً حَسَنَاً وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ‌ مِن‌ْ خَيْرٍ تَجِدُوه‌ُ عِنْدَ الله‌ِ هُوَ خَيْرَاً وَ أَعْظَم‌َ أَجْرَاً وَاسْتَغْفِرُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مزمل: 20)

پروردگارت مى‏داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‏خيزند خداوند شب و روز را اندازه‏گيرى مى‏كند او مى‏داند كه شما نمى‏توانيد مقدار آن را (به دقّت) اندازه‏گيرى كنيد (براى عبادت كردن)، پس شما را بخشيد اكنون آنچه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد او مى‏داند بزودى گروهى از شما بيمار مى‏شوند، و گروهى ديگر براى به دست آوردن فضل الهى (و كسب روزى) به سفر مى‏روند، و گروهى ديگر در راه خدا جهاد مى‏كنند (و از تلاوت قرآن بازمى‏مانند)، پس به اندازه‏اى كه براى شما ممكن است از آن تلاوت كنيد و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و به خدا «قرض الحسنه» دهيد [در راه او انفاق نماييد] و (بدانيد) آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مى‏فرستيد نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت و از خدا آمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (20)


لِمَنْ‌ شَاءَ مِنْكُم‌ْ أَنْ‌ يَتَقَدَّم‌َ أَوْ يَتَأَخَّرَ (مدثر: 37)

براى كسانى از شما كه مى‏خواهند پيش افتند يا عقب بمانند [بسوى هدايت و نيكى پيش روند يا نروند]! (37)


قَالُوا لَم‌ْ نَك‌ُ مِن‌َ الْمُصَلِّين‌َ (مدثر: 43)

مى‏گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم، (43)


فَرَّت‌ْ مِنْ‌ قَسْوَرَة‌ٍ (مدثر: 51)

كه از (مقابل) شيرى فرار كرده‏اند! (51)


بَل‌ْ يُرِيدُ كُل‌ُّ امْرِئ‌ٍ مِنْهُم‌ْ أَنْ‌ يُؤْتَي‌ صُحُفَاً مُنَشَّرَة‌ً (مدثر: 52)

بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‏اى (از سوى خدا) براى او فرستاده شود! (52)


أَلَم‌ْ يَك‌ُ نُطْفَة‌ً مِنْ‌ مَنِي‌ٍّ يُمْنَي‌ (قيامة: 37)

آيا او نطفه‏اى از منى كه در رحم ريخته مى‏شود نبود؟! (37)


فَجَعَل‌َ مِنْه‌ُ الزَّوْجَيْن‌ِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَي‌ (قيامة: 39)

و از او دو زوج مرد و زن آفريد! (39)


هَل‌ْ أَتَي‌ عَلَي‌ الْإِنْسَان‌ِ حِين‌ٌ مِن‌َ الدَّهْرِ لَم‌ْ يَكُنْ‌ شَيْءً مَذْكُورَاً (انسان: 1)

آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟! (1)


إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ أَمْشَاج‌ٍ نَبْتَلِيه‌ِ فَجَعَلْنَاه‌ُ سَمِيعَاً بَصِيرَاً (انسان: 2)

ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مى‏آزماييم (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم! (2)


إِن‌َّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُون‌َ مِنْ‌ كَأْس‌ٍ كَان‌َ مِزَاجُهَا كَافُورَاً (انسان: 5)

به يقين ابرار (و نيكان) از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوشى آميخته است، (5)


إِنَّمَا نُطْعِمُكُم‌ْ لِوَجْه‌ِ الله‌ِ لاَ نُرِيدُ مِنْكُم‌ْ جَزَاءً وَ لاَ شُكُورَاً (انسان: 9)

(و مى‏گويند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى‏كنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهيم! (9)


إِنَّا نَخَاف‌ُ مِنْ‌ رَبِّنَا يَوْمَاً عَبُوسَاً قَمْطَرِيرَاً (انسان: 10)

ما از پروردگارمان خائفيم در آن روزى كه عبوس و سخت است! (10)


وَ يُطَاف‌ُ عَلَيْهِمْ‌ بِآنِيَة‌ٍ مِنْ فِضَّة‌ٍ وَ أَكْوَاب‌ٍ كَانَت‌ْ قَوَارِيرَاْ (انسان: 15)

و در گرداگرد آنها ظرفهايى سيمين و قدحهايى بلورين مى‏گردانند (پر از بهترين غذاها و نوشيدنى‏ها)، (15)


قَوَارِيرَاْ مِنْ‌ فِضَّة‌ٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرَاً (انسان: 16)

ظرفهاى بلورينى از نقره، كه آنها را به اندازه مناسب آماده كرده‏اند! (16)


عَالِيَهُم‌ْ ثِيَاب‌ُ سُندُس‌ٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَق‌ٌ وَ حُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ‌ فِضَّة‌ٍ وَ سَقَاهُم‌ْ رَبُّهُم‌ْ شَرَابَاً طَهُورَاً (انسان: 21)

بر اندام آنها [بهشتيان‏] لباسهايى است از حرير نازك سبز رنگ، و از ديباى ضخيم، و با دستبندهايى از نقره آراسته‏اند، و پروردگارشان شراب طهور به آنان مى‏نوشاند! (21)


فَاصْبِرْ لِحُكْم‌ِ رَبِّك‌َ وَ لاَ تُطِع‌ْ مِنْهُم‌ْ آثِمَاً أَوْ كَفُورَاً (انسان: 24)

پس در (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت شكيبا (و با استقامت) باش، و از هيچ گنهكار يا كافرى از آنان اطاعت مكن! (24)


وَ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ فَاسْجُدْ لَه‌ُ وَ سَبِّحْه‌ُ لَيْلاً طَوِيلاً (انسان: 26)

و در شبانگاه براى او سجده كن، و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى! (26)


أَلَم‌ْ نَخْلُقْكُمْ‌ مِنْ‌ مَاءٍ مَهِين‌ٍ (مرسلات: 20)

آيا شما را از آبى پست و ناچيز نيافريديم، (20)


لاَ ظَلِيل‌ٍ وَ لاَ يُغْنِي‌ مِن‌َ اللَّهَب‌ِ (مرسلات: 31)

سايه‏اى كه نه آرامبخش است و نه از شعله‏هاى آتش جلوگيرى مى‏كند! (31)


وَ فَوَاكِه‌َ مِمَّا يَشْتَهُون‌َ (مرسلات: 42)

و ميوه‏هايى از آنچه مايل باشند! (42)


وَ أَنْزَلْنَا مِن‌َ الْمُعْصِرَات‌ِ مَاءً ثَجَّاجَاً (نبأ: 14)

و از ابرهاى باران‏زا آبى فراوان نازل كرديم، (14)


جَزَاءً مِنْ‌ رَبِّك‌َ عَطَاءً حِسَابَاً (نبأ: 36)

اين كيفرى است از سوى پروردگارت و عطيه‏اى است كافى! (36)


رَب‌ِّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَن‌ِ لاَ يَمْلِكُون‌َ مِنْه‌ُ خِطَابَاً (نبأ: 37)

همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هيچ كس حق ندارد بى اجازه او سخنى بگويد (يا شفاعتى كند)! (37)


أَخْرَج‌َ مِنْهَا مَاءَهَا وَ مَرْعَاهَا (نازعات: 31)

و از آن آب و چراگاهش را بيرون آورد، (31)


فِيم‌َ أَنْت‌َ مِنْ‌ ذِكْرَاهَا (نازعات: 43)

تو را با يادآورى اين سخن چه كار؟! (43)


مِن‌ْ أَي‌ِّ شَيْ‌ءٍ خَلَقَه‌ُ (عبس: 18)

(خداوند) او را از چه چيز آفريده است؟! (18)


مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ خَلَقَه‌ُ فَقَدَّرَه‌ُ (عبس: 19)

او را از نطفه ناچيزى آفريد، سپس اندازه‏گيرى كرد و موزون ساخت، (19)


يَوْم‌َ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِن‌ْ أَخِيه‌ِ (عبس: 34)

در آن روز كه انسان از برادر خود مى‏گريزد، (34)


لِكُل‌ِّ امْرِئ‌ٍ مِنْهُم‌ْ يَوْمَئِذٍ شَأْن‌ٌ يُغْنِيه‌ِ (عبس: 37)

در آن روز هر كدام از آنها وضعى دارد كه او را كاملًا به خود مشغول مى‏سازد! (37)


لِمَنْ‌ شَاءَ مِنْكُم‌ْ أَنْ‌ يَسْتَقِيم‌َ (تكوير: 28)

براى كسى از شما كه بخواهد راه مستقيم در پيش گيرد! (28)


يُسْقَوْن‌َ مِنْ‌ رَحِيق‌ٍ مَخْتُوم‌ٍ (مطففين: 25)

آنها از شراب (طهور) زلال دست‏نخورده و سربسته‏اى سيراب مى‏شوند! (25)


وَ مِزَاجُه‌ُ مِنْ‌ تَسْنِيم‌ٍ (مطففين: 27)

اين شراب (طهور) آميخته با «تسنيم» است، (27)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ أَجْرَمُوا كَانُوا مِن‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا يَضْحَكُون‌َ (مطففين: 29)

بدكاران (در دنيا) پيوسته به مؤمنان مى‏خنديدند، (29)


فَالْيَوْم‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِن‌َ الْكُفَّارِ يَضْحَكُون‌َ (مطففين: 34)

ولى امروز مؤمنان به كفار مى‏خندند، (34)


وَ مَا نَقَمُوا مِنْهُم‌ْ إِلاَّ أَنْ‌ يُؤْمِنُوا بِالله‌ِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (بروج: 8)

آنها هيچ ايرادى بر مؤمنان نداشتند جز اينكه به خداوند عزيز و حميد ايمان آورده بودند (8)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ لَهُم‌ْ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ (بروج: 11)

و براى كسانى كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند، باغهايى از بهشت است كه نهرها زير درختانش جارى است و اين نجات و پيروزى بزرگ است! (11)


وَالله‌ُ مِنْ‌ وَرَائِهِمْ‌ مُحِيط‌ٌ (بروج: 20)

و خداوند به همه آنها احاطه دارد! (20)


فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَان‌ُ مِم‌َّ خُلِق‌َ (طارق: 5)

انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است! (5)


خُلِق‌َ مِنْ‌ مَاءٍ دَافِق‌ٍ (طارق: 6)

از يك آب جهنده آفريده شده است، (6)


يَخْرُج‌ُ مِنْ‌ بَيْن‌ِ الصُّلْب‌ِ وَالتَّرَائِب‌ِ (طارق: 7)

آبى كه از ميان پشت و سينه‏ها خارج مى‏شود! (7)


فَمَا لَه‌ُ مِنْ‌ قُوَّة‌ٍ وَ لاَ نَاصِرٍ (طارق: 10)

و براى او هيچ نيرو و ياورى نيست! (10)


تُسْقَي‌ مِن‌ْ عَيْن‌ٍ آنِيَة‌ٍ (غاشيه: 5)

از چشمه‏اى بسيار داغ به آنان مى‏نوشانند (5)


لَيْس‌َ لَهُم‌ْ طَعَام‌ٌ إِلاَّ مِنْ‌ ضَرِيع‌ٍ (غاشيه: 6)

غذايى جز از ضَريع [خار خشك تلخ و بدبو] ندارند (6)


لاَ يُسْمِن‌ُ وَ لاَ يُغْنِي‌ مِنْ‌ جُوع‌ٍ (غاشيه: 7)

غذايى كه نه آنها را فربه مى‏كند و نه از گرسنگى مى‏رهاند! (7)


ثُم‌َّ كَان‌َ مِن‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَة‌ِ (بلد: 17)

سپس از كسانى باشد كه ايمان آورده و يكديگر را به شكيبايى و رحمت توصيه مى‏كنند! (17)


وَ مَا لِأَحَدٍ عِنْدَه‌ُ مِنْ‌ نِعْمَة‌ٍ تُجْزَي‌ (ليل: 19)

و هيچ كس را نزد او حق نعمتى نيست تا بخواهد (به اين وسيله) او را جزا دهد، (19)


وَ لَلْآخِرَة‌ُ خَيْرٌ لَك‌َ مِن‌َ الْأُولَي‌ (ضحي: 4)

و مسلّماً آخرت براى تو از دنيا بهتر است! (4)


خَلَق‌َ الْإِنْسَان‌َ مِن‌ْ عَلَق‌ٍ (علق: 2)

همان كس كه انسان را از خون بسته‏اى خلق كرد! (2)


لَيْلَة‌ُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِن‌ْ أَلْف‌ِ شَهْرٍ (قدر: 3)

شب قدر بهتر از هزار ماه است! (3)


تَنَزَّل‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ وَالرُّوح‌ُ فِيهَا بِإِذْن‌ِ رَبِّهِمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ أَمْرٍ (قدر: 4)

فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مى‏شوند. (4)


لَم‌ْ يَكُن‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ وَالْمُشْرِكِين‌َ مُنفَكِّين‌َ حَتَّي‌ تَأْتِيَهُم‌ُ الْبَيِّنَة‌ُ (بينه: 1)

كافران از اهل كتاب و مشركان (مى‏گفتند:) دست از آيين خود برنمى‏دارند تا دليل روشنى براى آنها بيايد، (1)


رَسُول‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ يَتْلُو صُحُفَاً مُطَهَّرَة‌ً (بينه: 2)

پيامبرى از سوى خدا (بيايد) كه صحيفه‏هاى پاكى را (بر آنها) بخواند، (2)


وَ مَا تَفَرَّق‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ إِلاَّ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُم‌ُ الْبَيِّنَة‌ُ (بينه: 4)

اهل كتاب (نيز در دين خدا) اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه دليل روشن براى آنان آمد! (4)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ وَالْمُشْرِكِين‌َ فِي‌ نَارِ جَهَنَّم‌َ خَالِدِين‌َ فِيهَا أُولَئِك‌َ هُم‌ْ شَرُّ الْبَرِيَّة‌ِ (بينه: 6)

كافران از اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخند، جاودانه در آن مى‏مانند آنها بدترين مخلوقاتند! (6)


جَزَاؤُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ تَجْري‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ ذَلِك‌َ لِمَن‌ْ خَشِي‌َ رَبَّه‌ُ (بينه: 8)

پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاويدان است كه نهرها از زير درختانش جارى است هميشه در آن مى‏مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند و اين (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد! (8)


تَرْمِيهِمْ‌ بِحِجَارَة‌ٍ مِنْ‌ سِجِّيل‌ٍ (فيل: 4)

كه با سنگهاى كوچكى آنان را هدف قرار مى‏دادند (4)


الَّذِي‌ أَطْعَمَهُمْ‌ مِنْ‌ جُوع‌ٍ وَ آمَنَهُمْ‌ مِن‌ْ خَوْف‌ٍ (قريش: 4)

همان كس كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ايمن ساخت. (4)


فِي‌ جِيدِهَا حَبْل‌ٌ مِنْ‌ مَسَدٍ (مسد: 5)

و در گردنش طنابى است از ليف خرما! (5)


مِنْ‌ شَرِّ مَا خَلَق‌َ (فلق: 2)

از شرّ تمام آنچه آفريده است (2)


وَ مِنْ‌ شَرِّ غَاسِق‌ٍ إِذَا وَقَب‌َ (فلق: 3)

و از شرّ هر موجود شرور هنگامى كه شبانه وارد مى‏شود (3)


وَ مِنْ‌ شَرِّ النَّفَاثَات‌ِ فِي‌ الْعُقَدِ (فلق: 4)

و از شرّ آنها كه با افسون در گره‏ها مى‏دمند (و هر تصميمى را سست مى‏كنند) (4)


وَ مِنْ‌ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (فلق: 5)

و از شرّ هر حسودى هنگامى كه حسد مى‏ورزد! (5)


مِنْ‌ شَرِّ الْوَسْوَاس‌ِ الْخَنَّاس‌ِ (ناس: 4)

از شرّ وسوسه‏گر پنهانكار، (4)


مِن‌َ الْجِنَّة‌ِ وَالنَّاس‌ِ (ناس: 6)

خواه از جنّ باشد يا از انسان! (6)



پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09378764435


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است