فهرست الفبایی




61.«اسم» رَب‌ِّ [605] ← ربب
ربّ / پروردگار / مالک / مربی / صاحب
آیات

الْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعالَمِين‌َ (فاتحه: 2)

ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. (2)


أُولَئِك‌َ عَلَي‌ هُدَي‌ً مِن‌ْ رَبِّهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (بقره: 5)

آنان بر طريق هدايت پروردگارشانند و آنان رستگارانند. (5)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَسْتَحْيِي‌ أَن‌ْ يَضْرِب‌َ مَثَلاً مَا بَعُوضَة‌ً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا فَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ رَبِّهِم‌ْ وَ أَمَّا الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَيَقُولُون‌َ مَاذَا أَرَادَ الله‌ُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِل‌ُّ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ يَهْدِي‌ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ مَا يُضِل‌ُّ بِه‌ِ إِلاَّ الْفَاسِقِين‌َ (بقره: 26)

خداوند از اين كه (به موجودات ظاهرا كوچكى مانند) پشه، و حتى كمتر از آن، مثال بزند شرم نمى‏كند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده‏اند، مى‏دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان و اما آنها كه راه كفر را پيموده‏اند، (اين موضوع را بهانه كرده) مى‏گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» (آرى،) خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى‏كند ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى‏سازد! (26)


فَتَلَقَّي‌ آدَم‌ُ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ كَلِمَات‌ٍ فَتَاب‌َ عَلَيْه‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 37)

سپس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت چرا كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است. (37)


الَّذِين‌َ يَظُنُّون‌َ أَنَّهُم‌ْ مُلاَقُوا رَبِّهِم‌ْ وَ أَنَّهُم‌ْ إِلَيْه‌ِ رَاجِعُون‌َ (بقره: 46)

آنها كسانى هستند كه مى‏دانند ديداركننده پروردگار خويشند، و به سوى او بازمى‏گردند. (46)


وَ إِذْ نَجَّيْنَاكُم‌ْ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَسُومُونَكُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ يُذَبِّحُون‌َ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ يَسْتَحْيُون‌َ نِسَاءَكُم‌ْ وَ فِي‌ ذَلِكُم‌ْ بَلاَءٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ عَظِيم‌ٌ (بقره: 49)

و (نيز به ياد آوريد) آن زمان كه شما را از چنگال فرعونيان رهايى بخشيديم كه همواره شما را به بدترين صورت آزار مى‏دادند: پسران شما را سر مى‏بريدند و زنان شما را (براى كنيزى) زنده نگه مى‏داشتند. و در اينها، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان براى شما بود. (49)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَالَّذِين‌َ هَادُوا وَالنَّصَارَي‌ وَالصَّابِئِين‌َ مَن‌ْ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِندَ رَبِّهِم‌ْ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 62)

كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است و هيچ گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، بر طبق وظايف و فرمان دين عمل كرده‏اند، مأجور و رستگارند.) (62)


وَ إِذَا لَقُوا الَّذِين‌َ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلاَ بَعْضُهُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ‌ بِمَا فَتَح‌َ الله‌ُ عَلَيْكُم‌ْ لِيُحَاجُّوكُم‌ْ بِه‌ِ عِنْدَ رَبِّكُم‌ْ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (بقره: 76)

و هنگامى كه مؤمنان را ملاقات كنند، مى‏گويند: «ايمان آورده‏ايم.» ولى هنگامى كه با يكديگر خلوت مى‏كنند، (بعضى به بعضى ديگر اعتراض كرده،) مى‏گويند: «چرا مطالبى را كه خداوند (در باره صفات پيامبر اسلام) براى شما بيان كرد، به مسلمانان بازگو مى‏كنيد تا (روز رستاخيز) در پيشگاه خدا، بر ضد شما به آن استدلال كنند؟! آيا نمى‏فهميد؟!» (76)


مَا يَوَدُّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ وَ لاَ الْمُشْرِكِين‌َ أَن‌ْ يُنَزَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ وَالله‌ُ يَخْتَص‌ُّ بِرَحْمَتِه‌ِ مَن‌ْ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (بقره: 105)

كافران اهل كتاب، و (همچنين) مشركان، دوست ندارند كه از سوى خداوند، خير و بركتى بر شما نازل گردد در حالى كه خداوند، رحمت خود را به هر كس بخواهد، اختصاص مى‏دهد و خداوند، صاحب فضل بزرگ است. (105)


بَلَي‌ مَن‌ْ أَسْلَم‌َ وَجْهَه‌ُ لِالله‌ِ وَ هُوَ مُحْسِن‌ٌ فَلَه‌ُ أَجْرُه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 112)

آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند. (بنا بر اين، بهشت خدا در انحصار هيچ گروهى نيست.) (112)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَب‌ِّ اجْعَل‌ْ هَذَا بَلَدَاً آمِنَاً وَارْزُق‌ْ أَهْلَه‌ُ مِن‌َ الثَّـمَرات‌ِ مَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُمْ‌ بِالله‌ِ وَالْيَوم‌ِ الْآخِرِ قَال‌َ وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَأُمَتِّعُه‌ُ قَلِيلاً ثُم‌َّ أَضْطَرُّه‌ُ إِلي‌ عَذَاب‌ِ النَّارِ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (بقره: 126)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم عرض كرد: «پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده! و اهل آن را- آنها كه به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده‏اند- از ثمرات (گوناگون)، روزى ده!» (گفت:) «ما دعاى تو را اجابت كرديم و مؤمنان را از انواع بركات، بهره‏مند ساختيم (اما به آنها كه كافر شدند، بهره كمى خواهيم داد سپس آنها را به عذاب آتش مى‏كشانيم و چه بد سرانجامى دارند» (126)


إِذْ قَال‌َ لَه‌ُ رَبُّه‌ُ أَسْلِم‌ْ قَال‌َ أَسْلَمْت‌ُ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (بقره: 131)

در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! (و در برابر حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذيرفت و) گفت: «در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم.» (131)


قُولُوا آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَ مَا أُوتِي‌َ النَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 136)

بگوييد: «ما به خدا ايمان آورده‏ايم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمى‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود كه بعضى را بپذيريم و بعضى را رها كنيم.)» (136)


قَدْ نَرَي‌ تَقَلُّب‌َ وَجْهِك‌َ فِي‌ السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّك‌َ قِبْلَة‌ً تَرْضَاهَا فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ حَيْثُمَا كُنْتُم‌ْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ شَطْرَه‌ُ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ لَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا يَعْمَلُون‌َ (بقره: 144)

نگاه‏هاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‏بينيم! اكنون تو را به سوى قبله‏اى كه از آن خشنود باشى، باز مى‏گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن! و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد! و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مى‏دانند اين فرمانِ حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده (و در كتابهاى خود خوانده‏اند كه پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله، نماز مى‏خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن اين آيات) غافل نيست! (144)


الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (بقره: 147)

اين (فرمان تغيير قبله) حكمِ حقى از طرف پروردگار توست، بنا بر اين، هرگز از ترديدكنندگان در آن مباش! (147)


وَ مِن‌ْ حَيْث‌ُ خَرَجْت‌َ فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَلْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 149)

از هر جا (و از هر شهر و نقطه‏اى) خارج شدى، (به هنگام نماز،) روى خود را به جانب «مسجد الحرام» كن! اين دستور حقى از طرف پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست! (149)


أُولَئِك‌َ عَلَيْهِم‌ْ صَلَوَات‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ رَحْمَة‌ٌ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُهْتَدُون‌َ (بقره: 157)

اينها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدايت‏يافتگان! (157)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُتِب‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْقِصَاص‌ُ فِي‌ الْقَتْلَي‌ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَي‌ بِالْأُنْثَي‌ فَمَن‌ْ عُفِي‌َ لَه‌ُ مِن‌ْ أَخِيه‌ِ شَي‌ْءٌ فَاتِّبَاع‌ٌ بِالمَعْرُوف‌ِ وَ أَدَاءٌ إِلَيْه‌ِ بِإِحْسَان‌ٍ ذَلِك‌َ تَخْفِيف‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ رَحْمَة‌ٌ فَمَن‌ِ اعْتَدَي‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فَلَه‌ُ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (بقره: 178)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى كند. (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد.) و او [قاتل‏] نيز، به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن، مسامحه نكند.) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما! و كسى كه بعد از آن، تجاوز كند، عذاب دردناكى خواهد داشت. (178)


لَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَإِذَا أَفَضْتُم‌ْ مِن‌ْ عَرَفَات‌ٍ فَاذْكُرُوا الله‌َ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَام‌ِ وَاذْكُرُوه‌ُ كَمَا هَدَاكُم‌ْ وَ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَمِن‌َ الضَّالِّين‌َ (بقره: 198)

گناهى بر شما نيست كه از فضلِ پروردگارتان (و از منافع اقتصادى در ايّام حج) طلب كنيد (كه يكى از منافع حج، پى ريزىِ يك اقتصادِ صحيح است). و هنگامى كه از «عرفات» كوچ كرديد، خدا را نزد «مشعَر الحرام» ياد كنيد! او را ياد كنيد همان طور كه شما را هدايت نمود و قطعاً شما پيش از اين، از گمراهان بوديد. (198)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ آيَة‌َ مُلْكِه‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ التَّابُوت‌ُ فِيه‌ِ سَكِينَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ بَقِيَّة‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ آل‌ُ مُوسَي‌ وَ آل‌ُ هَارُون‌َ تَحْمِلُه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 248)

و پيامبرشان به آنها گفت: «نشانه حكومت او، اين است كه (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى كه) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و يادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد در حالى كه فرشتگان، آن را حمل مى‏كنند. در اين موضوع، نشانه‏اى (روشن) براى شماست اگر ايمان داشته باشيد.» (248)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِي‌ حَاج‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ فِي‌ رَبِّه‌ِ أَن‌ْ آتَاه‌ُ الله‌ُ الْمُلْك‌َ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَبِّي‌َ الَّذِي‌ يُحْيِي وَ يُمِيت‌ُ قَال‌َ أَنَا أُحْيِي‌ وَ أُمِيت‌ُ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ يَأْتِي‌ بِالشَّمْس‌ِ مِن‌َ الْمَشْرِق‌ِ فَأْت‌ِ بِهَا مِن‌َ الْمَغْرِب‌ِ فَبُهِت‌َ الَّذِي‌ كَفَرَ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 258)

آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.» او گفت: «من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم!» (و براى اثبات اين كار و مشتبه ساختن بر مردم دستور داد دو زندانى را حاضر كردند، فرمان آزادى يكى و قتل ديگرى را داد) ابراهيم گفت: «خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى‏آورد (اگر راست مى‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى،) خورشيد را از مغرب بياور!» (در اينجا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند. (258)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَب‌ِّ أَرِنِي‌ كَيْف‌َ تُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ قَال‌َ أَوَ لَم‌ْ تُؤْمِنْ‌ قَال‌َ بَلَي‌ وَ لَكِنْ‌ لِيَطْمَئِن‌َّ قَلْبِي‌ قَال‌َ فَخُذْ أَرْبَعَة‌ً مِن‌َ الطَّيْرِ فَصُرْهُن‌َّ إِلَيْك‌َ ثُم‌َّ اجْعَل‌ْ عَلَي‌ كُل‌ِّ جَبَل‌ٍ مِنْهُن‌َّ جُزْءً ثُم‌َّ ادْعُهُن‌َّ يَأْتِينَك‌َ سَعْيَاً وَاعْلَم‌ْ أَن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (بقره: 260)

و (به خاطر بياور) هنگامى را كه ابراهيم گفت: «خدايا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مى‏كنى؟» فرمود: «مگر ايمان نياورده‏اى؟!» عرض كرد: «آرى، ولى مى‏خواهم قلبم آرامش يابد.» فرمود: «در اين صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب كن! و آنها را (پس از ذبح كردن،) قطعه قطعه كن (و در هم بياميز)! سپس بر هر كوهى، قسمتى از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوى تو مى‏آيند! و بدان خداوند قادر و حكيم است (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانايى بر جمع آنها دارد)». (260)


الَّذِين‌َ يُنْفِقُون‌َ أَمْوَالَهُم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ ثُم‌َّ لاَ يُتْبِعُون‌َ مَا أَنْفَقُوا مَنَّاً وَ لاَ أَذَي‌ً لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِمْ‌ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 262)

كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند، سپس به دنبال انفاقى كه كرده‏اند، منت نمى‏گذارند و آزارى نمى‏رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسى دارند، و نه غمگين مى‏شوند. (262)


الَّذِين‌َ يُنْفِقُون‌َ أَمْوَالَهُمْ‌ بِاللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ سِرَّاً وَ عَلاَنِيَة‌ً فَلَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 274)

آنها كه اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مى‏كنند، مزدشان نزد پروردگارشان است نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مى‏شوند. (274)


الَّذِين‌َ يَأْكُلُون‌َ الرِّبَا لاَ يَقُومُون‌َ إِلاَّ كَمَا يَقُوم‌ُ الَّذِي‌ يَتَخَبَّطُه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ مِن‌َ الْمَس‌ِّ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْع‌ُ مِثْل‌ُ الرِّبَا وَ أَحَل‌َّ الله‌ُ الْبَيْع‌َ وَ حَرَّم‌َ الرِّبَا فَمَنْ‌ جَاءَه‌ُ مَوْعِظَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَانْتَهَي‌ فَلَه‌ُ مَا سَلَف‌َ وَ أَمْرُه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَ مَن‌ْ عَادَ فَأُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 275)

كسانى كه ربا مى‏خورند، (در قيامت) برنمى‏خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شيطان، ديوانه شده (و نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمين مى‏خورد، گاهى بپا مى‏خيزد). اين، به خاطر آن است كه گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتى ميان آن دو نيست.)» در حالى كه خدا بيع را حلال كرده، و ربا را حرام! (زيرا فرق ميان اين دو، بسيار است.) و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و (از رباخوارى) خوددارى كند، سودهايى كه در سابق [قبل از نزول حكم تحريم‏] به دست آورده، مال اوست (و اين حكم، گذشته را شامل نمى‏گردد) و كار او به خدا واگذار مى‏شود (و گذشته او را خواهد بخشيد.) امّا كسانى كه بازگردند (و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند)، اهل آتشند و هميشه در آن مى‏مانند. (275)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاة‌َ وَ آتَوُا الزَّكَاة‌َ لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 277)

كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مى‏شوند. (277)


آمَن‌َ الرَّسُول‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ وَالْمُؤْمِنُون‌َ كُل‌ٌّ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ كُتُبِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْ‌ رُسُلِه‌ِ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَك‌َ رَبَّنَا وَ إِلَيْك‌َ الْمَصِيرُ (بقره: 285)

پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، كاملًا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‏اند (و مى‏گويند:) ما در ميان هيچ يك از پيامبران او، فرق نمى‏گذاريم (و به همه ايمان داريم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داريم) و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)


هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ مِنْه‌ُ آيَات‌ٌ مُحْكَمَات‌ٌ هُن‌َّ أُم‌ُّ الْكِتَاب‌ِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهات‌ٌ فَأَمَّا الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ زَيْغ‌ٌ فَيَتَّبِعُون‌َ مَا تَشَابَه‌َ مِنْه‌ُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَة‌ِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِه‌ِ وَ مَا يَعْلَم‌ُ تَأْوِيلَه‌ُ إِلاَّ الله‌ُ وَالرَّاسِخُون‌َ فِي‌ الْعِلْم‌ِ يَقُولُون‌َ آمَنَّا بِه‌ِ كُل‌ٌّ مِن‌ْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (آل‌عمران: 7)

او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند (و اين حقيقت را درك نمى‏كنند). (7)


قُل‌ْ أَأُنَبِّئُكُم‌ْ بِخَيْرٍ مِنْ‌ ذَلِكُم‌ْ لِلَّذِين‌َ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ أَزْوَاج‌ٌ مُطَهَّرَة‌ٌ وَ رِضْوَان‌ٌ مِن‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ بَصِيرٌ بِالعِبَادِ (آل‌عمران: 15)

بگو: «آيا شما را از چيزى آگاه كنم كه از اين (سرمايه‏هاى مادى)، بهتر است؟» براى كسانى كه پرهيزگارى پيشه كرده‏اند، (و از اين سرمايه‏ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده مى‏كنند،) در نزد پروردگارشان (در جهان ديگر)، باغهايى است كه نهرها از پاىِ درختانش مى‏گذرد هميشه در آن خواهند بود و همسرانى پاكيزه، و خشنودى خداوند (نصيب آنهاست). و خدا به (امورِ) بندگان، بيناست. (15)


إِذْ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ عِمْرَان‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ نَذَرْت‌ُ لَك‌َ مَا فِي‌ بَطْنِي‌ مُحَرَّرَاً فَتَقَبَّل‌ْ مِنِّي‌ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (آل‌عمران: 35)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، براى تو نذر كردم، كه «محرَّر» (و آزاد، براى خدمت خانه تو) باشد. از من بپذير، كه تو شنوا و دانايى! (35)


فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَت‌ْ رَب‌ِّ إِنِّي‌ وَضَعْتُهَا أُنْثَي‌ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا وَضَعَت‌ْ وَ لَيْس‌َ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَي‌ وَ إِنِّي‌ سَمَّيْتُهَا مَرْيَم‌َ وَ إِنِّي‌ أُعِيذُهَا بِك‌َ وَ ذُرِّيَّتَهَا مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ الرَّجِيم‌ِ (آل‌عمران: 36)

ولى هنگامى كه او را به دنيا آورد، (و او را دختر يافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم- ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نيست. (دختر نمى‏تواند وظيفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مريم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم.» (36)


هُنَالِك‌َ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّه‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ هَب‌ْ لِي‌ مِنْ‌ لَدُنْك‌َ ذُرِّيَّة‌ً طَيِّبَة‌ً إِنَّك‌َ سَمِيع‌ُ الدُّعَاءِ (آل‌عمران: 38)

در آنجا بود كه زكريا، (با مشاهده آن همه شايستگى در مريم،) پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزه‏اى (نيز) به من عطا فرما، كه تو دعا را مى‏شنوى!» (38)


قَال‌َ رَب‌ِّ أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ غُلاَم‌ٌ وَ قَدْ بَلَغَنِي‌ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي‌ عَاقِرٌ قَال‌َ كَذَلِك‌َ الله‌ُ يَفْعَل‌ُ مَا يَشَاءُ (آل‌عمران: 40)

او عرض كرد: «پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه پيرى به سراغ من آمده، و همسرم نازاست؟!» فرمود: «بدين گونه خداوند هر كارى را بخواهد انجام مى‏دهد.» (40)


قَال‌َ رَب‌ِّ اجْعَلْ‌ لِي‌ آيَة‌ً قَال‌َ آيَتُك‌َ أَنْ لاَ تُكَلِّم‌َ النَّاس‌َ ثَلاَثَة‌َ أَيَّام‌ٍ إِلاَّ رَمْزَاً وَاذْكُرْ رَبَّك‌َ كَثِيرَاً وَ سَبِّح‌ْ بِالعَشِي‌ِّ وَالْإِبْكَارِ (آل‌عمران: 41)

(زكريا) عرض كرد: «پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده!» گفت: «نشانه تو آن است كه سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهى گفت. (و زبان تو، بدون هيچ علّت ظاهرى، براى گفتگو با مردم از كار مى‏افتد.) پروردگار خود را (به شكرانه اين نعمت بزرگ،) بسيار ياد كن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبيح بگو! (41)


يَا مَرْيَم‌ُ اقْنُتِي‌ لِرَبِّك‌ِ وَاسْجُدِي‌ وَارْكَعِي‌ مَع‌َ الرَّاكِعِين‌َ (آل‌عمران: 43)

اى مريم! (به شكرانه اين نعمت) براى پروردگار خود، خضوع كن و سجده بجا آور! و با ركوع‏كنندگان، ركوع كن! (43)


قَالَت‌ْ رَب‌ِّ أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ وَلَدٌ وَ لَم‌ْ يَمْسَسْنِي‌ بَشَرٌ قَال‌َ كَذَلِكِ الله‌ُ يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُن‌ْ فَيَكُون‌ُ (آل‌عمران: 47)

(مريم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، اين گونه هر چه را بخواهد مى‏آفريند! هنگامى كه چيزى را مقرّر دارد (و فرمان هستى آن را صادر كند)، فقط به آن مى‏گويد: «موجود باش!» آن نيز فوراً موجود مى‏شود. (47)


وَ رَسُولاً إِلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنِّي‌ قَدْ جِئْتُكُمْ‌ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ أَنِّي‌ أَخْلُق‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ الطِّين‌ِ كَهَيْئَة‌ِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخ‌ُ فِيه‌ِ فَيَكُون‌ُ طَيْرَاً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُبْرِئ‌ُ الْأَكْمَه‌َ وَالْأَبْرَص‌َ وَ أُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا تَأْكُلُون‌َ وَ مَا تَدَّخِرُون‌َ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 49)

و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏گويد:) من نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏سازم سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم و از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏هاى خود ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏دهم مسلماً در اينها، نشانه‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد! (49)


وَ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَي‌َّ مِن‌َ التَّوْرَاة‌ِ وَ لِأُحِل‌َّ لَكُمْ‌ بَعْض‌َ الَّذِي‌ حُرِّم‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ جِئْتُكُم‌ْ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَاتَّقُوا الله‌َ وَ أَطِيعُون‌ِ (آل‌عمران: 50)

و آنچه را پيش از من از تورات بوده، تصديق مى‏كنم و (آمده‏ام) تا پاره‏اى از چيزهايى را كه (بر اثر ظلم و گناه،) بر شما حرام شده، (مانند گوشت بعضى از چهارپايان و ماهيها،) حلال كنم و نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ام پس از خدا بترسيد، و مرا اطاعت كنيد! (50)


إِن‌َّ الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُستَقِيم‌ٌ (آل‌عمران: 51)

خداوند، پروردگار من و شماست او را بپرستيد (نه من، و نه چيز ديگر را)! اين است راه راست!» (51)


الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُنْ‌ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (آل‌عمران: 60)

اينها حقيقتى است از جانب پروردگار تو بنا بر اين، از ترديد كنندگان مباش! (60)


وَ لاَ تُؤْمِنُوا إِلاَّ لِمَنْ‌ تَبِع‌َ دِينَكُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ الْهُدَي‌ هُدَي‌ الله‌ِ أَنْ‌ يُؤْتَي‌ أَحَدٌ مِثْل‌َ مَا أُوتِيتُمْ‌ أَوْ يُحَاجُّوكُم‌ْ عِنْدَ رَبِّكُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ الْفَضْل‌َ بِيَدِ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 73)

و جز به كسى كه از آيين شما پيروى مى‏كند، (واقعاً) ايمان نياوريد!» بگو: «هدايت، هدايت الهى است! (و اين توطئه شما، در برابر آن بى اثر است)»! (سپس اضافه كردند: «تصور نكنيد) به كسى همانند شما (كتاب آسمانى) داده مى‏شود، يا اينكه مى‏توانند در پيشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو كنند، (بلكه نبوّت و منطق، هر دو نزد شماست!)» بگو: «فضل (و موهبت نبوّت و عقل و منطق، در انحصار كسى نيست بلكه) به دست خداست و به هر كس بخواهد (و شايسته بداند،) مى‏دهد و خداوند، واسع [داراى مواهب گسترده‏] و آگاه (از موارد شايسته آن) است. (73)


قُل‌ْ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَالنَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 84)

بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى‏گذاريم و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)


وَ سَارِعُوا إِلَي‌ مَغْفِرَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ جَنَّة‌ٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَات‌ُ وَالْأَرْض‌ُ أُعِدَّت‌ْ لِلْمُتَّقِين‌َ (آل‌عمران: 133)

و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه وسعت آن، آسمانها و زمين است و براى پرهيزگاران آماده شده است. (133)


أُولَئِك‌َ جَزَاؤُهُمْ‌ مَغْفِرَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ جَنَّات‌ٌ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ نِعْم‌َ أَجْرُ الْعَامِلِين‌َ (آل‌عمران: 136)

آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشتهايى است كه از زير درختانش، نهرها جارى است جاودانه در آن ميمانند چه نيكو است پاداش اهل عمل! (136)


وَ لاَ تَحْسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ قُتِلُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ أَمْوَاتَاً بَل‌ْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ يُرْزَقُون‌َ (آل‌عمران: 169)

(اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. (169)


رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيَاً يُنَادِي‌ لِلْإِيمَانِ أَن‌ْ آمِنُوا بِرَبِّكُم‌ْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَع‌َ الْأَبْرَارِ (آل‌عمران: 193)

پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مى‏كرد كه: «به پروردگار خود، ايمان بياوريد!» و ما ايمان آورديم پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميران! (193)


وَ إِن‌َّ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَمَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْهِم‌ْ خَاشِعِين‌َ لِالله‌ِ لاَ يَشْتَرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (آل‌عمران: 199)

و از اهل كتاب، كسانى هستند كه به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گرديده، ايمان دارند در برابر (فرمان) خدا خاضعند و آيات خدا را به بهاى ناچيزى نمى‏فروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سريع الحساب است. (تمام اعمال نيك آنها را به سرعت حساب مى‏كند، و پاداش مى‏دهد.) (199)


فَلاَ وَ رَبِّك‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ حَتَّي‌ يُحَكِّمُوك‌َ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ يَجِدُوا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ حَرَجَاً مِمَّا قَضَيْت‌َ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيمَاً (نساء: 65)

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُم‌ُ الرَّسُول‌ُ بِالحَق‌ِّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَآمِنُوا خَيْرَاً لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ تَكْفُرُوا فَإِن‌َّ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 170)

اى مردم! پيامبر (ى كه انتظارش را مى‏كشيديد،) حق را از جانب پروردگارتان آورد به او ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است! و اگر كافر شويد، (به خدا زيانى نمى رسد، زيرا) آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست، و خداوند، دانا و حكيم است. (170)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُمْ‌ بُرْهَان‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُم‌ْ نُورَاً مُبِينَاً (نساء: 174)

اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم. (174)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تُحِلُّوا شَعَائِرَ الله‌ِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرَام‌َ وَ لاَ الْهَدْي‌َ وَ لاَ الْقَلاَئِدَ وَ لاَ آمِّين‌َ الْبَيْت‌َ الْحَرَام‌َ يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ رِضْوَانَاً وَ إِذَا حَلَلْتُم‌ْ فَاصْطَادُوا وَ لاَ يَجْرِمَنَّكُم‌ْ شَنَئَان‌ُ قَوْم‌ٍ أَنْ‌ صَدُّوكُم‌ْ عَن‌ِ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ أَنْ‌ تَعْتَدُوا وَ تَعَاوَنُوا عَلَي‌ الْبِرِّ وَالتَّقْوَي‌ وَ لاَ تَعَاوَنُوا عَلَي‌ الْإِثْم‌ِ وَالْعُدْوَان‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (مائده: 2)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شعائر و حدود الهى (و مراسم حج را محترم بشمريد! و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد! و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاى بى‏نشان و نشاندار را، و نه آنها را كه به قصد خانه خدا براى به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مى‏آيند! اما هنگامى كه از احرام بيرون آمديد، صيدكردن براى شما مانعى ندارد. و خصومت با جمعيّتى كه شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حديبيه) بازداشتند، نبايد شما را وادار به تعدّى و تجاوز كند! و (همواره) در راه نيكى و پرهيزگارى با هم تعاون كنيد! و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است! (2)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ لاَ أَمْلِك‌ُ إِلاَّ نَفْسِي‌ وَ أَخِي‌ فَافْرُق‌ْ بَيْنَنَا وَ بَيْن‌َ الْقَوْم‌ِ الْفَاسِقِين‌َ (مائده: 25)

(موسى) گفت: «پروردگارا! من تنها اختيار خودم و برادرم را دارم، ميان ما و اين جمعيّت گنهكار، جدايى بيفكن!» (25)


وَ قَالَت‌ِ الْيَهُودُ يَدُ الله‌ِ مَغْلُولَة‌ٌ غُلَّت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ وَ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَل‌ْ يَدَاه‌ُ مَبْسُوطَتَان‌ِ يُنفِق‌ُ كَيْف‌َ يَشَاءُ وَ لَيَزِيدَن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ طُغْيَانَاً وَ كُفْرَاً وَ أَلْقَيْنَا بَيْنَهُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارَاً لِلْحَرْب‌ِ أَطْفَأَهَا الله‌ُ وَ يَسْعَوْن‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَسَادَاً وَالله‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُفْسِدِين‌َ (مائده: 64)

و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است هر گونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى اين آيات، كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمنى افكنديم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت و براى فساد در زمين، تلاش مى‏كنند و خداوند، مفسدان را دوست ندارد. (64)


وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ أَقَامُوا التَّوْرَاة‌َ وَالْإِِنْجِيل‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لَأََكَلُوا مِنْ‌ فَوْقِهِم‌ْ وَ مِنْ‌ تَحْت‌ِ أَرْجُلِهِم‌ْ مِنْهُم‌ْ أُمَّة‌ٌ مُقْتَصِدَة‌ٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُم‌ْ سَاءَ مَا يَعْمَلُون‌َ (مائده: 66)

و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده [قرآن‏] برپا دارند، از آسمان و زمين، روزى خواهند خورد جمعى از آنها، معتدل و ميانه‏رو هستند، ولى بيشترشان اعمال بدى انجام مى‏دهند. (66)


يَا أَيُّهَا الرَّسُول‌ُ بَلِّغ‌ْ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تَفْعَل‌ْ فَمَا بَلَّغْت‌َ رِسَالَتَه‌ُ وَالله‌ُ يَعْصِمُك‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (مائده: 67)

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. (67)


قُل‌ْ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لَسْتُم‌ْ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ حَتَّي‌ تُقِيمُوا التَّوْرَاة‌َ وَالْإِِنجِيل‌َ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لَيَزِيدَن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ طُغْيَانَاً وَ كُفْرَاً فَلاَ تَأْس‌َ عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (مائده: 68)

اى اهل كتاب! شما هيچ آيين صحيحى نداريد، مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد. ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمى‏گردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. بنا بر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! (68)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ وَ قَال‌َ الْمَسِيح‌ُ يَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ اعْبُدُوا الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبَّكُم‌ْ إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدْ حَرَّم‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ الْجَنَّة‌َ وَ مَأْوَاه‌ُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (مائده: 72)

آنها كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين كافر شدند، (با اينكه خود) مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد! زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)


مَا قُلْت‌ُ لَهُم‌ْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي‌ بِه‌ِ أَن‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبَّكُم‌ْ وَ كُنْت‌ُ عَلَيْهِم‌ْ شَهِيدَاً مَا دُمْت‌ُ فِيهِم‌ْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي‌ كُنْت‌َ أَنْت‌َ الرَّقِيب‌َ عَلَيْهِم‌ْ وَ أَنْت‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهيدٌ (مائده: 117)

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)


الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ جَعَل‌َ الظُّلُمَات‌ِ وَالنُّورَ ثُم‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ يَعْدِلُون‌َ (انعام: 1)

ستايش براى خداوندى است كه آسمانها و زمين را آفريد، و ظلمتها و نور را پديد آورد اما كافران براى پروردگار خود، شريك و شبيه قرار مى‏دهند (با اينكه دلايل توحيد و يگانگى او، در آفرينش جهان آشكار است)! (1)


وَ مَا تَأْتِيهِمْ‌ مِن‌ْ آيَة‌ٍ مِن‌ْ آيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ إِلاَّ كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِين‌َ (انعام: 4)

هيچ نشانه و آيه‏اى از آيات پروردگارشان براى آنان نمى‏آيد، مگر اينكه از آن رويگردان مى‏شوند! (4)


قُل‌ْ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (انعام: 15)

بگو: «من (نيز) اگر نافرمانى پروردگارم كنم، از عذاب روزى بزرگ [روز رستاخيز] مى‏ترسم! (15)


ثُم‌َّ لَم‌ْ تَكُنْ‌ فِتْنَتُهُم‌ْ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا وَالله‌ِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِين‌َ (انعام: 23)

سپس پاسخ و عذر آنها، چيزى جز اين نيست كه مى‏گويند: «به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم!» (23)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذْ وُقِفُوا عَلَي‌ النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَ لاَ نُكَذِّب‌َ بِآيَات‌ِ رَبِّنَا وَ نَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (انعام: 27)

كاش (حال آنها را) هنگامى كه در برابر آتش (دوزخ) ايستاده‏اند، ببينى! مى‏گويند: اى كاش (بار ديگر، به دنيا) بازگردانده مى‏شديم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‏كرديم، و از مؤمنان مى‏بوديم! (27)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذْ وُقِفُوا عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ قَال‌َ أَلَيْس‌َ هَذَا بِالْحَق‌ِّ قَالُوا بَلَي‌ وَ رَبِّنَا قَال‌َ فَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَكْفُرُون‌َ (انعام: 30)

اگر آنها را به هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان ايستاده‏اند، ببينى! (به آنها) مى‏گويد: «آيا اين حق نيست؟» مى‏گويند: «آرى، قسم به پروردگارمان (حق است!)» مى‏گويد: «پس مجازات را بچشيد به سزاى آنچه انكار مى‏كرديد!» (30)


وَ قَالُوا لَوْلاَ نُزِّل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَادِرٌ عَلَي‌ أَنْ‌ يُنَزِّل‌َ آيَة‌ً وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (انعام: 37)

و گفتند: «چرا نشانه (و معجزه‏اى) از طرف پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «خداوند، قادر است كه نشانه‏اى نازل كند ولى بيشتر آنها نمى‏دانند!» (37)


وَ مَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْه‌ِ إِلاَّ أُمَم‌ٌ أَمْثَالُكُم‌ْ مَا فَرَّطْنَا فِي‌ الْكِتَاب‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يُحْشَرُون‌َ (انعام: 38)

هيچ جنبنده‏اى در زمين، و هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند، نيست مگر اينكه امتهايى همانند شما هستند. ما هيچ چيز را در اين كتاب، فرو گذار نكرديم سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند. (38)


فَقُطِع‌َ دَابِرُ الْقَوْم‌ِ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 45)

و (به اين ترتيب،) دنباله (زندگى) جمعيّتى كه ستم كرده بودند، قطع شد. و ستايش مخصوص خداوند، پروردگار جهانيان است. (45)


وَ أَنْذِرْ بِه‌ِ الَّذِين‌َ يَخَافُون‌َ أَنْ‌ يُحْشَرُوا إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ لَيْس‌َ لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ وَلِي‌ٌّ وَ لاَ شَفِيع‌ٌ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (انعام: 51)

و به وسيله آن (قرآن)، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مى‏ترسند، بيم ده! (روزى كه در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‏كننده‏اى جز او [خدا] ندارند شايد پرهيزگارى پيشه كنند! (51)


قُل‌ْ إِنِّي‌ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ كَذَّبْتُمْ‌ بِه‌ِ مَا عِنْدِي‌ مَا تَسْتَعْجِلُون‌َ بِه‌ِ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ يَقُص‌ُّ الْحَق‌َّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِين‌َ (انعام: 57)

بگو: «من دليل روشنى از پروردگارم دارم و شما آن را تكذيب كرده‏ايد! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهى) عجله داريد، به دستِ من نيست! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا مى‏كند، و او بهترين جدا كننده (حق از باطل) است.» (57)


قُل‌ْ أَنَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُنَا وَ لاَ يَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَي‌ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا الله‌ُ كَالَّذِي‌ اسْتَهْوَتْه‌ُ الشَّيَاطِين‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَيْرَان‌َ لَه‌ُ أَصْحَاب‌ٌ يَدْعُونَه‌ُ إِلَي‌ الْهُدَي‌ ائْتِنَا قُل‌ْ إِن‌َّ هُدَي‌ الله‌ِ هُوَ الْهُدَي‌ وَ أُمِرْنَا لِنُسْلِم‌َ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 71)

بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏كنند (و مى‏گويند:) به سوى ما بيا!» بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم. (71)


فَلَمَّا جَن‌َّ عَلَيْه‌ِ اللَّيْل‌ُ رَأَي‌ كَوْكَبَاً قَال‌َ هَذَا رَبِّي‌ فَلَمَّا أَفَل‌َ قَال‌َ لاَ أُحِب‌ُّ الْآفِلِين‌َ (انعام: 76)

هنگامى كه (تاريكى) شب او را پوشانيد، ستاره‏اى مشاهده كرد، گفت: «اين خداى من است؟» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «غروب‏كنندگان را دوست ندارم!» (76)


فَلَمَّا رَأَي‌ الْقَمَرَ بَازِغَاً قَال‌َ هَذَا رَبِّي‌ فَلَمَّا أَفَل‌َ قَال‌َ لَئِنْ‌ لَم‌ْ يَهْدِنِي‌ رَبِّي‌ لَأََكُونَن‌َّ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الضَّالِّين‌َ (انعام: 77)

و هنگامى كه ماه را ديد كه (سينه افق را) مى‏شكافد، گفت: «اين خداى من است؟» امّا هنگامى كه (آن هم) غروب كرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايى نكند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود.» (77)


فَلَمَّا رَأَي‌ الشَّمْس‌َ بَازِغَة‌ً قَال‌َ هَذَا رَبِّي‌ هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَت‌ْ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (انعام: 78)

و هنگامى كه خورشيد را ديد كه (سينه افق را) مى‏شكافت، گفت: «اين خداى من است؟ اين (كه از همه) بزرگتر است!» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «اى قوم من از شريكهايى كه شما (براى خدا) مى‏سازيد، بيزارم! (78)


وَ حَاجَّه‌ُ قَوْمُه‌ُ قَال‌َ أَتُحَاجُّونِّي‌ فِي‌ الله‌ِ وَ قَدْ هَدَان‌ِ وَ لاَ أَخَاف‌ُ مَا تُشْرِكُون‌َ بِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ يَشَاءَ رَبِّي‌ شَيْءً وَسِع‌َ رَبِّي‌ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ عِلْمَاً أَفَلاَ تَتَذَكَّرُون‌َ (انعام: 80)

ولى قوم او [ابراهيم‏]، با وى به گفتگو و ستيز پرداختند گفت: «آيا درباره خدا با من گفتگو و ستيز مى‏كنيد؟! در حالى كه خداوند، مرا با دلايل روشن هدايت كرده و من از آنچه شما همتاى (خدا) قرار مى‏دهيد، نمى‏ترسم (و به من زيانى نمى رسانند)! مگر پروردگارم چيزى را بخواهد! وسعت آگاهى پروردگارم همه چيز را در برمى‏گيرد آيا متذكّر (و بيدار) نمى‏شويد؟! (80)


قَدْ جَاءَكُمْ‌ بَصَائِرُ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَن‌ْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَن‌ْ عَمِي‌َ فَعَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُم‌ْ بِحَفِيظ‌ٍ (انعام: 104)

دلايل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد كسى كه (به وسيله آن، حقّ را) ببيند، به سود خود اوست و كسى كه از ديدن آن چشم بپوشد، به زيان خودش مى‏باشد و من نگاهبان شما نيستم (و شما را بر قبول ايمان مجبور نمى‏كنم) (104)


اتَّبِع‌ْ مَا أُوحِي‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ وَ أَعْرِض‌ْ عَن‌ِ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 106)

از آنچه كه از سوى پروردگارت بر تو وحى شده، پيروى كن! هيچ معبودى جز او نيست! و از مشركان، روى بگردان! (106)


وَ لاَ تَسُبُّوا الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ فَيَسُبُّوا الله‌َ عَدْوَاً بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ كَذَلِك‌َ زَيَّنَّا لِكُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ عَمَلَهُم‌ْ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ مَرْجِعُهُم‌ْ فَيُنَبِّئُهُم‌ْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 108)

(به معبود) كسانى كه غير خدا را مى‏خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اينچنين براى هر امّتى عملشان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل مى‏كردند، آگاه مى‏سازد (و پاداش و كيفر مى‏دهد). (108)


أَفَغَيْرَ الله‌ِ أَبْتَغِي‌ حَكَمَاً وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ إِلَيْكُم‌ُ الْكِتَاب‌َ مُفَصَّلاً وَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ مُنَزَّل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ بِالْحَق‌ِّ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (انعام: 114)

(با اين حال،) آيا غير خدا را به داورى طلبم؟! در حالى كه اوست كه اين كتاب آسمانى را، كه همه چيز در آن آمده، به سوى شما فرستاده است و كسانى كه به آنها كتاب آسمانى داده‏ايم مى‏دانند اين كتاب، بحق از طرف پروردگارت نازل شده بنا بر اين از ترديدكنندگان مباش! (114)


وَ تَمَّت‌ْ كَلِمَت‌ُ رَبِّك‌َ صِدْقَاً وَ عَدْلاً لاَ مُبَدِّل‌َ لِكَلِمَاتِه‌ِ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (انعام: 115)

و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسيد هيچ كس نمى‏تواند كلمات او را دگرگون سازد و او شنونده داناست. (115)


وَ هَذَا صِرَاط‌ُ رَبِّك‌َ مُسْتَقِيمَاً قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَذَّكَّرُون‌َ (انعام: 126)

و اين راه مستقيم (و سنت جاويدان) پروردگار توست ما آيات خود را براى كسانى كه پند مى‏گيرند، بيان كرديم! (126)


لَهُم‌ْ دَارُ السَّلاَم‌ِ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ‌ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 127)

براى آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود و او، ولىّ و ياور آنهاست بخاطر اعمال (نيكى) كه انجام مى‏دادند. (127)


قُل‌ْ هَلُم‌َّ شُهَدَاءَكُم‌ُ الَّذِين‌َ يَشْهَدُون‌َ أَن‌َّ الله‌َ حَرَّم‌َ هَذَا فَإِنْ‌ شَهِدُوا فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُم‌ْ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالْآخِرَة‌ِ وَ هُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ يَعْدِلُون‌َ (انعام: 150)

بگو: «گواهان خود را، كه گواهى مى‏دهند خداوند اينها را حرام كرده است، بياوريد!» اگر آنها (بدروغ) گواهى دهند، تو با آنان (همصدا نشو! و) گواهى نده! و از هوى و هوس كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند و براى خدا شريك قائلند، پيروى مكن! (150)


ثُم‌َّ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ تَمَامَاً عَلَي‌ الَّذِي‌ أَحْسَن‌َ وَ تَفْصِيلاً لِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ً لَعَلَّهُمْ‌ بِلِقاءِ رَبِّهِم‌ْ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 154)

سپس به موسى كتاب (آسمانى) داديم (و نعمت خود را) بر آنها كه نيكوكار بودند، كامل كرديم و همه چيز را (كه مورد نياز آنها بود، در آن) روشن ساختيم كتابى كه مايه هدايت و رحمت بود شايد به لقاى پروردگارشان (و روز رستاخيز)، ايمان بياورند! (154)


أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا الْكِتَاب‌ُ لَكُنَّا أَهْدَي‌ مِنْهُم‌ْ فَقَدْ جَاءَكُمْ‌ بَيِّنَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ كَذَّب‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ صَدَف‌َ عَنْهَا سَنَجْزِي‌ الَّذِين‌َ يَصْدِفُون‌َ عَن‌ْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَاب‌ِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُون‌َ (انعام: 157)

يا نگوييد: «اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مى‏شد، از آنها هدايت يافته‏تر بوديم»! اينك آيات و دلايل روشن از جانب پروردگارتان، و هدايت و رحمت براى شما آمد! پس، چه كسى ستمكارتر است از كسى كه آيات خدا را تكذيب كرده، و از آن روى گردانده است؟! اما بزودى كسانى را كه از آيات ما روى مى‏گردانند، بخاطر همين اعراض بى‏دليلشان، مجازات شديد خواهيم كرد! (157)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَأْتِيَهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ أَوْ يَأْتِي‌َ رَبُّك‌َ أَوْ يَأْتِي‌َ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ لاَ يَنْفَع‌ُ نَفْسَاً إِيمَانُهَا لَم‌ْ تَكُن‌ْ آمَنَت‌ْ مِنْ‌ قَبْل‌ُ أَوْ كَسَبَت‌ْ فِي‌ إِيمَانِهَا خَيْرَاً قُل‌ِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون‌َ (انعام: 158)

آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان (مرگ) به سراغشان آيند، يا خداوند (خودش) به سوى آنها بيايد، يا بعضى از آيات پروردگارت (و نشانه‏هاى رستاخيز)؟! اما آن روز كه بعضى از آيات پروردگارت تحقّق پذيرد، ايمان‏آوردن افرادى كه قبلًا ايمان نياورده‏اند، يا در ايمانشان عمل نيكى انجام نداده‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت! بگو: « (اكنون كه شما چنين انتظارات نادرستى داريد،) انتظار بكشيد ما هم انتظار (كيفر شما را) مى‏كشيم!» (158)


قُل‌ْ إِنَّنِي‌ هَدَانِي‌ رَبِّي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ دِينَاً قِيَمَاً مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 161)

بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده آيينى پابرجا (و ضامن سعادت دين و دنيا) آيين ابراهيم كه از آيينهاى خرافى روى برگرداند و از مشركان نبود.» (161)


قُل‌ْ إِن‌َّ صَلاَتِي‌ وَ نُسُكِي‌ وَ مَحْيَاي‌َ وَ مَمَاتِي‌ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 162)

بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است. (162)


قُل‌ْ أَغَيْرَ الله‌ِ أَبْغِي‌ رَبَّاً وَ هُوَ رَب‌ُّ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَ لاَ تَكْسِب‌ُ كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَة‌ٌ وِزْرَ أُخْرَي‌ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّكُمْ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (انعام: 164)

بگو: «آيا غير خدا، پروردگارى را بطلبم، در حالى كه او پروردگار همه چيز است؟! هيچ كس، عمل (بدى) جز به زيان خودش، انجام نمى‏دهد و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را متحمّل نمى‏شود سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان است و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتيد، خبر خواهد داد. (164)


اتَّبِعُوا مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لاَ تَتَّبِعُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُون‌َ (اعراف: 3)

از چيزى كه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پيروى كنيد! و از اوليا و معبودهاى ديگر جز او، پيروى نكنيد! اما كمتر متذكّر مى‏شويد! (3)


قُل‌ْ أَمَرَ رَبِّي‌ بِالْقِسْط‌ِ وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُم‌ْ عِنْدَ كُل‌ِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوه‌ُ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ كَمَا بَدَأَكُم‌ْ تَعُودُون‌َ (اعراف: 29)

بگو: «پروردگارم امر به عدالت كرده است و توجّه خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او كنيد! و او را بخوانيد، در حالى كه دين (خود) را براى او خالص گردانيد! (و بدانيد) همان گونه كه در آغاز شما را آفريد، (بار ديگر در رستاخيز) بازمى‏گرديد! (29)


قُل‌ْ إِنَّمَا حَرَّم‌َ رَبِّي‌َ الْفَوَاحِش‌َ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن‌َ وَالْإِثْم‌َ وَالْبَغْي‌َ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ أَنْ‌ تُشْرِكُوا بِالله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ سُلْطَانَاً وَ أَن‌ْ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 33)

بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است و (همچنين) گناه و ستم بناحق را و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‏دانيد.» (33)


وَ نَزَعْنَا مَا فِي‌ صُدُورِهِمْ‌ مِن‌ْ غِل‌ٍّ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ُ الْأَنْهَارُ وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِي‌َ لَوْلاَ أَن‌ْ هَدَانَا الله‌ُ لَقَدْ جَاءَت‌ْ رُسُل‌ُ رَبِّنَا بِالْحَق‌ِّ وَ نُودُوا أَنْ‌ تِلْكُم‌ُ الْجَنَّة‌ُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (اعراف: 43)

و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند، برمى‏كنيم (تا در صفا و صميميّت با هم زندگى كنند) و از زير (قصرها و درختان) آنها، نهرها جريان دارد مى‏گويند: «ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما (به اينها) راه نمى‏يافتيم! مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در اين هنگام) به آنان ندا داده مى‏شود كه: «اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى‏داديد، به ارث برديد!» (43)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ تَأْوِيلَه‌ُ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ تَأْوِيلُه‌ُ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ نَسُوه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَاءَت‌ْ رُسُل‌ُ رَبِّنَا بِالْحَق‌ِّ فَهَلْ‌ لَنَا مِنْ‌ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَل‌َ غَيْرَ الَّذِي‌ كُنَّا نَعْمَل‌ُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ وَ ضَل‌َّ عَنْهُم‌ْ مَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (اعراف: 53)

آيا آنها جز انتظار تأويل آيات (و فرا رسيدن تهديدهاى الهى) دارند؟ آن روز كه تأويل آنها فرا رسد، (كار از كار گذشته، و پشيمانى سودى ندارد و) كسانى كه قبلًا آن را فراموش كرده بودند مى‏گويند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند آيا (امروز) شفيعانى براى ما وجود دارند كه براى ما شفاعت كنند؟ يا (به ما اجازه داده شود به دنيا) بازگرديم، و اعمالى غير از آنچه انجام مى‏داديم، انجام دهيم؟!» (ولى) آنها سرمايه وجود خود را از دست داده‏اند و معبودهايى را كه به دروغ ساخته بودند، همگى از نظرشان: گم مى‏شوند. (نه راه بازگشتى دارند، و نه شفيعانى!) (53)


وَالْبَلَدُ الطَّيِّب‌ُ يَخْرُج‌ُ نَبَاتُه‌ُ بِإِذْن‌ِ رَبِّه‌ِ وَالَّذِي‌ خَبُث‌َ لاَ يَخْرُج‌ُ إِلاَّ نَكِدَاً كَذَلِك‌َ نُصَرِّف‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَشْكُرُون‌َ (اعراف: 58)

سرزمين پاكيزه 0 و شيرين)، گياهش به فرمان پروردگار مى‏رويد امّا سرزمينهاى بد طينت (و شوره‏زار)، جز گياه ناچيز و بى‏ارزش، از آن نمى‏رويد اين گونه آيات (خود) را براى آنها كه شكرگزارند، بيان مى‏كنيم! (58)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ لَيْس‌َ بِي‌ ضَلاَلَة‌ٌ وَ لَكِنِّي‌ رَسُول‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 61)

گفت: «اى قوم من! هيچ گونه گمراهى در من نيست ولى من فرستاده‏اى از جانب پروردگار جهانيانم! (61)


أُبَلِّغُكُم‌ْ رِسَالاَت‌ِ رَبِّي‌ وَ أَنْصَح‌ُ لَكُم‌ْ وَ أَعْلَم‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 62)

رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‏كنم و خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد. (62)


أَوَ عَجِبْتُم‌ْ أَن‌ْ جَاءَكُم‌ْ ذِكْرٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ عَلَي‌ رَجُل‌ٍ مِنْكُم‌ْ لِيُنْذِرَكُم‌ْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّكُم‌ْ تُرْحَمُون‌َ (اعراف: 63)

آيا تعجّب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيله مردى از ميان شما به شما برسد، تا (از عواقب اعمال خلاف) بيمتان دهد، و (در پرتو اين دستور،) پرهيزگارى پيشه كنيد و شايد مشمول رحمت (الهى) گرديد؟! (63)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ لَيْس‌َ بِي‌ سَفَاهَة‌ٌ وَ لَكِنِّي‌ رَسُول‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 67)

گرفت: «اى قوم من! هيچ گونه سفاهتى در من نيست ولى فرستاده‏اى از طرف پروردگار جهانيانم. (67)


أُبَلِّغُكُم‌ْ رِسَالات‌ِ رَبِّي‌ وَ أَنَا لَكُم‌ْ نَاصِح‌ٌ أَمِين‌ٌ (اعراف: 68)

رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‏كنم و من خيرخواه امينى براى شما هستم. (68)


أَوَ عَجِبْتُم‌ْ أَنْ‌ جَاءَكُم‌ْ ذِكْرٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ عَلَي‌ رَجُل‌ٍ مِنْكُم‌ْ لِيُنْذِرَكُم‌ْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُم‌ْ خُلَفَاءَ مِن‌ْ بَعْدِ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ زَادَكُم‌ْ فِي‌ الْخَلْق‌ِ بَصْطَة‌ً فَاذْكُرُوا آلاَءَ الله‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (اعراف: 69)

آيا تعجّب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيله مردى از ميان شما به شما برسد تا (از مجازات الهى) بيمتان دهد؟! و به ياد آوريد هنگامى كه شما را جانشينان قوم نوح قرار داد و شما را از جهت خلقت (جسمانى) گسترش (و قدرت) داد پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد، شايد رستگار شويد!» (69)


قَال‌َ قَدْ وَقَع‌َ عَلَيْكُم‌ْ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ رِجْس‌ٌ وَ غَضَب‌ٌ أَتُجَادِلُونَنِي‌ فِي‌ أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُم‌ْ مَا نَزَّل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُم‌ْ مِن‌َ الْمُنْتَظِرِين‌َ (اعراف: 71)

گفت: «پليدى و غضب پروردگارتان، شما را فرا گرفته است! آيا با من در مورد نامهايى مجادله مى‏كنيد كه شما و پدرانتان 0 بعنوان معبود و خدا، بر بتها) گذارده‏ايد، در حالى كه خداوند هيچ دليلى درباره آن نازل نكرده است؟! پس شما منتظر باشيد، من هم با شما انتظار مى‏كشم! (شما انتظار شكست من، و من انتظار عذاب الهى براى شما!)» (71)


وَ إِلَي‌ ثَمُودَ أَخَاهُم‌ْ صَالِحَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِنْ‌ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ قَدْ جَاءَتْكُم‌ْ بَيِّنَة‌ٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ هَذِه‌ِ نَاقَة‌ُ الله‌ِ لَكُم‌ْ آيَة‌ً فَذَرُوهَا تَأْكُل‌ْ فِي‌ أَرْض‌ِ الله‌ِ وَ لاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (اعراف: 73)

و به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را بپرستيد، كه جز او، معبودى براى شما نيست! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: اين «ناقه» الهى براى شما معجزه‏اى است او را به حال خود واگذاريد كه در زمين خدا (از علفهاى بيابان) بخورد! و آن را آزار نرسانيد، كه عذاب دردناكى شما را خواهد گرفت! (73)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ لِلَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِمَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُم‌ْ أَتَعْلَمُون‌َ أَن‌َّ صَالِحَاً مُرْسَل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِل‌َ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 75)

(ولى) اشراف متكبر قوم او، به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند، گفتند: «آيا (براستى) شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموريت يافته، ايمان آورده‏ايم.» (75)


فَعَقَرُوا النَّاقَة‌َ وَ عَتَوْا عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّهِم‌ْ وَ قَالُوا يَا صَالِح‌ُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (اعراف: 77)

سپس «ناقه» را پى كردند، و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستى، آنچه ما را با آن تهديد مى‏كنى، بياور!» (77)


فَتَوَلَّي‌ عَنْهُم‌ْ وَ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُم‌ْ رِسَالَة‌َ رَبِّي‌ وَ نَصَحْت‌ُ لَكُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ لاَ تُحِبُّون‌َ النَّاصِحِين‌َ (اعراف: 79)

(صالح) از آنها روى برتافت و گفت: «اى قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم، و شرط خيرخواهى را انجام دادم، ولى (چه كنم كه) شما خيرخواهان را دوست نداريد!» (79)


وَ إِلَي‌ مَدْيَن‌َ أَخَاهُم‌ْ شُعَيْبَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ قَدْ جَاءَتْكُم‌ْ بَيِّنَة‌ٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ فَأَوْفُوا الْكَيْل‌َ وَالْمِيزَان‌َ وَ لاَ تَبْخَسُوا النَّاس‌َ أَشْيَاءَهُم‌ْ وَ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 85)

و به سوى مدين، برادرشان شعيب را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستيد، كه جز او معبودى نداريد! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است بنا بر اين، حق پيمانه و وزن را ادا كنيد! و از اموال مردم چيزى نكاهيد! و در روى زمين، بعد از آنكه (در پرتو ايمان و دعوت انبياء) اصلاح شده است، فساد نكنيد! اين براى شما بهتر است اگر با ايمان هستيد! (85)


فَتَوَلَّي‌ عَنْهُم‌ْ وَ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُم‌ْ رِسَالاَت‌ِ رَبِّي‌ وَ نَصَحْت‌ُ لَكُم‌ْ فَكَيْف‌َ آسَي‌ عَلَي‌ قَوْم‌ٍ كَافِرِين‌َ (اعراف: 93)

سپس از آنان روى برتافت و گفت: «اى قوم من! من رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و براى شما خيرخواهى نمودم با اين حال، چگونه بر حال قوم بى‏ايمان تأسف بخورم؟!» (93)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ يَا فِرْعَوْن‌ُ إِنِّي‌ رَسُول‌ٌ مِن‌ْ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 104)

و موسى گفت: «اى فرعون! من فرستاده‏اى از سوى پروردگار جهانيانم. (104)


حَقِيق‌ٌ عَلَي‌ أَن‌ْ لاَ أَقُول‌َ عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ قَدْ جِئْتُكُم‌ْ بِبَيِّنَة‌ٍ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ فَأَرْسِل‌ْ مَعِي‌َ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (اعراف: 105)

سزاوار است كه بر خدا جز حق نگويم. من دليل روشنى از پروردگارتان براى شما آورده‏ام پس بنى اسرائيل را با من بفرست!» (105)


قَالُوا آمَنَّا بِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 121)

و گفتند: «ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم (121)


رَب‌ِّ مُوسَي‌ وَ هَارُون‌َ (اعراف: 122)

پروردگار موسى و هارون!» (122)


قَالُوا إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا مُنْقَلِبُون‌َ (اعراف: 125)

(ساحران) گفتند: « (مهم نيست،) ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گرديم! (125)


وَ مَا تَنْقِم‌ُ مِنَّا إِلاَّ أَن‌ْ آمَنَّا بِآيَات‌ِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغ‌ْ عَلَيْنَا صَبْرَاً وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِين‌َ (اعراف: 126)

انتقام تو از ما، تنها بخاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خويش- هنگامى كه به سراغ ما آمد- ايمان آورديم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ريز! (و آخرين درجه شكيبايى را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بميران!» (126)


وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْم‌َ الَّذِين‌َ كَانُوا يُسْتَضْعَفُون‌َ مَشَارِق‌َ الْأَرْض‌ِ وَ مَغَارِبَهَا الَّتِي‌ بَارَكْنَا فِيهَا وَ تَمَّت‌ْ كَلِمَت‌ُ رَبِّك‌َ الْحُسْنَي‌ عَلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ بِمَا صَبَرُوا وَ دَمَّرْنَا مَا كَان‌َ يَصْنَع‌ُ فِرْعَوْن‌ُ وَ قَوْمُه‌ُ وَ مَا كَانُوا يَعْرِشُون‌َ (اعراف: 137)

و مشرقها و مغربهاى پر بركت زمين را به آن قومِ به ضعف كشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، واگذار كرديم و وعده نيك پروردگارت بر بنى اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتى كه به خرج دادند، تحقّق يافت و آنچه فرعون و فرعونيان (از كاخهاى مجلّل) مى‏ساختند، و آنچه از باغهاى داربست‏دار فراهم ساخته بودند، در هم كوبيديم! (137)


وَ إِذْ أَنْجَيْنَاكُم‌ْ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَسُومُونَكُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ يُقَتِّلُون‌َ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ يَسْتَحْيُون‌َ نِسَاءَكُم‌ْ وَ فِي‌ ذَلِكُم‌ْ بَلاَءٌ مِن‌ْ رَبِّكُم‌ْ عَظِيم‌ٌ (اعراف: 141)

(به خاطر بياوريد) زمانى را كه از (چنگال) فرعونيان نجاتتان بخشيديم! آنها كه پيوسته شما را شكنجه مى‏دادند، پسرانتان را مى‏كشتند، و زنانتان را (براى خدمتكارى) زنده مى‏گذاشتند و در اين، آزمايش بزرگى از سوى خدا براى شما بود. (141)


وَ وَاعَدْنَا مُوسَي‌ ثَلاَثِين‌َ لَيْلَة‌ً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَم‌َّ مِيقَات‌ُ رَبِّه‌ِ أَرْبَعِين‌َ لَيْلَة‌ً وَ قَال‌َ مُوسَي‌ لِأَخِيه‌ِ هَارُون‌َ اخْلُفْنِي‌ فِي‌ قَوْمِي‌ وَ أَصْلِح‌ْ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ سَبِيل‌َ الْمُفْسِدِين‌َ (اعراف: 142)

و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم سپس آن را با ده شب (ديگر) تكميل نموديم به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها) را اصلاح كن! و از روش مفسدان، پيروى منما!» (142)


وَ لَمَّا جَاءَ مُوسَي‌ لِمِيقَاتِنَا وَ كَلَّمَه‌ُ رَبُّه‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ أَرِنِي‌ أَنْظُرْ إِلَيْك‌َ قَال‌َ لَن‌ْ تَرَانِي‌ وَ لَكِنِ‌ انْظُرْ إِلَي‌ الْجَبَل‌ِ فَإِنِ‌ اسْتَقَرَّ مَكَانَه‌ُ فَسَوْف‌َ تَرَانِي‌ فَلَمَّا تَجَلَّي‌ رَبُّه‌ُ لِلْجَبَل‌ِ جَعَلَه‌ُ دَكَّاً وَ خَرَّ مُوسَي‌ صَعِقَاً فَلَمَّا أَفَاق‌َ قَال‌َ سُبْحَانَك‌َ تُبْت‌ُ إِلَيْك‌َ وَ أَنَا أَوَّل‌ُ الْمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 143)

و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم!» گفت: «هرگز مرا نخواهى ديد! ولى به كوه بنگر، اگر در جاى خود ثابت ماند، مرا خواهى ديد!» اما هنگامى كه پروردگارش بر كوه جلوه كرد، آن را همسان خاك قرار داد و موسى مدهوش به زمين افتاد. چون به هوش آمد، عرض كرد: «خداوندا! منزهى تو (از اينكه با چشم تو را ببينم)! من به سوى تو بازگشتم! و من نخستين مؤمنانم!» (143)


وَ لَمَّا رَجَع‌َ مُوسَي‌ إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ غَضْبَان‌َ أَسِفَاً قَال‌َ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي‌ مِنْ‌ بَعْدِي‌ أَعَجِلْتُم‌ْ أَمْرَ رَبِّكُم‌ْ وَ أَلْقَي‌ الْأَلْوَاح‌َ وَ أَخَذَ بِرَأْس‌ِ أَخِيه‌ِ يَجُرُّه‌ُ إِلَيْه‌ِ قَال‌َ ابْن‌َ أُم‌َّ إِن‌َّ الْقَوْم‌َ اسْتَضْعَفُونِي‌ وَ كَادُوا يَقْتُلُونَنِي‌ فَلاَ تُشْمِت‌ْ بِي‌َ الْأَعْدَاءَ وَ لاَ تَجْعَلْنِي‌ مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (اعراف: 150)

و هنگامى كه موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشينانى برايم بوديد (و آيين مرا ضايع كرديد)! آيا در مورد فرمان پروردگارتان (و تمديد مدّت ميعاد او)، عجله نموديد (و زود قضاوت كرديد؟!)» سپس الواح را افكند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوى خود كشيد او گفت: «فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند، پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده!» (150)


قَال‌َ رَب‌ِّ اغْفِرْ لِي‌ وَ لِأَخِي‌ وَ أَدْخِلْنَا فِي‌ رَحْمَتِك‌َ وَ أَنْت‌َ أَرْحَم‌ُ الرَّاحِمِين‌َ (اعراف: 151)

(موسى) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بيامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترين مهربانانى!» (151)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا الْعِجْل‌َ سَيَنَالُهُم‌ْ غَضَب‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ ذِلَّة‌ٌ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُفْتَرِين‌َ (اعراف: 152)

كسانى كه گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنيا به آنها مى‏رسد و اينچنين، كسانى را كه (بر خدا) افترا مى‏بندند، كيفر مى دهيم! (152)


وَ لَمَّا سَكَت‌َ عَنْ‌ مُوسَي‌ الْغَضَب‌ُ أَخَذَ الْأَلْوَاح‌َ وَ فِي‌ نُسْخَتِهَا هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ لِلَّذِين‌َ هُم‌ْ لِرَبِّهِم‌ْ يَرْهَبُون‌َ (اعراف: 154)

هنگامى كه خشم موسى فرو نشست الواح (تورات) را برگرفت و در نوشته‏هاى آن، هدايت و رحمت براى كسانى بود كه از پروردگار خويش مى‏ترسند (و از مخالفت فرمانش بيم دارند). (154)


وَاخْتَارَ مُوسَي‌ قَوْمَه‌ُ سَبْعِين‌َ رَجُلاً لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُم‌ُ الرَّجْفَة‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ لَوْ شِئْت‌َ أَهْلَكْتَهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِيَّاي‌َ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ فِتْنَتُك‌َ تُضِل‌ُّ بِهَا مَنْ‌ تَشَاءُ وَ تَهْدِي‌ مَنْ‌ تَشَاءُ أَنْت‌َ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْغَافِرِين‌َ (اعراف: 155)

موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد و هنگامى كه زمين‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاك شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر مى‏خواستى، مى توانستى آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى! آيا ما را به آنچه سفيهانمان انجام داده‏اند، (مجازات و) هلاك مى‏كنى؟! اين، جز آزمايش تو، چيز ديگر نيست كه هر كس را بخواهى (و مستحق بدانى)، به وسيله آن گمراه مى‏سازى و هر كس را بخواهى (و شايسته ببينى)، هدايت مى‏كنى! تو ولىّ مايى، و ما را بيامرز، بر ما رحم كن، و تو بهترين آمرزندگانى! (155)


وَ إِذْ قَالَت‌ْ أُمَّة‌ٌ مِنْهُم‌ْ لِم‌َ تَعِظُون‌َ قَوْمَاً الله‌ُ مُهْلِكُهُم‌ْ أَوْ مُعَذِّبُهُم‌ْ عَذَابَاً شَدِيدَاً قَالُوا مَعْذِرَة‌ً إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَّقُون‌َ (اعراف: 164)

و (به ياد آر) هنگامى را كه گروهى از آنها (به گروه ديگر) گفتند: «چرا جمعى (گنهكار) را اندرز مى‏دهيد كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد، يا به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت؟! (آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند!)» گفتند: « (اين اندرزها،) براى اعتذار (و رفع مسئوليت) در پيشگاه پروردگار شماست بعلاوه شايد آنها (بپذيرند، و از گناه باز ايستند، و) تقوا پيشه كنند!» (164)


وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّك‌َ مِنْ‌ بَنِي‌ آدَم‌َ مِنْ‌ ظُهُورِهِم‌ْ ذُرِّيَّتَهُم‌ْ وَ أَشْهَدَهُم‌ْ عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَلَسْت‌ُ بِرَبِّكُم‌ْ قَالُوا بَلَي‌ شَهِدْنَا أَنْ‌ تَقُولُوا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِنَّا كُنَّا عَن‌ْ هَذَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 172)

و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»! (172)


يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ السَّاعَة‌ِ أَيَّان‌َ مُرْسَاهَا قُل‌ْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي‌ لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَت‌ْ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لاَ تَأْتِيكُم‌ْ إِلاَّ بَغْتَة‌ً يَسْأَلُونَك‌َ كَأَنَّك‌َ حَفِي‌ٌّ عَنْهَا قُل‌ْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ الله‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 187)

درباره قيامت از تو سؤال مى‏كنند، كى فرامى‏رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است و هيچ كس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشكار سازد (اما قيام قيامت، حتى) در آسمانها و زمين، سنگين (و بسيار پر اهميت) است و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آيد!» (باز) از تو سؤال مى‏كنند، چنان كه گويى تو از زمان وقوع آن با خبرى! بگو: «علمش تنها نزد خداست ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.» (187)


وَ إِذَا لَم‌ْ تَأْتِهِمْ‌ بِآيَة‌ٍ قَالُوا لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُل‌ْ إِنَّمَا أَتَّبِع‌ُ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ مِنْ‌ رَبِّي‌ هَذَا بَصَائِرُ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 203)

هنگامى كه (در نزول وحى تاخير افتد، و) آيه‏اى براى آنان نياورى، مى‏گويند: «چرا خودت (از پيش خود) آن را برنگزيدى؟!» بگو: «من تنها از چيزى پيروى مى‏كنم كه بر من وحى مى‏شود اين وسيله بينايى از طرف پروردگارتان، و مايه هدايت و رحمت است براى جمعيّتى كه ايمان مى‏آورند. (203)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ عِنْدَ رَبِّك‌َ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ عَن‌ْ عِبَادَتِه‌ِ وَ يُسَبِّحُونَه‌ُ وَ لَه‌ُ يَسْجُدُون‌َ (اعراف: 206)

آنها كه (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هيچ گاه) از عبادتش تكبر نمى‏ورزند، و او را تسبيح مى‏گويند، و برايش سجده مى‏كنند. (206)


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون‌َ الَّذِين‌َ إِذَا ذُكِرَ الله‌ُ وَجِلَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَ إِذَا تُلِيَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُه‌ُ زَادَتْهُم‌ْ إِيمَانَاً وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (انفال: 2)

مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان ميگردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند. (2)


أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُؤْمِنُون‌َ حَقَّاً لَهُم‌ْ دَرَجَات‌ٌ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ مَغْفِرَة‌ٌ وَ رِزْق‌ٌ كَرِيم‌ٌ (انفال: 4)

(آرى،) مؤمنان حقيقى آنها هستند براى آنان درجاتى (مهم) نزد پروردگارشان است و براى آنها، آمرزش و روزى بى‏نقص و عيب است. (4)


كَدَأْب‌ِ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ‌ بِذُنُوبِهِم‌ْ وَ أَغْرَقْنَا آل‌َ فِرْعَوْن‌َ وَ كُل‌ٌّ كَانُوا ظَالِمِين‌َ (انفال: 54)

اين، (درست) شبيه (حال) فرعونيان و كسانى است كه پيش از آنها بودند آيات پروردگارشان را تكذيب كردند ما هم بخاطر گناهانشان، آنها را هلاك كرديم، و فرعونيان را غرق نموديم و همه آنها ظالم (و ستمگر) بودند! (54)


أَكَان‌َ لِلنَّاس‌ِ عَجَبَاً أَن‌ْ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ رَجُل‌ٍ مِنْهُم‌ْ أَن‌ْ أَنْذِرِ النَّاس‌َ وَ بَشِّرِ الَّذِين‌َ آمَنُوا أَن‌َّ لَهُم‌ْ قَدَم‌َ صِدْق‌ٍ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ قَال‌َ الْكَافِرُون‌َ إِن‌َّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِين‌ٌ (يونس: 2)

آيا براى مردم، موجب شگفتى بود كه به مردى از آنها وحى فرستاديم كه مردم را (از عواقب كفر و گناه) بترسان، و به كسانى كه ايمان آورده‏اند بشارت ده كه براى آنها، سابقه نيك (و پاداشهاى مسلّم) نزد پروردگارشان است؟! (امّا) كافران گفتند: «اين مرد، ساحر آشكارى است!» (2)


دَعْوَاهُم‌ْ فِيهَا سُبْحَانَك‌َ اللَّهُم‌َّ وَ تَحِيَّتُهُم‌ْ فِيهَا سَلاَم‌ٌ وَ آخِرُ دَعْوَاهُم‌ْ أَن‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (يونس: 10)

گفتار (و دعاى) آنها در بهشت اين است كه: «خداوندا، منزهى تو!» و تحيّت آنها در آنجا: سلام و آخرين سخنشان اين است كه: «حمد، مخصوص پروردگار عالميان است!» (10)


قُل‌ْ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَإِنَّمَا يَضِل‌ُّ عَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (يونس: 108)

بگو: «اى مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده هر كس (در پرتو آن) هدايت يابد، براى خود هدايت شده و هر كس گمراه گردد، به زيان خود گمراه مى‏گردد و من مأمور (به اجبار) شما نيستم!» (108)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا ائْت‌ِ بِقُرْآن‌ٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْه‌ُ قُل‌ْ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أُبَدِّلَه‌ُ مِنْ‌ تِلْقَاءِ نَفْسِي‌ إِن‌ْ أَتَّبِع‌ُ إِلاَّ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (يونس: 15)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مى‏گويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!» (15)


وَ مَا كَان‌َ النَّاس‌ُ إِلاَّ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ فِيمَا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (يونس: 19)

(در آغاز) همه مردم امّت واحدى بودند سپس اختلاف كردند و اگر فرمانى از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سريع آنان) از قبل صادر نشده بود، در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏شد (و سپس همگى به مجازات مى‏رسيدند). (19)


وَ يَقُولُون‌َ لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَقُل‌ْ إِنَّمَا الْغَيْب‌ُ لِالله‌ِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الْمُنْتَظِرِين‌َ (يونس: 20)

مى‏گويند: «چرا معجزه‏اى از پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «غيب (و معجزات) تنها براى خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشيد، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‏جويانه باشيد، و من هم در انتظار مجازات شما!)» (20)


كَذَلِك‌َ حَقَّت‌ْ كَلِمَت‌ُ رَبِّك‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ فَسَقُوا أَنَّهُم‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (يونس: 33)

اينچنين فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلّم شده كه آنها (پس از اين همه لجاجت و گناه)، ايمان نخواهند آورد! (33)


وَ مَا كَان‌َ هَذَا الْقُرْآن‌ُ أَنْ‌ يُفْتَرَي‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ لَكِنْ‌ تَصْدِيق‌َ الَّذِي‌ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ تَفْصِيل‌َ الْكِتَاب‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (يونس: 37)

شايسته نبود (و امكان نداشت) كه اين قرآن، بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود ولى تصديقى است براى آنچه پيش از آن است (از كتب آسمانى)، و شرح و تفصيلى بر آنها است شكّى در آن نيست، و از طرف پروردگار جهانيان است. (37)


وَ يَسْتَنْبِئُونَك‌َ أَحَق‌ٌّ هُوَ قُل‌ْ إِيْ‌ وَ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ لَحَق‌ٌّ وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ (يونس: 53)

از تو مى‏پرسند: «آيا آن (وعده مجازات الهى) حقّ است؟» بگو: «آرى، به پروردگارم سوگند، قطعاً حقّ است و شما نمى‏توانيد از آن جلوگيرى كنيد!» (53)


يَا أيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَتْكُمْ‌ مَوْعِظَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِي‌ الصُّدُورِ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (يونس: 57)

اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست (درمانى براى دلهاى شما) و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان! (57)


وَ مَا تَكُون‌ُ فِي‌ شَأْن‌ٍ وَ مَا تَتْلُو مِنْه‌ُ مِنْ‌ قُرْآن‌ٍ وَ لاَ تَعْمَلُون‌َ مِن‌ْ عَمَل‌ٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُم‌ْ شُهُودَاً إِذْ تُفِيضُون‌َ فِيه‌ِ وَ مَا يَعْزُب‌ُ عَنْ‌ رَبِّك‌َ مِنْ‌ مِثْقَال‌ِ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ وَ لاَ أَصْغَرَ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْبَرَ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (يونس: 61)

در هيچ حال (و انديشه‏اى) نيستى، و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمى‏كنى، و هيچ عملى را انجام نمى‏دهيد، مگر اينكه ما گواه بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن مى شويد! و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفى نمى‏ماند حتّى به اندازه سنگينى ذرّه‏اى، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه (همه آنها) در كتاب آشكار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است! (61)


فَإِنْ‌ كُنْت‌َ فِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ فَاسْأَل‌ِ الَّذِين‌َ يَقْرَءُون‌َ الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَقَدْ جَاءَك‌َ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُمْتَرِين‌َ (يونس: 94)

و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‏ايم ترديدى دارى، از كسانى كه پيش از تو كتاب آسمانى را مى‏خواندند بپرس، به يقين، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسيده است بنا بر اين، هرگز از ترديدكنندگان مباش! [مسلماً او ترديدى نداشت! اين درسى براى مردم بود!] (94)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ حَقَّت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ كَلِمَت‌ُ رَبِّك‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (يونس: 96)

(و بدان) آنها كه فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق يافته، (و بجرم اعمالشان، توفيق هدايت را از آنها گرفته هرگز) ايمان نمى‏آورند، (96)


أَفَمَنْ‌ كَان‌َ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ وَ يَتْلُوه‌ُ شَاهِدٌ مِنْه‌ُ وَ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ كِتَاب‌ُ مُوسَي‌ إِمَامَاً وَ رَحْمَة‌ً أُولَئِك‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِه‌ِ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ فَالنَّارُ مَوْعِدُه‌ُ فَلاَ تَك‌ُ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (هود: 17)

آيا آن كس كه دليل آشكارى از پروردگار خويش دارد، و بدنبال آن، شاهدى از سوى او مى‏باشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن مى‏دهد، همچون كسى است كه چنين نباشد)؟! آنها [حق‏طلبان و حقيقت‏جويان‏] به او (كه داراى اين ويژگيهاست،) ايمان مى‏آورند! و هر كس از گروه‏هاى مختلف به او كافر شود، آتش وعده‏گاه اوست! پس، ترديدى در آن نداشته باش كه آن حق است از پروردگارت! ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند! (17)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أُولَئِك‌َ يُعْرَضُون‌َ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ وَ يَقُول‌ُ الْأَشْهَادُ هَؤُلاَءِ الَّذِين‌ كَذَبُوا عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ أَلاَ لَعْنَة‌ُ الله‌ِ عَلَي‌ الظَّالِمِين‌َ (هود: 18)

چه كسى ستمكارتر است از كسانى كه بر خدا افترا مى‏بندند؟! آنان (روز رستاخيز) بر پروردگارشان عرضه مى‏شوند، در حالى كه شاهدان [پيامبران و فرشتگان‏] مى‏گويند: «اينها همانها هستند كه به پروردگارشان دروغ بستند! اى لعنت خدا بر ظالمان باد!» (18)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ أَخْبَتُوا إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ الْجَنَّة‌ِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (هود: 23)

كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع كردند، آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند! (23)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ آتَانِي‌ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ فَعُمِّيَت‌ْ عَلَيْكُم‌ْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَ أَنْتُم‌ْ لَهَا كَارِهُون‌َ (هود: 28)

(نوح) گفت: «اگر من دليل روشنى از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتى به من داده باشد- و بر شما مخفى مانده- (آيا باز هم رسالت مرا انكار مى‏كنيد)؟! آيا ما مى‏توانيم شما را به پذيرش اين دليل روشن مجبور سازيم، با اينكه شما كراهت داريد؟! (28)


وَ يَا قَوْم‌ِ لاَ أَسْأَلُكُمْ‌ عَلَيْه‌ِ مَالاً إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ الله‌ِ وَ مَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّهُمْ‌ مُلاَقُوا رَبِّهِم‌ْ وَ لَكِنِّي‌ أَرَاكُم‌ْ قَوْمَاً تَجْهَلُون‌َ (هود: 29)

اى قوم! من به خاطر اين دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من، تنها بر خداست! و من، آنها را كه ايمان آورده‏اند، (بخاطر شما) از خود طرد نمى‏كنم چرا كه آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قيامت، خصم من خواهند بود) ولى شما را قوم جاهلى مى‏بينم! (29)


وَ قَال‌َ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْم‌ِ الله‌ِ مَجْرَيهَا وَ مُرْسَاهَا إِن‌َّ رَبِّي‌ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (هود: 41)

او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شويد! و هنگام حركت و توقف كشتى، ياد او كنيد، كه پروردگارم آمرزنده و مهربان است!» (41)


وَ نَادَي‌ نُوح‌ٌ رَبَّه‌ُ فَقَال‌َ رَب‌ِّ إِن‌َّ ابْنِي‌ مِن‌ْ أَهْلِي‌ وَ إِن‌َّ وَعْدَك‌َ الْحَق‌ُّ وَ أَنْت‌َ أَحْكَم‌ُ الْحَاكِمِين‌َ (هود: 45)

نوح به پروردگارش عرض كرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حكم‏كنندگان برترى!» (45)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ أَعُوذُ بِك‌َ أَن‌ْ أَسْأَلَك‌َ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ إِنْ لاَ تَغْفِرْ لِي‌ وَ تَرْحَمْنِي‌ أَكُنْ‌ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (هود: 47)

عرض كرد: «پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم كه از تو چيزى بخواهم كه از آن آگاهى ندارم! و اگر مرا نبخشى، و بر من رحم نكنى، از زيانكاران خواهم بود!» (47)


إِنِّي‌ تَوَكَّلْت‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ رَبِّي‌ وَ رَبِّكُمْ‌ مَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِن‌َّ رَبِّي‌ عَلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (هود: 56)

من، بر «اللَّه» كه پروردگار من و شماست، توكل كرده‏ام! هيچ جنبنده‏اى نيست مگر اينكه او بر آن تسلط دارد (اما سلطه‏اى با عدالت! چرا كه) پروردگار من بر راه راست است! (56)


فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ‌ مَا أُرْسِلْت‌ُ بِه‌ِ إِلَيْكُم‌ْ وَ يَسْتَخْلِف‌ُ رَبِّي‌ قَوْمَاً غَيْرَكُم‌ْ وَ لاَ تَضُرُّونَه‌ُ شَيْءً إِن‌َّ رَبِّي‌ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَفِيظ‌ٌ (هود: 57)

پس اگر روى برگردانيد، من رسالتى را كه مأمور بودم به شما رساندم و پروردگارم گروه ديگرى را جانشين شما مى‏كند و شما كمترين ضررى به او نمى‏رسانيد پروردگارم حافظ و نگاهبان هر چيز است!» (57)


وَ تِلْك‌َ عَادٌ جَحَدُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ وَ عَصَوْا رُسُلَه‌ُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُل‌ِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ (هود: 59)

و اين قوم «عاد» بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و پيامبران او را معصيت نمودند و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پيروى كردند! (59)


وَ إِلَي‌ ثَمُودَ أَخَاهُم‌ْ صَالِحَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ هُوَ أَنشَأَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ وَاسْتَعْمَرَكُم‌ْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوه‌ُ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ قَرِيب‌ٌ مُجِيب‌ٌ (هود: 61)

و بسوى قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! اوست كه شما را از زمين آفريد، و آبادى آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوى او بازگرديد، كه پروردگارم (به بندگان خود) نزديك، و اجابت‏كننده (خواسته‏هاى آنها) است!» (61)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ آتَانِي‌ مِنْه‌ُ رَحْمَة‌ً فَمَنْ‌ يَنْصُرُنِي‌ مِن‌َ الله‌ِ إِن‌ْ عَصَيْتُه‌ُ فَمَا تَزِيدُونَنِي‌ غَيْرَ تَخْسِيرٍ (هود: 63)

گفت: «اى قوم! اگر من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم، و رحمتى از جانب خود به من داده باشد (، مى‏توانم از ابلاغ رسالت او سرپيچى كنم)؟! اگر من نافرمانى او كنم، چه كسى مى‏تواند مرا در برابر وى يارى دهد؟! پس، (سخنان) شما، جز اطمينان به زيانكار بودنتان، چيزى بر من نمى‏افزايد! (63)


يَا إِبْرَاهِيم‌ُ أَعْرِض‌ْ عَن‌ْ هَذَا إِنَّه‌ُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّك‌َ وَ إِنَّهُم‌ْ آتِيهِم‌ْ عَذَاب‌ٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ (هود: 76)

اى ابراهيم! از اين (درخواست) صرف نظر كن، كه فرمان پروردگارت فرا رسيده و بطور قطع عذاب (الهى) به سراغ آنها مى‏آيد و برگشت ندارد! (76)


قَالُوا يَا لُوط‌ُ إِنَّا رُسُل‌ُ رَبِّك‌َ لَن‌ْ يَصِلُوا إِلَيْك‌َ فَأَسْرِ بِأَهْلِك‌َ بِقِطْع‌ٍ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ وَ لاَ يَلْتَفِت‌ْ مِنْكُم‌ْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَك‌َ إِنَّه‌ُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُم‌ْ إِن‌َّ مَوْعِدَهُم‌ُ الصُّبْح‌ُ أَلَيْس‌َ الصُّبْح‌ُ بِقَرِيب‌ٍ (هود: 81)

(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند مگر همسرت، كه او هم به همان بلايى كه آنها گرفتار مى‏شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است آيا صبح نزديك نيست؟!» (81)


مُسَوَّمَة‌ً عِنْدَ رَبِّك‌َ وَ مَا هِي‌َ مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ بِبَعِيدٍ (هود: 83)

(سنگهايى كه) نزد پروردگارت نشاندار بود و آن، (از ساير) ستمگران دور نيست! (83)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَأَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُنْت‌ُ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ رَزَقَنِي‌ مِنْه‌ُ رِزْقَاً حَسَنَاً وَ مَا أُرِيدُ أَن‌ْ أُخَالِفَكُم‌ْ إِلَي‌ مَا أَنْهَاكُم‌ْ عَنْه‌ُ إِن‌ْ أُرِيدُ إِلاَّ الْإِصْلاَح‌َ مَا اسْتَطَعْت‌ُ وَ مَا تَوْفِيقِي‌ إِلاَّ بِالله‌ِ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ أُنِيب‌ُ (هود: 88)

گفت: «اى قوم! به من بگوييد، هر گاه من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبى به من داده باشد، (آيا مى‏توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم؟!) من هرگز نمى‏خواهم چيزى كه شما را از آن باز مى‏دارم، خودم مرتكب شوم! من جز اصلاح- تا آنجا كه توانايى دارم- نمى‏خواهم! و توفيق من، جز به خدا نيست! بر او توكّل كردم و به سوى او بازمى‏گردم! (88)


وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم‌ْ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ رَحِيم‌ٌ وَدُودٌ (هود: 90)

از پروردگار خود، آمرزش بطلبيد و به سوى او بازگرديد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه‏كار) است!» (90)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَهْطِي‌ أَعَزُّ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ وَاتَّخَذْتُمُوه‌ُ وَرَاءَكُم‌ْ ظِهْرِيَّاً إِن‌َّ رَبِّي‌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ مُحِيط‌ٌ (هود: 92)

گفت: «اى قوم! آيا قبيله كوچك من، نزد شما عزيزتر از خداوند است؟! در حالى كه (فرمان) او را پشت سر انداخته‏ايد! پروردگارم به آنچه انجام مى‏دهيد، احاطه دارد (و آگاه است)! (92)


وَ مَا ظَلَمْنَاهُم‌ْ وَ لَكِنْ‌ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُم‌ْ فَمَا أَغْنَت‌ْ عَنْهُم‌ْ آلِهَتُهُم‌ُ الَّتِي‌ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّك‌َ وَ مَا زَادُوهُم‌ْ غَيْرَ تَتْبِيب‌ٍ (هود: 101)

ما به آنها ستم نكرديم بلكه آنها خودشان بر خويشتن ستم روا داشتند! و هنگامى كه فرمان مجازات الهى فرا رسيد، معبودانى را كه غير از خدا مى‏خواندند، آنها را يارى نكردند و جز بر هلاكت آنان نيفزودند! (101)


وَ كَذَلِك‌َ أَخْذُ رَبِّك‌َ إِذَا أَخَذَ الْقُرَي‌ وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ إِن‌َّ أَخْذَه‌ُ أَلِيم‌ٌ شَدِيدٌ (هود: 102)

و اينچنين است مجازات پروردگار تو، هنگامى كه شهرها و آباديهاى ظالم را مجازات مى‏كند! (آرى،) مجازات او، دردناك و شديد است! (102)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَاخْتُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (هود: 110)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمان قبلى خدا (در زمينه آزمايش و اتمام حجّت بر آنها) نبود، در ميان آنان داورى مى‏شد! و آنها (هنوز) در شكّ‏اند، شكّى آميخته به بدگمانى! (110)


إِلاَّ مَنْ‌ رَحِم‌َ رَبُّك‌َ وَ لِذَلِك‌َ خَلَقَهُم‌ْ وَ تَمَّت‌ْ كَلِمَة‌ُ رَبِّك‌َ لَأََمْلَأََن‌َّ جَهَنَّم‌َ مِن‌َ الْجِنَّة‌ِ وَالنَّاس‌ِ أَجْمَعِين‌َ (هود: 119)

مگر كسى را كه پروردگارت رحم كند! و براى همين (پذيرش رحمت) آنها را آفريد! و فرمان پروردگارت قطعى شده كه: جهنّم را از همه (سركشان و طاغيان) جنّ و انس پر خواهم كرد! (119)


وَ رَاوَدَتْه‌ُ الَّتِي‌ هُوَ فِي‌ بَيْتِهَا عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَ غَلَّقَت‌ِ الْأَبَوْاب‌َ وَ قَالَت‌ْ هَيْت‌َ لَك‌َ قَال‌َ مَعَاذَ الله‌ِ إِنَّه‌ُ رَبِّي‌ أَحْسَن‌َ مَثْوَاي‌َ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (يوسف: 23)

و آن زن كه يوسف در خانه او بود، از او تمنّاى كامجويى كرد درها را بست و گفت: «بيا (بسوى آنچه براى تو مهياست!)» (يوسف) گفت: «پناه مى‏برم به خدا! او [عزيز مصر] صاحب نعمت من است مقام مرا گرامى داشته (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟!) مسلّماً ظالمان رستگار نمى‏شوند!» (23)


وَ لَقَدْ هَمَّت‌ْ بِه‌ِ وَ هَم‌َّ بِهَا لَوْلاَ أَنْ‌ رَأي‌ بُرْهَان‌َ رَبِّه‌ِ كَذَلِك‌َ لِنَصْرِف‌َ عَنْه‌ُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُـخْلَصِين‌َ (يوسف: 24)

آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد- قصد وى مى‏نمود! اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود! (24)


قَال‌َ رَب‌ِّ السِّجْن‌ُ أَحَب‌ُّ إِلَيَّ‌ مِمَّا يَدْعُونَنِي‌ إِلَيْه‌ِ وَ إِنْ لاَ تَصْرِف‌ْ عَنِّي‌ كَيْدَهُن‌َّ أَصْب‌ُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ‌ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (يوسف: 33)

(يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مى‏خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» (33)


قَال‌َ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَام‌ٌ تُرْزَقَانِه‌ِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ يَأْتِيَكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي‌ رَبِّي‌ إِنِّي‌ تَرَكْت‌ُ مِلَّة‌َ قَوْم‌ٍ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ هُمْ‌ بِالْآخِرَة‌ِ هُم‌ْ كَافِرُون‌َ (يوسف: 37)

(يوسف) گفت: «پيش از آنكه جيره غذايى شما فرا رسد، شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت. اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم)! (37)


وَ قَال‌َ لِلَّذِي‌ ظَن‌َّ أَنَّه‌ُ نَاج‌ٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي‌ عِنْدَ رَبِّك‌َ فَأَنْسَاه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ ذِكْرَ رَبِّه‌ِ فَلَبِث‌َ فِي‌ السِّجْن‌ِ بِضْع‌َ سِنِين‌َ (يوسف: 42)

و به آن يكى از آن دو نفر، كه مى‏دانست رهايى مى‏يابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [سلطان مصر] يادآورى كن!» ولى شيطان يادآورى او را نزد صاحبش از خاطر وى برد و بدنبال آن، (يوسف) چند سال در زندان باقى ماند. (42)


وَ قَال‌َ الْمَلِك‌ُ ائْتُونِي‌ بِه‌ِ فَلَمَّا جَاءَه‌ُ الرَّسُول‌ُ قَال‌َ ارْجِع‌ْ إِلَي‌ رَبِّك‌َ فَاسْأَلْه‌ُ مَا بَال‌ُ النِّسْوَة‌ِ الاَّتِي‌‌ قَطَّعْن‌َ أَيْدِيَهُن‌َّ إِن‌َّ رَبِّي‌ بِكَيْدِهِن‌َّ عَلِيم‌ٌ (يوسف: 50)

پادشاه گفت: «او را نزد من آوريد!» ولى هنگامى كه فرستاده او نزد وى [يوسف‏] آمد گفت: «به سوى صاحبت بازگرد، و از او بپرس ماجراى زنانى كه دستهاى خود را بريدند چه بود؟ كه خداى من به نيرنگ آنها آگاه است.» (50)


وَ مَا أُبَرِّئ‌ُ نَفْسِي‌ إِن‌َّ النَّفْس‌َ لَأََمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِم‌َ رَبِّي‌ إِن‌َّ رَبِّي‌ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (يوسف: 53)

من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم، كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مى‏كند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.» (53)


قَال‌َ سَوْف‌َ أَسْتَغْفِرُ لَكُم‌ْ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (يوسف: 98)

گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است!» (98)


وَ رَفَع‌َ أَبَوَيْه‌ِ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ وَ خَرُّوا لَه‌ُ سُجَّدَاً وَ قَال‌َ يَا أَبَت‌ِ هَذَا تَأْوِيل‌ُ رُؤْياي‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي‌ حَقَّاً وَ قَدْ أَحْسَن‌َ بِي‌ إِذْ أَخْرَجَنِي‌ مِن‌َ السِّجْن‌ِ وَ جَاءَ بِكُمْ‌ مِن‌َ الْبَدْوِ مِنْ‌ بَعْدِ أَنْ‌ نَزَغ‌َ الشَّيْطَان‌ُ بَينِي‌ وَ بَيْن‌َ إِخْوَتِي‌ إِن‌َّ رَبِّي‌ لَطِيف‌ٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (يوسف: 100)

و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى بخاطر او به سجده افتادند و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلًا ديدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نيكى كرد هنگامى كه مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد بعد از آنكه شيطان، ميان من و برادرانم فساد كرد. پروردگارم نسبت به آنچه مى‏خواهد (و شايسته مى‏داند،) صاحب لطف است چرا كه او دانا و حكيم است! (100)


رَب‌ِّ قَدْ آتَيْتَنِي‌ مِن‌َ الْمُلْك‌ِ وَ عَلَّمْتَنِي‌ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَاديث‌ِ فَاطِرَ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ أَنْت‌َ وَلِیِّي‌ فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ تَوَفَّنِي‌ مُسْلِمَاً وَ أَلْحِقْنِي‌ بِالصَّالِحِين‌َ (يوسف: 101)

پروردگارا! بخشى (عظيم) از حكومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق فرما!» (101)


المر تِلْك‌َ آيَات‌ُ الْكِتَاب‌ِ وَالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَّبِّك‌َ الْحَق‌ُّ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (رعد: 1)

المر، اينها آيات كتاب (آسمانى) است و آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند! (1)


الله‌ُ الَّذِي‌ رَفَع‌َ السَّمَاوَات‌ِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ وَ سَخَّرَ الشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ كُل‌ٌّ يَجْرِي‌ لِأَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لَعَلَّكُمْ‌ بِلِقَاءِ رَبِّكُم‌ْ تُوقِنُون‌َ (رعد: 2)

خدا همان كسى است كه آسمانها را، بدون ستونهايى كه براى شما ديدنى باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در كف قدرت گرفت) و خورشيد و ماه را مسخّر ساخت، كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند! كارها را او تدبير مى‏كند آيات را (براى شما) تشريح مى‏نمايد شايد به لقاى پروردگارتان يقين پيدا كنيد! (2)


وَ إِنْ‌ تَعْجَب‌ْ فَعَجَب‌ٌ قَوْلُهُم‌ْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابَاً أَإِنَّا لَفِي‌ خَلْق‌ٍ جَدِيدٍ أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ الْأَغْلال‌ُ فِي‌ أَعْنَاقِهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (رعد: 5)

و اگر (از چيزى) تعجب مى‏كنى، عجيب گفتار آنهاست كه مى‏گويند: «آيا هنگامى كه ما خاك شديم، (بار ديگر زنده مى‏شويم و) به خلقت جديدى بازمى‏گرديم؟!» آنها كسانى هستند كه به پروردگارشان كافر شده‏اند و آنان غل و زنجيرها در گردنشان است و آنها اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند! (5)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ إِنَّمَا أَنْت‌َ مُنْذِرٌ وَ لِكُل‌ِّ قَوْم‌ٍ هَادٍ (رعد: 7)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه‏اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بيم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدايت كننده‏اى است (و اينها همه بهانه است، نه براى جستجوى حقيقت)! (7)


لِلَّذِين‌َ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِم‌ُ الْحُسْنَي‌ وَالَّذِين‌َ لَم‌ْ يَسْتَجِيبُوا لَه‌ُ لَوْ أَن‌َّ لَهُمْ‌ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ مِثْلَه‌ُ مَعَه‌ُ لَافْتَدَوْا بِه‌ِ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ سُوءُ الْحِسَاب‌ِ وَ مَأْوَاهُم‌ْ جَهَنَّم‌ُ وَ بِئْس‌َ الْمِهَادُ (رعد: 18)

براى آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كردند، (سرانجام و) نتيجه نيكوتر است و كسانى كه دعوت او را اجابت نكردند، (آن چنان در وحشت عذاب الهى فرو مى‏روند، كه) اگر تمام آنچه روى زمين است، و همانندش، از آن آنها باشد، همه را براى رهايى از عذاب مى‏دهند! (ولى از آنها پذيرفته نخواهد شد!) براى آنها حساب بدى است و جايگاهشان جهنم، و چه بد جايگاهى است! (18)


أَفَمَنْ‌ يَعْلَم‌ُ أَنَّ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ الْحَق‌ُّ كَمَن‌ْ هُوَ أَعْمَي‌ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (رعد: 19)

آيا كسى كه مى‏داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند كسى است كه نابيناست؟! تنها صاحبان انديشه متذكّر مى‏شوند ... (19)


وَالَّذِين‌َ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْه‌ِ رَبِّهِم‌ْ وَ أَقَامُوا الصَّلاة‌َ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ سِرَّاً وَ عَلاَنِيَة‌ً وَ يَدْرَءُون‌َ بِالْحَسَنَة‌ِ السَّيِّئَة‌َ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عُقْبَي‌ الدَّارِ (رعد: 22)

و آنها كه بخاطر ذات (پاك) پروردگارشان شكيبايى مى‏كنند و نماز را برپا مى‏دارند و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم، در پنهان و آشكار، انفاق مى‏كنند و با حسنات، سيئات را از ميان مى‏برند پايان نيك سراى ديگر، از آن آنهاست ... (22)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُضِل‌ُّ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ إِلَيْه‌ِ مَن‌ْ أَنَاب‌َ (رعد: 27)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه) اى از پروردگارش بر او نازل نشده است؟!» بگو: «خداوند هر كس را بخواهد گمراه، و هر كس را كه بازگردد، به سوى خودش هدايت مى‏كند! (كمبودى در معجزه‏ها نيست لجاجت آنها مانع است!)» (27)


كَذَلِك‌َ أَرْسَلْنَاك‌َ فِي‌ أُمَّة‌ٍ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِهَا أُمَم‌ٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِم‌ُ الَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ وَ هُم‌ْ يَكْفُرُون‌َ بِالرَّحْمَن‌ِ قُل‌ْ هُوَ رَبِّي‌ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ مَتَاب‌ِ (رعد: 30)

همان گونه (كه پيامبران پيشين را مبعوث كرديم،) تو را به ميان امّتى فرستاديم كه پيش از آنها امّتهاى ديگرى آمدند و رفتند، تا آنچه را به تو وحى نموده‏ايم بر آنان بخوانى، در حالى كه به رحمان [خداوندى كه رحمتش همگان را فراگرفته‏] كفر مى‏ورزند بگو: «او پروردگار من است! معبودى جز او نيست! بر او توكّل كردم و بازگشتم بسوى اوست!» (30)


الر كِتَاب‌ٌ أَنْزَلْنَاه‌ُ إِلَيْك‌َ لِتُخْرِج‌َ النَّاس‌َ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ بِإِذْن‌ِ رَبِّهِم‌ْ إِلَي‌ صِرَاط‌ِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (ابراهيم: 1)

الر، (اين) كتابى است كه بر تو نازل كرديم، تا مردم را از تاريكيها (ى شرك و ظلم و جهل،) به سوى روشنايى (ايمان و عدل و آگاهى،) بفرمان پروردگارشان در آورى، بسوى راه خداوند عزيز و حميد. (1)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ اذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ إِذْ أَنْجَاكُمْ‌ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَسُومُونَكُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ وَ يُذَبِّحُون‌َ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ يَسْتَحْيُون‌َ نِسَاءَكُم‌ْ وَ فِي‌ ذَلِكُمْ‌ بَلاَءٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ عَظِيم‌ٌ (ابراهيم: 6)

و (به خاطر بياور) هنگامى را كه موسى به قومش گفت: «نعمت خدا را بر خود به ياد داشته باشيد، زمانى كه شما را از (چنگال) آل فرعون رهايى بخشيد! همانها كه شما را به بدترين وجهى عذاب مى‏كردند پسرانتان را سر مى‏بريدند، و زنانتان را (براى خدمتكارى) زنده مى‏گذاشتند و در اين، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان براى شما بود!» (6)


مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّت‌ْ بِه‌ِ الِّريح‌ُ فِي‌ يَوْم‌ٍ عَاصِف‌ٍ لاَ يَقْدِرُون‌َ مِمَّا كَسَبُوا عَلَي‌ شَي‌ْءٍ ذَلِك‌َ هُوَ الضَّلال‌ُ الْبَعِيدُ (ابراهيم: 18)

اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند، همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى! آنها توانايى ندارند كمترين چيزى از آنچه را انجام داده‏اند، به دست آورند و اين همان گمراهى دور و دراز است! (18)


وَ أُدْخِل‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا بِإِذْن‌ِ رَبِّهِم‌ْ تَحِيَّتُهُم‌ْ فِيهَا سَلاَم‌ٌ (ابراهيم: 23)

و كسانى را كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهاى بهشت وارد مى‏كنند باغهايى كه نهرها از زير درختانش جارى است به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مى‏مانند و تحيّت آنها در آن، «سلام» است. (23)


تُؤْتِي‌ أُكُلَهَا كُل‌َّ حِين‌ٍ بِإِذْن‌ِ رَبِّهَا وَ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ الْأَمْثَال‌َ لِلنَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (ابراهيم: 25)

هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى‏دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى‏زند، شايد متذكّر شوند (و پند گيرند)! (25)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَب‌ِّ اجْعَل‌ْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنَاً وَاجْنُبْنِي‌ وَ بَنِي‌َّ أَنْ‌ نَعْبُدَ الْأَصْنَام‌َ (ابراهيم: 35)

(به ياد آوريد) زمانى را كه ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر [مكّه‏] را شهر امنى قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار! (35)


رَب‌ِّ إِنَّهُن‌َّ أَضْلَلْن‌َ كَثيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ فَمَنْ‌ تَبِعَنِي‌ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ وَ مَن‌ْ عَصَانِي‌ فَإِنَّك‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (ابراهيم: 36)

پروردگارا! آنها [بتها] بسيارى از مردم را گمراه ساختند! هر كس از من پيروى كند از من است و هر كس نافرمانى من كند، تو بخشنده و مهربانى! (36)


الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ وَهَب‌َ لِي‌ عَلَي‌ الْكِبَرِ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ إِن‌َّ رَبِّي‌ لَسَمِيع‌ُ الدُّعَاءِ (ابراهيم: 39)

حمد خداى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد مسلّماً پروردگار من، شنونده (و اجابت كننده) دعاست. (39)


رَب‌ِّ اجْعَلْنِي‌ مُقِيم‌َ الصَّلاَة‌ِ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِي‌ رَبَّنَا وَ تَقَبَّل‌ْ دُعَاءِ (ابراهيم: 40)

پروردگارا: مرا برپا كننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نيز چنين فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذير! (40)


قَال‌َ رَب‌ِّ فَأَنْظِرْنِي‌ إِلَي‌ يَوْم‌ِ يُبْعَثُون‌َ (حجر: 36)

گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار!)» (36)


قَال‌َ رَب‌ِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي‌ لَأُزَيِّنَن‌َّ لَهُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (حجر: 39)

گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمين در نظر آنها زينت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، (39)


قَال‌َ وَ مَنْ‌ يَقْنَط‌ُ مِنْ‌ رَحْمَة‌ِ رَبِّه‌ِ إِلاَّ الضَّالُّون‌َ (حجر: 56)

گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مأيوس مى‏شود؟!» (56)


فَوَ رَبِّك‌َ لَنَسْأَلَنَّهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (حجر: 92)

به پروردگارت سوگند، (در قيامت) از همه آنها سؤال خواهيم كرد ... (92)


فَسَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ وَ كُنْ‌ مِن‌َ السَّاجِدِين‌َ (حجر: 98)

(براى دفع ناراحتى آنان) پروردگارت را تسبيح و حمد گو! و از سجده كنندگان باش! (98)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَأْتِيَهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ أَوْ يَأْتِي‌َ أَمْرُ رَبِّك‌َ كَذَلِك‌َ فَعَل‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ وَ مَا ظَلَمَهُم‌ُ الله‌ُ وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (نحل: 33)

آيا آنها انتظارى جز اين دارند كه فرشتگان (قبض ارواح) به سراغشان بيايند، يا فرمان پروردگارت (براى مجازاتشان) فرا رسد (آن گاه توبه كنند؟! ولى توبه آنها در آن زمان بى اثر است! آرى،) كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز چنين كردند! خداوند به آنها ستم نكرد ولى آنان به خويشتن ستم مى‏نمودند! (33)


الَّذِين‌َ صَبَرُوا وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (نحل: 42)

آنها كسانى هستند كه صبر و استقامت پيشه كردند، و تنها بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند. (42)


ثُم‌َّ إِذَا كَشَف‌َ الضُّرَّ عَنْكُم‌ْ إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْكُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ يُشْرِكُون‌َ (نحل: 54)

(امّا) هنگامى كه ناراحتى و رنج را از شما برطرف مى‏سازد، ناگاه گروهى از شما براى پروردگارشان همتا قائل مى‏شوند. (54)


ثُم‌َّ كُلِي‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ فَاسْلُكِي‌ سُبُل‌َ رَبِّك‌ِ ذُلُلاًَ يَخْرُج‌ُ مِنْ‌ بُطُونِهَا شَرَاب‌ٌ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُه‌ُ فِيه‌ِ شِفَاءٌ لِلنَّاس‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (نحل: 69)

سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راه‏هايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما! «از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مى‏شود كه در آن، شفا براى مردم است به يقين در اين امر، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه مى‏انديشند. (69)


إِنَّه‌ُ لَيْس‌َ لَه‌ُ سُلْطَان‌ٌ عَلَي‌ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (نحل: 99)

چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند، تسلّطى ندارد. (99)


قُل‌ْ نَزَّلَه‌ُ رُوح‌ُ الْقُدُس‌ِ مِنْ‌ رَبِّك‌َ بِالْحَق‌ِّ لِيُثَبِّت‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ هُدَي‌ً وَ بُشْرَي‌ لِلْمُسْلِمِين‌َ (نحل: 102)

بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحقّ نازل كرده، تا افراد باايمان را ثابت‏قدم گرداند و هدايت و بشارتى است براى عموم مسلمانان! (102)


ادْع‌ُ إِلَي‌ سَبِيل‌ِ رَبِّك‌َ بِالْحِكْمَة‌ِ وَالْمَوْعِظَة‌ِ الْحَسَنَة‌ِ وَ جَادِلْهُمْ‌ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ ضَل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُهْتَدِين‌َ (نحل: 125)

با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر مى‏داند چه كسى از راه او گمراه شده است و او به هدايت‏يافتگان داناتر است. (125)


وَ جَعَلْنَا اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ آيَتَيْن‌ِ فَمَحَوْنَا آيَة‌َ اللَّيْل‌ِ وَ جَعَلْنَا آيَة‌َ النَّهَارِ مُبْصِرَة‌ً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِين‌َ وَالْحِسَاب‌َ وَ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ فَصَّلْنَاه‌ُ تَفْصِيلاً (اسراء: 12)

ما شب و روز را دو نشانه توحيد و عظمت خود قرار داديم سپس نشانه شب را محو كرده، و نشانه روز را روشنى‏بخش ساختيم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگى برخيزيد)، و عدد سالها و حساب را بدانيد و هر چيزى را بطور مشخّص و آشكار، بيان كرديم. (12)


وَ كَم‌ْ أَهْلَكْنَا مِن‌َ الْقُرُون‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ نُوح‌ٍ وَ كَفَي‌ بِرَبِّك‌َ بِذُنُوب‌ِ عِبَادِه‌ِ خَبِيرَاً بَصِيرَاً (اسراء: 17)

چه بسيار مردمى كه در قرون بعد از نوح، زندگى مى‏كردند (و طبق همين سنت،) آنها را هلاك كرديم! و كافى است كه پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بيناست. (17)


كُلاًّ نُمِدُّ هَؤُلاَءِ وَ هَؤُلاَءِ مِن‌ْ عَطَاءِ رَبِّك‌َ وَ مَا كَان‌َ عَطَاءُ رَبِّك‌َ مَحْظُورَاً (اسراء: 20)

هر يك از اين دو گروه را از عطاى پروردگارت، بهره و كمك مى‏دهيم و عطاى پروردگارت هرگز (از كسى) منع نشده است. (20)


وَاخْفِض‌ْ لَهُمَا جَنَاح‌َ الذُّل‌ِّ مِن‌َ الرَّحْمَة‌ِ وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي‌ صَغِيرَاً (اسراء: 24)

و بالهاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‏گونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!» (24)


إِن‌َّ الْمُبَذِّرِين‌َ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِين‌ِ وَ كَان‌َ الشَّيْطَان‌ُ لِرَبِّه‌ِ كَفُورَاً (اسراء: 27)

چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! (27)


وَ إِنْ مَا تُعْرِضَن‌َّ عَنْهُم‌ُ ابْتِغَاءَ رَحْمَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّك‌َ تَرْجُوهَا فَقُلْ‌ لَهُم‌ْ قَوْلاً مَيْسُورَاً (اسراء: 28)

و هر گاه از آنان [مستمندان‏] روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (28)


كُل‌ُّ ذَلِك‌َ كَان‌َ سَيِّئُه‌ُ عِنْدَ رَبِّك‌َ مَكْرُوهَاً (اسراء: 38)

همه اينها گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است. (38)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ يَبْتَغُون‌َ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ُ الْوَسِيلَة‌َ أَيُّهُم‌ْ أَقْرَب‌ُ وَ يَرْجُون‌َ رَحْمَتَه‌ُ وَ يَخَافُون‌َ عَذَابَه‌ُ إِن‌َّ عَذَاب‌َ رَبِّك‌َ كَان‌َ مَحْذُورَاً (اسراء: 57)

كسانى را كه آنان مى‏خوانند، خودشان وسيله‏اى (براى تقرب) به پروردگارشان مى‏جويند، وسيله‏اى هر چه نزديكتر و به رحمت او اميدوارند و از عذاب او مى‏ترسند چرا كه عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است! (57)


إِن‌َّ عِبَادِي‌ لَيْس‌َ لَك‌َ عَلَيْهِم‌ْ سُلْطَان‌ٌ وَ كَفَي‌ بِرَبِّك‌َ وَكِيلاً (اسراء: 65)

(اما بدان) تو هرگز سلطه‏اى بر بندگان من، نخواهى يافت (و آنها هيچ گاه به دام تو گرفتار نمى‏شوند)! همين قدر كافى است كه پروردگارت حافظ آنها باشد.» (65)


وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ أَدْخِلْنِي‌ مُدْخَل‌َ صِدْق‌ٍ وَ أَخْرِجْنِي‌ مُخْرَج‌َ صِدْق‌ٍ وَاجْعَلْ‌ لِي‌ مِنْ‌ لَدُنْك‌َ سُلْطَانَاً نَصِيرَاً (اسراء: 80)

و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر كار،) با صداقت وارد كن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى يارى كننده برايم قرار ده!» (80)


وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الرُّوح‌ِ قُل‌ِ الرُّوح‌ُ مِن‌ْ أَمْرِ رَبِّي‌ وَ مَا أُوتِيتُمْ‌ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ إِلاَّ قَلِيلاً (اسراء: 85)

و از تو درباره «روح» سؤال مى‏كنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكى از دانش، به شما داده نشده است!» (85)


إِلاَّ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِن‌َّ فَضْلَه‌ُ كَان‌َ عَلَيْك‌َ كَبِيرَاً (اسراء: 87)

مگر رحمت پروردگارت (شامل حالت گردد،) كه فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است! (87)


أَوْ يَكُون‌َ لَك‌َ بَيْت‌ٌ مِنْ‌ زُخْرُف‌ٍ أَوْ تَرْقَي‌ فِي‌ السَّمَاءِ وَ لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لِرُقِيِّك‌َ حَتَّي‌ تُنَزِّل‌َ عَلَيْنَا كِتَابَاً نَقْرَأُه‌ُ قُل‌ْ سُبْحَان‌َ رَبِّي‌ هَل‌ْ كُنْت‌ُ إِلاَّ بَشَرَاً رَسُولاً (اسراء: 93)

يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد يا به آسمان بالا روى حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه نامه‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! (93)


قُلْ‌ لَوْ أَنْتُم‌ْ تَمْلِكُون‌َ خَزَائِن‌َ رَحْمَة‌ِ رَبِّي‌ إِذَاً لَأََمْسَكْتُم‌ْ خَشْيَة‌َ الْإِنْفَاق‌ِ وَ كَان‌َ الْإِنْسَان‌ُ قَتُورَاً (اسراء: 100)

بگو: «اگر شما مالك خزائن رحمت پروردگار من بوديد. در آن صورت، (بخاطر تنگ نظرى) امساك مى‏كرديد، مبادا انفاق، مايه تنگدستى شما شود» و انسان تنگ نظر است! (100)


وَ يَقُولُون‌َ سُبْحَان‌َ رَبِّنَا إِنْ‌ كَان‌َ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً (اسراء: 108)

و مى‏گويند: «منزّه است پروردگار ما، كه وعده‏هايش به يقين انجام شدنى است!» (108)


نَحْن‌ُ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ نَبَأَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ إِنَّهُم‌ْ فِتْيَة‌ٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم‌ْ وَ زِدْنَاهُم‌ْ هُدَي‌ً (كهف: 13)

ما داستان آنان را بحق براى تو بازگو مى‏كنيم آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند، و ما بر هدايتشان افزوديم. (13)


سَيَقُولُون‌َ ثَلاَثَة‌ٌ رَابِعُهُم‌ْ كَلْبُهُم‌ْ وَ يَقُولُون‌َ خَمْسَة‌ٌ سَادِسُهُم‌ْ كَلْبُهُم‌ْ رَجْمَاً بِالْغَيْب‌ِ وَ يَقُولُون‌َ سَبْعَة‌ٌ وَ ثَامِنُهُم‌ْ كَلْبُهُم‌ْ قُلْ‌ رَبِّي‌ أَعْلَم‌ُ بِعِدَّتِهِمْ‌ مَا يَعْلَمُهُم‌ْ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ فَلاَ تُمَارِ فِيهِم‌ْ إِلاَّ مِرَاءً ظَاهِرَاً وَ لاَ تَسْتَفْت‌ِ فِيهِم‌ْ مِنْهُم‌ْ أَحَدَاً (كهف: 22)

گروهى خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، كه چهارمين آنها سگشان بود!» و گروهى مى‏گويند: «پنچ نفر بودند، كه ششمين آنها سگشان بود.»- همه اينها سخنانى بى‏دليل است- و گروهى مى‏گويند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمين آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» جز گروه كمى، تعداد آنها را نمى‏دانند. پس درباره آنان جز با دليل سخن مگو و از هيچ كس درباره آنها سؤال مكن! (22)


إِلاَّ أَنْ‌ يَشَاءَ الله‌ُ وَاذْكُرْ رَبَّك‌َ إِذَا نَسِيت‌َ وَ قُل‌ْ عَسَي‌ أَنْ‌ يَهْدِيَن‌ِ رَبِّي‌ لِأَقْرَب‌َ مِن‌ْ هَذَا رَشَدَاً (كهف: 24)

مگر اينكه خدا بخواهد! و هر گاه فراموش كردى، (جبران كن) و پروردگارت را به خاطر بياور و بگو: «اميدوارم كه پروردگارم مرا به راهى روشنتر از اين هدايت كند!» (24)


وَاتْل‌ُ مَا أُوحِي‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ كِتَاب‌ِ رَبِّك‌َ لاَ مُبَدِّل‌َ لِكَلِمَاتِه‌ِ وَ لَن‌ْ تَجِدَ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مُلْتَحَدَاً (كهف: 27)

آنچه را از كتاب پروردگارت به تو وحى شده تلاوت كن! هيچ چيز سخنان او را دگرگون نمى‏سازد و هرگز پناهگاهى جز او نمى‏يابى! (27)


وَ قُل‌ِ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَنْ‌ شَاءَ فَلْيُوْمِنْ‌ وَ مَنْ‌ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِين‌َ نَارَاً أَحَاط‌َ بِهِم‌ْ سُرَادِقُهَا وَ إِنْ‌ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْل‌ِ يَشْوِي‌ الْوُجُوه‌َ بِئْس‌َ الشَّرَاب‌ُ وَ سَاءَت‌ْ مُرْتَفَقَاً (كهف: 29)

بگو: «اين حقّ است از سوى پروردگارتان! هر كس مى‏خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود)، و هر كس ميخواهد كافر گردد!» ما براى ستمگران آتشى آماده كرديم كه سراپرده‏اش آنان را از هر سو احاطه كرده است! و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مياورند كه همچون فلز گداخته صورتها را بريان مى‏كند! چه بد نوشيدنى، و چه بد محل اجتماعى است! (29)


وَ مَا أَظُن‌ُّ السَّاعَة‌َ قَائِمَة‌ً وَ لَئِنْ‌ رُدِدْت‌ُ إِلَي‌ رَبِّي‌ لَأََجِدَن‌َّ خَيْرَاً مِنْهَا مُنقَلَبَاً (كهف: 36)

و باور نمى‏كنم قيامت برپا گردد! و اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتى در كار باشد)، جايگاهى بهتر از اين جا خواهم يافت!» (36)


لَكِنَّاْ هُوَ الله‌ُ رَبِّي‌ وَ لاَ أُشْرِك‌ُ بِرَبِّي‌ أَحَدَاً (كهف: 38)

ولىّ من كسى هستم كه «اللَّه» پروردگار من است و هيچ كس را شريك پروردگارم قرار نمى‏دهم! (38)


فَعَسَي‌ رَبِّي‌ أَنْ‌ يُؤْتِيَن‌ِ خَيْرَاً مِنْ‌ جَنَّتِك‌َ وَ يُرْسِل‌َ عَلَيْهَا حُسْبَانَاً مِن‌َ السَّمَاءِ فَتُصْبِح‌َ صَعِيدَاً زَلَقَاً (كهف: 40)

شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد و مجازات حساب شده‏اى از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‏اى كه آن را به زمين بى‏گياه لغزنده‏اى مبدّل كند! (40)


وَ أُحِيط‌َ بِثَمَرِه‌ِ فَأَصْبَح‌َ يُقَلِّب‌ُ كَفَّيْه‌ِ عَلَي‌ مَا أَنْفَق‌َ فِيهَا وَ هِي‌َ خَاوِيَة‌ٌ عَلَي‌ عُرُوشِهَا وَ يَقُول‌ُ يَا لَيْتَنِي‌ لَم‌ْ أُشْرِك‌ْ بِرَبِّي‌ أَحَدَاً (كهف: 42)

(به هر حال عذاب الهى فرا رسيد،) و تمام ميوه‏هاى آن نابود شد و او بخاطر هزينه هايى كه در آن صرف كرده بود، پيوسته دستهاى خود را به هم مى‏ماليد- در حالى كه تمام باغ بر داربستهايش فرو ريخته بود- و مى‏گفت: «اى كاش كسى را همتاى پروردگارم قرار نداده بودم!» (42)


الْمَال‌ُ وَالْبَنُون‌َ زِينَة‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَات‌ُ الصَّالِحَات‌ُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّك‌َ ثَوابَاً وَ خَيْرٌ أَمَلاً (كهف: 46)

مال و فرزند، زينت زندگى دنياست و باقيات صالحات [ارزشهاى پايدار و شايسته‏] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميدبخش‏تر است! (46)


وَ عُرِضُوا عَلَي‌ رَبِّك‌َ صَفَّاً لَقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ بَل‌ْ زَعَمْتُم‌ْ أَنْ لَن‌ْ نَجْعَل‌َ لَكُمْ‌ مَوْعِدَاً (كهف: 48)

آنها همه در يك صف به (پيشگاه) پروردگارت عرضه مى‏شوند (و به آنان گفته مى‏شود:) همگى نزد ما آمديد، همان گونه كه نخستين بار شما را آفريديم! اما شما گمان مى‏كرديد ما هرگز موعدى برايتان قرار نخواهيم داد! (48)


وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَة‌ِ اسْجُدُوا لِآدَم‌َ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيس‌َ كَان‌َ مِن‌َ الْجِن‌ِّ فَفَسَق‌َ عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّه‌ِ أَفَتَتَّخِذُونَه‌ُ وَ ذُرِّيَّتَه‌ُ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُونِي‌ وَ هُم‌ْ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ بِئْس‌َ لِلظَّالِمِين‌َ بَدَلاً (كهف: 50)

به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» آنها همگى سجده كردند جز ابليس- كه از جن بود- و از فرمان پروردگارش بيرون شد آيا (با اين حال،) او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مى‏كنيد، در حالى كه آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبردارى از شيطان و فرزندانش به جاى اطاعت خدا،) چه جايگزينى بدى است براى ستمكاران! (50)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ فَأَعْرَض‌َ عَنْهَا وَ نَسِي‌َ مَا قَدَّمَت‌ْ يَدَاه‌ُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ أَكِنَّة‌ً أَنْ‌ يَفْقَهُوه‌ُ وَ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرَاً وَ إِنْ‌ تَدْعُهُم‌ْ إِلَي‌ الْهُدَي‌ فَلَن‌ْ يَهْتَدُوا إِذَاً أَبَدَاً (كهف: 57)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكّر داده شده، و از آن روى گرداند، و آنچه را با دستهاى خود پيش فرستاد فراموش كرد؟! ما بر دلهاى اينها پرده‏هايى افكنده‏ايم تا نفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار داده‏ايم (تا صداى حق را نشنوند)! و از اين رو اگر آنها را به سوى هدايت بخوانى، هرگز هدايت نمى‏شوند! (57)


وَ أَمَّا الْجِدَارُ فَكَان‌َ لِغُلاَمَيْن‌ِ يَتِيمَيْن‌ِ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ وَ كَان‌َ تَحْتَه‌ُ كَنْزٌ لَهُمَا وَ كَان‌َ أَبُوهُمَا صَالِحَاً فَأَرَادَ رَبُّك‌َ أَنْ‌ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ يَسْتَخْرِجَا كَنْزَهُمَا رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ مَا فَعَلْتُه‌ُ عَن‌ْ أَمْرِي‌ ذَلِك‌َ تَأْوِيل‌ُ مَا لَم‌ْ تَسْطِعْ‌ عَلَيْه‌ِ صَبْرَاً (كهف: 82)

و اما آن ديوار، از آن دو نوجوان يتيم در آن شهر بود و زير آن، گنجى متعلق به آن دو وجود داشت و پدرشان مرد صالحى بود و پروردگار تو مى‏خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند اين رحمتى از پروردگارت بود و من آن (كارها) را خودسرانه انجام ندادم اين بود راز كارهايى كه نتوانستى در برابر آنها شكيبايى به خرج دهى!» (82)


قَال‌َ أَمَّا مَنْ‌ ظَلَم‌َ فَسَوْف‌َ نُعَذِّبُه‌ُ ثُم‌َّ يُرَدُّ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ فَيُعَذِّبُه‌ُ عَذَابَاً نُكْرَاً (كهف: 87)

گفت: «اما كسى را كه ستم كرده است، مجازات خواهيم كرد سپس به سوى پروردگارش بازمى‏گردد، و خدا او را مجازات شديدى خواهد كرد! (87)


قَال‌َ مَا مَكَّنِّي‌ فِيه‌ِ رَبِّي‌ خَيْرٌ فَأَعِينُونِي‌ بِقُوَّة‌ٍ أَجْعَل‌ْ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَهُم‌ْ رَدْمَاً (كهف: 95)

(ذو القرنين) گفت: «آنچه پروردگارم در اختيار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پيشنهاد مى‏كنيد)! مرا با نيرويى يارى دهيد، تا ميان شما و آنها سدّ محكمى قرار دهم! (95)


قَال‌َ هَذَا رَحْمَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّي‌ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي‌ جَعَلَه‌ُ دَكَّاءَ وَ كَان‌َ وَعْدُ رَبِّي‌ حَقَّاً (كهف: 98)

(آن گاه) گفت: «اين از رحمت پروردگار من است! امّا هنگامى كه وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم مى‏كوبد و وعده پروردگارم حق است!» (98)


أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ وَ لِقَائِه‌ِ فَحَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ فَلاَ نُقِيم‌ُ لَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَزْنَاً (كهف: 105)

آنها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان و لقاى او كافر شدند به همين جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از اين رو روز قيامت، ميزانى براى آنها برپا نخواهيم كرد! (105)


قُلْ‌ لَوْ كَان‌َ الْبَحْرُ مِدَادَاً لِكَلِمَات‌ِ رَبِّي‌ لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْل‌َ أَنْ‌ تَنْفَدَ كَلِمَات‌ُ رَبِّي‌ وَ لَوْ جِئْنَا بِمِثْلِه‌ِ مَدَدَاً (كهف: 109)

بگو: «اگر درياها براى (نوشتن) كلمات پروردگارم مركّب شود، درياها پايان مى‏گيرد. پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد هر چند همانند آن (درياها) را كمك آن قرار دهيم!» (109)


قُل‌ْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ أَنَّمَا إِلَهُكُم‌ْ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ فَمَنْ‌ كَان‌َ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّه‌ِ فَلْيَعْمَل‌ْ عَمَلاً صَالِحَاً وَ لاَ يُشْرِك‌ْ بِعِبَادَة‌ِ رَبِّه‌ِ أَحَداً (كهف: 110)

بگو: «من فقط بشرى هستم مثل شما (امتيازم اين است كه) به من وحى مى‏شود كه تنها معبودتان معبود يگانه است پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند! (110)


ذِكْرُ رَحْمَت‌ِ رَبِّك‌َ عَبْدَه‌ُ زَكَرِيَّا (مريم: 2)

(اين) يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏اش زكريا ... (2)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ وَهَن‌َ الْعَظْم‌ُ مِنِّي‌ وَاشْتَعَل‌َ الرَّأْس‌ُ شَيْبَاً وَ لَم‌ْ أَكُنْ‌ بِدُعَائِك‌َ رَب‌ِّ شَقِيَّاً (مريم: 4)

گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پيرى تمام سرم را فراگرفته و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم نبوده‏ام! (4)


يَرِثُنِي‌ وَ يَرِث‌ُ مِن‌ْ آل‌ِ يَعْقُوب‌َ وَاجْعَلْه‌ُ رَب‌ِّ رَضِيَّاً (مريم: 6)

كه وارث من و دودمان يعقوب باشد و او را مورد رضايتت قرار ده!» (6)


قَال‌َ رَب‌ِّ أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ غُلاَم‌ٌ وَ كَانَت‌ِ امْرَأَتِي‌ عَاقِرَاً وَ قَدْ بَلَغْت‌ُ مِن‌َ الْكِبَرِ عِتِيَّاً (مريم: 8)

گفت: «پروردگارا! چگونه براى من فرزندى خواهد بود؟! در حالى كه همسرم نازا و عقيم است، و من نيز از شدّت پيرى افتاده شده‏ام!» (8)


قَال‌َ رَب‌ِّ اجْعَلْ‌ لِي‌ آيَة‌ً قَال‌َ آيَتُك‌َ أَنْ لاَ تُكَلِّم‌َ النَّاس‌َ ثَلاَث‌َ لَيَال‌ٍ سَوِيَّاً (مريم: 10)

عرض كرد: «پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو اين است كه سه شبانه روز قدرت تكلّم (با مردم) نخواهى داشت در حالى كه زبانت سالم است!» (10)


قَال‌َ إِنَّمَا أَنَا رَسُول‌ُ رَبِّك‌ِ لِأَهَب‌َ لَك‌ِ غُلاَمَاً زَكِيَّاً (مريم: 19)

گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمده‏ام) تا پسر پاكيزه‏اى به تو ببخشم!» (19)


وَ إِن‌َّ الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُسْتَقِيم‌ٌ (مريم: 36)

و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش كنيد اين است راه راست! (36)


قَال‌َ سَلاَم‌ٌ عَلَيْك‌َ سَأَسْتَغْفِرُ لَك‌َ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ كَان‌َ بِي‌ حَفِيَّاً (مريم: 47)

(ابراهيم) گفت: «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى‏كنم چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است! (47)


وَ أَعْتَزِلُكُم‌ْ وَ مَا تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ أَدْعُو رَبِّي‌ عَسَي‌ أَنْ لاَ أَكُون‌َ بِدُعَاءِ رَبِّي‌ شَقِيَّاً (مريم: 48)

و از شما، و آنچه غير خدا مى‏خوانيد، كناره‏گيرى مى‏كنم و پروردگارم را مى‏خوانم و اميدوارم در خواندن پروردگارم بى‏پاسخ نمانم!» (48)


وَ كَان‌َ يَأْمُرُ أَهْلَه‌ُ بِالصَّلاَة‌ِ وَالزَّكَاة‌ِ وَ كَان‌َ عِنْدَ رَبِّه‌ِ مَرْضِيَّاً (مريم: 55)

او همواره خانواده‏اش را به نماز و زكات فرمان مى‏داد و همواره مورد رضايت پروردگارش بود. (55)


وَ مَا نَتَنَزَّل‌ُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّك‌َ لَه‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِينَا وَ مَا خَلْفَنَا وَ مَا بَيْن‌َ ذَلِك‌َ وَ مَا كَان‌َ رَبُّك‌َ نَسِيَّاً (مريم: 64)

(پس از تأخير وحى، جبرئيل به پيامبر عرض كرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمى‏شويم آنچه پيش روى ما، و پشت سر ما، و آنچه ميان اين دو مى‏باشد، همه از آن اوست و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده (و نيست)! (64)


فَوَ رَبِّك‌َ لَنَحْشُرَنَّهُم‌ْ وَالشَّيَاطين‌َ ثُم‌َّ لَنُحْضِرَنَّهُم‌ْ حَوْل‌َ جَهَنَّم‌َ جِثِيَّاً (مريم: 68)

سوگند به پروردگارت كه همه آنها را همراه با شياطين در قيامت جمع مى‏كنيم سپس همه را- در حالى كه به زانو درآمده‏اند- گرداگرد جهنم حاضر مى‏سازيم. (68)


وَ إِنْ‌ مِنْكُم‌ْ إِلاَّ وَارِدُهَا كَان‌َ عَلَي‌ رَبِّك‌َ حَتْمَاً مَقْضِيَّاً (مريم: 71)

و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى‏شويد اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! (71)


وَ يَزِيدُ الله‌ُ الَّذِين‌َ اهْتَدَوْا هُدَي‌ً وَالْبَاقِيَات‌ُ الصَّالِحَات‌ُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّك‌َ ثَوَابَاً وَ خَيْرٌ مَرَدَّاً (مريم: 76)

(امّا) كسانى كه در راه هدايت گام نهادند، خداوند بر هدايتشان مى‏افزايد و آثار شايسته‏اى كه (از انسان) باقى مى‏ماند، ثوابش در پيشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است! (76)


قَال‌َ رَب‌ِّ اشْرَح‌ْ لِي‌ صَدْرِي‌ (طه: 25)

(موسى) گفت: «پروردگارا! سينه‏ام را گشاده كن (25)


فَأْتِيَاه‌ُ فَقُولاَ إِنَّا رَسُولاَ رَبِّك‌َ فَأَرْسِلْ‌ مَعَنَا بَني‌ إِسْرائِيل‌َ وَ لاَ تُعَذِّبْهُم‌ْ قَدْ جِئْنَاك‌َ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَالسَّلاَم‌ُ عَلَي‌ مَن‌ِ اتَّبَع‌َ الْهُدَي‌ (طه: 47)

به سراغ او برويد و بگوييد: «ما فرستادگان پروردگار توايم! بنى اسرائيل را با ما بفرست و آنان را شكنجه و آزار مكن! ما نشانه روشنى از سوى پروردگارت براى تو آورده‏ايم! و درود بر آن كس باد كه از هدايت پيروى مى‏كند! (47)


قَال‌َ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي‌ فِي‌ كِتَاب‌ٍ لاَ يَضِل‌ُّ رَبِّي‌ وَ لاَ يَنْسَي‌ (طه: 52)

گفت: «آگاهى مربوط به آنها، نزد پروردگارم در كتابى ثبت است پروردگارم هرگز گمراه نمى‏شود، و فراموش نمى‏كند (و آنچه شايسته آنهاست به ايشان مى‏دهد)! (52)


فَأُلْقِي‌َ السَّحَرَة‌ُ سُجَّدَاً قَالُوا آمَنَّا بِرَب‌ِّ هَارُون‌َ وَ مُوسَي‌ (طه: 70)

(موسى عصاى خود را افكند، و آنچه را كه آنها ساخته بودند بلعيد.) ساحران همگى به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم!» (70)


إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَ مَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْه‌ِ مِن‌َ السِّحْرِ وَالله‌ُ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ (طه: 73)

ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى ببخشايد و خدا بهتر و پايدارتر است!» (73)


قَال‌َ هُم‌ْ أُولاَءِ عَلَي‌ أَثَرِي‌ وَ عَجِلْت‌ُ إِلَيْك‌َ رَب‌ِّ لِتَرْضَي‌ (طه: 84)

عرض كرد: «پروردگارا! آنان در پى منند و من به سوى تو شتاب كردم، تا از من خشنود شوى!» (84)


فَرَجَع‌َ مُوسَي‌ إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ غَضْبَان‌َ أَسِفَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَلَم‌ْ يَعِدْكُم‌ْ رَبُّكُم‌ْ وَعْدَاً حَسَنَاً أَفَطَال‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْعَهْدُ أَم‌ْ أَرَدْتُم‌ْ أَنْ‌ يَحِل‌َّ عَلَيْكُم‌ْ غَضَب‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَأَخْلَفْتُمْ‌ مَوْعِدِي‌ (طه: 86)

موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت و گفت: «اى قوم من! مگر پروردگارتان وعده نيكويى به شما نداد؟! آيا مدّت جدايى من از شما به طول انجاميد، يا مى‏خواستيد غضب پروردگارتان بر شما نازل شود كه با وعده من مخالفت كرديد؟!» (86)


وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الْجِبَال‌ِ فَقُل‌ْ يَنْسِفُهَا رَبِّي‌ نَسْفَاً (طه: 105)

و از تو درباره كوه‏ها سؤال مى‏كنند بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشى كرده) بر باد مى‏دهد! (105)


فَتَعَالَي‌ الله‌ُ الْمَلِك‌ُ الْحَق‌ُّ وَ لاَ تَعْجَل‌ْ بِالْقُرْآن‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يُقْضَي‌ إِلَيْك‌َ وَحْيُه‌ُ وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ زِدْنِي‌ عِلْمَاً (طه: 114)

پس بلندمرتبه است خداوندى كه سلطان حقّ است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مكن، پيش از آنكه وحى آن بر تو تمام شود و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون كن!» (114)


قَال‌َ رَب‌ِّ لِم‌َ حَشَرْتَنِي‌ أَعْمَي‌ وَ قَدْ كُنْت‌ُ بَصِيرَاً (طه: 125)

مى‏گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى؟! من كه بينا بودم!» (125)


وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ مَن‌ْ أَسْرَف‌َ وَ لَم‌ْ يُؤْمِنْ‌ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ وَ لَعَذَاب‌ُ الْآخِرَة‌ِ أَشَدُّ وَ أَبْقَي‌ (طه: 127)

و اين گونه جزا مى‏دهيم كسى را كه اسراف كند، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد! و عذاب آخرت، شديدتر و پايدارتر است! (127)


وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَكَان‌َ لِزَامَاً وَ أَجَل‌ٌ مُسَمَّي‌ً (طه: 129)

و اگر سنّت و تقدير پروردگارت و ملاحظه زمان مقرّر نبود، عذاب الهى بزودى دامان آنان را مى‏گرفت! (129)


فَاصْبِرْ عَلَي‌ مَا يَقُولُون‌َ وَ سَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ قَبْل‌َ طُلُوع‌ِ الشَّمْس‌ِ وَ قَبْل‌َ غُرُوبِهَا وَ مِن‌ْ آناءِ اللَّيْل‌ِ فَسَبِّح‌ْ وَ أَطْرَاف‌َ النَّهَارِ لَعَلَّك‌َ تَرْضَي‌ (طه: 130)

پس در برابر آنچه مى‏گويند، صبر كن! و پيش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور و همچنين (برخى) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبيح گوى باشد كه (از الطاف الهى) خشنود شوى! (130)


وَ لاَ تَمُدَّن‌َّ عَيْنَيْك‌َ إِلَي‌ مَا مَتَّعْنَا بِه‌ِ أَزْوَاجَاً مِنْهُم‌ْ زَهْرَة‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُم‌ْ فِيه‌ِ وَ رِزْق‌ُ رَبِّك‌َ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ (طه: 131)

و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادّى، كه به گروه‏هايى از آنان داده‏ايم، ميفكن! اينها شكوفه‏هاى زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است! (131)


وَ قَالُوا لَوْلاَ يَأْتِينَا بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ أَوَ لَم‌ْ تَأْتِهِمْ‌ بَيِّنَة‌ُ مَا فِي‌ الصُّحُف‌ِ الْأُولَي‌ (طه: 133)

گفتند: «چرا (پيامبر) معجزه و نشانه‏اى از سوى پروردگارش براى ما نمى‏آورد؟! (بگو:) آيا خبرهاى روشنى كه در كتابهاى (آسمانى) نخستين بوده، براى آنها نيامد؟! (133)


مَا يَأْتِيهِمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرٍ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌ مُحْدَث‌ٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوه‌ُ وَ هُم‌ْ يَلْعَبُون‌َ (انبياء: 2)

هيچ يادآورى تازه‏اى از طرف پروردگارشان براى آنها نمى‏آيد، مگر آنكه با بازى (و شوخى) به آن گوش مى‏دهند! (2)


قَال‌َ رَبِّي‌ يَعْلَم‌ُ الْقَوْل‌َ فِي‌ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (انبياء: 4)

(پيامبر) گفت: «پروردگارم همه سخنان را، چه در آسمان باشد و چه در زمين، مى‏داند و او شنوا و داناست!» (4)


لَوْ كَان‌َ فِيهِمَا آلِهَة‌ٌ إِلاَّ الله‌ُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَان‌َ الله‌ِ رَب‌ِّ الْعَرْش‌ِ عَمَّا يَصِفُون‌َ (انبياء: 22)

اگر در آسمان و زمين، جز «اللَّه» خدايان ديگرى بود، فاسد مى‏شدند (و نظام جهان به هم مى‏خورد)! منزه است خداوند پروردگار عرش، از توصيفى كه آنها مى‏كنند! (22)


قُل‌ْ مَنْ‌ يَكْلَؤُكُمْ‌ بِالَّليْل‌ِ وَالنَّهَارِ مِن‌َ الرَّحْمَن‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ عَنْ‌ ذِكْرِ رَبِّهِمْ‌ مُعْرِضُون‌َ (انبياء: 42)

بگو: «چه كسى شما را در شب و روز از (مجازات) خداوند بخشنده نگاه مى‏دارد؟!» ولى آنان از ياد پروردگارشان روى‏گردانند! (42)


وَ لَئِنْ‌ مَسَّتْهُم‌ْ نَفْحَة‌ٌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ رَبِّك‌َ لَيَقُولُن‌َّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين‌َ (انبياء: 46)

اگر كمترين عذاب پروردگارت به آنان برسد، فريادشان بلند مى‏شود كه: «اى واى بر ما! ما همگى ستمگر بوديم!» (46)


وَ زَكَرِيَّا إِذْ نَادَي‌ رَبَّه‌ُ رَب‌ِّ لاَ تَذَرْنِي‌ فَرْدَاً وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْوَارِثِين‌َ (انبياء: 89)

و زكريا را (به ياد آور) در آن هنگام كه پروردگارش را خواند (و عرض كرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندى به من عطا كن) و تو بهترين وارثانى!» (89)


قَال‌َ رَب‌ِّ احْكُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ وَ رََبُّنَا الرَّحْمَن‌ُ الْمُسْتَعَان‌ُ عَلَي‌ مَا تَصِفُون‌َ (انبياء: 112)

(و پيامبر) گفت: «پروردگارا! بحق داورى فرما (و اين طغيانگران را كيفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان است كه در برابر نسبتهاى نارواى شما، از او استمداد مى‏طلبم!» (112)


هَذَان‌ِ خَصْمان‌ِ اخْتَصَمُوا فِي‌ رَبِّهِم‌ْ فَالَّذِين‌َ كَفَرُوا قُطِّعَت‌ْ لَهُم‌ْ ثِيَاب‌ٌ مِنْ‌ نَارٍ يُصَب‌ُّ مِنْ‌ فَوْق‌ِ رُؤُوسِهِم‌ُ الْحَمِيم‌ُ (حج: 19)

اينان دو گروهند كه درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند كسانى كه كافر شدند، لباسهايى از آتش براى آنها بريده شده، و مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مى‏شود (19)


ذَلِك‌َ وَ مَنْ‌ يُعَظِّم‌ْ حُرُمَات‌ِ الله‌ِ فَهُوَ خَيْرٌ لَه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ وَ أُحِلَّت‌ْ لَكُم‌ُ الْأَنْعَام‌ُ إِلاَّ مَا يُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْس‌َ مِن‌َ الْأَوْثَان‌ِ وَاجْتَنِبُوا قَوْل‌َ الزُّورِ (حج: 30)

(مناسك حج) اين است! و هر كس برنامه‏هاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است! و چهارپايان براى شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مى‏شود. از پليديهاى بتها اجتناب كنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد! (30)


وَ يَسْتَعْجِلُونَك‌َ بِالْعَذَاب‌ِ وَ لَن‌ْ يُخْلِف‌َ الله‌ُ وَعْدَه‌ُ وَ إِن‌َّ يَوْمَاً عِنْدَ رَبِّك‌َ كَأَلْف‌ِ سَنَة‌ٍ مِمَّا تَعُدُّون‌َ (حج: 47)

آنان از تو تقاضاى شتاب در عذاب مى‏كنند در حالى كه خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد كرد! و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد! (47)


وَ لِيَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَيُؤْمِنُوا بِه‌ِ فَتُخْبِت‌َ لَه‌ُ قُلُوبُهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَهَادِ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (حج: 54)

و (نيز) هدف اين بود كه آگاهان بدانند اين حقّى است از سوى پروردگارت، و در نتيجه به آن ايمان بياورند، و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، بسوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند. (54)


لِكُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ جَعَلْنَا مَنْسَكَاً هُم‌ْ نَاسِكُوه‌ُ فَلاَ يُنَازِعُنَّك‌َ فِي‌ الْأَمْرِ وَادْع‌ُ إِلَي‌ رَبِّك‌َ إِنَّك‌َ لَعَلَي‌ هُدَي‌ً مُسْتَقِيم‌ٍ (حج: 67)

براى هر امّتى عبادتى قرار داديم، تا آن عبادت را (در پيشگاه خدا) انجام دهند پس نبايد در اين امر با تو به نزاع برخيزند! بسوى پروردگارت دعوت كن، كه بر هدايت مستقيم قرار دارى (و راه راست همين است كه تو مى‏پويى). (67)


قَال‌َ رَب‌ِّ انْصُرْنِي‌ بِمَا كَذَّبُون‌ِ (مؤمنون: 26)

(نوح) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تكذيبهاى آنان يارى كن!» (26)


وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ أَنْزِلْنِي‌ مُنْزَلاً مُبَارَكَاً وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْمُنْزِلِين‌َ (مؤمنون: 29)

و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهى پربركت فرود آر، و تو بهترين فرودآورندگانى!» (29)


قَال‌َ رَب‌ِّ انْصُرْنِي‌ بِمَا كَذَّبُون‌ِ (مؤمنون: 39)

(پيامبرشان) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تكذيبهاى آنان يارى كن!» (39)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ هُمْ‌ مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ رَبِّهمْ‌ مُشْفِقُون‌َ (مؤمنون: 57)

مسلّماً كسانى كه از خوف پروردگارشان بيمناكند، (57)


وَالَّذِين‌َ هُمْ‌ بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ يُؤْمِنُون‌َ (مؤمنون: 58)

و آنان كه به آيات پروردگارشان ايمان مى‏آورند، (58)


وَالَّذِين‌َ هُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ لاَ يُشْرِكُون‌َ (مؤمنون: 59)

و آنها كه به پروردگارشان شرك نمى‏ورزند، (59)


وَالَّذِين‌َ يُؤْتُون‌َ مَا آتَوْا وَ قُلُوبُهُم‌ْ وَجِلَة‌ٌ أَنَّهُم‌ْ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ رَاجِعُون‌َ (مؤمنون: 60)

و آنها كه نهايت كوشش را در انجام طاعات به خرج مى‏دهند و با اين حال، دلهايشان هراسناك است از اينكه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمى‏گردند، (60)


أَم‌ْ تَسْأَلُهُم‌ْ خَرْجَاً فَخَرَاج‌ُ رَبِّك‌َ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين‌َ (مؤمنون: 72)

يا اينكه تو از آنها مزد و هزينه‏اى (در برابر دعوتت) مى‏خواهى؟ با اينكه مزد پروردگارت بهتر، و او بهترين روزى دهندگان است! (72)


وَ لَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ‌ بِالْعَذَاب‌ِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِم‌ْ وَ مَا يَتَضَرَّعُون‌َ (مؤمنون: 76)

ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختيم (تا بيدار شوند)، امّا آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع كردند، و نه به درگاهش تضرّع مى‏كنند! (76)


قُلْ‌ رَب‌ِّ إِنْ مَا تُرِيَنِّي‌ مَا يُوعَدُون‌َ (مؤمنون: 93)

بگو: «پروردگار من! اگر عذابهايى را كه به آنان وعده داده مى‏شود به من نشان دهى (و در زندگيم آن را ببينم) ... (93)


رَب‌ِّ فَلاَ تَجْعَلْنِي‌ فِي‌ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (مؤمنون: 94)

پروردگار من! مرا (در اين عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!» (94)


وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ أَعُوذُ بِك‌َ مِن‌ْ هَمَزَات‌ِ الشَّيَاطِين‌ِ (مؤمنون: 97)

و بگو: «پروردگارا! از وسوسه‏هاى شياطين به تو پناه مى‏برم! (97)


وَ أَعُوذُ بِك‌َ رَب‌ِّ أَنْ‌ يَحْضُرُون‌ِ (مؤمنون: 98)

و از اينكه آنان نزد من حاضر شوند (نيز)- اى پروردگار من- به تو پناه مى‏برم!» (98)


حَتَّي‌ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُم‌ُ الْمَوْت‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ ارْجِعُون‌ِ (مؤمنون: 99)

(آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى‏دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، مى‏گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! (99)


وَ مَنْ‌ يَدْع‌ُ مَع‌َ الله‌ِ إِلَهَاً آخَرَ لاَ بُرْهَان‌َ لَه‌ُ بِه‌ِ فَإِنَّمَا حِسَابُه‌ُ عِنْدَ رَبِّه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْكَافِرُون‌َ (مؤمنون: 117)

و هر كس معبود ديگرى را با خدا بخواند- و مسلّماً هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود يقيناً كافران رستگار نخواهند شد! (117)


وَ قُلْ‌ رَب‌ِّ اغْفِرْ وَارْحَم‌ْ وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الرَّاحِمِين‌َ (مؤمنون: 118)

و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (118)


لَهُم‌ْ فِيهَا مَا يَشَاءُون‌َ خَالِدِين‌َ كَان‌َ عَلَي‌ رَبِّك‌َ وَعْدَاً مَسْؤُولاً (فرقان: 16)

هر چه بخواهند در آنجا برايشان فراهم است جاودانه در آن خواهند ماند اين وعده‏اى است مسلّم كه پروردگارت بر عهده گرفته است! (16)


وَ قَال‌َ الرَّسُول‌ُ يَا رَب‌ِّ إِن‌َّ قَوْمِي‌ اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآن‌َ مَهْجُورَاً (فرقان: 30)

و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند». (30)


وَ كَذَلِك‌َ جَعَلْنَا لِكُل‌ِّ نَبِي‌ٍّ عَدُوَّاً مِن‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ وَ كَفَي‌ بِرَبِّك‌َ هَادِيَاً وَ نَصِيرَاً (فرقان: 31)

(آرى،) اين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از مجرمان قرار داديم امّا (براى تو) همين بس كه پروردگارت هادى و ياور (تو) باشد! (31)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ رَبِّك‌َ كَيْف‌َ مَدَّ الظِّل‌َّ وَ لَوْ شَاءَ لَجَعَلَه‌ُ سَاكِنَاً ثُم‌َّ جَعَلْنَا الشَّمْس‌َ عَلَيْه‌ِ دَلِيلاً (فرقان: 45)

آيا نديدى چگونه پروردگارت سايه را گسترده ساخت؟! و اگر مى‏خواست آن را ساكن قرار مى‏داد سپس خورشيد را بر وجود آن دليل قرار داديم! (45)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ لاَ يَضُرُّهُم‌ْ وَ كَان‌َ الْكَافِرُ عَلَي‌ رَبِّه‌ِ ظَهِيرَاً (فرقان: 55)

آنان جز خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان سودى مى‏رساند و نه زيانى و كافران هميشه در برابر پروردگارشان (در طريق كفر) پشتيبان يكديگرند. (55)


قُل‌ْ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ‌ شَاءَ أَنْ‌ يَتَّخِذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ سَبِيلاً (فرقان: 57)

بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)» (57)


وَالَّذِين‌َ يَبِيتُون‌َ لِرَبِّهِم‌ْ سُجَّدَاً وَ قِيَامَاً (فرقان: 64)

كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى‏كنند (64)


وَالَّذِين‌َ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ لَم‌ْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمَّـاً وَ عُمْيَانَاً (فرقان: 73)

و كسانى كه هر گاه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، كر و كور روى آن نمى افتند. (73)


قُل‌ْ مَا يَعْبَأُ بِكُم‌ْ رَبِّي‌ لَوْلاَ دُعَاؤُكُم‌ْ فَقَدْ كَذَّبْتُم‌ْ فَسَوْف‌َ يَكُون‌ُ لِزَامَاً (فرقان: 77)

بگو: «پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد شما (آيات خدا و پيامبران را) تكذيب كرديد، و (اين عمل) دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!» (77)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ أَنْ‌ يُكَذِّبُون‌ِ (شعراء: 12)

(موسى) عرض كرد: «پروردگارا! از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند، (12)


فَأْتِيَا فِرْعَوْن‌َ فَقُولاَ إِنَّا رَسُول‌ُ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 16)

به سراغ فرعون برويد و بگوييد: ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم (16)


فَفَرَرْت‌ُ مِنْكُم‌ْ لَمَّا خِفْتُكُم‌ْ فَوَهَب‌َ لِي‌ رَبِّي‌ حُكْمَاً وَ جَعَلَنِي‌ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (شعراء: 21)

پس هنگامى كه از شما ترسيدم فرار كردم و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشيد، و مرا از پيامبران قرار داد! (21)


قَالُوا آمَنَّا بِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 47)

گفتند: «ما به پروردگار عالميان ايمان آورديم، (47)


رَب‌ِّ مُوسَي‌ وَ هَارُون‌َ (شعراء: 48)

پروردگار موسى و هارون!» (48)


قَالُوا لاَ ضَيْرَ إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا مُنْقَلِبُون‌َ (شعراء: 50)

گفتند: «مهمّ نيست، (هر كارى از دستت ساخته است بكن)! ما بسوى پروردگارمان بازمى‏گرديم! (50)


قَال‌َ كَلاَّ إِن‌َّ مَعِي‌َ رَبِّي‌ سَيَهْدِين‌ِ (شعراء: 62)

(موسى) گفت: «چنين نيست! يقيناً پروردگارم با من است، بزودى مرا هدايت خواهد كرد!» (62)


رَب‌ِّ هَب‌ْ لِي‌ حُكْمَاً وَ أَلْحِقْنِي‌ بِالصَّالِحِين‌َ (شعراء: 83)

پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق كن! (83)


إِذْ نُسَوِّيكُمْ‌ بِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 98)

چون شما را با پروردگار عالميان برابر مى‏شمرديم! (98)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 109)

من براى اين دعوت، هيچ مزدى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (109)


إِن‌ْ حِسَابُهُم‌ْ إِلاَّ عَلَي‌ رَبِّي‌ لَوْ تَشْعُرُون‌َ (شعراء: 113)

حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما مى‏فهميديد! (113)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِن‌َّ قَوْمِي‌ كَذَّبُون‌ِ (شعراء: 117)

گفت: «پروردگارا! قوم من، مرا تكذيب كردند! (117)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 127)

من در برابر اين دعوت، هيچ اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است. (127)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 145)

من در برابر اين دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (145)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 164)

من در برابر اين دعوت، اجرى از شما نمى‏طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالميان است! (164)


رَب‌ِّ نَجِّنِي‌ وَ أَهْلِي‌ مِمَّا يَعْمَلُون‌َ (شعراء: 169)

پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اينها انجام مى‏دهند رهايى بخش!» (169)


وَ مَا أَسْأَلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ مِن‌ْ أَجْرٍ إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ رَب‌ِّ الْعَالَمين‌َ (شعراء: 180)

من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (180)


قَال‌َ رَبِّي‌ أَعْلَم‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ (شعراء: 188)

(شعيب) گفت: «پروردگار من به اعمالى كه شما انجام مى‏دهيد داناتر است!» (188)


وَ إِنَّه‌ُ لَتَنْزِيل‌ُ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 192)

مسلّماً اين (قرآن) از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است! (192)


فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِي‌َ أَنْ‌ بُورِك‌َ مَنْ‌ فِي‌ النَّارِ وَ مَن‌ْ حَوْلَهَا وَ سُبْحَان‌َ الله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (نمل: 8)

هنگامى كه نزد آتش آمد، ندايى برخاست كه: «مبارك باد آن كس كه در آتش است و كسى كه در اطراف آن است [فرشتگان و موسى‏] و منزّه است خداوندى كه پروردگار جهانيان است! (8)


فَتَبَسَّم‌َ ضَاحِكَاً مِنْ‌ قَوْلِهَا وَ قَال‌َ رَب‌ِّ أَوْزِعْنِي‌ أَن‌ْ أَشْكُرَ نِعْمَتَك‌َ الَّتِي‌ أَنْعَمْت‌َ عَلَيَّ‌ وَ عَلَي‌ وَالِدَي‌َّ وَ أَن‌ْ أَعْمَل‌َ صَالِحَاً تَرْضَاه‌ُ وَ أَدْخِلْنِي‌ بِرَحْمَتِك‌َ فِي‌ عِبَادِك‌َ الصَّالِحِين‌َ (نمل: 19)

سليمان از سخن او تبسّمى كرد و خنديد و گفت: «پروردگارا! شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به من الهام كن، و توفيق ده تا عمل صالحى كه موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد كن!» (19)


قَال‌َ الَّذِي‌ عِنْدَه‌ُ عِلْم‌ٌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ أَنَا آتِيك‌َ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ يَرْتَدَّ إِلَيْك‌َ طَرْفُك‌َ فَلَمَّا رَآه‌ُ مُسْتَقِرَّاً عِنْدَه‌ُ قَال‌َ هَذَا مِنْ‌ فَضْل‌ِ رَبِّي‌ لِيَبْلُوَنِي‌ أَأَشْكُرُ أَمْ‌ أَكْفُرُ وَ مَنْ‌ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَإِن‌َّ رَبِّي‌ غَنِي‌ٌّ كَرِيم‌ٌ (نمل: 40)

(امّا) كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: «پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامى كه (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مى‏آورم يا كفران مى‏كنم؟! و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مى‏كند و هر كس كفران نمايد (بزيان خويش نموده است، كه) پروردگار من، غنىّ و كريم است!» (40)


قِيل‌َ لَهَا ادْخُلِي‌ الصَّرْح‌َ فَلَمَّا رَأَتْه‌ُ حَسِبَتْه‌ُ لُجَّة‌ً وَ كَشَفَت‌ْ عَنْ‌ سَاقَيْهَا قَال‌َ إِنَّه‌ُ صَرْح‌ٌ مُمَرَّدٌ مِنْ‌ قَوَارِيرَ قَالَت‌ْ رَب‌ِّ إِنِّي‌ ظَلَمْت‌ُ نَفْسِي‌ وَ أَسْلَمْت‌ُ مَع‌َ سُلَيْمَـان‌َ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (نمل: 44)

به او گفته شد: «داخل حياط (قصر) شو!» هنگامى كه نظر به آن افكند، پنداشت نهر آبى است و ساق پاهاى خود را برهنه كرد (تا از آب بگذرد امّا سليمان) گفت: « (اين آب نيست،) بلكه قصرى است از بلور صاف!» (ملكه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم كردم و (اينك) با سليمان براى خداوندى كه پروردگار عالميان است اسلام آوردم!» (44)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ ظَلَمْت‌ُ نَفْسِي‌ فَاغْفِرْ لِي‌ فَغَفَرَ لَه‌ُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (قصص: 16)

(سپس) عرض كرد: «پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم مرا ببخش!» خداوند او را بخشيد، كه او غفور و رحيم است! (16)


قَال‌َ رَب‌ِّ بِمَا أَنْعَمْت‌َ عَلَيَّ‌ فَلَن‌ْ أَكُون‌َ ظَهِيرَاً لِلْمُجْرِمِين‌َ (قصص: 17)

عرض كرد: «پروردگارا! بشكرانه نعمتى كه به من دادى، هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود!» (17)


فَخَرَج‌َ مِنْهَا خَائِفَاً يَتَرَقَّب‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ نَجِّنِي‌ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 21)

موسى از شهر خارج شد در حالى كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏اى عرض كرد: «پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهايى بخش!» (21)


وَ لَمَّا تَوَجَّه‌َ تِلْقَاءَ مَدْيَن‌َ قَال‌َ عَسَي‌ رَبِّي‌ أَنْ‌ يَهْدِيَنِي‌ سَوَاءَ السَّبِيل‌ِ (قصص: 22)

و هنگامى كه متوجّه جانب مدين شد گفت: «اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند!» (22)


فَسَقَي‌ لَهُمَا ثُم‌َّ تَوَلَّي‌ إِلَي‌ الظِّل‌ِّ فَقَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ لِمَا أَنْزَلْت‌َ إِلَيَّ‌ مِن‌ْ خَيْرٍ فَقِيرٌ (قصص: 24)

موسى براى (گوسفندان) آن دو آب كشيد سپس رو به سايه آورد و عرض كرد: «پروردگارا! هر خير و نيكى بر من فرستى، به آن نيازمندم!» (24)


اسْلُك‌ْ يَدَك‌َ فِي‌ جَيْبِك‌َ تَخْرُج‌ْ بَيْضَاءَ مِن‌ْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُم‌ْ إِلَيْك‌َ جَنَاحَك‌َ مِن‌َ الرَّهْب‌ِ فَذَانِك‌َ بُرْهَانَانِ‌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (قصص: 32)

دستت را در گريبان خود فروبر، هنگامى كه خارج مى‏شود سفيد و درخشنده است بدون عيب و نقص و دستهايت را بر سينه‏ات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! اين دو [معجزه عصا و يد بيضا] برهان روشن از پروردگارت بسوى فرعون و اطرافيان اوست، كه آنان قوم فاسقى هستند!» (32)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ قَتَلْت‌ُ مِنْهُم‌ْ نَفْسَاً فَأَخَاف‌ُ أَنْ‌ يَقْتُلُون‌ِ (قصص: 33)

عرض كرد: «پروردگارا! من يك تن از آنان را كشته‏ام مى‏ترسم مرا به قتل برسانند! (33)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ رَبِّي‌ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ جَاءَ بِالْهُدَي‌ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ وَ مَنْ‌ تَكُون‌ُ لَه‌ُ عَاقِبَة‌ُ الدَّارِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْظَّالِمُون‌َ (قصص: 37)

موسى گفت: «پروردگارم از حال كسانى كه هدايت را از نزد او آورده‏اند، و كسانى كه عاقبت نيك سرا (ى دنيا و آخرت) از آن آنهاست آگاهتر است! مسلّماً ظالمان رستگار نخواهند شد!» (37)


وَ مَا كُنْت‌َ بِجَانِب‌ِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَ لَكِنْ‌ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ لِتُنْذِرَ قَوْمَاً مَا أَتَاهُمْ‌ مِنْ‌ نَذِيرٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَذَكَّرُون‌َ (قصص: 46)

تو در كنار طور نبودى زمانى كه ما ندا داديم ولى اين رحمتى از سوى پروردگارت بود (كه اين اخبار را در اختيار تو نهاد) تا بوسيله آن قومى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذاركننده‏اى براى آنان نيامده است شايد متذكّر شوند! (46)


وَ إِذَا يُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ قَالُوا آمَنَّا بِه‌ِ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مُسْلِمِين‌َ (قصص: 53)

و هنگامى كه بر آنان خوانده شود مى‏گويند: «به آن ايمان آورديم اينها همه حق است و از سوى پروردگار ماست ما پيش از اين هم مسلمان بوديم!» (53)


إِن‌َّ الَّذِي‌ فَرَض‌َ عَلَيْك‌َ الْقُرْآن‌َ لَرَادُّك‌َ إِلَي‌ مَعَادٍ قُلْ‌ رَبِّي‌ أَعْلَم‌ُ مَنْ‌ جَاءَ بِالْهُدَي‌ وَ مَن‌ْ هُوَ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (قصص: 85)

آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد، تو را به جايگاهت [زادگاهت‏] بازمى‏گرداند! بگو: «پروردگار من از همه بهتر مى‏داند چه كسى (برنامه) هدايت آورده، و چه كسى در گمراهى آشكار است!» (85)


وَ مَا كُنْت‌َ تَرْجُو أَنْ‌ يُلْقَي‌ إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌ُ إِلاَّ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ فَلاَ تَكُونَن‌َّ ظَهِيرَاً لِلْكَافِرِين‌َ (قصص: 86)

و تو هرگز اميد نداشتى كه اين كتاب آسمانى به تو القا گردد ولى رحمت پروردگارت چنين ايجاب كرد! اكنون كه چنين است، هرگز از كافران پشتيبانى مكن! (86)


وَ لاَ يَصُدُّنَّك‌َ عَن‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَت‌ْ إِلَيْك‌َ وَادْع‌ُ إِلَي‌ رَبِّك‌َ وَ لاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (قصص: 87)

و هرگز (آنها) تو را از آيات خداوند، بعد از آنكه بر تو نازل گشت، بازندارند! و بسوى پروردگارت دعوت كن، و هرگز از مشركان مباش! (87)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَقُول‌ُ آمَنَّا بِالله‌ِ فَإِذَا أُوذِي‌َ فِي‌ الله‌ِ جَعَل‌َ فِتْنَة‌َ النَّاس‌ِ كَعَذَاب‌ِ الله‌ِ وَ لَئِنْ‌ جَاءَ نَصْرٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَيَقُولُن‌َّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُم‌ْ أَوَ لَيْس‌َ الله‌ُ بِأَعْلَم‌َ بِمَا فِي‌ صُدُورِ الْعَالَمِين‌َ (عنكبوت: 10)

و از مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: «به خدا ايمان آورده‏ايم!» اما هنگامى كه در راه خدا شكنجه و آزار مى‏بينند، آزار مردم را همچون عذاب الهى مى‏شمارند (و از آن سخت وحشت مى‏كنند) ولى هنگامى كه پيروزى از سوى پروردگارت (براى شما) بيايد، مى‏گويند: «ما هم با شما بوديم (و در اين پيروزى شريكيم)»!! آيا خداوند به آنچه در سينه‏هاى جهانيان است آگاه‏تر نيست؟! (10)


فَآمَن‌َ لَه‌ُ لُوط‌ٌ وَ قَال‌َ إِنِّي‌ مُهَاجِرٌ إِلَي‌ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (عنكبوت: 26)

و لوط به او [ابراهيم‏] ايمان آورد، و (ابراهيم) گفت: «من بسوى پروردگارم هجرت مى‏كنم كه او صاحب قدرت و حكيم است!» (26)


قَال‌َ رَب‌ِّ انْصُرْنِي‌ عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْمُفْسِدِين‌َ (عنكبوت: 30)

(لوط) عرض كرد: «پروردگارا! مرا در برابر اين قوم تبهكار يارى فرما!» (30)


وَ قَالُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَات‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِنَّمَا الْآيَات‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ إِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (عنكبوت: 50)

گفتند: «چرا معجزاتى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده؟!» بگو: «معجزات همه نزد خداست (و به فرمان او نازل مى‏شود، نه به ميل من و شما) من تنها بيم دهنده‏اى آشكارم! (50)


الَّذِين‌َ صَبَرُوا وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (عنكبوت: 59)

همانها كه (در برابر مشكلات) صبر (و استقامت) كردند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند. (59)


أَوَ لَم‌ْ يَتَفَكَّرُوا فِي‌ أَنْفُسِهِمْ‌ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَق‌ِّ وَ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ بِلِقَاءِ رَبِّهِم‌ْ لَكَافِرُون‌َ (روم: 8)

آيا آنان با خود نينديشيدند كه خداوند، آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است جز بحق و براى زمان معيّنى نيافريده است؟! ولى بسيارى از مردم (رستاخيز و) لقاى پروردگارشان را منكرند! (8)


وَ إِذَا مَس‌َّ النَّاس‌َ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ‌ مُنِيبِين‌َ إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ إِذَا أَذَاقَهُمْ‌ مِنْه‌ُ رَحْمَة‌ً إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ يُشْرِكُون‌َ (روم: 33)

هنگامى كه رنج و زيانى به مردم برسد، پروردگار خود را مى‏خوانند و توبه‏كنان بسوى او بازمى‏گردند امّا همين كه رحمتى از خودش به آنان بچشاند، بناگاه گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرك مى‏شوند. (33)


أُولَئِك‌َ عَلَي‌ هُدَي‌ً مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْمُفْلِحُون‌َ (لقمان: 5)

آنان بر طريق هدايت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران! (5)


تَنْزِيل‌ُ الْكِتَاب‌ِ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (سجده: 2)

اين كتابى است كه از سوى پروردگار جهانيان نازل شده، و شك و ترديدى در آن نيست! (2)


أَم‌ْ يَقُولُون‌َ افْتَرَاه‌ُ بَل‌ْ هُوَ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لِتُنْذِرَ قَوْمَاً مَا أَتَاهُمْ‌ مِنْ‌ نَذِيرٍ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَهْتَدُون‌َ (سجده: 3)

ولى آنان مى‏گويند: « (محمّد) آن را بدروغ به خدا بسته است»، امّا اين سخن حقّى است از سوى پروردگارت تا گروهى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذاركننده‏اى براى آنان نيامده است، شايد (پند گيرند و) هدايت شوند! (3)


وَ قَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَإِنَّا لَفِي‌ خَلْق‌ٍ جَدِيدٍ بَل‌ْ هُمْ‌ بِلقَاءِ رَبِّهِم‌ْ كَافِرُون‌َ (سجده: 10)

آنها گفتند: «آيا هنگامى كه ما (مرديم و) در زمين گم شديم، آفرينش تازه‏اى خواهيم يافت؟!» ولى آنان لقاى پروردگارشان را انكار مى‏كنند (و مى‏خواهند با انكار معاد، آزادانه به هوسرانى خويش ادامه دهند). (10)


قُل‌ْ يَتَوَفَّاكُمْ‌ مَلَك‌ُ الْمَوْت‌ِ الَّذِي‌ وُكِّل‌َ بِكُم‌ْ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ تُرْجَعُون‌َ (سجده: 11)

بگو: «فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده، (روح) شما را مى‏گيرد سپس شما را بسوى پروردگارتان بازمى‏گردانند.» (11)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذِ الْمُـجْرِمُون‌َ نَاكِسُوا رُؤُوسِهِم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَ سَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَل‌ْ صَالِحَاً إِنَّا مُوقِنُون‌َ (سجده: 12)

و اگر ببينى مجرمان را هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان سر به زير افكنده، مى‏گويند: «پروردگارا! آنچه وعده كرده بودى ديديم و شنيديم ما را بازگردان تا كار شايسته‏اى انجام دهيم ما (به قيامت) يقين داريم!» (12)


إِنَّمَا يُؤْمِن‌ُ بِآيَاتِنَا الَّذِين‌َ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدَاً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ هُم‌ْ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ (سجده: 15)

تنها كسانى كه به آيات ما ايمان مى‏آورند كه هر وقت اين آيات به آنان يادآورى شود به سجده مى‏افتند و تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مى‏آورند، و تكبّر نمى‏كنند. (15)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ ثُم‌َّ أَعْرَض‌َ عَنْهَا إِنَّا مِن‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ مُنْتَقِمُون‌َ (سجده: 22)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او يادآورى شده و او از آن اعراض كرده است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت! (22)


وَاتَّبِع‌ْ مَا يُوحَي‌ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (احزاب: 2)

و از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى مى‏شود پيروى كن كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (2)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لاَ تَأْتِينَا السَّاعَة‌ُ قُل‌ْ بَلَي‌ وَ رَبِّي‌ لَتَأْتِيَنَّكُم‌ْ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ لاَ يَعْزُب‌ُ عَنْه‌ُ مِثْقَال‌ُ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ أَصْغَرُ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْبَرُ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (سبأ: 3)

كافران گفتند: «قيامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد!» بگو: «آرى به پروردگارم سوگند كه به سراغ شما خواهد آمد، خداوندى كه از غيب آگاه است و به اندازه سنگينى ذرّه‏اى در آسمانها و زمين از علم او دور نخواهد ماند، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتابى آشكار ثبت است!» (3)


وَ يَرَي‌ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ الَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ هُوَ الْحَق‌َّ وَ يَهْدِي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (سبأ: 6)

كسانى كه به ايشان علم داده شده، آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده حق مى دانند و به راه خداوند عزيز و حميد هدايت مى‏كند. (6)


وَ لِسُلَيْمَـان‌َ الرِّيح‌َ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شَهْرٌ وَ أَسَلْنَا لَه‌ُ عَيْن‌َ الْقِطْرِ وَ مِن‌َ الْجِن‌ِّ مَنْ‌ يَعْمَل‌ُ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ بِإِذْن‌ِ رَبِّه‌ِ وَ مَنْ‌ يَزِغ‌ْ مِنْهُم‌ْ عَن‌ْ أَمْرِنَا نُذِقْه‌ُ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (سبأ: 12)

و براى سليمان باد را مسخّر ساختيم كه صبحگاهان مسير يك ماه را مى‏پيمود و عصرگاهان مسير يك ماه را و چشمه مس (مذاب) را براى او روان ساختيم و گروهى از جنّ پيش روى او به اذن پروردگارش كار مى‏كردند و هر كدام از آنها كه از فرمان ما سرپيچى مى‏كرد، او را عذاب آتش سوزان مى‏چشانيم! (12)


لَقَدْ كَان‌َ لِسَبَاءٍ فِي‌ مَسْكَنِهِم‌ْ آيَة‌ٌ جَنَّتَان‌ِ عَنْ‌ يَمِين‌ٍ وَ شِمَال‌ٍ كُلُوا مِنْ‌ رِزْق‌ِ رَبِّكُم‌ْ وَاشْكُرُوا لَه‌ُ بَلْدَة‌ٌ طَيِّبَة‌ٌ وَ رَب‌ٌّ غَفُورٌ (سبأ: 15)

براى قوم «سبا» در محل سكونتشان نشانه‏اى (از قدرت الهى) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظيم با ميوه‏هاى فراوان و به آنها گفتيم:) از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد شهرى است پاك و پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (و مهربان)! (15)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ بِهَذَا الْقُرْآن‌ِ وَ لاَ بِالَّذِي‌ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ لَوْ تَرَي‌ إِذِ الظَّالِمُون‌َ مَوْقُوفُون‌َ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ يَرْجِع‌ُ بَعْضُهُم‌ْ إِلَي‌ بَعْض‌ٍ الْقَوْل‌َ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا لَوْلاَ أَنْتُم‌ْ لَكُنَّا مُؤْمِنِين‌َ (سبأ: 31)

كافران گفتند: «ما هرگز به اين قرآن و كتابهاى ديگرى كه پيش از آن بوده ايمان نخواهيم آورد!» اگر ببينى هنگامى كه اين ستمگران در پيشگاه پروردگارشان (براى حساب و جزا) نگه داشته شده‏اند در حالى كه هر كدام گناه خود را به گردن ديگرى مى‏اندازد (از وضع آنها تعجّب مى‏كنى)! مستضعفان به مستكبران مى‏گويند: «اگر شما نبوديد ما مؤمن بوديم!» (31)


قُل‌ْ إِن‌َّ رَبِّي‌ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (سبأ: 36)

بگو: «پروردگار من روزى را براى هر كس بخواهد وسيع يا تنگ مى‏كند، (اين ربطى به قرب در درگاه او ندارد) ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (36)


قُل‌ْ إِن‌َّ رَبِّي‌ يَبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَه‌ُ وَ مَا أَنْفَقْتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُه‌ُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين‌َ (سبأ: 39)

بگو: «پروردگارم روزى را براى هر كس بخواهد وسعت مى‏بخشد، و براى هر كس بخواهد تنگ (و محدود) مى‏سازد و هر چيزى را (در راه او) انفاق كنيد، عوض آن را مى‏دهد (و جاى آن را پر مى‏كند) و او بهترين روزى‏دهندگان است!» (39)


قُل‌ْ إِن‌َّ رَبِّي‌ يَقْذِف‌ُ بِالْحَقِّ عَلاَّم‌ُ الْغُيُوب‌ِ (سبأ: 48)

بگو: «پروردگار من حق را (بر دل پيامبران خود) مى‏افكند، كه او داناى غيبها (و اسرار نهان) است.» (48)


قُل‌ْ إِنْ‌ ضَلَلْت‌ُ فَإِنَّمَا أَضِل‌ُّ عَلَي‌ نَفْسِي‌ وَ إِنِ‌ اهْتَدَيْت‌ُ فَبِمَـا يُوحِي‌ إِلَيَّ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ سَمِيع‌ٌ قَرِيب‌ٌ (سبأ: 50)

بگو: «اگر من گمراه شوم، از ناحيه خود گمراه مى‏شوم و اگر هدايت يابم، به وسيله آنچه پروردگارم به من وحى مى‏كند هدايت مى‏يابم او شنواى نزديك است!» (50)


هُوَ الَّذِي‌ جَعَلَكُم‌ْ خَلاَئِف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَمَنْ‌ كَفَرَ فَعَلَيْه‌ِ كُفْرُه‌ُ وَ لاَ يَزِيدُ الْكَافِرِين‌َ كُفْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ إِلاَّ مَقْتَاً وَ لاَ يَزِيدُ الْكَافِرِين‌َ كُفْرُهُم‌ْ إِلاَّ خَسَارَاً (فاطر: 39)

اوست كه شما را جانشينانى در زمين قرار داد هر كس كافر شود، كفر او به زيان خودش خواهد بود، و كافران را كفرشان جز خشم و غضب در نزد پروردگار چيزى نمى‏افزايد، و (نيز) كفرشان جز زيان و خسران چيزى بر آنها اضافه نمى‏كند! (39)


إِنِّي‌ آمَنْت‌ُ بِرَبِّكُم‌ْ فَاسْمَعُون‌ِ (يس: 25)

(به همين دليل) من به پروردگارتان ايمان آوردم پس به سخنان من گوش فرا دهيد!» (25)


بِمَا غَفَرَ لِي‌ رَبِّي‌ وَ جَعَلَنِي‌ مِن‌َ الْمُكْرَمِين‌َ (يس: 27)

كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامى‏داشتگان قرار داده است!» (27)


وَ مَا تَأْتِيهِمْ‌ مِن‌ْ آيَة‌ٍ مِن‌ْ آيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ إِلاَّ كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِين‌َ (يس: 46)

و هيچ آيه‏اى از آيات پروردگارشان براى آنها نمى‏آيد مگر اينكه از آن روى‏گردان مى شوند. (46)


وَ نُفِخ‌َ فِي‌ الصُّورِ فَإِذَا هُمْ‌ مِن‌َ الْأَجْدَاث‌ِ إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَنْسِلُون‌َ (يس: 51)

(بار ديگر) در «صور» دميده مى‏شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى‏روند! (51)


فَحَق‌َّ عَلَيْنَا قَوْل‌ُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُون‌َ (صافات: 31)

اكنون فرمان پروردگارمان بر همه ما مسلّم شده، و همگى از عذاب او مى‏چشيم! (31)


وَ لَوْلاَ نِعْمَة‌ُ رَبِّي‌ لَكُنْت‌ُ مِن‌َ الْمُـحْضَرِين‌َ (صافات: 57)

و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نيز از احضارشدگان (در دوزخ) بودم! (57)


فَمَا ظَنُّكُمْ‌ بِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (صافات: 87)

شما درباره پروردگار عالميان چه گمان مى‏بريد؟! (87)


وَ قَال‌َ إِنِّي‌ ذَاهِب‌ٌ إِلَي‌ رَبِّي‌ سَيَهْدِين‌ِ (صافات: 99)

(او از اين مهلكه بسلامت بيرون آمد) و گفت: «من به سوى پروردگارم مى‏روم، او مرا هدايت خواهد كرد! (99)


رَب‌ِّ هَب‌ْ لِي‌ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (صافات: 100)

پروردگارا! به من از صالحان [فرزندان صالح‏] ببخش!» (100)


فَاسْتَفْتِهِم‌ْ أَلِرَبِّك‌َ الْبَنَات‌ُ وَ لَهُم‌ْ الْبَنُون‌َ (صافات: 149)

از آنان بپرس: آيا پروردگارت دخترانى دارد و پسران از آن آنهاست؟! (149)


سُبْحَان‌َ رَبِّك‌َ رَب‌ِّ الْعِزَّة‌ِ عَمَّا يَصِفُون‌َ (صافات: 180)

منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصيف مى‏كنند. (180)


وَالْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (صافات: 182)

حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است! (182)


أَم‌ْ عِنْدَهُم‌ْ خَزَائِن‌ُ رَحْمَة‌ِ رَبِّك‌َ الْعَزِيزِ الْوَهَّاب‌ِ (ص: 9)

مگر خزاين رحمت پروردگار توانا و بخشنده‏ات نزد آنهاست (تا به هر كس ميل دارند بدهند)؟! (9)


فَقَال‌َ إِنِّي‌ أَحْبَبْت‌ُ حُب‌َّ الْخَيْرِ عَنْ‌ ذِكْرِ رَبِّي‌ حَتَّي‌ تَوَارَت‌ْ بِالْحِجَاب‌ِ (ص: 32)

گفت: «من اين اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و مى‏خواهم از آنها در جهاد استفاده كنم»، او هم چنان به آنها نگاه مى‏كرد) تا از ديدگانش پنهان شدند. (32)


قَال‌َ رَب‌ِّ اغْفِرْ لِي‌ وَ هَب‌ْ لِي‌ مُلْكَاً لاَ يَنْبَغِي‌ لِأَحَدٍ مِن‌ْ بَعْدِي‌ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْوَهَّاب‌ُ (ص: 35)

گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد، كه تو بسيار بخشنده‏اى! (35)


قَال‌َ رَب‌ِّ فَأَنْظِرْنِي‌ إِلَي‌ يَوْم‌ِ يُبْعَثُون‌َ (ص: 79)

گفت: «پروردگارا! مرا تا روزى كه انسانها برانگيخته مى‏شوند مهلت ده!» (79)


إِنْ‌ تَكْفُرُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَنِي‌ٌّ عَنْكُم‌ْ وَ لاَ يَرْضَي‌ لِعِبَادِه‌ِ الْكُفْرَ وَ إِنْ‌ تَشْكُرُوا يَرْضَه‌ُ لَكُم‌ْ وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَة‌ٌ وِزْرَ أُخْرَي‌ ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّكُمْ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَيُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (زمر: 7)

اگر كفران كنيد، خداوند از شما بى‏نياز است و هرگز كفران را براى بندگانش نمى پسندد و اگر شكر او را بجا آوريد آن را براى شما مى‏پسندد! و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد! سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان است، و شما را از آنچه انجام مى‏داديد آگاه مى‏سازد چرا كه او به آنچه در سينه‏هاست آگاه است! (7)


أَمْ مَن‌ْ هُوَ قَانِت‌ٌ آنَاءَ اللَّيْل‌ِ سَاجِدَاً وَ قَائِمَاً يَحْذَرُ الْآخِرَة‌َ وَ يَرْجُو رَحْمَة‌َ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ هَل‌ْ يَسْتَوِي‌ الَّذِين‌َ يَعْلَمُون‌َ وَالَّذِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (زمر: 9)

(آيا چنين كسى با ارزش است) يا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت مى‏ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو: «آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكّر مى‏شوند!» (9)


قُل‌ْ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (زمر: 13)

بگو: «من اگر نافرمانى پروردگارم كنم، از عذاب روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!» (13)


أَفَمَنْ‌ شَرَح‌َ الله‌ُ صَدْرَه‌ُ لِلْإِسْلاَم‌ِ فَهُوَ عَلَي‌ نُورٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَوَيْل‌ٌ لِلْقَاسِيَة‌ِ قُلُوبُهُمْ‌ مِنْ‌ ذِكْرِ الله‌ِ أُولَئِك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (زمر: 22)

آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته (همچون كوردلان گمراه است؟!) واى بر آنان كه قلبهايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهى آشكارى هستند! (22)


ثُم‌َّ إِنَّكُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ عِنْدَ رَبِّكُم‌ْ تَخْتَصِمُون‌َ (زمر: 31)

سپس شما روز قيامت نزد پروردگارتان مخاصمه مى‏كنيد. (31)


لَهُمْ‌ مَا يَشَاءُون‌َ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ ذَلِك‌َ جَزَاءُ الْمُـحْسِنِين‌َ (زمر: 34)

آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنان موجود است و اين است جزاى نيكوكاران! (34)


وَ أَنِيبُوا إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ وَ أَسْلِمُوا لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ ثُم‌َّ لاَ تُنْصَرُون‌َ (زمر: 54)

و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ كس يارى نشويد! (54)


وَاتَّبِعُوا أَحْسَن‌َ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ بَغْتَة‌ً وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تَشْعُرُون‌َ (زمر: 55)

و از بهترين دستورهايى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى كنيد پيش از آنكه عذاب (الهى) ناگهان به سراغ شما آيد در حالى كه از آن خبر نداريد!» (55)


وَ أَشْرَقَت‌ِ الْأَرْض‌ُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ وُضِع‌َ الْكِتَاب‌ُ وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّين‌َ وَالشُّهَدَاءِ وَ قُضِي‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ وَ هُم‌ْ لاَ يُظْلَمُون‌َ (زمر: 69)

و زمين (در آن روز) به نور پروردگارش روشن مى‏شود، و نامه‏هاى اعمال را پيش مى‏نهند و پيامبران و گواهان را حاضر مى‏سازند، و ميان آنها بحق داورى مى‏شود و به آنان ستم نخواهد شد! (69)


وَ سِيق‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِلَي‌ جَهَنَّم‌َ زُمَرَاً حَتَّي‌ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَت‌ْ أَبْوَابُهَا وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ خَزَنَتُهَا أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْكُم‌ْ يَتْلُون‌َ عَلَيْكُم‌ْ آيَات‌ِ رَبِّكُم‌ْ وَ يُنْذِرُونَكُم‌ْ لِقَاءَ يَوْمِكُم‌ْ هَذَا قَالُوا بَلَي‌ وَ لَكِنْ‌ حَقَّت‌ْ كَلِمَة‌ُ الْعَذَاب‌ِ عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (زمر: 71)

و كسانى كه كافر شدند گروه گروه به سوى جهنّم رانده مى‏شوند وقتى به دوزخ مى‏رسند، درهاى آن گشوده مى‏شود و نگهبانان دوزخ به آنها مى‏گويند: «آيا رسولانى از ميان شما به سويتان نيامدند كه آيات پروردگارتان را براى شما بخوانند و از ملاقات اين روز شما را بر حذر دارند؟!» مى‏گويند: «آرى، (پيامبران آمدند و آيات الهى را بر ما خواندند، و ما مخالفت كرديم!) ولى فرمان عذاب الهى بر كافران مسلّم شده است. (71)


وَ تَرَي‌ الْمَلاَئِكَة‌َ حَافِّين‌َ مِن‌ْ حَوْل‌ِ الْعَرْش‌ِ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ قُضِي‌َ بَيْنَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ وَ قِيل‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (زمر: 75)

(در آن روز) فرشتگان را مى‏بينى كه بر گرد عرش خدا حلقه زده‏اند و با ستايش پروردگارشان تسبيح مى‏گويند و در ميان بندگان بحق داورى مى‏شود و (سرانجام) گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانيان است!» (75)


وَ كَذَلِك‌َ حَقَّت‌ْ كَلِمَة‌ُ رَبِّك‌َ عَلَي‌ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّهُم‌ْ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ (غافر: 6)

و اين گونه فرمان پروردگارت درباره كسانى كه كافر شدند مسلّم شده كه آنها همه اهل آتشند! (6)


الَّذِين‌َ يَحْمِلُون‌َ الْعَرْش‌َ وَ مَن‌ْ حَوْلَه‌ُ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ يَسْتَغْفِرُون‌َ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْت‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ رَحْمَة‌ً وَ عِلْمَاً فَاغْفِرْ لِلَّذِين‌َ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَك‌َ وَ قِهِم‌ْ عَذَاب‌َ الْجَحِيم‌ِ (غافر: 7)

فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف مى‏كنند) تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‏گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏كنند (و مى گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مى‏كنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار! (7)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ إِنِّي‌ عُذْت‌ُ بِرَبِّي‌ وَ رَبِّكُمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ مُتَكَبِّرٍ لاَ يُؤْمِن‌ُ بِيَوْم‌ِ الْحِسَاب‌ِ (غافر: 27)

موسى گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى‏برم از هر متكبّرى كه به روز حساب ايمان نمى‏آورد!» (27)


وَ قَال‌َ رَجُل‌ٌ مُؤْمِن‌ٌ مِن‌ْ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ يَكْتُم‌ُ إِيمَانَه‌ُ أَتَقْتُلُون‌َ رَجُلاً أَن‌ْ يَقُول‌َ رَبِّي‌َ الله‌ُ وَ قَدْ جَاءَكُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ إِنْ‌ يَك‌ُ كَاذِبَاً فَعَلَيْه‌ِ كَذِبُه‌ُ وَ إِنْ‌ يَك‌ُ صَادِقَاً يُصِبْكُمْ‌ بَعْض‌ُ الَّذِي‌ يَعِدُكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَن‌ْ هُوَ مُسْرِف‌ٌ كَذَّاب‌ٌ (غافر: 28)

و مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مى‏داشت گفت: «آيا مى‏خواهيد مردى را بكشيد بخاطر اينكه مى‏گويد: پروردگار من «اللَّه» است، در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت و اگر راستگو باشد، (لا اقل) بعضى از عذابهايى را كه وعده مى‏دهد به شما خواهد رسيد خداوند كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست هدايت نمى‏كند. (28)


فَاصْبِرْ إِن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِك‌َ وَ سَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ بِالْعَشِي‌ِّ وَالْإِبْكَارِ (غافر: 55)

پس (اى پيامبر!) صبر و شكيبايى پيشه كن كه وعده خدا حقّ است، و براى گناهت استغفار كن، و هر صبح و شام تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور! (55)


هُوَ الْحَي‌ُّ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوه‌ُ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (غافر: 65)

زنده (واقعى) اوست معبودى جز او نيست پس او را بخوانيد در حالى كه دين خود را براى او خالص كرده‏ايد! ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است! (65)


قُل‌ْ إِنِّي‌ نُهِيت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لَمَّا جَاءَنِي‌َ الْبَيِّنَات‌ُ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أُسْلِم‌َ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (غافر: 66)

بگو: «من نهى شده‏ام از اينكه معبودهايى را كه شما غير از خدا مى‏خوانيد بپرستم، چون دلايل روشن از جانب پروردگارم براى من آمده است و مأمورم كه تنها در برابر پروردگار عالميان تسليم باشم!» (66)


وَ ذَلِكُم‌ْ ظَنُّكُم‌ُ الَّذِي‌ ظَنَنْتُم‌ْ بِرَبِّكُم‌ْ أَرَدَاكُم‌ْ فَأَصْبَحْتُمْ‌ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (فصلت: 23)

آرى اين گمان بدى بود كه درباره پروردگارتان داشتيد و همان موجب هلاكت شما گرديد، و سرانجام از زيانكاران شديد! (23)


فَإِنِ‌ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِين‌َ عِنْدَ رَبِّك‌َ يُسَبِّحُون‌َ لَه‌ُ بِاللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَ هُم‌ْ لاَ يَسْأَمُون‌َ (فصلت: 38)

و اگر (از عبادت پروردگار) تكبّر كنند، كسانى كه نزد پروردگار تو هستند شب و روز براى او تسبيح مى‏گويند و خسته نمى‏شوند! (38)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَاخْتُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (فصلت: 45)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمانى از ناحيه پروردگارت در اين باره صادر نشده بود (كه بايد به آنان مهلت داد تا اتمام حجّت شود)، در ميان آنها داورى مى‏شد (و به كيفر مى‏رسيدند) ولى آنها هنوز درباره آن شكّى تهمت‏انگيز دارند! (45)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِنَّا مِن‌ْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْه‌ُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي‌ وَ مَا أَظُنُّ السَّاعَة‌َ قَائِمَة‌ً وَ لَئِنْ‌ رُجِعْت‌ُ إِلَي‌ رَبِّي‌ إِن‌َّ لِي‌ عِنْدَه‌ُ لَلْحُسْنَي‌ فَلَنُنَبِّئَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ غَلِيظ‌ٍ (فصلت: 50)

و هر گاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم مى‏گويد: «اين بخاطر شايستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمى‏كنم قيامت برپا شود و (بفرض كه قيامتى باشد،) هر گاه بسوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداشهاى نيك است. ما كافران را از اعمالى كه انجام داده‏اند (بزودى) آگاه خواهيم كرد و از عذاب شديد به آنها مى‏چشانيم. (50)


سَنُرِيهِم‌ْ آيَاتِنَا فِي‌ الْآفَاق‌ِ وَ فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ حَتَّي‌ يَتَبَيَّن‌َ لَهُم‌ْ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ أَوَ لَم‌ْ يَكْف‌ِ بِرَبِّك‌َ أَنَّه‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهِيدٌ (فصلت: 53)

به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى‏دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟! (53)


أَلاَ إِنَّهُم‌ْ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْ‌ لِقَاءِ رَبِّهِم‌ْ أَلاَ إِنَّه‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ مُحِيط‌ٌ (فصلت: 54)

آگاه باشيد كه آنها از لقاى پروردگارشان در شكّ و ترديدند و آگاه باشيد كه خداوند به همه چيز احاطه دارد! (54)


تَكَادُ السَّمَاوَات‌ُ يَتَفَطَّرْن‌َ مِنْ‌ فَوْقِهِن‌َّ وَالْمَلاَئِكَة‌ُ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ يَسْتَغْفِرُون‌َ لِمَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَلاَ إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (شوري: 5)

نزديك است آسمانها (بخاطر نسبتهاى نارواى مشركان) از بالا متلاشى شوند و فرشتگان پيوسته تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مى‏آورند و براى كسانى كه در زمين هستند استغفار مى‏كنند آگاه باشيد خداوند آمرزنده و مهربان است. (5)


وَ مَا اخْتَلَفْتُم‌ْ فِيه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَحُكْمُه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبِّي‌ عَلَيْه‌ِ تَوَكَّلْت‌ُ وَ إِلَيْه‌ِ أُنِيب‌ُ (شوري: 10)

در هر چيز اختلاف كنيد، داوريش با خداست اين است خداوند، پروردگار من، بر او توكّل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم! (10)


وَ مَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُورِثُوا الْكِتَاب‌َ مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (شوري: 14)

آنان پراكنده نشدند مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد و اين تفرقه جويى بخاطر انحراف از حق (و عداوت و حسد) بود و اگر فرمانى از سوى پروردگارت صادر نشده بود كه تا سرآمد معيّنى (زنده و آزاد) باشند، در ميان آنها داورى مى‏شد و كسانى كه بعد از آنها وارثان كتاب شدند نسبت به آن در شك و ترديدند، شكى همراه با بدبينى! (14)


وَالَّذِين‌َ يُحَاجُّون‌َ فِي‌ الله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا اسْتُجِيب‌َ لَه‌ُ حُجَّتُهُم‌ْ دَاحِضَة‌ٌ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ عَلَيْهِم‌ْ غَضَب‌ٌ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ (شوري: 16)

كسانى كه (از روى لجاجت) درباره خدا بعد از پذيرفتن (و ايمان به) او، محاجّه مى كنند، دليلشان نزد پروردگارشان باطل و بى‏پايه است و غضب بر آنهاست و عذابى شديد دارند. (16)


تَرَي‌ الظَّالِمِين‌َ مُشْفِقِين‌َ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ وَاقِع‌ٌ بِهِم‌ْ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ فِي‌ رَوْضَات‌ِ الْجَنَّات‌ِ لَهُمْ‌ مَا يَشَاءُون‌َ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَضْل‌ُ الْكَبِيرُ (شوري: 22)

(در آن روز) ستمگران را مى‏بينى كه از اعمالى كه انجام داده‏اند سخت بيمناكند، ولى آنها را فرامى‏گيرد! امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند در باغهاى بهشتند و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها فراهم است اين است فضل (و بخشش) بزرگ! (22)


فَمَا أُوتِيتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَمَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ مَا عِنْدَ الله‌ِ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (شوري: 36)

آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگى دنياست، و آنچه نزد خداست براى كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند بهتر و پايدارتر است. (36)


وَالَّذِين‌َ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِم‌ْ وَ أَقَامُوا الصَّلاَة‌َ وَ أَمْرُهُم‌ْ شُورَي‌ بَيْنَهُم‌ْ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُم‌ْ يُنْفِقُون‌َ (شوري: 38)

و كسانى كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مى‏دارند و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند، (38)


اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ يَوْم‌ٌ لاَ مَرَدَّ لَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ نَكِيرٍ (شوري: 47)

اجابت كنيد دعوت پروردگار خود را پيش از آنكه روزى فرا رسد كه بازگشتى براى آن در برابر اراده خدا نيست و در آن روز، نه پناهگاهى داريد و نه مدافعى! (47)


لِتَسْتَوُوا عَلَي‌ ظُهُورِه‌ِ ثُم‌َّ تَذْكُرُوا نِعْمَة‌َ رَبِّكُم‌ْ إِذَا اسْتَوَيْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ وَ تَقُولُوا سُبْحَان‌َ الَّذِي‌ سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَه‌ُ مُقْرِنِين‌َ (زخرف: 13)

تا بر پشت آنها بخوبى قرار گيريد سپس هنگامى كه بر آنها سوار شديد، نعمت پروردگارتان را متذكّر شويد و بگوييد: «پاك و منزّه است كسى كه اين را مسخّر ما ساخت، و گر نه ما توانايى تسخير آن را نداشتيم (13)


وَ إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُون‌َ (زخرف: 14)

و ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گرديم!» (14)


أَهُم‌ْ يَقْسِمُون‌َ رَحْمَت‌َ رَبِّك‌َ نَحْن‌ُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ‌ مَعِيشَتَهُم‌ْ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُم‌ْ فَوْق‌َ بَعْض‌ٍ دَرَجَات‌ٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ‌ بَعْضَاً سُخْرِيَّاً وَ رَحْمَت‌ُ رَبِّك‌َ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون‌َ (زخرف: 32)

آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند؟! ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را مسخر كرده (و با هم تعاون نمايند) و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‏آورى مى‏كنند بهتر است! (32)


وَ زُخْرُفَاً وَ إِنْ‌ كُل‌ُّ ذَلِك‌َ لَمَّا مَتَاع‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ُ عِنْدَ رَبِّك‌َ لِلْمُتَّقِين‌َ (زخرف: 35)

و انواع زيورها ولى تمام اينها بهره زندگى دنياست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهيزگاران است! (35)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَقَال‌َ إِنِّي‌ رَسُول‌ُ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (زخرف: 46)

ما موسى را با آيات خود به سوى فرعون و درباريان او فرستاديم (موسى به آنها) گفت: «من فرستاده پروردگار جهانيانم» (46)


إِن‌َّ الله‌َ هُوَ رَبِّي‌ وَ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُسْتَقِيم‌ٌ (زخرف: 64)

خداوند پروردگار من و پروردگار شماست (تنها) او را پرستش كنيد كه راه راست همين است!» (64)


سُبْحَان‌َ رَب‌ِّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ رَب‌ِّ الْعَرْش‌ِ عَمَّا يَصِفُون‌َ (زخرف: 82)

منزه است پروردگار آسمانها و زمين، پروردگار عرش، از توصيفى كه آنها مى‏كنند! (82)


وَ قِيلِه‌ِ يَا رَب‌ِّ إِن‌َّ هَؤُلاَءِ قَوْم‌ٌ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (زخرف: 88)

آنها چگونه از شكايت پيامبر كه مى‏گويد: «پروردگارا! اينها قومى هستند كه ايمان نمى آورند» (غافل مى‏شوند؟!) (88)


رَحْمَة‌ً مِنْ‌ رَبِّك‌َ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (دخان: 6)

اينها همه بخاطر رحمتى است از سوى پروردگارت، كه شنونده و داناست! (6)


رَب‌ِّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُوقِنِين‌َ (دخان: 7)

(همان) پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، اگر اهل يقين هستيد! (7)


وَ إِنِّي‌ عُذْت‌ُ بِرَبِّي‌ وَ رَبِّكُم‌ْ أَنْ‌ تَرْجُمُون‌ِ (دخان: 20)

و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم از اينكه مرا متهم كنيد! (20)


فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّك‌َ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (دخان: 57)

اين فضل و بخششى است از سوى پروردگارت، اين همان رستگارى بزرگ است! (57)


هَذَا هُدَي‌ً وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ رَبِّهِم‌ْ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مِنْ‌ رِجْزٍ أَلِيم‌ٌ (جاثيه: 11)

اين (قرآن) مايه هدايت است، و كسانى كه به آيات پروردگارشان كافر شدند، عذابى سخت و دردناك دارند! (11)


مَن‌ْ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَن‌ْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُم‌َّ إِلَي‌ رَبِّكُم‌ْ تُرْجَعُون‌َ (جاثيه: 15)

هر كس كار شايسته‏اى بجا آورد، براى خود بجا آورده است و كسى كه كار بد مى‏كند، به زيان خود اوست سپس همه شما به سوى پروردگارتان بازگردانده مى‏شويد! (15)


فَلِالله‌ِ الْحَمْدُ رَب‌ِّ السَّمَاوَات‌ِ وَ رَب‌ِّ الْأَرْض‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (جاثيه: 36)

پس حمد و ستايش مخصوص خداست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار همه جهانيان! (36)


وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَان‌َ بِوَالِدَيْه‌ِ إِحْسَانَاً حَمَلَتْه‌ُ أُمُّه‌ُ كُرْهَاً وَ وَضَعَتْه‌ُ كُرْهَاً وَ حَمْلُه‌ُ وَ فِصَالُه‌ُ ثَلاَثُون‌َ شَهْرَاً حَتَّي‌ إِذَا بَلَغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَ بَلَغ‌َ أَرْبَعِين‌َ سَنَة‌ً قَال‌َ رَب‌ِّ أَوْزِعْنِي‌ أَن‌ْ أَشْكُرَ نِعْمَتَك‌َ الَّتِي‌ أَنْعَمْت‌َ عَلَيَّ‌ وَ عَلَي‌ وَالِدَي‌َّ وَ أَن‌ْ أَعْمَل‌َ صَالِحَاً تَرْضَاه‌ُ وَ أَصْلِح‌ْ لِي‌ فِي‌ ذُرِّيَّتِي‌ إِنِّي‌ تُبْت‌ُ إِلَيْك‌َ وَ إِنِّي‌ مِن‌َ الْمُسْلِمِين‌َ (احقاف: 15)

ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى‏كند و با ناراحتى بر زمين مى‏گذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى ماه است تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد مى‏گويد: «پروردگارا! مرا توفيق ده تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و كار شايسته‏اى انجام دهم كه از آن خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان من به سوى تو بازمى‏گردم و توبه مى‏كنم، و من از مسلمانانم!» (15)


تُدَمِّرُ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لاَ يُرَي‌ إِلاَّ مَسَاكِنُهُم‌ْ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْقَوْم‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ (احقاف: 25)

همه چيز را بفرمان پروردگارش در هم ميكوبد و نابود ميكند (آرى) آنها صبح كردند در حالى كه چيزى جز خانه‏هايشان به چشم نمى‏خورد ما اين گونه گروه مجرمان را كيفر مى‏دهيم! (25)


وَ يَوْم‌َ يُعْرَض‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا عَلَي‌ النَّارِ أَلَيْس‌َ هَذَا بِالْحَق‌ِّ قَالُوا بَلَي‌ وَ رَبِّنَا قَال‌َ فَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَكْفُرُون‌َ (احقاف: 34)

روزى را به ياد آور كه كافران را بر آتش عرضه مى‏دارند (و به آنها گفته مى‏شود:) آيا اين حقّ نيست؟! مى‏گويند: «آرى، به پروردگارمان سوگند (كه حقّ است)!» (در اين هنگام خداوند) مى‏گويد: «پس عذاب را بخاطر كفرتان بچشيد!» (34)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ آمَنُوا بِمَا نُزِّل‌َ عَلَي‌ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ كَفَّرَ عَنْهُم‌ْ سَيِّئَاتِهِم‌ْ وَ أَصْلَح‌َ بَالَهُم‌ْ (محمد: 2)

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده- و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان- نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مى‏بخشد و كارشان را اصلاح مى‏كند! (2)


ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ الَّذِين‌َ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِل‌َ وَ أَن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَق‌َّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ كَذَلِك‌َ يَضْرِب‌ُ الله‌ُ لِلنَّاس‌ِ أَمْثَالَهُم‌ْ (محمد: 3)

اين بخاطر آن است كه كافران از باطل پيروى كردند، و مؤمنان از حقّى كه از سوى پروردگارشان بود تبعيّت نمودند اين گونه خداوند براى مردم مثَلهاى (زندگى) آنان را بيان مى‏كند! (3)


أَفَمَنْ‌ كَان‌َ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ كَمَنْ‌ زُيِّن‌َ لَه‌ُ سُوءُ عَمَلِه‌ِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ‌ (محمد: 14)

آيا كسى كه دليل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند كسى است كه زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پيروى مى‏كنند؟! (14)


مَثَل‌ُ الْجَنَّة‌ِ الَّتِي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُون‌َ فِيهَا أَنْهَارٌ مِن‌ْ ماءٍ غَيْرِ آسِن‌ٍ وَ أَنْهارٌ مِن‌ْ لَبَن‌ٍ لَم‌ْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه‌ُ وَ أَنْهارٌ مِن‌ْ خَمْرٍ لَذَّة‌ٍ لِلشَّارِبِين‌َ وَ أَنْهَارٌ مِن‌ْ عَسَل‌ٍ مُصَفَّي‌ً وَ لَهُم‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ الَّثمَرَات‌ِ وَ مَغْفِرَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ كَمَن‌ْ هُوَ خَالِدٌ فِي‌ النَّارِ وَ سُقُوا مَاءً حَمِيمَاً فَقَطَّع‌َ أَمْعَاءَهُم‌ْ (محمد: 15)

توصيف بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده، چنين است: در آن نهرهايى از آب صاف و خالص كه بدبو نشده، و نهرهايى از شير كه طعم آن دگرگون نگشته، و نهرهايى از شراب (طهور) كه مايه لذّت نوشندگان است، و نهرهايى از عسل مصفّاست، و براى آنها در آن از همه انواع ميوه‏ها وجود دارد و (از همه بالاتر) آمرزشى است از سوى پروردگارشان! آيا اينها همانند كسانى هستند كه هميشه در آتش دوزخند و از آب جوشان نوشانده مى‏شوند كه اندرونشان را از هم متلاشى مى‏كند؟! (15)


فَاصْبِرْ عَلَي‌ مَا يَقُولُون‌َ وَ سَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ قَبْل‌َ طُلُوع‌ِ الشَّمْس‌ِ وَ قَبْل‌َ الْغُرُوب‌ِ (ق: 39)

در برابر آنچه آنها مى‏گويند شكيبا باش، و پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور، (39)


فَوَ رَب‌ِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ إِنَّه‌ُ لَحَق‌ٌّ مِثْل‌َ مَا أَنَّكُم‌ْ تَنْطِقُون‌َ (ذاريات: 23)

سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حقّ است همان گونه كه شما سخن مى‏گوييد! (23)


مُسَوَّمَة‌ً عِنْدَ رَبِّك‌َ لِلْمُسْرِفِين‌َ (ذاريات: 34)

سنگهايى كه از ناحيه پروردگارت براى اسرافكاران نشان گذاشته شده است!» (34)


فَعَتَوْا عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّهِم‌ْ فَأَخَذَتْهُم‌ُ الصَّاعِقَة‌ُ وَ هُم‌ْ يَنْظُرُون‌َ (ذاريات: 44)

آنها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند، و صاعقه آنان را فراگرفت در حالى كه (خيره خيره) نگاه مى‏كردند (بى‏آنكه قدرت دفاع داشته باشند)! (44)


إِن‌َّ عَذَاب‌َ رَبِّك‌َ لَوَاقِع‌ٌ (طور: 7)

كه عذاب پروردگارت واقع مى‏شود، (7)


فَذَكِّرْ فَمَا أَنْت‌َ بِنِعْمَت‌ِ رَبِّك‌َ بِكَاهِن‌ٍ وَ لاَ مَجْنُون‌ٍ (طور: 29)

پس تذكّر ده، كه به لطف پروردگارت تو كاهن و مجنون نيستى! (29)


أَم‌ْ عِنْدَهُم‌ْ خَزَائِن‌ُ رَبِّك‌َ أَم‌ْ هُم‌ُ الْمُصَيْطِرُون‌َ (طور: 37)

آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟! (37)


وَاصْبِرْ لِحُكْم‌ِ رَبِّك‌َ فَإِنَّك‌َ بِأَعْيُنِنَا وَ سَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ حِين‌َ تَقُوم‌ُ (طور: 48)

در راه ابلاغ حكم پروردگارت صبر و استقامت كن، چرا كه تو در حفاظت كامل ما قرار دارى! و هنگامى كه برمى‏خيزى پروردگارت را تسبيح و حمد گوى! (48)


لَقَدْ رَأَي‌ مِن‌ْ آيَات‌ِ رَبِّه‌ِ الْكُبْرَي‌ (نجم: 18)

او پاره‏اى از آيات و نشانه‏هاى بزرگ پروردگارش را ديد! (18)


إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُمْ‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِنْ‌ يَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ مَا تَهْوَي‌ الْأَنْفُس‌ُ وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ُ الْهُدَي‌ (نجم: 23)

اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‏ايد (نامهايى بى‏محتوا و اسمهايى بى مسمّى)، و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده آنان فقط از گمانهاى بى‏اساس و هواى نفس پيروى مى‏كنند در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است! (23)


وَ أَن‌َّ إِلَي‌ رَبِّك‌َ الْمُنْتَهَي‌ (نجم: 42)

(و آيا از كتب پيشين انبيا به او نرسيده است) كه همه امور به پروردگارت منتهى مى‏گردد؟! (42)


فَبِأَي‌ِّ آلاءِ رَبِّك‌َ تَتَمارَي‌ (نجم: 55)

(بگو:) در كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد دارى؟! (55)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 13)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مى‏كنيد (شما اى گروه جنّ و انس)؟! (13)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 16)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (16)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 18)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (18)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 21)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (21)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 23)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (23)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 25)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (25)


وَ يَبْقَي‌ وَجْه‌ُ رَبِّك‌َ ذُو الْجَلاَل‌ِ وَالْإِكْرَام‌ِ (الرحمن: 27)

و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند! (27)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 28)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (28)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 30)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (30)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 32)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (32)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 34)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (34)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 36)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (36)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 38)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (38)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 40)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (40)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 42)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (42)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 45)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (45)


وَ لِمَن‌ْ خَاف‌َ مَقَام‌َ رَبِّه‌ِ جَنَّتَان‌ِ (الرحمن: 46)

و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتى است! (46)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 47)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (47)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 49)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (49)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 51)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (51)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 53)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (53)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 55)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (55)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 57)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (57)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 59)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (59)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 61)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (61)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 63)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (63)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 65)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (65)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 67)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (67)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 69)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (69)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 71)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (71)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 73)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (73)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 75)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (75)


فَبِأَي‌ِّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان‌ِ (الرحمن: 77)

پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟! (77)


تَبَارَك‌َ اسْم‌ُ رَبِّك‌َ ذِي‌ الْجَلاَل‌ِ وَالْإِكْرَام‌ِ (الرحمن: 78)

پربركت و زوال‏ناپذير است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو! (78)


فَسَبِّح‌ْ بِاسْم‌ِ رَبِّك‌َ الْعَظِيم‌ِ (واقعه: 74)

حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را پاك و منزّه بشمار)! (74)


تَنْزِيل‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (واقعه: 80)

آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده (80)


فَسَبِّح‌ْ بِاسْم‌ِ رَبِّك‌َ الْعَظِيم‌ِ (واقعه: 96)

پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را منزّه بشمار)! (96)


وَ مَا لَكُم‌ْ لاَ تُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالرَّسُول‌ُ يَدْعُوكُم‌ْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُم‌ْ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (حديد: 8)

چرا به خدا ايمان نياوريد در حالى كه رسول (او) شما را مى‏خواند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد، و از شما پيمان گرفته است (پيمانى از طريق فطرت و خِرد)، اگر آماده ايمان‏آوردنيد. (8)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الصِّدِّيقُون‌َ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ وَ نُورُهُم‌ْ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ الْجَحِيم‌ِ (حديد: 19)

كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند، آنها صدّيقين و شهدا نزد پروردگارشانند براى آنان است پاداش (اعمال) شان و نور (ايمان) شان و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، آنها دوزخيانند. (19)


سَابِقُوا إِلَي‌ مَغْفِرَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ جَنَّة‌ٍ عَرْضُهَا كَعَرْض‌ِ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ أُعِدَّت‌ْ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ ذَلِك‌َ فَضْل‌ُ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِيم‌ِ (حديد: 21)

به پيش تازيد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براى كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آورده‏اند آماده شده است، اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مى‏دهد و خداوند صاحب فضل عظيم است! (21)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا عَدُوِّي‌ وَ عَدُوَّكُم‌ْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُون‌َ إِلَيْهِمْ‌ بِالْمَوَدَّة‌ِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ‌ مِن‌َ الْحَق‌ِّ يُخْرِجُون‌َ الرَّسُول‌َ وَ إِيَّاكُم‌ْ أَنْ‌ تُؤْمِنُوا بِالله‌ِ رَبِّكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ خَرَجْتُم‌ْ جِهَادَاً فِي‌ سَبِيلي‌ وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي‌ تُسِرُّون‌َ إِلَيْهِمْ‌ بِالْمَوَدَّة‌ِ وَ أَنَا أَعْلَم‌ُ بِمَا أَخْفَيْتُم‌ْ وَ مَا أَعْلَنْتُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَفْعَلْه‌ُ مِنْكُم‌ْ فَقَدْ ضَل‌َّ سَوَاءَ السَّبِيل‌ِ (ممتحنه: 1)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‏كنيد، در حالى كه آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده كافر شده‏اند و رسول اللَّه و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و ديارتان بيرون مى‏رانند اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‏ايد (پيوند دوستى با آنان برقرار نسازيد!) شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مى‏سازيد از همه داناترم! و هر كس از شما چنين كارى كند، از راه راست گمراه شده است! (1)


وَ أَنْفِقُوا مِنْ‌ مَا رَزَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ فَيَقُول‌َ رَب‌ِّ لَوْلاَ أَخَّرْتَنِي‌ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ فَأَصَّدَّق‌َ وَ أَكُنْ‌ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (منافقون: 10)

از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه مرگ يكى از شما فرا رسد و بگويد: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت كمى به تأخير نينداختى تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» (10)


زَعَم‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنْ‌ لَن‌ْ يُبْعَثُوا قُل‌ْ بَلَي‌ وَ رَبِّي‌ لَتُبْعَثُن‌َّ ثُم‌َّ لَتُنَبَّأُن‌َّ بِمَا عَمِلْتُم‌ْ وَ ذَلِك‌َ عَلَي‌ الله‌ِ يَسِيرٌ (تغابن: 7)

كافران پنداشتند كه هرگز برانگيخته نخواهند شد، بگو: «آرى به پروردگارم سوگند كه همه شما (در قيامت) برانگيخته خواهيد شد، سپس آنچه را عمل مى‏كرديد به شما خبر داده مى‏شود، و اين براى خداوند آسان است!» (7)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ عَتَت‌ْ عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّهَا وَ رُسُلِه‌ِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابَاً شَدِيدَاً وَ عَذَّبْنَاهَا عَذَابَاً نُكْرَاً (طلاق: 8)

چه بسيار شهرها و آباديها كه اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپيچى كردند و ما بشدّت به حسابشان رسيديم و به مجازات كم‏نظيرى گرفتار ساختيم! (8)


وَ ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا امْرَأَة‌َ فِرْعَوْن‌َ إِذْ قَالَت‌ْ رَب‌ِّ ابْن‌ِ لِي‌ عِنْدَك‌َ بَيْتَاً فِي‌ الْجَنَّة‌ِ وَ نَجِّنِي‌ مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ وَ عَمَلِه‌ِ وَ نَجِّنِي‌ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (تحريم: 11)

و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!» (11)


وَ مَرْيَم‌َ ابْنَت‌َ عِمْرَان‌َ الَّتِي‌ أَحْصَنَت‌ْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيه‌ِ مِنْ‌ رُوحِنَا وَ صَدَّقَت‌ْ بِكَلِمَات‌ِ رَبِّهَا وَ كُتُبِه‌ِ وَ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْقَانِتِين‌َ (تحريم: 12)

و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دميديم او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود! (12)


وَ لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ عَذَاب‌ُ جَهَنَّم‌َ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (ملك: 6)

و براى كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند عذاب جهنّم است، و بد فرجامى است! (6)


مَا أَنْت‌َ بِنِعْمَة‌ِ رَبِّك‌َ بِمَجْنُون‌ٍ (قلم: 2)

كه به نعمت پروردگارت تو مجنون نيستى، (2)


فَطَاف‌َ عَلَيْهَا طَائِف‌ٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ هُم‌ْ نَائِمُون‌َ (قلم: 19)

امّا عذابى فراگير (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند، (19)


قَالُوا سُبْحَان‌َ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين‌َ (قلم: 29)

گفتند: «منزّه است پروردگار ما، مسلّماً ما ظالم بوديم!» (29)


عَسَي‌ رَبُّنَا أَنْ‌ يُبْدِلَنَا خَيْرَاً مِنْهَا إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا رَاغِبُون‌َ (قلم: 32)

اميدواريم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا كه ما به او علاقه‏منديم!» (32)


إِن‌َّ لِلْمُتَّقِين‌َ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ جَنَّات‌ِ النَّعِيم‌ِ (قلم: 34)

مسلّماً براى پرهيزگاران نزد پروردگارشان باغهاى پر نعمت بهشت است! (34)


فَاصْبِرْ لِحُكْم‌ِ رَبِّك‌َ وَ لاَ تَكُنْ‌ كَصَاحِب‌ِ الْحُوت‌ِ إِذْ نَادَي‌ وَ هُوَ مَكْظُوم‌ٌ (قلم: 48)

اكنون كه چنين است صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهى [يونس‏] مباش (كه در تقاضاى مجازات قومش عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولى شد) در آن زمان كه با نهايت اندوه خدا را خواند. (48)


لَوْلاَ أَنْ‌ تَدَارَكَه‌ُ نِعْمَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَ هُوَ مَذْمُوم‌ٌ (قلم: 49)

و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود، (از شكم ماهى) بيرون افكنده مى‏شد در حالى كه نكوهيده بود! (49)


فَعَصَوْا رَسُول‌َ رَبِّهِم‌ْ فَأَخَذَهُم‌ْ أَخْذَة‌ً رَابِيَة‌ً (حاقه: 10)

و با فرستاده پروردگارشان مخالفت كردند و خداوند (نيز) آنها را به عذاب شديدى گرفتار ساخت! (10)


وَالْمَلَك‌ُ عَلَي‌ أَرْجَائِهَا وَ يَحْمِل‌ُ عَرْش‌َ رَبِّك‌َ فَوْقَهُم‌ْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَة‌ٌ (حاقه: 17)

فرشتگان در اطراف آسمان قرار مى‏گيرند (و براى انجام مأموريتها آماده مى‏شوند) و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل مى‏كنند! (17)


تَنْزِيل‌ٌ مِنْ‌ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (حاقه: 43)

كلامى است كه از سوى پروردگار عالميان نازل شده است! (43)


فَسَبِّح‌ْ بِاسْم‌ِ رَبِّك‌َ الْعَظِيم‌ِ (حاقه: 52)

حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى! (52)


وَالَّذِين‌َ هُم‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ رَبِّهِمْ‌ مُشْفِقُون‌َ (معارج: 27)

و آنها كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند، (27)


إِن‌َّ عَذَاب‌َ رَبِّهِم‌ْ غَيْرُ مَأْمُون‌ٍ (معارج: 28)

چرا كه هيچ كس از عذاب پروردگارش در امان نيست، (28)


فَلاَ أُقْسِم‌ُ بِرَب‌ِّ الْمَشَارِق‌ِ وَالْمَغَارِب‌ِ إِنَّا لَقَادِرُون‌َ (معارج: 40)

سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ... (40)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ دَعَوْت‌ُ قَوْمِي‌ لَيْلاً وَ نَهَارَاً (نوح: 5)

(نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (بسوى تو) دعوت كردم، (5)


قَال‌َ نُوح‌ٌ رَب‌ِّ إِنَّهُم‌ْ عَصَوْنِي‌ وَاتَّبَعُوا مَنْ‌ لَم‌ْ يَزِدْه‌ُ مَالُه‌ُ وَ وَلَدُه‌ُ إِلاَّ خَسَارَاً (نوح: 21)

نوح (بعد از نوميدى از هدايت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها نافرمانى من كردند و از كسانى پيروى نمودند كه اموال و فرزندانشان چيزى جز زيانكارى بر آنها نيفزوده است! (21)


وَ قَال‌َ نُوح‌ٌ رَب‌ِّ لاَ تَذَرْ عَلَي‌ الْأَرْض‌ِ مِن‌َ الْكَافِرِين‌َ دَيَّارَاً (نوح: 26)

نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! (26)


رَب‌ِّ اغْفِرْ لِي‌ وَ لِوَالِدَي‌َّ وَ لِمَنْ دَخَل‌َ بَيْتِي‌َ مُؤْمِنَاً وَ لِلْمُؤْمِنِين‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ِ وَ لاَ تَزِدِ الظَّالِمِين‌َ إِلاَّ تَبَارَاً (نوح: 28)

پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام كسانى را كه با ايمان وارد خانه من شدند، و جميع مردان و زنان باايمان را بيامرز و ظالمان را جز هلاكت ميفزا!» (28)


يَهْدِي‌ إِلَي‌ الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِه‌ِ وَ لَن‌ْ نُشْرِك‌َ بِرَبِّنَا أَحَدَاً (جن: 2)

كه به راه راست هدايت مى‏كند، پس ما به آن ايمان آورده‏ايم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان قرار نمى‏دهيم! (2)


وَ أَنَّه‌ُ تَعَالَي‌ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَة‌ً وَ لاَ وَلَدَاً (جن: 3)

و اينكه بلند است مقام با عظمت پروردگار ما، و او هرگز براى خود همسر و فرزندى انتخاب نكرده است! (3)


وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَي‌ آمَنَّا بِه‌ِ فَمَنْ‌ يُؤْمِنْ‌ بِرَبِّه‌ِ فَلاَ يَخَاف‌ُ بَخْسَاً وَ لاَ رَهَقَاً (جن: 13)

و اينكه ما هنگامى كه هدايت قرآن را شنيديم به آن ايمان آورديم و هر كس به پروردگارش ايمان بياورد، نه از نقصان مى‏ترسد و نه از ظلم! (13)


لِنَفْتِنَهُم‌ْ فِيه‌ِ وَ مَنْ‌ يُعْرِض‌ْ عَنْ‌ ذِكْرِ رَبِّه‌ِ يَسْلُكْه‌ُ عَذَابَاً صَعَدَاً (جن: 17)

هدف اين است كه ما آنها را با اين نعمت فراوان بيازماييم و هر كس از ياد پروردگارش روى گرداند، او را به عذاب شديد و فزاينده‏اى گرفتار مى‏سازد! (17)


قُل‌ْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي‌ وَ لاَ أُشْرِك‌ُ بِه‌ِ أَحَدَاً (جن: 20)

بگو: «من تنها پروردگارم را مى‏خوانم و هيچ كس را شريك او قرار نمى‏دهم!» (20)


قُل‌ْ إِن‌ْ أَدْرِي‌ أَقَرِيب‌ٌ مَا تُوعَدُون‌َ أَم‌ْ يَجْعَل‌ُ لَه‌ُ رَبِّي‌ أَمَدَاً (جن: 25)

بگو: «من نمى‏دانم آنچه به شما وعده داده شده نزديك است يا پروردگارم زمانى براى آن قرار مى‏دهد؟! (25)


لِيَعْلَم‌َ أَنْ‌ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاَت‌ِ رَبِّهِم‌ْ وَ أَحَاط‌َ بِمَا لَدَيْهِم‌ْ وَ أَحْصَي‌ كُل‌َّ شَيْ‌ءٍ عَدَدَاً (جن: 28)

تا بداند پيامبرانش رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كرده‏اند و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را احصار كرده است!» (28)


وَاذْكُرِ اسْم‌َ رَبِّك‌َ وَ تَبَتَّل‌ْ إِلَيْه‌ِ تَبْتِيلاً (مزمل: 8)

و نام پروردگارت را ياد كن و تنها به او دل ببند! (8)


إِن‌َّ هَذِه‌ِ تَذْكِرَة‌ٌ فَمَنْ‌ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ سَبِيلاً (مزمل: 19)

اين هشدار و تذكّرى است، پس هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزيند! (19)


وَ لِرَبِّك‌َ فَاصْبِرْ (مدثر: 7)

و بخاطر پروردگارت شكيبايى كن! (7)


وَ مَا جَعَلْنَا أَصْحَاب‌َ النَّارِ إِلاَّ مَلاَئِكَة‌ً وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُم‌ْ إِلاَّ فِتْنَة‌ً لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ وَ يَزْدَادَ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِيمَانَاً وَ لاَ يَرْتَاب‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ وَالْمُؤْمِنُون‌َ وَ لِيَقُول‌َ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ وَالْكَافِرُون‌َ مَاذَا أَرَادَ الله‌ُ بِهَذَا مَثَلاً كَذَلِك‌َ يُضِل‌ُّ الله‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ مَا يَعْلَم‌ُ جُنُودَ رَبِّك‌َ إِلاَّ هُوَ وَ مَا هِي‌َ إِلاَّ ذِكْرَي‌ لِلْبَشَرِ (مدثر: 31)

مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار داديم، و تعداد آنها را جز براى آزمايش كافران معيّن نكرديم تا اهل كتاب [يهود و نصارى‏] يقين پيدا كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد، و اهل كتاب و مؤمنان (در حقّانيّت اين كتاب آسمانى) ترديد به خود راه ندهند، و بيماردلان و كافران بگويند: «خدا از اين توصيف چه منظورى دارد؟!» (آرى) اين گونه خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى‏سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى‏كند! و لشكريان پروردگارت را جز او كسى نمى‏داند، و اين جز هشدار و تذكّرى براى انسانها نيست! (31)


إِلَي‌ رَبِّك‌َ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ (قيامة: 12)

آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است (12)


إِلَي‌ رَبِّهَا نَاظِرَة‌ٌ (قيامة: 23)

و به پروردگارش مى‏نگرد! (23)


إِلَي‌ رَبِّك‌َ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاق‌ُ (قيامة: 30)

(آرى) در آن روز مسير همه بسوى (دادگاه) پروردگارت خواهد بود! (30)


إِنَّا نَخَاف‌ُ مِنْ‌ رَبِّنَا يَوْمَاً عَبُوسَاً قَمْطَرِيرَاً (انسان: 10)

ما از پروردگارمان خائفيم در آن روزى كه عبوس و سخت است! (10)


فَاصْبِرْ لِحُكْم‌ِ رَبِّك‌َ وَ لاَ تُطِع‌ْ مِنْهُم‌ْ آثِمَاً أَوْ كَفُورَاً (انسان: 24)

پس در (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت شكيبا (و با استقامت) باش، و از هيچ گنهكار يا كافرى از آنان اطاعت مكن! (24)


وَاذْكُرِ اسْم‌َ رَبِّك‌َ بُكْرَة‌ً وَ أَصِيلاً (انسان: 25)

و نام پروردگارت را هر صبح و شام به ياد آور! (25)


إِن‌َّ هَذِه‌ِ تَذْكِرَة‌ٌ فَمَنْ‌ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ سَبِيلاً (انسان: 29)

اين يك تذكر و يادآورى است، و هر كس بخواهد (با استفاده از آن) راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزيند! (29)


جَزَاءً مِنْ‌ رَبِّك‌َ عَطَاءً حِسَابَاً (نبأ: 36)

اين كيفرى است از سوى پروردگارت و عطيه‏اى است كافى! (36)


رَب‌ِّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَن‌ِ لاَ يَمْلِكُون‌َ مِنْه‌ُ خِطَابَاً (نبأ: 37)

همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هيچ كس حق ندارد بى اجازه او سخنى بگويد (يا شفاعتى كند)! (37)


ذَلِك‌َ الْيَوْم‌ُ الْحَق‌ُّ فَمَنْ‌ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَي‌ رَبِّه‌ِ مَآبَاً (نبأ: 39)

آن روز حق است هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزيند! (39)


وَ أَهْدِيَك‌َ إِلَي‌ رَبِّك‌َ فَتَخْشَي‌ (نازعات: 19)

و من تو را به سوى پروردگارت هدايت كنم تا از او بترسى (و گناه نكنى)؟!» (19)


وَ أَمَّا مَن‌ْ خَاف‌َ مَقَام‌َ رَبِّه‌ِ وَ نَهَي‌ النَّفْس‌َ عَن‌ِ الْهَوَي‌ (نازعات: 40)

و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى بازدارد، (40)


إِلَي‌ رَبِّك‌َ مُنْتَهَاهَا (نازعات: 44)

نهايت آن به سوى پروردگار تو است (و هيچ كس جز خدا از زمانش آگاه نيست)! (44)


يَا أَيُّهَا الْإِنْسَان‌ُ مَا غَرَّك‌َ بِرَبِّك‌َ الْكَرِيم‌ِ (انفطار: 6)

اى انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است؟! (6)


يَوْم‌َ يَقُوم‌ُ النَّاس‌ُ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (مطففين: 6)

روزى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مى‏ايستند. (6)


كَلاَّ إِنَّهُم‌ْ عَنْ‌ رَبِّهِم‌ْ يَوْمَئِذٍ لَمَـحْجُوبُون‌َ (مطففين: 15)

چنين نيست كه مى‏پندارند، بلكه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند! (15)


وَ أَذِنَت‌ْ لِرَبِّهَا وَ حُقَّت‌ْ (انشقاق: 2)

و تسليم فرمان پروردگارش شود- و سزاوار است چنين باشد- (2)


وَ أَذِنَت‌ْ لِرَبِّهَا وَ حُقَّت‌ْ (انشقاق: 5)

و تسليم فرمان پروردگارش گردد- و شايسته است كه چنين باشد- (5)


يَا أَيُّهَا الْإِنْسَان‌ُ إِنَّك‌َ كَادِح‌ٌ إِلَي‌ رَبِّك‌َ كَدْحَاً فَمُلاَقِيه‌ِ (انشقاق: 6)

اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد! (6)


إِن‌َّ بَطْش‌َ رَبِّك‌َ لَشَدِيدٌ (بروج: 12)

گرفتن قهرآميز و مجازات پروردگارت به يقين بسيار شديد است! (12)


سَبِّح‌ِ اسْم‌َ رَبِّك‌َ الْأَعْلَي‌ (اعلي: 1)

منزّه شمار نام پروردگار بلندمرتبه‏ات را! (1)


وَ ذَكَرَ اسْم‌َ رَبِّه‌ِ فَصَلَّي‌ (اعلي: 15)

و (آن كه) نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند! (15)


فَأَمَّا الْإِنْسَان‌ُ إِذَا مَا ابْتَلاَه‌ُ رَبُّه‌ُ فَأَكْرَمَه‌ُ وَ نَعَّمَه‌ُ فَيَقُول‌ُ رَبِّي‌ أَكْرَمَن‌ِ (فجر: 15)

امّا انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمايش، اكرام مى‏كند و نعمت مى‏بخشد (مغرور مى‏شود و) مى‏گويد: «پروردگارم مرا گرامى داشته است!» (15)


وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَه‌ُ فَقَدَرَ عَلَيْه‌ِ رِزْقَه‌ُ فَيَقُول‌ُ رَبِّي‌ أَهَانَن‌ِ (فجر: 16)

و امّا هنگامى كه براى امتحان، روزيش را بر او تنگ مى‏گيرد (مأيوس مى‏شود و) مى‏گويد: «پروردگارم مرا خوار كرده است!» (16)


ارْجِعِي‌ إِلَي‌ رَبِّك‌ِ رَاضِيَة‌ً مَرْضِيَّة‌ً (فجر: 28)

به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، (28)


إِلاَّ ابْتِغَاءَ وَجْه‌ِ رَبِّه‌ِ الْأَعْلَي‌ (ليل: 20)

بلكه تنها هدفش جلب رضاى پروردگار بزرگ اوست (20)


وَ أَمَّا بِنِعْمَة‌ِ رَبِّك‌َ فَحَدِّث‌ْ (ضحي: 11)

و نعمتهاى پروردگارت را بازگو كن! (11)


وَ إِلَي‌ رَبِّك‌َ فَارْغَبْ‌ (شرح: 8)

و به سوى پروردگارت توجّه كن! (8)


اقْرَأْ بِاسْم‌ِ رَبِّك‌َ الَّذِي‌ خَلَق‌َ (علق: 1)

بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد، (1)


إِن‌َّ إِلَي‌ رَبِّك‌َ الرُّجْعَي‌ (علق: 8)

و به يقين بازگشت (همه) به سوى پروردگار تو است! (8)


تَنَزَّل‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ وَالرُّوح‌ُ فِيهَا بِإِذْن‌ِ رَبِّهِمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ أَمْرٍ (قدر: 4)

فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مى‏شوند. (4)


جَزَاؤُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ جَنَّات‌ُ عَدْن‌ٍ تَجْري‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً رَضِي‌َ الله‌ُ عَنْهُم‌ْ وَ رَضُوا عَنْه‌ُ ذَلِك‌َ لِمَن‌ْ خَشِي‌َ رَبَّه‌ُ (بينه: 8)

پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاويدان است كه نهرها از زير درختانش جارى است هميشه در آن مى‏مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند و اين (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد! (8)


إِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ لِرَبِّه‌ِ لَكَنُودٌ (عاديات: 6)

كه انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است (6)


فَصَل‌ِّ لِرَبِّك‌َ وَانْحَرْ (كوثر: 2)

پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن! (2)


فَسَبِّح‌ْ بِحَمْدِ رَبِّك‌َ وَاسْتَغْفِرْه‌ُ إِنَّه‌ُ كَان‌َ تَوَّابَاً (نصر: 3)

پروردگارت را تسبيح و حمد كن و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه‏پذير است! (3)


قُل‌ْ أَعُوذُ بِرَب‌ِّ الْفَلَق‌ِ (فلق: 1)

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپيده صبح، (1)


قُل‌ْ أَعُوذُ بِرَب‌ِّ النَّاس‌ِ (ناس: 1)

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم، (1)



پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@quran-mojam.ir

Tel :
09309774615


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است